TORIma Academy Logo TORIma Academy
خط میخی (Cuneiform)
فلسفه

خط میخی (Cuneiform)

TORIma آکادمی — تاریخ ارسال

Cuneiform

خط میخی (Cuneiform)

خط میخی یک سیستم نوشتاری آرم-هجایی است که برای نوشتن چندین زبان خاور نزدیک باستان استفاده می شد. این اسکریپت از همان ابتدا در حال استفاده فعال بود…

خط میخی نشان‌دهنده یک سیستم نوشتاری نشان‌واره‌ای است که برای زبان‌های مختلف در سراسر خاور نزدیک باستان استفاده شده است. این خط از اوایل عصر برنز تا قرن اول قبل از میلاد در استفاده فعال باقی ماند. خط‌های میخی نام و ظاهر متمایز خود را از تأثیرات گوه‌ای شکل مشخص (لاتین: cuneus) گرفته‌اند که نشانه‌های فردی آنها را تشکیل می‌دهند. خط میخی که به عنوان اولین سیستم نوشتاری شناخته شده شناخته می شود، در ابتدا برای ثبت زبان سومری در جنوب بین النهرین (عراق کنونی) تکامل یافت.

خط میخی یک سیستم نوشتاری نشان‌واره‌ای است که برای نوشتن چندین زبان خاور نزدیک باستان استفاده می‌شد. این خط از اوایل عصر برنز تا قرن اول قبل از میلاد در استفاده فعال بود. خط‌های میخی با نشانه‌های گوه‌شکل مشخص (لاتین: cuneus) که نشانه‌های آنها را تشکیل می‌دهند، مشخص شده و نام‌گذاری می‌شوند. خط میخی اولین سیستم نوشتاری شناخته شده است و در اصل برای نوشتن زبان سومری در جنوب بین النهرین (عراق امروزی) توسعه یافت.

در طول توسعه تاریخی خود، خط میخی برای رونویسی زبان های متعددی فراتر از سومری اقتباس شد. متون اکدی که از قرن 24 قبل از میلاد مستند شده اند، اکثریت مجموعه خط میخی موجود را تشکیل می دهند. متعاقبا، خط میخی اکدی برای زبان هیتی در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد اصلاح شد. زبان های دیگری که دارای اجسام خط میخی قابل توجهی هستند عبارتند از ابلی، ایلامی، هوری، لوویی و اورارتویی. در حالی که الفبای فارسی باستان و اوگاریت دارای نشانه هایی به سبک میخی هستند، اما هیچ ارتباط مستقیمی با خود آرم-هجای خط میخی ندارند. جدیدترین لوح خط میخی شناسایی شده، یک سالنامه نجومی برگرفته از اوروک، مربوط به 79/80 پس از میلاد است.

خط میخی در اوایل قرن هفدهم، مصادف با انتشار کتیبه های سه زبانه سلطنتی هخامنشی که در تخت جمشید کشف شد، کشف شد. رشته دانشگاهی معاصر که به خط میخی اختصاص داده شده است به عنوان آشورشناسی شناخته می شود، نامی که به این دلیل به وجود آمد که کاوش های اولیه کتابخانه های خط میخی در اواسط قرن نوزدهم در منطقه آشور باستان انجام شد. در سراسر جهان، تخمین زده می‌شود که نیم میلیون لوح خط میخی در موزه‌های مختلف نگهداری می‌شوند، اگرچه بخش نسبتاً کمی از آنها منتشر شده است. مجموعه‌های برجسته در موزه بریتانیا (دارای تقریباً 130000 لوح)، موزه Vorderasiatisches برلین، لوور، موزه‌های باستان‌شناسی استانبول، موزه ملی عراق، مجموعه بابلی ییل (با حدود 40000 لوح) و موزه پن نگهداری می‌شوند.

زمینه تاریخی

ظهور نوشتن پس از اختراع سفال در دوره نوسنگی، زمانی که نشانه‌های سفالی برای ثبت مقادیر دقیق دام یا کالا استفاده می‌شد، پدیدار شد. در ابتدا، این توکن ها بر روی قسمت بیرونی پاکت های سفالی کروی، معروف به تاول های سفالی، فشار داده می شدند و متعاقباً درون آنها محصور می شدند. با گذشت زمان، لوح‌های مسطح به تدریج جایگزین نشانه‌ها شدند و نشانه‌هایی با استفاده از قلم نوشته می‌شد. اولین شواهد از نوشتن در اوروک در اواخر هزاره چهارم قبل از میلاد با گواهی های بعدی در مناطق مختلف خاور نزدیک ظاهر می شود.

یک شعر باستانی بین النهرین اولین روایت شناخته شده در مورد اختراع نوشتن را بازگو می کند:

از آنجایی که دهان پیامبر سنگین بود و او قادر به تکرار [پیام] نبود، خداوند کولابا مقداری گل صاف کرد و کلماتی شبیه به لوح بر روی آن نوشت. تا آن زمان، عمل نوشتن کلمات روی خاک رس وجود نداشت.

سیستم نوشتاری به خط میخی برای بیش از سه هزار سال ادامه داشت و از قرن 31 قبل از میلاد تا قرن دوم پس از میلاد مراحل تکاملی متعددی را پشت سر گذاشت. جدیدترین و با قدمت معتبرترین لوح، که در اوروک کشف شد، مربوط به 79/80 پس از میلاد است. در نهایت، در دوران روم، سیستم های نوشتاری الفبایی به طور کامل جایگزین آن شد، به طور گسترده تعریف شد، و هیچ سیستم خط میخی در استفاده معاصر باقی نمانده است. در آشورشناسی قرن نوزدهم، رمزگشایی به عنوان یک خط کاملاً ناشناخته ضروری بود. رمزگشایی موفقیت آمیز آن تا سال 1857 به دست آمد.

اخیراً، دیدگاه مخالفی در رابطه با نقش نشانه‌ها به‌عنوان پیش‌رو برای نوشتن پدیدار شده است.

نقوش سومری (حدود 3300 سال قبل از میلاد)خط میخی از پیش‌نویسی تصویری در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد، منشأ گرفته از سیستم رمزی خاور نزدیک که برای حسابداری اداری استفاده می‌شد، تکامل یافت. معنی و کاربرد دقیق این نشانه ها همچنان موضوع بحث های علمی است. این نشانه ها از هزاره نهم قبل از میلاد مورد استفاده قرار گرفتند و تا اواخر هزاره دوم قبل از میلاد به طور متناوب مورد استفاده قرار گرفتند. نشانه‌های ابتدایی که تصاویر حیوانات را به تصویر می‌کشند و با مقادیر عددی مرتبط هستند، در تل براک کشف شدند و قدمت آن‌ها به اواسط هزاره چهارم قبل از میلاد می‌رسد. یک فرضیه نشان می‌دهد که اشکال این نشانه‌ها به‌عنوان عناصر بنیادی برای برخی از نگاره‌های سومری عمل می‌کردند.

دوران «پیش‌سواد» بین‌النهرین تقریباً از قرن‌های 35 تا 32 قبل از میلاد امتداد یافت. قدیمی ترین سوابق مکتوب بدون ابهام از دوره اوروک چهارم که تقریباً از 3300 قبل از میلاد شروع شده است، با الواح کشف شده در اوروک سوم، جمدت نصر، اوایل سلسله اول اور، و شوش (نوشته شده به زبان اولیه ایلامی) که مربوط به دوره تقریباً تا 2900 قبل از میلاد است، به دست آمده است.

در ابتدا، تصاویر تصویری یا بر روی لوح‌های گلی در ستون‌های عمودی با استفاده از قلم نی تیز شده حک می‌شدند یا روی سنگ حک می‌شدند. این سیستم نوشتاری نوپا دارای خطوط متمایز گوه‌ای شکلی نبود که بعداً خط میخی را مشخص کرد. اکثر اسناد به خط پیش میخی مربوط به این دوران عمدتاً اهداف حسابداری را دنبال می کردند. موجودی نشانه های پیش میخی نوسان داشته است، با کشف متون جدید و انقباض با تثبیت علائم مختلف، گسترش یافته است. در حال حاضر، فهرست نشانه‌ها شامل 705 عنصر است که 42 عنصر عددی و چهار عنصر به‌عنوان ماقبل ایلامی طبقه‌بندی می‌شوند.

علائم خاصی که به آنها تعیین‌کننده گفته می‌شود، برای دسته‌بندی اسم‌هایی مانند خدایان، مناطق جغرافیایی، مراکز شهری، کشتی‌ها، گونه‌های پرندگان، و گونه‌های پرندگان استفاده شده است. این نشانه های سومری به عنوان طبقه بندی های معنایی برای کمک به درک خواننده عمل می کردند. برعکس، نام‌های مناسب معمولاً منحصراً از طریق نمایش لوگوگرافی ارائه می‌شوند.

خط میخی باستانی (حدود 2900 قبل از میلاد)

قدیمی‌ترین لوح‌های حکاکی‌شده منحصراً تصویری بودند، که تشخیص وابستگی زبانی دقیق را از نظر فنی دشوار می‌کرد. در حالی که زبان های مختلفی مطرح شده است، سومری به طور کلی فرض می شود. الواح بعدی که قدمت آنها به ج. 2900 ق.م می رسد، شروع به ترکیب اجزای هجایی کردند، که به صراحت ساختار زبانی مشخصه زبان سومری را نشان داد. این الواح اولیه که از عناصر هجایی استفاده می‌کنند به دوره‌های سلسله اولیه I–II نسبت داده می‌شوند، حدود c. 2800 قبل از میلاد، و به طور قطع به عنوان سومری شناخته می‌شوند.

تقریباً از 2800 سال قبل از میلاد، عناصر نمادگرایانه به دست آوردند، و در آنجا ارزش‌های نمادگرایانه مشخص شد. کتیبه مفاهیم انتزاعی و نامگذاری شخصی. همزمان، تابلوهای متعددی به تدریج از نقش‌های معنایی اولیه خود فاصله گرفتند و به یک علامت اجازه می‌دادند تا معانی متعددی را مشروط به استفاده زمینه‌ای منتقل کنند. در نتیجه کل موجودی نشانه ها از تقریباً 1500 به حدود 600 علامت کاهش یافت که نشانگر تغییر تدریجی به سمت یک سیستم نوشتاری واجی تر است. برای کاهش ابهام احتمالی، علائم تعیین کننده متعاقباً احیا شد. در نتیجه، خط میخی، در شکل توسعه یافته خود، از سیستم تصویر نگاری قبلی در این دوره پدیدار شد، که مورخان آن را به عنوان عصر برنز اولیه دوره دوم می‌شناسند. بر روی الواح به خط میخی موجود گواهی شده است. سلطنت‌های بعدی با سوابق کمتر تکه‌تکه‌شده ثبت شده‌اند، و در دوران سارگون، برای دولت‌شهرهای برجسته مرسوم شده بود که اسناد رسمی را با استفاده از نام‌های سالی که دستاوردهای حاکمان مربوطه را به یادگار می‌آورد، تاریخ‌گذاری کنند.

نوشته‌های خط میخی و هیروگلیف

جفری سامپسون اظهار داشت که هیروگلیف‌های مصری «در مدت کوتاهی پس از خط سومری پدیدار شدند و به احتمال زیاد، تحت تأثیر آن تصور شده‌اند» و همچنین نشان می‌دهد که «مفهوم اساسی بازنمایی عناصر زبانی به شکل نوشتاری احتمالاً از بین‌النهرین سومری به مصر منتقل شده است». گزارش های تاریخی متعددی بر تعامل بین مصر و بین النهرین در دوره ای که سیستم های نوشتاری اختراع شد، گواهی می دهند. بازسازی‌های علمی متعارف تکامل نوشتار معمولاً ظهور خط پیش میخی سومری را قبل از هیروگلیف‌های مصری نشان می‌دهد، که حاکی از تأثیر بالقوه اولی بر دومی است. با این وجود، به دلیل عدم وجود شواهد مستقیم قطعی برای انتقال نوشتار، "منشا دقیق هیروگلیف در مصر باستان به طور قطعی نامشخص است."

اوایل سلسله میخیکتیبه‌های اولیه به خط میخی با استفاده از یک قلم نوک تیز، تکنیکی که گاهی به آن «خط میخی خطی» نیز گفته می‌شود، تولید شد. تعداد قابل توجهی از کتیبه‌های دوران اولیه، به‌ویژه آنهایی که روی سنگ حکاکی شده‌اند، این سبک خطی را تقریباً تا ۲۰۰۰ قبل از میلاد حفظ کردند.

در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد، معرفی یک قلم جدید با نوک گوه‌ای انقلابی در نوشتن ایجاد کرد. این ساز به صورت سفالی فشرده شده و در نتیجه نشانه های گوه ای شکل مشخصه ای به خط میخی ایجاد شده است. این نوآوری به طور قابل توجهی فرآیند نوشتن را تسریع و ساده کرد، به ویژه هنگام کار با خاک رس قابل انعطاف. نویسندگان می‌توانند با دستکاری جهت قلم نسبت به سطح تبلت، برداشت‌های متنوعی را با استفاده از یک ابزار منفرد ایجاد کنند. در ابتدا، یک قلم نوک گرد برای علامت گذاری عددی به کار گرفته شد، این روش تا زمان استفاده گسترده از قلم نوک گوه ای ادامه داشت. اسکریپت از بالا به پایین و راست به چپ جهت یابی شده بود. لوح‌های گلی میخی را می‌توان برای دستیابی به دوام در کوره پخت، بنابراین به عنوان بایگانی دائمی عمل کرد، یا می‌توان آن‌ها را در حالت مرطوب نگه داشت و در صورت عدم نیاز به نگهداری طولانی‌مدت، بازیافت کرد. اکثر الواح به خط میخی موجود به دسته دوم تعلق دارند، که به طور ناخواسته در هنگام سوختن مکان‌های ذخیره آن‌ها حفظ شده‌اند و عملاً آنها را پخته و در نتیجه ناخواسته بقای پایدار آنها را تضمین می‌کنند.

این اسکریپت کاربرد گسترده‌ای بر روی سنگ‌های یادبود و نقش برجسته‌های کنده‌کاری شده پیدا کرد و دستاوردهای حاکمانی که توسط این بناهای تاریخی مورد احترام قرار می‌گرفت را مستند می‌کرد. زبان گفتاری دارای تعداد زیادی هموفون و نزدیک به هموفون بود، که در ابتدا منجر به نمایش کلماتی با صدای مشابه، مانند "زندگی" [til] و "پیکان" [ti]، با یک نماد یکسان (💋) شد. در نتیجه، بسیاری از نشانه‌ها به تدریج از توابع صرفاً لوگوگرافیک به سمت سیلابوگرام تبدیل شدند. برای مثال، علامت «پیکان» برای نشان دادن صدای «ti» تکامل یافته است.

در نوشتار سومری، سیلابوگرام‌ها عمدتاً برای نشان دادن عناصر دستوری به کار می‌رفتند و کاربرد آن‌ها متعاقباً برای نمایش آوایی زبان اکدی اصلاح و اقتباس شد. اغلب، عباراتی که دارای معانی قابل مقایسه هستند، اما تلفظ‌های متمایز را با استفاده از همان نماد حک می‌کنند. برای مثال، واژه‌های سومری «دندان» [zu]، «دهان» [ka] و «صدا» [gu] همگی با پیکتوگرام اصلی برای «دهان» (💅) ارائه شده‌اند.

برعکس، کلمات همفون را می‌توان با نشانه‌های متمایز نشان داد. برای مثال، هجا [ɡu] با چهارده نماد مختلف همراه بود.

مجموعه نشانه‌ها از طریق ادغام نشانه‌های موجود به شکل‌های مرکب افزوده شد. این ترکیبات می‌توانند معنای خود را از مقادیر ترکیبی معنایی علائم تشکیل‌دهنده خود بگیرند (به عنوان مثال، 💅ka "دهان" و 💀 a "آب" ادغام شدند تا علامت 💅 nag̃ را نشان دهند. در حالی که دیگری تلفظ را پیشنهاد کرد (به عنوان مثال، 💅 ka "دهان" ترکیب شده با 💣 nun "prince" برای نشان دادن ുപത്രി nundum، به معنی "لب"؛ به طور رسمی چینی phono-pxman به ترکیب KA.

یک روش اضافی برای نمایش کلماتی که فاقد نشانه‌های منفرد هستند، شامل «ترکیبات دیری» است - توالی‌های نشانه‌ای خاص که قرائت ترکیبی آن‌ها از مجموع نشانه‌های تشکیل‌دهنده آن‌ها متفاوت است. به عنوان مثال، ترکیب IGI.A (💅💀)، که از "چشم" + "آب" تشکیل شده است، به عنوان ایمهور خوانده می شود که به معنای "کف" است.

چند معنایی چندین نماد مانع از تفسیر واضح می شود. در نتیجه، نمادها برای انتقال اطلاعات آوایی و معنایی ترکیب شدند. به عنوان مثال، کلمه «زاغ» (UGA) نشان‌واره () را با «صابون» (NAGA)، نام شهر EREŠ و الهه حامی آن NISABA به اشتراک گذاشته است. برای دستیابی به ابهام‌زدایی و شناسایی دقیق، دو مکمل آوایی اضافه شد: Ú (💌) برای هجای [u] قبل از نماد، و GA (💂) برای هجای [ga] بعد از آن. علاوه بر این، تعیین کننده برای "پرنده"، MUŠEN (💄)، برای اطمینان از تفسیر دقیق گنجانده شد. این رویکرد جامع باعث می‌شود که کلمه به صورت 💌 بامبرگر یا Ú.NAGA.GAmušen (در میان املای‌های مختلف احتمالی) املا شود.

به دلایلی که هنوز مشخص نشده است، تابلوهای میخی که قبلاً به‌صورت عمودی حک شده بودند، به‌طور مؤثر بر روی آن‌ها قرار گرفتند. سمت این دگرگونی اولین بار اندکی قبل از دوره اکدی، در زمان فرمانروایی فرمانروای اوروک لوگالزاگزی (حدود 2294–2270 قبل از میلاد) آشکار شد. با این وجود، سبک نوشتاری عمودی برای کتیبه‌های یادبود بر روی استیل‌های سنگی تا اواسط هزاره دوم پیش از میلاد ادامه داشت.

سومری مکتوب تا قرن اول پس از میلاد به عنوان یک زبان کتاب‌نویس عمل می‌کرد، در حالی که زبان گفتاری تقریباً بین سال‌های 2100 و 1700 قبل از میلاد منقرض شد.

Sumerian

خم میخی سومرو-اکدی

خط میخی باستانی در قرن 24 قبل از میلاد توسط امپراتوری آکد پذیرفته شد. به عنوان یک زبان سامی شرقی، اکدی دارای ساختار زبانی بود که اساساً از سومری متمایز بود. اکدی‌ها با استفاده از نشانه‌های آوایی سومری، روشی کاربردی برای رونویسی آوایی زبان خود ابداع کردند. با این وجود، بسیاری از شخصیت های سومری نیز به دلیل اهمیت لوگوگرافی خود حفظ شدند. به عنوان مثال، شخصیت "گوسفند" حفظ شد اما به جای u) سومری immerum حفظ شد. این نشانه‌های منفرد حفظ‌شده، یا گاهی اوقات کل ترکیب‌های نشانه با ارزش لوگوگرام، سومروگرام نامیده می‌شوند، دسته‌بندی خاصی از هتروگرام.

زبان‌های سامی شرقی نشانه‌های بسیاری را به کار گرفتند که متعاقباً برای نشان دادن مقادیر جدید اصلاح یا مخفف شدند، عمدتاً به این دلیل که ساختار هجای خط توسعه‌یافته سومری چالش‌هایی را برای گویشوران سامی ایجاد می‌کرد. این خط که از عصر برنز میانه (قرن 20 قبل از میلاد) شروع شد، برای ترکیب گویش‌های متنوع اکدی، از جمله اکدی قدیم، بابلی و آشوری، دچار تکامل شد. در این دوره، پیکتوگرام‌های اصلی به درجه قابل‌توجهی از انتزاع دست یافتند، که در نهایت شامل پنج شکل اصلی گوه بود: افقی، عمودی، دو مورب، و Winkelhaken که به‌صورت عمودی با استفاده از نوک قلم تحت تأثیر قرار می‌گرفت. نمونه‌های توضیحی این گوه‌های پایه عبارتند از:

به استثنای Winkelhaken که فاقد دم است، طول دم‌های گوه متغیر بود و بر اساس الزامات ترکیب علامت تنظیم می‌شد.

در زبان اکدی، تابلوهایی که تقریباً 45 درجه چرخیده اند به عنوان tenû مشخص می شوند. در نتیجه، DIŠ نشان دهنده یک گوه عمودی است، در حالی که DIŠ tenû نشان دهنده یک گوه مورب است. هنگامی که علامتی با افزودن گوه‌ها تغییر می‌کند، این فرآیند gunû یا "تنگ‌زنی" نامیده می‌شود. برعکس، نشانه‌هایی که با Winkelhaken تکمیل شده‌اند به عنوان šešig شناخته می‌شوند. علاوه بر این، علائم اصلاح شده از طریق برداشتن یک یا چند گوه به عنوان nutillu شناخته می‌شوند.

علائم استاندارد معمولاً پنج تا ده گوه را شامل می‌شوند، در حالی که لیگاتورهای پیچیده ممکن است شامل بیست یا بیشتر باشد. با این حال، طبقه بندی لیگاتور به عنوان یک علامت منفرد یا به عنوان دو علامت مجزا و به هم پیوسته در برخی موارد مبهم باقی می ماند. برای مثال، رباط KAxGUR7 از 31 ضربه تشکیل شده است.

اقتباس‌های بعدی از خط میخی سومری تا حد زیادی ویژگی‌های خاصی از خط اصلی را حفظ کردند. آکدی نوشتاری نمادهای آوایی از هجای سومری را در کنار لوگوگرام‌هایی که کل کلمات را نشان می‌دهند، گنجانده است. نشانه‌های متعددی در خط نوشتار چند ظرفیتی را نشان می‌دهند که هم تفسیر هجایی و هم لوگوگرافیک را دارند. ماهیت پیچیده این سیستم به موازات زبان ژاپنی قدیم است که از خطی مشتق شده از چین استفاده می کرد که در آن برخی از سینوگرام ها به عنوان لوگوگرام عمل می کردند در حالی که برخی دیگر به عنوان نویسه های آوایی عمل می کردند.

این روش نوشتن ترکیبی تا زمان زوال امپراتوری های بابل و آشور ادامه داشت. اگرچه دوره‌هایی از «تخلص» پدیدار شد، که مشخصه آن تمایل شدید به املای دقیق کلمات به جای استفاده از نشانه‌هایی با مکمل‌های آوایی بود، هجای بابلی به‌طور پیوسته ترکیبی از عناصر لوگوگرافی و واج‌شناسی خود را حفظ کرد.

چندین لوح دارای «علامت‌های چک» هستند، که یا با علامت‌های P. جوهر پس از خشک شدن خاک رس، همانطور که در لوح های منشأ ماری مشاهده شده است.

خم میخی ایلامی

خط میخی ایلامی گونه‌ای ساده‌شده از خط میخی سومرو-اکدی را نشان می‌دهد که برای رونویسی زبان ایلامی در منطقه مربوط به ایران معاصر، از هزاره سوم تا قرن چهارم قبل از میلاد استفاده می‌شود. در دوره‌ای، خط میخی ایلامی با سایر خط‌های بومی، به‌ویژه پروتو-ایلامی و خطی ایلامی، همزیستی داشت و با آن رقابت می‌کرد. قدیمی‌ترین کتیبه‌ای که به خط میخی ایلامی به ثبت رسیده است، قراردادی بین اکدی‌ها و ایلامی‌ها است که به 2200 سال قبل از میلاد برمی‌گردد، اگرچه برخی از محققان پیشنهاد می‌کنند که استفاده از آن ممکن است تا 2500 قبل از میلاد ادامه داشته باشد. به دلیل حفظ ضعیف این الواح، فقط قسمت های تکه تکه شده خوانا هستند. با این حال، این متن به‌عنوان معاهده‌ای است بین نارامسین، پادشاه اکدی و هیتا، فرمانروای ایلامی، که با عبارات تکراری مانند «دوست نارامسین دوست من است، دشمن نارامسین دشمن من است» اثبات می‌شود.

مشهورترین متون ایلامی، که در رمزگشایی نهایی آن نقش داشته، در رمزگشایی نهایی آن نقش مهمی دارند. پادشاهان این کتیبه ها، شبیه به سنگ روزتا، در سه سیستم نوشتاری مجزا ارائه شده است. اولین مورد، فارسی باستان، در سال 1802 توسط گئورگ فردریش گروتفند رمزگشایی شد. خط میخی بابلی، دومین منظومه، اندکی پس از متن فارسی باستان رمزگشایی شد. با توجه به واگرایی زبانی ایلامی با زبان های سامی همسایه، رمزگشایی خط آن تا دهه 1840 طولانی شد.

خط میخی ایلامی از تعداد نشانه‌ها به میزان قابل‌توجهی در مقایسه با پیش‌نویس اکدی خود کمتر استفاده می‌کرد و در ابتدا نمایش هجایی را در اولویت قرار داد، اگرچه آرم‌نگارها در اسناد بعدی برجسته شدند. علائم متعددی به سرعت اشکال گرافیکی محلی بسیار متمایز ایجاد کردند که اغلب ارتباط آنها را با پیشینیان اکدی پنهان می کند.

خط میخی هیتی

خط میخی هیتی اقتباسی از خط میخی آشوری قدیم برای رونویسی زبان هیتی است که در حدود 1800 قبل از میلاد آغاز شد و از قرن 17 تا 13 قبل از میلاد مورد استفاده قرار گرفت. اساساً همان سیستم آشوری توسط کاتبان در امپراتوری هیتی برای دو زبان دیگر آناتولی (شاخه منقرض شده هند و اروپایی)، به ویژه لووی (که از هیروگلیف بومی آناتولی نیز استفاده می‌کرد) و پالائیک، علاوه بر زبان هتی استفاده می‌شد. در طول اقتباس از خط میخی برای هیتی، قشر دیگری از املای لوگوگرافی اکدی، به نام آکادوگرام، در فیلمنامه گنجانده شد. این مکمل لوگوگرام های سومری یا سومروگرام ها بود که قبلاً ذاتی سیستم نوشتاری اکدی بودند و هیتی ها آن را حفظ کردند. در نتیجه، تلفظ دقیق بسیاری از کلمات هیتی که به طور متعارف از طریق لوگوگرام‌ها ارائه می‌شوند، مشخص نیست.

خط میخی هوری و اورارتویی

هم زبان هوری (مستند شده از 2300 تا 1000 قبل از میلاد) و هم زبان اورارتویی (که در قرون 9 تا 6 قبل از میلاد تایید شده است) با استفاده از اشکال اقتباس شده از خط میخی سومرو-اکدی رونویسی شده اند. علیرغم رابطه زبانی آنها، به نظر می رسد که سیستم نوشتاری مربوطه آنها به طور مستقل تکامل یافته است. قابل توجه است که هوریان سیستم‌های املایی متمایز را در سیاست‌های مختلف از جمله میتانی، ماری و امپراتوری هیتی به نمایش گذاشت. املای هوری معمولاً کاربرد گسترده تری از سیلابوگرام ها و استقرار محدودتر لوگوگرام ها را در مقایسه با اکدی نشان می دهد. برعکس، اورارتویی عملکرد برجسته تری برای لوگوگرام ها داشت.

خط میخی نوآسوری و نو بابلی

در طول عصر آهن (تقریباً سده های 10 تا 6 قبل از میلاد)، در امپراتوری آشوری نو، خط میخی آشوری دستخوش ساده سازی بیشتری شد. در حالی که فهرست نویسه‌ها تا حد زیادی با خط میخی سومرو-اکدی مطابقت داشت، بازنویسی گرافیکی نویسه‌های فردی به طور فزاینده‌ای بر گوه‌ها و زوایای مستطیل تأکید می‌کرد و در نتیجه ظاهری انتزاعی‌تر داشت:

خط میخی بابلی در این دوران ساده‌سازی مشابهی را تجربه کرد، البته به میزان کمتر و با تغییرات ظریف. در آغاز قرن ششم قبل از میلاد، زبان اکدی توسط آرامی به حاشیه رفت که با استفاده از الفبای آرامی رونویسی شد. با این وجود، خط میخی اکدی در زمینه های ادبی تا حد امپراتوری اشکانی در آشور و بابل (250 قبل از میلاد - 226 پس از میلاد) ادامه یافت. شواهد به دست آمده از الواح یونانی- بابلی حاکی از درک هر دو زبان سومری و اکدی در قرن اول قبل از میلاد و پس از آن است. آخرین کتیبه به خط میخی مستند که یک رکورد نجومی است، مربوط به سال 75 پس از میلاد است. گزارش شده است که فیلسوف ایامبلیخوس معلمی داشته است که در سال 116 پس از میلاد در جریان لشکرکشی اشکانیان تراژان دستگیر شد که توانایی نوشتن به خط میخی را داشت. ظرفیت خواندن خط میخی ممکن است تا قرن سوم پس از میلاد ادامه داشته باشد.

اسکریپت های مشتق شده

خط میخی پارسی باستان (قرن پنجم قبل از میلاد)

پیچیدگی ذاتی سیستم های خط میخی باعث ایجاد چندین نوع خط ساده شده شد. خط میخی پارسی قدیم با مجموعه‌ای مستقل و متمایز از نویسه‌های میخی ساده شده، توسط داریوش بزرگ در قرن پنجم پیش از میلاد ابداع شد. اکثر محققان این خط میخی را مستقل از سیستم‌های نوشتاری معاصر، از جمله خط‌های میخی ایلامی، اکدی، هوری و هیتی می‌دانند.

این خط یک هجای نیمه الفبایی را تشکیل می‌داد که به طور قابل‌توجهی از خط‌های گوه‌ای کمتری نسبت به همتای آشوری‌اش استفاده می‌کرد، همراه با تعداد محدودی از عبارات رایج مانند «لوگوگرام» (𐏎)، "پادشاه" (𐏋)، یا "کشور" (𐏌). این تکرار عمدتاً الفبایی خط میخی، شامل 36 نویسه آوایی و 8 لوگوگرام، به طور خاص توسط پادشاهان اولیه هخامنشی از قرن ششم تا چهارم قبل از میلاد مهندسی و مورد استفاده قرار گرفت.

به دلیل سادگی ذاتی و سازماندهی منطقی خود، خط میخی پارسی باستان به خط میخی آغازین تبدیل شد که توسط محققان مدرن رمزگشایی شد و با دستاوردهای گئورگ فردریش گروتفند در سال 1802 آغاز شد. متعاقباً، کتیبه‌های دوزبانه یا سه زبانه باستانی، رمزگشایی و رمزگشایی دیگر را به طور قابل توجهی تسهیل کردند. به خط سومری هزاره سوم.

اوگاریتی

اوگاریتی از الفبای اوگاریتی استفاده می کرد، خطی مرسوم به سبک سامی (یک ابجد) که از طریق روش میخی اجرا می شد.

باستان شناسی

کاوش‌های مدرن حدود 500000 تا 2 میلیون لوح به خط میخی به دست آورده است. با این حال، تنها حدود 30000 تا 100000 مورد از آنها رمزگشایی یا منتشر شده است. موزه بریتانیا دارای گسترده ترین مجموعه است که شامل تقریباً 130000 لوح است و دارایی های قابل توجهی نیز در موزه Vorderasiatisches برلین، لوور، موزه های باستان شناسی استانبول، موزه ملی عراق، مجموعه بابلی ییل (تقریباً 40000) و موزه پن یافت می شود. بخش قابل توجهی از این مصنوعات برای یک قرن در این مؤسسات ترجمه نشده، مطالعه نشده یا منتشر نشده است، عمدتاً به دلیل تعداد محدود جهانی میخی‌نویسان واجد شرایط، که تنها چند صد نفر تخمین زده می‌شود.

رمزگشایی

فرآیند رمزگشایی از خط میخی در سال 1836 با تفسیر موفقیت‌آمیز خط میخی پارسی باستان آغاز شد.

نشر مدرن کتیبه‌های خط میخی از نسخه‌هایی از متون سلطنتی هخامنشی که در خرابه‌های تخت جمشید کشف شده بود، نشأت می‌گرفت. کارستن نیبور اولین نسخه جامع و دقیق را در سال 1778 تولید کرد. این نشریه در سال 1802 برای گروتفند مفید بود و موفقیت اولیه قابل توجه او را ممکن ساخت: تشخیص اینکه کار نیبور سه زبان متمایز را به صورت موازی و در کنار شناسایی اصطلاح "شاه" ارائه کرد. منجر به نتایج اولیه در مورد ویژگی های آن، از جمله جهت نگارش و مشاهده اینکه کتیبه های سلطنتی هخامنشی شامل سه زبان متمایز با استفاده از دو خط متفاوت است. در سال 1620، گارسیا د سیلوا فیگوئروآ قدمت دقیق کتیبه‌های تخت جمشید را به دوره هخامنشی داد، آنها را پارسی باستان معرفی کرد و به درستی استنباط کرد که ویرانه‌ها نمایانگر اقامتگاه باستانی تخت جمشید است. متعاقباً، در سال 1621، پیترو دلا واله دقیقاً جهت نوشتن را از چپ به راست تعیین کرد.

در سال 1762، ژان ژاک بارتلمی شباهتی بین کتیبه‌ای در تخت جمشید و کتیبه‌ای که بر روی آجری در بابل کشف شد مشاهده کرد. کارستن نیبور متعاقباً نسخه‌های اولیه کتیبه‌های تخت جمشید را در سال 1778 تولید کرد و آنها را به سه نوع نوشتار مجزا طبقه‌بندی کرد که بعداً Niebuhr I، II و III نامگذاری شدند. او همچنین در شناسایی یک علامت تقسیم کلمه در یکی از این کتیبه ها پیشگام بود. در سال 1798، اولوف گرهارد تایخسن اولین کسی بود که 24 مقدار آوایی یا الفبایی را برای حروف میخی برشمرد.

کوشش‌های رمزگشایی اساسی در اوایل قرن نوزدهم آغاز شد و تحقیقات گئورگ فردریش گروتفند در مورد میخی فارسی باستان آغاز شد. کار او توسط آنتوان ژان سن مارتین در سال 1822 و راسموس کریستین راسک در سال 1823 پیش رفت و راسک به طور مشخص به رمزگشایی اولیه نام هخامنشیان و صامت های "m" و "n" دست یافت. بین سال‌های 1833 و 1835، یوژن برنوف با موفقیت نام چندین ساتراپی و صامت‌های «ک» و «ز» را شناسایی کرد. کریستین لاسن سهم مهمی در درک دستوری زبان فارسی باستان و کاربرد حروف صدادار داشت. این رمزگشاها عمدتاً از کتیبه های سه زبانه مختصر تخت جمشید و متون گنجنامه در تلاش خود استفاده کردند.

مرحله نهایی رمزگشایی شامل تفسیر کامل کتیبه سه زبانه بیستون بود، شاهکاری که هنری راولینسون و ادوارد هینکز انجام دادند. قابل توجه، ادوارد هینکز تشخیص داد که فارسی باستان تا حدی به صورت هجا عمل می کند.

آوانویسی

خط میخی از قالب تخصصی برای نویسه‌گردانی استفاده می‌کند. با توجه به چند ظرفیتی ذاتی فیلمنامه، فرآیند آوانگاری مستلزم تصمیمات تفسیری خاصی توسط محقق است، که باید معنای مورد نظر را از میان احتمالات متعدد یک نشانه در سند اصلی مشخص کند. به عنوان مثال، علامت dingir (💀) در یک متن هیتی می‌تواند به معنای هجای هیتی an باشد، به عنوان بخشی از عبارت اکدی که هجای il را نشان می‌دهد، یا به عنوان سومروگرام که معنای اولیه سومری خود را از «خدا» می‌رساند یا به عنوان یک تعریف عمل می‌کند. در نتیجه، نویسه‌گردانی یک نمایش متمایز را برای همان علامت بر اساس عملکرد متنی آن انتخاب می‌کند.

در نتیجه، یک دنباله متنی متشکل از DINGIR (💀) و A (💀) ممکن است به عنوان اصطلاحات مختلف اکدی مانند "ana"، "ila"، "god" همراه با حالت اتهامی که به "a"، "god" با "water" ختم می‌شود، یا حتی یک نام الهی مانند "A" یا "Water" تفسیر شود. رونویس کننده قرائت مناسب را تعیین می‌کند و نشانه‌ها را بر این اساس ترکیب می‌کند، برای مثال، به‌عنوان «آنا»، «ایلا» یا «ایلا» (نماینده «خدا» به علاوه مورد اتهامی). در نویسه‌گردانی، این علائم معمولاً با خط تیره مشخص می‌شوند و به صورت «il-a»، «an-a»، «DINGIR-a» یا «Da» ظاهر می‌شوند. در حالی که این قالب خوانایی بیشتری نسبت به خط میخی اصلی ارائه می‌کند، اما خوانندگان را قادر می‌سازد تا بازنمایی‌های آوایی را به نشانه‌های اصلی‌شان ردیابی کنند، در نتیجه امکان ارزیابی انتخاب‌های تفسیری انجام‌شده را فراهم می‌کند. بنابراین، یک سند نویسه‌گردانی شده نه تنها خواندن مورد علاقه محقق را منتقل می‌کند، بلکه بازسازی متن مبدأ را نیز تسهیل می‌کند.

روشن‌های متمایزی برای نویسه‌گردانی زبان‌های مختلف به خط میخی سومرو-اکدی وجود دارد. دستورالعمل های بعدی به طور گسترده در رشته های مختلف دانشگاهی پذیرفته شده است:

با توجه به اینکه زبان سومری به طور گسترده توسط محققان تنها حدود یک قرن است که درک و مطالعه شده است، خوانش های پذیرفته شده از نام های سومری به طور دوره ای مورد بازبینی قرار گرفته است. به عنوان مثال، نام یک پادشاه اور، 💌💀💇، که در ابتدا به صورت Ur-Bau ترجمه شد، متعاقباً به عنوان Ur-Engur تفسیر شد و در حال حاضر به عنوان Ur-Nammu یا Ur-Namma خوانده می شود. به طور مشابه، برای لوگال-زاگسی (💈 برای برخی از نام‌های دوره‌های قدیمی‌تر، اغلب در مورد اینکه حاملان آنها سومری یا سامی بودند، ابهام وجود داشت. اگر آنها سومری بودند، فرض بر این بود که نام آنها بر اساس واج شناسی سومری خوانده می شد. اگر سامی بودند، علائمی که برای نوشتن نامشان استفاده می‌شد احتمالاً بر اساس معادل‌های سامی تفسیر می‌شدند، اگرچه سامی‌ها گاهی اوقات نام‌های معتبر سومری را می‌داشتند.

همچنین عدم اطمینان در مورد اینکه آیا نشانه‌هایی که یک نام سامی را تشکیل می‌دهند، یک رونویسی آوایی یا یک ترکیب لوگوگرافی را نشان می‌دادند. به عنوان مثال، هنگامی که کتیبه های یک فرمانروای سامی کیش، که نامش 💌💈💍، Uru-mu-ush نوشته شده بود، برای اولین بار رمزگشایی شد، این نام در ابتدا لوگوگرافی در نظر گرفته شد، زیرا uru mu-ush می تواند به عنوان "او شهری را تاسیس کرد" در سومری ترجمه کرد. در نتیجه، محققان آن را دوباره به شکل اصلی سامی به عنوان آلو-اشارشید ترجمه کردند. با این حال، بعداً مشخص شد که علامت URU (💌) را می‌توان به عنوان نیز خواند که نام ریموش پادشاه اکدی را مشخص می‌کند.

انواع موجودی ها

خط میخی سومری در ابتدا شامل تقریباً 1000 علامت متمایز یا در صورتی که انواع آن گنجانده شود حدود 1500 علامت بود. این تعداد در قرن 24 قبل از میلاد به حدود 600 کاهش یافت که مصادف با ظهور اسناد اکدی بود. قابل توجه است که نه همه نشانه های سومری در متون اکدی دیده می شود و نه همه نشانه های اکدی در هیتی استفاده می شود.

A. فالکنشتاین (1936) 939 نشانه را که در اولین دوره، اواخر اوروک (قرن 34 تا 31) به کار رفته بود، ثبت کرد. دیمل (1922) با تمرکز بر اشکال سومری، 870 علامت مورد استفاده در دوره سلسله اولیه دوم (قرن 28، Liste der archaischen Keilschriftzeichen یا "LAK") و برای اوایل سلسله قرن IIIa، دوره Lexii (26) فهرست بندی کرد. "ŠL").

روزنگارتن (1967) 468 علامت مورد استفاده در لاگاش سومری (پیش از سارگونی) را شناسایی کرد. میترمایر و آتینگر (2006، Altbabylonische Zeichenliste der Sumerisch-Literarischen Texte یا "aBZL") 480 فرم سومری را که در دوره ایسین-لارسا و بابلی قدیم نوشته شده است، فهرست کرده اند. برای اشکال اکدی، بورگر (1981، Assyrisch-Babylonische Zeichenliste یا "ABZ")، که شامل 598 علامت مورد استفاده در نوشتار آشوری و بابلی بود، برای سال‌ها به عنوان کتاب راهنمای استاندارد عمل کرد. این اخیراً توسط بورگر (2004، Mesopotamisches Zeichenlexikon یا "MesZL") جایگزین شد، که موجودی را به 907 علامت گسترش داد، قرائت سومری آنها را گسترش داد و یک طرح شماره گذاری جدید را معرفی کرد. ظهور خط شکسته در دوره بابلی قدیم با گسترش سواد فراتر از زمینه های نهادی مصادف شد و به تنوع بیشتر در سبک های نوشتاری منجر شد. این پیشرفت ممکن است به افزایش تعداد علائم مستند منعکس شده در لیست علائم بعدی کمک کرده باشد. با انطباق نوشتار با کاربردهای جدید - اعم از اداری، ادبی، یا خصوصی - تقاضا برای فهرست های گسترده و تخصصی نشانه ها بیشتر شد.

نشانه های استفاده شده در خط میخی هیتی توسط Forrer (1922)، Friedrich (1960) و Rüster and Neu (1989, orii>Zechenthitis) ثبت شده است. "HZL"). HZL در مجموع 375 علامت را برمی شمارد، که بسیاری از آنها شامل انواع هستند (به عنوان مثال، 12 نوع برای شماره 123 EGIR ارائه شده است).

Syllabary

جدول‌های بعدی طرح‌های آوانگاری را برای سیلابوگرام‌های سومرو-اکدی ارائه می‌کنند.

اعداد

سومریان از یک سیستم عددی پایه 60 استفاده می کردند. عددی مانند "70" با رقم "60" (💁) و پس از آن رقم "10" (💌) نشان داده می شود: 💁💌. توجه به این نکته ضروری است که نماد "60" با نماد "1" یکسان است. تمایز از "11" با ترتیب ارقام مشخص می شود، به ویژه 60 به دنبال 10، نه 10 به دنبال 60.

استفاده

خط میخی در سراسر بین النهرین باستان کاربردهای متنوعی یافت. گذشته از لوح‌های گلی آشنا و کتیبه‌های سنگی، خط میخی نیز بر روی تخته‌های مومی نوشته شده بود. نمونه ای از چنین تخته ای در قرن هشتم قبل از میلاد در نمرود کشف شد. خود ماده موم حاوی سطوح سمی آرسنیک بود. این رسانه برای ثبت کدهای قانونی مانند قانون حمورابی خدمت می کرد. علاوه بر این، ضبط نقشه ها، تدوین کتابچه های راهنمای پزشکی، و مستندسازی روایات و آموزه های دینی و سایر کارکردها را تسهیل می کرد. به طور خاص، اعتقاد بر این است که برای تهیه داده های نقشه برداری و پیش نویس کتیبه برای کودورو سنگ کاسیتی استفاده شده است. تحقیقات انجام شده توسط آشورشناسان، از جمله کلاوس ویلک و دومینیک شارپین، نشان می‌دهد که سواد خط میخی منحصراً به نخبگان محدود نمی‌شد، بلکه در میان شهروندان عادی نیز رواج داشت.

همانطور که در کتاب آکسفورد فرهنگ میخی توضیح داده شد، خط میخی فقط به سطح‌های مختلف عملی نیاز داشت که شهروندان را با سطوح مختلف آشنا کرد: خط میخی برای نوشتن مکاتبات شخصی و سوابق تجاری. افرادی که سطح سواد پیشرفته تری داشتند، این خط را برای اهداف تخصصی تری مانند فهرست نویسی داروها و تشخیص ها و فرمول بندی معادلات ریاضی به کار می بردند. محققان، که بالاترین سطح سواد خط میخی را نشان می‌دهند، در درجه اول نوشتن را به عنوان یک مهارت پیچیده و یک رشته هنری می‌دانستند.

برنامه های کاربردی معاصر

خط میخی گهگاه به عنوان یک موتیف الهام بخش برای لوگوهای معاصر عمل می کند.

رمزگذاری یونیکد

در نسخه استاندارد یونیکد نسخه 16.0، خط میخی سومرو-اکدی به محدوده کاراکترهای زیر اختصاص دارد:

پیشنهاد نهایی برای رمزگذاری یونیکد این اسکریپت در ژوئن 2004 توسط دو محقق خط میخی با همکاری یک نویسنده با تجربه یونیکد ارائه شد. فهرست نویسه‌های اصلی از فهرست نشانه‌های Ur III که توسط ابتکار کتابخانه دیجیتالی خط میخی در UCLA گردآوری شده است، مشتق شده است که از فهرست‌های توسعه‌یافته توسط Miguel Civil، Rykle Borger (2003) و Robert Englund استفاده می‌کند. به جای ترتیب مستقیم بر اساس شکل و پیچیدگی حروف، یا بر اساس شماره گذاری فهرست موجود، دنباله حروف یونیکد به طور عملی با ترتیب الفبای لاتین «آخرین» آوانویسی سومری آنها تقریب زده شد. پس از رمزگذاری یونیکد، این حروف نگاره‌ها می‌توانند به طور خودکار به نویسه‌گردانی بخش‌بندی شده پردازش شوند.

Cuneiform Corpora

از قرن نوزدهم، تلاش‌های گسترده‌ای برای گردآوری مجموعه‌ای جامع از کتیبه‌های میخی شناخته شده انجام شده است. در قرن بیست و یکم، طرح کتابخانه دیجیتالی خط میخی و مجموعه خط میخی با حاشیه‌نویسی باز، دو مورد از برجسته‌ترین پروژه‌ها را در این زمینه نشان می‌دهند.

اکتشافات مهم الواح خط میخی

یادداشت ها

کتابشناسی

کتابشناسی

Stötzner, Ernst, et al. (2023). تشخیص گوه چند ضلعی مبتنی بر R-CNN از رندرهای سه بعدی حاشیه نویسی و عکس های نقشه برداری شده از لوح های میخی داده های باز آموخته شده است.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

خط میخی چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره خط میخی، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

خط میخی چیست توضیح خط میخی مبانی خط میخی نوشته‌های فلسفه فلسفه به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • خط میخی چیست؟
  • خط میخی چه کاربردی دارد؟
  • چرا خط میخی مهم است؟
  • چه موضوعاتی با خط میخی مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه