TORIma Academy Logo TORIma Academy
Boethius
فلسفه

Boethius

TORIma آکادمی — فیلسوف / ریاضیدان

Boethius

Boethius

Anicius Manlius Severinus Boethius، که معمولاً به سادگی با نام Boethius شناخته می شود (؛ لاتین: Boetius؛ حدود 480–524 پس از میلاد)، سناتور، کنسول، magister officiorum،…

Anicius Manlius Severinus Boethius، همچنین به عنوان Boethius (؛ لاتین: Boetius؛ ج. 480–524 پس از میلاد)، نقش های برجسته متعددی در طول قرون وسطی اولیه، از جمله رومیان، consulii، offline، ایفا کرد. چند ریاضیدان، مورخ و فیلسوف. کمک های او در ترجمه آثار کلاسیک یونانی به لاتین بسیار مهم بود و او را به عنوان پیشرو جنبش اسکولاستیک و در کنار کاسیودوروس، یکی از برجسته ترین دانشمندان مسیحی قرن ششم معرفی کرد. تکریم محلی بوئتیوس در اسقف پاویا در سال 1883 مورد تایید رسمی مجمع مقدس تشریفات قرار گرفت، و بدین ترتیب رویه ثابت اسقف نشین مبنی بر بزرگداشت سالانه او در 23 اکتبر تایید شد.

در رم اندکی پس از کناره گیری اجباری رومولوس، آگوست یا رومولوس اجباری، در رم به دنیا آمد. خانواده Anicii. او که پس از زوال ناگهانی خانواده اش یتیم شد، متعاقباً توسط کوئینتوس اورلیوس ممیوس سیماکوس که بعداً به عنوان کنسول خدمت کرد، پرورش یافت. بوئتیوس که در طول سال‌های شکل‌گیری خود به زبان لاتین و یونانی مهارت داشت، به نفوذ سیاسی قابل توجهی در پادشاهی استروگوتیک رسید، در ۲۵ سالگی به مقام سناتور، در ۳۳ سالگی به مقام کنسول رسید و در نهایت به‌عنوان مشاور شخصی تئودوریک کبیر خدمت کرد. بوئتیوس با اصول الهیات مسیحی، پروژه ای را برای ترجمه مجموعه کامل آثار کلاسیک یونانی برای مخاطبان روشنفکر غربی آغاز کرد. آثار پربار او شامل رونویسی‌ها و تفسیرهای متعدد بر آثار شخصیت‌هایی مانند نیکوماخوس، پورفیری و سیسرو، علاوه بر نوشته‌های اصلی گسترده در زمینه موسیقی، ریاضیات و الهیات بود. علی‌رغم مرگ زودهنگام او که تلاش‌های ترجمه‌اش را ناتمام گذاشت، کمک‌های او در حفظ آثار ارسطو و تضمین انتقال آنها به دوره رنسانس مؤثر بود.

علی‌رغم دستاوردهایش به عنوان یک مقام عالی رتبه، بوئتیوس به دلیل فساد گسترده‌ای که در دولت فاسد داشت، با نارضایتی قابل توجهی در دربار استروگوت مواجه شد. پس از دفاع علنی او از هم کنسول Caecina Albinus در برابر اتهامات توطئه، او توسط تئودوریک در حدود سال 523 پس از میلاد زندانی شد. بوئتیوس در طول حبس خود درباره تسلی فلسفه، یک رساله فلسفی را نوشت که موضوعات ثروت، فناپذیری و دیگر دغدغه های وجودی را بررسی می کند، که متعاقباً به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و گسترده ترین متون قرون وسطی اولیه ظاهر شد. زندگی او با شکنجه و اعدام در سال 524 پس از میلاد به پایان رسید که منجر به احترام سنتی او به عنوان یک شهید در دین مسیحیت شد.

زندگی اولیه

بوتیوس در حدود ج 480 در یک خانواده پدری در رم به دنیا آمد، اگرچه تاریخ دقیق تولد او ثبت نشده است. خانواده مادری او، Anicii، یک تیره بسیار ثروتمند و با نفوذ را تشکیل می دادند که از جمله امپراتورهای پترونیوس ماکسیموس و اولیبریوس، در کنار کنسول های متعدد، از جمله اعضای آن بودند. با این وجود، اهمیت خانواده در دوره قبل از تولد بوئتیوس به طور قابل توجهی کاهش یافته بود. پدربزرگ بوئتیوس که بوئتیوس نیز نام داشت و یک سناتور بود، به عنوان بخشدار پراتوری ایتالیا خدمت می کرد اما در سال 454 در جریان توطئه کاخ با هدف قرار دادن فلاویوس آتیوس کشته شد. پدرش، مانلیوس بوتیوس، که در سال 487 کنسولگری را بر عهده داشت، در اوایل کودکی بوئتیوس درگذشت. در نتیجه، کوئینتوس اورلیوس ممیوس سیمماخوس، یکی از هموطنان پدری، او را پذیرفت و پرورش داد، و بدین ترتیب آشنایی او با فلسفه و ادبیات را آغاز کرد. به عنوان نشانه ای از پیوند قوی آنها، بوئتیوس متعاقبا با روستیسیانا، دختر پدرخوانده خود ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نام های سیماکوس و بوئتیوس شدند.

بوتیوس پس از پذیرش در خانواده مرفه سیماچی، به معلمان خصوصی دسترسی پیدا کرد که تحصیلات او را در طول سال های شکل گیری او تسهیل کردند. در حالی که سیمماخوس تا حدی از تسلط یونانی برخوردار بود، بوئتیوس به تسلط کامل بر این زبان دست یافت - مهارتی که به تدریج در امپراتوری روم غربی غیر معمول می شد - و زندگی حرفه ای اولیه خود را به ترجمه آثار کامل افلاطون و ارسطو اختصاص داد. قابل توجه است که برخی از ترجمه های او تنها متون یونانی باقی مانده را نشان می دهد که به قرون وسطی منتقل شده است. تسلط استثنایی بوئتیوس به زبان یونانی، گمانه زنی های علمی را در مورد آموزش شرقی برانگیخته است. یک دیدگاه دیرینه، که در ابتدا توسط ادوارد گیبون ارائه شد، بیان می‌کند که بوئتیوس به مدت هجده سال در آتن تحصیل کرد، با تکیه بر تفاسیر مکاتبات کاسیودوروس، اگرچه این تفسیر در حال حاضر عمدتاً توسط مورخان پیشین به عنوان یک اشتباه بالقوه تلقی می‌شود.

پیر کورسل مورخ معتقد است که بوتیوس تحصیلات خود را در اسکندریه زیر نظر فیلسوف نوافلاطونی آمونیوس هرمیه دنبال کرد. در مقابل، جان مورهد، مورخ، ادعا می‌کند که شواهدی که از تحصیلات اسکندریه بوئتیوس حمایت می‌کند «آن‌قدر که به نظر می‌رسد قوی نیست» و نشان می‌دهد که او می‌توانست بدون انجام چنین سفرهایی به دانش گسترده‌اش دست یابد. صرف نظر از مسیر تحصیلی‌اش، مهارت بوئتیوس در زبان یونانی در طول زندگی‌اش برای ترجمه آثار کلاسیک یونانی مؤثر بود، در حالی که علایق فکری او حوزه‌های مختلفی از جمله موسیقی، ریاضیات، طالع بینی و الهیات را در بر می‌گرفت.

به قدرت برس

با الهام از جمهوری افلاطون، بوئتیوس از فعالیت‌های علمی خود عبور کرد تا خدمت خود را تحت رهبری تئودوریک کبیر آغاز کند. برخورد اولیه آنها در سال 500 رخ داد، زمانی که تئودوریک برای اقامت شش ماهه از رم بازدید کرد. اگرچه اسناد اندکی رابطه اولیه بین تئودوریک و بوئتیوس را شرح می‌دهند، اما بدیهی است که پادشاه استروگوتیک او را مطلوب می‌دانست. در طول سال‌های بعد، بوئتیوس به سرعت در رده‌های دولتی پیشرفت کرد و در ۲۵ سالگی به مقام سناتور و در سال ۵۱۰ کنسول دست یافت. اولین اقدامات ثبت‌شده او از طرف حاکم استروگوت شامل تحقیق درباره ادعاهایی بود که مبنی بر اینکه صاحب حقوق تئودوریک، محافظان آب تئودوریک را برای خلع کردن قفل نگهبانان آب به پادشاه معرفی کرده بود. گاندوباد از بورگوندی‌ها، و تضمین خدمات یک نوازنده غناز برای اجرا برای کلوویس، پادشاه فرانک‌ها.

در تسلیت، بوئتیوس اظهار می‌دارد که، علی‌رغم موفقیت‌های شخصی‌اش، او بزرگترین دستاورد خود را انتخاب هر دو پسرش به عنوان 2 پسرانش در خدمت تئودوریک می‌دانست. امپراتوری این انتصاب پسران او تمایز بی‌سابقه‌ای بود، نه تنها به این دلیل که بر حمایت تئودوریک از بوئتیوس تأکید می‌کرد، بلکه به این دلیل که امپراتور بیزانس جاستین اول نامزدی خود را به عنوان نشانه حسن نیت واگذار کرده بود و در نتیجه پسران بوئتیوس را تأیید می‌کرد. در همان سال با انتصاب پسرانش، خود بوئتیوس به سمت magister officiorum ارتقا یافت و رهبری تمام امور دولت و کاخ را بر عهده گرفت. او با بازگویی این مناسبت نوشت که «بین دو کنسول چنان نشست که گویی این یک پیروزی نظامی بود، [اجازه داد] بزرگواری‌های من، وحشیانه‌ترین انتظارات مردمی را که در صندلی‌هایشان در اطراف [من] جمع شده بودند برآورده کند.»

چالش‌های بوئتیوس در یک سال پس از انتصاب او به عنوان magister در مقام مسئول ظاهر شد: فساد در دربار روم، او تلاش های خود را برای مقابله با دسیسه های Triguilla، مباشر خانواده سلطنتی بازگو می کند. رویارویی او با وزیر گوتیک، کونیگاست، که در پی «بلعیدن مواد فقرا» بود. و مداخله او، با استفاده از قدرت سلطنتی، برای توقف یک محموله مواد غذایی از کامپانیا که در صورت تحویل، قحطی مداوم در منطقه را تشدید می کرد، متوقف کرد. این اقدامات بوئتیوس را به چهره‌ای نامحبوب در میان مقامات دربار تبدیل کرد، اگرچه او از تئودوریک برخوردار بود.

سقوط و مرگ

در سال 520، بوئتیوس درگیر تلاش‌هایی برای بازگرداندن دوستی بین سرتیر روم و مقر قسطنطنیه شد - اگرچه هر دو نهاد کلیسایی در آن زمان هنوز بخشی از یک کلیسا بودند، اختلافات نوپایی بین آنها ظاهر شد. این ابتکار ممکن است به طور بالقوه آغازگر رشته ای از وقایع باشد که به از دست دادن لطف سلطنتی او منجر شود. پنج قرن بعد، این اختلافات در انشقاق شرقی-غربی در سال 1054 به اوج خود رسید، که ارتباط بین کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتدکس شرقی را از بین برد.

در سال 523، بوئتیوس کاهش شدید قدرت را تجربه کرد. پس از مدتی زندانی شدن در پاویا به دلیل آنچه جرم خیانت آمیز تلقی می شد، در سال 524 اعدام شد. گزارش های تاریخی تا حد زیادی در مورد حقایق این رویدادها موافق هستند. در جلسه شورای سلطنتی که در ورونا تشکیل شد، referendarius، Cyprianus، کنسول سابق Caecina Decius Faustus Albinus را به مکاتبه خیانت آمیز با جاستین اول متهم کرد. این دروغ است، پروردگار من، پادشاه."

سیپریانوس متعاقباً بوئتیوس را در همان جرم دخیل کرد و سه نفر را معرفی کرد که ادعا کردند شاهد این تخلف بوده‌اند. بوئتیوس و باسیلیوس دستگیر شدند. در ابتدا، این دو در داخل غسل تعمید یک کلیسا محبوس شدند. پس از آن، بوئتیوس به املاک روستایی دورافتاده معروف به Ager Calventianus تبعید شد و در نهایت در آنجا اعدام شد. اندکی پس از آن، تئودوریک دستور اعدام سیمماخوس، پدرزن بوئتیوس را صادر کرد، به گفته پروکوپیوس، توطئه مشترک ادعایی آنها برای برانگیختن یک انقلاب، و متعاقباً مصادره دارایی های آنها. جفری ریچاردز خاطرنشان می کند که "واقعیت های اساسی پرونده بلامنازع است" و افزود: "آنچه در مورد این توالی وقایع مورد مناقشه قرار می گیرد، تفسیر مناسب آنهاست." بوئتیوس ادعا کرد که جرم او شامل جستجوی "ایمنی مجلس سنا" است. او سه شاهدی را که علیه او شهادت می‌دهند، بدنام توصیف کرد: باسیلیوس به دلیل بدهکاری از خدمت سلطنتی اخراج شده بود، در حالی که ونانتیوس اوپیلیو و گودنتیوس به دلیل فعالیت‌های کلاهبرداری تبعید شده بودند. برعکس، گزارش های تاریخی دیگر این افراد را به طرز قابل توجهی مطلوب تر نشان می دهند. کاسیودوروس سیپریانوس و اپیلیو را "کاملاً دقیق، عادل و وفادار" توصیف کرد و همچنین به روابط خانوادگی آنها به عنوان برادر و نوه کنسول اوپیلیو اشاره کرد.

تئودوریک تهدیدی را از شرایط حاکم بین‌المللی درک کرد. حل و فصل انشعابات آکاسی، اشراف مسیحی نیقیه را برانگیخت که در قلمرو او تلاش کنند تا ارتباط خود را با قسطنطنیه دوباره برقرار کنند. همزمان، هیلدریک کاتولیک به تاج و تخت وندالیک صعود کرد و مرگ خواهر تئودوریک، آمالافریدا را تنظیم کرد، در حالی که آریایی‌ها در شرق با آزار و شکنجه روبرو بودند. علاوه بر این، ارتباطات قبلی بوئتیوس با تئودهاد ظاهراً او را در مناقشه جانشینی که پس از مرگ زودهنگام یوتاریک، وارث تعیین شده تئودوریک به وجود آمد، موقعیت نامطلوبی داشت.

منابع تاریخی گزارش های متفاوتی را در مورد روش اعدام بوئتیوس ارائه می دهند. ممکن است سر او را بریده اند، با گلوله کشته شده یا به دار آویخته شده باشند. این احتمال وجود دارد که او شکنجه‌ای را تحمل کرده باشد که شامل طنابی که دور سرش بسته شده بود، و به دنبال آن تا زمانی که چشم‌هایش بیرون زده و به شکستگی جمجمه منتهی می‌شود، کوبید. پس از مرگی دردناک، بقایای او در کلیسای سن پیترو در سیل دورو در پاویا دفن شد، مکانی که به عنوان مقبره آگوستین کرگدن نیز عمل می‌کرد. دارایی‌های او توقیف شد و همسرش، روستیسیانا، در نتیجه فقیر شد.

از لحاظ تاریخی، محققان در تطبیق هویت یک مسیحی متدین با هویت یک یونانی عمیق با مشکل مواجه شده اند. این نگرانی ها اساساً از عدم اشاره به عیسی یا دیگر شخصیت های مسیحی در تسلیت بوئتیوس سرچشمه می گیرد. آرنالدو مومیلیانو معتقد است که "بوئتیوس بت پرستی را پذیرفت. ایمان مسیحی او از هم پاشید - به قدری از هم پاشید که شاید او از ناپدید شدن آن بی خبر بود." برعکس، بسیاری از محققان دیدگاه دیگری را اتخاذ می‌کنند، آرتور هرمان بیان می‌کند که بوئتیوس «کاتولیک ارتدوکس غیرقابل تزلزل» است و توماس هوجکین تأیید می‌کند که نسخه‌های خطی تازه کشف‌شده «به‌طور واضح هویت مسیحی بوئتیوس را نشان می‌دهند». محیط فکری که او در آن شرکت داشت، ارزشی برابر برای سنت‌های فرهنگی کلاسیک و مسیحی قائل بود.

کارهای اصلی

De consolatione philosophiae

مشهورترین ساخته بوئتیوس تسلیت فلسفه (De conssolatione philosophiae است)، که در مرحله پایانی زندگی حرفه ای خود در حالی که در زندان بود و در انتظار اعدام بود نوشته شد. این رساله گفتمانی خیالی را بین بوئتیوس و فلسفه ارائه می‌کند که به عنوان یک شخصیت زن تجسم یافته است، و ادعا می‌کند که علی‌رغم نابرابری‌های ظاهری جهان، قدرت بالاتری به معنای افلاطونی وجود دارد که همه پدیده‌های دیگر تحت مشیت الهی تابع آن هستند. ترجمه و چاپ در سراسر اروپا از اواخر قرن 15 به بعد. جدای از تسلی فلسفه، تلاش فراگیر زندگی او تلاشی عمدی برای حفاظت از دانش کلاسیک باستان، به ویژه در حوزه فلسفه بود. بوئتیوس این آرزو را داشت که مجموعه کامل نوشته های ارسطو و افلاطون را از یونانی اصلی آنها به لاتین ترجمه کند.

De topicis differentiis

ترجمه‌های جامع او از رساله‌های منطقی ارسطو تنها بخش‌های قابل توجهی از مجموعه ارسطو را تشکیل می‌دهد که از قرن ششم تا کشف مجدد وسیع‌تر فیلسوف در قرن دوازدهم در جهان مسیحیت لاتین قابل دسترسی است. با این وجود، برخی از ترجمه‌های او، از جمله شرح توپوها در موضوعات، تفسیر شخصی او را در بر می‌گیرد و بدین ترتیب مفاهیم فلسفی ارسطویی و افلاطونی را با هم ترکیب می‌کند.

تفسیرهای اصلی دیگر موجود نیستند. بوئتیوس فراتر از تفسیر خود بر موضوعات، دو رساله مهم در مورد استدلال موضوعی نوشت: در Ciceronis Topica و De topicis differentiis. رساله قبلی که شامل شش کتاب است، در درجه اول به عنوان یک تعامل انتقادی با موضوع سیسرو عمل می کند. کتاب اول In Ciceronis Topica با تقدیم به پاتریسیوس شروع می شود. این اثر تمایزات و ادعاهای مهم فلسفی را که در چارچوب گسترده‌تر فلسفی بوئتیوس، از جمله دیدگاه او در مورد کارکرد فلسفه به عنوان «تأسیس [برقراری] داوری ما در مورد حکومت بر زندگی»، در کنار تعاریف منطق برگرفته از افلاطون، ارسطو، و کیسرو، روشن می‌کند. بوتیوس منطق را به سه عنصر تشکیل‌دهنده دسته‌بندی می‌کند: تعریف، تقسیم و استنتاج.

بوتیوس سه دسته مجزا از استدلال‌ها را مطرح می‌کند: آن‌هایی که مبتنی بر ضرورت هستند، آن‌هایی که متکی به باورپذیری آماده هستند، و آن‌هایی که با سفسطه مشخص می‌شوند. او با پایبندی به اصول ارسطویی، یک طبقه از موضوع را به عنوان گزاره حداکثر تعریف می کند، که بیانیه ای است که نشان داده می شود یا جهانی است یا به راحتی قابل اعتبار است. دسته دوم موضوعات، که *تفاوت*ها نامیده می شود، به عنوان «موضوعاتی که حاوی و شامل گزاره های حداکثر هستند» توصیف می شوند، که نشان دهنده روشی برای طبقه بندی موضوعاتی است که بوتیوس به سیسرو نسبت می دهد.

کتاب II به دو دسته موضوع می پردازد: موضوعاتی که از مفاهیم مرتبط مشتق شده اند و موضوعاتی که از منابع بیرونی سرچشمه می گیرند. کتاب III به بررسی روابط متقابل بین موضوعات مورد بررسی از طریق موضوعات، خود موضوعات و ماهیت اساسی تعریف می‌پردازد. کتاب IV تجزیه و تحلیلی از تقسیم‌بندی، تعیین و ساختارهای رابطه‌ای مختلف بین موجودیت‌ها (مانند جفت‌سازی، شمارش، جنس، و گونه‌ها) ارائه می‌کند. بوئتیوس پس از بررسی جامع اصطلاحات خود، کتاب V را به بررسی منطق رواقی و اصول ارسطویی علیت اختصاص می دهد. کتاب VI ارتباطی بین ماهیت موضوع و مفهوم علل برقرار می کند.

رساله In Topicis Differentiis شامل چهار کتاب است. کتاب I ماهیت ترکیبی موضوعات بلاغی و دیالکتیکی را بررسی می‌کند و هدف اصلی بوتیوس این است که «نشان دهد موضوعات چیست، تفاوت‌های آنها چیست و کدام‌یک برای چه قیاس‌هایی مناسب هستند». او بین برهان، که به عنوان چیزی که باور را ایجاد می کند، تعریف می شود، و استدلال، که به عنوان چیزی که نشانی از اعتقاد را ارائه می دهد، تفکیک می کند. گزاره ها به سه قسم کلی، خاص و میانی دسته بندی می شوند. این تمایزات و تمایزات دیگر مربوط به هر دو اشکال بلاغی و دیالکتیکی استدلال موضوعی است. کتاب‌های II و III عمدتاً به موضوعاتی در دیالکتیک، به‌ویژه قیاس‌ها می‌پردازند، در حالی که کتاب IV بر روی آهنگ، واحد اساسی مبحث بلاغی تمرکز دارد. استدلال موضعی عنصر بنیادی درک بوتیوس از دیالکتیک را تشکیل می دهد که «نتیجه گیری های مقوله ای به جای مشروط» را به دست می دهد، و در آنجا او شناسایی یک استدلال را به عنوان کشف یک اصطلاح میانی که قادر به پیوند دو عبارت نتیجه مورد نظر است، مفهوم می کند.

این متون نه تنها برای توسعه موضوعی مهم، بلکه برای مطالعه انتقادی تاریخی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. بوئتیوس تا حد زیادی به احیای موضوعات ارسطو و سیسرو نسبت داده می شود. سنت بوئتی ها از بحث های موضعی تأثیر قابل توجهی در قرون وسطی و در اوایل رنسانس اعمال کرد، همانطور که مشاهدات علمی نشان می دهد: "برای مثال در آثار اوکام، بوریدان، آلبرت ساکسونی و شبه اسکاتوس، بسیاری از قواعد پیامد شباهت زیادی دارند یا به طور مستقیم به تاثیرات خاص Boethis شباهت دارند... و غیرمستقیم، این سنت بسیار زیاد است."

در De Topicis Differentiis، بوتیوس سهمی متمایز از گفتمان علمی در مورد دیالکتیک و بلاغت ارائه کرد. چارچوب بوئتیوس برای استدلال موضوعی، دسته بندی جدیدی را برای موضوعاتی که قبلاً توسط ارسطو و سیسرو بررسی شده بود، معرفی می کند. قابل توجه، "برخلاف ارسطو، بوئتیوس دو نوع مختلف موضوع را می شناسد." او نوع اول را به عنوان یک گزاره حداکثری (maxima propositio) یا اصل اساسی می شناسد. با این حال، نوع دوم را به عنوان تفاوت یک گزاره حداکثر تعیین می کند. گزاره‌های حداکثر به‌عنوان «گزاره‌هایی [که] فی‌نفسه شناخته شده‌اند، و هیچ دلیلی برای آن‌ها یافت نمی‌شود» مشخص می‌شوند.

مفهوم اثبات، یا ساخت استدلال، اساساً بر حقایق بدیهی یا شواهدی متکی است که آن‌قدر به‌طور کلی درک شده و در استدلال منطقی یکپارچه هستند که نیازی به تأیید قبلی ندارند. این گزاره های بنیادی باید ذاتاً صادق باشند. همان‌طور که استامپ توضیح می‌دهد، «نقش گزاره‌های حداکثر در استدلال، اطمینان از صدق یک نتیجه‌گیری با اطمینان از صدق مقدمات آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم است». چنین گزاره هایی در فرمول بندی استدلال ها از طریق تفاوت، که دومین عنصر چارچوب نظری بوتیوس را تشکیل می دهد، کمک می کند. این عنصر نشان دهنده «جنس واسطه در استدلال» است. بنابراین، در حالی که گزاره‌های حداکثر پایه‌ای منطقی برای استدلال‌ها ایجاد می‌کنند، تفاوت‌ها برای نمایش و ساخت آنها ضروری است.

بوئتیوس "تفاوت" را به عنوان "موضوعات استدلال" تعریف می کند، و اظهار می دارد که "موضوعاتی که تفاوت گزاره های [حداکثر] هستند، جهانی تر از آن گزاره ها هستند، همانطور که عقلانیت جهانی تر از انسان است." این تعریف نشان دهنده دومین سهم متمایز بوئتیوس در نظریه بلاغی است. تفاوت در ارتباط با گزاره‌های حداکثر عمل می‌کند، و به کار می‌رود که «برای یافتن گزاره‌های حداکثر و نیز اصطلاحات میانی» که مقدمات برگرفته از گزاره‌های حداکثری هستند، استفاده می‌شود.

اگرچه بوئتیوس از موضوعات ارسطو الهام می‌گیرد، Different. بوئتیوس differentiae را به‌عنوان گزاره‌های منفرد ساختار می‌دهد، در تضاد با روش ارسطو برای سازمان‌دهی آنها به دسته‌های تعمیم‌یافته. استامپ این تمایز را روشن می‌کند و اشاره می‌کند که تفاوت‌های بوثی برخلاف چهار گروه مجزای موضوعات ارسطو، «به صورت کلمات یا عباراتی بیان می‌شوند که بسط آن‌ها در گزاره‌های مناسب نه مورد نظر است و نه به راحتی قابل تصور است». در حالی که ارسطو صدها موضوع را در این چهار گروه فهرست کرد، بوئتیوس بیست و هشت "موضوع" را ارائه کرد که "بسیار منظم در بین خود" هستند. تشخیص این تفاوت برای درک موقعیت منحصربه‌فرد بوئتیوس در تاریخ نظریه‌های بلاغی بسیار مهم است. بوئتیوس با بررسی «تز» و گزاره‌های فرضی دیالکتیک را توضیح می‌دهد و می‌گوید: «دو نوع سؤال وجود دارد. یکی آن چیزی است که دیالکتیسین‌ها [یونانی] آن را «تز» می‌نامند. این همان سؤالی است که درباره چیزهایی می‌پرسد و درباره آن بحث می‌کند که از ارتباط با شرایط دیگر خارج شده‌اند. خوب؟ [یا] "آیا باید ازدواج کرد؟" دیالکتیک هم «موضوعات دیالکتیکی» و هم «موضوعات دیالکتیکی- بلاغی» را در بر می گیرد، که همه آنها در De Topicis Differentiis بررسی می شوند. به طور خاص، دیالکتیک، به ویژه در کتاب اول، بخش مهمی از گفتار بوتیوس در مورد موضوعات را تشکیل می دهد.

بوتیوس قصد داشت گفتگوهای افلاطون را به طور کامل ترجمه کند. با این حال، هیچ ترجمه باقی‌مانده‌ای مشخص نیست، و همچنین مشخص نیست که آیا این پروژه تاکنون آغاز شده است.

حسابی

بوئتیوس وظیفه انتقال فرهنگ غنی یونانی-رومی را به نسل‌های بعدی با تألیف دستورالعمل‌های آموزشی در مورد موضوعاتی مانند موسیقی، نجوم، هندسه و حساب برعهده گرفت.

چندین از آثار بوئتیوس، که تأثیر قابل‌توجهی بر قرون وسطی گذاشتند، به‌عنوان کتاب‌های آموزشی در مورد موسیقی، نجوم، هندسه، و حساب. قابل توجه، بوئتیوس تفسیری بر ایزاگوگ پورفیری نوشت که مسئله کلیات را برجسته کرد: به طور خاص، اینکه آیا این مفاهیم صرف نظر از تفکر انسان، وجود مستقلی دارند یا صرفاً به عنوان سازه های ذهنی وجود دارند. این تحقیق در مورد وضعیت هستی شناختی ایده های جهانی به یکی از برجسته ترین مناقشات فلسفی در طول دوره قرون وسطی تبدیل شد.

فراتر از این آثار پیشرفته فلسفی، بوئتیوس به ترجمه متون یونانی مهم مربوط به کوادریویوم نیز اعتبار دارد. اقتباس او از رساله حساب نیکوماخوس (Destitute arithmetica libri duo) و کتاب درسی او در موسیقی (Destitute musica libri quinque، اثری ناتمام) به طور قابل توجهی بر برنامه های درسی قرون وسطی تأثیر گذاشت. De arithmetica با کاوش در محاسبات مدولار، شامل مفاهیمی مانند اعداد زوج و فرد، طبقه‌بندی‌های زوج، زوج و فرد و عجیب و غریب شروع می‌شود. پس از آن، او به طبقه بندی های عددی پیچیده و بخش های اعداد می پردازد. ترجمه های او از اقلیدس در مورد هندسه و بطلمیوس در مورد ستاره شناسی، اگر تا به حال کامل شود، دیگر موجود نیست. بوئتیوس ترجمه‌های لاتینی از De interpretatione و دسته‌ها ارسطو را همراه با تفسیر ارائه کرد. جیمز استوارت بدی در مقاله خود کلاسیک های باستانی در کتابخانه های قرون وسطی، محبوبیت گسترده آثار ارسطو در قرون وسطی را به تلاش های بوتیوس در حفظ متون متعدد فیلسوف نسبت می دهد.

موسیقی مؤسسه

Boethius Destitute musica، همچنین به عنوان De musica شناخته می شود، به عنوان یکی از اولین رساله های موسیقی بین 21 و 19 نگارش شده در 4 رساله موسیقایی به چاپ رسیده است. اوایل قرن ششم، درک موسیقی یونان باستان توسط نظریه پردازان قرون وسطی از قرن نهم به بعد را تسهیل کرد. بوئتیوس با تکرار پیشینیان یونانی خود اظهار داشت که حساب و موسیقی به طور ذاتی به هم مرتبط هستند و درک متقابل را تقویت می کنند و به طور جمعی اصول بنیادی نظم و هماهنگی کیهانی را همانطور که در دوره او فهمیده می شد نشان می دهند.

در De musica I.2، Boethius "musica instrumentis" را به عنوان موسیقی تولید شده توسط عناصر تحت کشش (مانند تار)، توسط باد (به عنوان مثال، aulos)، توسط آب، یا از طریق سازهای کوبه ای (مانند سنج) مشخص می کند. بوئتیوس خود اصطلاح «instrumentalis» را که بعداً توسط آدالبولد دوم از اوترخت (975–1026) در Epistola cum tractatu معرفی شد، به کار نمی برد. این اصطلاح از قرن سیزدهم به بعد رواج قابل توجهی پیدا کرد. علاوه بر این، در این متون بعدی، musica instrumentalis به طور قطعی با موسیقی قابل شنیدن به طور گسترده پیوند خورد، که ترکیبات آوازی را در بر می گرفت. در حالی که محققان به طور متعارف فرض می کنند که بوتیوس به طور مشابه این ارتباط را برقرار کرده است، به طور بالقوه تحت مقوله سازهای بادی ("administratur ... aut spiritu ut tibiis")، خود بوئتیوس هرگز به صراحت "instrumentalis" را از "instrumentis" در گزارش مختصر خود متمایز نمی کند.

در یک بخش از موسیقی خود i به قدری طبیعی با ما متحد است که حتی اگر بخواهیم نمی توانیم از آن رها شویم.» در سراسر قرون وسطی، نوشته‌های بوئتیوس با متون مختلفی مرتبط بود که در آموزش هنرهای لیبرال به کار می‌رفتند. اگرچه او صراحتاً بر موضوع بی اهمیت تمرکز نکرد، اما رساله های متعددی در توضیح اصول بلاغت، دستور زبان و منطق تألیف کرد. کمک های او به این رشته ها به طور گسترده در دوره قرون وسطی برای مطالعه سه هنر ابتدایی مورد استفاده قرار گرفت. مورخ R. W. Southern به طور معروف بوئتیوس را به عنوان "مدرس اروپای قرون وسطی" توصیف می کند.

ترجمه آلمانی اسکار پل در سال 1872 از "De Musica" اثر بزرگ او محسوب می شود.

Opuscula Sacra

بوتیوس همچنین رساله‌های الهیاتی مسیحی تألیف کرد که از الهیات ارتدوکس حمایت می‌کرد و در عین حال آریانیسم و دیگر آموزه‌های مسیحی دگرگرا را محکوم می‌کرد.

پنج اثر الهیات شناخته شده است:

نوشته‌های الهیاتی بوئتیوس به‌طور قابل‌توجهی بر گفتمان فلسفی قرون وسطایی، به‌ویژه در حوزه‌های منطق، هستی‌شناسی و متافیزیک تأثیر گذاشت.

تاریخ کار

تاریخ ترکیب

میراث

ادوارد کنارد رند بوئتیوس را "آخرین فیلسوف رومی و اولین متکلم متکلم" توصیف کرد. اگرچه رساله های ریاضی او در دانشگاه های نوپا مورد استفاده قرار گرفت، میراث ماندگار بوئتیوس، که در قرون وسطی و پس از آن گسترش یافت، عمدتاً توسط آخرین اثر او، تسلی فلسفه تثبیت شد. این متن اصلی به عنوان گفت و گوی بین بوئتیوس ساخته شده است، که در ابتدا تلخی و ناامیدی را در دوران حبس او بیان می کند، و روح تجسم یافته فلسفه، که به عنوان شخصیتی تجسم خرد و شفقت به تصویر کشیده شده است. تسلیت که در بخش‌های متناوب نثر و منظوم ارائه می‌شود، از پذیرش ناملایمات از طریق جدایی فلسفی از بدبختی حمایت می‌کند.

عناصر اثر روش سقراطی را که در گفت‌وگوهای افلاطون یافت می‌شود، تداعی می‌کند، که در آن روح فلسفه و پاسخ‌های عاطفی او را به سختی به بوته می‌اندازد. این متن به طور مشخص توسط شاه آلفرد به انگلیسی باستان و متعاقباً توسط چاسر و ملکه الیزابت به انگلیسی ترجمه شد. نسخه‌های خطی متعددی تأثیر گسترده آن را تأیید می‌کنند که از قرن چهاردهم به بعد در سراسر اروپا ویرایش، ترجمه و چاپ شده‌اند.

"چرخ بوئتیوس" اعتقاد بوئتیوس را مفهوم‌سازی می‌کند که تاریخ به‌عنوان یک فرآیند چرخه‌ای عمل می‌کند، استعاره‌ای که اغلب در استعاره‌اش استفاده می‌شود این مفهوم در سراسر قرون وسطی محبوبیت قابل توجهی داشت و امروزه نیز به آن اشاره می شود. بر اساس این مدل، چرخش چرخ حکم می کند که افراد صاحب قدرت و ثروت در نهایت افول خواهند کرد، در حالی که دیگران ممکن است از فقر به سربلندی صعود کنند. برعکس، کسانی که در موقعیت های عظمت هستند ممکن است دچار تغییر سرنوشت شوند. این نقوش به طور گسترده در هنر قرون وسطی به تصویر کشیده شد و فراز و نشیب وجود انسان را به تصویر کشید. ارجاعات ادبی به "چرخ بوئتی" در متون قرون وسطی رایج است، از عاشقانه گل سرخ تا آثار شوسر.

De topicis differentiis به عنوان متن اساسی برای یکی از اولین رساله های منطقی قدیمی که توسط یک مجموعه فرانسوی و اروپایی به زبان انگلیسی خاص ترجمه شده است، استفاده می شود. انطاکیه در سال 1282.

تعداد

در قرن‌های پس از مرگش، بوئتیوس به عنوان یک شهید مسیحی مورد احترام قرار گرفت. در حال حاضر، او به طور رسمی به عنوان یک قدیس و شهید در سنت مسیحی شناخته می شود، و نام او در شهادت شناسی رومی آمده است، اگرچه واتکینز در مورد "وضعیت او به عنوان شهید" اظهار نظر می کند. احترام او به ویژه در پاویا، جایی که مقدس بودن او در سال 1883 به طور رسمی تأیید شد، و در کلیسای سانتا ماریا در پورتیکو در رم مشاهده می شود. روز جشن او در 23 اکتبر برگزار می شود، تاریخی که گاهی اوقات به عنوان سالگرد مرگ او ذکر می شود. در Martyrologium Romanum معاصر، جشن او در آن اسقف نشین خاص محلی باقی می ماند. پاپ بندیکت شانزدهم با پیوند دادن بینش فلسفی خود به مفهوم مشیت الهی، اهمیت معاصر بوئتیوس را برای مسیحیان روشن کرد.

در فرهنگ عامه

در کمدی الهی دانته آلیگری، سنت توماس آکویناس روح بوئتیوس را شناسایی می‌کند، که متعاقباً در جای دیگری از شعر حماسی به او اشاره شده است.

در رمان جان کندی تول کنفدراسیون دانس‌ها، بوئت‌گرا را ترجیح می‌دهد. ایگناتیوس جی. ریلی. مفهوم "چرخ بوئتی" به عنوان یک عنصر موضوعی تکرارشونده در سراسر کتاب عمل می کند که در سال 1981 جایزه پولیتزر را برای داستان اعطا کرد.

C. اس. لوئیس در فصل 27 کار خود، نامه های نوار پیچی به بوئتیوس اشاره می کند.

بوتیوس همچنین در فیلم مردم مهمانی 24 ساعته در سال 2002 به تصویر کشیده شده است، با کریستوفر اکلستون که نقش را به تصویر می کشد.

یک حفره ماه به شکل افتخاری بوته طراحی شده است. 1976.

عنوان کتاب آلن دو باتن، تسلی‌های فلسفه، از تسلیت بوئتیوس سرچشمه گرفته است.

کدکس حاوی تسلی فلسفه بوئتیوس عنصر اصلی محقق متأخر را تشکیل می دهد، رمان لرد پیتر ویمزی که توسط جیل پاتون والش نوشته شده است.

یادداشت ها

مراجع

منابع

کتاب
مقالات مجلات
پیوندهای وب

انتشارات علمی

اطلاعات مربوط به Blessed Severinus Boethius در فهرست مقدس مقدس موجود است.

منبع: بایگانی آکادمی TORIma
Ev rûpel ji bo arşîva zanînê ya TORÎma Akademî hatiye amadekirin. Agahî, wêne û lînkên derve dikarin li gorî çavkaniyên vekirî bên nûkirin.

درباره این نوشته

درباره Boethius

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، آثار، اندیشه‌ها و جایگاه فلسفی Boethius.

برچسب‌های موضوع

درباره Boethius Boethius کیست زندگی Boethius آثار Boethius فلسفه Boethius اندیشه‌های Boethius

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Boethius کیست؟
  • Boethius چه آثاری نوشت؟
  • فلسفه Boethius چیست؟
  • چرا Boethius مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه