جان استوارت میل (20 مه 1806 - 7 مه 1873) فیلسوف، اقتصاددان سیاسی، سیاستمدار و کارمند دولتی انگلیسی بود. او که به عنوان یک شخصیت محوری در توسعه لیبرالیسم و لیبرالیسم اجتماعی شناخته شد، کمک های گسترده ای به نظریه اجتماعی، نظریه سیاسی و اقتصاد سیاسی کرد. دایره المعارف فلسفه استنفورد او را به عنوان «مؤثرترین فیلسوف انگلیسی زبان قرن نوزدهم» معرفی می کند و به بیان آزادی او به عنوان یک اصل که از آزادی فردی در برابر اقتدار دولتی و اجتماعی کنترل نشده حمایت می کند، اشاره می کند. میل از اصلاحات سیاسی و اجتماعی مختلف، از جمله نمایندگی تناسبی، رهایی زنان، و تأسیس سازمانهای کارگری و تعاونیهای کشاورزی حمایت کرد.
جان استوارت میل (زاده ۲۰ مه ۱۸۰۶ – درگذشته ۷ مه ۱۸۷۳) فیلسوف، اقتصاددان سیاسی، سیاستمدار و کارمند دولتی انگلیسی بود. او که یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ لیبرالیسم و سوسیال لیبرالیسم بود، به تئوری اجتماعی، نظریه سیاسی و اقتصاد سیاسی کمک زیادی کرد. او که توسط دایرهالمعارف فلسفه استنفورد به عنوان «بانفوذترین فیلسوف انگلیسیزبان قرن نوزدهم» شناخته میشود، آزادی را توجیهکننده آزادی فرد در تقابل با کنترل نامحدود دولتی و اجتماعی میدانست. او از اصلاحات سیاسی و اجتماعی مانند نمایندگی متناسب، رهایی زنان، و توسعه سازمانهای کارگری و تعاونیهای مزرعه حمایت میکرد.
طبق دایرهالمعارف کلمبیا، میل گهگاه به ایدههای سوسیالیستی نزدیک میشد، موضعی نظری که پیشینیانش آن را قابل اعتراض میدانستند. او یکی از مدافعان مهم سودگرایی بود، چارچوبی اخلاقی که در ابتدا توسط سلف او، جرمی بنتام، تدوین شد. میل همچنین به مطالعه روششناسی علمی کمک کرد، اگرچه درک او از این موضوع عمدتاً از آثار سایر محققان، بهویژه ویلیام ویول، جان هرشل، و آگوست کنت، و نیز تحقیقاتی که الکساندر بین از طرف او انجام شد، نشأت میگرفت. او در یک مناظره کتبی با ویول شرکت کرد.
به عنوان یکی از اعضای حزب لیبرال و یکی از نویسندگان متن مهم فمینیستی موضوع زنان (1869)، میل دارای تمایز دومین نماینده مجلس است که از حق رای زنان دفاع می کند، پس از هنری که هانت در مفهوم هنری1832 خود در1832 ارائه شده است. مقاله درباره آزادی (1859) همچنان به شکل گیری یک عنصر اساسی از فلسفه سیاسی معاصر ادامه می دهد، با نسخه ای که به طور سنتی به رئیس جمهور لیبرال دموکرات ها - حزب جانشین وابستگی سیاسی خود میل - به عنوان نماد موقعیت آنها ارائه می شود.
بیوگرافی
جان استوارت میل در خیابان رادنی شماره 13 در پنتونویل به دنیا آمد، منطقه ای که در آن زمان در حاشیه پایتخت قرار داشت و در حال حاضر در مرکز لندن واقع شده است. او پسر ارشد هریت بارو و جیمز میل، فیلسوف، مورخ و اقتصاددان اسکاتلندی بود. جان استوارت تحصیلات خود را نزد پدرش دریافت کرد، او با مشاوره و حمایت جرمی بنتام - که جیمز میل قبلاً به عنوان نویسنده ارواح برای او خدمت کرده بود - و فرانسیس پلیس کمک گرفت. تربیت او بسیار سخت بود و او عمداً از تعامل با همسالانش جدا از خواهر و برادرش جدا بود. پدرش که از شاگردان بنتام و طرفدار انجمن گرایی بود، صراحتاً به دنبال پرورش عقلی شگرف بود که قادر به پیشبرد اصول و کاربرد سودگرایی پس از مرگ او و بنتام بود.
میل در دوران کودکی خود زودرسی قابل توجهی از خود نشان داد. زندگینامه او جزئیات تحصیلاتش را شرح می دهد. در سن سه سالگی، یادگیری یونانی را آغاز کرد. او قبل از رسیدن به سن هشت سالگی، خواندن افسانه های ازوپ، آناباسیس گزنفون و کل هرودوت را به پایان رسانده بود و علاوه بر آشنایی با آثار لوسیان، دیوژن لائرتیوس، ایزوکراتس و شش دیالوگ افلاطون. علاوه بر این، او متون تاریخی را به طور گسترده به زبان انگلیسی خوانده بود و در ریاضیات، فیزیک و نجوم آموزش دیده بود.
پس از رسیدن به سن هشت سالگی، میل مطالعاتی را در زبان لاتین، آثار اقلیدس و جبر آغاز کرد و همزمان نقش معلمی را برای خواهر و برادرهای کوچکتر خود بر عهده گرفت. در حالی که تاریخ علاقه اولیه او به خواندن باقی ماند، او به طور کامل با تمام نویسندگان استاندارد لاتین و یونانی درگیر شد و در سن ده سالگی به توانایی خواندن افلاطون و دموستنس بدون زحمت دست یافت. پدرش همچنین برای میل بسیار مهم میدانست که به مطالعه و سرودن شعر بپردازد. شایان ذکر است، یکی از تلاش های اولیه شعری او شامل ادامه ایلیاد بود. در طول اوقات فراغت، او همچنین از کاوش در علوم طبیعی و داستان های عامه پسند، از جمله آثاری مانند دن کیشوت و رابینسون کروزوئه لذت می برد.
پس از انتشار کار پدرش در سال 1818، تاریخ هند بریتانیا، میل، حدوداً دوازده سال مطالعه فشرده را مطالعه کرد. همزمان با رساله های منطقی ارسطو به زبان یونانی اصلی خود درگیر می شوند. سال بعد، معرفي او به اقتصاد سياسي بود، كه طي آن آدام اسميت و ديويد ريكاردو را در كنار پدرش مطالعه كرد و بدين ترتيب ديدگاه اقتصادي كلاسيك آنها را در مورد عوامل توليد دروني كرد. میل commptes rendus (گزارشها) از درسهای اقتصاد روزانهاش به پدرش در ترکیب عناصر اقتصاد سیاسی در سال 1821 کمک کرد، کتاب درسی با هدف انتشار اصول اقتصادی ریکاردی. با این وجود، این نشریه مورد استقبال گسترده قرار نگرفت. ریکاردو، یکی از نزدیکان پدرش، مکرراً از میل جوان برای بحث در مورد اقتصاد سیاسی در طول پیاده روی در محل اقامتش دعوت می کرد.
در چهارده سالگی، میل یک سال را در فرانسه گذراند و با خانواده سر ساموئل بنتام، برادر جرمی بنتام، و در شرکت جورج انسور که در آن زمان درگیر بحثی علیه اقتصاد سیاسی توماس مالتوس بود، اقامت کرد. مناظر کوهستانی که او با آن مواجه شد، قدردانی مادامالعمر را برای چنین مناظری تقویت کرد. شیوه زندگی پر جنب و جوش و دوستانه فرانسوی نیز عمیقاً بر او تأثیر گذاشت. او در مونپلیه در دوره های زمستانی شیمی، جانورشناسی و منطق در Faculté des Sciences ثبت نام کرد، علاوه بر این که ریاضیات عالی را دنبال کرد. در طول سفرهایش به فرانسه و بازگشت، او مدت کوتاهی در پاریس در اقامتگاه اقتصاددان برجسته ژان باپتیست سی، دوست پدر میل، اقامت کرد. در آنجا، او با چهرههای برجسته حزب لیبرال، در کنار سایر پاریسیهای سرشناس، از جمله هانری سن سیمون، ملاقات کرد.
در بیست سالگی، میل چندین ماه غم و اندوه عمیق را تجربه کرد و به خودکشی فکر کرد. طبق پاراگرافهای مقدماتی فصل پنجم زندگینامهاش، او این پرسش را مطرح کرد که آیا دستیابی به هدف اصلی زندگیاش – ایجاد جامعهای عادلانه – واقعاً برای او خوشبختی میآورد؟ پاسخ درونی او منفی بود، که منجر به از دست دادن قابل درک شادی که قبلاً از دنبال کردن این هدف حاصل می شد. در نهایت، شعر ویلیام وردزورث به او نشان داد که زیبایی شفقت را نسبت به دیگران پرورش می دهد و شادی را تحریک می کند. او با نشاط دوباره تلاش های خود را به سمت جامعه ای عادلانه آغاز کرد، اما با قدردانی بیشتر از خود سفر. او این دگرگونی را یکی از مهم ترین تغییرات در رشد فکری خود می دانست. در واقع، بسیاری از تفاوتها بین دیدگاههای او و پدرش از همین منبع گسترده رضایت سرچشمه میگیرد.
میل در یکی از سفرهای کارلایل به لندن در اوایل دهه 1830 با توماس کارلایل روبرو شد و این دو به سرعت با یکدیگر ارتباط نزدیک برقرار کردند. میل پیشنهاد کرد که انتشار آثار کارلایل را تامین مالی کند و او را تشویق کرد تا انقلاب فرانسه خود را بنویسد و مواد تحقیقاتی لازم را فراهم کند. در مارس 1835، در حالی که نسخه خطی کامل شده جلد اول در اختیار میل بود، خدمتکار خانه او ناخواسته از آن به عنوان آتش سوزی استفاده کرد و همه آنها را به جز «سه یا چهار تکه برگ» از بین برد. میل که عمیقاً ناراحت بود، به کارلایل 200 پوند (17742.16 پوند در سال 2021) به عنوان جبران خسارت پیشنهاد کرد، اگرچه کارلایل در نهایت فقط 100 پوند را پذیرفت. نابرابری های ایدئولوژیک در نهایت دوستی آنها را در طول دهه 1840 از بین برد، با این حال تأثیر اولیه کارلایل به طور قابل توجهی افکار بعدی میل را شکل داد.
میل مکاتباتی با آگوست کنت، مولد پوزیتیویسم و جامعهشناسی داشت، زمانی که میل برای اولین بار در نوامبر 1841 با کنت تماس گرفت. پوزیتیویسم کنت متعاقباً میل را بر آن داشت تا خودگرایی روانشناختی بنتام و آنچه را که او بهعنوان مفهومسازی مجزا و انتزاعی بنتام از ماهیت انسانی درک میکرد که اساساً بر قانونگذاری و سیاست متمرکز بود را رد کند. در عوض، میل به سمت دیدگاه عمومیتر کنت در مورد طبیعت انسانی گرایش پیدا کرد، که بر واقعیتهای تاریخی تأکید داشت و بیشتر با پیچیدگیهای پیچیده انسانها هماهنگ بود.
بهعنوان یک ناسازگار که از اشتراک سی و نه مقاله کلیسای انگلستان خودداری کرد، میل واجد شرایط پذیرش در دانشگاه کَمب (Oxford) نبود. در نتیجه، او به دنبال پدرش به استخدام شرکت هند شرقی درآمد و برای شنیدن سخنرانیهای جان آستین، پروفسور فقهی، به دانشگاه کالج لندن رفت. در سال 1856، او به عنوان عضو افتخاری خارجی آکادمی هنر و علوم آمریکا انتخاب شد.
تصدی جان استوارت میل به عنوان مدیر استعماری برای شرکت هند شرقی در سال 1823، زمانی که او 17 سال داشت، آغاز شد و در سال 1858، سالی که تاج پادشاهی مستقیماً سرزمینهای هندی شرکت را ضمیمه کرد، به پایان رسید و بدین وسیله کنترل مستقیم امپراتوری را برقرار کرد. تا سال 1836، میل به بخش سیاسی شرکت ارتقا یافت و بر مکاتبات مربوط به تعاملات آن با ایالت های شاهزاده نظارت داشت. آخرین ارتقاء او در شرکت در سال 1856 اتفاق افتاد، زمانی که او به عنوان بازرس مکاتبات هندی انتخاب شد. میل در آثاری مانند درباره آزادی و چند کلمه در مورد عدم مداخله اظهار داشت که تلقی کردن "هر گونه رفتاری که نسبت به مردم وحشی وجود داشته باشد به عنوان نقض قوانین ملل، فقط نشان می دهد که کسی که چنین می گوید هرگز به موضوع توجه نکرده است." او به سرعت این را با اشاره به این که چنین رفتاری "نقض اصول بزرگ اخلاق ممکن است به راحتی باشد" توصیف کرد. میل مناطقی مانند هند را به عنوان دارای جهت گیری مترقی از لحاظ تاریخی می دانست اما متعاقباً دچار رکود توسعه می شود. او ادعا کرد که چنین مناطقی نیاز به حکومت از طریق نوعی "استبداد خیرخواهانه ... به شرطی که پایان آن بهبود باشد." هنگامی که تاج پیشنهاداتی را برای کنترل مستقیم بر قلمروهای شرکت هند شرقی آغاز کرد، میل مسئولیت حمایت از حاکمیت شرکت، نگارش یادداشت بهبود در اداره هند در طول سی سال گذشته و سایر درخواست های مرتبط را به عهده گرفت. میل علیرغم پیشنهاد سمتی در شورای هند، یک نهاد مشورتی که برای وزیر امور خارجه جدید هند تأسیس شده بود، نپذیرفت و مخالفت خود را با چارچوب اداری بازنگری شده برای هند اعلام کرد.
در 21 آوریل 1851، میل پس از 21 سال دوستی نزدیک، با هریت تیلور ازدواج کرد. تیلور در زمان شروع آشنایی آنها قبلاً ازدواج کرده بود و رابطه آنها، اگرچه صمیمی بود، اما تا زمان مرگ شوهر اولش در سال 1849 به طور گسترده ای عفیف تلقی می شد. متعاقباً این زوج دو سال قبل از ازدواج خود در سال 1851 منتظر ماندند. در زمان ازدواج آنها، میل اعلامیه ای صادر کرد که به طور رسمی از حقوق قانونی بر همسرش چشم پوشی می کرد که معمولاً به قانون ویکتوریا اعطا می شد. جان استوارت میل و هریت تیلور میل بهعنوان چهرههای اساسی در توسعه تفکر اقتصادی فمینیستی شناخته میشوند. نشریات مشترک آنها، به ویژه Subjection of Women (1869) و Taylor Mill's The Enfranchisement of Women (1851)، اظهار داشتند که نابرابری جنسیتی هم یک بی عدالتی اخلاقی و هم یک ناکارآمدی اقتصادی است (هانسون، 2022؛ مک کیب، 2021). آنها با به چالش کشیدن پارادایم های اقتصادی کلاسیک که زنان را به حاشیه رانده بودند، از اصلاحات قانونی، گسترش فرصت های آموزشی و ترویج استقلال زنان دفاع کردند. مشارکتهای مفهومی آنها چارچوبی را برای اقتصاددانان فمینیست معاصر ایجاد کرد که کار بدون مزد، تفاوتهای دستمزد مبتنی بر جنسیت، و ستم سیستمی را تحلیل میکنند (مونته و مونیکا، 2023؛ کنوفر، 2023). دیدگاههای وحدتگرا و عقلگرای تیلور میل بهطور قابلتوجهی این تحلیل انتقادی را تقویت کرد، با شواهد سبکسنجی که بیشتر تأثیر قابل توجه او را بر خروجی ادبی میل اثبات میکند (اشمیت-پتری و همکاران، 2021). در حال حاضر، استدلالهای آنها در بحثهای مربوط به سرمایهداری دیجیتال، اقتصاد مراقبت و حقوق باروری مرتبط باقی میماند و چارچوبی حیاتی برای ارزیابی عدالت اقتصادی از طریق تلاقی جنسیت، کار و خودمختاری ارائه میدهد (همپتون، 2021؛ اسماژدور، 2021). تیلور که به خودی خود فردی موفق بود، تأثیر قابل توجهی بر رشد فکری و تلاش های ادبی میل در طول دوستی و ازدواج آنها داشت. ارتباط میل با تیلور به طور مشخص تعهد او را به دفاع از حقوق زنان تقویت کرد. او اظهار داشت که در تلاش های خود علیه خشونت خانگی و برای حقوق زنان، "عمدتاً برای همسرم آمانوئنسیس" بوده است. میل عقل او را به عنوان "ابزاری کامل" توصیف کرد و او را به عنوان "مهمترین واجد شرایط از همه کسانی که نویسنده می شناسد" توصیف کرد. او تأثیر او را در بازبینی نهایی در آزادی، اثری که بلافاصله پس از مرگ او منتشر شد، تصدیق کرد. تیلور در سال 1858 بر اثر احتقان شدید ریه درگذشت و تنها هفت سال با میل ازدواج کرد.
از 1865 تا 1868، میل سمت لرد رئیس دانشگاه سنت اندروز را بر عهده داشت. در طول سخنرانی افتتاحیه خود در 1 فوریه 1867، او این مشاهدات مشهور را بیان کرد که اغلب به اشتباه نسبت داده می شود، که "مردان بد به چیزی بیشتر از این که مردان خوب باید نگاه کنند و هیچ کاری انجام ندهند برای رسیدن به اهداف خود نیازی ندارند." در حالی که گنجاندن این بیانیه توسط میل در خطاب خود مستند تاریخی است، اما به معنای اصالت کامل آن نیست. همزمان، بین سال های 1865 و 1868، او به عنوان نماینده پارلمان (MP) برای شهر وست مینستر، به نمایندگی از حزب لیبرال خدمت کرد. میل به عنوان یک نماینده مجلس از کاهش بار ایرلند حمایت کرد. در سال 1866، پس از هنری هانت، دومین فردی در تاریخ پارلمان شد که از حقوق زنان دفاع کرد، موقعیتی که او در بحثهای بعدی قاطعانه از آن دفاع کرد. او همچنین به عنوان یک طرفدار سرسخت اصلاحات اجتماعی، از جمله تأسیس اتحادیه های کارگری و تعاونی های کشاورزی ظاهر شد. در ملاحظات مربوط به دولت نماینده، او اصلاحات متعددی را برای پارلمان و سیستم های رای گیری پیشنهاد کرد، به ویژه از نمایندگی تناسبی، رای واحد قابل انتقال، و گسترش حق رای حمایت کرد. در آوریل 1868، در طی یک بحث عوام، او از حفظ مجازات اعدام برای قتل تشدید شده حمایت کرد و لغو آن را به عنوان "یک زنهار در ذهن عمومی کشور" توصیف کرد. بنا بر گزارش ها، پس از پایان اولین دوره ریاست جمهوری او در سال 1868، هیچ حزبی به دلیل اعتقادات مستقل او را نامزد نکرد.
او در سال 1867 به عنوان عضو انجمن فلسفی آمریکا انتخاب شد.
او به عنوان پدرخوانده فیلسوف برتراند راسل خدمت کرد.
میل در دیدگاههای دینیاش هم به عنوان یک آگنوستیک و هم شکاک معرفی میشود. او در مورد وجود خدا آن را «فرضیه ای بسیار محتمل» بر اساس شواهد موجود دانست. علاوه بر این، او پذیرفتن اعتقاد به خدا به عنوان ابراز امیدواری یا نتیجه تلاش فرد برای درک معنای فراگیر زندگی را کاملاً منطقی و مشروع می دانست.
مطابق با سایر فیلسوفان معاصر، میل به گیاه شناسی علاقه داشت. تقریباً 1000 نمونه گیاه شناسی او در موزه Requien در آوینیون فرانسه نگهداری می شود. پس از مرگ او، دخترخواندهاش، هلن تیلور، نمونههایی را به هرباریوم کیو داد. نمونههای اضافی در نیمکره جنوبی، بهویژه در هرباریوم ملی ویکتوریا، باغهای گیاهشناسی سلطنتی ویکتوریا، استرالیا قرار دارند.
میل در ۷ مه ۱۸۷۳ در سن ۶۶ سالگی از گل سرخ در آوینیون درگذشت، جایی که در کنار همسرش دفن شد. او دارایی خود را به دختر ناتنی خود، هلن تیلور، وصیت کرد که او را نیز به عنوان مجری ادبی خود منصوب کرد.
کارها و نظریه ها
دستیابی به شادی
میل اظهار داشت که برای اکثر افراد - به ویژه آنهایی که دارای درجه متوسطی از حساسیت و ظرفیت لذت هستند - به جای تعقیب مستقیم، شادی به طور بهینه به طور تصادفی یا "عملی" به دست می آید. این رویکرد اجتناب از خودآگاهی، بررسی دقیق، بازجویی از خود، نشخوار فکری، تفکر، تخیل یا پرسش در مورد خوشبختی خود را ایجاب می کرد. تحت چنین شرایطی، و در صورت موقعیت مساعد، فرد "خوشبختی را با هوایی که تنفس می کند استشمام می کند."
یک سیستم منطق
میل درگیر گفتمان پیرامون روش علمی شد، بحثی که پس از انتشار گفتمان مقدماتی در مورد مطالعه فلسفه طبیعی توسط جان هرشل در سال 1830 تشدید شد. کار هرشل از استدلال استقرایی، حرکت از دانش تثبیت شده به ناشناخته حمایت می کرد، در نتیجه قوانین کلی را از مشاهدات خاص شناسایی می کرد و به طور تجربی این قوانین را تأیید می کرد. ویلیام ویول این عقاید را بیشتر در اثر خود در سال 1837، تاریخ علوم استقرایی، از دوران اولیه تا کنون و متعاقباً در انتشارات خود در سال 1840، فلسفه علوم استقرایی، بر اساس تاریخچه آنها توسعه داد. دیدگاه Whewell استقرا را به عنوان فرآیندی ارائه میکند که در آن ذهن مفاهیم را بر دادههای واقعی قرار میدهد و ادعا میکند که قوانین حقایق بدیهی را تشکیل میدهند که بدون نیاز به تأیید تجربی قابل تشخیص هستند.
میل در سال 1843 در سیستم منطق (با عنوان کامل نظام منطق، منطقی و استقرایی، دیدگاهی متصل به اصول شواهد، و روشهای تحقیق علمی) به این پاسخ پاسخ داد. در «روشهای میل» استقرا، مشابه قوانین هرشل، قوانین از طریق مشاهده و استدلال استقرایی شناسایی شدند که اعتبار تجربی را ضروری میکردند. ماتیلال شباهت قابل توجهی بین رویکرد تحلیلی دیگناگا و روش مشترک استقرایی توافق و تفاوت جان استوارت میل مشاهده می کند. ماتیلال همچنین احتمال زیاد مواجه شدن میل با سنت منطقی هندی را در طول دوران اقامتش در کشور مطرح کرد، حوزه ای که پس از سال 1824 توجه دانشمندان را به خود جلب کرد، اگرچه هرگونه تأثیر مستقیم بر کار خود میل تأیید نشده باقی مانده است.
استعمار
میل به پیروی از پدرش جیمز، از استعمار بریتانیا حمایت کرد. او عضویت در انجمن استعمار ادوارد گیبون ویکفیلد را داشت و میل در اثر مهم خود، اصول اقتصاد سیاسی (1848)، ویکفیلد را به خاطر "نوشته های مهمش در مورد استعمار" ستایش کرد. متعاقباً، او در مقالهاش درباره آزادی (1859)، بیان کرد که اصول آزادی مورد حمایت او در مورد «حالتهای عقبافتادهای از جامعه که در آنها خود نژاد را میتوان بهعنوان عدم عمرش در نظر گرفت» قابل اجرا نیست. میل مستعمرات یونان باستان را به دلیل «شکوفایی سریع و شگفتانگیز» آنها بهعنوان الگوی نمونهای برای تکرار ستایش کرد.
بهعنوان کارمند شرکت هند شرقی از ۱۸۲۳ تا ۱۸۵۸، میل از مفهومی دفاع کرد که او آن را «استبداد خیرخواهانه» برای اداره مستعمرات خارج از کشور نامید. او ادعا کرد:
فرض كردن اينكه همان آداب و رسوم بين المللي و قواعد اخلاقي بين المللي يكسان مي تواند بين يك ملت متمدن و ملت متمدن و بربرها حاصل شود، اشتباه بزرگي است. ... توصیف هر رفتاری که نسبت به مردم وحشی باشد نقض قوانین ملل است، فقط نشان می دهد که کسی که چنین می گوید هرگز موضوع را در نظر نگرفته است.
میل هند را "باری" برای انگلیس توصیف کرد، در حالی که همزمان استعمار بریتانیا را "موهبتی با عظمت وصف ناپذیر برای جمعیت" هند میدانست. علاوه بر این، او تایید خود را از استعمار شهرک نشینان بیان کرد. در حالی که میل به طور کلی از حاکمیت شرکت در هند حمایت می کرد، ملاحظات خاصی را در مورد برخی از سیاست های شرکت که با آنها مخالف بود ابراز کرد.
حمایت او از استعمار به مناطق دیگر، از جمله استرالیا نیز گسترش یافت. در سال 1833، میل یکی از اعضای مؤسس انجمن استرالیای جنوبی شد، سازمانی که برای حمایت از ایجاد مستعمرات در استرالیا تأسیس شد.
میل سیستم های سیاسی فدرال را به عنوان راه حلی برای بحران های سیاسی معاصر و به عنوان چارچوبی بهینه برای ساختار اجتماعی آینده بشریت تصور کرد.
فلسفه اقتصادی
در ابتدا، فلسفه اقتصادی میل با اصول بازار آزاد همسو بود. با این وجود، او مداخلات اقتصادی، مانند مالیات الکل را، مشروط بر اینکه با ملاحظات سودگرایانه کافی توجیه شود، نادیده گرفت. علاوه بر این، او مفهوم مداخله قانونی را با هدف ارتقای رفاه حیوانات تأیید کرد. اعتقاد اولیه او بر این بود که «برابری مالیات» برابر با «برابری فداکاری» است، و در نتیجه، مالیات تدریجی، با جریمه کردن کارگران و پساندازکنندگان کوشا، «شکل خفیف سرقت» را تشکیل میدهد.
با فرض یک نرخ مالیاتی یکسان بدون توجه به درآمد، میل پذیرفت که این مالیات مشمول مالیات بر ارث شود. یک جامعه فایده گرا ذاتاً شکلی از برابری اجتماعی را تأیید می کند. در نتیجه، به دست آوردن یک ارث مزیت ناروا به همراه خواهد داشت مگر اینکه مشمول مالیات شود. بنابراین، اهداکنندگان باید به دقت دریافت کنندگان کمک های خود را ارزیابی و انتخاب کنند، با توجه به اینکه سازمان های خیریه خاص دارای شایستگی بیشتری نسبت به سایرین هستند. هیئتهای خیریه عمومی، مانند نهادهای دولتی، معمولاً وجوه را به طور یکسان توزیع میکنند. برعکس، یک هیئت خیریه خصوصی، مانند یک مؤسسه مذهبی، بودجه را به طور عادلانه بر اساس نیازهای فردی تخصیص می دهد.
متعاقباً، دیدگاه های او به سمت جهت گیری سوسیالیستی تر تغییر کرد، که با گنجاندن فصل هایی در اصول اقتصاد سیاسی او که از دیدگاه های سوسیالیستی خاص حمایت می کرد و از اهداف سوسیالیستی حمایت می کرد، مشهود است. در این نشریه تجدید نظر شده، او پیشنهاد رادیکال برای لغو کل سیستم دستمزد را بیشتر پیش برد و در عوض از ساختار دستمزد تعاونی دفاع کرد. با این وجود، جنبههای خاصی از موضع او در مورد مالیات ثابت باقی ماند، اگرچه در ویرایش سوم اصول اقتصاد سیاسی اصلاح شد تا تمایزی بین محدودیتهای درآمدهای «به دست نیاورده» که او از آن حمایت میکرد و محدودیتهای مربوط به درآمدهای «بهدستآمده» که با آن مخالفت میکرد، لحاظ شود.
زندگینامه میل نشان میدهد که دیدگاههای بالغ او در مورد اقتصاد سیاسی او را «بهطور قطعی تحت عنوان کلی سوسیالیستها همسو میکند»، که منعکسکننده «ایدهآل بهبود نهایی» اوست. این تحول در اندیشه او تا حدی تحت تأثیر تعامل او با ادبیات سوسیالیستی اتوپیایی و به طور قابل توجهی از هریت تیلور بود. میل در انتشارات خود در سال 1879، سوسیالیسم ادعا کرد که فقر گسترده مشاهده شده در جوامع سرمایه داری صنعتی معاصر، "pro tanto شکست ترتیبات اجتماعی را به وجود می آورد." او همچنین اظهار داشت که تلاشها برای منطقیسازی چنین شرایطی بهعنوان پیامدهای صرفاً کاستیهای فردی، آنها را توجیه نمیکند، بلکه «ادعای مقاومتناپذیری برای هر انسانی برای محافظت در برابر رنج» ارائه میکند.
اولین بار در سال 1848 منتشر شد، اثر مهم میل، اصول، خوانندگان گسترده ای را به دست آورد و در دوران خود به متنی برجسته در اقتصاد تبدیل شد. مشابه تأثیر قبلی ثروت ملل آدام اسمیت، اصول میل متعاقباً به کتاب درسی غالب برای آموزش اقتصادی تبدیل شد. به عنوان مثال، در دانشگاه آکسفورد، تا زمانی که در سال 1919 با اصول اقتصاد مارشال جایگزین شد، به عنوان مواد درسی استاندارد عمل کرد.
انتقاد
در تحلیل انتقادی خود از اقتصاد سیاسی، کارل مارکس به میل در Grundrisse اشاره کرد و اظهار داشت که چارچوب مفهومی میل مقولههای سرمایه را به شیوهای غیرتاریخی ارائه میکند.
توماس بابینگتون مکالی معتقد است که میل، مشابه فیلسوفان اسکولاستیک، که روششناسیهای علمی آنها برنامهریزی شدهاند و انقلابهایشان به طور علمی توسعه داده شده است. بر استدلال قیاسی از گزاره های بدیهی پذیرفته شده، به جای شواهد تجربی حاصل از مشاهده عملی.
دموکراسی اقتصادی و سوسیالیسم بازار
نقد اولیه میل از سوسیالیسم بر حذف رقابتی در نظر گرفته شده متمرکز بود. او این را با بیان این جمله بیان کرد: «در حالی که من با سوسیالیستها در این بخش عملی از اهدافشان موافق و همدردی هستم، اما با آشکارترین و شدیدترین بخش آموزههای آنها، یعنی اعلامیههایشان علیه رقابت، کاملاً مخالفم». میل با وجود تمایلات برابری طلبانه، فرصت های برابر را در اولویت قرار داد و شایسته سالاری را بر سایر آرمان ها برتری داد. وی همچنین اظهار داشت که تحقق جامعه سوسیالیستی مستلزم آموزش پایه جهانی و پیشبرد دموکراسی اقتصادی بر سرمایه داری است، به ویژه از طریق جایگزینی شرکت های سرمایه داری با تعاونی های کارگری. او توضیح داد:
اما، شکل انجمنی که پیشبینی میشود در نهایت، اگر بشریت به پیشرفت خود ادامه دهد، غالب شود، یک سرمایهدار بهعنوان مدیر و کارگران فاقد ورودی مدیریتی توصیف نمیشود. در عوض، این انجمن خود کارگران است که با شرایط مساوی عمل میکنند، به طور جمعی سرمایه عملیات خود را در اختیار دارند و زیر نظر مدیرانی که آنها انتخاب میکنند و میتوانند برکنار کنند، کار میکنند.
در مشارکتهای فلسفی بالغ خود، میل از یک چارچوب اقتصادی تعاونی دفاع میکرد، و اقتصاد مبتنی بر شرکتهای تحت مدیریت کارگر را که در بازار آزاد کار میکردند، متمایز از پویایی سنتی دستمزد کارفرما-کارمند رایج در شرکتهای سرمایهداری متمایز میکرد. در نتیجه، مفاهیم میل او را به عنوان یکی از مدافعان اولیه نظریه سوسیالیسم بازار معرفی کرده است.
دموکراسی سیاسی
رساله اساسی میل در مورد دموکراسی سیاسی، ملاحظات در مورد دولت نماینده، دو اصل اساسی را بیان می کند: مشارکت گسترده شهروندان و صلاحیت آگاهانه مقامات حکومتی. این دو اصل ذاتاً یک تنش ایجاد میکنند و برخی از محققان را وادار میکند تا میل را به عنوان یک دموکرات نخبهگرا دستهبندی کنند، در حالی که برخی دیگر او را بهعنوان یکی از طرفداران اولیه دموکراسی مشارکتی معرفی میکنند. اگرچه یکی از قسمتها حاکی از تأیید او از شکلی از رأیگیری چندگانه، اعطای رأی اضافی به شهروندان توانمندتر است (موضعی که او متعاقباً آن را رد کرد)، فصل دیگر به شدت از ارزش ذاتی مشارکت جهانی شهروندان دفاع میکند. میل اظهار داشت که کمبودهای درک شده در قابلیتهای سیاسی عموم مردم را میتوان در نهایت از طریق فرصتهایی برای مشارکت سیاسی، بهویژه در سطح حکومت محلی، بهبود بخشید.
میل در میان فیلسوفان سیاسی به دلیل خدمت به عنوان یک مقام دولتی منتخب برجسته است. در طول سه سال تصدی وی در پارلمان، تمایل او برای مشارکت در سازش فراتر از آن چیزی بود که با توجه به اصول "رادیکال" بیان شده در آثار منتشر شده او پیش بینی می شد.
میل مدافع مهمی برای ارائه گسترده آموزش عمومی به طبقه کارگر بود. او ارزش ذاتی هر فرد را تشخیص داد، و اظهار داشت که افراد دارای ظرفیت ذاتی برای شکل دادن به سرنوشت خود هستند، مشروط به پرورش و تحقق توانایی های خود، که به اعتقاد او آموزش می تواند به آن دست یابد. او تعلیم و تربیت را به عنوان ابزاری در پالایش ماهیت انسان میدانست، که او آن را پرورش «تنوع و اصالت، انرژی شخصیت، ابتکار، خودمختاری، پرورش فکری، حساسیت زیباییشناختی، عدم توجه به علایق، احتیاط، مسئولیتپذیری و خویشتنداری» از جمله ویژگیهای دیگر تعریف کرد. از طریق آموزش، افراد می توانند به شهروندانی کاملاً آگاه تبدیل شوند که به ابزارهایی مجهز هستند تا شرایط خود را بهبود بخشند و انتخاب های انتخاباتی عاقلانه ای ارائه دهند. پتانسیل تحول آفرین آموزش و پرورش در ظرفیت آن قرار داشت تا به عنوان یک تساوی دهنده عمیق در بین اقشار اجتماعی عمل کند و طبقه کارگر را برای هدایت آینده خود و مبارزه مؤثر با رده های بالای جامعه توانمند سازد. میل بر نقش حیاتی آموزش عمومی در کاهش ظلم و ستم اکثریت تاکید کرد، با اطمینان از اینکه همه رای دهندگان و بازیگران سیاسی افرادی کاملاً توسعه یافته هستند. او معتقد بود که آموزش مکانیسم اساسی است که از طریق آن یک فرد میتواند به مشارکت کامل در یک دموکراسی نمایندگی دست یابد.
در مورد آموزش عالی، میل از آموزش لیبرال دفاع میکند و با استدلالهای رایجی که مدلهای آموزش عالی را منحصراً بر آموزش مذهبی یا علمی متمرکز میکنند، مقابله میکند. او در سخنرانی خود در سنت اندروز در سال 1867، از نخبگان، به ویژه آنهایی که در دانشگاههای اصلاحشده تحصیل کردهاند، خواست تا از سیاستهای آموزشی مبتنی بر اصول لیبرال حمایت کنند.
نظریههای توزیع ثروت و درآمد
در اصول اقتصاد سیاسی، میل تحلیلی از دو پدیده اقتصادی به هم پیوسته ارائه کرد: قوانین حاکم بر تولید و ثروت، و مکانیسم های توزیع آنها. در مورد اولی، او ادعا کرد که قوانین تولید، که آنها را «ویژگیهای نهایی ماده و ذهن» توصیف میکند، تغییر ناپذیرند. عامل انسانی فقط می تواند "از این ویژگی ها برای ایجاد رویدادهایی استفاده کند که ما به آنها علاقه مندیم." برعکس، او استدلال کرد که شیوههای توزیع ثروت منحصراً تابعی از نهادهای انسانی است و داراییهای فردی بهعنوان نهاد بنیادی عمل میکنند. میل معتقد بود که همه افراد باید با شرایط عادلانه شروع به کار کنند و این امر مستلزم تخصیص عادلانه ابزار تولید در بین همه اعضای جامعه است. پس از توزیع برابر اولیه اموال فردی، افراد باید اجازه داشته باشند که تلاش های خود را بدون دخالت دولت دنبال کنند. در مورد نابرابری ثروت، میل اظهار داشت که نقش دولت اجرای سیاستهای اجتماعی و اقتصادی است که برای تقویت برابری فرصتها طراحی شدهاند.
میل پیشنهاد کرد که دولت باید سه سیاست مالیاتی خاص را برای کاهش فقر اعمال کند:
- یک مالیات بر درآمد نسبتاً ارزیابی شده؛
- مالیات بر ارث. و
- یک سیاست طراحی شده برای محدود کردن مصرف انبوه.
به ارث بردن سرمایه و ثروت به طور قابل توجهی به تداوم نابرابری کمک می کند، زیرا فرصت های بیشتری را برای دریافت کنندگان اعطا می کند. راه حل پیشنهادی میل برای نابرابری ثروت ناشی از وراثت شامل اعمال مالیات بالاتر بر دارایی های موروثی بود که بر این باور بود که مالیات مهمترین کارکرد مقتدرانه دولت را تشکیل می دهد و این که اعمال عاقلانه آن می تواند برابری اجتماعی را ارتقا بخشد.
محیط زیست
در کتاب چهارم، فصل ششم از اصول اقتصاد سیاسی، با عنوان "دولت ساکن"، میل اشکالی از ثروت را که فراتر از مواد است، تصدیق کرد و ادعا کرد که رشد کنترل نشده ناگزیر به تخریب محیط زیست و کاهش کیفیت زندگی میشود. در نتیجه، او اظهار داشت که یک وضعیت ثابت ممکن است مطلوب تر از توسعه دائمی اقتصادی باشد:
بنابراین، من نمیتوانم وضعیت ساکن سرمایه و ثروت را با بیزاری بیتأثیری که اقتصاددانان سیاسی مکتب قدیمی نسبت به آن نشان میدهند، در نظر بگیرم.
اگر زمین باید بخش اعظم خوشایندی خود را که مدیون چیزهایی است که افزایش بی حد و حصر ثروت و جمعیت از آن محو میکند، از دست بدهد، صرفاً به این منظور که بتواند از جمعیتی بزرگتر، اما نه بهتر یا شادتر حمایت کند، من از صمیم قلب امیدوارم، به خاطر نسلهای آینده، آنها راضی باشند. آن را.
نرخ سود
میل اظهار داشت که روند بلندمدت اقتصادی شامل کاهش نرخ سود است که در درجه اول به کاهش بازده کشاورزی و مسیر رشد جمعیت مالتوس نسبت داده میشود.
بردگی و برابری نژادی
در سال 1850، میل به طور ناشناس نامه ای را ارسال کرد که در آن مشارکت توماس کارلایل در مجله فریزر برای شهر و کشور، که بعداً با عنوان "مسئله سیاهپوست" نام گرفت، رد کرد، جایی که کارلایل از برده داری دفاع می کرد. میل از لغو برده داری در ایالات متحده دفاع کرد و مخالفت خود را در مقاله خود در سال 1869، انحراف زنان بیان کرد:
This absolutely extreme case of the law of force, condemned by those who can tolerate almost every other form of arbitrary power, and which, of all others, presents features the most revolting to the feeling of all who look at it from an impartial position, was the law of civilized and Christian England within the memory of persons now living: and in one half of Anglo-Saxon America three or four years ago, not only did slavery exist, but the تجارت برده، و پرورش برده صراحتاً برای آن، یک روش عمومی بین دولت های برده بود. با این حال، نه تنها قدرت احساسات بیشتر علیه آن وجود داشت، بلکه حداقل در انگلستان، نسبت به هر نوع دیگر سوء استفاده مرسوم از زور، احساس یا علاقه کمتری نسبت به آن وجود داشت: زیرا انگیزه آن عشق به منفعت بود، بی اختلاط و پنهان: و کسانی که از آن سود می بردند، کسری عددی بسیار کوچکی از آن کشور بودند که به طور طبیعی به آن کشور علاقه نداشتند، در حالی که به طور طبیعی به آن علاقه نداشتند، در حالی که به آن علاقه نداشتند. انزجار.
میل مکاتبات گسترده ای با جان اپلتون، اصلاح طلب حقوقی از مین، در مورد برابری نژادی داشت. اپلتون به طور قابل توجهی بر دیدگاه میل در مورد این موضوع تأثیر گذاشت، به ویژه در مورد استراتژی های رفاه اقتصادی و اجتماعی بهینه برای جنوب Antebellum. در نامهای در پاسخ به اپلتون، میل موضع خود را در مورد ادغام ضد جنگ بیان کرد:
من نمیتوانم با رضایت به هیچ شهرکسازی اما رهایی کامل نگاه کنم - زمینی که به هر خانواده سیاهپوست به طور جداگانه یا در جوامع سازمانیافته تحت قوانینی که ممکن است موقتاً ضروری تشخیص داده شود - مدیر مدرسه در هر روستایی کار میکند. موج مهاجرت آزاد در آن مناطق حاصلخیز که برده داری تا به حال از آن محروم بوده است، روشن شد. اگر این کار انجام شود، ملایم & شخصیت مطیع که به نظر میرسد سیاهپوستان را متمایز میکند، از هر گونه شیطنت در طرف آنها جلوگیری میکند، در حالی که شواهدی که آنها در مورد قدرت جنگی ارائه میدهند، در طول یک سال بیشتر از همه چیزهای دیگر در یک قرن، باعث میشود سفیدپوستان به آنها احترام بگذارند. رضایت به بودن آنها از نظر سیاسی & از نظر اجتماعی برابرند.
میل با اختلاف از بسیاری از معاصران، اتحادیه را در طول جنگ داخلی آمریکا تایید کرد و آن را به عنوان یک درگیری تأسف بار اما اساسی تلقی کرد که یک "شوک نجات بخش" حیاتی به وجدان ملی وارد می کرد و در نتیجه از اصول لیبرال محافظت می کرد و "لکه" برده داری ایالات متحده را از بین می برد. میل این دیدگاهها را در مقالهای برای مجله فریزر بیان کرد، جایی که طرفداران ایالات متحد آمریکا را مورد انتقاد قرار داد.
کسانی هستند که به ما میگویند، در طرف شمال، مسئله اصلاً بردهداری نیست. به نظر میرسد که شمالیها بیشتر از جنوب مخالفتی با بردهداری ندارند. [...] اگر وضعیت واقعی این است، سران جنوبی برای چه می جنگند؟ معذرت خواهان آنها در انگلیس می گویند که این در مورد تعرفه ها و جنایات مشابه است. چیزی از این دست نمی گویند. آنها به دنیا می گویند و به شهروندان خود می گفتند که رای خود را می خواهند که هدف مبارزه برده داری است. [...] دنیا می داند که سوال بین شمال و جنوب سال هاست که چه بوده و هنوز هم هست. تنها به بردگی فکر می شد، از تنهایی صحبت می شد.
نظریه آزادی
کار اصلی میل، درباره آزادی (1859)، به بررسی ماهیت اساسی و مرزهای مجاز اقتدار اجتماعی بر فرد میپردازد. میل مدعی بود که تنها از طریق پایبندی به اصل آزادی، ساختارهای سیاسی و اجتماعی یک جامعه دموکراتیک می تواند به طور مؤثر شخصیت ملی را پرورش دهد و شهروندان آن را قادر سازد تا منافع پایدار ذاتی توسعه مترقی انسانی را بالفعل کنند. (رالز، سخنرانیهایی درباره تاریخ فلسفه سیاسی، ص 289)
میل اصل آزادی را بیان کرد و ادعا کرد که مداخله در آزادی عمل یک فرد، چه توسط افراد یا گروهها، صرفاً برای محافظت از خود موجه است. وی همچنین تصریح کرد که اعمال مشروع قدرت بر هر یک از اعضای یک جامعه متمدن، بر خلاف میل آنها، منحصراً برای جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران است، و تأکید کرد که رفاه جسمی یا اخلاقی خود فرد زمینه کافی برای چنین مداخلهای را ایجاد نمیکند.
تفسیر اصل آزادی میل بهعنوان یک اصل از اصول عقلانیت عمومی، نشان میدهد که مانع از اعمال فشار مستقیم به مقولههای عادلانه از پیشبرانگیزاندن فشارهای اخلاقی از قبل میشود. افکار عمومی (رالز، سخنرانیهایی در تاریخ فلسفه سیاسی، ص 291). چنین توجیهات مستثنی شده شامل مواردی می شود که مبتنی بر خیر ادراک شده افراد دیگر، مفاهیم برتری و کمال انسانی، یا احساسات ناپسند، انزجار، یا ترجیح صرف است.
میل اظهار داشت که «آسیب های» قابل پیشگیری هم شامل اعمال ترک و هم اعمال ارتکابی می شود. در نتیجه اقداماتی از قبیل سهل انگاری در نجات طفل در حال غرق شدن، عدم پرداخت مالیات و یا عدم حضور به عنوان شاهد در دادگاه از جمله موارد زیان آور و مشمول مقررات می باشد. در مقابل، میل استدلال کرد که اگر فرد آسیبدیده داوطلبانه خطر را بدون اجبار یا فریب متقبل شود، اقدامی به منزله آسیب نیست. به عنوان مثال، اگر تقلبی در کار نباشد، پیشنهاد شغل ناایمن مجاز است. با این وجود، او یک محدودیت اساسی برای رضایت شناسایی کرد: جامعه باید افراد را از فروش خود به بردگی منع کند.
تشخیص دقیق بین اعمال خودپسندانه و آن اعمال، اعم از ترک یا ارتکاب، که آسیب قابل تنظیم را تشکیل میدهند، موضوع بحثهای علمی مداوم در میان مفسران میل است. میل صراحتاً اظهار داشت که ایجاد جرم واجد شرایط "آسیب" نیست، و بنابراین، یک عمل را نمی توان صرفاً به دلیل نقض قراردادهای اجتماعی یا هنجارهای اخلاقی محدود کرد.
آزادی اجتماعی و استبداد اکثریت
میل ادعا کرد که "مبارزه بین آزادی و اقتدار بارزترین ویژگی در بخشهایی از تاریخ است." او آزادی را در دوران باستان به عنوان "مسابقه... بین رعایا، یا برخی از طبقات رعایا، و دولت" توصیف می کرد.
میل آزادی اجتماعی را به عنوان محافظت در برابر "ظلم حاکمان سیاسی" تصور می کرد. او در مورد مظاهر مختلف استبداد، از جمله استبداد اجتماعی و استبداد اکثریت توضیح داد. برای میل، آزادی اجتماعی مستلزم تحمیل محدودیت هایی بر اقتدار حاکم برای جلوگیری از سوء استفاده از آن برای منافع شخصی یا تصمیمات مضر برای جامعه است. این به معنای آن است که شهروندان باید در تصمیم گیری های دولتی صدای خود را داشته باشند. او همچنین آزادی اجتماعی را اینگونه تعریف کرد: "ماهیت و حدود قدرتی که می تواند به طور مشروع توسط جامعه بر فرد اعمال شود." این امر از طریق دو مکانیسم اصلی دنبال شد: اول، با تضمین به رسمیت شناختن مصونیتهای خاص، که آزادیهای سیاسی یا حقوق نامیده میشوند. و دوم، با ایجاد سیستمی از «بررسیهای قانون اساسی».
با این وجود، میل استدلال کرد که صرفاً محدود کردن قدرت دولتی کافی نیست:
جامعه ظرفیت اجرای دستورالعملهای خود را دارد و از آن استفاده میکند. اگر به جای دستورات عادلانه، احکام نادرست صادر کند، یا در واقع هر گونه دستوری در مورد موضوعاتی خارج از حوزه قانونی خود صادر کند، استبداد اجتماعی مهیب تر از اشکال متعدد سرکوب سیاسی را مرتکب می شود. این به این دلیل است که اگرچه معمولاً با مجازاتهای شدید اجرا نمیشود، اما راههای فرار کمتری را ارائه میکند، به پیچیدگیهای زندگی عمیقتر نفوذ میکند و در نهایت روح را تحت سلطه خود در میآورد.
آزادی
دیدگاه میل در مورد آزادی، که بر اساس ایدههای جوزف پریستلی و جوزیا وارن شکل گرفته است، بیان میکند که افراد باید آزادی عمل خود را حفظ کنند، مشروط بر اینکه اعمالشان به دیگران آسیبی وارد نکند. او معتقد بود که افراد دارای عقلانیت کافی برای تصمیم گیری آگاهانه در مورد رفاه خود هستند. به گفته میل، مداخله دولت منحصراً برای حفاظت از جامعه ضروری است. او توضیح داد:
تنها هدفی که بشر به صورت فردی یا جمعی برای مداخله در آزادی عمل هر یک از آنها تضمین شده است، محافظت از خود است. این که تنها هدفی که میتوان برای آن بر هر عضوی از یک جامعه متمدن، برخلاف میل او، به درستی اعمال قدرت کرد، جلوگیری از آسیب به دیگران است. خیر خودش، چه جسمی و چه اخلاقی، ضمانت کافی نیست. او را نمی توان به حق مجبور به انجام دادن یا طرد کرد، زیرا انجام این کار برای او بهتر است، زیرا این کار او را شادتر می کند، زیرا به عقیده دیگران، انجام این کار عاقلانه یا حتی درست است. ... تنها بخشی از رفتار هر کسی که نسبت به آن متمایل به جامعه است، آن چیزی است که به دیگران مربوط می شود. در بخشی که صرفاً به او مربوط می شود، استقلال او کاملاً مطلق است. فرد بر خود، بر بدن و ذهن خود حاکم است.
آزادی بیان
در درباره آزادی، میل دفاعی پرشور از آزادی بیان ارائه می کند. او معتقد است که گفتمان باز برای پیشرفت فکری و اجتماعی ضروری است. میل ادعا می کند که هرگز نمی توان به طور قطعی مشخص کرد که یک دیدگاه سرکوب شده فاقد هرگونه حقیقت است. علاوه بر این، او معتقد است که اجازه بیان نظرات نادرست دو فایده قابل توجه دارد. اولاً، افراد تمایل بیشتری به کنار گذاشتن اعتقادات اشتباه هنگام شرکت در تبادل بیمعنای ایدهها دارند. ثانیاً، فرآیند مناظره دیگران را وادار می کند تا باورهای خود را به طور انتقادی مورد ارزیابی مجدد قرار دهند و مجدداً تأیید کنند، در نتیجه از انحطاط این اعتقادات به جزمات بررسی نشده جلوگیری می کند. برای میل، صرف داشتن یک باور واقعی بدون بررسی انتقادی کافی نیست. باید دلیل صحت آن را درک کرد. مطابق با این دیدگاه، میل مشاهده کرد که «سرسختی اندازهگیری نشده، که در کنار عقاید غالب به کار میرود، واقعاً مردم را از بیان نظرات مخالف و گوش دادن به کسانی که آنها را بیان میکنند باز میدارد.»
بهعنوان یک طرفدار برجسته آزادی بیان، میل مخالفت خود را با سانسور به شرح زیر بیان کرد:
من با ترجیح مواردی را انتخاب میکنم که کمترین مطلوبیت را دارند - که در آنها استدلال مخالف آزادی عقیده، هم در مورد حقیقت و هم در مورد فایده، قویترین است. بگذارید نظرات مورد اعتراض اعتقاد به خدا و وضعیت آینده یا هر یک از آموزه های اخلاقی رایج باشد. ... اما باید به من اجازه داده شود که مشاهده کنم، این احساس اطمینان از یک آموزه (هر چه باشد) نیست که من آن را فرض عصمت می نامم. تصمیم گیری در مورد آن سوال برای دیگران، بدون اجازه دادن به آنها برای شنیدن آنچه در طرف مقابل می توان گفت، بر عهده خود است. و من این تظاهر را اگر در کنار جدی ترین اعتقاداتم مطرح شود، تقبیح و نفی می کنم. هر چقدر هم که اقناع هر کسی مثبت باشد، نه تنها از نادرستی، بلکه از پیامدهای زیانبار - نه تنها از پیامدهای زیانبار، بلکه (برای اتخاذ عباراتی که من کاملاً آن را محکوم می کنم) غیراخلاقی و بی تقوایی یک عقیده. با این حال، اگر در اجرای آن حکم خصوصی، هر چند به پشتوانه قضاوت عمومی کشور خود یا هم عصرانش باشد، از شنیدن نظر در دفاع از آن جلوگیری کند، عصمت را فرض می کند. و تا آنجا که این فرض کمتر قابل اعتراض یا کمتر خطرناک است زیرا عقیده غیراخلاقی یا غیراخلاقی نامیده می شود، این مورد در مورد سایر مواردی است که در آنها بیشتر کشنده است.
میل مزایای "جستجو و کشف حقیقت" را به عنوان مکانیزمی اساسی برای پیشبرد دانش مشخص کرد. او ادعا کرد که حتی یک عقیده نادرست به درک عمیق تر از حقیقت از طریق فرآیند رد کردن کمک می کند. او با تشخیص اینکه اکثر نظرات کاملاً درست یا نادرست نیستند، تأکید کرد که بیان نامحدود، ارائه دیدگاههای رقیب را تسهیل میکند و در نتیجه از حقایق جزئی ذاتی دیدگاههای مختلف محافظت میکند. میل که در مورد سرکوب دیدگاه های اقلیت ها نگران بود، از آزادی بیان بر اساس دلایل سیاسی دفاع کرد و نقش مهم آن را در توانمندسازی بحث های سیاست عمومی در یک دولت نماینده بیان کرد. علاوه بر این، او با شیوایی اظهار داشت که آزادی بیان باعث رشد شخصی و خودشکوفایی می شود. او اظهار داشت که آزادی بیان یک راه ضروری برای پرورش استعدادهای فردی و بهکارگیری پتانسیل کامل و خلاقیت است. میل به طور مداوم بر برتری عجیب و غریب بر یکنواختی و رکود تأکید می کرد.
اصل آسیب
این فرض که آزادی بیان پیشرفت اجتماعی را تقویت میکند بر وجود فرهنگ و نهادهایی است که به اندازه کافی توسعه یافتهاند تا بهبود مستمر را تسهیل کنند. میل ادعا کرد که اگر استدلالی واقعاً اشتباه یا مضر باشد، عموم مردم در نهایت آن را چنین می دانند و منجر به رد و حذف آن می شود. او همچنین تاکید کرد که حتی استدلال هایی که از قتل یا شورش دولتی حمایت می کنند نباید با سرکوب سیاسی یا آزار و اذیت اجتماعی مواجه شوند. به نظر او، اگر شورش واقعاً موجه باشد، باید به افراد اجازه قیام داده شود. به همین ترتیب، اگر قتل واقعاً مناسب است، باید مجاز باشد. با این وجود، بیان چنین استدلال هایی باید از طریق گفتار عمومی یا نوشتار صورت گیرد، نه به گونه ای که آسیب واقعی به دیگران وارد کند. این مفهوم توسط اصل آسیب در بر می گیرد، که بیان می کند: "تنها هدفی که برای آن می توان به درستی قدرت را بر هر عضوی از یک جامعه متمدن، بر خلاف میل او اعمال کرد، جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران است."
در اوایل قرن بیستم، الیور وندل هولمز جونیور، دستیار دادگستری، با الهام گرفتن از "استاندارد دانگر" میلوسفیل را ارائه کرد. چارچوب. به عقیده اکثریت او، هولمز بیان کرد:
سؤال اصلی در هر مورد این است که آیا کلمات به کار رفته، تحت شرایط خاص و به دلیل ماهیت ذاتی خود، خطر آشکار و فعلی را ایجاد می کنند که باعث ایجاد شرارت های اساسی می شود که کنگره این اختیار را دارد که از آن جلوگیری کند.
هولمز این فریاد دروغین "آتش!" در یک تئاتر تاریک، در نتیجه برانگیختن وحشت و ایجاد آسیب، نمونه گفتاری است که خطری غیرقانونی ایجاد می کند. با این حال، او اظهار داشت که اگر شرایط به افراد اجازه دهد تا در بحث عقلانی شرکت کنند و تصمیمات خود را در مورد پذیرش یا رد اتخاذ کنند، هیچ استدلال یا دیدگاه الهیاتی نباید سرکوب شود.
میل بینش بیشتری در مورد این موضوع ارائه کرد: "هیچ کس وانمود نمی کند که اعمال باید به اندازه عقاید آزاد باشند. برعکس، حتی نظراتی که بیانگر مصونیت خود هستند، مصونیت خود را از دست می دهند. تحریک به اعمال شرورانه این عقیده که دلالان ذرت گرسنه فقرا هستند، یا اینکه دارایی خصوصی دزدی است، زمانی که صرفاً در مطبوعات منتشر می شود، باید بدون مزاحمت باشد، اما زمانی که به صورت شفاهی به گروهی هیجان زده که در مقابل خانه یک دلال ذرت جمع شده اند، یا در میان آنها تحویل داده می شود، عادلانه مجازات می شود. آزادی، فصل 3).
استدلال میل در بسیاری از کشورهای دموکراتیک که قوانینی را حداقل تا حدی بر اساس اصل آسیب وضع کرده اند، پذیرفته شده است. به عنوان مثال، رویه قضایی آمریکا محدودیتهای خاصی را در مورد آزادی بیان گنجانده است، از جمله مقررات مربوط به فحاشی، افترا، نقض صلح، و "کلمات دعوا".
آزادی مطبوعات
در درباره آزادی، میل ضروری میدانست که منطق آزادی مطبوعات را مجدداً بیان کند، علیرغم اینکه استدلال را تا حد زیادی حل شده میدانست. در اواسط قرن نوزدهم در بریتانیا، عملاً هیچ سیاستمدار یا مفسری از بازگشت به سانسور مطبوعاتی مشخصه دوران تودور و استوارت حمایت نکرد. با این وجود، میل هشدار داد که ممکن است در آینده اشکال جدیدی از سانسور ایجاد شود. این آیندهنگری احتمالاً در سال 2013 تأیید شد، زمانی که دولت کامرون توری در نظر داشت یک تنظیمکننده رسمی مستقل برای مطبوعات بریتانیا ایجاد کند. چنین پیشنهادی به درخواستها برای تقویت ضمانتهای قانونی اساسی برای آزادی مطبوعات دامن زد. منشور آینده حقوق بریتانیا ممکن است شامل یک ممنوعیت قانون اساسی، مشابه آنچه در ایالات متحده است، در برابر تجاوز دولت به آزادی مطبوعات باشد، در نتیجه از دیگر تلاشهای رسمی برای کنترل آزادی عقیده و بیان جلوگیری میکند.
فایده گرایی
تشریح قطعی فلسفه سودگرایانه میل در رساله او، فایده گرایی ارائه شده است. در حالی که این سنت فلسفی دارای تاریخ طولانی است، فرمول خاص میل عمدتاً توسط مشارکت های جرمی بنتام و پدرش جیمز میل شکل گرفته است.
جان استوارت میل از دکترین فلسفی فایده گرایی پیروی می کند، که او آن را به عنوان اصلی توصیف می کند که این نسبت به عنوان اصلی که آنها معتقدند که آنها به سعادت می پردازند. معکوس شادی را تولید می کند.» او خوشبختی را به عنوان "لذت مورد نظر، و فقدان درد؛ با ناراحتی، درد، و محرومیت از لذت" تعریف کرد. در حالی که بدیهی است که همه افراد به طور کلی فضایل را به عنوان مسیری مستقیم به سعادت نمیدانند، و فضایل گهگاه به دلیل انگیزههای خودخواهانه مورد قدردانی قرار میگیرند، میل اظهار داشت که با بررسی دقیق، حتی زمانی که فضیلتها به دلایل خودخواهانه ارزش قائل میشوند، بهعنوان اجزای جداییناپذیر خوشبختی فرد مورد توجه قرار میگیرند.
شرح معروف منفعت طلبی بنتام اصل بزرگترین خوشبختی نامیده می شود. این اصل بیان می کند که افراد باید پیوسته به گونه ای عمل کنند که شادی جمعی همه موجودات ذی شعور را در محدوده های عقلانی به حداکثر برساند. به طور مشابه، رویکرد میل برای شناسایی مطلوبیت بهینه حکم میکند که یک عامل اخلاقی، هنگامی که با چندین دوره عمل ارائه میشود، باید یکی را انتخاب کند که به طور قابل توجهی شادی جهانی را افزایش دهد (به حداکثر برساند). در این چارچوب، خوشبختی به عنوان تولید لذت یا عدم وجود درد مفهوم سازی می شود. میل با اذعان به دشواری ذاتی در تعیین دقیق عملی که بیشترین فایده را به همراه دارد، پیشنهاد میکند که یک عامل اخلاقی فایدهگرا، هنگام ارزیابی سودمندی کنشهای مختلف، باید از تجربه جمعی انسانی مشورت کند. در نتیجه، اگر افراد معمولاً بعد از عمل X شادی بیشتری را در مقایسه با عمل Y گزارش کنند، سودمند باید استنباط کند که عمل X نسبت به عمل Y سودمندی برتر ایجاد میکند و بنابراین ارجح است. نتایج هدف اصلی فایدهگرایی، که پیامد ایدهآل آن را نشان میدهد، دستیابی به «بزرگترین خیر برای بیشترین تعداد به عنوان نتیجه کنش انسانی» است. میل در کار خود فایده گرایی معتقد است که "خوشبختی تنها هدف عمل انسان است." این ادعا بحثهای قابلتوجهی را برانگیخت و میل را وادار کرد تا با توضیح اینکه میل ذاتی انسان برای خوشبختی، همراه با درک آن به عنوان «معقول تحت بررسی آزاد»، ذاتاً شادی را مطلوب میداند. با بیانی دیگر، اراده آزاد به طور طبیعی افراد را به سمت اعمالی سوق می دهد که شادی خود را ارتقاء می دهد، مگر اینکه مشورت منطقی نشان دهد که یک عمل جایگزین باعث افزایش شادی دیگران می شود و در نتیجه همچنان به بیشترین سودمندی دست می یابد. در نتیجه، فایدهگرایی بیانشده توسط میل نشاندهنده یک شیوه زندگی پیشفرض است، که او معتقد است افرادی که با چارچوبهای اخلاقی جایگزین درگیر نشدهاند، به طور غریزی و ناخودآگاه هنگام تصمیمگیری آن را اتخاذ میکنند.
برخی از طرفداران فایدهگرایی، آن را نظریه اخلاقی پیشرفتهتر و جامعتری نسبت به مفهوم حسن نیت امانوئل کانت میدانند، نه اینکه صرفاً یک فرآیند پیشفرض شناختی انسانی باشد. در حالی که کانت (1804-1724) ادعا میکرد که عقل تنها از طریق حسن نیت میتواند به درستی اعمال شود، میل اظهار داشت که تنها روش برای ایجاد قوانین و سیستمهای عادلانه جهانی شامل ارزیابی پیامدها است، بنابراین نظریههای اخلاقی کانت را بهعنوان اساساً بر خیر نهایی یا فایده تفسیر میکند. بر اساس این استدلال، تنها ابزار مشروع برای تعیین اقدام مناسب شامل ارزیابی پیامدهای هر عمل، ارزیابی جنبههای مثبت و منفی آن است، حتی اگر ملاحظات اخلاقی اولیه یک رویکرد جایگزین را پیشنهاد کند.
لذت های بالاتر و پایین
سهم مهم میل در سودگرایی در حمایت او از تمایز کیفی میان لذت ها نهفته است. در حالی که بنتام همه اشکال شادی را معادل میدانست، میل ادعا میکرد که رضایتهای فکری و اخلاقی (لذتهای بالاتر) از انواع لذتهای جسمانیتر (لذتهای پایینتر) پیشی میگیرد. او بین خوشبختی و رضایت تفاوت قائل شد و ارزش برتر اولی را بیان کرد، اعتقادی که به شیوایی در این قصار خلاصه میشود: «بیشتر است انسان ناراضی باشد تا خوک راضی؛ بهتر است سقراط ناراضی باشد تا احمق. سوال."
این باعث شد میل به این نتیجه برسد که "تنها پایان نهایی ما" شادی است. یک جنبه متمایز از دیدگاه فایدهگرایانه او که معمولاً در تفاسیر دیگر یافت نمیشود، مفهوم لذتهای بالاتر و پایینتر است. میل این لذت های متمایز را به شرح زیر توضیح می دهد:
اگر از من بپرسند که منظور من از تفاوت کیفیت در لذتها چیست، یا چه چیزی یک لذت را ارزشمندتر از لذت دیگر می کند، صرفاً به عنوان لذت، جز اینکه از نظر مقدار بیشتر است، فقط یک پاسخ ممکن وجود دارد. از بین دو لذت، اگر یکی وجود داشته باشد که همه یا تقریباً همه کسانی که تجربه هر دو را دارند ترجیح می دهند [...] این لذت مطلوب تر است.
میل لذتهای بالاتر را بهعنوان لذتهای ناشی از فعالیتهای ذهنی، اخلاقی، و زیباییشناختی دستهبندی میکند، در حالی که لذتهای پایینتر به عنوان هیجانانگیزتر شناخته میشوند. او اظهار داشت که لذتهای بالاتر به دلیل فضیلت کیفی بیشتر، ذاتاً بر لذتهای پایینتر برتری دارند. علاوه بر این، او ادعا کرد که لذتهایی که از طریق درگیری فعال به دست میآیند، کیفیت بالاتری نسبت به لذتهایی دارند که بهصورت منفعلانه تجربه میشوند.
میل با بیان اینکه افرادی که هر دو نوع را تجربه کردهاند، معمولاً یکی را بر دیگری ترجیح میدهند، تمایز بین اشکال بالاتر و پایینتر لذت را مشخص کرد. این دیدگاه احتمالاً مستقیماً با ادعای بنتام در تضاد است که "میزان لذت برابر است، پین فشاری به خوبی شعر است"، که به این معناست که اگر یک بازی ساده مانند هاپسکاچ برای تعداد بیشتری از مردم لذت بیشتری نسبت به یک شب در اپرا ایجاد کند، جامعه باید تخصیص منابع برای ترویج هاپسکاچ را بر حفظ سالنهای اپرا در اولویت قرار دهد. میل با این استدلال مخالفت کرد که «لذتهای ساده» اغلب مورد علاقه کسانی است که در معرض هنر عالی نیستند، بنابراین آنها را فاقد صلاحیت برای قضاوت آگاهانه میکند. او همچنین مدعی شد که افرادی که در فعالیتهای اصیل یا فعالیتهای فلسفی شرکت میکنند در مقایسه با کسانی که در لذتجویی فردگرایانه غرق میشوند، که او آنها را اشکال پایینتری از شادی میدانست، به طور چشمگیری به رفاه اجتماعی کمک میکنند. در نهایت، میل تاکید کرد که نگرانی اصلی، بزرگترین شادی فردی عامل نیست، "بلکه در کل بیشترین میزان شادی است."
فصل
میل شرح خود از فایده گرایی را در پنج بخش مجزا ساختار داد:
- «نظرات کلی»؛
- "فایده گرایی چیست"؛
- "از تحریم نهایی اصل سودمندی"؛
- "اصل سودمندی از چه نوع اثباتی مستعد است"؛ و
- "ارتباط بین عدالت و سود".
میل در بخش "تذکرات کلی" مقاله خود، عدم پیشرفت درک شده در تعیین درست و نادرست اخلاقی را مورد بحث قرار می دهد و وجود یک غریزه اخلاقی را مورد پرسش قرار می دهد، که به نظر او ممکن است وجود نداشته باشد. با این وجود، او موافق است که، به طور کلی، «قویه اخلاقی ما، به گفته همه مفسران آن که حق نام متفکران را دارند، تنها اصول کلی قضاوت های اخلاقی را به ما ارائه می دهد.»
در «فایده گرایی چیست»، میل تمرکز خود را از بافت بنیادی به خود دکترین سودگرایی تغییر می دهد. او فایدهگرایی را «بزرگترین اصل شادی» توصیف میکند و این نظریه را با بیان این که لذت و فقدان درد تنها کالای ذاتی در جهان است، بیان میکند. او بیشتر توضیح می دهد و بیان می کند که "اعمال به نسبت درستی هستند زیرا تمایل به ارتقای شادی دارند، نادرست هستند زیرا تمایل به ایجاد معکوس شادی دارند. با شادی لذت مورد نظر است و فقدان درد؛ با ناراحتی، درد و محرومیت از لذت." میل این تصور را رد می کند که این یک مفهوم حیوانی است و در عوض استدلال می کند که تعقیب لذت، استعدادهای عالی بشریت را درگیر می کند. علاوه بر این، او در این فصل ادعا میکند که اصل شادکامی اساساً بر رفاه جامعه استوار است، نه منحصراً بر شادی فردی.
میل علاوه بر این، از مفهوم «وجدان سودمند قوی» حمایت میکند، که به عنوان یک احساس عمیق تعهد نسبت به خوشبختی عمومی تعریف میشود. او ادعا کرد که میل ذاتی انسان برای شادی، افراد را به دنبال اتحاد با دیگران برمی انگیزد و در نتیجه نگرانی برای رفاه آشنایان و غریبه ها را تقویت می کند. برعکس، همین میل با درک آسیبی که به دیگران وارد شده است، منجر به ناراحتی می شود. میل وجود تحریمهای داخلی را مطرح میکند که باعث ایجاد احساس گناه و هدایت اقدامات مناسب میشود و افراد را وادار میکند تا برای اجتناب از احساس گناه، عمل صالح انجام دهند. او اظهار داشت که شادی به عنوان هدف نهایی بشریت عمل می کند زیرا نشان دهنده یک وظیفه اساسی است. بعلاوه، او مخالف لزوم انگیزه دائمی با توجه به شادی دیگران است، و پیشنهاد می کند که بیشتر اعمال انسان از نیت خوب ناشی می شود و خیر جمعی جهان توسط خیر فردی ساکنان آن تشکیل می شود.
فصل چهارم میل با عنوان "اصل سودمندی در چه نوع اثباتی مستعد است" به بررسی ماهیت شواهدی میپردازد که از اصل سودمندی حمایت میکنند. او این بحث را با اذعان به این موضوع آغاز میکند که همه ادعاهای او را نمیتوان از طریق منطقبندی محض اثبات کرد. میل معتقد است که تنها اعتبار یک شیء برای القای لذت، تجربه ذهنی آن به عنوان لذت بخش است. پس از آن، او اخلاق را به عنوان راه اساسی برای رسیدن به سعادت توضیح می دهد. در این فصل، او همچنین ادعا میکند که فایدهگرایی به شکل مثبتی به پرورش فضیلت کمک میکند، و اظهار میدارد که "این فضیلت نه تنها مطلوب است، بلکه باید برای خود بیعلاقه خواست." میل در فصل پایانی خود به بررسی رابطه پیچیده بین فایده گرایی و عدالت می پردازد و در مورد اینکه آیا عدالت مفهومی متمایز از فایده را تشکیل می دهد یا خیر، بحث می کند. از طریق خطوط استدلال مختلف، او در نهایت به این نتیجه می رسد که در حالی که عدالت برای سودمندی در زمینه های خاص ضروری است، وظیفه اجتماعی ممکن است جایگزین عدالت در دیگران شود. میل اعتقاد خود را بیان می کند که «عدالت باید جای خود را به برخی از اصول اخلاقی دیگر بدهد، اما آنچه در موارد عادی عادلانه است، به دلیل آن اصل دیگر، فقط در مورد خاص نیست.»
مفهوم سازی کیفی میل از شادی، دیدگاه بیان شده در کار او، درباره آزادی را روشن می کند. در آن رساله، او پیشنهاد میکند که فایده باید در چارچوب انسانیت «بهعنوان موجودی مترقی» درک شود، که شامل پرورش و کاربرد قوای عقلانی در تعقیب «شیوهای برتر از وجود» است. نفی سانسور و پدرگرایی برای ایجاد شرایط اجتماعی لازم برای کسب دانش و به حداکثر رساندن فرصت برای گستردهترین بخش جامعه برای توسعه و استفاده از قابلیتهای مشورتی و عقلانی خود طراحی شده است.
میل مفهوم شادی را دوباره پیکربندی میکند و آن را اینگونه تعریف میکند: «غایت نهایی، به خاطر آن که همه چیزهای دیگر مطلوب هستند (خواه ما خیر خودمان را در نظر بگیریم یا خیر دیگران را) وجودی تا حد امکان آزاد از درد و تا حد امکان غنی از لذتها». او اعتقاد راسخی داشت که احکام و وظایف اخلاقی را میتوان با پیشرفت خوشبختی مرتبط دانست و در نتیجه شخصیتی شریف را پرورش داد. اگرچه میل به شدت به اصول فایدهگرایی عمل یا منفعتگرایی حکومتی پایبند نیست، او به عنوان یک منفعتگرای حداقلکننده طبقهبندی میشود، موضعی که «تأیید میکند که مطلوب است که شادی را برای بیشترین تعداد به حداکثر برسانیم، اما نه اینکه از نظر اخلاقی مجبوریم این کار را انجام دهیم.
حقوق زنان
دیدگاه تاریخی میل چنین فرض میکرد که تا دوران او، "کل جمعیت زن" و "اکثریت بزرگ جنس مرد" در حالتی شبیه به "بردگان" وجود داشتند. او دیدگاههای مخالف را رد کرد و اظهار داشت که روابط جنسیتی به منزله «تبعیت قانونی یک جنس به جنس دیگر است - [که] خود اشتباه است و اکنون یکی از موانع اصلی پیشرفت انسان است؛ و باید با اصل برابری کامل جایگزین شود». این نشاندهنده کاربرد میل از واژه «بردگی» در زمینهای وسیعتر و مسلماً بلاغی و نه تحت اللفظی است، که از معنای اساسی آن یعنی عدم آزادی مطلق شخصی متفاوت است.
در نتیجه، میل به عنوان یکی از اولین مدافعان مرد برای برابری جنسیتی شناخته میشود، موضعی که تحت تأثیر تساوی مجدد آمریکاییها در لندن بود. 1825-1827. اثر مهم او، موضوع زنان (تألیف در سال 1861، منتشر شده در 1869)، به عنوان یکی از متون پیشگام در این زمینه است که توسط یک روشنفکر مرد نوشته شده است. میل در درون موضوع زنان تلاش میکند تا استدلالی بسازد که از برابری مطلق حمایت کند.
طرفداری میل برای سیستم آموزش همگانی تحت حمایت دولت با هدف گسترش مزیت ها به بسیاری از جمعیت های به حاشیه رانده شده، به ویژه زنان، بود. او اظهار داشت که چنین چارچوب آموزشی میتواند قابلیتها و رفتارهای جدیدی را پرورش دهد که هم برای گیرندگان فوری و هم برای نسلهای آینده سودمند باشد. میل معتقد بود که این راه فرصت، زنان را برای دستیابی به «استقلال صنعتی و اجتماعی» توانمند میسازد، و از این طریق به آنها نمایندگی و شهروندی معادل را به مردان اعطا میکند. دیدگاه میل در مورد فرصت، نه تنها به دلیل دامنه وسیع آن، بلکه به دلیل تنوع جمعیتی که او از آن بهره می برد، قابل توجه بود. او نسبت به استقلالی که آموزش و پرورش می تواند به ذینفعان، به ویژه زنان بدهد، ابراز خوش بینی کرد. از نظر او، رشد فکری و دانش حاصل، افراد را قادر میسازد تا تصمیمات آگاهانهای بگیرند که تمایل به افزایش جمعیت را کاهش میدهد. این موضع مستقیماً با بسیاری از معاصران و پیشینیان میل که چنین ابتکارات فراگیر را غیرمولد می دانستند، در تضاد بود. آنها استدلال کردند که ارائه کمک به گروه های به حاشیه رانده شده، مانند طبقه فقیر و کارگر، صرفاً انگیزه تحرک اجتماعی رو به بالا و در نتیجه، افزایش باروری، به طور بالقوه منجر به افزایش جمعیت می شود.
میل همچنین به ضرورت اصلاحات در نقش زنان در ازدواج اشاره کرد. او سه جنبه اصلی زندگی زنان را که از نظر او مانع هستند شناسایی کرد:
- ساختارهای اجتماعی و ساختارهای جنسیتی؛
- دسترسی آموزشی؛ و
- خود نهاد ازدواج.
میل ادعا کرد که انقیاد زنان یکی از آخرین بقایای اعمال اجتماعی باستانی است که شامل تعصباتی است که به طور قابل توجهی مانع از پیشرفت بشر می شود. میل در دوران تصدی خود به عنوان نماینده مجلس، اصلاحیه ای را در لایحه اصلاحات پیشنهاد کرد و به دنبال جایگزینی عبارت «مرد» با «شخص» بود، اگرچه این تلاش ناموفق بود.
انتشارات اصلی
حاشیه نویسی
یادداشت ها
مرجع کتابشناختی
کارهای میل
منابع اضافی
Alican، Necip Fikri (1994). اصل سودمندی میل: دفاع از اثبات بدنام جان استوارت میل. آمستردام و آتلانتا: نسخههای Rodopi B.V. ISBN 978-9051837483.
- آلیکان، نسیپ فکری (1994). اصل سودمندی میل: دفاع از اثبات بدنام جان استوارت میل. آمستردام و آتلانتا: نسخههای Rodopi B.V. ISBN 978-9051837483.Bayles, M. D. (1968). سودگرایی معاصر. Anchor Books, Doubleday.بنتام، جرمی (2009). مقدمه ای بر اصول اخلاق و قانون گذاری (دوور فلسفی کلاسیک). Dover Publications Inc. ISBN 978-0486454528.برانت، ریچارد بی. (1979). نظریه خوبی و حق. مطبوعاتی کلرندون. ISBN 978-0198245506.هندرسون، دیوید آر.، ویرایش. (2008). "جان استوارت میل (1806-1873)". دایره المعارف مختصر اقتصاد. کتابخانه اقتصاد و آزادی (ویرایش دوم). صندوق آزادی صفحات 566–567. ISBN 978-0865976665.لی، سیدنی، ویرایش (1894). "Mill, John Stuart". Dictionary of National BiographyDictionary of National Biography, El. citereflópez2016"="" class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Mill%2C+John+Stuart&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Mill%2C+John+Stuart&d. واژه نامه+بیوگرافی+ملی&rft.place=London&rft.pub=Smith%2C+Elder+%26+Co&rft.date=1894&rfr_id=info%3Asid%2Fen.</span></ligt;
- لیونز، دیوید (1965). اشکال و محدودیتهای فایدهگرایی. انتشارات دانشگاه آکسفورد (بریتانیا). ISBN 978-0198241973.میل، جان استوارت (2011). یک سیستم منطقی، نسبتی و استقرایی (بازنشر کلاسیک). کتاب های فراموش شده ISBN 978-1440090820.میل، جان استوارت (1981). "اتوبیوگرافی". در رابسون، جان (ویرایشگر). کارهای گردآوری شده، جلد XXXI. انتشارات دانشگاه تورنتو. ISBN 978-0710007186. کتاب cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=Autobiography&rft.btitle+Wolamp+Call; rft.pub=دانشگاه+تورنتو+پرس&rft.date=1981&rft.isbn=978-0710007186&rft. aulast=Mill&rft.aufirst=John+Stuart&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- روزن، فردریک (2003). فایده گرایی کلاسیک از هیوم تا میل. روتلج.شفلر، ساموئل (اوت 1994). رد پیامدگرایی: بررسی فلسفی ملاحظات زیربنایی مفاهیم اخلاقی رقیب (ویرایش دوم). مطبوعات کلرندون ISBN 978-0198235118.Smart, J.J.C.; Williams, Bernard (ژانویه 1973). فایده گرایی: برای و علیه. انتشارات دانشگاه کمبریج.ISBN 978-0521098229.Revue d'études benthamiennes، پاریس، 2011.
- ورگارا، فرانسیسکو (1998). "نقد الی هالوی: رد تحریف مهم فلسفه اخلاق بریتانیا." فلسفه، جلد. 73، نه. 283، ص 97–111. doi:10.1017/S0031819197000144. JSTOR 3752129. S2CID 170370954."میل، جان استوارت". در دایره المعارف بریتانیکا، جلد 18، ویرایش یازدهم، صفحات 454–459.Eminent Persons: Biographies reprinted from the Times, vol. I (1870-1875). Macmillan & شرکت، 1892، صفحات 195–224. در دسترس از طریق HathiTrust, hdl:2027/uc2.ark:/13960/t6n011x45.در زمان ما در 18 مه 2006.
- پرتره های جان استوارت میل در گالری پرتره ملی لندن به نمایش گذاشته شده است.
- جان استوارت میل، نمایه بیوگرافی، از جمله نقل قول ها و منابع بیشتر، در Utilitarianism.net.
- کارهای جان استوارت میل در پروژه گوتنبرگ
- کارهای جان استوارت میل در LibriVox (کتاب های صوتی با دامنه عمومی)