لند آرت که با نامهای هنر زمین، هنر محیطی و آثار زمینی نیز نامیده میشود، یک جنبش هنری است که در دهههای 1960 و 1970 سرچشمه گرفت و عمدتاً با بریتانیای کبیر و ایالات متحده مرتبط بود، اما در بسیاری از کشورهای دیگر نیز تجلی یافت. به عنوان یک گرایش، «لند آرت» پارامترهای تمرین هنری مرسوم را از طریق انتخاب مواد و مکانیابی آثارش بازتعریف کرد. این مواد اغلب عناصر طبیعی مانند خاک بومی، سنگها، گیاهان و ویژگیهای هیدرولوژیکی موجود در محل را در خود جای میدهند و مکانها معمولاً از تودههای شهری دور هستند. علیرغم عدم دسترسی گاه به گاه، سوابق عکاسی به طور معمول در گالری های هنری شهری به نمایش گذاشته می شوند.
اصول اصلی جنبش شامل انکار کالایی شدن هنر و پذیرش آگاهی زیست محیطی نوپا است. آغاز آن به موازات یک روند اجتماعی طرفدار رد محیط های شهری و قدردانی مربوط به وجود روستایی بود. این تمایلات همچنین شامل آرزوهای معنوی در رابطه با نقش زمین به عنوان مسکن بشریت بود.
فرم
این شکل هنری در طول دهههای 1960 و 1970 شهرت یافت، عمدتاً به این دلیل که هنر زمین در برابر کالاییسازی مقاومت میکرد و به شدت با "آخرهای فرهنگی تولید انبوه" دوران در تضاد بود. در طول این دوره، طرفداران آن از موزهها و گالریهای مرسوم بهعنوان مکانهای هنری اجتناب میکردند، در عوض مداخلات چشمانداز یادبودی را تصور میکردند که از دامنه مجسمههای قابل حمل و بازار هنر تجاری فراتر میرفت، علیرغم نمایشگاه مکرر اسناد عکاسی در محیطهای استاندارد گالری. لند آرت از هنر مینیمال و هنر مفهومی و همچنین جنبشهای مدرن مانند د استایل، کوبیسم و زیباییشناسی گستردهتر مینیمالیسم و آثار کنستانتین برانکوشی و جوزف بیویز الهام گرفت. هربرت بایر که Grass Mound را در آسپن، کلرادو در سال 1955 ایجاد کرد، بهعنوان اولین تمرینکننده کارهای خاکی شناخته میشود.
اگرچه Land Art به عنوان یک جنبش در دهه 1960 رسمیت یافت، اما ریشههای مفهومی آن به سنتهای باستانی پیکرههای تپه و ژئوگلیف گسترش مییابد. اسب سفید لیتلینگتون در شرق ساسکس نمونهای از خاکریزی قرن بیستم است که از طریق تکنیک «کاهشی» که شامل حفاری دامنهای از تپه برای افشای گچ طبیعی زیرین است، انجام شد. ماهیت خاص سایت آن به این معنی است که پیکربندی آن توسط شیب پایین زمین تعیین میشود، و نیاز به نگهداری مداوم برای جلوگیری از پوشاندن تصویر توسط پوشش گیاهی متجاوز است - یک اصل اصلی در تعامل بین هنر لند و جهان طبیعی.
هنرمندان متعددی که قبلاً با هنر مینیمال و مفهومی مرتبط بودند. طرح ایسامو نوگوچی در سال 1941 برای زمین بازی کانتور شده در شهر نیویورک، گهگاه به عنوان یک پیشرو مهم برای هنر زمین در نظر گرفته می شود، علیرغم اینکه خود هنرمند، خلقت خود را به جای «آرت زمین» به عنوان «مجسمه» طبقه بندی می کند. تأثیر او بر روی هنر زمین معاصر، معماری منظر، و مجسمهسازی محیطی در بسیاری از تلاشهای هنری کنونی قابل تشخیص است.
آلن سونفیست یک روش جایگزین برای درگیر شدن با طبیعت و فرهنگ اتخاذ کرد و عناصر بومشناختی تاریخی و شیوههای هنری پایدار را در شهر نیویورک معرفی کرد. کار مهم او، چشم انداز زمان، شامل یک جنگل بومی است که او در شهر نیویورک کشت کرده است. Sonfist مناظر زمان اضافی را در سطح جهانی توسعه داد، از جمله حلقه های زمان در فلورانس، ایتالیا، که تاریخچه استفاده تاریخی از زمین را نشان می دهد، و دیگری در پارک مجسمه و موزه دکوردوا در نزدیکی بوستون. در سال 1969، منتقد باربارا رز در Artforum مشاهده کرد که سونفیست نسبت به کالایی شدن و جزیرهای بودن هنر مبتنی بر گالری ناراضی شده است. دیان پارکر، که برای ArtNet می نویسد، ارزیابی آدام واینبرگ را انتقال داد که "پیام اکولوژیکی هنرمند اکنون بیشتر از همیشه به موقع به نظر می رسد" و واینبرگ، مدیر بازنشسته موزه هنر آمریکایی ویتنی، همچنین خاطرنشان کرد: "از دهه 60، [Sonfist] همچنان به پیشبرد ایده های خود در مورد نیازهای خود در مورد نیازهای آب و هوا در زمین، به ویژه با توجه به تغییرات گرم جهان، ادامه داده است. نه تنها از دانشمندان و سیاستمداران، بلکه از هنرمندان نیز که آینده ای سبزتر و ابتدایی تر را متصور و تحقق می بخشند."
اصول زیست محیطی معاصر و ابتکارات حفاظتی از دهههای 2010 و 2020 اغلب با اصول بنیادین هنر زمین خاص، که برای ادغام در محیط طبیعی و تسلیم شدن در برابر نیروهای آنتروپیک طراحی شده بود، در تضاد است، که نمونه آن Spiral Jetty است. به طور متناقض، وجود این سازه های ساخته شده توسط انسان می تواند به طور ناخواسته حفاظت از محیط زیست را تقویت کند. تلاشهای اخیر برای حفاظت از هنر سرزمین سؤالاتی را در مورد هدف اولیه و حساسیت ذاتی آن به تغییر، از جمله ناپدید شدن نهایی، ایجاد میکند. همانطور که یکی از ناظران اشاره کرد، "اسکله مارپیچ مطمئناً یک بنای یادبود عجیب است... اما انگیزه نجات و حفظ آن، آن را به عنوان هنر زیبا تعریف می کند. تعجب نکنید اگر کسی بخواهد آن را با یک گنبد حباب پلاستیکی بپوشاند... طعنه ای بیشتر - با طرح هایی برای حفاری نفت در این نزدیکی که باعث ناراحتی هنرمندان، مردم، جامعه غیرطبیعی و فعالان محیط زیست می شود. هنر زمین به گوه ای در برابر استخراج این محصول طبیعی زمین از زمین تبدیل شده است."
در مقابل، نمایشگاه های معاصر، مانند رویداد Fly Ranch 2021، تأثیرات زیست محیطی آثار هنری خود را در اولویت قرار می دهند و با اصول زیست محیطی فعلی همسو می شوند. این نمایشگاه خاص خلاقیت های هنری را به نمایش گذاشت که به طور همزمان کارکردهای عملی از جمله زیستگاه حیوانات، تاسیسات انرژی خورشیدی کارآمد در فضا، باغبانی و سیستم های تصفیه آب را انجام می دادند. چنین ادغامی از طریق یک فرآیند طراحی دقیق حاصل شد که هم اجرای آثار هنری و هم بازنمایی یا استفاده از منابع انرژی پایدار را در نظر میگرفت.
در سال 1967، گریس گلوک، منتقد هنری، که برای نیویورک تایمز مینوشت، کار زمینی افتتاحیه را به عنوان همکاری بین داگلاس لیگان و مدرسه ریچاردین پاچتر و ریچاردین ساگن معرفی کرد. مجسمه سازی. گسترش متعاقب هنر زمین در سال 1968 به گروهی از هنرمندان نسبت داده میشود که عمدتاً در اواخر دهه بیست زندگی خود بودند، که به فعالیتهای سیاسی تشدید شده عصر و جنبشهای نوپای محیطی و آزادی زنان پاسخ دادند.
یک تجلی قابل توجه در قرن بیستم در نمایشگاه هنر در نمایشگاه سرزمین بود. گالری دوان در نیویورک متعاقباً، در فوریه 1969، ویلوبی شارپ نمایشگاه «هنر زمین» را در موزه هنر اندرو دیکسون وایت در دانشگاه کرنل در ایتاکا، نیویورک برپا کرد. در این نمایشگاه هنرمندان برجسته ای چون والتر دی ماریا، یان دیبتس، هانس هاکه، مایکل هایزر، نیل جنی، ریچارد لانگ، دیوید مدلا، رابرت موریس، دنیس اوپنهایم، رابرت اسمیتسون و گونتر اوکر به سرپرستی توماس دبلیو لیویت حضور داشتند. گوردون ماتا-کلارک که در آن زمان در ایتاکا زندگی می کرد، توسط شارپ دعوت شد تا به هنرمندان شرکت کننده در اجرای آثارشان در محل نمایشگاه کمک کند.
رابرت اسمیتسون مسلماً مشهورترین هنرمند در این ژانر است که مقاله او در سال 1968، "The Sedimentation of the Mind"، یک چارچوب پروژه ای زمین را ایجاد کرد. این چارچوب، هنر زمین را بهعنوان نقطهای مستقیم در برابر انزوای ادراکی مدرنیسم از دغدغههای اجتماعی قرار میدهد، نقدی که اغلب با کلمنت گرینبرگ مرتبط است. مشهورترین اثر اسمیتسون، و مسلماً نمادینترین اثر هنر زمین، Spiral Jetty (1970) است. برای این اثر تاریخی، اسمیتسون به دقت سنگ، زمین و جلبک ها را مرتب کرد تا یک اسکله مارپیچی به طول 1500 فوت بسازد که تا دریاچه نمک بزرگ در شمال یوتا، ایالات متحده گسترش می یابد. از زمان پیدایش، به طور کامل زیر آب رفته و پس از آن دوباره در معرض دید قرار گرفته است. موزه هنرهای زیبای یوتا، با همکاری بنیاد دیا، به عنوان مباشر این اثر هنری عمل میکند و به طور مداوم برنامههای آموزشی را با محوریت اسکله مارپیچ، مانند ابتکار "کوله پشتیهای خانوادگی" سازماندهی میکند.
آینه شنی با شکاف و غبار اسمیتسون (1968) نمونه ای از هنرهای زمینی است که برای یک محیط گالری سرپوشیده اقتباس شده است و از محیط طبیعی معمولی خود فاصله دارد. این نصب شامل تپه ای از شن است که در کنار دیوار گالری نیمه آینه ای قرار گرفته است. سادگی رسمی کار و تاکید آن بر مواد خام، قرابت آشکاری با مینیمالیسم ایجاد می کند. علاوه بر این، استفاده آن از موادی که به طور سنتی "غیر هنری" یا "بی ارزش" تلقی می شوند، نشان دهنده یک خویشاوندی مفهومی با Arte Povera است. ژرمانو سلانت، بنیانگذار ایتالیایی Arte Povera، به طور قابل توجهی در میان اولین متصدیانی بود که از هنر زمین دفاع کرد.
هنرمندان سرزمین عمدتاً آمریکایی بودهاند، با پزشکان برجسته در این زمینه از جمله کارل آندره، آلیس آیکوک، والتر دی ماریا، هانس هاک، مایکل هایزر، نانسی هولت، پیتر هاچینسون، آنا مندیتا، دنیس اوپنهایم، اندرو راجرز، چارلز راس، آلن جیمز سانفیست، و آلن جیمز سانفیست. در سال 1972، تورل کار بر روی چیزی را آغاز کرد که احتمالاً به یاد ماندنیترین اثر هنری زمین تا به امروز است، که شامل تغییر شکل زمین در اطراف آتشفشان خاموش شده رودن کراتر در آریزونا بود. از هنرمندان برجسته زمین غیرآمریکایی می توان به کریس دروری بریتانیایی، اندی گلدزورثی، ریچارد لانگ و اندرو راجرز استرالیایی اشاره کرد. غرب ایالات متحده به عنوان یک منطقه ابزاری برای هنرمندان زمین عمل می کرد، زیرا مرزها و بیابان های گسترده آن به عنوان بوم نقاشی یا مکان های آزمایشی برای آثار آنها در نظر گرفته شد.
در سال 1973، Jacek Tylicki رویه ای را مبنی بر قرار دادن بوم های خالی یا صفحات کاغذی در محیط های طبیعی آغاز کرد که به طبیعت اجازه می داد آفرینش هنرمندان را تسهیل کند. برخی از پروژههای کریستو و ژان کلود، که به خاطر پوشاندن بناها، ساختمانها و مناظر با پارچه شهرت دارند، توسط برخی به عنوان هنر زمین طبقهبندی شدهاند، اگرچه خود هنرمندان این طبقهبندی را به چالش میکشند. مفهوم "مجسمه اجتماعی" جوزف بیوس عمیقاً بر هنر زمین تأثیر گذاشت و پروژه 1982 *7000 Eichen* او که شامل کاشت 7000 درخت بلوط بود، شباهت زیادی به فرآیندهای هنر زمین دارد. پروژه «ریتمهای زندگی» راجرز نشاندهنده بزرگترین تلاش هنر زمینی معاصر در سطح جهان است که شامل مجموعهای از مجسمههای سنگی یا ژئوگلیفها است که در 12 موقعیت جغرافیایی متفاوت در سراسر جهان، از زیر سطح دریا تا ارتفاعات 4300 متری (14،11) واقع شدهاند. هر سایت حداکثر سه ژئوگلیف را در خود جای میدهد که اندازههای آن به 40000 متر مربع (430560 فوت مربع) میرسد.
هنرمندان سرزمین آمریکایی عمدتاً به خیرین ثروتمند و سازمانهای بشردوستانه خصوصی وابسته بودند تا پروژههای پرهزینه خود را از این آثار هنری یارانه بسازند. به عنوان مثال، صاعقه فیلد (1977) والتر دو ماریا توسط بنیاد هنر دیا سفارش داده شد. با رکود اقتصادی شدید در اواسط دهه 1970 و هنر زمین ذاتاً در بخش هنر تجاری غیرقابل فروش بود، تأمین مالی از این منابع تا حد زیادی متوقف شد. مرگ رابرت اسمیتسون در یک سانحه هوایی در سال 1973 منجر به این شد که جنبش یکی از محوریترین شخصیتهای خود را از دست داد و نزولی آشکار را به همراه داشت.
مشخصات آثار هنری زمین با دورههای تکمیل طولانی مدت، با پروژههای متعدد ناتمام ماندند. چارلز راس کار خود را بر روی پروژه محور ستاره ادامه می دهد، که در سال 1971 شروع کرد. مایکل هایزر کار خود را در شهر در سال 2022 به اوج رساند و جیمز تورل تلاش خود را در پروژه دهانه رودن ادامه می دهد. از بسیاری جهات، هنر زمین تا حد زیادی در گفتمان هنر عمومی جریان اصلی ادغام شده است، اگرچه اصطلاح "لند آرت" گاه به اشتباه برای اشاره به هر شکلی از هنر واقع در طبیعت به کار می رود، حتی اگر از نظر مفهومی با آثار آوانگارد پیشگامان جنبش تفاوت داشته باشد.
هنر زمین از دهه 1960، گاهاً با ساخت و سازهای قدیمی تر به نمایش گذاشته شده است. استون هنج، اهرام، تپههای بومیان آمریکا، خطوط نازکا در پرو، سنگهای کارناک، و محل دفن بومیان آمریکا، که غالباً جوهر معنوی چنین مکانهای باستانشناسی را تداعی میکنند.
هنرمندان سرزمین معاصر
- لیتا آلبوکرکی (متولد 1946)
- بتی بومونت (متولد 1946)
- Milton Becerra (متولد 1951)
- Marinus Boezem (متولد 1934)
- کریس بوث (متولد 1948)
- ابرهارد بوسلت (متولد 1953)
- آلبرتو بوری (1915-1995)
- مل چین (متولد 1951)
- کریستو و ژان کلود
- والتر دی ماریا (1935-2013)
- لوسین دن آرند (متولد 1943)
- اگنس دنس (متولد 1931)
- جان دیبتز (متولد 1941)
- هاروی فیت (1903-1976)
- بری فلانگان (1941-2009)
- همیش فولتون (متولد 1946)
- اندی گلدزورثی (متولد 1956)
- مایکل هایزر (متولد 1944)
- استن هرد (متولد 1950)
- نانسی هولت (1938-2014)
- پیتر هاچینسون (متولد 1930)
- Junichi Kakizaki (متولد 1971)
- دنی کاروان (1930-2021)
- مایا لین (متولد 1959)
- ریچارد لانگ (متولد 1945)
- رابرت موریس (1931-2018)
- ویک مونیز (متولد 1961)
- دیوید نش (متولد 1945)
- اوگو روندینون (متولد 1964)
- دنیس اوپنهایم (1938-2011)
- Georgia Papageorge (متولد 1941)
- فلفل بورلی (1922-2020)
- تانیا پرمینگر (متولد 1944)
- اندرو راجرز (متولد 1947)
- چارلز راس (متولد 1937)
- ریچارد شیلینگ (متولد 1973)
- Nobuo Sekine (1942-2019)
- مایکل سینگر (متولد 1945)
- رابرت اسمیتسون (1938-1973)
- آلن سونفیست (متولد 1946)
- تانگ دا وو (متولد 1943)
- جیمز تورل (متولد 1943)
- Jacek Tylicki (متولد 1951)
- نیلز اودو (متولد 1937)
- بیل وازان (متولد 1933)
- Hannsjörg Voth
- Strijdom van der Merwe (متولد 1961)
هنر اکوفمینیستی
- هنر اکوفمینیستی
- هنر بوم شناختی
- Ecovention
- هنر محیطی
- مجسمه محیطی
- ژئوگلیف
- شکل های تپه
- هنرهای سرزمین غرب آمریکا
- سنگ نگاره ها
- هنر راک
- هنر عمومی مستقل
- هنر خاص سایت
- شکل دادن به درخت
مراجع
"The Case for Land Art" از The Art Assignment، پخش شده توسط PBS.
- مورد لند آرت | تکلیف هنری | PBS
- HENI Talks ارائه می دهد چیست: Land Art؟
