TORIma Academy Logo TORIma Academy
John Constable
هنر

John Constable

TORIma آکادمی — هنرمند

John Constable

John Constable

جان کنستبل (11 ژوئن 1776 - 31 مارس 1837) نقاش منظره انگلیسی در سنت رمانتیک بود. او که در سافولک به دنیا آمد، بیشتر به خاطر…

جان کنستبل (؛ 11 ژوئن 1776 - 31 مارس 1837) یک نقاش منظره انگلیسی بود که به دلیل مشارکت خود در سنت رمانتیک مشهور است. او که بومی سافولک است، در درجه اول به دلیل دگرگونی اساسی ژانر نقاشی منظره از طریق تصاویرش از ددهام ویل شناخته شده است. این منطقه که در مرزهای سافولک و شمال اسکس واقع شده و خانه دوران کودکی او را در بر می گیرد - که اکنون به طور عامیانه "کشور پاسبان" نامیده می شود - با طنین عاطفی عمیقی توسط او آغشته شده بود. پاسبان در نامه ای به دوستش جان فیشر در سال 1821 فلسفه هنری خود را بیان کرد و گفت: "من باید مکان هایم را به بهترین شکل نقاشی کنم" و اظهار داشت که "نقاشی کلمه دیگری برای احساس است."

جان کنستبل (؛ 11 ژوئن 1776 - 31 مارس 1837) یک نقاش منظره انگلیسی در سنت رمانتیک بود. او که در سافولک متولد شد، عمدتاً به دلیل ایجاد انقلابی در ژانر نقاشی منظره با عکس‌هایش از ددهام ویل، منطقه‌ای در مرز سافولک و شمال اسکس در اطراف خانه‌اش – که اکنون به عنوان «کشور پاسدار» شناخته می‌شود – که با شدت محبت روی آن سرمایه‌گذاری کرد، شناخته می‌شود. او در سال 1821 به دوستش جان فیشر نوشت: "من باید مکان هایم را به بهترین شکل نقاشی کنم"، "نقاشی کلمه دیگری برای احساس است".

از مشهورترین آثار هنری Constable می توان به Wivenhoe Park (1816)، Dedham Vale (1828) و Hay (18) اشاره کرد. علیرغم اینکه نقاشی های او در حال حاضر یکی از ارزشمندترین و ارزشمندترین نقاشی ها در هنر بریتانیا هستند، او در طول زندگی خود به رفاه مالی قابل توجهی دست نیافت. او در سن 52 سالگی به عضویت آکادمی سلطنتی هنر انتخاب شد. آثار او در فرانسه مورد تحسین قرار گرفت، جایی که موفقیت تجاری بیشتری نسبت به زادگاهش انگلستان به دست آورد و به طور قابل توجهی بر مدرسه باربیزون تأثیر گذاشت.

اوایل شغل

جان کانستبل در ایست برگلت، روستایی واقع در رودخانه استور در سافولک، از گلدینگ و آن (واتز) پاسبان متولد شد. پدرش که یک تاجر ذرت مرفه بود، مالک کارخانه فلتفورد در شرق برگولت و متعاقباً میل ددهام در همسایه اسکس بود. پاسبان گلدینگ یک کشتی کوچک به نام تلگراف داشت که برای حمل ذرت به لندن در میستلی در خور استور لنگر انداخت. او پسر عموی آبرام نیومن، تاجر چای لندنی بود. اگر چه پاسبان پسر دوم بود، برادر بزرگترش از ناتوانی ذهنی رنج می برد، که منجر به پیش بینی جان به ارث بردن تجارت خانوادگی شد. پس از یک دوره کوتاه در یک مدرسه شبانه روزی در لاونهام، او در یک مدرسه روزانه در ددهام، اسکس ثبت نام کرد. پاسبان در ابتدا پس از اتمام تحصیلاتش به تجارت ذرت مشغول شد، اما برادر کوچکترش، آبرام، سرانجام مدیریت کارخانه ها را بر عهده گرفت.

در دوران جوانی، پاسبان سفرهای اکتشافی را در حومه سافولک و اسکس انجام داد، که بعداً به موضوع اصلی تمرکز هنری او تبدیل شد. این صحنه ها به قول خودش «من را نقاش کرد و سپاسگزارم». او همچنین تمایل خود را به "صدای خروج آب از سدهای آسیاب و غیره، بید، تخته های پوسیده قدیمی، ستون های لزج و آجرکاری، من عاشق چنین چیزهایی هستم." او به جورج بومونت، یک مجموعه دار، معرفی شد، که نقاشی ارجمند خود، هاگار و فرشته اثر کلود لورن را به او تقدیم کرد، که عمیقاً الهام بخش پاسبان بود. متعاقباً، در حین بازدید از خویشاوندان خود در میدلسکس، با هنرمند حرفه ای جان توماس اسمیت آشنا شد که به او راهنمایی های هنری ارائه کرد اما همچنین به او توصیه کرد که به جای دنبال کردن حرفه ای هنر، به تجارت پدرش ادامه دهد.

در سال 1799، پاسبان پدرش را متقاعد کرد که به او اجازه دهد تا در هنر شروع به کار کند و گلدینگ متعاقباً به او کمک هزینه متوسطی داد. او با ورود به مدارس آکادمی سلطنتی به عنوان یک سرباز آزمایشی، در جلسات طراحی زندگی و تشریح تشریح شرکت کرد و همزمان به مطالعه و تکرار آثار استادان قدیمی پرداخت. از جمله هنرمندانی که آثارشان به ویژه در این دوره الهام بخش او شد عبارتند از: توماس گینزبورو، کلود لورن، پیتر پل روبنس، آنیبال کاراچی و یاکوب ون رویسدیل. او همچنین به طور گسترده با شعر و متون کلامی درگیر شد و متعاقباً به عنوان یک هنرمند فصاحت قابل توجهی از خود نشان داد.

در سال 1802، او از انتصاب به عنوان استاد طراحی در کالج نظامی گریت مارلو (سندهرست فعلی) امتناع کرد، تصمیمی که بنجامین وست (در آن زمان استاد آکادمی سلطنتی) توصیه کرد که به معنای پایان کار هنری او باشد. در همان سال، پاسبان نامه ای به جان دانتورن نوشت و در آن تعهد قاطع خود را برای تبدیل شدن به یک نقاش حرفه ای منظره بیان کرد:

در دو سال گذشته به دنبال عکس‌ها می‌دویدم و حقیقت را از دست دوم می‌جویدم... سعی نکرده‌ام طبیعت را با همان تعالی ذهنی که با آن شروع کرده‌ام به نمایش بگذارم، بلکه سعی کرده‌ام اجراهایم را شبیه کارهای مردان دیگر کنم... جا برای یک نقاش طبیعی وجود دارد. رذیلت بزرگ امروزی شجاعت است، تلاشی برای انجام کاری فراتر از حقیقت.

سبک اولیه او ویژگی‌های متعددی را که در آثار پخته‌اش مشهود است، از جمله طراوت درخشندگی، سرزندگی رنگی، و اجرای نقاشی، نشان می‌دهد و تأثیر ترکیب‌بندی استادان قدیمی‌ای را که او مطالعه کرده بود، به‌ویژه کلود لورن، نشان می‌دهد. موضوع مرسوم پاسبان، که صحنه‌های معمولی را به تصویر می‌کشد، در عصری که به دنبال نمایش‌های ایده‌آل‌شده‌تر و رمانتیک‌تر از مناظر رام‌نشده و بقایای معماری بود، غیر مد تلقی می‌شد. او سفرهای پراکنده ای را به مکان های دورتر انجام داد.

در سال 1803، او شروع به نمایش آثار هنری خود در آکادمی سلطنتی کرده بود. در آوریل همان سال، او نزدیک به یک ماه را در کشتی Coutts هند شرقی گذراند، که در طول سفر خود از لندن به دیل قبل از عزیمت به چین در بنادر مختلف جنوب شرقی توقف کرد.

در سال 1806، پاسبان سفری دو ماهه را از طریق ناحیه دریاچه آغاز کرد. او به دوست و زندگی‌نامه‌نویس خود، چارلز رابرت لسلی، اعتماد کرد که تنهایی کوهستانی بر روحیه‌اش تأثیر منفی می‌گذارد و لزلی را وادار می‌کند تا یادداشت کند:

پاسبان دارای گرایش اجتماعی مشخصی بود و حتی از باشکوه ترین مناظر در صورتی که فاقد عناصر انسانی بود، خود را ناراضی می دید. او به دنبال روستاها، کلیساها، خانه های کشاورزی و کلبه ها بود.

Constable یک روال زندگی در لندن در طول ماه‌های زمستان و نقاشی در East Bergholt در طول تابستان ایجاد کرد. حرف اول

او

برای تضمین ثبات مالی، پاسبان درگیر پرتره بود، ژانری که او علیرغم تولید قطعات ستودنی متعدد آن را غیر الهام بخش می دانست. او همچنین گاهی اوقات موضوعات مذهبی را نقاشی می کرد، اگرچه جان واکر اظهار داشت که "ناتوانی کنستبل به عنوان یک نقاش مذهبی قابل اغراق نیست."

نقاشی خانه های روستایی جریان درآمد دیگری را فراهم کرد. در سال 1816، سرلشکر فرانسیس اسلاتر ریبو به او مأموریت داد تا املاک خود، Wivenhoe Park، Essex را به تصویر بکشد. سرلشکر علاوه بر این درخواست یک نقاشی کوچکتر از لژ ماهیگیری واقع در محوطه سالن الرسفورد کرد، اثری که اکنون در گالری ملی ویکتوریا نگهداری می شود. پاسبان درآمد حاصل از این کمیسیون را به ازدواج خود با ماریا بیکنل اختصاص داد. مشخصه این مرحله از تولیدات هنری پاسبان، مناظر روستایی بسیار با جزئیات و ایده آل است که با نقاشی او در سال 1816 زمین گندم نشان داده شده است.

ازدواج

از سال 1809، آشنایی دوران کودکی پاسبان با ماریا الیزابت بیکنل به یک محبت عمیق و متقابل تبدیل شد. ازدواج آنها در سال 1816، زمانی که پاسبان 40 ساله بود، با مخالفت پدربزرگ ماریا، دکتر رود، رئیس ایست برگولت مواجه شد، که پاسبان ها را از نظر اجتماعی پست تر می دانست و ماریا را تهدید به سلب ارث کرد. پدر ماریا، چارلز بیکنل، که به عنوان وکیل جرج چهارم و دریاسالاری خدمت می کرد، تردید داشت که ببیند ماریا از ارث خود محروم می شود. خود ماریا به جان هشدار داد که ازدواج بدون امکانات مالی مانع دورنمای او برای حرفه نقاشی خواهد شد. اگرچه گلدینگ و آن کانستبل اتحادیه را تایید کردند، اما تا زمانی که پاسبان به ثبات مالی نرسید، هیچ حمایت مالی ارائه نکردند. پس از مرگ‌های متوالی سریع آنها، پاسبان یک پنجم سهم شرکت خانوادگی را به ارث برد.

عروسی جان و ماریا در اکتبر 1816 در سنت مارتین-این-فیلدز، که توسط فیشر برگزار شد، با اقامت در نیابت فیشر و یک سفر ماه عسل در امتداد ساحل جنوبی به پایان رسید. مناظر ساحلی در Weymouth و Brighton الهام بخش Constable برای نوآوری با رنگ های زنده و قلم موی پویا بود. همزمان، هنر او شروع به انتقال طیف وسیع تری از احساسات کرد. پاسبان در طول ماه عسل خود شروع به آزمایش با ترکیباتی کرد که عظمت طبیعت را بررسی می کرد و آسمان های برجسته را در آثاری مانند خلیج اسمینگتون مشاهده می کرد.

سه هفته قبل از عروسی آنها، پاسبان فاش کرد که کار بر روی جاه طلبانه ترین پروژه خود را تا کنون آغاز کرده است. در نامه ای خطاب به ماریا بیکنل از شرق برگولت، او چنین اظهار داشت:

"در حال حاضر مشغول نقاشی یک تصویر بزرگ در اینجا هستم که برای نمایشگاه آینده در نظر گرفته بودم."

این نقاشی میل فلاتفورد (صحنه ای در رودخانه قابل کشتیرانی) بود. این بزرگ‌ترین بوم را نشان می‌دهد که صحنه‌ای را در رودخانه استور به تصویر می‌کشد که او تا آن زمان انجام داده بود، و این بزرگترین بوم بود که او تا به حال عمدتاً در فضای باز به پایان رساند. پاسبان در تمایل خود برای نقاشی در مقیاس بزرگ‌تر مصمم بود، و نه تنها هدفش جلب شهرت بیشتر در نمایشگاه‌های آکادمی سلطنتی بود، بلکه ظاهراً، به بیان مفاهیم منظره‌اش در مقیاسی متناسب با دستاوردهای هنرمندان منظره کلاسیک مورد احترامش بود. علیرغم اینکه میل فلاتفورد هنگام نمایش در آکادمی سلطنتی در سال 1817 خریدار را تضمین نکرد، اجرای دقیق و دقیق آن تحسین قابل توجهی را برانگیخت و در نتیجه پلیس را تشویق کرد که حتی در کارهای بعدی بوم های نقاشی بزرگتر را دنبال کند.

"Six-Footers"

با وجود درآمد متوسطی از هنر خود، پاسبان اولین بوم مهم خود، اسب سفید را تا سال 1819 نفروخت. چارلز رابرت لسلی این اثر را به عنوان "از نظر بسیاری از حساب ها مهم ترین تصویری که پاسبان تا کنون کشیده است" توصیف می کند. این نقاشی، بدون در نظر گرفتن قاب آن، قیمت قابل توجهی از 100 گینه را از دوستش جان فیشر دریافت کرد، و بدین ترتیب به پاسبان استقلال مالی بی‌سابقه‌ای داد. فروش اسب سفید نمایانگر لحظه ای مهم در حرفه پاسبان بود. موفقیت انتقادی و تجاری آن منجر به انتخاب او به عنوان یکی از اعضای آکادمی سلطنتی شد و دنباله ای از شش منظره تاریخی را آغاز کرد که به دلیل ابعاد قابل توجه آنها به "شش پا" معروف بود که صحنه هایی را در امتداد رودخانه استور به تصویر می کشید. مقیاس چشمگیر این آثار هنری به طور قابل توجهی به شناخته شدن Constable در محیط بسیار رقابتی نمایشگاه های آکادمی کمک کرد. این قطعات که به طور گسترده به عنوان «گره‌دارترین و قوی‌ترین مناظر تولید شده در اروپای قرن نوزدهم» در نظر گرفته می‌شوند، از نظر بسیاری، این قطعات را به‌عنوان آثار اساسی آثار هنری کنستابل می‌دانند. این مجموعه بیشتر شامل میل استراتفورد (1820، گالری ملی، لندن)، هی وین (1821، گالری ملی، لندن)، نمایش در استور در نزدیکی ددهام (1822، کتابخانه و گالری هنری هانتینگتون، شهرستان لس آنجلس)، 1 مجموعه)، و اسب جهشی (1825، آکادمی سلطنتی هنر، لندن).

در سال بعد، دومین "شش پا" او، استراتفورد میل برای نمایشگاه ارائه شد. *آزمایشگر* آن را تحسین کرد و بیان کرد که «ظاهر طبیعت دقیق‌تر از هر تصویری است که تا به حال توسط یک انگلیسی دیده‌ایم». این نقاشی به موفقیت دست یافت و یک خریدار را در جان فیشر ثابت قدم یافت که آن را به قیمت 100 گینه خریداری کرد، مبلغی که او شخصاً آن را کم ارزش دانست. فیشر متعاقباً این اثر هنری را از طرف وکیل و دوست خود، جان پرن تینی خریداری کرد. تحسین عمیق تینی از این نقاشی باعث شد تا به پاسبان 100 گینه دیگر برای یک قطعه همراه پیشنهاد دهد، پیشنهادی که هنرمند در نهایت رد کرد. در نتیجه شهرت فزاینده پاسبان به کمیسیون‌های سودآورتر منجر شد که نمونه‌ای از آثاری مانند تالار مالورن (1821، موسسه هنری کلارک) است.

مشهورترین تابلوی کنستابل، هی وین، در سال 1821 در آکادمی سلطنتی به نمایش گذاشته شد. این اثر علیرغم اینکه فوراً خریدار پیدا نکرد، توجه چندین شخصیت برجسته، به‌ویژه دو فرانسوی: هنرمند تئودور ژریکو و نویسنده شارل نودیه را به خود جلب کرد. اوژن دلاکروا، نقاش همکار، نقل می‌کند که ژریکو «کاملاً مبهوت» از نقاشی کنستابل به فرانسه بازگشت، در حالی که نودیه از هنرمندان فرانسوی حمایت می‌کرد که از طبیعت الهام بگیرند نه منحصراً از گشت‌وگذارهای رومی. در سال 1824، Hay Wain، همراه با View on the Stour در نزدیکی ددهام، سرانجام توسط فروشنده انگلیسی-فرانسوی جان آروسمیت خریداری شد. پاسبان یک تابلوی نقاشی کوچکتر به نام اسکله یارموث را به عنوان بخشی از معامله شامل می شود که قیمت کل فروش را به 250 پوند می رساند. هر دو اثر متعاقباً در همان سال در سالن پاریس به نمایش درآمدند، جایی که هیجان قابل‌توجهی ایجاد کردند، به اوج خود رسید که هی وین مدال طلا را از چارلز ایکس دریافت کرد. هی وین بعداً توسط مجموعه‌دار هنری وان بدست آمد، که متعاقباً آن را به رگ نشنال سپرد. دلاکروا در مورد استفاده پاسبان از رنگ در ژورنال خود خاطرنشان کرد: "آنچه او در اینجا در مورد سبزی چمنزارهایش می گوید را می توان برای هر تنی به کار برد." پس از تماشای آثار پاسبان در گالری آروسمیت، دلاکروا پس‌زمینه نقاشی خود را در سال 1824، قتل عام دِ اسکیو، اصلاح کرد، اصلاحی که او تأثیر مثبت قابل توجهی بر هنر خود می‌دانست.

به دلیل موانع مختلف، قفل برای نمایشگاه 1823 تکمیل نشد، و در نتیجه کلیسای جامع سالزبری کوچکتر از محوطه اسقف به عنوان ارسال اولیه پاسبان عمل کرد. این تأخیر ممکن است حتی پس از اینکه فیشر بودجه پاسبان را برای نقاشی پرداخت کرد، رخ داد. این کمک مالی به طور همزمان مشکلات پولی Constable را کاهش داد و انگیزه ای برای تکمیل نقاشی ایجاد کرد. در نتیجه، قفل در سال بعد با استقبال بیشتری به نمایش گذاشته شد و به قیمت 150 گینه در روز افتتاحیه نمایشگاه فروخته شد - یک دستاورد منحصر به فرد برای نقاشی پاسبان. قابل ذکر است، قفل به عنوان تنها چشم انداز عمودی در سری Stour و تنها "شش پا" است که Constable چندین نسخه برای آن تولید کرده است. تکرار دوم، که اکنون به عنوان "نسخه فاستر" شناخته می شود، در سال 1825 تکمیل شد و توسط هنرمند برای اهداف نمایشگاهی نگهداری شد. نسخه سوم، منظر گرا، با عنوان قایق عبور از یک قفل (1826)، در حال حاضر در مجموعه آکادمی سلطنتی هنر نگهداری می شود. تلاش نهایی پاسبان در این مجموعه، اسب جهشی، تنها "شش پا" از مجموعه استور بود که در طول زندگی او فروخته نشد.

زندگی بعدی

موفقیت‌های حرفه‌ای کنستابل تحت الشعاع وضعیت رو به وخامت همسرش قرار گرفت، زیرا او شروع به نشان دادن علائم سل کرد. برای تسکین وضعیت او، پاسبان خانواده خود را به برایتون نقل مکان کرد که از سال 1824 تا 1828 در آنجا اقامت داشتند، با این اعتقاد که آب و هوای ساحلی مفید خواهد بود. در این سال ها او زمان خود را بین اقامتگاه لندن در خیابان شارلوت و برایتون تقسیم کرد. این تغییر مکان بر تمرکز هنری او تأثیر گذاشت و او را به گذار از مناظر وسیع دره استور به موضوعات دریایی سوق داد. او با وجود احتیاط های اولیه در مورد پتانسیل هنری برایتون، در خلق بوم های شش فوتی اصرار داشت. در نامه ای به فیشر در سال 1824، او نگرانی های خود را بیان کرد:

عظمت دریا و صدای همیشگی آن (به عبارت شیوای شما) غرق در هیاهو و هیاهوی کالسکه ها، کنسرت ها، "مگس ها" و وسایل نقلیه مشابه است. در نتیجه، ساحل صرفاً شبیه پیکادیلی است (مخصوصاً قسمتی که در آن غذا خوردیم) که در کنار ساحل واقع شده است.

در طول دوران حرفه‌ای خود، پاسبان به موفقیت تجاری محدودی در انگلستان دست یافت و تنها 20 تابلو فروخت. در مقابل، او در طی چند سال بیش از 20 اثر را در فرانسه فروخت. با این وجود، او پیوسته دعوت‌های بین‌المللی برای ترویج هنرش را رد کرد و در نامه‌ای به فرانسیس داربی گفت: «ترجیح می‌دهم یک مرد فقیر [در انگلیس] باشم تا یک مرد ثروتمند در خارج از کشور». در سال 1825، مجموعه ای از عوامل - از جمله سلامتی رو به زوال همسرش، نارضایتی او از محیط برایتون (که او آن را "پیکادیلی در کنار دریا" توصیف کرد) و خواسته های کمیسیون های متعدد برآورده نشده- منجر به اختلاف با اروسمیت شد که منجر به از دست دادن بازار فرانسه شد.

اسکله زنجیری، برایتون، که در سال 1827 به نمایش گذاشته شد، به عنوان تنها بوم جاه طلبانه 6 فوتی پاسبان است که موضوعی برایتون را به تصویر می کشد. با وجود اقامت پنج ساله آنها در برایتون، تلاش های خانواده برای بهبود سلامت ماریا ناموفق بود. پس از تولد هفتمین فرزندشان در ژانویه 1828، آنها به همپستد نقل مکان کردند، جایی که ماریا در 23 نوامبر در سن 41 سالگی درگذشت. پاسبان غرق غم و اندوه، اندوه عمیق خود را به برادرش گلدینگ منتقل کرد و با تاسف گفت: "هر ساعت احساس می کنم از دست دادن فرشته درگذشته ام - فرزندان من فقط می دانند که چگونه جهان کاملاً تغییر می کند ... من".

متعاقباً، پاسبان لباس مشکی برگزید و، همانطور که لزلی اشاره کرد، " طعمه افکار مالیخولیایی و مضطرب شد." او تنها مسئولیت بزرگ کردن هفت فرزندش - جان چارلز، ماریا لوئیزا، چارلز گلدینگ، ایزوبل، اما، آلفرد و لیونل- را تا پایان عمر بر عهده گرفت. در میان فرزندانش، تنها چارلز گلدینگ پاسبان دارای نوادگان بود. تعدادی از فرزندان پاسبان نیز نقاشی را دنبال کردند، به ویژه پسرش لیونل. اگرچه لیونل بعداً از نقاشی به عکاسی تبدیل شد، تعدادی از خلاقیت‌های هنری او در مجموعه مؤسسه هنر کلارک نگهداری می‌شود.

پیش از مرگ ماریا، پدرش نیز درگذشت و 20000 پوند به او وصیت کرد. سرمایه‌گذاری‌های مالی بعدی پاسبان با این میراث فاجعه‌بار بود. او روی حکاکی چندین میزانسن از مناظر خود سرمایه گذاری کرد و آنها را برای انتشار در نظر گرفت. بلاتکلیفی و تردید او تقریباً منجر به گسست با حکاکی اش شد و پس از انتشار برگه ها، نتوانست مشترکان کافی را جذب کند. پاسبان درگیر همکاری نزدیک با دیوید لوکاس مزوتینتر بر روی 40 اثر چاپ شده از مناظر او شد. یک چاپ خاص تحت 13 مرحله اثبات قرار گرفت، با اصلاحات به دقت توسط Constable با استفاده از مداد و رنگ. پاسبان خاطرنشان کرد: "لوکاس من را بدون ایراد به مردم نشان داد"، اما این تعهد در نهایت به رفاه مالی نرسید.

در طول این دوره، بیان هنری کنستبل از ویژگی آرامش آثار قبلی او به سبکی پراکنده تر و تاکید شده تر تبدیل شد. آشفتگی و پریشانی ذهنی عمیقی که او تجربه کرد در شاهکارهای شش فوتی بعدی او به وضوح مشهود است، از جمله قلعه هادلی (1829) و کلیسای جامع سالزبری از مراتع (1831)، که یکی از پرطنین‌ترین خلقت‌های او از نظر عاطفی در 2 فوریه 1892 سالگی بود.

به آکادمی سلطنتی انتخاب شد. متعاقباً، در سال 1831، او قرار ملاقاتی را به عنوان بازدیدکننده در آکادمی سلطنتی دریافت کرد، نقشی که طبق گزارش‌ها محبوبیت قابل توجهی در بین دانش‌آموزان به دست آورد.

کنستابل مجموعه‌ای از سخنرانی‌های عمومی را در مورد توسعه تاریخی نقاشی منظره آغاز کرد و مخاطبان قابل توجهی را به خود جلب کرد. در طول یک سری سخنرانی در مؤسسه سلطنتی در سال 1836، او یک تز سه جانبه را مطرح کرد: اول، این که نقاشی "علمی و همچنین شاعرانه" است. دوم، «آن تخیل هرگز انجام نداده و هرگز نمی تواند» هنری قابل مقایسه با واقعیت خلق کند. و سوم، "اینکه هیچ نقاش بزرگی هرگز خودآموخته نبود."

علاوه بر این، او مخالفت خود را با جنبش نوظهور احیای گوتیک ابراز کرد که او آن را صرفاً "تقلید" رد کرد.

در سال 1835، پاسبان آخرین سخنرانی خود را برای دانشجویان آکادمی سلطنتی ایراد کرد، جایی که ستایش او از رافائل و توصیف آکادمی به عنوان "مهد هنر بریتانیا" مورد تشویق مشتاقانه قرار گرفت. او در غروب 31 مارس 1837 در اثر نارسایی قلبی درگذشت و در کنار ماریا در قبرستان کلیسای سنت جان-ات-همپستد در همپستد لندن به خاک سپرده شد. فرزندان او، جان چارلز کانستبل و چارلز گلدینگ پاسبان نیز در این مقبره خانوادگی آرمیده اند.

در سال 1843، دوستش چارلز رابرت لسلی زندگی نامه تاثیرگذاری را با عنوان خاطرات زندگی جان کنستبل منتشر کرد.

Locations

کلبه پل، یک ملک اعتماد ملی، در دسترس عموم است. در مجاورت آن، فلاتفورد میل و کلبه ویلی لات، خانه ای که در هی وین به تصویر کشیده شده است، توسط شورای مطالعات میدانی برای برنامه های آموزشی استفاده می شود. عمارت کرایست چرچ در ایپسویچ گسترده ترین مجموعه از نقاشی های اصلی پاسبان را در خارج از لندن در خود جای داده است. علاوه بر این، کالج سامرویل، آکسفورد، پرتره ای از پاسبان دارد.

هنر

Constable به طرز ماهرانه ای قراردادهای هنری غالب را که از ترکیب تخیلی به جای مشاهده مستقیم طبیعت حمایت می کردند، به چالش کشید. او به لزلی گفت: «وقتی می‌نشینم تا طرحی از طبیعت بسازم، اولین کاری که سعی می‌کنم انجام دهم این است که فراموش کنم که تا به حال یک عکس دیده‌ام.»

در حالی که خود کنستبل استعداد هنری خود را به «همه چیزهایی که روی رودخانه استور بود» نسبت می‌داد، آنتونی بیلی، زندگی‌نامه‌نویس، معتقد بود که تأثیر نسبی شکل هنری توماس بر شکل نسبی او تأثیرگذار بوده است. آلن و ارتباطات لندن آلن را برای پاسبان تسهیل کرد.

علی‌رغم تولید مادام‌العمر نقاشی‌های کنستابل برای بازار عکس «تمام‌شده»، برای مشتریان و نمایشگاه‌های آکادمی سلطنتی، روش‌شناسی او به طور انتقادی بر جوان‌سازی مداوم از طریق مطالعات در محل تکیه داشت. او پیوسته از رویکردهای فرمولی اجتناب می‌کرد و ادعا می‌کرد: «جهان گسترده است، هیچ دو روزی شبیه هم نیست، و نه حتی دو ساعت؛ از زمان خلقت همه جهان، هیچ‌وقت دو برگ درختی شبیه هم نبوده است؛ و تولیدات اصیل هنری، مانند آثار طبیعت، همه از یکدیگر متمایز هستند. قبل از ایجاد نقاشی های نهایی، ترکیب ها را از قبل ارزیابی کنید. این طرح‌های اساسی، که با قلم موی بی‌هیجان و پویا مشخص می‌شوند، برای دوران خود پیشگام بودند و همچنان هنرمندان، دانشگاهیان و عموم مردم را مجذوب خود می‌کنند. به عنوان مثال، طرح‌های روغنی برای اسب جهشی و هی وین سرزندگی و رسایی را نشان می‌دهند که اغلب در آثار تمام شده مربوطه پاسبان کمتر به چشم می‌خورد. شاید بیش از هر جنبه دیگری از آثار او، این طرح های رنگ روغن به طور گذشته نگر پاسبان را به عنوان یک نقاش آوانگارد معرفی می کنند، کسی که مسیری عمیقا بدیع را برای هنر منظره نشان می دهد.

آبرنگ های پاسبان نیز آزادی قابل توجهی را برای دوره او به نمایش گذاشت. تقریباً عرفانی Stonehenge، نقاشی شده در سال 1835 و دارای رنگین کمان دوتایی، اغلب به عنوان یکی از استثنایی ترین آبرنگ های تولید شده در نظر گرفته می شود. پس از نمایشگاه خود در سال 1836، پاسبان عنوان را با متنی توصیفی افزود: "بنای تاریخی اسرارآمیز استون هنج، دورافتاده بر روی یک گرما برهنه و بی‌کران ایستاده است، به همان اندازه که با رویدادهای اعصار گذشته ارتباطی ندارد و با استفاده از زمان حال، شما را فراتر از همه سوابق تاریخی به ابهام یک دوره کاملاً ناشناخته نفت می‌برد." Constable مطالعات مشاهداتی گسترده ای را در مورد مناظر و ابرها انجام داد، که ناشی از تمایل به دقت علمی بیشتر در مستندسازی شرایط جوی بود. قدرت تصوير او از جلوه هاي فيزيكي گهگاه حتي در نقاشي هاي تمام مقياس نمايش داده شده در لندن نيز مشهود بود. به عنوان مثال، اسکله زنجیره ای، که در سال 1827 تکمیل شد، الهام بخش منتقدی شد که بگوید: "اتمسفر دارای رطوبت مشخصی در آن است، که تقریباً آرزوی یک چتر را القا می کند".

این طرح‌ها نشان‌دهنده رویکردی پیشگام هستند، زیرا از اولین مطالعات نفتی هستند که مستقیماً از طبیعت در فضای باز انجام شده‌اند، به استثنای طرح‌های روغنی پیر-هنری دو والنسین که در حدود سال 1780 در رم تولید شده‌اند. برای ارائه مؤثر تأثیر متقابل نور و حرکت، پاسبان از ضربات مکرر و سپس تکه تکه‌شده در رم استفاده کرد. روی نواحی سبک‌تر می‌چرخید، در نتیجه توهم نور درخشانی را ایجاد می‌کرد که کل صحنه را فرا گرفته است. از جمله اکسپرسیونیستی ترین و قوی ترین مطالعات او مطالعه منظره دریا با ابر باران است که در حدود سال 1824 در برایتون اجرا شد، که به وضوح شدت ناگهانی فوران باران کومولوس در دریا را از طریق قلم موی قوی و تاریک به تصویر می کشد. پاسبان علاوه بر این، به کاوش در به تصویر کشیدن پدیده های رنگین کمان پرداخت، که نمونه آن در آثاری مانند کلیسای جامع سالزبری از چمنزارها (1831) و کلبه در شرق برگولت (1833).

همراه با طرح‌های خود، اغلب در مطالعات آسمانی، که اغلب در نقاشی‌های آسمانی به تصویر کشیده نمی‌شود، Const. جزئیات شرایط جوی غالب، جهت نور و زمان روز. او معتقد بود که آسمان "نقطه کلیدی، معیار مقیاس و ارگان اصلی احساسات" را در یک ترکیب منظره تشکیل می دهد. این عمل حاکی از تأثیر کار پیشگامانه هواشناس لوک هاوارد در مورد طبقه بندی ابرها است. حاشیه نویسی های شخصی پاسبان در نسخه او از تحقیقات درباره پدیده های جوی توماس فورستر، درک جامع او از اصطلاحات هواشناسی را نشان می دهد. پاسبان در نامه ای به فیشر به تاریخ 23 اکتبر 1821 گفت: "من به خوبی آسمان را انجام داده ام". او همچنین اعلام کرد: "من مصمم هستم که بر همه دشواری ها غلبه کنم، و سخت ترین آنها در میان بقیه".

در نامه ای به لزلی، پاسبان زمانی چنین بیان کرد: "هنر محدود و انتزاعی من را باید در زیر هر پرچین و در هر مسیری یافت، و بنابراین هیچ کس فکر نمی کند ارزش برداشتن آن را دارد". او نمی‌توانست تأثیر عمیقی را که تکنیک‌های معتبر او در نهایت اعمال می‌کند، پیش‌بینی کند. مشارکت‌های هنری پاسبان نه تنها برای معاصرانش، مانند ژریکو و دلاکروا، بلکه برای مکتب باربیزون و امپرسیونیست‌های فرانسوی اواخر قرن نوزدهم الهام‌بخش بود.

در سال 2019، دو طراحی از کنستبل در میان آثار شاعر و نمایشنامه‌نویس متوفی کشف شد. این آثار هنری متعاقباً در حراج به ترتیب 60000 پوند و 32000 پوند به فروش رسیدند.

گالری

نقاشی های انتخاب شده

کتابشناسی

رسانه‌های مربوط به نقاشی‌های جان کنستبل در Wikimedia Commons

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره John Constable

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، هنر، آثار و تأثیر فرهنگی John Constable.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره John Constable John Constable کیست زندگی John Constable هنر John Constable آثار John Constable اهمیت هنری

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • John Constable کیست؟
  • آثار John Constable چیست؟
  • سبک هنری John Constable چیست؟
  • چرا John Constable مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو هنر و فرهنگ کردی توریما آکادمی

در این بخش از آرشیو توریما آکادمی، به دنیای گسترده هنر قدم بگذارید. مجموعه‌ای غنی از مقالات درباره هنر، از جمله هنرهای دیداری، نظریه موسیقی، جنبش‌های هنری مانند آرت دکو و آرته پوورا، و مفاهیم نوین مانند ASMR و MIDI را

خانه بازگشت به هنر