TORIma Academy Logo TORIma Academy
گیتار الکتریک (Electric guitar)
هنر

گیتار الکتریک (Electric guitar)

TORIma آکادمی — موسیقی

Electric guitar

گیتار الکتریک (Electric guitar)

گیتار الکتریک گیتاری است که برخلاف یک آکوستیک استاندارد، نیاز به تقویت صدای الکتریکی خارجی دارد تا در ولوم‌های عملکرد معمولی شنیده شود.

یک گیتار الکتریک به تقویت الکتریکی خارجی برای دستیابی به ولوم های عملکردی قابل شنیدن نیاز دارد و آن را از گیتار آکوستیک معمولی متمایز می کند. این ابزار از یک یا چند پیکاپ برای تبدیل ارتعاشات سیم به سیگنال‌های الکتریکی استفاده می‌کند که متعاقباً به صورت صدا از طریق بلندگوها ارائه می‌شود. صدای حاصل را می توان به صورت الکترونیکی مدوله یا شکل داد تا صداها و ویژگی های آهنگی متنوعی را تولید کند، معمولاً از طریق تنظیمات تقویت کننده یا کنترل های گیتار روی برد. چنین تغییراتی اغلب شامل افکت‌هایی مانند ریورب، اعوجاج، و «اوردرایو» می‌شود، که دومی جزء اساسی در سبک‌های بلوز الکتریک، جاز، راک و سبک‌های گیتار هوی متال است. طرح‌های ترکیبی، از جمله گیتارهای نیمه آکوستیک و آکوستیک-الکتریک، ویژگی‌هایی را از سازهای الکتریک و آکوستیک ادغام می‌کنند.

یک گیتار الکتریک گیتاری است که برخلاف گیتار آکوستیک استاندارد، نیاز به تقویت صدای الکتریکی خارجی برای شنیدن در ولوم‌های عملکرد معمولی دارد. این دستگاه از یک یا چند پیکاپ برای تبدیل ارتعاش سیم های خود به سیگنال های الکتریکی استفاده می کند که در نهایت به صورت صدا توسط بلندگوها بازتولید می شوند. صدا گاهی به شکل الکترونیکی تغییر می‌یابد تا از طریق تنظیمات آمپلی‌فایر یا دستگیره‌های روی گیتار به صداها یا کیفیت‌های تونال متفاوتی دست یابد. اغلب، این کار از طریق استفاده از افکت هایی مانند Reverb، Distortion و "Overdrive" انجام می شود. دومی به عنوان عنصر کلیدی موسیقی گیتار الکتریک بلوز و نوازندگی گیتار جاز، راک و هوی متال در نظر گرفته می شود. طراحی هایی نیز با ترکیب ویژگی های گیتار الکتریک و آکوستیک وجود دارد: گیتارهای نیمه آکوستیک و آکوستیک-الکتریک.

گیتار الکتریک که در سال 1932 آغاز شد، در میان نوازندگان گیتار جاز که به دنبال اجرای تک نوازی تک نت در سازهای بزرگ گروه بودند، مورد توجه قرار گرفت. شارحان قابل توجه ضبط شده اولیه این ساز عبارتند از لس پل، ادی دورهام، جورج بارنز، لونی جانسون، خواهر روزتا تارپ، تی بون واکر و چارلی کریستین. در طول دهه های 1950 و 1960، گیتار الکتریک به عنوان یک ساز محوری در موسیقی عامه پسند به شهرت رسید. تکامل آن به ابزاری تبدیل شده است که می تواند طیف وسیعی از صداها را تولید کند و سبک های متنوعی را در ژانرهایی مانند پاپ، راک، فولک، کانتری، بلوز و جاز بسازد. علاوه بر این، نقش مهمی در پیدایش و تکامل بلوز الکتریک، راک اند رول، موسیقی راک، هوی متال و بسیاری از ژانرهای موسیقی ایفا کرد.

طراحی و ساخت گیتارهای الکتریک دارای تنوع قابل توجهی است، به ویژه در مورد شکل بدن و پیکربندی گردن، پل و پیکاپ. ابزارها ممکن است دارای یک پل ثابت یا یک پل لولایی فنری باشند، که دومی بازیکنان را قادر می‌سازد تا آهنگ نت‌ها یا آکوردها را به سمت بالا یا پایین تنظیم کنند یا افکت‌های ویبراتو را اجرا کنند. صدای خروجی یک گیتار الکتریک را می توان از طریق تکنیک های نوازندگی پیشرفته، از جمله خم شدن سیم، ضربه زدن، چکش زدن، استفاده از بازخورد صوتی، و اجرای گیتار اسلاید، دستکاری کرد.

گیتارهای الکتریک به چند نوع مجزا دسته بندی می شوند. تكرارهاي اوليه شامل گيتارهاي نيمه آكوستيك با بدنه توخالي بود كه متعاقباً طرحهاي بدنه جامد ظاهر شد. پیکربندی‌های سیم متداول شامل گیتار شش سیم (نوع غالب) می‌شود که معمولاً E، A، D، G، B، E از پایین‌ترین تا بالاترین سیم‌ها کوک می‌شوند. گیتار هفت سیم، که عموماً دارای یک سیم کم B اضافی در زیر E پایین است. گیتار هشت سیم، که اغلب دارای یک سیم بسیار پایین E یا F# در زیر B پایین است. و گیتار دوازده سیم، که با شش کورس دو سیم، مشابه ماندولین مشخص می‌شود.

در موسیقی راک، گیتار الکتریک معمولاً دو وظیفه اصلی را انجام می‌دهد: به عنوان یک گیتار ریتم، مسئول اجرای سکانس‌های آکورد، پیشرفت‌ها، و ریف‌ها و در نتیجه تثبیت بخش ریتمیک a. و به عنوان یک گیتار لید، که خطوط ملودی ساز، قطعات پر ملودیک و تکنوازی را ارائه می دهد. در گروه‌های کوچک‌تر، مانند سه‌گانه قدرت، یک گیتاریست ممکن است به طور متناوب بین این نقش‌ها تغییر کند. با این حال، گروه‌های بزرگ‌تر معمولاً دارای گیتاریست‌های ریتم و لید مجزا هستند.

تاریخچه

تلاش‌ها برای تقویت الکتریکی ارتعاشات سازهای زهی در اوایل قرن بیستم آغاز شد. اختراعات مربوط به دهه 1910 اقتباس از فرستنده های تلفن را نشان می دهد که برای تقویت صدا در ویولن ها و بانجوها ادغام شده بودند. در طول دهه 1920، علاقه مندان آماتور از میکروفون های کربنی دکمه ای که روی پل چسبانده شده بود استفاده می کردند. با این حال، این روش در درجه اول ارتعاشات را از سطح ساز دریافت می‌کرد و سیگنالی کمتر از حد مطلوب را ایجاد می‌کرد.

در ابتدا، گیتارهای الکتریک توسط سازندگان گیتار آکوستیک و سازندگان معتبر طراحی شدند. انگیزه برای گیتارهای تقویت‌شده در دوران بیگ‌باند به وجود آمد، زیرا افزایش اندازه‌های ارکستر نیاز به تقویت و برق‌سازی گیتار برای شنیده شدن نوازندگان داشت. گیتارهای الکتریک اولیه‌ای که در جاز استفاده می‌شدند دارای بدنه‌های توخالی گیتار آکوستیک روی سقف مجهز به مبدل‌های الکترومغناطیسی بودند.

اولین ساز زهی تقویت‌شده الکتریکی که به بازار عرضه شد، یک گیتار آلومینیومی ریخته‌گری بود که در زبان محاوره‌ای به نام «Frying Pan» شناخته می‌شود. این ساز در سال 1931 توسط جورج بوچمپ، مدیر کل وقت شرکت ملی سازهای زهی، با همکاری معاون رئیس جمهور پل بارت، طراحی شد. Beauchamp، در کنار آدولف Rickenbacker، پیکاپ های الکترومغناطیسی را توسعه دادند که برای تقویت بسیار مهم هستند. این پیکاپ ها از سیم پیچ های پیچیده شده در اطراف آهنربا برای تولید میدان الکترومغناطیسی استفاده می کردند که ارتعاشات رشته را به سیگنال های الکتریکی مناسب برای تقویت تبدیل می کرد. تولید تجاری در اواخر تابستان 1932 از طریق Ro-Pat-In Corporation (Electro-Patent-Instrument Company) در لس آنجلس، یک سرمایه گذاری مشترک شامل Beauchamp، Adolph RickenallyRickenbacker/Rickenbacker (Bauchamp) و آدولف Rickenbacker. در سال 1934، شرکت Ro-Pat-In به عنوان شرکت ابزارهای زهی Rickenbacker تغییر نام داد. در همان سال، Beauchamp درخواست ثبت اختراع ایالات متحده را برای آلات موسیقی زهی الکتریکی ارائه کرد، که متعاقباً در سال 1937 اعطا شد. با این حال، تا زمانی که این پتنت صادر شد، بسیاری از تولیدکنندگان دیگر شروع به تولید طرح‌های گیتار الکتریک خود کرده بودند. تولیدکنندگان برجسته گیتار الکتریک اولیه شامل Rickenbacker (1932)، Dobro (1933)، National، AudioVox و Volu-tone (1934)، و همچنین Vega، Epiphone (با نام‌های Electrophone و Electar) و Gibson (1935) بودند، با شرکت‌های زیادی که تا سال 1936 ظهور کردند.

در اوایل تا اواسط سال 1935، شرکت سازهای زهی الکتریکی، که با "فریینگ تابه" به موفقیت دست یافت، در پی گسترش دامنه بازار خود با معرفی مدل B الکترواسپانیایی و کن رابرتز الکترواسپانیایی بود. این گیتار نوآوری قابل توجهی را به عنوان اولین گیتار الکتریک در مقیاس 25 اینچی ارائه کرد. کن رابرتز Electro-Spanish انقلابی خود را نشان داد و به نوازندگان یک مقیاس کامل 25 اینچی و دسترسی راحت به 17 فرت بدون محدودیت توسط بدنه ساز ارائه داد. متمایز از سازهای برقی فولادی معاصر، این مدل برای نواختن عمودی با بند، شبیه به گیتارهای آکوستیک طراحی شده است. بعلاوه، کن رابرتز الکترواسپانیایی ابزار پیشگامی بود که ویبراتوی دستی، معروف به "ویبرولا" را که توسط داک کافمن اختراع شد، به عنوان یک ویژگی استاندارد به کار برد. تخمین های تولید نشان می دهد که کمتر از 50 واحد Electro-Spanish Ken Roberts بین سال های 1933 و 1937 ساخته شده است که در حال حاضر کمتر از 10 نمونه وجود دارد.

یک گیتار الکتریکی بدنه جامد با ساخت آن از چوب جامد، فاقد فضاهای هوای داخلی دارای طنین عملکردی مشخص می شود. اولین گیتار استاندارد اسپانیایی با بدنه جامد توسط Vivi-Tone حداکثر تا سال 1934 معرفی شد که دارای بدنه ای به شکل گیتار بود که از یک ورق تخته سه لا متصل به یک قاب چوبی تشکیل شده بود. متعاقباً، در سال 1935، شرکت گیتار Rickenbacker یکی دیگر از گیتارهای الکتریک اسپانیایی اولیه و عمدتا جامد دیگر را به نام Electro Spanish که از Bakelite ساخته شده بود، به بازار عرضه کرد. تا سال 1936، شرکت Slingerland مدل الکتریکی بدنه جامد چوبی خود، Slingerland Songster 401، را در کنار معادل فولادی خود، Songster 400، رونمایی کرد.

گیتار الکتریک تولید اولیه گیبسون که در سال 1936 عرضه شد، مدل ES-150 نامگذاری شد. "ES" نشان دهنده "Electric Spanish" بود، در حالی که "150" نشان دهنده قیمت ابزار 150 دلاری بود که شامل یک تقویت کننده مکمل بود. گیتار ES-150 دارای یک پیکاپ "میله ای" شش ضلعی تک سیم پیچ بود که توسط والت فولر مهندسی شده بود. این پیکاپ متعاقباً به عنوان پیکاپ "چارلی کریستین" شناخته شد که به افتخار نوازنده گیتار جاز که یک نوازنده برجسته اولیه با استفاده از ES-150 بود، نامگذاری شد. علیرغم دستیابی به درجه ای از محبوبیت، ES-150 یک نقطه ضعف قابل توجه از خود نشان داد: صدای ناهماهنگ در شش سیم خود.

در سال 1940، لس پل به طور آزمایشی یک گیتار الکتریک با بدنه جامد را طراحی و ساخت که یک قوس آکوستیک Epiphone را تغییر کاربری داد. ساخته‌ی او که «گیتار چوبی» نامیده می‌شود، شامل یک ستون چوبی مرکزی با یک گردن متصل بود که توسط دو نیمه‌ی توخالی که صرفاً برای اهداف زیبایی‌شناختی اضافه شده بودند، تشکیل شده بود. گیبسون در ابتدا این طرح‌های نوآورانه را رد کرد، اگرچه بعداً آنها به عنوان الهام بخش Gibson Les Paul در سال 1952، که توسط تد مک کارتی طراحی شد، عمل کردند.

پدیده بازخورد، که معمولاً با گیتارهای الکتریکی توخالی تقویت‌شده مرتبط است، در اوایل تاریخ تولید این ساز شناخته شد. قابل توجه است که مدل Ro-Pat-In 1932 Gage Brewer دارای یک قسمت بالایی بسیار تقویت شده بود که شباهت عملکردی به طراحی های بدنه نیمه توخالی معاصر داشت.

انواع

بدنه جامد

گیتارهای الکتریک با بدنه جامد، بر خلاف همتایان آکوستیک خود، از تخته صدای لرزان برای تقویت زه استفاده نمی کنند. در عوض، این ابزارها به پیکاپ های الکتریکی، تقویت کننده و سیستم بلندگو متکی هستند. ساختار محکم بدنه تضمین می کند که صدای تقویت شده به طور دقیق تنها ارتعاش سیم را بازتولید می کند، در نتیجه صدای گرگ و بازخورد نامطلوب که معمولاً با گیتارهای آکوستیک تقویت شده مرتبط است را حذف می کند. به طور معمول، این گیتارها از چوب سخت ساخته می‌شوند که با یک پوشش پلیمری بادوام مانند پلی استر یا لاک ساخته شده‌اند. در تولید با حجم بالا، چوب قبل از شکل دهی به مدت سه تا شش ماه در کوره خشک می شود. برعکس، گیتارهای سفارشی ممتاز اغلب دارای چوب انتخاب شده با دست و بسیار قدیمی‌تر هستند که کاملاً خشک، پخته و تثبیت شده‌اند و کمتر مستعد تغییر شکل می‌شوند.

لز پل به اختراع یکی از اولین گیتارهای بدنه جامد نسبت داده می‌شود. گیبسون در ابتدا نمونه های اولیه گیتار Les Paul خود را از نمایش عمومی خودداری کرد و پیش بینی عدم پذیرش بازار برای طراحی بدنه جامد بود. همزمان، در سال 1941، O.W. اپلتون از نوگالس، آریزونا، گیتار اولیه دیگری به سبک اسپانیایی با بدنه جامد ابداع کرد که شباهتی به آنچه که بعداً به مدل Les Paul گیبسون تبدیل شد، داشت. اپلتون هر دو به گیبسون و فندر نزدیک شد، اما نتوانست فروش مفهومی گیتار "App" خود را به هیچ یک از تولیدکنندگان تضمین کند. در سال 1946، مرل تراویس، پل بیگزبی، سازنده مشهور گیتار استیل را مأمور ساخت یک گیتار الکتریک اسپانیایی با بدنه جامد کرد. بیگزبی این ساز را در سال 1948 تکمیل و تحویل داد. Fender Esquire و Fender Broadcaster (که متعاقباً به Fender Telecaster تغییر نام داد)، که در سال 1950 معرفی شد، ظهور اولین گیتارهای بدنه جامد را نشان داد که پنج سال پس از نمونه اولیه Les Paul ظاهر شدند. Gibson Les Paul متعاقباً برای رقابت با پخش کننده منتشر شد. Fender Stratocaster که در سال 1954 معرفی شد، نشان‌دهنده یکی دیگر از طراحی‌های بدنه جامد است که به دلیل تطبیق‌پذیری تونال گسترده و طراحی ارگونومیک برتر در مقایسه با مدل‌های معاصر، محبوبیت زیادی در بین نوازندگان در دهه‌های 1960 و 1970 به دست آورد. طرح‌های گیتار دارای پیکربندی‌های مختلف پیکاپ هستند که عمدتاً شامل دو یا سه پیکاپ تک کویل یا یک هامباکر دوتایی می‌شوند. به عنوان مثال، Stratocaster با راه اندازی سه سیم پیچ آن مشخص می شود.

مجله

Guitar World مروری تاریخی بر گیتارهای الکتریک گردآوری کرده است، و Ro-Pat-In Electro A-25 "Frying Pan" (1932) را به عنوان اولین ورودی در لیست 10 برتر خود معرفی کرده است که به عنوان "اولین گیتار الکتریک بدنه جامد کاملاً کارآمدی که ساخته شده و به فروش می رسد" توصیف شده است. این ساز به طور مشخص اولین گیتار الکتریک بود که در یک اجرای تبلیغاتی عمومی که توسط گیج بروئر در ویچیتا، کانزاس در اکتبر 1932 نواخته شد. جدیدترین گیتار الکتریک موجود در این لیست Ibanez JEM (1987) است که با "24 فرت"، "گردن بسیار نازک تر" و طراحی بسیار نازک تر آن مشخص می شود. این لیست همچنین دارای گیتارهای الکتریک متعدد دیگری است، مانند Gibson ES-150 (1936)، Fender Telecaster (1951)، Gibson Les Paul (1952)، Gretsch 6128 Duo Jet (1953)، Fender Stratocaster (1954)، Rickenbacker 360/496، و Paulen (129/1211) رید اسمیت سفارشی (1985)، که بسیاری از آنها نشان دهنده جانشینان تکاملی طرح های قبلی هستند. با گذشت زمان، طرح‌های گیتار الکتریک به اهمیت فرهنگی و جایگاه بصری نمادین دست یافتند، و تولیدکنندگان مدل‌های مختلف را به تولید کپی‌های مینیاتوری از گیتارهای الکتریک معروف، مانند Gibson SG که توسط آنگوس یانگ از AC/DC معروف بود، سوق داد.

بدنه اتاق دار

بعضی از گیتارها، در حالی که اساساً بدنه ای محکم دارند، دارای اتاقک های توخالی در ساختار خود هستند. نمونه‌های آن عبارتند از Gibson Les Paul Supreme، PRS Singlecut و Fender Telecaster Thinline. این محفظه های داخلی به طور خاص برای جلوگیری از آسیب رساندن به پل مهم و نقاط لنگر ریسمان در بدنه جامد طراحی شده اند. برای سازندگانی مانند Gibson و PRS، این طرح ها به عنوان بدنه های محفظه ای تعیین می شوند. انگیزه های اولیه برای این رویکرد طراحی شامل کاهش وزن، دستیابی به کیفیت صدای نیمه آکوستیک یا ترکیبی از هر دو است.

نیمه آکوستیک

گیتارهای نیمه آکوستیک دارای بدنه ای توخالی هستند که شبیه گیتار آکوستیک هستند و پیکاپ های الکترومغناطیسی را مستقیماً در بدنه ادغام می کنند. عملکرد آنها به موازات گیتارهای الکتریک بدنه جامد است. با این حال، به دلیل ارتعاش اضافی بدنه توخالی، پیکاپ ها یک سیگنال ترکیبی از ارتعاشات رشته و بدنه را به یک جریان الکتریکی تبدیل می کنند. مدل‌های متعددی که اغلب بدنه‌های نیمه توخالی نامیده می‌شوند، دارای یک بلوک مرکزی جامد در جعبه صدا هستند که به طور خاص برای کاهش بازخورد صوتی طراحی شده است. در حالی که این سازها فاقد حجم کافی آکوستیک برای اجراهای زنده هستند، برای جلسات تمرینی بدون برق و آرام مناسب هستند. گیتارهای نیمه آکوستیک به دلیل ظرفیتشان در تولید کیفیت های آهنگی شیرین، دلنشین یا بد بو شناخته می شوند. کاربرد آنها شامل ژانرهای مختلف موسیقی مانند جاز، بلوز، فانک، پاپ دهه 1960 و ایندی راک است. به طور معمول، آنها دارای حفره های صوتی F شکل به سبک سل هستند که می تواند برای کاهش بیشتر بازخورد مسدود شود. بر خلاف گیتارهای مجلسی، که مانند سازهای بدنه جامد، از یک قطعه چوب ساخته می‌شوند، بدنه‌های گیتار نیمه آکوستیک از چندین قطعه چوب در پیکربندی archtop ساخته می‌شوند که یک رویکرد ساخت متمایز در مقایسه با گیتارهای آکوستیک سیم فولادی معمولی است. رویه از یک تکه چوب نسبتاً ضخیم ساخته شده است، که متعاقباً به شکل نمایه نازک و منحنی بیرونی حک شده است، که با قسمت های نازک و مسطح مشخصه گیتارهای آکوستیک معمولی متفاوت است.

گیتار آکوستیک الکتریک

بعضی از گیتارهای آکوستیک زهی فولادی دارای سیستم یکپارچه ای هستند که برای تقویت الکتریکی خروجی بدون تغییر صدای ذاتی آنها طراحی شده است و به عنوان جایگزینی برای میکروفون های خارجی عمل می کند. این سیستم معمولاً شامل پیکاپ‌های پیزوالکتریک است که در زیر پل قرار می‌گیرند یا یک میکروفون کم جرم (معمولاً از نوع کندانسور) که در بدنه گیتار قرار دارد، که ارتعاشات فیزیکی را به سیگنال‌های الکترونیکی تبدیل می‌کند. پیکربندی‌های ترکیبی این نوع پیکاپ نیز استفاده می‌شوند که اغلب دارای یک میکسر یکپارچه، پیش تقویت‌کننده و اکولایزر گرافیکی هستند. سازهای مجهز به چنین سیستم هایی به عنوان گیتار آکوستیک الکتریک معرفی می شوند. این سازها به‌عنوان گیتار آکوستیک طبقه‌بندی می‌شوند، نه گیتار الکتریک، زیرا پیکاپ‌های آن‌ها سیگنال‌ها را از ارتعاشات قسمت بالایی یا بدنه گیتار دریافت می‌کنند، نه مستقیماً از ارتعاشات سیم، و تقویت در درجه اول حجم صدا را بدون تغییر لحن اصلی افزایش می‌دهد.

ساخت

طراحی و ساخت گیتارهای الکتریک، به ویژه در مورد شکل بدن و پیکربندی گردن، بریج و پیکاپ، تغییرات قابل توجهی را نشان می‌دهد. با این وجود، چندین ویژگی مشترک در اکثر این ابزارها وجود دارد. سر استوک (1) سرهای ماشین فلزی (1.1) را در خود جای داده است که از مکانیزم چرخ دنده حلزونی برای تنظیم دقیق استفاده می کنند. مهره (1.4) - یک نوار باریک و تار مانند که از فلز، پلاستیک، گرافیت یا استخوان تشکیل شده است - برای سیم‌ها در قسمت انتهایی دستگاه پشتیبانی می‌کند. فرت‌ها (2.3) نوارهای فلزی باریکی هستند که وقتی بازیکن یک رشته را روی صفحه انگشت فشار می‌دهد، زمین درست را مشخص می‌کند. میله خرپایی (1.2) یک میله فلزی است که معمولاً قابل تنظیم است و برای خنثی کردن تنش ریسمان و حفظ صافی گردن طراحی شده است. نشانگرهای موقعیت (2.2) به‌عنوان نشانه‌های بصری برای نوازنده عمل می‌کنند و موقعیت‌های نوازندگی خاصی را روی صفحه انگشت نشان می‌دهند.

گردن و فرت‌بورد (2.1) از بدنه اصلی ساز بیرون می‌آیند. در مفصل گردن (2.4)، گردن از طریق چسب یا پیچ و مهره به بدن ثابت می شود. بدنه (3) به طور کلی از چوب ساخته شده است که با یک پوشش بادوام و پلیمریزه به پایان رسیده است. رشته‌هایی که در میدان مغناطیسی پیکاپ‌ها (3.1، 3.2) ارتعاش می‌کنند، جریان الکتریکی را در سیم‌پیچ‌های پیکاپ القا می‌کنند، که سپس قبل از رسیدن به جک خروجی، از کنترل‌های تن و صدا (3.8) عبور می‌کند. گیتارهای خاصی دارای پیکاپ های پیزو هستند، یا به عنوان تقویت کننده یا جایگزین پیکاپ های مغناطیسی.

برخی گیتارها مجهز به یک پل ثابت هستند (3.4). برعکس، مدل‌های دیگر دارای یک پل با فنر و لولایی هستند که به‌طور گوناگون نوار ویبراتو، نوار ترمولو، یا نوار هوا نامیده می‌شود، که به بازیکنان این امکان را می‌دهد تا گام نت‌ها یا آکوردها را به سمت بالا یا پایین تغییر دهند، یا حرکات ویبراتو را اجرا کنند. یک محافظ پلاستیکی، که روی برخی از گیتارها وجود دارد، برای محافظت از بدن در برابر خراش یا پنهان کردن حفره کنترل، که اکثر سیم‌کشی‌های ساز را در خود جای داده است، عمل می‌کند. میزان تأثیر انتخاب چوب و سایر مواد در بدنه گیتار جامد (3) بر ویژگی های صوتی سیگنال تقویت شده همچنان موضوع بحث است. در حالی که بسیاری از طرفداران اهمیت بالای آن را بیان می کنند، دیگران معتقدند که تمایزات قابل انتساب به انواع مختلف چوب ظریف هستند. با این حال، در گیتارهای آکوستیک و آرک تاپ، انتخاب چوب به وضوح تاثیر بیشتری بر تن صدا دارد.

گیتارهای الکتریک با بدنه جامد معمولاً از انواع چوب خاصی استفاده می‌کنند که هر کدام از ویژگی‌های اهنگی متفاوتی برخوردار هستند. توسکا صدایی روشن و در عین حال کاملاً گرد ارائه می دهد، در حالی که خاکستر باتلاق ویژگی های مشابهی را ارائه می دهد اما با فرکانس های بالا و پایین بارزتر. ماهاگونی رنگی تیره، بامزه و گرم تولید می کند، در حالی که صنوبر شبیه توسکا است. Basswood به خاطر صدای بسیار خنثی اش شناخته شده است. افرا، چوبی روشن، اغلب برای بدنه های گیتار استفاده می شود. با این حال، وزن قابل توجه آن اغلب منجر به استفاده از آن به عنوان "کلاه" روی چوب اولیه بدنه می شود. گیتارهای ارزان‌تر ممکن است از مواد مقرون‌به‌صرفه‌تری مانند تخته سه لا، کاج یا آگاتیس استفاده کنند که چوب‌های سخت واقعی نیستند و می‌توانند دوام و کیفیت صدا را به خطر بیندازند. در حالی که چوب ماده غالب باقی می ماند، مواد مختلف دیگری از جمله پلاستیک، فلز و حتی مقوا در برخی از طرح های ابزار گنجانده شده است.

جک خروجی یک گیتار الکتریک معمولاً یک سیگنال مونوال را ارسال می کند. گیتارهای مجهز به الکترونیک فعال اغلب دارای یک جک با یک تماس اضافی هستند که معمولاً برای استریو استفاده می شود. این تماس اضافی باعث قطع اتصال زمین به باتری داخلی می‌شود و در نتیجه عمر باتری را زمانی که دستگاه از برق جدا می‌شود حفظ می‌کند. در نتیجه، این گیتارها برای تکمیل مدار داخلی و برقراری اتصال زمین باتری به یک دوشاخه مونو نیاز دارند. کابل‌های گیتار استاندارد از یک فیش مونو 14 اینچ (6.35 میلی‌متر) با امپدانس بالا استفاده می‌کنند که با پیکربندی نوک و آستین مشخص می‌شود که به عنوان اتصال دهنده تلفن TS شناخته می‌شود. ولتاژ خروجی معمولی از حدود 1 تا 9 میلی ولت متغیر است.

بعضی از گیتارها، مانند مدل‌های Rickenbacker با Rick-O-Sound، دارای قابلیت‌های خروجی استریو هستند. اجرای این افکت «استریو» می‌تواند متفاوت باشد، اما یک رویکرد رایج شامل مسیریابی پیکاپ‌های گردن و پل به اتوبوس‌های خروجی مجزا در گیتار است. سپس یک کابل استریو سیگنال هر پیکاپ را به زنجیره سیگنال یا تقویت کننده مربوطه هدایت می کند. برای چنین پیکربندی‌هایی، کانکتور رایج یک پلاگین §34§⁄§56§ اینچ (6.35 میلی‌متر) با امپدانس بالا است که با ترتیب نوک، حلقه و آستین مشخص می‌شود که به عنوان کانکتور تلفن TRS نیز شناخته می‌شود. علاوه بر این، برخی از سازهای استودیوگرا، به ویژه مدل‌های خاص Gibson Les Paul، یک کانکتور XLR سه پین ​​با امپدانس کم را برای انتقال صدا متعادل ادغام می‌کنند. ترتیبات و اتصالات تخصصی متعددی نیز برای پشتیبانی از ویژگی‌های پیشرفته مانند MIDI و پیکاپ‌های هگزافونیک وجود دارد.

سیستم های پل و دم

اگرچه پل و دم کارکردهای مشخصی را انجام می دهند، عملکرد یکپارچه آنها به طور قابل توجهی بر سبک نواختن و لحن کلی ساز تأثیر می گذارد. گیتارهای الکتریک معمولاً دارای چهار نوع اساسی از سیستم‌های بریج و دم هستند که هر کدام شامل تغییرات متعددی است.

یک پل گیتار دم سخت سیم‌ها را به‌طور ایمن در خود پل یا بلافاصله پشت آن متصل می‌کند و محکم به بدنه ساز می‌چسبد. این سیستم اغلب در گیتارهای حکاکی شده یافت می‌شود که نمونه آن مدل‌های گیبسون لس پل و پل رید اسمیت است، و همچنین در گیتارهای اسلب بدنه مانند آلبرت لی و سازهای فندر که مجهز به بازوی ویبراتو نیستند.

یک شناور یا ذوزنقه که به صورت ویولن بر روی بدنه‌ای به بدنه می‌چسبد. در پایه آن این طراحی مشخصه سازهایی مانند Rickenbackers، Gretsches، Epiphones، طیف متنوعی از گیتارهای آرک تاپ (مخصوصا مدل های جاز) و Gibson Les Paul 1952 است.

تصویر یک بازوی ترمولو یا قطع دم ویبراتو، به سبک co tailpiece- را به تصویر می کشد. whammy bar یا trem. این مکانیسم دارای یک اهرم است که به آن "بازوی ویبراتو" گفته می شود که به پل متصل می شود. دستکاری این بازو به طور موقت رشته ها را سست یا سفت می کند و در نتیجه گام آنها را تغییر می دهد. نوازندگان از این ویژگی برای تولید افکت‌های ویبراتو یا پورتامنتو استفاده می‌کنند. سیستم‌های ویبراتوی اولیه اغلب از غیرقابل اعتماد بودن رنج می‌بردند، که منجر به ناپایداری تنظیم و ارائه یک محدوده گام محدود می‌شد. طراحی‌های بعدی گلگیر بر اساس این مسائل بهبود یافت. با این حال، حق ثبت اختراع Fender در مورد این نوآوری ها به این معنی بود که سایر تولید کنندگان به استفاده از طرح های قدیمی برای مدت طولانی ادامه دادند.

پس از انقضای حق ثبت اختراع Fender در ویبراتوی سبک Stratocaster، پیشرفت‌های متعددی در این سیستم ویبراتوی داخلی و چند فنر در دسترس قرار گرفته است. پیشرفت قابل توجهی توسط فلوید رز در اواخر دهه 1970 ارائه شد، که پیشگام "قفل کردن" مهره ها و پل ها بود. این نوآوری‌ها به طور مؤثری از از دست دادن تنظیم گیتار حتی در هنگام استفاده شدید از نوار ویبراتو جلوگیری می‌کند.

نوع چهارم از اتصال سیم از طریق بدنه استفاده می کند، جایی که سیم ها از روی زین های پل عبور می کنند، از بالای بدنه گیتار می گذرند و از پشت خارج می شوند. در قسمت عقب گیتار، فرول های فلزی معمولا سیم ها را محکم می کنند. این طراحی اغلب با افزایش پایداری و تایم گیتار شناخته می شود. نمونه های قابل توجه گیتارهای بدنه زهی شامل Fender Telecaster Thinline، Fender Telecaster Deluxe، B.C. Rich IT Warlock و Mockingbird، و سری Schecter Omen 6 و 7.

پیکاپ

برخلاف گیتارهای آکوستیک بدنه توخالی، گیتارهای الکتریک در هنگام کندن سیم‌هایشان صدای کمتری تولید می‌کنند که نیاز به اتصال به تقویت‌کننده و بلندگوی گیتار دارد. هنگامی که یک گیتار الکتریک نواخته می شود، حرکت سیم جریان الکتریکی کوچکی را در پیکاپ های مغناطیسی ایجاد می کند که از آهنرباهایی تشکیل شده است که با سیم پیچ های ریز سیم پیچ شده اند. سپس این سیگنال از طریق مدارهای تن و ولوم به جک خروجی و از طریق کابل به تقویت کننده می رسد. مقدار جریان القایی مستقیماً با عواملی مانند چگالی ریسمان و میزان حرکت ریسمان بر روی پیکاپ ها متناسب است.

به دلیل ویژگی های ذاتی خود، پیکاپ های مغناطیسی مستعد تداخل الکترومغناطیسی محیطی و اغلب نامطلوب (EMI) هستند. این پدیده که به عنوان هوم اصلی شناخته می‌شود، بسته به فرکانس خط تغذیه منبع جریان متناوب محلی، به‌صورت تنی با سرعت 50 یا 60 سیکل در ثانیه ظاهر می‌شود.

این زمزمه به‌ویژه در پیکاپ‌های تک سیم‌پیچ مشخص می‌شود. پیکاپ‌های دو سیم پیچ یا "Humbucker" برای کاهش یا خنثی کردن این صدا ساخته شده‌اند، زیرا طراحی آن‌ها برای "کم کردن" (به معنای مقاومت در برابر یا مقاومت کردن) با هوم طراحی شده‌اند، از این رو به آن‌ها می‌گویند. اندوکتانس ترکیبی بالای دو سیم پیچ همچنین به کیفیت تونال غنی تر و "چاق تر" مرتبط با پیکاپ های هاموکینگ کمک می کند.

گردن

یقه‌های گیتار الکتریک هم در ترکیب و هم از نظر شکل متفاوت هستند. تعیین کننده اصلی برای یقه های گیتار طول مقیاس است که بخش ارتعاشی سیم ها را از مهره تا پل مشخص می کند. گیتار استاندارد Fender معمولاً از طول مقیاس 25.5 اینچ (65 سانتی متر) استفاده می کند، در حالی که مدل های Les Paul گیبسون معمولاً دارای طول مقیاس 24.75 اینچ (62.9 سانتی متر) هستند. اگرچه طول مقیاس Les Paul معمولاً 24.75 اینچ ذکر می شود، تولیدات تاریخی تغییراتی تا نیم اینچ را نشان داده است.

موقعیت فرت متناسب با طول مقیاس است. طول مقیاس کوتاهتر منجر به فاصله نزدیکتر می شود. تأثیر طول مقیاس بر لحن و تجربه لمسی موضوع مورد بحث است. یک دیدگاه رایج نشان می‌دهد که طول مقیاس بیشتر به دامنه بیشتر کمک می‌کند. با این حال، درک احساس نوازندگی به طور قابل توجهی پیچیده است و تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله اندازه و طراحی سیم، ساخت و برجستگی گردن، تنظیم گیتار، سبک نواختن و سایر عناصری است که در مجموع تصور ذهنی از قابلیت پخش را شکل می‌دهند.

گردن‌ها بر اساس روش چسبندگی به بدن به‌عنوان پیچ و مهره، تنظیم، یا گردن از طریق دسته‌بندی می‌شوند. گردن‌های ست‌این به‌طور دائم در طول ساخت با چسب به بدن چسبانده می‌شوند که نشان‌دهنده یک نوع مفصل سنتی است. Leo Fender پیشگام گردن‌های پیچ و مهره‌ای برای گیتارهای الکتریک بود که تنظیمات و تعویض ساده را تسهیل می‌کرد. سازهای گردنی دارای گردنی هستند که تمام طول ساز را گسترش می دهد و هسته مرکزی بدن را تشکیل می دهد. در حالی که یک استادکار ماهر می‌تواند به دقت چسب گردن را باز کند، و گردن پیچ را می‌توان به راحتی باز کرد، طراحی گردنی بسته به میزان آسیب، چالش‌های قابل‌توجهی یا حتی غیرقابل‌حل را برای تعمیر ایجاد می‌کند. از لحاظ تاریخی، سبک پیچ و مهره به دلیل سهولت نصب و تنظیم آن محبوبیت پیدا کرد. قابلیت جابجایی گردن های پیچ و مهره ای باعث ایجاد بازاری برای قطعات جایگزین از شرکت هایی مانند Warmoth و Mighty Mite شده است. برعکس، برخی از ابزارها، به ویژه بیشتر مدل‌های گیبسون، همچنان از گردن‌های چسب‌دار استفاده می‌کنند. طرح‌های بدنه گردن در گیتارهای بیس تا حدودی رایج‌تر است.

مواد گردن به دلیل ثبات ابعادی و استحکام انتخاب شده‌اند و برخی از منابع تأثیری بر ویژگی‌های تونال دارند. چوب‌های سخت ترجیح داده می‌شوند و افرا، ماهون و خاکستر جزو پرمصرف‌ترین آنها هستند. گردن و صفحه انگشت را می توان از مواد متمایز ساخت. به عنوان مثال، یک گیتار ممکن است دارای یقه افرا باشد که با تخته انگشتی چوب رز یا آبنوس جفت شده است. گیتارهای گران قیمت و مقرون به صرفه معاصر با توجه به در دسترس بودن و مقرون به صرفه بودن بدون به خطر انداختن کیفیت، در حال بررسی چوب‌های فرت‌بورد جایگزین، مانند Pau-Ferro هستند. در طول دهه 1970، طراحان شروع به ترکیب مواد مصنوعی عجیب و غریب مانند آلومینیوم درجه یک هواپیما، فیبر کربن و آبنول کردند. تولیدکنندگان برجسته ای که از این مواد غیر متعارف استفاده می کنند عبارتند از John Veleno، Travis Bean، Geoff Gould و Alembic.

فراتر از مزایای مهندسی بالقوه، برخی از طرفداران پیشنهاد می‌کنند که با افزایش هزینه چوب‌های کمیاب، مواد مصنوعی مزایای اقتصادی و پایداری اکولوژیکی بیشتری را ارائه می‌دهند. با این وجود، چوب همچنان به طور گسترده در ساخت ابزار، اغلب با مواد جدید ادغام می شود. به عنوان مثال، گیتارهای Vigier از یک گردن چوبی استفاده می کنند که با استفاده از میله فیبر کربنی سبک وزن، به عنوان جایگزینی برای میله فولادی معمولی سنگین تر یا میله خرپایی قابل تنظیم فولادی تقویت شده است. گردن‌های افترمارکت که به طور کامل از فیبر کربن ساخته شده‌اند، با ابزارهای پیچ‌دار موجود سازگار هستند. تا به امروز، تحقیقات رسمی جامع تأیید یا رد ادعاهای مربوط به تأثیر چوب یا مواد مختلف بر تناژ گیتار الکتریک عمدتاً منتشر نشده است.

چندین شکل گردن در ساخت گیتار استفاده می‌شود، از جمله پروفیل‌هایی که به‌عنوان یقه‌های C، یقه‌های U و یقه‌های V مشخص شده‌اند. این عبارات مشخصات عرضی گردن را به ویژه در مجاورت مهره توصیف می کنند. سیم فرت در ابعاد مختلفی تولید می‌شود و نوازندگان سنتی غالباً فرت‌های باریک‌تر را ترجیح می‌دهند، در حالی که آنهایی که سبک‌های متال را اجرا می‌کنند اغلب فرهای ضخیم‌تر را ترجیح می‌دهند. فرت‌های نازک‌تر معمولاً برای مفصل‌بندی وتر مناسب‌تر در نظر گرفته می‌شوند، در حالی که فرهای ضخیم‌تر خم شدن نت‌ها را برای گیتاریست‌های سربی تسهیل می‌کنند و نیاز به تلاش کمتری دارند.

یک گیتار الکتریک با یک گردن تاشو به نام "Foldaxe" توسط راجر سی. فیلد طراحی و ساخته شد. گیتارهای Steinberger پیشگام مجموعه‌ای از سازهای فیبر کربنی نوآورانه بودند که مشخصه آن‌ها عدم وجود سر استوک بود، با مکانیسم‌های کوک ادغام شده در مجموعه پل.

تخت‌های انگشتی تنوع قابل مقایسه‌ای با گردن دارند. سطح صفحه انگشت معمولاً دارای شعاع مقطعی است که برای تسهیل مفصل بندی انگشت در سبک های مختلف بازی طراحی شده است. شعاع تخته انگشت معمولاً از یک پیکربندی تقریباً مسطح (نماینده یک شعاع بسیار بزرگ) تا یک نمایه قوسی قابل توجهی (که نشان دهنده یک شعاع کوچک است) می شود. برای مثال Fender Telecaster قدیمی دارای شعاع کوچک مشخصه تقریباً 7.25 اینچ (18.4 سانتی متر) است. برخی از سازندگان تغییرات در مشخصات فرت و مواد، آرایش فرت، تعداد فرت، و تغییرات در سطح صفحه انگشت را بررسی کرده‌اند، که ناشی از اهداف طراحی متنوع است. برخی از نوآوری ها با هدف افزایش قابلیت پخش از طریق اصول طراحی ارگونومیک، مانند صفحه انگشت شعاع ترکیبی Warmoth Guitars. تخته های انگشتی اسکالوپ بیان میکروتونال را در طول عبور سریع لگاتو تسهیل می کند. فرت های فن دار برای بهینه سازی تنش نواختن برای هر سیم و تقویت موسیقیایی طراحی شده اند. برخی از گیتارها بدون فرت هستند، در حالی که برخی دیگر، مانند گیتار Gittler، فاقد گردن در تفسیر ساختاری معمولی هستند.

فهرست برندهای گیتار الکتریک

مراجع

منابع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

گیتار الکتریک چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره گیتار الکتریک، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

گیتار الکتریک چیست توضیح گیتار الکتریک مبانی گیتار الکتریک نوشته‌های هنر هنر به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • گیتار الکتریک چیست؟
  • گیتار الکتریک چه کاربردی دارد؟
  • چرا گیتار الکتریک مهم است؟
  • چه موضوعاتی با گیتار الکتریک مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو هنر و فرهنگ کردی توریما آکادمی

در این بخش از آرشیو توریما آکادمی، به دنیای گسترده هنر قدم بگذارید. مجموعه‌ای غنی از مقالات درباره هنر، از جمله هنرهای دیداری، نظریه موسیقی، جنبش‌های هنری مانند آرت دکو و آرته پوورا، و مفاهیم نوین مانند ASMR و MIDI را

خانه بازگشت به هنر