خمیازه بازتابی است که در موجودات مهرهداران مشاهده میشود، که با یک فاز دمی طولانیمدت شامل باز شدن پیشرونده دهان، همراه با راس کوتاهی از گسترش عضلانی، و با یک فاز بازدمی سریع همراه با چند ثانیه آرامسازی عضلانی، بهطور کلی به پایان میرسد. در گونههای پرندگان و آبزیان، این پدیده با یک روزنه دهانی تدریجی مشخص میشود که حداقل به مدت سه ثانیه ادامه مییابد و به دنبال آن بسته شدن سریع دهانی است. عمل خمیازه تقریباً در همه گونههای مهرهداران وجود دارد و پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان و حوتها را در بر میگیرد. رشته دانشگاهی که به بررسی خمیازه اختصاص داده شده است، شکاف شناسی نامیده می شود.
خمیازه یک رفلکس در حیوانات مهرهدار است که با یک فاز دمی طولانی همراه با باز شدن تدریجی دهان، به دنبال یک نقطه اوج کوتاه (یا آکنه) همراه با کشش عضلانی، و یک فاز بازدمی سریع همراه با آرامش عضلانی که معمولاً چند ثانیه طول میکشد مشخص میشود. برای ماهی ها و پرندگان، این به عنوان باز شدن تدریجی دهان، باز ماندن حداقل برای سه ثانیه و متعاقباً بسته شدن سریع دهان توصیف می شود. تقریباً تمام جانوران مهره دار از جمله پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان و حتی ماهی ها خمیازه کشیدن را تجربه می کنند. مطالعه خمیازهکشی کاسمولوژی نامیده میشود.
تحرک یا خمیازه، عمدتاً در بزرگسالان نزدیک به شروع و توقف خواب، در دورههای درگیری یکنواخت و به دلیل خاصیت مسری ذاتی آن ظاهر میشود. این پاسخ فیزیولوژیکی اغلب با حالتهای خستگی، استرس روانی، خوابآلودگی، بیاشتهایی یا حتی گرسنگی مرتبط است. در بین انسان ها، خمیازه کشیدن اغلب با مشاهده یا ادراک شنیداری خمیازه فردی دیگر، مانند مشاهده عمل یا گفتگو با شخصی که در حال خمیازه کشیدن است، برانگیخته می شود. این پدیده نمونه ای از اکوپراکسی و مکانیسم های بازخورد مثبت است. چنین خمیازههای «مسری» در گونههای مختلف از جمله شامپانزهها، سگها، گربهسانان، پرندگان و خزندگان نیز ثبت شده است و میتواند بین گونهها را متورع کند. محققان تقریباً بیست دلیل روانشناختی متمایز برای خمیازه کشیدن مطرح کرده اند. با این حال، اجماع در مورد برتری هر توضیح واحدی مبهم باقی میماند.
در طول عمل خمیازه، ماهیچههای اطراف راه هوایی، از جمله آنهایی که در جویدن و آبزدایی دخیل هستند، تحت گسترش کامل قرار میگیرند. در نتیجه این حرکات قوی تغییر موقعیت عضلانی، راه هوایی که ریه ها و گلو را در بر می گیرد تا سه یا چهار برابر بعد استراحت خود منبسط می شود. عضله تمپانی تانسور در گوش میانی منقبض میشود و یک صدای غرش داخلی ایجاد میکند که به جای انتشار صدا در هوا، به اختلال مکانیکی دستگاه شنوایی نسبت داده میشود. در حیوانات انسان و غیرانسان، خمیازه گاهی با کشش غیرارادی نواحی مختلف بدن مانند بازوها، گردن، شانه ها و پشت همراه است. در بین انسان ها، گشاد شدن غیرارادی سوراخ بینی در حین خمیازه اغلب قابل مشاهده است.
ریشه شناسی
اصطلاح انگلیسی yawn از چندین پیشین انگلیسی میانه، بهویژه yanen گرفته شده است، که از انگلیسی باستانی چهانی، و yenen, yonen، برگرفته از مکررهای انگلیسی قدیمی ġionian، همه قابل ردیابی به ریشه آلمانی *gīn-. این ریشه آلمانی دارای همزادگان پروتو-هندو اروپایی است که از ریشه *g̑hēi- نشات می گیرد. این ریشه همچنین با پسوند -n- در اصطلاح یونانی χαίνω ('خمیازه کشیدن') و بدون -n- در واژه انگلیسی gapfiggapfig etymologica از اسکاندیناوی ginnunga-gap)، و همچنین در gum ('palate')، gasp (برگرفته از اسکاندیناوی باستان)، اصطلاحات لاتین hiatus، و واژههای یونانی شکاف، هرج و مرج.
در زمینههای پزشکی، نام لاتین پاندیکولاسیون به اجرای همزمان خمیازه و کشش اشاره دارد.
علت های پیشنهادی
چارچوبهای نظری متعددی تلاش میکنند تا دلایل اصلی خمیازه کشیدن را در جمعیتهای انسانی و غیرانسانی بیان کنند.
یک تحقیق خاص نشان میدهد که خمیازه زمانی آشکار میشود که سطوح بالای دی اکسید کربن در جریان خون وجود داشته باشد، در نتیجه نیاز به افزایش دریافت اکسیژن، که باعث تسهیل انتشار کربن یا دی اکسید میشود، میشود. در حالی که خمیازه کشیدن ممکن است جذب اکسیژن را نسبت به تنفس معمولی کاهش دهد، بروز خمیازه با افزایش اکسیژن اتمسفر یا کاهش غلظت دی اکسید کربن کاهش نمییابد.
ارگانیسمهای مستعد در برابر شکار یا سایر خطرات محیطی باید آمادگی ثابتی را برای خارج کردن فیزیکی فوری حفظ کنند. حداقل یک تلاش تحقیقاتی پیشنهاد می کند که خمیازه کشیدن، به ویژه شکل "مسری" ناشی از روانشناختی، ممکن است به عنوان مکانیزمی برای حفظ هوشیاری در گروه های حیوانات تکامل یافته باشد. حالت خوابآلودگی یا بیاشتهایی حیوان را نسبت به زمانی که کاملاً بیدار است هوشیارتر میکند و در نتیجه آمادگی آن را برای اقدام سریع مختل میکند. خمیازه "مسری" ممکن است به عنوان یک سیگنال ارتباطی ذاتی در بین اعضای گروه عمل کند و هوشیاری پایدار را ارتقا دهد.
عصبی بودن، که اغلب نشان دهنده نیاز پیش بینی شده برای عمل است، نیز به عنوان یک عامل علت شناسی پیشنهاد شده است. گزارش های حکایتی نشان می دهد که خمیازه کشیدن به افزایش هوشیاری فردی کمک می کند. مشاهدات، خمیازه کشیدن چتربازان را در لحظات قبل از خروج از هواپیما ثبت کرده است.
یک فرضیه جایگزین بیان میکند که خمیازه کشیدن دمای مغز را تنظیم میکند. در سال 2007، یک تیم تحقیقاتی، از جمله یک استاد روانشناسی از SUNY Albany (ایالات متحده)، پیشنهاد کردند که خمیازه کشیدن ممکن است به عنوان مکانیزمی برای خنک کردن مغز عمل کند. مغز پستانداران در یک محدوده حرارتی محدود عملکرد بهینه دارد. دو مطالعه تجربی نشان داد که شرکتکنندگانی که کیسههای سرد روی پیشانیهای خود اعمال میکردند و آنهایی که به آنها آموزش داده شده بود که فقط از طریق بینی نفس بکشند، در هنگام مشاهده فیلمهایی از خمیازه کشیدن افراد، میزان خمیازه مسری را کاهش دادند. یک فرضیه مرتبط پیشنهاد می کند که خمیازه به تنظیم دمای کلی بدن کمک می کند. گاتمن و دوپارت (2011) به طور مشابه مشاهده کردند که وقتی شرکتکنندهای که گوشگیر پوشیده است خمیازه میکشد، جریان هوا بین گوش و محیط خارجی نسیمی قابل شنیدن ایجاد میکند. گاتمن و دوپارت به این نتیجه رسیدند که خمیازه کشیدن یکی از سه پیامد فیزیولوژیکی بالقوه را ایجاد می کند: خنک شدن مغزی ناشی از هجوم یا جریان اکسیژن. کاهش فشار داخل جمجمه از طریق جریان اکسیژن. یا افزایش فشار داخل جمجمه به دلیل هجوم هوا ناشی از افزایش حجم جمجمه.
یک بررسی پیشنهاد کرد که عملکرد اصلی خمیازه کشیدن به صورت دورهای عضلات حلق است، فرآیندی که به طور بالقوه برای صداسازی مؤثر، آبزدایی، جویدن، و حفظ باز بودن راههای هوایی ضروری است. سکته مغزی و اختلالات آدرنال. بیماران سرکوب شده سیستم ایمنی، مانند کسانی که مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس هستند، اغلب خمیازه بیش از حد از خود نشان می دهند. تحقیقات انجام شده توسط یک استاد عصب روانشناسی بالینی و قانونی در دانشگاه بورنموث نشان دهنده افزایش سطح کورتیزول در طول خمیازه کشیدن است.
عملکرد اجتماعی
با توجه به مزایای بالقوه تکاملی، خمیازه به عنوان یک غریزه گله تئوری شده است. فرضیهها نشان میدهند که خمیازه برای همگامسازی حالات عاطفی در گروههای حیوانات اجتماعی عمل میکند، مشابه زوزه جمعی که در گلههای گرگ مشاهده میشود. این رفتار نشان دهنده خستگی در میان اعضای گروه است، در نتیجه هماهنگ سازی چرخه های خواب و دوره های استراحت را تسهیل می کند.
تحقیق انجام شده توسط گرت نوریس (2013)، که شامل مشاهده دانش آموزان در یک منطقه انتظار بود، ارتباط بین ظرفیت همدلی و خمیازه کشیدن را نشان داد، یافته ای که بیشتر توسط مطالعات تصویربرداری عصبی پشتیبانی می شود. نوریس بیان می کند، "ما معتقدیم که خمیازه واگیر نشان دهنده همدلی است، که منعکس کننده درک حالات رفتاری و فیزیولوژیکی دیگران است."
ماهیت مسری رفلکس خمیازه برای مدت طولانی شناخته شده است. اراسموس در سال 1508 اشاره کرد که "خمیازه یک نفر باعث خمیازه کشیدن دیگری می شود"، احساسی که در ضرب المثل فرانسوی "Un bon bâilleur en fait bâiller sept" ("یک گاپر خوب باعث می شود هفت نفر دیگر") منعکس شود. اغلب، مشاهده یک خمیازه فردی می تواند خمیازه "همدلانه" را در دیگری ایجاد کند. قرار گرفتن در معرض حالت خمیازه دیگران (مخصوصاً چشمان آنها)، درگیر شدن با متن یا افکاری در مورد خمیازه کشیدن، یا مشاهده تصویری که خمیازه را به تصویر می کشد، می تواند باعث ایجاد رفلکس شود. مکانیسم فوری خمیازه مسری ممکن است شامل نورونهای آینهای واقع در قشر پیشانی مهرهداران خاص باشد که با قرار گرفتن در معرض محرکهای همنوعان (همان گونهها) و گاهی ارگانیسمهای بینگونهای، نواحی مغز مربوطه را فعال میکنند. فرض شده است که نورونهای آینهای رفتارهای تقلیدی را هدایت میکنند، که برای جنبههای متعدد یادگیری انسان، از جمله فراگیری زبان، اساسی است. خمیازه مسری ممکن است نشان دهنده همین انگیزه تقلیدی باشد.
یک مطالعه در سال 2007 نشان داد که کودکان خردسالی که مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم تشخیص داده شده بودند، پس از تماشای ویدیوهای خمیازه دیگران، فرکانس بیشتری از خمیازه نشان نمی دادند، یافته ای که با مشاهدات در کودکان غیر اوتیستیک در تضاد است. در واقع، شرکتکنندگان اوتیستیک در مقایسه با ویدیوهای کنترل کمتر در طول فیلمهای خمیازه خمیازه میکشیدند.
ارتباط بین سرایت خمیازه و همدلی توسط یک مطالعه رفتاری در سال 2011 که توسط ایوان نورشیا و الیزابتا پالاگی (دانشگاه پیزا، ایتالیا) انجام شد، اثبات شده است. این تحقیق نشان داد که در میان عوامل مختلف از جمله ملیت، جنسیت و روش حسی، پیوند اجتماعی تنها پیشبینیکننده بروز، میزان و زمان پاسخدهی خمیازه بود. مطابق با سایر شاخصهای همدلی، بیشترین میزان سرایت در پاسخ به خویشاوندان، پس از آن دوستان، سپس آشنایان و در نهایت غریبهها مشاهده شد. افراد با درجه بالاتری از همبستگی (r≥0.25) بارزترین سرایت را از نظر بروز خمیازه و فراوانی نشان دادند. برعکس، غریبه ها و آشنایان در مقایسه با دوستان و خویشاوندان تأخیر بیشتری در پاسخ خمیازه خود نشان دادند. در نتیجه، سرایت خمیازه عمدتاً تحت تأثیر نزدیکی عاطفی بین افراد به نظر می رسد. این عدم تقارن اجتماعی در خمیازههای مسری، که با فراوانی بیشتری در میان سوژههای آشنا نسبت به غریبهها مشخص میشود، حتی زمانی که فقط نشانههای شنیداری و نه بصری وجود دارد، ادامه مییابد. این مشاهدات نشان میدهد که سوگیریهای توجه بصری بهعنوان علت زمینهای عدم تقارن اجتماعی مشاهدهشده در خمیازههای مسری غیرمحتمل است.
پریماتورها دو دسته مجزا از خمیازه را نشان میدهند. یک دسته شامل خمیازه کشیدن به عنوان یک نمایش تهدید است که در خدمت حفظ سلسله مراتب اجتماعی در گروه های نخستی است. تحقیقات به طور خاص شامپانزه ها و ماکاک های دم کنده را بررسی کردند. هنگامی که با فیلم ویدئویی از خمیازه همنوعان ارائه شد، هر دو گونه خمیازه متقابل را نشان دادند. این تا حدی ماهیت مسری خمیازه را تایید می کند.
برنامه تلویزیونی MythBusters که در کانال دیسکاوری پخش می شود نیز این پدیده را بررسی کرد. آزمایش غیررسمی و در مقیاس کوچک آنها به این نتیجه رسید که خمیازه کشیدن خواص مسری از خود نشان می دهد.
گوردون گالوپ، که معتقد است خمیازه به عنوان یک مکانیسم تنظیم کننده حرارت برای مغز عمل می کند، نظریه دیگری را ارائه می دهد که خمیازه مسری ممکن است نشان دهنده غریزه بقا باشد که از تاریخ تکامل انسان به ارث رسیده است. او پیشنهاد میکند که در طول دورههای تکامل انسان، زمانی که جمعیتها با شکار و درگیریهای بینگروهی مواجه میشوند، یک واکنش خمیازه جمعی میتواند هوشیاری گروه را افزایش دهد و قابلیتهای تشخیص خطر را بهبود بخشد.
تحقیق انجامشده توسط دانشگاه لندن نشان میدهد که خمیازه مسری میتواند از انسان به سگ منتقل شود. به طور خاص، این مطالعه اشاره کرد که 21 سگ از 29 سگ در پاسخ به خمیازه یک غریبه خمیازه می کشیدند، اما وقتی غریبه فقط دهان خود را باز کرد، خمیازه نمی کشید. هلت و ایگستی (2010) نشان دادند که سگها، مشابه انسانها، به تدریج مستعد خمیازههای مسری میشوند. سگهای بزرگتر از هفت ماه در پاسخ به خمیازههای انسان، خمیازههای مسری نشان میدهند، در حالی که سگهای جوانتر به نظر مصون هستند. علاوه بر این، این مطالعه نشان داد که تقریباً نیمی از سگها با نشان دادن نشانههایی از آرامش و خوابآلودگی به خمیازههای انسان واکنش نشان میدهند که به این معنی است که آنها نه تنها خود خمیازه، بلکه وضعیت فیزیولوژیکی مرتبط را نیز تقلید میکنند.
تحقیقاتی که در مورد بابونهای گلادا انجام شد، خمیازههای مسری را در میان افراد، بهویژه آنهایی که پیوندهای اجتماعی قوی داشتند، نشان داد. این یافته نشان می دهد که نزدیکی عاطفی، به جای نزدیکی فیزیکی، به عنوان پیش بینی کننده سرایت خمیازه عمل می کند.
در مطالعهای که شامل بابونهای گلادا بود، خمیازه کشیدن بین افراد، بهویژه افرادی که از نظر اجتماعی نزدیک بودند، مسری بود. این نشان می دهد که نزدیکی عاطفی به جای مجاورت فضایی، نشانگر سرایت خمیازه است.
خارج از گونههای پستانداران، شواهد تجربی برای خمیازههای مسری مرتبط با همدلی محدود است. با این حال، تحقیقات این پدیده را در گونه های Canidae، از جمله سگ های اهلی و گرگ ها بررسی کرده است. سگ های اهلی ظرفیت خمیازه مسری را در پاسخ به خمیازه های انسان از خود نشان داده اند. مهارت آنها در تفسیر رفتارهای ارتباطی انسان به خوبی تثبیت شده است. این مهارت تشخیص اینکه آیا سرایت خمیازه در سگ های خانگی از اصل و نسب تکاملی آنها سرچشمه می گیرد یا پیامد اهلی شدن آنها را پیچیده می کند. برای پرداختن به این تحقیق، مطالعه ای در سال 2014 شامل مشاهده گرگ ها بود. یافته ها نشان داد که گرگ ها در واقع مستعد ابتلا به سرایت خمیازه هستند. علاوه بر این، این تحقیق نشان داد که استحکام پیوندهای اجتماعی در بین گرگهای منفرد بر فراوانی خمیازههای مسری تأثیر میگذارد، بنابراین مطالعات قبلی که خمیازه مسری را با نزدیکی عاطفی مرتبط میکند، تأیید میکند.
خمیازههای مسری در طوطیها نیز ثبت شده است (Melopsittacus undulatus parots a species social). این نشان میدهد که خمیازههای مسری ممکن است در طول دودمانهای متعدد دچار تکامل همگرا شده باشند. با این حال، در طوطی ها، خمیازه مسری به نظر نمی رسد با نزدیکی اجتماعی ارتباط داشته باشد.
بیماریهای عصبی و روانپزشکی، از جمله اسکیزوفرنی و اوتیسم، اغلب با توانایی اختلال در استنتاج حالات روانی دیگران مشخص میشوند. خمیازه مسری به عنوان یک ابزار تشخیصی بالقوه برای ارزیابی این توانایی برای استنتاج یا همدلی عمل می کند. اختلال طیف اوتیسم (ASD)، یک وضعیت رشدی که عمیقاً بر رشد اجتماعی و ارتباطی، از جمله همدلی تأثیر میگذارد، در مقایسه با کودکان عصبی، با کاهش حساسیت به خمیازههای مسری مرتبط است. این رشد همدلی غیر معمول مشاهده شده در ASD از این فرضیه پشتیبانی می کند که خمیازه و همدلی مسری دارای پشتوانه های عصبی و شناختی مشترک هستند. به طور مشابه، افراد مبتلا به بیماریهای عصبی و روانپزشکی مانند اسکیزوفرنی تواناییهای همدلی ضعیفی از خود نشان میدهند که خمیازه مسری را به یک معیار ارزیابی مرتبط تبدیل میکند. روانپزشک کانادایی، هاینز لمان، به طور مشخص پیشنهاد کرد که افزایش خمیازه میتواند نشانه بهبودی در اسکیزوفرنی باشد. در نتیجه، مطالعه اختلالات در خمیازه مسری، بینشهای ارزشمندی را در رابطه با ارتباط آن با مکانیسمهای اساسی همدلی ارائه میدهد.
بحث علمی مهمی در رابطه با همبستگی مستقیم بین سرایت خمیازه و همدلی ادامه دارد. خود همدلی یک ساختار بسیار چالش برانگیز برای تعیین کمیت است، که منجر به تناقض در یافتههای تحقیقاتی میشود، جایی که همان گونه ممکن است ارتباطات متفاوتی بین خمیازههای مسری و نزدیکی اجتماعی نشان دهد. تفاوتهای روششناختی، با محققان مختلف که از معیارهای همدلی متنوعی استفاده میکنند، مقایسههای بین مطالعاتی را پیچیده میکند. علاوه بر این، یک سوگیری بالقوه انتشار ممکن است به نفع مطالعاتی باشد که همبستگی های قابل توجهی را گزارش می کنند نسبت به مواردی که چنین نیستند. با این حال، یک بررسی انتقادی در سال 2020 که ادبیات موجود در مورد سرایت خمیازه را به عنوان یک پدیده مرتبط با همدلی ترکیب میکند، نشان داد که برجستگی اجتماعی و عاطفی محرک، بهویژه هویت خمیازهکش، میتواند بر درجه سرایت خمیازه تأثیر بگذارد، یافتهای که توسط شواهد عصببیولوژیکی، اخلاقشناختی و روانشناختی پشتیبانی میشود. در نتیجه، گفتمان پیرامون این رابطه حل نشده باقی می ماند.
گونه های غیر انسانی
رفتار خمیازه کشیدن در کلاس های مختلف مهره داران، از جمله پستانداران و پرندگان مشاهده می شود.
در میان گونه های جانوری، خمیازه می تواند به عنوان یک سیگنال هشدار عمل کند. چارلز داروین، در اثر خود بیان احساسات در انسان و حیوانات، خاطرنشان کرد که بابون ها به عنوان تهدیدی برای دشمنان خمیازه می کشند، به طور بالقوه با به نمایش گذاشتن دندان های نیش برجسته خود. به طور مشابه، ماهیهای مبارز سیامی منحصراً هنگام مواجهه با انعکاس همنوع یا خود خمیازه میکشند، که اغلب قبل از حمله تهاجمی صورت میگیرد. خوکچههای هندی از خمیازه کشیدن به عنوان نمایشی از تسلط یا پرخاشگری استفاده میکنند و دندانهای ثنایایی قابلتوجه خود را به نمایش میگذارند، که اغلب همزمان با دندان قروچهکردن، خرخر کردن، و علامتگذاری بو است.
پنگوئنهای آدلی خمیازه کشیدن را در مراسم خواستگاری خود گنجاندهاند، جایی که نرها در هنگام تعامل با جفتهایشان یک "نمایش هیجانانگیز" شامل باز کردن منقار و چهرههای رو به آسمان را انجام میدهند. این رفتار در پنگوئنهای امپراتور نیز مشاهده میشود، و باعث تحقیقات در مورد اینکه چرا این گونههای متمایز با وجود زندگی در محیطهای مختلف، این ویژگی را دارند، انجام میشود. مارها به دو دلیل اصلی خمیازه میکشند: مرتب کردن مجدد آروارههای خود پس از خوردن و برای اهداف تنفسی، که با انبساط نای در طول عمل مشخص میشود. سگها، بهویژه سگها، اغلب در پاسخ به خمیازههای انسان و هنگام تجربه عدم اطمینان، خمیازههای مسری از خود نشان میدهند. مهارت سگ ها در تفسیر نشانه های ارتباطی انسان سؤالاتی را در مورد اینکه آیا این پدیده مسری خمیازه از ریشه های تکاملی سرچشمه می گیرد یا نتیجه اهلی شدن است، ایجاد می کند. ماهی ها نیز خمیازه می کشند و این رفتار را در شرایط کم اکسیژن افزایش می دهند. علاوه بر این، خمیازههای مسری اجتماعی در طوطیهای طوطی و به طور حکایتی در سایر گونههای طوطی در هنگام خستگی ثبت شده است.
جنبه های فرهنگی
برخی فرهنگ ها اهمیت اخلاقی یا معنوی را به خمیازه می دهند. دهان باز از نظر تاریخی با خروج بالقوه موجودات غیر مادی سودمند، مانند روح، یا ورود افراد بدخواه، مانند ارواح شیطانی مرتبط بوده است. بنابراین تصور می شد که خمیازه کشیدن این آسیب پذیری ها را تقویت می کند. در نتیجه، پوشاندن دهان در حین خمیازه ممکن است به عنوان یک اقدام پیشگیرانه در برابر چنین انتقال های درک شده ای عمل کند. به عنوان مثال، جن گیران، خمیازه کشیدن را به عنوان نشانه ای از خروج یک شیطان یا روح مالکیت از میزبان انسانی خود در طول جن گیری تعبیر می کنند. بنابراین، عمل پوشاندن دهان به عنوان یک عمل محافظتی در این زمینه مفهوم سازی شده است.
در کنار تعابیر معنوی، خمیازه نیز به عنوان بی احترامی در حضور دیگران و یا نادرست حتی در زمان انفرادی توصیف شده است. به عنوان مثال، متکلم اسلامی، ابن حجر، در تفسیر خود بر مجموعه حدیثی بخاری، معتقد است که خمیازه نه تنها با خطر ورود یا تسخیر شیطان همراه است، بلکه برای انسان نیز ناپسند تلقی می شود، زیرا حالت ایستاده فرد را مخدوش می کند و صدایی شبیه به زوزه ایجاد می کند و در نتیجه افراد را شبیه به سگ می کند:
بر اساس گزارشها، حضرت محمد خمیازه بیش از حد را با زوزه سگها تشبیه کرده است و هدفش این بود که از این رفتار منصرف شود و آن را به عنوان نفرتانگیز معرفی کند. این مقایسه به این دلیل انجام میشود که یک سگ زوزهکش سرش را بالا میگیرد و دهانش را بهطور گستردهای باز میکند، حالتی که با خمیازه کشیدن بیش از حد یک فرد تقلید میشود. در نتیجه، اعتقاد بر این است که شیطان از کسانی که خمیازه می کشند سرگرمی می گیرد، زیرا ظاهراً موفق می شود از طریق این عمل آنها را دستکاری و تغییر شکل دهد.
باورهای خرافی در مورد خمیازه کشیدن ممکن است از نگرانی های بهداشت عمومی نشات گرفته باشد. Polydore Vergil (c. 1470–1555)، در اثر خود De Rerum Inventoribus، عمل تاریخی ساختن علامت صلیب بر دهان را مستند کرد. او این رسم را با ذکر این نکته توضیح داد که "گاهی اوقات طاعون مرگبار با خمیازه همراه بود و مردم را به محافظت از خود با علامت صلیب سوق می داد... رسم که ما تا به امروز حفظ کرده ایم."
خمیازه اغلب به عنوان نشانه ای از ملال تعبیر می شود و انجام آن به وضوح در حضور دیگران از نظر تاریخی به عنوان یک ناشایستگی اجتماعی تلقی می شود. در سال 1663، فرانسیس هاوکینز توصیه کرد: "هنگام خمیازه کشیدن، زوزه نکشید و سعی کنید تا حد امکان از خمیازه کشیدن خودداری کنید، به ویژه در هنگام صحبت کردن." جورج واشنگتن به طور مشابه دستور داد: "اگر سرفه، عطسه، آه یا خمیازه می کشید، این کار را با احتیاط و آرام انجام دهید؛ از صحبت کردن در حین خمیازه خودداری کنید و صورت خود را با یک دستمال یا دست بپوشانید و به کناری برگردید." این هنجارهای اجتماعی سنتی همچنان بر رفتار معاصر تأثیر می گذارد. قصیده میسون کولی، "خمیازه بیش از یک تناقض نگران کننده است"، این احساس را در بر می گیرد. علاوه بر این، خمیازه بلند حتی می تواند مجازات قانونی را برای اهانت به دادگاه داشته باشد.
- Provine, Robert R. (2012). رفتار کنجکاو: خمیازه کشیدن، خنده، سکسکه، و فراتر از آن. کمبریج، ماساچوست: انتشارات بلکنپ از دانشگاه هاروارد. ISBN 978-0674048515. OCLC 781432102. این اثر 246 صفحه ای زمینه تکاملی این رفتارهای انسانی را بررسی می کند.
- مقاله خمیازه در Scholarpedia.
- یک خمیازه واقعی: علل، نگرانی ها و ارتباطات خمیازه، مری بریجت ریلی، دانشگاه سینسیناتی، 23 اکتبر 2003