پوست انسان، پوشش خارجی بدن، بزرگترین اندام سیستم پوششی را تشکیل می دهد. پوست از هفت لایه بافت اکتودرمی تشکیل شده و از عضلات، استخوان ها، رباط ها و اندام های داخلی محافظت می کند. پوست انسان شباهت هایی به پوست اکثر پستانداران دیگر دارد، به ویژه شبیه پوست خوک. اگرچه تقریباً تمام پوست انسان با فولیکول های مو پوشیده شده است، اما ممکن است ظاهری بدون مو داشته باشد. به طور کلی، پوست به دو نوع مودار و بدون مو (بدون مو) تقسیم می شود. صفت cutaneous که از کلمه لاتین cutis به معنای "پوست" گرفته شده است، به معنای "پوست" است.
پوست انسان پوشش بیرونی بدن و بزرگترین اندام سیستم پوششی است. پوست دارای تا هفت لایه بافت اکتودرمی است که از عضلات، استخوان ها، رباط ها و اندام های داخلی محافظت می کند. پوست انسان شبیه پوست اکثر پستانداران دیگر است و بسیار شبیه پوست خوک است. اگرچه تقریباً تمام پوست انسان با فولیکول های مو پوشیده شده است، اما می تواند بدون مو به نظر برسد. دو نوع کلی پوست وجود دارد: پوست مودار و پوست بدون مو (بدون مو). صفت cutaneous در لغت به معنای "پوست" است (از لاتین cutis، پوست).پوست با محافظت از بدن در برابر عوامل بیماری زا و جلوگیری از از دست دادن بیش از حد آب، یک عملکرد ایمنی حیاتی را انجام می دهد. عملکردهای اضافی شامل عایق، تنظیم حرارت، ادراک حسی، سنتز ویتامین D و حفظ فولات ویتامین B است. پوست آسیب دیده شدید سعی می کند از طریق تشکیل بافت اسکار بهبود یابد. این بافت اغلب تغییر رنگ داده و رنگدانه میشود.
رنگدانههای پوست انسان، تحت تأثیر ملانین، تنوعی در بین جمعیتها نشان میدهند، با انواع پوست از خشک تا غیر خشک و چرب تا غیر چرب. این تنوع اپیدرمی یک زیستگاه غنی و متنوع برای تقریباً یک هزار گونه باکتری ایجاد می کند که نشان دهنده نوزده فیلا است که روی پوست انسان شناسایی شده است.
ساختار
پوست انسان دارای ویژگی های آناتومیک، فیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و ایمنی با سایر گونه های پستانداران است. به طور خاص، پوست خوک نسبت ضخامت اپیدرمی و پوستی قابل مقایسه با پوست انسان را نشان می دهد. علاوه بر این، هم پوست خوک و هم پوست انسان دارای الگوهای فولیکول مو و رگ های خونی مشابهی هستند. از نظر بیوشیمیایی، محتوای کلاژن و الاستین پوستی در هر دو گونه مشابه است، و پاسخهای فیزیکی آنها به عوامل رشد مختلف نیز مشابه است.
پوست حاوی سلولهای مزودرمی است که رنگدانههایی تولید میکنند، مانند ملانین سنتز شده توسط ملانوسیتها، که بخشی از اشعه ماوراء بنفش (UV) بالقوه مضر نور خورشید را جذب میکند. همچنین حاوی آنزیم های ترمیم کننده DNA است که معکوس کردن آسیب های ناشی از اشعه ماوراء بنفش را تسهیل می کند. افرادی که دارای کمبود ژن این آنزیم ها هستند، نرخ بالای سرطان پوست را نشان می دهند. ملانوم، شکلی از سرطان پوست که عمدتاً توسط اشعه ماوراء بنفش القا میشود، به طور قابل توجهی تهاجمی است که منجر به انتشار سریع میشود و اغلب کشنده است. تغییرات قابل توجهی در رنگدانههای پوست انسان در بین جمعیتها وجود دارد که از نظر تاریخی منجر به طبقهبندی افراد بر اساس رنگ پوست شده است.
با توجه به مساحت سطح، پوست به عنوان دومین عضو بزرگ در بدن انسان است که تنها با سطح داخلی روده کوچک، که 15 تا 20 برابر بزرگتر است، پیشی میگیرد. در یک انسان بالغ متوسط، سطح پوست 1.5 تا 2.0 متر مربع (15 تا 20 فوت مربع) است. ضخامت پوست در نواحی مختلف بدن و همچنین بین جنس و گروه سنی تغییرات قابل توجهی را نشان می دهد. برای مثال، میانگین پوست ساعد در مردان 1.3 میلیمتر و در زنان 1.26 میلیمتر است. یک اینچ مربع متوسط (6.5 سانتی متر § 89§) از پوست حاوی 650 غده عرق، 20 رگ خونی، 60000 ملانوسیت و بیش از 1000 پایانه عصبی است. قطر سلول معمولی پوست انسان تقریباً 30 μm است، اگرچه تغییراتی وجود دارد. ابعاد سلولی معمولاً بین 25 تا 40 میکرومتر §1415 § است که به عوامل مختلفی بستگی دارد.
پوست از سه لایه اصلی تشکیل شده است: اپیدرم، درم، و هیپودرم.
اپیدرم
اپیدرم، مشتق شده از واژه یونانی "epi" به معنای "بالا" یا "بر روی"، بیرونی ترین لایه پوست را تشکیل می دهد. این یک پوشش ضد آب و محافظ بر روی سطح بدن تشکیل می دهد که به عنوان یک مانع در برابر عفونت عمل می کند و از اپیتلیوم سنگفرشی طبقه ای با لایه پایه زیرین تشکیل شده است.
اپیدرم فاقد عروق خونی است. در نتیجه، سلولهای درون عمیقترین لایههای آن عمدتاً از اکسیژن منتشر شده در هوای محیط و تا حدی کمتر از مویرگهای خونی که به درم سطحی گسترش مییابند، تغذیه میشوند. اپیدرم عمدتاً از کراتینوسیت ها و سلول های مرکل تشکیل شده است و ملانوسیت ها و سلول های لانگرهانس نیز وجود دارند. این لایه را می توان بیشتر به اقشار زیر طبقه بندی کرد که از بیرونی ترین به درونی ترین آنها فهرست شده است: کورنیوم، لوسیدوم (که منحصراً در کف دست ها و پاها یافت می شود)، گرانولوزوم، اسپینوزوم و پایه. تکثیر سلولی از طریق میتوز در لایه پایه رخ می دهد. سلولهای دختر حاصل که از طریق تقسیم سلولی تشکیل میشوند، از طریق لایهها به سمت بالا مهاجرت میکنند و در مورفولوژی و ترکیب تغییر میکنند، زیرا بهدلیل جدا شدن فزاینده از منبع خون، به تدریج میمیرند. در طی این صعود، سیتوپلاسم آزاد می شود و پروتئین کراتین ترکیب می شود. در نهایت، این سلول ها به لایه شاخی می رسند و تحت پوسته پوسته شدن قرار می گیرند. کل این فرآیند کراتینه سازی نامیده می شود. لایه اپیدرمی کراتینه شده به دست آمده برای حفظ هیدراتاسیون بدن و جلوگیری از ورود مواد شیمیایی مضر و پاتوژن ها بسیار مهم است و در نتیجه پوست را به عنوان یک سد طبیعی در برابر عفونت ایجاد می کند.
زیرلایه
اپیدرم به پنج زیرلایه یا لایه متمایز زیر سازماندهی شده است:
- استراتوم شاخی
- Stratum lucidum
- Stratum granulosum
- استراتوم خاردار
- Stratum basale (همچنین به عنوان stratum germinativum شناخته می شود)
مویرگهای خونی در زیر اپیدرم قرار دارند و با شریانها و ونولها ارتباط برقرار میکنند. عروق شنت شریانی میتوانند این شبکه مویرگی را در مناطق خاصی مانند گوش، بینی و نوک انگشتان دور بزنند.
ژن ها و پروتئین های بیان شده در اپیدرم
تقریباً 70 درصد از همه ژنهای کدکننده پروتئین انسان در داخل پوست بیان میشوند. تقریباً 500 ژن الگوی بیانی بالایی را در پوست نشان میدهند، با کمتر از 100 ژن خاص پوست و منحصراً در اپیدرم بیان میشوند. تجزیه و تحلیل پروتئین های مربوطه بیان غالب آنها را در کراتینوسیت ها نشان می دهد، جایی که آنها عملکردهای مربوط به تمایز سنگفرشی و کورنیفیکاسیون را انجام می دهند.
درم
درم که در زیر اپیدرم قرار دارد، لایهای از بافت همبند است که در برابر فشار و فشار مکانیکی محافظت میکند. توسط غشای پایه محکم به اپیدرم چسبیده است. این لایه همچنین دارای انتهای عصبی متعددی است که مسئول حس لامسه و حرارت هستند. علاوه بر این، حاوی فولیکول های مو، غدد عرق، غدد چربی، غدد آپوکرین، عروق لنفاوی و رگ های خونی است. رگهای خونی پوستی مواد مغذی را تامین میکنند و حذف مواد زائد را برای سلولهای خود و سلولهای لایه پایه اپیدرمی تسهیل میکنند.
از لحاظ ساختاری، درم به دو ناحیه مجزا تقسیم میشود: یک ناحیه سطحی در مجاورت اپیدرم، که بهعنوان منطقه پاپیلاری تعیین میشود، و یک ناحیه عمیقتر به عنوان ناحیه ضخیمتر
منطقه پاپیلار
ناحیه پاپیلاری از بافت همبند سست آرئولار تشکیل شده است. این نام به دلیل برجستگیهای انگشت مانند مشخصه آن به نام پاپیلا که به سمت اپیدرم امتداد مییابد، گرفته شده است. این پاپیلاها یک سطح موجدار روی درم ایجاد میکنند که با اپیدرم در هم میپیوندد و در نتیجه محل اتصال پوست به اپیدرم را تقویت میکند.
در کف دستها، انگشتان دست، کف پا و انگشتان پا، تأثیر این پاپیلهای برجسته اپیدرم خطوط مشخصی را روی سطح پوست ایجاد میکند. این برجستگیهای اپیدرمی در الگوهایی ظاهر میشوند، مانند الگوهایی که اثر انگشت را تشکیل میدهند، که از نظر ژنتیکی و اپی ژنتیکی تعیین میشوند، آنها را منحصر به فرد میکند و در نتیجه امکان استفاده از آنها را برای شناسایی شخصی فراهم میکند.
منطقه مشبک
ناحیه مشبک در اعماق ناحیه پاپیلاری قرار دارد و معمولاً ضخامت بیشتری از خود نشان می دهد. از بافت همبند متراکم نامنظم تشکیل شده است، و نام خود را از شبکه متراکم الیاف کلاژنی، الاستیک و مشبک در هم تنیده در سراسر ماتریکس خود گرفته است. این الیاف پروتئینی ویژگی های مشخصه آن یعنی استحکام کششی، کشش پذیری و کشش را به درم می دهند.
بهعلاوه، ناحیه مشبک حاوی ریشههای مو، غدد چربی، غدد عرق، گیرندههای مختلف، ناخنها و رگهای خونی است.
جوهر تاتو بهطور دائم در درم رسوب میکند. Striae distensae که معمولاً به عنوان علائم کشش شناخته می شود، که اغلب از رشد سریع در دوران نوجوانی، نوسانات وزن، بارداری و چاقی ناشی می شود، به همین ترتیب در لایه پوستی قرار دارد.
بافت زیر جلدی
بافت زیر جلدی (همچنین هیپودرم و subcutis) از پوست متمایز است و در زیر درم پوست قرار دارد. کارکردهای اولیه آن شامل لنگر انداختن پوست به استخوان و ماهیچه زیرین و تامین تغذیه عروقی و عصبی است. از بافت همبند سست، بافت چربی و الاستین تشکیل شده است، اجزای سلولی کلیدی آن شامل فیبروبلاست ها، ماکروفاژها و سلول های چربی است. قابل ذکر است که بافت زیر جلدی 50 درصد کل چربی بدن را تشکیل می دهد. بافت چربی درون این لایه هم بالشتک و هم عایق حرارتی را فراهم می کند.
مقطع متقاطع
شمارش سلول و جرم سلول
جدول سلولی پوست
جدول بعدی تعداد سلولهای پوست و تخمین توده سلولی کل را برای یک مرد بالغ 70 کیلوگرمی ارائه میکند (ICRP-23; ICRP-89, ICRP-110).
توده کل بافت در 3.3 کیلوگرم (ICRP-89، ICRP110) تعیین شده است. دادههای سلولی از «تعداد سلولهای انسانی و توزیع اندازه سلول»، بهویژه از برگه Tissue-Table در مجموعه دادههای اطلاعات پشتیبانی کننده SO1 (در قالب xlsx.) نشات میگیرد. این مجموعه داده 1200 رکوردی با منابع جامع برای اندازه سلول، تعداد سلول، و توده سلولی انباشته اثبات شده است.
دادههای دقیق برای این گروههای سلولی بیشتر به انواع سلولهای خاص، همانطور که در بخشهای قبل برشمرده شد، تفکیک میشوند، و به اپیدرمی، پوستی، زیرمجموعههای فولیکول مو و زیر شاخههای دادههای مرتبط با گراف طبقهبندی میشوند. اگرچه سلولهای چربی در بافت چربی زیرپوستی به طور مشخص در طبقهبندی بافت ICRP طبقهبندی میشوند، محتوای چربی (به استثنای لیپیدهای غشای سلولی) موجود در لایه پوست (جدول-105، ICRP-23) توسط سلولهای چربی بینابینی واقع در آن لایه پوستی محاسبه میشود.
توسعه
رنگ پوست
پوست انسان طیف وسیعی از رنگها را از خود نشان میدهد که از عمیقترین رنگهای قهوهای تا کمرنگترین رنگهای صورتی مایل به سفید را شامل میشود. این تنوع رنگی از آنچه در هر گونه پستاندار منفرد دیگری مشاهده می شود فراتر می رود و به انتخاب طبیعی نسبت داده می شود. تکامل رنگدانه پوست انسان در درجه اول برای تعدیل نفوذ اشعه ماوراء بنفش (UVR) به پوست بوده و در نتیجه اثرات بیوشیمیایی مرتبط با آن را کنترل می کند.
رنگ پوست خاص در افراد تحت تأثیر مواد متعددی قرار می گیرد، اگرچه عامل اصلی تعیین کننده رنگ پوست انسان رنگدانه ملانین است. ملانین که توسط ملانوسیتهای داخل پوست سنتز میشود، عامل اصلی تعیین رنگ چهره افراد با رنگ پوست تیرهتر است. برعکس، رنگ پوست افراد با پوست روشنتر عمدتاً تحت تأثیر بافت همبند آبی مایل به سفید واقع در زیر درم و هموگلوبین در گردش در وریدهای پوستی است. رنگ مایل به قرمز زیرین، به ویژه در صورت، زمانی که شریانها در نتیجه فعالیت بدنی یا فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک (مانند عصبانیت، ترس) گشاد میشوند، مشخصتر میشود.
حداقل پنج رنگدانه متمایز به رنگ پوست کمک میکنند. این رنگدانه ها در اعماق و مکان های مختلف در پوست پخش می شوند.
- ملانین: یک رنگدانه قهوه ای رنگ است که در لایه پایه اپیدرم قرار دارد.
- ملانوئید: مشابه ملانین، ملانوئید به طور پراکنده در سراسر اپیدرم پخش می شود.
- کاروتن: این رنگدانه دارای رنگ زرد تا نارنجی است. در لایه شاخی و در سلولهای چربی درم و فاسیای سطحی یافت می شود.
- هموگلوبین (همچنین به صورت هموگلوبین نوشته می شود): هموگلوبین موجود در خون، رنگدانه اولیه پوست نیست، اما رنگ بنفش ایجاد می کند.
- اکسی هموگلوبین: اکسی هموگلوبین همچنین در خون موجود است، رنگدانه پوست نیست، اما یک رنگ قرمز ایجاد می کند.
همبستگی قابل توجهی بین توزیع جغرافیایی جهانی اشعه ماوراء بنفش (UVR) و شیوع رنگدانه های پوستی بومی وجود دارد. مناطقی که با سطوح بالای UVR مشخص میشوند معمولاً با جمعیتهایی با پوست تیرهتر مطابقت دارند که اغلب نزدیکتر به خط استوا قرار دارند. برعکس، مناطق دورتر از مناطق استوایی و نزدیکتر به قطبها، غلظت UVR کمتری را نشان میدهند که در جمعیتهایی با پوست روشنتر منعکس میشود.
در یک جمعیت معین، زنان انسان بالغ معمولاً رنگدانههای پوستی روشنتری نسبت به مردان نشان میدهند. در دوران بارداری و شیردهی، زنان به کلسیم بیشتری نیاز دارند و ویتامین D که از طریق قرار گرفتن در معرض نور خورشید سنتز می شود، جذب کلسیم را تسهیل می کند. در نتیجه، این فرضیه وجود دارد که زنان ممکن است برای افزایش ظرفیت بدن خود برای جذب کلسیم، پوست روشنتری داشته باشند.
مقیاس فیتزپاتریک که در سال 1975 ابداع شد، یک سیستم طبقهبندی عددی برای رنگ پوست انسان ارائه میکند که برای طبقهبندی پاسخ مشخصه انواع پوست به نور ماوراء بنفش طراحی شده است:
پیری
با افزایش سن، پوست نازک می شود و بیشتر مستعد آسیب می شود. این اثر با کاهش ظرفیت خود ترمیمی در پوست پیر تشدید میشود.
پیری پوست، در میان عوامل دیگر، با کاهش حجم و خاصیت ارتجاعی مشخص میشود. عوامل درونی و بیرونی متعددی در این فرآیند نقش دارند. به عنوان مثال، پوست پیر نشان دهنده کاهش پرفیوژن خون و کاهش عملکرد غدد است.
یک مقیاس درجه بندی معتبر و جامع، تظاهرات بالینی پیری پوست را به دسته هایی مانند شلی (افتادگی)، ریتیدها (چروک ها)، و جنبه های مختلف پیری نوری طبقه بندی می کند. این ویژگیهای پیری نوری شامل اریتم (قرمزی)، تلانژکتازی، بدرنگی (تغییر رنگ قهوهای)، الاستوز خورشیدی (زرد شدن)، کراتوز (رشد غیرطبیعی) و بافت آسیبدیده است.
کورتیزول باعث تخریب کلاژن میشود و در نتیجه روند پیری پوست را تسریع میکند. پیری.
عکاسی
Photoaging دو نگرانی اصلی را ایجاد می کند: افزایش خطر سرطان پوست و تظاهرات قابل مشاهده پوست آسیب دیده. در افراد جوان تر، آسیب های خورشیدی به دلیل سرعت گردش سلولی بالاتر در اپیدرم، سریع تر بهبود می یابد. برعکس، در جمعیتهای مسنتر، پوست نازک میشود و سرعت تغییر سلولهای اپیدرمی برای ترمیم کاهش مییابد که به طور بالقوه منجر به آسیب در لایه پوست میشود.
آسیب DNA ناشی از اشعه ماوراء بنفش
تابش اشعه ماوراء بنفش (UV) سلولهای پوست انسان از طریق واکنشهای فتوشیمیایی مستقیمی که در باقیماندههای تیمین یا سیتوزین مجاور روی همان رشته DNA رخ میدهند، باعث آسیب DNA میشود. دایمرهای سیکلوبوتان پیریمیدین، حاصل از دو پایگاه تیمین یا سیتوزین مجاور در DNA، نشان دهنده شایع ترین اشکال آسیب DNA ناشی از اشعه ماوراء بنفش است. هم انسان و هم سایر ارگانیسم ها دارای ظرفیت ترمیم چنین آسیب های ناشی از اشعه ماوراء بنفش از طریق ترمیم برش نوکلئوتیدی هستند، فرآیندی که محافظت در برابر سرطان پوست در انسان را به همراه دارد.
انواع
در حالی که اکثر پوست انسان با فولیکول های مو پوشیده شده است، مناطق خاصی فاقد مو هستند. به طور کلی، پوست به دو نوع پوست مودار و بدون مو (بدون مو) تقسیم می شود. صفت پوستی به معنای "پوست" است که از اصطلاح لاتین cutis به معنای پوست گرفته شده است.
توابع
پوست وظایف بعدی را انجام می دهد:
- محافظت: پوست به عنوان یک مانع آناتومیکی عمل می کند و از محیط داخلی در برابر عوامل بیماری زا و آسیب های خارجی به عنوان بخشی از دفاع بدن محافظت می کند. سلول های لانگرهانس در پوست به سیستم ایمنی سازگار کمک می کنند. علاوه بر این، تعریق حاوی لیزوزیم است که دیواره سلولی باکتری ها را مختل می کند.
- احساس: پوست دارای پایانه های عصبی متنوعی است که به محرک های حرارتی (گرما و سرما)، احساسات لامسه (لمس، فشار، لرزش) و آسیب بافت پاسخ می دهند.
- تنظیم گرما: پوست دارای منبع خونی است که به طور قابل توجهی بیش از نیازهای متابولیکی آن است و تنظیم دقیق اتلاف گرما از طریق تشعشع، همرفت و رسانش را ممکن می سازد. اتساع عروق خونی باعث افزایش پرفیوژن و دفع گرما می شود، در حالی که انقباض عروق به طور قابل ملاحظه ای جریان خون پوستی را کاهش می دهد و در نتیجه گرما را حفظ می کند.
- کنترل تبخیر: پوست یک سد نسبتاً خشک و نیمه نفوذناپذیر ایجاد میکند که از دست دادن مایعات را کاهش میدهد. اختلال در این عملکرد، همانطور که در آسیب های سوختگی دیده می شود، منجر به تخلیه قابل توجه مایع می شود.
- زیبایی شناسی و ارتباطات: ظاهر پوست به ناظران اجازه می دهد تا خلق و خوی، وضعیت جسمانی و جذابیت فرد را استنباط کنند.
- ذخیره سازی و سنتز: پوست به عنوان یک مخزن ذخیره برای لیپیدها و آب عمل می کند. علاوه بر این، سنتز ویتامین D را از طریق تأثیر اشعه ماوراء بنفش در نواحی خاص پوست تسهیل می کند.
- دفع: عرق حاوی اوره است، اگرچه غلظت آن تقریباً 1/130 میزان موجود در ادرار است. در نتیجه، دفع از طریق تعریق یک عملکرد ثانویه در نظر گرفته میشود که در درجه اول تابع تنظیم حرارت است.
- جذب: سلولهایی که بیرونیترین 0.25-0.40 میلیمتر پوست را تشکیل میدهند «تقریباً منحصراً توسط اکسیژن خارجی تأمین میشوند»، اگرچه «سهم آنها در تنفس کامل ناچیز است». علاوه بر این، تجویز دارو از طریق پمادها یا چسبهای چسبنده امکانپذیر است که نمونهای از آنها چسبهای نیکوتین یا یونتوفورز است. در بسیاری از موجودات دیگر، پوست به عنوان یک مکان حیاتی برای انتقال عمل می کند.
- مقاومت در برابر آب: پوست به عنوان یک سد مقاوم در برابر آب عمل می کند و از خروج مواد مغذی ضروری از بدن جلوگیری می کند.
فلور پوست
سیستم پوششی انسان محیطی غنی برای استعمار میکروبی فراهم می کند. تقریباً 1000 گونه باکتری، شامل 19 فیلا باکتریایی مجزا، روی پوست شناسایی شده است. اکثریت قریب به اتفاق این گونه ها از چهار شاخه اصلی منشاء می گیرند: Actinomycetota (51.8٪)، Bacillota (24.4٪)، Pseudomonadota (16.5٪)، و Bacteroidota (6.3٪). گونه های پروپیونی باکتری و استافیلوکوک عمدتاً در نواحی سباسه یافت می شوند. سطح پوست با سه ناحیه اکولوژیکی اصلی مشخص می شود: مرطوب، خشک و چربی. در مناطق مرطوب بدن، Corynebacteria و Staphylococci جنس غالب هستند. مناطق خشک ترکیب گونه های متنوع تری را نشان می دهند که عمدتاً تحت سلطه بتاپروتئوباکتری ها و فلاووباکتریال ها هستند. از نظر اکولوژیکی، مناطق چربی دار غنای گونه ای بیشتری را در مقایسه با مناطق مرطوب و خشک نشان می دهند. کمترین شباهت بین فردی در ترکیب گونه ها در فضاهای بین انگشتی انگشتان دست و پا، زیر بغل و کنده بند ناف مشاهده می شود. برعکس، نواحی مجاور سوراخ بینی، داخل نازها و پشت بیشترین شباهت را در بین افراد نشان میدهند.
با تأمل در تنوع عمیق پوست انسان، محققانی که میکروبیوم پوست انسان را بررسی میکنند، خاطرنشان کردهاند: «زیر بغلهای مودار و مرطوب در فاصله کوتاهی از ساعدهای صاف و خشک قرار دارند، اما این دو سوله به احتمال زیاد ناهنجاریهای ناهمسان هستند. بیابانها."
موسسه ملی بهداشت (NIH) پروژه میکروبیوم انسانی را برای مشخص کردن میکروبیوتای انسان، از جمله میکروبیوتای موجود در پوست، و برای روشن کردن نقش آن در سلامت و بیماری آغاز کرد.
میکروارگانیسمهایی مانند استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس معمولاً سطح پوست را تشکیل میدهند. تراکم این فلور پوست بسته به ناحیه آناتومیکی خاص به طور قابل توجهی متفاوت است. پس از ضدعفونی، سطح پوست توسط باکتریهای ساکن در ساختارهای عمیقتر فولیکولهای مو، و همچنین از منافذ روده و دستگاه تناسلی مجدداً کلون میشود.
اهمیت بالینی
بیماری های پوستی طیف وسیعی از شرایط را شامل می شوند، از جمله عفونت های پوستی و نئوپلاسم های پوستی، مانند سرطان پوست. پوست یک تخصص پزشکی است که به تشخیص و درمان بیماری های پوستی اختصاص داده شده است.
بدن انسان به هفت درماتوم گردنی، دوازده سینه ای، پنج کمری و پنج درماتوم خاجی تقسیم می شود. برخی از آسیب شناسی ها، مانند زونا، ناشی از عفونت ویروس واریسلا زوستر، با احساس درد و بثورات فورانی که به دنبال توزیع پوستی ایجاد می شوند، ظاهر می شوند. در نتیجه، درماتوم ها شاخص های تشخیصی ارزشمندی برای شناسایی سطوح آسیب ستون فقرات مهره ای هستند. علاوه بر این، سلولهای اپیدرمی مستعد دگرگونیهای نئوپلاستیک هستند که میتواند منجر به انواع سرطان شود.
پوست همچنین بهعنوان یک ابزار تشخیصی مهم برای سایر بیماریهای سیستمیک عمل میکند، زیرا علائم پزشکی متعددی از طریق پوست ظاهر میشوند. رنگدانههای پوستی میتوانند روی نمایان شدن این علائم تأثیر بگذارند و به طور بالقوه منجر به تشخیص اشتباه توسط پرسنل پزشکی ناآگاه شوند.
جامعه و فرهنگ
بهداشت و مراقبت از پوست
پوست اکوسیستمهای پیچیده میکروارگانیسمهای خود، از جمله مخمرها و باکتریها را حفظ میکند، که نمیتوان آنها را به طور کامل از طریق تمیز کردن از بین برد. برآوردها حاکی از آن است که سطح پوست انسان دارای تقریباً 7.8 میلیون باکتری در هر سانتی متر مربع (50 میلیون در هر اینچ مربع) است، اگرچه این رقم در میانگین 1.9 متر مربع (20 فوت مربع) پوست انسان به طور قابل توجهی متفاوت است. مناطق چرب، مانند صورت، ممکن است حاوی بیش از 78 میلیون باکتری در هر سانتی متر مربع (500 میلیون در هر اینچ مربع) باشند. با وجود این مقادیر قابل توجه، کل زیست توده باکتری های موجود در سطح پوست حجمی قابل مقایسه با حجم یک نخود را اشغال می کند. به طور کلی، این میکروارگانیسم ها حالت متعادلی را حفظ می کنند و به سلامت پوست کمک می کنند. با این حال، هنگامی که این تعادل مختل می شود، رشد بیش از حد و عفونت بعدی ممکن است رخ دهد، به عنوان مثال، زمانی که آنتی بیوتیک ها میکروب های مفید را از بین می برند و منجر به تکثیر بیش از حد مخمر می شود. پوست با پوشش داخلی اپیتلیال بدن در دهانههای مختلف پیوسته است، که هرکدام از میکروبهای منحصربهفرد خود را پشتیبانی میکنند.
مواد آرایشی باید با احتیاط روی پوست اعمال شوند، زیرا ممکن است واکنشهای آلرژیک ایجاد کنند. لباس مناسب فصلی برای تسهیل تبخیر تعریق ضروری است. نور خورشید، آب و هوا نقش مهمی در حفظ سلامت پوست دارند.
پوست چرب
پوست چرب ناشی از غدد چربی بیش فعال است که سبوم تولید می کنند، یک روان کننده طبیعی و مفید برای پوست. رژیم های غذایی با شاخص گلیسمی بالا و مصرف لبنیات (به استثنای پنیر) می توانند تولید فاکتور رشد شبه انسولین 1 (IGF-1) را افزایش دهند که به نوبه خود تولید سبوم را افزایش می دهد. شستشوی بیش از حد پوست باعث تولید بیش از حد سبوم نمی شود، اما ممکن است منجر به خشکی شود.
تولید بیش از حد سبوم منجر به پوستی با بافت سنگین و ضخیم می شود که معمولاً به آن پوست چرب می گویند. این نوع پوست با ظاهر براق، لک و جوش مشخص می شود. با وجود این ویژگی ها، پوست چرب مزایایی دارد، زیرا به دلیل نقش سبوم در حفظ رطوبت ضروری در اپیدرم، خارجی ترین لایه پوست، حساسیت کمتری به چین و چروک و سایر علائم پیری نشان می دهد. برعکس، یک عیب قابل توجه پوست های چرب، آسیب پذیری شدید آنها در برابر مسدود شدن منافذ، جوش های سرسیاه و تجمع سلول های مرده پوست در سطح اپیدرم است. علاوه بر این، پوست چرب ممکن است بافتی نرم و زبر داشته باشد که معمولاً دارای منافذ بزرگ و کاملاً قابل مشاهده در بیشتر نواحی است، به استثنای نواحی اطراف چشمی و گردن.
نفوذپذیری
پوست انسان نفوذپذیری پایینی از خود نشان می دهد، به این معنی که اکثر مواد خارجی نمی توانند به راحتی در لایه های آن نفوذ کرده و منتشر شوند. لایه شاخی پوست، بیرونی ترین لایه پوست، به عنوان یک سد موثر در برابر اکثر ذرات غیر آلی نانو اندازه عمل می کند. این مکانیسم حفاظتی از رسیدن ذرات خارجی از جمله سموم به بافت های داخلی جلوگیری می کند. با این وجود، زمینه های پزشکی خاص، ورود کنترل شده ذرات به بدن از طریق پوست را ضروری می کند. کاربردهای پزشکی آینده نگر چنین انتقال ذرات از طریق پوست باعث پیشرفت در نانوپزشکی و زیست شناسی با هدف افزایش نفوذپذیری پوست شده است. یک کاربرد قابل توجه انتقال ذرات از طریق پوست شامل محلی سازی و درمان سرطان است. تحقیقات نانوپزشکی بر هدف قرار دادن اپیدرم و دیگر لایههای سلولی تکثیر شونده تمرکز دارد و نانوذرات را قادر میسازد تا مستقیماً با سلولهایی که مکانیسمهای رشد نامنظم را نشان میدهند، مانند سلولهای سرطانی درگیر شوند. این تعامل مستقیم پتانسیل تشخیص دقیقتر ویژگیهای خاص تومور یا مداخله درمانی از طریق تحویل داروهای خاص سلول را دارد.
نانوذرات
نانوذرات با قطر 40 نانومتر یا کمتر، نفوذ موفقیت آمیزی به پوست نشان داده اند. مطالعات تایید می کنند که نانوذرات با قطر بیش از 40 نانومتر از لایه شاخی عبور نمی کنند. در حالی که اکثر ذرات نافذ از طریق سلولهای پوست منتشر میشوند، یک زیر مجموعه ممکن است در امتداد فولیکولهای مو برای رسیدن به لایه پوستی مهاجرت کنند.
تحقیقها همچنین نفوذپذیری پوست را در رابطه با مورفولوژیهای مختلف نانوذرات بررسی کردهاند. یافتهها نشان میدهد که ذرات کروی قابلیتهای نفوذ پوستی بالاتری نسبت به ذرات مستطیلی (بیضی شکل) از خود نشان میدهند، پدیدهای که به تقارن سهبعدی کرهها نسبت داده میشود. یک مطالعه مقایسه ای نشان داد که ذرات کروی در عمق اپیدرم و درم قرار دارند، در حالی که ذرات بیضی شکل عمدتاً در لایه شاخی و لایههای سطحی اپیدرم باقی ماندهاند. نانومیلهها که به دلیل خواص فلورسنت متمایزشان در آزمایشها استفاده شدهاند، تنها اثربخشی نفوذ متوسطی را نشان دادهاند.
محدودیتهای نفوذپذیری پوست از طریق مطالعات مربوط به نانوذرات متشکل از مواد مختلف بیشتر مشخص شدهاند. آزمایشهای متعددی از نانوذرات طلا با قطر 40 نانومتر یا کمتر استفاده میکنند که مشاهده شده است که به داخل اپیدرم نفوذ میکنند. برعکس، اکسید تیتانیوم (TiO2)، اکسید روی (ZnO) و نانوذرات نقره در عبور از لایه شاخی ناکارآمد هستند. نقاط کوانتومی سلنید کادمیوم (CdSe)، تحت شرایط خاص، نفوذ بسیار مؤثری را نشان دادهاند. با توجه به سمیت ذاتی CdSe برای موجودات زنده، این ذرات نیاز به کپسوله شدن با یک گروه سطحی دارند. مطالعه ای با مقایسه نفوذپذیری نقاط کوانتومی پوشش داده شده با پلی اتیلن گلیکول (PEG)، PEG-آمین و اسید کربوکسیلیک به این نتیجه رسید که تغییرات سطح PEG و PEG-amine بالاترین درجه نفوذ ذرات را تسهیل می کند. در مقابل، ذرات پوشش داده شده با کربوکسیلیک اسید نتوانستند به فراتر از لایه شاخی نفوذ کنند.
افزایش نفوذپذیری
از نظر تاریخی، اجماع علمی بر این باور بود که پوست یک سد موثر در برابر ذرات معدنی است. فرض بر این بود که استرسهای مکانیکی که باعث آسیب میشوند، تنها مکانیسم افزایش نفوذپذیری آن است.
اخیراً روشهای سادهتر و مؤثرتری برای افزایش نفوذپذیری پوست ایجاد شده است. اشعه ماوراء بنفش (UVR) اندکی به سطح پوست آسیب می رساند و باعث ایجاد نقص وابسته به زمان می شود که نفوذ نانوذرات را تسهیل می کند. انرژی بالای UVR باعث بازسازی سلولی می شود و در نتیجه یکپارچگی مرز بین لایه شاخی و لایه اپیدرمی را به خطر می اندازد. آسیب پوستی معمولاً با از دست دادن آب از طریق اپیدرمی (TEWL) تعیین می شود. با این حال، TEWL معمولاً به 3 تا 5 روز نیاز دارد تا به حداکثر مقدار خود برسد. با رسیدن به این اوج TEWL، پوست حداکثر نفوذپذیری را در برابر نانوذرات نشان میدهد. اگرچه قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش نفوذپذیری پوست را افزایش میدهد و منجر به افزایش نفوذ ذرات میشود، اما ویژگیهای دقیق نفوذپذیری پوست پس از قرار گرفتن در معرض UVR، بهویژه در مورد ذرات با اندازهها و ترکیبهای مختلف، نامشخص باقی میماند.
روشهای جایگزین برای افزایش نفوذ نانوذرات از طریق اصلاح پوستی عبارتند از: برداشتن نوار، که شامل اعمال و حذف بعدی نوار چسب برای جدا کردن لایه اپیدرمی سطحی است. سایش پوست، که مستلزم حذف مکانیکی بالاترین 5-10 میکرومتر از سطح پوست است. افزایش شیمیایی، با استفاده از کاربرد موضعی عواملی مانند پلی وینیل پیرولیدون (PVP)، دی متیل سولفوکسید (DMSO) و اسید اولئیک برای افزایش نفوذپذیری پوست. و electroporation که نفوذپذیری پوست را از طریق استفاده از پالسهای میدان الکتریکی با ولتاژ بالا افزایش میدهد. این پالس ها با ولتاژ بالا و مدت زمان میلی ثانیه مشخص می شوند. پس از قرار گرفتن در معرض پالسهای میدان الکتریکی، مولکولهای باردار در مقایسه با مولکولهای خنثی، نرخ نفوذ بیشتری را از طریق پوست نشان میدهند. مطالعات نشان دادهاند که مولکولهایی با اندازه تقریباً 100 میکرومتر به آسانی در پوست الکتروپوری شده نفوذ میکنند.
برنامه ها
در نانوپزشکی، پچ ترانس درمال به دلیل پتانسیل آن برای تحویل بدون درد عوامل درمانی با حداقل عوارض جانبی، منطقه مورد علاقه قابل توجهی را نشان می دهد. از لحاظ تاریخی، چسب های ترانس درمال به ارائه طیف محدودی از داروها مانند نیکوتین، عمدتاً به دلیل محدودیت های ذاتی در نفوذپذیری پوست، محدود شده است. با این حال، پیشرفتها در تکنیکهای طراحیشده برای افزایش نفوذپذیری پوست، مجموعه داروهای قابل تحویل از طریق تکههای پوستی را گسترش داده است و در نتیجه گزینههای درمانی گستردهتری را برای بیماران ارائه میکند.
نفوذپذیری پوست، نفوذ نانوذرات را تسهیل میکند و تحویل هدفمند آنها را به سلولهای سرطانی امکانپذیر میسازد. در ارتباط با تکنیک های تصویربرداری چندوجهی، از نانوذرات برای تشخیص سرطان غیرتهاجمی استفاده شده است. پوست با نفوذپذیری بالا، نقاط کوانتومی را که با آنتی بادیهایی برای هدفگیری فعال سطحی عمل میکنند، قادر میسازد تا با موفقیت به تومورهای سرطانی در مدلهای موش نفوذ کرده و شناسایی کنند. این قابلیت هدفگیری تومور سودمند است زیرا این ذرات میتوانند از طریق میکروسکوپ فلورسانس تحریک شوند و متعاقباً انرژی نور و گرما را ساطع کنند که قادر به از بین بردن سلولهای سرطانی است.
ضد آفتاب و ضد آفتاب
در حالی که ضد آفتاب و ضد آفتاب هر دو محافظت کامل از خورشید را ارائه میکنند، دستههای متمایزی از محصولات مراقبت از پوست ضروری را نشان میدهند.
Sunblock یک فرمول مات است که در مقایسه با کرمهای ضد آفتاب، محافظت بهتری ارائه میکند، به طور موثر اکثر اشعههای UVA/UVB و اشعه خورشید را مسدود میکند و در نتیجه نیاز به استفاده مکرر در طول روز را از بین میبرد. ترکیبات فعال کلیدی در ضد آفتاب شامل دی اکسید تیتانیوم و اکسید روی است.
ضدآفتاب که در صورت استفاده از پوست شفاف تر به نظر می رسد، همچنین در برابر اشعه UVA/UVB محافظت می کند. با این حال، مواد فعال آن مستعد تخریب سریعتر در مواجهه با نور خورشید هستند و اجازه میدهند مقداری اشعه به پوست نفوذ کند. برای اطمینان از اثربخشی بهینه، استفاده مجدد مداوم و انتخاب محصولی با فاکتور محافظت در برابر آفتاب (SPF) بالاتر ضروری است.
رژیم غذایی
ویتامین A که خانواده رتینوئیدها را در بر می گیرد، با عادی سازی کراتینه، کاهش تولید سبوم (یکی از عوامل پاتوژنز آکنه) و کاهش یا درمان آسیب نوری، استریا و سلولیت، مزایای پوستی را به همراه دارد.
ویتامین D و آنالوگ های آن برای تعدیل سیستم ایمنی بدن به کار می روند. تکثیر، به طور همزمان تمایز سلولی را تقویت می کند.
ویتامین C به عنوان یک آنتی اکسیدان، نقش مهمی در تنظیم سنتز کلاژن، تسهیل تشکیل لیپیدهای سد، بازسازی ویتامین E، و ارائه اثرات محافظت از نور دارد.
ویتامین E به عنوان یک غشاء و فرآیندهای غشایی، عملکرد ایمن و محافظتی در برابر اکسیدان دارد. تشعشعات مضر فرابنفش.
تحقیقات علمی متعدد ثابت کردهاند که تغییرات در وضعیت تغذیه اولیه افراد به طور قابلتوجهی بر سلامت پوست تأثیر میگذارد.
کلینیک مایو چندین دسته غذایی مفید برای سلامت پوست، از جمله میوهها، سبزیجات، غلات کامل، سبزیجات با برگهای تیره، آجیل و دانهها را شناسایی میکند.
مراجع
مراجع
"شرایط پوست." MedlinePlus. کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده بازیابی شده در 12 نوامبر 2013.
- "شرایط پوست". MedlinePlus. کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده. بازیابی شده 12 نوامبر 2013.منبع: بایگانی آکادمی TORIma
