TORIma Academy Logo TORIma Academy
Italo Calvino
ادبیات

Italo Calvino

TORIma آکادمی — رمان نویس

Italo Calvino

Italo Calvino

ایتالو کالوینو (همچنین ایالات متحده:؛ ایتالیایی: [ˈiːtalo kalˈviːno]؛ ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ – ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) رمان‌نویس و داستان‌نویس ایتالیایی بود. شناخته شده ترین او…

ایتالو کالوینوهمچنین ایالات متحده: ؛ ایتالیایی: [ˈiːtalokalˈviːno]؛ متولد 15 اکتبر –متولد 192 اکتبر 15 –متولد 192 اکتبر 13 رمان‌نویس و داستان‌نویس ایتالیایی. از مشهورترین آثار او می‌توان به سه‌گانه اجداد ما (منتشر شده بین سال‌های 1952 و 1959)، مجموعه داستان‌های کوتاه کمیک‌های کیهانی (1965)، و رمان‌های شهرهای نامرئی (1972) و اگر در یک مسافر زمستانی (1 شب) اشاره کرد.

کالوینو که در بریتانیا، استرالیا و ایالات متحده بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد، در زمان درگذشت، ممتازترین نویسنده معاصر ایتالیایی بود که ترجمه شده بود. بقایای او در قبرستان باغ واقع در Castiglione della Pescaia، توسکانی به خاک سپرده شده است.

بیوگرافی

والدین

تولد ایتالو کالوینو در سال 1923 در سانتیاگو د لاس وگاس، حومه ای در نزدیکی هاوانا، کوبا، رخ داد. پدرش، ماریو، یک کشاورز و گیاه شناس مناطق گرمسیری بود و علاوه بر آن در زمینه کشاورزی و پرورش گل نیز آموزش می داد. ماریو کالوینو که 47 سال قبل در سانرمو ایتالیا به دنیا آمد، در سال 1909 به مکزیک مهاجرت کرد و نقش مهمی در وزارت کشاورزی ایفا کرد. ایتالو کالوینو در یک مقاله زندگی‌نامه‌ای نقل می‌کند که پدرش «در جوانی‌اش یک آنارشیست، پیرو کروپوتکین و سپس یک اصلاح‌طلب سوسیالیست بوده است». ماریو به دنبال تجربیات خود در طول انقلاب مکزیک در سال 1917 برای انجام آزمایشات علمی به کوبا رفت.

مادر کالوینو، جولیانا لوئیجیا اولینا، معروف به "اوا" ماملی، گیاه شناس برجسته و استاد دانشگاه بود. او که اهل ساساری، ساردینیا است و 11 سال از همسرش کوچکتر است، در دوران تصدی خود به عنوان مدرس جوان در دانشگاه پاویا ازدواج کرد. اوا که در یک خانواده سکولار بزرگ شده بود، صلح طلبی را پذیرفت و در چیزی که او آن را "دین وظیفه مدنی و علم" می نامید، آموزش دید. ایوا علیرغم تربیت نهایی اش در ایتالیا، نام کوچک متمایز خود را به عنوان یادآور میراث ایتالیایی خود به ایتالو داد. خود کالوینو نام او را "ناسیونالیستی جنگ طلبانه" می دانست. کالوینو والدینش را به‌عنوان «شخصیتی بسیار متفاوت از یکدیگر» توصیف می‌کند، که به طور بالقوه نشان‌دهنده تنش‌های زمینه‌ای در یک تربیت طبقه متوسط ​​است که در غیر این صورت راحت، هرچند سخت‌گیرانه به نظر می‌رسد که عاری از درگیری آشکار است. در دوران نوجوانی، او برای برقراری ارتباط با فقر و طبقه کارگر تلاش می‌کرد و از برخورد والدینش نسبت به کارگرانی که به‌طور منظم روزهای شنبه برای دستمزد هفتگی‌شان به اتاق کار پدرش می‌رفتند، ناراحت می‌شد.

زندگی اولیه و تحصیل

خانواده در سال 1925، کمتر از دو سال پس از تولد کالوینو، به ایتالیا نقل مکان کردند و اقامت دائمی در سانرمو در ساحل لیگوریا ایجاد کردند. برادر کالوینو، فلوریانو، که بعدها به عنوان یک زمین شناس برجسته شناخته شد، در سال 1927 به دنیا آمد. زمان آنها بین ویلا مریدیانا، ایستگاه آزمایشی گلکاری که به عنوان خانه آنها نیز عمل می کرد، و دارایی اجدادی ماریو در سن جیووانی باتیستا تقسیم شد. ماریو در این مزرعه کاری ساده که در تپه‌های پشت سان رمو قرار دارد، کشت میوه‌های عجیب و غریب از جمله آووکادو و گریپ فروت را رهبری کرد و در نهایت توانست در Dizionario biografico deglishimentscomplishimentcomplishiment. جنگل‌های وسیع و جانوران فراوانی که اغلب در داستان‌های اولیه کالوینو ظاهر می‌شوند، مانند بارون در درختان، ریشه در این "میراث" دارند. کالوینو در مصاحبه‌ای گفت: «سن رمو همچنان در کتاب‌های من، در متنوع‌ترین نوشته‌های من ظاهر می‌شود».

کالوینو و فلوریانو مکرراً از درختان متعدد املاک بالا می‌رفتند و ساعت‌ها روی شاخه‌هایی نشسته بودند که در داستان‌های ماجراجویی مورد علاقه‌شان غرق شده بودند. ابعاد کمتر مساعد این "میراث پدری" در جاده به سان جووانی، خاطرات کالوینو در مورد پدرش به تفصیل آمده است، جایی که او مشکلات عمیق ارتباطی آنها را آشکار می کند: "صحبت کردن با یکدیگر دشوار بود. هر دو ذاتاً پرمخاطب، دارای اقیانوسی از کلمات بودند، در حضور یکدیگر در کنار هم در امتداد جاده به سان می رفتیم. در کودکی، کالوینو، یکی از تحسین‌کنندگان کتاب جنگل رودیارد کیپلینگ، شیفتگی اولیه‌اش به روایت‌ها را به‌عنوان «گوسفند سیاه» در خانواده‌ای می‌دانست که به فعالیت‌های علمی بیشتر از ادبیات ارزش می‌داد. او علاوه بر شیفتگی خود به فیلم‌ها و کارتون‌های آمریکایی، به طراحی، شعر و تئاتر نیز علاقه نشان داد. شایان ذکر است، کالوینو نقل می‌کند که اولین خاطره‌اش مربوط به یک استاد مارکسیست است که مورد حمله وحشیانه سیاه‌پوش‌های بنیتو موسولینی قرار گرفته است. وی اظهار داشت: به وضوح به یاد دارم که سر شام بودیم که استاد پیر در حالی که صورتش کتک خورده و خونریزی داشت و پاپیونش تماماً روی آن پاره شده بود وارد شد و درخواست کمک کرد.

میراث ایدئولوژیک والدین شامل فراماسونری، جمهوری خواهی و عناصر آنارشیسم و مارکسیسم بود. اوا و ماریو به عنوان آزاداندیشان ریاضتی که به شدت با حزب فاشیست ملی مخالف بودند، از ارائه هر گونه آموزش دینی به پسران خود، از جمله ایمان کاتولیک، خودداری کردند. تحصیلات اولیه ایتالو شامل حضور در کالج سنت جورج، یک مهدکودک انگلیسی، و متعاقباً یک مدرسه خصوصی ابتدایی پروتستان بود که توسط والدنسی ها اداره می شد. او تحصیلات متوسطه خود را با برنامه درسی لیسه کلاسیک در Liceo Gian Domenico Cassini که تحت مدیریت دولتی بود به پایان رساند. در آنجا، به اصرار والدینش، او را از تعلیمات دینی معذور کردند، اما اغلب توسط معلمان، کارکنان و همسالانش به چالش کشیده شد تا دیدگاه‌های ناسازگارانه‌اش را توضیح دهد. کالوینو با تأمل در این دوره در زندگی بعدی خود اظهار داشت که این تجربه باعث شد او "مدارا با نظرات دیگران، به ویژه در زمینه دین، به یاد بیاورد که شنیدن تمسخر خودم به خاطر پیروی نکردن از عقاید اکثریت چقدر آزاردهنده بود." در سال 1938، یوجنیو اسکالفاری، بعدها بنیانگذار مجله هفتگی L'Espresso و روزنامه برجسته ایتالیایی La Republica وارد شد. کلاس کالوینو، با وجود اینکه یک سال کوچکتر بودند، و آنها یک میز مشترک داشتند. دوستی پایدار بین این دو نوجوان شکل گرفت و کالوینو بحث های دانشگاهی آنها را دلیل بیداری سیاسی خود دانست. در حالی که کالوینو و اسکالفاری با هم «روی یک سنگ تخت بزرگ در وسط نهر نزدیک سرزمین ما» نشسته بودند، یک جنبش دانشگاهی به نام MUL تأسیس کردند. اوا با موفقیت ثبت نام پسرش را در پیشاهنگان مسلح فاشیست، بالیلا موسکتیری به تعویق انداخت و متعاقباً به دلیل وضعیت غیر کاتولیک بودنش، معافیت او را از اعمال مذهبی کلیسا تضمین کرد. با این حال، به عنوان یک عضو اجباری، او مجبور شد در مجامع و رژه‌های Avanguardisti شرکت کند و در تهاجم ایتالیا به ریویرای فرانسه در ژوئن 1940 شرکت کند.

جنگ جهانی دوم

در سال 1941، کالوینو در دانشگاه تورین ثبت نام کرد و دانشکده کشاورزی را انتخاب کرد، گروهی که پدرش قبلاً در مورد زراعت سخنرانی می کرد. در حالی که با احتیاط به دنبال علایق ادبی خود برای جلب رضایت خانواده اش بود، چهار امتحان را در سال تحلیف خود با موفقیت به پایان رساند. همزمان، او با ادبیات ضد فاشیستی الیو ویتورینی، یوجنیو مونتاله، چزاره پاوزه، یوهان هویزینگا و پیزاکان در کنار متون فیزیک ماکس پلانک، ورنر هایزنبرگ و آلبرت انیشتین درگیر شد. با این حال، جاه طلبی واقعی کالوینو این بود که نمایشنامه نویس شود. مکاتبات او با یوجنیو اسکالفاری مکرراً نمایشنامه‌های ایتالیایی و بین‌المللی و همچنین نقشه‌ها و شخصیت‌هایی را برای تلاش‌های آینده‌نگر تئاتری شرح می‌داد. از جمله نویسندگان اصلی که کالوینو از آنها به عنوان الهام بخش یاد کرد، می توان به لوئیجی پیراندلو، گابریله دانونزیو، سزار ویکو لودوویسی، اوگو بتی، یوجین اونیل و تورنتون وایلدر اشاره کرد. کالوینو با ابراز انزجار از دانشجویان تورینی خود، خود را محصور در یک «پوسته استانی» می‌دانست، که به عقیده او حس کاذبی از محافظت در برابر رژیم فاشیست ارائه می‌کرد: «ما «مردان سخت‌گیر» از استان‌ها، شکارچی‌ها، اسنوکربازان، خودنمایی‌ها بودیم، به فقدان نظامی روشنفکر یا میهن‌پرست خود افتخار می‌کردیم. در گفتار ما خشن، افراد معمولی در فاحشه خانه ها، هر گونه احساسات عاشقانه را نادیده می گیرند و به شدت خالی از زن هستند.»

در سال 1943، کالوینو به دانشگاه فلورانس منتقل شد و در آنجا سه ​​امتحان اضافی کشاورزی را با اکراه انجام داد. تا پایان سال، نیروهای آلمانی با موفقیت لیگوریا را اشغال کردند و دولت دست نشانده بنیتو موسولینی، جمهوری سالو را در شمال ایتالیا تأسیس کردند. کالوینو در بیست سالگی خدمت سربازی را رد کرد و متعاقباً مخفی شد. او با مطالعه گسترده در موضوعات مختلف، از نظر سیاسی نیز به این نتیجه رسید که در میان جناح‌های حزبی مختلف، کمونیست‌ها سازماندهی برتری از خود نشان دادند و «متقاعدکننده‌ترین خط سیاسی» را داشتند.

در بهار 1944، ایوا از پسرانش خواست تا به مقاومت ایتالیا بپیوندند و انگیزه آن را «عدالت طبیعی و فضایل خانوادگی» ذکر کرد. کالوینو با پذیرفتن نام جنگی "سانتیاگو" به عضویت بریگادهای گاریبالدی، یک سازمان مخفی کمونیستی، درآمد و به مدت بیست ماه در عملیات‌های جنگی در کوه‌های آلپ دریایی شرکت کرد تا زمان آزادی در سال 1945. به دلیل امتناع وی از خدمت اجباری، والدینش به‌عنوان میزبان ویلا به‌عنوان یک سرباز اجباری به مدت بیست ماه شرکت کردند. مریدیانا. کالوینو بعداً مصیبت مادرش را مستند کرد و اظهار داشت که "او نمونه ای از سرسختی و شجاعت بود... رفتار متین و محکم در برابر اس اس و شبه نظامیان فاشیست، و در بازداشت طولانی مدت او به عنوان یک گروگان، به ویژه زمانی که پیراهن های سیاه سه بار وانمود کردند که پدرم را در جلوی چشمان او تیراندازی می کنند. وقایع تاریخی که مادران در نقش طبیعی نقش دارند."

تورین و کمونیسم

در سال 1945، کالوینو پس از مشورت های قابل توجه بین آن شهر و میلان، اقامت در تورین را انتخاب کرد. او اغلب این تصمیم را با طنزی تحقیرآمیز توصیف می کرد و از تورین به عنوان "شهری جدی اما مالیخولیایی" یاد می کرد. پس از بازگشت به دانشگاه، از دانشکده کشاورزی به دانشکده هنر منتقل شد. سال بعد، الیو ویتورینی با انتشار داستان کوتاه خود در سال 1945، "Andato al comando" ("رفته به دفتر مرکزی")، در ، یک مجله هفتگی مستقر در تورین و وابسته به دانشگاه. تأثیر عمیق جنگ نه تنها مطالبی را برای تلاش های ادبی او فراهم کرد، بلکه فداکاری او را به جنبش کمونیستی نیز تشدید کرد. او با درک وجود غیرنظامی به عنوان گسترش درگیری حزبی، وابستگی خود را به حزب کمونیست ایتالیا تأیید کرد. پس از مطالعه دولت و انقلاب ولادیمیر لنین، او عمیقاً درگیر فعالیت‌های سیاسی پس از جنگ شد و عمدتاً با جنبش کارگری در تورین درگیر شد.

در سال 1947، کالوینو پایان نامه کارشناسی ارشد خود را در مورد جوزف کنراد، همزمان با نوشتن داستان های کوتاه، به پایان رساند و موقعیتی را در بخش تبلیغات انتشارات Einaudi، به مدیریت جولیو اینادی، به دست آورد. علیرغم کوتاه بودن آن، این استخدام تعامل مداوم با روشنفکران و نویسندگان برجسته چپ از جمله چزاره پاوزه، ناتالیا گینزبورگ و نوربرتو بابیو را تسهیل کرد. متعاقباً، او از Einaudi رفت تا حرفه روزنامه‌نگاری را دنبال کند، و در l'Unità، روزنامه رسمی کمونیست، و R. مجله در سراسر این مرحله، پاوزه و شاعر آلفونسو گاتو به عنوان معتمدین و مربیان اصلی کالوینو خدمت کردند.

اولین رمان کالوینو، Il sentiero dei nidi di ragno (مسیری به آشیانه عنکبوت ها)، از راهنمایی های ویراستاری قابل توجهی از Pavese بهره مند شد و پس از انتشار Rcioneo، جایزه عمومی را دریافت کرد. این رمان با دستیابی به فروش بیش از 5000 نسخه، یک پیروزی غیرمنتظره در ایتالیای پس از جنگ، آغاز مرحله نئورئالیستی کالوینو را رقم زد. در مقاله‌ای پیش‌بینی‌آمیز، پاوز نویسنده نوپا را به‌عنوان «سنجاب قلم» ستود و به تمایل او به «بالا رفتن از درخت‌ها، بیشتر برای سرگرمی تا دلهره، برای مشاهده زندگی حزبی به‌عنوان افسانه‌ای جنگلی» اشاره کرد. در سال 1948، او با ناتالیا گینزبورگ به Stresa سفر کرد تا با ارنست همینگوی، یکی از الهام‌بخش‌های ادبی معتبرش، مصاحبه کند.

در سال 1949، Ultimo viene il corvo (کلاغ آخر می آید)، مجموعه ای از داستان های برگرفته از تجربیات دوران جنگ او، پس از انتشار مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. با وجود این موفقیت، کالوینو به تدریج نگران ناتوانی خود در تولید رمان دوم قابل توجهی شد. او در سال 1950 دوباره به Einaudi پیوست و مسئولیت انتشارات ادبی را بر عهده گرفت. در نهایت، او به نقش ویراستار مشاور پیش رفت، ظرفیتی که او را قادر می‌سازد مهارت‌های ادبی خود را اصلاح کند، نویسندگان نوظهور را شناسایی کند، و به یک «خواننده متون» فهیم تبدیل شود. در اواخر سال 1951، ظاهراً برای ارتقای جایگاه خود در حزب کمونیست، مأموریتی دو ماهه در اتحاد جماهیر شوروی به عنوان خبرنگار l'Unità بر عهده گرفت. او در مدت اقامت خود در مسکو در 25 اکتبر خبر درگذشت پدرش را دریافت کرد.

کالوینو سه رمان رئالیستی -Schooner White (1947-1949)، جوانان در تورین (1950-1951) و گردنبند ملکه (1952-1954) - در طول هفت سال نوشت، اگرچه این آثار به‌طور ناقص در نظر گرفته شدند. در حالی که تلاش های داستانی اولیه او تحت تأثیر تجربیاتش در مقاومت ایتالیا در طول جنگ جهانی دوم بود، کالوینو به عنوان نویسنده داستان های خارق العاده در دهه 1950 به رسمیت شناخته شد. در طول هجده ماه مورد نیاز برای تکمیل I giovani del Po (جوانی در تورین)، کالوینو مکاشفه شخصی مهمی را تجربه کرد: "من شروع کردم به انجام کاری که به طور طبیعی برایم می آمد – یعنی دنبال کردن خاطره چیزهایی که از دوران پسری دوست داشتم. باید می نوشتم، رمانی که از من انتظار می رفت، کتابی را که خودم دوست داشتم بخوانم، به ذهنم خطور کرد، آن گونه که نویسنده ای ناشناخته، از عصری دیگر و کشوری دیگر، که در اتاق زیر شیروانی کشف شده بود." این درون نگری منجر به Il visconte dimezzato (1952؛ The Cloven Viscount) شد که او در 30 روز بین ژوئیه و سپتامبر 1951 آن را تکمیل کرد. گلوله توپ، نماد بدبینی سیاسی فزاینده کالوینو و تقسیمات آشفته دوران جنگ سرد بود. این رمان تمثیلی با ترکیب ماهرانه عناصر افسانه و فانتزی، او را به عنوان یک «افسانه نویس» معاصر معرفی کرد. در سال 1954، جولیو آینائودی Fiabe italiane (1956؛ قصه های عامیانه ایتالیایی) را به کالوینو سفارش داد، با این پرسش، "آیا معادل ایتالیایی گریمم وجود دارد؟" طی دو سال، کالوینو داستان‌هایی را از مجموعه‌های قرن نوزدهم در سرتاسر ایتالیا گردآوری کرد و متعاقباً 200 داستان از جذاب‌ترین داستان‌ها را از گویش‌های مختلف به ایتالیایی ترجمه کرد. در این دوره، او مورفولوژی داستان عامیانه و ریشه‌های تاریخی افسانه‌های روسی ولادیمیر پراپ را مطالعه کرد که بر دیدگاه‌های او در مورد پیدایش، ساختار و هدف روایت تأثیر گذاشت.

در سال 1952، کالوینو با جورجیو باسانی همکاری کرد و در Botteghe Oscure، مجله ای که عنوان آن به نام رایج دفاتر مرکزی حزب در رم اشاره داشت، همکاری کرد. علاوه بر این، او توسط Il Contemporaneo، یک هفته نامه مارکسیستی، استخدام شد.

بین سال‌های 1955 تا 1958، کالوینو با بازیگر ایتالیایی السا دی جورجی که متاهل و بزرگ‌تر از او بود، درگیر شد. در سال 2004، بخش‌های منتخبی از نامه‌های عاشقانه متعددی که کالوینو برای او نوشت، در Corriere della Sera منتشر شد و بحث‌های عمومی را ایجاد کرد.

پس از کمونیسم

در سال 1957، کالوینو از حزب کمونیست ایتالیا استعفا داد، به دلیل سرخوردگی او از تهاجم شوروی در سال 1956 به مجارستان. نامه استعفای او که در l'Unità در 7 اوت منتشر شد، دلایل خود را برای مخالفت - به ویژه، سرکوب خشونت آمیز قیام مجارستان و افشای اعتماد به نفس قاطعانه یوزف استالین در مورد "شبهات وحشیانه ی ژوزف استالین" بیان کرد. دیدگاه‌های دموکراتیک کمونیسم جهانی. متعاقباً از مشارکت فعال سیاسی کناره گیری کرد و به هیچ حزب دیگری وابسته نشد. پس از انتشار Becalmed in the Antilles (La granbonccia delle Antille)، تمثیلی طنز در انتقاد از سکون حزب، کالوینو با طرد شدن از سوی حزب کمونیست و رهبر PCI مواجه شد که منجر به نوشتن او به سمت <پالمیرو Togliat> شد. بارون در درختان. این رمان فانتزی که در عرض سه ماه به پایان رسید و در سال 1957 منتشر شد، «مشکل تعهد سیاسی روشنفکر در زمان توهمات درهم شکسته» را بررسی می کند. او متعاقباً مقاله‌های دوره‌ای خود را در مجلات Città aperta و Tempo presente، the magazine) ارائه کرد. lang="it">Passato e presente و نشریه هفتگی ایتالیا دومینی. در سال 1959، در کنار ویتورینی، نقش سردبیری را برای Il Menabò، یک مجله فرهنگی با تمرکز بر ادبیات در عصر صنعتی مدرن، بر عهده گرفت، سمتی که او تا سال 1966 حفظ کرد.

علی‌رغم مقررات سخت‌گیرانه ایالات متحده در مورد اتباع خارجی با وابستگی‌های کمونیستی، کالوینو دعوت‌نامه‌ای از بنیاد فورد دریافت کرد و به کالوینو اجازه داده شد که تحسین خاصی برای "دنیای جدید" ابراز کرد و اظهار داشت: "به طور طبیعی از جنوب و همچنین کالیفرنیا بازدید کردم، اما همیشه احساس می‌کردم شهر من نیویورکی است." مکاتبات او با Einaudi در مورد جزئیات این زوده نشین آمریکایی در پاریس.

کالوینو در سال 1962 با مترجم آرژانتینی استر جودیت سینگر، معروف به "چیچیتا" آشنا شد. آنها در سال 1964 در هاوانا در طی مرگ چه گوارا ازدواج کردند، کالوینو در 15 اکتبر 1967 ادای احترامی ساخت. این قطعه سه دهه بعد در کوبا در 1988 منتشر شد. در سال 1965، کالوینو و همسرش در رم ساکن شدند و در Via Monte Brianzo، جایی که دخترشان، جیووانا، به دنیا آمد، ساکن شدند. کالوینو با از سرگیری کار خود با Einaudi شروع به انتشار منتخبی از "Cosmicomics" خود در مجله ادبی Il Caffè کرد.

زندگی و کار بعدی

مرگ ویتورینی در سال 1966 عمیقاً بر کالوینو تأثیر گذاشت. او چیزی را تجربه کرد که آن را "افسردگی فکری" می نامید، که او آن را به عنوان یک لحظه مهم در زندگی خود توصیف کرد: "من دیگر جوان نبودم. شاید این یک فرآیند متابولیک است، چیزی که با بالا رفتن سن اتفاق می افتد؛ من برای مدت طولانی، شاید خیلی طولانی، جوان بودم. ناگهان احساس کردم که باید دوران پیری خود را آغاز کنم - بله، پیری - شاید در اوایل این امید

. در سال 1967، در بحبوحه انقلاب فرهنگی رو به رشد سال 1968 (معروف به می فرانسوی)، کالوینو و خانواده اش به پاریس نقل مکان کردند و در ویلا در میدان شاتیون مستقر شدند. در سال 1968، ریموند کوئنو از کالوینو، که لقب l'ironique amusé (آهن‌نویس سرگرم‌کننده) داشت، دعوت کرد تا به اولیپو (، به معنای کارگاه ادبیات بالقوه)، گروه نویسندگان تجربی. او در آنجا با رولان بارت و ژرژ پرک روبرو شد که هر دو تأثیر قابل توجهی بر کارهای بعدی او گذاشتند. در همان سال، او جایزه Viareggio را برای Ti con zero (زمان و شکارچی) رد کرد و اظهار داشت که این جایزه نشان دهنده جایزه ای از "موسسات خالی از معنا" است. با این وجود، او جایزه آستی را در سال 1970 و جایزه فلترینلی را در سال 1972 برای مشارکت های ادبی خود دریافت کرد. در مقاله‌های زندگی‌نامه‌ای که در سال‌های 1962 و 1970 منتشر شد، کالوینو خود را «بی‌خدا» و دیدگاه‌اش را «غیر مذهبی» توصیف کرد.

کالوینو ارتباطات گسترده تری را در دانشگاه ایجاد کرد، به ویژه در سوربن (در کنار بارت) و دانشگاه اوربینو. علایق ادبی او گسترده بود و دوره‌ها، ژانرها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت و شامل نویسندگانی مانند آنوره دو بالزاک، لودوویکو آریوستو، دانته، ایگناتیوس لویولا، سروانتس، شکسپیر، سیرانو دو برژرک و جاکومو لئوپاردی بود.

از سال 1972 تا 1973، کالوینو دو داستان کوتاه به نام‌های «نام، دماغ» و «سوختن خانه منفور» تحت تأثیر اولیپو را در نسخه ایتالیایی Playboy منتشر کرد. او همچنین یکی از همکاران دائمی روزنامه ایتالیایی Corriere della Sera شد. در طول این مدت، کالوینو تعطیلات تابستانی خود را در خانه‌ای در جنگل‌های کاج روکاماره، واقع در Castiglione della Pescaia، توسکانی گذراند.

کالوینو در سال 1975 به عضویت افتخاری آکادمی آمریکا منصوب شد. در سال 1976، پس از دریافت جایزه دولتی اتریش برای ادبیات اروپا، به ایالات متحده آمریکا و مکزیک سفر کرد. شهرها پس از مرگ مادرش در 92 سالگی در سال 1978، کالوینو ویلا مریدیانا، اقامتگاه خانوادگی در سن رمو را فروخت. دو سال پس از آن، او به رم نقل مکان کرد و در پیاتزا کامپو مارتزیو در نزدیکی پانتئون مستقر شد و شروع به ویرایش آثار توماسو لاندولفی برای ریزولی کرد. در سال 1981، او جایزه فرانسوی Légion d'honneur (لژیون افتخار) را دریافت کرد و همچنین به عنوان رئیس هیئت داوران سی و هشتمین جشنواره فیلم ونیز خدمت کرد.

در تابستان سال 1985، مجموعه ای از متن های نوری چارلئو از کالونت کالوتر را برای لیوتون الوین آماده کرد. سخنرانی ها، برنامه ریزی شده برای ارائه در دانشگاه هاروارد در پاییز آن سال. در 6 سپتامبر 1985، کالوینو در ویلای خود در Roccamare هنگام آماده شدن برای یک تور سخنرانی در سراسر ایالات متحده، دچار سکته مغزی شد. او ابتدا در بیمارستان Misericordia در گروستو بستری شد و سپس به بیمارستان سانتا ماریا دلا اسکالا در سیه‌نا که اکنون موزه است، منتقل شد. اگرچه او تا حدودی به هوش آمد، اما حالش رو به وخامت گذاشت و در شب 18/19 سپتامبر بر اثر خونریزی مغزی در سن شصت و یک سالگی درگذشت. او در گورستان-باغ Castiglione della Pescaia دفن شده است. یادداشت های سخنرانی او پس از مرگش به ایتالیایی در سال 1988 و متعاقباً به انگلیسی با عنوان شش یادداشت برای هزاره بعدی در سال 1993 منتشر شد.

نویسندگانی که او به انتشار آنها کمک کرد

انتشارات منتخب

داستان

مجموعه های داستانی

مقالات و نوشته‌های دیگر

آثار اتوبیوگرافی

لیبرتی

ترجمه ها

فیلموگرافی منتخب

اقتباس‌های فیلم و تلویزیون

مستند و فیلم درباره کالوینو

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Italo Calvino

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، کتاب‌ها، آثار و جایگاه ادبی Italo Calvino.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Italo Calvino Italo Calvino کیست زندگی Italo Calvino کتاب‌های Italo Calvino آثار Italo Calvino جایگاه ادبی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Italo Calvino کیست؟
  • Italo Calvino چه کتاب‌هایی نوشت؟
  • چرا Italo Calvino مهم است؟
  • تأثیر ادبی Italo Calvino چیست؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو ادبیات: مجموعه مقالات و تحلیل‌های ادبی

در این بخش از آرشیو توریم آکادمی، به دنیای گسترده ادبیات قدم بگذارید. مقالات عمیق درباره نویسندگان برجسته، تحلیل آثار کلاسیک و معاصر، و بررسی جریان‌های ادبی فارسی و کردی را کشف کنید. از زندگی‌نامه شاعران و نویسندگان

خانه بازگشت به ادبیات