ژول گابریل ورن (; فرانسوی: [ʒylɡabʁijɛlvɛʁn]؛ 8 فوریه 1828 - 24 مارس 1905. شاعر برجسته، نویسنده و نمایشنامه نویس فرانسوی بود.
همکاری او با ناشر پیر ژول هتزل منجر به سفرهای فوق العاده شد، مجموعه ای از رمان های ماجراجویی بسیار موفق. از آثار قابل توجه این مجموعه می توان به سفر به مرکز زمین (1864)، بیست هزار لیگ زیر دریاها (1870)، و دور دنیا در هشتاد روز (1872) اشاره کرد. رمانهای ورن معمولاً در نیمه دوم قرن نوزدهم اتفاق میافتند و درک علمی و نوآوریهای تکنولوژیکی رایج در آن دوران را در خود جای میدهند.
ورن علاوه بر آثار رماننویسی گستردهاش، تعداد قابل توجهی نمایشنامه، داستان کوتاه، روایت زندگینامهای، اشعار، ترانهها و آثار علمی در حوزههای علمی، هنری و ادبی را تألیف کرد. آثار او به طور گسترده در رسانههای مختلف، از جمله سینما و تلویزیون از زمان پیدایش سینما، در کنار کتابهای مصور، تولیدات تئاتر، اپرا، آهنگهای موسیقی و بازیهای ویدیویی اقتباس شده است.
ورن جایگاه ادبی قابل توجهی در فرانسه و بسیاری از اروپا دارد و تأثیر عمیقی بر آوانگارد ادبی و جنبش سوررئالیستی گذاشته است. برعکس، شهرت او در آنگلوسفر به طور قابل توجهی متفاوت بود، جایی که او اغلب به عنوان نویسنده ژانر تخیلی یا ادبیات کودکان طبقه بندی می شد. این تصور عمدتاً از ترجمههای خلاصه شده و اصلاحشدهای سرچشمه میگیرد که رمانهای او اغلب از طریق آنها منتشر میشدند. با این حال، از دهه 1980، جایگاه ادبی او پیشرفت چشمگیری داشته است.
از سال 1979، ژول ورن پیوسته به عنوان دومین نویسنده پرترجمه جهان شناخته می شود که بعد از آگاتا کریستی و قبل از ویلیام شکسپیر قرار گرفته است. او گاهی اوقات به عنوان "پدر داستان های علمی تخیلی" شناخته می شود، نامی که همچنین به H. G. Wells و Hugo Gernsback نسبت داده می شود. در طول دهه 2010، او ممتازترین نویسنده فرانسوی ترجمه شده در سطح جهان بود. در فرانسه، سال 2005 رسماً به عنوان "سال ژول ورن" به مناسبت صدمین سالگرد درگذشت وی نامگذاری شد.
زندگی
زندگی اولیه
ژول ورن در 8 فوریه 1828 در ایل فایدو، که در آن زمان یک جزیره مصنوعی ساده در رودخانه لوار در نانت قرار داشت، به دنیا آمد. این مکان، بهویژه شماره ۴ خیابان اولیویه دکلیسون، محل سکونت مادربزرگ مادریاش، دام سوفی ماری آدلاید جولین آلوت د لا فوئه (با نام خانوادگی گیلوشه د لا پریر) بود. پدرش، پیر ورن، یک عاشق بود که اصالتاً اهل پرووینز بود، در حالی که مادرش، سوفی آلوت د لا فوئه، اهل نانت بود و به یک خانواده برجسته محلی از دریانوردان و کشتیداران با اجداد دوردست اسکاتلندی تعلق داشت. در سال 1829، خانواده ورن تقریباً صد متر به شماره 2 Quai Jean-Bart، جایی که برادرش پل در همان سال متولد شد، نقل مکان کردند. پس از آن، سه خواهر به خانواده پیوستند: آن "آنا" (1836)، ماتیلد (1839)، و ماری (1842).
در سال 1834، در سن شش سالگی، ورن تحصیلات خود را در یک مدرسه شبانه روزی واقع در 5 Place du Bouffay در نانت آغاز کرد. معلم او، مادام سامبین، بیوه یک کاپیتان نیروی دریایی بود که تقریباً سه دهه قبل ناپدید شده بود. مادام سامبین مکرراً به دانشآموزانش میگفت که شوهرش یک بازمانده کشتی شکسته است که در نهایت از جزیره بیابانی خود، شبیه به رابینسون کروزوئه، بازخواهد گشت. این موتیف تکرارشونده رابینسوناد عمیقاً بر ورن در طول زندگیاش تأثیر گذاشت و در رمانهای متعددی مانند جزیره اسرارآمیز (1874)، فرارگان پرچم (1900) و مدرسه رابینسونها (1882) تجلی یافت.
در سال 1836، ورن در École Saint-Stanislas، یک موسسه کاتولیک که با ترجیحات مذهبی مذهبی پدرش همسو بود، ثبت نام کرد. در آنجا، ورن به سرعت در mémoire (تلاوت از حفظ)، جغرافیا، یونانی، لاتین و آواز سرآمد شد. همچنین در سال 1836، پیر ورن یک اقامتگاه تعطیلات در خیابان 29 Rue des Réformés در روستای Chantenay (در حال حاضر در نانت ادغام شده) در امتداد Loire به دست آورد. ورن در خاطرات مختصر خود، Souvenirs d'enfance et de jeunesse (خاطرات کودکی و جوانی، 1890)، اسارت عمیقی را با رودخانه و کشتی های تجاری متعددی که از آب های آن عبور می کردند، بازگو کرد. او همچنین تعطیلات خود را در برینز، در خانه عمویش پرودنت آلوت، مالک کشتی بازنشسته ای گذراند که جهان را دور زده بود و از سال 1828 تا 1837 به عنوان شهردار برین خدمت کرده بود. دو رمان بعدی او به ترتیب: اراده یک عجیب و غریب (1900) و روبر فاتح (1886).
یک افسانه رایج نقل می کند که در سال 1839، در سن یازده سالگی، ورن به طور مخفیانه موقعیتی را به عنوان پسر کابین در کشتی سه دکلی کورالی به دست آورد. هدف او این بود که به هند سفر کند و یک گردنبند مرجانی برای پسر عمویش، کارولین، بگیرد. در غروبی که کشتی عازم هند شد، توقف اولیه خود را در Paimbœuf انجام داد، جایی که پیر ورن پسرش را رهگیری کرد و این قول را گرفت که سفرهای او از این پس «فقط در تخیل او» محدود خواهد شد. با این حال، پژوهشهای معاصر نشان میدهد که این روایت روایتی آراسته است که توسط زندگینامهنویس اولیه ورن، خواهرزادهاش مارگریت آلوت د لا فویه ساخته شده است، اگرچه ممکن است از یک رویداد واقعی سرچشمه گرفته باشد.
در سال 1840، خانواده ورن به آپارتمان بزرگی در خیابان ژان ژاک روسو شماره 6 نقل مکان کردند، جایی که کوچکترین فرزندشان، ماری، در سال 1842 به دنیا آمد. در همان سال، ورن به عنوان دانشجوی غیر روحانی در Petit Séminaire de Saint-Donatien، یک مؤسسه مذهبی دیگر ثبت نام کرد. رمان ناقص او، Un prêtre en 1839 (کشیشی در سال 1839)، که در سال های نوجوانی او سروده شد و نشان دهنده اولین اثر منثور بازمانده او بود، حوزه علمیه را به زبانی انتقادی و نامطلوب به تصویر می کشد. بین سالهای 1844 و 1846، ورن و برادرش در لیسه سلطنتی نانت که اکنون به نام لیسه ژرژ کلمانسو شناخته میشود، شرکت کردند. پس از اتمام تحصیلات خود در رشته بلاغت و فلسفه، او با موفقیت در آزمون لیسانس در رن گذرانده شد و در 29 ژوئیه 1846 به درجه "به اندازه کافی خوب" دست یافت.
در سال 1847، در سن نوزده سالگی، ورن به طور جدی متعهد به نوشتن آثار ادبی وی به سبک و سیاق گسترده بود. در این دوره او شروع به Un prêtre en 1839 کرد و دو تراژدی شعری، Alexandre VI و La Conspiration des poudres (توطئه باروت) را تکمیل کرد. با این وجود، پدرش تصور میکرد که ورن، بهعنوان پسر ارشد خانواده، بهدنبال منافع مالی شغل ادبی را دنبال نمیکند، بلکه در عوض کنترل فعالیتهای حقوقی خانواده را در دست میگیرد.
در سال 1847، پدر ورن او را به پاریس فرستاد، ظاهراً برای اینکه تحصیلات دانشکده حقوق را آغاز کند. یک انگیزه ثانویه و افسانه ای نشان می دهد که این حرکت به قصد جدایی موقت او از نانت بوده است. در 27 آوریل 1847، پسر عمویش کارولین، که با او رابطه عاشقانه داشت، با امیل دزونای، مردی 40 ساله ازدواج کرد که متعاقباً صاحب پنج فرزند شد.
پس از دوره کوتاهی در پاریس، که در طی آن امتحانات سال اول حقوق خود را با موفقیت به پایان رساند، ورن به نانت بازگشت تا برای آماده شدن برای سال دوم تحصیل از پدرش کمک بگیرد. (در آن دوران، دانشجویان حقوق استانی موظف شدند برای امتحانات خود به پاریس بروند.) او در حین اقامت در نانت، با رز هرمینی آرنو گروستییر، زن جوانی که یک سال از او بزرگتر بود، برخورد کرد و وابستگی عاشقانه عمیقی به او پیدا کرد. ورن تقریباً سی شعر به او سروده و تقدیم کرده است، به ویژه La Fille de l'air (دختر هوا)، که او را به عنوان "بلوند و دلربا / بالدار و شفاف" توصیف می کند. محبت او حداقل برای مدت محدودی متقابل به نظر می رسید. با این حال، والدین گروستییر ازدواج دخترشان با یک دانش آموز جوان با آینده ای نامعلوم را قبول نداشتند. در نتیجه، آنها در 19 ژوئیه 1848 ازدواج او را با آرماند ترین د لا های، زمیندار ثروتمندی که ده سال از او بزرگتر بود، ترتیب دادند.
این ازدواج ناگهانی ورن را در سرخوردگی عمیقی فرو برد. او متعاقباً نامهای توهمآمیز به مادرش نوشت که ظاهراً در حالت مستی نوشته شده بود و در آن ناامیدی خود را به بهانه یک رویا بیان کرد. به نظر می رسد این عاشقانه متقابل اما در نهایت خنثی شده تأثیری محو نشدنی بر نویسنده و آثار ادبی او گذاشته است. رمانهای او اغلب شامل زنان جوانی است که مجبور به ازدواجهای ناخواسته هستند، مانند ژرانده در استاد زاخاریوس (1854)، ساوا در ماتیاس سندورف (1885)، و الن در شهر شناور (1871). این نقش مکرر آنقدر برجسته است که محقق کریستین چلبورگ آن را به «مجموعه هرمیونی» نسبت داده است. علاوه بر این، این رویداد باعث ایجاد خشم پایدار در ورن نسبت به زادگاهش و هنجارهای اجتماعی نانت شد، که او متعاقباً در شعر خود La sixième ville de France (ششمین شهر فرانسه) به نقد آن پرداخت.
مطالعات در پاریس
در ژوئیه 1848، ورن بار دیگر نانت را به مقصد پاریس ترک کرد، با این انتظار که پدرش تحصیلات حقوقی خود را به پایان برساند و حرفه حقوق را دنبال کند. او رضایت پدرش را برای اجاره یک آپارتمان مبله در خیابان 24 Rue de l'Ancienne-Comédie، که با ادوار بونامی، دانشجوی دیگری که اصالتاً اهل نانت بود، در آن زندگی می کرد، جلب کرد. (در دوران او 1847)
ورن پس از ورود به پاریس، با دورهای از ناآرامیهای سیاسی قابل توجه، بهویژه انقلاب ۱۸۴۸ فرانسه مواجه شد. در فوریه همان سال، لویی فیلیپ اول از قدرت خلع شد و متعاقباً گریخت، که منجر به تأسیس دولت موقت برای جمهوری دوم فرانسه در ۲۴ فوریه شد. در ماه ژوئن، سنگرهایی در سراسر پاریس برپا شد و دولت را وادار کرد تا لوئی-اوژن کاوانیاک را برای سرکوب قیام مستقر کند. ورود ورن به شهر قبل از انتخاب لویی-ناپلئون بناپارت به عنوان رئیس جمهور افتتاحیه جمهوری انجام شد، یک ترتیب سیاسی که تا کودتای 1851 فرانسه ادامه داشت. ورن در مکاتبه با خانواده خود وضعیت شهر را پس از قیام روزهای ژوئن اخیر شرح داد و به بمباران اشاره کرد، اما همچنین به آنها اطمینان داده بود که روز بزرگی را پشت سر بگذارد.
ورن از ارتباطات خانوادگی خود برای دسترسی به جامعه پاریس استفاده کرد. عموی او، فرانسیسک دو شاتاوبورگ، ورود او به سالنهای ادبی را تسهیل کرد، و ورن به ویژه در سالنهایی که خانم دوباره، دوست مادرش میزبانی میکرد، رفت و آمد میکرد. همزمان با تحصیلات حقوقی، او شور و شوق تئاتری خود را با تألیف نمایشنامه های متعدد پرورش داد. ورن بعداً گفت: "من عمیقاً تحت تأثیر ویکتور هوگو قرار گرفتم، در واقع با خواندن مکرر آثار او بسیار برانگیخته شدم. در آن دوره، می توانستم تمام صفحات نوتردام پاریس را از حافظه بخوانم، اما این ساخته های دراماتیک او بود که بیشترین تأثیر را بر من گذاشت." الهام خلاق بیشتر از همسایه پدیدار شد. آهنگساز جوانی به نام آریستید هیگنارد در همان طبقه ساختمان آپارتمانی Rue de l'Ancienne-Comedie زندگی می کرد. ورن به سرعت با هیگنارد دوستی صمیمانه برقرار کرد و چندین متن برای او نوشت تا با آهنگهای شانسون سازگار شود.
در طول این مدت، مکاتبات ورن با والدینش عمدتاً به مسائل مالی و شروع ناگهانی گرفتگی شدید معده میپرداخت، که نشاندهنده شروع بیماری مکرر او در طول زندگی بود. (محققان معاصر فرض کرده اند که او از کولیت رنج می برد، در حالی که خود ورن این بیماری را به یک بیماری ارثی از اصل و نسب مادرش نسبت می دهد.) گزارش های شیوع وبا در مارس 1849 این نگرانی های سلامتی را تشدید کرد. در سال 1851، هنگامی که ورن اولین قسمت از چهار قسمت فلج صورت را تجربه کرد، مشکل دیگری برای سلامتی ایجاد شد. این اپیزودها، برخلاف روان تنی بودن، از التهاب گوش میانی سرچشمه می گیرند، اگرچه ورن در طول زندگی خود از این علت زمینه ای بی خبر بود.
در همان سال، ورن با نام نویسی اجباری در ارتش فرانسه مواجه شد. با این حال، بخت آزمایی سربازی اجباری از او در امان ماند و او را بسیار راحت کرد. وی خطاب به پدرش گفت: «پدر عزیز از نظر من در مورد زندگی سربازی و این خادمین یونیفرم پوش خانگی از قبل آگاه هستید... برای ایفای چنین نقش هایی باید از همه حیثیت گذشت. اعتقادات عمیق ضد جنگ ورن، که باعث ناامیدی پدرش شد، در تمام زندگی او ادامه داشت.
علیرغم نویسندگی پربار و حضور منظم در سالنها، ورن با جدیت به تحصیلات حقوقی خود ادامه داد و در ژانویه 1851 مجوز تحصیلی دریافت کرد.
اولین نمایش ادبی
ورن از طریق حضور در سالنها، در سال 1849 با الکساندر دوما ملاقات کرد که توسط یکی از آشنایان متقابل، کایرولوژیست مشهور آن دوره، شوالیه آرپنتینی، تسهیل شد. ورن دوستی نزدیکی با پسر دوما، الکساندر دوما فیلس برقرار کرد، و او دستنوشته ای را برای یک کمدی صحنه ای با عنوان Les Pailles rompues (نی های شکسته) به او تقدیم کرد. این دو همکار مشترکاً نمایشنامه را اصلاح کردند و دوما، با استفاده از روابط پدرش، ترتیب تولید آن را توسط Opéra-National در Theatre Historique در پاریس، جایی که در 12 ژوئن 1850 به نمایش درآمد، ترتیب داد.
در سال 1851، ورن با پیر-میشل-فرانسوا شوالیه، نویسنده ای از نانت، معروف به "پیتر-شوالیه"، که به عنوان سردبیر مجله Musée des familles (موزه خانواده) بود، برخورد کرد. پیتر-شوالیه به دنبال مقالاتی بود که جغرافیا، تاریخ، علم و فناوری را پوشش میداد، با تأکید ویژه بر دسترسی به محتوای آموزشی برای مخاطبان گسترده از طریق نثر واضح یا روایتهای تخیلی جذاب. ورن که علاقه زیادی به تحقیقات دقیق، به ویژه در جغرافیا داشت، برای این نقش بسیار مناسب بود. ورن در ابتدا یک داستان ماجراجویی تاریخی کوتاه به نام اولین کشتیهای نیروی دریایی مکزیک ارائه کرد که به سبک ادبی جیمز فنیمور کوپر ساخته شده بود که رمانهایش عمیقاً بر او تأثیر گذاشته بود. پیتر-شوالیه این اثر را در ژوئیه 1851 منتشر کرد و در اواخر همان سال، دومین داستان کوتاه ورن را نیز با عنوان سفر در یک بالن (آگوست 1851) منتشر کرد. این روایت اخیر، که با ترکیب داستانسرایی ماجراجویانه، نقوش سفر، و تحقیقات کامل تاریخی مشخص میشود، متعاقباً توسط ورن بهعنوان «نشاندهنده اولیه مسیر رماننویسیای که من قرار بود دنبال کنم» شناسایی شد.
Dumas fils، ورن را به ژول سیوست، کارگردان صحنه که رهبری تئاتر تاریخی را بر عهده گرفته بود و متعاقباً آن را Theatre Lyrique تغییر نام داد، معرفی کرد. سپس سوست ورن را به عنوان منشی تئاتر منصوب کرد، سمتی که حداقل یا بدون دستمزد را ارائه می کرد. ورن این نقش را پذیرفت و از فرصت ساخت و اجرای چندین اپرای کمیک با همکاری هیگنارد و میشل کاره، لیبرتیست مشهور، استفاده کرد. ورن به مناسبت نامزدی خود در Theatre Lyrique، همراه با ده همراه، یک کلوپ غذاخوری برای لیسانس ها به نام Onze-sans-femme (یازده لیسانسه) تأسیس کرد.
پدر ورن پیوسته از او میخواست که فعالیتهای ادبیاش را کنار بگذارد و حرفه حقوقی را آغاز کند. با این حال، ورن در مکاتبات خود اظهار داشت که پتانسیل واقعی او تنها در ادبیات نهفته است. اصرار پدرانه برای آینده حقوقی باثبات در ژانویه 1852 به اوج خود رسید، زمانی که پدرش به ورن پیشنهاد داد که وکالت او در نانت را بر عهده بگیرد. در مواجهه با این پیشنهاد قطعی، ورن مصممانه تصمیم گرفت که در تلاش های ادبی خود پافشاری کند و این موقعیت را رد کند، و بیان کرد: "آیا من برای پیروی از غرایز خود موجه نیستم؟ از طریق خودآگاهی است که توانایی های آینده خود را درک می کنم."
همزمان، ورن زمان قابلتوجهی را به کتابخانه ملی فرانسه اختصاص داد، جایی که تحقیقاتی را برای روایات خود انجام داد و علاقه عمیق خود را به علم و اکتشافات معاصر، بهویژه در جغرافیا پرورش داد. در این دوران، ورن با جغرافیدان و کاشف برجسته ژاک آراگو روبرو شد، که علیرغم اینکه بینایی خود را به طور کامل در سال 1837 از دست داده بود، سفرهای گسترده ای را انجام داد. دوستی قوی بین آنها ایجاد شد و روایت های مبتکرانه و جذاب آراگو الهام بخش ورن به سمت ژانر ادبی رو به رشد <8M
<152eeee در سفرنامه نویسی شد. des familles دو اثر جدید از ورن را به نمایش گذاشت: مارتین پاز، رمانی که در لیما اتفاق میافتد، در سال 1851 نوشته شد و از 10 ژوئیه تا 11 اوت 1852 پخش شد. و Les Châteaux en Californie, ou, Pierre qui roule n'amasse pas mousse (قلعهها در کالیفرنیا، یا، رولینگ استون بدون خزه جمعآوری میکند)، کمدی تکپردهای که مشخصههای آن دوتایی وسوسهانگیز است. متعاقباً، در آوریل و مه 1854، مجله داستان کوتاه ورن استاد زاخاریوس را منتشر کرد، یک فانتزی شبیه E.T.A. Hoffmann که به طور انتقادی غرور و جاه طلبی علمی را بررسی می کرد. این به زودی با زمستان در میان یخ دنبال شد، یک روایت ماجراجویی قطبی که عناصر موضوعی بسیاری از رمانهای بعدی ورن را پیشنمایش میکرد. موزه علاوه بر این، چندین مقاله علمی عامه پسند بدون امضا را به نمایش گذاشت که به طور گسترده به ورن نسبت داده می شود. کمکهای ورن به مجله در سال 1856 بهدلیل اختلاف نظر قابلتوجهی با پیتر-شوالیه، به طور ناگهانی متوقف شد، که منجر به امتناع او از ارسال آثار شد - موضعی که او تا سال 1863 حفظ کرد، زمانی که مرگ پیتر-شوالیه منجر به تغییر در دورههای سرمقالهای مجله برای نوشتن داستانها و مقالههای او شد. پیتر-شوالیه، ورن مفهوم یک ژانر رمان، "رمان د لا ساینس" ("رمان علم") را تصور کرد، که برای ادغام اطلاعات واقعی گسترده ای که او به دقت در Bibliothèque جمع آوری کرده بود، طراحی شده بود. بر اساس گزارش ها، او این تلاش را با الکساندر دوما بزرگ که قبلاً با رمان ناتمامش Isaac Laquedem مفهوم مشابهی را امتحان کرده بود و تشویق مشتاقانه ای برای این اقدام ورن بود، در میان گذاشت.در اواخر سال 1854، یک کارمند جدید وبا اپیدمی وبا را دوباره به وجود آورد. در Theatre Lyrique و یک دوست نزدیک. علیرغم تمدید تعهد قراردادی وی فقط برای یک سال دیگر، ورن همکاری خود را با تئاتر برای چندین سال پس از درگذشت سیوست حفظ کرد و بر اجرای موفقیتآمیز تولیدات اضافی نظارت داشت. همزمان، او در آهنگسازی نمایشنامهها و کمدیهای موزیکال اصرار داشت، اگرچه اکثریت اجرا نشدند.
خانواده
در ماه مه 1856، ورن به آمیان سفر کرد تا در مراسم عروسی دوست نانتی خود، آگوست للارژ، با Aimée du Fraysne de Viane، زنی از آمیان، به عنوان بهترین مرد خدمت کند. ورن که برای اقامت با خانواده عروس دعوت شده بود، با آنها رابطه قوی برقرار کرد، با خانواده دوست شد و به طور فزاینده ای به خواهر عروس، آنورین آن هبی مورل (با نام خانوادگی دو فریزن دو ویان)، بیوه 26 ساله با دو فرزند خردسال جذب شد. ورن که هم به دنبال درآمد پایدار و هم فرصتی برای پیگیری جدی مورل بود، مشتاقانه پیشنهاد برادرش را برای ورود به یک تجارت دلالی پذیرفت. اگرچه پدر ورن در ابتدا ابراز تردید کرد، اما در نوامبر 1856 درخواست پسرش را برای تأیید اجابت کرد. با بهبود چشم انداز مالی او، ورن تأیید مورل و خانواده اش را به دست آورد که منجر به ازدواج آنها در 10 ژانویه 1857 شد.
ورن به تعهدات تجاری جدید تبدیل شد و از تئاتر لیریک استعفا داد تا یک موقعیت تمام وقت به عنوان دلال سهام (عامل تغییر) در بورس پاریس به عهده بگیرد، جایی که او با کارگزار فرناند اگلی شریک شد. او قبل از شروع کار روزانه خود در بورس، یک روال صبح زود را حفظ کرد تا زمانی را به نوشتن اختصاص دهد. در طول اوقات فراغت باقیمانده، او به ارتباط خود با باشگاه Onze-Sans-Femme ادامه داد، علیرغم اینکه تمام "لیسانسه" های اصلی آن از آن زمان ازدواج کرده بودند. علاوه بر این، او مرتباً برای تحقیقات علمی و تاریخی از Bibliothèque بازدید میکرد، و با دقت یافتهها را بر روی کارتهای یادداشت برای ارجاع بعدی رونویسی میکرد، رویهای که در طول زندگی خود حفظ کرد. طبق گزارش، یکی از همکاران مشاهده کرد که ورن استعداد بیشتری برای مکالمه شوخآمیز نسبت به تلاشهای تجاری نشان داد.
در ژوئیه 1858، ورن و آریستید هیگنارد یک سفر دریایی رایگان را آغاز کردند که توسط برادر هیگنارد ترتیب داده شد و از بوردو به لیورپول و اسکاتلند سفر کردند. این سفر، سفر اولیه ورن به فراسوی فرانسه، عمیقاً بر او تأثیر گذاشت. پس از بازگشت به پاریس، او این تجربیات را تخیلی ساخت و اساس رمانی نیمه اتوبیوگرافیک را تشکیل داد، بازگشت به بریتانیا، که بین پاییز 1859 و زمستان 1860 سروده شد، اگرچه تا سال 1989 منتشر نشد. سفری تکمیلی متعاقب آن در استوکین هولم و کریستین به دنبال سفری به استوکین هولم و کریستین در سال 1861 انجام شد. Telemark. ورن از هیگنارد دانمارک رفت و فوراً به پاریس بازگشت، اما در نتیجه تولد تنها پسر بیولوژیکی خود، میشل، را در 3 اوت 1861 از دست داد.
همزمان، ورن با ایدهی خود برای «علم رومی»، پیشنویس اولیهای را توسعه داد. او بعداً یادآور شد که این تلاش الهام گرفته از "عشق او به نقشه ها و کاشفان بزرگ جهان" بود. این مفهوم به روایتی از سفر آفریقایی تبدیل شد، و در نهایت تبدیل به رمان منتشر شده افتتاحیه او، پنج هفته در بالن شد.
هتزل
در سال 1862، ورن از طریق آشنای مشترک آنها، آلفرد دی برهات، با ناشر پیر-ژول هتزل ارتباط برقرار کرد و نسخه خطی رمان در حال تکامل خود را که سپس با عنوان سفر در بالون نام داشت، ارسال کرد. هتزل که قبلاً نویسندگان برجسته ای مانند آنوره دو بالزاک، جورج ساند و ویکتور هوگو را منتشر کرده بود، در حال ایده پردازی یک مجله خانوادگی با کیفیت بالا بود که داستان جذاب را با آموزش علمی ادغام می کرد. هتزل با درک تمایل آشکار ورن به روایات ماجراجویانه تحقیق شده دقیق، او را یک مشارکت کننده ایده آل برای این نشریه می دانست. او این رمان را پذیرفت و به ورن توصیه هایی برای ارتقاء داد. ورن اصلاحات پیشنهادی را در عرض دو هفته تکمیل کرد و نسخه خطی نهایی را که اکنون با عنوان پنج هفته در بالن نام دارد، به هتزل برگرداند. هتزل آن را در 31 ژانویه 1863 منتشر کرد.
برای تضمین مشارکت ورن در نشریه آتی، به نام Magasin d'Éducation et de Récréation (مجله آموزش و تفریح)، هتزل پیش نویس قرارداد بلندمدتی را تنظیم کرد. این قرارداد مقرر میداشت که ورن سالانه سه جلد متن ارائه میکرد که هتزل آنها را به طور کامل با هزینهای ثابت خریداری میکرد. ورن فوراً پذیرفت و در نهایت هم درآمد ثابت و هم بستری قابل اعتماد برای نوشتن خود به دست آورد. متعاقباً، برای باقیماندهی زندگی حرفهایاش، اکثر رمانهای او قبل از انتشار بهعنوان کتاب، در Magasin هتزل بهصورت سریالی منتشر شدند و با دومین رمان او برای هتزل، ماجراهای کاپیتان هاتراس (1864-1865) شروع شد.
هتزل پس از انتشار کتاب ماجراهای کاپیتان هاتراس در سال 1866، علناً آرزوهای ادبی و آموزشی خود را برای رمانهای ورن بیان کرد. او در مقدمه ای اعلام کرد که آثار ورن مجموعه رمانی با عنوان سفرهای فوق العاده (سفرهای فوق العاده یا سفرهای فوق العاده) را تشکیل می دهند. هتزل بیان کرد که هدف ورن این است که "تمام دانش جغرافیایی، زمین شناسی، فیزیکی و نجومی جمع آوری شده توسط علم مدرن را ترسیم کند و تاریخ جهان را در قالبی سرگرم کننده و زیبا که متعلق به خودش است بازگو کند." بعداً در زندگیاش، ورن تأیید کرد که این دستور به موضوع اصلی آثار ادبی او تبدیل شده است: "هدف من این بوده است که زمین را به تصویر بکشم، نه تنها زمین، بلکه جهان را... و در عین حال سعی کردهام ایدهآل بسیار بالایی از زیبایی سبک را محقق کنم. گفته میشود که در یک رمان ماجرایی، هیچ سبکی نمیتواند وجود داشته باشد، اما حقیقت دارد." با این وجود، او به جاه طلبی عظیم این پروژه اذعان کرد و خاطرنشان کرد: "بله! اما زمین بسیار بزرگ است و زندگی بسیار کوتاه است! برای اینکه یک کار تکمیل شده را پشت سر بگذاریم، باید حداقل 100 سال عمر کنیم."
در طول سالهای اولیه همکاری، هتزل به طور قابل توجهی بر بسیاری از رمانهای ورن تأثیر گذاشت، زیرا ورن، مشتاق به دست آوردن ناشر، تا حد زیادی تغییرات پیشنهادی هتزل را پذیرفت. به عنوان مثال، هتزل نقطه اوج اولیه کاپیتان هاتراس را که مرگ قهرمان داستان را نشان می داد، رد کرد و ورن را بر آن داشت تا پایانی جایگزین بسازد که در آن هاتراس زنده بماند. علاوه بر این، هتزل کار بعدی ورن، پاریس در قرن بیستم را رد کرد و تصویر تیره و تار آن از آینده و نقد پیشرفت تکنولوژی را برای یک نشریه خانوادگی نامناسب دانست. این دست نوشته که تصور می شد برای مدتی پس از مرگ ورن گم شده بود، سرانجام در سال 1994 منتشر شد.
تحول قابل توجهی بین ناشر و نویسنده در حوالی سال 1869، زمانی که ورن و هتزل در مورد نسخه خطی بیست هزار لیگ زیر دریاها به توافق نرسیدند. ایده اولیه ورن برای کاپیتان نمو او را به عنوان یک دانشمند لهستانی به تصویر میکشد که به دنبال تلافی علیه روسهایی بود که مسئول مرگ خانوادهاش در جریان قیام ژانویه بودند. هتزل، با این حال، با هدف حفظ بازار سودآور روسیه برای آثار ورن، اصرار داشت که نمو به عنوان یک دشمن تجارت برده به تصویر کشیده شود و بدین ترتیب او را به عنوان شخصیتی بی چون و چرا قهرمان معرفی کرد. پس از مخالفت شدید با این تغییر، ورن در نهایت مصالحه ای ابداع کرد و پیشینه نمو را معمایی کرد. متعاقب این مشاجره، تعاملات ورن با هتزل به طور مشخص محتاطانه تر شد. او پیشنهادات را در نظر گرفت اما اغلب آنها را به طور کامل رد کرد.
متعاقباً، ورن با انتشار حداقل دو جلد در سال، تولید پرباری داشت. از جمله آثار تحسین شده او می توان به Voyage au center de la Terre (سفر به مرکز زمین، 1864) اشاره کرد. De la Terre à la Lune (از زمین تا ماه، 1865); Vingt mille lieues sous les mers (بیست هزار لیگ زیر دریاها، 1869); و Le tour du monde en quatre-vingts jours (دور دنیا در هشتاد روز)، که در ابتدا به صورت سریالی در Le Temps در سال 1872 منتشر شد. در حالی که محصول ادبی او امرار معاش بود، اکثر موفقیت مالی ورن ناشی از اقتباسهای دوگانههای تئاتری بود. jours (1874) و Michel Strogoff (1876)، که با همکاری آدولف d'Ennery نوشته شده است.
در سال 1867، ورن یک کشتی کوچک به نام سنت میشل به دست آورد، متعاقباً با افزایش رفاه مالی به سنت میشل II و سپس سنت میشل III ارتقا یافت. او در سنت میشل سوم سفرهایی را در سراسر اروپا آغاز کرد. پس از رمان اولیهاش، اکثر روایتهای او برای اولین بار در مجله d'Éducation et de Recréation، یک نشریه دو هفتهای توسط هتزل، پیش از انتشار بهعنوان کتاب به صورت سریالی منتشر شد. در سال 1874، برادرش پل در چهلمین صعود فرانسوی از مون بلان و مجموعه ای از داستان های کوتاه با عنوان دکتر آکس مشارکت داشت. در نتیجه، ورن هم به ثروت دست یافت و هم به شهرت گسترده ای رسید.
همزمان، میشل ورن با وجود مخالفت پدرش با یک بازیگر زن ازدواج کرد، از یک معشوقه زیر سن قانونی دو فرزند داشت و بدهیهای قابل توجهی انباشته شد. با بلوغ میشل، روابط بین پدر و پسر به تدریج بهبود یافت.
سالهای بعد
ورن اگرچه کاتولیک بزرگ شده بود، تمایلی به دئیسم پیدا کرد. برخی از محققان معتقدند که رمانهای او مظهر فلسفه دئیستی است که اغلب ایدههایی از خدا یا مشیت الهی را در بر میگیرد در حالی که به ندرت به مسیح اشاره میکند.
در ۹ مارس ۱۸۸۶، پس از بازگشت ورن به خانه، برادرزاده بیست و شش سالهاش، گاستون، دو گلوله از تپانچه به سوی او شلیک کرد. شلیک اولیه از دست رفت، اما گلوله بعدی به پای چپ ورن اصابت کرد و منجر به لنگی دائمی غیرقابل درمان شد. این رویداد در رسانه ها گزارش نشد و گاستون متعاقباً سال های باقی مانده خود را در یک آسایشگاه روانی گذراند.
پس از مرگ مادرش و هتزل (که در سال 1886 درگذشت)، ژول ورن شروع به انتشار آثاری با ماهیت غم انگیز کرد. در سال 1888، او وارد عرصه سیاسی شد و به عنوان عضو شورای شهر آمیان انتخاب شد، سمتی که در آن از پیشرفت های مدنی متعدد در طول دوره پانزده ساله خود دفاع کرد.
ورن در 9 آوریل 1870 به عنوان شوالیه لژیون افتخار فرانسه معرفی شد و بعداً در 19 ژوئیه 1892 به درجه افسری در لژیون افتخار رسید.
مرگ و انتشارات پس از مرگ
ژول ورن در 24 مارس 1905 در اقامتگاه خود در آمیان، واقع در بلوار 44 بلوار لونگویل (بلوار ژول ورن فعلی) درگذشت. مرگ او به دیابت مزمن و عوارض ناشی از سکته مغزی که سمت راست او را فلج کرده بود نسبت دادند. پس از مرگ پدرش، میشل ورن بر انتشار رمانهای هجوم به دریا و فانوس دریایی در انتهای جهان نظارت داشت. مجموعه سفرهای فوق العاده برنامه انتشار دو جلدی خود در سال را برای چندین سال پس از درگذشت ورن حفظ کرد. اکتشافات بعدی نشان داد که میشل ورن این روایات را به میزان قابل توجهی تغییر داده است. در نتیجه، انجمن ژول ورن (Société Jules Verne) نسخه های اصلی را در اواخر قرن بیستم منتشر کرد. در سال 1919، میشل ورن ماموریت بارساک (به فرانسوی: L'Étonnante Aventure de la Mission Barsac) را منتشر کرد، اثری که پیشنویسهای اولیه آن شامل اشاراتی به اسپرانتو، زبانی که برای پدرش بسیار مورد علاقه بود، بود. نوه ورن در سال 1989 رمان جدش را که قبلاً منتشر نشده بود، پاریس در قرن بیستم کشف کرد که منجر به انتشار آن در سال 1994 شد.
کار می کند
مهمترین بخش آثار ادبی ورن شامل مجموعه سفرهای فوقالعاده است. این مجموعه شامل تمام رمان های او، به استثنای دو نسخه خطی رد شده، پاریس در قرن بیستم (منتشر شده پس از مرگ در سال 1994) و بازگشت به بریتانیا (منتشر شده پس از مرگ در سال 1989)، و همچنین اقتباس از پروژه های مختلف در زمان مرگ وی است. توسط پسرش میشل برای انتشار بازنویسی شده است. علاوه بر این، ورن نمایشنامهها، شعرها، اشعار ترانهها، اُپرتا لیبرتی و داستانهای کوتاه، در کنار مجموعهای متنوع از مقالات و دیگر آثار غیرداستانی را تألیف کرد.
پذیرایی ادبی
ورن پس از اولین کار خود تحت رهبری هتزل، تحسین مشتاقانهای را در فرانسه از سوی نویسندگان و دانشمندان به دست آورد، با تحسینکنندگان اولیه از جمله جورج ساند و تئوفیل گوتیه. چهرههای برجسته معاصر، از جغرافیدان ویوین دو سنت مارتین تا منتقد ژول کلارتی، برای ورن و مشارکتهای ادبی او در ارزیابیهای انتقادی و گزارشهای زندگینامهای خود ستایش کردند.
با این وجود، محبوبیت فزاینده ورن در میان عموم کتابخوانها و تماشاگران تئاتر، که به طور قابل توجهی با اقتباس بسیار موفق صحنهای از دور دنیا در هشتاد روز تقویت شد، موجب دگرگونی تدریجی در جایگاه ادبی او شد. با موفقیت تجاری پایدار رمان ها و تولیدات تئاتری او، بسیاری از منتقدان معاصر شروع کردند به درک ورن به عنوان یک داستان نویس ژانر محبوب، نه نویسنده ای جدی که شایسته بررسی علمی باشد.
این محرومیت از شناخت رسمی ادبی به روشهای مختلفی نمایان شد، از جمله نقدهای نادیدهانگیز نویسندگانی مانند امیل زولا و عدم نامزدی ورن برای آکادمی فرانسه. خود ورن نیز به این موضوع اذعان داشت و در مصاحبهای بعداً اظهار داشت: «حسرت بزرگ زندگی من این است که هرگز در ادبیات فرانسه جایی نداشتهام». برای ورن که خود را «مردی با ادب و هنرمندی میدانست که در تعقیب آرمان زندگی میکند»، این طرد انتقادی که ریشه در ایدئولوژی ادبی دارد، نمایانگر توهین نهایی بود.
تقسیم بندی ورن به عنوان یک نویسنده ژانر محبوب و در عین حال یک شخص غیر ارادت انتقادی پس از مرگ نیز ادامه یافت. زندگینامههای اولیه، از جمله یکی از خواهرزادهاش، مارگریت آلوت د لا فوئه، بهجای تحلیل روشهای کاری واقعی یا مشارکتهای ادبی او، تمایل داشتند که یک تصویر نگارشی زیبا و اغلب نادرست از ورن بهعنوان یک شخصیت محبوب ارائه کنند. همزمان، فروش رمانهای اصلی و خلاصه نشده ورن، حتی در فرانسه، به طور قابل توجهی کاهش یافت، زیرا نسخههای خلاصه شده که به طور خاص کودکان را هدف قرار میدادند رایج شد.
با این وجود، دهههای پس از مرگ ورن شاهد ظهور «فرقه ژول ورن» در فرانسه بود، مجموعهای از محققان و نویسندگان نوظهور که آثار ورن را بهعنوان ادبیات جدی در نظر میگرفتند و به آسانی تأثیر او را بر خلاقیتهای خود تصدیق میکردند. بخشی از این گروه، Société Jules Verne را تأسیس کردند، که به اولین انجمن آکادمیک اختصاص داده شده به محققان ورن تبدیل شد. تعداد زیادی از اعضای دیگر به عنوان چهرههای ادبی آوانگارد و سوررئالیست شناخته شدند. ستایش ها و تحلیل های علمی آنها که اصالت سبک و مضامین ادبی ماندگار ورن را برجسته می کرد، به طور قابل توجهی بر مطالعات ادبی بعدی تأثیر گذاشت.
در طول دهههای 1960 و 1970، شهرت ورن در فرانسه احیا شد، که عمدتاً به دورهای مداوم از مطالعات ادبی دقیق توسط دانشگاهیان و نویسندگان برجسته فرانسوی نسبت داده میشود. مقاله مهم رولان بارت، Nautilus et Bateau Ivre (ناتیلوس و قایق مست)، از طریق تفسیر آن از سفرهای خارق العاده به عنوان یک اثر صرفاً ادبی تأثیرگذار بود. همزمان، مطالعات جامع محققانی مانند مارسل موره و ژان شنو، مشارکتهای ورن را از دیدگاههای موضوعی مختلف بررسی کردند.
مجلات ادبی فرانسوی نسخههای کاملی را به آثار ورن اختصاص دادهاند که شامل مقالاتی از چهرههای برجسته ادبی از جمله میشل بوتور، ژرژ بورگو، مارسل بریون، پیر ورسینز، میشل فوکو، رنه بارژاول، مارسل لکومت، فرانسیس میشل و فرانسیس لاکاسن است. همزمان، آثار کامل منتشر شده ورن در نسخه های خلاصه نشده و مصور توسط Livre de Poche و Éditions Rencontre دوباره منتشر شد. این تجدید حیات در سال 1978، در سال 1000 ورن، با یک کنفرانس آکادمیک برگزار شد که در Centre Culturel international de Cerisy-la-Salle، و گنجاندن سفر به مرکز زمین در فهرست agrégégation سیستم دانشگاهی فرانسه درج شد. متعاقباً، ورن پیوسته در اروپا بهعنوان یک شخصیت مشروع در قانون ادبی فرانسه شناخته میشود، که مطالعات آکادمیک مداوم و انتشارات جدید نشان میدهد.
در کشورهای انگلیسی زبان، جایگاه انتقادی ورن با سرعت قابل توجهی کندتر تکامل یافته است. در طول قرن بیستم، بسیاری از دانشگاهیان انگلیسی زبان عمدتاً ورن را نادیده گرفتند و او را بهعنوان نویسنده ژانر کودکان و مدافع سادهاندیشی علم و فناوری، علیرغم شواهد قابلتوجهی که هر دو شخصیتپردازی را رد میکرد، طبقهبندی کردند. در نتیجه، او اغلب بیشتر بهعنوان یک بینشگر تکنولوژیک یا شخصیتی مقایسهای با نویسندگان انگلیسی مانند ادگار آلن پو و اچ. جی ولز، بهجای موضوعی برای تحلیلهای ادبی جدی در نظر گرفته میشد. این برداشت محدود از ورن به طور غیرقابل انکاری توسط ترجمه های انگلیسی نامرغوب و اقتباس های فیلم های هالیوودی بسیار لیبرال شکل گرفته است، که به عنوان مقدمه اصلی برای اکثر خوانندگان آمریکایی و بریتانیایی بود. با این وجود، از اواسط دهه 1980، مجموعه قابل توجهی از بورسیه های دقیق انگلیسی زبان و ترجمه های جدید پدیدار شد، که نشان دهنده ارزیابی مجدد بالقوه شهرت ورن در دنیای انگلیسی زبان است.
ترجمه های انگلیسی
ترجمه انگلیسی آثار ورن در سال 1852 با انتشار داستان کوتاه او سفر در بالن (1851) در مجله آمریکایی Sartain's Union Magazine of Literature and Art با ترجمه آن تی ویلبر آغاز شد. ترجمه رمان های او در سال 1869 با بازخوانی ویلیام لاکلند از پنج هفته در بالن (که در ابتدا در سال 1863 منتشر شد) آغاز شد. این روند در طول زندگی ورن به طور مداوم ادامه یافت، زیرا ناشران و مترجمان بارها انتشار سودآورترین عناوین او را به انگلیسی تسریع کردند. برخلاف هتزل، که استراتژیهای انتشار خود را برای سفرهای فوقالعاده هدف قرار داد تا خوانندگان گستردهای در تمام گروههای سنی داشته باشد، ناشران بریتانیایی و آمریکایی Verne ترجیح دادند کتابهای او را تقریباً منحصراً برای مخاطبان جوانتر عرضه کنند. این تصمیم تجاری به طور قابل توجهی بر شهرت ورن در کشورهای انگلیسی زبان تأثیر گذاشت و این تصور را تقویت کرد که او صرفاً یک نویسنده کودکان است.این ترجمههای اولیه انگلیسی به دلیل حذفهای متنی، نادرستها و اصلاحات با انتقادات گستردهای مواجه شدهاند و به عنوان بازخوانی وفادارانه رمانهای اصلی ورن تلقی نمیشوند. در مقاله ای که در گاردین منتشر شد، آدام رابرتز، نویسنده بریتانیایی مشاهده کرد:
من همیشه از خواندن ژول ورن لذت می بردم و بیشتر رمان های او را خوانده بودم. با این حال، اخیراً بود که واقعاً فهمیدم اصلاً ژول ورن را نخواندهام... این معضل عجیبی را برای یک نویسنده مشهور جهانی نشان میدهد. در واقع، من نمی توانم نویسنده بزرگ دیگری را به یاد بیاورم که به اندازه کافی ترجمه شده باشد.
به همین ترتیب، مایکل کرایتون، رماننویس آمریکایی اظهار داشت:
نثر ورن مختصر و پویا به شیوه ای کاملاً معاصر است... [اما] ورن به طور قابل توجهی مورد بی مهری مترجمان انگلیسی اش قرار گرفته است. در بهترین حالت، نثری ناهنجار، از هم گسیخته و از لحاظ لحنی بی احساس به ما ارائه کرده اند. در بدترین حالت - نمونهای از "ترجمه" بدنام 1872 [از سفر به مرکز زمین] منتشر شده توسط Griffith & فاران – آنها متن را با بی دقتی تغییر داده اند، نام های جدیدی را به شخصیت های ورن اختصاص داده اند و کل صفحات ساخته شده توسط خود را درج کرده اند و بدین ترتیب معنی و لحن اصلی کار ورن را به طور موثری از بین برده اند.
از سال 1965، تعداد قابل توجهی از ترجمه های انگلیسی دقیق تر از آثار ورن پدیدار شد. با این وجود، ترجمههای ناقص قبلی به دلیل وضعیت مالکیت عمومی و در موارد متعدد، حضور آسان آنها در قالبهای دیجیتال، همچنان در انتشار مجدد باقی میمانند.
ارتباط با داستان های علمی تخیلی
ارتباط بین سفرهای فوق العاده ژول ورن و ژانر ادبی علمی تخیلی پیچیده است. ورن، در کنار اچ جی ولز، اغلب بهعنوان یک شخصیت بنیادی در این ژانر شناخته میشود و تأثیر اساسی او در تکامل آن غیرقابل انکار است. با این وجود، بسیاری از نویسندگان قبلی، از جمله لوسیان ساموساتا، ولتر، و مری شلی نیز به عنوان مبتکران داستان های علمی تخیلی شناخته شده اند، ابهامی که از تعریف نادقیق و توسعه تاریخی این ژانر ناشی می شود.
یک نقطه اصلی اختلاف در این بحث این است که آیا مشارکت های ادبی ورن باید اصلاً به عنوان داستان های علمی تخیلی طبقه بندی شوند. موریس رنار اظهار داشت که ورن «هیچوقت یک جمله علمی شگفتانگیز ننوشت». خود ورن پیوسته در مصاحبههایش تاکید میکرد که رمانهایش علمی نبوده و میگفت: «من هیچ چیز اختراع نکردهام». در عوض، هدف او این بود که «زمین را [و] در عین حال تحقق بخشیدن به ایدهآل بسیار بالایی از زیبایی سبک»، همانطور که با مثالی که ارائه کرد نشان میدهد:
من پنج هفته در بالون نوشتم، نه به عنوان روایتی متمرکز بر بادکنک، بلکه به عنوان داستانی درباره آفریقا. علاقه همیشگی من به جغرافیا، تاریخ و سفر بود و هدفم ارائه تصویری عاشقانه از آفریقا بود. در آن زمان، تنها روش قابل اجرا برای شخصیتهای من برای عبور از آفریقا، بالن بود، که گنجاندن آن را توضیح میدهد. می توانم بگویم که چه در زمان نوشتن رمان و چه در حال حاضر، هیچ اعتقادی به امکان پذیر بودن بالن ها نداشتم...
یک ادعای مکرر مرتبط با جایگاه علمی تخیلی ورن این است که او به عنوان یک «پیامبر» پیشرفت علمی عمل میکرد، با بسیاری از رمانهایش که عناصر تکنولوژیکی در دوره او فوقالعاده به حساب میآمدند، اما بعداً رایج شدند. این ادعاها، به ویژه در آمریکا، سابقه طولانی دارند. با این حال، اجماع آکادمیک معاصر عمدتاً چنین ادعاهای پیشگویی را به طور قابل توجهی اغراق شده می بیند. تئودور ال. توماس در مقالهای در سال 1961 در نقد صحت علمی صحت علمی بیست هزار لیگ زیر دریاها' اظهار داشت که قدرت روایی ورن و خاطرات ناقص خوانندگان از خواندنهای دوران کودکی باعث میشود که افراد به این نتیجه برسند که هیچ چیز معتبری از آن وجود ندارد. به نظر می رسد که با گذشت سالها، پیش بینی ها افزایش می یابد." ورن، مشابه موضع خود در مورد داستان های علمی تخیلی، صریحاً مفهوم یک پیامبر آینده نگر بودن را رد کرد، و هرگونه همبستگی درک شده بین پیشرفت های علمی و کارش را به «تصادفی محض» نسبت داد و دقت علمی غیرقابل انکاری خود را مدیون تحقیقات کامل خود دانست: «حتی قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم، من همیشه هر کتاب، روزنامه یا گزارش علمی متعددی را از آن یادداشت می کردم».
میراث
رمانهای ژول ورن تأثیر گستردهای در حوزههای ادبی و علمی داشتهاند. از جمله نویسندگانی که به تأثیر ورن اذعان کردهاند میتوان به مارسل آیمه، رولان بارت، رنه بارژاول، میشل بوتور، بلز سندرار، پل کلودل، ژان کوکتو، خولیو کورتازار، فرانسوا موریاک، ریک ریوردان، ریموند روسل، کلودپتوآنری، و سارتر به طور مشابه، دانشمندان و کاشفانی که ورن را به عنوان الهامبخش میشناختند عبارتند از: ریچارد ای. برد، یوری گاگارین، سیمون لیک، هوبرت لیوتی، گوگلیلمو مارکونی، فریتیوف نانسن، کنستانتین تسیولکوفسکی، ورنر فون براون، و جک پارسونز. علاوه بر این، ورن به دلیل مشارکت در الهام بخش ژانر استیمپانک، یک جنبش ادبی و اجتماعی که داستان های علمی تخیلی را که ریشه در فناوری قرن نوزدهم دارد، رمانتیک می کند، شناخته شده است.
ری بردبری تأثیر ورن را هم بر ادبیات و هم بر جامعه علمی با بیان این جمله که "همه ما به هر نحوی فرزندان ژول ورن هستیم."
نسخه برتر خودروهای تولید شده توسط سازنده خودروهای لوکس فرانسوی DS، نسخه ژول ورن نامگذاری شده است، که ادای احترام به جایگاه وی به عنوان یک جزء ضروری از میراث فرهنگی و تاریخ فرانسه است.
یادداشت ها
پانوشت ها
مراجع
منابع عمومی
- مجموعه جامع ژول ورن Zvi Har'El که در اوایل دهه 2000 تأسیس شد.
- منبع گردآوری اختصاصی ژول ورن که منابع، تصاویر و مطالب زودگذر مختلفی را ارائه میدهد.
- انجمن ژول ورن آمریکای شمالی.
- نقشه های جغرافیایی برگرفته از آثار ادبی ورن.
- "بیوگرافی ژول ورن". تالار مشاهیر علمی تخیلی و فانتزی.
- نمایه ژول ورن در IMDb.
نسخه های آنلاین
- آثار ژول ورن بهعنوان کتاب الکترونیکی از طریق کتابهای الکترونیکی استاندارد در دسترس هستند.
- مشارکتهای ادبی ژول ورن از طریق پروژه گوتنبرگ قابل دسترسی است.
- مواد ژول ورن یا مربوط به آن در آرشیو اینترنت نگهداری می شود.
- آثار ژول ورن به عنوان کتاب صوتی با مالکیت عمومی در LibriVox موجود است.
- نشریات ژول ورن قابل دسترسی از طریق صفحه محو شده (کانادا).
- آثار کامل ژول ورن، همراه با همخوانی ها و فهرست های فرکانس.