شاعر صوفی ایرانی، سعدی شیرازی (1291-1210)، به دلیل مشارکتهای عمیق ادبیاش، که به واسطه شایستگی استثنایی و بینشهای عمیق اجتماعی و اخلاقی که منتقل میکنند، مورد تجلیل قرار میگیرد.
سعدی بهعنوان یک شاعر برجسته کلاسیک و برجستهی فارسی شناخته شده است. القاب هایی مانند «استاد سخن» یا «کلمه ساز» (استاد سخن ostâd-e soxan) و به سادگی "استاد" (<-lan title="Persian-languages"rtian. lang="fa">استاد ostâd). تأثیر او به سنتهای غربی گسترش مییابد، جایی که آثار او اغلب مورد استناد قرار میگیرند. قابل توجه، اثر مهم او، بوستان، در فهرست 100 کتاب برتر تمام دوران توسط گاردین قرار گرفت.
زمینه بیوگرافی و نامگذاری
متولد میراث ایرانی، ابومحمد مشرفالدین مصلح بن عبدالله بن مشرف تاریخ دقیق تولد هنوز تأیید نشده است، اگرچه اجماع دانشمندان آن را در حدود سالهای 1209 یا 1210 میداند. منشأ او به شیراز، مرکز استانی معاصر فارس، بازمیگردد. از سال 1148 به بعد، شیراز توسط سلغوریان، سلسله ای ایرانی با ریشه ترکمنی اداره می شد.
ابهامات قابل توجهی در مورد جزئیات زندگی نامه سعدی وجود دارد. در حالی که آثار ادبی او، بهویژه بوستان و گلستان، گزارشهای ظاهراً زندگینامهای متعددی را در خود جای دادهاند، بخش قابلتوجهی از این گزارشها فاقد تأیید تاریخی هستند و فرض بر این است که برای تأثیر بلاغی یا داستانی یا در اول شخص ارائه شدهاند. بعلاوه، حتی نخستین ارجاعات ادبی خارجی به سعدی نیز اختلافات انتقادی را نشان می دهد. نام واقعی او نیز موضوع بحث های علمی است. در منابع مختلف، نام کامل او -شامل نام معین، افتخاری (لقب)، agnomen (kunya)، و نام اختصاری او - با تنوع املایی قابل ملاحظه ای ارائه شده است.
قدیمی ترین منبع موجود که نام کامل سعدی را ثبت کرده، ابن الواس است (32) تلخیس المجمع الاداب فی معجم القاب، ترجمه شده به عنوان "خلاصه گردهمایی تهذیب در مورد فرهنگ مفاخر". ابن الفوطی در نامه ای در سال 1262 نمونه هایی از شعر عربی سعدی را درخواست کرد و او را با نام کامل «مصلح الدین ابومحمد عبدالله بن مشریف» معرفی کرد. این برداشت خاص از نام کامل او توسط محقق ایرانی سعید نفیسی تایید شده است. برعکس، اکثر دانشگاهیان دیگر، نامگذاری ارائه شده در نسخه های خطی اولیه آثار خود سعدی را در اولویت قرار می دهند. به عنوان مثال، ایران شناس بریتانیایی ادوارد گرانویل براون، با اشاره به متنی در سال 1328، نام کامل سعدی را «مشریف الدین بن مصلح الدین عبدالله» قرار داده است. اجماع دانشمندان غربی بعدی، از جمله آرتور جان آربری، یان ریپکا، و آر. دیویس، «عبدالله» را در نام خانوادگی سعدی گنجانده است که در نتیجه به شکل «ابو عبدالله مشریف الدین مصلح» شکل میگیرد. نام، و نام کامل خود را «ابومحمد مشریف الدین مصلح بن عبدالله بن مشریف» معرفی می کند. این تصمیم بر اساس دیباچه یکی از نخستین تالیفات موجود از مجموعه آثار سعدی است که در سال 1326 توسط معاصر وی، علی بن احمد بن ابوبکر بیستون گردآوری شده است. شاعر ایرانی جامی (متوفی 1492) در اثر خود، نفحات الاُنس، برداشتی تقریباً یکسان از نام ارائه می دهد. این قرارداد نامگذاری خاص از ایران شناس پل ای. لوسنسکی نیز تأیید شده است.
نام مستعار «سعدی» به صراحت تثبیت شده است، به طور مکرر در سراسر آثار او دیده می شود و به عنوان امضای او در تمام غزلیات (اشعار یا قصیده های آماتور) او عمل می کند. با این وجود، ریشه شناسی آن همچنان موضوع حدس و گمان است. با توجه به این که دو فرمانروای سلغوریان، هر دو به نام «سعد» در اکثریت عمر سعدی سلطنت کردند، این احتمال وجود دارد که نام مستعار او نشان دهنده وفاداری به این دودمان باشد. محقق ایرانی، عبدالحسین زرین کوب، در ادامه معتقد است که «سعد» یا «بنو سعد» نیز خود این سلسله را تعیین کرده است، و پیشنهاد می کند که نام سعدی به عنوان تأیید وفاداری او بوده است.
بیوگرافی
آموزش و سفر
تحصیلات اولیه سعدی ظاهراً توسط پدرش ارائه شده است، که او نیز به او نسبت به آغشته کردن ارزشهای پایدار مدارا نسبت داده شده است. مرگ پدرش در دوران نوجوانی سعدی او را یتیم کرد. در حدود 24/1223 مصادف با تودیع مختصر سعد اول توسط غیاث الدین پیرشاه، سعدی نوجوان برای ادامه تحصیل عازم بغداد شد.
بدیعالزمان فروزانفر، محقق ایرانی، شباهت های قابل توجهی را بین عقاید سعدی و استاد صوفی شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی شناسایی کرد که دلالت بر ارتباط بالقوه بین آنها دارد. سعدی پس از اتمام تحصیلات خود سفرهای گسترده ای را در سراسر جهان اسلام آغاز کرد. گزارش های تاریخی نشان می دهد که او یک کشیش معبد را در هند کشت و متعاقباً توسط صلیبیون در سوریه دستگیر شد. با این حال، لوسنسکی خاطرنشان میکند که «علیرغم تلاشهای محققانی مانند H. Massé و J. A. Boyle، تلاش برای بازآفرینی یک برنامه سفر دقیق از سفرهای او از روی آثارش نادرست است». تحلیل بیشتر ایران شناس هما کاتوزیان به این نتیجه رسید که اگرچه سعدی احتمالاً از عراق، سوریه، فلسطین و شبه جزیره عربستان دیدن کرده است، حضور او در مناطق شرقی مانند خراسان، هند یا کاشغر بعید است.
تأسیس مجدد سعدی در شیراز
پس از حدود سه دهه سفر، سعدی در سال 1257 مجدداً در شیراز مستقر شد و در آن زمان ظاهراً به عنوان شاعر شهرت و احترام قابل توجهی به دست آورده بود. این شهرت محترم احتمالاً از انتشار گسترده غزلیات او ناشی شده است. او اشتیاق به برقراری مجدد روابط با سلغوریان را نشان داد، واقعیتی که با انتشار سریع و تقدیم آثار او، بوستان و گلستان بر آن تاکید شد. سعدی در قصیده ای مختصر، بازگشت خود به شیراز را به عصر صلح و رفاه که توسط حاکم سلغوری، ابوبکر بن سعد (r. 1226-1260 آغاز شد، نسبت می دهد. با این وجود، طول عمر پادشاهی سلغوریان پس از بازگشت سعدی کوتاه بود. در سال 1256/57، ابوبکر رسماً امپراتوری مغول را به عنوان فرمانروای خود به رسمیت شناخت. پس از مرگ ابوبکر در سال 1260، پسر بزرگش، سعد دوم، تنها 12 روز بعد کشته شد. سعدی در مرثیه های متعددی یاد وفات آنان را گرامی داشت. پس از آن، پسر 12 ساله سعد دوم، محمد اول بن سعد، به نایبنشینی مادرش، ترخان خاتون، حکومت کرد. آثار شعری سعدی شامل تقدیر از هر دو شخصیت است.
سلغوریان تحت فشار فزاینده امپراتوری مغول به سرعت از هم پاشیدند. پس از رحلت محمد اول، دو برادرزاده ابوبکر متوالی به عنوان فرمانروای سلغوریان بر تخت نشستند. سعدی در سال 1263 در طول سلطنت کوتاه پنج ماهه خود، سه شعر را به دومین شعر، سلجوق شاه بن سلغور، تقدیم کرد. شورش شدید و مشروب الکلی سلجوق شاه بن سلغور، منجر به اعدام او توسط مغولان شد، و سپس آنها رسماً قدرت را به ابیش خاتون، کوچکترین دختر سعادت دوم، منتقل کردند. با این وجود، شیراز از طریق ازدواج اجباری ابیش خاتون با مونگکه تمور، پسر هولاکو خان (r. 1256–1265)، حاکم ایلخانان مغول، عملاً در سلطه مغولان ادغام شد. به احتمال زیاد یکی از اشعار سعدی به ابیش خاتون تقدیم شده است.
ظاهراً سعدی برتری امپراتوری مغول را تایید نکرده است. او دو قصیده (قصیده)، یکی به عربی و دیگری به فارسی، تألیف کرد که در آن از انحلال خلافت عباسی و مرگ خلیفه نهایی، المستعصم (r. 1242-1258 در بغوله 1285/1285) اظهار تاسف کرد. سعدی با مخالفت ظاهری، شعری نیز در یادبود انتقال قدرت از سلغوریان به مغولان سروده است. علاوه بر این، آثار گردآوری شده او شامل چندین شعر با تقدیم مشابه به فرمانروایان مغول و مدیران پارسی آنها است.
امیر آنکیانو، شخصیت برجسته، از سال 1268 تا 1272 والی شیراز بود. سعدی چهار قصیده و رساله منثور در تربیت یاکی از ملوک را به وی تقدیم کرد. لوسنسکی خاطرنشان میکند که این ترکیببندیها، کلیشههای متعارف نیستند، بلکه توصیهها و هشدارهایی را در مورد رفتار مناسب فرمانداری ارائه میدهند. در مقابل، اشعار سعدی خطاب به شمس الدین حسین الکانی، رئیس باسابقه صدارت شیراز، لحنی کمتر پند آمیز از خود نشان می دهد. شمس الدین جوینی، وزیر مالیه ایلخانان، الکانی را به این سمت منصوب کرد. برجسته ترین غزلهای سعدی شمس الدین جواینی را در کنار برادرش عطامالک جوینی، نویسنده تاریخ جهانگشای گرامی می دارد. دو رساله که غالباً در آثار گردآوری شده سعدی گنجانده شده است (البته توسط او نوشته نشده است) برخورد او با برادران جوینی و حاکم ایلخانی ابقا (r. 1265–1282) در تبریز را مستند می کند که در جریان بازگشتش به میاپیل اتفاق افتاد. علاوه بر این، برخی از نوشتههای پیشین سعدی شامل صاحبیه است، مجموعهای از قطع (شعر تکهمآهنگ) که به شمسالدین جوینی تقدیم شده است.
محل مرگ و مرگ
به نظر میرسد آخرین اثر شعری قابل داده سعدی یک قصیده مختصر باشد که به مجدالدین رومی، یک افسر اداری در شیراز در زمان ارغون حاکم ایلخانی ارغون (r. 1284–1291-12911291/1291 تقدیم شده است. چند سال پس از این تصنیف در شیراز. گزارش های تاریخی اولیه طیفی از تاریخ های مرگ را بین سال های 1291 تا 1299 ارائه می دهد. نفیسی پس از بررسی دقیق شواهد موجود، مرگ سعدی را در 9 دسامبر 1292 تشخیص داد. در مقابل، صفا با ارجاع به تاریخ گزیدا (روایتی قابل اعتماد در حمدالله المسلمین 30) استناد کرد. گزارش بازمانده) همراه با سایر منابع قرن چهاردهم، مرگ زودتر را، به ویژه بین 25 نوامبر و 22 دسامبر 1291، نشان می دهد. این تاریخ اولیه توضیح قابل قبولی را برای اختلافات در تواریخ مربوط به مرگ سعدی ارائه می دهد، و نشان می دهد که سوابق یادبود ممکن است در سال بعد از مرگ سعدی یا پس از سال سنتی 4 به رسمیت شناخته شده باشند. با توجه به فوت وی در ماه پایانی سال. در نتیجه، لوسنسکی تاریخ مرگ سعدی را 1291 یا 1292 میداند.
در سال 1765، کارستن نیبور، نقشهبردار و کاشف آلمانی، «بعداً کریم خان زند، حاکم زندیه» خود را مستند کرد (r. 1751–1779) مرمت های گسترده ای را انجام داد که شامل نصب یک نرده آهنی در اطراف سنگ قبر و ساختن یک بنای آجری و گچی بر روی محل دفن می شد.
مشارکت های ادبی
بوستان و گلستان
مشهورترین دستاوردهای ادبی سعدی عبارتند از بوستان (باغستان)، که در سال 1257 نهایی شد، و گلستان (باغ گل سرخ)، که در سال 1258 تکمیل شد. سخاوت، تواضع و قناعت در کنار تأمل در رفتار و آداب وجدآمیز دراویش. در مقابل، گلستان عمدتاً یک اثر منثور است که مجموعهای از داستانها و خاطرات شخصی را به نمایش میگذارد. این متن با اشعار کوتاه متعددی غنی شده است که قصارها، راهنماییها و مشاهدات شوخآمیزی را ارائه میدهد و بر بینش عمیق سعدی نسبت به پوچیهای ذاتی وجود انسان تأکید میکند. یک موضوع تکراری، بیثباتی افراد متکی به منشهای هوسبازانه پادشاهان را در مقابل آزادی بیمحدودیت دراویش قرار میدهد.
سعدی اهمیت مهارتهای حرفهای را بیان میکند و میگوید:
- ای عزیزان پدرانتان، تجارت را بیاموزید، زیرا بر اموال و ثروت های دنیا تکیه نمی شود. همچنین نقره و طلا محل خطر است، زیرا یا دزد ممکن است آنها را به یکباره بدزدد یا مالک به تدریج آنها را خرج کند. اما حرفه یک چشمه زنده و ثروت دائمی است. و اگرچه یک مرد حرفه ای ممکن است ثروت خود را از دست بدهد، اما مهم نیست، زیرا یک حرفه خود ثروت است و هر کجا که بروید از احترام برخوردار می شوید و در مکان های بلند می نشینید، در حالی که کسانی که تجارت ندارند، خرده نان می چینند و سختی ها را می بینند.
سعدی با سرودن قصیدههای متعددی که به بررسی وضعیت انسان میپردازد، هم بهعنوان شاعر و هم غزل سرا شناخته میشود. از این میان، مرثیه ای است که به یاد سقوط بغداد در پی حمله مغول در سال 1258 قابل توجه است. سروده های غزلیات او در غزلیات (غزلیات) و قصاید او در قصاید (قصیده) آمده است. علاوه بر این، او چندین اثر به زبان عربی تولید کرد.
در بوستان، سعدی روایت مردی را که تجربیات خود را در نبرد با مغول ها شرح می دهد، بازگو می کند:
در اصفهان روزی دوستی داشتم جنگ طلب، با روحیه و زیرک... پس از مدت ها دوباره با او برخورد کردم و گفتم: "ای ببر خوار! چه چیزی تو را به سان یک روباه پیر فرسوده کرده است؟" من شاهد مبارزه با نیزه های انبوه بودم فرصتی برای فرار، با درک اینکه فقط یک احمق با سرنوشت دست و پنجه نرم میکند، چگونه میتوانست کلاه ایمنی من را محافظت کند، وقتی که وسیلهای برای پیروزی وجود ندارد، هیچکس نمیتواند به زور دروازههای فتح را از طریق قدرت مطلق باز کند.»
سر جنگجویان دلاور و سم اسب هایشان با آهن پوشیده شده بود. ما اسبهای عرب خود را مانند ابر طوفانی به جلو هل دادیم و وقتی دو لشکر با هم درگیر شدند، انگار آسمان به زمین فرود آمد. طوفان مرگ در همه جا فوران کرد و تیرهایی مانند تگرگ بارید. هر سربازی که از نبرد بیرون میآمد، قیچی غرق در خون داشت. این به خاطر شمشیرهای کسل کننده نبود، بلکه به خاطر مجازات ستارگان بدخواه بود. ما غرق، تسلیم شدیم، شبیه ماهی، محافظت شده توسط فلس، در عین حال در دام یک قلاب طعمه شده. همانطور که فورچون دور شده بود، سپرهای ما در برابر تیرهای سرنوشت بیهوده بودند.
غزل
غزلیات سعدی مجموعه ای از اشعار سعدی است که در قالب غزل سروده شده است. چندین چاپ انتقادی از این اشعار توسط پژوهشگران متخصص زبان و ادبیات فارسی منتشر شده است. سعدی حدود 700 غزل را سروده است. سعدی در ساخت غزل های خود به طور مشخص از سبک های زبانی سنایی و انوری الهام گرفت. بسیاری از کارشناسان معتقدند که شکل غزل در آثار شعری سعدی و حافظ به اوج خود رسیده است.
عشق به عنوان مضمون غالب در اکثر غزل های سعدی عمل می کند. او در میان شاعرانی برجسته است که غزلیات عاشقانهشان در سراسر عشق تمرکزی تزلزل ناپذیر دارد. این ترکیبهای عاشقانه به دلیل سادگی، خلوص و ماهیت پایهدارشان تجلیل میشوند. بعلاوه، سعدی با دقت مترهای دایرهای - ریتمهای موسیقی مانند «فاعلاتون فائلاتون فاعلاتون فائلاتون» یا «مفتائلون مفتاحیلون مفتاحلون» را در ساختار غزلهای خود گنجاند.
غزلیات عرفانی و تعلیمی. فروغی در طی مراحل ویراستاری آثار گردآوری شده سعدی، غزلیات عرفانی و تعلیمی را تفکیک کرد و آنها را در فصلی مجزا با عنوان «نصیح» گردآوری کرد.
غزلیات سعدی در چهار مجلد مجزا تنظیم شده است: طیبت، بدائی، خواتیم و غزلیات قدیم. غزلیات قدیم توسط سعدی در دوران جوانی به نگارش درآمد که از ویژگی های آن شور و شوق فراوان بود. خواتیم با سالهای متاخر سعدی مرتبط است و موضوعاتی از زهد، عرفان و اخلاق را در بر می گیرد. بدائی و طیبت هر دو از دوران میانسالی او سرچشمه می گیرند و آمیزه ای از شور جوانی و تمایلات زاهدانه و عرفانی دوران پیری را به نمایش می گذارند. از منظر هنری، طیبت و بدائی بر دو بخش دیگر برتری دارند. نسخههای خاصی از آثار گردآوری شده سعدی دارای بخش جداگانهای برای غزلیات چندزبانه (تألیف به دو زبان فارسی و عربی) با عنوان «غزلیات چند زبانه» است. اما محمدعلی فروغی معتقد است که این دسته بندی اشتباه است، زیرا در نسخه های خطی قبلی وجود ندارد.
آثار به زبان عربی
اگرچه سعدی اثر مستقلی به زبان عربی تولید نکرد، اما اشعار متعددی به این زبان سروده است که شامل قصیدهها، قصیدهها و ابیات مختلف است. در سال 2011، مرکز سعدی شناسی مجموعه ای از آثار عربی او را با عنوان اشعار عربی سعدی منتشر کرد که شامل ترجمه های فارسی بود. در حالی که شرق شناس ادوارد براون اشعار عربی سعدی را کیفیت متوسطی ارزیابی می کرد، موسی انور پس از مقایسه آنها با آثار شاعران عرب زبان معاصر، به این نتیجه رسید که آنها از جایگاه قابل احترامی برخوردارند و از نظر محتوا و ساختار دارای ارزش قابل توجهی هستند. انور همچنین به وجود برخی نادرستی های دستوری در ترکیبات عربی سعدی اشاره کرد.
سایر آثار ادبی
سعدی چهار مجموعه غزل (اشعار عاشقانه) و چندین قصیده تک قافیه بلندتر به دو زبان فارسی و عربی تألیف کرد. آثار او همچنین شامل رباعیات، قطعات کوتاهتر شعری و برخی آثار فرعی در نثر و نظم است. او در کنار مولانا و حافظ به عنوان یکی از سه غزل سرای برجسته شعر فارسی شناخته می شود.
بنی آدم
سعدی به خاطر قصارهایش مشهور است، که مشهورترین آنها، بنی آدم، در گلستان آمده است. این قصیده به طرز ماهرانه ای از برچیدن همه شکاف ها در بین انسان ها حمایت می کند:
متن اصلی فارسی در زیر ارائه شده است: پیکرند ترجمه تحت اللفظی آیات قبل در زیر ارائه شده است: «بنی آدم اعضای یک بدن هستند، نسخهای که yekdīgar به معنی "یکدیگر" را دارد، بازخوانی رایج در ایران است. این نسخه در زمینههای برجستهای مانند نسخه معروف محمدعلی فروغی، روی فرش نصب شده در ساختمان سازمان ملل در نیویورک در سال 2005، بر روی سکه 500 ریالی ایران از سال 1387 هجری شمسی (مطابق با 2008) و بر عکس نسخههای 100-10000-1000. حبیب یغمایی محقق، این نیز تنها نسخه ای است که در قدیمی ترین نسخه های خطی که به 50 سال از تألیف گلستان می گذرد، یافت شده است. با این حال، برخی از نشریات تغییری را ارائه میدهند، banī ādam a'zā-ye yek peykar-and ("پسران آدم اعضای یک بدن هستند")، تفسیری که با حدیثی که بعداً ذکر شد مطابقت دارد و اکثر ترجمههای انگلیسی آن را پذیرفتهاند. ترجمه مجدد H. دستجردی: پسران آدم اندام بدن هستند، برای گفتن؛ ترجمه این آیه توسط علی سلامی ارائه شده است: انسانها در واقع اعضای یک بدن هستند؛ و توسط ریچارد جفری نیومن: همه مردان و زنان با یکدیگر هستند بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد در سخنرانی خود در تهران خاطرنشان کرد: در ورودی سازمان ملل فرشی باشکوه - به گمانم بزرگترین فرشی که سازمان ملل دارد - وجود دارد که دیوار سازمان ملل را زینت می دهد، هدیه ای از طرف مردم ایران.
همه انسانها اعضای یک چارچوب هستند، محمدعلی ظریف، وزیر امور خارجه اسبق ایران و نماینده سازمان ملل متحد، تصریح کرد که این فرش که در سال 2005 نصب شده است، در واقع در یک اتاق جلسه در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک به نمایش گذاشته شده است، نه در ورودی. گروه راک بریتانیایی Coldplay Bani Adam Bani Adam را در ترانههای Titles="Panguanage" pangulangePangusPangusPanguers<-pangus" خود گنجانده است. dir="rtl" lang="fa">بنی آدم
که در آفرینش ز یک گوهرند
نمانَد قرار
بانی آدم عذا-یه یکپیکار-و
که در خلقت خود از یک ذات هستند.
اگر یکی از اعضا آسیب ببیند،
سایر اعضا نیز احساس درد خواهند کرد.
اگر نسبت به بدبختی دیگران بی احساس هستید،
درست نیست که تو را انسان خطاب کنند."
زیرا آنها از یک خاک رس ایجاد شده اند.
اگر یک عضو از درد ناراحت شود،
دیگران دچار فشار شدید خواهند شد.
تو بی خیال رنج مردم،
لایق نام، "انسان" نیست.
زیرا، آنها از یک روح و بذر آفریده شده اند.
وقتی یک اندام دچار درد می شود،
سایر اندام ها عذاب را احساس خواهند کرد.
کسی که برای رنج بشری همدردی ندارد،
لایق این نیست که انسان خوانده شود.
اندام های یک بدن، هر یک از ما کشیده شده
از جوهر درخشان زندگی، مروارید کامل خدا؛
و هنگامی که این زندگی مشترک یکی از ما را زخمی می کند،
همه درد را طوری تقسیم می کنند که انگار از خود ماست.
تویی که درد دیگری را احساس نمی کنی،
شما حق انسان خوانده شدن را از دست می دهید.
از آنجایی که در ابتدا، از یک جوهر بیرون آمد.
وقتی زمان اندامی را با درد آزار می دهد
سایر اندام ها در حالت استراحت نمی توانند باقی بمانند.
اگر برای بدبختی دیگران احساس نمی کنی
انسان نامی برای تو نیست.
این اجرای خاص توسط بوین ما، وزیر امور زیربنایی بریتیش کلمبیا، کانادا، در پارلمان BC ارائه شده است.
انسان اعضای یک کل هستند
در خلقت، از یک ذات و روح
اگر یکی از اعضا دچار درد شود
سایر اعضا، ناآرام باقی خواهند ماند
اگر برای درد انسان احساس همدردی ندارید
نام انسانی که نمی توانید حفظ کنید.
میراث و سبک شاعرانه
سعدی تمایز روشنی را بین بعد معنوی و عملی یا دنیوی وجود مشخص کرد. برای مثال، در بوستان او، جنبه معنوی نوشته سعدی، جهان خاکی را به عنوان سکوی پرتابی برای فراتر رفتن از مرزهای زمینی به کار می گیرد. تصاویر درون بوستان با ویژگی های ظریف و آرامش بخش آن مشخص می شود. برعکس، در گلستان، سعدی عملگراتر، معنویت را با تجارب همسفران خود طنین انداز می کند. در اینجا تصویرسازی زنده است و به واسطه مهارت سعدی تأثیری ماندگار بر خواننده می گذارد. این تقسیمبندی مفهومی اعتبار واقعبینانهای نیز دارد: شیخی که در خانقاه خطبهها را ایراد میکند، در واقعیتی کاملاً متفاوت از تاجری که از شهرهای مختلف میگذرد، زندگی میکند. سهم منحصر به فرد سعدی در تجسم او از شیخ صوفی و تاجر دوره گرد نهفته است، همانطور که او بیان میکند «دو هسته بادام در یک پوسته» را نشان میدهد.
سبک نثر سعدی، که به عنوان «ساده اما غیرممکن تقلید» مشخص میشود، سیالیت طبیعی و بیدرستی را نشان میدهد. با این وجود، سادگی ظاهری آن توسط یک چارچوب معنایی پیچیده متشکل از مترادف، هم آوایی، و اکسی مورون است که توسط ریتم درونی و قافیه بیرونی بیشتر تقویت شده است.
از جمله آثار برجستهای که از سعدی تأثیر گرفته، «دیوان غربی» گوته است. آندره دو رایر در سال 1634 از طریق ترجمه نسبی Gulistan در فرانسه، سعدی را به جهان غرب معرفی کرد. متعاقباً، آدام اولئاریوس ترجمه آلمانی کاملی از بوستان و گلستان در سال 1654 ارائه کرد. هانری پائولوچی، 1380، ص 155-157):
شعر پانتهیستی، باید گفت، تحولی بالاتر و آزادتر در جهان اسلام، به ویژه در میان ایرانیان داشته است... شکوفایی کامل شعر فارسی در اوج دگرگونی کامل آن در گفتار و منش ملی، از طریق این شعر شاعری متأخر محمدی است. دنباله ای در حماسه های عاشقانه با لطافت و شیرینی فوق العاده داشت. اما چرخشی به سوی تعلیم نیز در پی داشت، جایی که سعدی دوردست، با تجربه ای غنی از زندگی، پیش از غوطه ور شدن در ژرفای عرفان وحدتی که در داستان های خارق العاده و روایات افسانه ای بزرگ جلال الدین مولوی تدریس و توصیه می شد، استاد بود.
الکساندر پوشکین، شاعر نامدار روسی، نقل قولی از سعدی را در اثر یوجین اونگین وارد کرد و گفت: "همانطور که سعدی در اعصار قبل می سرود، "بعضی دورند، برخی مرده اند". گلستان سعدی نیز بر افسانه های ساخته شده توسط ژان دو لافونتن تأثیر گذاشته است. بنجامین فرانکلین در اثر خود DLXXXVIII مثالی در مورد آزار و شکنجه، تمثیلی را از بوستان سعدی نقل کرد، ظاهراً بدون ذکر منبع. رالف والدو امرسون همچنین به آثار ادبی سعدی علاقه نشان داد و شخصاً در چندین نسخه ترجمه شده کمک کرد. امرسون علیرغم دسترسی به آثار سعدی صرفاً از طریق ترجمه، حکمت و ظرافت روایی آنها را به کتاب مقدس تشبیه کرد.
فیزیکدان فرانسوی نیکولا لئونارد سادی کارنو سومین نام خود را، سادی، در ادای احترام به سعدی دریافت کرد. این انتخاب توسط پدرش، لازار کارنو، انجام شد که تحسین عمیقی برای سعدی و آثار شعری او داشت.
ولتر برای سرودههای سعدی، بهویژه گلستان اشتیاق زیادی نشان داد و بنابر گزارشها، از لقب «سعدی» توسط همکارانش در تاریخ 20 مارس 2009 لذت میبرد. پرزیدنت باراک اوباما با اشاره به دوبیتی آغازین این شعر در سخنرانی سال نو خود خطاب به مردم ایران، اظهار داشت: «اما بیایید سخنانی را که سالها پیش شاعر سعدی سروده بود، به یاد بیاوریم: «فرزندان آدم اعضای یکدیگرند و از یک جوهر آفریده شده اند».
بزرگداشت ملی "روز سعدی"
هر سال، در 21 آوریل (یا 20 آوریل در سال های کبیسه)، تعداد قابل توجهی از بازدیدکنندگان بین المللی و شهروندان ایرانی در مقبره سعدی گرد هم می آیند تا این روز بزرگداشت را گرامی بدارند.
این مراسم در اول اردیبهشت ماه یعنی دومین ماه از گاهشماری هجری شمسی اتفاق می افتد. این تاریخ مطابق با روزی است که سعدی در سال 1256 گلستان را تکمیل کرد.
مقبره
علمای اسلام
- علمای اسلام
- فهرست شاعران و نویسندگان فارسی زبان
- ادبیات فارسی در غرب
- آرامگاه انارکلی
پژوهشگران برجسته سعدی
- محمدعلی فروغی
- حسین الهی قمشه ای
- کاووس حسنلی
- ضیاء موحد
یادداشت ها
مراجع
- براون، E.G. (1906، تجدید چاپ 1956). تاریخ ادبی ایران، جلد 2: از فردوسی تا سعدی. انتشارات دانشگاه کمبریج.
- چوپرا، R.M.، "شاعران بزرگ فارسی کلاسیک"، انتشارات اسپارو، کلکته، 2014، (ISBN 978-81-89140-75-5).
- Homerin, Th. امیل (1983). «سمنتیه سعدی». ایران شناسی، جلد. 16، شماره 1/2 (زمستان - بهار، 1983)، صص 31–50.
- اینجنیتو، دومنیکو (2020). زیبایی نگر: سعدی شیرازی و زیبایی شناسی میل در شعر پارسی قرون وسطی. بریل.
- کاتوزیان، هما (1385). سعدی شاعر زندگی و عشق و مهربانی (بررسی جامع سعدی و آثارش). 2006. ISBN 1-85168-473-5
- Southgate، Minoo S. (1984). «مردان، زنان و پسران: عشق و سکس در آثار سعدی». ایران شناسی، جلد. 17، شماره 4 (پاییز، 1984)، صفحات 413-452.
- ویکنز، جی.ام. (1364)، بوستان شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی (ترجمه انگلیسی و اصل فارسی). 1985. کمیسیون ملی یونسکو ایران، شماره 46.
- ریپکا، جان (1968). تاریخ ادبیات ایران. شرکت انتشارات رایدل. OCLC 460598. ISBN 90-277-0143-1
- تاکستون، دبلیو ام. (2008). گلستان سعدی. (دو زبانه. ترجمه انگلیسی، متن فارسی در صفحه روبرو). ISBN 978-1-58814-058-6.
- اشرف، احمد (2006). "هویت ایرانی سوم. دوره اسلامی قرون وسطی". در یارشاطر، احسان (ویرایش). دانشنامه ایرانیکا. جلد XIII/5: ایران X. ادیان در ایران – عراق پنجم. دوره صفوی. لندن و نیویورک: Routledge & کیگان پل. صفحات 507–522. ISBN 978-0-933273-93-1.دیویس، آر. (1995). "سعدی". در Bosworth, C. E.؛ van Donzel, E.; Heinrichs, W. P. & Lecomte, G. (eds.The Islami,Second.,
ند–ساملیدن: ای.جی.بریل ISBN 978-90-04-09834.لوئیس، فرانکلین (2001). «گلستان ساعدی». در یارشاطر، احسان (ویرایش). دانشنامه ایرانیکا. جلد XI/1: Giōni–Golšani. لندن و نیویورک: Routledge & کیگان پل. صفحات 79–86. ISBN 978-0-933273-60-3.لوسنسکی، پل (2000). "سعدی". دایره المعارف ایرانیکا. در امتداد جاده های ابریشم در اوراسیا مغول: ژنرال ها، بازرگانان، و روشنفکران. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، صفحات 270–289. ISBN 978-0520298743. - پری، جان آر. (1979).کریم خان زند: تاریخ ایران، 1747–1779. انتشارات دانشگاه شیکاگو شابک 978-0226660981.دانشنامه ایرانیکا.دایره المعارف ایرانیکا، جلد. II/8: عسوکا چهارم – عارالوزاراء. لندن و نیویورک: Routledge & کیگان پل، صفحات 894–896. ISBN 978-0-71009-108-6.دایره المعارف ایرانیکا، جلد IV/6: Burial II–Calendars II. London and New York: Routledge & Kegan Paul, pp. 573–574. ISBN 978-0-71009-129-129-1. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft.atitle=B%C5%AB st%C4%81n&rft.btitle=Encyclop%C3%A6dia+Iranica&rft.place=London+and+New+York&rft.pages=573-574&rft.pub=Routl edge+%26+Kegan+Paul&rft.date=1990&rft.isbn=978-0-71009-129-1&rft.aulast=Wickens&rft.aufirst=G.+Michael&r ft_id=https%3A%2F%2Firanicaonline.org%2Farticles%2Fbustan-sadi𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
