Pîremêrd (زادهٔ ۱۸۶۷ در سلیمانیه – درگذشتهٔ ۱۵ ژوئن ۱۹۵۰ در سلیمانیه) شاعر، روزنامهنگار و منتقد برجسته کرد بود.
نام اصلی او توفیق محمود بود. او تحصیلات دینی گرفت. سپس مدرک حقوق خود را در استانبول به پایان رساند. در سال 1907 در تأسیس انجمن کردستان در استانبول شرکت کرد. وی در سال 1909 به عنوان بخشدار (قایمقام) در کلمرگ و در سال 1918 در آماسیه خدمت کرد. در سال 1923 به سلیمانیه بازگشت.
بین سالهای 1926 و 1950، او بهعنوان سردبیر روزنامههای «جیانوه» و «جین» فعالیت میکرد. او تحقیقات گسترده ای در مورد فولکلور انجام داد. پیرمِرد به عنوان پیشگام شعر مدرن کردی نیز شناخته می شود.
بیوگرافی
نام تولد پیرمِرد توفیق بود. توفیق پسر محمود آخا بود که به نوبه خود پسر همزه آخا بود. او در سال 1867 در شهر سلیمانیه به دنیا آمد و خانوادهاش نام او را توفیق گذاشته بودند. چند سال بعد برای انجام یک فریضه دینی به حج رفت و متعاقباً لقب «حسی توفیق» را به او داد. با این حال «پیرمیر» و «پیرمِرد» نام مستعار او بودند. این نامهای مستعار به قدری با هویت او ملحق شدند که بهعنوان نام اصلی او عمل میکردند، که توسط آن به طور جهانی شناخته میشد. او خود از این نام های مستعار برای شناسایی خود استفاده می کرد. علاوه بر این، در مجموعههای متعددی از ادبیات کردی، تاریخهای ادبی و سایر نشریات پیوسته از او با این نامهای مستعار یاد میشود.
کودکی و رشد
پیرمرد دوران کودکی خود را در شهر سلیمانیه گذراند و در آنجا تأثیرات فرهنگی خانواده و فرزندان محلی را جذب کرد. در سن 6 یا 7 سالگی به فراگیری قرآن کریم پرداخت و در مدت کوتاهی آن را به پایان رساند. سپس در مدارس کردستان ثبت نام کرد و تحصیلات دینی خود را آغاز کرد. او متون کردی، عربی و فارسی را مطالعه کرد و در دو زبان اخیر مهارت یافت. او برای تسلط بیشتر به زبان عربی و فارسی، از ملا محمد، امام جماعت مسجد همزه آخا، درس گرفت و مدت زیادی در آنجا ماند و به تحصیل پرداخت. تحصیلات مدرسه ای خود را با موفقیت به پایان رساند و به زبان های عربی و فارسی تسلط یافت. او در کنار تحصیلات رسمی، اشعار باردهای کرد، عربی و فارسی را به طور گسترده خواند و به درک عمیقی از ادبیات آنها دست یافت. حتی اشعاری هم به عربی و فارسی سروده است.
پیرمرد در دوران دانشجویی به شهرها و مدارس متعددی در سراسر کردستان سفر کرد. او با افراد مختلفی روبرو شد که از آنها دیدگاهها و بینشهای جهانی گوناگونی را از دانشمندان مختلف کسب کرد. این مفاخر ادبیات کردی با شروع تحصیل در مدرسه، در مدارس و مجالس ادبی نیز شعر می گفت. او در ابتدا آثار شاعران نامی کرد مانند حاجی قدیر کویی، نالی، مهوی، شیخ ریزای طالبانی و مولوی را خواند. متعاقباً به تدریج به سرودن شعر کردی خود روی آورد و در دوران دانشجویی اشعار زیادی به گویش سورانی نوشت. وقتی اشعار خود را در مدارس و دیوان ها با صدایی رسا می خواند، مخاطبان خود را مجذوب خود می کرد. در جوانی آوازه او در سراسر کردستان پیچید و در بسیاری از مناطق شهرت زیادی پیدا کرد.
بین سالهای 1882 و 1898، پیرمِرد به عنوان یک مقام دولتی کار می کرد. در سال 1882 به عنوان منشی جمعیت در سلیمانیه خدمت کرد و در سال 1886 منشی ارشد (باشکاتیب) دربار شد. در سال 1895 به عنوان معاون قاضی تحقیق در کربلا منصوب شد. در سال 1898 به همراه شیخ سید پدر شیخ محمود به ترکیه سفر کرد و از آنجا هر دو به حج مشرف شدند. در پی انجام این وظیفه شرعی به سلیمانیه بازگشت. در سال 1891 با شیخ احمده Xaniqînê و شاعر Wefayî به ترکیه سفر کرد و در استانبول اقامت گزید. پس از مدتی، مقامات مجلس عثمانی به مهارت عالی پیرمِرد در زبان فارسی پی بردند. به عضویت شورای عالی منصوب شد و به مقام بیگ اعطا شد. او قبل از حضور در دانشگاه استانبول مدتی در این سمت بود. او در دانشکده حقوق ثبت نام کرد و تحصیلات عالی خود را آغاز کرد و با موفقیت به پایان رساند. پس از آن دوره کارآموزی حقوقی را آغاز کرد و به یک وکیل ماهر تبدیل شد. او دفتری در استانبول افتتاح کرد و با موفقیت به وکالت پرداخت. در این دوران با یک زن ترک ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد.
کمک متقابل کردی و پیشرفت
در سال 1908، روشنفکران کرد به رهبری سید اودیلقادر، انجمنی را در استانبول به نام "Kürd Teavün ve Terakki Cemiyeti" (انجمن کمک متقابل و پیشرفت کردها) تأسیس کردند. همزمان، این انجمن روزنامه ای با عنوان "Kürd Teavün ve Terakki Gazetesi" (روزنامه کمک متقابل کرد و پیشرفت) را نیز منتشر کرد. پيرمرد با نام واقعي خود «Tewfîqê Silêmanî» با اين جامعه درگير شد و مسئوليت انتشار روزنامه را بر عهده گرفت. او همچنین اشعار خود را در روزنامه چاپ کرد. وی در شعری که در شماره افتتاحیه این روزنامه منتشر شد، چنین آورده است:
پیرمرد در سال 1909 به عنوان فرماندار کلمرگ و در سال 1918 به عنوان متصریف آماسیه خدمت کرد. متعاقباً همسر و دو پسر خود را در ترکیه ترک کرد و به سلیمانیه بازگشت. در آن زمان روزنامه «جین» به مدیریت حسین ناظم در سلیمانیه منتشر می شد. حسین ناظم مدیریت روزنامه را به پیرمرد سپرد. در سال 1934 حسین ناظم از دنیا رفت و پیرمرد مدیر «جین» شد. در همان سال یک چاپخانه اجاره کرد. روزنامه در آنجا چاپ می شد. بعداً، روابط بین پیرمِرد و صاحب چاپخانه بدتر شد و او را مجبور کرد که یک چاپخانه دیگر را اجاره کند. انتشار «جین» را تا زمان مرگش در سال 1950 ادامه داد.این روزنامه خدمات قابل توجهی به کردها ارائه کرد. محمد رسول هوار در کتاب خود به طور گسترده از «پیرمرد جاودانه» بحث و تمجید کرده است. محمد رسول هوار این کتاب ارزشمند را در سال 1970 در بغداد منتشر کرد. محمد رسول هوار به پیرمِرد صرفاً به عنوان یک ناشر، شاعر و نویسنده نگاه نمی کند. او پیرمِرد را با لو تولستوی و ویکتور هوگو به خوانندگان معرفی میکند. همزمان، پیرمِرد با شعر و نوشتههای خود به کردها و کردستان احیا کرد و این مضامین را به شرح زیر توسعه داد:
پیرمرد آثار و اشعار متعددی با مضامین عشق، محبت و طبیعت و همچنین در مورد ملل تحت ستم به ویژه ملت کرد و کردستان و آزادی مردمان تحت سلطه به ویژه کردها و گروههای مشابه سروده است و این آثار را به مخاطبان جهانی ارائه کرده است. مانند بسیاری از شاعران و ادبای کرد، پیرمِرد مکرراً زیبایی طبیعت را در شعر خود به تصویر میکشید. او تحسین عمیق خود را برای این زیبایی منتقل کرد.
پیرمرد همچنین شعرهایی درباره فصل ها سروده است. همانطور که میدانیم فصلها جزء لاینفک طبیعت هستند و طبیعت از طریق آنها خود را نشان میدهد.
پیرمرد به تأثیر خورشید و نور خورشید بر گیاهان و پیشرفت طبیعت پرداخت. او این موضوع را به مخاطبان جهانی ارائه کرد. او این مضمون را از دریچه روابط انسانی و معشوق تفسیر کرد و ماهرانه اهمیت آن را بیان کرد.
Pîremêrd فصل بهار را از طریق باران های آوریل به تصویر می کشید. اشعار او بارش باران آوریل را توصیف می کند و نشان می دهد که چگونه گل ها و باغ ها با آن شکوفا می شوند. او شکوفایی دل عاشقان را با جواهرات به صورت استعاری به تصویر میکشد و این پدیده را بهطور ادراکی نشان میدهد.
پیرمرد در فلسفه خود از حقوق برابر برای زنان دفاع می کرد و تأکید می کرد که حقوق به رسمیت شناخته شده برای مردان باید به زنان نیز تعمیم یابد. این کار برای پرورش جهانی برابری و غلبه بر تعصبات منسوخ شده بود. او در درجه اول از دختران میخواست که مانند پسران به مدرسه بروند، تا از «حجاب سیاه» (استعارهای از جهل یا ظلم) رهایی یابند و از این طریق بتوانند از حقوق خود دفاع کنند.
پیرمرد از سالهای اولیه زندگی تا پایان عمرش خدمات قابل توجهی به مردم خود کرد. وی در سال 1950 در 83 سالگی در سلیمانیه چشم از جهان فروبست و در قبرستان این شهر به خاک سپرده شد. از میراث او با افتخار و احترام یاد می شود.
آثار منتخب پیرمرد
- مولوی کرد (ترجمه از هورامی به سورانی)، 1935
- تراژدی مم و زین اثر احمده خانی، 1935
- داستان 12 سوار از مریوان، 1935
- Xirmaî Kay Kon, Jiyan, 1936
- Galte û Gep – مجموعه ای از فولکلور کردی، 1947
- کمانچجن (ترجمه از ترکی)
- مولانا خالد نقشیبندی
- بسارانی (ترجمه از هورامی به سورانی)
- Encamî Piyawî Bengkêş، اوت، 1941
- Zoremilî Milşikanile Dûwaye، اوت، 1942
- Felesefey Kiçe Kurdek، اوت، 1942
- محمود آخا، 1942
منابع
- Sagniç، Feqî Huseyîn. تاریخ ادبیات کردی. انتشارات موسسه کردی استانبول.
- پیرمرد. دیوان. بغداد، 1948.
- فلاح، کاکی. سخنان پیرمِرد. بغداد، 1969.
- Secadî, Elaedîn. ادبیات کردی. بغداد، 1968.
- هوار، محمد رسول. Pîremêrd جاودانه. بغداد، 1970.
- کردو، پروفسور قنات. تاریخ ادبیات کردی. Özge Yayıncılık، 1992.
- اوزون، محمد. گلچین ادبیات کردی. Tüm Zamanlar Yayıncılık، استانبول، 1995.
- Borekeyî (Sefîzade), Sidiq. تاریخ ادبیات کردی. تبریز، 1951.
- روزنامه کردی آموزش و پیشرفت. استانبول، 1908.
- جین. سلیمانیه، 1934-1950.
