لغزشهای زمین که بهعنوان لغزش، سنگلغزش، یا سنگلغزش نیز نامیده میشود، شامل اشکال مختلف هدر رفتن انبوه است که شامل حرکات مختلف زمین مانند ریزش سنگها، جریانهای گلی، جریانهای آوار، و شکستگیهای کم عمق و عمیق است. این پدیدهها در طیفی از محیطها، از زمینهای کوهستانی و صخرههای ساحلی گرفته تا محیطهای زیر آب، که بهطور خاص به آنها لغزش زیردریایی گفته میشود، بدون توجه به شیب شیبهای تند یا ملایم، ظاهر میشوند.
در حالی که گرانش انگیزه اصلی را ایجاد میکند، اما عوامل متعدد دیگری در ایجاد شرایط زمین لغزش ایجاد میکنند. به شکست اغلب، یک رویداد متمایز، مانند بارش شدید، فعالیت لرزهای، یا اصلاح شیب انسانی برای توسعه زیرساختها، باعث رانش زمین میشود. با این حال، محرک دقیق همیشه قابل تشخیص نیست.
فعالیتهای انسانی، از جمله گسترش شهری و استخراج منابع مانند استخراج معادن و جنگلزدایی، اغلب وقوع زمین لغزش را تشدید میکنند. تخریب زمین معمولاً اثر تثبیت کننده پوشش گیاهی بر روی خاک را کاهش می دهد. علاوه بر این، گرم شدن کره زمین، ناشی از تغییرات آب و هوایی و سایر اثرات زیست محیطی انسانی، می تواند وقوع رویدادهای طبیعی مانند آب و هوای شدید را افزایش دهد که متعاقباً باعث رانش زمین می شود. کاهش زمین لغزش شامل استراتژی ها و اقداماتی است که برای به حداقل رساندن خطرات مرتبط با زمین لغزش انجام می شود و در نتیجه پتانسیل وقوع بلایای طبیعی را کاهش می دهد.
عوامل مسبب
زمین لغزش زمانی آشکار می شود که یک شیب، یا بخشی از آن، فرآیندهایی را تجربه می کند که حالت خود را از پایدار به ناپایدار تغییر می دهد. این ناپایداری در درجه اول ناشی از کاهش مقاومت برشی مواد شیب، افزایش تنش برشی اعمال شده بر آن، یا اثر هم افزایی هر دو است. تغییرات در پایداری شیب میتواند ناشی از عوامل مختلفی باشد که بهطور مستقل یا در کنار هم عمل میکنند. محرک های طبیعی ذاتی زمین لغزش عبارتند از:
- میزان آب بالا که با کاهش مکش یا اشباع ناشی از نفوذ آب باران، ذوب برف یا ذوب یخبندان مشخص میشود.
- صعود سطح آب زیرزمینی و افزایش متناظر در فشار آب منفذی، به عنوان مثال، ناشی از تکمیل آبخوان در فصول مرطوب یا نفوذ آب باران؛
- افزایش فشار هیدرواستاتیک در شکاف ها و شکستگی ها؛
- کاهش یا عدم وجود ساختار رویشی عمودی، کاهش مواد مغذی خاک، و تخریب ساختار خاک، همانطور که پس از حوادثی مانند آتشسوزی مشاهده شد؛
- فرسایش شیب بالایی توسط فرآیندهای رودخانه ای یا دریایی؛
- هوازدگی فیزیکی و شیمیایی، که نمونه آن چرخه های مکرر یخ-ذوب، انبساط و انقباض حرارتی، شوری آب های زیرزمینی، یا انحلال مواد معدنی است؛
- لرزش زمین لرزهای، که میتواند مستقیماً یک شیب را بیثبات کند، به عنوان مثال، از طریق روانسازی خاک، یا به تدریج مواد را ضعیف میکند و در نهایت منجر به شروع زمین لغزش میشود.
- فعالیت آتشفشانی؛
- تغییرات در ترکیب شیمیایی مایع منفذی؛
- نوسانات دما، چه فصلی و چه ناشی از تغییرات آب و هوایی.
فعالیتهای انسانی که زمین لغزشها را تشدید میکنند عبارتند از:
- جنگل زدایی، کشت کشاورزی و ساخت و ساز؛
- ارتعاشات ناشی از ماشین آلات سنگین یا ترافیک وسایل نقلیه؛
- عملیات انفجار و فعالیت های معدنی؛
- کارهای زمینی، مانند اصلاح هندسه شیب یا معرفی بارهای جدید؛
- در پروفیلهای خاک کم عمق، ریشهکنی پوشش گیاهی ریشهدار که کلویوم را به سنگ بستر پیوند میدهد؛
- روشهای کشاورزی و جنگلداری، از جمله چوببرداری و شهرنشینی، که مجموعاً حجم آب نفوذی به خاک را تغییر میدهند.
- تغییرات زمانی در کاربری و پوشش زمین (LULC)، که برای مثال شامل رها شدن زمین های کشاورزی به دنبال تغییرات اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی مانند آنچه در اروپای پس از جنگ جهانی دوم مشاهده شد، می شود. هم تخریب زمین و هم رویدادهای بارندگی شدید می توانند بروز پدیده های فرسایش و زمین لغزش را افزایش دهند.
نوع شناسی
سیستم طبقه بندی Hungr-Leroueil-Picarelli
از نظر تاریخی، اصطلاح "لغزش زمین" به طور گسترده تقریباً تمام اشکال حرکت تودهای را شامل میشود که شامل سنگها و سنگهای سنگی در سراسر سطح زمین میشود. با درک این عدم دقت، دیوید وارنس، زمین شناس، چارچوب طبقه بندی دقیق تری را برای جابجایی های توده ای و فرآیندهای فرونشست در سال 1978 معرفی کرد. این چارچوب در سال 1996 توسط کرودن و وارنس اصلاح شد و توسط هاچینسون (1988)، هانگر و همکاران، اصلاحات بعدی انجام شد. (2001)، که در به روز رسانی قطعی توسط Hungr، Leroueil، و Picarelli در سال 2014 به اوج خود رسید. طبقه بندی برگرفته از این ویرایش اخیر در ادامه ارائه می شود.
این سیستم طبقه بندی شش نوع حرکت متمایز را شناسایی می کند که هر کدام در سازندهای سنگ و خاک قابل مشاهده است. "سقوط" نشان دهنده جابجایی سقوط آزاد بلوک های سنگی جدا شده یا تکه های خاک است. "تاپل" جدا شدن چرخشی بلوک ها از یک سطح عمودی را توصیف می کند. یک "لغزش" شامل حرکت منسجم یک توده ماده بر روی یک یا چند سطح شیبدار یا لایه های نازک است که به عنوان مناطق برشی شناخته می شود، جایی که تغییر شکل قابل توجهی در آن موضعی است. اسلایدها بر اساس مورفولوژی سطح حرکت یا ناحیه برشی طبقه بندی می شوند. این صفحات می توانند به طور کلی موازی با سطح زمین باشند که به آنها "سرسره های مسطح" می گویند، یا یک پیکربندی قاشقی شکل را نشان می دهند که به آن "سرسره های چرخشی" گفته می شود. در حالی که اسلایدها می توانند به طور فاجعه بار ظاهر شوند، حرکت سطحی آنها نیز ممکن است تدریجی و پیشرونده باشد. "Spreads" نوعی فرونشست را نشان می دهد که با ترک خوردن، باز شدن و انبساط جانبی یک لایه مادی مشخص می شود. "جریان ها" شامل حرکت مواد سیال شده است، که می تواند خشک یا بسیار اشباع از آب باشد، همانطور که در جریان گل مشاهده می شود. جریان ها ممکن است در دوره های طولانی به طور نامحسوس پیشرفت کنند یا به سرعت شتاب بگیرند و منجر به رویدادهای فاجعه آمیز شوند. «تغییر شکلهای شیب» با حرکات آهسته و پراکنده مشخص میشود که میتواند کل دامنه کوه یا بخشهای خاصی از آن را تحت تأثیر قرار دهد. برخی زمین لغزش ها به دلیل نمایش انواع حرکت های متنوع در قسمت های مختلف توده متحرک، یا تکامل زمانی آنها از یک نوع حرکت به نوع دیگر، به عنوان پیچیده طبقه بندی می شوند. به عنوان مثال، یک زمین لغزش ممکن است با ریزش یا واژگونی سنگ شروع شود و متعاقباً با متلاشی شدن بلوک ها در اثر برخورد، به یک لغزش زباله یا جریان تبدیل شود. همچنین ممکن است یک "اثر سقوط بهمن" رخ دهد، که در آن توده متحرک مواد تکمیلی را در طول مسیر خود ترکیب می کند.
جریان ها
هنگامی که مواد شیب دار با آب اشباع می شود، می تواند یک جریان زباله یا یک جریان گل ایجاد کند. با این حال، حتی زباله های خشک نیز می توانند ویژگی های جریان مانند را نشان دهند. زباله ها یا گل های متحرک این پتانسیل را دارد که درختان، سازه ها و وسایل نقلیه را به دام بیاندازد، پل ها و رودخانه ها را مسدود کند و در نتیجه باعث ایجاد سیل در طول مسیر خود شود. این پدیده خطر قابل توجهی را در مناطق آلپی ایجاد می کند، جایی که تنگه های تنگ و دره های پرشتاب سرعت جریان شتاب را تسهیل می کنند. جریانهای زباله و گل میتوانند در شیبها ایجاد شوند یا از سیال شدن مواد زمین لغزش موجود ناشی شوند، زیرا این مواد باعث تسریع یا جذب زبالهها و آب اضافی در طول پیشرفت خود میشوند. انسداد رودخانه ها هنگام رسیدن جریان به جریان اصلی می تواند منجر به تشکیل سدهای موقت شود. شکست بعدی این محفظهها میتواند باعث ایجاد یک "اثر دومینو" شود که منجر به افزایش قابل توجهی در حجم و پتانسیل مخرب توده جاری میشود.
جریان زمین باعث جابجایی شیب پایین مواد عمدتاً ریزدانه می شود. جریانهای زمین طیف وسیعی از سرعتهای حرکتی را از خود نشان میدهند که از 1 میلیمتر در سال تا چند کیلومتر در ساعت متغیر است. جریان های زمین در حالی که شباهت هایی به جریان های گلی دارند، عموماً با سرعت کمتری پیشرفت می کنند و با یک لایه سطحی از مواد جامد که توسط جریان به داخل منتقل می شوند مشخص می شوند. خاک رس، ماسه ریز، سیلت و مواد آذرآواری ریزدانه همگی مستعد توسعه جریان زمین هستند. دینامیک این جریان ها معمولاً توسط فشار آب منفذی درون جرم کنترل می شود که باید به اندازه کافی بالا رود تا مقاومت برشی کم را القا کند. در شیبها، جریانهای خاکی خاصی را میتوان با مورفولوژی درازشان شناسایی کرد که اغلب دارای یک یا چند لوب در انتهای انتهایی خود هستند. همانطور که این لوب ها به صورت جانبی منبسط می شوند، توده زهکشی افزایش یافته را تجربه می کند و حاشیه های آن خشک می شود، در نتیجه سرعت کلی جریان را کاهش می دهد. این فرآیند خشک شدن نیز به ضخیم شدن جریان کمک می کند. جریان های زمین در دوره های بارش شدید، که زمین را اشباع می کند و فشار آب منفذی را افزایش می دهد، شایع تر است. با این وجود، جریانهای زمینی که در فصول خشک به پیشروی خود ادامه میدهند، غیرعادی نیستند. شکافها میتوانند در حین حرکت مواد رسی ایجاد شوند، در نتیجه نفوذ آب به توده متحرک را تسهیل میکنند و منجر به واکنشهای سریعتر به رویدادهای بارش میشوند.
بهمن صخرهای، که به عنوان استورزستروم نیز شناخته میشود، یک زمین لغزش از نوع جریان قابل توجه و به سرعت در حال حرکت را تشکیل میدهد. در حالی که کمتر از سایر دستههای زمین لغزش است، اغلب باعث تخریب گسترده میشود. به طور مشخص، این رویدادها یک فرار طولانی مدت را نشان می دهد، که فواصل قابل توجهی را در سربالایی با زاویه کم، مسطح یا حتی با شیب ملایم در سربالایی طی می کند. مکانیسمهای مختلفی میتوانند به این روند طولانی کمک کنند، که عموماً شامل کاهش قدرت جرم لغزش با افزایش سرعت آن میشود. دلایل دقیق این تضعیف هنوز به طور کامل شناخته نشده است. به خصوص در بزرگترین زمین لغزش ها، گرمایش اصطکاکی سریع در ناحیه برشی ممکن است رخ دهد، که به طور بالقوه منجر به تبخیر آب میان بافتی و انباشته شدن فشار قابل توجهی می شود و در نتیجه یک «اثر هواناو» ایجاد می کند. در موارد خاص، دمای فوق العاده بالا حتی ممکن است باعث ذوب مواد معدنی شود. علاوه بر این، در حین حرکت، سنگ در ناحیه برشی میتواند تحت خردایش ریز قرار گیرد و یک پودر معدنی به اندازه نانومتر تولید کند که ممکن است به عنوان روانکننده عمل کند، مقاومت در برابر حرکت را کاهش دهد و سرعتهای بیشتر و خروجی طولانیتر را تسهیل کند. فرآیندهای تضعیف مشاهده شده در بهمن های سنگی بزرگ شباهت هایی به فرآیندهای فعال در گسل های لرزه ای دارد.
اسلایدها
لغزشها پدیدههایی هستند که میتوانند در هر سنگ یا خاکی ظاهر شوند و با جابجایی یک توده در یک سطح مسطح یا منحنی خطی یا یک منطقه برشی مشخص مشخص میشوند.
یک لغزش زباله نشاندهنده دسته خاصی از لغزش است که با حرکت نامرتب مواد در هم آمیخته با آب و/یا یخ مشخص میشود. این رویدادها معمولاً با اشباع دامنههای با پوشش گیاهی متراکم آغاز میشوند که منجر به ادغام نامنسجمی از الوارهای شکسته، مواد گیاهی کوچکتر و سایر ریزهها میشود. جریان زباله ها و بهمن ها به دلیل حرکت سیال مانند و به طور کلی سریعتر آنها که معمولاً از کاهش مقاومت برشی و شیب تندتر ناشی می شود، از لغزش های زباله متمایز هستند. به طور مشخص، لغزش های زباله با جابجایی قطعات سنگی قابل توجه از ارتفاعات شیب بالاتر شروع می شوند، که متعاقباً در طول نزول خود تکه تکه می شوند.
سرسره های خاک رس و سیلت معمولاً حرکت آهسته ای از خود نشان می دهند، اگرچه می توانند شتاب متناوب را به دنبال بارش برف شدید یا بارش شدید باران متحمل شوند. این لغزش ها اغلب بر روی شیب های ملایم مشاهده می شوند که روی سطوح مسطح مانند سنگ بستر زیرین پیشرفت می کنند. از طرف دیگر، سطوح شکست ممکن است در خود لایه خاک رس یا سیلت ایجاد شوند که معمولاً هندسه های مقعر را نشان می دهند که منجر به لغزش های چرخشی می شود.
زمین لغزش های کم عمق و عمیق
مکانیسمهای شکست شیب اغلب شامل عدم قطعیتهای قابلتوجهی است و میتواند به طور قابلتوجهی تحتتاثیر تغییرات در خواص خاک قرار گیرد. زمین لغزش کم عمق به لغزشی گفته می شود که در آن سطح لغزش در داخل گوشته خاک یا سنگ بستر فرسوده قرار دارد، معمولاً در اعماق از چند دسی متر تا چند متر. لغزش های واریزه ها و جریان های زباله به طور کلی در دسته زمین لغزش های کم عمق قرار می گیرند. این رویدادهای کم عمق اغلب در مناطقی رخ می دهد که در آن شیب ها دارای خاک های بسیار نفوذپذیر هستند که لایه های کمتر نفوذپذیری را پوشانده اند. خاک با نفوذپذیری پایین زیرین مانع از زهکشی آب می شود که منجر به تجمع فشار آب با منافذ بالا در خاک کم عمق می شود. همانطور که خاک بالایی اشباع می شود، پایداری آن کاهش می یابد و به طور بالقوه منجر به حرکت به سمت پایین شیب می شود.
زمین لغزش های عمیق با یک سطح لغزشی که در عمق قابل توجهی قرار دارد، اغلب به طور قابل توجهی زیر حداکثر منطقه ریشه زایی پوشش گیاهی درختی مشخص می شود. این رویدادها معمولاً شامل سنگ سنگی عمیق، سنگ هوازده، و/یا سنگ بستر دست نخورده است که شامل شکستهای شیب قابل توجهی مرتبط با الگوهای حرکتی انتقالی، چرخشی یا پیچیده است. شکل گیری آنها معمولاً در امتداد سطوح ضعف از قبل موجود، مانند گسل ها یا صفحات بستر رخ می دهد. شناسایی بصری اغلب شامل مشاهده اسکارپ های مقعر در تاج و نواحی شیب دار در انگشت پا است. علاوه بر این، زمین لغزشهای عمیق به تکامل چشمانداز در بازههای زمانی زمینشناختی کمک میکنند و رسوب تولید میکنند که به شدت مسیر جریانهای رودخانهای را تغییر میدهد.
پدیده های مرتبط
- یک بهمن که از نظر مکانیکی مشابه زمین لغزش است، مستلزم فرود سریع حجم قابل توجهی از یخ، برف و سنگ از دامنه کوه است.
- یک جریان آذرآواری از فروپاشی یک ابر فوقگرم متشکل از خاکستر، گاز و تکههای سنگ خارج شده در طول فوران آتشفشانی سرچشمه میگیرد و سپس به سرعت در امتداد جناحین آتشفشان فعال فرود میآید.
- بارش شدید و رواناب متعاقب آن میتواند باعث ایجاد آبکند در محیطهای نسبتاً مسطح شود که ذاتاً مستعد لغزش نیستند.
سونامی حاصل
لغزشهایی که به صورت زیرآبی رخ میدهند، یا آنهایی که بر تودههای آبی تأثیر میگذارند - مانند ریزش سنگهای شدید یا ریزشهای آتشفشانی در دریا - میتوانند سونامی ایجاد کنند. زمین لغزش های بسیار بزرگ همچنین می تواند باعث ایجاد مگاسونامی ها شود که اغلب به ارتفاع چند صد متری می رسند. یک نمونه قابل توجه از چنین سونامی در سال 1958 در خلیج لیتویا، آلاسکا رخ داد.
نقشه پیش بینی زمین لغزش
تحلیل و نقشهبرداری خطر زمین لغزش، بینشهای مهمی را برای کاهش تلفات فاجعهبار ارائه میدهد و از تدوین دستورالعملهای برنامهریزی کاربری پایدار پشتیبانی میکند. این فرآیند تحلیلی شامل شناسایی عوامل مرتبط با زمین لغزش، کمی کردن سهم نسبی آنها در شکست شیب، ایجاد ارتباط بین این عوامل و وقوع زمین لغزش، و متعاقباً پیشبینی خطرات آینده زمین لغزش بر اساس این روابط است. به طور معمول، عوامل ادغام شده در تجزیه و تحلیل خطر زمین لغزش به ژئومورفولوژی، زمین شناسی، کاربری زمین/پوشش زمین و هیدروژئولوژی طبقه بندی می شوند. با توجه به عوامل متعددی که در نقشهبرداری خطر زمین لغزش دخیل هستند، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) به دلیل قابلیتهایشان برای جمعآوری، ذخیرهسازی، دستکاری، نمایش و تحلیل کارآمد مجموعه دادههای مرجع فضایی گسترده به عنوان یک ابزار ایدهآل عمل میکنند. کاردناس کاربرد جامع GIS، همراه با ابزارهای مدلسازی عدم قطعیت را برای نقشه برداری زمین لغزش مستند کرد. علاوه بر این، تکنیک های سنجش از دور به طور گسترده برای ارزیابی و تجزیه و تحلیل خطر زمین لغزش استفاده می شود. عکسهای هوایی قبل و بعد از رویداد و تصاویر ماهوارهای برای به دست آوردن دادههای مربوط به ویژگیهای زمین لغزش، مانند توزیع و طبقهبندی، و عوامل تأثیرگذار مانند شیب، سنگشناسی، و کاربری زمین/پوشش زمین استفاده میشوند که به پیشبینی رویدادهای آینده کمک میکنند. چنین تصاویر مقایسهای همچنین تغییرات چشمانداز پس از یک رویداد، محرکهای احتمالی زمین لغزش، و فرآیندهای بعدی بازسازی و بازیابی را نیز روشن میکند.
ادغام تصاویر ماهوارهای، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحقیقات میدانی، ایجاد نقشههایی را تسهیل میکند که وقوع احتمالی زمین لغزش در آینده را به تصویر میکشد. این نقشه ها باید مکان های رویدادهای تاریخی را مشخص کند و مکان های احتمالی زمین لغزش در آینده را به وضوح شناسایی کند. اساساً، پیشبینی زمین لغزش این فرض را ضروری میسازد که وقوع آنها توسط عوامل زمینشناسی خاص کنترل میشود، به این معنی که لغزشهای آینده تحت شرایطی مشابه با رویدادهای گذشته ظاهر خواهند شد. در نتیجه، ایجاد ارتباط بین زمینههای ژئومورفولوژیکی رویدادهای گذشته و شرایط پیشبینیشده آینده ضروری است.
فاجعههای طبیعی به وضوح تضادهای ذاتی ناشی از تعامل انسان با محیط را نشان میدهند. پیش بینی ها و هشدارهای به موقع برای به حداقل رساندن آسیب اموال و جلوگیری از تلفات حیاتی هستند. با توجه به وقوع مکرر و ماهیت بالقوه ویرانگر زمین لغزش ها، درک کامل عوامل ایجاد کننده آن در کنار راهبردهای پیشگیری یا اجتناب ضروری است. مدیریت پایدار زمین و شیوههای توسعه نیز برای کاهش پیامدهای نامطلوب مرتبط با زمین لغزش ضروری است.
سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) یک روش برتر برای تجزیه و تحلیل زمین لغزش ارائه میکنند که امکان جمعآوری، ذخیرهسازی، دستکاری، تجزیه و تحلیل و نمایش مجموعه دادههای گسترده را به سرعت و موثر میدهد. با توجه به متغیرهای متعدد درگیر، ظرفیت همپوشانی چندین لایه داده برای ساختن یک نمایش جامع و دقیق از فرآیندهای سطحی بسیار مهم است. محققان باید مهم ترین متغیرهایی را که باعث ایجاد زمین لغزش در مناطق جغرافیایی خاص می شوند، شناسایی کنند. از طریق GIS، نقشههای بسیار دقیق را میتوان تولید کرد که هم رویدادهای تاریخی و هم احتمالی آینده را نشان میدهد، در نتیجه پتانسیل قابل توجهی برای حفاظت از جان، اموال و منابع مالی ارائه میدهد.
از دهه 1990، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS) به طور موثر با سیستمهای پشتیبانی تصمیم ادغام شدهاند تا دادههای نظارت بر ریسک خودرو را در زمان واقعی جمعآوری کنند. فاجعه وال پولا در ایتالیا.
زمین لغزش های ماقبل تاریخ
- اسلاید استورگا تقریباً 8000 سال پیش در سواحل غربی نروژ رخ داد و سونامی عظیمی را ایجاد کرد که داگرلند و سایر مناطق مرتبط با دریای شمال را تحت تأثیر قرار داد. این رویداد شامل حدود 3500 کیلومتر3 (840 مایل مکعب) زباله بود، حجمی که با منطقه ای به ضخامت 34 متر (112 فوت) به اندازه ایسلند قابل مقایسه است. این زمین لغزش زیردریایی یکی از بزرگترین لغزش های ثبت شده در تاریخ محسوب می شود.
- زمین لغزشی که مسئول جابجایی کوه قلب به موقعیت کنونی آن است، بزرگترین زمین لغزش قاره ای را نشان می دهد که تا به امروز شناسایی شده است. طی 48 میلیون سال پس از وقوع، فرآیندهای فرسایشی تا حد زیادی اکثریت توده اصلی لغزش را حذف کرده است.
- سنگ فلیمز، واقع در سوئیس، تقریباً 10000 سال پیش در دوران پلیستوسن/هولوسن پس از یخبندان رخ داد. این زمین لغزش با حدود 12 کیلومتر3 (2.9 مایل3)، بزرگترین زمین لغزش زمینی شناسایی شده تا به امروز در کوه های آلپ را نشان می دهد که علیرغم فرسایش متوسط به راحتی قابل تشخیص است.
- حدود 200 سال قبل از میلاد، لغزش قابل توجهی در جزیره شمالی نیوزلند منجر به تشکیل دریاچه Waikaremoana شد. این رویداد شامل جدا شدن بخش قابل توجهی از رشته کوه نگاموکو و متعاقباً سد کردن دره ای از رودخانه Waikaretaheke بود که در نتیجه یک مخزن طبیعی با عمق تا 256 متر (840 فوت) ایجاد کرد.
- پنکه Cheekye، واقع در بریتیش کلمبیا، کانادا، یک ویژگی زمینشناسی در اواخر پلیستوسن است که تقریباً 25 کیلومتر امتداد دارد2 (9.7 مایل2).
- بهمن سنگی Manang-Braga و جریان آوار فرض میشود که دره Marsyangdi را در منطقه Annapurna نپال در طول مرحله بیناستادی آخرین دوره یخبندان مجسمهسازی کرده است. تخمین زده می شود که این رویداد منحصر به فرد بیش از 15 کیلومتر3 (3.6 مایل مکعب) از مواد را جابجا کرده است و آن را در میان گسترده ترین زمین لغزش های قاره ای ثبت شده قرار می دهد.
- لغزش تسرگو ری، یک شکست شیب عظیم واقع در 60 کیلومتری (37 مایلی) شمال کاتماندو، نپال، شامل حجم تخمینی 10 تا 15 کیلومتر3 (2.4 تا 3.6 مایل مکعبی) مواد بود. گمانه زنی ها حاکی از آن است که این کوه، قبل از این رویداد فاجعه بار، ممکن است به عنوان پانزدهمین قله مرتفع جهان با بیش از 8000 متر (26247 فوت) رتبه بندی شده باشد.
زمین لغزش های تاریخی قابل توجه
- لغزش گلدو که در 2 سپتامبر 1806 رخ داد.
- سنگ سنگ Cap Diamant در کبک، که در 19 سپتامبر 1889 رخ داد.
- سرسره فرانک، کوه لاک پشت در آلبرتا، کانادا، در 29 آوریل 1903.
- لغزش خایت، که در خایت، تاجیکستان، اتحاد جماهیر شوروی، در 10 ژوئیه 1949 رخ داد.
- زلزلهای به بزرگی 7.5 در پارک یلوستون در 17 اوت 1959 باعث رانش زمین شد که رودخانه مدیسون را مسدود کرد و منجر به تشکیل دریاچه کویک شد.
- لغزش مونت توک که در 9 اکتبر 1963 رخ داد، شامل 260 میلیون متر مکعب (9.2 میلیارد فوت مکعب) مواد در حوضه سد Vajont در ایتالیا بود که متعاقباً باعث ایجاد یک مگا سونامی و تقریباً 2000 کشته شد.
- لغزش Hope Slide، در نزدیکی Hope، بریتیش کلمبیا، در 9 ژانویه 1965، 46 میلیون متر مکعب (1.6 میلیارد فوت مکعب) مواد را جابجا کرد.
- فاجعه آبرفان در سال 1966.
- لغزش توو در گوتنبرگ، سوئد، در 30 نوامبر 1977.
- لغزش آبوتسفورد در دوندین، نیوزیلند، در 8 اوت 1979.
- فوران کوه سنت هلن در 18 مه 1980، زمانی که ارتفاع بالای 1300 فوتی آتشفشان به دنبال زمین لرزه 5.1 ریشتری فرو ریخت، باعث رانش زمین شد. این رویداد که بزرگترین زمین لغزش ثبت شده در تاریخ محسوب می شود، همزمان با فورانی رخ داد که جان 57 نفر را گرفت.
- لغزش وال پولا، که در ایتالیا در طول فاجعه والتلینا در سال 1987 رخ داد.
- رانش زمین Thredbo در استرالیا در 30 ژوئیه 1997، که منجر به تخریب یک خوابگاه شد.
- رانش گل و لای وارگاس که توسط باران های سیل آسا در ایالت وارگاس، ونزوئلا، در دسامبر 1999 ایجاد شد، منجر به ده ها هزار کشته شد.
- لغزش زمین La Conchita در ونتورا، کالیفرنیا، در سال 2005، که باعث مرگ 10 نفر شد.
- لغزش گل و لای جنوبی در سنت برنارد، جنوب لیت، در سال 2006، منجر به کشته شدن 1126 نفر شد و روستای Guinsaugon را به طور کامل مدفون کرد.
- رانش گل و لای چیتاگونگ، که در چیتاگونگ، بنگلادش، در 11 ژوئن 2007 رخ داد.
- لغزش قاهره در 6 سپتامبر 2008.
- فاجعه کوههای پلوریتانی در 1 اکتبر 2009 که منجر به کشته شدن 37 نفر شد.
- لغزش زمین در اوگاندا در سال 2010، که باعث مرگ بیش از 100 نفر در پی بارش شدید باران در منطقه بودودا شد.
- گل و لای شهرستان ژوکو در گانسو، چین، در 8 اوت 2010.
- سرسره شیطان، یک پدیده زمین لغزش فعال و پیوسته واقع در شهرستان سن متئو، کالیفرنیا.
- ریزش زمین ریودوژانیرو در 11 ژانویه 2011 در ریودوژانیرو برزیل که منجر به 610 کشته شد.
- لغزش پونا، که در پونا، هند، در سال 2014 رخ داد.
- لغزش گل Oso که در سال 2014 اوسو، واشنگتن را تحت تاثیر قرار داد.
- لغزش موکوآ، که در موکوآ، کلمبیا، در سال 2017 رخ داد.
- لغزش ایسکیا در سال 2022.
- لغزش گوفا، که در گوفا، اتیوپی، در سال 2024 رخ داد.
- رانش زمین Wayanad، که Wayanad، کرالا، هند را در سال 2024 تحت تاثیر قرار داد.
- لغزش پیشبینیشده در بلاتن (لوتسشن)، سوئیس، در سال 2025.
- لغزش پیشبینی شده تاراسین در سودان، در سال 2025.
لغزش زمین در اجسام فرازمینی
شواهدی از فعالیت زمین لغزش باستانی در سراسر اجرام آسمانی متعدد در منظومه شمسی شناسایی شده است. با این حال، به دلیل ماهیت گذرا مشاهدات کاوشگر و عدم فعالیت زمین شناسی عمومی اکثر اجرام منظومه شمسی، چند رویداد زمین لغزش اخیر مستند شده است. با این وجود، نقشه برداری طولانی مدت گسترده ای که توسط ماهواره های در حال گردش انجام شده است، مواردی از لغزش زمین در زهره و مریخ را نشان داده است.
راهبردهای کاهش زمین لغزش
تکنیک های نظارت بر زمین لغزش
پایش زمین لغزش برای ارزیابی شرایط خطرناک، فعال کردن هشدارهای به موقع، جلوگیری از تلفات جانی و مالی، و تسهیل اجرای برنامهریزی مؤثر و استراتژیهای کاهش حیاتی است. در حال حاضر تکنیک های مختلفی برای نظارت بر زمین لغزش استفاده می شود:
تکنیک های سنجش از دور
- رادار دیافراگم مصنوعی تداخل سنجی (InSAR): این روش سنجش از راه دور دقیقاً جابجایی زمین را در طول زمان کمیت می کند و به ویژه برای کاربردهای نظارتی گسترده موثر است.
- تشخیص نور و محدوده (LiDAR): LiDAR مدلهای سه بعدی پیچیده زمین را تولید میکند و امکان تشخیص تغییرات زمانی را از طریق تجزیه و تحلیل مقایسهای مجموعه دادههای ابر نقطهای متوالی فراهم میکند.
- تصاویر ماهوارهای نوری: این تکنیک برای تشخیص تغییرات سطحی، شناسایی ویژگیهای ژئومورفولوژیکی مانند ترکها و لغزشها و مشخص کردن مناطق مستعد در معرض لغزش ارزشمند است.
- وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین (UAV): پهپادها به دست آوردن تصاویر با وضوح بالا و داده های توپوگرافی را تسهیل می کنند، به ویژه در مناطق چالش برانگیز یا غیر قابل دسترس.
- تصویربرداری حرارتی: تصاویر حرارتی امکان تشخیص تفاوتهای دما را فراهم میکند، که میتواند نشاندهنده حرکت آب زیرسطحی یا تنش در یک شیب باشد.
تکنیک های زمینی
- سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS): GPS حرکات زمین را در نقاط تعیین شده در طول زمان با استفاده از شبکه ای از ماهواره های مدار زمین نظارت می کند.
- بررسیهای توپوگرافی: این بررسیها میزان جابجایی اهداف مشخصشده در یک شیب را تعیین میکنند.
- رادار زمینی (GB-SAR): GB-SAR به طور مداوم تغییر شکل سطح را با استفاده از سنسور رادار دیافراگم مصنوعی نظارت میکند و تشخیص حرکت در زمان واقعی را بر اساس اصول مشابه InSAR امکانپذیر میسازد.
ابزار ژئوتکنیک
- پیزومترها: این ابزارها سطح آب زیرزمینی و فشار آب منفذی را کنترل می کنند که هر دو از عوامل حیاتی در شروع زمین لغزش هستند.
- لودسل ها: لودسل ها تغییرات تنش را در ساختارهای نگهدارنده یا لنگرها کمیت می دهند.
- شیبسنجها: این دستگاهها جابجاییهای زاویهای جزئی را در سطوح شیبدار یا داخل دیوارهای حائل تشخیص میدهند.
- کششسنجها: اکستانسومترها جابهجایی را که در امتداد شکافها یا نواحی کشش رخ میدهد اندازهگیری میکنند.
- شیبسنجها: شیبسنجها با مشاهده تغییرات در شیب گمانه، حرکات زیرسطحی را شناسایی میکنند.
تکنیک های لرزه ای
ژئوفونها و شتابسنجها: این ابزارها ارتعاشات لرزهای یا حرکات زمین را که ممکن است نشاندهنده ناپایداری شیب باشد، شناسایی میکنند.
تأثیر تغییر اقلیم بر زمین لغزش
تأثیر تغییر آب و هوا بر دما، میانگین و رویدادهای شدید بارندگی، و تبخیر و تعرق میتواند توزیع، فراوانی و شدت زمین لغزش را تغییر دهد. با این وجود، این تاثیر تنوع منطقهای قابلتوجهی را نشان میدهد، که نیاز به مطالعات محلی برای درک اثرات آن بر زمین لغزش دارد. تغییرات آب و هوا پیامدهای مفید و مضری برای فعالیت زمین لغزش دارد. دماهای بالا می توانند تبخیر و تعرق را افزایش دهند، به طور بالقوه رطوبت خاک را کاهش دهند، و رشد گیاهی را تحریک کنند، که تا حدی به افزایش غلظت CO2 اتمسفر نسبت داده می شود. تحت شرایط خاص، هر دو این اثرات ممکن است وقوع زمین لغزش را کاهش دهد. برعکس، افزایش دما نیز از طریق:
به افزایش زمین لغزش کمک می کند- تسریع ذوب برف و افزایش رویدادهای باران بر برف در طول بهار، که منجر به نفوذ قابل توجهی میشود.
- تخریب دائمی یخها، که انسجام خاک و تودههای سنگی را از طریق از بین رفتن یخ میانبافتی کاهش میدهد، که عمدتاً در ارتفاعات بالا مشاهده میشود.
- عقبنشینی یخچالها، که همزمان بار دامنههای کوه را کاهش میدهد و در عین حال شیب آنها را افزایش میدهد.
با توجه به تغییرات منطقهای پیشبینیشده در میانگین بارندگی، پیشبینی میشود لغزشهای ناشی از بارندگی در پاسخ به نرخ نفوذ تغییر یافته، سطح آبهای زیرزمینی و فرسایش حاشیه رودخانه تغییر کنند. همچنین انتظار می رود که تغییرات آب و هوایی باعث تشدید رویدادهای شدید آب و هوایی از جمله بارش شدید شود. این تشدید با ترویج نفوذ متمرکز به خاک و سنگ، و با افزایش رخدادهای رواناب، که متعاقباً می تواند جریان زباله را آغاز کند، بر زمین لغزش تأثیر منفی می گذارد.
مراجع
مراجع
وب سایت سازمان زمین شناسی ایالات متحده (بایگانی شده در 25 مارس 2002)
- سایت سازمان زمین شناسی ایالات متحده (بایگانی شده در 25 مارس 2002)
- وبسایت زمینلغزش سازمان زمینشناسی بریتانیا
- پایگاه ملی زمین لغزش سازمان زمین شناسی بریتانیا
- کنسرسیوم بین المللی در زمین لغزش (بایگانی شده در 8 مه 2019، در Wayback Machine)