نجوم بابلی مشاهدات و مستندسازی سیستماتیک اجرام آسمانی را در طول دوره های تاریخی اولیه بین النهرین در بر می گرفت. سیستم اعداد جنسی کوچک، که بر پایه 60 به جای سیستم اعشاری مدرن مبتنی بر پایه ده پایه گذاری شده است، محاسبه و ثبت مقادیر استثنایی بزرگ و کوچک را تسهیل می کند.
نجوم بابلی مطالعه یا ثبت اجرام آسمانی در طول تاریخ اولیه بین النهرین بود. سیستم اعداد مورد استفاده، sexagesimal، بر اساس 60 بود، در مقابل ده در سیستم اعشاری مدرن. این سیستم محاسبه و ثبت اعداد غیرمعمول بزرگ و کوچک را ساده میکند.
بین قرنهای 8 و 7 قبل از میلاد، ستارهشناسان بابلی پیشگام یک روش تجربی نوآورانه برای تحقیقات نجومی بودند. آنها مطالعه سیستماتیک و مستندسازی باورهای کیهانی و چارچوب های فلسفی خود را در مورد ساختار ایده آل جهان آغاز کردند و همزمان یک انسجام منطقی ذاتی را در مدل های پیش بینی سیاره ای خود ادغام کردند. این پیشرفت پیشرفت چشمگیری هم در نجوم و هم در فلسفه علم ایجاد کرد و باعث شد برخی از دانشگاهیان معاصر آن را به عنوان یک انقلاب علمی توصیف کنند. متعاقباً، این روش نجومی در طالع بینی یونانی و هلنیستی اتخاذ و اصلاح شد. متون یونان باستان و لاتین معمولاً به این فیلسوف-کاهنان که در نجوم و سایر اعمال پیشگویی تخصص داشتند، به عنوان کلدانیان یاد می کردند. نجوم بابلی در ایجاد طالع بینی مدرن و تسهیل انتشار آن در سراسر امپراتوری یونانی-رومی در طول دوره هلنیستی قرن دوم نقش بسزایی داشت. بابلیها با استفاده از منظومه ی سیارهای، گذرهای سیارهای را با تقسیم کره آسمانی 360 درجه به بخشهای 30 درجه دنبال میکردند و بدین ترتیب 12 علامت زودیاک را به ستارگان واقع در امتداد دایره البروج اختصاص میدادند.
فقط شواهد تکهتکهای از بابلی گرایان باستانی را نشان میدهد. حاوی یادداشت های روزانه نجومی، گذرنامه ها و متون رویه ای است. در نتیجه، درک فعلی از نظریه سیاره بابلی ناقص باقی می ماند. با وجود این، قطعات موجود نشان میدهند که نجوم بابلی نشاندهنده «تلاش موفقیتآمیز اولیه برای ارائه توصیف ریاضی دقیق از پدیدههای نجومی» است و اینکه «همه انواع بعدی نجوم علمی، در جهان هلنیستی، در هند، در اسلام، و در غرب... از نظر بنیادی به بابلی وابسته است».
نجوم در دوره بابل قدیم
از محوطه باستانی نینوا، اثری به نام منشور عاج کشف شد. در ابتدا برای ترسیم قوانین بازی فرض شد، عملکرد آن متعاقباً به عنوان یک مبدل واحد که برای محاسبه حرکات اجرام آسمانی و صورتهای فلکی استفاده میشود، رمزگشایی شد.
اخترشناسان بابلی علائم زودیاک را بر اساس تقسیمبندی آسمان به بخشهایی با سی درجه مشخص کردند. خلاصه شامل فهرستهای گستردهای از ستارگان و صورتهای فلکی، در کنار روششناسی برای پیشبینی طلوع و موقعیت مارپیچ سیارات، و برای تعیین مدتزمان نور روز با استفاده از ابزارهایی مانند ساعتهای آبی، گنمونها، مشاهدات سایهای، و میانقلابها است. علاوه بر این، متن GU بابلی ستارگان را در «رشتههایی» که با دایرههای انحراف همتراز هستند، سازماندهی میکند، در نتیجه اندازهگیری صعودهای راست یا فواصل زمانی را تسهیل میکند، و ستارگان اوج را در خود جای میدهد، که با تفاوتهای راست صعودی مشخص شده نیز مشخص میشوند.
نظریه سیاره
تمدن بابلی به عنوان اولین تمدنی شناخته می شود که نظریه منسجمی در مورد حرکت سیاره ایجاد کرده است. باستانیترین سند نجومی سیارهای موجود، لوح زهره بابلی Ammisaduqa است، بازتولید قرن هفتم پیش از میلاد از سوابق رصدی که جزئیات حرکات سیاره زهره را نشان میدهد، که احتمالاً از هزاره دوم قبل از میلاد نشات میگیرد. اخترشناسان بابلی علاوه بر این، اصول اساسی را برای آنچه که بعداً به طالع بینی غربی تبدیل شد، ایجاد کردند. Enuma anu enlil که در دوره نوآسوریان در قرن هفتم قبل از میلاد ساخته شده است، نشانه ها و همبستگی آنها با پدیده های مختلف آسمانی، از جمله حرکات سیاره ای را برمی شمارد.
کیهان شناسی
برخلاف جهان بینی های گسترده ای که در ادبیات بین النهرین و آشور-بابل به تصویر کشیده شده است، به ویژه در اساطیر بین النهرین و بابلی، اطلاعات محدودی در مورد کیهان شناسی و جهان بینی اخترشناسان و ستاره شناسان بابلی باستان در دسترس است. این کمبود در درجه اول به ماهیت تکه تکه شده فعلی نظریه سیاره شناسی بابلی و فعالیت های کاملاً متمایز نجوم و کیهان شناسی بابلی نسبت داده می شود. با این وجود، عناصر تفکر کیهانی در متون ادبی و اساطیری بابلی قابل تشخیص است.
شال های پیشگویی
کیهانشناسی بینالنهرین معمولاً معتقد بود که موجودات الهی رویدادهای آینده را از طریق شگون به بشریت منتقل میکنند. این تظاهرات گهگاه شامل احشاء حیوانات میشد، اما بیشتر اوقات، شگون از طریق مشاهدات نجومی و نجومی تفسیر میشد. در نتیجه، نشانه های سیاره ای، مستقل از مداخله انسان، دارای قدرت بیشتری در نظر گرفته می شدند. با این وجود، بینالنهرینیها معتقد بودند که حوادثی که این فالها پیشبینی میکنند تغییر ناپذیر نیستند و میتوان از آن جلوگیری کرد. رابطه پیچیده بین جامعه بین النهرین و نشانه ها به طور گسترده در Omen Compendia، مجموعه متنی بابلی که از اوایل هزاره دوم پیش از میلاد سرچشمه می گیرد، مستند شده است. این خلاصه بهعنوان منبع اصلی تأیید اعتقاد باستانی بینالنهرین است که نشانهها نشان دهنده رخدادهای قابل اجتناب هستند. علاوه بر این، در متن به تشریح آیینهای سومری که برای مقابله با تأثیرات بدخواهانه طراحی شدهاند، معروف به «نام-بور-بی» است، اصطلاحی که متعاقباً توسط اکدیها به عنوان «نامبوربو» پذیرفته شد، که تقریباً به «شل شدن [شر» ترجمه میشود. خدای Ea به طور سنتی با انتقال این نشانه ها مرتبط بود. در میان انواع مختلف فال، کسوف خطرناک ترین در نظر گرفته شد.
Enuma Anu Enlil مجموعه ای از الواح به خط میخی را شامل می شود که فال های مختلف آسمانی را که توسط ستاره شناسان بابلی ثبت شده است را روشن می کند. به اجرام آسمانی برجسته، از جمله خورشید و ماه، قدرت پیشگویی قابل توجهی نسبت داده شد. سوابق تاریخی از نینوا و بابل، که قدمت تقریباً بین 2500 تا 670 قبل از میلاد دارند، مشاهدات بین النهرینی از فال ماه را مستند می کنند. این سوابق شامل جملاتی مانند: "هنگامی که ماه ناپدید شود، بلا به زمین می رسد. هنگامی که ماه از مسیر مورد انتظار خود منحرف شود، خسوف رخ می دهد."
اسطرلاب
اسطرلابهای بینالنهرین باستانی، متمایز از ابزارهای ناوبری و نجومی متأخر با همین نام، برخی از اولین لوحهای خط میخی را نشان میدهند که دانش نجومی را مستند میکنند، که از پادشاهی بابلی قدیم سرچشمه میگیرد. این لوح ها سی و شش ستاره را می شمارند که هر کدام مربوط به ماه خاصی از سال است و به طور کلی بین 1800 تا 1100 قبل از میلاد تاریخ گذاری شده اند. در حالی که هیچ متن اصلی کاملی به دست نیامده است، یک مجموعه مدرن توسط تئوفیلوس پینچس، که به دقت از قطعات نگهداری شده در موزه بریتانیا جمع آوری شده است، بسیار مورد توجه متخصصان نجوم بابلی است. متون مهم دیگر مربوط به اسطرلاب ها شامل مجموعه های بروکسل و برلین است. این مجموعهها اطلاعاتی مشابه با گلچین Pinches ارائه میدهند، با این حال، تغییرات متمایزی را نیز نشان میدهند.
تصور میشود که سی و شش ستاره شامل اسطرلابها از سنتهای نجومی سه دولت شهر بینالنهرین متمایز سرچشمه میگیرند: عیلام، اکد، و آمورو. پیکربندیهای ستارهای مشاهدهشده و بالقوه نقشهبرداری شده توسط این دولتشهرها دقیقاً با آنچه در اسطرلابها ثبت شده است مطابقت دارد. هر منطقه دارای مجموعه ای متمایز از دوازده ستاره بود و از تجمع این سه مجموعه منطقه ای سی و شش ستاره موجود در اسطرلاب ها به دست می آید. علاوه بر این، دوازده ستاره مرتبط با هر منطقه با دوازده ماه سال همسو هستند. این ادعا توسط دو متن به خط میخی پشتیبانی میشود: فهرستهای ستارهای گسترده با نامهای «K 250» و «K 8067». هر دو لوح توسط ویدنر ترجمه و رونویسی شدند. در دوران سلطنت حمورابی، این سه سنت نجومی نامتجانس ترکیب شدند. این ادغام روششناسی منظمتر و علمیتر را در نجوم تقویت کرد و همزمان اتکا به سنتهای سهجانبه اصلی را کاهش داد. دقت علمی رو به رشد در عمل نجومی با سازماندهی این سنتهای منطقهای بر اساس مسیرهای ستارهای Ea، Anu، و Enlil، یک سیستم نجومی استادانه دقیق در MUL.APIN، بیشتر نشان داده میشود.
MUL.APIN
MUL.APIN خلاصهای از دو لوح به خط میخی را تشکیل میدهد (لوح 1 و لوح 2) که به دقت جنبههای مختلف نجوم بابلی، از جمله حرکات اجرام سماوی و رصد انقلابها و کسوف را ثبت میکند. هر تبلت به بخشهای موضوعی کوچکتری تقسیم میشود که به آنها فهرست میگویند. دوره ترکیب آن عموماً با دوره اسطرلاب ها و Enuma Anu Enlil همسو است، تطابقی که توسط عناصر موضوعی مشترک، روش های ریاضی و پدیده های ثبت شده پشتیبانی می شود.
لوح 1 حاوی داده هایی است که مشابهت های قابل توجهی را با اطلاعات ارائه شده در اخترلاب B نشان می دهد. حداقل بخشی از محتوای آنها بر اساس یک منبع مشترک. این لوح دارای شش لیست متمایز از ستارگان است که با شصت صورت فلکی در مسیرهای مشخص شده سه گروه ستاره ای اصلی بابلی مطابقت دارد: Ea، Anu، و Enlil. قابل ذکر است، لوح 1 همچنین شامل جزئیات تکمیلی در مورد مسیرهای Anu و Enlil است که در اسطرلاب B وجود ندارد.
رابطه تقویم، ریاضیات و نجوم
مشاهده خورشید، ماه و سایر اجرام آسمانی عمیقاً بر تکامل فرهنگ بین النهرین تأثیر گذاشت. مشاهدات نجومی توسعه یک تقویم و سیستم های ریاضی پیشرفته را در این جوامع تسهیل کرد. در حالی که اولین تمدن در سطح جهانی یا حتی منطقه ای نبود (همانطور که مصریان در شمال آفریقا تقویم خاص خود را داشتند)، بابلی ها نیز یک تقویم ابداع کردند. تقویم مصری خورشیدی بود، در حالی که تقویم بابلی قمری بود. برخی از مورخان یک تلفیق احتمالی را پیشنهاد می کنند که با پذیرش بابلی ها از یک سال کبیسه ابتدایی پس از توسعه آن توسط مصریان، گواه آن است. این شیوه بابلی باستانی به طور قابل توجهی با سیستم های سال کبیسه معاصر متفاوت است. مکانیسم آن شامل درج سیزدهمین ماه برای تنظیم مجدد تقویم و همسویی بیشتر آن با چرخه های کشاورزی بود.
کاهنان بابلی پیشگام پیشرفت های ریاضی بودند، در درجه اول برای اصلاح محاسبات حرکات جسم آسمانی. در این میان، نابوریمانو به عنوان اولین ستاره شناس بابلی ثبت شده است. او که به عنوان کشیش اختصاص داده شده به خدای ماه خدمت می کند، در کنار سایر محاسبات پیچیده ریاضی، به جمع آوری جداول پیچیده محاسباتی ماه و خسوف اعتبار داده شده است. این جداول محاسباتی که شامل هفده یا هجده بخش مجزا است، سرعت مداری سیارات و ماه را به دقت ثبت میکنند. ستاره شناسان بعدی در دوران سلوکیان بعداً به کمک های او اشاره کردند.
شفق قطبی
گروهی از دانشمندان دانشگاه تسوکوبا، الواح میخی آشوری را تجزیه و تحلیل کردند و توصیفاتی از آسمان قرمز غیرعادی را شناسایی کردند که به طور بالقوه نشان دهنده رویدادهای شفق قطبی هستند که احتمالاً توسط طوفان های ژئومغناطیسی بین سال های 680 تا 650 قبل از میلاد ایجاد شده اند.
نجوم نو بابلی
نجوم نو-بابلی شامل شیوه های نجومی است که توسط ستاره شناسان کلدانی در دوران تمدن بین النهرین بابلی نو، هخامنشی، سلوکی و اشکانی پرورش داده شده است. مستندات دقیق در خاطرات نجومی بابلی، شناسایی چرخه 18 ساله ساروس را برای ماه گرفتگی تسهیل کرد.
روش های حسابی و هندسی
علیرغم کمبود مواد موجود در مورد نظریه سیارهای بابلی، ستارهشناسان کلدانی عمدتاً به جای چارچوبهای نظری، بر روی همزمانها تمرکز کردند. پیش از این، به طور گسترده تصور میشد که مدلهای سیارهای پیشبینیکننده بابلی، عمدتاً تجربی و حسابی هستند، و عموماً فاقد عناصر فلسفی هندسی، کیهانی، یا نظری مشخصه مدلهای هلنیستی بعدی هستند. با این وجود، اخترشناسان بابلی درگیر تحقیقات فلسفی در مورد ماهیت بنیادی کیهان اولیه بودند. متون رویه ای بابلی جزئیات، و ephemerides از روش های حسابی برای محاسبه زمان و مکان پدیده های نجومی قابل توجه استفاده می کنند. با این حال، بررسیهای اخیر بر روی لوحهای میخی فهرستنشده قبلی از موزه بریتانیا، مربوط به 350 تا 50 قبل از میلاد، نشان میدهد که اخترشناسان بابلی گهگاه از تکنیکهای هندسی استفاده میکردند. این روشها پیشبینی روشهایی بودند که توسط ماشینحسابهای آکسفورد، بهویژه در توصیف حرکت مشتری در یک چارچوب ریاضی انتزاعی، توسعه یافتهاند.
به استثنای اتصالات پراکنده، نجوم بابلی تا حد زیادی استقلال خود را از کیهانشناسی بابلی حفظ کرد. در حالی که اخترشناسان یونانی «تعصب قابلتوجهی به نفع دایرهها یا کرههایی که با حرکت یکنواخت میچرخند» از خود نشان دادند، ستارهشناسان بابلی این تمایل خاص را نداشتند.
اخترشناسان کلدانی در این دوره سهم قابلتوجهی داشتند، از جمله شناسایی چرخههای کسوف و ساروس، در کنار رصدهای دقیق ستارهشناسی. به عنوان مثال، آنها به حرکت غیر یکنواخت خورشید در امتداد دایره البروج اشاره کردند، اگرچه علت اصلی برای آنها ناشناخته باقی ماند. درک مدرن این پدیده را به مدار بیضی شکل زمین به دور خورشید نسبت می دهد، جایی که سرعت آن در حضیض (نزدیک ترین نقطه به خورشید) افزایش می یابد و در آفلیون (دورترین نقطه) کاهش می یابد.
نجوم هلیوسنتریک
تنها مدل سیاره ای موجود که به ستاره شناسان کلدانی نسبت داده می شود، مدل سلوکوس هلنیستی سلوکیه (متولد 190 قبل از میلاد) است، که مدل هلیومرکزی پیشنهاد شده توسط آریستارخوس یونانی ساموسی را تایید کرد. اطلاعات مربوط به سلوکوس از نوشته های پلوتارک، آتیوس، استرابون و محمد بن زکریای رازی به دست آمده است. استرابون جغرافیدان یونانی، سلوکوس را یکی از چهار ستاره شناس بسیار تأثیرگذار برخاسته از سلوکیه هلنیستی در دجله، در کنار کیدناس (کیدینو)، نابوریانوس (نابوریماننو)، و سودینز معرفی کرد. در حالی که آثار اصلی آنها به زبان اکدی سروده شد و متعاقباً به یونانی ترجمه شد، سلوکوس خود را به این دلیل متمایز کرد که تنها کسی بود که از نظریه اریستارخوس در مورد حرکت سیارهای اریستارخوس حمایت میکرد، که فرض میکرد زمین در حین چرخش همزمان به دور خورشید حول محور خود میچرخد. پلوتارک همچنین پیشنهاد میکند که سلوکوس یک دلیل منطقی برای منظومه خورشیدمرکزی ارائه کرده است، اگرچه استدلالهای خاص او ناشناخته هستند.
لوسیو روسو معتقد است که استدلالهای سلوکوس احتمالاً مربوط به پدیدههای جزر و مدی است. سلوکوس به درستی این فرضیه را مطرح کرد که تأثیر گرانشی ماه باعث جزر و مد می شود، اگرچه او به اشتباه معتقد بود جو زمین واسطه این تعامل است. او تغییرات در زمان و بزرگی جزر و مد را در مناطق مختلف جهانی مشاهده کرد. استرابو (1.1.9) سلوکوس را به عنوان اولین کسی معرفی می کند که بیان می کند که جزر و مد ناشی از جاذبه ماه است و ارتفاع آنها مشروط به هم ترازی ماه با خورشید است.
بارتل لندرت ون در واردن پیشنهاد می کند که سلوکوس ممکن است نظریه تابش خورشیدی را با ایجاد مدل های ثابت موقعیت سنجی سیاره ای بر اساس روش های ثابت موقعیت سنجی برای یک سیاره ثابت کند. مدل با توجه به معاصر بودن او با هیپارخوس، قابل قبول است که او از تکنیک های مثلثاتی رایج در آن دوران استفاده کرده است.
در حالی که هیچ یک از رسالههای اصلی سلوکوس یا ترجمههای یونانی آنها باقی نمانده است، بخش واحدی از آثار او تنها از طریق ترجمه عربی حفظ شده است. این قطعه متعاقباً توسط فیلسوف ایرانی محمد بن زکریای رازی (865-925) ارجاع داده شد.
تأثیر بابلی بر نجوم هلنیستی
بخش قابل توجهی از آثار نویسندگان یونان باستان و هلنیستی، که ریاضیدانان، اخترشناسان و جغرافیدانان را در بر می گیرد، تا دوران معاصر باقی مانده است، یا مشارکت ها و ایده های آنها از طریق مراجع بعدی قابل دسترسی است. در مقابل، پیشرفتهایی که در این رشتهها توسط تمدنهای پیشین باستان خاور نزدیک، بهویژه بابل، انجام شد، برای مدت طولانی تا حد زیادی ناشناخته ماند. کاوش در محوطه های باستانی مهم در قرن نوزدهم منجر به کشف متون متعدد به خط میخی بر روی لوح های گلی شد که برخی از آنها به موضوعات نجومی مربوط می شود. اکثر این لوحهای نجومی شناسایی شده توسط آبراهام ساکس ثبت شده و متعاقباً توسط اتو نویگباور در متون خط میخی نجومی (ACT) منتشر شد. هرودوت ثبت می کند که یونانیان مفاهیم نجومی مانند گنمون و تقسیم روز به دو بخش دوازده ساعته را از بابلی ها به دست آوردند. علاوه بر این، سایر گزارشهای تاریخی نشان میدهند که پاردگمهای یونانی، سنگهایی که با سوراخهای 365-366 برای نشان دادن روزهای یک سال حکاکی شدهاند، نیز از شیوههای بابلی سرچشمه گرفتهاند.
تأثیر بر هیپارخوس و بطلمیوس
در سال 1900، فرانتس خاور کوگلر ثابت کرد که بطلمیوس، در Almagest IV.2، ارزشهای دوره قمری را که او از «اخترشناسان حتی باستانیتر» به دست آورده بود، از طریق تجزیه و تحلیل مقایسهای از مشاهدات کسوف که توسط «کلدانیها» انجام شده بود، بیان کرد. با این وجود، تحقیقات کوگلر نشان داد که دورههایی که بطلمیوس به هیپارخوس نسبت داده شده بود، قبلاً در دورههای بابلی وجود داشته است، بهویژه در مجموعه متنی که اکنون بهعنوان «سیستم B» (که گاهی به کیدینو نسبت داده میشود) مشخص شده است. به نظر می رسد هیپارخوس صرفاً صحت دوره هایی را که از کلدانیان آموخته بود از طریق مشاهدات بعدی خود تأیید کرد. درک مداوم یونانی از این نظریه خاص بابلی توسط یک پاپیروس قرن دوم اثبات شده است که دارای 32 سطر از یک ستون محاسباتی ماه است که از این "سیستم B" یکسان استفاده می کند، البته به جای اینکه به خط میخی بر روی لوح های گلی به زبان یونانی بر روی پاپیروس حک شده باشد.
وسایل انتقال
تحقیقات تاریخی نشان میدهد که آتن، در اواخر قرن پنجم، احتمالاً از نجوم بابلی، دست اندرکاران آن، یا چارچوبهای مفهومی و روششناسی آن آگاه بوده است. این آگاهی از روایتهای گزنفون استنباط میشود، که سندی است که سقراط به شاگردانش توصیه میکند تا دانش نجومی را تا حدی که بتوانند زمان شب را از موقعیتهای ستارگان مشخص کنند، دنبال کنند. ظرفیت تعیین زمان شبانه با استفاده از علائم زودیاک نیز در آثار شعری آراتوس ذکر شده است.
طالع بینی بابلی
- طالع بینی بابلی
- تقویم بابلی
- ریاضیات بابلی
- کاتالوگ های ستاره های بابلی
- نجوم مصر
- تاریخ نجوم (بخش بین النهرین)
- نجوم مایا
- MUL.APIN
- Pleiades
- لوح زهره آمیسادوقا
مراجع
نقلها
منابع
- Aaboe، Asger (1958). "درباره نظریه های سیاره ای بابلی". قنطورس. 5 (3–4): 209–277. doi:10.1111/j.1600-0498.1958.tb00499.x.Aaboe, Asger (1974). "نجوم علمی در دوران باستان". معاملات فلسفی انجمن سلطنتی لندن. سری A، ریاضیات و علوم فیزیکی2.62 21–42 Bibcode:1974RSPTA.276...21A doi:10.1098/rsta.1974.0007.Aaboe, A.; Britton, J.P.; Henderson, J.A.; Neugebauer, O.; Sachs, A.J. (1991). "Saros Cycle Dates and Related Babylonian Dates and Related Babylonian Ts. انجمن فلسفی آمریکا (6): 1–75. JSTOR 1006543. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Ajournal&rft.genre=article&rft.jtitle=Transactions+of+the+of+American+Shiletos y&rft.atitle=دوره+ساروس+تاریخ+و+متن+نجومی+بابلی+مرتبط&rft.volume=81&rft.issue=6&rft.pages=1-75&rft.date=1991&info%rftA_id i%2F10.2307%2F1006543&rft_id=https%3A%2F%2Forg%2Fstable%2F1006543%23id-name%3DJS TOR&rft.aulast=Aaboe&rft.aufirst=A.&rft.au=Britton%2C+J.P.&rft.au=He nderson%2C+J.A.&rft.au=Neugebauer%2C+O.&rft.au=Sachs%2C+A.J.&rft_id=http s%3A%2F%2Forg%2Fstable%2F1006543&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- ایوانز، جیمز (1998). تاریخچه و عملکرد ستاره شناسی باستان.انتشارات دانشگاه آکسفورد.Friberg، Jöran (2019). "سه هزار سال اعداد جنسی کوچک در متون ریاضی بین النهرین". بایگانی تاریخ علوم دقیق. 73 (2): 183–183–. accessible">10.1007/s00407-019-00221-3.هایاکاوا، هیساشی; میتسوما، یاسویوکی؛ ابیهارا، یوسوکه؛ میاکه، فوسا (2019). "اولین کاندیدهای رصد شفق در گزارش های نجومی آشوری: بینش هایی در مورد فعالیت خورشیدی در حدود 660 سال قبل از میلاد". نامه های مجله اخترفیزیک. 884 (1): L18. arXiv:1909.05498. Bibcode:2019ApJ...884L..18H. doi:10.3847/2041-8213/ab42e4.هترینگتون، نوریس اس. (1993). کیهانشناسی : دیدگاههای تاریخی، ادبی، فلسفی، مذهبی، و علمی. انتشارات CRC.هولدن، جیمز اچ. (2006). تاریخچه طالع بینی فال. فدراسیون آمریکایی Astr.Hunger, Hermann; Pingree, David (1999). علوم اختری در بین النهرین. بریل. ISBN 978-90-04-29413-4.کوخ، اولا سوزان (1995).طالع بینی بین النهرین: مقدمه ای بر پیشگویی آسمانی بابلی و آشوری. انتشارات موزه توسکولانوم.لامبرت، دبلیو جی (1987). "بازبینی: فالهای نجومی بابلی و ستارگان آنها". مجله انجمن شرقی آمریکا. 107-107 doi:10.2307/602955 JSTOR 602955.لورینگتون، دیوید (2003). Babylon to Voyager and Beyond: A History of Planetary Astronomy. انتشارات دانشگاه کمبریج Bibcode:2003bvb..book.....L.Neugebauer, O. (1948). "تاریخچه مسائل و روشهای نجوم باستان". مجله مطالعات خاور نزدیک. §56§1 (1): doi:10.1086/370729.Olmstead، A.T. (1938). "نجوم بابلی: طرح تاریخی". مجله آمریکایی زبان ها و ادبیات سامی. 55 (2): 113–129. doi:10.1086/amerjsemilanglit.55.2.3088090.Ossendrijver، Mathieu (2016). "اخترشناسان بابلی باستان موقعیت مشتری را از ناحیه زیر نمودار سرعت زمان محاسبه کردند". علم35>. 482–484 Bibcode:2016Sci...351..482O.doi:10.1126/science.aad8085.PMID 26823423.Pingree, David (1992). "Hellenophilia در مقابل تاریخ علم". Isis. 83 (4): 554–56. Bibcode:1992Isis...83..554P doi:10.1086/356288.Pingree, David (1998). «میراث در نجوم و شگون آسمانی». در دالی، استفانی (ویرایش)، میراث بین النهرین. انتشارات دانشگاه آکسفورد، صفحات 125–137.روچبرگ، فرانچسکا (2002). "نگاهی به نجوم بابلی در تاریخ نگاری علم." مطالعاتی در تاریخ و فلسفه علم قسمت الف، 33 (4): 664–pan. Bibcode:2002SHPSA..33..661R doi:10.1016/S0039-3681(02)00022-5.روچبرگ، فرانچسکا (2004). نوشتن آسمانی: پیشگویی، طالع بینی و ستاره شناسی در فرهنگ بین النهرین. انتشارات دانشگاه کمبریج doi:10.1017/CBO9780511617409. ISBN 978-0-521-83010-2.Rochberg-Halton, F. (1983). "فاصله های ستاره ای در نجوم اولیه بابلی: دیدگاهی جدید بر متن هیپرچت (HS 229)." مجله مطالعات خاور نزدیک، (3): 43 209–217 doi:10.1086/373020.JSTOR 545074.سارتون، جورج (1955). "نجوم کلدانی در سه قرن گذشته قبل از میلاد." مجله انجمن شرق آمریکا، 55 (3): 166–20.5-17.17.17. JSTOR 595168.استیل، جان (2019). «تبیین نجوم بابلی». Isis، 110 (2): 292–295. doi:10.1086/703532.Van der Waerden, B.L. (1949). "نجوم بابلی. II. سی و شش ستاره." مجله مطالعات خاور نزدیک، 8 (1): 6–26. doi:10.1086/370901.ون در واردن، بی.ال. (1951). "نجوم بابلی. III. اولین محاسبات نجومی." مجله مطالعات خاور نزدیک، 10 (1): 20–34. doi:10.1086/371009.Van der Waerden, B.L. (1987). "نجوم بابلی. III. اولین محاسبات نجومی." سالنامه آکادمی علوم نیویورک، 500 (1): 525-545.doi:10.1111/j.1749-6632.1987.tb37224.x.واتسون، ریتا؛ هوروویتز، وین (2011). نوشتن علم قبل از یونانیان: تحلیلی طبیعی از رساله نجومی بابلی MUL.APIN. لیدن: بریل آکادمیک Pub. ISBN 978-90-04-20230-6.جونز، الکساندر. «تطبیق روشهای بابلی در نجوم عددی یونان». Isis, 82 (1991): 441-453. تجدید چاپ شده در Michael Shank (ویرایش)، The Scientific Enterprise in Antiquity and the Middle Ages. شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 2000. ISBN 0-226-74951-7
- جونز، الکساندر. «تطبیق روشهای بابلی در نجوم عددی یونان». داعش، 82 (1991): 441-453; تجدید چاپ شده در Michael Shank, ed. شرکت علمی در دوران باستان و قرون وسطی. شیکاگو: دانشگاه of Chicago Pr., 2000. ISBN 0-226-74951-7
- Neugebauer، Otto. متون میخی نجومی. 3 جلد. لندن: 1956; ویرایش دوم، نیویورک: اسپرینگر، 1983. (معمولاً به صورت اختصاری ACT)
- تومر، G. J. "هیپارخوس و نجوم بابلی." در ارل لیختی، ماریا دی جی. الیس، و پاملا جراردی (ویرایشگران)، یک انسان شناس علمی: مطالعاتی در حافظه آبراهام ساکس، صفحات 353-362. فیلادلفیا: انتشارات گاه به گاه صندوق ساموئل نوح کرامر 9، 1988.
