Çatalhöyük (انگلیسی: Chatalhoyuk; , cha-tal-HOO-yuhk؛ تلفظ ترکی: [tʃaˈtaɫhœjyc])، همچنین به عنوان Çatal Höyük یا Çatal Hüyük شناخته می شود و نام ترکی آن را çatal (از نام ترکی چاتال) مشتق شده است. höyük ("تومولوس"). این سایت نشاندهنده یک سکونتگاه اصلی نوسنگی و کالکولیتیک است که به عنوان یک تپه (تپهای که توسط لایههای متوالی اشغال انسان تشکیل شده است) مشخص میشود که در جنوب آناتولی قرار دارد. وجود آن تقریباً از 7500 قبل از میلاد تا 5600 قبل از میلاد را در بر می گرفت و اوج شکوفایی آن در حدود 7000 قبل از میلاد بود. Çatalhöyük در دشت قونیه، در جنوب شرقی شهر معاصر قونیه (از نظر تاریخی Iconium) در ترکیه واقع شده است و تقریباً 140 کیلومتر (87 مایل) از آتشفشان مشخص کوه حسن واقع شده است.
Çatalhöyük (انگلیسی: Chatalhoyuk; , cha-tal-HOO-yuhk؛ تلفظ ترکی: [tʃaˈtaɫhœjyc] همچنین Çatal Höyük و Çatal Hüyük از ترکی çatal "چنگال" + höyükنتیجه بیان شده است. سکونتگاه) یک سکونتگاه بسیار بزرگ از دوران نوسنگی و کالکولیتیک در آناتولی جنوبی که تقریباً از 7500 قبل از میلاد تا 5600 قبل از میلاد وجود داشته و در حدود 7000 قبل از میلاد رونق داشته است. Çatalhöyük مشرف به دشت قونیه، در جنوب شرقی شهر فعلی قونیه (Iconium باستانی) در ترکیه، تقریباً 140 کیلومتر (87 مایل) از آتشفشان دو مخروطی کوه حسن است.
در ژوئیه 2012، این مکان رسماً بهعنوان سایت جهانی یونسکو تعیین شد
.
باستان شناسی
سایت باستان شناسی چاتالهویوک شامل دو تپه مجزا است که توسط کانال منقرض شده رودخانه چارشامبا از هم جدا شده اند.
- تپه شرقی مساحتی در حدود 12.5 هکتار (31 هکتار) دارد و ارتفاع آن به حدود 20 متر (66 فوت) می رسد. اشغال اولیه آن در دوره نوسنگی منجر به ایجاد لایه قابل توجهی از بقایای آن شد، اگرچه وسعت کامل این نهشته ها به دلیل ساختارهای پوشاننده بعدی نامشخص است. پس از دوران نوسنگی، این تپه تا حد زیادی رها شد، به جز چند گور جدا شده از عصر برنز، قبل از اینکه در دورههای فریژی، هلنیستی، رومی، بیزانسی و عثمانی دوباره اشغال شود. شایان ذکر است، در دوره هلنیستی، ساختمانهای خوش ساختی بر فراز تپه ساخته شده است، در دوره رومی قلعهای در آنجا ایجاد شده است و سکههای بیزانسی متعددی کشف شده است.
- برعکس، تپه غربی که تقریباً در 300 متری (980 فوت) غرب واقع شده است، حدود 400 متر (1300 فوت) قطر دارد و مساحتی در حدود 8.5 هکتار (21 هکتار) را پوشش میدهد و در ارتفاع حدود 7.5 متری (25 فوت) قرار دارد. این تپه در دوره کالکولیتیک اولیه اشغال شده است که در حدود 5600 سال قبل از میلاد آغاز شده است. بیل مکانیکی اولیه یک سیستم تناوب سازی از 12 سطح را ایجاد کرد که از 1 تا 12 شماره گذاری شده بود، که از آن زمان با طرح الفبای بیل مکانیکی فعلی جایگزین شده است و سطوح A تا Z را در بر می گیرد.
جیمز ملاارت برای اولین بار در سال 1958 در طی یک بررسی منطقه ای از دشت قونیه، این مکان را مستند کرد. متعاقباً، او تیمی را هدایت کرد که در چهار فصل بین سالهای 1961 و 1965 کاوشها را انجام دادند. این تحقیقات اولیه این منطقه از آناتولی را به عنوان مرکز مهم فرهنگ پیشرفته در دوره نوسنگی نشان داد. کاوش ها 18 لایه معماری متوالی را کشف کردند که نشان دهنده مراحل مختلف توسعه و دوره های تاریخی سکونتگاه است. با این حال، قویاً ادعا شده است که چندین نقاشی دیواری ادعایی و تصاویر مجسمههای گمشده، که اغلب در نشریات دیگر ذکر شدهاند، در واقع توسط Mellaart ساخته شدهاند.
ملاارت به دلیل دخالت در ماجرای دوراک، رسوایی که در آن او نقاشی هایی از آثار ظاهراً مهم عصر برنز منتشر کرد که متعاقباً ناپدید شدند، با ممنوعیت ترکیه مواجه شد. به دنبال این مناقشه، این سایت تا سال 1993 بدون کاوش باقی ماند، زمانی که کار باستان شناسی جدید به سرپرستی ایان هودر، سپس وابسته به دانشگاه کمبریج آغاز شد. کاوشهایی که به رهبری هودر انجام شد در سال 2018 به پایان رسید. دو فصل اولیه شامل بررسیهای سطحی بود که حفاری در مقیاس کامل در سال 1995 آغاز شد. این پروژه به طور مداوم بر ادغام روشهای دیجیتال، که توسط چارچوب روششناختی تجربی و بازتابی آن هدایت میشود، تاکید کرده است. به گفته Mickel، پروژه تحقیقاتی Hodder's Çatalhöyük (ÇRP) خود را به عنوان مرکزی برای روششناسیهای مترقی، بهویژه در شیوههای ضبط سازگار و دموکراتیک، ادغام فناوریهای رایانهای، استراتژیهای نمونهگیری پیچیده، و مشارکت قوی جامعه، متمایز کرد.
در تپههای غربی، Jonathant تنها در 196 افتتاح شد. و کاتریونا گیبسون حفاری هایی را در سال 1998 انجام دادند. در سال 2006، دو تیم دیگر کار بر روی تپه غربی را آغاز کردند: یکی به رهبری بورچین اردوغو، و دیگری به کارگردانی پیتر بیهل و اوا روزنستاک.
حفاریها در حال حاضر به سرپرستی دانشگاه علی اوموت تُلو در حال انجام است. باستان شناسان به رهبری پروفسور دکتر Arkadiusz Marciniak از دانشگاه پوزنان از یک ساختمان سردخانه پرده برداری کردند که آن را "خانه مردگان" یا "خانه معنوی" نامیده اند. در داخل این ساختمان، تیم بقایای 20 نفر را که در زیر زمین دفن شده بودند، کشف کردند که نشان دهنده عملکردی آیینی برای فضا است. این یافتهها همچنین شامل یک ساختار تشریفاتی قابل توجه با دیوارهای نقاشی شده و چهارده سکو، در کنار یک عنصر معماری کوچکتر و گچ بری شده بود.
کشفهای لایههای نوسنگی در این مکان شامل مجموعهای از منسوجات بود که به ندرت در بافتهای باستانشناسی اولیه حفظ میشوند. بیشتر قطعات نساجی از محل دفن بازیابی شد که اغلب نشانه هایی از سوختن را نشان می داد. علاوه بر این، مصنوعات سنگی متعددی، عمدتاً ابسیدین، از این سطوح کشف شد که شامل تیغهها، پوستهها، نقاط پرتابه، خراشها، خنجرها و تیغههای داسی است. چندین اسکلت از دوران نوسنگی نیز یافت شد که بسیاری از آنها از سنگشکنهای درون ساختمانی سرچشمه میگرفتند و اغلب نشاندهنده تدفینهای ثانویه بودند. بیش از 2500 مجسمه سفالی نوسنگی "به طور معمول پخته شده" شناسایی شده است که عمدتاً حیوانات را به تصویر می کشد، اما همچنین شامل 187 پیکره انسان است.
فرهنگ
چاتالهویوک منحصراً از سازههای خانگی تشکیل شده بود، بدون ساختمانهای عمومی قابل تشخیص. در حالی که برخی از اتاقهای بزرگتر دارای نقاشیهای دیواری استادانه بودند، عملکرد دقیق فضاهای دیگر مبهم است.
پیشبینیهای جمعیتی اولیه جمعیتی را بین 5000 تا 7000 نفر تخمین زدند. با این حال، تحقیقات بعدی، با استفاده از مدلهای اصلاحشده توزیع ساختمانهای مسکونی و ادغام دادههای باستانشناسی و قومشناسی در مورد استفاده از ساختمان، نشان میدهد که شرق چاتالهویوک سالانه حدود 600 تا 800 نفر را در طول فاز میانی خود (6700 تا 6500 قبل از میلاد) در خود جای داده است. مطالعات ژنتیکی منتشر شده در سال 2025 نشان میدهد که سازمان اجتماعی در ابتدا به اصول مادرزادی و مادرزادی پایبند بوده و خانوادهها از مادر به دختر منتقل میشوند.
این سکونتگاه با تجمع متراکم ساختمانهای خوشهای مشخص میشود. خانوارها برای کمک، تجارت و اتحادهای زناشویی بالقوه برای فرزندان خود به همسایگان خود متکی بودند. ساکنان در خانههای خشتی زندگی میکردند که در ساختاری به هم پیوسته بسته شده بودند. هیچ مسیر یا خیابان مشخصی بین خانه ها وجود نداشت که پیچ و خم لانه زنبوری مانندی را تشکیل می داد. دسترسی به اکثر خانهها از طریق بازشوهای سقف و درهای جانبی صورت میگرفت که درهای دوم از طریق نردبان و پلهها میتوانستند. پشت بام ها به طور موثر به عنوان معابر عمل می کردند. این روزنههای سقف همچنین به عنوان تنها منبع تهویه عمل میکردند و اجازه میدادند دود از اجاقها و اجاقهای باز خانهها پخش شود.
فضای داخلی خانهها دارای روکشهای گچی بود و با نردبانهای چوبی مربعی یا پلههای شیبدار، که معمولاً در دیوار جنوبی اتاق، در کنار اجاقها و اجاقهای پخت و پز قرار میگرفتند، قابل دسترسی بودند. اتاقهای اولیه دارای سکوهای مرتفعی بودند که احتمالاً فعالیتهای مختلف داخلی را تسهیل میکرد. خانههای معمولی شامل دو اتاق میشد که به کارهای روزمره مانند پخت و پز و صنایع دستی اختصاص داشت. تمام دیوارهای داخلی و سکوها به دقت گچ کاری شده بودند تا سطح صافی داشته باشند. محفظههای فرعی، که برای ذخیرهسازی استفاده میشد، از طریق دهانههای کم از اتاقهای اصلی قابل دسترسی بودند.
همه اتاقها با تمیزی دقیق نگهداری میشدند. باستان شناسان کمترین زباله را در داخل سازه ها مشاهده کردند، در عوض میانی ها را در خارج از خرابه ها قرار دادند که حاوی فاضلاب، ضایعات مواد غذایی و مقادیر قابل توجهی خاکستر حاصل از سوزاندن چوب، نی و فضولات حیوانات بود. در طول آب و هوای مساعد، فعالیتهای روزانه متعددی نیز ممکن است در پشت بامها اتفاق افتاده باشد که به طور بالقوه یک میدان مشترک را تشکیل میدهند. در دورههای بعد، به نظر میرسد که کورههای بزرگ مشترک بر روی این پشت بامها ساخته شدهاند. با گذشت زمان، خانهها از طریق تخریب جزئی و بازسازی بر روی پایهای از آوار، فرآیندی که به تدریج به شکلگیری تپه کمک کرد، مورد بازسازی قرار گرفتند. هجده سطح متمایز از سکونتگاه کشف شده است.
ساکنان چاتالهویوک مردگان خود را در داخل این سکونتگاه به دلیل تشریفات آیینی دفن کردند. بقایای انسان در گودال های زیر طبقات، به ویژه در زیر آتشدان ها، سکوهای داخل اتاق های اصلی و تخت ها کشف شده است. اجساد قبل از دفن به شدت خم می شدند و اغلب در سبدها قرار می گرفتند یا در حصیرهای نی پیچیده می شدند. شواهدی از استخوانهای بدون رگه در برخی از گورها نشان میدهد که ممکن است اجساد برای مدتی قبل از جمعآوری و دفن استخوانها در معرض هوای آزاد قرار داشته باشند. در موارد خاص، قبرها آشفته می شد و سر فرد از اسکلت خارج می شد. این سرها ممکن است در آیین ها مورد استفاده قرار گرفته باشند، زیرا برخی از آنها در مناطق دیگر جامعه یافت می شد. حلقه های چرخان از قبر یک زن، در حالی که تبرهای سنگی در قبر یک مرد پیدا شد. برخی از جمجمهها با گچ بری و رنگ آمیزی با اخر برای بازسازی ویژگیهای صورت، یک رسم متمایز مردهخانهای است که بیشتر مشخصه مکانهای نوسنگی در سوریه و جریکو نوسنگی است تا مکانهای منطقهای نزدیکتر.
این سکونتگاه دارای نقاشیهای دیواری و مجسمههای پر جنب و جوش است که هم سطوح داخلی و هم سطوح خارجی را تزئین میکنند. قابل توجه است که مجسمههای گلی متمایز که زنان را به تصویر میکشند، از جمله زن مشهور نشسته چاتالهویوک، در لایههای چینهشناسی بالاتر محوطه کشف شدهاند. علیرغم عدم وجود ساختارهای معبد قابل شناسایی، وجود قبرها، نقاشی های دیواری و مجسمه ها نشان دهنده یک نظام مذهبی غنی نمادین در میان ساکنان چاتالهویوک است. فضاهایی که غلظت بالایی از این مصنوعات را به نمایش می گذارند ممکن است به عنوان زیارتگاه یا محل تجمع عمومی عمل کرده باشند. مضامین نمادنگاری تکرارشونده شامل تصاویری از مردان با فالوس های برافراشته، سناریوهای شکار، بازنمایی سرمه ای از شپشک های منقرض شده (گاوهای وحشی) و گوزن ها، و کرکس هایی است که بر روی صورت های سر بریده شده انسانی فرود می آیند. سطوح دیوارها همچنین دارای نقشهای برجسته حکاکی شده، مانند شیرزنان روبهرو هستند.
جمجمههای حیوانات، بهویژه جمجمههای گاو، به دیوارها چسبانده میشوند. یک نقاشی دیواری که این سکونتگاه را به تصویر میکشد، که توسط قلههای دوقلوی حسن داگ قاب شده است، اغلب بهعنوان اولین نقشه شناختهشده و اولین نقاشی منظره در سطح جهان معرفی میشود. با این وجود، این تفسیر با تردید برخی باستان شناسان مواجه است. به عنوان مثال، استفانی میس ادعا می کند که این تصویر به طور قابل قبولی یک پوست پلنگ را نشان می دهد تا یک آتشفشان، و یک الگوی هندسی تزئینی را به جای یک بازنمایی نقشه کشی نشان می دهد.
اعمال مذهبی
یکی از ویژگیهای برجسته چاتالهویوک، مجموعه مجسمههای زن آن است. جیمز ملاارت، حفاری اولیه، بر این باور بود که این مجسمههای با دقت ساخته شده از موادی مانند مرمر، سنگ آهک آبی و قهوهای، شیست، کلسیت، بازالت، آلاباستر و خاک رس، نمادی از الوهیت زنانه هستند. در حالی که یک خدای مذکر نیز حضور داشت، "بازنمایی های یک خدای زن به طور قابل توجهی از خدای مذکر فراتر می رود، که علاوه بر این، به نظر می رسد که پس از سطح VI کاملاً وجود ندارد." در حال حاضر هجده لایه باستان شناسی ترسیم شده است. این آثار عمدتاً در مکانهایی که ملاارت به عنوان زیارتگاههای مقدس تعبیر میشد، کشف شد. یک الهه باشکوه که دو شیر زن بر تخت نشسته بودند و در کنار آن دو شیر زن قرار داشتند، در یک سطل ذخیره غلات کشف شد، که باعث شد ملاارت نقش خود را در تضمین برداشت های موفق یا حفاظت از مواد غذایی فرضیه کند.
بر خلاف ملاارت، که تقریباً دویست سازه را در چهار فصل حفاری کرد، کل فصلی که یک هوسرشناس معاصر را به یک متخصص اختصاص داده بود، اختصاص داد. حفاری یک ساختمان واحد بین سالهای 2004 و 2005، هادر و تیم تحقیقاتیاش به این نتیجه رسیدند که الگوهای پیشنهادی ملاارت بیثبات هستند. اگرچه آنها یک مجسمه مشابه را کشف کردند، اکثریت قریب به اتفاق با قراردادهای سبکی "الهه مادر" پیشنهاد شده توسط ملاارت مطابقت نداشتند. هودر به جای حمایت از مفهوم فرهنگ الهه مادر، تأکید میکند که شواهد باستانشناسی از این مکان حداقل نشانهای از ساختار اجتماعی مادرسالارانه یا پدرسالارانه را ارائه میدهد.
این مجسمه دارای سینههای برجسته است که دستها روی آن قرار گرفتهاند، و شکم منبسط شده در مرکز قرار دارد. یک حفره در راس نشان دهنده وجود سابق یک سر است که اکنون وجود ندارد. با چرخاندن مجسمه، بازوهای باریک فوقالعادهای مشاهده میشود، و در پشت آن، نمایشی از اسکلت یا ساختار استخوانی یک انسان لاغر دیده میشود. دندهها، مهرهها، کتف و استخوانهای لگن اولیه بهطور مشخص رندر شدهاند. این مصنوع تفسیرهای متعددی را امکان پذیر می کند: به عنوان زنی که در حال گذار به شخصیت اجدادی است، به عنوان یک زن مرتبط با مرگ و میر، یا به عنوان یک نمایش نمادین از همگرایی زندگی و مرگ. از طرف دیگر، خطوطی که بدن را احاطه کرده اند ممکن است به جای دنده های آناتومیکی، نشان دهنده پیچیدن باشد. صرف نظر از تفسیر دقیق، این مصنوع منحصر به فرد دارای پتانسیل تغییر اساسی درک کنونی جامعه کاتالهویوک و مجموعه شمایل نگاری آن است. برجستگی تصویرهای زنانه ممکن است علاوه بر نقش مادری و پرورش، با نقش خاصی در رابطه با مرگ مرتبط باشد.
در مصاحبه ای که در Turkish Daily News منتشر شد، هودر مفهوم چاتالهویوک را به عنوان یک جامعه مادرسالار رد کرد و اظهار داشت: "بررسی الگوهای غذایی و جایگاه اجتماعی وضعیت اجتماعی معادل را برای زنان و مردان نشان می دهد که نشان دهنده تعادل قدرت است. شواهد بیشتر از وضعیت اجتماعی بالا ناشی می شود. بدن و سر پس از کشتار از هم جدا شدند. یک گزارش جداگانه در Hurriyet Daily News به نقل از هادر می گوید: "یافته های ما نشان می دهد که با مردان و زنان برابر رفتار شده است."
در گزارشی در سپتامبر 2009 که جزئیات حفاری حدود 2000 مجسمه را شرح می دهد، هودر اظهار داشت:
کاوشهای اولیه چاتالهویوک در دهه 1960، به رهبری سر جیمز ملاارت، از تکنیکهای روشمند استفاده میکردند، اما فاقد روششناسی جامع علوم طبیعی امروزی بودند. ملاارت نظریه های مختلفی را در مورد سازماندهی و ساکنان آن سایت ارائه کرد. با این حال، تحقیقات بعدی که در اواسط دهه 1990 آغاز شد، تفاسیر قابل توجهی متفاوت به دست آورد. یک مثال برجسته شامل اعتقاد گسترده به "الهه مادر" در Çatalhöyük است. تحقیقات اخیر حاکی از حداقل شواهدی است که از یک شخصیت الهه مادر یا یک جامعه مادرسالار تحت سلطه زنان حمایت می کند. این نشان میدهد که چگونه تحقیقات علمی معاصر، روایتهای تثبیتشده درباره سایت را به چالش میکشد.
لین مسکل خاطرنشان کرد که حفاریهای بعدی 2000 مجسمه را کشف کردند که نسبت به 200 موردی که در حفاریهای قبلی کشف شد، افزایش قابل توجهی داشت. اکثر این مجسمههای تازه کشفشده حیوانات را به تصویر میکشیدند که کمتر از ۵٪ آنها زنان را نشان میدادند.
در اوایل سال ۱۹۷۶، اوکو ماسینگ، فولکلور استونیایی، پیشنهاد کرد که اعمال مذهبی چاتالهویوک احتمالاً بر شکار و جمعآوری متمرکز است و مجسمههای «الهه مادر» به معنای زن بودن نیست. او اظهار داشت که توسعه نمادها برای آیین های کشاورزی ممکن است به یک بازه زمانی طولانی تر نیاز داشته باشد. این نظریه در مقاله او با عنوان «برخی نکاتی در مورد اساطیر مردم کاتال هیوک» توضیح داده شد.
اقتصادی
شواهد قابل توجهی حاکی از ساختار اجتماعی برابری طلبانه در چاتالهویوک است، با توجه به عدم وجود خانه های متمایز که نشان دهنده سلطنت یا سلسله مراتب مذهبی باشد. تحقیقات اخیر بیشتر نشاندهنده حداقل طبقهبندی اجتماعی مبتنی بر جنسیت است، که هم مردان و هم زنان دریافتهای تغذیهای مشابه و جایگاه اجتماعی ظاهری را نشان میدهند، الگویی که اغلب در جوامع پارینه سنگی مشاهده میشود. کودکان در زندگی خانگی شرکت کردند و با مشاهده بزرگسالانی که مجسمهها، مهرهها و دیگر مصنوعات را میسازند، دانشی در مورد آیینها، ساختوسازها و تعمیرات کسب کردند.
سازمان فضایی چاتالهویوک ممکن است منعکسکننده روابط نزدیک ساکنان باشد. طرح سکونتگاه حاکی از تقسیم شدن به «دو گروهی است که در دو طرف شهر زندگی میکردند که توسط یک خندق از هم جدا شده بودند». با توجه به فقدان سکونتگاههای نزدیک که میتوان از آن شرکای ازدواج تهیه کرد، «این جدایی فضایی باید دو گروه خویشاوندی متقابل را مشخص کرده باشد». این ترتیب می تواند رشد قابل توجهی از چنین استقرار اولیه را روشن کند.
سطوح چینه شناسی بالاتر در این سایت نشان می دهد که ساکنان چاتالهویوک در کشاورزی و اهلی کردن حیوانات مهارت دارند. مجسمههای زن کشفشده در سطلهای ذخیره غلات، حاوی گندم و جو، تصور میشود که خدایان را نشان میدهند که از غلات محافظت میکنند. نخود کشت می شد و بادام و پسته و میوه های مختلف از درختان تپه های مجاور جمع آوری می شد. در حالی که گوسفندها اهلی شدند و شواهد اولیه حاکی از اهلی شدن گاوها بود، شکار منبع غذایی مهمی برای جامعه باقی ماند. به نظر می رسد تولید ابزار سفالی و ابسیدین از صنایع اولیه بوده است. ابزار ابسیدین احتمالاً به صورت محلی مورد استفاده قرار می گرفت و همچنین با کالاهایی مانند صدف دریای مدیترانه و سنگ چخماق سوریه مبادله می شد. موری بوکچین مورخ و نویسنده ضد سرمایهداری، با مشاهده فقدان سلسله مراتب و نابرابری اقتصادی، چاتالهویوک را تجلی اولیه آنارکو کمونیسم معرفی کرد.
در مقابل، یک نشریه در سال 2014 ادعا کرد که پویایی اجتماعی چاتالهویوک پیچیدهتر است. در حالی که وسایل پخت و پز و ابزارهای سنگی خاص به نظر می رسید که به طور عادلانه توزیع می شوند، سنگ های کورن شکسته و تجهیزات ذخیره سازی توزیع یکنواخت کمتری را نشان می دهند. هم اموال شخصی و هم اموال عمومی حضور داشتند. علاوه بر این، این مطالعه پیشنهاد کرد که چاتالهویوک در حال گذار به سمت کاهش برابری گرایی است که مشخصه آن افزایش انتقال ثروت بین نسلی است.
موزه
موزه ای که توسط شهرداری قونیه ساخته شد، در سال 2023 در این مکان شروع به کار کرد. تا اکتبر 2024، یک کتابفروشی و یک کافه در این مرکز ادغام شد. بازدیدکنندگان بین المللی برای هر نفر پنج یورو هزینه ورودی دارند. این موزه دارای کیوسکهای اطلاعاتی متعددی است که بازدیدکنندگان فعال میکنند، که برخی از آنها محتوا را به دو زبان انگلیسی و ترکی ارائه میدهند. جزئیات جامع در مورد اکتشافات مختلف باستان شناسی در هشت اتاق ارائه شده است، از جمله بازسازی زیرزمینی یک خانه معمولی مربوط به 90 قرن قبل.
Körtiktepe
- Körtiktepe
- گوبکلی تپه
- شهرهای خاور نزدیک باستان
- کامیانا موهیلا
- فهرست هنر عصر حجر
- اروپا قدیم (باستان شناسی)
- پیکره های ناهید
مراجع
بیلی، داگلاس. مجسمههای ماقبل تاریخ: بازنمایی و جسمانیت در دوران نوسنگی. نیویورک: روتلج، 2005 (جلد گالینگور، ISBN 0-415-33151-X؛ شومیز، ISBN 0-415-33152-8).
- بیلی، داگلاس. پیکره های ماقبل تاریخ: بازنمایی و جسم در دوران نوسنگی. نیویورک: روتلج، 2005 (جلد گالینگور، ISBN 0-415-33151-X؛ جلد شومیز، ISBN 0-415- 8).
- بالتر، مایکل. الهه و گاو: Çatalhöyük: سفری باستان شناسی به طلوع تمدن. نیویورک: انتشارات آزاد، 2004 (جلد گالینگور، ISBN 0-7432-4360-9); Walnut Creek، CA: Left Coast Press، 2006 (شومیز، ISBN 1-59874-069-5). نسخه قابل توجهی خلاصه شده از این اثر در ماه مه 2005 در مجله اسمیتسونیان ظاهر شد.
- دورال، سادرتین. "حفاظت از Catalhoyuk: خاطرات یک نگهبان سایت باستان شناسی." مشارکت های Ian Hodder. ترجمه دویگو کامورچو اوغلو کلیره. Walnut Creek، CA: Left Coast Press، 2007. ISBN 978-1-59874-050-9.
- Göktürk, E. H., Hillegonds, D. J., Lipschutz, M. E., and Hodder, I. (2002). "سنجش طیف سنجی جرمی شتاب دهنده در Çatalhöyük." *Radiochimica Acta*، 90(7)، 407-410.
- هودر، ایان. (2004). "زنان و مردان در Çatalhöyük." *مجله علمی آمریکایی*، ژانویه 2004 (به روز رسانی V15:1، 2005).
- Hodder، I. (2014). *کاوش های Çatalhöyük: فصل های 2000-2008*. مؤسسه بریتانیا در آنکارا، Monumenta Archaeologica 29. ISBN 978-1-898249-29-0.
- هودر، ایان. (2020). بیست و پنج سال تحقیق در Çatalhöyük. *باستان شناسی خاور نزدیک*، 83(2)، 72-29.
- هودر، ایان. (2006). داستان پلنگ: افشای اسرار چاتالهویوک. لندن; نیویورک: تیمز و آمپر; هادسون (جلد گالینگور، ISBN 0-500-05141-0). این اثر با عنوان Çatalhöyük: The Leopard's Tale در بریتانیا منتشر شده است.
- هادر، ایان، بوگارد، امی، انگل، کلودیا، پیرسون، جسیکا، و آمی ولفهاگن، جسی. (2022). "تحلیل خودهمبستگی فضایی و سازمان اجتماعی مدیریت محصول و گله در Çatalhöyük." *مطالعات آناتولی*، 72، 1-15.
- ملارت، جیمز. (1967). Çatal Hüyük: یک شهر نوسنگی در آناتولی. لندن: تیمز & هادسون؛ نیویورک: شرکت کتاب مک گراو-هیل.
- [8] مسکل، ال ام. (2007). "بازسازی پیکره در Çatalhöyük." در *آغازهای مادی: پیش از تاریخ جهانی بازنمایی تصویری*، صفحات 143-56.
- Pearson، Jessica، & مسکل، لین. (2015). "ایزوتوپها و تصاویر: بدنسازی از بدن در Çatalhöyük." *Journal of Archaeological Method and Theory*, 22(2), 461-82.
- [9] راست-ایچر، آنتوانت، کارگ، سابین، و آمپر; یورگنسن، لیز بندر. (2021). "استفاده از الیاف محلی برای منسوجات در Çatalhöyük نوسنگی." *قدیم*، 95(383)، 1129-1144.
- تیلور، جیمز استوارت. (2016). ساخت زمان برای فضا در Çatalhöyük: GIS به عنوان ابزاری برای کاوش فضای زمانی درون سایت در توالی های پیچیده چینه نگاری (پایان نامه دکتری). دانشگاه یورک.
- آنچه از 25 سال تحقیق در Catalhoyuk - Ian Hodder - سخنرانی مؤسسه شرقی در 4 دسامبر 2019 آموختیم
- عکس های Çatalhöyük
- مصاحبه با ایان هودر مارس 201 "Ian Hodder: Çatalhöyük, Religion & 25% تمپلتون"