آلبرت کامو ( kam-OO، فرانسوی: [albɛʁkamy متمایز شده است] 113 - 6 ژانویه 06 فرانسوی بود. فیلسوف، رمان نویس، نویسنده، نمایشنامه نویس، روزنامه نگار، فدرالیست جهانی و فعال سیاسی. او در سال 1957 در سن 44 سالگی برنده جایزه نوبل ادبیات شد و دومین برنده جوان تاریخ و اولین برنده ادبیات متولد آفریقا شد. از آثار مهم او می توان به غریبه، طاعون، افسانه سیزیف، سقوط و شورش اشاره کرد.
کامو در الجزایر فرانسه به دنیا آمد و فرزند پدر و مادری pied-noir بود. او سالهای اولیهاش را در محلهای فقیرنشین گذراند و سپس فلسفه را در دانشگاه الجزیره دنبال کرد. در سال 1940 در جریان تهاجم آلمان به فرانسه در جنگ جهانی دوم در پاریس بود. کامو ابتدا سعی کرد فرار کند اما در نهایت به مقاومت فرانسه پیوست و به عنوان سردبیر برای Combat، یک روزنامه زیرزمینی خدمت کرد. پس از جنگ، او به مقام مشهوری دست یافت و سخنرانی های متعددی در سطح جهانی ارائه کرد. او با وجود اینکه دو بار ازدواج کرده بود، چندین رابطه خارج از ازدواج داشت. کامو که از نظر سیاسی فعال بود، با چپ ها همسو شد و به دلیل سیاست های تمامیت خواهانه با ژوزف استالین و اتحاد جماهیر شوروی مخالفت کرد. او همچنین یک اخلاق گرا با گرایش به آنارکو سندیکالیسم بود و در سازمان های متعددی که به ادغام اروپا اختصاص داشت، شرکت داشت. در طول جنگ الجزایر (1954-1962)، او موضع بی طرفی را حفظ کرد و از الجزایر چندفرهنگی و کثرت گرا دفاع کرد، موضعی که عمدتاً توسط اکثریت طرف های درگیر رد شد.
از نظر فلسفی، دیدگاههای کامو در توسعه پوچگرایی مؤثر بود. در حالی که برخی از محققان آثار کامو را به عنوان اگزیستانسیالیستی طبقه بندی می کنند، او به طور مداوم و قاطعانه این برچسب را در طول زندگی خود رد کرد.
بیوگرافی
سالهای اولیه و تحصیل
آلبرت کامو در 7 نوامبر 1913 در محله کارگری موندووی (دران کنونی)، الجزایر فرانسه به دنیا آمد. مادرش، کاترین هلن کامو (نام سینتس)، اصالتاً اسپانیایی فرانسوی و بالئاری بود و هم ناشنوا و هم بی سواد بود. او هرگز پدرش، لوسین کامو، یک کارگر فقیر کشاورزی فرانسوی را نشناخت که در اکتبر 1914 در جریان جنگ جهانی اول، در حین خدمت در هنگ Zouave جان باخت. کامو، مادرش و سایر اقوام دوران کودکی خود را با کمبود دارایی اولیه مادی در بخش بلکورت الجزایر تجربه کردند. خانواده کامو به عنوان ساکنان نسل دوم فرانسوی الجزایر که از سال 1830 تا 1962 در قلمرو فرانسه باقی ماند، ریشه عمیقی در آنجا داشت. پدربزرگ پدری او، مانند بسیاری از معاصران، در اوایل قرن نوزدهم به الجزایر نقل مکان کرده بود و به دنبال بهبود شرایط زندگی بود. در نتیجه، او به عنوان یک pied-noir شناخته شد، یک اصطلاح محاوره ای برای افراد فرانسوی و دیگر میراث اروپایی متولد الجزایر. هویت و پیشینه فقیر او عمیقاً بر زندگی بعدی او تأثیر گذاشت. کامو علیرغم پیشینهاش، تابعیت فرانسوی داشت و به او حقوق بیشتری نسبت به اعراب و بربرهای الجزایری تحت سیستم indigénat اعطا کرد. او در سالهای شکلگیری اشتیاق به فوتبال و شنا را در خود پرورش داد.
کامو تحت تأثیر معلمش لویی ژرمن، در سال 1924 بورسیه تحصیلی دریافت کرد و او را قادر ساخت تا تحصیلات بیشتری را در یک لیسیوم معتبر (دبیرستان) در نزدیکی الجزیره دنبال کند. ژرمن به سرعت به شعور و اشتیاق کامو برای یادگیری پی برد. در دوران راهنمایی، ژرمن با وجود اینکه مادربزرگش قصد داشت به یک کارگر یدی تبدیل شود و فوراً در نگهداری خانواده کمک کند، دروس تکمیلی برای کامو فراهم کرد تا او را برای مسابقه بورسیه تحصیلی 1924 آماده کند. کامو در طول زندگی خود از لویی ژرمن قدردانی و محبت عمیقی داشت و سخنرانی خود را برای دریافت جایزه نوبل به او تقدیم کرد. پس از اطلاع از جایزه، نوشت:
اما وقتی این خبر را شنیدم، اولین فکرم بعد از مادرم به تو بود. بدون تو، بدون دست محبت آمیزی که به سوی کودک بیچاره کوچکی که من بودم دراز کردی، بدون آموزش و الگوی تو، هیچ کدام از اینها اتفاق نمی افتاد.
در نامهای به تاریخ 30 آوریل 1959، ژرمن با محبت این احساسات را نسبت به دانشآموز سابق خود متقابل کرد و از او به عنوان "کاموی کوچک من" یاد کرد.
از 1928 تا 1930، کامو به عنوان دروازه بان برای تیم نوجوانان Racing Universitaire d'Alger خدمت کرد. او عمیقاً جذب رفاقت، هدف مشترک و روحیه تیمی ذاتی این ورزش شده بود. گزارش های بازی های معاصر اغلب بازی پرشور و شجاعانه او را ستایش می کردند. با این حال، پس از تشخیص بیماری سل، آرزوهای او در فوتبال متوقف شد. کامو متعاقباً ارتباط بین فوتبال، وجود انسان، اخلاق و هویت فردی را شناسایی کرد. او اخلاق صریح فوتبال را در تضاد با چارچوب های اخلاقی پیچیده ای می دانست که توسط نهادهایی مانند دولت و کلیسا دیکته می شد.
در سال 1930، در سن 17 سالگی، کامو به بیماری سل مبتلا شد. به دلیل ماهیت مسری بیماری، او از خانه خانوادگی خود نقل مکان کرد تا با عمویش، گوستاو آکو، قصاب، زندگی کند که تأثیر قابل توجهی بر کامو جوان گذاشت. در این دوره، او زیر نظر استادش، ژان گرنیر، شروع به کاوش در فلسفه کرد. او تحسین خاصی برای فیلسوفان یونان باستان و فردریش نیچه ایجاد کرد. تحصیلات او در این مدت به صورت پاره وقت محدود بود. برای تأمین مالی خود، مشاغل موقت مختلفی مانند معلم خصوصی، کارمند قطعات خودرو و دستیار در مؤسسه هواشناسی را بر عهده گرفت.
کامو در سال 1933 در دانشگاه الجزیره ثبت نام کرد و لیسانس فلسفه (لیسانس هنرهای 36 با گرایش 19) را دریافت کرد. در حالی که او به فیلسوفان اولیه مسیحی علاقه داشت، آثار نیچه و آرتور شوپنهاور قبلاً او را به سمت بدبینی و الحاد متمایل کرده بود. مطالعات او همچنین شامل فیلسوفان رمان نویس، از جمله استاندال، هرمان ملویل، فئودور داستایوفسکی و فرانتس کافکا بود. در همان سال با سیمون هیه آشنا شد که در آن زمان شریک یکی از دوستان کامو بود و متعاقباً همسر اول او شد.
سالهای تشکیل
کامو در سال 1934 با سیمون هیه رابطه برقرار کرد. هیه از اعتیاد به مورفین رنج می برد که از آن برای کاهش درد قاعدگی استفاده می کرد. علیرغم مخالفت عمویش گوستاو، کامو با هیه ازدواج کرد و قصد داشت به او در غلبه بر اعتیادش کمک کند. او بعداً متوجه شد که او همزمان با پزشکش درگیر بوده و منجر به طلاق بعدی آنها شد.
کامو در اوایل سال 1935 به حزب کمونیست فرانسه (PCF) پیوست. اگرچه مارکسیست نبود، اما به این وابستگی به عنوان ابزاری برای "مبارزه با نابرابریها بین اروپاییها و "بومیها" در الجزایر نگاه کرد. او دیدگاه خود را بیان کرد و اظهار داشت: «ممکن است کمونیسم را سکوی پرشی و زهد بدانیم که زمینه را برای فعالیتهای معنوی بیشتر فراهم میکند». کامو یک سال پس از پیوستن از PCF جدا شد. در سال 1936، کامو به دنبال توصیه مربی خود گرنیر، به حزب کمونیست الجزایر (PCA) تازه تاسیس و استقلال گرا پیوست. مسئولیت اصلی او در PCA شامل سازماندهی Théâtre du Travail ("تئاتر کارگران") بود. کامو همچنین روابط نزدیکی با Parti du Peuple Algérien (حزب خلق الجزایر [PPA])، یک سازمان میانه رو ضد استعماری و ناسیونالیست داشت. با تشدید تنش های بین جنگ، PCA استالینیستی و PPA اتحاد خود را قطع کردند. کامو متعاقباً به دلیل امتناع از پایبندی به موضع رسمی حزب از PCA اخراج شد. این تجربیات اعتقاد او را به کرامت انسانی تقویت کرد. بی اعتمادی او به سیستم های بوروکراتیک که کارایی را بر عدالت ترجیح می دهند، عمیق تر شد. او به تعامل خود با تئاتر ادامه داد و نام گروه خود را به Théâtre de l'Equipe ("تئاتر تیم") تغییر داد. تعدادی از فیلمنامههای تئاتری او بعداً بهعنوان مواد پایهای برای رمانهای او عمل کردند.
در سال 1938، کامو کار خود را با روزنامه چپ Alger républicain (تأسیس شده توسط پاسکال پیا) آغاز کرد، که ناشی از احساسات ضد فاشیستی شدید او و نگرانی در مورد گسترش رژیمهای فاشیست در سراسر اروپا بود. همزمان، کامو با مشاهده رفتار شدید مقامات فرانسوی با جمعیت عرب و بربر، مخالفت عمیقی با استعمار استبدادی ایجاد کرده بود. Alger républicain در سال 1940 ممنوع شد و کامو را بر آن داشت که به پاریس نقل مکان کند تا در i-Paris موقعیت جدیدی را به عنوان ویراستار طرحبندی در پاریس ببرد. هنگامی که در پاریس بود، او به پایان «اولین چرخه» آثار خود نزدیک شد، که مضامین پوچ و بیمعنای را بررسی میکرد: رمان L'Étranger (غریبه [بریتانیا] یا غریبه [ایالات متحده])، مقاله فلسفی de The My (Lee My) سیزیف)، و نمایشنامه کالیگولا. هر یک از این چرخه ها شامل یک رمان، یک مقاله، و یک نمایشنامه تئاتری بود.
جنگ جهانی دوم، مقاومت و مبارزه
مدت کوتاهی پس از نقل مکان آلبر کامو به پاریس، فرانسه اثرات جنگ جهانی دوم را تجربه کرد. کامو برای خدمت سربازی داوطلب شد اما به دلیل سابقه قبلی سل رد شد. او متعاقباً با پیشروی نیروهای آلمانی از پاریس گریخت. پس از اخراج از پاریس سوآر، در لیون اقامت گزید و در 3 دسامبر 1940 با پیانیست و ریاضیدان فرانسین فور ازدواج کرد. کامو و فور سپس به اوران، الجزایر بازگشتند و در آنجا به عنوان معلم ابتدایی مشغول به کار شد. او به دلیل ابتلا به بیماری سل، به دنبال توصیه های پزشکی به کوه های آلپ فرانسه نقل مکان کرد. در این دوره، او چرخه دوم آثار ادبی خود را با تمرکز بر موضوعات شورش آغاز کرد که شامل رمان لا پسته (طاعون) و نمایشنامه Le Malentendu (سوء تفاهم) بود. تا سال 1943، مشارکت های ادبی قبلی او باعث شهرت او شد. پس از بازگشت به پاریس، با ژان پل سارتر دوستی برقرار کرد. او همچنین به محفل روشنفکری متشکل از چهره هایی مانند سیمون دوبوار و آندره برتون پیوست. در این گروه، ماریا کاسارس، هنرپیشه بود که بعدها کامو با او رابطه نامشروع داشت.
کامو فعالانه در جنبش مقاومت زیرزمینی علیه اشغالگری آلمان در فرانسه شرکت کرد. پس از ورود به پاریس، به عنوان روزنامه نگار و سردبیر برای روزنامه مخفی Combat شروع به کار کرد. برای فرار از دستگیری، کامو از نام مستعار برای مقالات مبارزه خود استفاده کرد و از مدارک شناسایی جعلی استفاده کرد. پس از آزادی فرانسه، او به همکاری با روزنامه ادامه داد و تقریباً روزانه سرمقاله هایی را با نام واقعی خود نوشت. در طول این مدت، او چهار نامه به یک دوست آلمانی را نوشت که بیانگر ضرورت مقاومت بود.
پس از جنگ جهانی دوم
پس از جنگ، کامو با فوره در پاریس اقامت کرد که در سال 1945 دوقلوهای خود را به دنیا آورد، کاترین و ژان. در آن زمان کامو به یک نویسنده مشهور تبدیل شده بود که به خاطر کمک هایش به مقاومت شناخته شده بود. او در طی دو سفر مجزا در دانشگاه های متعددی در سراسر ایالات متحده و آمریکای لاتین سخنرانی کرد. دوره بعدی او در همین دوران بود که او چرخه دوم آثار ادبی خود را به پایان رساند و با کتاب L'Homme révolté (شورش) به پایان رسید. کامو به نقد کمونیسم توتالیتر پرداخت و همزمان سوسیالیسم لیبرتارین و آنارکو سندیکالیسم را تایید کرد. رد کتاب کمونیسم بسیاری از همکاران فرانسوی و معاصران او را از خود دور کرد و در نهایت منجر به گسست قطعی بین کامو و سارتر شد. رابطه او با چپ مارکسیست در طول جنگ الجزایر بیشتر بدتر شد.
کامو مدافع سرسخت ادغام اروپا بود و در چندین سازمان نوپا که به این هدف اختصاص داده شده بودند، شرکت داشت. او در سال 1944 Comité français pour la federation européenne ("کمیته فرانسوی برای فدراسیون اروپا" [CFFE] را تأسیس کرد، و اظهار داشت که اروپا "تنها در صورتی می تواند در مسیر پیشرفت اقتصادی، دموکراسی، دولت ها و دولت های فدرال تبدیل شود." بین سالهای 1947 و 1948، او Groupes de Liaison Internationale (GLI) را تأسیس کرد، یک جنبش اتحادیه کارگری همسو با سندیکالیسم انقلابی (sy. révolutionnaire). هدف اصلی او بیان جنبه های تأییدی سوررئالیسم و اگزیستانسیالیسم بود و بدین وسیله منفی گرایی و نیهیلیسم مرتبط با آندره برتون را رد کرد. کامو همچنین علناً تهاجم شوروی به مجارستان و تمایلات توتالیتر رژیم فرانکو در اسپانیا را محکوم کرد.
کامو درگیر روابط خارج از ازدواج متعددی بود، به ویژه یک رابطه متناوب و در نهایت عمومی با بازیگر اسپانیایی الاصل ماریا کاسارس، که با او مکاتبات گسترده ای داشت. فور به این ماجرا واکنش منفی نشان داد. او در اوایل دهه 1950 دچار شکست روانی شد و نیاز به بستری در بیمارستان داشت. کامو که احساس گناه می کرد، متعاقباً از زندگی عمومی عقب نشینی کرد و دوره ای از افسردگی خفیف را تجربه کرد.
در سال 1957، کامو از دریافت قریب الوقوع جایزه نوبل ادبیات مطلع شد. این اعلان او را شگفت زده کرد، زیرا انتظار داشت آندره مالرو دریافت کننده آن باشد. در سن 44 سالگی، او دومین برنده جوان این جایزه شد و تنها از رودیارد کیپلینگ که 41 سال داشت از او پیشی گرفت. متعاقباً، او کار روی زندگی نامه خود را آغاز کرد، Le Premier HommeThe Premier First to Learning). او همچنین به فعالیت های تئاتری نیز پرداخت. او با استفاده از بودجه جایزه نوبل خود، رمان دیوها فئودور داستایفسکی را اقتباس و کارگردانی کرد. این تولید در ژانویه 1959 در تئاتر آنتوان پاریس به نمایش درآمد و تحسین منتقدان را به دست آورد.
در طول این دوره، کامو پس از مرگ آثار فلسفی سیمون ویل را در مجموعه "اسپویر" ("امید") منتشر کرد، مجموعه ای که او برای Éditions Gallimard تأسیس کرد. نوشتههای ویل بهطور قابلتوجهی بر فلسفه کامو تأثیر گذاشت، زیرا او آنها را «پادزهر» نهیلیسم میدانست. کامو او را به عنوان "تنها روح بزرگ دوران ما" توصیف کرد.
مرگ
آلبرت کامو در سن 46 سالگی در 4 ژانویه 1960 در یک سانحه رانندگی در نزدیکی حس، به ویژه در span lang="fr"> Le Grand Food درگذشت. title="French-language text">ویلبلوین. کامو تعطیلات سال نوی 1960 را در اقامتگاه خود در لورمارین، Vaucluseمیشل گالیمار از Éditions Gallimard، به همراه همسر گالیمار، s, و J. title="French-language text">آن. در حالی که همسر و فرزندان کامو در تاریخ 2 ژانویه با قطار به پاریس بازگشتند، کامو ترجیح داد در گالیمارFacel Vega لوکس برگردد. این وسیله نقلیه متعاقباً با یک درخت چنار در بخش طولانی و مستقیم مسیر ملی 5 (در حال حاضر به عنوان RN 6 یا D606 تعیین شده است) برخورد کرد. کامو که صندلی مسافر را اشغال کرده بود، فوراً درگذشت، در حالی که گالیمار پنج روز بعد تسلیم جراحات شد. ژانین و آن گالیمار آسیبی ندیدند.
در سال 2011، جووانی کاتلی، نویسنده ایتالیایی، پیشنهاد کرد که مرگ کامو ممکن است توسط KGB سازماندهی شده باشد، زیرا او از اتحاد جماهیر شوروی انتقاد کرده است. کاتلی متعاقباً کتابی در مورد این نظریه در سال 2013 منتشر کرد. ترجمه انگلیسی این اثر در سال 2020 در دسترس قرار گرفت.
در لاشه حادثه، یک دستنوشته دستنویس ۱۴۴ صفحهای با عنوان Le premier Homme (که بعداً به انگلیسی با عنوان مرد اول منتشر شد) کشف شد. کامو پیش از این ابراز عقیده کرده بود که این رمان ناتمام که برگرفته از دوران کودکی الجزایری اوست، نمایانگر مهمترین دستاورد ادبی او خواهد بود. او در قبرستان Lourmarin در Vaucluse، فرانسه، منطقه ای که در آن اقامت داشت، به خاک سپرده شد. ژان پل سارتر با قدردانی از «اومانیسم سرسخت» قهرمانانه کامو، مداحی کرد. ویلیام فاکنر در ترحیمی نوشت: «وقتی در به روی او بسته شد، قبلاً در این طرف آن نوشته بود که هر هنرمندی که در طول زندگی با خود می برد، همان پیش آگاهی و نفرت از مرگ را امیدوار است انجام دهد: من اینجا بودم.»
حرفه ادبی
آثار اولیه منتشر شده کامو نمایشنامه Révolte dans les Asturies (شورش در آستوریاس) بود که با همکاری سه همکار در می 1936 نوشته شد. سرکوب شد و منجر به مرگ 1500 تا 2000 نفر شد. در ماه مه 1937، او اولین کتاب خود را نوشت، L'Envers et l'Endroit (ترجمه شده به عنوان Betwixt و Between یا سمت اشتباه و سمت راست). هر دو اثر توسط انتشارات مستقل ادموند شارلو منتشر شد.
کامو برون داد ادبی خود را در سه چرخه مجزا دسته بندی کرد. هر دوره شامل یک رمان، یک مقاله و یک نمایشنامه بود. چرخه اولیه، با تمرکز بر پوچ، شامل L'Étranger، Le Mythe de Sysiphe و Caligula بود. چرخه دوم، با محوریت شورش، شامل La Peste (طاعون)، L'Homme révolté (The Rebel)، و Les Justes (قاتلان عادل) بود. چرخه سوم، کاوش عشق، توسط Nemesis نشان داده شد. هر چرخه به طور سیستماتیک یک موضوع خاص را بررسی می کرد، که هم اسطوره های بت پرستی و هم نقوش کتاب مقدس را در بر می گرفت.
اگرچه آثار دور اول بین سالهای 1942 و 1944 منتشر شدند، موضوع اصلی آنها زودتر مفهومسازی شد و حداقل به سال 1936 برمیگردد. از طریق این چرخه، کامو تلاش کرد تا وضعیت انسان را مورد بازجویی قرار دهد، جهان را ذاتاً پوچ و احتیاطگرایانه در برابر انسانیت مطلق نشان دهد.
کامو دور دوم کار خود را در اواخر سال 1942 در الجزایر، همزمان با پیشروی آلمان به شمال آفریقا، آغاز کرد. در این چرخه دوم، کامو از شخصیت پرومتئوس استفاده کرد که به عنوان یک انسان گرای انقلابی به تصویر کشیده شد تا تمایز بین انقلاب و شورش را مشخص کند. تحلیل او جنبههای گوناگونی از شورش، از جمله ابعاد متافیزیکی و پیامدهای سیاسی آن را در بر میگیرد و متعاقباً این موارد را از طریق دیدگاههای مدرنیته، تاریخگرایی، و مفهوم غیبت الهی بررسی میکند.
به دنبال دریافت جایزه نوبل، کامو دیدگاههای صلحطلبانه خود را در Actuelles III: Chronique algérienne 1939–1958Chroni> (Chroni>) گردآوری، توضیح داد و منتشر کرد. متعاقباً، او تصمیم گرفت از جنگ الجزایر جدا شود و دلیل آن فشار روحی عمیقی بود که این جنگ تحمیل کرد. سپس تمرکز او به تئاتر و چرخه سوم آثار معطوف شد، که مضامین عشق و الهه نمسیس، خدای یونانی و رومی قصاص را بررسی میکرد.
دو اثر ادبی کامو پس از مرگ منتشر شد. اولین رمان با عنوان La mort heureuse (یک مرگ مبارک)، که در سال 1971 منتشر شد، رمانی است که بین سالهای 1936 تا 1938 نوشته شده است. این رمان شخصیتی به نام پاتریس مرسو را معرفی میکند که شباهتهایی به مورسو از غریبه دارد. رابطه متقابل بین این دو رمان همچنان موضوع بحث علمی است. دومی یک رمان ناقص به نام Le Premier homme (اولین مرد) بود که در سال 1994 منتشر شد و کامو پیش از مرگش آن را می نوشت. این شرح زندگینامهای از دوران کودکی او در الجزایر، پس از انتشار آن در سال 1994، موجب ارزیابی مجدد گستردهای از استعمار غیر قابل توبه کامو شد.
موضع سیاسی
کامو، یک اخلاق گرا، اظهار داشت که اصول اخلاقی باید کنش سیاسی را هدایت کند. اگرچه او تکامل زمانی کدهای اخلاقی را تصدیق کرد، اما این اصل مارکسیستی کلاسیک را که شرایط مادی تاریخی منحصراً تعیین کننده اخلاق است، رد کرد.
علاوه بر این، کامو انتقاد شدیدی از مارکسیسم-لنینیسم داشت و آن را توتالیتر میدانست، بهویژه همانطور که اتحاد جماهیر شوروی نمونه آن بود. او طرفداران مدل شوروی را به دلیل "تصمیم آنها برای نامیدن آزادی کامل بندگی" محکوم کرد. او به عنوان مدافع سوسیالیسم لیبرتارین، ادعا کرد که اتحاد جماهیر شوروی تجسم سوسیالیسم نیست و ایالات متحده نماینده لیبرالیسم نیست. موضع انتقادی او در مورد اتحاد جماهیر شوروی منجر به درگیری با دیگر چهرههای چپ سیاسی، به ویژه همکار موقت او، ژان پل سارتر شد.
در طول جنگ جهانی دوم، کامو فعالانه در مقاومت فرانسه علیه اشغال نازی ها شرکت کرد و در مجله مقاومت Combat مشارکت داشت و آن را ویرایش کرد. وی در مورد همکاری فرانسه با اشغالگران آلمانی تاکید کرد: اکنون تنها ارزش اخلاقی شجاعت است که در اینجا برای قضاوت در مورد عروسکهای خیمه شب بازی که وانمود میکنند به نام مردم صحبت میکنند مفید است. پس از آزادی فرانسه، کامو اظهار داشت: این کشور به یک تالیران نیاز ندارد، بلکه به یک سنت ژوست نیاز دارد. با این حال، واقعیت های دادگاه های پس از جنگ به سرعت دیدگاه او را تغییر داد. کامو علناً موضع قبلی خود را پس گرفت و متعاقباً به دشمن مادام العمر مجازات اعدام تبدیل شد.
کامو دلسوزی های آنارشیستی را در دل داشت، که در دهه 1950 با این نتیجه که او به این نتیجه رسید که مدل شوروی از نظر اخلاقی غیرقابل دفاع است، بیشتر شد. او قاطعانه با همه اشکال استثمار، اقتدار، مالکیت، دولت و تمرکز مخالفت کرد. با این وجود، او در برابر انقلاب مقاومت کرد و شورشیان را از انقلابی متمایز کرد و معتقد بود که اعتقاد به «حقیقت مطلق» - که اغلب به عنوان تاریخ یا عقل پنهان میشود - انقلابیون را برانگیخته و به نتایج غمانگیزی منتهی میشود. او این نظریه را مطرح کرد که شورش ناشی از خشم انسان در مورد فقدان درک شده جهان از معنای متعالی است، در حالی که شورش سیاسی واکنشی به حمله به کرامت و استقلال فردی است. کامو خشونت سیاسی را محکوم کرد و آن را صرفاً در شرایط استثنایی و بسیار محدود مجاز دانست و همچنین ترور انقلابی را محکوم کرد که او آن را به قربانی کردن جان بیگناهان برای اهداف تاریخی متهم کرد.
دیوید شرمن کامو را یک آنارکو سندیکالیست معرفی می کند. گرام نیکلسون کامو را در زمره یک آنارشیست اگزیستانسیالیست قرار می دهد.
در سال 1948، آنارشیست آندره پرودومو در ابتدا کامو را در گردهمایی Cercle des Étudiants Anarchistes ('حلقه دانشجویی آنارشیست با طرفداران متعصب. آنارشیست') معرفی کرد. کامو مقالاتی را در نشریات مختلف آنارشیستی، از جمله Le Libertaire ("The Libertarian")، La Révolution prolétarienne (و انقلاب Proletarian) ارائه کرد. title="Spanish-language text">Solidaridad Obrera ("همبستگی کارگران")، نشریه رسمی کنفدراسیون ملی دل تراباجو آنارکو سندیکالیست (CNT، "کنفدراسیون ملی کار").
در طول انقلاب الجزایر (1954-1962)، کامو موضع بی طرفی داشت. اگرچه کامو با خشونت انجام شده توسط جبهه آزادیبخش ملی (FLN) مخالف بود، اما بیعدالتیها و وحشیگریهای اعمالشده توسط فرانسه مستعمرهکننده را تشخیص داد. او از حزب متحد سوسیالیست (PSU) به رهبری پیر مندس فرانسه، به ویژه از طرفداری آن برای آشتی در رسیدگی به بحران حمایت کرد. کامو همچنین از عزیز کسوس، یک مبارز الجزایری که نظرات مشابهی داشت، حمایت کرد. تلاش او برای میانجیگری برای برقراری آتش بس بین جناح های متخاصم در الجزایر با بی اعتمادی جهانی مواجه شد. کامو در طی سخنرانی خود در سال 1957 برای دریافت جایزه نوبل در استکهلم با منتقد الجزایری روبرو شد و معادله عدالت با تروریسم انقلابی را به چالش کشید و گفت: "مردم اکنون در ترامواهای الجزایر بمب می کارند. مادرم ممکن است در یکی از آن ترامواها باشد. اگر مادرم عدالت است، پس من عدالت را ترجیح می دهم." این بیانیه اغلب اشتباه نقل می شود. منتقدان متعاقباً این واکنش را ارتجاعی و نشان دهنده دیدگاه استعماری توصیف کردند.
کامو به شدت گسترش سلاح های هسته ای و بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را محکوم کرد. در طول دهه 1950، کامو تلاش های قابل توجهی را برای پیشبرد حقوق بشر انجام داد. در سال 1952، به دنبال پذیرش اسپانیا توسط سازمان ملل متحد، که در آن زمان توسط ژنرال فرانسیسکو فرانکو اداره می شد، به عنوان یک کشور عضو، از سمت خود در یونسکو استعفا داد. کامو پیوسته از اصول صلح طلبانه خود حمایت می کرد و فعالانه با مجازات اعدام در سطح جهانی مخالف بود. در سال 1957، او مقاله ای با عنوان Réflexions sur la peine capitale («تأملاتی در مورد مجازات مرگ») به همراه آرتور کوستلر، نویسنده، روشنفکر و بنیانگذار اتحادیه سرمایه گذاران، نوشت. Calmann-Levy این اثر را منتشر کرد.
در کنار آلبرت انیشتین، کامو به عنوان حامی برای کنوانسیون جهانی خلق ها (PWC) که از آن به عنوان مجمع مؤسسان جهانی خلق (PWCA) نیز یاد می شود، که از سال 1950 تا 1951 در کاخ انتخاباتی ژنو، سوئیس برگزار شد، خدمت کرد.
نقش در الجزایر
کامو که در الجزایر از والدینی فرانسوی به دنیا آمد، نژادپرستی نهادی را که فرانسه علیه جمعیتهای عرب و بربر انجام میداد، علیرغم تعلق نداشتن به نخبگان ثروتمند، درک کرد. اگرچه او در دوران کودکی فقر شدیدی را تجربه کرد، شهروندی فرانسویاش به او حقوقی داد که اکثریت عرب و بربر آن کشور از آن محروم بودند.
کامو با صدای بلند از مفهوم "فرهنگ جدید مدیترانه ای" دفاع کرد. این دیدگاه مستلزم پذیرش شخصیت چند قومیتی مردم الجزایر بود که در تضاد با "لاتینی، یک ایدئولوژی رایج طرفدار فاشیست و یهودستیزانه در میان برخی از الجر جمهوری نوشت که شرایط زندگی وخیم ساکنان ارتفاعات کابیلی را شرح میدهد. او فوراً خواستار اصلاحات اقتصادی، آموزشی و سیاسی شد.
در سال 1945، پس از کشتار ستیف و گوئلما، که در پی شورش اعراب علیه بدرفتاری فرانسویها رخ داد، کامو از معدود روزنامهنگاران سرزمین اصلی بود که متعاقباً مجموعهای از مقالات را منتشر کرد که شرایط را مستند میکرد و از اصلاحات و امتیازات فرانسه در پاسخ به خواستههای مردم الجزایر دفاع میکرد.
شروع جنگ الجزایر در سال 1954 کامو را با یک دوراهی اخلاقی مهم روبرو کرد. او با pieds-noirs، از جمله پدر و مادر خود همذات پنداری کرد و در ابتدا از واکنش دولت فرانسه به قیام دفاع کرد. کامو ادعا کرد که قیام الجزایر جزء لاینفک یک «امپریالیسم جدید عربی» است که توسط مصر رهبری میشود و یک حمله «ضد غربی» که توسط روسیه سازماندهی شده بود، با هدف «محاصره اروپا» و «انزوای ایالات متحده». در حالی که او از افزایش خودمختاری الجزایر یا حتی یک فدراسیون به جای استقلال کامل دفاع می کرد، او اعتقاد به پتانسیل همزیستی بین pieds-noirs و اعراب را حفظ کرد. در طول درگیری، او یک آتش بس مدنی را برای محافظت از غیرنظامیان پیشنهاد کرد. این پیشنهاد توسط هر دو جناح متخاصم رد شد و آنها آن را غیرعملی دانستند. او به طور مخفیانه تلاش هایی را برای کمک به الجزایری های زندانی که با مجازات اعدام روبرو بودند آغاز کرد. موضع او انتقاد قابل توجهی از سوی روشنفکران چپ و منتقدان ادبی پسااستعماری، از جمله ادوارد سعید، برانگیخت. این منتقدان که مخالف امپریالیسم اروپایی بودند، اظهار داشتند که ویژگیهای آثار ادبی کامو با نمایش استعماری - یا حذف عمدی - از جمعیت عرب الجزایر است. از دیدگاه آنها، کامو دیگر به عنوان قهرمان ستمدیدگان شناخته نمی شد. کامو به قول معروفی گفت که آشفتگی در الجزایر "در حالی که دیگران در ریه های خود احساس درد می کنند، او را تحت تاثیر قرار داد."
فلسفه
اگزیستانسیالیسم
اگرچه کامو عمدتاً با پوچ گرایی همراه است، اما اغلب به عنوان اگزیستانسیالیست طبقه بندی می شود، نامی که او بارها از آن رد کرده است.
کامو اظهار داشت که مبانی فلسفی او ریشه در فلسفه یونان باستان، نیچه و اخلاق گرایان قرن هفدهم دارد و در تضاد با ظهور اگزیستانسیالیسم از متفکران قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مانند سورن کیرکگارد، کارل یاسگرید و مارتینید است. او همچنین نشان داد که اثر او، افسانه سیزیف، به عنوان نقدی بر چندین جنبه از اگزیستانسیالیسم عمل می کند. در حالی که کامو اگزیستانسیالیسم را به عنوان یک نظام فلسفی رد می کرد، نقد او در درجه اول اگزیستانسیالیسم سارتر و تا حدی اگزیستانسیالیسم دینی را هدف قرار داد. او تأکید مارکس و سارتر بر تاریخ را با اعتقاد او در مورد آزادی انسان آشتی ناپذیر می دانست. دیوید شرمن و دیگر محققان پیشنهاد میکنند که رقابت فکری بین سارتر و کامو نیز به رد اگزیستانسیالیسم کمک کرد. دیوید سیمپسون علاوه بر این ادعا می کند که انسان گرایی کامو و اعتقاد او به ماهیت بنیادی انسانی او را از این اصل اگزیستانسیالیستی که وجود مقدم بر ذات است متمایز می کند.
برعکس، کامو بخش مهمی از تحقیقات فلسفی خود را بر مسائل وجودی متمرکز کرد. پوچی ذاتی زندگی و پایان اجتناب ناپذیر آن در مرگ، موضوع اصلی آثار اوست. او اظهار داشت که پوچ - که به عنوان فقدان معنای ذاتی زندگی، یا ناتوانی بشریت در تشخیص چنین معنایی در صورت وجود تعریف می شود - باید پذیرفته شود. مخالفت او با مسیحیت و تعهد او به آزادی اخلاقی و مسئولیت فردی، برخی از شباهتها با دیگر نویسندگان اگزیستانسیالیست را نشان میدهد. کامو مستقیماً با یکی از جستارهای اساسی اگزیستانسیالیسم روبرو شد: مسئله خودکشی. او به قول معروف اظهار داشت: "فقط یک سوال واقعاً جدی فلسفی وجود دارد و آن خودکشی است." کامو مسئله خودکشی را به عنوان یک پیامد طبیعی درک کرد که به عنوان پاسخی بالقوه به پوچی زندگی ظاهر شد.
ابسوردیسم
تعداد زیادی از نویسندگان اگزیستانسیالیست مفهوم پوچ را بررسی کردهاند و هر کدام تفاسیر متمایزی از ماهیت و اهمیت آن ارائه میدهند. به عنوان مثال، کی یرکگور پیشنهاد کرد که پوچ بودن ذاتی حقایق دینی مانع دسترسی عقلانی به خدا می شود. سارتر، در مقابل، پوچی ذاتی در تجربه فردی را تصدیق کرد. مفهوم پردازی کامو از پوچی با چرخه اولیه آثار ادبی او و مقاله افسانه سیزیف که به عنوان رساله اصلی او در این موضوع است، سرچشمه می گیرد. در سال 1942، او غریبه را منتشر کرد، روایتی که وجود پوچ یک مرد را به تصویر میکشد. علاوه بر این، او نمایشنامه ای با محوریت امپراتور روم کالیگولا نوشت که تجسم منطقی پوچ است. این اثر تا سال 1945 روی صحنه نرفت. ایده های نوپای او در مورد این موضوع در اولین مجموعه مقالاتش، Betwixt and Between که در سال 1937 منتشر شد، بیان شد. مضامین پوچی با پیچیدگی بیشتری در مجموعه مقالات دوم او، عروسی)، منتشر شده در سال 1938. در این مقالات، کامو تجربه زیسته پوچ را در نظر می گیرد. عناصر پوچی نیز در رمان طاعون او قابل تشخیص است.
کامو تعریف سارتر از پوچ را پذیرفت و آن را به عنوان «آن چیزی که بی معناست» توصیف کرد و بدین ترتیب اظهار داشت که وجود انسان به دلیل عدم توجیه بیرونی پوچ است. پوچ از قرار گرفتن بشر در یک جهان بی تفاوت ناشی می شود، جایی که افراد تشخیص می دهند که ارزش های انسانی فاقد یک پایه بیرونی قوی است. کامو این را به عنوان «تقابل نیاز انسان و سکوت بی دلیل جهان» بیان کرد. علی رغم ماهیت اجتناب ناپذیر پوچی، کامو از نتیجه گیری های نیهیلیستی اجتناب کرد. این آگاهی از پوچی یک سوال اساسی را ایجاد می کند: چه انگیزه ای برای ادامه زندگی وجود دارد؟ کامو به صراحت خودکشی را رد کرد و آن را تسلیم ارزش های انسانی و آزادی تلقی کرد. در عوض، او از پذیرش پوچی به عنوان یک جنبه ذاتی وجود انسان دفاع کرد و از افراد خواست تا در حضور آن زندگی کنند.
کامو از اینکه مدام به او برچسب «فیلسوف پوچ» میخوردند ابراز نارضایتی کرد. تعامل او با مفهوم پوچ اندکی پس از انتشار افسانه سیزیف کاهش یافت. برای متمایز ساختن تفاسیر خاص او، محققان گهگاه از اصطلاح «پارادوکس پوچ» هنگام بحث درباره «ابزورد کامو» استفاده میکنند.
شورش
کامو استدلال قانعکنندهای برای شورش علیه همه اشکال ظلم، بیعدالتی و توهین به وضعیت انسانی ارائه کرد. با این وجود، او با احتیاط مرزهایی را برای چنین شورشی تعیین کرد. نظرات جامع او در مورد این موضوع در شورش به تفصیل آمده است. در این اثر، او مفهوم پوچ را که قبلاً در افسانه سیزیف بررسی شده بود، گسترش داد و آن را بیشتر توسعه داد. مقدمه، که به متافیزیک شورش می پردازد، در اعلامیه «من شورش می کنم، بنابراین ما وجود داریم» به اوج می رسد، که به معنای تصدیق تجربه مشترک بشر است. کامو بیشتر بین انقلاب و شورش تمایز قائل شد و مشاهده کرد که سوابق تاریخی پتانسیل تبدیل شدن انقلاب شورشی به یک رژیم سرکوبگر را نشان می دهد. در نتیجه، او بر اصول اخلاقی نهفته در جنبشهای انقلابی تأکید کرد. سوال محوری مطرح شده توسط کامو این بود که آیا بشریت می تواند در جهان بی تفاوت اخلاقی و معنادار عمل کند؟ او این احتمال را تأیید کرد و معتقد بود که تجربه و درک پوچ ارزشهای اخلاقی ایجاد میکند و پارامترهای کنش انسان را مشخص میکند. کامو شورش مدرن را به دو حالت مجزا دسته بندی کرد. اولین مورد عصیان متافیزیکی است که به عنوان "جنبشی که توسط آن انسان به وضعیت خود و بر کل خلقت اعتراض می کند" تعریف می شود. حالت دوم، شورش تاریخی، نشان دهنده تلاش برای فعلیت بخشیدن به جوهر انتزاعی شورش متافیزیکی و دگرگونی جهان است. این پیگیری مستلزم آن است که شورشیان تعادلی بین شرهای ذاتی جهان و شرارت های ذاتی همراه با هر شورشی برقرار کنند و اطمینان حاصل کنند که هیچ رنج غیرقابل توجیهی تحمیل نمی شود.
میراث
رمانها و مقالات فلسفی کامو تأثیر خود را حفظ میکنند. پس از مرگ، علاقه علمی و عمومی به کامو به موازات ظهور و افول متعاقب جنبش چپ نو بود. با انحلال اتحاد جماهیر شوروی، توجه مجددی به راه جایگزین پیشنهادی او برای کمونیسم معطوف شد. او به خاطر اومانیسم بدبینانه و حمایتش از تساهل سیاسی، گفتگوی باز و حقوق مدنی شناخته شده است.
در حالی که کامو با کمونیسم ضد شوروی مرتبط بوده و تا آنارکو سندیکالیسم گسترش یافته است، برخی از جناح های نئولیبرال تلاش کرده اند او را با برنامه های سیاسی خود هماهنگ کنند. به عنوان مثال، نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور سابق فرانسه، انتقال بقایای کامو به پانتئون را پیشنهاد کرد، پیشنهادی که انتقاد خانواده بازمانده کامو را برانگیخت و خشم بسیاری از چپ های سیاسی را برانگیخت.
ادای احترام
در سال 1961، ستونی در ویرانههای رومی تیپاسا، الجزایر، رو به دریا و کوه چنوآ، به افتخار آلبر کامو برپا شد. کتیبه ای فرانسوی از اثر او Noces à Tipasa دارد: "من در اینجا می فهمم که به آن شکوه می گویند: حق عشق فراتر از حد" (فرانسوی: Je comprends ici ce qu'on appelle droureeritire .
در 26 ژوئن 1967، خدمات پستی فرانسه تمبری منتشر کرد که شبیه کامو بود.
کار می کند
آثار گردآوری شده آلبر کامو شامل:
رمان
- یک مرگ مبارک (La Mort heureuse؛ تألیف 1936-1938، منتشر شده پس از مرگ در 1971)
- غریبه (L'Étranger، اغلب به عنوان بیگانه ترجمه می شود، با معنایی جایگزین l'étranger که "خارجی" است؛ 194)
- طاعون (La Peste، 1947)
- پاییز (La Chute، 1956)
- اولین مرد (Le premier homme؛ اثری ناتمام که پس از مرگ در سال 1994 منتشر شد)
داستان های کوتاه
- تبعید و پادشاهی (L'exil et le royaume)، مجموعهای که در سال 1957 منتشر شد، شامل داستانهای کوتاه زیر است:
- «زن زناکار» (La Femme adultère)
- "مرغ یا روح آشفته" (Le Renégat ou un esprit confus)
- "مردان خاموش" (Les Muets)
- "مهمان" (L'Hôte)
- "یوناس، یا هنرمند در کار" (یوناس، ou l'artiste au travail)
- "سنگ در حال رشد" (La Pierre qui pousse)
پایان نامه های دانشگاهی
- متافیزیک مسیحی و نوافلاطونیسم (Métaphysique chrétienne et néoplatonisme)، که در سال 1935 تکمیل شد، پایان نامه آکادمیکی بود که کامو را واجد شرایط تدریس در مدارس متوسطه فرانسه کرد.
غیر داستانی
- Betwixt و Between (L'envers et l'endroit)، همچنین به عنوان سمت اشتباه و سمت راست ترجمه شده است، مجموعه ای از سال 1937.
- عروسی (Noces، 1938)
- افسانه سیزیف (Le Mythe de Sisyphe، 1942)
- شورش (L'Homme révolté، 1951)
- تواریخ الجزایر (Chroniques algériennes)، منتشر شده در سال 1958، با اولین ترجمه انگلیسی آن در سال 2013 منتشر شد.
- مقاومت، شورش، و مرگ، مجموعهای از سال 1961.
- Notebooks 1935–1942 (Carnets, mai 1935 — fevrier 1942)، منتشر شده در سال 1962.
- Notebooks 1942–1951 (Carnets II: janvier 1942-mars 1951)، منتشر شده در 1965.
- مقالات غنایی و انتقادی، مجموعه ای از سال 1968.
- مجلات آمریکایی (Journaux de voyage، 1978)
- Notebooks 1951–1959، منتشر شده در سال 2008، در ابتدا با عنوان Carnets Tome III: Mars 1951 – دسامبر 1959 در سال 1989 منتشر شد.
- مطابقات (1944-1959)، شامل نامههای بین آلبر کامو و ماریا کازارس، با پیشگفتاری از دخترش، کاترین، که در سال 2017 منتشر شد.
Plays
- کالیگولا، نوشته شده در سال 1938 و اولین بار در سال 1945 اجرا شد.
- سوء تفاهم (Le Malentendu، 1944)
- وضعیت محاصره (L'État de Siège، 1948)
- قاتلان عادل (Les Justes، 1949)
- مرثیه برای یک راهبه (Requiem pour une nonne)، اقتباسی از رمان ویلیام فاکنر، 1956.
- تصرف شدگان (Les Possédés)، اقتباسی از رمان شیاطین فئودور داستایفسکی، 1959.
مقالات
- بحران انسان، یک سخنرانی در دانشگاه کلمبیا در 28 مارس 1946.
- نه قربانیان نه جلادها، مجموعه ای از مقالات منتشر شده در مبارزه با در سال 1946.
- چرا اسپانیا؟، مقاله ای که برای نمایشنامه تئاتری L'Etat de Siège، 1948 نوشته شده است.
- تابستان (L'Été، 1954)
- تأملاتی در مورد گیوتین (Réflexions sur la guillotine)، یک مقاله مبسوط از سال 1957.
- خطرناک خلق کن (مقاله در مورد رئالیسم و آفرینش هنری)، سخنرانی ارائه شده در دانشگاه اوپسالا در سوئد، 1957.
مراجع
پانوشت ها
منابع
- امین، ناصر (1390). "سیاست استعماری طاعون: خواندن کامو در سال 2020". مجله توسعه معاصر & مطالعات مدیریت. 9 (1): 28–38. (PDF) از نسخه اصلی در 9 اکتبر 2022 بایگانی شد.آرونسون، رونالد (2004). کامو و سارتر: داستان یک دوستی و نزاعی که به آن خاتمه داد. انتشارات دانشگاه شیکاگو. ISBN 978-0-22602-796-8"cicago978-0-22602-796-8 class="citation encyclopaedia cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre= book&rft.btitle=کامو+و+سارتر%3A+داستان+یک+دوستی+و+نزاع+ که+پایان+من t&rft.pub=دانشگاه+شیکاگو+پرس&rft.date=2004&rft.isbn=978-0-22602-796-8& ;rft.aulast=آرونسون&rft.aufirst=رونالد&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- دانشنامه فلسفه استنفورد.برنشتاین، ریچارد (19 دسامبر 1997). "کتابهای روزگار; کامو به عنوان یک شورشی اصولی در میان پوزورها". نیویورک تایمز. بایگانی شده از نسخه اصلی در 10 مه 2006.بلوم، هارولد (2009). آلبرت کامو. انتشارات پایگاه اطلاعات. ISBN 978-1-4381-1515-3.برونر، استفان اریک (2009). کامو: پرتره یک اخلاق گرا. انتشارات دانشگاه شیکاگو. ISBN 978-0-226-07567-9.کارول، دیوید (4 مه 2007). آلبرت کامو الجزایری: استعمار، تروریسم، عدالت. انتشارات دانشگاه کلمبیاISBN 978-0-231-51176-6.کارول، شان بی. (2013). نابغه شجاع: دانشمند، فیلسوف و ماجراهای جسورانه آنها از مقاومت فرانسه تا جایزه نوبل. نیویورک: تاج. ISBN. citerefclarke2009"="" class="citation journal cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft .btitle=شجاع+نابغه%3A+A+Scientist%2C+a+Philosopher%2C+و+ماجراهای+جسورانه+آنها+از+مقاومت+فرانسوی ance+to+the+nobel+prize&rft.place=New+York&rft.pub=Crown&rft.date=2013&rft.isbn=978-0-307- 95234-9&rft.aulast=Carroll&rft.aufirst=Sean+B.&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- مجله پرستاری روانپزشکی و سلامت روان. 16 (5). وایلی: 488–492. doi:10.1111/j.1365-2850.2009.01403.x. ISSN 1351-0126. PMID 19538606.Cohn، Robert Greer (1986). "The True Camus". The French Review. 60 (1): 30–38. JSTOR 393607.Curtis, Jerry L. (1 اوت 1972). "پوچی شورش". انسان و جهان. 5 (3): 335–348. doi: 10.1007/bf01248640. ISSN 0025-1534. S2CID 144571561.دانوودی، پیتر (1993). "آلبرت کامو و آلترناتیو آنارشیستی". مجله مطالعات فرانسوی استرالیا. 30 (1). انتشارات دانشگاه لیورپول: 84–84–
- منابع بیوگرافی اولیه
- تودی، فیلیپ مالکوم والر (1957). آلبرت کامو: مطالعه آثار او. همیش همیلتون.بریسویل، ژان کلود (1959). کامو. گالیمار.پارکر، امت (1965). آلبرت کامو: هنرمند در میدان مسابقه. انتشارات دانشگاه ویسکانسین ISBN 978-0-299-03554-9.کینگ، ادل (1964). آلبرت کامو. مطبوعات گروو.مک کارتی، پاتریک (1982). کامو: مطالعه انتقادی زندگی و کار او. همیش همیلتون. ISBN 978-0-241-10603-7.اسپرینتزن، دیوید (فوریه 1991). کامو: بررسی انتقادی. انتشارات دانشگاه تمپل. ISBN 978-0-87722-827-1.شاه، ادل (12 ژوئن 1992). L'Etranger کامو: پنجاه سال بعد. پالگریو مک میلان انگلستان ISBN 978-1-349-22003-8.بلوم، هارولد (2009). آلبرت کامو. انتشارات پایگاه اطلاعات. ISBN 978-1-4381-1515-3.پیر لوئیس ری (2006). Camus: l'homme révolté. گالیمار.ISBN 978-2-07-031828-5.هاوس، الیزابت (2009). کامو، یک عاشقانه. مطبوعات گرو. ISBN 978-0-8021-1889-9"-note. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bo ok&rft.btitle=Camus%2C+a+Romance&rft.pub=Grove+Press&rft.date=2009&rft.isbn=978- 0-8021-1889-9&rft.aulast=Hawes&rft.aufirst=Elizabeth&rft_id=https%3A%2F%2Farchive.o rg%2Fجزئیات%2Fcamusromance00hawe𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
- آلبرت کامو. کتابشناسی انتخابی و تجمعی بایگانی شده در 4 مارس 2016 در Wayback Machine
- مجموعه Gay-Crosier Camus در کتابخانه دانشگاه فلوریدا
- انجمن آلبر کامو انگلستان
- آثار آلبر کامو در Faded Page (کانادا)
- آلبرت کامو در Nobelprize.org
