TORIma Academy Logo TORIma Academy
Diogenes
فلسفه

Diogenes

TORIma آکادمی — فیلسوف بدبین

Diogenes

Diogenes

دیوژن سینیک (، dy-OJ-in-eez؛ حدود 413/403 - حدود 324/321 قبل از میلاد)، همچنین به نام دیوژن سینوپی، فیلسوف یونان باستان در دوره ...

دیوگنس بدبین (, dy-OJ-in-eez; c. 413/403 – c. 324/3identified به عنوان جایگزین از سینوپ، فیلسوف برجسته یونان باستان از دوره کلاسیک و یک شخصیت بنیادی در مکتب فکری سینیکی بود.

که به دلیل شیوه زندگی سخت و انتقادهای عمیق خود از هنجارهای اجتماعی تجلیل شد، دیوژن با زندگی نامه و اصول فلسفی خود به طور مکرر از طریق شرح حالات تاریخی و اصول فلسفی به طور مکرر به جایگاهی افسانه ای دست یافت. او از بازگشت به زندگی طبیعی دفاع می‌کرد، از نفی دارایی‌های مادی دفاع می‌کرد، و با اعلام اینکه خود را «شهروند جهان» می‌دانست، مفاهیم جهان‌وطنی را پیش‌تاز می‌کرد.

مسیر دیوژن که از خانواده‌ای مرفه در سینوپ سرچشمه می‌گرفت، اساساً با یک رسوایی در مورد کاهش ارزش پول تغییر کرد. این حادثه تبعید و متعاقباً انکار کامل هنجارهای اجتماعی را تشدید کرد. او با پذیرفتن موجودیتی که مشخصه آن فقر و خودمختاری بود، به دلیل رفتار نامتعارف و غیرقابل بازدارندگی خود که آشکارا انتظارات مرسوم را به چالش می‌کشید، شهرت یافت. به عنوان مثال می توان به اقامت در یک بشکه یا عبور از مناطق عمومی با فانوس روشن در ساعات روز اشاره کرد، و اظهار داشت که او «به دنبال مردی می گشت»، به ویژه فردی عاقل (sophos).

تعامل قابل توجه او، به ویژه با اسکندر مقدونی، همراه با روایت های مختلف در مورد مقاومت در برابر مرگ او، باعث شده است که مقاومت او در برابر مرگ او تقویت شود. ساختارهای قدرت ریشه‌دار و ارزش‌های سطحی.

بیوگرافی

زندگی اولیه در سینوپ

تولد دیوژن ق. 413/403 قبل از میلاد در سینوپ، یک سکونتگاه میلزی واقع در پافلاگونیا در دریای سیاه، مطابق با سینوپ معاصر در شمال ترکیه رخ داد. پدر او، هیسیاس، یک trapezitēs، یک مقام مالی مسئول تبادل ارز بود. اطلاعات مربوط به مادرش در دسترس نیست. دیوژن در دوران کودکی خود سواد آموخت، مهارت هایی را در نقل شعر حماسی و تراژیک پرورش داد و در دو و میدانی و سوارکاری آموزش دید. با توجه به اینکه آموزش خصوصی منحصراً در دسترس خانواده های مرفه بود، این پایه آموزشی نشان دهنده یک تربیت ممتاز است. پس از حرفه پدرش، او به عنوان epimelētēs خدمت کرد، نقشی که مسئولیت‌هایش در شهرها متفاوت بود، اگرچه ماهیت دقیق وظایف او هنوز تایید نشده است.

یک حادثه مهم، که متعاقباً به‌عنوان یک استعاره فلسفی به عنوان یک استعاره‌ای فلسفی و مبنا به پدرش تعبیر شد. گزارش‌های تاریخی در رابطه با مقصر بودن متفاوت است: برخی مسئولیت را به هیسیاس و برخی دیگر به دیوژن نسبت می‌دهند، در حالی که یک روایت جایگزین می‌گوید که دیوژن این کلاهبرداری را مرتکب شده و فرار کرده است که منجر به دستگیری و مرگ پدرش در زندان به دلیل نظارت او بر خزانه‌داری شده است. عقاید دانشگاهی معاصر دوپاره است. برخی از محققان این رویداد را ساختاری تخیلی، متاثر از نوشته‌های خود دیوژن و نمادی از هدف فلسفی او برای "ارزش مجدد پول" (paracharattein to nomisma) می‌دانند، که به معنای چالش با هنجارهای ثابت است. برعکس، سایر محققین با استناد به وجود سکه‌های ضعیف سینوپی از 350 تا 340 قبل از میلاد و مسائل بعدی که با نام Hikesio حک شده‌اند، برای یک مبنای واقعی استدلال می‌کنند. خود دیوژن به مشارکت در کار گمشده اش Pordalos اذعان داشت و نقش پدرش به عنوان یک trapezitēs چنین جرمی را تسهیل می کرد.

یک افسانه مرتبط نقل می‌کند که دیوژن، در حالی که با اوراکل آپولون در دلفی (یا دلوس) برای مشاوره در مورد دستیابی به شهرت مشورت می‌کرد، دستور «تقلب کردن پول» را دریافت کرد. ظاهراً او این دستورالعمل را به معنای واقعی کلمه اشتباه تعبیر کرد و از درک مفهوم استعاری آن ناتوان بود. یک تفسیر جایگزین بیانیه اوراکل پس از تبعید را نشان می دهد و مستقیماً این فرمان را به حرفه فلسفی او مرتبط می کند. این روایت عموماً غیرمعمول در نظر گرفته می‌شود، و احتمالاً به عنوان پژواک طنزی از پیشگوی دلفی سقراط عمل می‌کند، و به نظر می‌رسد با شک و تردید شناخته شده دیوژن در مورد مسائل مذهبی ناسازگار باشد. او شخصاً اظهار داشت که تعامل او با فلسفه بعداً در آتن آغاز شد. ژان مانوئل روبینو پیشنهاد می کند که این افسانه ممکن است توسط نویسندگان بعدی ساخته شده باشد تا از دخالت دیوژن در هر گونه نادرستی مالی واقعی بکاهد.

تبعید

زمان‌شناسی دقیق خروج دیوژن از سینوپ مشخص نشده است، همانطور که ماهیت خروج او مشخص نیست - چه تبعیدی باشد، چه تبعیدی رسمی یا فراری داوطلبانه ناشی از ترس از پیامدها.

تبعید دیوژنس نشان‌دهنده یک دور و بر محوری معنوی بود. در دوران او، جدایی از سرزمین مادری، که مستلزم از دست دادن شرافت دفن اجدادی بود، به عنوان یک سرنوشت شوم تلقی می شد. با این حال، دیوژن این پیوند عاطفی را رد کرد، در عوض تبعید را به عنوان رهایی اساسی از وابستگی های زمینی پذیرفت. پلوتارک مشاهده می کند که ناملایماتی که در دوران تبعید او با آن مواجه شد در تبدیل شدن او به یک فیلسوف مؤثر بود.

روایت ها حاکی از آن است که دیوژن برده ای از فریگی به نام مانس داشت. با توجه به وضعیت فقیرانه دیوژن پس از فرار از سینوپ، قابل قبول تر است که مانس با زندگی اولیه خود همراه بوده است تا اینکه به عنوان برده در آتن به دست آورده شود. بنا بر گزارش ها، پس از فرار برده، دیوژن این بدبختی را رد کرد و گفت: «اگر مانس می تواند بدون دیوژنز زندگی کند، چرا دیوژن بدون مانس نمی تواند زندگی کند؟». این دیدگاه نمونه‌ای از این اصل بدبینانه است که آزادی واقعی ناشی از کنارگذاشتن از دارایی‌های مادی و تمایلات شخصی است و به این معناست که حتی مالکیت برده می‌تواند به عنوان نوعی اسارت خودخواسته تلقی شود. جی. گارسیا گونزالس معتقد است که این حکایت، مشابه سایر روایت‌های مربوط به دیوژن، به‌عنوان روایتی نمادین و نه واقعی عمل می‌کند و از نام‌های «مانس» و «دیوژن» به‌عنوان چهره‌های کهن الگو برای انتقال مفاهیم فلسفی استفاده می‌کند. با وجود فرار از دستگیری، مانس در نهایت با حمله سگ‌های وحشی در طول پرواز خود به دلفی از بین رفت.

زندگی دیوژن در آتن

در طول زمستان‌های ملایم‌تر آتن، دیوژن خود را از طریق مداوا کردن حفظ کرد و در یک کوزه سرامیکی قابل توجه (pithos) که در ابتدا برای نگهداری غذا طراحی شده بود، پناه گرفت. طبق گزارش ها، مردم آتن احترام قابل توجهی به او قائل بودند، حتی پس از شکستن کوزه توسط یک جوان، جایگزینی برای کوزه او فراهم کردند. تابستان‌هایش را در بیرون از خانه در کورینت می‌گذراند، جایی که از نسیم‌های خنک‌کننده‌ای که از تنگه منشا می‌گرفت بهره می‌برد. طبق گزارش ها، در طول تابستان، دیوژن در شن های داغ می غلتید، در حالی که در زمستان، مجسمه های یخ زده را در آغوش می گرفت. همچنین مشاهده شد که دیوژنس در ساعات روز با یک لامپ روشن از بازار عبور می‌کرد و اعلام می‌کرد: «من در جستجوی مردی هستم» که به معنای جستجوی یک فرد خردمند است (sophos).

در اواخر عمر خود، دیوژن تمرین حمل عصا را در سفر به خارج از شهر اتخاذ کرد، حرکتی که هم نماد وجود مشاء او و هم نوعی اقتدار عمومی بود. گزارش های تاریخی حاکی از بازدیدهای او از شهرهای متعدد دیگر است که به شهرت او به عنوان یک فیلسوف دوره گرد کمک قابل توجهی کرد. علیرغم تحسینی که برای اسپارت داشت، او رویکرد آموزشی ویژه خود را در گفتمان انتقادی در طول زمان خود در آنجا حفظ کرد. پس از قرائت یک اسپارتی از آیه هزیود، "و نه گاو می مرد، اگر همسایه شریر نبود"، دیوژن در پاسخ معروف گفت: "اما مسیحیان و گاوهایشان هلاک شدند و شما همسایگان آنها هستید." جزئیات دیگر سفرهای دیوژن تا حد زیادی مبهم باقی مانده است. بازدیدهای مستند او از چندین شهر در آسیای صغیر، به‌ویژه میلتوس، منطقه‌ای که به‌خاطر میراث عمیق فکری‌اش مشهور است، نشان می‌دهد که سفرهای او ممکن است به انگیزه تحقیقات فلسفی بوده باشد، اگرچه جزئیات دقیقی دیگر موجود نیست.

دوران متاخر دیوژن در قرنتس

یک روایت جایگزین، احتمالاً آخرالزمانی، بیان می‌کند که در طول سفری به اگینا، دیوژن توسط دزدان دریایی به فرماندهی اسکرپالوس یا هارپالوس دستگیر شد. پس از آن به کرت منتقل شد و در یک بازار برده‌فروشی به یک کورنتی به نام Xeniades فروخته شد. دیوژنز با مشاهده زنیادس در میان سایر خریداران احتمالی، به حراج‌دار خطاب کرد و گفت: "مرا به او بفروش، او به یک استاد نیاز دارد." دیوژن متعاقباً وظیفه نظارت بر تحصیل پسران گزنیادس و مدیریت امور خانه را بر عهده گرفت. گفته می‌شود که دیوژن پس از تسلیم شدنش در کورینث ماند و به‌طور انفرادی در نزدیکی سالن ورزشی معروف به «کرنیوم» در حاشیه شهر، در بیشه‌ستان سرو با چشم‌اندازی از بندر، زندگی کرد.

دیونیسیوس رواقی ثبت می‌کند که دیوژن در سال 338 توسط فیلیپ دوم مقدونی در جریان نبرد Chaeronea، واقع در شمال بئوتی، دستگیر شد. فیلیپ که گویا از جسارت دیوژن سرگرم شده بود، تصمیم گرفت او را آزاد کند. در ژوئیه 336، دیوژن در بازی های المپیک 111 حضور داشت. پس از اعلام منادی مبنی بر اینکه "دیوکسیپوس مردان دیگر را شکست داده است"، دیوژن پاسخ داد: "برعکس! او بردگان را شکست می دهد، در حالی که من مردان را شکست می دهم." هنگامی که از دیوژنس در مورد هدفش از حضور در مسابقات سوال شد، پاسخ داد که او برای شرکت در آنجا حضور داشت، به ویژه برای مبارزه با مصائب انسانی مانند خشم، بی اعتمادی، غم و اندوه، میل و ترس. در طول بازی‌های ایستمی، او حتی با تزئین سرش با تاج گل کاج، خود را پیروز اعلام کرد، اقدامی که قرنتیان را برانگیخت تا آن را حذف کنند.

روایت‌های سنتی نشان می‌دهد که ملاقاتی بین دیوژن و پسر فیلیپ، اسکندر مقدونی، احتمالاً در سال 336 اتفاق می‌افتد، سالی که اسکندر به عنوان فرمانده لشکر کشی پارسیان در قرنموس اعلام شد. پلوتارک نقل می‌کند که به محض ورود اسکندر، دیوژن از شرکت در احوالپرسی رسمی خودداری کرد، در عوض در محل معمول خود در بیشه‌ستان سرو واقع در خارج از کورنت باقی ماند. اسکندر متعاقباً گفتگویی را با دیوژن آغاز کرد که بعدها شهرت قابل توجهی به دست آورد.

بر اساس گزارش‌ها، با نزدیک شدن افراد متعدد، دیوژن وضعیت خود را تنظیم کرد و نگاه خود را به سمت اسکندر معطوف کرد. هنگامی که پادشاه سلام کرد و در مورد آرزوهایی که ممکن است دیوژن داشته باشد جویا شد، فیلسوف به طرز معروفی پاسخ داد: "بله، باید کمی از خورشید من فاصله بگیری." نقل می شود که اسکندر عمیقاً تحت تأثیر این پاسخ قرار گرفت و غرور عمیق و عظمت روحی مردی را که می توانست با او چنین بی اعتنایی کند، تشخیص داد. در نتیجه، هنگام خروج، اسکندر به درباریان خود که با فیلسوف شوخی می کردند، گفت: "اما من این را به شما می گویم: اگر اسکندر نبودم، دیوگنس بودم!"

مرگ

در حالی که برخی گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که مرگ دیوژن در همان شب با اسکندر مقدونی (10–11 ژوئن 323 قبل از میلاد) اتفاق افتاده است، این ادعا عمدتاً افسانه‌ای تلقی می‌شود. محققان معاصر عموماً مرگ او را در اواخر دهه 320 قبل از میلاد، احتمالاً بین 324 و 321 قبل از میلاد، فرض می کنند. سنسورینوس سن دیوژن را در هنگام مرگ 81 سال ثبت می کند، در حالی که لائرتیوس آن را تقریباً 90 سال تخمین می زند. مکان دقیق مرگ دیوژن همچنان موضوع بحث های علمی است. برخی از روایات مرگ او را در کورینث، به ویژه در کرانیون یا در محل اقامت استاد سابقش می‌دانند، در حالی که برخی دیگر آتن یا حتی نزدیکی المپیا را پیشنهاد می‌کنند. علاوه بر این، منابع باستانی توضیحات متنوعی برای درگذشت او ارائه می‌دهند. چهره هایی مانند سرسیداس و آنتیستنس رودز ادعا می کنند که او از طریق خفگی خودکشی کرده است، روشی که به طور نمادین با فلسفه تعیین سرنوشت او هماهنگ است. برعکس، گزارش‌های دیگر مرگ او را به مصرف یک اختاپوس خام در تلاش برای نشان دادن بیهودگی پخت و پز (Athenaeus)، تبی که قبل از عزیمت او برای بازی‌های المپیک (Epictetus و Jerome) مبتلا شده بود، یا گاز گرفتن سگ آلوده در هنگام تلاش برای توزیع یک اختاپوس بین سگ‌ها (Diogenes) نسبت می‌دهند.

دیوژن کمترین نگرانی را در مورد دفن خود ابراز کرد و تصریح کرد که جسد او باید دور انداخته شود، یا در آن سوی دیوارهای شهر برای حیوانات وحشی دفن نشود، در یک گودال دفن شود و با گرد و غبار پوشانده شود، یا حتی در رودخانه ایلیسوس انداخته شود. با این حال، پیروان او درگیر مناقشه‌ای در مورد روش و مسئولیت مناسب برای دفن او شدند، حکایتی که نشان می‌دهد آموزه‌های او در مورد بی‌تفاوتی نسبت به آداب و رسوم اجتماعی را شبیه‌سازی ناقص آنها می‌کند. در نهایت، کورینتیان تشییع جنازه ای ترتیب دادند و او را بیرون از دیوارهای شهر نزدیک دروازه غربی، در مجاورت جایی که سال های آخر عمرش را سپری کرد، دفن کردند. Eubulus، برعکس، گزارش می دهد که دیوژن توسط فرزندان Xeniades، که او به عنوان معلم برای آنها خدمت کرده بود، به خاک سپرده شد. پاوسانیاس که در قرن دوم بعد از میلاد نوشته بود، مستند کرد که مقبره دیوژن از جمله مواردی است که در نزدیکی کورنت قابل مشاهده است.

به عنوان یک بدبین، دیوژن به صراحت اصرار داشت که جسد او باید به سادگی و بدون دفن رسمی دور انداخته شود. هنگامی که یارانش پرسیدند: "اما ممکن است آرزو کنی که بدنت غذای کرکس ها و حیوانات وحشی باشد؟" او پاسخ می‌داد: "به هیچ وجه، تا زمانی که چوبی به من می‌دهی تا آن موجودات را بدرقه کنم!" برای این، آنها می پرسیدند: "اما، پس چگونه می توانید این کار را انجام دهید، اگر از چیزی آگاه نیستید؟" سپس دیوژن پاسخ داد: "آه بله! اگر در مرگ نمی توانم از چیزی آگاه باشم، نیش موجودات وحشی چگونه می تواند به من صدمه بزند؟"

در دنیای کلاسیک یونان و روم باستان، مرگ یک فیلسوف اغلب به عنوان بیان قطعی آموزه‌های آنها تعبیر می‌شد. مرگ دیوژن، که با روایت‌های تخیلی و متنوع آن مشخص می‌شود، به اندازه بی‌تفاوتی فلسفی او نسبت به دفن خود بحث‌برانگیز شد. دیدگاه او، همانطور که توسط تلس خلاصه شده است، با تمام سینیک های بعدی طنین انداز شد: "چه تفاوتی بین این است که توسط آتش سوخته شود، توسط سگ بلعیده شود، در بالای زمین بماند تا توسط کرکس ها طعمه شود، یا در زیر زمین دفن شود تا توسط کرم ها خورده شود؟"

طبق گفته روبینو، وجود مقبره‌ای در کورنت و گزارش مرگ او در کرینیون قویاً نشان می‌دهد که دیوژن در داخل یا نزدیک کورنت مرده است. به نظر می‌رسد روایت‌های هیجان‌انگیزتر، مانند مرگ بر اثر خوردن اختاپوس، درگیری با سگ، یا خفگی، زینت‌های فلسفی باشند، که محتمل‌ترین توضیح آن مرگ به دلایل طبیعی در دوران پیری است.

بعد از مرگ او، مجسمه‌ای برنزی از دیوژنس توسط Siequusseent subqueturing ساخته شد. Aegina در پایه آن حک شده است.

حتی برنز نیز با گذشت زمان کهنه می‌شود، اما هیچ دوره‌ای، دیوژن، از شهرت تو نمی‌کاهد، زیرا تو به تنهایی اصل خودکفایی و سرراست‌ترین مسیر وجود را برای انسان‌ها آشکار کردی.

کار می کند

دیوژن توسط لائرتیوس به عنوان نویسنده دیالوگ ها، رساله ها و تراژدی ها مستند شده است. با این حال، هیچ یک از این ترکیبات ادبی دوام نیاورده است. قابل قبول است که آثار مکتوب او مبنای حکایات متعددی در مورد او باشد، اگرچه صحت این گزارش ها متفاوت است، و تفاسیر آنها اغلب مبهم باقی می ماند.

دیوژنس به طور گسترده ای با نگارش رساله ای با عنوان Politeia («جمهوری») شناخته می شود، که عمدتاً در نوشته های Lamusertius و Philodetius به آن اشاره شده است. این متن خاص دیدگاه‌های مشاجره‌آمیزی را درباره ساختارهای خانوادگی، تمایلات جنسی، و آداب و رسوم سیاسی-اجتماعی رایج بیان می‌کرد، دیدگاه‌هایی که آنقدر تحریک‌کننده تلقی می‌شدند که برخی از رواقیون معاصر صحت آن را رد کردند. ترکیب دیگری، پوردالوس، بنا بر گزارش‌ها، عناصر زندگی‌نامه‌ای را در خود جای داده است، در حالی که دیالوگ Ichthyas به شاگردی اقلیدسی اختصاص داده شده است که نامی مشابه دارد. در عصر آتنائوس (اواخر قرن دوم تا اوایل قرن سوم پس از میلاد)، سفالیون دیوژن یک اثر برجسته و شناخته شده باقی ماند. علاوه بر این، گفتمان علمی در مورد تألیف chreiai ادامه دارد، و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا آنها از خود دیوژن سرچشمه می‌گیرند یا بیانگر گزارش‌های زندگی‌نامه‌ای هستند که توسط دیگران، مانند متروکلس گردآوری شده است.

آثار تراژیک دیوژن به روایت‌های اسطوره‌ای مهمی پرداخته و شخصیت‌هایی را در بر می‌گیرد. انسان‌خواری)، هراکلس (که به‌عنوان قهرمان کهن‌الگوی بدبین به تصویر کشیده می‌شود که به خاطر انعطاف‌پذیری‌اش در میان ناملایمات شهرت دارد)، آشیل، مدیا (که دستاوردهای جادوگرانه‌اش به صورت تمثیلی تفسیر می‌شد)، کریسیپوس (پسر پلوپس)، و ادیپ (که اعمال توهین‌آمیز و جنایت‌کارانه‌اش انجام نمی‌داد). این ترکیب‌های نمایشی خوانندگان را در قرن‌های بعدی حفظ کرد و بر افرادی مانند کلمنت اسکندریه در قرن اول پس از میلاد و امپراتور جولیان در قرن چهارم پس از میلاد تأثیر گذاشت. با این وجود، برخی از روشنفکران باستانی، از جمله برخی از افراد بدبین، این تراژدی ها را نامطلوب می دانستند. رواقی ها، به ویژه، آنها را به دلیل رفتار غیراخلاقی آنها با موضوعات بسیار حساس مانند آدم خواری، زنا با محارم، و جنایت کشی محکوم کردند. خود امپراطور جولیان نسبت به صحت آنها ابراز تردید کرد و این سؤال بلاغی را مطرح کرد: "کدام خواننده ای از اینها از آنها متنفر نیست و در آنها بدنامی بیش از حد نمی یابد که حتی اجبارها از آنها پیشی نگیرند؟" در نتیجه، این تراژدی‌ها اغلب به یکی از شاگردان دیوژن، مانند فیلیسوس اگینا یا پاسیفون نسبت داده می‌شد.

مجموعه‌ای از رساله‌های شبه کتیبه‌ای منسوب به دیوژن از قرن سوم پیش از میلاد تا قرن اول پس از میلاد در گردش بود که اغلب به عنوان معتبر پذیرفته می‌شد. با این حال، این مجموعه دیگر موجود نیست. مجموعه‌ای از حروف کاذب کاذب مرتبط با دیوژن که در بدنه گسترده‌تر رساله‌های سینیکی یافت می‌شود، از دوره‌های بعدی سرچشمه می‌گیرد.

فلسفه

تأثیرها

لائرتیوس ثبت می‌کند که دیوژن از طرفداران آنتیستنس (ج. 446 – حدود  366 قبل از میلاد) شد، که به عنوان فیلسوف اصلی سینیکی و شاگرد سابق سقراط شناخته می‌شود. title="circa">c. 470 – حدود 399 قبل از میلاد). در حالی که اختلافات زمانی باعث عدم قطعیت در مورد حضور مستقیم دیوژن در مدرسه آنتیستنس در سینوسارگ ها می شود، بدیهی است که دیوژن اصول متعددی را از فلسفه آنتیستنس جذب کرده است. این اصول شامل اولویت دادن به فضیلت بر قوانین و کنوانسیون های اجتماعی، موضع شکاکیت مذهبی، و برتری دادن اقدامات عملی بر مفاهیم نظری بود.

دیوژن به تقلید از سقراط، علناً افرادی را به چالش کشید که بر خلاف بسیاری از همتایان فلسفی‌اش، برتری فکری خود را ابراز می‌کردند و ترجیح می‌دادند تا در برنامه‌های روزمره خود با مردم تعامل داشته باشند تا در محیط‌های آکادمیک متعارف. اگرچه او در هدف سقراط مبنی بر تبلیغ دیگران به فلسفه شریک بود، رویکردهای تربیتی دیوژن به طور قابل توجهی متضادتر بود. سقراط معروف به مگس گاد می‌دانست، در حالی که دیوژن نام سگ را برگزیده است. تاکتیک های نامتعارف دیوژن، معاصر او، افلاطون (حدود 427 - حدود 348 قبل از میلاد) را بر آن داشت تا او را به عنوان "سقراط دیوانه شده" توصیف کند. هنگامی که افلاطون تعریف انسان را به عنوان "دوپا بدون پر" پیشنهاد کرد، دیوژن در پاسخ معروفی با کندن پرهای خروس، آن را در آکادمی افلاطون ارائه کرد و اعلام کرد: "ببین، مرد افلاطون". در نتیجه، افلاطون در تعریف خود تجدید نظر کرد تا "ناخن های پهن و مسطح" را به کار گیرد. علاوه بر این، هنگامی که یکی از طرفداران Eleatic Zeno بر عدم امکان حرکت تاکید کرد، دیوژن فقط برخاست و رفت. او با مشاهده یک کماندار غیر ماهر، خود را به صورت استراتژیک در کنار هدف قرار داد تا از آسیب احتمالی جلوگیری کند.

چارچوب فلسفی دیوژن به طور قابل توجهی تحت تأثیر شرایط او به عنوان یک تبعید بود. در آموزه‌های بدبینانه، تبعیدیان برجسته‌ای مانند ادیسه و به‌ویژه هراکلس - شخصیتی که دیوژن تراژدی‌هایی درباره‌اش می‌نوشت - به‌عنوان پارادایم‌های رفتار نیکو در نظر گرفته می‌شدند. فیلسوف منزوی هراکلیتوس نیز بر اندیشه ی سینیکی تأثیر گذاشت. هراکلیتوس معتقد بود که اکثریت بشریت در خواب عمیقی به سر می‌برند، مفهومی مشابه این اعتقاد بدبینانه که ابری فراگیر از مه یا مه همه هستی را در بر می‌گیرد و نشان‌دهنده یک تیفوس غیرقابل‌توجه است که باید با بی‌تفاوتی مواجه شد.

هنجارهای اجتماعی چالش برانگیز

دیوژن از زندگی مطابق با طبیعت، بدون محدودیت قراردادهای اجتماعی یا nomos دفاع کرد. او به طور بدنام هنجارهای اجتماعی را از طریق اقداماتی مانند خودارضایی عمومی، تف کردن، غذا خوردن در بازار و ادرار کردن روی افراد زیر پا گذاشت. در حالی که این اعمال ممکن است در ابتدا انحرافی به نظر برسند، آنها به عنوان ابزار تربیتی برای فضیلت تفسیر شده اند که تمایز بین رفتارهای طبیعی و متعارف را بررسی می کنند. برخی از محققان همچنین پیشنهاد می کنند که این اقدامات با هدف جلب توجه عمومی به مکتب فلسفی او بوده است. با این حال، بسیاری از این روایت‌ها غیرمعمول تلقی می‌شوند و اغلب در خدمت تضعیف شجاعت اخلاقی واقعی دیوژن هستند. دیوژن به دلیل تلاش مداوم خود برای فضیلت اخلاقی شناخته شده بود. در نتیجه، بسیار بعید است که فردی که به خرد، شجاعت، اعتدال و عدالت اختصاص دارد، عمداً خود را تحقیر کند (همانطور که گزارش شده است که او نظرات دیگران را نادیده گرفته است). صراحت او در رویارویی با ساختگی و ساختارهای معتبر قانون و رفتار غیرقابل انکار است، همانطور که رفتار دائماً با فضیلت و جستجوی مداوم او برای یافتن «انسان صادق (عاقل)» ​​است.

گرایش دیوژن نسبت به ثروتمندان با شکل‌دهی درک معاصر از «بدبینی بدبینانه» به عنوان یک بدبینی نسبت به دیگران اعتبار دارد. حکایتی حکایت می‌کند که دیوژنز که هیچ مکان مناسب دیگری در محل سکونت یک مرد ثروتمند پیدا نمی‌کند، مستقیماً به صورت او آب دهان می‌اندازد.

جهان وطنی

دیوژنس به عنوان پیشگام در تکرار اولیه جهان وطنی و احتمالاً ابداع خود این اصطلاح شناخته می شود. هنگامی که از او در مورد منشأ خود سؤال شد، او به طور معروف با کلمه واحد پاسخ داد: kosmopolitēs که به معنای "من شهروند جهان هستم." دیوژن اظهار داشت که "تنها مشترک المنافع واقعی آن چیزی بود که متناسب با جهان بود."

لوسیان بیانیه زیر را به او نسبت می دهد:

بگذار تمام دنیا به اندازه کافی برای من بزرگ باشد، بگذار جهان را خانه خود بنامم.

دیدگاه فلسفی دیوژن احتمالاً در سالهای شکل گیری او در سینوپ و تبعید بعدی او شکل گرفت. تعاملات او با جمعیت های غیریونانی در امتداد سواحل دریای سیاه احتمالاً استقبال او از نسبیت گرایی فرهنگی را تقویت کرد. فاورینوس معتقد بود که جهان وطنی هم به عنوان واکنش و هم به عنوان آرامشی برای آواره شدن از سرزمین مادری عمل می کند. بنابراین، تجربه شخصی دیوژن به عنوان یک فرد خارجی ممکن است این فرض را تضعیف کرده باشد که اقتدار سیاسی ذاتاً با افرادی است که به طور تصادفی در یک دولت شهر خاص متولد شده اند.

با این وجود، مهم است که تداوم بین اشکال باستانی و معاصر جهان وطنی را اغراق نکنیم. اگرچه دیوژن از مفهوم "شهروند جهان" بودن دفاع می کرد، نه او و نه طرفدارانش از برادری جهانی حمایت نکردند. درعوض، هدف اصلی او این بود که نشان دهد که دولت-شهر یک ساختار مصنوعی است تا یک آرایش اجتماعی ذاتی یا طبیعی.

زهد

دیوژنز سبک زندگی را پذیرفت که مشخصه آن زهد و مینیمالیسم بود. معروف است که او در یک کوزه بزرگ (pithos) ساکن بود و از طریق گدایی زندگی خود را تامین می کرد. تمرینات او شامل پابرهنه رفتن و استفاده از تونیک خود به عنوان لباس و رختخواب بود. هنگامی که آریستیپوس در مورد مزایایی که دیوژن از فلسفه به دست آورده است جویا شد، دیوژن پاسخ داد: "توانایی ثروتمند شدن بدون داشتن یک ابول". با پیروی از پیشینه هایی که سقراط، آنتیستنس و گزنفون ایجاد کردند، دیوژن بین فقر عینی (فقر اقتصادی) و فقر ذهنی (نارضایتی مداوم ناشی از انتظارات اجتماعی برآورده نشده) تفاوت قائل شد. از دیدگاه او، حتی ظالمان یونانی می‌توانند «فقیر» تلقی شوند، اگر دائماً برای برآورده کردن خواسته‌های مالی مرتبط با موقعیت اجتماعی خود تلاش کنند.

دیوگنس خود را از طریق گدایی حفظ کرد، که او پاداش عادلانه ای را برای عملکرد خود در نقد ارزش های اجتماعی در نظر گرفت. او زمانی خود را یک بدبین یا "سگ وار" توصیف کرد و توضیح داد که "از کسانی که به او چیزی می دهند حنایی می کند و از کسانی که به او چیزی نمی دهند پارس می کند." زمان دقیق پذیرش گدایی او - چه قبل از تعهد فلسفی اش و چه به عنوان یک انتخاب عمدی فلسفی برای رد کار - نامشخص است، اگرچه برخی این تأثیر را به آنتیستنس نسبت می دهند. پلوتارک بیانیه دیوژن را مستند می کند: "[آنتیستنس] لباس های پارچه ای به من پوشاند و مرا به فقر محکوم کرد و از خانه ام بیرون کرد."

یک حکایت معروف نقل می کند که دیوژن به طرز معروفی فنجان نوشیدن خود را با مشاهده پسری که مستقیماً از دستانش آب می نوشید دور انداخت و به او اشاره کرد که "قبلاً فنجانی را به او داده بود." داستان دیگری حاکی از آن است که یک رویارویی تصادفی با یک موش، با توجه به ظرفیت ذاتی جوندگان برای سازگاری با هر محیطی، ارزش ذاتی یک موجود ساده را برای او روشن کرد.

اتحادیه اروپا در سال 2005 ابتکاری را برای مبارزه با چاقی آغاز کرد و نام آن را DIOGENES، مخفف رژیم غذایی، چاقی، و ژن گذاشت. این نام به ارتباط تاریخی دیوژن با زهد و اعتدال اذعان داشت.

Autarky

فیلسوفان بدبین هم خودکفایی و هم فقر داوطلبانه را پذیرفتند. فلسفه و سبک زندگی دیوژن با خودکامگی افراطی، پذیرش رواقی سرنوشت، و جدایی منطقی از رنج مشخص می شد. دیوژن رساله ای با عنوان درباره ثروت نوشت. در حالی که نسخه خطی اصلی دیگر موجود نیست، محتوای آن تا حدی توسط محققان از طریق کلمات قصار منتسب بازسازی شده است. یک حکایت نقد او را از فردی اسراف‌گر بازگو می‌کند که ارثی را هدر داد و به این معناست که اقدامات محتاطانه می‌توانست از فقر جلوگیری کند. روایت دیگری مقایسه او از حکمرانی مدنی مؤثر با مدیریت ماهر خانواده را نشان می‌دهد و ادعا می‌کند که هر دو به جای خودنمایی صرف، به نظارت هوشمندانه و خردمندانه نیاز دارند. این دیدگاه بر مفهوم‌سازی گسترده‌تر او از تعریف مجدد ثروت و اولویت دادن به نظارت فکری بر کار فیزیکی تأکید می‌کند.

میراث

پذیرایی

Monimus، یک بدبین، توسط یک صراف کورنتی به بردگی درآمد و از طریق استاد دیوژن، Xeniades، درباره دیوژن آموخت. مونیموس برای اینکه شاگرد دیوژن شود، دیوانگی را با پراکندگی پول شبیه سازی کرد تا اینکه استادش او را آزاد کرد. هگزیاس اهل سینوپ، یکی دیگر از شاگردان، به «قلاده سگ» معروف بود. فیلیسکوس و برادر کوچکترش، آندروستنس، چنان شیفته دیوژن بودند که پدرشان اونسیکریتوس را متقاعد کردند که سبک زندگی سینیکی را اتخاذ کند. آناکسیمن لمپساکوس نیز در میان شاگردان دیوژن قرار داشت.

پس از مرگ دیوژن، بدبینی کلاسیک به دو خط سیر فلسفی اصلی تقسیم شد. یکی از دودمان، که توسط Zeno of Citium (c. 334 – حدود  262 قبل از میلاد تأسیس شد، به رواقییسم تبدیل شد. این سنت فلسفی عقیده دیوژن (و به عنوان بسط سقراط) را پذیرفت که زندگی باید در هماهنگی با طبیعت و عقل باشد، و فضیلت را اساس انحصاری eudaimonia قرار می دهد، در حالی که عناصر بیرونی مانند نسب و جایگاه اجتماعی را بی اهمیت می دانست. جریان جایگزین، که با Crates of Thebes (ج. 365 – حدود  285 قبل از میلاد) شروع شد و با Sallustius of Emesa (قرن پنجم پس از میلاد) به پایان رسید، شامل یک سلسله مستمر از دین‌ها و آیین‌های دین‌گرای کینیک بود. چهره‌های قابل توجه در این جانشینی بدبینانه عبارتند از هیپارکیا، منیپوس، و جولیان مرتد، همسر کریتس.

از لحاظ تاریخی، بدبینی اغلب در روایت‌های فلسفی باستان به حاشیه رانده می‌شد، و دیوژن اغلب به عنوان یک فرد غیرعادی بی‌ضرر شناخته می‌شد. هیپوبوتوس به ویژه بدبینی را از مجموعه مکاتب فلسفی خود در قرن دوم قبل از میلاد حذف کرد. با این حال، دیوژن لائرتیوس (قرن سوم پس از میلاد) متعاقباً ادعا کرد که بدبینی یک مکتب فلسفی مشروع است، نه صرفاً یک شیوه زندگی. بدبینی که غالباً بد تعبیر می‌شود، مجموعه‌ای سفت و سخت از آموزه‌ها را شامل نمی‌شود و به دنبال جایگاه یک نظام فلسفی رسمی نیست. در عوض، این فلسفه عملی عملی را نشان می‌داد که برای دسترسی فوری به همه طراحی شده بود و طرفداران آن به جای پرداختن به دانش مستقل، اعتقادات خود را تجسم می‌دادند. فراتر از نقدهایی که در مورد عدم دقت نظری در نظر گرفته شده بودند، دیوژن و پیروانش به دلیل غیراخلاقی بودن درک شده خود نیز با محکومیت مواجه شدند. منتقدانی مانند سیسرو اظهار داشتند که رفتار شرم آور آنها اصول اخلاقی مرسوم را زیر پا می گذارد.

تصویر در هنر

در سال 1726، طی حفاری‌هایی در Monte Testaccio در نزدیکی رم، نقش برجسته مرمری آسیب‌دیده قرن اول پس از میلاد کشف شد که دیوژن را در یک کوزه در کنار یک سگ به تصویر می‌کشید. این قطعه، که در اصل بخشی از یک تصویر گسترده‌تر از رویارویی آخرالزمان بین دیوژن و اسکندر بود، در قرن هجدهم بازسازی شد. بازسازی، که بر اساس یک نقاشی قرون وسطایی مشخص شده است، شامل شکل اسکندر و سر جدیدی برای دیوژن است که از مجسمه ای که در ویلا آلبانی قرار دارد الگوبرداری شده است.

دیوژن از دوره رنسانس به عنوان منبع الهام بخشی برای هنر غربی بوده است. نقاشی دیواری Davide Ghirlandaio در سال 1475 او را در کنار ارسطو نشان می دهد. در اثر به یاد ماندنی رافائل، مدرسه آتن (1509-1511)، دیوژن در حالی که بر روی پله ها تکیه زده است، شنل ژولیده و فرسوده اش تا حدودی شکل او را می پوشاند، نشان می دهد که نسبت به جمع فیلسوفان برجسته اطراف او، به ویژه افلاطون و افلاطون برجسته ترین و آرتیست ها، بی تفاوتی کامل نشان می دهد. گام.

نقاشی ژان لئون ژروم در سال 1860، دیوگنس، فیلسوفی را نشان می‌دهد که در ورودی کوزه‌اش قرار گرفته است و در حالی که چهار سگ او را تماشا می‌کنند، چراغ خود را تنظیم می‌کند. اثر جان ویلیام واترهاوس در سال 1882، دیوژنس، او را در کوزه‌اش به تصویر می‌کشد که طوماری را با چراغی در نزدیکی خود در دست دارد، در حالی که سه زن جوان با لباس‌های زیبا به صحنه خیره می‌شوند.

مجسمه‌ای از توران باش، که دیوژنس را در حال ایستادن روی بشکه، چراغی در دست و همراه با سگ را نشان می‌دهد، در سال 2006 در سینوپ، ترکیه برپا شد.

ادبیات

در «مترجم یونانی» سر آرتور کانن دویل، کلوپ خیالی دیوژنس، که به افتخار این فیلسوف نامگذاری شده است، به عنوان انجمنی که مایکرافت هلمز، برادر شرلوک، به آن تعلق دارد، نمایش داده می شود. نام باشگاه بر ویژگی‌های اعضای آن تأکید می‌کند: تحصیل کرده، در عین حال به‌طور قابل ملاحظه‌ای محتاط و غیر اجتماعی، که منعکس کننده روحیه خود فیلسوف است.

زیست شناسی

خانواده Diogenidae و جنس Diogenes خرچنگ‌های گوشه‌نشین، نامگذاری خود را از کوزه دیوژن گرفته‌اند.

روانشناسی

از قرن بیستم، نام دیوژنس با سندرم دیوژنز، یک اختلال رفتاری که با بی‌توجهی عمیق به خود، افتضاح خانگی، انزوای اجتماعی، بهداشت شخصی ناکافی، احتکار اجباری، و شرایط زندگی نامرتب تعریف می‌شود، مرتبط بوده است. با این حال، این همنام به طور گسترده به عنوان یک نام اشتباه در نظر گرفته می شود زیرا دیوژن عمداً از راحتی مادی متعارف اجتناب کرد، فعالانه با رفت و آمد در آگورا به دنبال تعامل اجتماعی بود و سبک زندگی مینیمالیستی را پذیرفت.

یادداشت ها

مراجع

کتابشناسی

آلن، انسگار (2020). بدبینی مطبوعات MIT. شابک 9780262537889.

درباره این نوشته

درباره Diogenes

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، آثار، اندیشه‌ها و جایگاه فلسفی Diogenes.

برچسب‌های موضوع

درباره Diogenes Diogenes کیست زندگی Diogenes آثار Diogenes فلسفه Diogenes اندیشه‌های Diogenes

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Diogenes کیست؟
  • Diogenes چه آثاری نوشت؟
  • فلسفه Diogenes چیست؟
  • چرا Diogenes مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه