Giovanni Pico dei conti della Mirandola e della Concordia ( PEE-koh DEL-ə mirr-A(H)N-də-lə، ایتالیایی: [dʒoˈvanni ˈpiːko della miˈrandola]؛ 4 فوریه 1 و 6 لاتین: و Johanula 6 لاتین: 17 نوامبر 1494)، که معمولاً با نام پیکو دلا میراندولا شناخته میشود، نجیبزاده و فیلسوف برجسته ایتالیایی دوره رنسانس بود. او به خاطر وقایع مهم سال 1486 شهرت دارد، زمانی که در سن 23 سالگی، پیشنهاد دفاع علنی از 900 پایان نامه شامل دین، فلسفه، فلسفه طبیعی، و جادو را در برابر همه مخالفان مطرح کرد. برای این تلاش، او کتاب تأثیرگذار Oration on the Dignity of Man را نوشت، متنی که اغلب به عنوان "مانیفست رنسانس" و اثری بنیادی از اومانیسم رنسانس و "اصلاح هرمتیک" شناخته می شود. پیکو همچنین سنت کابالای مسیحی را پایه گذاری کرد که جزء مهمی از باطنی گرایی مدرن اولیه غربی است. مجموعه او، 900 تز، دارای تمایز به عنوان اولین کتاب چاپی است که به طور جهانی توسط کلیسا ممنوع شد. به دلیل پیشبینی دیدگاههای پروتستانی متعدد در تزهایش، پیکو گهگاه بهعنوان یک شخصیت پروتستانی شناخته میشود.
Giovanni Pico dei conti della Mirandola e della Concordia ( PEE-koh DEL-ə mirr-A(H)N-də-l-də-ləs> lang="it-Latn-fonipa">[dʒoˈvanniˈpiːkodellamiˈrandola] لاتین: Johannes Picus de Mirandula 24 فوریه 1463 – 17 نوامبر 1494)، شناخته شده به عنوان Randolab> ایتالیایی فیلسوف او به خاطر وقایع سال 1486 شهرت دارد، زمانی که در سن 23 سالگی، پیشنهاد دفاع از 900 پایان نامه در مورد دین، فلسفه، فلسفه طبیعی، و جادو را در برابر همگان مطرح کرد، که به همین دلیل سخنرانی در باب کرامت انسان را نوشت که "مانیفست انسانی رنسانس و رنسانس" نامیده می شود. "اصلاحات هرمتیک". او بنیانگذار سنت کابالای مسیحی، یک اصل کلیدی باطنی گرایی مدرن اولیه غربی بود. 900 تز اولین کتاب چاپی بود که به طور جهانی توسط کلیسا ممنوع شد. گاهی اوقات پیکو به عنوان یک پروتستان اولیه دیده می شود، زیرا 900 تز او دیدگاه های پروتستان زیادی را پیش بینی می کرد.
بیوگرافی
خانواده
جووانی در میراندولا، نزدیک مودنا، به عنوان کوچکترین پسر جانفرانچسکو اول پیکو، ارباب میراندولا و کنت کونکوردیا، و جولیا، دختر فلترینو بویاردو، کنت اسکاندیانو به دنیا آمد. خانواده پیکو مدتها در قلعه میراندولا، واقع در دوک نشین مودنا، که در قرن چهاردهم به استقلال رسید و در سال 1414 توسط امپراتور روم مقدس، سیگیزموند، فیف کنکوردیا اعطا شد، اقامت داشتند. میراندولا بهعنوان یک شهرستان خودمختار کوچک، که بعداً یک دوک نشین، در نزدیکی فریرا، واقع شده بود، عمل میکرد. خانواده پیکو دلا میراندولا روابط نزدیکی با سلسلههای برجسته اسفورزا، گونزاگا و استه داشتند و خواهر و برادران جیووانی با فرزندان حاکمان موروثی فرارا، بولونیا، کارپی، فورلی و پیومبینو ازدواج کردند. برادران بزرگتر که هر دو بیشتر از او عمر کردند: کنت گالئوتو اول سلسله خانوادگی را تداوم بخشید، در حالی که آنتونیو به عنوان ژنرال در ارتش امپراتوری فعالیت کرد. خانواده پیکو به عنوان دوک حکومت می کردند تا اینکه میراندولا، متحد لویی چهاردهم فرانسه، در سال 1708 توسط رقیب او، جوزف اول، امپراتور مقدس روم تسخیر شد و متعاقباً توسط دوک رینالدو داسته به مودنا ضمیمه شد. نسل مردان تبعیدی این خانواده در سال 1747 منقرض شد.
نسب مادری جووانی به طور قابل توجهی در حوزه هنری و علمی رنسانس ایتالیا متمایز بود. پسر عموی و معاصر او، شاعر متئو ماریا بویاردو، استعدادهای خود را زیر نظر عموی خود، تیتو وسپاسیانو استروزی، حامی هنرهای فلورانسی و شاعر و محققی توسعه داد.
جووانی با برادرزادهاش، جووانی دو فرانچسکولا، رابطه پیچیدهای داشت. جیووانی فرانچسکو علیرغم اینکه بسیار تحسین کننده عمویش بود، Examen vanitatis doctrinae gentium (1520) را منتشر کرد، اثری که مخالف "روایت خرد باستانی" که توسط جیوانی حمایت می شد. مورخ چارلز بی اشمیت این نشریه را تلاشی توصیف می کند که "برای تخریب آنچه عمویش ساخته بود."
آموزش
بهعنوان یک کودک نابالغ که حافظهای استثنایی داشت، جیووانی آموزشهای اولیه را به زبان لاتین و احتمالاً یونانی دریافت کرد. مادرش او را برای یک شغل کلیسایی در نظر گرفت که منجر به انتصاب او به عنوان پروتونوتاری پاپ (احتمالاً عنوان افتخاری) در سن 10 سالگی شد. در سال 1477، او تحصیلات خود را در رشته حقوق شرعی در بولونیا آغاز کرد.
به دنبال مرگ ناگهانی مادرش، سه سال بعد، پیکو تحصیلات خود را در دانشگاه کانوفیل رها کرد و تحصیلات خود را در دانشگاه کانوفیل آغاز کرد. فرارا در خلال یک دوره کوتاه، او در طول زندگی خود با هر سه نفر دوستی نزدیک داشت و ممکن است با پولیزیانو نیز رابطه عاشقانه داشته باشد.
از 1480 تا 1482، پیکو به تحصیلات آکادمیک خود در دانشگاه پادوآ، مرکز برجسته تفکر ارسطویی در ایتالیا ادامه داد. او که پیش از این به زبان های لاتین و یونانی تسلط داشت، به مطالعه عبری و عربی در پادوآ نزد الیا دل مدیگو، یک یهودی آورویست، پرداخت و دست نوشته های آرامی را نیز نزد او خواند. دل مدیگو در طی چندین سال نسخههای خطی یهودی را از عبری به لاتین برای پیکو ترجمه کرد. پیکو همچنین غزل هایی را به زبان های لاتین و ایتالیایی ساخت که بعداً تحت تأثیر ساوونارولا در اواخر عمرش آنها را از بین برد.
در چهار سال بعد، او زمان خود را بین محل اقامت خود و بازدید از مراکز مختلف انسان گرایی در سراسر ایتالیا تقسیم کرد. در سال 1485، او به دانشگاه پاریس سفر کرد، که در آن زمان مهمترین مرکز اروپا برای فلسفه و الهیات مکتبی و مرکز مهمی برای آوروییسم سکولار محسوب میشد. این احتمال وجود داشت که در زمان اقامت خود در پاریس، جووانی نگارش 900 پایان نامه خود را آغاز کرد و قصد داشت علناً از آنها دفاع کند.
900 پایان نامه
نتیجهگیریها تا بعد از عید مقدس قابل بحث نخواهد بود. همزمان، این پایان نامه ها در تمام دانشگاه های ایتالیا منتشر خواهد شد. اگر هر فیلسوف یا متکلمی، صرف نظر از موقعیت مکانی که در ایتالیا دارد، بخواهد به منظور شرکت در این بحث به رم سفر کند، طرف مناقشه متعهد می شود که هزینه های سفر خود را از منابع شخصی تامین کند.
در این دوره، دو رویداد مهم رخ داد. رویداد اولیه شامل بازگشت او به فلورانس در نوامبر 1484 بود، جایی که او به طور موقت اقامت کرد و با لورنزو مدیچی و مارسیلو فیچینو روبرو شد. این مصادف بود با یک روز مناسب از نظر اخترشناسی، که به طور خاص توسط فیچینو برای انتشار ترجمه های لاتین خود از آثار افلاطون از یونانی انتخاب شد، پروژه ای که با اشتیاق توسط لورنزو حمایت می شد. پیکو ظاهراً هر دو نفر را مجذوب خود کرده بود، و علیرغم دیدگاههای متفاوت فلسفی فیچینو، او به «همبستگی زحلی» مشترک آنها و ماهیت مشیتآمیز ورود پیکو متقاعد شد. لورنزو متعاقباً از پیکو تا زمان مرگش در سال 1492 حمایت و محافظت کرد.
اندکی پس از اقامت در فلورانس، پیکو سفری به رم را آغاز کرد و قصد داشت 900 پایان نامه خود را منتشر کند و یک کنگره علمی برای بحث آنها ترتیب دهد و شرکت کنندگانی را از سراسر اروپا جلب کند. در طول توقفی در آریزو، او درگیر یک رابطه عاشقانه با همسر یکی از پسرعموهای لورنزو مدیچی شد، رابطه ای که تقریباً کشنده بود. تلاش جیووانی برای فرار با زن منجر به دستگیری، جراحت و زندانی شدن او توسط شوهرش شد. آزادی او تنها با مداخله شخصی لورنزو تضمین شد.
پیکو چندین ماه را در پروجا و شهر مجاور فراتا گذراند و از جراحاتش بهبود یافت. در این مکان بود، همانطور که او به فیچینو ابلاغ کرد، "مشیت الهی... باعث شد که کتاب های خاصی به دست من بیفتد. این ها متون کلدانی هستند ... توسط اسدرس، زرتشت، و ملکیور، پیشگویان مجوس، که تفسیری مختصر و سخت و در عین حال عمیقاً اسرارآمیز از فیلوس کلدانی ارائه می دهند." در پروجا، پیکو با کابالا عبری عرفانی آشنا شد که او را در کنار آثار نویسندگان هرمسی کلاسیک متأخر مانند هرمس تریسمگیستوس مجذوب خود کرد. در دوران پیکو، کابالا و Hermetica به طور گسترده اعتقاد بر این بود که دارای قدمتی قابل مقایسه با قدمت عهد عتیق هستند. از جمله مربیان پیکو در کابالا، خاخام یوهانان آلمانو (حدود 1430 - حدود 1510) بود که اظهار داشت مطالعه و تسلط بر جادو مرحله نهایی رشد فکری و معنوی را تشکیل می دهد. برایان کوپنهاور خاطرنشان می کند که پیکو از ترجمه های ارائه شده توسط Flavius Mithridates، یک نوکیش و جاعل پرکار نیز استفاده کرده است. فلاویوس به پیکو متون دستکاری شده کابالیستی و ظاهراً طرفدار مسیحیت را ارائه کرد، که پیکو را متقاعد کرد "اسرار کابالا به عنوان کلیدهایی به بهشت برای مسیحیان عمل می کند."
این تعامل، ناشی از علاقه دانشمندان مسیحی به کاوش در حکمت باستانی است که در سنت های من تعبیه شده است. تأثیر متقابل بین جریان های فکری یهودی و مسیحی رنسانس. نوآورانه ترین در میان 900 پایان نامه پیکو مربوط به کابالا است. در نتیجه، او بهعنوان مولد سنت معروف به کابالای مسیحی شناخته میشود، که متعاقباً به عنصر اساسی باطنی گرایی غربی مدرن اولیه تبدیل شد. روششناسی پیکو برای درگیر شدن با فلسفههای گوناگون با تلفیق شدید مشخص میشد، و بنا بر گزارشها، آنها را بهجای تلاش برای ترسیم یک پیشرفت تاریخی، موازی یکدیگر قرار میداد.
چارچوب فلسفی پیکو اساساً ریشه در اندیشه افلاطونی داشت و منعکس کننده دیدگاه مربی او، مارسیلیو فیچینو بود، با این حال او احترام عمیقی برای ارسطو داشت. پیکو علیرغم پیشینهاش در studia humanitatis، التقاط ذاتی از خود نشان داد که در جنبههای خاصی، نقد افراطگرایی ناب اومانیسم را تشکیل میداد. او از آنچه که به نظر او ارزشمندترین کمکهای مفسران ارسطویی قرون وسطی و اسلامی، از جمله آوروئس و ابن سینا، در نامهای گسترده و قابلتوجه به ارمولائو باربارو در سال 1485 بیان شد، دفاع کرد. این تلاش برای ترکیب احتمالاً باعث شد تا همکارانش لقب «Princeps Concordiae» یا «شاهزاده هارمونی» را به او اعطا کنند، بازی هوشمندانهای برای عنوان خانوادهاش، شاهزاده کنکوردیا. علاوه بر این، پیکو از مطالعه متون عبری، تلمودی و هرمسی توسط افراد تحصیلکرده حمایت میکرد و معتقد بود این سنتها همان مفهوم الهی موجود در عهد عتیق را بیان میکنند، البته از طریق عبارات فرعی.
پیکو "سخنرانی در باب کرامت انسان" خود را به عنوان مقدمهای بر این سفر تکمیل کرد. رم برای اجرای استراتژی دفاعی خود. در دسامبر 1486، او هر دو اثر را به طور جمعی تحت عنوان "نتیجهگیریهای فلسفی، cabalasticae و theologicae" منتشر کرد، و پیشنهادی را برای پوشش هزینههای سفر برای هر محققی که مایل به شرکت در یک بحث عمومی در رم بود، گسترش داد. او شروع این مناظره را برای 6 ژانویه برنامه ریزی کرد، تاریخی که استیون فارمر مورخ آن را به عنوان عید Epiphany یاد کرد، که به معنای "تسلیم نمادین تیره های بت پرست به مسیح در شخصیت مجوس" است. پیکو تصور می کرد که یک نتیجه موفقیت آمیز نه تنها رضایت نمادین روشنفکران بت پرست را تضمین می کند، بلکه تغییر دین یهودیان را پس از به رسمیت شناختن عیسی به عنوان جوهر اصیل سنت هایشان تسهیل می کند. فارمر پیشنهاد می کند که پیکو ممکن است به معنای واقعی کلمه این انتظار را داشته باشد که "بحث واتیکان او با سقوط چهار سوار آخرالزمان در آسمان روم به پایان برسد."
در فوریه 1487، پاپ اینوسنتز هشتم مداخله کرد و بحث برنامه ریزی شده را به حالت تعلیق درآورد و کمیسیونی را برای بررسی دقیق اعتبار اعتقادی 900 تز تشکیل داد. علیرغم رد این اتهامات توسط پیکو، سیزده پایان نامه او رسما محکوم شد. در حالی که پیکو رسماً موافقت کرد که این نکات خاص را پس بگیرد، اعتقاد او در مورد اعتبار ذاتی آنها بدون تغییر باقی ماند. در نهایت، همه 900 پایان نامه با محکومیت مواجه شدند. متعاقباً، پیکو در دفاع از خود یک عذرخواهی با عنوان Apologia J. Pici Mirandolani, Concordiae comitis نوشت که در سال 1489 منتشر شد و به حامی خود، لورنزو تقدیم شد. پاپ پس از اطلاع از انتشار نسخه خطی، یک دادگاه تفتیش عقاید تأسیس کرد و پیکو را مجبور کرد که هم عذرخواهی و هم تزهای محکوم شده قبلی خود را رد کند، تقاضایی که او به آن پذیرفت. در محکومیت پاپ 900 تز آمده است:
برخی عناصر بدعت آمیز هستند، در حالی که برخی دیگر هسته اصلی بدعت را نشان می دهند. برخی از آنها رسوا و توهین آمیز به افراد متقی تلقی می شوند. اکثریت صرفاً اشتباهات فیلسوفان بت پرست را بازتولید می کنند [...] برخی دیگر قادر به شعله ور ساختن گستاخی جوامع یهودی هستند. در نهایت، تعدادی از اینها، تحت عنوان «فلسفه طبیعی»، از اعمال [یعنی جادو] دفاع می کنند که با ایمان کاتولیک و نژاد بشر خصمانه است.
این رویداد اولین نمونه از ممنوعیت کتاب چاپی توسط کلیسا بود که منجر به سوزاندن تقریباً تمام نسخههای موجود شد. در سال 1488، پیکو به فرانسه پناه برد، جایی که متعاقباً توسط فیلیپ دوم، دوک ساووی، با اصرار راهبههای پاپ دستگیر شد و در وینسنس زندانی شد. آزادی او با مداخله چندین شاهزاده ایتالیایی تضمین شد، همه آنها توسط لورنزو مدیچی تحریک شد، که همچنین باعث شد پادشاه چارلز هشتم دستور آزادی او را صادر کند. علاوه بر این، پاپ متقاعد شد که اجازه نقل مکان پیکو به فلورانس را بدهد، جایی که او تحت حمایت لورنزو اقامت داشت. با این حال، پیکو تا سال 1493، پس از عروج الکساندر ششم (رودریگو بورجیا) به مقام پاپی، در معرض توهین و محدودیتهای پاپ باقی ماند.
این تجربه عمیق به طور قابل توجهی بر پیکو تأثیر گذاشت. او متعاقباً با ساوونارولا آشتی کرد و دوستی نزدیک خود را حفظ کرد. تأثیر پیکو در تصمیم لورنزو برای دعوت از ساوونارولا به فلورانس مؤثر بود. با وجود این، پیکو به طور پیوسته از عقاید همسان گرایانه خود حمایت می کرد. او در ویلایی نزدیک فیزوله که توسط لورنزو تهیه شده بود اقامت گزید و در آنجا هپتاپلوس id est dei creatoris opere (1489) و De Ente et Uno (هستی و وحدت، 1491) را تالیف و منتشر کرد. در این دوره، او همچنین اثر مشهور دیگر خود، Disputationes adversus astrologiam divinicatrium (رساله علیه طالع بینی پیشگو) را که پس از مرگش منتشر شد، نوشت. در این رساله، پیکو روشهای جبرگرایانهای را که اخترشناسان معاصر به کار میبرند، به شدت محکوم کرد.
پس از مرگ لورنزو دی مدیچی در سال 1492، پیکو به فرارا نقل مکان کرد، اگرچه او همچنان از فلورانس بازدید میکرد. فلورانس بی ثباتی سیاسی را تجربه کرد که باعث افزایش نفوذ ساوونارولا شد. موضع ارتجاعی او در برابر گسترش رنسانس و سبکهای هنری قبلاً باعث ایجاد اصطکاک با خانواده مدیچی (که متعاقباً از فلورانس اخراج شدند) شده بود و بعداً با تخریب گسترده کتابها و آثار هنری به اوج خود رسید. علیرغم این تحولات، پیکو خود را با ساونارولا هماهنگ کرد. او که تصمیم گرفت وارد زندگی رهبانی شود، شیفتگی قبلی خود را به متون مصری و کلدانی رها کرد، آثار شعری خود را سوزاند و ثروت خود را از دست داد.
مرگ
در سال 1494، در سن 31 سالگی، پیکو و دوستش پولیزیانو هر دو در شرایطی مرموز درگذشتند.
شایعاتی منتشر شد مبنی بر اینکه منشی شخصی او او را مسموم کرده است، ظاهراً به دلیل ارتباط نزدیک پیکو با ساونارولا. او در کنار جیرولامو بنیوینی در سن مارکو به خاک سپرده شد و ساوونارولا مداحی را انجام داد. فیچینو متعاقباً نوشت:
پیکو محترم ما در همان روزی که چارلز هشتم وارد فلورانس شد، رفت و نالههای دانشمندان شادی مردم را متعادل کرد. اگر نوری که پادشاه فرانسه به ارمغان آورد نبود، فلورانس ممکن بود هرگز شاهد روزی تلخ تر از روزی نبود که درخشش میراندولا را خاموش کرد.
در سال 2007، بقایای پولیزیانو و پیکو از کلیسای سن مارکو در فلورانس بیرون کشیده شد تا علت مرگ آنها مشخص شود. تجزیه و تحلیل های پزشکی قانونی نشان داد که پولیزیانو و پیکو هر دو احتمالاً در برابر مسمومیت با آرسنیک تسلیم شدند، که احتمالاً توسط جانشین لورنزو، پیرو دی مدیچی، هماهنگ شده بود. تحقیقات علمی بعدی نشان داد که اگرچه مرگ پیکو ممکن است ناشی از مسمومیت حاد با آرسنیک (اعم از عمدی یا تصادفی) باشد، اما شواهد کافی برای نتیجه گیری مشابه برای پولیزیانو وجود ندارد. سطوح آرسنیک شناسایی شده در بقایای پولیزیانو میتواند ناشی از قرار گرفتن در معرض مزمن یا آلودگی پس از مرگ باشد.
کارهای اصلی
پیکو در Oratio de hominis dignitate (Oratio on the Dignity of Man، 1486)، اهمیت عمیق بشریت در جستجوی دانش را بیان کرد، و به طرز ماهرانه ای نوافلاطونی را با فلسفه ارسطویی A ادغام کرد. به 900 تز پیکو، که او مطرح کرد، پایه ای جامع و کافی برای کسب همه دانش ارائه می دهد، در نتیجه به عنوان الگویی برای پیشرفت بشریت از طریق زنجیره هستی عمل می کند. این 900 پایاننامه نمونهای از سنتگرایی اومانیستی است، زیرا پیکو عناصری از افلاطونیسم، نوافلاطونگرایی، ارسطوگرایی، هرمسییسم و کابالا را ادغام کرده است. علاوه بر این، آنها شامل 72 پایان نامه بودند که آنچه را پیکو یک سیستم کامل فیزیک می دانست، تشریح کردند. در De animae immortalitate (پاریس، 1541) و نوشته های دیگر، پیکو این دکترین را پیش برد که روح جاودانه بشریت افراد را از رکود سلسله مراتبی رها می کند. پیکو از آشتی جهانی حمایت میکرد، همانطور که در یکی از 900 تز او اثبات میشود: «گناه کبیره با مدت زمان محدود مستحق مجازات ابدی نیست، بلکه فقط مستحق مجازات موقت است». این تز خاص از جمله مواردی بود که توسط پاپ اینوسنت هشتم در گاو نر خود که در 4 اوت 1487 منتشر شد، بدعت گذار اعلام شد. در Oration، پیکو، همانطور که توسط پیر سزار بوری بیان شده است، ادعا می کند که "احیای انسانی یک امر عرفانی است که باید به شیوه ای سه گانه اخالقی تحقق یابد، که باید به شیوه ای سه مرحله ای تحقق یابد، و باید به شیوه ای غیرقابل تغییر تحقق یابد. پژوهش فکری و کمال نهایی در همسانی با واقعیت مطلق این پارادایم جهانی است، زیرا در هر سنتی قابل ردیابی است
پس از مرگ او، بخشی از Disputationes adversus astrologiam divinatricem پیکو پس از مرگش در بولونیا منتشر شد. این اثر اساسی، استدلال هایی را علیه اعمال طالع بینی بیان می کند، که عمیقاً بر تفکر برای قرن ها تأثیر گذاشته و تا عصر حاضر گسترش یافته است. مناظره ها از استدلال های ضد طالع بینی آگوستین کرگدن، یکی از شخصیت های روشنفکر مورد احترام پیکو، و از روایت فلسفی قرون وسطایی ابن طفیل، حی بن یقان الهام گرفته شده است، که برای تعلیم آموزه گرایی خودگوشی به آن پرداخت. روش شناسی. مخالفت پیکو با طالع بینی در درجه اول ناشی از ناسازگاری آن با آموزه های مسیحی اراده آزاد بود. با این حال، استدلال های او از استدلال های فیچینو که خود یک ستاره شناس بود، پیشی گرفت. این دست نوشته پس از مرگ توسط برادرزاده اش، جووانی فرانچسکو پیکو دلا میراندولا، یکی از طرفداران پرشور ساوونارولا، ویرایش شد. قابل قبول است که متن برای تشدید موضع انتقادی خود اصلاح شده باشد، که احتمالاً به دلیل حمایت مشتاقانه فیچینو و حمایت از نسخه خطی قبل از انتشار آن است. در طول مراحل نوپای حرفهای خود، پیکو Commento sopra una discone Girolamoilos نوشته است. قصد تألیف اثری با عنوان Poetica Theologia با بیان این مطلب: الهیدانان باستان بر این باور بودند که موضوعات الهی و اسرار باطنی نباید بی احتیاط آشکار شوند... مصری ها تمام معابد خود را با ابوالهول های حجاری شده تزئین می کردند، صرفاً به این دلیل که امور الهی، حتی زمانی که رونویسی می شوند، ضروری به نظر می رسد... روشی که شاعران لاتین و یونانی برای دستیابی به این هدف به کار می برند، در کار آینده ما، الهیات شاعرانه، توضیح داده خواهد شد. هپتاپلاس پیکو، تفسیری عرفانی-تمثیلی از آفرینش بر اساس حواس هفت گانه کتاب مقدس، مفهوم الهی را بیشتر توسعه می دهد و سنت های گوناگون را به دین گوناگون ارجاع می دهد. این متن با نثر معذرت خواهی و جدلی متمایز او مشخص می شود: در صورت بروز هرگونه توافقی، به عبرانیان دستور خواهیم داد تا سنت های اجدادی خود را حفظ کنند. برعکس، در موارد اختلاف، ما در لژیون های کاتولیک به آنها حمله خواهیم کرد. در اصل، هر عنصری که با حقیقت انجیل مغایرت داشته باشد، با نهایت قدرت رد خواهد شد، در حالی که هر چیزی که مقدس و راستین کشف شود، باید از کنیسه، به عنوان مالک نامشروع، تصاحب شود و توسط ما، بنی اسرائیل برحق، ادعا شود. کار درباره هستی و یگانگی (لاتین: De ente et uno) توضیحاتی از بخشهای مختلف از پنج کتاب، افلاطون، و ارسطو ارائه می دهد. این نشاندهنده تلاشی برای آشتی دادن دیدگاههای افلاطونی و ارسطویی در مورد مواضع مربوط به هستی و «یک»، در کنار رد استدلالهای متقابل است. پیکو یک ترجمه ایتالیایی به تقلید از سمپوزیوم افلاطون نوشت. مکاتبات او که با عنوان Aureae ad familiares epistolae گردآوری شده است (پاریس، 1499)، دارای ارزش تاریخی قابل توجهی برای درک جریان های فکری معاصر است. نسخه های متعدد قرن شانزدهم آثار کامل او به صراحت تأثیر عمیق او را تأیید می کند. یک متن قابل توجه دیگر از پیکو De omnibus rebus et de quibusdam aliis ("از همه چیزهای موجود و کمی بیشتر") است. این اثر در بحثهای معینی از آرمانشهر توماس مور ارجاع داده میشود و به طنز عنوان De rerum natura لوکرتیوس را تقلید میکند.مرجع فرهنگی
کاترینا پیکو (خواهرش)
مراجع
منابع
آثار آرشیوی جووانی پیکو دلا میراندولا یا مربوط به آن در آرشیو اینترنت موجود است.