موسی بن میمون (متوفی 12 دسامبر 1204)، که به طور گسترده به عنوان میمونیدس و با مخفف عبری رامبام شناخته می شود، خاخام برجسته یهودی سفاردی بود که به عنوان یکی از پرکارترین و تأثیرگذارترین علمای تورات قرون وسطی مورد احترام قرار گرفت. خانواده او که در شب عید فصح در سال 1135 یا 1138 در قرطبه متولد شد، پس از امتناع از گرویدن به اسلام، پس از تسخیر سلسله آلموراوی توسط خلافت آلموحد در سال 1148، از اسپانیا تحت کنترل مسلمانان تبعید شدند. اسکندریه، و قاهره، قبل از ایجاد اقامتگاه خود در فسطاط بین سالهای 1168 و 1171. در این دوران، او به فعالیتهای حرفه ای خود پرداخت و به خاطر دستاوردهای خود به عنوان ستاره شناس، فیلسوف، و پزشک شهرت یافت و در نهایت به عنوان پزشک شخصی ایوبی سلطان صلاح الدین خدمت کرد.
موسی بن میمون (متوفی 12 دسامبر 1204)، که معمولاً با نام میمونیدس شناخته میشود و با مخفف عبری رامبام نیز نامیده میشود، یک خاخام یهودی سفاردی بود که بهطور گسترده به عنوان یکی از پرکارترین علمای توره میانه شناخته میشود. اصالتاً اهل قرطبه، جایی که در شب عید فصح 1135 یا 1138 به دنیا آمد، خانوادهاش از اسپانیا تحت فرمان مسلمانان تبعید شدند، زیرا مدت کوتاهی پس از فتح سلسله آلموراوی توسط خلافت آلموحد در سال 1148، خانوادهاش از اسپانیا تبعید شدند. قاهره قبل از اینکه نهایتاً بین سالهای 1168 و 1171 در فسطات مستقر شود. در این دوره، او حرفههای خود را ارتقا داد و به خاطر دستاوردهای خود بهعنوان منجم، فیلسوف و پزشک مشهور شد - حتی به عنوان پزشک شخصی صلاحالدین سلطان نشین ایوبی منصوب شد. اخلاق در میان جوامع یهودی معاصر، از عراق تا یمن، تحسین گسترده ای را به خود جلب کرد. او علیرغم صعودش به رهبری در جامعه یهودی مصر، با مخالفت قابل توجهی، به ویژه از سوی منتقدان در اسپانیا، مواجه شد. او تا زمان مرگش در سال 1204 در فسطات ماند و طبق روایات، مراسم دفن او در طبریه اتفاق افتاد. در نتیجه، مقبره میمونیدس در طبریه به عنوان یک مقصد مهم زیارتی یهودیان مورد احترام قرار می گیرد.
در حال حاضر، میمونیدس به عنوان یک مرجع برجسته خاخام شناخته می شود و مجموعه گسترده کار او عنصر اساسی دانش یهودی را تشکیل می دهد. چهارده جلدی میشنه تورات او جایگاه شرعی قابل توجهی را در یهودیت به عنوان کدگذاری halakha در کنار اصول سیزده گانه ایمانی او حفظ کرده است. بسیاری از محققان دوره میمونید را به معنای پایان عصر طلایی یهودیان در اسپانیا می دانند و این را به آزار و اذیت گسترده ای نسبت می دهند که توسط خانواده وی و جامعه وسیعتر یهودی سفاردی تجربه شده است. با این حال، دیدگاههای دیگر ادعا میکنند که این دوران تا اوج قرن پانزدهم Reconquista مسیحی ادامه داشت.
فراتر از ارج نهادن مورخان یهودی، میمونید از جایگاه بسیار برجستهای در سالنامه علوم اسلامی برخوردار است. با الهام گرفتن از ارسطو، فارابی، ابن سینا، و معاصرش ابن رشد، مشارکت های چندوجهی او به عنوان یک متکلم، عصر طلایی اسلامی را غنی کرد و در مناطق متعددی از جهان اسلام مورد احترام قرار گرفت.
نامگذاری
نام کامل عربی میمونید ابو عمران موسی بن میمون بن عبیدالله القرطوبی (عربی:وُرث">) بود عِمْرَان مُوسَی بْن مَیْمُون بْن عُبَیْد ٱللّٰه ٱلْقُرْطُبِیّ)، ترجمه به موسی، پسر عمرام، پسر میمون، پسر عبدیه، قرطبان. از طرف دیگر، او بیشتر به عنوان موسی پسر میمون شناخته می شد (موسی بن میمون). نام عبری او موسی پسر خاخام میمون اسپانیایی بود (عبری: מֹשֶׁה בֵּרַבִּי מַיְמוֹן הַסְְדפפ> رومانی شده: Mōše bēRabbi Maymōn has-Səfārdî). در عبری قرون وسطی، او را معمولاً ר״ם (رام) خطاب میکردند که مخفف «خاخام ما موشه» است. او اغلب بهعنوان רמב״ם (رامبام) یاد میشود، که به اختصار «خاخام ما، موشه پسر میمون» است. lang="he-Latn">ben، به معنی ""پسر''، تبدیل به پسوند پدری -ίδης (-ides) در یونانی، به این ترتیب Μωησής Μαϊμονίδης یا "Moses Maimonides" ایجاد میشود.
او گاهاً با عنوان Epitew: "Greekdiragle'sHe" شناخته میشود. lang="he">הנשר הגדול، رومانی شده: haNesher haGadol).
بررسی اجمالی بیوگرافی
سالهای شکل گیری
تولد میمونیدس در سال 1138 یا 1135 در قرطبه در سلسله آلموراوی که تحت حکومت مسلمانان بود اتفاق افتاد. این دوره پایان عصر طلایی فرهنگ یهودی در اسپانیا بود که در قرون اولیه سلطه مسلمانان شکوفا شده بود. پدرش، میمون بن یوسف، منصب دیان یا قاضی خاخام را بر عهده داشت.
میمونیس از پدرش که خود شاگرد یوسف بن میگش، شاگرد اسحاق الفاسی بود، در تورات آموزش دید. میمونید از دوران جوانی به گفتمان علمی و فلسفی رایج علاقه مند شد. او از طریق ترجمه های عربی موجود با فلسفه یونان باستان درگیر شد و عمیقاً در سنت های علمی و فکری فرهنگ اسلامی جذب شد.
تبعید اسپانیایی
در سال 1148، سلسله المحد بربر قرطبه را فتح کرد و در مناطق خاصی، وضعیت ذمی را که قبلاً در ازای مالیات جزیه، حمایت دولتی را برای غیر مسلمانان تضمین می کرد، لغو کردند. این لغو، جوامع یهودی و مسیحی را مجبور کرد که از میان گرویدن به اسلام، شهادت یا تبعید یکی را انتخاب کنند. تعداد زیادی از یهودیان اجباری تغییر دین دادند. با این حال، به دلیل سوء ظن رسمی در مورد صداقت این تغییر دین ها، نوکیشان مجبور به پوشیدن لباس های متمایز شدند که آنها را برای مشاهده عمومی مشخص می کرد.
خانواده میمونید، مانند بسیاری از خانواده های یهودی دیگر، تبعید را انتخاب کردند. در طول دهه بعدی، میمونیدس به سراسر جنوب اسپانیا و شمال آفریقا سفر کرد و در نهایت در فاس اقامت گزید. گزارش های تاریخی حاکی از آن است که یهودا هاکوهن بن سوزان تا زمان مرگش در سال 1165 به عنوان معلم او در فاس خدمت کرد.
بین سال های 1166 و 1168، او تفسیر مشهور خود را بر مشنا نوشت.
استقرار در مصر
پس از دوره اقامتش در مراکش، میمونیدس با پدر و برادرش در عکا اقامت گزید و در سال 1168 در فسطاط، در مصر تحت کنترل خلافت فاطمی، مستقر شد. برخی منابع نشان میدهند که میمونید ابتدا در اسکندریه ساکن شد و تنها در سال 1171 به فسطاط نقل مکان کرد. کنیسه ساده ای که در حال حاضر نام او را یدک می کشد. در اورشلیم، او در کوه معبد دعا کرد و این را مستند کرد
میمونید به زودی نقشی اساسی در تضمین آزادی یهودیانی که در طی محاصره بیلبیس، شهر دلتای نیل در جنوب شرقی، توسط نیروهای مسیحی آمالریک اورشلیم اسیر شده بودند، ایفا کرد. او پنج نامه به جوامع یهودی مصر سفلی فرستاد و برای باج خواهی وجوه خواست. سپس پول جمع آوری شده به دو قاضی سپرده شد که برای مذاکره با صلیبیون به پادشاهی اورشلیم فرستاده شدند. در نهایت، اسیران آزاد شدند.
مرگ برادرش دیوید
به دنبال این دستاورد، خانواده میمونیدس، به دنبال افزایش رفاه خود، پس انداز انباشته خود را به کوچکترین برادرش، دیوید بن میمون، تاجر، سپردند. میمونید به طور خاص به برادرش دستور داد که تجارت را منحصراً از بندر عیذاب در دریای سرخ بدست آورد. با این حال، دیوید پس از یک سفر سخت در صحرا، کالاهای موجود را رضایت بخش نبود. دیوید بدون توجه به دستورات برادرش، با پیش بینی فرصت های تجاری قابل توجه در شرق، سفری به هند را آغاز کرد. به طرز غم انگیزی، دیوید بین سال های 1169 تا 1177، پیش از رسیدن به مقصد مورد نظر خود، در دریا غرق شد. مرگ برادرش مایمونید را عمیقاً آزار داد.
در نامهای که از قاهره Geniza کشف شد، میمونیدس چنین بیان کرد:
عمیقترین بدبختیای که در طول زندگیام به من وارد شده است - بیش از دیگران - در گذشت قدیس، یادش گرامی باد، که در اقیانوس هند از بین رفت. او وجوه قابل توجهی را که متعلق به من، خودش و دیگران بود، به همراه داشت و یک دختر جوان و یک بیوه از خود به جای گذاشت. با دریافت آن خبر هولناک، تسلیم بیماری شدم و تقریباً یک سال در بستر ماندم و با تحمل یک جوش دردناک، تب و افسردگی شدید، تقریباً تسلیم شدم. تقریباً هشت سال گذشته است، اما من همچنان به سوگواری ادامه میدهم و خود را از پذیرش آرامش ناتوان میبینم. راستی چطور می توانستم خودم را دلداری بدهم؟ او تحت مراقبت من بزرگ شد، او برادر من بود و او شاگرد من بود.
تقریباً در سال 1171، میمونیدس به عنوان رهبر جامعه یهودی، نقیدیان مصر تعیین شد. Shelomo Dov Goitein معتقد است که رهبری نشان داده او در طول مذاکرات باج گیری برای اسیران صلیبی در این انتصاب نقش داشته است. با این وجود، او در سال 1173 توسط سار شالوم بن موسی جانشین او شد. در طول دوره تصدی مناقشه برانگیز سار شالوم، که با اتهامات کشاورزی مالیاتی مواجه بود، میمونید از او تکفیر شد و چندین سال با او درگیر شد تا اینکه در سال 1195 میمونیدس دوباره به سمت ناگید منصوب شد. زوتا، همزمان میمونیدس را به عنوان "نور شرق و غرب و استاد بی نظیر و شگفتی نسل" می ستاید.
پزشک سلسله ایوبیان
پس از پایان یافتن داراییهای خانواده سرمایهگذاری شده در شرکت تجاری دیوید، میمونید حرفهی پزشک را در پیش گرفت، رشتهای که در آن به شهرت قابل توجهی دست یافت. آموزش پزشکی او شامل تحصیل در اسپانیا و فاس بود. او با به رسمیت شناختن گسترده، در ابتدا به عنوان پزشک دربار قادی الفاضل، دبیر ارشد سلطان صلاح الدین، و متعاقباً به سمت خود صلاح الدین منصوب شد. پس از مرگ صلاح الدین، میمونید به عنوان پزشک خاندان ایوبیان به خدمت ادامه داد.
با از دست دادن وجوه خانواده که در سرمایه گذاری تجاری دیوید گره خورده بود، میمونید شغل پزشکی را به عهده گرفت و به همین دلیل قرار بود به شهرت برسد. او هم در اسپانیا و هم در فاس در رشته پزشکی آموزش دیده بود. او که شهرت گسترده ای به دست آورد، به عنوان پزشک دربار قادی الفاضل، منشی ارشد سلطان صلاح الدین و سپس خود صلاح الدین منصوب شد. پس از مرگ او پزشک خاندان ایوبی باقی ماند.
میمونیدس در نوشتههای پزشکی خود شرایط پزشکی متعددی مانند آسم، دیابت، هپاتیت و ذاتالریه را ثبت کرد و در عین حال از اعتدال و سبک زندگی سالم دفاع کرد. رساله های پزشکی او بر نسل های بعدی پزشکان تأثیر عمیقی گذاشت. او با داشتن دانش گسترده ای از سنت های پزشکی یونانی و عربی، به اصول شوخ طبعی که توسط جالینوس پایه گذاری شده بود، پایبند بود. او به جای پذیرش غیرانتقادی اقتدار ثابت، بر مشاهده شخصی و تجربه تجربی تکیه کرد. جولیا بس فرانک پیشنهاد میکند که میمونیدس، در متون پزشکی خود، قصد داشت تا آثار معتبر را دوباره تفسیر کند تا ارتباط و مقبولیت معاصر آنها را افزایش دهد. میمونیدس در تعاملات بیمار خود ویژگی هایی را نشان داد که اکنون به عنوان آگاهی بین فرهنگی و احترام به استقلال بیمار شناخته می شود. علیرغم ابراز تمایل مکرر به تنهایی - که به نظر او برای نزدیکی معنوی به خدا و تأمل عمیق فلسفی، جداییناپذیر از تجربه نبوی، حیاتی میدانست - بیشتر وقت خود را به مراقبت از دیگران اختصاص داد. نامهای مشهور از میمونید رژیم روزانه او را شرح میدهد: پس از بازگشت به خانه، خسته و گرسنه، پس از حضور در قصر سلطان، با «پیشخانههای پر از غیریهودیان و یهودیان مواجه میشد... من به شفای آنها میپرداختم و برای بیماریهایشان نسخه مینوشتم [...] تا غروب [...] و او به شدت ضعیف میشمردم.» اعضای جامعه را حتی در شبات دریافت کنید. علیرغم این خواستهها، او رسالههای گستردهای نوشت که نه تنها شامل مطالعات پزشکی و علمی میشد، بلکه شامل برخی از منظمترین و تأثیرگذارترین آثار در مورد هالاخا (قانون خاخام) و فلسفه یهودی از دوره قرون وسطی بود.
بین سالهای 1172 و 1174، Maimoniles تالیف
محل مرگ و دفن
Maimonides در 12 دسامبر 1204 (20 Tevet 4965)، در Fustat درگذشت. منابع مختلف قرون وسطایی، که با القفطی شروع می شود، ادعا می کنند که بقایای او در نزدیکی دریای جلیل دفن شده است. با این حال، هیچ مدرک همزمانی نقل مکان او از مصر را تایید نمی کند. جدلیه بن یحیی بن یوسف مینویسد: "او در جلیل علیا با مرثیههایی بر سنگ قبرش به خاک سپرده شد. در دوران کیمه، زمانی که افراد بدخواه به دنبال بدنام کردن [میمونیدس] بودند... آنها مرتکب بدخواهی شدند. سنگ قبر او را تغییر دادند، که قبلاً بهعنوان رسمکنندهترین خط انسانی بود. המין האנושי)"، به جای خواندن "بدعت گذار تکفیر شده (מוחרם ומין، این مرد بزرگ را پس از این اقدام دوباره انجام داد. دانشآموز سنگ قبر را بازسازی کرد تا «برگزیدگان بنی اسرائیل (מבחר המין הישראלי) را بخواند." در حال حاضر، طبریه مقبره میمونیدس است که دارای این کتیبه است: "از موسی تا موسی هیچکس مانند موسی برخاست."
بقایای او در مقبره میمونیدس در طبریه دفن شدهاند. این مجموعه همچنین به عنوان محل دفن سایر خاخام های برجسته از جمله آیزایا هوروویتز، الیزر بن هورکانوس، یوهانان بن زکای و یوشوا بن حنانیه عمل می کند.
نسب و اولاد
گهگاه ادعا میشود که میمونیدس از نوادگان پادشاه داوود است، اگرچه خود او هرگز چنین ادعایی نکرد.
هارون بن یعقوب هاکوهن متعاقباً ردیابی نسب میمونیدس را به سیمئون بن یهودا ها-ناسی، شخصیتی از سلسله داوود، مستند کرد. نسب چهار نسلی او در رساله به یمن او با عنوان موسی بن میمون بن یوسف بن اسحاق بن عبدیه ارائه شده است. در مقابل، در پایان تفسیر او بر میشنا، شجره نامه گسترده تر و کمی متفاوت تر ارائه شده است: موسی بن میمون بن یوسف بن اسحاق بن یوسف بن عبدیه بن سلیمان بن عبدیه.
میمونیدس و همسرش، دختر میشائیل بن یشایاهو حلوی، یک فرزند داشتند که به بلوغ رسید: آبراهام میمونیدس. اگرچه به عنوان یک محقق برجسته شناخته می شد، اما مشارکت های علمی و حرفه او تا حد زیادی تحت الشعاع شهرت پدرش قرار گرفت. او در هجده سالگی جانشین میمونیدس به عنوان نغید و پزشک دربار شد. او در طول زندگی حرفه ای خود، استوارانه از آثار پدرش در برابر همه بدخواهان دفاع کرد. موقعیت ناجید برای چهار نسل متوالی در خانواده میمونیدها باقی ماند و تا پایان قرن چهاردهم ادامه داشت.
تفسیر فلسفی و کلامی
میمونید به طور قابل توجهی بر فیلسوفان اسکولاستیک، به ویژه آلبرتوس مگنوس، توماس آکویناس، و دان اسکوتوس، از طریق آثارش راهنمای سرگشتگان، میشنه تورات، و مقدمه های فلسفی در تفاسیر میشنا تأثیر گذاشت. او یک دانشمند یهودی بود که تحصیلات او عمدتاً از مطالعه متون فلسفی مسلمانان عرب سرچشمه می گرفت تا تعامل مستقیم با مربیان عرب. این امر به او درک عمیقی از فلسفه مسلمانان عرب و آموزه های ارسطویی داد. میمونیدس تلاش کرد تا ارسطوییزم و اصول علمی را با اصول تورات آشتی دهد. او در راهنمای سرگشتگان خود، مکرراً کارکرد و منطق پشت مفاد قانونی تورات را با زمینه سازی آنها در شرایط تاریخی روشن می کند. این اثر در دوران خود جنجالهای قابلتوجهی برانگیخت و منجر به ممنوعیت آن توسط خاخامهای فرانسوی شد که نسخههای آن را در مونپلیه بهطور عمومی سوزاندند.
اصول سیزده گانه ایمان در یهودیت
میمونیدس در تفسیر خود بر میشنا (رساله سنهدرین، فصل 10)، "13 اصل ایمان" خود را بیان کرد، که او آن را اعتقادات اساسی مورد نیاز در یهودیت می دانست.
- وجود خدا.
- وحدت و تقسیم ناپذیری خداوند به عناصر تشکیل دهنده.
- ذات روحانی و غیر جسمانی خداوند.
- ذات ابدی خدا.
- خداوند تنها هدف پرستش است.
- وحی الهی از طریق پیامبران خدا ابلاغ شد.
- برجستگی بی نظیر حضرت موسی در میان همه پیامبران.
- The divine origin of the entire Torah (encompassing both Written and Oral Law), dictated by God to Moses on Mount Sinai.
- دوام تورات نازل شده توسط موسی و تأیید آن جایگزین یا تغییر نخواهد شد.
- آگاهی همه جانبه خداوند از تمام اعمال و افکار انسان.
- اصل پاداش الهی در برابر عدالت و مجازات در برابر بد.
- ظهور پیش بینی شده مسیحا.
- قیامت آن مرحوم.
به گزارش میمونید، این اصول را از منابع مختلف تلمودی گردآوری کرده است. پس از پیشنهاد اولیه آنها، این اصول باعث بحث و جدل شد، و انتقاد خاخام هاس هسدای کرسکاس و جوزف آلبو را برانگیخت و تا حد زیادی توسط بخش قابل توجهی از جامعه یهودی برای چندین قرن نادیده گرفته شد. با این وجود، این اصول متعاقباً مورد پذیرش گسترده ای قرار گرفتند و اکنون به عنوان اصول اساسی ایمان برای یهودیان ارتدکس در نظر گرفته می شوند. دو بازخوانی شاعرانه از این اصول، انی معمین و یگدال، در نهایت در دعاهای متعددی گنجانده شد. کتاب.
عدم شمارش صریح این اصول در آثار بعدی او، بهویژه میشنه تورات و راهنمای سرگشتگان، این گمانهزنیها را برانگیخته است که این نظریههای قبلی او را برانگیخته است. تابع توصیفی به جای دستوری.
طبیعت خدای ابراهیم
میمونید خدای ابراهیم را با آنچه فیلسوفان وجود ضروری می نامند یکی دانست. منحصر به فرد بودن خدا در جهان بسیار مهم است، و تورات به دلیل این طبیعت منحصر به فرد، هم عشق و هم ترس از خدا را الزام می کند (تثنیه 10:12). برای Maimonides، این امر مستلزم وظیفهای بود که مخلوقات خدا را تعمق کند و از نظم ذاتی و خرد نهفته در طراحی آنها شگفت زده شود. او استدلال میکرد که چنین تفکری همواره عشق به خدا و آگاهی عمیق از بیاهمیت خود در مقایسه با الهی را پرورش میدهد. این درک پایهی اساسی تورات را تشکیل میدهد.
اصل راهنما در پشت تلاشهای فلسفی او منعکسکننده یک اصل اصلی مکتب است: عدم امکان تضاد بین حقایق نازل شده الهی و بینشهای ناشی از خرد انسانی در علم و فلسفه. میمونید اساساً از علم ارسطویی و آموزههای تلمود استفاده میکرد و مکرراً ادعا میکرد که دومی اساس خود را در اولی پیدا کرده است.
تحسین عمیق میمونید از مفسران نوافلاطونی او را به پذیرش آموزههایی سوق داد که اسکولاستیکهای بعدی آنها را قبول نکردند. به عنوان مثال، میمونیدس طرفدار الهیات آپوفاتیک بود، رویکردی الهیاتی که به دنبال توصیف خدا از طریق صفات منفی است. بر اساس این دیدگاه، نباید وجود خدا را به معنای متعارف تأیید کرد; بلکه می توان اظهار داشت که خداوند عدمی نیست. به همین ترتیب، به جای اعلام «خدا حکیم است»، باید ادعا کرد که «خدا جاهل نیست»، به این معنا که خداوند دارای برخی از ویژگیهای معرفت بهصورتی غیرقابل توصیف است. علاوه بر این، به جای بیان «خدا واحد است»، دقیق تر است که اعلام کنیم «در وجود خدا کثرت وجود ندارد». در اصل، این روش تلاش میکند تا شناخت خدا را از طریق ترسیم آنچه خدا نیست به دست آورد و بیان کند، نه با تعریف «هست» خدا.
میمونید به شدت بر غیرجسمانی خدا، مفهومی اساسی برای درک او از بت پرستی، تاکید کرد. او معتقد بود که تمام توصیفات انسانوارهای از خدا که در متون مقدس یافت میشود باید به صورت استعاری تفسیر شوند. یک اصل نتیجهای در الهیات میمونی بیان میکند که احکام دینی، بهویژه احکام مربوط به قربانیها، باعث جدایی بنیاسرائیل از اعمال بتپرستانه میشود.
علاوه بر این، میمونید معتقد است که خداوند عقل، عقل، اصول علمی و طبیعت را بهشخصیت میبخشد، که هم دارای قدرت مطلق و هم غیرقابل تقصیر است. او پیشنهاد کرد که جستجوی علم، گسترش رشته های علمی، و روشن ساختن مجهولات از طریق درک پدیده های طبیعی، وسیله ای برای درک امر الهی است.
رشد اخلاقی و شخصیت
میمونید در مورد پرورش شخصیت اخلاقی توضیح داد. با وجود زندگی قبل از درک معاصر از شخصیت، او اظهار داشت که هر فردی دارای یک گرایش ذاتی است که یک پیوستار اخلاقی و عاطفی را در بر می گیرد. در حالی که عوامل خارجی غالباً بر خلق و خوی فرد تأثیر میگذارند، انسانها اراده آزاد را برای انتخاب رفتارهایی که رشد شخصیت را تقویت میکنند حفظ میکنند. فرمود: انسان موظف است امور خود را با دیگران به نرمی و خوشایند انجام دهد. میمونیدس توصیه کرد که افرادی که ویژگیهای ضداجتماعی دارند باید این ویژگیها را بشناسند و سپس عمداً تلاش کنند برعکس عمل کنند. برای مثال، یک فرد متکبر باید فروتنی را پرورش دهد. اگر شرایط محیطی مانع از رفتار اخلاقی شود، جابجایی ضروری می شود.
حالت نبوی
میمونیدس با «فیلسوف» (ارسطو) در مورد منطق به عنوان روش صحیح تفکر موافق بود. وی تصریح کرد که برای درک امر الهی، هر فردی باید با مطالعه و مراقبه به حد کمال لازم برای رسیدن به مقام نبوی برسد. او علیرغم چارچوب عقلگرایانهاش، به صراحت مفاهیم قبلی را رد نکرد، مانند مفاهیمی که یهودا حلوی در کوزاری ارائه کرد، که مداخله الهی برای نبوت ضروری است. میمونیدس معتقد بود که نبوت نشان دهنده آرزوی نهایی برای باهوش ترین و پرورش یافته ترین افراد است.
مشکل شر در میان حضور الهی
میمونید به تئودیسه پرداخت، تلاش فلسفی برای آشتی دادن وجود خدا با حضور شر. او بر اساس فرضیه خدای قادر مطلق و خیرخواه موجود عمل می کرد. در راهنمای سرگشتگان، میمونید معتقد است که همه شری که در درون انسانها سرچشمه میگیرد از ویژگیهای فردی آنها سرچشمه میگیرد، در حالی که همه خوبیها از یک انسانیت مشترک جهانی سرچشمه میگیرد (راهنما 3: 8). او بین افرادی که توسط یک هدف برتر هدایت می شوند و افرادی که توسط جسمانی هدایت می شوند تمایز قائل می شود و ادعا می کند که دومی باید در تلاش برای کشف هدف والاتر برای هدایت رفتار خود باشد.
برای عقلانی کردن وجود شر، با توجه به خدای قادر مطلق و همه چیزخواه، میمونیدس این نظریه را ارائه می دهد که ایجاد چیزی با نفی ایجاد مخالف آن، متمایز است. بنابراین، شر صرفاً عدم وجود خیر است. خدا شر را نیافرید. در عوض، خدا خیر را آفرید، و شر در جایی که خیر وجود ندارد آشکار می شود (راهنما 3:10). در نتیجه، همه خوبی ها مخلوق الهی هستند، در حالی که شر به خودی خود وجود ندارد و به طور ثانویه پدید می آید.
میمونید این تصور رایج را که شر از خیر در سطح جهانی پیشی می گیرد به چالش کشید. او استدلال کرد که در حالی که بررسی وجود صرفاً از طریق دریچه انسانی ممکن است نشان دهد که شر غالب است، چشمانداز وسیعتری که کل جهان را در بر میگیرد نشان میدهد که خیر به طور قابلتوجهی از شر رایجتر است (راهنما 3:12). او استدلال کرد که انسانیت جزء جزئی مخلوقات عظیم خداوند نیست که عنصر اصلی آنها باشد. بنابراین، افرادی که عمدتاً شر را در زندگی خود درک می کنند، جنبه های مثبت گسترده خلقت را فراتر از تجربه فوری خود در نظر نمی گیرند.
میمونید وجود سه دسته شر را مطرح کرد: شر ناشی از پدیدههای طبیعی، آنچه توسط افراد به دیگران تحمیل میشود و خود تحمیلی (راهنما 3:12). او دسته اول را کمتکرارترین و در عین حال مسلماً ضروریترین دسته شناسایی کرد و تعادل ذاتی زندگی و مرگ را در هر دو قلمرو انسانی و حیوانی بهعنوان اساسی مشیت الهی تشخیص داد. دسته دوم، به گفته Maimonides، نسبتاً غیر معمول است و نتیجه اعمال انسان است. دسته سوم، که افراد به خود تحمیل می کنند، منبع اصلی رنج جهانی است که از تسلیم شدن در برابر امیال فیزیکی ناشی می شود. برای کاهش اشکال غالب شر ناشی از خودآزاری، افراد باید توانایی مدیریت تکانه های جسمانی خود را پرورش دهند.
شکاکیت در مورد طالع بینی
در پاسخ به پرسشی از مارسی در مورد طالع بینی، میمونید اظهار داشت که باور انسان باید صرفاً بر اثبات عقلانی، شواهد تجربی یا اعتبار معتبر استوار شود. او مطالعه خود درباره طالع بینی را تأیید کرد و به این نتیجه رسید که این علم فاقد ویژگی های یک علم مشروع است. میمونید این تصور را که سرنوشت یک فرد را میتوان با پیکربندیهای آسمانی تعیین کرد، مورد تمسخر قرار داد و مدعی شد که چنین نظریهای وجود انسان را از هدف ذاتی خود سلب میکند و افراد را تحت سلطه سرنوشت از پیش تعیینشده قرار میدهد.
بر خلاف برخی از معاصران، میمونیدس این ایده را تایید نکرد که منشأ دانش یهودیان است. با این حال، او معتقد بود که حکیمان باستان و پادشاه سلیمان دارای درک علمی و فلسفی بودند، اگرچه او معتقد بود که متون اصلی آنها تا عصر او دوام نیاورده است. او همچنین مشاهده کرد که مهارت ریاضی خاخام ناقص است، و این را به کسب آن از دانشمندان معاصر نسبت می دهد تا از پیشگویی های الهام شده الهی.
تشخیص باورهای واقعی از باورهای ضروری
در راهنمای سرگشتگان (کتاب سوم، فصل 28)، میمونید "باورهای واقعی" را به عنوان باورهای مربوط به خدا که کمال فکری را پرورش می دهد، ترسیم کرد و آنها را در مقابل "باورهای ضروری" قرار داد که انسجام اجتماعی را افزایش می دادند. او توصیفهای انسانی از خدا را در درون دومی دستهبندی کرد و به عنوان مثالی از مفهوم «خشم» خدا نسبت به خطاکاران اشاره کرد. میمونیدس، با اقتباس از ابن سینا، ادعا کرد که خداوند احساسات انسانی مانند خشم را تجربه نمی کند. با این وجود، او برای افراد برای جلوگیری از رفتار غیراخلاقی، داشتن چنین عقایدی ضروری است.
سلسله مراتب عدالت (tzedakah)
میمونیدس سلسله مراتب هشت طبقه ای از tzedakah را بیان کرد، و عالی ترین شکل را ارائه هدیه، وام یا مشارکتی معرفی کرد که گیرنده را برای رسیدن به خودکفایی توانمند می کند و در نتیجه از اتکا به دیگران جلوگیری می کند. برعکس، او کمترین تجلی تزدکه را اکراه می دانست. هشت سطح متمایز به شرح زیر است:
- دادن با اکراه.
- کمتر از مقدار مناسب میدهید، اما این کار را با خوشحالی انجام میدهید.
- ارائه مقدار مناسب پس از درخواست.
- ارائه مقدار صحیح به صورت فعال، قبل از درخواست.
- اهدای زمانی که اهداکننده از هویت گیرنده بی اطلاع است، اما گیرنده از هویت اهداکننده آگاه است.
- اهدا زمانی که اهداکننده از هویت گیرنده آگاه است، اما گیرنده از هویت اهداکننده بی اطلاع است.
- اهدا زمانی که نه اهداکننده و نه گیرنده از هویت دیگری مطلع نیستند.
- تسهیل در دستیابی گیرنده به اتکا به خود.
آخرتشناسی کتاب مقدس و رویدادهای مرتبط
عصر مسیحا
در میان مشهورترین و تأثیرگذارترین آثار میمونید، رساله او درباره عصر مسیحا است که در اصل به زبان یهودی-عربی سروده شده است. او در تفسیر میشنا (مخصوصاً، مقدمه فصل دهم رساله سنهدرین، که به نام Pereḳ Ḥeleḳ نیز شناخته می شود، به طور گسترده توضیح می دهد.
از نظر تاریخی، یهودیان مذهبی جاودانگی روحانی را تأیید میکردند، و اکثریت آیندهای را پیشبینی میکردند که شامل دوران مسیحایی و رستاخیز متوفی میشد. این مفاهیم مضامین اصلی در آخرت شناسی یهودی را تشکیل می دهند. میمونید به طور گسترده به این موضوع پرداخت و در درجه اول بر جاودانگی روح برای افرادی که به کمال عقلی دست یافته بودند تمرکز کرد. گفتار او معمولاً به رستاخیز جسمانی اجسام مربوط نیست. خاخام های معاصر انتقاداتی را در رابطه با این جنبه خاص از فلسفه او بیان کردند که منجر به بحث های قابل توجهی در مورد تفاسیر دقیق او شد. میمونیدس در نهایت احساس کرد که مجبور شد برای پرداختن به این موضوع، رساله ای به نام «رساله معاد» بنویسد. در این اثر، او ادعاهایی را که اشارات کتاب مقدس به معاد را صرفاً تمثیلی میدانست، رد کرد و اظهار داشت که چنین تعابیری اشتباه است. میمونید صراحتاً اعتقاد به رستاخیز را به عنوان یک اصل مسلم و اساسی یهودیت اعلام کرد. اگرچه موضع او در مورد جهان آینده - که به عنوان زندگی ابدی غیر جسمانی تعریف می شود - ممکن است با دیدگاه های او در مورد رستاخیز جسمانی در تضاد باشد، میمونید این مفاهیم را از طریق یک رویکرد متعارف آشتی داد. او اظهار داشت که رستاخیز نه دائمی خواهد بود و نه جهانی. از دیدگاه او، فعل الهی هرگز با قوانین طبیعی منافات ندارد. در عوض، تعامل خدا از طریق فرشتگان اتفاق می افتد، که میمونید غالباً آنها را به عنوان استعاره از قوانین طبیعت، اصول عملیاتی کیهان فیزیکی یا اشکال ابدی افلاطونی تفسیر می کرد. در نتیجه، هر رویداد منحصر به فردی، حتی اگر به عنوان معجزهآسا تلقی شود، باعث اختلال در نظم کیهانی ایجاد شده نمیشود. بر اساس این دیدگاه، افرادی که در معرض رستاخیز قرار می گیرند، مقدر شده اند که یک بار دیگر مرگ را تجربه کنند. میمونید در توضیح سیزده اصل ایمان، پنج اصل اولیه را به معرفت خدا، چهار مورد بعدی را به نبوت و تورات و چهار مورد آخر را به مفاهیم پاداش، کیفر و رستگاری نهایی اختصاص می دهد. قابل توجه است که در این بحث هیچ اشاره ای به رستاخیز جهانی وجود ندارد. او صرفاً نشان میدهد که هر رستاخیز در زمانی نامشخص مقدم بر جهان آینده خواهد بود، حالتی که او پیوسته آن را منحصراً روحانی توصیف میکند. میمونیدها بین دو شکل هوش انسانی تمایز قائل شدند: یکی ماده، مشروط و تحت تأثیر بدن فیزیکی، و دیگری غیر مادی، که مستقل از ارگانیسم بدن وجود دارد. او عقل غیر مادی را نشأت مستقیم از عقل فعال جهانی میدانست و از آن به عنوان noûs poietikós ارسطویی تعبیر میکرد. این هوش از طریق تلاش روح برای دستیابی به درکی دقیق از هوش مطلق و ناب خداوند پرورش می یابد. درک خدا شکلی از دانش را تشکیل می دهد که رشد هوش غیر مادی را در افراد پرورش می دهد و در نتیجه به بشریت جوهره ای غیر مادی و معنوی می بخشد. این فرآیند کمالی را به روح می بخشد که سعادت انسان را تعریف می کند و به او جاودانگی می بخشد. فردی که به درک دقیقی از خدا دست می یابد، به حالتی دست می یابد که او را در برابر فراز و نشیب های بخت، وسوسه های گناه، و حتی خود مرگ غیرقابل نفوذ می کند. بنابراین، بشریت ظرفیت دستیابی به رستگاری و جاودانگی خود را دارد. مفهوم جاودانگی باروخ اسپینوزا شباهتهای قابل توجهی را نشان میدهد. با این وجود، اسپینوزا اظهار داشت که کسب دانش اعطا کننده جاودانگی از ادراک حسی از طریق درک علمی به شهود فلسفی از همه پدیدهها پیشرفت میکند. در مقابل، میمونید معتقد بود که راه رسیدن به کمال و زندگی ابدی در پایبندی به وظایف ذکر شده در تورات و تفاسیر خاخامی از قانون شفاهی نهفته است. میمونیدس جهان آینده را هم به عنوان مرحله پس از فانی وجود انسان و هم به عنوان وضعیت نهایی پس از عصر مسیحا توصیف می کند. او متصور بود که پس از رستاخیز مردگان، ارواح تا ابد بدون اجسام فیزیکی زندگی میکنند و درخشش حضور الهی را تجربه میکنند، بدون نیاز به رزق، نوشیدنی یا ارضای نفسانی. میمونیدس علیرغم شناسایی عرفان فکری عمیق در چارچوب فلسفی او به عنوان مدافع کابالا شناخته نشد. در راهنمای سرگشتگان، او صراحتاً قصد خود را برای پنهان کردن تفسیرهای خود از Sod یا معانی باطنی تورات، از دید خوانندگان عمومی بیان کرد. ماهیت دقیق این «اسرار» همچنان موضوع بحث علمی است. خردگرایان مذهبی یهودی و اجماع آکادمیک غالب، ارسطویی میمونید را به عنوان یک نظام متافیزیکی که اساساً با کابالا متمایز و ناسازگار است، تفسیر میکنند. علاوه بر این، برخی از محققان معتقدند که تلاشهای فکری میمونیدس فعالانه با اشکال نوپای کابالا رایج در دوران او مخالفت میکرد. میمونید به جای محدود کردن تحقیق در مورد Sod صرفاً به رویکردهای عقل گرایانه، از عقل گرایی برای دفاع از یهودیت استفاده کرد. دیدگاه عقل گرایانه او، زمانی که به عنوان مخالف تلقی نمی شد، به کابالیست ها نیز کمک کرد تا آموزه های منتقل شده خود را از تفاسیر جسمانی نادرستی که ممکن بود از ادبیات هخالوت سرچشمه گرفته باشد، پاکسازی کند، علیرغم اینکه کابالیست ها ادعا می کردند که تئوسوفی آنها به تنهایی دسترسی انسان را به اسرار الهی فراهم می کند. میمونیدس که هم به خاطر شخصیت و هم به خاطر نوشتههای گستردهاش مورد احترام بود، زندگی سختی داشت و بسیاری از آثار خود را در سفر یا اقامتگاههای موقت سروده بود. اکثر آثار او در ابتدا به زبان عربی گردآوری شده بود، اگرچه او همچنین برخی از رسالههای دینی را به زبان عبری تألیف کرد، با ترجمههای اولیه متعدد توسط دانشمندان دیگر که عمدتاً به یونانی و لاتین وجود داشت. از طریق میشنه تورات، میمونید تدوین جامعی از قوانین یهود ارائه کرد. این اثر تاریخی تمام احکام قانونی الزام آور تلمود را ادغام می کند و احکام جئونیم را که دانشمندان قرون وسطی پس از تلمود و عمدتاً از بین النهرین بودند، ادغام می کند. همچنین به عنوان یاد ها-چازاکا یا به سادگی یاد () شناخته می شود. lang="he">ידرستاخیز مردگان
دنیای آینده
چشم انداز کابالای معاصر
آثار منتشر شده
درباره یهودیت
میشنه تورات
در پاسخ به تلاشها برای وادار کردن پیروان Maimonides «Maimonides RomanageHe
یک اصل قانونی که مکرراً توسط میمونیدس بیان شده است میگوید: "برائت هزاران گناهکار بهتر و رضایت بخش تر از کشتن یک بی گناه است." او ادعا کرد که اعدام یک متهم بدون اطمینان مطلق، سابقه خطرناکی را ایجاد میکند و منجر به فرسایش تدریجی معیارهای شواهد میشود تا زمانی که محکومیتها صرفاً بر اساس اختیارات خودسرانه قاضی باشد.
قانون و الهیات خاخام
میمونیدس آثاری در زمینه مطالعات یهودی، قوانین خاخام، فلسفه، و متون پزشکی تألیف کرد. در حالی که بیشتر ساخته های او به زبان یهودی-عربی نوشته شده بود، میشنه تورات به طور قابل توجهی به زبان عبری نوشته شده بود. علاوه بر میشنه تورات، متون مهم یهودی او عبارتند از:
- تفسیر میشنا (عنوان عربی: کتاب السراج، ترجمه شده به عبری he-Latn. به زبان عربی کلاسیک با استفاده از الفبای عبری ساخته شده است. این اثر اولین تفسیر کاملی است که بر کل میشنا نوشته شده است، کاری که میمونید در طول هفت سال به پایان رساند. این تفاسیر به عنوان یکی از مهمترین تفاسیر میشنا در نظر گرفته میشود که هم در شکل اصلی عربی و هم در ترجمه عبری قرون وسطایی آن مورد استقبال گستردهای قرار گرفته است. این تفسیر شامل سه مقدمه فلسفی است که بسیار تأثیرگذار بوده است، از جمله:
- مقدمه میشنا که ماهیت شریعت شفاهی را بررسی می کند، بین پیامبر و حکیم تفاوت قائل شده و ساختار سازمانی میشنا را روشن می کند.
- مقدمه میشنا سنهدرین، بهویژه فصل دهم (پره هله)، یک مقاله آخرتشناختی را ارائه میکند که به اوج میمونیدس میپردازد.
- مقدمه میمونید بر پیرکی آووت، که معمولاً به عنوان هشت فصل شناخته میشود، یک رساله اخلاقی است.
کارهای پزشکی
کمک های قابل توجه میمونیدس در پزشکی به طور گسترده توسط بسیاری از دانشمندان قرون وسطی به رسمیت شناخته شده و اغلب به آنها اشاره شده است. از جمله رساله های پزشکی قابل توجه او راهنمای سلامتی خوب (رژیم بهداشتی) است که در اصل به زبان عربی برای سلطان الافدال، پسر صلاح الدین، که افسردگی را تجربه کرده بود، نوشته شده است. این اثر متعاقباً به لاتین ترجمه شد و در سال 1477 در فلورانس منتشر شد و به عنوان اولین متن پزشکی چاپ شده در آن شهر مشخص شد. اگرچه ممکن است نسخههای خاص میمونیدس دیگر رایج نباشد، اما مفاهیم او در مورد پزشکی پیشگیرانه، بهداشت عمومی، مراقبت همدلانه از بیمار، و حفظ کل نگر از رفاه معنوی همچنان مرتبط هستند. میمونید ده اثر پزشکی مستند به زبان عربی تألیف کرد که فرد روسنر، اخلاقشناس یهودی یهودی، آنها را به انگلیسی مدرن ترجمه کرده است. علاوه بر این، میراث پزشکی میمونید همچنان موضوع سخنرانیها، کنفرانسها و تحقیقات در دانشگاههای پزشکی مراکش، حتی تا قرن بیست و یکم است.
- Regimen Sanitatis، ویرایش شده توسط Suessmann Muntner، منتشر شده توسط موساد هارو کوک: اورشلیم 1963 (ترجمه به عبری توسط موشه ابن تیبون) (OCLC 7019184).
- هنر درمان - گزیده هایی از جالینوس (بارزل، 1992، جلد 5) اساساً شامل گزیده هایی از آثار جامع جالینوس است.
- تفسیر بر قصار بقراط (Rosner، 1987، جلد 2؛ عبری: פירוש לפרקי אבוimagatesMaspan's دیدگاه های شخصی.
- آفریزمهای پزشکی موسی (روزنر، 1989، جلد 3)، که در عربی به عنوان فصول موسی ("فصلهای موسی"، عبری: פרשההs>) شناخته میشود. 1500 قصیده و جزئیات متعدد شرایط پزشکی.
- رساله در مورد هموروئید (در Rosner، 1984، جلد 1؛ عبری: ברפואת הטחורים>همچنین بررسی و بررسی تغذیه
- span.
- رساله در مورد همزیستی (در Rosner، 1984، جلد 1) شامل فرمولاسیون هایی برای هر دو داروی تقویت کننده و ضد غرایز جنسی است.
- رساله در مورد آسم (Rosner, 1994, جلد 6) تأثیر آب و هوا و رژیم غذایی بر آسم را بررسی می کند و بر اهمیت هوای پاک تأکید می کند.
- رساله در مورد سموم و پادزهرهای آنها (در Rosner، 1984، جلد 1) به عنوان یک کتاب درسی سم شناسی اولیه است که برای چندین قرن اهمیت خود را حفظ کرد.
- رژیم سلامت (در Rosner، 1990، جلد 4؛ عبری: הנהגת הבריאות ارتباط زندهای
بین ذهن و بدن سالم ارائه میدهد.
- گفتمان توضیح تناسب یک سبک زندگی سالم را ترویج می کند و توصیه می کند از مصرف بیش از حد استفاده نکنید.
- واژه نامهای دارو (Rosner، 1992، جلد 7) به عنوان داروسازی عمل میکند و شامل 405 پاراگراف است که اسامی داروها را به زبانهای عربی، یونانی، سوری، فارسی، بربری و اسپانیایی فهرست میکند.
سوگند میمونید.
سوگند میمونید سندی است در مورد حرفه پزشکی که اغلب به عنوان جایگزینی برای سوگند بقراط خوانده می شود. نباید با دعای میمونیدس گسترده تر اشتباه شود. اجماع دانشمندان نشان می دهد که این اسناد احتمالاً بعداً به جای خود میمونیدس نوشته شده اند. سوگند اولین بار در سال 1793 به چاپ رسید و به مارکوس هرتز، پزشک آلمانی و شاگرد امانوئل کانت نسبت داده شد.
مشارکت های فلسفی
رساله منطق
رساله منطق (عربی: مقاله فی-سینات المنتق) با هفده چاپ تا به امروز، انتشار گسترده ای داشته است. اینها شامل نسخه هایی به زبان لاتین (1527)، آلمانی (1805، 1822، 1833، 1828)، و فرانسوی (1936 توسط Moïse Ventura؛ 1996 توسط Rémi Brague)، و همچنین ترجمه انگلیسی (1938 توسط Israel Efros) و یک نسخه خلاصه شده عبری است. این اثر اصول اساسی منطق ارسطویی را روشن میکند و به شدت از آموزههای فیلسوفان برجسته اسلامی مانند ابن سینا و بهویژه فارابی، که پس از ارسطو، «استاد اول» بهعنوان «استاد دوم» شناخته میشود، استفاده میکند. رمی براگ، در تحلیل اختصاصی خود از رساله، بر ذکر مفرد فارابی در متن تأکید می کند و چارچوب تفسیری انتقادی را برای خوانندگان پیشنهاد می کند تا از دریچه نوشته های منطقی فارابی با اثر درگیر شوند. رساله در ترجمه های عبری آن کلمات منطق نام دارد که به دقت تمرکز اصلی آن را منعکس می کند. نویسنده به طور سیستماتیک اصطلاحات فنی به کار گرفته شده توسط منطق دانان را تعریف می کند، این اصطلاحات را به دقت فهرست نویسی می کند و مراجع آنها را روشن می کند. کار به طور منطقی پیشرفت می کند و با فرهنگ اصطلاحات فلسفی شروع می شود و به خلاصه ای از مفاهیم پیشرفته فلسفی، که در چهارده فصل ساختار یافته است، ختم می شود. این تعداد فصل مربوط به تاریخ تولد میمونیدس، 14 نیسان است، و عدد چهارده اغلب در سراسر آثار او تکرار می شود. هر فصل مفاهیم مرتبط را گروه بندی می کند، توضیحات و مثال های توضیحی برای معانی کلمات ارائه می دهد. در پایان هر فصل، نویسنده با دقت فهرستی از اصطلاحات مورد بحث را گردآوری می کند.
از لحاظ تاریخی، رساله منطق به طور گسترده ای به عنوان اثری که توسط میمونیدس در اوایل بزرگسالی یا حتی نوجوانی او ساخته شده بود پذیرفته شد. با این حال، هربرت دیویدسون متعاقباً تألیف میمونیدس را در این رساله مختصر، همراه با سایر آثار کوتاهی که به طور سنتی به او نسبت میدهند، به چالش کشیده است. دیویدسون ادعا میکند که میمونیدس نویسنده آن نبوده و استدلال خود را بر اساس گزارشهایی از دو نسخه خطی به زبان عربی است که قبلاً برای دانشمندان غربی در آسیای صغیر غیرقابل دسترس بودند. برعکس، یوسف قافیه تألیف میمونید را تأیید کرد و ترجمه عبری جدیدی (با عنوان Beiur M'lekhet HaHiggayon) مستقیماً از یهودی-عربی ارائه کرد.
میراث
تأثیر بر بورس تحصیلی یهودی
میمونیدس میشنه تورات یک تدوین اساسی و معتبر از قوانین و اخلاق یهود است که تا به امروز توسط جوامع یهودی مورد احترام است. ساختار منطقی استثنایی، نثر مختصر و شفاف، و دانش عمیق آن را به عنوان معیاری که اغلب کدگذاریهای قانونی بعدی بر اساس آن ارزیابی میشد، تثبیت کرد. این کار به طور جدی در yeshivot (حوزه های علمیه) خاخامی مطالعه می شود. تنحوم ها-یروشالمی (1220-1291) اولین کسی بود که فرهنگ لغت جامعی را گردآوری کرد و به ترتیب حروف الفبا اصطلاحات چالش برانگیز موجود در میشنه تورات میمونید را فهرست کرد. یک ضرب المثل مشهور قرون وسطایی، که به عنوان سنگ نوشته او نیز عمل میکرد، اعلام میکند: «از موشه [تورات] تا موشه [میمونید] هیچکسی شبیه موشه نبود»، که عمدتاً به کمکهای خاخامهای مهم او اشاره میکند.
فراتر از دانش حقوقیاش، میمونیدس بهعنوان یکی از شخصیتهای مهم و تأثیرگذار در من ظهور کرد. ادغام بدیع او از اندیشه ارسطویی با ایمان کتاب مقدس عمیقاً متفکران یهودی بعدی را تحت تأثیر قرار داد و یک پیامد تاریخی فوری و پیش بینی نشده را ایجاد کرد. در قرن پس از مرگ او، برخی از یهودیان فرهیخته تر، به ویژه در اسپانیا، ارسطویی میمونید را به گونه ای به کار بردند که عقاید و آداب سنت گرایانه را به چالش می کشید. این اختلاف فکری باعث ایجاد اختلافات قابل توجهی در میان محافل یهودی اسپانیا و جنوب فرانسه شد. شدت این بحث در نهایت باعث مداخلات کلیسای کاتولیک شد که منجر به اتهامات "بدعت" و مصادره گسترده متون خاخام شد.
در نتیجه، تفاسیر رادیکال تر از Maimonides تا حد زیادی به حاشیه رانده شدند. در میان یهودیان اشکنازی، حداقل، تمایلی به نادیده گرفتن رسالههای فلسفی محض او وجود داشت، در عوض بر ترکیبهای خاخامی و هلاخی او تأکید میشد. این آثار اخیر غالباً فصول یا بحثهای فلسفی قابل توجهی را برای حمایت از پایبندی به هالاخی گنجانده بودند. دیوید هارتمن به بیان صریح میمونیدس از «پشتیبانی سنتی از درک فلسفی خدا هم در آگاده تلمود و هم در رفتار حسید [یهودی پارسا]» اشاره می کند. چهارچوب فلسفی میمونید همچنان بر جوامع سنتی یهودی متعصب اعمال میکند.
مهمترین نقد قرون وسطایی میمونیدس >یا Adsonai با توجه به ترکیب پیشگامانه فلسفه ارسطویی و ایمان کتاب مقدس، میمونید به طور قابل توجهی بر الهیدان مسیحی، از جمله توماس آکوینیس در متون متعدد، تحت تأثیر قرار داد. جملات. تخصص میان رشته ای میمونیدس در الهیات، فلسفه و پزشکی، مجموعه او را برای گفتمان معاصر در مورد استانداردهای اخلاقی و عملی در حال تکامل در این زمینه ها، به ویژه در اخلاق پزشکی، مرتبط می کند. به عنوان مثال، روش او برای تعیین مرگ جسمانی در حال حاضر در بحث های مربوط به معیارهای اعلام مرگ برای تسهیل اهدای عضو برای پیوند مورد استناد قرار می گیرد. میمونید همچنان موضوع بحث های علمی گسترده در میان روشنفکران یهودی معاصر است. او به عنوان یک شخصیت نمادین و یک الگوی روشنفکر تقریباً در تمام جنبشهای مهم یهودیت مدرن مورد احترام است و آثار او برای فیلسوفانی مانند لئو اشتراوس تأثیرگذار بوده است. علاوه بر این، دیدگاه های او در مورد اهمیت فروتنی توسط فیلسوفان اومانیست معاصر پذیرفته شده است. در زمینههای آکادمیک، بهویژه در مطالعات یهودی، رویکرد آموزشی به میمونید عمدتاً توسط محققان سنتی و عمدتاً ارتدوکس شکل گرفته است که به شدت بر گرایشهای خردگرایانه او تأکید میکنند. در نتیجه، جنبه های خاصی از اندیشه میمونید، مانند نقد او از انسان محوری، اغلب نادیده گرفته شده یا کم اهمیت جلوه داده شده است. برعکس، برخی از جریان های فکری پست مدرن به دنبال تفسیر مجدد میمونیدها برای اهداف جایگزین، به ویژه در چارچوب اکوتهولوژی هستند. ترکیب تحقیق فلسفی و اندیشه دینی سنتی که توسط میمونید به دست آمد، به میراث فکری او تنوع و پویایی چشمگیری بخشیده است. مجسمه ای به یادبود میمونید در مجاورت کنیسه کوردوبا قرار دارد. میراث میمونیدس از طریق ابتکارات مختلف یادبود تجلیل می شود. به عنوان مثال، یک جامعه یادگیری در دانشکده پزشکی دانشگاه تافتس به افتخار او نامگذاری شده است. موسسات آموزشی مانند مدرسه Maimonides در بروکلین، ماساچوست. مدرسه آکادمی Maimonides در لس آنجلس، کالیفرنیا؛ Lycée Maïmonide در کازابلانکا؛ و آکادمی Brauser Maimonides در هالیوود، فلوریدا، و همچنین مرکز پزشکی Maimonides در بروکلین، نیویورک، نام او را دارند. بعلاوه، جماعت بیت هارامبام، یک کنیسه سفاردی واقع در فیلادلفیا، پنسیلوانیا، به یاد او تقدیم شده است. بین 8 مه 1986 و 1995، سری A از 1-shekel اسراییل New Shekel's names names of his observed in the Making. معکوس. Maimonides به عنوان یک شخصیت برجسته در رمان Ewa Kuryluk در سال 1992، قرن 21، منتشر شده توسط Dalkey Archive Press در نرمال، ایلینویز. در سال 2004، کنفرانسهای آکادمیک اختصاص داده شده به میمونیدس در دانشگاه ییل، دانشگاه بینالمللی فلوریدا، ایالت پن و بیمارستان رامبام در حیفا، اسرائیل برگزار شد که نام دومی به افتخار او نامگذاری شد. دانشگاه هاروارد جلد یادبودی را به مناسبت هشتصدمین سالگرد درگذشت وی منتشر کرد. علاوه بر این، در سال 1953، اداره پست اسرائیل تمبر پستی را منتشر کرد که نشان میمونیدس را نشان میداد. در طول کنفرانس وزیران گردشگری اروپا در مارس 2008، وزارتخانههای گردشگری اسرائیل، مراکش و اسپانیا به طور مشترک تصمیم گرفتند که پروژه مشترکی را آغاز کنند. هدف این تلاش ترسیم سفرنامه تاریخی رامبام است و از این طریق گردشگری مذهبی در کوردوبا، فاس و طبریاس را تقویت میکند. از دسامبر 2018 تا ژانویه 2019، موزه اسرائیل میزبان نمایشگاهی اختصاصی بود که آثار ادبی میمونید را به نمایش گذاشت.یادبودها و یادبودها
Averroes
یادداشت ها
مراجع
کتابشناسی
میمونیان: ابوعمران موسی [موسی] بن عبید الله [میمون] القرطوبی.