فیثاغورث ساموسی (یونانی باستان: Πυθαγόρας؛ حدود 570 – حدود 495 ق. آموزه های سیاسی و مذهبی او در Magna Graecia شهرت قابل توجهی یافت و عمیقاً بر فلسفه های افلاطون و ارسطو و از طریق آنها بر مسیر تفکر غربی تأثیر گذاشت. در حالی که محققان معاصر در مورد ویژگیهای تحصیلات و تأثیرات فیثاغورث بحث میکنند، اتفاق نظر کلی وجود دارد که او در حدود سال 530 قبل از میلاد به کروتون در جنوب ایتالیا سفر کرد، جایی که مدرسهای را تأسیس کرد که بنا بر گزارشها، مبتدیان آن با سوگندهای پنهانی مقید بودند و به شیوه زندگی مشترک و زاهدانه پایبند بودند.
فیثاغورث ساموسی (یونانی باستان: Πυθαγόρας؛ حدود 570 – حدود 495 پیش از میلاد) فیلسوف یونانی باستانی ایونی، eponythagoreer و مؤسس polymathagoreerer بود. آموزه های سیاسی و مذهبی او در Magna Graecia به خوبی شناخته شده بود و بر فلسفه های افلاطون، ارسطو، و از طریق آنها، فلسفه غرب تأثیر گذاشت. محققان مدرن در مورد تحصیلات و تأثیرات فیثاغورث اختلاف نظر دارند، اما اکثر آنها موافقند که او در حدود سال 530 قبل از میلاد به کروتون در جنوب ایتالیا سفر کرد، جایی که او مدرسه ای را تأسیس کرد که در آن ظاهراً مبتدیان به رازداری سوگند یاد می کردند و سبک زندگی مشترک و زاهدانه ای داشتند.
در دوران باستان، فیثاغورث به کشفیات علمی و علمی متعددی اشاره داشت. قضیه فیثاغورث، تنظیم فیثاغورث، شناسایی پنج جامد منظم، نظریه تناسبات، مفهوم کروی بودن زمین، شناخت ستاره های صبح و عصر به عنوان سیاره زهره، و تقسیم کره زمین به پنج منطقه اقلیمی. همچنین مشهور است که او اولین فردی است که عنوان "فیلسوف" ("عاشق خرد") را برگزید. با این حال، مورخان درباره میزانی که فیثاغورث شخصاً این اکتشافات و اظهارات را انجام داده است، بحث می کنند، زیرا برخی از دستاوردهای نسبت داده شده ممکن است پیش از این سرچشمه گرفته باشند یا توسط همکاران یا جانشینان او، مانند هیپاسوس و فیولائوس، توسعه یافته باشند.
آموزه ای که بیشترین اطمینان را با فیثاغورس مرتبط می کند، "تغییر روح ها
و موروزیسیتی امپسیچیت" است. هر روح و ورود بعدی آن به بدن جدید پس از مرگ. او همچنین ممکن است مفهوم musica universalis را فرموله کرده باشد، که این نظریه را ارائه می دهد که سیارات بر اساس نسبت های دقیق ریاضی حرکت می کنند و در نتیجه یک سمفونی کیهانی غیرقابل شنیدن تولید می کنند. پس از پیروزی قاطع کروتون بر سیباریس در حدود سال 510 قبل از میلاد، طرفداران فیثاغورث با طرفداران دموکراسی درگیر شدند که منجر به آتش زدن خانه های ملاقات آنها شد. فیثاغورث ممکن است در طول این آزار و شکنجه از بین رفته باشد، یا ممکن است به متاپونتوم فرار کرده باشد، جایی که متعاقباً درگذشت.
فیثاغورث به طور قابل توجهی بر افلاطون تأثیر گذاشت، که دیالوگ های او (به ویژه تیمائوس) مفاهیم روشن فیثاغورث را نشان می دهد. تجدید حیات قابل توجهی از آموزه های او در قرن اول قبل از میلاد در میان افلاطونیان میانه رخ داد که همزمان با ظهور نوفیثاغورسیسم بود. فیثاغورث جایگاه ارجمند خود را به عنوان یک فیلسوف بزرگ در تمام قرون وسطی حفظ کرد و فیثاغورثیت بر دانشمندانی مانند نیکلاس کوپرنیک، یوهانس کپلر و اسحاق نیوتن تأثیر گذاشت. نمادگرایی فیثاغورثی همچنین به طور گسترده در باطن گرایی اروپایی مدرن اولیه پذیرفته شد، و آموزه های او، همانطور که در مسخ اووید نشان داده شده است، بعدها به جنبش گیاهخواری مدرن کمک کرد.
زندگی
هیچ نوشته معتبری از فیثاغورث باقی نمانده است که دانش قطعی در مورد زندگی او را بسیار کمیاب می کند. اولین منابع موجود در مورد فیثاغورث، از گزنوفانس، هراکلیتوس، امپدوکلس، یون خیوس و هرودوت، مختصر، مبهم و اغلب طنزآمیز هستند. گزارشهای اولیه زندگینامه فیثاغورث از سه اثر عتیقه متأخر توسط دیوژن لائرتیوس، پورفیری و ایامبلیکوس سرچشمه میگیرد. اینها تا حد زیادی مملو از اسطوره ها و افسانه ها هستند و به تدریج در توصیف دستاوردهای فیثاغورث طولانی تر و خارق العاده تر می شوند، هر چه بیشتر از دوره تاریخی او فاصله می گیرند. با این وجود، پورفیری و ایامبلیکوس برخی از مطالبی را که از نوشتههای اولیه قرن چهارم قبل از میلاد توسط شاگردان ارسطو، دیکاارخوس، آریستوکسنوس، و هراکلیدس پونتیکوس مشتق شده بود، ترکیب کردند، که وقتی قابل شناسایی باشد، عموماً قابل اطمینانترین آنها در نظر گرفته میشود.
زندگی اولیه
هیچ جنبه ای از زندگی فیثاغورث بلامنازع باقی نمی ماند. با این حال، بررسی انتخابی انتقادی اطلاعات موجود امکان ساخت یک روایت زندگینامه قابل قبول را فراهم میکند.
هرودوت و ایزوکراتس موافقند که فیثاغورث پسر منسارخوس بود که در جزیره یونانی ساموس در شرق دریای اژه به دنیا آمد. منسارخوس بهطور متفاوتی بهعنوان یک سنگتراش یا یک تاجر موفق شناخته میشود، اگرچه منشأ اجدادی او بحثبرانگیز و مبهم است. آپولونیوس تیانا، مادر فیثاغورث را به نام فیثائیس، که بنا بر گزارش ها از نوادگان Ancaeus، بنیانگذار افسانه ای ساموس است، ثبت می کند. ایامبلیخوس پیشگویی را بازگو می کند که فیثیا در دوران بارداری او به فیثائیس تحویل داده است و تولد مردی با زیبایی، خرد و سودمندی استثنایی برای بشریت را پیشگویی می کند. ایامبلیکوس نیز نسب خود را از Ancaeus تأیید کرد. در مورد تاریخ تولد خود، آریستوکسنوس اظهار داشت که فیثاغورث در زمان سلطنت پلیکراتس در سن 40 سالگی ساموس را ترک کرد، که سال تولد را در حدود 570 قبل از میلاد پیشنهاد می کند. نامگذاری فیثاغورث باعث ایجاد ارتباط با آپولون پیتی شد (Pūthíā). آریستیپوس کورنه ای، در قرن چهارم پیش از میلاد، این نام را با بیان این جمله توضیح داد: «او صحبت می کرد [ἀγορεύω، agoreúō] حقیقتی کمتر از پیتی [πυθικός، puthikós]".
در طول دوره توسعه فیثاغورث، ساموس به عنوان یک پیوند فرهنگی شکوفا عمل کرد، که با مهندسی معماری پیچیدهاش، که نمونهای از ساخت تونل Eupalinos و سنتهای اوپالینوس بود، متمایز شد. ساموس به عنوان یک مرکز تجاری برجسته در دریای اژه، کالاهایی را از خاور نزدیک دریافت می کرد. Christiane L. Joost-Gaugier معتقد است که این بازرگانان تقریباً به طور قطع مفاهیم و آداب و رسوم خاور نزدیک را معرفی کرده اند. همزمان، زندگی اولیه فیثاغورث با ظهور فلسفه طبیعی اولیه ایونی مصادف شد. او معاصر فیلسوفان آناکسیماندر و آناکسیمنس و هکاتائوس مورخ بود که همگی ساکن میلتوس بودند و در آن سوی دریا از ساموس قرار داشتند.
سفرهای مستند
تحقیقات معاصر نشان می دهد که فرهنگ یونان باستانی عمیقاً توسط تمدن های شام و بین النهرین شکل گرفته است. نویسندگان کلاسیک و هلنیستی که اغلب بسیاری از آموزههای متمایز و نامتعارف فیثاغورث را به سفرهای گستردهاش به مناطق دوردست نسبت میدهند، جایی که ظاهراً او دانش را مستقیماً از مردمان مختلف کسب کرده است، ظاهراً این تأثیر را تأیید کردهاند. مفهوم روانپریشی یا انتقال روح پس از مرگ، که هرودوت و دیوژن لائرتیوس آن را به مصریان نسبت دادند، الهامبخش روایت پیچیدهای بود: فیثاغورث ظاهراً زبان مصری را از فرعون آماسیس دوم تسلط یافت و متعاقباً با کشیشهای مصری در دینهای مذهبی و مذهبیهای بیگانه شرکت کرد. برعکس، دیگر نویسندگان باستانی اظهار داشتند که فیثاغورث این آموزه ها را از مغان در ایران یا حتی از خود زرتشت به دست آورده است. همچنین فینیقی ها به فیثاغورث در ریاضیات آموزش داده اند، در حالی که گفته می شود کلدانیان به او ستاره شناسی را آموزش داده اند. در قرن سوم پیش از میلاد، گزارش هایی مبنی بر اینکه فیثاغورث در میان یهودیان نیز مطالعه کرده بود، منتشر شد. علاوه بر این، در قرن سوم پس از میلاد، فیلوستراتوس مطالعات فیثاغورث را با حکیمان یا ژیمنوزوفیستها در هند مستند کرد، و ایامبلیکوس بهعلاوه ادعای سرپرستی خود را تحت سلتها و ایبریها کرد.
مدرسان یونانی فرضی
گزارشهای تاریخی نشان میدهد که فیثاغورث نیز مطالعات خود را زیر نظر روشنفکران بومی یونانی دنبال میکرد. دیوژن لائرتیوس ادعا می کند که فیثاغورث متعاقباً به کرت سفر کرد و در آنجا به همراه اپیمنیدس وارد غار آیدا شد. هرموداماس ساموس گاهی اوقات به عنوان یک مربی بالقوه شناخته می شود. هرموداماس مظهر میراث راپسودی بومی سامی بود و پدرش کرئوفیلوس، طبق گزارش ها میزبان هومر، شاعر رقیب بود. روایات جایگزین، دستورالعمل او را به تعصب پرین، تالس، یا آناکسیماندر، شاگرد تالس نسبت می دهند. روایات بیشتر، اورفئوس بارد اسطورهای را به عنوان پیشوای فیثاغورث معرفی میکنند و بدین ترتیب او را به اسرار اورفیک پیوند میدهند. نوافلاطونیان یک "گفتمان مقدس" در مورد خدایان را مستند کردند که توسط فیثاغورث به گویش یونانی دوریک سروده شده بود، که به عقیده آنها توسط کشیش اورفیک آگلاوفاموس در هنگام آغاز به کار اسرار اورفیک در لیبهترا به او دیکته شده بود. ایامبلیکوس سبک بلاغی فیثاغورث، روحیه معنوی و اعمال عبادی فیثاغورث را به تأثیر اورفئوس نسبت داد. ایامبلیکوس فیثاغورث را تلفیقی از دانشی دانست که فیثاغورث از اورفئوس، کاهنان مصری، اسرار الئوسینی و دیگر سنت های مذهبی و فلسفی به دست آورده است. برعکس، آنتونیوس دیوژن، رماننویس قرن دوم پیش از میلاد، اظهار داشت که فیثاغورث بهطور مستقل تمام آموزههای خود را از طریق تعبیر خواب صورتبندی کرده است. ریدوگ خاطرنشان میکند که، علیرغم ماهیت تخیلی این روایات، اورفیسم تأثیر قابلتوجهی بر آموزههای فیثاغورث داشته است.
در میان حکیمان یونانی متعددی که ادعا میشود فیثاغورث را آموزش دادهاند، فرسیدس از سیروس بیشترین استناد را دارد. فیثاغورث و فرسیدس هر دو موضوع روایتهای معجزهآسا مشابهی بودند، مانند روایتی که قهرمان داستان یک کشتی غرق شده را پیشبینی میکند، دیگری انقیاد مسینا را پیشبینی میکند، و سومی که در آن او آب چاهی را مصرف میکند و زلزله را پیشبینی میکند. آپولونیوس پارادوکسوگراف، پارادوکسوگرافیست بالقوه فعال در قرن دوم پیش از میلاد، مفاهیم توماتورژیک فیثاغورث را به تأثیر فرسیدس نسبت داد. گزارش جداگانهای که احتمالاً از فیلسوف نوفیثاغورثی نیکوماخوس سرچشمه میگیرد، بازگشت فیثاغورث به جزیره دلوس برای مراقبت از فرسیدس در دوران پیری و آخرین بیماریاش را بازگو میکند و احترام او را نشان میدهد. دوریس، مورخ و ستمگر سامیایی، بنا بر گزارشها، ادعای میهنپرستانهای را در رابطه با سنگنبیهای که ظاهراً توسط فرسیدس نوشته شده بود، مطرح کرد که حکمت فیثاغورث را برای پیشی گرفتن از خرد او اعلام میکرد. با در نظر گرفتن این ارجاعات متعدد که فیثاغورث را به فرسیدس مرتبط می کند، ریدوگ استنباط می کند که سنت شناسایی فرسیدس به عنوان مربی فیثاغورث احتمالاً دارای پایه های تاریخی است. علاوه بر این، فیثاغورث و فرسیدس ظاهراً دیدگاههای مشابهی در مورد روح و دکترین روانپریشی داشتند.
در کروتون
پورفیری روایتی از آنتیفون را تکرار می کند که بیان می کند فیثاغورث مدرسه ای به نام "نیم دایره" را در حالی که هنوز در ساموس ساکن بود تأسیس کرد. در داخل این نهاد، شهروندان سامیایی در مورد امور عمومی به بحث و گفتگو پرداختند. ظاهراً این مدرسه به چنان شهرتی دست یافت که روشنفکران برجسته از سراسر یونان برای شرکت در سخنرانی های فیثاغورث به ساموس سفر کردند. فیثاغورث خود در غاری منزوی زندگی میکرد، جایی که مطالعات خصوصی را دنبال میکرد و به طور دورهای با گروهی منتخب از همراهان صمیمی گفتگو میکرد. کریستف ریدوگ، محقق آلمانی متخصص در فیثاغورث اولیه، احتمال تدریس فیثاغورث در ساموس را پیشنهاد می کند. با این حال، او هشدار می دهد که روایت آنتیفون، که به عمارت خاصی اشاره می کند که هنوز در دوران او وجود دارد، به نظر می رسد تحت تأثیر احساسات میهن پرستانه سامیایی قرار گرفته است.
در حدود سال 530 قبل از میلاد، در حدود چهل سالگی، فیثاغورث از ساموس خارج شد. ستایشگران بعدی اظهار داشتند که خروج او به دلیل مخالفت با ظلم پلیکراتس در ساموس بوده است. ریدوگ مشاهده میکند که این توضیح با تأکید نیکوماخوس بر تعهد ادعایی فیثاغورث به آزادی همخوانی دارد، اگرچه مخالفان فیثاغورث او را به عنوان تمایلی به استبداد نشان میدادند. برعکس، گزارشهای دیگر حاکی از آن است که فیثاغورث ساموس را به دلیل غرق شدن در مسئولیتهای مدنی ترک کرد، که ناشی از احترام بالایی بود که همشهریانش برای او قائل بودند. او متعاقباً وارد مستعمره یونانی کروتون (کروتون امروزی، در کالابریا) شد که در آن منطقه Magna Graecia قرار داشت. همه منابع تاریخی موافق هستند که فیثاغورث دارای کاریزما بود و به سرعت در محیط جدید خود نفوذ سیاسی قابل توجهی به دست آورد. او به عنوان مشاور نخبگان در کروتون خدمت کرد و به آنها مشاوره مکرر ارائه داد. زندگینامهنویسان بعدی، روایتهای غیرمنتظرهای را بازگو میکنند که تأثیر عمیق سخنرانیهای شیوای او را شرح میدهد، که ظاهراً باعث شد مردم کروتون سبک زندگی تجملآمیز و فاسد خود را به نفع چارچوب فلسفی سختگیرانهتری که او معرفی کرد، کنار بگذارند.
خانواده و دوستان
سودا گزارش می دهد که فیثاغورث چهار فرزند داشت: تلاگس، منسارخوس، میا و آریگنوت. دیوژن لائرتیوس، علاوه بر این، او را به عنوان داشتن دو برادر، یونوموس بزرگ و تیرنوس دوم، مستند می کند. گزارش شده است که میلو از کروتون، یک کشتی گیر مشهور، از نزدیکان فیثاغورث بوده است و به نجات جان فیلسوف در هنگام ریزش سقف قریب الوقوع نسبت داده می شود. با این حال، این ارتباط خاص ممکن است به طور بالقوه ناشی از شناسایی نادرست با فرد دیگری به نام فیثاغورث باشد که یک مربی دو و میدانی بود.
مرگ
تأکید فیثاغورث بر فداکاری و زهد با کمک به پیروزی قطعی کروتون بر مستعمره همسایه Sybaris در سال 510 قبل از میلاد نسبت داده می شود. پس از این پیروزی، برخی از شهروندان برجسته کروتون از ساختار دولتی دموکراتیک دفاع کردند، پیشنهادی که توسط فیثاغورثی ها رد شد. حامیان دموکراسی، به رهبری سیلون و نینون - که طبق گزارش ها، سایلون از حذف او از برادری فیثاغورث عصبانی شده بود - مخالفت عمومی را علیه فیثاغورثی ها تحریک کردند. پیروان Cylon و Ninon متعاقباً در طی یکی از جلسات خود به فیثاغورثی ها حمله کردند، یا در اقامتگاه میلو یا محل تجمع مشخص دیگری. گزارشهای مربوط به این حمله اغلب متناقض است، و بسیاری از روایتها احتمالاً آن را با شورشهای ضد فیثاغورثی متأخر، مانند شورش متاپونتوم در سال 454 قبل از میلاد، ترکیب میکنند. بنا بر گزارش ها، ساختمان آتش گرفت و بسیاری از اعضای تجمع شده تسلیم شدند. فقط افراد جوانتر و فعالتر با موفقیت از دستگیری طفره رفتند.
روایتهای تاریخی در مورد اینکه آیا فیثاغورث در طول حمله حضور داشته یا نه، و اگر چنین است، آیا موفق به فرار شده است یا خیر، متفاوت است. در برخی از روایات، فیثاغورث زمانی که فیثاغورثی ها مورد حمله قرار گرفتند، در جلسه غایب بود، زیرا او در دلوس برای مراقبت از فرسیدس بیمار بود. بر اساس گزارش دیگری از دیکایارکوس، فیثاغورس در جلسه حضور داشت و با موفقیت فرار کرد و گروه کوچکی از پیروان را به شهر نزدیک لوکریس هدایت کرد، جایی که آنها درخواست پناهندگی کردند اما از آن خودداری کردند. سپس به شهر متاپونتوم رسیدند و در آنجا به معبد موزها پناه بردند و پس از چهل روز بدون رزق و روزی از گرسنگی جان باختند. داستان دیگری که توسط پورفیری ثبت شده است بیان میکند که وقتی دشمنان فیثاغورث خانه را میسوزانند، شاگردان فداکار او با بدن خود پل انسانی را بر روی شعلههای آتش تشکیل دادند تا فرار او را تسهیل کنند. فیثاغورث موفق به فرار شد اما از دست دادن شاگردان محبوبش چنان غرق شد که به زندگی خود پایان داد. یک افسانه متمایز، که هم دیوژن لائرتیوس و هم ایامبلیکوس مستند کردهاند، معتقد است که فیثاغورث تقریباً فرار میکند، اما با یک مزرعه باقلا مواجه میشود و از عبور از آن خودداری میکند و چنین عملی را تخطی از آموزههای خود میداند. در نتیجه او متوقف شد و کشته شد. اعتقاد بر این است که این داستان خاص از نویسنده Neanthes سرچشمه گرفته است، که بنا بر گزارش ها، آن را به فیثاغورثی های بعدی نسبت داده است تا شخص فیثاغورث.
تدریس ها
متمپسیکوزیس
در حالی که جزئیات دقیق آموزه های فیثاغورث مبهم باقی مانده است، چارچوب مفهومی گسترده ای از اصول اصلی او قابل بازسازی است. ارسطو به طور گسترده در مورد آموزه های فیثاغورث بحث می کند، اگرچه او به صراحت از فیثاغورث نام نمی برد. آموزه برجسته ای که به فیثاغورث نسبت داده می شود Metempsychosis است که جاودانگی همه ارواح و انتقال آنها به بدن های جدید را پس از مرگ مطرح می کند. این آموزه خاص توسط گزنوفان، یون خیوس و هرودوت نقل شده است. اولین شواهد متنی برای اعتقاد فیثاغورث به روانپریشی از یک شعر طنز سرچشمه میگیرد که احتمالاً پس از مرگ توسط فیلسوف یونانی گزنوفان کولوفون (ج. 570 قبل از میلاد، حدوداً 478 قبل از میلاد) سروده شده است. فیثاغورث. در این اثر، گزنوفانس فیثاغورث را در حال مداخله برای محافظت از یک سگ کتک خورده به تصویر می کشد و ادعا می کند که صدای یک دوست مرده را در فریادهای آن تشخیص می دهد. با این وجود، ماهیت دقیق یا مکانیسم عملیاتی درک فیثاغورث از متمسایکوزیس کاملاً ناشناخته باقی مانده است.
امپدوکلس، در یکی از آثار شعری خود، پیشنهاد می کند که فیثاغورث ممکن است ظرفیت یادآوری تجسم های قبلی خود را ابراز کرده باشد. دیوژن لائرتیوس، با استناد به هراکلیدس پونتیکوس، ثبت میکند که فیثاغورث به دیگران اطلاع داد که چهار زندگی قبلی را تجربه کردهاند، که میتوانست آنها را با دقت به یاد بیاورد. تجسم اولیه به عنوان اتالیدس، پسر هرمس بود که به او توانایی یادآوری تمام وجودهای گذشته خود را عطا کرد. پس از آن، او به عنوان Euphorbus، یک قهرمان کمتر جنگ تروا، که به طور خلاصه در ایلیاد به آن اشاره شد، تجسم یافت. او سپس هویت فیلسوف هرموتیموس را پذیرفت، که بنا بر گزارش ها سپر یوفوربوس را در معبد آپولو شناسایی کرد. تجسم نهایی ثبت شده او به عنوان Pyrrhus، یک ماهیگیر از دلوس بود. بهعلاوه، دیکاارکوس یکی از زندگیهای گذشتهاش را بهعنوان یک جلیقهزن زیبا گزارش کرد.
اعداد شناسی
یک آموزه دیگر که به فیثاغورث نسبت داده می شود، مفهوم "هماهنگی کره ها" است، که فرض می کند اجرام آسمانی، از جمله سیارات و ستارگان، مطابق با نسبت های ریاضی عمل می کنند. اعتقاد بر این بود که این نسبتها با فواصل موسیقایی مرتبط هستند و در نتیجه یک سمفونی کیهانی غیرقابل شنیدن ایجاد میکنند. پورفیری نشان میدهد که فیثاغورث ادعا میکرد که هفت موز، هفت سیاره را نشان میدهند که در یک آواز آسمانی جمعی مشغول بودند.
به اصطلاح فیثاغورثی ها خود را به ریاضیات وارد کردند و اولین کسانی بودند که این علم را توسعه دادند. و با مطالعه آن به این باور رسیدند که اصول آن اصول همه چیز است.
دانشگاه معاصر عموماً این پیشرفتهای ریاضی و فلسفی را به فیولائوس کروتون (ج. 470 – حدود 385 ق. تکههای متنی باقیمانده از او نشاندهنده اولین گزارشهای مستند از نظریههای عددشناسی و موسیقی است که متعاقباً با فیثاغورث مرتبط شدند. والتر بورکرت در اثر اصلی خود، معروف و علم در فیثاغورث باستان ادعا می کند که در حالی که فیثاغورث به عنوان یک مربی سیاسی و مذهبی تأثیرگذار عمل می کرد، فلسفه عددی منسوب به او در واقع یک نوآوری بود که توسط فیلولوس ارائه شد. برکرت معتقد است که فیثاغورث به هیچ وجه با اعداد درگیر نبوده و هیچ کمک قابل توجهی در زمینه ریاضیات نداشته است. برکرت همچنین اظهار می دارد که تنها فعالیت ریاضی انجام شده توسط فیثاغورثی ها شامل محاسبات ابتدایی و اثبات نشده بود، با این حال این بینش های حسابی برای مراحل نوپای ریاضیات حیاتی بودند. فیثاغورثی های بعدی اختراع تتراکتیس را به فیثاغورس نسبت دادند، آرایش مثلثی چهار ردیف که جمع آن عدد "کامل" ده است. فیثاغورثی ها تتراکتیس ها را نمادی از اهمیت عمیق عرفانی می دانستند. ایامبلیخوس، در زندگی فیثاغورث خود، ثبت میکند که تتراکتیس «آنقدر تحسینبرانگیز بود و برای کسانی که [آن را] درک میکردند، چنان خدایی میکردند»، که شاگردان فیثاغورث در سوگندهای خود به آن استناد میکردند.
ضروری است که این روش را از یک روش ساده و معاصر به نام "اعداد شناسی فیثاغورثی" متمایز کنیم، که از نوعی روش isopsephic استفاده می کند. این تکنیک همچنین به عنوان pythmenes، 'ریشهها'، یا 'spanthematic> و اعداد پایه دربردارنده است. کاهش مقادیر پایه حروف در یک کلمه، از طریق جمع یا تقسیم، برای به دست آوردن یک مقدار عددی واحد بین یک و نه برای کل نام یا عبارت.
فیثاغورثیت
سبک زندگی جمعی
افلاطون و ایزوکراتس هر دو ادعا میکنند که فیثاغورث اساساً بهعنوان مبتکر سبک زندگی متمایز شناخته شده است. مؤسسه ای که فیثاغورث در کروتون تأسیس کرد، اگرچه «مدرسه» نامیده می شد، اما شباهت زیادی به جامعه رهبانی داشت. پیروان آن خود را از طریق نذر به فیثاغورث و یکدیگر متعهد کردند و خود را وقف اعمال دینی و زاهدانه و در کنار مطالعه آموزه های کلامی و فلسفی او کردند. اعضای این فرقه مالکیت اشتراکی بر دارایی ها را انجام می دادند و ارادت متقابل قوی داشتند، اغلب به منظور طرد افراد خارج از گروه. گزارشهای تاریخی نشان میدهند که فیثاغورثیها در وعدههای غذایی مشترک، آینهای از رسوم اسپارتیها بودند. یک اصل برجسته فیثاغورثی «koinà tà phílōn» بود که به «همه چیز در میان دوستان مشترک است» ترجمه میشود. در حالی که ایامبلیکوس و پورفیری توصیفات مفصلی از ساختار مدرسه ارائه می دهند، هدف اصلی آنها دقت تاریخی نبود، بلکه بیشتر نشان دادن فیثاغورس به عنوان فرستاده الهی بود که خدایان برای بشریت فرستاده بودند. ایامبلیخوس به طور خاص «شیوه زندگی فیثاغورثی» را به عنوان همتای بت پرستی برای دستورات رهبانی مسیحی رایج در دوران او تعریف کرد. فیثاغورثی ها بر این باور بودند که دستاورد نهایی انسان این است که روح در وجود الهی ادغام شود و بدین وسیله از چرخه تناسخ فراتر رود.
فیثاغورثیت اولیه شامل دو جناح متمایز بود: mathematikoi یا "یادگیرندگان" و معمولاً ormatikois, ormatikoi. محققان به طور سنتی akousmatikoi را به عنوان پیروان آموزه های عرفانی، اعدادی و مذهبی قدیمی تر توصیف می کنند، در حالی که mathematikoi معمولاً به عنوان یک گروه روشنفکرتر و مدرن گرا تلقی می شوند که با تمایلات عقل گرایانه و علمی خود متمایز می شوند. گرگوری، با این حال، توصیه میکند که تقسیمبندی سفت و سخت بین این گروهها را فرض نکنیم، و نشان میدهد که بسیاری از فیثاغورثیها احتمالاً رویکردهای آنها را مکمل یکدیگر میدانند. پیگیری ریاضیات و موسیقی ممکن است ذاتاً با احترام به آپولو مرتبط باشد. فیثاغورثیان معتقد بودند که موسیقی به عنوان یک کاتارسیس برای روح عمل می کند، مشابه نقش پزشکی در پاکسازی بدن. حکایتی حکایت میکند که فیثاغورث، پس از مواجهه با جوانان مستی که تلاش میکردند به خانه زنی با فضیلت وارد شوند، ملودی موقری را خواند که شامل اسپندیهای گشاد شده بود، که بنا بر گزارشها، «عمدی خشمگین» آنها را تحت تأثیر قرار داد. علاوه بر این، فیثاغورثی ها به طور قابل توجهی بر ورزش بدنی تأکید داشتند. رقص درمانی، گشت و گذار روزانه صبحگاهی در مناظر زیبا، و فعالیت های ورزشی عناصر حیاتی سبک زندگی آنها را تشکیل می داد. دورههای تفکر روزانه، هم در شروع و هم در پایان روز، نیز توصیه میشود.
ممنوعیت ها و مقررات
آموزههای فیثاغورث به عنوان "نماد" (symbola) نامیده میشدند، و مبتکران سوگند سکوت کردند و متعهد شدند که این نمادها را برای افراد خارجی فاش نکنند. اعضایی که نتوانستند به قوانین انجمن پایبند باشند، با اخراج مواجه شدند، و بقیه طرفداران برای آنها سنگ قبرهایی نصب کردند که گویی از بین رفته اند. چندین "گفته شفاهی" (akoúsmata) منسوب به فیثاغورث همچنان ادامه دارد و رفتار مناسب اعضای جامعه فیثاغورث را در مورد قربانی ها، احترام الهی، "خروج از این زندگی" و مراسم تدفین آنها بیان می کند. بخش قابل توجهی از این اصول بر ضرورت خلوص آیینی و اجتناب از آلودگی تأکید می کند. سنتهای شفاهی باقیمانده، فیثاغورثیها را از شکستن نان، هم زدن آتش با شمشیر، یا جمعآوری خردهها منع میکند و به افراد دستور میدهد که همیشه صندل راست را قبل از سمت چپ بپوشند. با این وجود، تفاسیر دقیق این اظهارات اغلب مبهم باقی می ماند. ایامبلیخوس گزارش های ارسطو را از اهداف اولیه و آیینی زیربنای برخی از این گفته ها ثبت می کند. با این حال، این تفاسیر ظاهراً منسوخ شدند، زیرا پورفیری توضیحات اخلاقی-فلسفی کاملاً متفاوتی برای آنها ارائه می دهد:
گزارشها نشان میدهد که شروعکنندگان جدید تا زمانی که یک دوره آزمایشی پنج ساله را با موفقیت به پایان نرساندهاند، که در طی آن سکوت شدید الزامی شده بود، با فیثاغورث مخاطب قرار نگرفتند. منابع تاریخی حاکی از آن است که فیثاغورث دیدگاه های مترقی قابل توجهی در مورد زنان داشت و اعضای زن مکتب او آشکارا در عملکرد آن مشارکت فعال داشتند. ایامبلیخوس 235 فیثاغورسی برجسته را برمی شمارد که هفده زن نیز در میان آنها حضور دارند. متعاقباً، تعداد زیادی فیلسوف زن برجسته به طور قابل توجهی تکامل نئوفیثاغورئیسم را پیش بردند.
Pythagoreanism محدودیت های غذایی مختلفی را در خود گنجانده است. در حالی که عموماً پذیرفته شده است که فیثاغورث مصرف باقلا و گوشت حیوانات غیر قربانی از جمله ماهی و طیور را ممنوع کرده است، این ادعاها نیز با تناقض روبرو شده است. منطق پشت قوانین رژیم غذایی فیثاغورث ممکن است از اعتقاد به متمپسیکوزیس، یا به جای آن، از شیوع ژنتیکی فاویسم، یک کم خونی ناشی از کمبود آنزیم رایج در منطقه مدیترانه ناشی شود. برخی از نویسندگان باستانی فیثاغورث را به عنوان طرفدار سبک زندگی کاملاً گیاهخواری معرفی می کنند. یودکسوس از کنیدوس، شاگرد آرکیتاس، خاطرنشان کرد که "فیثاغورس به قدری پاکیزه بود و از کشتار و قاتلان پرهیز می کرد که نه تنها از غذاهای حیوانی خودداری می کرد، بلکه حتی از آشپزها و شکارچیان نیز فاصله می گرفت." با این حال، منابع دیگر گزارش های متناقضی ارائه می دهند. به عنوان مثال، آریستوکسنوس اظهار داشت که فیثاغورث همه غذاهای حیوانی را به جز گوشت گاو برای شخم زدن و قوچ مجاز دانست. Heraclides Ponticus همچنین ادعا کرد که فیثاغورث گوشت قربانی مصرف میکرد و یک رژیم غذایی مبتنی بر گوشت برای ورزشکاران ابداع کرد.
افسانه ها
فیثاغورث در طول زندگی خود مورد توجه افسانه های هیوگرافیک گسترده قرار گرفت. ارسطو فیثاغورث را معجزه گر و شخصیتی دارای ویژگی های ماوراء طبیعی توصیف می کند. ارسطو در یکی از قسمتها نقل میکند که فیثاغورس دارای یک ران طلایی بود که در بازیهای المپیک به نمایش گذاشت و به آباریس ابربوری به عنوان مدرکی مبنی بر هویت خود به عنوان «آپولو ابربوری» ارائه کرد. بنا به گزارش ها، یک کشیش آپولو یک تیر جادویی به فیثاغورس اعطا کرد، که او را قادر می ساخت تا مسافت های زیادی را با پرواز طی کند و تطهیر آیینی را انجام دهد. همچنین ظاهراً او به طور همزمان در متاپونتوم و کروتون مشاهده شد. علاوه بر این، هنگامی که فیثاغورس از رودخانه کوزاس (که اکنون به نام باسنتو شناخته می شود) گذشت، گزارش شده است که شاهدان متعددی شنیدند که رودخانه او را به نام خطاب می کند. در دوران روم، افسانه ای ادعا می کرد که فیثاغورث پسر آپولون است.
فیثاغورث به طور سنتی با پوشیدن لباس کاملاً سفید به تصویر کشیده می شود. او همچنین به عنوان یک تاج گل طلایی بر سر و شلوار خود به سبک تراکیا توصیف شده است. علاوه بر این، فیثاغورث به داشتن توانایی های استثنایی در تعامل با حیوانات مشهور بود. یک قطعه ارسطویی نمونه ای را مستند می کند که فیثاغورث پس از گزش توسط یک مار سمی، با گاز گرفتن و کشتن آن، تلافی کرد. هم پورفیری و هم ایامبلیخوس نقل می کنند که فیثاغورث یک بار گاو نر را متقاعد کرد که از مصرف باقلا خودداری کند و با موفقیت یک خرس مخرب را متقاعد کرد که دیگر هرگز به موجود زنده آسیب نرساند، قولی که طبق گزارش ها خرس به آن پایبند بود. در حالی که ریدوگ معتقد است که فیثاغورث ممکن است شخصاً این افسانه ها را پرورش داده باشد، گرگوری ادعا می کند که شواهد مستقیمی برای حمایت از این ادعا وجود ندارد.
کشف های منتسب
در ریاضیات
در حالی که امروزه فیثاغورث عمدتاً به دلیل پیشرفت های ریاضی ادعایی اش شناخته می شود، مورخان کلاسیک در مورد میزان مشارکت واقعی او در این رشته بحث می کنند. پیشرفتهای ریاضی و علمی متعددی، از جمله قضیه معروف به نام او، در کنار اکتشافات موسیقی، ستارهشناسی و پزشکی، به فیثاغورث نسبت داده شده است. حداقل از قرن اول پیش از میلاد، فیثاغورث به طور گسترده ای با کشف قضیه فیثاغورث نسبت داده می شود، یک اصل هندسی که ادعا می کند "در یک مثلث قائم الزاویه، مربع فرض برابر [با مجموع] مربع های دو ضلع دیگر است" - به صورت
قضیه فیثاغورث قرنها قبل از فیثاغورث توسط هر دو تمدن بابلی و هندی مورد استفاده قرار گرفت. بورکرت هرگونه ارتباط فیثاغورث با این قضیه را رد می کند و تأکید می کند که هیچ منبع باستانی اثبات آن را به او نسبت نمی دهد. ریدوگ همچنین تأکید میکند که «مسلماً دلیلی وجود ندارد که فرض کنیم خود فیثاغورث یا هر فیثاغورث اولیه میتوانستند اثبات قیاسی این قضیه را ارائه دهند». کاربرد بابلی اعداد فیثاغورثی نشان دهنده درک آنها از کاربرد کلی این اصل و وجود نوعی اثبات است، اگرچه این شواهد در اسناد به خط میخی عمدتاً منتشرنشده کشف نشده باقی مانده است.
در موسیقی
یک افسانه مشهور کشف فیثاغورث در مورد مبنای ریاضی نت های موسیقی را به برخورد با آهنگرها نسبت می دهد. بنا به گزارش ها، او در حین عبور از کارگاه آنها، صداهای هماهنگ تولید شده توسط چکش های آنها را که به سندان ضربه می زد، مشاهده کرد، به استثنای یک استثنا. او با کنجکاوی برای بررسی چکش ها وارد مغازه شد. او متعاقباً استنباط کرد که گام تولید شده توسط هر چکش به طور مستقیم با اندازه آن متناسب است، و او را به این نتیجه رساند که موسیقی دارای ساختار ریاضی ذاتی است.
در نجوم
از نظر تاریخی، فیثاغورث و هم عصر او، پارمنیدس از الئا، هر دو به عنوان پیشگام در مفاهیم کروی بودن زمین، تقسیم شدن کره زمین به پنج منطقه آب و هوایی، و اینکه ستارگان صبح و عصر یک جرم آسمانی واحد هستند (که اکنون به عنوان زهره شناخته می شود) اعتبار داشتند. با این حال، پارمنیدس ادعای قوی تری نسبت به این اکتشافات اولیه ارائه می دهد، با انتساب به فیثاغورث که به طور بالقوه از یک شعر کاذب سرچشمه می گیرد. امپدوکلس که اندکی پس از فیثاغورث و پارمنیدس در Magna Graecia اقامت داشت، از ماهیت کروی زمین نیز آگاه بود. تا پایان قرن پنجم پیش از میلاد، این درک در بین روشنفکران یونانی پذیرفته شده بود.
تأثیر بعدی در دوران باستان
درباره فلسفه یونان
جوامع فیثاغورثی در اوایل قرن چهارم قبل از میلاد در Magna Graecia، Phlius و Thebes شکوفا شدند. همزمان، آرکیتاس، فیلسوف فیثاغورثی، نفوذ سیاسی قابل توجهی در شهر تارنتوم، همچنین در Magna Graecia داشت. سنتهای بعدی بیان میکنند که Archytas در هفت نوبت بهعنوان strategos ("عمومی") انتخاب شد، علیرغم مقرراتی که دیگران را از خدمت برای بیش از یک سال منع میکرد. آرکیتاس همچنین یک ریاضیدان و موسیقیدان محترم بود که دوستی نزدیکی با افلاطون داشت و در جمهوری افلاطون نقل قول شده بود. ارسطو معتقد است که چارچوب فلسفی افلاطون عمیقاً توسط آموزه های فیثاغورث شکل گرفته است. سیسرو این ادعا را تکرار می کند و خاطرنشان می کند که Platonem ferunt didicisse Pythagorea omnia ("می گویند افلاطون همه چیز فیثاغورثی را آموخته است"). چارلز اچ. کان پیشنهاد میکند که دیالوگهای میانی افلاطون، مانند منو، فایدون و جمهوری، "رنگآمیزی فیثاغورثی" برجستهای را نشان میدهند، در حالی که دیالوگهای بعدی او، به ویژه Philebus و Timaeus in pythaoreus هستند. طبیعت.
هراکلیتوس افسوسی (fl. ج. 500 پیش از میلاد)، شاعری که در نزدیکی ساموس متولد شد و احتمالاً معاصر فیثاغورث بود، فیثاغورث را بهعنوان "Phythagoras، حیلهگر:" منسارخوس بیش از هر مرد دیگری به تحقیق پرداخت و با انتخاب از میان این نوشتهها حکمتی برای خود ساخت - دانش بسیار و مهارتهای هنرمندانه. آلکمائون کروتون (fl. ج. 450 پیش از میلاد)، پزشکی که همزمان با فیثاغورث در کروتون اقامت داشت، آموزههای فیثاغورثی متعددی را در آثار بالقوه و اطلاعات شخصی خود ادغام کرد. علاوه بر این، شاعران یونانی یون خیوس (ج. 480 – حدود 421 پیش از میلاد) و امپدوکلس آکراگاس (ج. c. 432 پیش از میلاد) هر دو تحسین خود را از فیثاغورث در ترکیبات شاعرانه خود منتقل کردند.
R. M. Hare پیشنهاد می کند که جمهوری افلاطون ممکن است تا حدی تحت تأثیر "جامعه سازمان یافته متفکران همفکر" که توسط فیثاغورث در کروتون ایجاد شد، بوده باشد. علاوه بر این، ممکن است افلاطون از فیثاغورث این مفهوم را پذیرفته باشد که ریاضیات و استدلال انتزاعی پایه ای محکم برای فلسفه، علم و اخلاق فراهم می کند. هم افلاطون و هم فیثاغورث «رویکردی عرفانی به روح و جایگاه آن در جهان مادی» داشتند و احتمالاً تحت تأثیر اورفیسم بودند. فردریک کاپلستون، مورخ فلسفه، معتقد است که افلاطون احتمالاً نظریه سه جانبه روح خود را از تفکر فیثاغورثی گرفته است.
قرن اول پیش از میلاد شاهد تجدید حیات آموزههای فیثاغورثی بود، همانطور که فیلسوفان افلاطونی میانه مانند Eudorus و Philo of Alexandria در "الکساندریا emergergeth of the alexandria" جشن گرفتند. همزمان، نئوفیثاغورسیسم برجستگی پیدا کرد. آپولونیوس تیانایی، فیلسوف قرن اول پس از میلاد، تلاش کرد تا از فیثاغورث تقلید کند و به اصول فیثاغورث پایبند باشد. Moderatus of Gades، فیلسوف نوفیثاغورسی متأخر قرن اول، فلسفه اعداد فیثاغورثی را به تفصیل توضیح داد و احتمالاً روح را به عنوان "نوعی هماهنگی ریاضی" تصور می کرد. به طور مشابه، ریاضیدان و موسیقی شناس نئوفیثاغورسی، نیکوماخوس، عدد شناسی و نظریه موسیقی فیثاغورث را بیشتر توسعه داد. Numenius of Apamea آموزه های افلاطونی را از دریچه آموزه های فیثاغورث تفسیر کرد.
درباره هنر و معماری
باسیلیکا پورتا ماگیوره، سازه ای زیرزمینی که در زمان امپراتور نرون ساخته شده است، به عنوان اولین بنای شناخته شده ای است که مطابق با اصول فیثاغورث طراحی شده است و به عنوان یک مکان عبادت مخفی برای فیثاغورثی ها عمل می کند. ساخت زیرزمینی آن منعکس کننده تأکید فیثاغورث بر رازداری بود و به افسانه فیثاغورث که خود را در غار سامیایی منزوی می کرد اشاره داشت. قسمت باسیلیکا به سمت شرق و دهلیز آن به سمت غرب جهت احترام به طلوع خورشید است. یک ورودی باریک به حوض کوچکی برای تشریفات تطهیر آغازین منتهی می شود. طراحی ساختمان همچنین شامل اعداد فیثاغورثی است. هر میز داخل حرم هفت نفر را در خود جای می دهد. سه راهرو بر روی یک محراب واحد جمع می شوند، که نمادی از سه جزء روح است که برای وحدت آپولو تلاش می کنند. این اپیس تصویری از سافو شاعر را نشان میدهد که از صخرههای Leucadian میپرد، چنگ خود را در دست گرفته است، با آپولو در پایین قرار گرفته، دست راست خود را به عنوان یک حرکت محافظتی دراز میکند و بدین ترتیب نماد آموزههای فیثاغورث در مورد جاودانگی روح است. فضای داخلی پناهگاه عمدتاً سفید است، رنگی که فیثاغورثیان آن را مقدس می دانستند.
پانتئون امپراتور هادریان در رم به طور مشابه اعداد فیثاغورثی را در ساخت خود گنجانده است. طرح دایره ای معبد، محور مرکزی، گنبد نیمکره ای، و جهت گیری به سمت چهار جهت اصلی، در مجموع نمادی از دیدگاه کیهانی فیثاغورث در مورد نظم جهانی است. چشم منفرد در راس گنبد نمایانگر موناد و خدای خورشید آپولو است. بیست و هشت دنده ای که از چشم تابش می کند نماد ماه است که با تعداد ماه های تقویم قمری فیثاغورثی مطابقت دارد. پنج حلقه قفسهای که در زیر این دندهها قرار دارند نشاندهنده اتحاد نمادین خورشید و ماه است.
دیدگاه مسیحیت اولیه
تعداد زیادی از مسیحیان اولیه برای فیثاغورس احترام زیادی قائل بودند. اسقف قیصریه (ج. 260 – حدود 340 میلادی)، اسقف قیصریه، فیثاغورث را در در برابر هیروکلس به دلیل پایبندی، رفتار، اخلاق، رفتار، اخلاق و رفتارش به او ستایش می کند. آموزه های حکیمانه اوزبیوس در جای دیگر مقایسه ای بین فیثاغورث و موسی می کند. پدر کلیسا جروم (c. 347 – حدود 420 میلادی)، در یکی از رسالههای خود، فیثاغورث را به خاطر خردش ستایش میکند، و در دیگری، به او نسبت میدهد که اعتقادی به روح مسیحیت وجود دارد که بیانگر آن است. آگوستین کرگدن (354-430 پس از میلاد) آموزه روانپریشی فیثاغورث را رد کرد، هرچند بدون انتساب مستقیم، اما در غیر این صورت تحسین او را به همراه داشت. در درباره تثلیث، آگوستین از فروتنی فیثاغورث در لقب خود فیلسوف یا "عاشق خرد" به جای "حکیم" تحسین می کند. در بخشی جداگانه، آگوستین از میراث فیثاغورث دفاع می کند و ادعا می کند که فیثاغورث به صراحت آموزه روان پریشی را آموزش نداده است.
نفوذ پس از باستان
در طول دوره قرون وسطی
در طول قرون وسطی، فیثاغورث به عنوان مبتکر ریاضیات و موسیقی، رشتههای جدایی ناپذیر از هنرهای هفتگانه لیبرال، جایگاهی محترم داشت. تصویر او اغلب در هنرهای قرون وسطایی، از جمله نسخههای خطی منور و مجسمههای برجستهای که درگاه کلیسای جامع شارتر را تزئین میکردند، ظاهر میشد. Timaeus، تنها گفتگوی افلاطون که در ترجمه لاتین در اروپای غربی موجود است، ویلیام کونچس (حدود 1080-1160) را وادار کرد که وابستگی افلاطون به فیثاغورث را تایید کند. در دهه 1430، آمبروز تراورساری، آمبروز تراورساری، الهه کامالدوزی، زندگیها و نظرات فیلسوفان برجسته دیوژن لائرتیوس را از یونانی به لاتین ترجمه کرد. متعاقباً، در دهه 1460، فیلسوف مارسیلیو فیچینو زندگی فیثاغورث پورفیری و ایامبلیکوس را به لاتین ترجمه کرد و این متون را برای محققان غربی در دسترس قرار داد. در سال 1494، کنستانتین لاسکاریس، محقق یونانی نئوفیثاغورث، ترجمه لاتین آیات طلایی فیثاغورث را همراه با نسخه چاپی Grammatica خود منتشر کرد و بدین ترتیب این آثار را در بین خوانندگان گسترده تری منتشر کرد. او همچنین در سال 1499 با انتشار زندگینامه اولیه فیثاغورث در دوره رنسانس، با عنوان Vitae illustrium philosophorum siculorum et calabrorum که در مسینا منتشر شد، کمک کرد.
دیدگاه های علمی مدرن
نیکلا کوپرنیک در مقدمه کار مهم خود، درباره انقلاب کره های آسمانی (1543)، چندین فیثاغورثی را به عنوان تأثیرات اولیه بر مدل خورشیدمرکزی خود از جهان تصدیق کرد. قابل ذکر است، او عمداً آریستارخوس ساموسی، منجمی غیرفیثاغورثی را که در قرن چهارم قبل از میلاد یک مدل هلیومرکزی کامل را فرموله کرده بود، در تلاشی آشکار برای ارائه مدل خود به عنوان اساساً فیثاغورثی حذف کرد. یوهانس کپلر نیز به طور مشابه، فیثاغورثی شناخته شد. پایبندی او به مفهوم فیثاغورثی musica universalis انگیزه جستجوی او برای معادلات ریاضی اساسی شد که در نهایت به فرمول بندی قوانین حرکت سیاره ای منجر شد. کتاب کپلر در مورد این موضوع، Harmonices Mundi (Harmonics of the World)، در ادای احترام به دکترین فیثاغورث که الهام بخش او بود، نامگذاری شد. او همچنین فیثاغورث را «پدربزرگ» همه کوپرنیکها توصیف کرد.آلبرت اینشتین اظهار داشت که یک دانشمند را میتوان «افلاطونیگرا یا فیثاغورثی» در نظر گرفت، زیرا او دیدگاه سادگی منطقی را ابزار ضروری و مؤثر تحقیق خود میداند. فیلسوف انگلیسی آلفرد نورث وایتهد معتقد است که "به یک معنا، افلاطون و فیثاغورث نسبت به ارسطو به علم فیزیکی مدرن نزدیکترند. دو نفر اول ریاضیدان بودند، در حالی که ارسطو پسر یک پزشک بود." بر اساس این ارزیابی، وایتهد اظهار داشت که انیشتین و سایر دانشمندان معاصر او "از سنت ناب فیثاغورث پیروی می کنند."
چشم انداز گیاهخواری
کتاب پانزدهم دگردیسی اووید دارای تصویری تخیلی از فیثاغورث است که در میان طرفداران خود گفتمانی را ارائه می کند که از رژیم غذایی سخت گیاهخواری حمایت می کند. ترجمه انگلیسی مسخ اوید در سال 1567 توسط آرتور گلدینگ در محبوبیت فیثاغورث در میان انگلیسی زبانان در اوایل دوران مدرن بسیار مؤثر بود. پیشرفت روح جان دان به بررسی مفاهیم آموزه های ارائه شده در این سخنرانی می پردازد، در حالی که میشل دو مونتین این سخنرانی را حداقل سه بار در رساله خود "از ظلم" ذکر کرد تا مخالفت اخلاقی خود را با بدرفتاری با حیوانات بیان کند. جان درایدن ترجمهای از صحنه فیثاغورث را در اثر 1700 خود افسانهها، باستان و مدرن گنجاند. به طور مشابه، افسانه جان گی در سال 1726 با عنوان "فیثاغورث و مرد روستایی" بر این مضامین اصلی تأکید می کند و گوشتخواری را با استبداد مرتبط می کند. لرد چسترفیلد مستند کرد که پذیرش گیاهخواری توسط او با خواندن سخنرانی فیثاغورث در مگردونه اووید انجام شد. قبل از ابداع اصطلاح گیاهخواری در دهه 1840، افرادی که از رژیم گیاهخواری پیروی می کردند معمولاً در انگلیسی به عنوان "فیثاغورثی" شناخته می شدند.
تأثیر بر باطنی گرایی غربی
سنتهای باطنی اروپایی مدرن اولیه به طور قابل توجهی آموزههای فیثاغورث را در بر میگرفت. محقق اومانیست آلمانی یوهانس روچلین (1455-1522) فیثاغورث را با الهیات مسیحی و کابالای یهودی ادغام کرد و اظهار داشت که کابالا و فیثاغورثیت هر دو از سنت موزاییک سرچشمه می گیرند و در نتیجه فیثاغورث را به عنوان کابالیست طبقه بندی می کند. روخلین در گفتوگوی خود در سال 1494، De verbo mirifico، شباهتی را بین تتراکتیسهای فیثاغورثی و نام الهی غیرقابل توصیف YHWH ترسیم کرد و به هر یک از چهار حرف تتراگرامتون مطابق با اصول عرفانی فیثاغورث اهمیت نمادین نسبت داد.
رساله سه جلدی معروف و تاثیرگذار هاینریش کورنلیوس آگریپا، De Occulta Philosophia، فیثاغورث را به عنوان یک "جادوی مذهبی" معرفی می کند و معتقد است که عدد شناسی عرفانی او در یک صفحه مافوق آسمان عمل می کند، یک مفهوم ماقبل الاهیاتی که به یک قلمرو فرعی اشاره دارد. فراماسون ها عمداً جامعه خود را بر اساس جامعه ای که فیثاغورث در کروتون تأسیس کرد، ساختار دادند. آیین Rosicrucianism نمادگرایی فیثاغورثی را در خود گنجانده است، رویه ای که توسط رابرت فلود (1574-1637) نیز پذیرفته شد، که الهام بخش ساخته های موسیقی خود را به فیثاغورث نسبت داد. جان دی عمیقاً تحت تأثیر فلسفه فیثاغورث بود، به ویژه این آموزه که ادعا می کند همه پدیده ها اساساً از اعداد تشکیل شده اند.
درباره ادبیات
متفکران استعلایی از متون باستانی با عنوان زندگی فیثاغورث به عنوان راهنمای آموزشی برای زندگی مثال زدنی استفاده کردند. هنری دیوید ثورو به طور قابل توجهی تحت تأثیر ترجمه های توماس تیلور از زندگی فیثاغورث ایامبلیکوس و گفته های فیثاغورث استوبائوس قرار گرفت. علاوه بر این، دیدگاه او در مورد طبیعت ممکن است با مفهوم فیثاغورثی از تصاویر مربوط به کهن الگوها شکل گرفته باشد. دکترین فیثاغورثی musica universalis یک موتیف تکرارشونده در سرتاسر اثر اصلی ثورو، magnum opus، والدن را تشکیل می دهد.
فهرست اقلام به نام فیثاغورث
- فهرست چیزهایی که به نام فیثاغورث نامگذاری شده اند
- اصطلاح Ex pede Herculem، به معنای "از پای او، [ما می توانیم] هرکول را اندازه گیری کنیم" از یک روایت آخرالزمان نشات می گیرد که ادعا می کند فیثاغورث قد هرکول را با برون یابی از طول یک میدان مسابقه در پیزا محاسبه کرده است.
- جام فیثاغورث به یک ظرف نوشیدنی جدید اشاره دارد که دارای مکانیزم سیفون مخفی است که به طور سنتی به فیثاغورث نسبت داده می شود.
- معنای فیثاغورثی شامل میانگین حسابی، میانگین هندسی و میانگین هارمونیک است که ظاهراً همه موضوعات مورد مطالعه فیثاغورث هستند.
یادداشت ها
نقلها
کتابشناسی
منابع کلاسیک
منابع ثانویه مدرن
- فیثاغورث، همانطور که در برنامه بی بی سی نمایش داده شد در زمان ما.
- هافمن، کارل. "فیثاغورث." در زالتا، ادوارد N. (ویرایش). دایره المعارف فلسفه استنفورد. ISSN 1095-5054. OCLC 429049174.{{cite encyclopedia}}: CS1 maint: overridden setting (link)
- «فیثاغورث و فیثاغورث، قطعات و تفسیر»، اثر آرتور فیربنکس، از پروژه متون تاریخی هانوفر، گروه تاریخ کالج هانوفر.
- "فیثاغورث و فیثاغورث"، در 9 مارس 2009، در ماشین Wayback، از گروه ریاضیات، دانشگاه تگزاس A&M، بایگانی شد.
- "فیثاغورث و فیثاغورث" همانطور که در دایره المعارف کاتولیک ارائه شده است.
- مجموعه ای از آثار فیثاغورث یا مربوط به آن که از طریق آرشیو اینترنت در دسترس است.
- آثار تألیف شده توسط فیثاغورس، قابل دسترسی از طریق LibriVox (کتاب های صوتی دامنه عمومی) .