پروتاگوراس ( proh-TAG-ər-əs, -ass؛ یونانی: Πρωταγόρας؛ ; c. حدود 420 ق.م) فیلسوف یونانی پیش از سقراط و نظریه پرداز بلاغت بود. افلاطون او را به عنوان یک سوفسطایی برجسته معرفی می کند، و افلاطون در گفتگوی پروتاگوراس خود، منشأ نقش سوفسطایی حرفه ای را به او نسبت می دهد.
پروتاگوراس همچنین به واسطه ادعای خود به ایجاد مجادلات باستانی قابل توجهی نسبت داده شده است: "از همه چیز، اندازه انسان است، چیزهایی که نیستند، و چیزهایی که نیستند." این جمله معمولاً به این صورت خلاصه می شد که «انسان معیار همه چیز است». افلاطون این را، شاید نادرست با توجه به مخالفت خود پروتاگوراس، به عنوان دلالت بر فقدان حقیقت عینی تفسیر کرد. با این حال، به نظر میرسد که پروتاگوراس معتقد است که تاریخچه شخصی انباشته شده، تجربیات و انتظارات یک فرد، قضاوتها، نظرات و اعلامیههای آنها را در مورد «حقیقت» شکل میدهد (مفهومی که در اثر همنام او مورد بررسی قرار گرفته است). در نتیجه، ارزیابی یک فرد از هر پدیده معین - خواه خوب، بد، زیبا یا ناعادلانه باشد - به دلیل پیشینه تجربی متمایزشان از ارزیابی های دیگران متفاوت خواهد بود.
مفهوم نسبیت فردی عمداً تحریک کننده بود. جای تعجب نیست که انتقاد افلاطون و دیگر فیلسوفان را برانگیخت، زیرا هم از عقاید رایج رایج فاصله داشت و هم آموزههای فلسفی تثبیت شدهای که پایهای عینی برای واقعیت و حقیقت دارند. با این وجود، پروتاگوراس ادعا کرد که ماهیت ضد شهودی این بیانیه در اهمیت آن جدایی ناپذیر است. او اظهار داشت که این اصل - که طرفدار به رسمیت شناختن و احترام به دیدگاههای مختلف در مورد جهان است، حتی زمانی که آنها با برداشت خود از حقیقت متفاوت هستند - برای یک جامعه برای ایجاد پایههای خود و تصمیمگیری از طریق گفتمان باز و دموکراتیک، اساسی است.
بیوگرافی
تولد پروتاگوراس تقریباً در سال 490 قبل از میلاد در آبدرا، تراکیه، واقع در روبروی جزیره تاسوس اتفاق افتاد. Aulus Gellius گزارش می دهد که پروتاگوراس در ابتدا امرار معاش خود را به عنوان یک باربر به دست می آورد. با این حال، زمانی که دموکریتوس فیلسوف دموکریتوس را در حال حمل یک دسته از قطعات کوچک چوبی مشاهده کرد که به دقت با طناب کوتاهی محکم شده بود، مواجه شد. دموکریتوس متوجه شد که دقت هندسی بار نشان دهنده استعداد ریاضی استثنایی پروتاگوراس است. در نتیجه، دموکریتوس بی درنگ پروتاگوراس را به خانواده خود پذیرفت و به او آموزش های فلسفی داد. پروتاگوراس متعاقباً شهرت قابل توجهی در آتن به دست آورد و با پریکلس دوستی برقرار کرد.
تاریخ دقیق زندگی پروتاگوراس ثبت نشده است، اما از متون تاریخی موجود استنباط شده است. در پروتاگوراس، افلاطون نقل میکند که در طی یک گردهمایی شامل سقراط، پرودیکوس و هیپیاس، پروتاگوراس خود را به سن کافی برای پدر هر حاضری اعلام کرد. این ادعا متضمن سال تولد حداکثر 490 قبل از میلاد است. منو نشان میدهد که مرگ او در حدود 70 سالگی و پس از 40 سال کار حرفهای به عنوان یک سوفسطایی رخ داده است. در نتیجه، فرض بر این است که مرگ او در حدود 420 قبل از میلاد اتفاق افتاده باشد. با این حال، این امر نامشخص باقی میماند، زیرا چنین مفروضاتی مبتنی بر یک روایت ظاهراً آخرالزمان در رابطه با محاکمه او بهخاطر asebeia (بی تقوا) در آتن است.
پلوتارک بحث یک روز کامل را بین پریکلس و پروتاگوراس در مورد موضوع پیچیدهای از مسئولیت حقوقی مستند کرد، که احتمالاً دربرگیرنده یک کاوشگر عمیقتر است. مورد خاص مربوط به یک مرگ تصادفی در طول یک مسابقه ورزشی بود که در آن مردی با شلیک نیزه مورد اصابت قرار گرفت و کشته شد. سوال اصلی این بود که آیا مسئولیت مرگ او بر عهده خود نیزه، فردی که آن را پرتاب کرده است یا مسئولانی که بر بازی ها نظارت می کنند است.
فلسفه
علیرغم راهنمایی دموکریتوس، پروتاگوراس در اشتیاق مربیاش برای پیگیریهای ریاضی شریک نبود. همانطور که ارسطو در متافیزیک (997b34–998a4) بیان کرد، پروتاگوراس هندسهسنجها را با این ادعا به چالش کشید: "زیرا خطوط محسوس از آن دسته چیزهایی نیستند که هندسهسنج درباره آنها صحبت میکند، زیرا هیچ چیز محسوسی مستقیم یا منحنی نیست، و نه یک دایره در یک نقطه مماس است." پروتاگوراس در مورد کاربرد ریاضیات نظری در جهان طبیعی تردید داشت و چنین مطالعاتی را ارزش ذاتی کمی میدانست. فیلودموس نظر پروتاگوراس را ثبت می کند که "موضوع ناشناخته است و اصطلاحات ناپسند". با این وجود، برخی از معاصران ریاضیات را به عنوان یک هنر بسیار قابل دوام میدانستند. در مورد هنرها، پروتاگوراس معروف می گوید: "هنر (tekhnê) بدون تمرین و تمرین بدون هنر چیزی نیست" (Stobaeus, Selections 3.29).
تمرکز آموزشی پروتاگوراس موضوعات مربوط به فضیلت و مشارکت سیاسی را در بر می گرفت. یکی از تحقیقات اصلی او که منعکس کننده دغدغه رایج فلسفی یونان در قرن پنجم پیش از میلاد است، آموزش پذیری فضیلت بود، موضوعی که برای مخاطبان معاصر در گفتگوهای افلاطون، مانند *Meno* و *Phaedo* مورد بررسی قرار گرفت. پروتاگوراس بر خلاف مربیانی که آموزش های تخصصی و عملی در بلاغت یا سخنرانی عمومی ارائه می کردند، به دنبال ایجاد درک منطقی از پدیده های مختلف انسانی، از جمله زبان و آموزش، در سطح مفهومی گسترده بود. در پروتاگوراس افلاطون، او ادعا می کند که برنامه درسی او شامل "مدیریت صحیح امور خود، بهترین شیوه اداره خانواده، و مدیریت امور عمومی، نحوه انجام مؤثرترین مشارکت در امور شهر با کلام و عمل است." موضوع بیشتر با سوفسطایی معاصرش، پرودیکوس پیوند خورده است. پروتاگوراس در گفت و گوی افلاطونی همنام خود، تفسیری از شعر سیمونیدس را انجام می دهد و بر کاربرد واژگانی، تفسیر تحت اللفظی و هدف اصلی نویسنده تأکید می کند. چنین دستورالعملی برای رمزگشایی متون قانونی و سایر اسناد مکتوب در سیستم قضایی آتن مفید خواهد بود. دیوژن لائرتیوس ثبت میکند که پروتاگوراس یک سیستم طبقهبندی برای اعمال گفتاری تدوین کرد که شامل مقولاتی مانند ادعا، بازجویی، پاسخ و فرمان است. علاوه بر این، ارسطو نشان می دهد که پروتاگوراس در طبقه بندی و به کارگیری مناسب جنسیت دستوری مشارکت داشته است.
عناوین آثار ادبی پروتاگوراس، از جمله تکنیک اریستیک (، که به «تمرین کشمکشها» ترجمه میشود، کشتی را به عنوان استعارهای برای گفتمان فکری به کار میبرد)، نقش او را بهعنوان یک مربی در بلاغت و استدلال اثبات میکند. دیوژن لائرتیوس اظهار می دارد که پروتاگوراس یکی از شرکت کنندگان اولیه در مسابقات بلاغی بود که در بازی های المپیک برگزار می شد.
یوسبیوس با استناد به ارسطوکل مسن نشان می دهد که پروتاگوراس از دودمان فلسفی منشا گزنوفان و در پیررونیسم به اوج خود می رسید.
نسبیت گرایی
پروتاگوراس اظهار داشت که برای هر موضوع معین، دو استدلال (logoi) در تقابل با یکدیگر قرار دارند. این دیدگاه نشان می دهد که او نویسنده بالقوه Dissoi logoi، یک رساله سوفسطایی باستانی است که چنین استدلال های ضد و نقیضی را بررسی می کند. ارسطو گزارش می دهد که پروتاگوراس ظاهراً به دلیل ادعای توانایی "برای قوی تر کردن استدلال ضعیف تر" (ton hēttō logon kreittō poiein>>
پروتاگوراس ظاهراً ادعا میکرد که هر فردی به عنوان معیاری برای ادراک خود از واقعیت عمل میکند. در نتیجه، صحت یا نادرستی پدیده ها منوط به ادراک فردی است. به عنوان مثال، اگر فرد X هوا را سرد، در حالی که فرد Y آن را گرم درک می کند، فلسفه پروتاگوراس حکم می کند که هیچ ارزیابی مطلقی از دما وجود ندارد، زیرا ارزیابی آن نسبت به ادراک کننده است. بنابراین، برای فرد X، هوا سرد است، در حالی که برای فرد Y، هوا گرم است. این اصل فلسفی فقدان «حقایق» مطلق را نشان میدهد و در عوض این را مطرح میکند که حقیقت نسبی است و در بین افراد متفاوت است.
افلاطون نسبیتگرایی را به پروتاگوراس نسبت میدهد و شخصیت خود سقراط را در تضاد با پایبندی خود به واقعیتها و ارزشهای عینی و متعالی به کار میگیرد. افلاطون در ادامه به پروتاگوراس یک تکرار اولیه از آنچه جان وایلد آن را پدیدارگرایی مینامد نسبت میدهد، که بیان میکند هر چیزی که برای یک فرد وجود دارد یا به نظر میرسد برای آن فرد صادق یا واقعی است. با این وجود، همانطور که در Theaetetus افلاطون مشخص شده است، دیدگاه پروتاگوراس تصدیق می کند که برخی دیدگاه ها ممکن است از یک وضعیت جسمی یا روانی به خطر افتاده سرچشمه بگیرند. او تأکید کرد که در حالی که ممکن است همه دیدگاه ها به یک اندازه معتبر به نظر برسند و شاید احترام یکسان را ایجاب کنند، اما بدون شک اهمیت یکسانی ندارند. یک دیدگاه می تواند برای دارنده آن سودمند و سودمند باشد، در حالی که تصور دیگری ممکن است مضر باشد. بنابراین، پروتاگوراس معتقد بود که نقش سوفسطایی این است که به دانشآموزان آموزش دهد تا بین این دیدگاهها تمایز قائل شوند و از این طریق فضیلت ایجاد کند.
افلاطون و ارسطو هر دو جنبه های خاصی از اظهارات پروتاگوراس در مورد نسبیت را نقد کردند. آنها ادعا کردند که این مفهوم به پروتاگوراس معافیت بیدلیل مناسبی را از مفاهیم چارچوب نظری خودش ارائه میکند، و معتقدند که نسبیگرایی، در حالی که برای پروتاگوراس صادق است، به طور همزمان برای کسانی که آن را رد میکنند، نادرست است. آنها همچنین اظهار داشتند که پروتاگوراس، با اعلام نسبی بودن حقیقت، میتواند صحت هر نظریه بعدی را که ارائه میکند ادعا کند و بیان کند که آن باید صادق باشد
.آگنوستیسیسم
پروتاگوراس بر اساس ادعای خود مبنی بر اینکه اگر چیزی را نتوان شناخت، در نتیجه وجود ندارد، از ادم گرایی یا، همانطور که توسط تیم ویتمارش مطرح می شود، از بی خدایی حمایت می کرد. رساله گمشده او، درباره خدایان، بنا بر گزارش ها حاوی این جمله بود: "درباره خدایان، به دلیل ابهام ذاتی موضوع و کوتاهی وجود انسان، من توانایی تشخیص وجود یا عدم وجود یا ماهیت آنها را ندارم." اخراج از آتن و سوزاندن عمومی تمام نسخه های نوشته های او در آگورا. سیسرو همچنین تخریب عمدی آثار ادبی خود را تأیید می کند. با این حال، جان برنت، کلاسیکنویس، نسبت به این روایت تردید دارد و اشاره میکند که هم دیوژن لائرتیوس و هم سیسرو گزارشهای خود را قرنها پس از این وقایع نوشتهاند و هیچ منبع معاصر، علیرغم ارجاعات گستردهشان به پروتاگوراس، چنین آزار و شکنجهای را مستند نمیکند. برنت همچنین مشاهده میکند که حتی اگر نسخههای خاصی از آثار پروتاگوراس واقعاً از بین رفتند، تعداد کافی برای شناسایی و بحث در قرن بعدی ادامه یافت.
طیف موضوعات
با وجود آثار پربار او، تنها تعداد محدودی از قطعات از نوشتههای پروتاگوراس باقی مانده است. از آثار شناخته شده او می توان به Antilogiae و حقیقت اشاره کرد. افلاطون به دومی اشاره می کند که به عنوان پرتاب ها نیز شناخته می شد، استعاره ای کشتی که بیانگر عمل غلبه بر یک دشمن است. این کار با بیانیه معروف «انسان معیار است» آغاز شد (ἄνθρωπος μέτρον). دیوژن لائرتیوس عناوین دیگری را نیز به پروتاگوراس نسبت می دهد، از جمله: درباره خدایان، هنر اریستیک، اجبار، درباره جاه طلبی، درباره اعمال نادرست انسانی، درباره آنها در هادس، درباره آنها در هادس، On، On> فضائل، در مورد وضعیت اصلی اشیا، و محاکمه با هزینه.
انسان محوری
- انسان محوری
- پارادوکس دادگاه
یادداشت ها
مراجع
- Guthrie, W. K. C. Sophists. نیویورک: انتشارات دانشگاه کمبریج (27 مه 1977). ISBN 0-521-09666-9.
- لی، می-کیونگ (2005). معرفت شناسی پس از پروتاگوراس: پاسخ به نسبی گرایی در افلاطون، ارسطو و دموکریتوس. ISBN 978-0-19-926222-9. بازیابی شده 22 سپتامبر، 2016.978-0-226-39428-2 (سخت پشتی).
- نقل قول های مربوط به پروتاگوراس در ویکی نقل قول
- لایرتیوس، دیوژن. "دیگران: پروتاگوراس" . در زندگی فیلسوفان برجسته. جلد 2:9. ترجمه هیکس، رابرت درو (نسخه دو جلدی). کتابخانه کلاسیک لوب."پروتاگوراس" . در دایره المعارف بریتانیکا (ویرایش یازدهم). 1911.Bonazzi، Mauro. "Protagoras." در زالتا، ادوارد N. (ویرایش). دانشنامه فلسفه استنفورد. ISSN 1095-5054. OCLC 429049174. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=boo kitem&rft.atitle=پروتاگوراس&rft.btitle=دانشنامه+فلسفه+استنفورد&rft_id=inf o%3Aoclcnum%2F429049174&rft.issn=1095-5054&rft.au=Mauro+Bonazzi&rft_id=https%3A%2F%2 Fplato.stanford.edu%2Fentries%2Fprotagoras%2F&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- دانشنامه اینترنتی فلسفه. ISSN 2161-0002. OCLC 37741658.منبع: بایگانی آکادمی TORIma
