TORIma Academy Logo TORIma Academy
Édouard Manet
هنر

Édouard Manet

TORIma آکادمی — هنرمند

Édouard Manet

Édouard Manet

ادوار مانه (بریتانیا: ایالات متحده: فرانسوی: [edwaʁ manɛ]؛ ۲۳ ژانویه ۱۸۳۲ – ۳۰ آوریل ۱۸۸۳) نقاش مدرنیست فرانسوی بود. او یکی از اولین کسانی بود که در قرن نوزدهم …

ادوارد مانه (بریتانیا: , ایالات متحده: ؛ فرانسوی: [edwaʁ manɛ]؛ 23 ژانویه 1832 - 30 آوریل 1883) نقاش مدرنیست فرانسوی بود که به عنوان یک هنرمند پیشگام در قرن نوزدهم که از زندگی واقعی به تصویر می‌کشید و به تصویر می‌کشید. امپرسیونیسم.

Édouard Manet (بریتانیا: ، ایالات متحده: ؛ فرانسوی: [edwaʁmanɛ 2 2 - 18 ژانویه 30>; نقاش مدرنیست فرانسوی بود. او یکی از اولین هنرمندان قرن نوزدهمی بود که زندگی مدرن را نقاشی کرد و همچنین یکی از شخصیت‌های مهم در گذار از رئالیسم به امپرسیونیسم بود.

علی‌رغم اینکه مانه در خانواده‌ای مرفه و وابسته به سیاسی تربیت شد، از شغل دریایی اجتناب کرد و در عوض خود را وقف نقاشی کرد. آثار اولیه او، ناهار روی چمن (Le déjeuner sur l'herbe) و Olympia که به ترتیب در سال های 1863 و 1865 به نمایش درآمدند، جنجال قابل توجهی را در میان منتقدان و آکادمی هنرهای زیبا برانگیخت. با این وجود، این قطعات به زودی توسط هنرمندان آوانگارد به عنوان پایه ای برای جنبش امپرسیونیستی در حال ظهور مورد تحسین قرار گرفتند. در مجموع، این نقاشی‌ها و سایر نقاشی‌ها به عنوان آثاری محوری در نظر گرفته می‌شوند که عصر هنر مدرن را آغاز کردند. مانه در طول دو دهه پایانی زندگی خود روابطی را با هنرمندان برجسته معاصر ایجاد کرد و سبکی متمایز و بدون تزئین را اصلاح کرد که به دلیل نوآوری آن تحسین برانگیز شد و بر نسل های بعدی نقاشان تأثیر عمیقی گذاشت.

زندگی اولیه

ادوار مانه در 23 ژانویه 1832 در پاریس، در هتل اجدادی خانواده‌اش در خیابان پتی آگوستین (در حال حاضر خیابان بناپارت)، در خانواده‌ای مرفه و با نفوذ به دنیا آمد. او دو برادر کوچکتر به نام های یوژن (متولد 1833) و گوستاو (متولد 1835) داشت. مادر او، اوژنی-دزیره فورنیه، دختر یک دیپلمات و دخترخوانده ولیعهد سوئد، چارلز برنادوت، زاده سلطنت فعلی سوئد بود. پدرش، آگوست مانه، یک قاضی فرانسوی، پیش بینی می کرد که ادوار حرفه وکالت را دنبال کند. برعکس، عمویش، ادموند فورنیه، علاقه او را به نقاشی تقویت کرد و مانه جوان را تا موزه لوور همراهی کرد. در سال 1844، او در کالج رولین، یک مدرسه متوسطه، فارغ التحصیل شد، و تا سال 1848 در آنجا به عنوان یک شبانه روزی اقامت داشت. او استعداد تحصیلی محدودی از خود نشان داد و به طور کلی محیط مدرسه را ناخوشایند می دید. به دنبال مشاوره عمویش در سال 1845، مانه در یک دوره تخصصی طراحی ثبت نام کرد، جایی که با آنتونین پروست، که بعداً وزیر هنرهای زیبا شد و یک همراه مادام العمر باقی ماند، دوست شد.

در سال 1848، به دستور پدرش، او یک سفر آموزشی به ریو را آغاز کرد. در پی دو تلاش ناموفق برای قبولی در آزمون نیروی دریایی، پدرش به تمایل او برای تحصیل هنر رضایت داد. بین سال‌های 1850 و 1856، مانه با نقاش آکادمیک توماس کوتور تحصیل کرد. کوتور از دانشجویانش حمایت کرد که زندگی معاصر را به تصویر بکشند، اگرچه بعداً از انتخاب مانه از موضوعات طبقه کارگر و "منحط" ابراز ناراحتی کرد، که نمونه آن آبسینت نوش بود. مانه در طول اوقات فراغت خود به دقت از آثار استادان قدیمی، از جمله دیگو ولاسکز و تیتیان در موزه لوور کپی می‌کرد.

بین سال‌های 1853 و 1856، مانه سفرهای کوتاهی به آلمان، ایتالیا و هلند انجام داد، جایی که به‌طور قابل‌توجهی تحت تأثیر نقاشان هلندی و هالکو فرانسیس هلندی و نقاش هلندی فرانسیس فرانسه قرار گرفت. خوزه دی گویا.

حرفه

مانه استودیوی خود را در سال 1856 تأسیس کرد. رویکرد هنری او در این دوره با قلم موی روان، جزئیات ساده و حذف عمدی ارزش‌های آهنگی انتقالی متمایز بود. او با استقبال از سبک رئالیستی معاصر که توسط گوستاو کوربه پیشگام بود، آبسینه نوش (1858–1859) و آثار دیگری را با موضوعات مدرن مانند گداها، خوانندگان، مردم رومی، مشتریان کافه‌ها، و گاوبازی‌ها تولید کرد. پس از اوایل کارش، او به ندرت مضامین مذهبی، اساطیری یا تاریخی را به تصویر می کشید. با این حال، آثار مذهبی او از 1864 عبارتند از عیسی مسخره شده توسط سربازان و مسیح مرده با فرشتگان.

در سال 1861، دو بوم مانه برای نمایش در سالن پذیرفته شد. پرتره ای که مادر و پدرش را به تصویر می کشد (پرتره موسیو و مادام مانه)، در حالی که پدرش در آن زمان به دلیل سکته مغزی یا سیفلیس پیشرفته از فلج رنج می برد، با استقبال نامطلوب منتقدان مواجه شد. برعکس، خواننده اسپانیایی تحسین تئوفیل گوتیه را برانگیخت و در نتیجه به دلیل محبوبیتش در بین شرکت کنندگان سالن در جایگاه برجسته تری به نمایش درآمد. خروجی هنری مانه، که برخلاف اجرای دقیقی که در بسیاری از نقاشی‌های سالن دیگر رایج بود، «کمی تند» تلقی می‌شد، هنرمندان جوان خاصی را مجذوب خود کرد و مشتریان جدیدی را به استودیوی او جذب کرد. یک روایت معاصر اشاره می کند که خواننده اسپانیایی، که به "شیوه ای جدید و عجیب" ترجمه شده است، بسیاری از نقاشان را شگفت زده کرد.

موسیقی در Tuileries

در سال 1862، مانه موسیقی در تویلری را ارائه کرد که احتمالاً در سال 1860 تکمیل شده بود، که به عنوان یکی از شاهکارهای اولیه او به شمار می رود. این نقاشی فعالیت های تفریحی در فضای باز جامعه معاصر پاریس را در محوطه باغ تویلری به تصویر می کشد، موضوعی که در طول زندگی حرفه ای مانه تکرار می شود. افراد قابل توجهی که به تصویر کشیده شده اند عبارتند از چارلز بودلر شاعر، ژاک اوفنباخ موسیقیدان، اعضای مختلف خانواده و دوستان مانه، و تصویری از خود هنرمند.

نمایشگاه موسیقی در تویلری مورد بررسی انتقادی و عمومی قابل توجهی قرار گرفت که عمدتاً منفی بود. زندگینامه نویس مانه در مورد "خشم موسیقی در تویلری که هنگام نمایش آن برانگیخته شد" اشاره کرد و واکنش شدید را برجسته کرد. نمایش آثار هنری از آشنایان شخصی مانه، به جای قهرمانان کلاسیک معمولی، شخصیت‌های تاریخی یا خدایان، یا به‌عنوان براندازی موضوع سنتی یا تلاشی برای ارتقای معاصران او به موقعیتی معادل تلقی می‌شد. عموم مردم که به جزئیات دقیق ویژگی نقاشان تاریخی مانند ارنست میسونیه عادت کرده بودند، قلم موهای گسترده مانه را ناتمام و ناقص انتقاد کردند. موضوع و تکنیک بحث برانگیز آنقدر خشم را برانگیخت که بنا به گزارش ها، برخی از بازدیدکنندگان نقاشی را تهدید به خرابکاری کردند. اوژن دلاکروا، چهره مورد احترام مانه، به عنوان یکی از معدود حامیان این نقاشی برجسته بود. با وجود استقبال بسیار نامطلوب، جنجال های متعاقب آن شهرت مانه را در محافل هنری پاریس به میزان قابل توجهی افزایش داد.

ماهیت بحث برانگیز این اثر هنری ناشی از کنار هم قرار دادن چهره های مرد لباس پوشیده با یک زن برهنه، در کنار اجرای کوتاه شده و طرح مانند آن بود - رویکردی نوآورانه که مانه را از کوربه متمایز کرد. یکی از منتقدان با تمسخر اظهار داشت که این قلم مو شبیه به استفاده از "زمین شوی" است. در مقابل، حامیانی مانند دوستش آنتونین پروست این نقاشی را تحسین کردند. امیل زولا رمان نویس عمیقاً تحت تأثیر این اثر قرار گرفت و متعاقباً نقاشی عنوان را در رمان L'Œuvre ("اثر هنری") پس از Le Déjeuner sur l'herbe الگوبرداری کرد.

هم‌زمان، ساختار ترکیبی مانه نشان‌دهنده تعامل او با استادان قدیمی است، زیرا چیدمان چهره‌های اصلی از حکاکی مارکانتونیو رایموندی از قضاوت پاریس (c. 1515) برگرفته از خود راس‌آل است. محققان همچنین دو پیش‌نمایش مهم برای Le Déjeuner sur l'herbe شناسایی می‌کنند: کنسرت شبانی (c. 1510 و 1510متفاوت‌ترین ویژگی‌ها) به استادان رنسانس ایتالیایی جورجیونه یا تیتیان.

Le Déjeuner و سمفونی در سفید، شماره 1: دختر سفید اثر جیمز مک نیل ویستلر به عنوان گسترده ترین آثار هنری در Salon des Refusénose به عنوان یکی از بزرگترین نمایشگاه های هنری که به عنوان یکی از مهمترین آثار هنری به دست آمد، ظهور کرد. رویدادها در عواقب سالن، شهرت مانه افزایش یافت و او را تبدیل به شخصیتی شد که حتی بیشتر مورد بحث قرار گرفت. با این وجود، Le Déjeuner sur l'herbe و دیگر آثار هنری او فروخته نشده باقی ماندند، و مانه را وادار کرد تا از طریق ارثی که از پدرش که اخیراً درگذشته است، زندگی کند.

المپیا

مانه با تکرار رویکرد خود در ناهار روی چمن، یک بار دیگر اثر هنری محترم رنسانس را در نقاشی 1863 خود المپیا تفسیر کرد. این تصویر از یک فیگور برهنه، که به شیوه ای تداعی کننده عکاسی استودیویی اولیه ارائه شده است، ژستی را نشان می دهد که مستقیماً از زهره اوربینو تیتیان (1538) الهام گرفته شده است. علاوه بر این، این نقاشی شباهتی به ماجا برهنه (1800) اثر فرانسیسکو گویا دارد.

مانه به دنبال چالشی برای ارائه یک اثر هنری برهنه در سالن، خلق این نقاشی را بر عهده گرفت. تصویر بی‌سابقه‌ای صریح او از یک زن با اعتماد به‌نفس توسط سالن پاریس در سال 1865 پذیرفته شد، جایی که جنجال‌های قابل‌توجهی برانگیخت. به گفته آنتونین پروست، "تنها اقدامات احتیاطی اتخاذ شده توسط دولت مانع از سوراخ شدن و پاره شدن نقاشی توسط بینندگان آزرده شد." ماهیت بحث برانگیز این اثر هنری تا حدی ناشی از تزیین برهنه با اکسسوری‌های خاص، مانند ارکیده در موهایش، دستبند، روبان دور گردن و دمپایی‌های قاطر بود که همگی بر برهنگی، شهوت‌انگیز بودن و وجود زنانه مرفه او تاکید داشتند. گل ارکیده، موهای پر زرق و برق، گربه سیاه و دسته گل همگی به عنوان نمادهای معاصر حس شهوانی شناخته شدند. بدن این زهره مدرن باریک است و از هنجارهای زیبایی‌شناختی آن دوره منحرف می‌شود. فقدان ایده آل سازی نقاشی، مخاطبان معاصر را نگران کرد. کیفیت مسطح نقاشی، تحت تأثیر چاپ‌های ژاپنی ukiyo-e، شکل برهنه را انسانی‌تر و کمتر ایده‌آل‌تر کرد. یک خدمتکار سیاه‌پوست کاملاً پوشیده به تصویر کشیده شده است، جزئیاتی که نظریه‌های رایج در مورد جنسیت بیش از حد افراد سیاه‌پوست را تحت تأثیر قرار می‌دهد. لباس او به‌عنوان پیشخدمت زنانه باعث تشدید تنش جنسی ذاتی اثر هنری می‌شود.

بدن المپیا و نگاه او به‌طور غیرقابل معذرت‌خواهی متضاد هستند. او با قاطعیت به بیرون خیره می شود در حالی که خدمتکارش از طرف یک مرد تحسین کننده گل هدیه می دهد. اگرچه دست او روی پایش قرار دارد و ناحیه شرمگاهی او را پنهان می‌کند، اما این ژست به طرز طعنه‌ای مفاهیم سنتی فضیلت زنانه را زیر و رو می‌کند، زیرا هرگونه احساس فروتنی به‌طور آشکاری در ترکیب وجود ندارد. یک منتقد معاصر از دست چپ "بی شرمانه خمیده" المپیا انتقاد کرد و آن را تقلید عمدی از دست متواضع و محافظ در زهره تیتیان تلقی کرد. به همین ترتیب، گربه سیاه هوشیار که در پای تخت قرار دارد، عنصری از نظر جنسی نافرمانی را معرفی می کند، که به شدت با سگ خواب آلودی که در تصویر تیتیان از الهه در زهره اوربینو نشان داده شده است، در تضاد است. اهمیت هنری آن توسط چهره هایی از جمله گوستاو کوربه، پل سزان، کلود مونه و بعدها پل گوگن تشخیص داده شد.

همانند ناهار روی چمن، این نقاشی گفتمانی در مورد رواج فحشا در فرانسه معاصر و نقش های اجتماعی زنان را برانگیخت.

زندگی و زمان

پس از مرگ پدرش در سال 1862، مانه در سال 1863 با سوزان لینهوف ازدواج کرد و این مراسم در یک کلیسای پروتستان برگزار شد. لینهوف یک مربی پیانو هلندی الاصل بود که دو سال از او بزرگتر بود و تقریباً یک دهه با او رابطه عاشقانه داشت. در ابتدا، او توسط پدر مانه، آگوست، نامزد شده بود تا به مانه و برادر کوچکترش آموزش پیانو بدهد. همچنین قابل قبول است که او معشوقه آگوست بوده است. در سال 1852، Leenhoff پسری به نام Leon Koella Leenhoff در خارج از ازدواج به دنیا آورد.

مانه همسر خود را در چندین اثر، از جمله خواندن به تصویر کشید. پسر او، لئون لینهوف، که حدس می‌رود پدرش مانه یا پدرش باشد، اغلب به‌عنوان مدلی برای این هنرمند خدمت می‌کرد. قابل ذکر است، او شخصیت اصلی در نقاشی 1861 پسری در حال حمل شمشیر است که در موزه هنر متروپولیتن نیویورک نگهداری می شود. علاوه بر این، او به عنوان پسری که سینی را در پس‌زمینه بالکن در دست دارد (1868–1869) قابل شناسایی است.

مانه با هنرمندان امپرسیونیست، ادگار دگا، کلود مونه، پیر آگوست رنوار، آلفرد سیسلی، پائول پیل، و پائول سیلی، دوستی با هنرمندان امپرسیونیست ایجاد کرد. واسطه همکار نقاش Berthe Morisot. موریسو، یکی از اعضای این حلقه هنری، ادغام او را در تلاش های جمعی آنها تسهیل کرد. این گروه متعاقباً به عنوان گروه Batignolles (Le groupe des Batignolles) شناخته شد.

Morisot که مشهور است خواهرزاده نقاش ژان اونوره فراگونار است، در سال 1864 پذیرش اولیه خود را در سالن پاریس به دست آورد و در آنجا دوستی حرفه ای را به نمایش گذاشت. همکاری با موریسو در سال 1868. او به خاطر متقاعد کردن مانه به کاوش در نقاشی با هوای آزاد، تکنیکی که او پس از معرفی آن توسط دوستش، کامیل کورو، پذیرفته بود، اعتبار دارد. رابطه هنری آنها متقابل بود و مانه را به ادغام برخی از روش‌شناسی‌های خود در آثار خود سوق داد. در سال 1874، پس از ازدواج با برادرش، اوژن، خواهر شوهر او شد. گمانه زنی ها حاکی از وجود یک عشق رمانتیک سرکوب شده بین مانه و موریسو است که با پرتره های متعددی که او قبل از ازدواج با برادرش از او اجرا کرده بود، مشهود است.

مانه با وجود تفاوت‌هایش با گروه اصلی امپرسیونیست، از هنرمندان مدرن حمایت کرد که به جای دنبال کردن نمایش‌های مستقل، در سالن پاریس نمایشگاه کنند. با این حال، پس از حذف خود از نمایشگاه بین المللی 1867، مانه نمایش خود را ترتیب داد. این تعهد بسیار پرهزینه بود و باعث نگرانی مادرش در مورد خرج کردن ارث او شد. اگرچه این نمایشگاه نقدهای نامطلوبی را از سوی منتقدان برجسته دریافت کرد، اما ارتباط اولیه او با چندین نقاش امپرسیونیست آینده، به ویژه دگا را تسهیل کرد.

در حالی که محصول هنری مانه بر زیبایی شناسی امپرسیونیستی تأثیر گذاشت و آن را پیش بینی کرد، او عمدا از شرکت در نمایشگاه های امپرسیونیستی اجتناب کرد. این اکراه تا حدی ناشی از تمایل او به اجتناب از تلقی شدن به عنوان نماینده گروه و تا حدی از ترجیح او برای نمایشگاه در سالن بود. اوا گونزالس، دختر رمان‌نویس امانوئل گونزالس، تنها شاگرد رسمی او بود.

مانه نیز به نوبه خود تحت تأثیر امپرسیونیست‌ها، به‌ویژه مونه و موریسو بود. این تأثیر در اتخاذ پالت های رنگی روشن تر مشهود است. پس از اوایل دهه 1870، او اتکای خود را به پس‌زمینه‌های تاریک کاهش داد و در عین حال همچنان استفاده مشخص خود از رنگ سیاه را حفظ کرد، ویژگی غیر معمول آثار امپرسیونیستی. اگرچه او نقاشی‌های متعددی در فضای باز تولید کرد، اما پیوسته به آنچه که تلاش‌های جدی‌تر کار در استودیو می‌دانست، بازگشت.

مانه دوستی نزدیکی با آهنگساز امانوئل شابریه ایجاد کرد که برای او دو پرتره کشید. شابریه که صاحب 14 نقاشی از مانه بود، بداهه خود را به همسر مانه تقدیم کرد.

در اوایل دهه 1880، مری لوران، یک "نیمه موند" برجسته، اغلب برای مانه مدل می‌شد و برای هفت پرتره پاستلی ژست می‌گرفت. سالن‌های لوران به‌عنوان مکان‌های مهمی برای گردهمایی بسیاری از نویسندگان و نقاشان فرانسوی و آمریکایی دوران او عمل می‌کردند و ارتباطات و تأثیر ارزشمندی را برای مانه فراهم می‌کردند.

علیرغم مقاومت مداوم منتقدان هنری در طول زندگی حرفه‌ای‌اش، مانه از حمایت قهرمانان برجسته‌ای مانند امیل زولا، که به طور علنی در مطبوعات از او دفاع می‌کردند، استفان مالارمه و شارل بودلر، که او را تشویق کردند تا زندگی را واقعی به تصویر بکشد، جلب شد. مانه با کشیدن یا نقاشی هر یک از این شکل ها متقابل انجام داد.

صحنه های کافه

تصویرهای مانه از صحنه‌های کافه‌ها مشاهدات روشن‌تری از زندگی اجتماعی پاریس در قرن نوزدهم را ارائه می‌دهد و افرادی را به تصویر می‌کشد که مشغول فعالیت‌هایی مانند نوشیدن آبجو، گوش دادن به موسیقی، معاشقه، خواندن یا انتظار هستند. بسیاری از این ترکیب‌ها از طرح‌های در محل سرچشمه می‌گیرند. به عنوان مثال، مانه مکرراً در Brasserie Reichshoffen در بلوار de Rochechourt، که محل کار او در سال 1878، در کافه بود، رفت و آمد می‌کرد. این نقاشی چندین مشتری را در بار نشان می دهد که یک زن مستقیماً بیننده را درگیر می کند در حالی که دیگران در انتظار خدمات هستند. چنین نمایش‌هایی به‌عنوان دفتر خاطرات بصری یک فلانور عمل می‌کنند. این آثار که به سبکی آزاد و یادآور هالس و ولاسکز اجرا شده اند، به طور موثر فضا و جوهر زندگی شبانه پاریسی را منتقل می کنند و به عنوان عکس های فوری نقاشی شده از فرهنگ غیرمتعارف، طبقات کارگر شهری، و بخش هایی از بورژوازی عمل می کنند.

نمونه های خاص عبارتند از: Cifé-Corner as ancert, به عنوان مثال، Conner ancert of manc. پیشخدمت پشت سر او نوشیدنی سرو می کند. در نوشندگان آبجو، زنی در حال لذت بردن از آبجو خود در کنار یک همراه به تصویر کشیده شده است. کافه کنسرت نجیب زاده ای باصفا را به تصویر می کشد که در یک بار نشسته است، با پیشخدمتی که مصمم در پس زمینه ایستاده و نوشیدنی خود را می خورد. علاوه بر این، در پیشخدمت، یک زن خدمتکار لحظه‌ای پشت یک مشتری نشسته در حال کشیدن پیپ مکث می‌کند، در حالی که یک رقصنده باله، که آماده چرخیدن با دست‌های دراز شده است، در پس‌زمینه روی صحنه اجرا می‌کند.

مانه همچنین به رستوران Pere Lathuille در خیابان دِ کلیشی، رستورانی در خیابان دِ Clichyeatur رفت و آمد می‌کرد. در میان آثاری که در آنجا خلق شد Chez le père Lathuille (در Pere Lathuille) بود که مردی را نشان می‌دهد که علاقه‌ای بی‌نظیر به زنی که در آن نزدیکی غذا می‌خورد، ابراز می‌کند.

نقاشی او در سال 1873، Le Bon Bock، نشان می‌دهد که مردی بزرگ و شوخ طبع شیشه‌ای و ریش‌دار دیگر را در خود دارد. مستقیماً در بیننده.

نقاشی فعالیت های اجتماعی

مانه همچنین طبقه بالای جامعه را درگیر فعالیت‌های اجتماعی رسمی‌تر به تصویر می‌کشد. به عنوان مثال، Ball Masked at the Opera گردهمایی پر جنب و جوش افراد در حال لذت بردن از یک مهمانی را به تصویر می کشد، با مردانی با کلاه های بالا و کت و شلوارهای بلند مشکی که با زنانی که ماسک و لباس آراسته شده اند صحبت می کنند. این هنرمند پرتره هایی از دوستان خود را در این ترکیب گنجانده است.

نقاشی او در سال 1868، ناهار، در اتاق غذاخوری اقامتگاه مانه ساخته شده است.

آثار مانه همچنین شامل تصاویری از سایر فعالیت‌های رایج بود. برای مثال، مسابقه‌ها در لانگ‌چمپ از دیدگاهی غیرمتعارف برای تأکید بر پویایی شدید اسب‌های مسابقه‌ای که به سمت ناظر حرکت می‌کنند، استفاده می‌کند. به طور مشابه، در اسکیت، مانه یک زن با لباس شیک را در پیش زمینه قرار می دهد و سایر اسکیت بازها در پس زمینه قابل مشاهده هستند. یک موضوع ثابت در این آثار، حس قابل لمس فعالیت شهری مداوم است که فراتر از موضوع اصلی و چارچوب بوم است.

نمایش نمایشگاه بین‌المللی بخش متقاطع متنوعی از جامعه پاریس را نشان می‌دهد که شامل سربازانی در حالات مختلف آرامش، زوج‌های مرفه، یک سگ همراه با اسب، و یک زن باغبان، یک پسر در حال گفتگو با یک باغبان است. این ترکیب به طور موثر نمونه ای نماینده از جمعیت شهر در اقشار مختلف اجتماعی و گروه های سنی را به تصویر می کشد.

جنگ

درگیری مانه با زندگی معاصر به آثار هنری با مضمون جنگ گسترش یافت، که می‌توان آن را به‌عنوان برداشت‌های مدرن‌شده «نقاشی تاریخ» تفسیر کرد. مشارکت اولیه او در این زمینه نبرد Kearsarge و آلاباما (1864) بود، یک درگیری دریایی در جنگ داخلی آمریکا، همچنین به عنوان نبرد Cherbourg شناخته می شود. این درگیری در سواحل فرانسه رخ داد و ممکن است توسط خود هنرمند مشاهده شده باشد.

متعاقبا، مداخله فرانسه در مکزیک موضوع مهمی برای مانه شد. بین سال‌های 1867 و 1869، او سه بار تکرار اعدام امپراتور ماکسیمیلیان را ارائه کرد، حادثه‌ای که بحث‌های قابل‌توجهی را در مورد امور خارجی و داخلی فرانسه برانگیخت. این نسخه‌های متعدد اجرا در میان برجسته‌ترین بوم‌های نقاشی مانه قرار می‌گیرد، که نشان‌دهنده اهمیت عمیقی است که او به این موضوع می‌داد. این اثر هنری اعدام یک امپراتور هابسبورگ را که توسط ناپلئون سوم نصب شده بود توسط یک جوخه شلیک مکزیکی به تصویر می کشد. نه این نقاشی‌ها و نه یک لیتوگرافی مربوطه مجاز به نمایش عمومی در فرانسه نبودند. این آثار که به عنوان نقد خشونت نهادینه شده عمل می کنند، تأثیر گویا را بازتاب می دهند و گرنیکا پیکاسو را پیش بینی می کنند.

در طول جنگ فرانسه و پروس، مانه در کنار دگا در گارد ملی خدمت کرد و در دفاع از پاریس در طول محاصره آن مشارکت داشت. در ژانویه 1871، او به Oloron-Sainte-Marie در Pyrenees سفر کرد. زمانی که او دور بود، همکارانش نام او را در «فدراسیون هنرمندان» کمون پاریس ثبت کردند. مانه احتمالاً تا پس از semaine sanglante در خارج از پاریس باقی ماند. در نامه‌ای به Berthe Morisot از شربورگ، مورخ 10 ژوئن 1871، آمده است، "چند روز پیش به پاریس بازگشتیم..."، و اشاره می‌کند که semaine sanglante در 28 مه به پایان رسید.

موزه هنرهای زیبا در بوداپست دارای عنوان Bargouache است. که خلاصه اعدام کموناردها توسط سربازان ورسای را به تصویر می کشد. این اثر از سنگ نگاره ای الهام گرفته که اعدام ماکسیمیلیان را به تصویر می کشد. یک اثر هنری مشابه، همچنین با عنوان نوار (روغن روی تخته سه لا)، بخشی از یک مجموعه خصوصی است.

در 18 مارس 1871، مانه با دوستش فلیکس براکمون در پاریس مکاتبه کرد و جزئیات خود را در آنجا شرح داد. از احمق های پیر دلخراش، به جز آن تیرز کوچک...» در حالی که این بیانیه را می توان به عنوان همدردی با کمون تلقی کرد، نامه بعدی به براکموند در 21 مارس 1871 دیدگاه او را روشن کرد: «فقط هک های حزبی و جاه طلبان، هنری های این جهان، پیروی از Millgroéee emmunators of the heelgroésques of the heelgroéeesquemmunators of the heelgroésques. 1793." مانه می‌دانست که لوسین هنری، یک کمونارد، قبلاً یک مدل نقاش بوده است و میلی‌یر یک نماینده بیمه بود. او در پایان گفت: "این همه خونخواری‌های خون‌ریز برای هنرها چه دلگرمی است! اما حداقل یک تسلی در بدبختی‌های ما وجود دارد: اینکه ما سیاستمدار نیستیم و تمایلی به انتخاب شدن به عنوان معاون نداریم."

مانه لئون گامبتای جمهوری‌خواه را در بین شخصیت‌های عمومی بالاترین احترام قائل بود. در طول دوره شدید کودتای مصرف مای در سال 1877، مانه آتلیه خود را برای یک مجمع انتخاباتی جمهوری خواه در دسترس قرار داد که ریاست آن را یوژن اسپولر، یکی از نزدیکان گامبتا بر عهده داشت.

پاریس

مانه اغلب صحنه‌های خیابانی پاریس را در هنر خود به تصویر می‌کشید. خیابان Mosnier تزئین شده با پرچم ساختمان هایی را نشان می دهد که با پرچم های قرمز، سفید و آبی در امتداد دو طرف گذرگاه تزئین شده اند. نقاشی دیگری با عنوان یکسان مردی را با یک پا در حال حرکت با عصا نشان می دهد. سومین تصویر از همان خیابان، اما در یک محیط متمایز، خیابان موسنیر با سنگفرش است، جایی که کارگران در حال تعمیر جاده در حالی که عابران پیاده و اسب ها از صحنه عبور می کنند نشان داده می شود.

نقاشی با عنوان راه‌آهن و معمولاً گار سن لازار نامیده می‌شود، در سال 1873 تکمیل شد. این نقاشی صحنه شهری اواخر قرن نوزدهم پاریس را به تصویر می‌کشد. در این اثر، که نشان‌دهنده تصویر نهایی مدل مورد علاقه‌اش است، ویکتورین مورنت - که خودش نقاش است و سوژه المپیا و ناهار روی چمن‌ها است - در مقابل یک حصار آهنی نشسته است. او یک توله سگ خوابیده و یک کتاب باز روی پاهایش نگه داشته است. در کنار او، یک دختر جوان، با پشت به بیننده، قطاری را مشاهده می کند که از پایین تر می گذرد.

مانه با انحراف از پس‌زمینه‌های معمولی صحنه در فضای باز، عمداً یک توری آهنی را انتخاب کرد که "به طور جسورانه روی بوم کشیده می‌شود." حضور قطار تنها با یک توده بخار سفید نشان داده می شود. در پس زمینه، ساختمان های آپارتمانی معاصر قابل مشاهده است. این انتخاب ترکیبی پیش‌زمینه را محدود می‌کند و یک نقطه کانونی محدود ایجاد می‌کند و اصل هنری سنتی فضای عمیق را نادیده می‌گیرد.

مورخ ایزابل دروو، استقبال اولیه از این نقاشی را در نمایشگاه آن در سال 1874 در سالن رسمی پاریس مستند کرد و خاطرنشان کرد که «بازدیدکنندگان و منتقدان موضوع آن را گیج‌کننده، و ترکیب‌بندی آن را گیج‌کننده می‌دانستند. تصویر مانه، که در آن تنها عده‌ای نماد مدرنیته را که امروز تبدیل شده است، تشخیص دادند.» این اثر هنری در حال حاضر در گالری ملی هنر در واشنگتن دی سی نگهداری می شود.

در سال 1874، مانه آثار متعددی را تولید کرد که صحنه های قایق را به تصویر می کشیدند. تابلوی او قایق سواری که در حال حاضر در موزه هنر متروپولیتن نگهداری می شود، با موجز بودن خود تأثیر چاپ های ژاپنی را بر سبک مانه نشان می دهد. تأثیر فوری تصویر با بریدن ناگهانی قایق و بادبان توسط کادر بیشتر می‌شود.

نسخه فرانسوی جامع کلاغ ادگار آلن پو، منتشر شده در سال 1875، چاپ سنگی‌های مانه و ترجمه‌ای از مالارمه را به نمایش گذاشت. d'honneur توسط دولت فرانسه در سال 1881.

کارهای بعدی

در اواسط چهل سالگی، وضعیت سلامتی مانه رو به کاهش بود که منجر به درد شدید و فلج نسبی در پاهای او شد. در سال 1879، او آب درمانی را در آبگرم منطقه Meudon آغاز کرد و معتقد بود که آنها مشکل گردش خون را کاهش می دهند. با این حال، او در واقع به آتاکسی حرکتی، یک عارضه شناخته شده سیفلیس، مبتلا بود. سال بعد، 1880، هنگامی که در آبگرم بود، پرتره ای از امیلی آمبره خواننده اپرا در نقش کارمن کشید. آمبره و شریک زندگی اش، گاستون دی بوپلان، صاحب ملکی در میدون بودند و نمایشگاه افتتاحیه اعدام امپراتور ماکسیمیلیان مانه را در دسامبر 1879 در نیویورک ترتیب داده بودند.

در سالهای پایانی زندگی، مانه چندین طبیعت بی جان در مقیاس کوچک، از جمله میوه ها و میوه ها را در مقیاس کوچک تولید کرد. مارچوبه و لیمو، هر دو از سال 1880. اثر هنری مهم او، یک بار در Folies-Bergère (Un Bar aux Folies-Bergère)، در سال 1882 به پایان رسید و در همان سال در سالن به نمایش گذاشته شد. پس از آن، او تولیدات هنری خود را به قالب‌های کوچک‌تر محدود کرد.

آخرین تلاش‌های هنری مانه شامل نقاشی‌هایی از گل‌هایی بود که در گلدان‌های شیشه‌ای چیده شده بودند. بیست اثر از این قبیل مستند شده است که آخرین آنها در مارس 1883 تکمیل شد، تقریباً دو ماه قبل از مرگ او. سیزده سال بعد در ونیز، مانه پس از مرگش اظهار داشت که یک هنرمند می تواند تمام بیان لازم را از طریق «گل، میوه و ابر» منتقل کند. نقاشی‌های گل پایانی او نمونه‌ای از این موضع فلسفی است.

در سال 2023، موزه هنر متروپولیتن در شهر نیویورک نمایشگاه مشترکی را با آثار مانه و دگا ارائه کرد.

مرگ

در آوریل 1883، مانه به دلیل قانقاریا، یک عارضه ناشی از سیفلیس و روماتیسم، پای چپ خود را قطع کرد. او 11 روز بعد، در 30 آوریل، در پاریس درگذشت و در قبرستان پاسی در داخل شهر به خاک سپرده شد.

تأثیر پایدار

حرفه هنری حرفه‌ای مانه از سال 1861، سال شرکت اولیه‌اش در سالن، تا زمان مرگش در سال 1883 ادامه داشت. طبق کاتالوگ دنیس روآرت و دانیل ویلدنشتاین در سال 1975، آثار مستند او شامل 430 نقاشی رنگ روغن، 89 پاستیل و بیش از 400 اثر روی کاغذ است.

علی‌رغم اینکه آثار مانه با انتقاد شدید به دلیل عدم پرداخت معمولی آن مواجه شد، آثار مانه تحسین‌کنندگان اولیه را به خود جلب کرد. در میان آنها امیل زولا بود که در سال 1867 اظهار داشت: "ما به دیدن چنین ترجمه های ساده و مستقیمی از واقعیت عادت نداریم. سپس، همانطور که گفتم، چنین ناهنجاری به طرز شگفت انگیزی وجود دارد... اندیشیدن به این نقاشی درخشان و جدی که طبیعت را با لطافتی ملایم تفسیر می کند، تجربه ای واقعاً جذاب است."

سبک نقاشی متمایز مانه، که با قلم مویی درشت و نورپردازی عکاسی مشخص می‌شود، ذاتاً مدرن تلقی می‌شد که مستقیماً شاهکارهای رنسانس را به چالش می‌کشید که به آنها اشاره یا تقلید کرد. او عمداً تکنیک نقاشی لایه‌ای را که شامل کاربردهای متوالی رنگ در زمینی تاریک بود، که در استودیوی توماس کوتور به دست آورده بود، کنار گذاشت. در عوض، او یک رویکرد مستقیم، alla prima را اتخاذ کرد و رنگ مات را روی زمینی سبک اعمال کرد. این روش ابتکاری که برای دوران خود پیشگام بود، تکمیل یک نقاشی را در یک جلسه تسهیل کرد. پس از آن، این تکنیک توسط امپرسیونیست ها پذیرفته شد و به روش غالب نقاشی رنگ روغن برای نسل های بعدی هنرمندان تبدیل شد. آثار مانه به‌عنوان «مدرن اولیه» طبقه‌بندی می‌شود، که تا حدودی به دلیل صاف بودن مات بوم‌هایش، گنجاندن مکرر عناصر طرح‌واره‌مانند، و خطوط سیاه متمایز فیگورهایش است. این ویژگی ها در مجموع بر سطح دو بعدی صفحه تصویر و مادی بودن ذاتی خود رنگ تأکید می کنند.

بئاتریس فارول، مورخ هنر، اظهار می دارد که مانه "به عنوان مولد مدرنیسم شناخته می شود. در کنار کوربه، او از جمله هنرمندان اولیه ای بود که برای اولین بار خطرات قابل توجهی را به عهده گرفت و خواستار تایید عمومی شد. نقاشی به عنوان روشی متعارف برای نقاشی رنگ روغن و پیشگام در انحراف از دیدگاه رنسانس برای ارائه «نقاشی ناب» به عنوان منبع ارضای زیبایی‌شناختی، علاوه بر این، او دوباره با کوربه در رد مضامین انسانی و تاریخی و با دگا در مشروعیت بخشیدن به هنر مدرن شهری به عنوان موضوعی مناسب نقش داشت.

بازار هنر

اثر اواخر مانه، Le Printemps (1881)، توسط موزه جی پل گتی به مبلغ 65.1 میلیون دلار در 5 نوامبر 2014 در کریستیز خریداری شد. این فروش یک رکورد جدید در حراج برای هنرمند ایجاد کرد و به طور قابل توجهی از ارزش پیش فروش آن 25 تا 35 میلیون دلار فراتر رفت. پیش از این، این رکورد متعلق به خود پرتره با پالت او بود که در 22 ژوئن 2010 در ساتبیز به 33.2 میلیون دلار رسید.

انتقالات و ادعاهای استرداد دوران نازی

چندین آثار هنری مانه مورد ادعای بازپرداخت خانواده‌های مجموعه‌داران یهودی، که دارایی‌هایشان در دوران رژیم نازی غارت شده بود، قرار گرفته‌اند. پایگاه داده بنیاد هنر گمشده آلمان در حال حاضر 28 درخواست جستجوی مربوط به این آثار را ثبت می کند. دعواها و ادعاهای قابل توجه در مورد آثار مانه که مالکیت آنها را در دوران نازی تغییر داد، شامل پرونده *La Sultane* مانه است که در مجموعه Bührle نگهداری می شد، که قبلاً قبل از قتل او در هولوکاست متعلق به ماکس سیلبربرگ بود.

گالری

یادداشت ها

مراجع

منابع

.
  • کاچین، فرانسوا (1995). مانه: نقاش زندگی مدرن. افق های جدید. ISBN 050030050X.د لیریس، آلن (1969). نقاشی های ادوارد مانه. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. شابک 0520015479..
  • اسمی، سباستین (2024). پاریس در خرابه ها: عشق، جنگ و تولد امپرسیونیسم. W. W. Norton & شرکت. ISBN 978-1-324-00695-4..
  • ویلسون-بارو، ژولیت، و دیوید دژنر، ویرایش. (2003). مانه و دریا. نیوهیون، کانکتیکات: انتشارات دانشگاه ییل. ISBN 0-87633-174-6.
    • آثار ادوارد مانه یا درباره آن در آرشیو اینترنت
    • امپرسیونیسم: نمایشگاه صد ساله، کاتالوگ نمایشگاهی از موزه هنر متروپولیتن (ص. 110-130)
    • مستند کردن دوران طلاکاری: نمایشگاه های شهر نیویورک در آستانه قرن بیستم
    • گتی مانه: آیا زیبایی گذرا است؟ سخنرانی موزه گتی 2016 توسط ریچارد برتل.
    • Manet/Velázquez: The French Taste for Spanish Painting نمایشگاه 2003 در موزه هنر متروپولیتن، سازماندهی شده با Musée d'Orsay; کاتالوگ نمایشگاهی توسط گری تینترو و ژنوو لاکمبر، با دبورا ال. رولدان و ژولیت ویلسون-بارو و همکاران. ISBN 978-1-588-39040-0
    • نمایشگاه مانه و دریا در مؤسسه هنر شیکاگو، 20 اکتبر 2003 - 4 ژانویه 2004.
    • نمایشگاه مانه/دگا در موزه اورسی، از 28 مارس تا 23 ژوئیه 2023.
    • مانه: خانواده نمونه در موزه ایزابلا استوارت گاردنر، 10 اکتبر 2024 - 20 ژانویه 2025.
    • Manet & نمایشگاه Morisot 2025 در Legion of Honor در سانفرانسیسکو (که بخشی از موزه‌های هنرهای زیبای سانفرانسیسکو است) از 11 اکتبر 2025 تا 1 مارس 2026 و در موزه هنر کلیولند از 29 مارس تا 5 ژوئیه 2026. نمایشگاه توسط Beenlyyta مدیریت شد. Manet & Morisot (2025). انتشارات دانشگاه ییل. ISBN 978-0-300-28098-2. بررسی نمایشگاه
  • Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

    درباره این نوشته

    اطلاعاتی درباره Édouard Manet

    راهنمایی کوتاه درباره زندگی، هنر، آثار و تأثیر فرهنگی Édouard Manet.

    برچسب‌های موضوع

    اطلاعات درباره Édouard Manet Édouard Manet کیست زندگی Édouard Manet هنر Édouard Manet آثار Édouard Manet اهمیت هنری

    جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

    • Édouard Manet کیست؟
    • آثار Édouard Manet چیست؟
    • سبک هنری Édouard Manet چیست؟
    • چرا Édouard Manet مهم است؟

    آرشیو دسته‌بندی

    آرشیو هنر و فرهنگ کردی توریما آکادمی

    در این بخش از آرشیو توریما آکادمی، به دنیای گسترده هنر قدم بگذارید. مجموعه‌ای غنی از مقالات درباره هنر، از جمله هنرهای دیداری، نظریه موسیقی، جنبش‌های هنری مانند آرت دکو و آرته پوورا، و مفاهیم نوین مانند ASMR و MIDI را

    خانه بازگشت به هنر