TORIma Academy Logo TORIma Academy
Jean-Baptiste-Camille Corot
هنر

Jean-Baptiste-Camille Corot

TORIma آکادمی — هنرمند

Jean-Baptiste-Camille Corot

Jean-Baptiste-Camille Corot

ژان باپتیست-کامیل کورو (بریتانیا: KORR -oh، ایالات متحده: kə- ROH، kor- OH؛ فرانسوی: [ʒɑ̃ batist kamij kɔʁo]؛ 16 ژوئیه 1796 - 22 فوریه 1875)، یا به سادگی Camille…

Jean-Baptiste-Camille Corot (بریتانیا: KORR-oh، ایالات متحده: kə-ROH، kor-OH؛ فرانسوی: [ʒɑ̃ batist kamij kɔʁo]؛ 16 ژوئیه 1796 – 22 فوریه 1875 هنرمند فرانسوی، همچنین به عنوان یک هنرمند فرانسوی به نام Camille شناخته می شد)، نقاشی های پرتره، و همچنین چاپ او در قلمزنی. مجموعه گسترده آثار او، سهمی اساسی در نقاشی منظره، به طور همزمان بر سنت نئوکلاسیک متمرکز شد و نوآوری های معمولی ویژگی امپرسیونیسم را پیش بینی کرد.

Jean-Baptiste-Camille Corot (بریتانیا: KORR-oh، ایالات متحده: kə-ROH، kor-OH؛ فرانسوی: [ʒɑ̃batistkamijkɔʁo]؛ به سادگی 16 ژوئیه 17-17 ژوئیه، 16 ژوئیه - 17 ژوئیه، 17 C کوروتنقاش منظره و پرتره فرانسوی و همچنین یک چاپگر در قلمزنی بود. یک شخصیت محوری در نقاشی منظره، محصول عظیم او به طور همزمان به سنت نئوکلاسیک ارجاع داشت و نوآوری های ساده امپرسیونیسم را پیش بینی می کرد.

بیوگرافی

زندگی اولیه و آموزش

کامیل کورو در 16 ژوئیه 1796 در پاریس به دنیا آمد و دومین فرزند از سه فرزند یک خانواده بورژوا بود. پدرش که یک کلاه گیس‌ساز بود و مادرش ماری فرانسوا کورو، یک آسیاب، پس از ازدواجشان یک تجارت موفق آسیاب‌سازی را تأسیس کردند که ثبات مالی خانواده را در طول زندگی کوروت تضمین کرد، که در مقایسه با بسیاری از هنرمندان معاصر او یک مزیت متمایز بود. خانواده در بالای مغازه خود ساکن بودند، که به مقصدی قابل توجه برای پاریسی های شیک تبدیل شد و درآمد قابل توجهی داشت.

کورو بورسیه تحصیلی به لیسه پیر-کرنیل در روئن دریافت کرد اما متعاقباً به دلیل مشکلات تحصیلی به یک مدرسه شبانه روزی منتقل شد. او دانش آموز ممتازی به حساب نمی آمد، و از دریافت هیچ جایزه علمی، حتی در نقاشی، ناکام ماند. برخلاف بسیاری از هنرمندان برجسته که تمایلات اولیه هنری خود را نشان می دادند، کوروت قبل از سال 1815 چنین علاقه ای از خود نشان نداد. در طول این سال های شکل گیری، او با خانواده سنهگون زندگی می کرد که پدرسالار آنها، یکی از دوستان پدر کوروت، غالباً کوروت جوان را در گشت و گذار در طبیعت همراهی می کرد، جایی که کوروت اولین نقاشی های منظره خود را تولید می کرد. در نوزده سالگی، کوروت به‌عنوان «کودکی بزرگ، خجالتی، خجالتی» توصیف شد که مستعد سرخ شدن و اجتناب از تعاملات اجتماعی با زنانی بود که در سالن مادرش حضور داشتند. از نظر عاطفی، او "پسر مهربان و خوش رفتار" بود که به مادرش احترام می گذاشت و نسبت به پدرش احساس نگرانی می کرد. در سال 1817، در سن 21 سالگی، کوروت اولین استودیوی خود را در اتاقی با پنجره‌های خوابگاهی در طبقه سوم محل سکونت جدید والدینش تأسیس کرد.

در ابتدا، کوروت با پارچه‌فروشی، حرفه‌ای که توسط پدرش تسهیل می‌شد، شاگردی کرد. علیرغم بیزاری از زندگی تجاری و آنچه که او آن را «ترفندهای تجاری» می نامید، او با پشتکار این حرفه را تا سن 26 سالگی دنبال کرد، تا اینکه سرانجام پدرش فعالیت هنری را برای او تأیید کرد. کوروت بعداً بیزاری خود را بیان کرد و اظهار داشت: "به پدرم گفتم که من و تجارت به سادگی ناسازگار هستیم و در حال طلاق هستم." با این وجود، این قرار گرفتن در معرض تجاری به طور ناخواسته حساسیت زیبایی شناختی او را از طریق درگیر شدن با رنگ ها و بافت های مختلف پارچه تقویت کرد. در حدود سال 1821، احتمالاً به دلیل کسالت، او شروع به نقاشی رنگ روغن کرد و بلافاصله بر روی مناظر تمرکز کرد. پس از مرگ خواهرش در سال 1822، کوروت شروع به دریافت کمک هزینه سالانه 1500 فرانک کرد که حمایت مالی کافی برای حرفه هنری، استودیو، مواد و مسافرت تا پایان عمر او را فراهم کرد. او به سرعت یک استودیو را در کوی ولتر تأمین کرد.

در طول دوره ای که کوروت استقلال مالی برای وقف خود را به هنر به دست آورد، نقاشی منظره در حال تجدید حیات بود که به طور کلی به دو سبک اصلی طبقه بندی می شود. اولی منظره تاریخی بود که در میان نئوکلاسیک‌ها در اروپای جنوبی رایج بود، که صحنه‌های ایده‌آلی از مکان‌های واقعی یا تخیلی را به تصویر می‌کشید که توسط شخصیت‌های باستانی، اساطیری یا کتاب مقدس پراکنده بودند. دومی منظره واقع گرایانه بود که بیشتر در اروپای شمالی رایج بود و مشخصه آن وفاداری به توپوگرافی، معماری و گیاهان واقعی بود که اغلب شامل چهره های دهقانی بود. هر دو رویکرد معمولاً شامل طراحی اولیه در فضای باز و نقاشی اولیه بودند و اصلاحات نهایی در داخل خانه انجام شد. آثار هنرمندان انگلیسی جان کنستبل و جی ام دبلیو ترنر به طور قابل توجهی بر نقاشان منظره فرانسوی در اوایل قرن نوزدهم تأثیر گذاشت و تغییر به سمت رئالیسم و دور شدن از قراردادهای نئوکلاسیک را تقویت کرد.

بین سال‌های 1821 و 1822، کوروت با آشیل اتنا میشالون، نقاش منظره‌ای با سن مشابه که از شاگردان ژاک-لوئیس دیوید و یک مربی معتبر بود، مطالعاتی را انجام داد. مایکلون به طور قابل توجهی بر پیشرفت هنری کوروت تأثیر گذاشت. برنامه درسی کوروت شامل ردیابی سنگ نگاره ها، تکرار اشیاء سه بعدی و اجرای طرح های منظره و نقاشی ها به صورت مستقیم بود. مکان های قابل توجه برای این مطالعات در فضای باز شامل جنگل های فونتنبلو، بنادر دریایی نرماندی، و روستاهای غرب پاریس، مانند ویل-دوآوری، جایی که والدینش اقامتگاه روستایی داشتند، بود. میشالون همچنین کورو را با اصول سنت نئوکلاسیک فرانسوی آشنا کرد که در رساله مشهور توسط نظریه پرداز پیر هانری دو والنسین بیان شده و آثار کلود لورن و نیکولا پوسن نمونه آن است. این سنت در درجه اول به دنبال به تصویر کشیدن زیبایی ایده آل در طبیعت بود که اغلب با رویدادهای تاریخی باستانی زمینه سازی می شود.

علیرغم تأثیر رو به کاهش آن، این مکتب هنری در سالن، نمایشگاه برتر هنر فرانسه، که هزاران شرکت کننده را در هر رویداد جذب می کرد، اهمیت قابل توجهی را حفظ کرد. کوروت بعداً گفت: "من اولین منظره خود را از طبیعت ساختم... زیر نظر این نقاش که تنها توصیه او این بود که همه چیزهایی را که قبل از خود دیدم با دقت بیشتری ارائه دهم. این درس کارساز بود؛ از آن زمان من همیشه برای دقت ارزش قائل بودم." پس از مرگ زودهنگام مایکلون در سال 1822، کورو تحصیلات خود را نزد ژان ویکتور برتن، مربی سابق میشالون و نقاش منظره نئوکلاسیک برجسته در فرانسه ادامه داد. برتین به کوروت دستور داد تا نسخه‌های لیتوگرافی از موضوعات گیاه‌شناسی ایجاد کند تا دقت در به تصویر کشیدن اشکال ارگانیک ایجاد شود. کورو در حالی که عمیقاً به نئوکلاسیک‌ها احترام می‌گذاشت، آموزش هنری خود را به سنت تمثیلی آن‌ها محدود نکرد، که اغلب محیط‌های طبیعی خیالی را نشان می‌داد. کتاب‌های طراحی او حاوی تصاویری دقیق از تنه درختان، صخره‌ها و گیاهان است که نشان‌دهنده تأثیر رئالیسم شمالی است. کوروت در طول زندگی حرفه‌ای خود به‌طور مداوم تمایل به ادغام هر دو سنت در آثارش را نشان داد و گهگاه آنها را ادغام کرد.

اولین سفر به ایتالیا

کورو با حمایت والدینش سفری به ایتالیا را آغاز کرد و به رسم مرسوم نقاشان فرانسوی در مطالعه استادان ایتالیایی دوره رنسانس و ترسیم ویرانه های روم باستان پایبند بود. پیش نیازی که والدینش برای رفتن او تعیین کرده بودند، تکمیل سلف پرتره افتتاحیه او بود. اقامت کوروت در ایتالیا، که از سال 1825 تا 1828 را در بر می گرفت، بسیار سازنده و پربار بود و بیش از 200 طراحی و 150 نقاشی به دست آورد. او با چندین نقاش معاصر فرانسوی که در خارج از کشور نیز تحصیل می‌کردند، همکاری و سفر کرد، در جلسات نقاشی مشترک و گردهمایی‌های اجتماعی عصرگاهی در کافه‌ها شرکت کرد، جایی که آنها به ارائه نقد و تبادل نظر پرداختند. اگرچه کوروت در ابتدا بینش محدودی از استادان دوره رنسانس به دست آورد (علیرغم اینکه بعداً لئوناردو داوینچی را به عنوان نقاش مورد علاقه خود معرفی کرد)، او در درجه اول زمان خود را بر روی اطراف رم و حومه ایتالیا متمرکز کرد. باغ‌های فارنزه، که مناظر باشکوهی از ویرانه‌های باستانی را ارائه می‌دهند، به عنوان یک موضوع مکرر، که او در سه زمان مشخص از روز به تصویر می‌کشید، عمل می‌کرد. این دوره آموزشی به ویژه در توسعه درک او از چشم اندازهای میان برد و پانوراما و همچنین ادغام مؤثر سازه های ساخته شده توسط انسان در مناظر طبیعی مؤثر بود. او همچنین تکنیک هایی را برای آغشته کردن ساختمان ها و صخره ها به حس حجم و استحکام از طریق اعمال نور و سایه مناسب و با استفاده از روشی صاف و ظریف به دست آورد. علاوه بر این، گنجاندن چهره‌های مرتبط در محیط‌های سکولار برای نقاشی مؤثر منظره، فراهم کردن زمینه و مقیاس انسانی ضروری تلقی می‌شد، که در ترکیب‌بندی‌های تمثیلی حتی حیاتی‌تر است. در نتیجه، کوروت مطالعات فیگور را انجام داد و موضوعات را با لباس بومی و برهنه به تصویر می‌کشید. در ماه های زمستان، او در یک استودیو کار می کرد، اما به محض اینکه شرایط آب و هوایی اجازه داد، نقاشی در فضای باز را از سر گرفت. نور شدید ایتالیایی چالش‌های هنری مهمی را به همراه داشت و او را بر آن داشت که بگوید: "این خورشید نوری می‌تابد که من را ناامید می‌کند. این باعث می‌شود که من ناتوانی کامل پالت خود را احساس کنم." با این وجود، او در نهایت بر نور تسلط یافت و سنگ و آسمان را با تغییرات ظریف و دراماتیک به تصویر کشید.

جاذبه‌ی کوروت فراتر از معماری ایتالیایی و نور متمایز آن بود. این هنرمند که بعداً در دوران حرفه ای خود به بلوغ رسید، شیفته زنان ایتالیایی نیز شد و گفت: "آنها هنوز زیباترین زنان جهان را دارند که من ملاقات کرده ام... چشمانشان، شانه هایشان، دستانشان دیدنی است. از این نظر، از زنان ما پیشی می گیرند، اما از طرف دیگر، از نظر لطف و مهربانی همتای آنها نیستند، بلکه زن ایتالیایی را به یک نقاش ترجیح می دهم. عاطفه." با وجود این جذابیت عمیق، کوروت تعهد تزلزل ناپذیر خود را به فعالیت هنری خود بیان کرد و گفت: "من فقط یک هدف در زندگی دارم که می خواهم صادقانه دنبالش کنم: ساختن مناظر. این تصمیم قاطع مرا از وابستگی جدی دور می کند. یعنی در ازدواج... اما ماهیت مستقل من و نیاز شدیدم به مطالعه جدی باعث می شود که موضوع را ساده نبینم."

هدف برای نمایشگاه سالن

در شش سال بین بازدیدهای اولیه و بعدی خود از ایتالیا، کوروت خود را وقف ایجاد نقاشی های چشم انداز قابل توجه برای ارسال به سالن کرد. بسیاری از این آثار ارسالی در سالن، اقتباس‌های استودیویی از طرح‌های روغنی ایتالیایی او بودند که عناصر رسمی و خیالی را با زیبایی‌شناسی نئوکلاسیک ترکیب می‌کردند. به عنوان مثال، ورود افتتاحیه او به سالن، نما در نارنی (1827)، از مطالعه سریع و طبیعت گرایانه ویرانه یک قنات رومی زیر نور درخشان و غبارآلود خورشید سرچشمه گرفت، که سپس او آن را به یک صحنه شبانی به شکل مصنوعی تبدیل کرد که درختان سایه بزرگ و چمنزارهای سرسبز را به گونه ای طراحی شده است که برای اصلاحات طراحی شده است. منتقدان اغلب نقاشی‌های ایتالیایی کوروت را به دلیل «جوانه امپرسیونیسم»، وفاداری آنها به نور طبیعی، و کنار گذاشتن آن‌ها از قراردادهای آکادمیک، علی‌رغم هدف اولیه‌شان به عنوان مطالعات مقدماتی، تحسین کرده‌اند. پس از چند دهه، امپرسیونیسم هنر را از طریق روش شناسی قابل مقایسه ای از نقاشی سریع و خودانگیخته در فضای باز متحول کرد. با این حال، در حالی که امپرسیونیست‌ها از رنگ‌های به‌سرعت استفاده می‌کردند و ترکیب نشده بودند تا نور و جو را منتقل کنند، کوروت معمولاً رنگ‌های خود را برای دستیابی به جلوه‌های اثیری مشخصه‌اش ترکیب می‌کرد.

در خارج از استودیو، کوروت فرانسه را طی کرد و از همان روش‌هایی که در ایتالیا استفاده کرد استفاده کرد و تمرکز خود را روی به تصویر کشیدن مناظر روستایی گذاشت. او دوباره از سواحل نرماندی و روئن، شهر دوران کودکی خود دیدن کرد. کوروت همچنین پرتره‌هایی از آشنایان و اعضای خانواده را اجرا می‌کرد و سفارشات اولیه خود را تضمین می‌کرد. پرتره دلخراش خواهرزاده‌اش، لور سنگان، که با رنگ آبی پودری به تصویر کشیده شده بود، بسیار موفق بود و متعاقباً به موزه لوور سپرده شد. او معمولاً دو نسخه از هر پرتره خانوادگی را تولید می کرد - یکی برای نشیمن و دیگری برای خانواده - و مکرراً مناظر خود را تکرار می کرد.

در بهار سال 1829، کورو از باربیزون بازدید کرد تا در جنگل فونتنبلو نقاشی کند، مکانی که قبلاً در سال 1822 به صورت هنری در Chailly کاوش کرده بود. او متعاقباً در پاییز 1830 و تابستان 1831 به باربیزون بازگشت و به طراحی و مطالعات روغن پرداخت. این مطالعات یک تابلوی نقاشی را برای سالن 1830، نمای جنگل فونتنبلو (در حال حاضر در گالری ملی در واشنگتن) و نمای دیگری از جنگل فونتنبلو برای سالن 1831 را نشان داد. در طول این دیدارها، او با اعضای برجسته مکتب باربیزون، از جمله تئودور روسو، پل هوئه، کنستان ترویون، ژان فرانسوا میله و شارل فرانسوا داوبینی نوپا مواجه شد. کوروت یک پرتره منفرد و چندین مناظر را در سالن‌های 1831 و 1833 ارائه کرد. استقبال انتقادی از سالن تا حد زیادی نامطلوب بود و باعث شد کوروت به ایتالیا بازگردد، زیرا مضامین نئوکلاسیک او مورد تأیید قرار نگرفته بود.

دوره میانسالی

در دو سفر بعدی خود به ایتالیا، او شمال ایتالیا، ونیز را کاوش کرد و از حومه روم بازدید کرد. در سال 1835، کوروت با اثر هنری کتاب مقدس خود، Agar dans le desert (هاجر در بیابان)، که هاجر، خدمتکار سارا و پسرش اسماعیل را به تصویر می‌کشد که در صحرا از تشنگی تسلیم می‌شوند، در صحرا تسلیم می‌شوند. منظره تصویر شده احتمالاً از یک مطالعه ایتالیایی قبلی الهام گرفته شده است. در این مناسبت، تفسیر متهورانه و بدیع کوروت از آرمان نئوکلاسیک در میان منتقدان طنین انداز شد و آنها نمایش آن را از "هماهنگی بین محیط و شور یا رنجی که نقاش انتخاب می کند تا در آن به تصویر بکشد" ستایش کرد. متعاقباً آثار دیگری با مضامین کتاب مقدس و اساطیری تولید کرد. با این حال، اینها موفقیت قابل مقایسه ای به دست نیاوردند، زیرا منتقدان سالن به طور نامطلوبی تلاش های او را با تلاش های پوسین مقایسه کردند. اولین نقاشی برهنه موجود او، پوره سن، در سال 1837 تکمیل شد. او بعداً این توصیه را به شاگردانش داد که "مطالعه برهنگی، می بینید، بهترین درسی است که یک نقاش منظره می تواند داشته باشد. اگر کسی بداند که چگونه، بدون هیچ ترفندی، چگونه می تواند یک منظره را به تصویر بکشد، می تواند در غیر این صورت این کار را انجام دهد."

در طول دهه 1840، کوروت به طور مداوم با چالش‌هایی با منتقدان مواجه بود، به طوری که بسیاری از آثار به طور کامل برای نمایشگاه سالن رد شدند، و دستیابی عمومی به هنر او محدود بود. اگرچه شناخت و پذیرش رسمی توسط نهاد هنری به کندی پیش رفت، بودلر در سال 1845 از کوروت دفاع کرد و او را برجسته‌ترین چهره در «مکتب مدرن نقاشی منظره» معرفی کرد. علیرغم اینکه برخی از منتقدان پالت کوروت را «رنگ پریده» و تکنیک او را دارای «ناجوری ساده لوحانه» توصیف می‌کردند، بودلر به طرز زیرکانه‌ای پاسخ داد: «م.کورو بیشتر یک هارمونیست است تا یک رنگ‌نویس، و ترکیب‌های او که همیشه کاملاً عاری از پدانتری هستند، فقط به دلیل سادگی رنگ‌شان اغواکننده هستند». در سال 1846، دولت فرانسه صلیب لژیون دونور را به او اعطا کرد و در سال 1848 مدال درجه دو را در سالن به دست آورد. با این حال، این تمجیدها منجر به حداقل حمایت دولتی شد. تنها اثر سفارشی او یک نقاشی مذهبی برای کلیسای غسل تعمید بود که در سال 1847 به سبک استادان رنسانس اجرا شد. حتی با وجود مردد بودن مؤسسه، سایر هنرمندان به اهمیت روزافزون کوروت پی بردند. در سال 1847، دلاکروا در ژورنال خود نوشت: "کورو یک هنرمند واقعی است. باید یک نقاش را در جای خودش دید تا به ارزش او فکر کند...کورو عمیقاً در یک موضوع کاوش می کند: ایده ها به سراغش می آیند و او در حین کار اضافه می کند؛ این رویکرد درستی است." پس از تایید دلاکروا، هنرمند کنستانت دوتیلو یک تابلوی کوروت به دست آورد، و شروع یک ارتباط طولانی و مفید با هنرمند بود که هم همراهی و هم حامیان او را فراهم کرد. استقبال عمومی از کوروت پس از انقلاب 1848 به طور قابل توجهی بهبود یافت و در آن زمان او به عنوان یکی از اعضای هیئت منصفه سالن منصوب شد. او متعاقباً در سال 1867 به افسر سالن ارتقا یافت.

کورو با اجتناب از روابط عاشقانه طولانی مدت، تا پنجاه سالگی رابطه نزدیکی عمیقی با والدین خود داشت. یک ناظر معاصر خاطرنشان کرد: "کورو مردی اصولی است، ناخودآگاه مسیحی است؛ او تمام آزادی خود را به مادرش می سپارد... باید به طور مکرر از او التماس کند تا اجازه خروج از خانه را بگیرد... برای شام هر جمعه در میان." علاوه بر سفرهای مکرر خود، کوروت تا زمان مرگ والدینش ارتباط نزدیکی با خانواده خود داشت، در این مرحله سرانجام به استقلال دست یافت تا خواسته های خود را دنبال کند. این آزادی تازه کشف شده او را قادر ساخت تا در جلسات غیررسمی به دانش آموزان آموزش دهد، که در میان آنها هنرمند یهودی ادوارد براندون و برای مدت کوتاهی امپرسیونیست آینده کامیل پیسارو بودند. شاگردان او به طور قابل توجهی تحت تأثیر سرزندگی و راهنمایی های روشنگر کوروت قرار گرفتند. چارلز داوبینی اظهار داشت: "او یک پیرمرد شادی کامل است، این پدر کوروت. او در مجموع یک مرد فوق العاده است که شوخی ها را با توصیه های بسیار خوب خود مخلوط می کند." دانشجوی دیگری در مورد کورو اظهار داشت: "روزنامه ها آنقدر کوروت را تحریف کرده بودند و تئوکریتوس و ویرژیل را در دستانش قرار داده بودند که از اینکه او نه یونانی و نه لاتین می دانست بسیار متعجب شدم... استقبال او بسیار آزاد، بسیار آزاد، بسیار سرگرم کننده است: او در حالی که روی یک پا یا دو پا می پرد به شما صحبت می کند یا به شما گوش می دهد، او با صدایی بسیار زیبا و در عین حال واقعی می خواند." به دقت پشت سرشت خوبش پنهان شده است."

در اواسط دهه 1850، سبک امپرسیونیستی در حال تکامل کورو مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و موقعیت او را در هنر فرانسه مستحکم کرد. یک منتقد معاصر مشاهده کرد: "M. Corot در بازتولید پوشش گیاهی در آغاز تازه اش برتری دارد؛ او به طرز شگفت انگیزی اولین فرزندان جهان جدید را ارائه می دهد." در طول دهه 1850 و پس از آن، کوروت سوغات و پرداخت منظره‌ای متعددی را تولید کرد که تصاویری تخیلی و تخیلی از مکان‌هایی که قبلاً بازدید شده بود، با قلم‌موهای ظریف و ضعیف ارائه شده بود.

سالهای بعدی

در طول دهه 1860، کورو به ادغام چهره‌های دهقانی با موضوعات اساطیری ادامه داد و بدین ترتیب نئوکلاسیک را با رئالیسم ترکیب کرد. این آمیختگی سبکی، یکی از منتقدان را بر آن داشت که بیان کند: "اگر M. Corot یک بار برای همیشه پوره های جنگل هایش را بکشد و دهقانان را جایگزین آنها کند، من بیش از حد او را دوست خواهم داشت." در واقع، در حرفه بعدی او، رواج شخصیت‌های انسانی افزایش یافت، در حالی که پوره‌های اساطیری کاهش یافت، اگرچه حتی این سوژه‌های انسانی اغلب در مکان‌های بت‌وار و رویایی قرار داشتند.

در سال‌های آخر عمر، استودیوی کوروت به‌عنوان یک مرکز پرجنب‌وجوش عمل می‌کرد که دانشجویان، مدل‌ها، دوستان، کلکسیونرها و دلال‌ها به آن رفت و آمد می‌کردند و همه تحت نظارت خیرخواهانه استاد کار می‌کردند. این محیط شلوغ یک بار او را بر آن داشت که بگوید: "چرا ده نفر از شما در اطراف من هستید و هیچ یک از شما فکر نمی کند لوله من را دوباره روشن کند." آثار هنری او به شدت مورد توجه دلالان قرار گرفت و قیمت‌های آن اغلب بیش از 4000 فرانک برای هر نقاشی بود. کوروت با به دست آوردن موفقیت قابل توجهی، سخاوت قابل توجهی را هم با مسائل مالی و هم در زمان خود نشان داد. او نقش قابل احترامی را در جامعه هنری برعهده گرفت و از نفوذ خود برای تضمین کمیسیون هایی برای هنرمندان دیگر استفاده کرد. در سال 1871، او 2000 پوند برای کمک به ساکنان فقیر پاریس در طول محاصره پروس کمک کرد. در دوره کمون پاریس، او با آلفرد روبا در آراس اقامت داشت. در سال 1872، او خانه‌ای در اوورس به عنوان هدیه برای آنوره داومیه، که در آن زمان نابینا، تهی دست و بدون خانه بود، به دست آورد. تا سال 1875، او 10000 فرانک به بیوه میلت برای حمایت از فرزندانش اهدا کرد. تلاش های بشردوستانه او به طور گسترده مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر این، او برای نگهداری یک مرکز روزانه کودکان در خیابان Vandrezanne در پاریس کمک مالی کرد. در طول زندگی بعدی خود، کوروت رفتاری متواضع و متواضع داشت، غیرسیاسی و از شرایط خود راضی باقی ماند و به این اعتقاد پایبند بود که "مردان نباید خود را غرور بزنند، چه امپراتورهایی باشند که این یا آن استان را به امپراتوری های خود اضافه می کنند یا نقاشی که شهرت پیدا می کنند." منتقدان دلسوز، بسیاری از دوستانش او را رسما نادیده گرفته می‌دانستند. در نتیجه، در سال 1874، اندکی قبل از مرگ او، مدال طلا را به او اهدا کردند. کورو در سن 78 سالگی بر اثر بیماری معده در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.

چندین هنرمند خود را شاگردان کوروت معرفی کردند. از جمله برجسته ترین آنها می توان به کامیل پیسارو، اوژن بودن، برت موریسو، استانیسلاس لپین، آنتوان چینترویل، فرانسوا-لوئیس فرانسیس، شارل لو روکس و الکساندر دیفو اشاره کرد.

روش و تمرین هنری

کورو در تاریخ نقاشی منظره جایگاهی مرکزی دارد. آثار او به طور همزمان سنت نئوکلاسیک را تصدیق می‌کند و در عین حال پیشرفت‌های غیرمعمول ویژگی امپرسیونیسم را پیش‌بینی می‌کند. در سال 1897، کلود مونه به طور معروف اعلام کرد: "اینجا فقط یک استاد وجود دارد - کوروت. ما در مقایسه با او هیچ هستیم، هیچ چیز." سهم او در نقاشی فیگور به همین ترتیب قابل توجه است. دگا به طور قابل توجهی از چهره‌های کوروت بر مناظر او ترجیح می‌داد، و چهره‌های کلاسیک خلق شده توسط پیکاسو آشکارا تأثیر پایدار کوروت را نشان می‌دهند.

مورخان هنر آثار کورو را به دوره‌های متمایز دسته‌بندی کرده‌اند، اگرچه این تقسیم‌بندی‌ها اغلب به دلیل تمرین او در تکمیل آثار هنری سال‌ها پس از شروع، فاقد مرزبندی دقیق هستند. کورو در مراحل اولیه خود از یک سبک سنتی و دقیق استفاده کرد که با دقت جزئی، خطوط واضح، قلم موی ظریف، و تعریف مطلق شی مشخص می شد و اغلب از یک رنگ زیرین تک رنگ یا ébauche استفاده می کرد. پس از رسیدن به پنجاهمین سال، روش او به سمت تأکید بر وسعت تون و حساسیت شاعرانه ای که از طریق کاربرد اساسی تر رنگ به دست می آمد تغییر کرد. تقریباً دو دهه بعد، از حدود سال 1865، سبک نقاشی او به تغزلی‌تر شدن تبدیل شد و کیفیتی امپرسیونیستی را با ضربات قلم مو به‌طور فزاینده‌ای قابل مشاهده و تمرکز بیشتر بر لحن از خود نشان داد. این پیشرفت سبک تا حدودی انتقالی از ترکیب‌بندی‌های گرم و طبیعی با هوای معمولی دوران جوانی او به مناظر یکنواخت نقره‌ای و استودیویی در دوران بلوغ بعدی او را نشان می‌دهد. در آخرین دهه زندگی خود، کورو نام محبت آمیز "Père Corot" را در محافل هنری پاریس به دست آورد، جایی که در کنار چهره هایی مانند مایندرت هابما، کلود لورن، جی ام دبلیو ترنر و جان کنستبل به عنوان یکی از برجسته ترین نقاشان منظره در سراسر جهان شناخته شد. او در طول فعالیت گسترده و پربار خود، بیش از 3000 نقاشی تولید کرد.

در حالی که اغلب به عنوان پیشروی امپرسیونیسم شناخته می شود، رویکرد چشم انداز کوروت، در واقع، سنتی تر از آنچه معمولا تصور می شود، بود. بر خلاف امپرسیونیست‌های بعدی، پالت کوروت کم‌رنگ باقی ماند و عمدتاً رنگ‌های قهوه‌ای و سیاه را در کنار رنگ‌های سبز تیره و نقره‌ای نشان می‌داد - رنگ‌هایی که اغلب امپرسیونیست‌ها از آن دوری می‌کردند. علیرغم ظاهر گهگاهی از سرعت و خودانگیختگی، ضربات قلم‌های او معمولاً عمدی و با دقت اجرا می‌شدند و ترکیب‌هایش با حداکثر سادگی و اختصار طراحی و ارائه می‌شدند و در نتیجه طنین شاعرانه تصاویر او را تقویت می‌کردند. خود کوروت این اصل را بیان کرد و اظهار داشت: "من متوجه شدم که هر چیزی که در اولین تلاش به درستی انجام می شود درست تر است و فرم ها زیباتر هستند."

روش کوروت برای درگیر شدن با سوژه هایش به طور مشابه به شیوه های سنتی پایبند بود. اگرچه او حامی قابل توجهی برای مطالعات معمولی بود، اما اساساً به عنوان یک نقاش استودیو فعالیت می کرد و تنها تعداد محدودی از مناظر تکمیل شده او مستقیماً از روی موتیف اجرا می شد. کورو در طول بیشتر دوران حرفه‌ای خود، تابستان‌های خود را وقف سفر، جمع‌آوری مطالعات و طرح‌ها کرد، در حالی که زمستان‌های خود را برای تکمیل آثار هنری تصفیه‌شده‌تر و از نظر تجاری بادوام‌تر رزرو می‌کرد. به عنوان مثال، نقاشی با عنوان حمام‌کنندگان جزایر بورومین (1865-1870) به دریاچه ماگیوره در ایتالیا اشاره دارد، علی‌رغم اینکه کوروت دو دهه قبل از خلق آن از ایتالیا دیدن نکرده بود. ترجیح او برای استخراج تصاویر از تخیل و حافظه، به جای مشاهده فوری، با ترجیحات زیبایی شناختی هیئت داوران سالن که او عضوی از آن بود، طنین انداز شد.

در طول دهه 1860، کوروت به عکاسی علاقه مند شد، شخصاً درگیر این عمل شد و روابطی با عکاسان پیشگام ایجاد کرد. این تعامل با تضعیف بیشتر پالت نقاشی‌اش و همسو کردن آن با تونالیته‌های تک رنگ مشخصه عکس‌ها، بر برون‌داد هنری او تأثیر گذاشت. در نتیجه، نقاشی‌های او کمتر دراماتیک شدند، اما کیفیت شاعرانه‌ای را به خود اختصاص دادند، پیشرفتی که برخی از منتقدان را بر آن داشت تا یکنواختی خاصی را در آثار بعدی او شناسایی کنند. برای مثال، تئوفیل ثوره مشاهده کرد که کورو "تنها یک اکتاو دارد، بسیار محدود و در یک کلید کوچک؛ یک نوازنده می‌گوید. او به ندرت بیش از یک زمان از روز، صبح، و یک رنگ، خاکستری کم‌رنگ را می‌شناسد." پاسخ بعدی کوروت به این انتقادها می‌پردازد:

آنچه در نقاشی وجود دارد، یا بهتر است بگویم آنچه من به دنبال آن هستم، فرم، کل، ارزش تن‌ها است... به همین دلیل است که برای من رنگ پس از آن می‌آید، زیرا من بیش از هر چیز دیگری اثر کلی، هارمونی رنگ‌ها را دوست دارم، در حالی که رنگی شبیه به شما شوکه نمی‌کند. شاید زیاده‌روی در این اصل است که باعث می‌شود مردم بگویند رنگ‌های سربی دارم.

بیزاری آشکار کوروت از رنگ‌های پر جنب و جوش و «تکان‌دهنده» به‌طور مشخصی فلسفه هنری او را از جنبش نوپای امپرسیونیستی متمایز کرد، که فعالانه آزمایش‌ها را با رنگ‌های زنده پذیرفت.

کورو علاوه بر مناظر خود، که در سبک متأخر او چنان محبوب بود که جعل‌های متعددی ظاهر شد، تعداد قابل توجهی از نقاشی‌های فیگور بسیار مورد توجه را نیز تولید کرد. در حالی که برخی از موضوعات در محیط‌های شبانی قرار داشتند، این آثار عمدتاً ساخته‌های استودیویی بودند که با دقت و با دقت از مدل‌های زنده با دقت و ظرافت ارائه شده بودند. مانند مناظر او، این قطعات فیگور با تغزلی متفکرانه مشخص می شود، که نمونه آن نقاشی های متأخری مانند L'Algérienne (زن الجزایری) و La Jeune Grecque (دختر یونانی) است. کوروت تقریباً پنجاه پرتره را تکمیل کرد که عمدتاً اعضای خانواده و آشنایان نزدیک را نشان می داد. او همچنین سیزده برهنه دراز کشیده را نقاشی کرد. به ویژه، Les Repos (1860) او شباهت وضعیتی قابل توجهی به Le Grande Odalisque مشهور انگرس (1814) نشان می‌دهد، اگرچه موضوع کوروت به‌عنوان یک باکانت روستایی به تصویر کشیده می‌شود. در نقاشی بالقوه نهایی او، بانوی آبی (1874)، کورو به کیفیتی نرم و در عین حال رسا، یادآور دگا، دست یافت. در سراسر نقاشی های فیگور او، پالت رنگ محدود باقی می ماند، اما با قدرت و خلوص ذاتی خود متمایز می شود. کوروت همچنین حکاکی‌ها و طرح‌های مدادی متعددی را اجرا کرد که برخی از آنها دارای سیستمی از نمادهای بصری بودند - دایره‌هایی برای نشان دادن مناطق نور و مربع‌هایی برای نشان دادن سایه. علاوه بر این، او فرآیند کلیشه‌ای وره را آزمایش کرد، یک تکنیک ترکیبی ترکیبی از عکاسی و حکاکی. در آغاز دهه 1830، کورو، اغلب با کمک شاگردانش، نقاشی پانل ها و دیوارهای تزئینی در خانه دوستانش را نیز انجام داد.

در حدود سال 1860، کورو روش شناسی هنری خود را خلاصه کرد: "من با هنرم به همان اندازه که با چشمم تفسیر می کنم." آمریکا و روسیه.

جعل‌ها

بازار قوی آثار کوروت، همراه با ماهیت نسبتاً قابل تقلید سبک نقاشی متاخر او، منجر به گسترش قابل توجهی از جعلیات کوروت بین سال‌های 1870 و 1939 شد. در حالی که این بیانیه اغراق آمیز طنز است، هزاران اثر تقلبی در واقع انباشته شده است، به طوری که مجموعه Jousseaume به تنهایی شامل 2414 قطعه از این قبیل است. نگرش سهل‌آمیز خود کوروت این موضوع را تشدید کرد، زیرا او هم کپی و هم جعل را تشویق می‌کرد. او به دانش‌آموزان اجازه می‌داد آثارش را تکثیر کنند و حتی آنها را برای بازگرداندن بعدی به امانت بگیرند، کپی‌هایی را که توسط دانشجویان و مجموعه‌داران تهیه می‌شد، تصحیح و امضا می‌کرد، و قطعاتی را به کپی‌نویس‌های حرفه‌ای و موسسات اجاره قرض داد. به گفته فهرست‌نویس Corot، Etienne Moreau-Nélaton، در یکی از استودیوهای کپی، "برس از خود راضی استاد با چند روتوش شخصی و قاطع، اعتبار این ماکت‌ها را تایید کرد. وقتی او دیگر آنجا نبود تا "دوبل"هایش را تمام کند، آنها بدون او به تولید آنها ادامه دادند." به طرز متناقضی، تلاش‌ها برای فهرست‌نویسی آثار کورو، با هدف تمایز آثار معتبر از نسخه‌ها، به طور ناخواسته به جاعلان راهنماهایی برای تقویت و تکمیل خلاقیت‌های متقلبانه‌شان ارائه کرد.

در فرهنگ عامه

دو اثر هنری کورو به‌طور برجسته‌ای به نمایش درآمده و نقش مهمی در روایت فیلم فرانسوی L'Heure d'été در سال 2008، که در انگلیسی به عنوان ساعت تابستانی شناخته می‌شود، ایفا می‌کنند. موزه اورسی این فیلم را تولید کرد و دو اثر را به صورت امانت برای خلق آن ارائه کرد.

Rue Corot، خیابانی واقع در Île des Sœurs، کبک، به افتخار این هنرمند نامگذاری شده است.

در رمان آرتور کانن دویل در سال 1890 The Sign of the Four is unidentified, topicholed توسط Corot.

کارهای انتخاب شده

گالری

عواقب مرگ.

یادداشت ها و مراجع.

یادداشت ها.

مرجع.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Jean-Baptiste-Camille Corot

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، هنر، آثار و تأثیر فرهنگی Jean-Baptiste-Camille Corot.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Jean-Baptiste-Camille Corot Jean-Baptiste-Camille Corot کیست زندگی Jean-Baptiste-Camille Corot هنر Jean-Baptiste-Camille Corot آثار Jean-Baptiste-Camille Corot اهمیت هنری

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Jean-Baptiste-Camille Corot کیست؟
  • آثار Jean-Baptiste-Camille Corot چیست؟
  • سبک هنری Jean-Baptiste-Camille Corot چیست؟
  • چرا Jean-Baptiste-Camille Corot مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو هنر و فرهنگ کردی توریما آکادمی

در این بخش از آرشیو توریما آکادمی، به دنیای گسترده هنر قدم بگذارید. مجموعه‌ای غنی از مقالات درباره هنر، از جمله هنرهای دیداری، نظریه موسیقی، جنبش‌های هنری مانند آرت دکو و آرته پوورا، و مفاهیم نوین مانند ASMR و MIDI را

خانه بازگشت به هنر