در موسیقی، یک خلق نشاندهنده روشی برای تنظیم است که بهطور نامحسوس فواصل خالص لحن را تغییر میدهد تا معیارهای خاص موسیقی یا عملی را برآورده کند. عمل تمرینگ شامل تنظیم بعد یک بازه، یا با محدود کردن یا باز کردن آن از حالت خالص صوتی آن است. این مفهوم برای سازهایی با صدای ثابت، از جمله کیبورد و گیتار، اهمیت ویژه ای دارد، زیرا این سازها اجازه تغییرات آسان و دقیق گام را در طول اجرای موسیقی نمی دهند.
مزاج ها به طور کلی به دو دسته اصلی طبقه بندی می شوند: منظم و نامنظم. مزاجهای منظم با استفاده از مجموعهای محدود از فواصل مولد ساخته میشوند که معمولاً شامل اکتاو و یک پنجم کامل میشود. نمونه هایی از خلق و خوی معمولی شامل خلق و خوی 12 تنی برابر است که سیستم کوک غالب در موسیقی معاصر است و خلق و خوی معنادار از لحاظ تاریخی مهم است. برعکس، مزاج های نامنظم از طریق چنین فرآیند زاینده ای از توصیف سرپیچی می کنند. آنها شامل خلق و خوی رایج تاریخی هستند که با توالی نامساوی دوازده پنجمی مشخص می شود.
ظهور خلق و خوی خوب باعث شد که سازهای با صدای ثابت به طور موثر در تمام کلیدهای موسیقی اجرا شوند. اثر مشهور یوهان سباستین باخ، کلاویر خوش خلق، نمونه ای از این پیشرفت را با ترکیب بندی در تمام 24 کلید اصلی و فرعی نشان می دهد. با این وجود، علیرغم حذف فواصل ناهماهنگ مانند فاصله گرگ، اندازههای بازه در میان کلیدهای مختلف ناسازگار باقی ماند و در نتیجه هر کلید را با یک شخصیت صوتی متمایز آغشته کرد. این تنوع ذاتی باعث افزایش در پذیرش خلق و خوی 12 تنی در قرن هجدهم شد، سیستمی که در آن نسبت فرکانس بین هر دو نت مجاور روی صفحه کلید دقیقاً یکنواخت است. به طور خاص، فاصله اکتاو نسبت خالص خود را حفظ کرد، در حالی که دوازده نت میانی با فاصله مساوی قرار گرفتند. این نوآوری جابهجایی آهنگهای موسیقی را بین کلیدها بدون تغییر در روابط بینوالی ذاتی تسهیل کرد.
تعریف مفهومی
در زمینههای موسیقی،خلق
به فرآیند انطباق یا تنظیم صداهای ناقص از طریق تخصیص مجدد برخی از عیوب ذاتی آنها به فواصل آکوستیک کاملتر اشاره دارد. هدف این تنظیم اصلاح تا حدی فواصل نادرست مشخصه سازهای با صدای ثابت، مانند ارگ، هارپسیکورد و پیانو است. اصطلاحات ایتالیایی participatione یا system temperato برای توصیف مزاج استفاده میشود که اساس آن را در مفهوم "دما" منعکس میکند. این پایه شامل کاهش سیستماتیک فواصل معین و گسترش فواصل دیگر است، در نتیجه عناصری را از هر دو سیستم دیاتونیک و کروماتیک یکپارچه می کند.
اصطلاح مزاج شامل سیستم های تنظیم متنوعی می شود که برای تقسیم بندی اکتاو به کار می روند. چهار سیستم تنظیم اولیه عبارتند از کوک فیثاغورثی، فقط لحن، خلق و خوی تن متوسط و خلق و خوی برابر. در فقط لحن، هر بازه ای که توسط دو گام تشکیل می شود، با نسبت عدد کامل بین فرکانس های مربوطه آنها تعریف می شود، که طیفی از بازه ها را از همخوان بسیار تا ناهماهنگ قابل توجهی ممکن می سازد. برای مثال، نسبت فرکانس 3:2 (مثلاً 660 هرتز / 440 هرتز) یک پنجم کامل را تعریف می کند، در حالی که نسبت 2:1 (مثلاً 880 هرتز / 440 هرتز) یک اکتاو را تعریف می کند. این فواصل «فقط» در هنگام اجرای همزمان، ثبات یا خلوص متمایزی را در صدای خود نشان میدهند (به شرطی که با تنهایی با پارتیالهای هارمونیک نواخته شوند)، به دلیل عدم وجود تکان یا ضربات منظم. نسبت فرکانس این فواصل دقیقاً به صورت اعداد کامل قابل بیان است.
اگر یکی از این گامها بهطور حاشیهای از فاصله زمانی خود تغییر کند، شنونده فهیم میتواند این انحراف را از طریق تجلی ضربهها که با نوسانات دورهای در شدت نت مشخص میشود، درک کند. به عنوان مثال، اگر دو سیگنال صوتی با فرکانس فقط 0.5 هرتز به طور همزمان تولید شوند، کمی خارج از فاز خواهند بود. این اختلاف فاز باعث ایجاد نوسانات متناوب در شدت صدای حاصل (که به برهم نهی هر دو سیگنال نسبت داده می شود)، با دوره تکرار 2 ثانیه. این پدیده به معادله Tr=1/Δf پایبند است، که در آن Tr نشان دهنده دوره تکرار و Δf نشان دهنده اختلاف فرکانس بین دو سیگنال است. دلیل اصلی این است که دامنه سیگنالها در فاز همسو میشوند و تنها یک بار در هر دوره تکرار به حداکثر برهم نهی میرسند.
اصول فیزیک آکوستیک
هنگامی که یک آلت موسیقی تولید کننده تون های هارمونیک اجرا می شود، سیستم شنوایی یک شکل موج ترکیبی شامل یک فرکانس اساسی (مثلاً 440 هرتز) و نوای متناظر آن (مثلاً 880 هرتز، 1320 هرتز، 1760 هرتز) را درک می کند که در مجموع یک سری فاصله را تشکیل می دهند. این فواصل عادلانه ذاتی آکوستیک در پدیدههای مختلف، از ضربه چکش آهنگر گرفته تا طنین زنگ ساعت، آشکار میشوند.
شکل موج چنین صدایی، هنگامی که روی یک اسیلوسکوپ تجسم میشود، مورفولوژی پیچیده و در عین حال دورهای را نشان میدهد که با یک شکل موج سینوسی ساده متضاد است. اگر دو تن از نسبتهای صحیح دقیق منحرف شوند، شکل موج ترکیبی آنها نامنظم میشود، پدیدهای که به آن بیثباتی میگویند. این افزایش در بینظمی شکل موج مستقیماً با تغییر در همخوانی درک شده بازه ارتباط دارد.
هر بازهای که توسط دو تن پایدار تشکیل میشود، صدای کمکی سومی را ایجاد میکند که به عنوان تن دیفرانسیل یا نتیجه شناخته میشود. فرکانس این تن سوم مربوط به تفاوت بین گام های بالاتر و پایین تر است. متعاقباً این تن دیفرانسیل فواصل جدیدی را با دو تن اصلی تشکیل می دهد و تفاوت بین این فواصل جدید را دیفرانسیل دوم می نامند. تشخیص صداهای دیفرانسیل معمولاً برای یک گوش آموزش ندیده ظریف و چالش برانگیز است. با این وجود، روابط متقابل بین این تفاوت ها به طور قابل توجهی بر همخوانی درک شده از کوک های مختلف موسیقی تأثیر می گذارد.
مزاج موسیقی
تمرین یک بازه مستلزم اعمال تعمدی تنظیمات زیر و بم زیر و بم، تصدیق بی ثباتی ناشی از آن، برای تسهیل امکانات موسیقی غیرقابل دستیابی فقط با لحن است. برجسته ترین مثال از این اصل، اتخاذ خلق و خوی برابر است. این سیستم مشکلات ذاتی خلق و خوی قبلی را حل می کند، در نتیجه کوک مداوم در سراسر کیبورد و سازهای فرت شده را امکان پذیر می کند و ترکیب موسیقی را در داخل، و مدولاسیون بین کلیدهای مختلف را تسهیل می کند.
مزاج معنایی
قبل از پذیرش گسترده خلق و خوی معنی تن در دوران رنسانس، کوک فیثاغورث نشان دهنده سیستم کوک غالب بود. این سیستم لحن عادلانه هر نت مقیاس را از دنبالهای از پنجمهای کامل خالص به دست میآورد، که برای بسیاری از تمرینهای هارمونیک غالب تا آن دوران بسیار مؤثر بود (هرمونی چهارگانه). با این حال، نوازندگان رنسانس به طور فزاینده ای مایل به استفاده از هارمونی ترتین بودند. یک سوم اصلی که توسط کوک فیثاغورثی تولید شد، با فاصله ای مشخص به نام کاما سیتونیک از یک سوم اصلی جدا شد که موسیقیدانان معاصر آن را مشکل ساز می دانستند. در اصطلاحات موسیقی، کاما نشان دهنده تفاوت گام بین دو تن است که علیرغم داشتن هویت اسمی یکسان، دقیقاً از طریق فاصله های متناسب متمایز به دست می آیند.
راهحل پیترو آرون در اوایل قرن شانزدهم شامل مجموعهای از کوکها به نام مزاج معنایی بود. این سیستمها فاصله پنجم کامل را کمی مسطحتر از لحن ساده میکنند، و متعاقباً مانند تنظیم فیثاغورثی پیش میروند، اما بهجای فقط پنجم، از پنجمهای تعدیل شده استفاده میکنند. با مسطح کردن پنجم با یک ربع کاما، کامای نحوی به طور موثر حذف می شود، و در نتیجه فقط یک سوم اصلی و یک سوم کوچک ایجاد می شود که به جای یک کاما کامل، با یک ربع کاما نسبت به نسبت لحنی خود صاف می شود. اگرچه همه پنجم های این سیستم کوک در حال حاضر ضرب و شتم خفیفی از خود نشان می دهند، این اثر در یک چهارم کاما تنها یک چهارم شدت ضربه مشاهده شده در یک سوم کوک فیثاغورثی است، با توجه به اینکه چهار پنجم تقریباً یک سوم است. این ویژگی آن را به سازش قابل قبولی برای نوازندگان رنسانس تبدیل کرد.
کوک فیثاغورثی چالش دومی را ارائه کرد که با خلق و خوی معنایی غیرمتوسعه حل نشده بود: مسئله مدولاسیون (). مدولاسیون محدود است زیرا محدود کردن یک اکتاو به 12 گام منجر به یک دایره ناپیوسته از یک پنجم می شود. دنباله ای از 12 فقط پنجم، همانطور که در تنظیم فیثاغورثی یافت می شود، دقیقاً به گام اولیه باز نمی گردد، در عوض با کاما فیثاغورثی منحرف می شود و آن ناحیه تونال خاص سیستم را تا حد زیادی غیرعملی می کند. این تأثیر در خلق و خوی مانتونی آشکارتر است. پنجمی که ناپیوستگی در دایره را در بر می گیرد، به دلیل ضربان شدید آن، که از نظر تاریخی با صدای "زوزه" مقایسه می شد، فاصله گرگ تعیین می شود. پسوندهای مدرن شامل 53 مزاج مساوی برای تنظیم فیثاغورثی و 31 مزاج مساوی برای معنی ربع کاما است.
براساس فرهنگ لغت موسیقی ویلیام هابارد (1908)، یک آکورد غیرعادی به عنوان "آکوردی حاوی یک فاصله" مشخص می شود که "در تلطیف مقیاس برای سازهایی با گام های ثابت بسیار تیز یا صاف شده است."
خوب و خلق و خوی برابر
یکی از محدودیتهای قابل توجه بیشتر کوکهای لحنی، ناتوانی آنها در تعدیل موثر کلیدهای مختلف است، یک تکنیک بیانی رایج در طول دوره تمرین رایج موسیقی. چنین مدولاسیونی مستلزم کنار گذاشتن صداهای متعدد از کلید قبلی است، در نتیجه سازها را ملزم میکند تا سیمها، فرتها یا سوراخهای اضافی را برای هر تغییر کلید مورد نظر بگنجانند، که در طول ساخت ساز بسیار غیرعملی به نظر میرسد.
خوب به مجموعهای از سیستمهای کوک اشاره میکند که برای رسیدگی به این مشکل توسعه یافتهاند، اما در عین حال، کلیدهای خاصتر از سایر کلیدها برای رفع این مشکل بهکار میروند. قابل دوام این رویکرد طیف گستردهای از «رنگهای کلیدی» را ایجاد میکند، مشخصهای که در استاندارد معاصر، خلق و خوی برابر با 12 تن (12-TET) وجود ندارد. متمایز از خلق و خوی معنایی، که پنجم کامل را برای حذف ویرگول ترکیبی تنظیم میکند، 12-TET کامای فیثاغورث را حل میکند، در نتیجه چرخهای از پنجمین ایجاد میکند که دقیقاً پس از دوازده فواصل تکرار میشود.
این سیستم فواصل سوم را قادر میسازد، به طور خاص، ثلث، هماهنگی و هماهنگی آنها را به طور خاص افزایش دهد. معادلها از نزدیک-پنجمها ضربات تقریباً نامحسوسی از خود نشان دادند، در حالی که یکسومها کمی ناهماهنگتر از ضربان سیتونیک تنظیم فیثاغورثی بودند. به طور همزمان، این انعطاف پذیری را برای تعدیل به هر کلیدی از طریق روشهای مختلف، از جمله مدولاسیون تن مشترک و هماهنگ فراهم میکند. چنین آزادی تعدیلی همچنین ادغام گسترده روابط هارمونیک از راه دور را تسهیل کرد که نمونه آن آکورد ناپلی بود که در قرن نوزدهم اهمیت قابل توجهی در میان آهنگسازان رمانتیک پیدا کرد.
میزانهای مزاج برابر که اغلب استفاده میشوند
کوک پیانو
- کوک پیانو
- کاما
- مزاج منظم
- فهرست فواصل Meanton
- مقیاس کل تن
- فاصله فیثاغورث
- ریاضیات مقیاس های موسیقی
- خلق و خوی تفرقه انگیز
مراجع
میلر، ویلیس جی. تأثیرات خلق و خوی نابرابر بر مازورکای شوپن. پایان نامه دکتری، دانشگاه هیوستون، اکتبر 2001.
- میلر، ویلیس جی. اثرات خلق و خوی نابرابر بر مازورکای شوپن. مقاله دکتری، دانشگاه هیوستون، اکتبر 2001.
- پرسلر، جیمز. آقای پرسل خوش خلق. مطبوعات موسیقی قورباغه، UPC 883629638829.
- استبلین، ریتا. تاریخچه ای از ویژگی های کلیدی در قرن 18 و اوایل قرن 19. UMI Research Press, Ann Arbor, 1983.
مقالات
- ویلم کروسبرگن، اندرو کرویکشنک: "نقل قول های قرن هجدهم در مورد خلق و خوی جی اس باخ"
کتابها
- تنظیم و خلق و خوی یک بررسی تاریخی (1951) توسط جی موری باربور
- "خلق" از مکملی برای سیکلوپیدیا آقای چمبرز (1753)
- عناصر آهنگسازی: درک قوانین باس کامل و تئوری کوک (1812) توسط ویلیام کراچ
- مقاله در مورد فواصل موسیقی، هارمونیک ها و خلق و خوی مقیاس موسیقی، &c (1835) توسط Wesley Stoker B. Woolhouse
- کوک اندام مدرن: چگونه و چرا؟ توسط هرمان اسمیت (1824-1910)
- نمایش ارگ از درون: کتابچه راهنمای عملی در مورد مکانیسم ارگ، با فصلی در مورد کوک توسط جان برادهاوس
- تنظیم و تعمیر مکانیزم پیانو و نوازنده، همراه با کوک به عنوان علم و هنر (1909) توسط ویلیام برید وایت
- بیدل، هوراس پیترز (1867). مقیاس موسیقی. الیور دیتسون & شرکت.
- بیدل، هوراس پیترز (1867). مقیاس موسیقی. الیور دیتسون & شرکت.منبع: بایگانی آکادمی TORIma
