صدای استریوفونیک، که معمولاً به اختصار استریو نامیده میشود، روشی برای بازتولید صدا است که برای ایجاد چشمانداز شنوایی چند جهته و سه بعدی مهندسی شده است. این اثر معمولاً از طریق استفاده از دو کانال صوتی مستقل که از طریق پیکربندی دو بلندگو (یا هدفون استریو) هدایت میشوند، به دست میآید و در نتیجه حسی از صدایی که از جهات مختلف منشأ میگیرد، مشابه شنوایی طبیعی انسان ایجاد میکند.
صدای استریوفونیک که معمولاً به استریو کوتاه میشود، روشی برای بازتولید صدا است که چشمانداز شنیداری سه بعدی و چند جهتی را بازسازی میکند. این معمولاً با استفاده از دو کانال صوتی مستقل از طریق پیکربندی دو بلندگو (یا هدفون استریو) بهگونهای به دست میآید که مانند شنوایی طبیعی، حس شنیدهشده از جهات مختلف را ایجاد میکند.
با توجه به اینکه چشمانداز شنوایی چند بعدی مشخصه تعیینکننده است، اصطلاح سیستمهای استریوفنیک یا بیشتر با سیستمهای استریوفونیک از دو کانال
نیز مشخص میشود. تنظیمات صدای چهارصدایی و فراگیر سیستمهای صدای دوگوشی به طور مشابه به عنوان استریوفونیک طبقهبندی میشوند.
از دهه 1970، صدای استریو به طور گسترده در رسانههای سرگرمی مختلف، از جمله پخش رادیو، موسیقی ضبطشده، تلویزیون، دوربینهای ویدئویی، تولیدات سینمایی، صوتی رایانه و پلتفرمهای مبتنی بر اینترنت مورد استفاده قرار گرفته است.
ریشه شناسی
کلمه stereophonic مشتق شده از اصطلاحات یونانی στερεός (stereós، به معنای "ساختار" یا "جامد") ترکیب شده با (phōnḗ، به معنای "صدا"، "تن" یا "صدا" است).
توضیح
سیستمهای صوتی استریوفونیک به دو شکل اصلی طبقهبندی میشوند: نوع اول بهعنوان واقعی یا طبیعی استریو تعیین میشود. این روش شامل ضبط یک رویداد صوتی زنده، از جمله هرگونه طنین ذاتی، با استفاده از مجموعه ای از میکروفون ها است. سیگنال ضبط شده متعاقباً از طریق بلندگوهای متعدد برای تکرار صدای زنده اصلی با حداکثر وفاداری تولید میشود.
شکل دوم مصنوعی یا پان استریو است که در آن صدای تک کانالی (مونوفونیک) در چندین بلندگو پخش میشود. با دستکاری دامنه نسبی سیگنال ارسالی به هر بلندگو، می توان یک مبدا جهت مصنوعی (نسبت به شنونده) پیشنهاد کرد. دستگاه کنترلی که برای تنظیم این دامنه سیگنال نسبی استفاده می شود به عنوان pan-pot (پتانسیومتر پانورامیک) شناخته می شود. از طریق تجمیع سیگنالهای تکصدایی چندگانه پانگلدانی، میتوان یک میدان صوتی جامع و البته کاملاً سنتز شده ایجاد کرد.
در گفتمان فنی، استریو واقعی بهطور خاص به پردازشهای بازتولید صدا اشاره دارد که به ضبط صدا اشاره دارد. موقعیتهای فضایی نسبی اشیاء و رویدادهای ضبطشده.
در طول ضبط استریو دو کاناله، دو میکروفون به صورت استراتژیک نسبت به منبع صدا قرار گرفتهاند و همزمان صدا را ضبط میکنند. دو کانال ضبط شده حاصل، اگرچه مشابه هستند، اما هر کدام حاوی اطلاعات متمایز در مورد زمان رسیدن و سطح فشار صدا هستند. در حین پخش، قشر شنوایی از این اختلافات ظریف در زمان و شدت صدا استفاده می کند تا اشیای ضبط شده را به صورت فضایی محلی کند. از آنجایی که هر میکروفون جبهه موج ها را در زمان های حاشیه ای متفاوت ثبت می کند، این جبهه موج ها ذاتاً خارج از فاز هستند. در نتیجه، پخش هر دو آهنگ از طریق یک بلندگو می تواند منجر به تداخل سازنده و مخرب شود، پدیده ای که لغو فاز نامیده می شود. پیکربندیهای میکروفون جفت تصادفی بهطور خاص برای تولید ضبطهای استریو با حداقل تفاوت فاز بین کانالها طراحی شدهاند.
تاریخچه
اوایل کار
در سال 1881، کلمان آدر اولین سیستم صوتی دو کاناله را در پاریس ارائه کرد. این تنظیم شامل یک سری فرستنده تلفن بود که صحنه اپرای پاریس را به مجموعه اتاق های مشخص شده در نمایشگاه برق پاریس متصل می کرد و شرکت کنندگان را قادر می ساخت تا انتقال زنده اجراها را از طریق گیرنده های جداگانه برای هر گوش تجربه کنند. Scientific American این نوآوری را مستند کرد و بیان کرد:
هرکسی که به اندازه کافی خوش شانس بوده است که تلفن ها را در Palais de l'Industrie بشنود، خاطرنشان کرده است که در گوش دادن با هر دو گوش به دو تلفن، صدا ویژگی خاصی از تسکین و محلی سازی را به خود می گیرد که یک گیرنده نمی تواند تولید کند... این پدیده بسیار کنجکاو است. باور کنید، قبل از ایجاد این توهم قابل توجه که تقریباً ممکن است نام چشم انداز شنوایی به آن داده شود.
این سیستم تلفنی دو کاناله متعاقباً بین سالهای 1890 و 1932 در فرانسه با نام Théâtrophone و در انگلستان از 1895 تا 1925 به عنوان Electrophone تجاری شد. هر دو پیشنهاد خدماتی را ارائه میکنند که از طریق گیرندههای سکهای واقع در هتلها و کافهها، یا از طریق اشتراک برای اقامتگاههای خصوصی قابل دسترسی است.
مواردی وجود دارد که دو دستگاه تراش ضبط، که برای تولید همزمان دو ضبط اصلی در نظر گرفته شدهاند، توسط میکروفونهای مجزا عرضه میشوند. هنگامی که هر دو ضبط اصلی حفظ شدند، مهندسان معاصر با موفقیت آنها را برای تولید ضبط های استریو که از دورانی قبل از توسعه فناوری ضبط عمدی استریوفونیک سرچشمه می گیرد، هماهنگ کرده اند.
در سال 1925، مهندس هاینریش کلوث-ناوئن "Stereophone" را ابداع کرد، دستگاهی که قادر به ایجاد یک برداشت صوتی فضایی از یک سیگنال تک صدایی از طریق اعمال اختلاف فاز 180 درجه است.
صدای استریوفونیک معاصر
ظهور فناوری استریوفونیک مدرن به مهندس بریتانیایی آلن بلوملین نسبت داده می شود که در دهه 1930 در EMI کار می کرد. Blumlein حق ثبت اختراع را برای ضبطهای استریو، فیلمهای استریو و سیستمهای صدای فراگیر ثبت کرد. لحظه مهمی در اوایل سال 1931 رخ داد که بلوملین و همسرش در سینما حضور یافتند. گفتگوهای اولیه معمولاً از یک سیستم بلندگو استفاده میکردند، که منجر به یک تجربه شنیداری گمراهکننده میشد که در آن صدای بازیگر ممکن است از مکان دیگری نسبت به حضور بصری آنها در صفحه نمایش پخش شود. بر اساس گزارشها، بلوملین به همسرش اطلاع داد که روشی را برای همگامسازی صدا با حرکت بازیگر در سراسر صفحه طراحی کرده است. در حالی که منشأ دقیق این مفاهیم نامشخص است، او آنها را در اواخر تابستان 1931 به آیزاک شونبرگ بیان کرد. یادداشت های اولیه بلوملین در مورد این موضوع به تاریخ 25 سپتامبر 1931 مربوط می شود. درخواست ثبت اختراع او با عنوان "بهبودها در انتقال صدا و مرتبط با انتقال صدا، ضبط صدا، سیستم ضبط صدا"1 در دسامبر ثبت شد. 1931، و در 14 ژوئن 1933 به عنوان ثبت اختراع بریتانیا به شماره 394325 اعطا شد. این حق ثبت اختراع جامع مفاهیم استریوفونیک متعددی را در بر می گرفت که برخی از آنها امروزه هنوز به کار می روند، در حالی که برخی دیگر استفاده نمی شوند. در میان حدود 70 ادعای آن عبارت بودند از:
- مدار به هم ریختن، طراحی شده برای حفظ جلوه صوتی جهت دار در زمانی که صدای ضبط شده توسط یک جفت میکروفون فاصله دار از طریق هدفون استریو به جای بلندگوها بازتولید می شود؛
- اجرای یک جفت همزمان میکروفون سرعت، با محورهای آنها در زاویه قائم قرار گرفته اند، پیکربندی هنوز به عنوان جفت بلوملین شناخته می شود؛
- روش ضبط دو کانال صوتی مجزا در یک شیار ضبط واحد، با استفاده از دو دیوار شیار که در زوایای قائم به یکدیگر و در زاویه 45 درجه نسبت به محور عمودی قرار دارند؛
- یک سر مخصوص برش دیسک استریو؛
- کاربرد ترانسفورماتورهای هیبریدی برای ماتریس کردن سیگنال های صوتی چپ و راست، و همچنین سیگنال های مجموع و تفاوت؛
Blumlein آزمایش های دو گوش را در سال 1933 آغاز کرد و همزمان اولین دیسک های استریو را در همان سال تولید کرد. این پیش از پذیرش گسترده این روش برای دیسک های گرامافون استریو تا بیست و پنج سال بود. این دیسکهای اولیه از دو دیوار شیار استفاده میکردند که در زوایای قائم تنظیم شده بودند تا دو کانال صوتی را منتقل کنند. در سال 1934، بلوملین از تکنیک ضبط عمودی جانبی خود برای ضبط سمفونی مشتری موتزارت به رهبری سر توماس بیچم در استودیو ابی رود لندن استفاده کرد. توسعه قابل توجهی برای کاربردهای سینمایی این سیستم تا سال 1935 ادامه یافت. هدف اساسی بلوملین - همگام سازی صدا با حرکت بازیگر روی صفحه نمایش - در فیلم های آزمایشی کوتاه او، به ویژه "قطارها در ایستگاه هیز" (5 دقیقه و 11 ثانیه) و "فیلم راه رفتن و صحبت کردن" با موفقیت نشان داده شد.
همزمان در ایالات متحده، هاروی فلچر در آزمایشگاههای بل روشهای مختلف ضبط و تولید مثل استریوفونیک را بررسی کرد. از جمله این تکنیک دیوار صدا بود که شامل استقرار یک آرایه خطی گسترده تا 80 میکروفون در جلوی یک ارکستر بود. هر میکروفون سیگنال خود را به یک بلندگوی مربوطه که به طور یکسان در یک محیط گوش دادن مجزا قرار می گیرد، مخابره می کرد. در مارس 1932، چندین تست ضبط استریوفونیک با لئوپولد استوکوفسکی و ارکستر فیلادلفیا در آکادمی موسیقی فیلادلفیا انجام شد. این ضبطها از دو میکروفون متصل به دو قلم استفاده میکردند که شیارهای جداگانهای را روی یک دیسک مومی برش میدادند. اولین ضبط استریوی عمدی باقی مانده شناخته شده، ساخته شده در 12 مارس 1932، دارای پرومته: شعر آتش اسکریابین است. این اجرا بخشی از یک برنامه کنسرت تمام روسی بود که همچنین شامل تصاویر در نمایشگاه موسورگسکی در ارکستراسیون راول بود، که بخشهایی از آن نیز به صورت استریو ضبط شده بود.
در 27 آوریل 1933، آزمایشگاههای بل یک انتقال صوتی سه کاناله از سیستم صوتی Orchestraae را به نمایش گذاشتند. از فیلادلفیا به تالار قانون اساسی در واشنگتن دی سی، با استفاده از خطوط تلفن متعدد کلاس A. لئوپولد استوکوفسکی، رهبر ارکستر، برای مدیریت میکس صدا در سالن کاندیداتوری حاضر شد. پنج سال پس از این نمایش، سیستم یکسان برای ضبط فیلم چند کانالی اقتباس شد. سپس برای ضبط Fantasia والت دیزنی (1940) از سالن کنسرت فیلادلفیا تا تأسیسات ضبط آزمایشگاه بل در نیوجرسی استفاده شد، فرآیندی که دیزنی به آن Fantasound میگویند.
در سال 1933، آزمایشگاههای بل صدای دو گوش را در نمایشگاه جهانی شیکاگو به نمایش گذاشتند. در این نمایش از یک ساختگی مجهز به میکروفون به جای گوش استفاده شد که دو سیگنال صوتی متمایز را در باندهای ایستگاه AM جداگانه منتقل می کرد.
نمایش سالن کارنگی
در 9 و 10 آوریل 1940، آزمایشگاههای بل تظاهراتی را در سالن کارنگی برگزار کردند که از سه سیستم بلندگوی قابل توجه استفاده میکرد. محتوای صوتی شامل منتخبی بود که توسط ارکستر فیلادلفیا به رهبری لئوپولد استوکوفسکی ضبط شده بود که در ابتدا برای Fantasia والت دیزنی در نظر گرفته شده بود اما در نهایت از آن حذف شد. همگام سازی با ضبط سه موسیقی متن فیلم بر روی یک نوار فیلم انجام شد، با آهنگ چهارم که به تنظیم افزایش حجم صدا اختصاص داشت. این رویکرد به دلیل محدودیتهای برد دینامیکی ذاتی در فیلمهای متحرک نوری آن دوران ضروری بود. با این حال، مکانیسم های فشرده سازی و گسترش حجم کاملاً خودکار نبودند. در عوض، آنها برای تسهیل بهبود استودیو دستی، که شامل تنظیم هنری حجم کلی و سطوح نسبی آهنگ های فردی بود، مهندسی شدند. لئوپولد استوکوفسکی، که به دلیل علاقه شدیدش به فناوری بازتولید صدا شناخته میشود، شخصاً در بهبود صدا در طول نمایش کمک کرد.
سیستمهای بلندگو سطوح صدایی را به 100 دسیبل تولید میکردند که طبق گزارشها، مخاطبان را "طلسم و در مواقعی نه کمی وحشت زده" میکرد. سرگئی راخمانینوف، که در این تظاهرات شرکت کرد، آن را "شگفت انگیز" و در عین حال "به دلیل بلندی صدای بلند غیرموسیقی" توصیف کرد. او به طور خاص در مورد تصاویر در یک نمایشگاه اظهار داشت: "تا زمانی که آنها به خوبی وارد این قطعه نشدند، نمی دانستم چیست.
دوران تصویر متحرک
در سال 1937، آزمایشگاههای بل در شهر نیویورک، با همکاری محصولات تحقیقاتی الکتریکال، تصاویر متحرک استریوفونیک دو کاناله را به نمایش گذاشتند. لئوپولد استوکوفسکی رهبر ارکستر دوباره شرکت کرد و از یک سیستم صوتی اختصاصی 9 آهنگی در آکادمی موسیقی فیلادلفیا در طول تولید فیلم یونیورسال پیکچرز در سال 1937، صد مرد و یک دختر استفاده کرد. پس از آن، این آهنگ ها به یک قطعه برای موسیقی متن نهایی میکس شدند. یک سال بعد، MGM یک سیستم سه آهنگی را برای ضبط انتخاب های موسیقی در موسیقی متن فیلم اتخاذ کرد که به سرعت به چهار آهنگ گسترش یافت. این پیکربندی یک آهنگ برای دیالوگ، دو آهنگ برای موسیقی و یکی برای جلوه های صوتی اختصاص داده است. ضبط دو آهنگ افتتاحیه MGM، "It Never Rains But It Pours" توسط جودی گارلند، در 21 ژوئن 1938 برای فیلم Love Finds Andy Hardy ساخته شد، اگرچه در نهایت به صورت مونو منتشر شد.
در اوایل دهه 1940، در اواخر دهه 1940، در اواخر دهه 1940 ساخته شد. صحنه صدای مجهز به ضبط چند کاناله برای استودیوهای فاکس قرن بیستم. چندین موسیقی متن از این دوره، با حفظ اجزای چند کاناله خود، متعاقباً بر روی DVD منتشر شد. نمونه های قابل توجه عبارتند از دره من چقدر سبز بود، آنا و پادشاه سیام، روزی که زمین ایستاد، و سرناد دره خورشید. دومی، در کنار همسران ارکستر، حاوی تنها ضبطهای استریوفونیک ارکستر گلن میلر از دوران اوج آن در دوران سوئینگ است.
Fantasound
والت دیزنی آزمایشهایی را با صدای چند کاناله در اوایل دهه 1930 آغاز کرد. اولین فیلم سینمایی تجاری که با صدای استریوفونیک ارائه شد، فانتازیا والت دیزنی بود که در نوامبر 1940 منتشر شد. برای این فیلم، یک فرآیند صوتی تخصصی به نام Fantasound توسعه یافت. مشابه تظاهرات سالن کارنگی که شش ماه قبل انجام شد، Fantasound از یک نوار فیلم مجزا با چهار موسیقی متن نوری استفاده کرد. سه تا از این آهنگها کانالهای صوتی چپ، مرکز و راست را منتقل میکردند، در حالی که آهنگ چهارم شامل سه تن بود که به طور مستقل سطح صدای سه آهنگ دیگر را تنظیم میکرد. علیرغم صدای بدیع، فیلم به موفقیت مالی اولیه دست نیافت. پس از دو ماه نمایشگاههای محدود جادهای در شهرهای منتخب، موسیقی متن آن برای توزیع گستردهتر به مونو میکس شد. صدای استریوفونیک تا زمان انتشار مجدد آن در سال 1956 به فیلم بازگردانده نشد.
Cinerama
یک فیلم نمایشی سینرما، این سینماست، ساخته شده توسط لاول توماس و مایک تاد، اولین بار در 30 سپتامبر 1952 به نمایش درآمد. این فرمت صفحه عریض از سه فیلم متمایز 35 میلی متری استفاده می کرد که با یک فیلم صوتی جداگانه با سرعت 26 فریم در ثانیه همگام شده بودند. این سیستم یک پانل تصویر اضافی را به سمت چپ و راست بیننده، هر کدام با زاویه 45 درجه، تکمیل میکند که مکمل نمایشگر استاندارد جلو و مرکزی است.
Hazard E. Reeves فناوری موسیقی متن صوتی Cinerama را توسعه داد، که هفت آهنگ صوتی مجزا را بر روی فیلم 35 میلیمتری مغناطیسی تمام روکش ترکیب میکرد. این سیستم شامل پنج کانال اصلی قرار گرفته در پشت صفحه، دو کانال فراگیر واقع در پشت سالن، و یک مسیر همگامسازی طراحی شده برای قفل کردن چهار دستگاه پروژکتور، که به طور خاص به موتورهای سروو هواپیما ساخت آمپکس مجهز شده بودند، بود.
ظهور نوار مغناطیسی چند مسیری، سادهسازی نوار مغناطیسی و ضبط فیلم بسیار آسانتر شد. ضبط های چند کاناله همزمان، علی رغم هزینه های مرتبط. در اوایل دهه 1950، استودیوهای بزرگ فیلم به طور جهانی از فیلم مغناطیسی 35 میلی متری برای میکس صدا استفاده کردند. تعداد قابل توجهی از این ضبطهای اصلی «زوایای فردی» همچنان ادامه دارد و امکان میکس معاصر آهنگهای موسیقی را به فرمتهای استریو یا فراگیر میدهد.
در آوریل 1953، در حالی که این سینماست به طور انحصاری در سینماهای شهر نیویورک باقی ماند، مخاطبان سینمایی وسیع تری برای اولین بار صدای استریوفونیک را از طریق خانه موم تجربه کردند. این تولید سه بعدی اولیه، با بازی وینسنت پرایس و تولید شده توسط برادران وارنر، دارای یک سیستم صوتی منحصر به فرد به نام WarnerPhonic بود. برخلاف فیلمهای استریو چاپ مغناطیسی ۴ تراک رایج آن دوره، که از چهار نوار مغناطیسی باریک در طول فیلم (هم در داخل و هم در خارج از سوراخهای چرخدنده) استفاده میکردند، WarnerPhonic از یک فیلم مغناطیسی با پوشش کامل ۳۵ میلیمتری استفاده کرد. این فیلم حاوی آهنگ های صوتی برای بلندگوهای چپ، مرکزی و راست بود و با دو پروژکتور سیستم پولاروید دو نواری در هم قفل شده بود. یک پروژکتور یک آهنگ فراگیر اپتیکال مونو داشت، در حالی که دیگری یک قطعه پشتیبان تکصوتی برای موارد احتمالی ارائه میکرد.
فراتر از House of Wax، تنها دو فیلم دیگر از سیستم صوتی هیبریدی متمایز WarnerPhonic استفاده میکردند: تولید 3 بعدی The Charge at Feather River. متأسفانه، از سال 2012، آهنگهای مغناطیسی استریو برای هر دو این فیلمها برای همیشه گم شدهاند. علاوه بر این، بخش قابل توجهی از فیلمهای سهبعدی آن دوره از انواع صدای مغناطیسی سه آهنگی استفاده میکردند، از جمله عناوینی مانند از فضا آمد، من، هیئت داوران، غریبه اسلحه پوشید، دوزخ، و بسیاری از موارد دیگر، KateKa.
صفحه عریض
نوآوری Cinerama صنعت فیلم را به توسعه سریع سیستمهای صفحه عریض در دسترس و مقرون به صرفه تر تشویق کرد. Todd-AO، سیستم افتتاحیه، توسط مایکل تاد، مروج برادوی، با حمایت مالی راجرز و همرستین طراحی شد. این فیلم از یک فیلم 70 میلی متری استفاده می کرد که با سرعت 30 فریم در ثانیه کار می کرد و دارای شش موسیقی متن مغناطیسی برای نمایش سینمایی اوکلاهما! بود. متعاقباً، استودیوهای بزرگ هالیوود به سرعت فرمتهای اختصاصی خود را معرفی کردند، از جمله دوربین 65 MGM، VistaVision پارامونت پیکچرز، و CinemaScope شرکت فیلم قرن بیستم، که مورد آخر تا چهار روش مجزا از موسیقی متنهای مغناطیسی را در خود جای داده است. بازتولید صدای استریوفونیک سیستم پرسپکتای آن از یک آهنگ مونوال استفاده میکرد، با این حال میتوانست جهت صدا را دستکاری کند - صدا را از چپ، راست یا به طور همزمان از هر دو پخش کند - با استفاده از زنگهای زیر شنیدنی.
به دلیل استفاده از فیلم استاندارد 35 میلیمتری، CinemaScope و سیستم صدای استریوفونیک آن میتوانست به راحتی در سینماهای موجود ادغام شود. CinemaScope 55 که توسط همان نهاد توسعه داده شد، با استفاده از فرمت فیلم بزرگتر (55 میلی متر به جای 35 میلی متر) و به منظور ارتقای وضوح تصویر روی صفحه نمایش استریو شش تراک، ارتقاء یافته از سیستم چهار تراک، در نظر گرفته شد. با این وجود، نیاز به یک پروژکتور جدید و هدفمند، CinemaScope 55 را غیرعملی کرد. در نتیجه، دو فیلم تولید شده با استفاده از این فرآیند، چرخ و فلک و پادشاه و من، در نهایت به عنوان چاپ های کاهش دهنده CinemaScope 35 میلی متری منتشر شدند. به عنوان یک اقدام جبرانی، اولین نمایش چرخ و فلک از یک پوشش کامل مغناطیسی شش تراک در یک سیستم اینترلاک استفاده کرد، و در سال 1961 با انتشار مجدد پادشاه و من فیلم چاپ شده تا 70 میلی متر با یک موسیقی متن شش کانال ارائه شد.
در نهایت، 50 مجموعه کامل از پروژکتورهای ترکیبی 55/35 میلیمتری و تولیدکنندههای پنتهاوس به ترتیب توسط Century و Ampex تولید و عرضه شدند، در حالی که Western Electric تجهیزات صوتی را برای چاپهای انتشار 55 میلیمتری ارائه کرد. مجموعه Sponable در آرشیو فیلم و تلویزیون در دانشگاه کلمبیا چندین نمونه از چاپ های صوتی 55 میلی متری را در خود جای داده است. پروژکتور 55/35 میلیمتری Century که بعداً تولیدش متوقف شد، به پروژکتور Century JJ 70/35MM تبدیل شد.
Todd-AO
به دنبال یک تجربه رضایت بخش با سیستم اختصاصی CinemaScope 55 میلی متری خود، فاکس سیستم Todd-AO را به دست آورد و متعاقباً آن را به سیستم به روز شده 24 فریم در ثانیه (fps) مهندسی مجدد کرد. این ویرایش شامل دوربینهای تولیدی جدید 65 میلیمتری (Mitchell BFC، «دوربین Blimped Fox»)، دوربینهای MOS 65 میلیمتری (Mitchell FC، «Fox Camera») و طیف متنوعی از لنزهای Super Baltar بود. این سیستم تجدید نظر شده در ابتدا برای اقیانوس آرام جنوبی مورد استفاده قرار گرفت. اگرچه قالب Todd-AO برای استودیوهای دیگر قابل دسترسی بود، اما عملاً به سیستم اصلی فاکس برای تولید و ارائه فیلم تبدیل شد و جایگزین سیستم 55 میلی متری CinemaScope آنها شد. نسخههای DVD معاصر دو فیلم سینمایی CinemaScope از نگاتیوهای اصلی 55 میلیمتری آنها مشتق شدهاند که اغلب با فیلمهای 35 میلیمتری متمایز برای تحلیل مقایسهای تکمیل میشوند.
بازگشت به صدای مونو
در سال 1957، فیلمهایی که بهصورت استریو ضبط میشدند (به استثنای آنهایی که در Cinerama یا Todd-AO ارائه میشدند) شامل یک آهنگ مونوال جایگزین برای قرار دادن سالنهایی بود که آماده نبودند یا تمایلی به ارتقای صدای استریو نداشتند. پس از آن، تقریباً تا سال 1975، زمانی که دالبی استریو اولین سینمای خود را انجام داد، اکثر فیلمهای متحرک - از جمله برخی از آنها که آلبومهای موسیقی متن استریوفونیک از آنها تولید میشد، مانند رومئو و ژولیت زفیرلی - هنوز با صدای مونوال توزیع میشدند. استریو عمدتاً برای موزیکالهای پرهزینه مانند داستان غربی، بانوی زیبای من، و Camelot یا برای تولیدات حماسی مانند بنهور و کلئوپاترا اختصاص داشت. بهعلاوه، صدای استریو برای نمایشهایی که به شدت به جلوههای صوتی یا آهنگهای موسیقی وابسته بودند، استفاده میشد که نمونهاش The Graduate
بود.Dolby Stereo
سیستم ناحیه متغیر استریو Westrex در سال 1977 برای جنگ ستارگان معرفی شد و تولید استریو را با هزینه ای قابل مقایسه با ساخت مونوال ارائه کرد. این فرمت از ضبط کننده مشابه Western Electric/Westrex/Nuoptix RA-1231 استفاده می کند. هنگامی که با فناوری ماتریکس کوادرافونیک QS که دارای مجوز آزمایشگاه دالبی از Sansui است، ترکیب میشود، این سیستم میتواند کانالهای صدای چپ، مرکز، راست و فراگیر سیستم اصلی CinemaScope 1953 را با استفاده از یک آهنگ نوری با عرض استاندارد تکرار کند. این پیشرفت قابل توجه که به عنوان دالبی استریو تجاری شد، در نهایت صدای استریو را به فیلمهای مسطح (غیر آنامورفیک) گسترش داد که معمولاً با نسبتهای 1.75:1 یا 1.85:1 پخش میشوند.
نور 70 میلی متر
فیلمسازان اغلب از شش موسیقی متن مغناطیسی ارائه شده توسط پرینت های انتشار فیلم 70 میلی متری استفاده می کردند. تولیدات یا در 65 میلیمتر فیلمبرداری میشوند یا برای صرفهجویی در هزینه، در 35 میلیمتر فیلمبرداری میشوند و متعاقباً به 70 میلیمتر بزرگتر میشوند. در چنین مواردی، چاپهای 70 میلیمتری ترکیبی استریو دریافت میکردند، در حالی که چاپهای کاهشدهنده 35 میلیمتری برای صدای مونوال دوباره میکس شدند.
بعضی از فیلمهایی که در ابتدا در 35 میلیمتر فیلمبرداری شده بودند، مانند Camelot، دارای صدای استریوفونیک چهار تراک بودند و متعاقباً روی صفحه نمایش 7 میلیمتری برای ارائه بزرگ شدند. صدای استریوفونیک شش تراک. متأسفانه، بسیاری از این ارائهها تنها شبه استریو را ارائه میکردند، که از یک تکنیک متحرک شش مسیری تا حدودی مصنوعی استفاده میکرد. تکنیکی که به صورت تحقیرآمیز گسترش کلمبیا نامیده میشود، اغلب برای ترکیب کانالهای مرکز چپ و مرکز راست با ترکیب سیگنالهای چپ و مرکز، و راست و مرکز بهترتیب استفاده میشود. از طرف دیگر، برای جلوههای خاص، صدا را میتوان در هر یک از بلندگوهای پنج مرحلهای با استفاده از یک ظرف یک در/پنج بیرونی پان کرد. دالبی که این عمل را به دلیل تأثیر مخرب آن بر جداسازی کانال ها تایید نمی کند، در عوض کانال های مرکز چپ و راست را برای LFE (افکت های فرکانس پایین) اختصاص داد و از واحدهای باس بلندگوهای میانی جلو که در غیر این صورت زائد هستند استفاده کرد. متعاقباً، ظرفیت فرکانس بالا استفاده نشده این کانالها برای ارائه صدای فراگیر استریو و جایگزین مونو فراگیر قبلی تغییر کاربری داد.
دالبی دیجیتال
دالبی استریو متعاقباً با Dolby Digital 5.1 در برنامه های سینمایی جایگزین شد. این سیستم جانشین پیکربندی 5.1 کانالی Dolby Stereo 70 mm را حفظ کرد. اخیراً، با ظهور سینمای دیجیتال، Dolby Surround 7.1 و Dolby Atmos به ترتیب در سالهای 2010 و 2012 معرفی شدند.
صوت و تصویر خانگی مدرن
پیشرفت صدای استریوفونیک به دلیل چالشهای فنی ضبط و بازتولید همزمان کانالهای صوتی متعدد و پیچیدگیهای اقتصادی و بازاریابی مرتبط با معرفی رسانهها و تجهیزات صوتی جدید محدود شد. یک سیستم استریو معمولاً تا دو برابر یک سیستم مونوفونیک متحمل هزینه می شود، در درجه اول به دلیل نیاز آن به پیش تقویت کننده های دوگانه، تقویت کننده ها و تنظیمات بلندگو. علاوه بر این، کاربران به یک تیونر استریو FM برای تبدیل ضبط صوت های موجود به مدل های استریو و تجهیز گرامافون خود به کارتریج های استریو نیاز داشتند. در طول مراحل اولیه آن، عدم قطعیت قابل توجهی در مورد اینکه آیا مصرف کنندگان کیفیت صدای بهبود یافته را به عنوان توجیه کافی برای افزایش هزینه درک می کنند وجود داشت.
آزمایشهای اولیه دیسک استریوفونیک
روشهای ضبط جانبی و عمودی
توماس ادیسون در اوایل سال 1877 ضبط با فرمت تپه و دیل یا مدوله عمودی بر روی سیلندرها و دیسکها را آغاز کرد، در حالی که برلینر متعاقباً روش ضبط جانبی یا جانبی را اتخاذ کرد. این فرمتهای متمایز تا اواخر دهه 1920 بهطور مستقل تکامل یافتند، زمانی که ضبط دیسک الکتریکی، با استفاده از میکروفون، جایگزین ضبط صوتی شد، که نیاز به صداگذاری قوی به دستگاهی شبیه به یک مگافون معکوس داشت.
همزمان، رادیو AM، که تقریباً یک دهه تأسیس شد، با فرمتهای ضبط مناسبتر برای پخشکنندهها و پخشکنندهها مواد ضبطکننده مناسبتر را وادار کرد تا به دنبال صدا باشند. انتقال از طریق کانال های رادیویی ذاتا باریک و پر سر و صدا. از آنجایی که ایستگاههای رادیویی از همان دیسکهای شلاک در دسترس عموم استفاده میکردند، آشکار شد که علیرغم انتقال به سیستمهای پخش الکتریکی از سیستمهای صوتی، نویز سطحی روی این دیسکها بهطور قابلتوجهی محتوای موسیقایی را پس از تعداد محدودی پخش پنهان میکرد.
معرفی استات، باکلیت و وینیل، راهحلی برای پخش نسخههای رادیویی ارائه کرد. به دنبال توسعه این ترکیبات به طور قابل توجهی آرامتر، مشاهده شد که میزهای گردان معاصر، که توسط چرخهای لاستیکی بیحرکت هدایت میشوند، صدایی با فرکانس پایین قابل توجهی را منحصراً در صفحه جانبی ایجاد میکنند. در نتیجه، علیرغم اینکه صفحه ضبط عمودی به طور ذاتی وفاداری بالاتری را در زمانی که همه متغیرهای دیگر ثابت بودند ارائه میدهد، تصمیم گرفته شد که به صورت عمودی روی این مواد جدید ضبط شود. این انتخاب با دو هدف اصلی هدایت میشد: افزایش وفاداری با دور زدن صداهای جانبی و ایجاد ناسازگاری با گرامافونهای داخلی، که سیستمهای پخش فقط جانبی آنها دیسکهای مدولهشده عمودی را بیصدا میکنند.
پس از اصلاح 33+§4>33+§3 ضبط RPM برای برنامه های سینمایی در سال 1927، سرعت پخش رونویسی برنامه های رادیویی به ترتیب کاهش یافت. این تنظیم با هدف جلوگیری از پخش این دیسک ها در تجهیزات استاندارد مصرف کننده خانگی انجام شد. اگرچه ابعاد قلم با سوابق مصرفکنندگان مطابقت داشت، با اندازهگیری 3 میل (76 میکرومتر) یا 2.7 میلیمتر (69 میکرومتر)، قطر دیسک از 12 اینچ (30 سانتیمتر) به 16 اینچ (41 سانتیمتر) افزایش یافت، که منعکسکننده اندازه مورد استفاده در فیلمهای صوتی اولیه بود، و در نتیجه قابلیت ورودی اضافی را ایجاد کرد. در نتیجه، این رکوردها نه تنها به دلیل فرمت و سرعت ضبط ناسازگار، بلکه به دلیل اینکه ابعاد فیزیکی آنها مانع از قرار گرفتن آنها در پخش کننده های مصرف کننده می شد، در تجهیزات داخلی غیرقابل پخش شد، وضعیتی که برای دارندگان حق نسخه برداری مفید است.
رویکردهای تجربی دو کاناله با کیفیت بالا و جایگزین
در طول دهه 1920، یک قالب آزمایشی شامل دو شاخه شدن سیگنال صوتی به اجزای باس و تریبل بود. فرکانسهای سهگانه بر روی یک مسیر جانبی اختصاصی که در نزدیکی حاشیه دیسک قرار گرفته بود ثبت شد تا اعوجاج فرکانس بالا را کاهش دهد، در حالی که فرکانسهای باس به صورت عمودی در یک مسیر جداگانه برای به حداقل رساندن صدای غرش ضبط شدند. با این حال، پیچیدگی ذاتی این سیستم زمان پخش را محدود میکند تا فقط کمی بیشتر از یک تک آهنگ استاندارد باشد، حتی در صورت استفاده از 33+§34§⁄§56§ سرعت دور در دقیقه روی یک دیسک 12 اینچی. دهه 1920 و اوایل دهه 1930، مستلزم ضبط کانال صوتی سمت چپ در یک طرف دیسک و کانال سمت راست در طرف مقابل بود. این دیسکها با استفاده از ماشینهای ضبط دوقلوی همگامسازی شده از شرکتهای فیلمسازی تولید شدند که هم از ضبط خلاف جهت عقربههای ساعت و هم در جهت عقربههای ساعت معمولی پشتیبانی میکردند. هر دیسک اصلی تحت یک فرآیند آبکاری جداگانه قرار گرفت، دقیقاً تراز شد و سپس فشرده شد. دیسک استریو دو طرفه به دست آمده برای پخش عمودی طراحی شده بود، در ابتدا در یک سیستم دارای دو بازوی بازویی که روی یک پایه نصب شده بودند، رو به روی یکدیگر. یک چالش مهم برای این سیستم، حفظ چرخش همزمان هر دو بازو بود.
پنج سال پس از این توسعه، آزمایشگاههای بل آزمایشهایی را با یک سیستم ضبط عمودی عمودی دو کاناله انجام دادند. در این پیکربندی، کانال صوتی سمت چپ به صورت جانبی ضبط می شد، در حالی که کانال سمت راست به صورت عمودی ضبط می شد، هر دو از یک شیار استاندارد 78 RPM 3 میلی متری استفاده می کردند که بیش از سه برابر اندازه قلم LP اواخر قرن بیستم بود. این سیستم اولیه تمام صدای فرکانس پایین را به کانال چپ و تمام اعوجاج فرکانس بالا را به کانال سمت راست اختصاص می داد. بیش از بیست و پنج سال پس از آن، اصلاحی اعمال شد: سر ضبط 45 درجه به سمت راست متمایل شد، در نتیجه هر دو صدای فرکانس پایین و اعوجاج فرکانس بالا را به طور مساوی در هر دو کانال توزیع میکرد و در نتیجه سیستم استریو 45/45 امروزی ایجاد شد.
اموری کوک
در سال 1952، Emory Cook (1913-2002) که به خاطر طراحیهای ابتکاری سر دیسک برش بازخورد خود که انتقال صدا از نوار مغناطیسی به وینیل را بهبود میبخشد، شناخته شد، سیستم دو کاناله فوقالذکر را با وفاداری بالا برای ایجاد یک رکورد دو گوش تطبیق داد. این فرمت نوآورانه دارای دو کانال مجزا بود که در دو مجموعه شیار مجزا و مجزا حک شده بودند. یک مجموعه شیار از لبه بیرونی دیسک تا نقطه میانی آن امتداد داشت، در حالی که شیار دیگر از نقطه میانی شروع می شد و در نزدیکی برچسب خاتمه می یافت. کوک از دو شیار جانبی استفاده میکرد که یک متقاطع 500 هرتزی را در مسیر داخلی قرار میداد تا از وفاداری پایینتر و اعوجاج فرکانس بالا مرتبط با آن بخش را کاهش دهد.
هر شیار نیاز به یک سوزن و کارتریج تک صدای مستقل دارد، که به طور جداگانه به شاخهای متصل به شاخهای اختصاص داده شده است. آمپلی فایر و بلندگو در ابتدا، این پیکربندی برای به نمایش گذاشتن سرهای برش کوک در یک نمایشگاه صوتی نیویورک، به جای ترویج فرآیند ضبط دو گوش به کار می رفت. با این حال، افزایش تقاضا برای این ضبطها و تجهیزات پخش آنها، شرکت کوک، Cook Records را بر آن داشت تا تولید تجاری خود را آغاز کند. کاتالوگ کوک طیف متنوعی از محتوای صوتی، از مناظر صوتی راهآهن گرفته تا رعد و برق را در بر میگرفت. تا سال 1953، تقریباً 25 ضبط استریو از طریق پیشنهادات کوک در دسترس علاقه مندان به صدا قرار گرفت.
ضبط نوار مغناطیسی
اولین ضبطهای استریو شناخته شده با استفاده از فناوری نوار مغناطیسی در آلمان در اوایل دهه 1940 با استفاده از ضبطکنندههای Magnetophon آغاز شد. تقریباً 300 ضبط سمفونیک تولید شد که بخش قابل توجهی از آنها توسط ارتش سرخ در پایان جنگ جهانی دوم مصادره شد. این ضبطها وفاداری نسبتاً بالایی را نشان میدهند، که به کاربرد پیشگام تعصب AC نسبت داده میشود. در حال حاضر، تنها دو مورد از این ضبطهای تاریخی باقی ماندهاند: اجرای 1944 از سمفونی شماره 8 آنتون بروکنر، که توسط هربرت فون کارایان با ارکستر برلینر استاتسوپر رهبری میشد، و ضبط والتر گیسکینگ در سال 1944 یا 1945 که آهنگ Beethoven's No. آتش ضد هوایی در پس زمینه.
در ایالات متحده، ضبط نوار مغناطیسی استریو برای اولین بار در سال 1952 بر روی نوار استاندارد 1/4 اینچی، با استفاده از دو مجموعه مجزا از هدهای ضبط و پخش که در آرایش معکوس و افست پیکربندی شده بودند، به صورت عمومی نشان داده شد. در سال بعد، Remington Records شروع به ضبط چندین جلسه خود به صورت استریو کرد، به ویژه اجراهایی توسط ثور جانسون و ارکستر سمفونیک سینسیناتی.
پس از این پیشرفت ها در سال 1952، ضبط های استریو تجربی بیشتری در RCA Victor City، استودیو استودیو New York و استودیو استوآکو در نیویورک انجام شد. نوازندگان استودیو یورک در فوریه 1954، این لیبل علاوه بر این، اجرای اثر مهم برلیوز، نعمت فاوست را با ارکستر سمفونیک بوستون تحت رهبری چارلز مونک ضبط کرد. موفقیت قابل توجه این ضبط متعاقباً شیوه معمول اجرای جلسات ضبط را به صورت استریو ایجاد کرد.
کمی پس از آن، RCA ویکتور دو کنسرت پایانی پخش شبکه آبی NBC توسط رهبر ارکستر مشهور آرتورو توسکانینی و ارکستر سمفونیک NBC را بر روی نوار مغناطیسی استریوفونیک مستند کرد. با وجود این، این ضبطها هرگز بهطور رسمی منتشر نشدند، اگرچه برای مدت طولانی به طور گسترده در الپیها و سیدیهای غیرمجاز منتشر شدهاند. در انگلستان، Decca Records جلسات ضبط استریو را در اواسط سال 1954 آغاز کرد. همزمان، در ایالات متحده، هر دو لیبل کوچکتر، از جمله Concertapes، Bel Canto، و Westminster، و لیبل های بزرگی مانند RCA Victor، شروع به انتشار ضبط های استریوفونیک بر روی نوار مغناطیسی از پیش ضبط شده دو آهنگی کردند. قیمت این نوارهای استریو دو تا سه برابر هزینه ضبط مونوال بود که معمولاً به ازای هر LP مونوال استاندارد تقریباً 2.95 تا 3.95 دلار فروخته می شد. حتی نوارهای مونوال دو تراک، که نیاز به وارونگی دستی در اواسط پخش داشتند و حاوی اطلاعاتی مشابه با LPهای تک صدایی بودند - البته بدون نویز سطحی مانند کرک و ترک - با قیمت 6.95 دلار به بازار عرضه شدند.
در اواسط دهه 1950، صدای استریوفونیک برای تعداد محدودی از خانوادهها قابل دسترسی بود.
معرفی دیسک های استریوفونیک
در نوامبر 1957، Audio Fidelity Records، یک لیبل کوچکتر، پیشگام انتشار اولین دیسک استریوفونیک تجاری بود. سیدنی فری، موسس و رئیس شرکت، مهندسان Westrex - صاحبان یکی از دو سیستم برش دیسک استریو رقیب - را مأمور ساخت یک دیسک کرد و در نتیجه از شرکتهای ضبط بزرگتر جلوگیری کرد. طرف اول دوکهای دیکسیلند را به نمایش گذاشت، در حالی که طرف دوم جلوههای صوتی راهآهن و محیطی را به نمایش گذاشت، که بهطور خاص طراحی شده بود تا شنونده را غرق کند. این دیسک نمایش افتتاحیه در 13 دسامبر 1957 در سالن تایمز در شهر نیویورک به صورت عمومی عرضه شد. تنها 500 نسخه از این ضبط اولیه ساخته شد. سه روز بعد، فری در مجله بیلبورد پیشنهادی را برای توزیع یک نسخه رایگان برای هر حرفه ای صنعت که درخواستی را برای سربرگ شرکتی ارسال کرده بود، اعلام کرد. این ابتکار استراتژیک تبلیغات قابل توجهی به دست آورد، و خرده فروشان اولیه گرامافون استریو را وادار کرد تا از Audio Fidelity Records برای نمایش محصولات استفاده کنند.
به طور همزمان، در دسامبر 1957، Bel Canto Records، یک برند مستقل دیگر، دیسک نمایشی استریوفونیک خود را منتشر کرد که با رنگ وینیل چند رنگ متمایز بود. این امر به خرده فروشان استریو یک محصول نمایشی جایگزین ارائه کرد. میزهای گرافی تخصصی همراه، مجهز به یک بشقاب شفاف و با نور پس زمینه برای برجسته کردن جذابیت بصری و کیفیت صوتی، برای بل کانتو بسیار موثر بودند. کاتالوگ این لیبل، شامل جاز، گوش دادن آسان، و موسیقی لانژ، با فشار بر وینیل متمایز آبی کارائیب آن، در طول سال 1958 و تا اوایل سال 1959 به فروش قوی دست یافت.
در زمان عرضه اولیه دیسک نمایشی استریوفونیک Audio Fidelity، یک کارتریج مغناطیسی مقرون به صرفه برای پخش در بازار موجود نبود. پس از معرفی دیسکهای نمایشی اضافی و رپرتوارهای موسیقی مرتبط با آنها، یک کاتالیزور مهم برای پذیرش گسترده دیسکهای استریو، کاهش قابل توجه قیمت کارتریجهای استریو بود که تا ژوئن 1958 از 250 دلار به 29.95 دلار کاهش یافت. 1958: Johnny Puleo and his Harmonica Gang Volume 1 (AFSD 5830)، Railroad – Sounds of a Vanishing Era (AFSD 5843)، Lionel – Lionel Hampton and his Orchestra with the Dukes of Along and (AFSD) Dixieland جلد 3 (AFSD 5851). در پایان ماه مارس، این شرکت چهار آلبوم استریو اضافی را به همراه چندین نسخه از بل کانتو معرفی کرد.
در حالی که آلبومهای LP مونوال و استریوفونیک در دهه اولیه استریو مبتنی بر دیسک تولید میشدند، لیبلهای ضبط برجسته انتشار آلبومهای مونوال را متوقف کردند. تکآهنگهای RPM، فلکسیدیسکها و مواد تبلیغاتی رادیویی، که تا سال 1975 ادامه داشت. این انتقال نشاندهنده یک تغییر نسبتاً ناگهانی بود. تا سال 1966، لیبلهای ضبط تا حد زیادی تفاوت قیمت 1 دلاری LPهای مونوال را متوقف کردند تا انگیزه فروش آنها را کاهش دهند. علاوه بر این، حتی در سال 1967، فروش LP استریو تنها 38.6٪ از کل حجم صنعت را تشکیل می داد که به طور قابل توجهی تحت الشعاع فروش تک صوتی قرار داشت.
برنامه های پخش
انتقال رادیویی
آزمایشهای پیشگام
روش اولیه برای رادیو استریو، که اغلب دو گوش نامیده میشد، شامل استفاده از دو انتقال مجزا برای انتقال کانالهای صوتی چپ و راست بهطور مستقل بود. این امر مستلزم آن بود که شنوندگان از دو گیرنده مجزا برای درک اثر استریوفونیک استفاده کنند. در سال 1924، فرانکلین ام. دولیتل حق اختراع 1513973 ایالات متحده را برای نوآوری خود در استفاده از انتقال رادیویی دوگانه برای دستیابی به دریافت استریو به دست آورد. در همان سال، دولیتل یک توالی یک ساله از ارسال های آزمایشی را از ایستگاه پخش موج متوسط خود، WPAJ در نیوهیون، کانکتیکات آغاز کرد، که مجوز موقت برای کار با فرستنده دوم را به طور همزمان دریافت کرد. صدا برای کانالهای چپ و راست از طریق میکروفونهای دوگانه به دو فرستنده داده میشود که تقریباً 7 اینچ (18 سانتیمتر) از هم فاصله دارند تا فاصله بین شنوایی را شبیهسازی کنند. دولیتل در نهایت این آزمایشها را عمدتاً به دلیل کمیاب بودن فرکانسهای موجود در باند پخش شلوغ AM به پایان رساند و اشغال دو فرکانس را برای ایستگاهها غیرعملی کرد و به دلیل اینکه کارکردن دو گیرنده رادیویی برای مصرفکنندگان هم دست و پا گیر و هم پرهزینه بود.
در سال 1925، گزارشها حاکی از آن بود که ارسالهای استریو تجربی دیگری در برلین انجام شده است، که دوباره از دو انتقال موج متوسط استفاده میکرد. در دسامبر همان سال، ایستگاه موج بلند بیبیسی، 5XX در داونتری، نورث همپتونشایر، در اولین پخش استریوی بریتانیا شرکت کرد. در این رویداد کنسرتی از منچستر به رهبری سر همیلتون هارتی برگزار شد که 5XX کانال راست را در سطح ملی و ایستگاه های محلی بی بی سی کانال سمت چپ را از طریق موج متوسط پخش می کردند. بی بی سی این آزمایش را در سال 1926 تکرار کرد و از 2LO در لندن و 5XX در Daventry استفاده کرد. متعاقباً، در 12 ژوئن 1946، یک پخش آزمایشی مشابه شامل دو ایستگاه در هلند انجام شد، اگرچه به اشتباه تصور میشد که اولین پخش از این نوع در اروپا و به طور بالقوه در سطح جهانی است.
سال 1952 نشانگر تجدید علاقه به پخش استریو در ایالات متحده بود، که عمدتاً به دلیل ظهور نوارهای ضبط شده دو کاناله بود. این تلاش های اولیه برای تکیه بر دو ایستگاه مجزا برای دو کانال صوتی ادامه یافت. در حالی که مقررات دو قطبی کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) صاحبان ایستگاه را به یک ایستگاه AM در هر بازار محدود می کرد، بسیاری از اپراتورها دارای ایستگاه های FM مشترک بودند. در نتیجه، اکثر این انتقالهای آزمایشی شامل جفت شدن ایستگاههای AM و FM بودند. نمونه های قابل توجه عبارتند از پخش آزمایشی توسط KOMO و KOMO-FM در سیاتل، واشنگتن، در 18 مه. چهار روز بعد، ایستگاه رادیویی AM شیکاگو WGN و ایستگاه FM وابسته به آن، WGNB، در یک نمایش استریوفونیک یک ساعته با یکدیگر همکاری کردند. در 23 اکتبر 1952، WGMS-FM و WASH، دو ایستگاه FM در واشنگتن دی سی، تظاهرات خود را انجام دادند. در اواخر همان ماه، WQXR شهر نیویورک، همراه با WQXR-FM، پخش استریوفونیک افتتاحیه خود را راه اندازی کرد، که متعاقباً به WDRC و WDRC-FM منتقل شد. در سال 1954، WQXR به پخش تمام برنامههای موسیقی زنده خود با صدای استریوفونیک روی آورد و از ایستگاههای AM و FM خود برای کانالهای صوتی دوگانه استفاده کرد. علاوه بر این، موسسه پلی تکنیک Rensselaer یک سری هفتگی از پخش زنده استریوفونیک را در نوامبر 1952 آغاز کرد و از دو ایستگاه AM استفاده کرد: WHAZ و یک ایستگاه کنونی حامل محلی بسیار کم مصرف، در نتیجه منطقه شنود استریو را به محوطه دانشگاه محدود کرد. این در درجه اول به دلیل نیاز مداوم به دو گیرنده مجزا و تفاوت ذاتی در کیفیت صدا در هنگام جفت کردن انتقالهای AM و FM بود، با سیگنالهای AM که معمولاً در مقایسه با FM وفاداری بسیار پایینتری از خود نشان میدهند.
استانداردهای پخش FM
سیستم استریو پایلوت-تن Zenith-GE به طور گسترده توسط ایستگاه های پخش FM در سراسر جهان پذیرفته شده است.
در نهایت، مشخص شد که پهنای باند تخصیص یافته به ایستگاه های FM منفرد دارای ظرفیت کافی برای تسهیل انتقال استریو از یک فرستنده واحد است. در ایالات متحده، کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) بر ارزیابی های مقایسه ای شش استاندارد پیشنهادی FM که توسط کمیته ملی رادیو استریوفونیک انجام شد، نظارت کرد. این ارزیابیها در KDKA-FM در پیتسبورگ، پنسیلوانیا، در ماههای ژوئیه و آگوست 1960 انجام شد. در آوریل 1961، FCC به طور رسمی استانداردهای فنی را برای FM استریوفونیک تصویب کرد که عمدتاً از پیشنهاد ارائه شده توسط Zenith-General Electric تهیه شده بود. برنامه پخش منظم رادیو FM استریوفونیک با مجوز در ایالات متحده در تاریخ 1 ژوئن 1961 آغاز شد. در نیمه شب در منطقه زمانی مربوطه خود در آن تاریخ، WGFM (جنرال الکتریک) در Schenectady، نیویورک، WEFM (Zenith) در شیکاگو، و KMLA به ایستگاه های اولیه تاسیس شده توسط سه ایستگاه آنجلس در Los تبدیل شدند. استانداردها.
بعد از انتقال آزمایشی استریو FM که در منطقه لندن در سال 1958 انجام شد، و پخش منظم نمایشی صبح شنبه با استفاده از صدای تلویزیون و رادیو موج متوسط (AM) برای صدای دو کاناله، بیبیسی اولین انتقال منظم خود را با استفاده از یک شبکه استریو FM آغاز کرد. در سوئد، Televerket یک سیستم پخش استریو جایگزین را توسعه داد که سیستم Compander نامگذاری شد. این سیستم درجه بالایی از جداسازی کانال را ارائه میدهد و دارای قابلیت انتقال دو سیگنال مونو متمایز است که میتواند برای کاربردهایی مانند آموزش همزمان زبان مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، در دسترس بودن گسترده تیونرها و گیرندههای سازگار با سیستم پایلوت تن، که شنوندگان در جنوب سوئد را قادر میسازد به برنامههایی مانند رادیو دانمارک دسترسی داشته باشند، بر تصمیم نهایی تأثیر گذاشت. در نتیجه، Televerket در سوئد در نهایت در سال 1977 سیستم پایلوت تن را برای پخش استریو انتخاب کرد.
استانداردهای پخش AM
انتقال استریو AM به ندرت انجام می شود، در درجه اول به دلیل وفاداری صوتی محدود فرمت و در دسترس بودن محدود گیرنده های سازگار است. طرحهای مدولاسیون متعددی برای استریو AM وجود دارد که C-QUAM موتورولا شناختهشدهترین و رسمیترین استاندارد در اکثر مناطقی است که پخش استریو AM را ارائه میدهند. اگرچه رادیو دیجیتال HD به طور آزمایشی برای AM پیاده سازی شده است و امکان انتقال صدای استریو را فراهم می کند، ناسازگاری آن با C-QUAM و سایر چالش های تداخل مانع از پذیرش گسترده آن در باند AM شده است.
تلویزیون
در 11 دسامبر 1952، یک پخش تلویزیونی مدار بسته از کارمن از خانه اپرای متروپولیتن در شهر نیویورک به 31 سالن سینما در سراسر ایالات متحده، دارای سیستم صوتی استریوفونیک توسعه یافته توسط RCA بود. در طول فصل 1958–1959، قسمت های اولیه نمایش پلیموث (همچنین به عنوان نمایش لارنس ولک شناخته می شود) در شبکه ABC با صدای استریوفونیک در 75 بازار رسانه ای، با استفاده از یک کانال صوتی از طریق تلویزیون و دیگری از طریق شبکه رادیویی ABC مخابره شد. به طور مشابه، در 21 اکتبر 1958، تلویزیون NBC و شبکه رادیویی NBC صدای استریو را برای دو بخش سه دقیقه ای نمایش جورج گوبل ارائه کردند. متعاقباً، در 30 ژانویه 1959، برنامه Walt Disney Presents از شبکه ABC داستان پیتر چایکوفسکی را پخش کرد که شامل گزیده هایی از انیمیشن اخیر دیزنی، زیبای خفته، با استفاده از ABC-Am-Affilis-Affilis سمت راست و وابسته به صدا در سمت راست بود. کانالها.
پس از معرفی پخشهای استریو FM در سال 1962، تعداد محدودی از برنامههای تلویزیونی متمرکز بر موسیقی، صدای استریو را از طریق روشی به نام پخش همزمان، که در آن بخش صوتی از طریق یک ایستگاه استریو FM محلی منتقل میشد، استفاده کردند. در طول دهههای 1960 و 1970، این پخشها معمولاً نیاز به همگامسازی دستی با نوار ضبط حلقه به حلقه داشتند که به ایستگاه FM ارسال میشد، مگر اینکه عملکرد به صورت محلی باشد. در دهه 1980، ظهور ارسال ماهوارهای برای محتوای تلویزیونی و رادیویی این فرآیند همگامسازی کار فشرده را حذف کرد. قابل توجه است که ویدیوهای شب جمعه در NBC یکی از آخرین نمونههای این برنامههای پخش همزمان را نشان میدهد.
بیبیسی به طور گسترده از پخش همزمان از سال 1974 تا 1990 استفاده کرد. پخش همزمان افتتاحیه در سال 1974 انجام شد، که شامل ضبط شدهای از شبکه تلویزیونی بیبیسی Ran2Curnt و Context در لندن بود. رادیو 2. متعاقباً، این تکنیک در بسیاری از برنامههای موسیقی زنده و ضبطشده دیگر، مانند کنسرتهای سالانه بیبیسی Promenade و مسابقه آواز یوروویژن، اعمال شد. معرفی بعدی صدای استریو NICAM برای تلویزیون، این روش پخش همزمان را منسوخ کرد.
سیستمهای تلویزیون کابلی چندین سال از پخش همزمان برای ارائه برنامههای استریو استفاده کردند. Movie Channel در میان ایستگاههای کابلی استریو پیشگام بود، اما MTV بهعنوان تأثیرگذارترین کانال تلویزیونی کابلی در رواج استفاده از پخش همزمان استریو ظاهر شد.
تلویزیون ژاپن پخشهای استریو را در سال 1978 آغاز کرد، با پخش منظم صدای استریو که تقریباً در سال 1982 تا 1982 برنامه پخش شد. حدود 14 تا 15 ساعت در هر ایستگاه در هفته، به صورت استریو پخش می شد. همزمان، دومین شبکه تلویزیونی آلمان غربی، ZDF، در همان سال شروع به ارائه برنامه های استریو کرد.
در سال 1979، نیویورک تایمز گزارش داد که به گفته مدیران مهندسی که در این ابتکار عمل می کردند، انگیزه اصلی صنعت تلویزیون برای پیگیری صنعت تلویزیون با کیفیت بالا، چالشی خاص برای پخش استانداردهای صوتی جدید تلویزیونی بود. تلویزیون، مانند دیسک ویدیو.
در سیستمهای تلویزیون آنالوگ (PAL و NTSC)، طرحهای مدولاسیون متنوعی در سطح جهانی برای انتقال چندین کانال صوتی استفاده میشود. این طرح ها گهگاه به جای سیگنال استریو، ارائه دو کانال صدای مونوفونیک به زبان های مختلف را تسهیل می کنند. صدای تلویزیون چند کاناله در قاره آمریکا غالب است. NICAM در سراسر اروپا به استثنای آلمان که Zweikanalton در آن پیادهسازی میشود، کاربرد گستردهای دارد. ژاپن از سیستم فرعی EIAJ FM/FM استفاده می کند. برای تلویزیون دیجیتال، جریان های صوتی MP2 معمولاً در جریان های برنامه MPEG-2 ادغام می شوند. Dolby Digital به عنوان استاندارد صوتی برای تلویزیون دیجیتال در آمریکای شمالی عمل می کند و بین یک تا شش کانال مجزا را پشتیبانی می کند.
صدای تلویزیون چند کاناله (MTS) مکانیزم رمزگذاری را برای ادغام سه کانال صوتی تکمیلی در یک حامل صوتی با فرمت NTSC نشان میدهد. در سال 1984، کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) MTS را به عنوان استاندارد ایالات متحده برای انتقال تلویزیون استریو تعیین کرد. پخش شبکه پراکنده صدای استریو در NBC در 26 ژوئیه 1984 با نمایش امشب با بازی جانی کارسون آغاز شد. با این حال، در آن زمان، تنها WNBC-TV، ایستگاه شاخص شبکه در شهر نیویورک، دارای قابلیت پخش استریو بود. انتقال منظم برنامه های استریو در سال 1985 آغاز شد و ABC و CBS متعاقباً آن را در سال های 1986 و 1987 اجرا کردند.
روشهای ضبط صدا
تکنیک A-B: استریوفونی زمان رسیدن
تکنیک A-B از یک جفت میکروفون همه جهته استفاده میکند که در یک جدایی خاص و با فاصله مساوی از منبع صدا قرار گرفتهاند. این روش در درجه اول نشانه های استریو زمان رسیدن را در کنار برخی از داده های تفاضلی سطح، به ویژه زمانی که در نزدیکی منبع مستقر می شود، ضبط می کند. با فاصله تقریبی 60 سانتی متر (24 اینچ) بین میکروفون ها، تفاوت زمان رسیدن سیگنالی که به میکروفون اول و سپس میکروفون دوم از جانبی می رسد تقریباً 1.75 میلی ثانیه است. افزایش فاصله بین میکروفون به طور موثر زاویه پیکاپ را کاهش می دهد. در یک جدایی 70 سانتی متری (28 اینچی)، این پیکربندی به طور تقریبی به مشخصه زاویه پیکاپ تنظیم ORTF تقریباً تصادفی میپردازد.
این روش ممکن است هنگامی که سیگنال استریو به فرمت تک صدایی میکس میشود، مشکلات انسجام فازی را معرفی کند.
تکنیک X-Y: استریوفونی شدت
در این پیکربندی، دو میکروفون جهت دار به طور تصادفی قرار گرفته اند، که معمولاً در زاویه ای بین 90 تا 135 درجه نسبت به یکدیگر قرار گرفته اند. افکت استریو با تفاوت در سطوح فشار صدا بین دو میکروفون ایجاد می شود. به دلیل عدم وجود اختلافات قابل توجه زمان رسیدن یا فاز، ویژگی صوتی ضبطهای X-Y در مقایسه با ضبطهایی که از تنظیم A-B استفاده میکنند، درک کمتری از فضای و عمق را نشان میدهد. هنگامی که از دو میکروفون شکل هشت استفاده می شود که در 45± درجه نسبت به منبع صدا قرار می گیرند، آرایش X-Y به عنوان یک جفت Blumlein نامیده می شود.
تکنیک M/S: Mid/Side Stereophony
این تکنیک همزمان از یک میکروفون دو طرفه جهت جانبی و یک میکروفون دوم که با زاویه 90 درجه به سمت منبع صدا قرار دارد، استفاده میکند. میکروفون دوم معمولاً یک نوع کاردیوئید است، اگرچه آلن بلوملین کاربرد یک مبدل همه جهته را در حق اختراع اصلی خود تشریح کرده است.
کانال های چپ و راست از طریق یک فرآیند ماتریکس ساده تولید می شوند: چپ = وسط + سمت. سمت راست = وسط - (با استفاده از یک نسخه معکوس قطبی از سیگنال جانبی). این پیکربندی سیگنالی را تولید می کند که سازگاری کامل تک صدایی را نشان می دهد. علاوه بر این، اگر سیگنال های میانی و جانبی به طور مستقل ضبط شوند (به جای کانال های چپ و راست ماتریس شده)، عرض استریو را می توان پس از ضبط با تغییر دامنه سیگنال جانبی تنظیم کرد. دامنه بیشتر، میدان استریو درک شده گستردهتری ایجاد میکند، که به طور بالقوه از جداسازی فیزیکی بلندگوها پیشی میگیرد، که این تکنیک را به ویژه برای پروژههای مبتنی بر فیلم مفید میکند.
در صورتی که تکنیک Mid/side در یک واحد میکروفون استریوی مستقل که منحصراً کانالهای استریوی چپ و راست حاصل را خروجی میدهد، ادغام شود، سیگنالهای میانی و جانبی اصلی را میتوان بازسازی کرد و در نتیجه تنظیمات پس از پردازش فوقالذکر را امکانپذیر کرد. سیگنال میانی با جمع کردن سیگنالهای چپ و راست بازیابی میشود، که در آن اجزای جانبی درون فاز و ضد فاز خنثی میشوند و یک سیگنال مونوفونیک واقعی ایجاد میکنند. سیگنال جانبی با کم کردن سیگنال سمت چپ از سمت چپ بازیابی می شود، زیرا سیگنال میانی که در هر دو کانال وجود دارد، در نتیجه لغو می شود و جزء جانبی را جدا می کند.
تکنیک تقریباً تصادفی: استریوفونی مختلط
روشهای دیگر اصول پیکربندی میکروفون A-B (جفت فاصله دار) و X-Y (جفت همزمان) را ادغام میکنند. به عنوان مثال، تکنیک ORTF استریو که توسط Office de Radiodiffusion Télévision Française توسعه یافته است، از دو میکروفون کاردیوئیدی استفاده می کند که در فاصله 17 سانتی متری با فاصله زاویه ای 110 درجه قرار گرفته اند و زاویه دریافت استریوفونیک 96 درجه را ایجاد می کند. به طور مشابه، تکنیک استریو NOS، که از Nederlandse Omroep Stichting نشات میگیرد، از زاویه 90 درجه بین میکروفونها و فاصله 30 سانتیمتری استفاده میکند، در نتیجه هم اطلاعات استریو مربوط به زمان ورود و هم بر اساس سطح را ضبط میکند. قابل توجه است که همه آرایههای میکروفون با فاصله و تکنیکهای تقریباً همزمان حداقل فاصله 17 سانتیمتری را در خود جای دادهاند که تقریباً فاصله بین شنوایی گوشهای انسان را نشان میدهد و در نتیجه اختلاف زمانی بین شنوایی قابل مقایسه را ارائه میدهد. اگرچه این ضبطها معمولاً برای پخش بلندگوی استریو بهینهسازی شدهاند، بازتولید آنها از طریق هدفون میتواند نتایج بسیار مؤثری ارائه دهد.
شبه استریو
در طول بازسازی یا ریمستر کردن ضبطهای مونوفونیک، تکنیکهای مختلفی از جمله شبه استریو، شبه استریو، یا استریو کانالگذاری مجدد، برای شبیهسازی یک ضبط استریو اصلی استفاده شدهاند. از لحاظ تاریخی، این روشها بر پیادهسازی سختافزار (مانند سیستمهای Duophonic) متکی بودند، اما رویکردهای امروزیتر شامل نرمافزار یا راهحلهای سختافزار-نرمافزار ترکیبی است. به عنوان مثال، Multitrack Studio از فیلترهای تخصصی برای ایجاد یک جلوه شبه استریو استفاده می کند: یک فیلتر قفسه فرکانس های پایین تر را به کانال چپ و فرکانس های بالاتر را به سمت راست هدایت می کند، در حالی که یک فیلتر شانه تاخیری ظریف و به سختی قابل درک را در زمان بندی سیگنال بین دو کانال ایجاد می کند، که در اثر اصلی
تکنیکهای استریو مصنوعی برای بهبود تجربه شنیداری ضبطهای مونوفونیک یا بهبود بازارپسندی آنها در زمینههایی که فرمت استریو مورد انتظار است، اجرا شدهاند. با این حال، برخی از منتقدان در مورد استفاده از این روشها تردیدهایی ابراز کردهاند.
ضبط دو گوش
مهندسین صدا بین ضبط دو گوش و استریوفونیک تفاوت قائل می شوند، که ضبط دو گوش از نظر مفهومی مشابه عکاسی استریوسکوپی است. فرآیند ضبط دوگوشی شامل قرار دادن یک جفت میکروفون در یک مدل دقیق از سر انسان، با گوشهای خارجی و کانالهای گوش، قرار دادن هر میکروفون دقیقاً در جایی که پرده گوش است قرار میگیرد. پخش بعدی از طریق هدفون های استاندارد انجام می شود، و اطمینان حاصل می شود که هر کانال به طور مستقل ارائه می شود، بدون میکس یا تداخل. این تنظیم به هر یک از پرده گوش شنونده یک تکرار دقیق از سیگنال شنیداری را که در محل ضبط درک میشد، تحویل میدهد، بنابراین تجربه شنوایی فضایی حضور در موقعیت سر مدل را به دقت تکرار میکند. با توجه به ناراحتی عملی مرتبط با استفاده از هدفون، ضبطهای دوگوشی معتبر تا حد زیادی محدود به تحقیقات آزمایشگاهی و علاقهمندیهای تخصصی صدا دوست باقی ماندهاند. با این وجود، شنیدن بلندگو-دو گوش از طریق فناوری Ambiophonics قابل دستیابی است.
بسیاری از نوارهای اولیه دو آهنگ استریو حلقه به حلقه و چندین فرمت دیسک استریو تجربی از اوایل دهه 1950 با نام "دو گوش" به بازار عرضه شد. با این حال، اینها اساساً تغییراتی از تکنیکهای استاندارد استریو یا ضبط مونو دو آهنگی بودند، که اغلب شامل یک آواز یا ساز مجزا در یک کانال و ارکستر همراه در کانال دیگر بود.
پخش
صدای استریوفونیک با هدف ایجاد حس توهمی از موقعیت مکانی برای منابع صوتی مختلف، مانند صداها و سازها، در ضبط اصلی است. هدف اولیه یک مهندس ضبط معمولاً ساختن یک تصویر استریو است که اطلاعات محلی سازی دقیق را منتقل می کند. هنگامی که یک ضبط استریوفونیک برخلاف هدفون از طریق سیستم های بلندگو بازتولید می شود، هر گوش ناگزیر صدا را از هر دو بلندگو درک می کند. برای مقابله با این اختلاط ذاتی و دستیابی به جداسازی ابزار مورد نظر، مهندسان صدا اغلب از چندین میکروفون استفاده میکنند و متعاقباً سیگنالهای آنها را تا دو آهنگ ترکیب میکنند، که اغلب در جداسازی اغراق میکنند.
ادراک صدای استریوفونیک اغلب بر محلی سازی فضایی سازهای جداگانه تأکید دارد. با این حال، این وفاداری تنها در سیستمهای مهندسی شده و نصبشده دقیقی که محل دقیق بلندگو و آکوستیک اتاق را در نظر میگیرند، قابل دستیابی است. برعکس، بسیاری از دستگاههای پخش مصرفکننده، مانند واحدهای بومباکس یکپارچه، اغلب فاقد قابلیت بازتولید یک تصویر استریو دقیق هستند. در طول بازاریابی اولیه خود در اواخر دهه 1950 و 1960، صدای استریوفونیک به عنوان ارائه یک تجربه شنیداری "غنی تر" یا "کامل تر" در مقایسه با صدای مونوفونیک ترویج شد. با این حال، چنین اظهاراتی بسیار ذهنی باقی می ماند و به کیفیت تجهیزات تولید مثل بستگی دارد. در واقع، صدای استریوفونیک ضعیف ضبط شده یا بازتولید ناکافی میتواند در مقایسه با صدای تک صدایی که به خوبی تولید میشود، تجربه شنیداری پایینتری داشته باشد. با وجود این اخطارها، بسیاری از شرکتهای ضبط رکوردهای استریو «نمایش» را برای تسهیل تبلیغ آن منتشر کردند. این ضبطها معمولاً راهنماییهایی در مورد راهاندازی سیستم استریو، تعادل بلندگو، و ضبطهای مختلف محیطی ارائه میدهند که برای نمایش جلوه استریو طراحی شدهاند. پخش بهینه ضبطهای استریو مستلزم استفاده از دو بلندگوی یکسان است که در فاصله مساوی از شنونده و مستقیماً در مقابل شنونده قرار دارند و شنونده در محور مرکزی بین بلندگوها قرار میگیرد. این پیکربندی به طور موثر یک مثلث متساوی الاضلاع را تشکیل می دهد که زاویه بین بلندگوها، از دید شنونده، تقریباً 60 درجه است. سیستمهای بلندگوی چند کاناله با کیفیت بالا، که شامل پیکربندیهای دو کاناله و پیشرفتهتر میشوند، به طور مداوم دستورالعملهای مفصلی را برای بهینهسازی زوایای و فواصل بلندگو نسبت به موقعیت گوش دادن ارائه میدهند که اغلب از آزمایشهای گسترده طراحی سیستم خاص به دست میآیند تا اثر شنوایی مورد نظر را به حداکثر برسانند.
وینیل رکوردها
با وجود ضبط استریوی دکا از اجرای ارنست آنسرمت در ماه مه 1954 از Antar، انتشار تجاری LPهای استریو تا چهار سال دیگر اتفاق نیفتاد. در سال 1958، سری اولیه ضبط های وینیل استریو دو کاناله تولید انبوه در دسترس قرار گرفت که توسط Audio Fidelity در ایالات متحده و Pye در بریتانیا راه اندازی شد. اینها از سیستم تک شیار "45/45" Westrex استفاده می کردند. در حالی که ضبط دیسک مونوفونیک فقط شامل حرکت افقی قلم در حین تولید مثل است، ضبط های استریو نیاز به حرکت عمودی و افقی قلم دارند. یک سیستم فرضی میتواند شامل ضبط کانال چپ به صورت جانبی، شبیه به ضبطهای تک صدایی، و اطلاعات کانال سمت راست از طریق مدولاسیون عمودی "تپه و دیل" باشد. با این حال، چنین پیشنهادهایی به دلیل ناسازگاری ذاتی آنها با طرحهای پیکاپ فونو اجرا نشدند.
در سیستم Westrex، هر کانال صوتی سر برش را در زاویه 45 درجه نسبت به محور عمودی فعال میکند. در حین پخش، سیگنال مرکب توسط یک سیم پیچ کانال چپ که به صورت مورب در مقابل دیواره داخلی شیار قرار دارد و یک سیم پیچ کانال راست که به صورت مورب در مقابل دیواره بیرونی قرار دارد، شناسایی می شود. طرح Westrex شامل یک شرط برای معکوس کردن قطب یک کانال است، در نتیجه اطمینان حاصل می شود که جابجایی شیار قابل توجهی عمدتا در صفحه افقی به جای عمودی رخ می دهد. جابجایی عمودی نیاز به گشت و گذارهای بالا و پایین قابل توجهی دارد و احتمال پرش کارتریج در طول مسیرهای با دامنه بالا را افزایش می دهد.
از نظر برداری، حرکت قلم ترکیبی مجموع و تفاوت دو کانال استریو را نشان میدهد. به طور خاص، تمام حرکات افقی قلم سیگنال مجموع L+R را منتقل می کند، در حالی که حرکت قلم عمودی سیگنال تفاوت L-R را منتقل می کند. یک مزیت کلیدی سیستم 45/45 سازگاری پیشرفته آن با فناوریهای ضبط و پخش مونوفونیک موجود است.
اگرچه کارتریج مونوفونیک بهجای جدا کردن یک کانال واحد، بهشدت از انجام این کار در دوران نوپایی صوتی منع شده بود. دلایل اصلی، اندازه قلم بزرگتر کارتریج های مونوفونیک (1.0 میل یا 25 میکرومتر، در مقایسه با 0.7 میل یا 18 میکرومتر برای استایل های استریو) و عدم انطباق عمودی در کارتریج های مونو تولید شده در دهه اول وجود استریو بود. این ویژگیها باعث میشود که قلم مونوفونیک بیش از حد به شیار استریو نفوذ کند و به آن آسیب برساند و آن را برای پخش بعدی با کارتریجهای استریو غیرقابل استفاده کند. در نتیجه، صفحههای وینیل استریو که بین سالهای 1958 و 1964 منتشر شدند، اغلب یک هشدار برجسته داشتند: "فقط با کارتریج و قلم استریو بازی کنید."
برعکس، کارتریج استریو مزیت بازتولید ضبطهای مونوفونیک را بدون آسیب رساندن به هر نوع دیسک، حتی از پخش اولیه، ارائه میکند. این شیارهای جانبی ضبطهای مونوفونیک را به طور مساوی در هر دو کانال، به جای یک کانال واحد، بازتولید میکند. این پیکربندی صدای متعادل تری تولید می کند، زیرا هر دو کانال وفاداری معادل را نشان می دهند، که در تضاد با سیستم هایی است که یک کانال ضبط شده جانبی با کیفیت بالا و یک کانال ضبط عمودی با کیفیت پایین تر ارائه می دهند. در نتیجه، این روش میتواند به وفاداری برتر دست یابد زیرا سیگنال تفاوت معمولاً دارای قدرت پایینی است و آن را کمتر در معرض اعوجاج ذاتی تکنیکهای ضبط تپه و دیل قرار میدهد.
علاوه بر این، نویز سطح اغلب در کانال عمودی برجستهتر است. در نتیجه، یک ضبط مونوفونیک که بر روی یک سیستم استریو پخش میشود، میتواند سایش بیشتری نسبت به همتای استریوی خود داشته باشد و همچنان تجربه شنیداری قابل قبولی را ارائه دهد.
در حالی که آلن بلوملین از EMI این سیستم را در سال 1931 تصور کرد و پتنت را برای آن در طول سال در بریتانیا ثبت نکرد یا آن را در سال دریافت نکرد. عمل، یک پیش نیاز برای ثبت اختراع در ایالات متحده و سایر حوزه های قضایی در آن دوره است. مرگ بلوملین در یک سقوط هواپیما در طول جنگ جهانی دوم، در حالی که تجهیزات راداری را آزمایش می کرد، او را از پیاده سازی سیستم از طریق هر دو روش ضبط و تولید مثل باز داشت. EMI اولین دیسک های تست استریو را با استفاده از این سیستم در سال 1933 تولید کرد. با این حال، کاربرد تجاری تا 25 سال بعد، توسط یک نهاد متفاوت، بخش Westrex از Litton Industries Inc.، که جانشین شرکت وسترن الکتریک شد، انجام شد و تحت نام StereoDisk به بازار عرضه شد. صدای استریوفونیک با بازتولید، حداقل تا حدی، محلی سازی فضایی منابع صدا، تجربه شنیداری طبیعی تری را ارائه می دهد.
در طول دهه 1960، یک روش رایج شامل ایجاد بازخوانی استریو از موسیقی از نوارهای اصلی تک صدایی بود که معمولاً به عنوان «تجدید پردازش شده الکترونیکی» یا «به صورت الکترونیکی پردازش شده در آهنگهای الکترونیکی بهبود یافته» نامگذاری میشوند. این نسخهها با استفاده از تکنیکهای پردازش متنوع با هدف جداسازی عناصر صوتی متمایز، که اغلب منجر به مصنوعات قابل تشخیص و نامطلوب میشوند، تولید میشوند که معمولاً به عنوان صدای «فازی» توصیف میشوند. با این وجود، با افزایش دسترسی به ضبط چند کاناله، فرآیند مسترینگ یا ریمستر کردن ضبطهای استریو معتبرتر از نوارهای اصلی چند آهنگی بایگانیشده به تدریج سادهتر شده است.
دیسک فشرده
مشخصات کتاب قرمز برای دیسکهای فشرده ذاتاً دارای دو کانال است. در نتیجه، یک ضبط مونوفونیک روی یک سی دی یا دارای یک کانال خالی است یا سیگنال مشابهی را در هر دو کانال تکرار می کند.
استفاده متداول
در محاوره، یک سیستم استریو به یک دستگاه بازتولید صدا دو کاناله اشاره دارد و ضبط استریو به ضبط صدای دو کاناله اشاره دارد. این نامگذاری اغلب منجر به ابهام می شود، با توجه به اینکه سیستم های سینمای خانگی که از پنج کانال یا بیشتر استفاده می کنند معمولاً استریو نامیده نمی شوند، بلکه محور نامیده می شوند.
اکثر ضبطهای چند کاناله عمدتاً استریوفونیک در نظر گرفته میشوند، زیرا «میکسهای» استریو هستند که از مجموعهای از ضبطهای مونوفونیک و/یا استریوفونیک واقعی مشتق شدهاند. موسیقی عامه پسند معاصر، به طور خاص، معمولاً با استفاده از تکنیکهای شبیهسازی نزدیک گرفته میشود که سیگنالهای صوتی را بهطور مصنوعی به چندین آهنگ جدا میکند. این آهنگهای منفرد، که احتمالاً به صدها قطعه میرسند، متعاقباً در یک ضبط دو کاناله «ترکیب» میشوند. مهندسان صدا، هر آهنگ را از طریق تکنیکهای متنوع، از روشهای ابتدایی مانند کنترلهای پاننگ چپ-راست گرفته تا رویکردهای پیشرفتهتر که بهوسیله تحقیقات روانشناختی، از جمله تساوی کانال، پردازش سمت میانی، و استفاده از تأخیر برای افزایش اثر تقدم، بهطور گستردهتری به دست میآیند، در «تصویر» استریو قرار میدهند. محصول به دست آمده غالباً با آرایش فیزیکی و فضایی واقعی نوازندگان در طول اجرای اصلی کمترین یا هیچ ارتباطی را نشان نمی دهد. در واقع، معمول است که آهنگهای مجزا از یک آهنگ در زمانهای مختلف، گاهی در استودیوهای مختلف، قبل از ادغام در یک ضبط نهایی دو کاناله برای توزیع تجاری، ضبط شوند.
ضبطهای موسیقی کلاسیک استثنای قابل توجهی از این عمل است. این ضبطها معمولاً بدون دوبلههای بعدی تولید میشوند، برخلاف موسیقی عامه پسند، در نتیجه روابط فیزیکی و فضایی واقعی نوازندگان هنگام اجرا حفظ میشود.
موازنه
در زمینه بازتولید صدای استریو، تعادل به سطح سیگنال نسبی از هر کانال اشاره دارد. یک کنترل تعادل استاندارد، هنگامی که در مرکز قرار می گیرد، 0 دسی بل بهره را برای هر دو کانال اعمال می کند. با این حال، تنظیم کنترل معمولاً یک کانال را ضعیف می کند در حالی که کانال دیگر را روی 0 دسی بل نگه می دارد.
پدیدههای صوتی طراحی شده برای ایجاد درک صدایی که از جهات مختلف فضایی منشا میگیرد.
- اثر صوتی سه بعدی
- پیکربندی رایج برای سیستمهای صدای فراگیر، دارای پنج کانال صوتی اصلی و یک کانال جلوههای فرکانس پایین.
- فرایند تعیین منشا منبع صدا.
- Ambisonics: یک تکنیک صوتی فضایی جامع که رمزگذاری استریو میانی (MS) را به سه بعدی گسترش میدهد.
- رمزگذاری مشترک: روشی برای ترکیب کانال های متعدد اطلاعات مشابه برای تسهیل فشرده سازی کارآمدتر داده ها.
- محلی سازی صدا: مکانیسم بیولوژیکی که توسط آن موجودات منشاء فضایی صداها را تشخیص می دهند.
- استریوسکوپی: روشی که برای ایجاد یا تقویت درک عمق در تصاویر بصری استفاده میشود.
- ساب ووفر: یک بلندگوی تخصصی که برای بازتولید فرکانسهای صوتی بسیار کمپیچ مهندسی شده است.
- پدیده ادراکی که در آن دو منبع صوتی مجزا به عنوان یک منبع واحد و موضعی درک می شوند.
- نقطه شیرین (آکوستیک) – موقعیت ایده آل برای گوش دادن به بلندگوها
- سنتز میدان موج: تکنیکی برای بازسازی فیزیکی میدان صوتی فضایی، با هدف ایجاد یک تجربه صدای واقعی برای شنوندگان.
یادداشت ها
مراجع
محتوای چندرسانهای مربوط به صدای استریوفونیک در Wikimedia Commons موجود است.
- رسانه مربوط به صدای استریوفونیک در ویکیمدیا کامانز