لوزالمعده (مجموع پانکراس یا پانکراتا) یک اندام حیاتی است که برای هر دو سیستم گوارشی و غدد درون ریز مهره داران یکپارچه است. در انسان، در شکم، خلفی معده قرار دارد و به عنوان یک غده عمل می کند. این اندام به عنوان یک غده مختلط یا هتروکرین طبقه بندی می شود که دارای قابلیت های غدد درون ریز و برون ریز مشخصی است. تقریباً نود و نه درصد از پانکراس به عملکردهای برون ریز اختصاص دارد، در حالی که یک درصد نقش غدد درون ریز را ایفا می کند. به عنوان یک غده درون ریز، مسئولیت اصلی آن تنظیم سطح قند خون از طریق ترشح هورمون هایی از جمله انسولین، گلوکاگون، سوماتوستاتین و پلی پپتید پانکراس است. برعکس، عملکرد برون ریز آن در سیستم گوارشی شامل ترشح آب پانکراس به دوازدهه از طریق مجرای پانکراس است. این آب میوه حاوی بی کربنات است که اسید معده را که وارد دوازدهه می شود خنثی می کند و آنزیم های گوارشی که برای تجزیه کربوهیدرات ها، پروتئین ها و چربی های غذا حیاتی هستند.
لوزالمعده (جمع پانکراس، یا پانکراس) عضوی از دستگاه گوارش و سیستم غدد درون ریز مهره داران است. در انسان در شکم پشت معده قرار دارد و به عنوان یک غده عمل می کند. لوزالمعده یک غده مختلط یا هتروکرین است، یعنی هم عملکرد درون ریز و هم عملکرد برون ریز گوارشی دارد. نود و نه درصد پانکراس برون ریز و 1 درصد غدد درون ریز است. به عنوان یک غده درون ریز، بیشتر برای تنظیم سطح قند خون، ترشح هورمون های انسولین، گلوکاگون، سوماتوستاتین و پلی پپتید پانکراس عمل می کند. به عنوان بخشی از دستگاه گوارش، به عنوان یک غده برون ریز عمل می کند که آب پانکراس را از طریق مجرای پانکراس به داخل دوازدهه ترشح می کند. این آب میوه حاوی بی کربنات است که اسید وارد شده به دوازدهه از معده را خنثی می کند. و آنزیمهای گوارشی که کربوهیدراتها، پروتئینها و چربیهای موجود در مواد غذایی که از معده وارد دوازدهه میشوند را تجزیه میکنند.
التهاب لوزالمعده در پزشکی پانکراتیت نامیده میشود، با علل رایج از جمله مصرف مزمن الکل و سنگهای صفراوی. لوزالمعده به دلیل عملکرد حیاتی خود در تنظیم قند خون، عضوی محوری در آسیب شناسی دیابت نیز می باشد. سرطان لوزالمعده، که میتواند به دنبال پانکراتیت مزمن یا به دلایل دیگر ایجاد شود، معمولاً دارای پیشآگهی بسیار ضعیفی است، زیرا اغلب تنها پس از متاستاز به سایر نواحی بدن تشخیص داده میشود.
ریشهشناسی واژه پانکراس از واژههای یونانی πᾶν (pân، به معنای «همه» و به معنای «همه» نشات میگیرد. درگیری لوزالمعده در دیابت در اوایل سال 1889 شناخته شد و نقش خاص آن در تولید انسولین در سال 1921 مشخص شد.
ساختار تشریحی
در انسان، لوزالمعده یک عضو شکمی است که از موقعیت خود در پشت معده به سمت چپ بالای شکم و در مجاورت طحال امتداد دارد. در افراد بالغ، معمولاً 12 تا 15 سانتیمتر (4.7 تا 5.9 اینچ) طول دارد و مورفولوژی لوبله و رنگ ماهی قزل آلا مشخص میکند.
از نظر آناتومی، پانکراس به چهار ناحیه اصلی بدن تقسیم میشود: ، سر، و سر دم. این اندام از انحنای داخلی دوازدهه منشا می گیرد، جایی که سر آن شریان و سیاهرگ مزانتریک فوقانی را احاطه می کند. بدن که طولانیترین بخش لوزالمعده را نشان میدهد، به صورت عرضی در خلف معده امتداد مییابد، در حالی که دم در نزدیکی طحال به پایان میرسد.
سیستم مجرای پانکراس شامل دو مجرای اصلی است: مجرای اصلی پانکراس و یک مجرای جانبی کوچکتر پانکراس که هر دو از بدن پانکراس عبور میکنند. مجرای اصلی لوزالمعده با مجرای صفراوی مشترک همگرا می شود و ساختاری متسع به نام آمپول Vater (یا آمپول کبدی پانکراس) را تشکیل می دهد. این آمپول توسط یک دریچه عضلانی، اسفنکتر Oddi پوشیده شده و متعاقباً به بخش نزولی دوازدهه باز می شود. ورود مجرای صفراوی مشترک به مجرای اصلی پانکراس توسط اسفنکتر بویدن تنظیم می شود. مجرای جانبی پانکراس دارای منافذ مشخصی به داخل دوازدهه است که بالاتر از دهانه مجرای اصلی پانکراس قرار دارد.
مناطق پانکراس
سر پانکراس در داخل انحنای اثنی عشر قرار گرفته و شریان مزانتریک فوقانی و ورید را احاطه کرده است. در سمت راست آن بخش نزولی دوازدهه قرار دارد که شریان های پانکراتیک دوازدهه فوقانی و تحتانی فضای بین آنها را طی می کنند. در عقب، سر با ورید اجوف تحتانی و مجرای صفراوی مشترک به هم پیوسته است. از قدام، توسط غشای صفاقی و روده بزرگ عرضی پوشیده شده است. یک فرآیند مجزا از سر بیرون میآید، که در خلف سیاهرگ مزانتریک فوقانی و گاهی اوقات شریان مزانتریک فوقانی قرار دارد. بریدگی پانکراس مرز بین گردن لوزالمعده و فرآیند uncinate را مشخص می کند.گردن پانکراس به عنوان یک بخش انتقالی عمل می کند و سر پانکراس را که در داخل انحنای دوازدهه قرار دارد، از بدن پانکراس جدا می کند. این ناحیه تقریباً 2 سانتی متر (0.79 اینچ) عرض دارد و در جلوی محل تلاقی تشکیل دهنده ورید پورتال قرار دارد. گردن عمدتاً در خلف پیلور معده قرار دارد و تا حد زیادی توسط صفاق احاطه شده است. شریان پانکراتیک دوازدهه فوقانی قدامی در جلوی گردن پانکراس قرار دارد.
بدن پانکراس، بزرگترین بخش اندام، عمدتاً در خلف معده قرار دارد و به تدریج در امتداد محور طولی خود ضعیف میشود. صفاق بالاتر از بدن پانکراس قرار دارد و کولون عرضی در جلوی صفاق قرار دارد. در خلف لوزالمعده چندین رگ خونی مهم از جمله آئورت، ورید طحال، ورید کلیوی چپ و قسمت پروگزیمال شریان مزانتریک فوقانی قرار دارند. در پایینتر از بدن پانکراس، بخشهایی از روده کوچک، بهویژه قسمت انتهایی دوازدهه و ژژونوم مجاور آن، به همراه رباط تعلیقی دوازدهه که بین این ساختارها قرار گرفته است، قرار دارد.لوزالمعده در دم پانکراس که در قسمت انتهایی لوزالمعده قرار دارد، ضعیف میشود. طول آن معمولاً بین 1.3-3.5 سانتی متر (0.51-1.38 اینچ) است و در لایه های رباط متصل کننده طحال و کلیه چپ قرار دارد. شریان طحال و سیاهرگ از پشت بدن و دم پانکراس عبور می کنند.
تامین خون
پانکراس عروقی شدن گسترده ای را نشان می دهد، با عروقی که از شاخه های شریان سلیاک و شریان مزانتریک فوقانی مشتق شده اند. شریان طحال، که بزرگترین شاخه تنه سلیاک است، نسبت به پانکراس امتداد دارد و قسمت چپ بدن و دم پانکراس را از طریق شاخه های پانکراس، به ویژه از جمله شریان پانکراس بزرگ، عروقی می کند. شریان های پانکراتیک دوازدهه فوقانی و تحتانی سطوح خلفی و قدامی سر لوزالمعده را در مجاورت دوازدهه طی می کنند. این عروق منبع شریانی سر لوزالمعده را تامین میکنند و آناستوموزها را در مرکز تشکیل میدهند.
بدن و گردن پانکراس توسط ورید طحال که در خلف اندام قرار دارد تخلیه میشود. سر لوزالمعده به داخل وریدهای مزانتریک فوقانی و پورتال از طریق وریدهای پانکراتیک دوازدهه تخلیه می شود و آنها را احاطه می کند.
لوزالمعده دارای یک سیستم تخلیه لنفاوی گسترده است و عروق همراه با منبع شریانی آن است. تخلیه لنفاوی از بدن پانکراس و دم به غدد لنفاوی طحال همگرا می شود و در نهایت به گره های لنفاوی پیش آئورت بین شریان سلیاک و مزانتریک فوقانی تبدیل می شود. برعکس، عروق لنفاوی سر و گردن به کانالهای لنفاوی میانی اطراف شریانهای پانکراتیک دوازدهه، مزانتریک و کبدی تخلیه میشوند و متعاقباً به غدد لنفاوی پیش آئورت میرسند.
میکروآناتومی
لوزالمعده شامل بافت هایی است که هم عملکرد غدد درون ریز و هم برون ریز را انجام می دهند. این دوگانگی عملکردی با بررسی میکروسکوپی بافت پانکراس قابل تشخیص است.
جزء غالب بافت پانکراس به عملکردهای گوارشی اختصاص دارد. این سلولها به صورت خوشههایی به نام acini که مجاری کوچکی را احاطه کرده و به صورت لوبولهایی که توسط سپتومهای فیبری باریک مشخص شدهاند، جمع میشوند. سلولهای هر آسینوس آنزیمهای گوارشی غیرفعال را که زیموژنها نامیده میشوند، در مجاری مکاندار کوچکی که آنها را در بر میگیرند، دفع میکنند. در داخل هر آسینوس، سلولها مورفولوژی هرمی را نشان میدهند، که در اطراف مجاری درهم قرار گرفتهاند، که با هستههای قرار گرفته بر روی غشای پایه، یک شبکه آندوپلاسمی گسترده، و گرانولهای زیموژن متعددی که در سیتوپلاسم آنها قابل تشخیص هستند، مشخص میشود. این مجراهای درونی متعاقباً به مجاری داخل لوبولی بزرگتر در هر لوبول همگرا می شوند و در نهایت به مجاری بین لوبولی منتهی می شوند. در ابتدا، مجاری توسط یک لایه سلول های اپیتلیال ستونی پوشیده شده اند. با این حال، با افزایش قطر مجرا، پوشش اپیتلیال چند لایه میشود.
بافتهای پانکراس با عملکرد غدد درون ریز در خوشههای سلولی مجزا به نام جزایر پانکراس (یا جزایر لانگرهانس) سازماندهی میشوند که در سرتاسر اندام پخش میشوند. این جزایر شامل سلولهای آلفا، بتا و دلتا هستند که هر کدام مسئول ترشح هورمونهای مجزا هستند. یک آرایش فضایی مشخص مشاهده می شود، با سلول های آلفا (ترشح گلوکاگون) که معمولاً در حاشیه جزیره قرار دارند، در حالی که سلول های بتا فراوان (ترشح کننده انسولین) در سراسر هسته جزیره توزیع می شوند. علاوه بر این، سلول های انتروکرومافین در داخل پارانشیم جزیره پراکنده می شوند. هر جزایر ممکن است از حداکثر 3000 سلول ترشحی تشکیل شده باشد و توسط شریانهای کوچک متعدد برای تامین خون، در کنار ونولهایی که ورود هورمونهای ترشح شده به گردش خون سیستمیک را تسهیل میکنند، عروقی میشوند.
تغییر
پانکراس تنوع قابل توجهی در اندازه از خود نشان می دهد. تغییرات تشریحی رایج است که از رشد جنینی دو جوانه پانکراس متمایز آن ناشی می شود. این جوانه ها در طول تشکیل پانکراس از طرفین مخالف دوازدهه منشا می گیرند. جوانه شکمی متعاقباً به یک موقعیت مجاور نسبت به جوانه پشتی میچرخد و در نهایت تحت همجوشی قرار میگیرد. تقریباً 10٪ از بزرگسالان ممکن است یک مجرای لوزالمعده جانبی داشته باشند، که اگر مجرای اولیه جوانه پشتی پانکراس نتواند پسرفت کند، ادامه می یابد. این مجرای جانبی معمولاً به پاپیلای مینور اثنی عشر تخلیه می شود. اگر دو جوانه لوزالمعده که هر کدام مجهز به مجرای خاص خود هستند نتوانند به هم جوش بخورند، لوزالمعده ممکن است با دو سیستم مجرای مجزا ایجاد شود، وضعیتی که پانکراس دوزیوم نامیده می شود. این تنوع تشریحی عموماً هیچ گونه انشعاب فیزیولوژیکی ندارد. در مواردی که چرخش جوانه شکمی ناقص باشد، پانکراس حلقوی می تواند تشکیل شود که مشخصه آن احاطه یک بخش یا کل دوازدهه توسط بافت پانکراس است. این ناهنجاری را می توان با آترزی دوازدهه مرتبط کرد.
بیان ژن و پروتئین
تقریباً 10000 ژن کدکننده پروتئین، که حدود 50 درصد از کل ژنوم انسان را تشکیل میدهند، در پانکراس طبیعی انسان بیان میشوند. از این تعداد، کمتر از 100 ژن بیان خاص پانکراس را نشان می دهند. مشابه غدد بزاقی، اکثر ژنهای اختصاصی پانکراس، پروتئینهایی را که برای ترشح هستند رونویسی میکنند. این پروتئینهای اختصاصی پانکراس یا در داخل محفظه سلولی برونریز سنتز میشوند و نقشهایی را در هضم و جذب مواد مغذی ایفا میکنند، که نمونهای از آنزیمهای کیموتریپسینوژن گوارشی و لیپاز پانکراس PNLIP است، یا توسط انواع مختلف سلولهای ترشحشده در غدد درونریز، از جمله هورمونهای غدد درون ریز، از جمله در لوزالمعده، تولید میشوند. گلوکاگون، سوماتوستاتین و پلی پپتید پانکراس.
توسعه
در طول رشد جنینی، لوزالمعده از دو جوانه لوزالمعده منشأ می گیرد که از بخش دوازدهه روده جلویی بیرون می آید، یک لوله جنینی که به عنوان پیش ساز دستگاه گوارش عمل می کند. اصل و نسب سلولی آن اندودرمی است. مورفوژنز پانکراس با تمایز جوانه های متمایز پشتی و شکمی پانکراس آغاز می شود. هر جوانه از طریق یک مجرای اختصاصی با روده جلویی ارتباط برقرار می کند. جوانه پشتی پانکراس متعاقباً به گردن، بدن و دم پانکراس بالغ تمایز می یابد، در حالی که جوانه پانکراس شکمی باعث ایجاد سر و فرآیند غیرسینه می شود.
تشکیل پانکراس قطعی منوط به چرخش جوانه شکمی و ادغام بعدی هر دو جوانه پانکراس است. با پیشرفت رشد، اثنی عشر تحت یک چرخش به سمت راست قرار می گیرد و جوانه شکمی را همراه با خود به موقعیت آناتومیک پشتی می برد. پس از قرار گرفتن، جوانه پانکراس شکمی پایین تر از جوانه پشتی بزرگتر قرار می گیرد و در نهایت با آن ترکیب می شود. این نقطه همجوشی ادغام مجاری اولیه از جوانه های شکمی و پشتی پانکراس را تسهیل می کند و در نتیجه مجرای اصلی پانکراس را ایجاد می کند. به طور معمول، مجرای جوانه پشتی دچار پسرفت می شود و مجرای اصلی پانکراس را به عنوان مسیر زهکشی غالب باقی می گذارد.
توسعه سلولی
سلول های پیش ساز پانکراس نشان دهنده سلول های پیش ساز هستند که قادر به تمایز به انواع مختلف سلول های عملکردی پانکراس هستند که شامل سلول های سانترواسینار برون ریز، سلول های جزایر غدد درون ریز و سلول های مجرای می شود. این سلول های پیش ساز با بیان همزمان فاکتورهای رونویسی PDX1 و NKX6-1 متمایز می شوند.
سلول های برون ریز پانکراس تحت تأثیر مولکول های القاکننده خاص مانند فولیستاتین، فاکتورهای رشد فیبروبلاست و فعال شدن سیستم گیرنده Notch قرار می گیرند. مورفوژنز آسین برون ریز از طریق سه مرحله متوالی انجام می شود. این مراحل بهعنوان پیشمتمایز، پیشمتمایز و متمایز شده تعیین میشوند، که به ترتیب با سطوح غیرقابل تشخیص، کم و زیاد فعالیت آنزیمهای گوارشی مرتبط هستند.
سلولهای پیش ساز پانکراس تحت تأثیر تنظیمی نوروژنین-3 و ISL1، بر اثر عدم وجود نشانهگذاری مجدد، به سلولهای جزایر غدد درون ریز تمایز مییابند. سلول های پیش ساز غدد درون ریز با هدایت ژن Pax به سلول های آلفا و گاما تمایز می یابند. برعکس، تحت تأثیر Pax-6، این سلول های پیش ساز غدد درون ریز به سلول های بتا و دلتا تبدیل می شوند. جزایر پانکراس با مهاجرت سلول های غدد درون ریز از سیستم مجرای ایجاد می شوند تا در خوشه های کوچک مجاور مویرگ ها جمع شوند. این رویداد رشدی معمولاً در حدود ماه سوم بارداری اتفاق میافتد و انسولین و گلوکاگون تا ماه چهارم یا پنجم رشد در گردش خون جنین انسان قابل تشخیص هستند.
عملکرد
لوزالمعده نقش دوگانه ای در بدن ایفا می کند و به تنظیم گلوکز خون و فرآیندهای متابولیک کمک می کند و همچنین آب پانکراس ترشح می کند که به هضم کمک می کند. این عملکردها به ظرفیت غدد درون ریز، شامل ترشح انسولین و سایر هورمون ها از جزایر پانکراس برای مدیریت قند خون و متابولیسم، و ظرفیت برون ریز، متمرکز بر ترشح آنزیم های گوارشی، طبقه بندی می شوند.
تنظیم گلوکز خون
سلول های لوزالمعده در حفظ هموستاز گلوکز خون نقش اساسی دارند. این سلول های تخصصی در جزایر پانکراس قرار دارند که در سراسر اندام توزیع شده اند. تنظیم گلوکز خون شامل مکانیسم های زیر است:
- در پاسخ به کاهش غلظت گلوکز خون، سلول های آلفا گلوکاگون آزاد می کنند و در نتیجه سطح گلوکز سیستمیک را افزایش می دهند.
- برعکس، وقتی سطح گلوکز خون بالا میرود، سلولهای بتا انسولین ترشح میکنند که باعث کاهش گلوکز در گردش میشود.
علاوه بر این، سلولهای دلتا در جزایر سوماتواستاتین تولید میکنند، هورمونی که ترشح انسولین و گلوکاگون را تعدیل و کاهش میدهد.
گلوکاگون با تحریک گلوکونئوژنز کبدی و گلیکوژنولیز، تجزیه گلوکز به گلوکز، غلظت گلوکز را افزایش میدهد. علاوه بر این، جذب گلوکز توسط بافت های چربی و عضلانی را کاهش می دهد. ترشح گلوکاگون توسط سطوح پایین گلوکز خون یا انسولین تحریک میشود و همچنین در طی فعالیت بدنی تحریک میشود.
انسولین با تسهیل جذب سلولی، بهویژه توسط ماهیچههای اسکلتی، و با ترویج استفاده از آن در سنتز پروتئینها، لیپیدها و کربوهیدراتها، گلوکز خون را کاهش میدهد. انسولین در ابتدا به عنوان پیش پروانسولین، یک مولکول پیش ساز، سنتز می شود. این ماده متعاقباً به پروانسولین تبدیل میشود و سپس توسط پپتید C برای تولید انسولین فعال که در گرانولهایی در سلولهای بتا ذخیره میشود، شکافته میشود. ورود گلوکز به سلول های بتا و تخریب متعاقب آن منجر به دپلاریزاسیون غشای سلولی می شود که به نوبه خود باعث تحریک ترشح انسولین می شود.
مهمترین عامل مؤثر بر ترشح انسولین و گلوکاگون، غلظت گلوکز در پلاسمای خون است. هیپوگلیسمی ترشح گلوکاگون را تحریک می کند، در حالی که هایپرگلیسمی باعث ترشح انسولین می شود. عوامل اضافی نیز ترشح این هورمون ها را تعدیل می کنند. اسیدهای آمینه خاصی که در طول هضم پروتئین تولید می شوند، می توانند هم ترشح انسولین و هم گلوکاگون را تحریک کنند. سوماتواستاتین به عنوان یک عامل بازدارنده برای انسولین و گلوکاگون عمل می کند. سیستم عصبی خودمختار نیز تأثیر می گذارد. فعال شدن گیرنده های بتا-2 توسط کاتکول آمین های اعصاب سمپاتیک باعث تحریک آزادسازی انسولین و گلوکاگون می شود، در حالی که فعال شدن گیرنده آلفا-1 ترشح آنها را مهار می کند. علاوه بر این، گیرندههای M3 سیستم عصبی پاراسمپاتیک، هنگامی که توسط عصب واگ راست تحریک میشوند، باعث ترشح انسولین از سلولهای بتا میشوند.
هضم
لوزالمعده با ترشح شیره پانکراس، مایع غنی از آنزیم، به طور مستقیم در دوازدهه، بخش اولیه روده کوچک که کیم را از معده دریافت می کند، عملکرد مهمی را در سیستم گوارش انجام می دهد. این آنزیم ها برای کاتابولیسم کربوهیدرات ها، پروتئین ها و لیپیدها ضروری هستند. این عملکرد برون ریز پانکراس را تشکیل می دهد. سلولهای تخصصی مسئول این ترشح، سلولهای سانترواسینار هستند که به صورت خوشههای غدهای به نام acini سازماندهی شدهاند. ترشحات از لومن مرکزی هر آسینوس در مجاری داخل لوبولار جمع میشوند، که متعاقباً به مجرای اصلی پانکراس همگرا میشوند و در نهایت به دوازدهه تخلیه میشوند. روزانه تقریباً 1.5 تا 3 لیتر از این مایع ترشح میشود.
در هر آسینوس، سلولها مملو از گرانولهای حاوی آنزیمهای گوارشی هستند. این آنزیم ها در ابتدا به صورت پیش ساز غیر فعال ترشح می شوند که به نام زیموژن ها یا پروآنزیم ها شناخته می شوند. پس از آزاد شدن آنها در دوازدهه، آنها توسط انتروکیناز، آنزیمی که در پوشش اثنی عشر یافت می شود، فعال می شوند. این جداسازی پروآنزیمها باعث شروع یک آبشار فعالسازی آنزیمی میشود.
- آنزیم های پروتئولیتیک که مسئول تجزیه پروتئین هستند، با تبدیل تریپسینوژن به تریپسین فعال می شوند. متعاقباً، تریپسین آزاد شده، تریپسینوژن باقیمانده و همچنین کیموتریپسینوژن را به شکل فعال آن، کیموتریپسین، کاتالیز میکند.
- آنزیم های ترشح شده برای هضم لیپیدها عبارتند از لیپاز، فسفولیپاز A2، لیزوفسفولیپاز و کلسترول استراز.
- آمیلاز یکی از آنزیم های مسئول تجزیه نشاسته و سایر کربوهیدرات ها است.
این آنزیمها در یک مایع غنی از بیکربنات ترشح میشوند که pH قلیایی بهینه را برای بیشتر فعالیتهای آنزیمی حفظ میکند و اسیدهای معده وارد شده به دوازدهه را خنثی میکند. تنظیم هورمون، از جمله سکرتین، کوله سیستوکینین، و پپتید وازواکتیو روده ای (VIP)، همراه با تحریک استیل کولین از عصب واگ، بر این ترشح تأثیر می گذارد. سکرتین در پاسخ به اسید معده از سلول های S اثنی عشر آزاد می شود و همراه با VIP باعث افزایش ترشح آنزیم و بی کربنات می شود. کوله سیستوکینین که عمدتاً از سلول های ایتو در پوشش اثنی عشر و ژژنوم به دلیل اسیدهای چرب با زنجیره بلند آزاد می شود، اثرات سکرتین را تقویت می کند. در سطح سلولی، بیکربنات از سلولهای سانترواسینار و مجرای از طریق یک انتقالدهنده بیکربنات سدیم ترشح میشود که توسط دپلاریزاسیون غشایی که توسط تنظیمکننده رسانایی عبوری غشایی فیبروز کیستیک ایجاد میشود، فعال میشود. سکرتین و VIP باز شدن این تنظیم کننده را افزایش می دهند که منجر به افزایش دپلاریزاسیون غشاء و متعاقب آن ترشح بی کربنات می شود.
مکانیسم های مختلفی برای جلوگیری از آسیب رساندن آنزیم های گوارشی پانکراس به بافت خود وجود دارد. اینها شامل ترشح پیش سازهای آنزیمی غیرفعال (زیموژن ها)، آزادسازی بازدارنده محافظ تریپسین که تریپسین را غیرفعال می کند، تغییرات pH مرتبط با ترشح بی کربنات که هضم را تنها زمانی که لوزالمعده تحریک می شود فعال می کند، و غیرفعال شدن تریپسین به دلیل غلظت کم کلسیم درون سلولی.
عملکردهای اضافی
پانکراس همچنین پپتید روده ای وازواکتیو و پلی پپتید پانکراس ترشح می کند. سلول های انتروکرومافین در پانکراس، هورمون های موتیلین، سروتونین و ماده P را تولید می کنند. تحقیقات نشان داده است که بافت پانکراس به طور موثر سزیم رادیواکتیو (Cs-137) را در روده انباشته و ترشح می کند.
اهمیت بالینی
التهاب
پانکراتیت به التهاب لوزالمعده اشاره دارد که اغلب با سنگ های صفراوی مکرر یا مصرف مزمن الکل مرتبط است. سایر علل شایع عبارتند از آسیب تروماتیک، عوارض ناشی از کلانژیوپانکراتوگرافی رتروگراد آندوسکوپی (ERCP)، برخی داروها، عفونت هایی مانند اوریون، و سطح تری گلیسیرید خون بسیار بالا. پانکراتیت حاد معمولاً به صورت درد شدید در ناحیه مرکزی شکم ظاهر می شود که اغلب به پشت تابش می کند و ممکن است با حالت تهوع یا استفراغ همراه باشد. موارد شدید می تواند منجر به خونریزی یا سوراخ شدن پانکراس شود که منجر به شوک یا سندرم پاسخ التهابی سیستمیک و کبودی در پهلوها یا اطراف ناف شود. چنین عوارض مهمی اغلب نیاز به مدیریت در بخش مراقبت های ویژه دارد.
در پانکراتیت، آنزیم های برون ریز پانکراس باعث آسیب به ساختار و بافت پانکراس می شوند. تشخیص این آنزیم ها، مانند آمیلاز و لیپاز، در جریان خون، همراه با علائم مشخصه و یافته های تصویربرداری پزشکی مانند سونوگرافی یا سی تی اسکن، اغلب نشان دهنده تشخیص پانکراتیت است. مدیریت پزشکی معمولاً شامل تسکین درد، نظارت برای پیشگیری یا درمان شوک و رسیدگی به هر گونه علت زمینهای است. این ممکن است شامل حذف سنگ های صفراوی، کاهش سطح تری گلیسیرید یا گلوکز خون، استفاده از کورتیکواستروئید برای پانکراتیت خودایمنی، و قطع هر گونه داروهای محرک باشد.
پانکراتیت مزمن شامل توسعه تدریجی التهاب پانکراس در طول زمان است. این بیماری در بسیاری از علل با پانکراتیت حاد مشترک است که مصرف مزمن الکل در کنار اپیزودهای حاد مکرر و فیبروز کیستیک شایع ترین آنهاست. درد شکم که مشخصاً با نشستن رو به جلو یا مصرف الکل کاهش می یابد، شایع ترین علامت است. اختلال شدید در عملکرد گوارشی پانکراس می تواند منجر به سوء هاضمه چربی و استئاتوره شود، در حالی که عملکرد غدد درون ریز به خطر افتاده ممکن است منجر به دیابت شود. پانکراتیت مزمن مشابه پانکراتیت حاد بررسی می شود. علاوه بر مدیریت درد و حالت تهوع، و رسیدگی به علل شناسایی شده (که ممکن است شامل ترک الکل باشد)، درمان جایگزین آنزیم ممکن است برای جلوگیری از سوء جذب به دلیل نقش گوارشی پانکراس ضروری باشد.
سرطان
سرطانهای پانکراس، بهویژه آدنوکارسینوم پانکراس، شایعترین زیرگروه، چالشهای درمانی مهمی را ارائه میکنند و اغلب در مراحل پیشرفته شناسایی میشوند و از مداخله جراحی، که تنها روش بالقوه درمانی است، جلوگیری میکنند. سرطان لوزالمعده در افراد زیر 40 سال نادر است و میانگین سن تشخیصی آن 71 سال است. عوامل خطر مرتبط شامل پانکراتیت مزمن، سن بالا، سیگار کشیدن، چاقی، دیابت، و استعدادهای ژنتیکی نادر خاص، مانند نئوپلازی غدد درون ریز متعدد نوع 1، سرطان روده بزرگ غیر پولیپوز ارثی، و سندرم خال دیسپلاستیک است. تقریباً 25 درصد از تشخیصها به مصرف تنباکو مربوط میشوند که 5 تا 10 درصد آن به عوامل ژنتیکی ارثی نسبت داده میشود.
آدنوکارسینوم پانکراس، زیرگروه اصلی بدخیمی پانکراس، از بافت گوارشی برونریز پانکراس منشأ میگیرد. اکثر موارد در سر پانکراس ظاهر می شود. تظاهرات بالینی معمولاً در مراحل پیشرفته بیماری ظاهر می شود و به صورت ناراحتی شکمی، کاهش وزن غیرقابل توضیح یا زردی (یرقان) ظاهر می شود. ایکتروس از انسداد صفراوی ناشی از تومور به وجود می آید. علائم کمتر شایع ممکن است شامل تهوع، استفراغ، پانکراتیت، دیابت تازه شروع شده یا ترومبوز وریدی مکرر باشد. تشخیص سرطان لوزالمعده معمولا به تصویربرداری پزشکی، به ویژه سونوگرافی یا سی تی اسکن با کنتراست متکی است. سونوگرافی آندوسکوپی ممکن است برای تومورهایی که برای رزکسیون جراحی ارزیابی می شوند، استفاده شود و بیوپسی با هدایت آندوسکوپی رتروگراد کلانژیوپانکراتوگرافی (ERCP) یا اولتراسوند می تواند تشخیص مبهم را تأیید کند.
تأخیر در شروع علائم معمولاً منجر به ارائه اکثر سرطانها در مراحل پیشرفته میشود. در نتیجه، تنها 10 تا 15 درصد تومورها قابل برداشتن جراحی هستند. از سال 2018، رژیم شیمی درمانی FOLFIRINOX، شامل فلوئورواوراسیل، ایرینوتکان، اگزالیپلاتین و لئوکوورین، نتایج بقای بهبود یافته ای را در مقایسه با درمان های معمولی مبتنی بر جمسیتابین نشان داده است. درمان عمدتاً تسکینی است و بر مدیریت علائم اضطراری متمرکز است. مداخلات تسکین دهنده ممکن است شامل رفع خارش، انجام کولدوکوژیونوستومی، قرار دادن استنت از طریق ERCP برای بازگرداندن تخلیه صفرا، و تجویز دارو درمانی برای مدیریت درد باشد. در ایالات متحده، سرطان لوزالمعده به عنوان چهارمین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان رتبه بندی می شود. بروز این بیماری در کشورهای توسعه یافته بیشتر است و 68 درصد موارد جدید را در سال 2012 تشکیل می دهد. آدنوکارسینوم پانکراس به طور کلی با پیش آگهی نامطلوب همراه است و میانگین بقای یک ساله و پنج ساله پس از تشخیص به ترتیب 25 درصد و 5 درصد است. برای بیماری های موضعی، به طور خاص تومورهای کوچکتر از 2 سانتی متر، نرخ بقای پنج ساله تقریباً 20٪ است.
سرطان پانکراس انواع مختلفی را در بر می گیرد و بر بافت های غدد درون ریز و برون ریز تأثیر می گذارد. اشکال متعددی از تومورهای غدد درون ریز پانکراس وجود دارد که همه آنها نادر یا نادر هستند و پیش آگهی های مختلفی را ارائه می دهند. با این وجود، بروز این بدخیمی ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است. تا چه حد این روند منعکس کننده تشخیص افزایش یافته، به ویژه از طریق تصویربرداری پزشکی، تومورهای تنبل است، نامشخص است. انسولینوم ها (عمدتاً خوش خیم) و گاسترینوم ها رایج ترین انواعی هستند که با آن مواجه می شوند. بیمارانی که با سرطانهای عصبی غدد تشخیص داده میشوند، نرخ بقای پنج ساله 65 درصدی را نشان میدهند، اگرچه این میزان به طور قابلتوجهی بر اساس نوع تومور خاص متفاوت است.
تومور کاذب پاپیلاری جامد به عنوان یک نئوپلاسم بدخیم پانکراس با درجه پایین با معماری پاپیلاری مشخص میشود که عمدتاً زنان جوان را تحت تأثیر قرار میدهد.
دیابت شیرین
دیابت نوع 1
دیابت نوع 1 یک اختلال خودایمنی مزمن است که با تخریب سلول های بتای تولید کننده انسولین در پانکراس توسط سیستم ایمنی مشخص می شود. انسولین برای حفظ سطح مطلوب گلوکز خون ضروری است. کمبود آن منجر به هیپرگلیسمی می شود. در صورت عدم درمان، این بیماری مزمن می تواند منجر به عوارضی مانند تسریع بیماری عروقی، رتینوپاتی دیابتی، نفروپاتی و نوروپاتی شود. علاوه بر این، انسولین ناکافی برای استفاده از گلوکز سلولی می تواند کتواسیدوز دیابتی را تسریع کند، یک اورژانس پزشکی که اغلب به عنوان علامت اولیه دیابت نوع 1 ارائه می شود. در حالی که دیابت نوع 1 می تواند در هر سنی ظاهر شود، تشخیص معمولا قبل از 40 سالگی رخ می دهد. برای افراد مبتلا به دیابت نوع 1، تجویز اگزوژن انسولین برای بقا حیاتی است. روشهای درمانی تجربی برای دیابت نوع 1 شامل پیوند کل پانکراس یا پیوند سلولهای جزایر جدا شده، با هدف ارائه سلولهای بتا عملکردی به گیرنده است.
دیابت نوع 2
دیابت نوع 2 شایع ترین نوع دیابت است. افزایش سطح گلوکز خون در این شرایط معمولاً ناشی از تلاقی مقاومت به انسولین و کاهش ترشح انسولین است که هم استعدادهای ژنتیکی و هم تأثیرات محیطی در پاتوژنز آن نقش دارند. به تدریج، سلول های بتای پانکراس می توانند کاهش عملکرد و خستگی را تجربه کنند. استراتژی های درمانی برای دیابت نوع 2 شامل اصلاح شیوه زندگی، مداخلات دارویی در صورت لزوم و به طور بالقوه انسولین درمانی است. در مورد عملکرد پانکراس، چندین دارو برای افزایش ترشح انسولین از سلولهای بتا طراحی شدهاند. اینها شامل سولفونیل اوره ها هستند که مستقیماً سلول های بتا را تحریک می کنند. اینکرتین ها، که اثرات هورمون های پپتید 1 شبه گلوکاگون را تقلید می کنند، در نتیجه ترشح انسولین پس از صرف غذا را از سلول های بتا افزایش می دهند و مقاومت بیشتری در برابر تخریب نشان می دهند. و مهارکننده های DPP-4 که از تجزیه اینکرتین ها جلوگیری می کنند.
حذف
افراد می توانند بدون پانکراس به زندگی خود ادامه دهند، مشروط به تجویز مداوم انسولین برای تنظیم دقیق قند خون و مصرف مکمل های آنزیم پانکراس برای تسهیل هضم.
تاریخچه
لوزالمعده در ابتدا توسط هروفیلوس (335-280 قبل از میلاد)، آناتومیست و جراح یونانی شناسایی شد. قرنها بعد، روفوس افسوسی، آناتومیست یونانی دیگر، نام فعلی خود را بر این اندام گذاشت. از نظر ریشه شناسی، "پانکراس" از اقتباس لاتین مدرن از اصطلاح یونانی πάγκρεας مشتق شده است که πᾶν ("همه" یا "کل") و κρέας ("گوشت") را ترکیب می کند. در حالی که به معنای واقعی کلمه به "تمام گوشت" ترجمه می شود، احتمالاً به دلیل بافت گوشتی آن، این اصطلاح در ابتدا به نان شیرین اشاره داشت. یک کشف مهم در سال 1889 زمانی که اسکار مینکوفسکی مشاهده کرد که پانکراتکتومی در سگ ها باعث دیابت می شود رخ داد. متعاقباً، در سال 1921، فردریک بانتینگ و چارلز بست با موفقیت انسولین را از جزایر پانکراس جدا کردند.
روشها برای بررسی بافت پانکراس به طور قابل توجهی تکامل یافته است. از لحاظ تاریخی، مشاهدات بر تکنیکهای رنگآمیزی اساسی، مانند رنگهای هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) تکیه داشت. در حال حاضر، ایمونوهیستوشیمی روش دقیق تری برای تمایز انواع سلول ارائه می دهد. این تکنیک از آنتیبادیهای مرئی استفاده میکند که محصولات سلولی خاص را هدف قرار میدهد، در نتیجه شناسایی جمعیتهای سلولی متمایز، از جمله سلولهای آلفا و بتا را تسهیل میکند.
دیگر حیوانات
بافت پانکراس در همه گونههای مهرهداران وجود دارد، اگرچه مورفولوژی خاص و سازمان آناتومیک آن تنوع قابلتوجهی را نشان میدهد. برخی از گونه ها ممکن است تا سه لوزالمعده مجزا داشته باشند که دو لوزالمعده از جوانه لوزالمعده منشاء می گیرند و یکی پشتی رشد می کند. در اکثر گونهها، از جمله انسانها، این ساختارها معمولاً در دوران بزرگسالی با هم ترکیب میشوند. با این حال، استثناهای قابل توجهی وجود دارد. حتی در مواردی که یک لوزالمعده وجود دارد، دو یا سه مجرای پانکراس ممکن است باقی بمانند که هر کدام به طور مستقل به دوازدهه یا بخش جلویی روده معادل آن تخلیه میشوند. به عنوان مثال، گونههای پرندگان معمولاً دارای سه مجرای مشابه هستند.
در ماهیهای استخوانی و برخی گونههای دیگر مانند خرگوش، پانکراس مجزا به طور کامل وجود ندارد. در عوض، بافت پانکراس به طور پراکنده در سراسر مزانتر و گاهی اوقات در اندام های مجاور مانند کبد یا طحال پراکنده می شود. در حالی که برخی از گونه های استخوانی ادغام بافت غدد درون ریز را به یک غده مجزا در حفره شکمی نشان می دهند، در غیر این صورت بین اجزای برون ریز توزیع می شود. با این حال، ابتدایی ترین آرایش در ماهی لامپری و ریه ماهی مشاهده می شود، جایی که بافت لوزالمعده به صورت ندول های مجزای متعددی که در دیواره روده جاسازی شده اند، ظاهر می شود، با عناصر برون ریز شباهت زیادی به دیگر ساختارهای غده روده دارند.
آشپزی
لوزالمعده از گوساله (ris de veau) یا بره (ris d'agneau)، و کمتر از گوشت گاو یا خوک، به عنوان یک ماده غذایی که در آشپزی به عنوان نان شیرین شناخته می شود، مصرف می شود.
مراجع
بارت، کیم ای. (2019). بررسی فیزیولوژی پزشکی گانانگ. بارمن، سوزان ام.، بروکس، هدوین ال.، یوان، جیسون ایکس.-جی. (چاپ بیست و ششم). نیویورک. شابک 978-1-260-12240-4. OCLC 1076268769.{{نقل به کتاب}}: CS1 maint: مکان از دست رفته ناشر (پیوند)
- بارت، کیم ای. (2019). بررسی گانانگ از فیزیولوژی پزشکی. بارمن، سوزان ام.، بروکس، هدوین ال.، یوان، جیسون ایکس.-جی. (ویرایش بیست و ششم). نیویورک. ISBN 978-1-260-12240-4. OCLC 1076268769.{{cite book}}: CS1 maint: مکان از دست رفته ناشر (پیوند)
- Beger HG، ویرایش. (2018). پانکراس: کتاب درسی یکپارچه علوم پایه، پزشکی و جراحی (ویرایش سوم). هوبوکن، نیوجرسی ISBN 978-1-119-18841-4. OCLC 1065547789.{{cite book}}: CS1 maint: مکان از دست رفته ناشر (پیوند)
- Kasper D، Fauci A، Hauser S، Longo D، Jameson J، Loscalzo J (2015). اصول طب داخلی هریسون (ویرایش نوزدهم). مک گراو-هیل حرفه ای. ISBN 978-0-07-180215-4.
- Standring، S.، Borley، N. R.، و همکاران. (ویرایش). (2008). آناتومی گری: مبنای تشریحی عمل بالینی (ویرایش 40). لندن: چرچیل لیوینگستون. ISBN 978-0-8089-2371-8.
{{cite book}}: CS1 maint: مکان گمشده ناشر (پیوند) - Young، B.، O'Dowd، G.، & وودفورد، پی (2013). بافت شناسی عملکردی ویتر: اطلس متن و رنگ (ویرایش ششم). فیلادلفیا: الزویر. ISBN 978-0-7020-4747-3.
- پانکراس در اطلس پروتئین انسانی
- بیماری های پانکراس – انگلیسی – متخصص گوارش