ترس از دست دادن (FOMO) حالتی از دلهره را نشان میدهد که از درک ناآگاهی در مورد اطلاعات، رویدادها، تجربیات یا انتخابهای زندگی بالقوه غنیکننده یا طرد شده است. این پدیده همچنین با ترس از پشیمانی مرتبط است که میتواند به صورت اضطراب از فرصتهای بالقوه قبلی برای مشارکت اجتماعی، تجربیات منحصر به فرد، رویدادهای مهم، سرمایهگذاریهای سودمند یا آرامش روابط شخصی ظاهر شود. یک ویژگی تعیین کننده، میل مداوم به در جریان ماندن از فعالیت های دیگران است، که اغلب به عنوان ترس از عدم مشارکت یک تصمیم اشتباه تصور می شود. محرک های بالقوه FOMO شامل بی اطلاعی از بحث ها، غیبت از برنامه های تلویزیونی، عدم حضور در اجتماعات اجتماعی مانند عروسی ها یا مهمانی ها، یا اطلاع از کشف مؤسسات جدید توسط دیگران است. تحقیقات معاصر FOMO را با تظاهرات نامطلوب روانی و رفتاری مرتبط میداند.
شیوع FOMO در جامعه معاصر افزایش یافته است که عمدتاً به پیشرفتهای فناوری نسبت داده میشود. پلتفرم های شبکه های اجتماعی، به ویژه، فرصت های متعددی را برای ظهور FOMO ایجاد می کنند. اگرچه این پلتفرمها تعامل اجتماعی را تسهیل میکنند، اما به طور همزمان افراد را در معرض جریان مداوم فعالیتهایی قرار میدهند که از آن طرد میشوند. علاوه بر این، یک الگوی رفتاری رایج شامل به اشتراک گذاری انتخابی تجربیات مثبت، مانند ناهار خوری در یک رستوران تحسین شده، در حالی که موارد منفی را حذف می کند، مانند یک تاریخ نامطلوب اولیه. اتکای روانی به رسانه های اجتماعی ممکن است FOMO را تسریع کند یا حتی به سمت استفاده بیمارگونه از اینترنت پیشرفت کند. فراتر از رسانه های اجتماعی، FOMO در حوزه هایی مانند بازی های ویدئویی، سرمایه گذاری مالی و استراتژی های بازاریابی شرکتی ظاهر می شود. شناخت روزافزون این اصطلاح باعث توسعه سازگاری های زبانی و فرهنگی مرتبط شده است. علاوه بر این، FOMO با تشدید علائم افسردگی و اضطراب، در کنار کاهش کیفیت کلی زندگی در ارتباط است.
پدیده FOMO نفوذ خود را به بخش تجاری گسترش میدهد. در این زمینه، تبلیغات غالب و روندهای بازار می تواند رهبران کسب و کار را وادار کند تا تصمیمات سرمایه گذاری را بر اساس اقدامات درک شده رقبا اتخاذ کنند، نه اینکه به چارچوب های استراتژیک تعیین شده خود پایبند باشند. این رفتار با "اثر واگن" همسو می شود، که در آن یک فرد دیگران را در حال درگیر شدن در یک فعالیت خاص مشاهده می کند و متعاقباً به دلیل مشارکت گسترده اهمیت آن را استنباط می کند. چنین افرادی ممکن است درک جامعی از منطق اساسی نداشته باشند و یا حتی در مورد خود فعالیت، رزروهایی داشته باشند. با این وجود، مشارکت آنها اغلب به دلیل تمایل به اجتناب از طرد شدن است.
تاریخچه
پاتریک جی. مک گینیس با ابداع و رایج کردن مخفف FOMO در مقاله ای با عنوان "نظریه اجتماعی در HBS: دو FOs مک گینیس" در سال 2004، که در The Harbus، مجله رسمی دانشکده بازرگانی هاروارد، در دوران تحصیل وی به عنوان دانشجو منتشر شد، اعتبار دارد. این نشریه علاوه بر این یک مفهوم مرتبط را معرفی کرد، ترس از گزینه بهتر (FOBO)، و تأثیر هر دو ترس را در پویایی اجتماعی موسسه بررسی کرد. در حال حاضر، این اصطلاح به طور گسترده ای به عنوان یک هشتگ رسانه های اجتماعی استفاده می شود و پوشش رسانه ای گسترده ای را به خود اختصاص داده است، و در مقالات خبری متعدد در هر دو پلت فرم دیجیتال، مانند Salon.com، و نشریات چاپی، از جمله نیویورک تایمز ظاهر می شود.
فرم های قبلی
عبارت "ترس از دست دادن" یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است، به ویژه در ساخت آن "ترس از دست دادن (چیزی)". قبل از رایج شدن نام اختصاری FOMO، عبارت "ترس از دست دادن" در ادبیات کسب و کار دانشگاهی ظاهر شد. دن هرمن، استراتژیست بازاریابی، آن را در اواخر دهه 1990 در ارائه ها گنجاند و متعاقباً آن را در مقاله ای در سال 2000 در مورد "برندهای کوتاه مدت" گنجاند، و اظهار داشت که انگیزه اصلی مصرف کنندگان برای تعامل با چنین برندهایی "جاه طلبی برای به پایان رساندن همه احتمالات و ترس از دست دادن چیزی است." هرمان همچنین معتقد است که مفهوم زیربنایی از طریق گسترش استفاده از تلفن همراه، پیامهای متنی و رسانههای اجتماعی به انتشار گستردهتری دست یافته است و در نتیجه درک عمومی از ترس از دست دادن را افزایش میدهد.
پیش از ظهور اینترنت، یک پدیده اجتماعی قابل مقایسه، "همگامی با جونزها" به طور گسترده مشاهده شد. FOMO متعاقباً این تجربه را تعمیم و تقویت کرد، عمدتاً به دلیل افزایش اسناد عمومی و دسترسی به زندگی افراد که توسط پلتفرمهای دیجیتال تسهیل میشود.
علائم
روانی
ترس از دست دادن (FOMO) با کمبودهای نیازهای روانی مرتبط است. نظریه خود تعیین می کند که رضایت روانی انسان از سه نیاز اساسی ناشی می شود: شایستگی، خودمختاری و ارتباط. افرادی که رضایت روانشناختی پایه پایینتری را گزارش میکردند، سطوح بالایی از FOMO را نشان دادند. علاوه بر این، FOMO با پیامدهای روانی نامطلوب، از جمله کاهش خلق و خوی کلی و کاهش رضایت از زندگی، ارتباط دارد. تحقیقات انجام شده در محوطه دانشگاه نشان داد که تجربیات روزانه FOMO به افزایش خستگی در آن روزهای خاص کمک می کند. تجارب پایدار FOMO در طول یک ترم تحصیلی نیز می تواند سطح استرس را در بین دانش آموزان افزایش دهد. پیش بینی FOMO همچنین ممکن است به کاهش عزت نفس در افراد کمک کند. مطالعه ای توسط JWTIntelligence نشان می دهد که FOMO می تواند بر توسعه اهداف بلندمدت و ادراک خود تأثیر بگذارد. تقریباً نیمی از شرکت کنندگان در این مطالعه گزارش کردند که از حجم اطلاعات مورد نیاز برای به روز ماندن احساس غرق شدن می کنند و اجتناب از از دست دادن آن را غیرممکن می دانند. محرومیت نسبی باعث ایجاد FOMO و نارضایتی می شود و در نتیجه بهزیستی روانی را کاهش می دهد. FOMO با حالات اجتماعی و عاطفی مضر مانند کسالت و تنهایی همراه است. یک مطالعه در سال 2013 نشان داد که تأثیر نامطلوب بر خلق و خو و رضایت از زندگی، کاهش عزت نفس و اختلال در تمرکز حواس دارد. چهل درصد از افراد جوان گزارش کردند که FOMO را گهگاه یا مکرر تجربه کرده اند. FOMO یک همبستگی منفی با سن نشان داد و مردان بیشتر از زنان آن را گزارش کردند. افراد با سطوح FOMO بالا اغلب تمایل زیادی به موقعیت اجتماعی بالا، افزایش رقابت با همسالان همجنس و تمایل بیشتری به روابط کوتاه مدت نشان می دهند. تحقیقات ارتباط بین تجربه FOMO و وجود اضطراب یا افسردگی را نشان می دهد.
رفتاری
ترس از دست دادن از ادراک کمبود ارتباطات اجتماعی یا اطلاعات ناشی می شود. این غیبت درک شده متعاقباً انگیزه ای برای تعامل اجتماعی برای تقویت ارتباطات ایجاد می کند. FOMO نه تنها اثرات نامطلوب روانی را تسریع می کند، بلکه تمایلات رفتاری منفی را نیز تشدید می کند. پیگیری حفظ ارتباطات اجتماعی می تواند به شکل گیری یا تشدید عادت های مضر منجر شود. یک مطالعه در سال 2019 که در دانشگاه گلاسکو انجام شد و شامل 467 نوجوان بود، نشان داد که شرکتکنندگان فشار اجتماعی برای حفظ در دسترس بودن ثابت را تجربه کردند. به گفته جان ام. گروهول، بنیانگذار و سردبیر سایک سنترال، FOMO ممکن است به طور بالقوه به قیمت روابط موجود، به دنبال پیگیری مداوم ارتباطات اجتماعی جدید باشد. FOMO، به ویژه هنگامی که از اتصال دیجیتال ناشی می شود، ارتباط مثبتی با عادات مشکل ساز فناوری، به ویژه در میان جوانان نشان داده است. چنین عادات مضری شامل زمان طولانی صفحه نمایش، تعامل با رسانه های اجتماعی در ساعات تحصیلی و ارسال پیامک هنگام کار با وسیله نقلیه است. تمرین استفاده از رسانه های اجتماعی در حضور دیگران، که به نام فوبینگ شناخته می شود، شامل نادیده گرفتن یک فرد از نظر فیزیکی به نفع یک دستگاه تلفن همراه است. مطالعات متعدد همچنین یک همبستگی منفی بین مدت زمان خواب و شدت تجربه FOMO یک فرد ایجاد کرده اند. خواب ناکافی در بین دانشجویانی که FOMO را تجربه می کنند ممکن است با شیوع تعاملات اجتماعی اواخر شب در محوطه دانشگاه مرتبط باشد.
تنظیمات
رسانه های اجتماعی
همبستگی مثبت معناداری بین استفاده بیشتر از رسانه های اجتماعی و شیوع ترس از دست دادن (FOMO) وجود دارد. پلتفرمهای رسانههای اجتماعی اغلب تصاویر ایدهآلی از زندگی افراد را ارائه میدهند، و حس طرد شدن را در میان کاربرانی که دیگران را درگیر تجربیات مثبتی میدانند که در آن شرکت نمیکنند، تقویت میکند. عزت نفس یک عامل تعیین کننده حساس برای حساسیت فرد به FOMO است، زیرا ارزش شخصی می تواند به طور قابل توجهی تحت تأثیر محتوای مشاهده شده رسانه های اجتماعی قرار گیرد. اضطراب، در زمینه FOMO، در درجه اول به یک حالت موقت، متمایز از اضطراب دائمی و مستعد ژنتیکی اشاره دارد. این اضطراب گذرا به طور مستقیم با تعامل کوتاه مدت با سایت های رسانه های اجتماعی مرتبط است و از از دست دادن تعلق به دلیل طرد اجتماعی ناشی می شود. افرادی که FOMO را تجربه می کنند ممکن است تلاش های خود را برای دسترسی به فعالیت های اجتماعی دیگران و مصرف حجم فزاینده ای از اطلاعات بلادرنگ تشدید کنند. یک نظرسنجی در سال 2012 نشان داد که 83 درصد از پاسخ دهندگان بیش از حد اطلاعات را گزارش کردند که نشان دهنده حجم بیش از حد محتوا برای پردازش است. هجوم مداوم اطلاعات از طریق رسانههای اجتماعی، FOMO را تشدید میکند، زیرا افراد ممکن است در صورت ناتوانی در بهروزرسانیهای مربوطه، ارزش خود را کاهش دهند. رسانههای اجتماعی به صراحت رویدادهای بیدرنگ، مانند گردهماییهای اجتماعی، فرصتها و سایر رویدادها را برجسته میکنند و در نتیجه نگرانی از دست دادن رویدادهای مرتبط آینده را تشدید میکنند. نظرسنجی دیگری نشان داد که تقریباً 40٪ از افراد 12 تا 67 ساله افزایش احساس FOMO را که به رسانه های اجتماعی نسبت داده می شود، گزارش کردند. هزارهها بیشترین حساسیت را نسبت به FOMO در بین همه نسلها نشان میدهند، پدیدهای که عمدتاً به نفوذ فراگیر رسانههای اجتماعی در این جمعیت نسبت داده میشود. پلتفرم های رسانه های اجتماعی برجسته مرتبط با FOMO شامل اسنپ چت، فیس بوک و اینستاگرام است.
بازیهای ویدیویی
میل ذاتی انسان برای وابستگی درون گروهی و احساس تعلق می تواند ترس از دست دادن در شمول اجتماعی را تشدید کند. در چارچوب بازیهای ویدیویی، این بیزاری از طرد شدن از یک گروه متعلق میتواند به توسعه اعتیاد به بازیهای ویدیویی کمک کند. هنگامی که افراد هویت اجتماعی خود را با یک بازی ویدیویی خاص ادغام می کنند، ممکن است این نگرانی را ایجاد کنند که تعامل ناکافی منجر به طرد شدن از جامعه بازی آنها می شود و در نتیجه ترس از دست دادن عضویت اختصاصی در آن گروه را تقویت می کند.
در قلمرو بازی های ویدیویی، FOMO همچنین اضطراب مرتبط با چنین مواردی را که از طریق انجام فعالیت های محدود ارائه شده در بازی ارائه می شود، توصیف می کند. نبرد می گذرد این پدیده به ویژه در بازیهای ویدیویی چندنفره رایج است، جایی که این آیتمها، اغلب لوازم آرایشی، بهعنوان شاخصهای مهارت و جایگاه اجتماعی بازیکن در جامعه بازیها عمل میکنند. در نتیجه، ناتوانی در به دست آوردن یک کالای آرایشی محدود می تواند به طور بالقوه منجر به طرد اجتماعی شود.
سرمایه گذاری
ترس از گم شدن (FOMO) تأثیر قابل توجهی در بازار سرمایه گذاری ارزهای دیجیتال دارد. گزارشهای گسترده از سودهای قابل توجهی که توسط سرمایهگذاران اولیه ارزهای دیجیتال بهدست میآیند، میتوانند FOMO را در بین افراد القا کنند و آنها را ترغیب میکنند تا برای پیشبینی دارایی دیجیتال بعدی که به سرعت افزایش مییابد، سرمایهگذاری کنند. این پدیده روانشناختی گسترش طرحهای «پمپ و تخلیه» را تسهیل کرده است، که در آن سرمایهگذاران خاصی از FOMO برای افزایش مصنوعی قیمتهای ارزهای دیجیتال قبل از فروش داراییهای خود برای کسب سود سوءاستفاده میکنند و اغلب معاملهگران با تجربه کمتری را با ضرر مواجه میکنند. علاوه بر این، نوسان شدید ذاتی در بازار ارزهای دیجیتال، جایی که ارزشها میتوانند در عرض چند ثانیه به شدت نوسان کنند، منجر به افزایش استقرار رباتهای معاملاتی خودکار شده است. وضعیت حقوقی طرحهای پمپ و دامپ در بخش ارزهای دیجیتال مبهم باقی مانده است، و این باعث میشود اینفلوئنسرها از FOMO برای دستکاری سرمایهگذاران فردی استفاده کنند.
ترس از دست دادن به طور قابل توجهی بر بازار سهام متعارف تأثیر می گذارد. سرمایه گذاران اغلب به دلیل تمایل به سرمایه گذاری بر افزایش بالقوه سهام در طول روند صعودی بازار هدایت می شوند. این نگرانی از سود قابل توجه قبلی از سهام پیشرو بازار، به ویژه زمانی که بازار از رکود قبلی بهبود می یابد، آشکار می شود. با این حال، شدت FOMO در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری در دستههای مختلف سهام و حتی در بین برندهای متمایز در همان بخش صنعت متفاوت است. به عنوان مثال، ارزش درک شده از سهام پرادا، در مقایسه با سهام Burberry، میتواند منجر به ترس بیشتر از از دست دادن خرید آن شود.
بازاریابی
تبلیغات و ابتکارات بازاریابی اغلب از FOMO به عنوان یک جزء استراتژیک استفاده می کنند. نمونههای قابلتوجهی شامل کمپینهای AT&T "Don't be leftback"، پاورمت Duracell "Stay in charge" و کمپین "Sunrise" Heineken است. کمپین «آرام نشوید» AT&T با تشویق افراد به اشتراک در شبکه خود از FOMO سوء استفاده کرد و دسترسی سریع 4G به پیام ها و ایمیل ها را تضمین کرد و در نتیجه از به روزرسانی های اجتماعی از دست رفته جلوگیری کرد. کمپین Powermat Duracell "Stay in charge" چهار گوشی غیر کاربردی را به تصویر میکشد که به این معنی است که دارندگان آنها بهروزرسانیهای مهم را به دلیل استفاده نکردن از راهحلهای شارژ Duracell از دست دادهاند. در مقابل، کمپین «طلوع آفتاب» هاینکن، مصرف مسئولانه الکل را با پیشنهاد اینکه نوشیدن بیش از حد مشروبات الکلی منجر به از دست دادن جنبههای لذتبخش گردهماییهای اجتماعی میشود، به جای تمرکز بر خطرات سلامتی، ترویج کرد. برعکس، برخی از برندها، مانند نسکافه با کمپین "Wake up to life"، هدفشان کاهش FOMO است. علاوه بر این، اعتقاد بر این است که استفاده از FOMO بینندگان تلویزیون باعث افزایش رتبه بندی پخش می شود. ارائه بهروزرسانیهای بیدرنگ در مورد موقعیتهای اجتماعی و رویدادهای مهم، تجربه رسانهای فراگیرتر را تسهیل میکند و انتشار اطلاعات را تسریع میکند. به عنوان مثال، بحثهای بیدرنگ توییتر در طول Super Bowl با افزایش بیننده تلویزیون همراه است که به دلیل جذابیت آنها برای FOMO و استفاده گسترده از رسانههای اجتماعی است.
انواع
فرهنگی
FOMO، هم بهعنوان یک اصطلاح زبانی و هم بهعنوان یک ساختار اجتماعی، در اشکال مختلف فرهنگی ظاهر میشود. قبل از تعریف آن در گفتمان آمریکایی، سنگاپوری ها پدیده مشابهی به نام «کیاسو» را شناسایی کرده بودند. «کیاسو» برگرفته از گویش چینی هوکین، به ترس از دست دادن ترجمه میشود، اما به طور کلی رفتار رقابتی، صرفهجویانه یا خودخواهانه را نیز توصیف میکند.
در قالب داستانی Duanju، ابزارهای روایی مانند cliffhangers میتوانند FOMO را با حفظ پیشبینی قابل توجه بین موفقیت آمیز تشدید کنند.
زبانی
نام اختصاری FOMO چندین اصطلاح مرتبط را ایجاد کرده است، از جمله FOBO، FOMOMO، MOMO، FOJI، BROMO، NEMO، SLOMO، و JOMO.
- FOBO، در ابتدا به عنوان ترس از گزینه بهتر (مفرد) تعریف شد و اکنون اغلب به عنوان ترس از گزینههای بهتر (جمع) شناخته میشود، توسط پاتریک جی مکگینیس در همان نشریه سال 2004 معرفی شد که اولین بار FOMO را ارائه کرد. مک گینیس FOBO را نتیجه یک محیط جهانی به شدت خواستار و به هم پیوسته توصیف می کند که در آن امکانات بی شماری وجود دارد که منجر به انتخاب های فراوانی می شود.
- ROMO، مخفف ایجاد شده در طول همهگیری COVID-19، نشاندهنده واقعیت از دست دادن است. این اصطلاح به آگاهی آگاهانه از طرد شدن از رویدادها یا تجربیات اشاره دارد.
- FOMOMO نشان دهنده ترس از راز از دست دادن است. این مفهوم شکل تشدید شده FOMO را توصیف میکند که معمولاً زمانی که یک دستگاه تلفن همراه غیرقابل کار است تجربه میشود و به دلیل ناتوانی در نظارت بر فعالیتهای رسانههای اجتماعی منجر به اضطراب میشود. بدون دسترسی به بهروزرسانیهای رسانههای اجتماعی دوستان، افراد ممکن است استنباط کنند که دیگران رویدادهای لذتبخشتری را تجربه میکنند.
- MOMO نشاندهنده راز از دست دادن است، که ترسی را که وقتی مخاطبین رسانههای اجتماعی از ارسال پست خودداری میکنند، تشریح میکند و باعث میشود افراد درباره رویدادهای احتمالی از دست رفته حدس بزنند.
- FOJI یا ترس از پیوستن به داخل، ترسی است که با ارسال پست در رسانههای اجتماعی به وجود میآید که ناشی از نگرانیهایی است که دیگران ممکن است درگیر، دنبال نکنند یا ارتباط برقرار نکنند. FOJI اغلب معکوس MOMO در نظر گرفته می شود.
- BROMO موقعیتهایی را توصیف میکند که دوستان ("برادر") به طور فعال از از دست دادن یک فرد جلوگیری میکنند. برای مثال، دوستان ممکن است عمداً از اشتراکگذاری عکسهای یک رویداد اجتماعی اجتناب کنند تا از احساس طرد شدن دیگران جلوگیری کنند.
- نام اختصاری NEMO به معنای تقریباً اما نه به طور کامل از دست دادن است، که مشخصه افرادی است که در شبکه آنلاین حضور دارند اما به ندرت با آن درگیر هستند.
- SLOMO، مخفف از دست دادن آهسته، احساس پیشرونده کنار گذاشته شدن از رویدادها یا اطلاعات را توصیف می کند.
- اصطلاح JOMO که نشان دهنده شادی از دست دادن است، نشان دهنده رضایت حاصل از جدا شدن است. این مفهوم که در سال 2004 توسط بلاگر و مدیر عامل گلیچ آنیل دش معرفی شد، بیان میکند که پرهیز از رسانههای اجتماعی و دستگاههای دیجیتال میتواند منجر به سعادت شود. JOMO بر قدردانی از لحظه کنونی بدون ترس از رخدادهای خارجی از دست رفته، تمرکز بر قطع ارتباط و جوانسازی عمدی به جای انزوای اجتماعی تاکید دارد.
- FOBIA، مخفف ترس از نادیده گرفته شدن به طور کامل، ضرورت درک شده برای حفظ حضور آنلاین را به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اعتبار شخصی توصیف می کند.
- مخفف FOBI نشاندهنده "ترس از درگیر شدن" است، که مشخصه گرایش به اجتناب از مشارکت در فعالیتها یا موقعیتها است.
