دوریس می لسینگ (زن تایلر؛ 22 اکتبر 1919 - 17 نوامبر 2013) رمان نویس بریتانیایی بود که در سال 2007 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
لسینگ که از پدر و مادری بریتانیایی در ایران به دنیا آمد، تا سال 1925، زمانی که شش ساله بود، در آنجا اقامت داشت. پس از آن، خانواده او به رودزیای جنوبی (زیمبابوه کنونی) نقل مکان کردند، جایی که او تا زمان نقل مکان به لندن، انگلستان، در سال 1949 در آنجا زندگی کرد.
رمانهای برجسته او عبارتند از علفها آواز میخواند (1950)، دنبالهای از پنج رمان با عنوانهای جمعی کودکان خشونت (1952-1969)، دفترچهی طلایی (1962)، 8 معروف به عنوان تروریست خوب. Canopus in Argos: Archives (1979-1983).
لسینگ در سال 2007 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. آکادمی سوئد در ستایش خود، او را به عنوان "آن حماسه پرداز تجربه زنانه توصیف کرد که با بدبینی، آتش و قدرت بینش، تمدنی تقسیم شده را مورد بررسی قرار داده است." لسینگ در 87 سالگی مسن ترین دریافت کننده جایزه نوبل ادبیات شد.
در سال 2001، لسینگ جایزه دیوید کوهن را به خاطر مشارکت هایش در ادبیات بریتانیا دریافت کرد. تایمز در سال 2008 او را شناسایی کرد و پنجمین او را در فهرست "50 نویسنده برتر بریتانیایی از سال 1945" قرار داد.
زندگی
زندگی اولیه
دوریس می تایلر، که بعدها به نام لسینگ شناخته شد، در 22 اکتبر 1919 در کرمانشاه، ایران به دنیا آمد. پدر و مادرش، کاپیتان آلفرد تایلر و امیلی ماد تایلر (متخلص به نام مک ویگ)، هر دو تابع بریتانیا بودند. آلفرد تایلر که در طول جنگ جهانی اول از ناحیه پا آسیب دید، در بیمارستان سلطنتی فری لندن با همسر آیندهاش که یک پرستار بود، در حین بهبودی پس از قطع عضو ملاقات کرد. این زوج متعاقباً به ایران نقل مکان کردند، جایی که آلفرد به عنوان منشی برای بانک امپراتوری ایران استخدام شد.
در سال 1925، خانواده به مستعمره بریتانیا رودزیای جنوبی (زیمبابوه کنونی) نقل مکان کردند تا ذرت و سایر محصولات را در حدود 1000 هکتار (400 هکتار) زمین خریداری شده توسط آلفرد کشت کنند. با وجود محیط چالش برانگیز، امیلی، همسرش، آرزوهای سبک زندگی ادواردیایی را در سر داشت. تحقق این جاه طلبی دشوار بود، زیرا خانواده فاقد ثروت قابل توجهی بود و مزرعه درآمد حداقلی داشت.
در دوران جوانی، لسینگ ابتدا در دبیرستان صومعه دومینیکن، یک موسسه کاتولیک رومی تماما دخترانه در سالزبری (هم اکنون هراره)، پایتخت رودزیای جنوبی، تحصیل کرد. سپس یک سال را در دبیرستان دخترانه در سالزبری گذراند. در سن 13 سالگی، تحصیلات رسمی خود را متوقف کرد و پس از آن به خودآموخته شد. در 15 سالگی خانه را ترک کرد تا به عنوان پرستار کار کند. در این دوره، او شروع به خواندن گسترده در زمینه سیاست و جامعه شناسی کرد که توسط کارفرمای او ارائه شده بود و تلاش های خود را برای نوشتن آغاز کرد.
در سال 1937، لسینگ به سالزبری نقل مکان کرد و به عنوان اپراتور تلفن مشغول به کار شد. او متعاقباً با همسر اول خود، کارمند دولتی فرانک ویزدم ازدواج کرد که از او دو فرزند داشت: جان (1940-1992) و ژان (متولد 1941). ازدواج آنها در سال 1943 منعقد شد، همان سالی که لسینگ خانه خانواده را ترک کرد و مراقبت از دو فرزندش را به پدرشان سپرد.
انتقال به لندن. دیدگاه های سیاسی
پس از طلاق، لسینگ با Left Book Club، سازمانی که سال قبل به آن ملحق شده بود، درگیر شد. از طریق این انجمن، او با همسر دوم خود، گوتفرید لسینگ آشنا شد. آنها بلافاصله پس از درگیر شدن او با گروه ازدواج کردند و یک فرزند به نام پیتر (1946-2013)، قبل از طلاق آنها در سال 1949 داشتند. او پس از آن دوباره ازدواج نکرد. علاوه بر این، لسینگ با جان وایتهورن (برادر روزنامهنگار کاترین وایتهورن)، که در رودزیای جنوبی مستقر بود، رابطه عاشقانهای برقرار کرد و از طریق نود نامه رد و بدل شده بین سالهای 1943 و 1949 با او مکاتبه کرد.
در سال 1949، لسینگ به همراه پسر کوچکترش، پیتر، به لندن نقل مکان کرد و قصد داشت حرفه نویسندگی و اعتقادات سوسیالیستی خود را پیش ببرد. او دو فرزند بزرگتر خود را نزد پدرشان فرانک ویزدم گذاشت. با تأمل در این تصمیم، او بعداً اظهار داشت که هیچ جایگزینی نمیدانست: "برای مدت طولانی احساس میکردم کار بسیار شجاعانهای انجام دادهام. هیچ چیز برای یک زن باهوش خستهکنندهتر از گذراندن زمان بیپایان با بچههای کوچک نیست. احساس میکردم بهترین کسی برای بزرگ کردن آنها نیستم. در نهایت یک الکلی یا یک عقل ناامید مانند مادرم بودم."
علاوه بر حمایت از تسلیحات هستهای، لسینگ به طور فعال با آپارتاید مخالفت کرد و در نتیجه از سال 1956 برای مدت طولانی از آفریقای جنوبی و رودزیا محروم شد. در همان سال، پس از تهاجم شوروی به مجارستان، او از حزب کمونیست بریتانیا جدا شد. در دهه 1980، لسینگ به طور علنی مخالفت خود را با اقدامات نظامی شوروی در افغانستان ابراز کرد و دیدگاه های خود را در مورد فمینیسم، کمونیسم، و داستان های علمی تخیلی طی مصاحبه ای با نیویورک تایمز به اشتراک گذاشت.
در 21 آگوست 2015، یک فایل مخفی پنج جلدی درباره لسینگ، که توسط MI5 و MI6 گردآوری شده بود، از حالت طبقه بندی خارج شد و در آرشیو ملی سپرده شد. این پرونده، حاوی اسناد تا حدی ویرایش شده، نظارت لسینگ توسط MI5 و MI6 را برای تقریباً دو دهه، که از اوایل دهه 1940 شروع شده بود، نشان می دهد. ارتباط او با سازمان های کمونیستی و فعالیت های سیاسی به عنوان دلیل این نظارت ذکر شد.
لسینگ که از فلسفه سیاسی مارکسیستی سرخورده شده و از آن فاصله گرفت، به تدریج با موضوعات عرفانی و معنوی، با تمرکز ویژه بر سنت صوفیانه، درگیر شد.
حرفه ادبی
لسینگ در پانزده سالگی شروع به فروش داستان های کوتاه خود به مجلات کرد. اولین رمان او، علف ها آواز می خواند، در سال 1950 ظاهر شد. اثر تحسین شده بین المللی، دفترچه طلایی، در سال 1962 منتشر شد. تا پایان عمر، او بیش از 50 رمان نوشت که برخی از آنها با نام مستعار منتشر شدند.
در سال 1982، لسینگ دو رمان با نام مستعار جین سامرز نوشت، با هدف نشان دادن چالشهایی که نویسندگان نوظهور در تأمین امنیت با آن مواجه میشوند. این رمانها که در ابتدا توسط ناشر بریتانیایی لسینگ رد شدند، متعاقباً توسط مایکل جوزف در انگلستان و آلفرد آ. ناپف در ایالات متحده پذیرفته شدند. دفتر خاطرات یک همسایه خوب در سال 1983 در بریتانیا و ایالات متحده منتشر شد و پس از آن اگر قدیمی می توانست در هر دو کشور در سال 1984 منتشر شد که هر دو به جین سامرز نسبت داده شدند. هر دو رمان در سال 1984 در هر دو کشور مجدداً منتشر شدند (با انتشارات ایالات متحده توسط Viking Books)، به صورت یک جلد با عنوان دفتر خاطرات جین سامرز: خاطرات یک همسایه خوب و اگر پیر می توانست ارائه شد، و به صراحت از دوریس لسینگ به عنوان نویسنده نام برد.
در سال 1992، لسینگ به دلیل ارتباط آن با یک امپراتوری منقرض شده، از دریافت یک فرماندۀ درجه امپراتوری بریتانیا (DBE) رد کرد. او قبلاً از انتصاب افسر نشان امپراتوری بریتانیا (OBE) در سال 1977 امتناع کرده بود. علاوه بر این، انجمن سلطنتی ادبیات او را به عنوان همراه ادبیات منصوب کرد.
لسینگ در سال 2007 جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. او با 88 سال و 52 روز سن، مسن ترین دریافت کننده جایزه ادبیات در آن زمان و سومین برنده قدیمی جایزه نوبل در همه دسته ها، پس از لئونید هورویکز و ریموند دیویس جونیور شد. فریاد زد: "اوه مسیح" و به خرید مواد غذایی خود ادامه داد و گفت: "آدم نمی تواند بیشتر از چیزی که می شود هیجان زده شود، می دانید؟" در حالی که خبرنگاران جمع آوری شده را اخراج می کرد، در مورد اظهارات مورد نظر آنها جویا می شود و پیشنهاد می کند: "مطمئنم که شما از نوعی اظهارات نشاط آور می خواهید." او یازدهمین زنی بود که در طول 106 سال فعالیت آکادمی سوئد موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد. در سال 2017، مدال نوبل او به حراج پیشنهاد شد و تنها دومین مورد از فروش مدال نوبل ادبیات بود که اولین مورد آندره ژید در سال 2016 بود.
بیماری و مرگ
در اواخر دهه 1990، لسینگ یک سکته مغزی را تجربه کرد، که متعاقباً توانایی او را برای سفر در سالهای آخر زندگی محدود کرد. با وجود این، او به حضور در نمایش های تئاتر و اپرا ادامه داد. افکار او به طور فزاینده ای به سمت مرگ و میر معطوف شد و تفکراتی را برانگیخت از جمله اینکه آیا او دستنوشته جدیدی را تکمیل خواهد کرد یا خیر. لسینگ در 17 نوامبر 2013 در سن 94 سالگی در محل سکونت خود در وست همپستد لندن درگذشت. علت مرگ نارسایی کلیه، سپسیس و عفونت قفسه سینه بود. او توسط دو پسرش از دنیا رفت، اما دخترش، ژان، که در آفریقای جنوبی زندگی میکند، باقی ماند.
یک مراسم تشییع جنازه انسانگرا به یادبود زندگی او برگزار شد.
داستان
آثار ادبی لسینگ به طور کلی به سه دوره مجزا طبقه بندی می شوند.
در طول دوره کمونیستی خود (1944-1956)، او نوشتههای رادیکالی در مورد مسائل اجتماعی تولید کرد، موضوعی که او در تروریست خوب (1985) دوباره به آن پرداخت. اولین رمان او، علفها آواز میخواند، همراه با داستانهای کوتاهی که متعاقباً در داستانهای آفریقایی گردآوری شد، در رودزیای جنوبی (زیمبابوه کنونی)، جایی که او در آن زمان اقامت داشت، میگذرد.
یک مرحله روانشناختی موفقیت آمیز بود که از سال 1956 تا 1969 را در بر می گرفت و شامل آثاری مانند دفترچه طلایی و پنج نفره "کودکان خشونت" می شد.
دوره سوم، مرحله صوفیانه، در آثار بعدی او از دهه 1970 و در دنباله رمان ها و رمان های علمی تخیلی Canopus in Argos مشهود است. لسینگ خود اصطلاح «تخیلی فضایی» را برای این آثار ترجیح میداد، نامی که سیاس لوئیس نیز برای داستانهای علمی تخیلی خودش ترجیح میداد.
سکانس کانوپوس لسینگ با استقبال متفاوت منتقدان ادبی رایج مواجه شد. جان لئونارد، که برای نیویورک تایمز می نویسد، رمان او در سال 1980 ازدواج بین مناطق سه، چهار و پنج را ستود. با این حال، در سال 1982، بررسی او از ساخت نماینده برای سیاره 8 اظهار داشت که "یکی از گناهانی که قرن بیستم به خاطر آن پاسخگو خواهد بود این است که خانم لسینگ را دلسرد کرده است... او اکنون به نمایندگی از بی اهمیتی ما در razzmatazz کیهانی تبلیغ می کند." لسینگ با این انتقاد مخالفت کرد و گفت: "آنچه آنها متوجه نشدند این بود که در داستان علمی تخیلی یکی از بهترین آثار اجتماعی تخیلی زمان ما است. من همچنین نوع کلاسیک علمی تخیلی، مانند موسیقی خون، اثر گرگ بیر را تحسین می کنم. او نویسنده بزرگی است." در سال 1987، او در کنوانسیون علمی تخیلی جهانی به عنوان مهمان افتخاری نویسنده شرکت کرد و سخنرانی کرد که در آن رمان دیستوپیایی خود خاطرات یک بازمانده را "تلاشی برای یک زندگی نامه" توصیف کرد.
مجموعه Canopus in Argos تلاش های یک تمدن پیشرفته بین ستاره ای برای سرعت بخشیدن به تکامل سیارات مختلف از جمله زمین را بررسی می کند. این رمانها مفاهیم صوفیانه را در بر میگیرد که لسینگ در اواسط دهه 1960 از طریق «دوست و معلم خوب» خود ادریس شاه با آنها مواجه شد. این مجموعه همچنین از روشی شبیه به روشی استفاده می کند که توسط عارف قرن بیستم، G. I. Gurdjieff در کار خود همه و همه چیز استفاده شده است. داستان های قبلی «فضای درونی» لسینگ، مانند توضیحات برای فرود به جهنم (1971) و خاطرات یک بازمانده (1974)، به طور مشابه با این تمرکز موضوعی درگیر هستند. تعامل لسینگ با تصوف پس از این که او به این نتیجه رسید که مارکسیسم در پرداختن به ابعاد معنوی شکست خورده است، توسعه یافت که منجر به سرخوردگی او شد.
رمان دفترچه طلایی لسینگ توسط برخی از محققان به عنوان یک متن فمینیستی مهم در نظر گرفته می شود، اگرچه خود نویسنده این دیدگاه را نداشت. او بعداً خاطرنشان کرد که منتقدان موضوع اصلی رمان را نادیده گرفتهاند: شکستهای ذهنی بهعنوان راهی برای شفا و رهایی از توهمات. لسینگ همچنین ابراز تاسف کرد که عناصر ساختاری متمایز رمان به اندازه کافی مورد توجه منتقدان قرار نگرفت. در راه رفتن در سایه، او فاش کرد که شخصیت مولی تا حدی از دوست نزدیکش جوآن رادکر، دختر شاعر و ناشر مدرنیست جان رادکر الهام گرفته است.
لسینگ در برابر دسته بندی صرفاً به عنوان یک نویسنده فمینیست مقاومت کرد. هنگامی که در مورد این موضع سؤال شد، او بیان کرد:
آنچه فمینیستها از من میخواهند چیزی است که بررسی نکردهاند، زیرا از مذهب میآید. آنها می خواهند من شهادت بدهم. چیزی که آنها واقعاً دوست دارند من بگویم این است، "هی، خواهران، من در کنار شما در مبارزه شما به سوی طلوع طلایی ایستاده ام، جایی که همه آن مردان وحشی دیگر نیستند." آیا آنها واقعاً از مردم می خواهند که اظهارات بیش از حد ساده شده در مورد مردان و زنان داشته باشند؟ در واقع، آنها انجام می دهند. من با تأسف فراوان به این نتیجه رسیدم.
انجمن دوریس لسینگ
انجمن دوریس لسینگ به ترویج بررسی علمی مشارکت های ادبی لسینگ اختصاص دارد. تاریخ تأسیس رسمی انجمن به ژانویه 1977، مصادف با انتشار شماره افتتاحیه خبرنامه دوریس لسینگ است. تا سال 2002، این خبرنامه به مجله دانشگاهی مطالعات دوریس لسینگ تبدیل شد. انجمن علاوه بر این، پانلهایی را در کنوانسیونهای سالانه انجمن زبانهای مدرن (MLA) سازماندهی میکند و میزبان دو کنفرانس بینالمللی است که در نیواورلئان در سال 2004 و لیدز در سال 2007 برگزار شد.
بایگانی
آرشیو ادبی لسینگ در مرکز تحقیقات علوم انسانی هری رنسوم واقع در دانشگاه تگزاس در آستین نگهداری می شود. این مجموعه شامل 76 جعبه بایگانی است که تقریباً تمام نسخههای خطی و تایپهای موجود او را تا سال 2008 در بر میگیرد. مواد اصلی برای اولین آثار لسینگ گم شده است، زیرا او دستنوشتههای اولیه خود را حفظ نکرده است. مجموعه کوچکتری توسط کتابخانه مک فارلین در دانشگاه تولسا نگهداری می شود.
آرشیو بریتانیا برای نویسندگی معاصر در دانشگاه آنگلیا شرقی آرشیو شخصی لسینگ را در اختیار دارد. این مجموعه گسترده شامل مکاتبات حرفهای و شخصی، به ویژه نامههای Whitehorn است - مجموعهای از نامههای عاشقانه از دهه 1940، که در زمان لسینگ در رودزیای جنوبی (زیمبابوه کنونی) نوشته شده است. این آرشیو همچنین حاوی چهل سال خاطرات شخصی اوست. بخشهایی از این آرشیو در طول نگارش زندگینامه رسمی لسینگ تحریم شد.
جوایز
انتشارات
مراجع
یادداشتها
- انجمن دوریس لسینگ
- مقالات آرشیوی دوریس لسینگ در مرکز هری باج
- مقالات آرشیوی دوریس لسینگ در دانشگاه آنگلیا شرقی
- مجموعه دوریس لسینگ در دانشگاه تولسا
- آثار منتشر شده توسط دوریس لسینگ
- فهرست جامعی از آثار
- مدخل های دوریس لسینگ در پایگاه های اطلاعاتی داستان های گمانه زنی
- نمایه دوریس لسینگ در منابع ادبیات شورای بریتانیا
- تصاویر ویدئویی از واکنش دوریس لسینگ نویسنده بریتانیایی به برنده جایزه نوبل (رویترز، 11 اکتبر 2007)
- سخنرانی نوبل دوریس لسینگ، ارائه شده در 7 دسامبر 2007، با عنوان در مورد برنده نشدن جایزه نوبل
- فیلموگرافی دوریس لسینگ و مدخل های رسانه مرتبط
- نسخه نامه دوریس لسینگ در رد افتخار "Dame" از سوی دولت جان میجر
- گزیده هایی از نوشته های دوریس لسینگ "درباره گربه ها"
- منبع اختصاصی برای دوریس لسینگ، توسعه یافته توسط یان هانفورد
- "سایه پنجم": الگوهای طرد در فرزند پنجم دوریس لسینگ (آن-لور بروت)
- مصاحبهها و روایتهای تصویری با حضور دوریس لسینگ
- تفسیر انتقادی جویس کارول اوتس در مورد دوریس لسینگ
- مقالات و ویژگی های دوریس لسینگ از The Guardian
- درگذشت: "دوریس لسینگ، نویسنده ای که قرارداد را کنار زد، در 94 سالگی مرده است" نوشته هلن تی ویرونگوس و amp; Emma G. Fitzsimmons، منتشر شده در نیویورک تایمز در 18 نوامبر 2013 (صفحه A1، 17 نوامبر 2013)
- سوابق حضور و پخش عمومی
- پرتره های دوریس لسینگ در گالری پرتره ملی لندن
- کاوش موضوعی گربه ها در ادبیات، با تمرکز بر دوریس لسینگ
