TORIma Academy Logo TORIma Academy
Douglas Adams
ادبیات

Douglas Adams

TORIma آکادمی — طنز / علمی تخیلی

Douglas Adams

Douglas Adams

داگلاس نوئل آدامز (زاده ۱۱ مارس ۱۹۵۲ – درگذشته ۱۱ مه ۲۰۰۱) نویسنده، طنزپرداز و فیلمنامه‌نویس انگلیسی بود. او بیشتر به‌عنوان خالق «راهنمای هیچ‌هیکر» شناخته می‌شد…

داگلاس نوئل آدامز (زاده ۱۱ مارس ۱۹۵۲ – درگذشته ۱۱ مه ۲۰۰۱) نویسنده، طنزپرداز و فیلمنامه‌نویس برجسته انگلیسی بود. او به عنوان مبتکر سریال کمدی رادیویی راهنمای تاسوعای کهکشان که اولین بار در سال 1978 پخش شد، شهرت گسترده ای به دست آورد. متعاقباً آدامز این مجموعه را به یک "سه گانه" شامل پنج کتاب گسترش داد که مجموعاً بیش از 14 میلیون نسخه در طول زندگی او فروخت. علاوه بر این، او این مفهوم را در یک سریال تلویزیونی در سال 1981، یک بازی ویدیویی در سال 1984 و یک فیلم سینمایی در سال 2005 اقتباس کرد.

آدامز رمان‌های آژانس کارآگاه جامع دیرک جنتلی (1987) و زمان طولانی تاریک چای روح (1988) را نوشته است. او همچنین در معنای زندگی (1983)، معنای عمیق تر زندگی (1990)، و آخرین فرصت برای دیدن (1990) همکاری کرد. مشارکت های او در مجموعه تلویزیونی Doctor Who شامل سه سریال است، به ویژه سریال های پخش نشده شادا و شهر مرگ (1979) که با همکاری تهیه کننده گراهام ویلیامز نوشت. آدامز همچنین به عنوان ویرایشگر فیلمنامه فصل هفدهم Doctor Who خدمت کرد. او یکی از نویسندگان طرح «آزار بیمار» بود که در قسمت پایانی سیرک پرنده مونتی پایتون نمایش داده شد. پس از مرگ او، مجموعه‌ای از آثار منتخب او، شامل فصل‌هایی از رمان پایانی ناتمام او، در سال 2002 تحت عنوان ماهی قزل‌آلای شک منتشر شد.

آدامز که به دلیل هوش و گرایش به تعویق کار شناخته شده بود، به عنوان یک "آتئیست رادیکال" شناخته شد و فعالانه از تلاش های محیط زیست و حفاظت از محیط زیست دفاع کرد. علایق شخصی او شامل موسیقی، اتومبیل‌های با عملکرد بالا، پیشرفت‌های تکنولوژیکی و رایانه اپل مکینتاش بود.

زندگی اولیه و آموزش

پس‌زمینه خانوادگی

داگلاس نوئل آدامز در 11 مارس 1952 در کمبریج به دنیا آمد. والدین او کریستوفر داگلاس آدامز، مشاور مدیریت و فروشنده کامپیوتر که قبلاً به عنوان افسر مشروط خدمت کرده بود، و جانت دورا سیدنی آدامز (زن دونوان)، یک پرستار بودند. میراث آدامز شامل اجداد اسکاتلندی، ایرلندی و آلمانی بود. پدربزرگ پدری او، اهل گلاسکو، از دودمان برجسته ای از پزشکان بود.

بزودی پس از تولد او، خانواده آدامز به شرق لندن نقل مکان کردند. خواهر او، سوزان، در مارس 1955 به دنیا آمد. در سن پنج سالگی، والدین آدامز از هم جدا شدند، که باعث شد داگلاس، سوزان و مادرشان به یک پناهگاه حیوانات RSPCA در برنت‌وود نقل مکان کنند که توسط پدربزرگ و مادربزرگ مادری او مدیریت می‌شد. هر دو والدین متعاقباً دوباره ازدواج کردند و در نتیجه آدامز چندین خواهر و برادر ناتنی داشت.

پیشینه آموزشی

تحصیلات ابتدایی آدامز در مدرسه ابتدایی پریمروز هیل در برنت وود آغاز شد. در سپتامبر 1959 در مدرسه مقدماتی مدرسه برنت وود ثبت نام کرد. آدامز در طول تحصیل به دلیل قد قابل توجه خود احساس انزوا را تجربه کرد و در سن 12 سالگی به 6 فوت (1.8 متر) رسید و در نهایت به 6 فوت و 5 اینچ (1.96 متر) رسید. استاد فرم او، فرانک هالفورد، تأثیر قابل توجهی بر او گذاشت. قابل ذکر است، آدامز تنها دانش آموزی بود که نمره کامل ۱۰/۱۰ را از هالفورد برای نویسندگی خلاق دریافت کرد، دستاوردی که آدامز در طول زندگی خود، به ویژه در دوره های بلوک نویسنده، به یاد آورد.

برخی از آثار ادبی اولیه آدامز در زمان او در مدرسه برنت وود منتشر شد. اولین قطعه منتشر شده او، گزارشی مختصر در مورد جامعه عکاسی مدرسه مقدماتی، در The Brentwoodian در سپتامبر 1962 ظاهر شد. آرشیو دانشگاه کمبریج شعر او را با عنوان "Tramp's Eye View" در دوازده سالگی سروده است. در اوایل سال 1965، یک داستان کوتاه سورئال از آدامز، با عنوان تعلیق، در کمیک کودکان عقاب نمایش داده شد. شعری که آدامز در ژانویه 1970 سروده بود، بعداً در اوایل سال 2014 در کمد مدرسه کشف شد. او در سپتامبر 1964 به شبانه روزی در مدرسه رفت و در دسامبر 1970 حضور خود را به پایان رساند.

آدامز نمایشگاهی را برای مطالعه زبان انگلیسی در کالج سنت جان، کمبریج، مدرسه عالی پدرش، بر اساس یک مقاله شعر مذهبی که آثار بیتلز و ویلیام بلیک را بررسی می‌کرد، تدارک دید. او در سال 1971 فارغ التحصیل شد و آرزو داشت از حرفه نویسندگان کمدی مانند مونتی پایتون تقلید کند. آدامز مشتاق پیوستن به Footlights، یک باشگاه کمدی دانشجویی انحصاری بود و در فوریه 1972 با موفقیت انتخاب شد. او نوشتن طرح های کمدی را با هم اتاقی خود، کیت جفری، همکلاسی خود، آغاز کرد، اگرچه این همکاری در نوامبر 1972 به پایان رسید. پس از آن، او در کنار دانش آموزان ویل آدامز (که هیچ ارتباطی نداشت) و مارتین اسمیت در نقدها نوشت و اجرا کرد و گروهی به نام "آدامز-اسمیت-آدامز" را تشکیل داد. علیرغم گنجاندن قابل توجه مطالب آدامز-اسمیت-آدامز در مجله Footlights 1974 May Week Revue، با عنوان Chox، داگلاس به دلیل ضعف های درک شده در توانایی های اجرایی خود، به دلیل عدم انتخاب بازیگر، عمیقاً ناامید شد. او مدرک خود را در سال 1974 با نمره 2:2 در ادبیات انگلیسی به پایان رساند. بسیاری از معاصران کمبریج، از جمله جان کانتر، جان لوید، مری آلن و سایمون جونز، بعدها نقش های مهمی در زندگی حرفه ای آدامز ایفا کردند. آدامز در طول سالهای تحصیلی خود در دانشگاه مشاغل مختلف موقتی مانند باربری بیمارستان و نظافت خانه مرغ را به عهده گرفت.

حرفه حرفه ای

آدامز پس از تحصیلات دانشگاهی خود به لندن نقل مکان کرد تا بتواند شغلی به عنوان نویسنده در تلویزیون و رادیو ایجاد کند. سه نفر مشترک آدامز، اسمیت و آدامز همکاری خود را تا اواخر سال 1975 حفظ کردند. اگرچه بی‌بی‌سی گهگاه طرح‌های آدامز را می‌پذیرفت، رویکرد نویسندگی متمایز او با سبک‌های کمدی رایج در رادیو و تلویزیون در آن زمان همخوانی نداشت. برای تأمین مالی خود، استخدام به عنوان محافظ برای یک خانواده مرفه عرب را پذیرفت، نقشی که نیاز به شیفت های شبانه گسترده برای نگهبانی از هتل های آنها داشت. در سال 1976، او فیلم Footlights' May Week Revue را با عنوان یک ضربه در دکه ها کارگردانی کرد. آگوست 1976 زمانی که با همکاری جان لوید، دیوید رنویک و اندرو مارشال در جشنواره فرینج ادینبورگ Unpleasantness at Brodie's Close را نویسندگی و اجرا کرد، یک جهش موقت در حرفه او رقم زد. با این حال، در پایان آن سال، مسیر حرفه‌ای آدامز دوباره دچار رکود شد و او را به اقامت با خانواده‌اش در استالبریج، دورست سوق داد.

آدامز و لوید در چندین پروژه کمدی ناموفق، از جمله Swasivious Zebu، Swasivious Zebu، Swasivious Zebu، Guenness, in the Book a Proposed of a همکاری کردند. سوابق. این مفهوم اخیر، که شامل رقابت فرازمینی ها با انسان ها در یک مسابقه ورزشی بین کهکشانی است، در نهایت به دلیل عدم وجود بازاری برای فیلم های علمی تخیلی کنار گذاشته شد. آنها همچنین Sno 7 and the White Dwarfs را پیشنهاد کردند. با این حال، بی‌بی‌سی آن را رد کرد و از داستان‌های علمی تخیلی به عنوان «بیش از حد دهه 1950» یاد کرد. اولین مشارکت حرفه‌ای آدامز، طرحی برای مجموعه کمدی رادیویی راه برکیس بود که در اوایل سال 1977 پخش شد. همزمان، او در نوشتن به The News Huddlines مشارکت داشت.

آدامز قبل از دریافت کمیسیون برای قسمت آزمایشی راهنمای کهکشان تاسوعای، در فکر ترک صنعت سرگرمی به دلیل ناامیدی و نقل مکان به هنگ کنگ بود. در ماه مه 1978، او در برنامه طنز پایان هفته، مستند تخم مرغ بیشتر روی صورت شماست و نمایش پانل آزمایش خبری، به عنوان تهیه کننده رادیو بی بی سی، در درجه اول "برای پول"، همکاری کرد. تنها تولید اصلی او در این دوره یک اقتباس پانتومیم از سیندرلا با عنوان سیندرلای سیاه دو به شرق می رود بود. او در اکتبر 1978 از این نقش استعفا داد تا سمت سردبیری فیلمنامه فصل 17 Doctor Who را بر عهده بگیرد. آدامز و لوید با همکاری یکدیگر دو قسمت از مجموعه انیمیشن کودکان Doctor Snuggles را در سال 1979 نوشتند: "The Remarkable My Fidgety Great River". این دو همچنین در کتاب‌های فرهنگ لغت طنز معنای زندگی (1983) و معنای عمیق‌تر زندگی (1990) همکاری کردند. آدامز در زمان مرگش در سال 2001، وقفه‌ای طولانی را در نوشتن کتاب مشاهده می‌کرد.

آدامز اغلب فرآیند نوشتن را چالش برانگیز می دانست و به طور کلی از آن لذت چندانی نمی برد. او مستعد حملات کم اعتماد به نفس و بلوک نویسنده بود و به دلیل تمایلش به به تعویق انداختن کارها شهرت زیادی داشت. تنها چند هفته قبل از پایان مهلت ارسال نسخه خطی So Long, and Thanks for All the Fish (1984)، او تنها 25 صفحه را تکمیل کرده بود. در نتیجه، او در یک سوئیت هتل با سانی مهتا، مدیر تحریریه پان بوکز، که تا زمان تکمیل دست‌نوشته بر او نظارت می‌کرد، محبوس شد. رمان 1997 همراه با بازی ویدیویی آدامز Starship Titanic در نهایت توسط تری جونز نوشته شد، زیرا آدامز بارها نگارش آن را به تعویق انداخت. آدامز در حین حضور در نقل قول... بدون نقل قول، سنگ نوشته خود را پیشنهاد داد: "او سرانجام به ضرب الاجل خود رسید."

مونتی پایتون و گراهام چپمن

آدامز پس از تثبیت حضور خود در Footlights، فوراً به دنبال شخصیت مورد تحسین خود، جان کلیس از مونتی پایتون رفت و با او مصاحبه ای برای روزنامه دانشجویی Varsity در نوامبر 1972 انجام داد. مشارکت های کلیز در گزارش فراست (1966-1967 به عنوان الهام بخش از قد او، الهام گرفته از Adam و Adams 67) اعتراف کرد: "من می خواستم جان کلیز باشم و مدتی طول کشید تا متوجه شدم که این کار گرفته شده است." کلیس در اوایل سال 1974 از سیرک پرنده مونتی پایتون جدا شد و شریک نویسندگی خود، گراهام چپمن، را بر آن داشت تا به دنبال یک همکار جدید باشد. چپمن در ژوئیه 1974 با آدامز در اولین مهمانی وست اند برای Chox روبرو شد. آنها متعاقباً یک شراکت نویسندگی تشکیل دادند که منجر به دریافت اعتبار نوشتن برای طرح «آزار بیمار» در سری چهارم سیرک پرنده مونتی پایتون شد. آدامز همچنین در طرح "مرلین مونرو" که در آلبوم موسیقی متن تریلر فیلم مونتی پایتون و جام مقدس ارائه شده بود، مشارکت کرد. آدامز متعاقباً مشارکت های خود را به عنوان "به سختی قابل ذکر است" توصیف کرد و تخمین زد که او "حدود نیم دوجین خطی را نوشته است که اینجا و آنجا در Python ظاهر می شود." با وجود این، او یکی از تنها دو نفری است که رسماً بخشی از مونتی پایتون نیست و به عنوان نویسنده در این مجموعه تلویزیونی شناخته می شود، دیگری نیل اینس است.

آدامز دو حضور کوتاه در سری چهارم Monty Python داشت. در طول اپیزود "جنگ سرگرمی های سبک"، آدامز در حالی که دستکش به دست داشت، با ماسک جراح ظاهر شد که با شرح روی صفحه به عنوان دکتر امیل کونینگ شناخته می شد. برای اپیزود «آقای نوترون»، آدامز لباس فلفلی پوشید و موشکی را روی گاری که تری جونز از آن استفاده می‌کرد، پر کرد، کسی که با عبارت «هر آهن قدیمی...» از آهن قراضه درخواست می‌کرد. آدامز نزدیکترین دوستی خود را با جونز در میان اعضای مونتی پایتون ایجاد کرد.

در سال 1974، آدامز و چپمن به طور مشترک یک فیلمنامه علمی تخیلی کمدی برای رینگو استار نوشتند که متعاقباً توسط همه شبکه های تلویزیونی بزرگ آمریکایی رد شد. آدامز، چپمن و برنارد مک کنا در سال 1976 یک برنامه تلویزیونی با عنوان خارج از درختان نوشتند. با این حال، این پایلوت به یک سری کامل تبدیل نشد. آدامز از تولید ابراز ناامیدی کرد و خاطرنشان کرد که "در واقع مواد بسیار خوبی در آن وجود داشت، اما به درستی به هم متصل نشدند". علاوه بر این، آدامز و چپمن در قسمت "به نفع خودت" برای کمدی کمدی Doctor on the Go همکاری کردند. شراکت آنها در فوریه 1977، زمانی که اپیزود پخش شد، منعقد شد، عمدتاً به دلیل مشروبات الکلی زیاد چپمن، که او را برای کار کردن با او چالش برانگیز می کرد. علاوه بر این، این دو نفر در رابطه با مشارکت آدامز در زندگی نامه چاپمن «عملاً با هم برخورد کردند». آدامز پیش بینی کرده بود که مشارکت او با مونتی پایتون پیشرفت مهمی در شغل او باشد. با این حال، او ناامید شد که متوجه شد "چیزی برای نشان دادن ندارد به جز اضافه برداشت بزرگ و دستاوردهای چندانی". این تجربه او را به "بحران کامل اعتماد" سوق داد.

راهنمای Hitchhiker به کهکشان

آدامز علاقه شدیدی به ادغام کمدی و علمی تخیلی در یک پروژه منحصر به فرد پیدا کرد. این فرصت در سال 1977 زمانی به وجود آمد که سیمون برت تهیه کننده او را تشویق کرد که یک برنامه رادیویی علمی تخیلی کمدی را به رادیو بی بی سی 4 پیشنهاد دهد. مفهوم اولیه آدامز انتهای زمین بود، مجموعه ای گلچین که نابودی زمین را از طرق مختلف در هر قسمت به تصویر می کشد. هنگامی که او شروع به توسعه اپیزود آزمایشی کرد - که تخریب زمین برای تسهیل یک مسیر سریع ابرفضایی را نشان می داد - به ضرورت وجود یک شخصیت بیگانه برای ارائه زمینه روایت پی برد. او تعیین کرد که این شخصیت روزنامه‌نگاری است که از زمین دیدن می‌کند تا کتاب راهنمای مسافران بین ستاره‌ای را تحقیق کند. این عنوان برای اولین بار توسط آدامز در سال 1971 در حالی که او مست در مزرعه ای در اینسبروک دراز کشیده بود و ستاره ها را مشاهده می کرد، به ذهنش رسید. او با داشتن یک نسخه از راهنمای کوهنوردان به اروپا، متوجه شد که راهنمای مشابهی برای کهکشان نیز باید نوشته شود. در نتیجه، او قالب آنتولوژی را کنار گذاشت و به جای آن، روایتی پیوسته را انتخاب کرد که سفرهای یک انگلیسی معمولی آرتور دنت و همراه بیگانه اش فورد پرفکت را شرح دهد.

فیلمنامه آزمایشی توسط آدامز در 4 آوریل ارسال شد، و قسمت در 28 ژوئن ضبط شد، با حضور سیمون جونز و جفری مک‌گیورن، به ترتیب در نقش دنت و پرفکت. راه اندازی رسمی برای پنج قسمت باقی مانده از این مجموعه در 1 سپتامبر انجام شد. آدامز این مجموعه را به صورت تدریجی، بر اساس اپیزود به قسمت، به جای یک خط داستانی از پیش تعیین شده، توسعه داد. به دلیل محدودیت های زمانی، او جان لوید را برای نوشتن دو قسمت پایانی استخدام کرد. لوید مفاهیمی را از رمان ناتمام خود، GiGax وارد کرد. این مجموعه رادیویی به کارگردانی جفری پرکینز (با کارگردانی خلبان برت)، نوآوری را با استفاده از جلوه های صوتی و موسیقی به نمایش گذاشت. قابل ذکر است، این اولین برنامه طنز رادیویی بود که به صورت استریو تولید شد. هدف آدامز این بود که سریال دارای کیفیت شنیداری "مانند یک آلبوم راک" باشد. به طور قابل توجهی برای یک نویسنده، او در طول مرحله پس از تولید آن مشارکت قابل توجهی داشت. سری اولیه راهنمای تاسوعای کهکشان که از 8 مارس 1978 به صورت هفتگی پخش می شد، به سرعت در بین مخاطبان محبوبیت پیدا کرد و از طریق تبلیغات دهان به دهان مثبت مورد توجه قرار گرفت. در قسمت چهارم، اداره پست شروع به دریافت مکاتباتی خطاب به مگادودو، ناشر داستانی کتاب راهنما کرد. در آگوست، آدامز برای یک ویژه کریسمس، که در شب کریسمس پخش شد، و یک سری دوم، که در پنج قسمت در ژانویه 1980 پخش شد، سفارش دریافت کرد. پس از آن، هر دو سریال فشرده شده و برای انتشار در LP دوباره ضبط شدند.

در آگوست 1978، پان بوکز حقوق رمانی برگرفته از این مجموعه را به دست آورد. آدامز برای این فرصت در دسترس ابراز اشتیاق کرد. در ابتدا، آدامز قصد داشت این رمان را با جان لوید بنویسد. با این حال، او پس از آن تصمیم گرفت آن را به طور مستقل بنویسد. این تصمیم به خصوص با توجه به مشکلات مالی لوید در آن زمان، دوستی آنها را تیره کرد. لوید فوراً یک عامل سرگرمی را جذب کرد، که توصیه می کرد "10 درصد از هر چیزی که نام هیچگاه بر روی آن بود" ادعا شود. لوید با ناراحتی واکنش نشان داد اما در نهایت با تقسیم مبلغ 3000 پوند موافقت کرد. آدامز بعداً اذعان کرد که اگرچه انتخاب او برای نوشتن رمان به تنهایی "کاملاً در حقوق من بود"، "باید کمی بهتر با آن رفتار می کرد." آدامز به طور انحصاری چهار قسمت ابتدایی سریال را برای این رمان اقتباس کرد و ترجیح داد هر محتوایی که قبلاً نوشته شده بود را حذف کند. این رمان با عنوان راهنمای هیچ‌هیکر برای کهکشان و در اکتبر 1979 منتشر شد، بلافاصله به پرفروش‌ترین کتاب تبدیل شد. این رمان سریعتر از هر انتشارات قبلی پان به فروش یک میلیون نسخه دست یافت و حقوق ایالات متحده برای این رمان و قسمت بعدی آن به قیمت 2.3 میلیون دلار فروخته شد. دنباله آن، رستوران در انتهای کیهان (1980)، همچنین به جایگاه پرفروشی دست یافت و عناصر اصلاح شده ای از مجموعه های رادیویی و ویژه کریسمس را در خود جای داد.

این رمان‌ها عناصر بنیادی مجموعه Hitchhiker's را تشکیل دادند. آدامز متعاقباً سه رمان دیگر را در این مجموعه نوشت: زندگی، جهان و همه چیز (1982)، خیلی طولانی، و تشکر برای همه ماهی ها (1984)، و بی ضرر (1992). پس از انتشار کتاب چهارم، او با طنز از این مجموعه به عنوان یک «سه گانه» یاد کرد. آدامز در ابتدا فقط برای دو کتاب در این مجموعه برنامه ریزی کرده بود و ابراز احساس کرد که به دلیل موفقیت گسترده فرنچایز محدود شده است. او ششمین کتابی را برای ارائه نتیجه‌گیری در نظر گرفت و خاطرنشان کرد که بی ضرر "کتابی تیره و تار است. من دوست دارم Hitchhiker را با نکته‌ای شادتر تمام کنم، بنابراین به نظر می‌رسد پنج نوع عدد اشتباهی است، شش نوع بهتری است." پس از مرگ، املاک آدامز به Eoin Colfer دستور داد تا قسمت ششم و پایانی این مجموعه را با عنوان And Another Thing... (2009) بنویسد. در زمان درگذشت آدامز، فروش جهانی کتاب‌های راهنمای هیچ‌هایکر به 14 میلیون نسخه رسید.

راهنمای هیچ‌هایکر برای کهکشان در قالب‌های رسانه‌ای متعددی اقتباس شده است. در ماه مه 1979، کن کمپبل یک اقتباس از صحنه را تولید کرد. Theater Clwyd همچنین یک تولید صحنه تور در سراسر ولز ارائه کرد. یک اقتباس صحنه ای در تئاتر رنگین کمان در ژوئیه 1980 از نظر مالی ناموفق بود و توسط آدامز به عنوان "یک شکست" شناخته شد، که هم از مکان گسترده و هم جلوه های بیش از حد صحنه انتقاد کرد. خود آدامز مجموعه رادیویی اولیه را در یک مینی سریال تلویزیونی بی‌بی‌سی در سال 1981 اقتباس کرد، که چندین بازیگر اصلی رادیو را در نقش‌های خود بازی می‌کردند. آدامز از اقتباس تلویزیونی ابراز نارضایتی کرد و آن را دست و پا گیر دانست و با تهیه کننده آلن جی دبلیو بل درگیری داشت. یک اقتباس از کتاب کمیک سه قسمتی در سال 1993 منتشر شد.

در اوایل سال 1993، آدامز و تهیه‌کننده رادیویی درک مگز برنامه‌هایی را برای مجموعه‌های رادیویی اضافی طراحی کردند که برگرفته از رمان‌های سوم، چهارم و پنجم Hitchhiker بودند. این برنامه‌ها تنها پس از مرگ آدامز محقق شدند. Tertiary، Quandary، و مرحله‌های خاص مجموعه رادیویی بین سپتامبر 2004 و ژوئن 2005 پخش شد و اکثر بازیگران اصلی نقش‌های خود را تکرار کردند. با استفاده از ضبط آدامز که در حال خواندن زندگی، جهان و همه چیز بود، او پس از مرگ صدای شخصیت Agrajag را ارائه کرد. قسمت پایانی سری پنجم به آدامز اختصاص داشت. ششمین سری رادیویی که در سال 2018 پخش شد، مطالبی را از And Another Thing... و آثار منتشرنشده قبلی آدامز تهیه کرد.

نزدیک به دو دهه، آدامز تلاش کرد راهنمای هیچیکر برای کهکشان را در یک فیلم بلند اقتباس کند. یک تهیه کننده فیلم برای اولین بار در سال 1979 با او در رابطه با این پروژه تماس گرفت. ایوان رایتمن در سال 1982 به عنوان تهیه کننده شرکت کرد اما پس از آن به دلیل اختلافات خلاقانه با آدامز، پروژه را ترک کرد. پیشرفت فیلم تحت تأثیر اصرار آدامز بر خودمختاری خلاقانه و بودجه قابل توجه، علیرغم گشودگی او برای آمریکایی‌سازی جنبه‌های خاص بود. قرارداد فیلم با دیزنی در سال 1997 نهایی شد. در سال 1999، آدامز و خانواده اش به مونتسیتو، کالیفرنیا نقل مکان کردند، پیش بینی تولید قریب الوقوع فیلم. با این حال، آن را در جهنم توسعه ادامه داد. در سال 2000، او روند تولید هالیوود را با "تلاش برای کباب کردن یک استیک با حضور متوالی افراد به اتاق و تنفس روی آن" مقایسه کرد. اقتباس فیلم بلند مورد انتظار، به کارگردانی گارث جنینگز، در نهایت در آوریل 2005 منتشر شد. فیلمنامه آدامز و کری کرک پاتریک است.

Doctor Who

آدامز علاقه اولیه خود را به سریال علمی تخیلی بی‌بی‌سی دکتر هو نشان داد و در طول سال‌های مقدماتی مدرسه‌اش یک قطعه طنز نوشت که دالک‌ها را با قدرت‌گیری رایس کریسپیس به تصویر می‌کشید. او حداقل دو پیشنهاد داستانی را به دفتر تولید Doctor Who در سال‌های 1974 و 1976 ارسال کرد که هر دو رد شدند. ایده اولیه او، شامل یک سفینه فضایی پر از مسافران غیرمؤثر در حال فرار از یک فاجعه، به دلیل شباهت موضوعی آن به کشتی در فضا (1975) رد شد. این مفهوم متعاقباً در راهنمای هیچیکر ادغام شد و اساس ناوگان گلگافرینچام را تشکیل داد. پیشنهاد داستان دوم، Doctor Who and the Krikkitmen، "بیش از حد احمقانه" تلقی شد و توسط تهیه کننده گراهام ویلیامز رد شد.

در سال 1977، ریچارد ایمیسون، تهیه‌کننده بی‌بی‌سی، در حالی که در انتظار دریافت کمیسیون برای راهنمای هیچیکر برای کهکشان بود، فیلمنامه آزمایشی آدامز را به دفتر تولید دکتر هو فرستاد. ویرایشگر فیلمنامه آنتونی رید به خوبی تحت تأثیر قرار گرفت و متعاقباً به آدامز مأموریت داد تا سریال Doctor Who The Pirate Planet (1978) را بنویسد. به طور متناقضی، آدامز پس از یک دوره فعالیت محدود، همزمان سیاره دزدان دریایی و مجموعه افتتاحیه راهنمای تاسوعای کهکشان را نوشت. از آوریل 1978 تا حداقل 1980، آدامز و بازیگر تام بیکر تلاش های ناموفقی برای پیشنهاد اقتباس سینمایی از Krikkitmen انجام دادند. آدامز بعداً این خط داستانی را در زندگی، جهان و همه چیز تغییر داد.

در اکتبر 1978، آدامز به عنوان ویرایشگر فیلمنامه فصل هفدهم Doctor Who (1979-80) موفق شد. او دست به بازنویسی قابل توجه و بدون اعتبار فیلمنامه تری نشن برای سرنوشت دالک ها (1979) زد و اساساً آن را برای برآوردن محدودیت های بودجه بازسازی کرد. آدامز با همکاری گراهام ویلیامز شهر مرگ (1979) را بر اساس خط داستانی اصلی دیوید فیشر نوشت. این اثر به نام مستعار "دیوید اگنیو" نسبت داده شد. در سال 2008، دیلی تلگراف شهر مرگ را به عنوان یکی از ده روایت مهم Doctor Who شناسایی کرد. آدامز سریال پخش نشده شادا را نوشت که به دلیل اقدام صنعتی در بی بی سی تا حدی فیلمبرداری شد. او همچنین روایتی را برای فصل 17 پیشنهاد کرد که در آن دکتر قبل از اینکه در نهایت مجبور به بازگشت به عمل شود، به یک منزوی تلخ تبدیل می‌شود. این خط داستانی خاص بعداً به عنوان الهام بخش استیون موفات برای ویژه کریسمس Doctor Who در سال 2012، "مردان برفی" بود. آدامز در اواخر سال 1979 از Doctor Who جدا شد. بخش‌هایی از شادا برای توجیه غیبت تام بیکر در "پنج پزشک" (1983) استفاده شد. پس از کنار گذاشتن تولید شادا، آدامز عناصر روایی آن را در رمان سال 1987 خود، آژانس کارآگاه جامع دیرک جنتلی وارد کرد. آدامز از فیلمنامه شادا خود ابراز نارضایتی کرد و آن را به عنوان یک «تصله‌آهنگ» توصیف کرد و زمانی که فیلم‌های موجود در رسانه‌های خانگی در سال 1992 منتشر شد (بر اساس گزارش‌ها، او سهواً مجوز انتشار آن را صادر کرد) عمیقاً ناخرسند شد. بنا به درخواست او، او هیچ اعتباری برای انتشار دریافت نکرد و هزینه مربوط به او به Comic Relief اهدا شد.

آدامز پیشنهادهای سودآور برای جدید کردن فیلمنامه‌های Doctor Who خود را رد کرد و دیگران را از انجام این کار در طول زندگی خود منع کرد. رمان شادا توسط گرت رابرتز در سال 2012 منتشر شد، در حالی که جیمز گاس رمان شهر مرگ را در سال 2015 و سیاره دزدان دریایی در سال 2017 نوشت. گاس همچنین رمان Doctor Who and the Krikkitmen را در Doctor Who and the Krikkitmen20. اقتباس شده به پخش اینترنتی و درام صوتی با حضور پل مک گان. بازسازی نیمه متحرک شادا، با صداهای بازیگران اصلی، در سال 2017 منتشر شد.

Dirk Gently

تجربه ناامیدی از ناشرHide the Galaxy'sHide the booki's آدامز یک سری رمان جدید را آغاز کرد. او داستان های پلیسی را با آژانس کارآگاه جامع دیرک جنتلی (1987)، یک رمان کمدی معمایی با محوریت یک کارآگاه خصوصی "کل نگر" به نام دیرک جنتلی طنز کرد. دنباله‌ای به نام زمان طولانی تاریک چای روح در سال 1988 دنبال شد. قبل از مرگش، او مشغول نوشتن سومین رمان دریک آرام بود، که طبق گزارش‌ها در نظر داشت آن را در قسمت ششم راهنمای هیچگاه اقتباس کند. این رمان ناقص پس از مرگ در سالمون شک (2002) منتشر شد. پس از درگذشت آدامز، سریال Dirk Gently در یک سریال رادیو بی بی سی 4 (2007-2008) با هری انفیلد، یک سریال تلویزیونی بی بی سی (2010-2012) با بازی استیون منگان، و یک سریال تلویزیونی بی بی سی آمریکا (2016-2016-2017) با حضور ساموئل بارت، اقتباس شد. data-mw-anchor="Video_games_and_digital_projects">بازی‌های ویدیویی و پروژه‌های دیجیتال

در سال 1984، آدامز با استیو مرتزکی برای توسعه یک بازی ویدیویی تخیلی تعاملی برای Infocom، بر اساس راهنمای کهکشان‌ها همکاری کرد. این بازی به فروش 400000 نسخه دست یافت و خود را به عنوان یکی از پرفروش ترین عناوین دوران معرفی کرد. در سال 1996، Computer Gaming World این بازی را با گنجاندن آن در مجموعه خود از 150 بازی برتر تمام دوران شناسایی کرد.

آدامز در یک جلسه طوفان فکری یک هفته ای با تیم Lucasfilm Games برای بازی 1986 Labyrinth که بر اساس فیلم فانتزی با همین عنوان ساخته شده بود، شرکت کرد. او تغییر بازی را از یک فرمت مبتنی بر متن به یک رابط گرافیکی مفهومی کرد، و موازی با انتقال جادوگر اوز از سیاه و سفید به رنگی ترسیم کرد. متعاقبا، آدامز در سال 1987 بازی بوروکراسی را نوشت. با این حال، استقبال چشمگیر از آن، با تنها 40000 نسخه فروخته شده، باعث شد تا او به طور موقت از صنعت بازی های ویدیویی کناره گیری کند.

در سال 1995، آدامز با همکاری رابی استمپ، دهکده دیجیتال را تأسیس کرد و یک شرکت فناوری و رسانه دیجیتال را تأسیس کرد که به ایجاد اقتباس‌های بازی ویدیویی از آثار ادبی آدامز اختصاص داشت. آدامز عنوان "فانتزیست ارشد" را در شرکت به عهده گرفت. او در دوران تصدی خود، Starship Titanic (1998) را توسعه داد، یک بازی ماجراجویی که جایزه Codie و نامزدی بفتا را دریافت کرد. در آوریل 1999، آدامز h2g2 را راه‌اندازی کرد، یک ویکی عمومی که به عنوان یک دایره‌المعارف آنلاین در نظر گرفته شده بود، که نشان‌دهنده تلاشی آزمایشی برای واقعی‌سازی راهنمای هیچ‌هایکر برای کهکشان است. دهکده دیجیتال متعاقباً در سال 1999 به h2g2 تغییر نام داد. پس از سقوط دات کام، این شرکت در ژانویه 2001 توسط BBC خریداری شد که تا سال 2011 به کار و نگهداری پروژه ادامه داد.

آدامز در سال 1990 "مستند فانتزی" Hyperland را که تام بیکر شخصیت یک برنامه نرم افزاری را نشان می داد، نویسنده و ارائه کرد. این مستند به بررسی ممکس وانوار بوش و مادر همه دموهای داگلاس انگلبارت می‌پردازد و همچنین مصاحبه‌ای با تد نلسون در مورد پروژه زانادو را در بر می‌گیرد. علاوه بر این، آدامز مستندهای رادیویی اینترنت: میدان نبرد آخرین قرن بیستم (1999) و راهنمای هیچاکرها برای آینده (2000) را میزبانی کرد.

عقاید و کنشگری شخصی

دیدگاه های دین

والدین آدامز اعضای یک جامعه مسیحی بودند و او خود دوران کودکی خود را "به شدت مذهبی" و "مسیحی فعال" توصیف کرد. در سال 1984، آدامز خود را "بسیار قاطعانه آگنوستیک" اعلام کرد، و اظهار داشت که بی خدایی به دلیل فقدان شواهدی که از هر یک از آنها حمایت می کند غیرمنطقی به نظر می رسد. در سال 1998، او به عنوان یک "آتئیست رادیکال" شناخته شد. او "رادیکال" را برای تاکید، با هدف جلوگیری از شناسایی اشتباه به عنوان یک آگنوستیک وارد کرد. شیفتگی او به دین به دلیل تأثیر آن بر امور انسانی ادامه یافت و او را به این جمله سوق داد: "من دوست دارم به آن ادامه دهم و به آن فکر کنم. در طول سال ها به قدری به آن فکر کرده ام که این شیفتگی حتماً در نوشته هایم نیز سرایت خواهد کرد." او در طول زندگی بزرگسالی خود از گروه کر کلیسای کوچک و سرودهای کریسمس لذت می برد.

آدامز با ریچارد داوکینز زیست شناس تکاملی و ملحد برجسته دوستی داشت. داوکینز از آدامز دعوت کرد تا در سخنرانی کریسمس مؤسسه سلطنتی خود در سال 1991 شرکت کند، که طی آن آدامز گزیده ای از رستوران در انتهای کیهان را در مورد یک گاو سخنگو که با تمایل به مصرف شدن پرورش یافته بود، خواند. داوکینز در انتشارات خود در سال 2006، توهم خدا، با طنز از آدامز به عنوان "احتمالاً تنها گرویده" او به بی خدایی یاد کرد.

فعالیت زیست محیطی

آدامز یک فعال محیط زیست بود که از گونه های در خطر انقراض حمایت می کرد. در سال 1985، صندوق جهانی حیات وحش و The Observer ترتیبی دادند که آدامز و طبیعت‌شناس مارک کارواردین به ماداگاسکار در تعقیب آه‌آی در حال انقراض سفر کنند. آنها با موفقیت اولین عکس از یک aye-aye را در زیستگاه طبیعی خود به دست آوردند. آدامز این سفر را هم بسیار لذت بخش و هم عمیق توصیف کرد. این دو نفر سال 1988 را در جستجوی سایر گونه های در معرض خطر، از جمله کاکاپو و بایجی، سفرهای خود را در یک مجموعه مستند رادیویی در سال 1989 و یک کتاب همراه در سال 1990، با عنوان هر دو با عنوان آخرین فرصت برای دیدن، گذراندند. این کتاب افتخارآمیزترین دستاورد آدامز بود، اگرچه او نسبت به موفقیت نسبتاً محدود آن ابراز ناامیدی کرد. آدامز و کارواردین قطعه «ملاقات با گوریل» را از کتاب خود به پروژه میمون بزرگ (1994) کمک کردند. آدامز یکی از امضاکنندگان پروژه میمون های بزرگ بود، ابتکاری که از برابری اخلاقی میمون های بزرگ حمایت می کرد. او همچنین از صندوق گوریل دیان فوسی حمایت کرد.

در سال 1994، آدامز در صعود به کوه کلیمانجارو برای سازمان خیریه بریتانیایی Save the Rhino شرکت کرد. در بخشی از مراسم، او لباس کرگدن پوشید. آدامز یکی از حامیان مؤسس Save the Rhino بود و از سال 2003، این موسسه خیریه سخنرانی سالانه یادبود داگلاس آدامز را برای تأمین بودجه برای کمپین های زیست محیطی ترتیب داده است.

فناوری و نوآوری

در میان کامپیوترهای اولیه ای که آدامز با آن مواجه شد یک Commodore PET بود. او اولین پردازشگر کلمه خود، یک Nexus را در سال 1982 به دست آورد، زیرا در اوایل سال 1979 به استفاده از آن فکر می کرد. پس از نقل مکان به لس آنجلس با همسر آینده خود، جین بلسون، در سال 1983، او یک DEC Rainbow خریداری کرد. پس از بازگشت آنها به انگلستان، آدامز یک Apricot، متعاقباً یک BBC Micro، و سپس یک Tandy 1000 به دست آورد. او از کمبریج Z88 خود در طی یک سافاری در زئیر برای آخرین فرصت برای دیدن استفاده کرد. آدامز گهگاه از ماشین تحریر هرمس برای نوشتن استفاده می‌کرد، به‌ویژه «وقتی گیر می‌افتاد».

آدامز اولین بار در سال 1984 با یک مکینتاش اپل در دفاتر Infocom در بوستون روبرو شد و بلافاصله تمایل زیادی به دستگاه پیدا کرد. او و استفن فرای جزو اولین دو نفری بودند که مک در اروپا خریدند. در طول سال‌ها، آدامز مکینتاش‌های متعددی را به دست آورد و به‌عنوان «AppleMaster»، نامی برای افراد مشهوری که به‌عنوان سخنگوی محصولات اپل عمل می‌کردند، خدمت کرد. او با استفاده از نسخه اولیه iMovie که در صفحه اصلی مک او میزبانی شد، یک ویدیوی راک با حضور دخترش، پولی، تولید کرد. در هفته‌های قبل از مرگش، آدامز Mac OS X را نصب کرد و شروع به استفاده از آن کرد. آخرین پست فروم او سیستم عامل Mac OS X و پتانسیل چارچوب کاکائو آن را ستود و بیان کرد: "و وعده آنچه که زمانی که مردم شروع به توسعه در کاکائو کنند، بسیار عالی است... ". یک Apple Macintosh SE/30 که قبلاً متعلق به آدامز بود، اکنون در مرکز تاریخچه محاسباتی در کمبریج نمایش داده می شود.

آدامز از طرفداران و کاربران اولیه اینترنت بود. او از طریق ایمیل با استیو مرتزکی در اوایل دهه 1980 در جریان همکاری آنها در بازی ویدیویی راهنمای هیچگاه مکاتبه کرد. او عمدا آدرس ایمیل خود را برای تسهیل ارتباط مستقیم با طرفداران منتشر کرد. در اکتبر 1993، زمانی که در نیومکزیکو کار می کرد، پست هایی را در گروه خبری USENET شخصی خود آغاز کرد. آدامز در اواخر عمر خود به یک مدرس پرکار در زمینه فناوری اطلاعات تبدیل شد، نقشی که دوستش جان کانتر به آن اشاره کرد به او اجازه داد تا به جاه طلبی خود برای نویسنده و مجری بودن پی ببرد. او در سال 1996 در کنفرانس توسعه دهندگان حرفه ای مایکروسافت (PDC) و کنفرانس سیستم های جاسازی شده آوریل 2001، که هر دو در سانفرانسیسکو برگزار شد، سخنرانی های کلیدی ارائه کرد.

برنامه ادبی آدامز، که هم داستان و هم غیرداستانی را در بر می گرفت، به طور ناخواسته فناوری های آینده را پیش بینی می کرد. هم آدامز و هم منتقدان ادبی مشاهده کردند که راهنمای هیچهایکر برای کهکشان خیالی، که به عنوان یک دستگاه دیجیتال دستی به تصویر کشیده می شود، پیش بینی توسعه دستیارهای دیجیتال شخصی و تلفن های هوشمند بود. آدامز توسط نسلی از فناوران دره سیلیکون که با خواندن آثار او بزرگ شده بودند، بسیار مورد احترام بود. سرویس ترجمه بابل فیش یاهو نام خود را از موجود خیالی آدامز گرفته است که قادر به ترجمه زبان هاست. نام کامپیوترهای شطرنج Deep Thought و Deep Blue برگرفته از ابررایانه خیالی Deep Thought است. آزمایشگاه تحقیقاتی هوش مصنوعی گوگل، DeepMind، نیز به این مفهوم ادای احترام می کند. ایلان ماسک، کارآفرین فناوری، آدامز را به‌عنوان «بهترین فیلسوف تاریخ» تحسین کرد و در سال 2018، او یک خودروی تسلا را به فضا پرتاب کرد که حاوی نسخه‌ای از راهنمای هیچ‌هیکر در جعبه دستکش آن بود. ماسک همچنین اظهار داشت که چت ربات Grok از کتاب راهنمای تخیلی الهام گرفته است. وال استریت ژورنال به طور مشابه بین ادی، هوش مصنوعی همیشه شاد از راهنمای تاسوعای کهکشان و چت ربات‌های هوش مصنوعی معاصر، تشابهاتی را ترسیم کرد.

سبک و مضامین نوشتاری

آدامز اگرچه با داستان های علمی تخیلی مرتبط بود، اظهار داشت که او در درجه اول یک نویسنده کمدی بود که از این ژانر استفاده می کرد زیرا "بسیار اغراق می کرد." او همچنین خود را بیشتر فیلمنامه نویس می دانست تا رمان نویس. مهمترین تأثیر ادبی او P. G. Wodehouse طنزپرداز بود. تأثیرات دیگری نیز شامل Evelyn Waugh، Jane Austen و Kurt Vonnegut بود. آدامز مقایسه بین آثار خود و ونه‌گات را به حداقل رساند و اظهار داشت: "فونگات اساساً نویسنده‌ای عمیقاً جدی است که از کمدی برای بیان نکات خود استفاده می‌کند، و من اساساً یک نویسنده کمدی هستم که گهگاه سعی می‌کنم نکته‌ای را در مورد چیزی یا چیز دیگری «زیر پیشخوان» رد کنم... من این مقایسه را شرم‌آور می‌دانم زیرا او نویسنده بزرگی است، و من اساساً فکر می‌کنم نویسنده‌ای جذاب است. منتقدان همچنین شباهت هایی را بین آدامز و لوئیس کارول و جاناتان سویفت ترسیم کرده اند.

سبک نوشتاری آدامز با بازی کلمات گسترده و جنبه‌های شوخ‌آمیز مشخص می‌شود که اغلب از روایت اولیه متفاوت است. اکونومیست "یک لاینرهای ماهرانه اجرا شده" او را تحسین کرد. روایت‌های او اغلب و عمداً ساختارهای دراماتیک مرسوم و بسته شدن روایت را زیر و رو می‌کنند. کار آدامز به عنوان اگزیستانسیالیستی شناخته شده است، به ویژه به این دلیل که راهنمای تاکسیکر برای کهکشان بر بی اهمیت بودن دغدغه های اجتماعی و سیاسی بشر در یک جهان گسترده و بی معنا تأکید می کند. قهرمان بی ادعا، آرتور دنت، بارها و بارها خود را می بیند که به طور ناخواسته از جهان های بیگانه پوچ عبور می کند و اغلب برای حفظ سلامت عقل خود به یک فنجان چای عمدتا انگلیسی متوسل می شود. یک عنصر کمدی برجسته در رمان، مکاشفه ضدقله پاسخ به زندگی، جهان و همه چیز است: «42». علاوه بر این، ماشینی که برای محاسبه "سوال نهایی" زندگی طراحی شده است، تنها چند دقیقه قبل از تکمیل محاسباتش از بین می رود. منتقدان بین دنت و فورد پرفکت و دو شخصیت اصلی تراژیک کمدی ساموئل بکت در انتظار گودو مقایسه کرده اند. برعکس، مجموعه Dirk Gently تأثیر عمیق بشر بر روی زمین را با آدامز که از آلودگی و انقراض انسانی انتقاد می کند، برجسته می کند.

بوروکراسی یک موتیف تکرارشونده در آثار ادبی و تعاملی آدامز است. به عنوان مثال، تنها هدف بازی ویدیویی او بوروکراسی شامل تلاش یک بازیکن برای متقاعد کردن یک بانک برای تایید اعلان تغییر آدرس است. ووگون‌ها به‌راحتی به‌عنوان بازنمایی طنزآمیز فرهنگ شرکتی مدیریت متوسط ​​قابل شناسایی هستند. آدامز بین کاپیتان ووگون که بی رحمانه زمین را برای یک مسیر سریع السیر ابرفضا ویران می کند و یک کارمند دولتی بوروکراتیک که به طور مشابه خانه آرتور را برای دور زدن تخریب می کند، تشابهاتی را ترسیم می کند. آدامز همچنین ناامیدی خود را از شرکت‌های فناوری بیان کرد و خاطرنشان کرد که ماشین‌های باهوش مصنوعی برنامه‌ریزی شده با «شخصیت‌های مردمی واقعی» به درهای آزاردهنده شاد، روبات‌های مالیخولیایی و آسانسورهای وجودی منجر می‌شوند. حتی با وجود تحسین میلیاردر ایلان ماسک از راهنمای هیچیکر، مورخ جیل لپور این رمان را به عنوان "یک ادعای طنز آمیز تیغ تیز از امپریالیسم" توصیف کرد. آدامز این رمان را روی یک ماشین تحریر نوشت که برچسبی روی آن نوشته شده بود "پایان آپارتاید". جنی ترنر در نوشتن برای گاردین، این روایت را یک "استعاره پسااستعماری" توصیف کرد. مکاشفه روایی که دلفین‌ها و موش‌ها هوش بیشتری نسبت به انسان‌ها دارند، به عنوان طنزی از برتری درک شده بشریت بر قلمرو حیوانات عمل می‌کند. آدامز علاوه بر این، محیط زیست را در مجموعه Dirk Gently ترویج می کند. هاجون چانگ، اقتصاددان مشاهده می کند که آدامز به نظریه مصرف آشکار تورشتاین وبلن، در کنار نظریه مصرف ناکافی اشاره می کند.

نقدی به شخصیت‌پردازی «ضعف» آدامز از شخصیت‌های زن وارد شده است. آدامز اعتراف کرد: "به هر حال من زنان را کاملاً مرموز می بینم. من هرگز نمی دانم آنها چه می خواهند. و همیشه از نوشتن یکی عصبی می شوم زیرا همیشه فکر می کنم کار بسیار بدی انجام خواهم داد." به گفته نیک وب، زندگی‌نامه‌نویس آدامز، شخصیت‌های زن اولیه او اغلب صرفاً به عنوان فویل برای قهرمانان مرد عمل می‌کردند. با این حال، این به طور قابل توجهی با تصویر جامع کیت شچتر در سالمون شک بهبود یافت.

زندگی شخصی

روابط عاشقانه

از فوریه تا دسامبر 1981، آدامز با رمان‌نویس سالی امرسون که سپس از همسرش، روزنامه‌نگار پیتر استوتارد، جدا شد، رابطه داشت. آدامز زندگی، جهان و همه چیز را به او تقدیم کرد. امرسون در سپتامبر با آدامز نقل مکان کرد، اما رابطه آنها با بازگشت او به همسرش به پایان رسید.

متعاقباً، دوستان آدامز او را به وکیل دادگستری جین الیزابت بلسون معرفی کردند، در ابتدا به عنوان یک هم خانه احتمالی. آنها خیلی زود با هم درگیر شدند. این زوج در سال 1983 با هم در لس آنجلس زندگی کردند، در حالی که آدامز یک فیلمنامه اولیه برای فیلم راهنمای هیچ هایکر برای کهکشان تهیه کرد. پس از فروپاشی این قرارداد، آنها به Islington لندن نقل مکان کردند. آدامز و بلسون در سال 1988 از هم جدا شدند، اما رابطه خود را در سال 1991 از سر گرفتند. آنها در 25 نوامبر 1991 ازدواج کردند. این زوج صاحب یک دختر به نام پولی جین راکت آدامز، متولد 22 ژوئن 1994 بودند. بلسون در 7 سپتامبر 2011 درگذشت.

موسیقی

موسیقی جنبه مهمی از زندگی آدامز را تشکیل می‌داد. آدامز طی یک حضور در برنامه موسیقی علاقه های خصوصی اظهار داشت که "دوست داشت یک نوازنده راک می شد." او مجموعه ای از 24 گیتار الکتریک چپ دست داشت که نشان دهنده چپ دستی او بود و همچنین در دوران کودکی با وجود اینکه در کنار سایر نوازندگان با همگام سازی ریتمیک دست و پنجه نرم می کرد، پیانو آموخت. آهنگ گرند هتل پروکل هاروم الهام بخش رستوران Milliways از The Restaurant At The End Of The Universe بود. آدامز از بیتلز به عنوان یکی از اساسی ترین تأثیرات خلاقانه خود یاد کرد. او همچنین از تحسین‌کنندگان فداکار یوهان سباستین باخ بود و از مراسم عشای ربانی به‌عنوان «یکی از قله‌های بزرگ دستاوردهای بشری» یاد می‌کرد.

آدامز از ستایشگران فداکار پینک فلوید بود. بیوگرافی رسمی او با عنوان "Wish You Were Here" پینک فلوید است و گزیده ای از "Shine On You Crazy Diamond" در مجموعه رادیویی Hitchhiker's Guide گنجانده شده است، اگرچه پس از آن از نسخه های تجاری حذف شد. پینک فلوید همچنین از گروه راک تخیلی Disaster Area از رستوران در انتهای کیهان الهام گرفت. آدامز دوستی نزدیک با گروه برقرار کرد و به عنوان هدیه تولد 42 سالگی، از او دعوت شد تا با آنها گیتار را به صورت زنده روی صحنه در Earls Court اجرا کند. او همچنین این عنوان را برای آلبوم 1994 آنها The Division Bell پیشنهاد کرد که برگرفته از اشعار آهنگ "High Hopes" بود. دیوید گیلمور، گیتاریست پینک فلوید، در مراسم یادبود آدامز در سال 2001 و در مراسم خیریه 60 سالگی آدامز در سال 2012 اجرا کرد.

مرگ و میراث

در 11 مه 2001، آدامز در حین استراحت پس از تمرین در Platinum Fitness، یک باشگاه خصوصی در سانتا باربارا، دچار حمله قلبی مرگبار شد. او صبح همان روز در بیمارستان کلبه سانتا باربارا در سن 49 سالگی درگذشت. مراسم خاکسپاری او در 16 می در سانتا باربارا برگزار شد. در ژوئن 2002، خاکستر او در قبرستان هایگیت لندن به خاک سپرده شد. مراسم یادبودی در 17 سپتامبر 2001 در St Martin-in-the-Fields در میدان ترافالگار برگزار شد که به ویژه اولین مراسم کلیسا بود که به صورت آنلاین توسط BBC پخش شد.

منتشر شده در سال 2002، سالمون شک مجموعه‌ای از مقالات، سخنرانی‌ها و داستان‌های کوتاه آدامز را به همراه ده فصل از رمان ناقص Dirk Gently گردآوری می‌کند.

دو روز قبل از مرگ او، در 9 مه 2001، مرکز سیاره کوچک، نام سیارک 18610 آرتوردنت را اعلام کرد تا به قهرمان راهنمای تاسوعای کهکشان احترام بگذارد. پس از آن، در سال 2005، سیارک 25924 داگلاسادامز به یاد او نامگذاری شد.

در 25 می 2001، دو هفته پس از درگذشت آدامز، ستایشگران او ادای احترام سالانه ای به نام روز حوله برپا کردند. خیابانی در سائو خوزه، برزیل، تراوسا داگلاس آدامز، نام او را دارد. در سال 2018، جان لوید میزبان یک قسمت از مستند بی‌بی‌سی رادیو چهار بایگانی در 4 بود که به بررسی اسناد خصوصی آدامز در کالج سنت جان می‌پرداخت. Unbound 42: The Wildly Improbable Ideas of Douglas Adams را در سال 2023 منتشر کرد، مجموعه ای از یادداشت ها و مقالات آدامز با ویرایش کوین جان دیویس.

جوایز و نامزدها

آدامز توسط آکادمی رادیو به تالار مشاهیر رادیو بریتانیا معرفی شد.

بدن کار

رمان

داستان‌های کوتاه

کتابهای دیگر

یادداشت ها

مراجع

نقل‌ها

منابع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Douglas Adams

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، کتاب‌ها، آثار و جایگاه ادبی Douglas Adams.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Douglas Adams Douglas Adams کیست زندگی Douglas Adams کتاب‌های Douglas Adams آثار Douglas Adams جایگاه ادبی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Douglas Adams کیست؟
  • Douglas Adams چه کتاب‌هایی نوشت؟
  • چرا Douglas Adams مهم است؟
  • تأثیر ادبی Douglas Adams چیست؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو ادبیات: مجموعه مقالات و تحلیل‌های ادبی

در این بخش از آرشیو توریم آکادمی، به دنیای گسترده ادبیات قدم بگذارید. مقالات عمیق درباره نویسندگان برجسته، تحلیل آثار کلاسیک و معاصر، و بررسی جریان‌های ادبی فارسی و کردی را کشف کنید. از زندگی‌نامه شاعران و نویسندگان

خانه بازگشت به ادبیات