TORIma Academy Logo TORIma Academy
Thales of Miletus
فلسفه

Thales of Miletus

TORIma آکادمی — فیلسوف / ریاضیدان

Thales of Miletus

Thales of Miletus

تالس از میلتوس (THAY -leez؛ یونانی باستان: Θαλῆς؛ حدود 626/623 - حدود 548/545 قبل از میلاد) فیلسوف یونان باستان پیش از سقراط از میلتوس در ایونیا، آسیا بود.

تالس اهل میلتوس (THAY-leez؛ یونانی باستان: Θαλῆς؛ c. 626/623 – c. 548/545 ق. او به عنوان یکی از هفت حکیم، شخصیت‌های مهم در اندیشه یونان باستان شناخته می‌شود.

Thales of Miletus ( THAY-leez؛ یونانی باستان: Θαλῆς؛ c. 626/623  – c. 548/545 پیش از میلاد) فیلسوف یونان باستان پیش از سقراط از میلتوس در ایونیا، آسیای صغیر بود. تالس یکی از هفت حکیم، شخصیت‌های بنیان‌گذار یونان باستان بود.

از قرن هجدهم به بعد، تاریخ‌نگاری تالس را به‌عنوان فیلسوف آغازین در سنت یونانی به‌طور گسترده‌ای در نظر می‌گیرد، و پیشرو در انحراف از تبیین‌های اساطیری به نفع فلسفه طبیعی است. در نتیجه، او همچنین به عنوان آغازگر زمینه‌های ریاضیات، علوم و استدلال قیاسی شناخته می‌شود.

گزاره تالس مبنی بر اینکه همه پدیده‌های طبیعی از یک ماده واحد و بنیادی، به‌ویژه آب ناشی می‌شوند، تأثیر قابل‌توجهی بر فیلسوفان معاصر او گذاشت. او همچنین اظهار داشت که خود زمین بر روی آب قرار دارد.

در ریاضیات، نام تالس با قضیه تالس مرتبط است، نامی که برای قضیه رهگیری نیز به کار می‌رود. او همچنین با روش هایی برای محاسبه ارتفاع اهرام و فاصله کشتی ها از خط ساحلی اعتبار دارد. طبق گزارش ها، تالس به عنوان یک ستاره شناس، الگوهای آب و هوا و خورشید گرفتگی را پیش بینی کرد. علاوه بر این، شناسایی موقعیت صورت فلکی دب اکبر و تعیین زمان انقلاب و اعتدال به او نسبت داده شده است. مهارت مهندسی او با تسهیل گزارش او در عبور ارتش لیدیا از رودخانه هالیس نشان داده شده است. پلوتارک مشاهده کرد که تالس در دوران خود فلسفه را از حدس و گمان صرف به کاربرد عملی ارتقا داد.

زندگی

منبع بیوگرافی اولیه زندگی و حرفه تالس، اثر قرن سوم پس از میلاد زندگی‌ها و عقاید فیلسوفان برجسته توسط داکسوگراف دیوژن لائرتیوس است. علیرغم وضعیت منحصر به فرد آن، این گزارش تقریباً هشت قرن پس از مرگ تالس گردآوری شد و منابع اصلی آن اغلب اطلاعات غیرقابل اعتماد یا حتی ساختگی را در خود گنجانده بودند. مشخص شده است که تالس از Miletus، یک شهر تجاری برجسته واقع در دهانه رودخانه Maeander، در مجاورت دیدیم امروزی، ترکیه سرچشمه گرفته است.

در حالی که تاریخ دقیق زندگی تالس نامشخص است، به طور کلی از چندین رویداد قابل اطلاعات مستند شده در منابع تاریخی استنباط می شود. به عنوان مثال، هرودوت مورخ قرن پنجم قبل از میلاد، پیش بینی تالس از خورشید گرفتگی را در سال 585 قبل از میلاد ثبت می کند. بر اساس این قرارداد که آکنه (یا فلوریت) یک فرد در سن 40 سالگی رخ می دهد، وقایع نگاری قرن دوم قبل از میلاد توسط آپولودوروس آتنی در نتیجه تولد تالس را در حدود 625 قبل از میلاد تخمین می زند.

نسب و خانواده

اگرچه احتمال می‌رود که تالس از نظر قومی یونانی بوده و شبیه به اکثریت میلزی‌ها باشد، هرودوت او را به‌عنوان "یک فینیقی از تبار دور" توصیف می‌کند. دیوژن لائرتیوس از هرودوت، دوریس و دموکریتوس نقل می‌کند که همگی موافقند که تالس پسر اگزامیاس و کلئوبولینا، متعلق به تلیداها، از دودمان فنیقی در میان برجسته‌ترین نوادگان کادموس و آگنور بود. این دودمان از فنیقیه تبعید شده بود، و متعاقباً تالس به عنوان شهروند میلتوس در کنار نلئوس ثبت شد.

برعکس، فردریش نیچه و سایر محققان این ادعا را صرفاً به این معنا تفسیر می‌کنند که اجداد او دریانوردان کادمیایی از بوئوتی بودند. احتمال اجداد مختلط نیز وجود دارد، زیرا پدرش نام کاریانی داشت در حالی که مادرش نامی یونانی داشت. به‌نظر می‌رسد که دیوژن لائرتیوس دیدگاه دیگری را نیز ذکر می‌کند: «اما اکثر نویسندگان او را به‌عنوان یک میلزی واقعی و از خانواده‌ای برجسته نشان می‌دهند». دایره المعارف بریتانیکا (1952) در نهایت به این نتیجه رسید که تالس به احتمال زیاد یک ملیسی بومی از تبار اصیل و به طور واضح یونانی است.

دیوژن گزارش‌های متناقض دیگری را ارائه می‌کند: یکی نشان می‌دهد تالس ازدواج کرده و یا پدر پسری (Cybisthus یا Cybisthon) می‌شود یا برادرزاده‌اش را با نام یکسان به فرزندی قبول می‌کند. دیگری اظهار داشت که هرگز ازدواج نکرده است، زیرا در جوانی به مادرش اطلاع داده بود که زود است و در سنین پیری که دیگر دیر شده است. پلوتارک قبلاً روایت مشابهی را نقل کرده بود: سولون از تالس پرسید که چرا ازدواج نکرده است، که تالس با بی میلی به نگرانی های پدر و مادر شدن پاسخ داد. با این وجود، سال‌ها بعد، با آرزوی داشتن خانواده، برادرزاده‌اش سیبیستوس را به فرزندی پذیرفت.

سفرها

چشم انداز فرهنگی یونان باستانی عمیقاً تحت تأثیر تأثیرات شام و بین النهرین شکل گرفت. در حالی که اغلب گزارش شده است که تالس به تجارت مشغول بوده و به مصر یا بابل سفر کرده است، شواهد قابل توجهی مبنی بر بازدیدهای او از کشورهای خاور نزدیک وجود ندارد و این موضوع همچنان محل بحث علمی است. این گونه سفرها اغلب توسط نویسندگان بعدی به فیلسوفان مختلف نسبت داده می‌شد، به‌ویژه زمانی که سعی می‌کردند منشأ مهارت ریاضی آنها را توضیح دهند، همانطور که در چهره‌هایی مانند تالس، فیثاغورث یا ادوکسوس دیده می‌شود.

مصر

بسیاری از نویسندگان باستانی معتقدند که تالس در طول زندگی خود از مصر دیدن کرد و در آنجا دانش هندسی به دست آورد. وجود یک مستعمره دائمی مایلزی به نام Naucratis در مصر امکان چنین بازدیدی را تایید می کند. علاوه بر این، برخی روایت‌ها نشان می‌دهند که تالس روابط نزدیکی با کشیشان تبایی داشت که یا به او آموزش می‌دادند یا توسط آنها در هندسه آموزش می‌گرفتند. از طرف دیگر، تالس ممکن است از طریق حساب‌های ثانویه بدون سفر فیزیکی به مصر، اطلاعاتی در مورد مصر کسب کرده باشد.

بابل

فراتر از مصر، بابل نشان دهنده تمدن باستانی دیگری با دانش ریاضی پیشرفته پیش از یونانیان بود که اغلب به عنوان مقصد سفر فیلسوفانی با تمایلات ریاضی ذکر می شد.

روجر ال. کوک و بی.ال. Van der Waerden از فرضیه تأثیر ریاضیات بابلی بر یونانیان پشتیبانی می کند و نمونه هایی مانند پذیرش سیستم جنسیس (پایه 60) را ذکر می کند. با این حال، کوک اذعان می کند که "این رابطه، با این حال، بحث برانگیز است." در مقابل، مورخان دیگر، از جمله D. R. Dicks، مفهوم تأثیر قابل توجه بابلی ها بر ریاضیات یونانی اولیه را مورد مناقشه قرار می دهند، و خاطرنشان می کنند که سیستم جنسیتی تا حدوداً تا عصر هیپارخوس (حدود 190-120 قبل از میلاد) در یونان ناشناخته بود.

هرودوت مستند کرد که یونانیان بابیلیانpolos از بابلی ها سرچشمه گرفته و متعاقباً توسط یونانیان پذیرفته شد. با این وجود، این ادعاها به ویژه توسط مورخ L. Zhmud مورد اعتراض قرار می گیرد، که تأکید می کند gnomon هم برای مصریان و هم برای بابلی ها آشنا بود، تقسیم دوازده قسمتی آن روز (و به طور گسترده، سال) در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد برای مصریان شناخته شده بود، و مفهوم یونانی انحصاری

در این دوره بود.

Sagacity

تالس به طور گسترده به عنوان یکی از هفت حکیم یونان، گروهی از دولتمردان خردمند نیمه افسانه ای و شخصیت های بنیادی یونان باستان شناخته می شود. اگرچه افراد خاصی که هفت حکیم را تشکیل می‌دهند می‌توانند متفاوت باشند، یک کوارتت متعارف به طور مداوم شامل تالس، سولون آتنی، پیتاکوس از میتیلین و تعصب از پرین است. به گفته دیوژن لائرتیوس، هفت حکیم در طول سلطنت دماسیوس در آتن در حدود سال 582 قبل از میلاد رسماً به رسمیت شناخته شدند و تالس به عنوان سرآمدترین آنها در میان آنها تعیین شد.

هر یک از حکیمان به اصول دلفی مرتبط بود، مجموعه‌ای از کلمات قصار حک شده بر روی معبد دلفی، با یکی در معبد آپولو. تالس احتمالاً با مشهورترین اصطلاح، gnothi seauton یا "خودت را بشناس" مرتبط است. دایره المعارف بیزانسی قرن دهم، سودا، این ضرب المثل را هم به عنوان نقد لاف زدن بیش از حد و هم توصیه ای برای نادیده گرفتن افکار عمومی تفسیر می کند.

سه پایه طلایی

Diogenes Laertius روایت‌های متعددی را در مورد سه پایه یا کاسه طلایی ارزشمندی که برای خردمندترین فرد تعیین شده است، بازگو می‌کند. در یکی از ترجمه‌ها، که لارتیوس آن را به Iambics Callimachus نسبت می‌دهد، Bathycles of Arcadia در وصیت نامه خود تصریح کرد که یک کاسه گران قیمت ""باید به کسی داده شود که با خرد خود بیشترین خوبی را انجام داده است." در نتیجه، به تالس ارائه شد، در میان همه حکیمان منتشر شد و در نهایت به تالس بازگردانده شد. سپس آن را به آپولون در دیدیما تقدیم کرد، با این کتیبه: "تالس میلسی، پسر اگزامیاس [این را تقدیم می کند] به آپولون دلفینی پس از دو بار بردن جایزه از همه یونانی ها."'"

دیپلماسی

دیوگنس لائرتیوس گزارش می‌دهد که تالس به عنوان مشاور با توصیه به میلزی‌ها از ورود به یک سمماکیا یا «مبارزه کردن با هم» با لیدی‌ها، که گاهی به عنوان اتحاد تعبیر می‌شود، شهرت پیدا کرد.

کرزوس در سارد به دست کوروش کبیر شکست خورد، که متعاقباً به دلیل بی‌طرفی بودن آب‌گرم میلزی‌ها را از بین برد. کوروش که تحت تأثیر خرد کرزوس و معاشرت او با حکیمان قرار گرفته بود، نه تنها از او در امان ماند، بلکه از او در مورد مسائل مختلف، از جمله توصیه به سازماندهی شهرهای ایونی به صورت دمویی یا «ناحیه»، از او مشورت گرفت.

او توصیه به ایجاد یک مرکز دولتی یکپارچه کرد و Teos را به عنوان مناسب ترین مکان پیشنهاد کرد و اظهار داشت که این مرکز هسته ایونیا را نمایندگی می کند. او همچنین پیشنهاد کرد که سایر شهرها می توانند چارچوب های قانونی فردی خود را حفظ کنند و وضعیتی شبیه به سیاست های مستقل حفظ کنند.

با این حال، میلتوس شرایط سودمندی را از کوروش فراهم کرد. شهرهای باقیمانده، که یک اتحادیه دوازده نفره ایونی (به استثنای میلتوس) را تشکیل دادند، متعاقباً تحت سلطه ایران قرار گرفتند.

چارچوب های نظری و تحقیقات علمی

تمدن‌های یونان باستان، در کنار جوامع پیشین، اغلب پدیده‌های طبیعی را به تبیین‌های خاص منتسب می‌کردند که ریشه در اعمال ارادی خدایان انسان‌نما و شخصیت‌های قهرمان دارد. در مقابل، تالس تلاش کرد تا رخدادهای طبیعی را از طریق فرضیه‌های عقلانی که مستقیماً به فرآیندهای طبیعی ذاتی اشاره می‌کردند، روشن کند، و بر لوگوس بر اسطوره تأکید داشت. با این حال، این دیدگاه به طور گسترده توسط سایر نویسندگان، از جمله نویسندگان مکتب مشاء خود ارسطو، تا زمانی که برجستگی آن در میان مورخان قرن هجدهم افزایش یافت، پذیرفته نشد. علاوه بر این، در حالی که سایر هفت حکیم عمدتاً قانون‌گذاران و شخصیت‌های سیاسی بودند تا فیلسوفان نظری، پلوتارک مشاهده کرد که به نظر می‌رسد تالس تنها حکیم عصر خود است که تحقیقات فکری او فراتر از ملاحظات عملی است.

آب به عنوان اصل اساسی (arche)

مشهورترین مفهوم تالس گزاره فلسفی و کیهانی او بود مبنی بر اینکه آب جوهر اساسی همه چیز را تشکیل می دهد، مفهومی که از طریق قطعه ای در متافیزیک ارسطو به ما منتقل شد. در این متن، ارسطو نظریه تالس را مستند کرد که arche یا اصل بنیادی طبیعت، یک موجود مادی منحصر به فرد است: آب. ارسطو متعاقباً چندین فرضیه را ارائه کرد که از مشاهدات خود او به دست آمد تا دلایل بالقوه ای را برای پیشبرد این ایده توسط تالس ارائه کند، علیرغم اینکه خود ارسطو آن را قبول نداشت.

اگرچه حدس و گمان ارسطو در مورد منطق تالس برای فرضیه اصل آب به عنوان منبع اصلی تفسیری از آب است. تالس آب را به عنوان این اصل تشخیص داد که به طور گسترده ای به عنوان منتسب به تالس در نظر گرفته می شود. قرن‌ها بعد، دیوژن لائرتیوس به طور مشابه این آموزه تالس را ثبت کرد که «آب اصل اساسی همه هستی را تشکیل می‌دهد (ὑπεστήσατο.

موجودی که همه چیزهای موجود از آن سرچشمه می گیرند و در نهایت به آن می رسند و جوهر زیربنایی آن تا زمانی که کیفیت هایش تغییر می کند باقی می ماند، به عنوان عنصر و اصل هستی شناخته می شود. ... ضروری است که یک ماهیت اساسی وجود داشته باشد (φύσις)، خواه مفرد یا جمع، که تمام جنبه های دیگر شیء حفظ شده از آن ناشی می شود. ... فیلسوفان اولیه در مورد کمیت و ویژگی این اصول اختلاف نظر دارند. تالس، مولد این رویکرد فلسفی، ادعا می کند که این اصل آب است.

ارسطو همچنین مشاهده کرد:

او احتمالاً این مقدمه را از مشاهده این نکته استنباط کرده است که همه رزق ها مرطوب هستند و گرما خود از رطوبت منشأ می گیرد و برای معاش به آن متکی است (و آنچه که چیزی را تولید می کند همیشه اصل اولیه آن را تشکیل می دهد). این مشاهدات، همراه با ویژگی مرطوب همه دانه ها و نقش آب به عنوان اصل اولیه موجودات مرطوب، فرض او را تأیید کرد.

نشریه 1870، فرهنگ زندگینامه و اساطیر یونان و روم، بیان کرد:

در دکترین خود که آب را منشأ همه چیز می داند - به طور خاص، به عنوان جوهری که همه چیز از آن بیرون می آید و در نهایت در آن حل می شود - احتمالاً تالس تحت تأثیر کیهان شناسی های اورفیک قرار گرفته است. با این حال، جدا از اینها، او تلاش کرد تا صحت این ادعا را اثبات کند. در نتیجه، ارسطو بلافاصله پس از شناسایی تالس به عنوان مولد فلسفه، استدلال هایی را ارائه کرد که گمان می رفت تالس در حمایت از این ادعا ارائه کرده است. فقدان هرگونه توضیح مکتوب یا در واقع هیچ کتابی از تالس با اصطلاحی است که ارسطو هنگام بحث درباره اصول و توجیهات میلسی به کار برده است. (ص 1016)

این اتفاق نظر وجود دارد که تأثیر پایدار تالس بر تفکر فلسفی در مفهوم وحدت جوهر نهفته است. این نه تنها این گزاره تجربی را در بر می گیرد که همه چیز آب است، بلکه ادعای فلسفی عمیق تر را نیز در بر می گیرد که اساساً همه یکی هستند. به عنوان مثال، فردریش نیچه، در اثر خود فلسفه در عصر تراژیک یونانیان، بیان کرد:

به نظر می رسد که آغاز

فلسفه یونانی شامل این گزاره ظاهراً غیر شهودی است که آب به عنوان منشاء اساسی و منبع مولد همه هستی عمل می کند. این ادعا به سه دلیل اصلی در خور توجه است: مفهومی را در مورد جوهر اولیه همه چیز بیان می کند. این ایده را با استفاده از زبانی عاری از تصویر یا افسانه ارائه می کند. و ذاتاً حتی اگر در مرحله جنینی باشد، این اصل وحدت بخش را در بر می گیرد که "همه چیز یکی هستند."

ریاضیات

تالس برای معرفی کاربردهای نظری و عملی هندسه به یونان شناخته شده است. او همچنین به عنوان اولین فردی در جهان غرب توصیف می شود که از استدلال قیاسی در هندسه استفاده کرد و بدین وسیله شهرت خود را به عنوان "نخستین ریاضیدان غرب" تثبیت کرد. بعلاوه، او اولین تعریف غرب از عدد را به‌عنوان «مجموعه‌ای از واحدها» ارائه می‌کند، مفهومی که با «دیدگاه مصری» همسو می‌شود.

شواهد حمایت از نقش بنیادین تالس از نوشته‌های پروکلوس، که یک هزار سال بعد زندگی کرد، اما گمان می‌رود که اثری از Eudemusi را از دست داده است، به دست می‌آید. هندسه(قرن چهارم قبل از میلاد). پروکلوس اظهار داشت که تالس اولین کسی بود که به مصر سفر کرد و مطالعات ریاضی مصر را به یونان معرفی کرد. او همچنین خاطرنشان کرد که تالس "خود گزاره های زیادی کشف کرد و اصول اساسی بسیاری دیگر را برای جانشینانش فاش کرد، در برخی موارد روش او کلی تر و در برخی دیگر تجربی تر." هیرونیموس رودس (قرن سوم قبل از میلاد) نیز تالس را به عنوان اولین ریاضیدان یونانی معرفی می کند و گزارش پروکلوس را تأیید می کند.

پروکلوس این کشف را به تالس نسبت می دهد که یک دایره با قطر آن دو نیم شده است، زوایای پایه یک مثلث متساوی الساقین برابر است، و زوایای عمودی برابر هستند. دو قضیه بنیادی در هندسه ابتدایی به طور سنتی قضیه تالس نامیده می‌شوند: یکی مربوط به مثلثی است که در یک دایره حک شده است که یک ضلع آن قطر دایره است. مورد دیگر، که به عنوان قضیه قطع نیز شناخته می‌شود، مربوط به زاویه‌ای است که توسط دو خط موازی تشکیل می‌شود که منجر به یک جفت مثلث مشابه می‌شود.

محققان مدرن نسبت به تولید برهان‌های ریاضی نسبت به استانداردهای دقیق ریاضیات یونانی بعدی در دوران تالس تردید دارند، اگرچه شواهد مستقیم قطعی کافی وجود ندارد. در حالی که تالس ممکن است برخی از روابط هندسی اساسی را شناسایی کرده باشد و برخی توجیهات را برای آنها ارائه کرده باشد، انتساب براهین رسمی به او در حال حاضر عمدتاً توسط نویسندگان بعدی به‌جای دستاوردهای ملموس توسط خود تالس یا هم‌عصرانش، به‌عنوان یک توجیه و بازسازی نظری تلقی می‌شود.

زوایای عمودی

یکی از نویسنده‌ها پیشنهاد می‌کند که طبق گزارش‌ها، در طول تالس، تساوی تمام زوایای عمودی را می‌توان به طور رسمی اثبات کرد، مشروط بر اینکه اصول کلی خاصی را بپذیریم، مانند: همه زوایای مستقیم برابر هستند، مساوی‌هایی که به مساوی اضافه می‌شوند، نتایج مساوی دارند، و مساوی‌هایی که از مساوی کم می‌شوند نیز نتایج مساوی به دست می‌دهند.

مثلث راست در یک دایره محاط شده

پامفیلا نقل می‌کند که با کسب دانش هندسی از مصریان، تالس اولین کسی بود که یک مثلث قائم الزاویه را در یک دایره حک کرد و پس از آن یک گاو را قربانی کرد. این رویداد گاهی به عنوان اولین کشف ریاضی ثبت شده ذکر می شود. با این حال، با توجه به تناقضات میان گزارش‌های تاریخی - برای مثال، داستان قربانی گاو به جای تالس، به فیثاغورث پس از کشف قضیه فیثاغورث نیز نسبت داده می‌شود - برخی از مورخان، مانند دی آر دیکس، صحت تاریخی چنین حکایت‌هایی را مورد مناقشه قرار می‌دهند. این قضیه به عنوان گزاره سی و یکم در کتاب سوم عناصر اقلیدس ارائه و نشان داده شده است. پارادیزو دانته به قضیه تالس در یک گفتمان ارجاع می دهد.

مثلثهای مشابه

روایت‌های دیوژن لائرتیوس، پلینی بزرگ و پلوتارک، با تکیه بر هیرونیموس رودس، حکایت می‌کنند که طبق گزارش پلوتارک، این شاهکار فرعون آماسیس را خوشحال کرده است. Furthermore, Thales is credited with the practical ability to ascertain the distances of ships at sea.

این روایات درک تالس از قضیه رهگیری را نشان می‌دهند که منجر به انتساب گزاره 26 در عناصر اقلیدس، کتاب اول، به او می‌شود. علاوه بر این، آنها متضمن آشنایی او با seked مصری است که به seqed نیز معروف است، که نشان‌دهنده نسبت حرکت شیب به بالا آمدن آن (کتانژانت) است. کرک & ریون توضیح می‌دهد که این اندازه‌گیری را می‌توان با استفاده از سه چوب مستقیم که در یک انتها سنجاق می‌کنند، همراه با آگاهی از ارتفاع به دست آورد. یک چوب به صورت عمودی، دیگری به صورت افقی، و سومی برای مشاهده یک کشتی استفاده می شود، که امکان محاسبه Seked بر اساس ارتفاع چوب و فاصله آن از نقطه درج تا خط دید را فراهم می کند.

نجوم

تالس در دوران باستان به عنوان یک ستاره شناس برجسته به رسمیت شناخته شد، به ویژه برای توصیف او از موقعیت دب صغیر، صورت فلکی که او معتقد بود می تواند به عنوان کمک ناوبری برای دریانوردان باشد. او علاوه بر محاسبه موقعیت Pleiades، طول سال و زمان دقیق اعتدال و انقلاب را تعیین کرد.

پلوتارک به وجود یک اثر منظوم با عنوان نجوم که به تالس نسبت داده شده است، در دوران او (حدود 100 پس از میلاد) اشاره کرد. اگرچه برخی منابع ادعا می کنند که تالس هیچ اثر مکتوبی تولید نکرده است، برخی دیگر ادعا می کنند که او رساله هایی مانند درباره انقلاب و درباره اعتدال نوشته است. راهنمای ستاره دریایی نیز به او نسبت داده شد، اگرچه این انتساب با تردیدهای باستانی روبرو بود. در حال حاضر، هیچ نوشته ای که به طور قطعی به تالس نسبت داده شود، باقی نمانده است. لوبون آرگوس ادعا کرد که تولیدات ادبی تالس تقریباً دویست سطر است.

مدل کیهانی

تالس فرض کرد که زمین یک صفحه یا خشکی مسطح است که از خاک و خاک تشکیل شده است و در یک حجم وسیع از آب معلق است. هراکلیتوس هومریکوس پیشنهاد می کند که تالس این فرضیه را از مشاهده تبدیل مواد مرطوب به هوا، لجن و زمین به دست آورده است. قابل قبول است که تالس تصور می کرد که زمین از آبی که روی آن شناور است و اقیانوس های اطراف آن سرچشمه می گیرد، که به طور بالقوه تحت تأثیر مشاهدات تجمع گل و لای است.

او این نظریه را مطرح کرد که ستاره ها کره های رشته ای زمین هستند. به طور قابل توجهی، به نظر می رسد که او به طور دقیق استنباط می کند که درخشندگی ماه بازتابی از نور خورشید است. یک دهانه ماه نام او را به رسمیت شناختن کمک های او بر خود دارد.

هواشناسی

تالس با خروج از توضیحات فراطبیعی، زمین لرزه ها را با پیشنهاد این که زمین روی آب شناور است و رویدادهای لرزه ای ناشی از به هم خوردن زمین توسط امواج است، توضیح داد. رصد اولیه هیادس به او نسبت داده می‌شود، خوشه‌ای ستاره‌ای که مردمان باستان معتقد بودند که باران قریب‌الوقوع را هنگام بالا رفتن با خورشید مناد می‌کند. سنکا گزارش می دهد که تالس طغیان سالانه نیل را به مانع شدن جریان رودخانه توسط بادهای اتسیا نسبت می دهد.

پرس زیتون

روایت‌های مختلف توصیف می‌کنند که چگونه تالس از طریق پیش‌بینی هواشناسی از برداشت زیتون ثروت جمع‌آوری کرد. یکی از تفسیرها نشان می دهد که او پس از پیش بینی دقیق آب و هوای مساعد و برداشت فراوان برای یک سال خاص، تمام ماشین های زیتون را در میلتوس به دست آورده است. یک نسخه جایگزین، که توسط ارسطو نقل شده است، بیان می کند که تالس پرس ها را از قبل با نرخ کاهش یافته ایمن می کرد و متعاقباً زمانی که تقاضا به دنبال پیش بینی برداشت فوق العاده خوب او افزایش می یافت، آنها را با قیمتی اجاره می داد. روایت اول نشان‌دهنده اولین نمونه مستند تاریخی از قراردادهای آتی است، در حالی که دومی اولین کاربرد شناخته شده گزینه‌ها را نشان می‌دهد.

ارسطو تصریح می‌کند که انگیزه تالس برای این تلاش، غنی‌سازی شخصی نبود، بلکه نشان دادن پیشاهنگی‌گرایی عملی به هم‌عصران میلزی خود بود. از طرف دیگر، تالس ممکن است در پاسخ به چالش شخصی فردی که این سوال را مطرح می‌کند که چرا علیرغم شهرتش به عنوان یک فیلسوف باهوش و مشهور، هنوز به رفاه مالی دست نیافته است، در این کار شرکت کرده است.

پیش‌بینی خورشید گرفتگی

هرودوت گزارش می دهد که تالس یک خورشید گرفتگی را که همزمان با درگیری بین لیدی ها و مادها بود، پیش بینی کرد. از کسوف هایی که در آن دوره رخ داد، تنها رویداد 28 مه 585 قبل از میلاد در آناتولی، محل نبرد، به کلیت رسید. آیزاک آسیموف، نویسنده آمریکایی، این نامزدی را اولین رویداد تاریخی توصیف کرد که دقیقاً به آن روز بازمی‌گردد، و پیش‌بینی تالس را به عنوان "تولد علم" ستود.

هرودوت گزارش می‌دهد که در طول سال ششم جنگ، نبرد بی‌نتیجه بین لیدیایی‌ها به رهبری پادشاه آلیاتس و مادها به رهبری کیاکسارس، زمانی که نور روز به شب تبدیل شد، ناگهان قطع شد. این رویداد آسمانی هر دو جناح را بر آن داشت تا خصومت ها را متوقف کنند و مذاکرات صلح را آغاز کنند. هرودوت همچنین خاطرنشان می کند که تالس این تاریکی خورشیدی را پیشگویی کرده بود، اگرچه مکان خاص نامزدی در گزارش او ذکر نشده است.

متعاقباً، پس از رد درخواست کیاکسارس برای تسلیم درخواست کنندگانش، جنگی بین لیدی ها و مادها آغاز شد که پنج سال با نتایج نوسانی به طول انجامید. در طول این دوره، هر دو مادها و لیدیا به پیروزی های متعددی بر یکدیگر دست یافتند، از جمله یک درگیری شبانه قابل توجه. از آنجایی که هیچ یک از طرفین به برتری قاطع نرسیده بودند، رویارویی دیگری در سال ششم رخ داد. در این نبرد، با شدت گرفتن درگیری، نور روز ناگهان جای خود را به شب داد. تالس از میلتوس این پدیده را پیش‌بینی کرده بود و به یونی‌ها هشدار داده و سال دقیق وقوع آن را مشخص کرده بود. به محض مشاهده این تغییر آسمانی، مادها و لیدیا بلافاصله نبرد را متوقف کردند و تمایل متقابل برای برقراری شرایط صلح را ابراز کردند.

با این وجود، تحلیلی از دوران جانشینی و سلطنت پادشاهان مادها، همانطور که هرودوت در زمینه‌های دیگر مستند کرده است، نشان می‌دهد که مرگ کیاکسارس یک دهه قبل از کسوف بوده است.

D. آر. دیکس، در کنار مورخان دیگری مانند F. Martini، J. L. E. Dreyer و O. Neugebauer، صحت تاریخی روایت کسوف را به چالش می کشد. دیکس گزارش کشف تالس از علت خورشید گرفتگی را با ادعای هرودوت مبنی بر اینکه تالس چرخه خورشید را در رابطه با انقلاب‌ها شناسایی کرده است، مرتبط می‌کند. او نتیجه می‌گیرد که تالس «احتمالاً نمی‌توانست این دانش را داشته باشد که نه مصریان، نه بابلی‌ها و نه جانشینان بلافصل او از آن برخوردار بودند». برعکس، توماس ورتن پیشنهاد می‌کند که نبرد ممکن است همان «درگیری شبانه» باشد که قبلاً ذکر شد، که توسط یک خسوف پیش‌بینی‌شده ماه قطع شده است.

حادثه افتادن در چاه

افلاطون، دیوژن لائرتیوس و هیپولیتوس هر کدام حکایتی را نقل می‌کنند که در آن تالس، غرق در رصدهای نجومی، از محیط اطراف خود غافل شد و در نتیجه به چاه افتاد.

"تالس در حالی که غرق در مطالعه ستارگان و خیره شدن به آسمان بود، به چاهی برخورد کرد. سپس یک خدمتکار شاد و باهوش تراکایی او را مسخره کرد و اظهار داشت که او احمقانه است که در جستجوی علم بهشت بوده است، زیرا نتوانست آنچه را که مستقیماً در برابر او روی زمین قرار دارد درک کند".

مشارکت های مهندسی

فراتر از فعالیت‌های نجومی، تالس در برنامه‌های کاربردی ریاضی، به ویژه در مهندسی، مشغول بود. هرودوت روایت دیگری را نقل می کند که در آن کرزوس پادشاه ارتش خود را به سمت قلمرو ایران فرستاد، اما توسط رودخانه بدون پل هالیس متوقف شد. طبق گزارش ها، تالس با حفاری یک انحراف در بالادست، عبور ارتش را امکان پذیر کرد و در نتیجه جریان رودخانه را کاهش داد. اگرچه هرودوت اشاره می‌کند که بیشتر هم‌عصران یونانی‌اش این شاهکار را در حمایت از لشکرکشی‌های پادشاه کرزوس به تالس نسبت می‌دادند، اما خود هرودوت نسبت به صحت آن ابراز تردید کرد. با این حال، افلاطون، تالس را در کنار آناچارسیس، که به اختراع چرخ سفالگر و لنگر نسبت داده شده است، تحسین می کند.

دیدگاه های فلسفی درباره الوهیت

ارسطو این اعتقاد را به تالس نسبت می دهد که "همه چیز مملو از خداست" و این را به این معنا تعبیر می کند که سنگ های سنگی به دلیل کشش مغناطیسی به آهن دارای روح هستند. این اصل به دلیل توانایی آن در تولید الکتریسیته ساکن به کهربا نیز گسترش یافت. به نظر می‌رسد که دلیل اصلی این دیدگاه هیلوزوئیستی یا ارگانیسم این است که اگر یک شی حرکتی از خود نشان می‌دهد، زنده در نظر گرفته می‌شود، و در نتیجه دارای روح می‌باشد.

علاوه بر درک حضور الهی در پدیده‌هایی مانند مغناطیس و الکتریسیته، ظاهراً تالس یک ساختار خدای متعال را مسئول این ساختار می‌داند:

سیسرو بیان می کند، "تالس ادعا می کند که آب اصل اساسی همه هستی را تشکیل می دهد، و اینکه خدا عقل است که همه چیز را از آب تشکیل داده و پدید آورده است."

هنری فیلدینگ (1775) گزارش می دهد که دیوژن لائرتیوس (1.35) گزاره تالس را در مورد "پیش وجود مستقل خدا از تمام ابدیت" تأیید کرد. طبق گزارشات، تالس اظهار داشت: "خدا قدیمی‌ترین موجودات بود، زیرا او بدون علت قبلی حتی در راه نسل وجود داشت؛ که جهان زیباترین از همه چیز بود، زیرا توسط خدا آفریده شد."

پژوهش اخیر مولیناری بیان می‌کند که مفاهیم فلسفی تالس توسط خدای آب باستانی Acheloios شکل گرفته است. مولیناری این ادعا را با اشاره به این که hydor به طور خاص به «آب شیرین» اشاره می‌کند و اینکه Acheloios از نظر اسطوره‌ای به‌عنوان یک شکل‌دهنده به تصویر کشیده می‌شد که می‌توانست هر شکلی به خود بگیرد، پشتیبانی می‌کند. علاوه بر این، او برداشت باستانی از رودخانه‌های جهانی را به‌عنوان «آخلویوس» برجسته می‌کند و پیشنهاد می‌کند که این کثرت الهی با ادعای تالس که «همه چیز مملو از خداست» طنین‌انداز می‌شود.

مرگ و میراث

طبق گفته آپولودوروس، به نقل از دیوژن لائرتیوس، تالس در 78 سالگی در طول المپیاد 58 (548–545 قبل از میلاد) درگذشت، و درگذشت او به گرمازدگی و کم آبی بدن در هنگام مشاهده مسابقات ورزشی نسبت داده شد.

نفوذ

تالس تأثیر قابل توجهی بر فیلسوفان یونانی بعدی و در نتیجه بر مسیر تاریخ فکری غرب گذاشت. با این وجود، دسترسی محدود به منابع اولیه در مورد تالس، همراه با ناهماهنگی‌های میان گزارش‌های باقی‌مانده، باعث ایجاد گفتمان آکادمیک در مورد دامنه دقیق تأثیر او و ذینفعان خاص آن در میان فیلسوفان و ریاضی‌دانان یونانی بعدی شده است.

سه فیلسوف پایه‌ای از Thales منشأ گرفته‌اند، که همگی از سنت‌های میلولوژیست غربی سرچشمه می‌گیرند، و همگی از سنت‌های میلولوژیست غربی سرچشمه می‌گیرند. توسط آناکسیماندر و متعاقباً توسط آناکسیمنس. در مجموع، آنها به عنوان مکتب میلزی شناخته می شوند. سودا تالس را به عنوان "معلم و خویشاوند" آناکسیماندر معرفی می کند. بر خلاف کیهان شناسی مبتنی بر آب تالس، آناکسیماندر فرض کرد که همه هستی از apeiron یا نامحدود ناشی می شود. آناکسیمن، جانشین آناکسیماندر، که احتمالاً مونیسم مادی تالس را تکرار می کند، پیشنهاد کرد که هوا عنصر اساسی همه چیز را تشکیل می دهد.

جان برنت (1892) مشاهده کرد:

در نهایت، ما یک نمونه پذیرفته شده از یک انجمن فلسفی داریم، که مربوط به فیثاغورثی ها است. و مشخص خواهد شد که فرضیه سازماندهی منظم فعالیت علمی، اگر قرار باشد به این نام خوانده شود، به تنهایی تمامی حقایق را توضیح خواهد داد. برای مثال، توسعه دکترین در دستان تالس، آناکسیماندر و آناکسیمنس را تنها می‌توان به‌عنوان بسط یک ایده واحد در مکتبی با سنت مستمر درک کرد.

تالس، که به عنوان یکی از اولین ریاضیدانان یونانی شناخته می شود، همچنین به عنوان شخصیتی تأثیرگذار برای فیثاغورس در نظر گرفته می شود. ایامبلیخوس بیان می‌کند که فیثاغورث «از بسیاری جهات از آموزش تالس بهره برده بود، اما بزرگ‌ترین درس او آموختن ارزش صرفه‌جویی در زمان بود». گزارش های تاریخی نشان می دهد که فیثاغورث، که در این روایت به عنوان شاگرد آناکسیماندر به تصویر کشیده شده است، در دوران جوانی تالس را جستجو کرد، در نتیجه تالس به او توصیه کرد که برای پیشرفت تحصیلات فلسفی و ریاضی خود به مصر سفر کند.

تالس علاوه بر این به عنوان مربی Mandrolytus of Priynomerene نیز شناخته می شود. سرپرستی او از کلئوستراتوس تندوس نیز یک احتمال در نظر گرفته شده است.

یادداشت ها

مراجع

کارهای ذکر شده

  • آلمن، جورج جانستون (1911). "Thales of Miletus" . در Chisholm، هیو (ویرایش). دایره المعارف بریتانیکا. جلد 26 (ویرایش یازدهم). انتشارات دانشگاه کمبریج ص 721.Boyer, C.B. (1989). A History of Mathematics (ویرایش دوم). نیویورک: Wiley. ISBN 978-0-471-09763-1.برنت، جان (1920) [1892]. فلسفه یونان اولیه. A & C Black Ltd.کانتور، لیا (2022). "تالس - "نخستین فیلسوف"؟ فصلی پر دردسر در تاریخ نگاری فلسفه". مجله بریتانیایی برای تاریخ فلسفه. 30 (5): 727–750. doi:10.1080/096082788.10.1080/0960822788. citereflloyd"="" class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Ajournal&rft.genre=article&rft.jtitle=ژورنال+بریتانیایی+برای+ تاریخ+فلسفه&rft.atitle=تالس+%E2%80%93+%27اولین+فیلسوف%27%3F+A+فصل+پردردسر+در+تاریخ+فلسفه& rft.volume=30&rft.issue=5&rft.pages=727-750&rft.date=2022&rft_id=info%3Adoi%2F10.1080%2F09608788.2022.2029347=C tor&rft.aufirst=Lea&rft_id=https%3A%2F%2Fdoi.org%2F10.1080%252F09608788.2022.2029347𝔯_id=info%3Asid%2Fen.هرودوت، تاریخ، A. D. Godley (مترجم)، کمبریج: انتشارات دانشگاه هاروارد، 1920; شابک 0-674-99133-8.
  • Störig، Hans Joachim، Kleine Weltgeschichte der Philosophie. فیشر، فرانکفورت/م. 2004، ISBN 3-596-50832-0.
  • Nahm, Milton C. (1962) [1934]. گزیده هایی از فلسفه یونان اولیه. Appleton-Century-Crofts.ترنر، ویلیام (1913). "مکتب فلسفه ایونی" . در هربرمن، چارلز (ویرایش). دایره المعارف کاتولیک.نیویورک: شرکت رابرت اپلتون.Couprie, Dirk L. (2011). Heaven and Earth in Ancient Greek Cosmology: From Thales to Heraclides Ponticus. Springer. ISBN 978-1441981158.
    • کوپری، دیرک ال. class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book&rft.btitle=Heaven+and+Earth+in+Ancient+rom+Heek+Heek+Greek+Ancient+Mtorac%Ales lides+Ponticus&rft.pub=Springer&rft.date=2011&rft.isbn=978-1441981158&rft. aulast=Couprie&rft.aufirst=Dirk+L.𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
  • Enache، Cătălin (2025). تالس، هیپیاس، ارسطو، و آغاز فلسفه یونانی. پالگریو مک میلان. شابک 978-3-031-81156-2
  • O'Grady، Patricia F. (2002). Thales of Miletus: The Beginnings of Western Science and Philosophy. Western Philosophy Series, Vol. 58. Ashgate. ISBN 960-531960-0314 citerefmazzeo2010"="" class="citation book cs1" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=book& amp;rft.btitle=Thales+of+Miletus%3A+آغاز+علم+و+فلسفه+غرب&rft.series =سریال+فلسفه+غرب&rft.pub=Ashgate&rft.date=2002&rft.isbn=978-0754605331&r ft.aulast=O%27Grady&rft.aufirst=Patricia+F.&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
  • مولیناری، نیکلاس جی. (2022). آچلویوس، تالس، و خاستگاه فلسفه: پاسخی به نئومارکسی‌ها. آرکائوپرس. ISBN 978180327097818032709781803270. and="" down="" foundations="" more="" milesian="" of="" on="" origin="" road...':="" the="" think."="" title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre= book&rft.btitle=Acheloios%2C+Thales%2C+and+Origin+of+Philosophy%3A+A+Response+to+the+ نئومارکسی ها&rft.pub=Archaeopress&rft.date=2022&rft.isbn=9781803270869&rft.au last=مولیناری&rft.aufirst=نیکولاس+جی𝔯_id=info%3Asid%2Fen.
  • پریو، الکس (2016). "> بررسی متافیزیک، 70، 3-31.
  • راسل، برتراند (1947). تاریخ فلسفه غرب. Traditio Praesocratica. ایالات متحده: Simon & شوستر. ISBN 0-415-32505-6.Wöhrle, Georg., ed. (2014). Milesians: Thales. ترجمه و مطالب اضافی توسط Richard McKirahan. Traditio Praesocratica، جلد 1. Walter de Gruyter. ISBN 978-3-11-031525-7.
    • آثار مربوط به تالس میلتوس در ویکی‌نبشته
    • Thales of Miletus MacTutor تاریخ ریاضیات
    • بیوگرافی تالس توسط شارلین داگلاس (با کتابشناسی گسترده)
    • قطعات تالس در ۲۴ آوریل ۲۰۲۲ در Wayback Machine بایگانی شد

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

درباره Thales of Miletus

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، آثار، اندیشه‌ها و جایگاه فلسفی Thales of Miletus.

برچسب‌های موضوع

درباره Thales of Miletus Thales of Miletus کیست زندگی Thales of Miletus آثار Thales of Miletus فلسفه Thales of Miletus اندیشه‌های Thales of Miletus

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Thales of Miletus کیست؟
  • Thales of Miletus چه آثاری نوشت؟
  • فلسفه Thales of Miletus چیست؟
  • چرا Thales of Miletus مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

مجموعه مقالات فلسفی و فلسفه کردی

در این بخش، به کاوش عمیق در دنیای گسترده فلسفه می‌پردازیم. از مباحث بنیادین اخلاق، ذهن و منطق گرفته تا بررسی جنبش‌های فلسفی بزرگ و اندیشه‌های فیلسوفان برجسته. همچنین، نگاهی ویژه به فلسفه کردی خواهیم داشت و ابعاد مختلف

خانه بازگشت به فلسفه