مورخ و فیلسوف علم آمریکایی، توماس ساموئل کوهن (؛ 18 ژوئیه 1922 - 17 ژوئن 1996)، انتشارات 1962، ساختار انقلاب های علمی را تالیف کرد، که به طور قابل توجهی بر مخاطبان علمی و عمومی تأثیر گذاشت. این کار مفهوم تغییر پارادایم را معرفی کرد، اصطلاحی که متعاقباً وارد کاربرد رایج انگلیسی شد.
توماس ساموئل کوهن (؛ 18 ژوئیه 1922 - 17 ژوئن 1996) مورخ و فیلسوف علم آمریکایی بود که در سال 1962 کتاب ساختار انقلابهای علمی در محافل دانشگاهی و عمومی تأثیرگذار بود و اصطلاح انگلیسی را معرفی کرد که از آن زمان به بعد تبدیل به یک اصطلاح انگلیسی شده است. اصطلاح.
کوهن چندین گزاره را در رابطه با تکامل دانش علمی مطرح کرد. او اظهار داشت که رشتههای علمی «تغییر پارادایم» مکرر را تجربه میکنند که از یک پیشرفت کاملاً خطی و مستمر فاصله میگیرد. او استدلال کرد که این تغییرات، چارچوبهای جدیدی را برای درک معرفی میکنند که قبلاً توسط جامعه علمی تایید نشده بود. علاوه بر این، کوهن ادعا کرد که مفهوم حقیقت علمی، در هر مقطع خاص، منحصراً توسط معیارهای عینی تعیین نمی شود، بلکه توسط توافق جمعی در یک جامعه علمی تعیین می شود. او همچنین خاطرنشان کرد که پارادایمهای رقیب اغلب غیرقابل قیاس هستند، که دلالت بر عدم هم ارزی مستقیم بین مفروضات اساسی و اصطلاحات آنها دارد. در نتیجه، درک کامل علم را نمی توان صرفاً بر مبنای «عینیت» پیش بینی کرد. دیدگاه های ذهنی ضروری هستند، زیرا همه نتیجه گیری های ظاهراً عینی در نهایت ریشه در شرطی شدن ذهنی و جهان بینی محققان و شرکت کنندگان درگیر دارند.
زندگی اولیه، سابقه خانوادگی و تحصیل
کوهن در سال 1922 در سینسیناتی، اوهایو به دنیا آمد، پسر مینت استروک کوهن و ساموئل ال. پدر و مادرش، اگرچه یهودی بودنشان را میدانستند، اما رعایت نمیکردند.
خانوادهاش در دوران نوزادی او به منهتن نقل مکان کردند. از مهدکودک تا کلاس پنجم، او در مدرسه لینکلن در منهتن، یک مؤسسه مترقی خصوصی که بر تفکر مستقل بر حفظ دقیق حقایق و موضوعات تأکید داشت، تحصیل کرد. متعاقباً، خانواده تقریباً 40 مایل (64 کیلومتر) به شمال به کروتون-آن هادسون، نیویورک نقل مکان کردند، جایی که او دوباره در یک مدرسه خصوصی مترقی به نام مدرسه هسین هیلز ثبت نام کرد. در طول مدت حضورش در آنجا، از کلاس ششم تا نهم، علاقه شدیدی به ریاضیات پیدا کرد. پس از ترک هسیان هیلز در سال 1937، یک سال را در مدرسه سولبری گذراند و قبل از تحصیل در مدرسه تافت در واترتاون، کانکتیکات، که در سال 1940 از آنجا فارغ التحصیل شد.
کوهن مدرک لیسانس خود را در رشته فیزیک از کالج هاروارد در سال 1943 به دست آورد. هاروارد کریمسون و به عنوان رئیس هیئت تحریریه آن خدمت می کرد. او متعاقباً در سالهای 1946 و 1949 مدرک کارشناسی ارشد و دکترای فلسفه خود را در فیزیک زیر نظر جان ون ولک به پایان رساند. این پیشرفت تحصیلی پس از دوره کوتاهی از کار مرتبط با جنگ جهانی دوم در کنار ون ولک در آزمایشگاه تحقیقات رادیویی مخفی هاروارد، که شامل وظایفی در انگلستان، فرانسه و آلمان بود، انجام شد.
حرفه
کوهن حرفه آکادمیک خود را در هاروارد با تدریس دوره تاریخ علم از سال 1948 تا 1957 آغاز کرد و سمت استادیار آموزش عمومی و تاریخ علم را داشت، نقشی که به دستور رئیس دانشگاه جیمز بی. کونانت آغاز شد. از سال 1948 تا 1951، او به عنوان دانشجوی جوان هاروارد خدمت کرد. همانطور که در مقدمه ویرایش دوم کار او، ساختار انقلاب های علمی اشاره شد، این دوره سه ساله خودمختاری کامل دانشگاهی در انتقال او از فیزیک به مطالعه تاریخ و فلسفه علم مؤثر بود. با این وجود، نفوذ کونانت در هاروارد به طور قابل توجهی در طول دهه 1950 کاهش یافت و منجر به تغییر جهت برنامه آموزش عمومی شد. در نتیجه، درخواست کوهن برای تصدی پست در سال 1957 رد شد.
پس از دوران تصدی خود در هاروارد، کوهن به دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، با انتصابات در هر دو بخش فلسفه و تاریخ پیوست و در سال 1961 به عنوان استاد تاریخ علم منصوب شد. زمانی که در برکلی بود، از سال 1961 تا 1964، کوهن پروژه بنیاد ملی علوم او را با عنوان Quant Science>ources Quantum> اداره کرد. فیزیک. قابل ذکر است که او مصاحبه ای انجام داد و نیلز بور فیزیکدان دانمارکی را در روز قبل از درگذشت بور ضبط کرد. در دوران حضورش در برکلی بود که مشهورترین و تأثیرگذارترین اثر خود را به نام ساختار انقلاب های علمی نوشت و منتشر کرد (در سال 1962).در سال 1964، کوهن به عنوان استاد فلسفه و تاریخ علم M. Taylor Pyne در دانشگاه پرینستون منصوب شد. او از سال 1969 تا 1970 ریاست انجمن تاریخ علم را بر عهده داشت. از سال 1972 تا 1979، او به موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون وابسته بود. در طی سالهای 1978-1979، او یک بورسیه تحصیلی در مؤسسه علوم انسانی نیویورک داشت. در سال 1979، او به عنوان پروفسور لارنس اس. راکفلر در انستیتوی فناوری ماساچوست (MIT) نقل مکان کرد، این سمت را تا زمان بازنشستگی خود به عنوان بازنشسته در سال 1991 حفظ کرد. او همچنین به عنوان رئیس انجمن فلسفه علم از سال 1989 تا 1990 خدمت کرد.
ساختار انقلاب های علمی
ساختار انقلابهای علمی (SSR) ابتدا بهعنوان مقالهای در دایرهالمعارف بینالمللی علوم متحد، انتشاراتی توسط پوزیتیویستهای منطقی مرتبط با حلقه وین، منتشر شد. کوهن در این کار مهم، که به طور بالقوه از تحقیقات بنیادی لودویک فلک الهام گرفته بود، اظهار داشت که پیشرفت علمی از طریق تجمع خطی و پیوسته اطلاعات جدید اتفاق نمی افتد. او استدلال کرد که در عوض، علم دگرگونیهای چرخهای را تجربه میکند که «تغییر پارادایم» نامیده میشود - عبارتی که او آن را رایج کرد، اگرچه منشأ آن نبود - که در آن خصلت اساسی تحقیقات علمی در یک حوزه خاص دستخوش تغییر ناگهانی میشود. به طور کلی، توسعه علمی به سه مرحله مجزا تقسیم می شود. فاز اولیه، "پیش آگاهی" با فقدان یک پارادایم مرکزی متحد کننده مشخص می شود. این مرحله توسط "علم عادی" انجام می شود، که طی آن محققان تلاش می کنند تا پارادایم مرکزی تثبیت شده را از طریق فرآیند "حل پازل" گسترش دهند. علم عادی که تحت هدایت یک پارادایم فعالیت می کند، بهره وری قابل توجهی را نشان می دهد: "وقتی پارادایم موفقیت آمیز باشد، این حرفه مشکلاتی را حل می کند که اعضای آن به سختی می توانستند تصور کنند و هرگز بدون تعهد به پارادایم انجام نمی دادند."
با توجه به فرآیندهای آزمایش و جمع آوری داده ها در چارچوب: پارادایم حل مسئله متعهد است
عملیات و اندازهگیریهایی که یک دانشمند در آزمایشگاه انجام میدهد «تجربه داده شده» نیست، بلکه «به سختی جمعآوری شده است». آنها چیزی نیستند که دانشمند می بیند - حداقل قبل از اینکه تحقیقات او به خوبی پیشرفت کند و توجه او متمرکز شود. در عوض، آنها شاخصهای مشخصی برای محتوای ادراکات ابتداییتر هستند، و به این ترتیب برای بررسی دقیق تحقیقات عادی انتخاب میشوند، تنها به این دلیل که نوید فرصتی را برای بسط و بسط ثمربخش یک پارادایم پذیرفته شده میدهند. عملکردها و اندازهگیریها به مراتب واضحتر از تجربه فوری که تا حدی از آن ناشی میشوند، با پارادایم تعیین میشوند. علم با تمام دستکاری های آزمایشگاهی ممکن سروکار ندارد. درعوض، مواردی را انتخاب میکند که مربوط به کنار هم قرار دادن یک پارادایم با تجربهی بیواسطهای است که آن پارادایم تا حدی تعیین کرده است. در نتیجه، دانشمندان با پارادایمهای مختلف دستکاریهای آزمایشگاهی بتن متفاوتی انجام میدهند.
در مرحله علم عادی، هر نتیجه تجربی که از پارادایم تثبیت شده منحرف شود، به عنوان رد خود پارادایم تفسیر نمی شود، بلکه به عنوان خطای قابل انتساب به محقق، دیدگاهی در تضاد با معیار ابطال پذیری کارل پوپر است. با ظهور مجموعهای از یافتههای غیرعادی، حوزه علمی وارد یک بحران میشود که با پذیرش پارادایم جدیدی که هم یافتههای قبلی و هم نتایج غیرعادی را در یک ساختار مفهومی یکپارچه ادغام میکند، به اوج خود میرسد. این دوره دگرگونی به عنوان علم انقلابی نامگذاری شده است. اختلاف مفهومی بین علم عادی و انقلابی متعاقباً بحث برجسته کوهن-پوپر را شعله ور ساخت.
در SSR، کوهن بیشتر ادعا می کند که پارادایم های رقیب غیرقابل قیاس هستند، به این معنی که درک یک پارادایم با استفاده از چارچوب مفهومی و اصطلاحات پارادایم دیگری قابل قیاس نیست. بسیاری از منتقدان، مانند دیوید استو در کار خود در سال 1982 Popper and After، این تز را دلالت بر این دانستند که انتخاب نظریه ها ذاتاً غیرمنطقی است. اگر نظریههای رقیب را نتوان مستقیماً در کنار هم قرار داد، آنگاه تعیین عقلانی برتری غیرممکن میشود. میزانی که دیدگاههای کوهن واقعاً چنین پیامدهای نسبیگرایانهای دارند، همچنان موضوعی بسیار مورد بحث است. کوهن خود اتهام نسبی گرایی را در ویرایش سوم SSR رد کرد، با هدف روشن کردن ایده های خود و جلوگیری از تفسیرهای نادرست بعدی. فریمن دایسون به طور مشخص به کوهن اشاره کرد که گفت: "من کوهنی نیستم!"، سخنی که به تفسیرهای نسبیتی که برخی فیلسوفان از تحصیلات او به دست آورده بودند، معطوف کرد.
ساختار انقلاب های علمی به عنوان پر استنادترین کتاب در علوم اجتماعی است. تأثیر عمیق پژوهش کوهن در تغییرات دگرگون کننده ای که در فرهنگ واژگان فلسفه علم برانگیخت مشهود است. فراتر از ابداع "تغییر پارادایم"، کوهن به طور قابل توجهی استفاده از خود واژه پارادایم را گسترش داد و آن را از یک مفهوم تخصصی زبانشناختی و گئورگ لیختنبرگ به معنای امروزی و گستردهتر آن تبدیل کرد. او همچنین «علم عادی» را برای توصیف فعالیتهای روتین و روزانه دانشمندانی که در یک پارادایم تثبیت شده فعالیت میکنند، معرفی کرد. علاوه بر این، کوهن تا حد زیادی در رواج استفاده کثرتگرایانه از «انقلابهای علمی»، با تصدیق وقوع آنها در دورهها و رشتههای مختلف تاریخی، بر خلاف «انقلاب علمی» منحصربهفرد که به طور سنتی با اواخر رنسانس مرتبط است، نقش داشت. پذیرش گسترده "تغییر پارادایم" آگاهی دانشمندان و اغلب پذیرش آنها را نسبت به چنین دگرگونی های مفهومی افزایش داده است، در نتیجه نشان می دهد که چگونه تحلیل کوهن از تکامل علمی، به خودی خود، آن پیشرفت را شکل داده است.
چارچوب نظری کوهن کاربرد گسترده ای یافته است، که به طور غیرمستقیم در علوم اجتماعی پسا مثبت اطلاعاتی ندارد. در روابط بین الملل او بهعنوان نیروی فکری پایهای بر جامعهشناسی دانش علمی پسا مرتونی شناخته میشود. علاوه بر این، کار کوهن در هنر و علوم انسانی به کار گرفته شده است، که نمونه آن تمایز متیو ادوارد هریس بین جوامع علمی و تاریخی (مانند گروههای سیاسی یا مذهبی) است، و اظهار میدارد که «باورها و نظرات سیاسی-مذهبی از نظر معرفتشناختی با آنهایی که به نظریههای علمی مربوط میشوند یکسان نیستند». این تمایز به این دلیل به وجود میآید که جهانبینی دانشمندان مشتاق از طریق آموزش دقیق و تعامل بین آنچه کوهن «نمونهها» مینامد و پارادایم جهانی فراگیر تغییر شکل میدهد. مفاهیم پارادایمها و تغییر پارادایمهای کوهن نیز در درک تاریخ اندیشه اقتصادی، از جمله پدیدههایی مانند انقلاب کینزی، و در بحثهای مختلف در علوم سیاسی مؤثر بوده است.
کوهن به نقدی میپردازد که گزارش علمی او در ساختار انقلابهای علمی، ارزشگرایی، ارزشگرایی، ارزشگرایی علمی در او به «ساختار انقلابهای علمی» منجر میشود. قضاوت و انتخاب نظریه." در این مقاله، او پنج معیار را تکرار میکند که در اصل در فصل ماقبل آخر SSR ارائه شدهاند، که برای تعیین (یا دقیقتر، هدایت) انتخاب نظریه خدمت میکنند:
- دقیق - از نظر تجربی با نتایج و مشاهدات تجربی سازگار است.
- سازگار - نشان دادن انسجام درونی و سازگاری بیرونی با سایر نظریه های تثبیت شده.
- گستره وسیع - دارای مفاهیمی است که فراتر از پدیده های خاصی است که در ابتدا برای توضیح آن تدوین شده بود.
- ساده – نشان دهنده مقرون به صرفه ترین توضیح است، شبیه به اصل تیغ اوکام.
- مثمر - قادر به آشکار کردن پدیده های جدید یا کشف روابط جدید بین پدیده های موجود است.
پسا-ساختار فلسفه
پس از انتشار ساختار انقلاب های علمی، کوهن مفهوم پارادایم را کنار گذاشت و تمرکز خود را به ابعاد معنایی نظریه های علمی تغییر داد. به طور خاص، کوهن بر سازمان طبقه بندی اصطلاحات علمی متمرکز شد. در SSR، او "تغییر معنی" را به طور کامل بررسی کرده بود. متعاقباً، او بر «شرایط مرجع» تأکید کرد، که هر کدام با طبقهبندی خاص خود همراه بود. حتی تغییرات مربوط به غیرقابل مقایسه به عنوان تغییرات طبقه بندی مجدد تفسیر شد. در نتیجه، تعریف یک انقلاب علمی به عنوان «تغییر پارادایم» متوقف شد، در عوض به عنوان دگرگونی در چارچوب طبقهبندی زبان نظری علمی توصیف شد. برخی از محققان این تحول را به یک "چرخش زبانی" نسبت می دهند. اندرسن، بارکر و چن، در انتشارات خود، از نظریه های روانشناسی شناختی معاصر برای اثبات دیدگاه های فلسفی بعدی کوهن استفاده می کنند.کوهن علاوه بر کنار گذاشتن مفهوم پارادایم، بررسی فرآیند تخصصی شدن علمی را نیز آغاز کرد. در حالی که یک انقلاب علمی شامل جایگزینی یک پارادایم (یا طبقه بندی) قدیمی تر با یک الگوی جدید است، تخصص، برعکس، منجر به گسترش تخصص ها و رشته های جدید می شود. این تمرکز بر رشد تخصصها، مدل کوهن را کمتر «انقلابی» و بیشتر «تکاملی» در شخصیت نشان داد.
[R]تکاملها، که تقسیمبندیهای جدیدی در میان زمینههای علمی ایجاد میکنند، شباهت زیادی به رویدادهای گونهزایی در تکامل بیولوژیکی دارند. آنالوگ بیولوژیکی دگرگونی انقلابی جهش نیست، همانطور که من قبلاً برای سالها معتقد بودم، بلکه زایی است. علاوه بر این، چالش های ذاتی در گونه زایی (به عنوان مثال، دشواری در شناسایی یک رویداد گونه زایی تا یک دوره قابل توجهی پس از وقوع آن، و متعاقب آن عدم امکان تاریخ گذاری دقیق پیدایش آن) تقریباً با چالش های مرتبط با تغییرات انقلابی و ظهور و تمایز تخصص های علمی جدید مشابهت دارد.
برخی از فیلسوفان معتقدند که کوهن به دنبال ترسیم مقولههای متمایز از تغییرات علمی بود: انقلابها و شکلگیری تخصصها. برعکس، سایر محققان معتقدند که فرآیند تخصصی شدن نمونه خاصی از انقلاب های علمی را تشکیل می دهد. از طرف دیگر، می توان استدلال کرد که در چارچوب کوهن، پیشرفت علمی از طریق تحولات انقلابی رخ می دهد.او اظهار داشت که برای «گسل به گذشته» و درک تاریخ علم بر اساس شایستگی های ذاتی آن - به جای تلقی آن به عنوان پیشروی توسعه نیافته یا نادرست علم معاصر - باید چارچوب های زبانی نظریه های علمی تاریخی را بازسازی و تفسیر کرد. برخلاف منتقدانی که پژوهشهای بعدی کوهن را ناشی از چرخش «زبانشناختی» یا «پیشینی» توصیف میکنند، بخش مهمی از PoW به موضوعات زبان و اکتساب مفاهیم از دریچه روانشناسی تجربی و رشدی میپردازد. در نتیجه، بخش قابلتوجهی از کتاب تلاش میکند تا مبنایی طبیعتگرایانه برای نظریهی معنا کوهن ایجاد کند.
پس از مرگ، کوهن مشغول توسعه کتابی با عنوان کثرت دنیاها: نظریه تکاملی توسعه علمی (PoW) بود. این دستنوشته ناتمام، همراه با چندین مقاله بعدی کوهن، متعاقباً ویرایش و در سال 2022 منتشر شد. در این جلد، کوهن «دیدگاه پویا درباره علم» را بیان میکند، دیدگاهی فلسفی که بر خلاف «تصویر ساکن» رایج فرمولبندی شده و برای اصلاح کاستیهای شناسایی شده مجدداً مفهومی طراحی شده است.با توجه به گستردگی مجموعهای از مطالب منتشر شده اخیر، که هم نوشتههای قبل و هم بعد از ساختار را در بر میگیرد، برخی از محققان از روششناسی «ساختار-غیر محوری» در تفسیر توماسپهیل کوهن حمایت میکنند.
مناظره پولانی–کوهن
علیرغم استفاده از اصطلاحات متمایز، کوهن و مایکل پولانی معتقد بودند که تجربیات ذهنی دانشمندان علم را به یک رشته نسبی تبدیل کرده است. پولانی چندین دهه قبل از انتشار ساختار انقلابهای علمی کوهن، سخنرانیهایی در این زمینه ارائه کرد.
طرفداران پولانی، با استناد به حضور کوهن در سخنرانیهای پولانی متعدد و بحثهای معرفتشناختی گسترده، پیش از احترام به این دو محقق، کوهن را به سرقت ادبی متهم کردند. پس از اتهام سرقت ادبی، کوهن به طور رسمی پولانی را در ویرایش دوم ساختار انقلاب های علمی به رسمیت شناخت. علیرغم این ارتباط فکری، دانش پولانی به طور مداوم توسط دیگران از دریچه تغییرات پارادایم کوهن تفسیر میشد، وضعیتی که باعث حیرت قابل توجه پولانی و کوهن شد.
افتخارات
کوهن در طول زندگی حرفهای خود به رسمیت شناخته شد، از جمله بورسیه گوگنهایم در سال 1954. او در سال 1963 به عضویت آکادمی هنر و علوم آمریکا، در سال 1974 به انجمن فلسفی آمریکا، و در سال 1979 در آکادمی ملی علوم ایالات متحده انتخاب شد. پس از آن جایزه جان دزموند برنال از انجمن مطالعات اجتماعی علوم در سال 1983 دریافت کرد. او همچنین در سال 1990 عضو آکادمی بریتانیا شد و دکترای افتخاری متعددی دریافت کرد.
برای بزرگداشت میراث ماندگار او، انجمن شیمی آمریکا به سخنرانان علمی اصیل Thomas Kuhn Award اعطا میکند. درک دریافت کنندگان بر اساس جدید بودن دیدگاه آنها و تأثیر تغییر بالقوه آن در صورت پذیرش گسترده انتخاب می شوند.
زندگی شخصی
توماس کوهن در دو نوبت وارد ازدواج شد: ابتدا با کاترین موهس، که از او صاحب سه فرزند شد، و سپس با جین بارتون برنز (همچنین به عنوان Jehane B. Kuhn شناخته میشود).
در سال 1994، کوهن با تشخیص سرطان لوله برونش و گلو مواجه شد.
کتابشناسی
- Kuhn, T. S. انقلاب کوپرنیک: ستاره شناسی سیاره ای در توسعه تفکر غربی. کمبریج: انتشارات دانشگاه هاروارد، 1957. ISBN 0-674-17100-4
- Kuhn, T. S. عملکرد اندازه گیری در علم فیزیک مدرن. داعش، 52 (1961): 161-193.
- Kuhn, T. S. ساختار انقلاب های علمی. شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 1962. ISBN 0-226-45808-3
- Kuhn, T. S. "کارکرد جزمیت در تحقیقات علمی". صفحات 347-369 در A. C. Crombie (ed.). تغییر علمی (سمپوزیوم تاریخ علم، دانشگاه آکسفورد، 9 تا 15 ژوئیه، 1961). نیویورک و لندن: کتاب های پایه و هاینمن، 1963.
- Kuhn, T. S. تنش اساسی: مطالعات برگزیده در سنت علمی و تغییر. شیکاگو و لندن: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 1977. ISBN 0-226-45805-9
- Kuhn, T. S. نظریه بدن سیاه و ناپیوستگی کوانتومی، 1894-1912. شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 1987. ISBN 0-226-45800-8
- Kuhn، T. S. راه از ساختار: مقالات فلسفی، 1970-1993. شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 2000. ISBN 0-226-45798-2
- Kuhn, T. S. آخرین نوشته های توماس اس. کوهن. شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو، 2022.
مراجع
اندرسن، هانه، پیتر بارکر، و شیانگ چن. ساختار شناختی انقلاب های علمی. انتشارات دانشگاه کمبریج، 2006. ISBN 978-0521855754
- هان اندرسن، پیتر بارکر، و شیانگ چن. ساختار شناختی انقلابهای علمی، انتشارات دانشگاه کمبریج، 2006. ISBN 978-0521855754
- پرنده، اسکندر. توماس کوهن. پرینستون و لندن: انتشارات دانشگاه پرینستون و انتشارات اکومن، 2000. ISBN 1-902683-10-2
- بورادوری، جووانا (2008). فیلسوف آمریکایی: گفتگو با کواین، دیویدسون، پاتنم، نوزیک، دانتو، رورتی، کاول، مک اینتایر، کوهن. شیکاگو: انتشارات دانشگاه شیکاگو. ISBN 9780226066493.
- یادداشت هایی برای "ساختار انقلاب های علمی" توماس کوهن
- پرنده، اسکندر. "توماس کوهن". در زالتا، ادوارد N. (ویرایش). دایره المعارف فلسفه استنفورد. ISSN 1095-5054. OCLC 429049174.دانشنامه اینترنتی فلسفه.
- توماس اس. کوهن (درگذشت، تکنولوژی ص 9 جلد 116 شماره 28، 26 ژوئن 1996)
- پرتره رنگی
- «خاکستری: اولتیماتوم» ارول موریس (قسمت 1 از 5 قسمت) تحلیل انتقادی و خاطرات مربوط به کوهن را ارائه می دهد.
- Swerdlow، N. M. (2013). "توماس اس. کوهن". در خاطرات بیوگرافی آکادمی ملی علوم.
- N. M. Swerdlow، "Thomas S. Kuhn"، خاطرات بیوگرافی آکادمی ملی علوم (2013)