TORIma Academy Logo TORIma Academy
نظریه مقایسه اجتماعی (Social comparison theory)
بهداشت

نظریه مقایسه اجتماعی (Social comparison theory)

TORIma آکادمی — روانشناسی اجتماعی

Social comparison theory

نظریه مقایسه اجتماعی (Social comparison theory)

نظریه مقایسه اجتماعی که در ابتدا توسط روانشناس اجتماعی لئون فستینگر در سال 1954 ارائه شد، بر این باور متمرکز است که افراد برای به دست آوردن دقیق…

نظریه مقایسه اجتماعی، که در ابتدا توسط روانشناس اجتماعی لئون فستینگر در سال 1954 ارائه شد، بر این باور است که افراد برای دستیابی به خودارزیابی های دقیق انگیزه دارند. فرآیندی را که افراد از طریق مقایسه با دیگران، نظرات و قابلیت‌های خود را ارزیابی می‌کنند، روشن می‌کند و در نتیجه عدم اطمینان را کاهش می‌دهد و تعریف خود را تسهیل می‌کند. این مقایسه اجتماعی به عنوان مکانیزمی برای سنجش و ارزیابی خود عمل می‌کند و افراد را قادر می‌سازد تا موقعیت خود را نسبت به استانداردهای شخصی و حالات عاطفی خود مشخص کنند.

پس از کار بنیادی فستینگر، تحقیقات علمی گسترش یافت تا مقایسه اجتماعی را به‌عنوان وسیله‌ای برای افزایش خود مقایسه کند، و در نتیجه، ساختارهای انگیزشی را به سمت بالا معرفی کرد و به آن‌ها را به سمت پایین معرفی کرد. محرک هایی برای چنین مقایسه هایی ریشه های مفهومی مقایسه اجتماعی را می توان در نشریه مهم هربرت هایمن در سال 1942 دنبال کرد. هیمن نشان داد که وضعیت خود ادراک شده یک فرد منوط به گروه مرجعی است که برای مقایسه استفاده می شود. نظریه مقایسه اجتماعی معتقد است که عواملی مانند تأثیر رسانه ها، جایگاه اجتماعی و پویایی رقابتی می توانند بر عزت نفس و وضعیت عاطفی فرد تأثیر بگذارند. این تأثیرات، به نوبه خود، ادراک افراد از خود و احساس تعلق آنها را در زمینه های اجتماعی شکل می دهد.

تاریخچه

لئون فستینگر، روانشناس آمریکایی، مفهوم نظریه مقایسه اجتماعی را ابداع کرد.

فستینگر چندین فرضیه کلیدی در مورد نظریه مقایسه اجتماعی مطرح کرد. در ابتدا، او اظهار داشت که افراد به طور مداوم نظرات و توانایی های خود را از طریق مقایسه با دیگران ارزیابی می کنند، که ناشی از نیاز ذاتی به خود ارزیابی است. علاوه بر این، او اظهار داشت که با افزایش اختلاف بین فرد و هدف مقایسه، تمایل به چنین مقایسه‌هایی کاهش می‌یابد. او همچنین این نظریه را مطرح کرد که در حالی که افراد می‌خواهند توانایی‌های خود را افزایش دهند، محدودیت‌های اجتماعی اغلب مانع این پیشرفت می‌شوند، پویایی که اغلب در دیدگاه‌های اجتماعی غالب کمتر نشان داده می‌شود.

او همچنین پیشنهاد کرد که توقف مقایسه‌ها بین خود و دیگران می‌تواند موجب خصومت و انحراف دیدگاه‌های متفاوت شود. چارچوب نظری او همچنین بیان کرد که اصلاح برجستگی درک شده یک گروه مقایسه انگیزه انطباق را در آن گروه افزایش می‌دهد. با این وجود، او خاطرنشان کرد که وقتی هدف مقایسه - خواه یک فرد، نماینده یا گروه باشد - به طور قابل توجهی از ارزیاب فاصله می گیرد، تمایل به محدود کردن دامنه قابل مقایسه تشدید می شود (فستینگر، 1954). در نهایت، او این فرضیه را مطرح کرد که گرایش‌های مقایسه‌ای افراد با نزدیکی آن‌ها به ویژگی‌های مودال گروه مقایسه تعدیل می‌شود، به گونه‌ای که افراد نزدیک به حالت تمایل بیشتری برای تغییر نشان می‌دهند، و آن‌هایی که دورتر هستند تمایل کمتری نشان می‌دهند (Festinger، 1954).

فریم ورک اولیه

در این چارچوب نظری، فستینگر نه فرضیه اصلی را ترسیم کرد:

  1. اول، او اظهار داشت که انسان ها دارای انگیزه اساسی برای ارزیابی نظرات و قابلیت های خود هستند و این خودارزیابی در ابتدا از طریق روش های عینی و غیراجتماعی انجام می شود (فرضیه اول).
  2. ثانیاً، فستینگر اظهار داشت که در غیاب مکانیسم‌های ارزیابی عینی و غیراجتماعی، افراد به مقایسه نظرات و توانایی‌های خود با دیگران متوسل می‌شوند (فرضیه دوم).
  3. متعاقباً، او این فرضیه را مطرح کرد که تمایل به درگیر شدن در مقایسه اجتماعی متناسب با اختلاف فزاینده بین نظرات و توانایی های خود و افراد دیگر کاهش می یابد. با بیان متفاوت، عدم تشابه قابل توجه بین افراد احتمال مقایسه را کاهش می دهد (فرضیه سوم).
  4. او سپس وجود یک حرکت رو به بالا یک طرفه در مورد توانایی ها را فرض کرد، پدیده ای که عمدتاً در قلمرو عقاید وجود ندارد. این درایو نشان دهنده ارزش ذاتی است که به بهبود مستمر و بهبود عملکرد نسبت داده می شود (فرضیه IV).
  5. علاوه بر این، فستینگر این فرض را مطرح کرد که محدودیت‌های غیر اجتماعی، اصلاح توانایی‌های فرد را چالش‌برانگیز یا حتی دست نیافتنی می‌کند. این محدودیت‌ها تا حد زیادی برای عقاید قابل اعمال نیستند، زیرا افراد می‌توانند افکار خود را به طور ارادی تغییر دهند. با این حال، صرف نظر از انگیزه فرد برای افزایش یک توانایی، عوامل خارجی ممکن است مانع از چنین بهبودی شوند (فرضیه V).
  6. فستینگر این فرضیه را مطرح کرد که توقف مقایسه با دیگران با خصومت یا تحقیر همراه است، به ویژه زمانی که مقایسه مداوم با آن افراد پیامدهای نامطلوب را به همراه داشته باشد (فرضیه ششم).
  7. عواملی که اهمیت یک گروه خاص را به عنوان مرجع مقایسه برای یک عقیده یا توانایی خاص افزایش می دهند، فشار به سمت یکنواختی در مورد آن توانایی یا نظر در آن گروه را تشدید می کنند. در صورت بروز اختلاف بین یک ارزیاب و گروه مقایسه، تمایل به کاهش این واگرایی با تلاش برای متقاعد کردن دیگران یا اصلاح دیدگاه های شخصی برای دستیابی به یکنواختی وجود دارد. با این وجود، اهمیت، ارتباط و جذابیت برای یک گروه مقایسه، که بر انگیزه اصلی مقایسه تأثیر می‌گذارد، فشار به سوی یکنواختی را واسطه می‌کند (فرضیه VII).
  8. فرضیه بعدی فستینگر بیان می‌کند که وقتی افرادی که نظرات یا توانایی‌هایشان از نظر شخصی متفاوت است، از نظر ویژگی‌های منطبق با آن واگرایی متفاوت تلقی می‌شوند، تمایل به محدود کردن دامنه مقایسه‌پذیری تشدید می‌شود (فرضیه هشتم).
  9. در نهایت، فستینگر این نظریه را مطرح کرد که در گروه‌هایی که طیفی از نظرات یا توانایی‌ها را نشان می‌دهند، شدت نسبی سه بیان فشار یکنواختی بین افراد نزدیک به موقعیت مودال گروه و افراد دورتر از آن متفاوت خواهد بود. افرادی که در نزدیکی حالت قرار دارند تمایل قوی‌تری به تغییر دیدگاه‌های دیگران، تمایل ضعیف‌تر برای محدود کردن محدوده مقایسه و حتی تمایل ضعیف‌تری برای اصلاح نظرات خود نشان می‌دهند (فرضیه نهم).

پیشرفت در تئوری

از زمان فرمول بندی اولیه، چارچوب نظری پیشرفت های متعددی را تجربه کرده است. به طور قابل‌توجهی، اینها شامل درک بهتر از انگیزه‌های اساسی برای مقایسه‌های اجتماعی و مقوله‌های متمایز مقایسه‌های انجام شده است. انگیزه های مرتبط برای مقایسه اجتماعی شامل ارتقای خود، حفظ یک خود ارزیابی مثبت، عناصر اسناد و اعتبار، و بیزاری از بسته شدن شناختی است. علی‌رغم تغییراتی که در مفهوم‌سازی اولیه فستینگر صورت گرفته است، بسیاری از اصول اصلی مانند تمایل فراگیر به مقایسه اجتماعی و فرآیند فراگیر آن همچنان پابرجا هستند.

تمایز ارزیابی خود از خودافزایش

تورنتون و آروود ارزیابی خود را به عنوان کارکرد اصلی مقایسه اجتماعی، فرآیندی که زیربنای مشارکت افراد در چنین مقایسه‌هایی است، شناسایی می‌کنند. اهداف خاص یک فرد رویکرد او را به مقایسه اجتماعی دیکته می کند. در زمینه خود ارزیابی، افراد معمولاً یک هدف قابل مقایسه را انتخاب می کنند. به طور دقیق تر، تمایل زیادی برای انتخاب هدفی با ویژگی های متمایز مشترک وجود دارد. علاوه بر این، پیگیری خودشناسی اغلب به عنوان سودمند تلقی می شود. شواهد تجربی نشان می دهد که اکثر افراد بر این باورند که انتخاب یک هدف مشابه، دقت خود ارزیابی را افزایش می دهد. با این وجود، افراد به طور پیوسته به عنوان خودارزیابی‌کنندگان بی‌طرف عمل نمی‌کنند، و دستیابی به خود ارزیابی‌های دقیق ممکن است هدف اصلی مقایسه اجتماعی نباشد. مطالعات متعدد نشان داده است که زنان آمریکایی اغلب از ظاهر فیزیکی خود ابراز نارضایتی می کنند و اغلب خود را به عنوان "بیش از حد ساده، پیر، دلال، چاق، پرمو، قد بلند" در میان سایر توصیف ها ارزیابی می کنند. زنان حساسیت بیشتری نسبت به مردان از خود نشان می دهند، به ویژه در مورد ظاهر فیزیکی خود. دستکاری دیجیتالی ظاهر زنان در رسانه‌ها، از ابعاد بدن گرفته تا بافت پوست، ایده‌آلی را ایجاد می‌کند که در آن لاغری و بی‌عیب بودن به عنوان تنها زیبایی قابل قبول ارائه می‌شود. این پدیده به گسترش فرهنگ رژیم غذایی، ورزش بیش از حد و افزایش اختلالات خوردن کمک می کند. چنین مقایسه اجتماعی می تواند مضر باشد و بر رشد ادراک فرد از خود تأثیر بگذارد.

افراد اغلب به دنبال ارتقای خود هستند و هدفشان بالا بردن عزت نفس است. برای دستیابی به این، آنها ممکن است اطلاعات به دست آمده از طریق مقایسه اجتماعی را تفسیر، تحریف یا نادیده بگیرند، در نتیجه درک مثبت تری از خود ایجاد کنند و اهداف خودافزایشی خود را پیش ببرند. تعقیب ارتقای خود نیز به دلیل رضایت ذاتی ناشی از حفظ توهمات مطلوب شخصی است. در نتیجه، افراد به طور استراتژیک یا در مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا (با کسانی که برتر تلقی می‌شوند) یا در مقایسه‌های اجتماعی رو به پایین (با کسانی که پست‌تر تلقی می‌شوند) شرکت می‌کنند و استراتژی را انتخاب می‌کنند که به بهترین نحو اهداف خودافزایشی آنها را ارتقا دهد. به عنوان مثال، فردی که توانایی کم در یک حوزه خاص را درک می کند، معمولاً از مقایسه اجتماعی رو به بالا در آن حوزه خاص اجتناب می کند. برخلاف اهداف خود ارزیابی، افرادی که مقایسه اجتماعی را برای ارتقای خود انجام می دهند، ممکن است لزوماً به دنبال یک هدف مقایسه مشابه نباشند. در واقع، اگر شباهت یک هدف به عنوان یک تهدید تلقی شود، به ویژه زمانی که هدف در بعد خاصی از فرد پیشی می گیرد، ممکن است فرد شباهت درک شده با آن هدف را کاهش دهد. این مفهوم دقیقاً با پدیده روانشناختی کاهش ناهماهنگی شناختی، همانطور که در ابتدا توسط لئون فستینگر معرفی شد، مطابقت دارد. ناهماهنگی شناختی باعث ایجاد ناراحتی روانی می شود که به نوبه خود افراد را برای کاهش آن تحریک می کند. درجه بالاتر ناهماهنگی فشار برای رفع این ناراحتی را تشدید می کند. برای کاهش ناهماهنگی شناختی و محافظت از خودباوری های اساسی، افراد ممکن است بازنمایی شناختی خود را از هدف مقایسه تغییر دهند و در نتیجه ادراک خود را حفظ کنند. این فرآیند می‌تواند به طور موثر منجر به یک مقایسه ناسازگار یا نوعی انکار روان‌شناختی شود.

هنگامی که افراد درگیر مقایسه با خود می‌شوند، تأثیر متقابل پیچیده‌ای از عوامل روان‌شناختی و انگیزشی پدیدار می‌شود که اغلب باعث افزایش رقابت می‌شود. یک مکانیسم اولیه درگیر، انگیزه برای بهبود خود است. به عنوان مثال، در یک زمینه دانشگاهی، دانش آموزانی که خود را با همسالان با پیشرفت بالا مقایسه می کنند، می توانند حس قوی عزم و میل به تعالی تحصیلی را برانگیزند. علاوه بر این، محک زدن در برابر افرادی که به عنوان برتر تلقی می شوند، به عنوان یک کاتالیزور قوی برای رشد و توسعه شخصی عمل می کند. هنگامی که افراد خود را در برابر چهره های بسیار موفق، چه در مشاغل حرفه ای و چه در موفقیت های شخصی، محک می زنند، اغلب فرآیند تقلید آغاز می شود. آرزو برای دستیابی به سطح مشابهی از موفقیت، به انگیزه ای قدرتمند تبدیل می شود، که افراد را به سمت ایجاد اهداف بلندپروازانه تر، تعالی و پیشرفت مداوم برای برآورده کردن استانداردهایی که در الگوهای خود نشان داده شده است، سوق می دهد. خود مقایسه یک جنبه ذاتی از طبیعت انسان است که به عنوان یک جزء اساسی از رشد اجتماعی و روانی عمل می کند. اگرچه مقایسه خود با دیگران می تواند بینش و انگیزه ارزشمندی را ارائه دهد، روشی که در آن این فرآیند انجام می شود به طور قابل توجهی متفاوت است و بر ادراک خود و بهزیستی کلی تأثیر می گذارد. رابطه پیچیده بین خود مقایسه، خودافزایشی و خود ارزیابی مثبت بر پیچیدگی روانشناسی انسان تأکید می کند. در حالی که این فرآیندهای شناختی می توانند انعطاف پذیری و اعتماد به نفس را تقویت کنند، اما خطر تحریف واقعیت و پرورش تصویر غیرواقعی از خود را نیز به همراه دارند. دستیابی به تعادل بین شناخت نقاط قوت و ضعف شخصی، یادگیری از دیگران و حفظ درجه ای سالم از خودآگاهی برای بهزیستی روانشناختی جامع بسیار مهم است.

وقتی افراد درگیر مقایسه با خود می‌شوند، تأثیر متقابل پیچیده‌ای از عوامل روان‌شناختی و انگیزشی وارد می‌شود که آنها را به سمت رقابتی شدن بیشتر سوق می‌دهد. یکی از مکانیسم های کلیدی در این بازی، انگیزه برای خودسازی است. به عنوان مثال، در یک محیط تحصیلی، دانش‌آموزان خود را با همسالانی مقایسه می‌کنند که مرتباً نمرات بالاتری کسب می‌کنند، می‌تواند حس عزم و اراده برای برتری در مدرسه را ایجاد کند. علاوه بر این، مقایسه با افرادی که برتر از آنها تلقی می شوند، به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای رشد و توسعه شخصی عمل می کند. زمانی که افراد خود را در مقابل فردی که به نظرشان بسیار موفق می‌دانند، چه در حرفه حرفه‌ای و چه در موفقیت‌های شخصی خود، محک می‌زنند، فرآیند تقلید را آغاز می‌کند. میل به دستیابی به سطح قابل مقایسه ای از موفقیت به یک نیروی محرک تبدیل می شود که افراد را به سمت تعیین اهداف بالاتر، تلاش برای برتری و تکامل مداوم برای رسیدن به استانداردهای تعیین شده توسط الگوهای خود سوق می دهد. فرآیند مقایسه خود عمیقاً در طبیعت انسان ریشه دوانده است و به عنوان یک جنبه اساسی از رشد اجتماعی و روانی ما عمل می کند. در حالی که مقایسه خود با دیگران می تواند بینش ها و انگیزه های ارزشمندی را ارائه دهد، نحوه مشارکت ما در این فرآیند می تواند بسیار متفاوت باشد و بر ادراک از خود و رفاه کلی ما تأثیر بگذارد. تأثیر متقابل بین خود مقایسه، خودافزایش، و خود ارزیابی مثبت، پیچیدگی روانشناسی انسان را برجسته می کند. در حالی که این فرآیندهای شناختی می توانند به انعطاف پذیری و اعتماد به نفس کمک کنند، اما خطر تحریف واقعیت و پرورش یک تصویر غیرواقعی از خود را نیز به همراه دارند. ایجاد تعادل بین شناخت نقاط قوت و ضعف شخصی، یادگیری از دیگران، و حفظ سطح سالم خودآگاهی برای بهزیستی کلی روانشناختی ضروری است.

تحولات نظری بعدی، ارتقای خود را به عنوان یکی از چهار انگیزه اصلی خودارزیابی، در کنار خودارزیابی، وخودارزیابی تثبیت کرد. خودسازی.

طبقه‌بندی مقایسه‌های اجتماعی به اشکال بالا و پایین.

ویلز مفهوم مقایسه نزولی را در سال 1981 معرفی کرد و آن را به عنوان مکانیزم خود ارزیابی دفاعی تعریف کرد. این زمانی اتفاق می‌افتد که یک فرد شرایط شخصی خود را با شرایط فرد یا گروه دیگری مقایسه می‌کند که به نظر می‌رسد در موقعیت کمتر مطلوبی قرار دارند و در نتیجه احساس رفاه خود را تقویت می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که در حالی که مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا، انجام شده با افرادی که برتر تلقی می‌شوند، می‌تواند عزت نفس را کاهش دهد، مقایسه‌های رو به پایین تمایل به افزایش آن دارند. نظریه مقایسه رو به پایین به طور خاص تأثیر مثبت چنین مقایسه‌هایی را بر رفاه ذهنی افراد برجسته می‌کند. به عنوان مثال، مطالعات نشان داده است که بیماران مبتلا به سرطان پستان عمدتاً با بیماران کمتر خوش شانس مقایسه می‌شوند. آزمایش‌های اشبی یافته‌های مشابهی را نشان می‌دهد که مقایسه نزولی را در میان افرادی که ناراحتی ناشی از بیماری‌های جسمی مانند بیماری قلبی یا سرطان را تجربه می‌کنند، نشان می‌دهد. این بیماران، با مشاهده دیگرانی که از شرایط مشابه بهبود می‌یابند، خوش‌بینی بیشتری نسبت به بهبودی خود نشان دادند.

در حالی که تحقیقات مقایسه اجتماعی به طور کلی نشان می‌دهد که مقایسه‌های رو به بالا می‌تواند عزت نفس را کاهش دهد، کالینز استدلال می‌کند که این به طور کلی درست نیست. افراد، آگاهانه یا ناخودآگاه، با مقایسه خود با فرد یا گروهی که آنها را برتر می دانند، درگیر مقایسه های صعودی می شوند. هدف این فرآیند بهبود ادراک از خود یا پرورش دیدگاه مثبت تری نسبت به واقعیت شخصی آنهاست. مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا برای ارزیابی خود و بهبود خود انجام می‌شود، با این انتظار که خودافزایشی نیز به دنبال داشته باشد. در چنین مقایسه‌هایی، افراد می‌خواهند با یک گروه نخبه یا برتر همذات پنداری کنند، با تأکید بر شباهت‌های بین خود و گروه مقایسه، رویکردی متمایز از مقایسه‌های اجتماعی رو به پایین که در آن شباهت‌ها معمولاً جدا هستند.

علاوه بر این، مقایسه‌های صعودی به عنوان منبع الهام برای بهبود شخصی پیشنهاد شده‌اند. برای مثال، یک مطالعه نشان داد که علیرغم مقایسه‌های نزولی بیشتر، بیماران مبتلا به سرطان پستان ترجیح می‌دهند اطلاعات مربوط به افراد خوش‌شانس‌تر باشد.

مطالعه ای دیگر نشان داد که رژیم گیرندگان اغلب با نمایش تصاویر افراد لاغرتر در یخچال خود، از مقایسه های اجتماعی رو به بالا استفاده می کردند. این تصاویر هدف دوگانه ای داشتند: به عنوان یادآور وزن فعلی خود و عملکرد به عنوان یک هدف آرمانی. در اصل، مقایسه‌های اجتماعی رو به پایین احتمال بیشتری دارد که ادراک مثبت از خود را تقویت کند، در حالی که مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا به احتمال زیاد انگیزه‌ای برای موفقیت بیشتر یا آرزوهای بالاتر دارند.

تأثیر رسانه‌های اجتماعی بعد دیگری را به مقایسه خود معرفی می‌کند. پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، که با محتوای انتخاب‌شده و «قرارهای برجسته» مشخص می‌شوند، اغلب به محلی برای مشارکت افراد در مقایسه‌های اجتماعی صعودی تبدیل می‌شوند. جریان مداوم تصاویر و به‌روزرسانی‌های دقیق ساخته شده، کاربران را وادار می‌کند تا مطلوب‌ترین جنبه‌های زندگی خود را به نمایش بگذارند و به پدیده حفظ خود کمک می‌کنند. این فشار برای حفظ یک شخصیت آنلاین سودمند، میل به مقایسه اجتماعی رو به بالا را تشدید می کند، زیرا افراد در تلاش برای ارائه بهینه خود هستند. ترس از دست دادن (FOMO) به عنوان یک عامل مهم در این زمینه ظاهر می شود. مشاهده همسالانی که از تجربیات به ظاهر غنی، سبک زندگی مجلل یا دستاوردهای قابل توجه لذت می برند، می تواند باعث ایجاد اضطراب و احساس بی کفایتی در کسانی شود که مقایسه می کنند. تحقیقات در واقع ارتباطی بین مقایسه اجتماعی صعودی در رسانه های اجتماعی و رفاه منفی ایجاد کرده است. افرادی که اغلب زندگی خود را با زندگی به ظاهر برتر دیگران مقایسه می کنند، ممکن است سطوح بالایی از استرس، نارضایتی و حتی علائم اعتیاد به رسانه های اجتماعی را تجربه کنند. قرار گرفتن مداوم در معرض بازنمایی های ایده آل می تواند استانداردهای غیر واقعی را ایجاد کند و چرخه ای از نارضایتی را تداوم بخشد. علاوه بر این، ماهیت اعتیادآور پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، که به دنبال تأیید اعتبار از طریق لایک‌ها و نظرات است، تأثیر مقایسه اجتماعی رو به بالا را بیشتر می‌کند.

مدیران مقایسه اجتماعی

Aspinwall و Taylor خلق و خوی، عزت نفس و تهدید درک شده را به عنوان عوامل تعدیل کننده ای که بر انتخاب افراد بین مقایسه های اجتماعی رو به بالا و پایین تأثیر می گذارد، بررسی کردند. به طور خاص، مقایسه های رو به پایین زمانی که افراد تهدیدی برای عزت نفس خود را تجربه کرده بودند، خود ارزیابی های مثبت بیشتری را به همراه داشت.

عزت نفس بالا و مقایسه اجتماعی

Aspinwall و Taylor مشاهده کردند که مقایسه‌های اجتماعی به سمت بالا برای افراد دارای عزت نفس بالا مفید است، زیرا این مقایسه‌ها انگیزه و امید بیشتری را در مقایسه با مقایسه‌های اجتماعی رو به پایین ایجاد می‌کند. برعکس، اگر این افراد اخیراً با تهدید یا عقب‌نشینی در عزت نفس خود مواجه شده بودند، گزارش دادند که مقایسه‌های رو به بالا منجر به وضعیت عاطفی منفی‌تری نسبت به مقایسه‌های نزولی می‌شود. خودارزیابی مثبت، یک سازه متمایز اما مرتبط، مستلزم آن است که افراد نسبت به استانداردهای عینی یا خارجی خود را مطلوب ارزیابی کنند. این سوگیری شناختی می‌تواند از طریق ادراکات مختلف آشکار شود، مانند اینکه خود را شایسته‌تر، جذاب‌تر یا فضیلت‌تر از دیگران بدانیم. خودارزیابی مثبت فرآیندی متمایز از مقایسه صرف را نشان می دهد که شامل درون نگری، تجزیه و تحلیل انتقادی، و تأمل در نقاط قوت، ضعف ها، و پیشرفت رشد شخصی است.

عزت نفس پایین و مقایسه اجتماعی

افراد با عزت نفس پایین یا کسانی که تهدیدهای مهم زندگی را تجربه می کنند (مثلاً عملکرد ضعیف تحصیلی یا بیماری) معمولاً مقایسه های نزولی را به مقایسه های صعودی ترجیح می دهند. برای افراد با عزت نفس پایین و عاطفه منفی، شرکت در مقایسه های رو به پایین می تواند خلق و خوی آنها را بهبود بخشد، البته نه به همان میزانی که در افراد دارای عزت نفس بالا مشاهده می شود. با این وجود، حتی برای افراد با عزت نفس پایین، این مقایسه‌های اجتماعی رو به پایین می‌تواند حالات عاطفی منفی را کاهش داده و حس امید و انگیزه آینده را القا کند. به طرز متناقضی، این امید ممکن است به دلیل خود قضاوتی شدیدی که در مورد دستاوردها و شکست های آنها اعمال می شود، مانع موفقیت آنها شود. کاهش عزت نفس می‌تواند افراد را وادار کند تا استانداردهای شخصی بسیار بالایی را تعیین کنند، که ممکن است به دلیل انتقاد از خود برای رسیدن به آن تلاش کنند.

افکت، خلق و خو و تأثیر آنها بر مقایسه اجتماعی

افرادی که خلق و خوی منفی را تجربه می‌کنند، بدون در نظر گرفتن سطح عزت نفس‌شان، می‌توانند وضعیت عاطفی خود را از طریق مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا افزایش دهند. علاوه بر این، افراد با عزت نفس بالا و پایین که دارای خلق و خوی مثبت هستند، می توانند با درگیر شدن در مقایسه های صعودی، تأثیر خود را بیشتر کنند. برعکس، برای کسانی که اخیراً با تهدیدی برای عزت نفس خود یا شکست قابل توجهی در زندگی مواجه شده‌اند، انتخاب مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا نسبت به مقایسه‌های نزولی معمولاً نتایج عاطفی منفی تری به همراه دارد. در نتیجه، عزت نفس و وجود تهدید یا عقب‌نشینی در زندگی یک فرد به‌عنوان تعدیل‌کننده‌های مهمی عمل می‌کند که بر واکنش‌های او نسبت به مقایسه‌های صعودی یا نزولی تأثیر می‌گذارد.

رقابتی

با توجه به اینکه افراد اغلب برای بهبود توانایی‌های خود انگیزه دارند، مقایسه‌های اجتماعی می‌تواند رقابت بین همسالان را تقویت کند. تأثیر روانشناختی چنین مقایسه‌هایی به موقعیت اجتماعی فرد و زمینه خاص ارزیابی توانایی آنها بستگی دارد. یکی از پدیده‌های روان‌شناختی قابل توجه مرتبط با خود مقایسه، خودسازی است که در آن افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر نقاط ضعف یا کمبودهای دیگران تأکید می‌کنند تا عزت نفس خود را بالا ببرند. افراد با برجسته کردن عیب‌های دیگران، چارچوبی مقایسه‌ای می‌سازند که به آنها اجازه می‌دهد خود را مطلوب‌تر درک کنند. این استراتژی خودافزایش غالباً از تمایل اساسی انسان برای حفظ یک تصویر مثبت از خود و محافظت از احساس ارزش ناشی می‌شود.

وضعیت اجتماعی

رقابت‌پذیری ناشی از مقایسه‌های اجتماعی ممکن است با موقعیت اجتماعی بالاتر تشدید شود، زیرا افرادی که موقعیت بالاتری دارند ضرر احتمالی بزرگ‌تری را درک می‌کنند. به عنوان مثال، مطالعه ای که شامل دانش آموزان کلاس درس بود، یک برنامه امتیاز پاداش ارائه کرد که در آن، به طور تصادفی، نمرات برخی از دانش آموزان بهبود می یافت در حالی که برخی دیگر بدون تغییر باقی می ماند. علیرغم اینکه برنامه هیچ خطری برای کاهش نمره نداشت، افراد دارای موقعیت بالاتر تمایل بیشتری به مخالفت با آن داشتند و احساس بی عدالتی توزیعی را گزارش می کردند. این واکنش به عنوان یک تظاهر شناختی از بیزاری از تحرک رو به پایین، پدیده ای که وزن روانی بیشتری را برای افراد با موقعیت اجتماعی بالا به همراه دارد، در نظر گرفته شد.

نزدیک به استاندارد

در زمینه‌هایی که افراد بر اساس استانداردهای معنادار ارزیابی می‌شوند، مانند محیط‌های دانشگاهی با رتبه‌بندی دانش‌آموزان، رقابت با افزایش نزدیکی به معیار عملکرد افزایش می‌یابد. اگر بالاترین موقعیت تنها استاندارد مهم را تشکیل می دهد، آنگاه افراد در رتبه های بالا شدیدترین رقابت را با همتایان خود نشان می دهند، در حالی که آنهایی که در رتبه های پایین و متوسط ​​هستند سطوح رقابتی قابل مقایسه را نشان می دهند. با این حال، زمانی که هم رتبه‌های بالا و هم رتبه‌های پایین قابل توجه تلقی می‌شوند، افراد در این موقعیت‌های افراطی رقابت‌پذیری معادلی از خود نشان می‌دهند که از آنچه در بین رتبه‌های متوسط مشاهده می‌شود، پیشی می‌گیرد.

مدل های مقایسه اجتماعی

چندین چارچوب نظری در حوزه مقایسه اجتماعی پیشنهاد شده است، به ویژه از جمله مدل نگهداری خود ارزیابی (SEM)، مدل پروکسی، مدل سه گانه و مدل سه خود.

مدل تعمیر و نگهداری خودارزیابی

مدل نگهداری از خود ارزیابی (SEM) بیان می‌کند که افراد عمدتاً برای حفظ یا تقویت ارزیابی‌های خود، با تأکید بر فرآیندهای متضاد مقایسه و تأمل، در مقایسه‌های اجتماعی شرکت می‌کنند. پژوهش آبراهام تسر جلوه‌های مختلفی از پویایی خودارزیابی را بررسی کرده است. به طور خاص، مدل رفتار اجتماعی SEM پیامدهای عملکرد برجسته فرد دیگر را بر ارزیابی خود بررسی می‌کند، و شرایطی را مشخص می‌کند که تحت آن چنین عملکردی می‌تواند خودارزیابی را تقویت کند - به عنوان مثال، از طریق "شکوه منعکس شده" - یا برعکس، ارزیابی خود را از طریق یک فرآیند مقایسه ای تهدید کند.

مدل پروکسی

مدل پروکسی برای پیش‌بینی موفقیت در حوزه‌های ناآشنا طراحی شده است، با این فرض که فردی که موفقیت یا آشنایی با یک کار خاص را نشان داده است احتمالاً در یک کار جدید و در عین حال مشابه موفق خواهد شد. ارزیابی یک پروکسی مبتنی بر توانایی درک شده است و به این سؤال اساسی می پردازد، "آیا می توانم X را انجام دهم؟" مقایسه‌های مربوط به یک پروکسی بر اساس ویژگی‌های مشاهده شده قبلی است. قضاوت مقایسه کننده تحت تأثیر عواملی مانند نظر خود آنها و اینکه آیا نماینده حداکثر تلاش را در طول یک کار مقدماتی انجام داده است یا خیر.

مدل سه گانه

مدل سه‌گانه مؤلفه‌های اسنادی مقایسه اجتماعی را بسط می‌دهد و ادعا می‌کند که قضاوت‌های مقایسه اجتماعی به طور بهینه از طریق سه سؤال ارزیابی متمایز درک می‌شوند: ارزیابی ترجیحی ("آیا X را دوست دارم؟")، ارزیابی باور ("آیا X درست است؟")، و پیش‌بینی ترجیح ("آیا X را دوست خواهم داشت؟"). در این چارچوب، برجسته‌ترین مقایسه‌ها با افرادی انجام می‌شود که تجربه قبلی با یک پروکسی دارند و سازگاری در ویژگی‌های مرتبط یا ترجیحات تاریخی را نشان می‌دهند.

مدل سه خود

مدل سه خود فرض می کند که نظریه مقایسه اجتماعی دو دیدگاه نظری متمایز را ادغام می کند: یکی تمرکز بر انگیزه و عوامل مؤثر بر نوع اطلاعات مقایسه اجتماعی که افراد از محیط خود جستجو می کنند، و دیگری مربوط به خود ارزیابی و عوامل شکل دهنده تأثیر مقایسه های اجتماعی بر خود قضاوتی. در حالی که تحقیقات در مورد انگیزه های مقایسه گسترده است، حوزه ارزیابی تطبیقی ​​نسبتاً کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این مدل با اقتباس از نظریه شناخت اجتماعی، خود را به عنوان مجموعه ای از مفاهیم مرتبط به هم که قابلیت دسترسی آنها با زمینه قضاوت فعلی متفاوت است، مفهوم سازی می کند. در نتیجه اثر جذب را بررسی می‌کند و سه دسته از ایده‌های خودپنداره فعال را متمایز می‌کند: خود فردی، خود ممکن، و خود جمعی.

تأثیرات فرهنگی

عوامل فرهنگی می توانند به طور قابل توجهی بر تمایل به درگیر شدن در مقایسه های اجتماعی و تأثیرات بعدی آنها تأثیر بگذارند. برای مثال، دو بعد فرهنگی برجسته، فرهنگ‌های فردگرا و جمع‌گرا، با برداشت‌های متفاوت از خود و ارزش‌های اصلی‌شان متمایز می‌شوند.

فرهنگهای فردی و جمعی

فرهنگ‌های فردگرا، که غالباً با جمعیت‌های اروپایی-آمریکایی مرتبط هستند، معمولاً یک خودسازی مستقل را پرورش می‌دهند و فردیت را در اولویت قرار می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد که افراد این فرهنگ‌ها تمایل بیشتری به شرکت در مقایسه‌های اجتماعی و نشان دادن رقابت‌پذیری بیشتری دارند، که به طور بالقوه ناشی از تمایل قوی‌تر برای تمایز خود است. بعلاوه، آنها تمایل دارند که خود را تقویت کنند، به ویژه از طریق رفتارهای بیانی که اغلب در تحقیقات معاصر مورد بررسی قرار می گیرند. علاوه بر این، مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا که شامل اعضای درون گروهی می‌شود، اغلب ممکن است به اثرات مخرب‌تری بر عزت نفس در این زمینه‌های فرهنگی منجر شود.

در مقابل، فرهنگ‌های جمع‌گرایانه، که اغلب در جوامع آسیایی مشاهده می‌شوند، مشخصاً یک خودپنداره وابسته به یکدیگر را پرورش می‌دهند و انسجام گروهی را در اولویت قرار می‌دهند. این فرهنگ‌ها تمایل دارند خودافزایش آشکار کمتری را نشان دهند، در عوض از استراتژی‌های ظریف‌تری برای حفظ ادراک مثبت از خود استفاده می‌کنند. علاوه بر این، مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا که شامل اعضای درون گروهی است، اغلب تأثیرات مفیدی بر عزت نفس دارد. این پدیده ممکن است ناشی از ادغام عمیق‌تر هویت فردی با هویت گروهی در فرهنگ‌های وابسته به یکدیگر باشد که منجر به تعدیل‌های عزت‌نفس می‌شود که با فرد مورد مقایسه نزدیک‌تر است.

نفوذ رسانه

رسانه ها به طور قابل توجهی بر مقایسه های اجتماعی تأثیر می گذارند. مطالعات در مورد تأثیر اجتماعی رسانه‌ها نشان می‌دهد که زنان اغلب در مقایسه‌های اجتماعی رو به بالا شرکت می‌کنند و خود را بر اساس معیارهای اجتماعی ایده‌آل ارزیابی می‌کنند، که اغلب منجر به کاهش ادراک از خود می‌شود. چنین مقایسه‌هایی به‌عنوان مکانیزمی حیاتی برای درونی‌سازی انتظارات اجتماعی مرتبط با ظاهر از همسالان و برای ارزیابی خود در برابر این هنجارهای تثبیت شده عمل می‌کنند. در حالی که مردان نیز در مقایسه‌های صعودی شرکت می‌کنند، تحقیقات پیوسته نشان می‌دهد که زنان این مقایسه‌ها را بیشتر انجام می‌دهند، اغلب برخلاف استانداردهای غیرواقعی بالا که در رسانه‌ها به تصویر کشیده می‌شود. قرار گرفتن در معرض تصاویر رسانه های اصلی زنان قدرتمند، موفق و لاغر اندام منجر به درونی شدن این تصویرها به عنوان ایده آل هنجاری برای جذابیت اجتماعی می شود.

شباهت های درک شده با الگوهای نقش رسانه های اجتماعی می تواند بر عزت نفس هر دو جنس تأثیر بگذارد. ادراک بیشتر از شباهت با یک الگو باعث افزایش عزت نفس می شود، در حالی که ادراک کمتر ممکن است آن را کاهش دهد. علاوه بر این، مقایسه اجتماعی با همسالان در این پلتفرم‌ها می‌تواند باعث ترحم یا رضایت از خود شود. این تمایل برای مقایسه اجتماعی همچنین می‌تواند به پدیده ترس از دست دادن (FoMO) و تعامل اجباری با رسانه‌های اجتماعی کمک کند.

اینستاگرام به یک پلتفرم رسانه اجتماعی برجسته تبدیل شده است، به ویژه در میان جمعیت‌شناسی جوان‌تر محبوب است. شیوع فزاینده آن نگرانی هایی را در مورد مضرات عاطفی بالقوه، مانند افزایش استرس، اضطراب، یا به خطر انداختن رفاه ایجاد کرده است. یک نظرسنجی آنلاین مقطعی در سال 2020 که در سنگاپور انجام شد به طور تجربی رابطه بین استفاده از اینستاگرام و اضطراب اجتماعی را بررسی کرد. این مطالعه نتیجه گرفت که استفاده از اینستاگرام به طور مستقیم اضطراب اجتماعی را تشدید نمی کند، بلکه به طور غیرمستقیم از طریق تأثیرات آن بر مقایسه اجتماعی و عزت نفس بر آن تأثیر می گذارد. تحقیقات در حال انجام برای درک کامل تأثیرات اساسی رسانه‌های اجتماعی بر امنیت عاطفی ضروری است، در نتیجه مربیان را قادر می‌سازد تا برنامه‌های مؤثرتری توسعه دهند که بهزیستی مثبت در عصر دیجیتال را تقویت می‌کند.

تحقیق در پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی، تأثیر متقابل بین سایت‌های شبکه‌های اجتماعی و مقایسه‌های صعودی کاربران را در هنگام مصرف محتوا بررسی کرده است. به طور خاص، یک مطالعه در سال 2021 در دانشگاه فلوریدا واکنش‌های احساسی دانشجویان به پست‌های اینستاگرام را بررسی کرد. شرکت‌کنندگان پس از قرار گرفتن در معرض این محتوا، ارزیابی‌های منفی بیشتری از خود و کاهش احساسات خود را گزارش کردند، واکنشی که محققان با نتایج عاطفی مقایسه اجتماعی رو به بالا مطابق با نظریه مقایسه اجتماعی توصیف کردند.

برنامه‌های ردیابی تناسب اندام نشان‌دهنده یکی دیگر از پلت‌فرم‌های رسانه‌ای نوظهور است. در سال 2018، محققان دانشگاه شانگهای جیائوتنگ و دانشگاه علم و فناوری چین شرقی رابطه بین این کاربردها و نظریه مقایسه اجتماعی را بررسی کردند. یافته‌های آنها نشان داد که کاربران این برنامه‌ها در معرض تأثیرات مقایسه اجتماعی رو به بالا هستند. به طور خاص، افرادی که با سایر کاربران برنامه مقایسه صعودی داشتند، تمایل کمتری برای ادامه استفاده از پلتفرم نشان دادند.

نوجوانان معمولاً هنگام مشاهده پست‌های رسانه‌های اجتماعی همسالان خود احساس بی‌کفایتی را تجربه می‌کنند که دستاوردهای مهم و دوستی‌های متعدد را برجسته می‌کند، که اغلب منجر به مقایسه‌های اجتماعی صعودی می‌شود. برعکس، وقتی نوجوانان پست‌های همسالانشان را با دوستان و دستاوردهای کمتری مشاهده می‌کنند، تمایل به مقایسه رو به پایین دارند. یک نظرسنجی طولی در سال 2019 که توسط آکادمی نیوپورت انجام شد، شامل 219 دانشجوی سال اول دانشگاه، بینش های قانع کننده ای را در مورد رابطه بین رسانه های اجتماعی و نظریه مقایسه اجتماعی نشان داد. محققان به این نتیجه رسیدند که انواع مختلف مقایسه رسانه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که برخی از مقایسه‌ها سودمندتر از سایرین هستند و به طور بالقوه بر رشد هویت یک نوجوان تأثیر می‌گذارند. در حالی که بسیاری از مقایسه ها می توانند درون نگری منفی و ناراحتی شخصی را القا کنند، برخی دیدگاه ها استدلال می کنند که مقایسه های خاص می تواند رفاه دیگران را افزایش دهد. وقتی نوجوانان توانمند شوند، می‌توانند دیدگاه‌های آسیب‌پذیر خود را بیان کنند و در نتیجه شکل‌گیری هویت را تقویت کنند. علاوه بر این، تحقیقات نشان می‌دهد که تأثیر والدین می‌تواند اثرات مضر مقایسه رسانه‌های اجتماعی را کاهش دهد، زیرا حمایت والدین و محبت بی‌قید و شرط ناراحتی مرتبط با مقایسه اجتماعی نوجوانان را کاهش می‌دهد.

تحقیق پویایی مقایسه اجتماعی در اینستاگرام، به ویژه در میان زنان را روشن کرده است. پیگیری "لایک" و نظرات به عنوان یک معیار قابل اندازه گیری برای ارزیابی تایید اجتماعی و جذابیت درک شده عمل می کند. حجم لایک‌هایی که یک پست جمع‌آوری می‌کند و ماهیت نظرات آن می‌تواند در موارد خاصی به عنوان بازتاب مستقیم ظاهر فیزیکی و جذابیت کلی یک فرد درونی شود. این کمی سازی اعتبار آنلاین، ارتباطات ملموس و گاهی مضر بین تعامل رسانه های اجتماعی و عزت نفس برقرار می کند. برای زنان، اینستاگرام اغلب به عنوان یک پلتفرم برای رقابت ضمنی عمل می‌کند، جایی که تعداد فالوورها، کیفیت زیبایی‌شناختی پست‌ها و معیارهای تعامل کلی به احساس جایگاه اجتماعی کمک می‌کند. فشار برای انطباق با استانداردهای زیبایی منتشر شده بر روی پلت فرم می تواند یک چرخه مداوم مقایسه را تداوم بخشد و بر ادراک خود و ارزش خود تأثیر بگذارد. علاوه بر این، تأکید بر تصاویر تنظیم‌شده و ویرایش‌شده در اینستاگرام می‌تواند درک تحریف‌شده‌ای از واقعیت را تقویت کند و زنان را به مقایسه زندگی روزمره خود با تصاویری که به‌دقت ساخته شده و فیلتر شده‌اند توسط دیگران، که ممکن است منجر به احساس بی‌کفایتی و تقویت ایده‌آل‌های زیبایی غیرواقعی شود، سوق دهد.

انتقادات

فرضیه شباهت فستینگر انتقادهای زیادی را برانگیخته است. دویچ و کراوس ادعا کردند که افراد اغلب به دنبال دیگران غیرمشابه برای مقایسه هستند، و اظهار داشتند که این عمل برای به دست آوردن خودشناسی ارزشمند بسیار مهم است، ادعایی که توسط تحقیقات تجربی پشتیبانی می شود. علاوه بر این، ابهام ابعاد اساسی شباهت را احاطه کرده است. Goethals و Darley متعاقباً نقش شباهت را روشن کردند و پیشنهاد کردند که افراد ترجیح می دهند خود را با کسانی که ویژگی های مشابهی مانند نظرات، ویژگی ها یا توانایی ها دارند مقایسه کنند تا اعتماد به نفس در قضاوت های ارزشی خود را تقویت کنند. با این حال، هنگام تأیید باورهای یک فرد، افراد تمایل دارند مقایسه با آنهایی را که در ویژگی‌های مرتبط با هم متفاوت هستند، ترجیح دهند.

مراجع

Miller, K. (2005). نظریه های ارتباطی: دیدگاه ها، فرآیندها و زمینه ها. نیویورک: مک گراو هیل.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

نظریه مقایسه اجتماعی چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره نظریه مقایسه اجتماعی، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

نظریه مقایسه اجتماعی چیست توضیح نظریه مقایسه اجتماعی مبانی نظریه مقایسه اجتماعی نوشته‌های سلامت سلامت به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • نظریه مقایسه اجتماعی چیست؟
  • نظریه مقایسه اجتماعی چه کاربردی دارد؟
  • چرا نظریه مقایسه اجتماعی مهم است؟
  • چه موضوعاتی با نظریه مقایسه اجتماعی مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو سلامت و تندرستی

در این بخش، مجموعه‌ای جامع از مقالات و پژوهش‌ها در زمینه سلامت جسم و روان را کاوش کنید. از مفاهیم پایه زیست‌شناسی و پزشکی گرفته تا پدیده‌های پیچیده روان‌شناختی و اجتماعی که بر تندرستی ما تأثیر می‌گذارند، همه را در اینجا

خانه بازگشت به بهداشت