TORIma Academy Logo TORIma Academy
آزمایش زندان استنفورد (Stanford prison experiment)
بهداشت

آزمایش زندان استنفورد (Stanford prison experiment)

TORIma آکادمی — روانشناسی اجتماعی

Stanford prison experiment

آزمایش زندان استنفورد (Stanford prison experiment)

آزمایش زندان استنفورد (SPE) که به آن آزمایش زندان زیمباردو (ZPE) نیز گفته می‌شود، یک آزمایش روان‌شناختی بحث‌برانگیز بود که در…

آزمایش زندان استنفورد (SPE) که به عنوان آزمایش زندان زیمباردو (ZPE) نیز شناخته می شود، یک مطالعه روانشناختی بحث برانگیز را تشکیل می دهد که در آگوست 1971 در دانشگاه استنفورد انجام شد. این آزمایش به عنوان شبیه‌سازی دو هفته‌ای محیط زندان با هدف بررسی تأثیر عوامل موقعیتی بر پاسخ‌ها و رفتار شرکت‌کنندگان در نظر گرفته شد. فیلیپ زیمباردو، استاد روانشناسی در دانشگاه استنفورد، تیم تحقیقاتی را که مسئولیت اجرای این مطالعه را بر عهده داشت، رهبری کرد. زیمباردو با تشخیص اینکه رفتار توهین آمیز شرکت کنندگان نگهبان نسبت به زندانیان به شدت تشدید شده است، آزمایش را پیش از موعد پایان داد.

آزمایش زندان استنفورد (SPE)، همچنین به عنوان آزمایش زندان زیمباردو (ZPE) شناخته می‌شود، یک آزمایش روان‌شناختی بحث‌برانگیز بود که در اوت ۱۹۷۱ در دانشگاه استنفورد انجام شد. این شبیه سازی دو هفته ای از محیط زندان طراحی شده بود که اثرات متغیرهای موقعیتی را بر واکنش ها و رفتارهای شرکت کنندگان بررسی می کرد. فیلیپ زیمباردو، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، تیم تحقیقاتی را که این مطالعه را انجام دادند، مدیریت کرد. زیمباردو پس از اینکه متوجه شد آزار شرکت‌کنندگان نگهبان از زندانیان بسیار فراتر رفته است، آزمایش را خیلی زود پایان داد.

استخدام برای این مطالعه شامل دعوت از دانش‌آموزان پسر از جامعه محلی از طریق آگهی‌های روزنامه، ارائه 15 دلار آمریکا (معادل 119.25 دلار در سال 2025 در شرکت در یک مطالعه روزانه در زندان) بود. پس از ارزیابی ثبات روانی، بیست و چهار شرکت‌کننده انتخاب شدند و سپس به‌طور تصادفی نقش زندانیان یا نگهبانان زندان را بر عهده گرفتند. اعتبار روش شناختی این رویه ها توسط منتقدان به چالش کشیده شده است. داوطلبانی که به عنوان "نگهبان" تعیین شده بودند، یونیفرم هایی دریافت کردند که به طور خاص برای ترویج فردیت زدایی طراحی شده بود و به آنها دستور داده شد که از فرار زندانیان جلوگیری کنند. این آزمایش رسما با دستگیری "زندانیان" توسط افسران پلیس واقعی پالو آلتو آغاز شد. در پنج روز بعد، آزار روانی زندانیان توسط "نگهبانان" به طور قابل توجهی تشدید شد. در نتیجه، او آزمایش را در روز ششم خاتمه داد.

این آزمایش به عنوان پارادایم تحقیقات روانشناختی غیراخلاقی مورد استناد و انتقاد قرار گرفته است. آسیبی که شرکت کنندگان در این مطالعه و سایر مطالعات پس از جنگ جهانی دوم متحمل شدند، دانشگاه های آمریکایی را بر آن داشت تا استانداردهای اخلاقی و فرآیندهای بازنگری سازمانی خود را برای افراد انسانی افزایش دهند، با هدف جلوگیری از آسیب های مشابه در آینده. علاوه بر این، سایر محققان در تکرار مطالعه با مشکلاتی مواجه شده‌اند، به‌ویژه تحت چنین محدودیت‌هایی.

برخی منتقدان این مطالعه را هم غیرعلمی و هم تقلبی توصیف کرده‌اند. به طور خاص، تیبو لو تکسیر نشان داده است که نگهبانان دستورالعمل‌های مستقیمی را برای نشان دادن رفتارهای خاص دریافت می‌کنند، بنابراین نتایج از پیش تعیین‌شده زیمباردو را تأیید می‌کند، که عمدتاً قبل از آزمایش فرمول‌بندی شده بود. زیمباردو اظهار داشت که مقاله Le Texier عمدتاً ad hominem بوده و داده‌های مرتبطی را که استدلال‌های متقابل او را رد می‌کنند، نادیده می‌گیرد. با این حال، شرکت کنندگان اصلی، که برای مستند نشنال جئوگرافیک مصاحبه شده اند آزمایش زندان استنفورد: باز کردن قفل حقیقت، تا حد زیادی ادعاهای متعددی را که توسط Le Texier مطرح شده است، تأیید کرده اند.

تامین مالی و روش

وب‌سایت رسمی فیلیپ زیمباردو هدف آزمایش را به شرح زیر بیان کرده است:

ما قصد داشتیم پیامدهای روانشناختی ایفای نقش یک زندانی یا یک نگهبان زندان را بررسی کنیم. برای دستیابی به این هدف، ما یک محیط زندان شبیه سازی شده ایجاد کردیم و به طور دقیق تأثیر این موسسه را بر رفتار همه افراد در محدوده آن مستند کردیم.

مقاله ای در سال 1996 که توسط سرویس خبری استانفورد منتشر شد، شرح جامع تری از هدف آزمایش ارائه کرد:

انگيزه اصلي زيمباردو براي انجام آزمايش، بررسي تاثير نقش ها، مقررات، نمادها، هويت گروهي و اعتبار وضعيتي رفتاري بود كه معمولاً براي افراد عادي منفور بود. "چند سالی بود که در مورد فردیت زدایی، خرابکاری و غیرانسانی سازی تحقیق می کردم، که نشان می داد با قرار دادن آنها در زمینه هایی که احساس ناشناس بودن می کردند، یا می توانستند دیگران را به گونه ای درک کنند که انسانیت آنها را کاهش می دهد، با آنها به عنوان دشمنان یا مخالفان رفتارهای ضد اجتماعی مردم عادی وادار به ارتکاب اعمال ضد اجتماعی شوند." 1996.

دفتر تحقیقات نیروی دریایی ایالات متحده بودجه ای برای این مطالعه فراهم کرد که هدف آن درک رفتار ضد اجتماعی بود. هم نیروی دریایی ایالات متحده و هم نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده به دنبال بررسی درگیری های رخ داده بین نگهبانان نظامی و زندانیان بودند.

انتشار

یافته‌های پژوهش ابتدا در مرورهای تحقیقات دریایی، ژورنال بین‌المللی جرم‌شناسی و مجازات‌شناسی (IJCP)، و مجله نیویورک تایمز، قبل از انتشار در روان‌شناس آمریکایی و سایر ژورنال‌های دانشگاهی با داوری منتشر شد. دیوید آمودیو، مربی روانشناسی وابسته به دانشگاه نیویورک و آمستردام، از مطالعه زیمباردو انتقاد کرد و اظهار داشت که انتشار اولیه آن در یک "ژورنال مبهم" نشان دهنده شکست زیمباردو در متقاعد کردن سایر روانشناسان در مورد اعتبار و پایایی مطالعه است. این توالی از انتشارات، قبل از یک مجله علمی با داوری همتا، انحراف از شیوه های انتشار علمی شناخته شده تلقی می شد.

زیمباردو اظهار داشت که توافقنامه کمک هزینه با دفتر تحقیقات نیروی دریایی، الزامی برای انتشار داده ها در مجله آنها، Naval Research Reviews را تصریح کرده است. او همچنین نشان داد که ژورنال بین‌المللی جرم‌شناسی و مجازات‌شناسی از او دعوت کرد تا مقاله‌ای در مورد مطالعه‌اش داشته باشد، و او متعاقباً مقاله‌ای را برای مجله نیویورک تایمز نوشت تا به مخاطبان گسترده‌ای برسد. وی خاطرنشان کرد که مقاله همچنان برای چاپ باید استانداردهای دقیق روانشناس آمریکایی، مجله رسمی انجمن روانشناسی آمریکا را رعایت کند. پس از ظهور آن در روانشناس آمریکایی، این یافته ها در سایر مجلات و متون دانشگاهی با داوری همتایان نیز منتشر شد.

آماده سازی

استخدام و انتخاب

پس از تایید دانشگاه برای آزمایش، شرکت کنندگان در مطالعه در آگوست 1971 از طریق آگهی درج شده در بخش "کمک مورد نیاز" روزنامه های پالو آلتو تایمز و استنفورد دیلی استخدام شدند:

آگهی دانشجویان مرد کالج را برای یک مطالعه روانشناختی در مورد زندگی زندان جستجو می‌کرد، که ۱۵ دلار در روز برای شرکت در طول ۱ تا ۲ هفته، از ۱۴ اوت شروع می‌شود. افراد علاقه‌مند برای اطلاعات بیشتر و روش‌های درخواست به اتاق ۲۴۸، سالن جردن، دانشگاه استنفورد هدایت شدند.

از بین 75 متقاضی، 24 نفر برای شرکت در شبیه سازی دو هفته ای زندان پس از ارزیابی های غربالگری جامع و مصاحبه انتخاب شدند. شرکت کنندگان انتخاب شده عمدتا سفیدپوست، طبقه متوسط ​​بودند و ثبات روانی و سلامت خوبی از خود نشان دادند. فرآیند گزینش عمداً افراد دارای سوابق کیفری، اختلالات روانی، یا شرایط پزشکی از قبل موجود را حذف کرد.

شرکت‌کنندگان به‌طور تصادفی در نقش نگهبان (نه نفر اولیه، سه نفر جایگزین) یا زندانی (نه نفر اولیه، سه نفر جایگزین) تعیین شدند. آنها با یک دوره مشارکت 7 تا 14 روزه موافقت کردند که با پرداخت 15 دلار در روز (تقریباً 116.18 دلار در سال 2025) جبران می شود.

محیط زندان

در روز قبل از آزمایش، سلول‌های ساختگی زندان به گونه‌ای پیکربندی شدند که هر کدام سه زندانی را در خود جای دهند. این چیدمان شامل یک راهرو کوچک به عنوان حیاط زندان، یک کمد برای سلول انفرادی، و یک اتاق بزرگتر واقع در مقابل سلول های زندانی بود که برای نگهبانان و نگهبان در نظر گرفته شده بود.

این آزمایش در یک بخش 35 فوتی (11 متری) از زیرزمین در سالن جردن، ساختمان روانشناسی استنفورد انجام شد. زندان شبیه سازی شده دارای دو دیوار ساخته شده بود: یکی در ورودی و دیگری در دیوار سلول، که برای جلوگیری از مشاهده خارجی طراحی شده بود. هر سلول، به ابعاد 7 فوت × 10 فوت (2.1 متر × 3.0 متر)، فاقد روشنایی بود، برای اسکان سه زندانی طراحی شده بود و شامل یک تخت (با تشک، ملحفه و بالش) برای هر یک از ساکنان بود. زندانیان تا پایان مطالعه به طور مداوم در سلول و حیاط محبوس بودند. برعکس، نگهبانان در محیطی مجزا و جدا از زندانیان عمل می کردند. آنها به مناطق تعیین شده برای استراحت و استراحت دسترسی داشتند، در تیم های سه نفره برای شیفت های هشت ساعته کار می کردند و نیازی به ماندن در محل بعد از شیفت نداشتند.

نقش

زیمباردو نقش سرپرست را بر عهده گرفت، در حالی که دیوید جافه، یک دستیار تحقیقاتی در مقطع کارشناسی، به عنوان سرپرست خدمت می کرد.

در سال 2017، ضبط های دیجیتالی قابل دسترسی در وب سایت رسمی SPE بحث های قابل توجهی را به همراه داشت، به ویژه یکی از مواردی که سرپرست دیوید جافه تلاش کرد تا بر رفتار محافظه کار تأثیر بگذارد، "به دلیل افزایش مشارکت و افزایش مشارکت" ظاهراً به نفع آزمایش است.

جهت

قبل از شروع آزمایش، محققان جهت گیری را برای نگهبانان انجام دادند و به آنها دستور دادند که نظم را بدون متوسل شدن به آسیب فیزیکی یا محرومیت از غذا و نوشیدنی برای زندانیان حفظ کنند. برای ایجاد اقتدار و ترویج فردیت زدایی، نگهبانان به باتوم های چوبی، یونیفرم هایی شبیه لباس های نگهبانان واقعی زندان (پیراهن ها و شلوارهای خاکی که از یک فروشگاه مازاد نظامی تهیه می شد) و عینک های آفتابی آینه ای طراحی شده بودند که برای جلوگیری از تماس چشمی و تقویت ناشناس طراحی شده بودند.

ضبط های آزمایشی نشان می دهد که به جای آن، اطلاعات ضبط شده آزمایشی نشان می دهد که در عوض، تعداد مخاطبان زندانبان توسط زندانبان به عنوان یک شماره در نظر گرفته شده است. فردیت زندانیان را از بین ببرد. در نتیجه، زندانیان که فقدان کنترل کامل را تجربه می‌کردند، کمترین نفوذ خود را بر شرایط خود تشخیص دادند که منجر به توقف مقاومت و در نهایت استعفا شد.

زیمباردو تصریح کرده است که جهت‌گیری‌های استاندارد سیستم زندان معمولاً به نگهبانان دستور می‌دهد که بر زندانیان تسلط داشته باشند. علاوه بر این، زیمباردو ادعا می‌کند که همکار او صراحتاً به نگهبانان دستور داده است که از آسیب فیزیکی خودداری کنند، در حالی که به طور همزمان اطمینان می‌دهد که زندانیان محیط خود را به عنوان یک مرکز اصلاحی معتبر درک می‌کنند.

دستورالعمل برای افرادی که در شبیه سازی زندان نقش ایفا می کنند، "محکم" و "در حال عمل" هستند، به طور قابل توجهی کمتر از فشارهایی است که توسط نگهبانان واقعی و افسران مافوق در زمینه های واقعی زندان و نظامی، که در آن نگهبانانی که به طور کامل به خطرات انضباطی

، محکومیت های انضباطی یا محکومیت ها پایبند نیستند.

نقدهای مربوط به اعتبار علمی

در سال 1975، علی بانوعزیزی و سیامک موحدی بیان کردند که رفتار شرکت کنندگان در آزمایش زندان استنفورد (SPE) به جای خود محیط زندان شبیه سازی شده، از ویژگی های تقاضا ناشی می شود، و اظهار داشتند که هیچ تعریف منحصر به فردی از رفتار زندانیان وجود ندارد و شرکت کنندگان صرفاً نقش های تعیین شده خود را انجام می دهند. آگاهی از مشاهده شدن (اثر هاثورن) ممکن است بر اقدامات شرکت کنندگان نیز تأثیر بگذارد. به طور خاص، نگهبانان به طور بالقوه پرخاشگری بیشتری را در زمانی که ناظران ناظر مداخله نمی کردند، نشان دادند. روانشناس پیتر گری در سال 2012 از این مطالعه برای ویژگی‌های تقاضا انتقاد کرد و اظهار داشت که شرکت‌کنندگان در آزمایش‌های روان‌شناختی تمایل دارند با انتظارات محققین درک شده مطابقت داشته باشند، و در زمینه SPE، "نظرات کلیشه‌ای خود را در مورد آنچه زندانیان و نگهبانان انجام می‌دهند به نمایش بگذارند." آگهی های استخدام برای SPE به صراحت به دنبال شرکت کنندگان برای مطالعه در مورد زندگی در زندان بود. کارناهان و مک فارلند ادعا کردند که افرادی که برای SPE داوطلب شده‌اند به احتمال زیاد دارای ویژگی‌های از قبل موجود مانند سوء استفاده، پرخاشگری، اقتدارگرایی، ماکیاولیسم، جهت‌گیری سلطه اجتماعی و خودشیفتگی هستند. علاوه بر این، همدلی و نوع دوستی کم تمایل به عنوان شاخص های بالقوه برای داوطلبان شناسایی شد.

در سال 2018، محقق فرانسوی تیبو لو تکسیر، در کتاب خود Histoire d'un Mensonge (تاریخ یک دروغ)، اعتبار علمی و شایستگی علمی SPE را به چالش کشید. او در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۹ توسط APA منتشر شد، این انتقادات را توضیح داد. لو تکسیر ادعاهای خود را با شهادت شرکت کنندگانی که به عنوان نگهبان منصوب شده اند، اثبات می کند و ادعا می کند که سادیسم و ​​تسلیم مشاهده شده در SPE مستقیماً از دستورات زیمباردو به نگهبانان و اشتیاق آنها برای جلب رضایت محققان ناشی می شود. به طور خاص، او نشان داد که به نگهبانان به صراحت دستور داده شده است تا به روش‌های خاصی برای تأیید نتایج زیمباردو، که عمدتاً قبل از آزمایش فرمول‌بندی شده بودند، رفتار کنند. با این حال زیمباردو و همکارانش معتقدند که انتقادات لو تکسیر اساساً به صورت ad hominem است و داده‌های موجود را که استدلال‌های مخالف او را رد می‌کند نادیده می‌گیرد.

در سال 2020، مورخ هلندی، روتگر برگمن ماهیت مشکوک این آزمایش را تأیید کرد و اظهار داشت که نگهبان‌ها تشویق شده‌اند که تجاوز به زندانیان را نشان دهند. او در کتاب خود، انسان: تاریخ امیدوار کننده، اظهار می کند که در آزمایش های مشابه، محققان عمداً خصومت بین گروه ها را تقویت کردند و متعاقباً نتایج را تفسیر کردند تا با تصورات از پیش تعیین شده خود هماهنگ شوند.

دیوید اشلمن، یک نگهبان شرکت‌کننده، اعتراف کرد که سابقه تئاتری‌اش نقش او را تسهیل می‌کرد و او را به ابداع روش‌های بدیع برای تحقیر زندانیان، مانند آموزش به زندانیان برای شبیه‌سازی لواط در یک شیفت، سوق داد. زیمباردو با این ادعا مخالفت کرد و خاطرنشان کرد که سایر نگهبانان رفتارهای مشابهی از خود نشان دادند یا با اشلمن در بدرفتاری با زندانیان همکاری داشتند. اگرچه طبق گزارش ها، یکی از نگهبانان، اشلمن، رفتار خود را بر اساس یک شخصیت فیلم الگوبرداری کرد (همذات پنداری با نگهبان در دست باحال لوک)، این ویژگی سایر نگهبانان نبود. علاوه بر این، نگهبانانی که به شیفت های مختلف از اشلمن منصوب شده بودند، اعمال مشابهی از خشونت عاطفی و روانی را مرتکب شدند. زیمباردو علاوه بر این ادعا کرد که اقدامات نگهبانان شرکت کننده منعکس کننده جنایات زندان در دنیای واقعی و رفتار سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب است. پس از SPE، اکثر نگهبانان تأیید کردند که اقدامات آنها عمدی بوده است.

مطالعه زندان بی‌بی‌سی نقش حیاتی رهبری دستوری را برجسته می‌کند، که نمونه‌ای از توضیحات زیمباردو به نگهبانان در آزمایش استنفورد، در پرورش رفتار ظالمانه است.

نقش کارلو پرسکات به عنوان مشاور زندان

در سال 2005، کارلو پرسکات مقاله‌ای در استنفورد دیلی نوشت و اظهار داشت که تاکتیک‌های متضاد به کار گرفته شده توسط نگهبانان تجربیات شخصی او را در دوران حبسش در سن کوئنتین تکرار می‌کند. او قبلاً این تاکتیک ها را قبل از شروع آزمایش برای محققان شرح داده بود. پرسکات ادعا کرد که شرکت کنندگان، فاقد تجربه قبلی به عنوان نگهبان زندان، نمی توانستند بدون دستورالعمل صریح در مورد اقدامات خاصی که باید انجام شود، چنین رفتارهایی انجام دهند.

زیمباردو، با این حال، اظهار داشت که مقاله توسط پرسکات نوشته نشده است، بلکه توسط فیلمنامه نویس و تهیه کننده مایکل لازارو، که حقوق ناموفقی برای فیلم SPE داشته است، نوشته شده است. زیمباردو استدلال کرد که سبک نگارش پرسکات معمولاً قانونی نیست و به سوابق تلفنی و ایمیل‌هایی اشاره کرد که بنا بر گزارش‌ها توسط برت ایموری به دست آمده بود، که در آن سازنده فیلم SPE ظاهراً تأیید کرد که پرسکات نویسنده آن نیست.

کرونولوژی رویدادها

شنبه، 14 اوت: مرحله مقدماتی

سلول‌های زندان شبیه‌سازی‌شده ایجاد شدند و شرکت‌کنندگانی که به‌عنوان نگهبان تعیین شده بودند، جهت‌گیری، دریافت جلسات توجیهی و یونیفورم را انجام دادند.

یکشنبه، 15 اوت: شروع آزمایش

شرکت‌کنندگانی که به نقش‌های زندانی اختصاص یافته بودند توسط افسران پلیس محلی پالو آلتو در محل سکونت یا مکان‌های تعیین‌شده‌شان دستگیر شدند. محققان عمداً اطلاعات مربوط به دستگیری‌های قریب‌الوقوع را پنهان کردند و هدفشان یک عنصر غافلگیرکننده بود. این نقض دستورالعمل‌های اخلاقی است که در قرارداد خود زیمباردو که همه شرکت‌کنندگان قبلاً آن را امضا کرده بودند. این دستگیری‌ها شامل اتهام سرقت مسلحانه و سرقت منطبق با کدهای جزایی 211 و 459 بود. اداره پلیس پالو آلتو با تیم زیمباردو همکاری کرد، دستگیری‌های شبیه‌سازی شده و اجرای روش‌های رزرو جامع برای زندانیان در مقر پلیس شهر پالو آلتو، شامل گرفتن عکس از میراندا، و احقاق حقوق اثر انگشت، جنگ با اثر انگشت میراندا. یک خبرنگار از یک ایستگاه تلویزیونی محلی در سانفرانسیسکو این روند را از وسیله نقلیه زیمباردو به صورت ویدئویی مستند کرد. همزمان، سه نگهبان برای ورود زندانیان آماده شدند. در ادامه، زندانیان با آژیرهای ناله از کلانتری به زندان شبیه سازی شده منتقل شدند. در «زندان شهرستان استنفورد»، آنها تحت بازرسی سیستماتیک نواری قرار گرفتند و هویت‌های جدیدی از جمله شماره شناسایی زندانیان و لباس‌های فرم به آنها اختصاص داده شد.

زندانیان با لباس‌های نامناسب و نامناسب بدون لباس زیر، کلاه‌های جوراب‌دار و زنجیری که به یک مچ پا بسته شده بود، پوشیده بودند. نگهبانان دستوراتی دریافت کردند که زندانیان را صرفاً با شماره های تعیین شده، که بر روی لباس هایشان دوخته شده بود، خطاب کنند، نه با نام، عملی که هدف از آن غیرانسانی کردن زندانیان بود. سپس سرپرست زندانیان را احوالپرسی کرد و بر شدت جرایم ادعایی آنها و وضعیت تازه تحمیل شده آنها به عنوان زندانی تأکید کرد. پس از ارائه مقررات زندان، زندانیان برای باقیمانده روز اول آزمایش به سلول های خود هدایت شدند.

دوشنبه، 16 آگوست: روز دوم

نگهبانان به طور مداوم به زندانیان با شماره شناسایی خود مراجعه می کردند و آنها را به سلول های محصور خود محدود می کردند. در ساعت 2:30 بامداد، زندانیان با مقاومت در برابر زنگ های بیدارباش نگهبانان که شامل سوت و به صدا در آمدن باتوم بود، دست به شورش زدند. زندانیان از خروج از سلول خود برای صرف غذا در حیاط امتناع می‌ورزیدند، به زور برچسب‌های شناسایی خود را برداشتند، کلاه‌های جوراب خود را دور انداختند و به نگهبان‌ها توهین کلامی کردند.

در پاسخ، نگهبانان برای بازگرداندن نظم، کپسول های آتش نشانی را علیه زندانیان مستقر کردند. سه نگهبان پشتیبان احضار شدند تا در بازپس گیری کنترل تأسیسات کمک کنند. متعاقباً، نگهبانان لباس‌های تمام زندانیان را از تن بیرون کردند، تشک‌ها را برداشتند و محرک‌های اولیه را در یک واحد بازداشت ویژه محبوس کردند. آنها از تاکتیک های جنگ روانی برای جلوگیری از هرگونه شورش بیشتر استفاده کردند. یکی از نگهبانان به دیگری گفت: "اینها زندانیان خطرناکی هستند."

سه شنبه، 17 اوت: روز 3

برای کاهش سرپیچی‌های بعدی، نگهبانان استراتژی جداسازی و پاداش دادن به زندانیانی را که فقط نقش حاشیه‌ای در شورش نشان داده بودند، اجرا کردند. این سه نفر به یک سلول "خوب" منتقل شدند، جایی که لباس، تخت و غذا دریافت کردند، امکاناتی که برای عموم زندانیان محروم بود. پس از تقریباً 12 ساعت، آنها به سلول‌های اصلی و بدون تخت خود بازگردانده شدند.

به نگهبانان اجازه داده شد که از اختیارات خود با سوءاستفاده استفاده کنند و زندانیان را در معرض تحقیر قرار دهند. آنها به طور خودسرانه زندانیان را مجبور به شمارش و انجام حرکات فشاری کردند، دسترسی به حمام را محدود کردند، و آنها را مجبور کردند تا خود را در سطل های درون سلولشان راحت کنند.

زندانی 8612

داگلاس کورپی، که به عنوان زندانی 8612 تعیین شد، اولین شرکت کننده ای شد که از آزمایش کنار رفت. پس از 36 ساعت، او یک ناراحتی روانی شدید نشان داد و فریاد زد: "عیسی مسیح، من دارم از درون می سوزم" و "نمی توانم یک شب دیگر را تحمل کنم! فقط نمی توانم دیگر تحمل کنم!" کریگ هانی، دستیار پژوهشی که شاهد رنج او بود، اجازه آزادی کورپی را صادر کرد.

در سال 1992 در مستند خشم آرام، کورپی ادعا کرد که آزمایش زندان عمیقاً بر او تأثیر گذاشته و او را به دنبال حرفه روان‌شناس زندان سوق داد. با این حال، در مصاحبه ای در سال 2017، کورپی اظهار داشت که شکست او شبیه سازی شده است، تاکتیکی برای آزادی او و از سرگیری تحصیل برای آزمون فارغ التحصیلی. او ابتدا بر این باور بود که می تواند در «زندان» درس بخواند، اما «کارکنان زندان» آن را ممنوع کردند. کورپی از اینکه در آن زمان یک اتهام کاذب حبس را ارائه نکرده بود ابراز تاسف کرد.

زیمباردو در سال 2018 به این انتقادات پرداخت. او اظهار داشت که علیرغم بررسی های اخلاقی کلی آزمایش، مجبور شد شکست کورپی را واقعی بپذیرد و زندانی را آزاد کند. علاوه بر این، زیمباردو ادعا کرد که مصاحبه کورپی در سال 2017 حاوی دروغ است.

چهارشنبه، 18 اوت: روز 4

با رعایت استراتژی نگهبانان برای طبقه بندی زندانیان بر اساس تبعیت یا سرپیچی آنها، زندانیان شروع به جدایی از یکدیگر کردند. اغتشاشگران به سایر زندانیان مظنون بودند که مخبر هستند و بالعکس. سایر زندانیان، شورشیان را تهدیدی برای نظم مستقر می‌دانستند، به‌ویژه هنگامی که شورشیان به دنبال بازگرداندن تخت‌خواب و لباس‌های خود بودند.

زندانی 819

"زندانی 819" شروع به نشان دادن علائم ناراحتی روانی حاد کرد و در سلول خود گریه کرد. کشیشی معرفی شد تا با او صحبت کند، اما مرد جوان نپذیرفت و به جای آن از پزشک درخواست کرد. زیمباردو با شنیدن گریه های او به او از هویت واقعی خود اطمینان داد و او را از آزمایش حذف کرد. در حالی که "زندانی 819" با زیمباردو صحبت می کرد، نگهبانان زندانیان باقی مانده را با صدای بلند و مکرر تحریک کردند که "819 کار بدی انجام داد." «زندانی 819» با شنیدن این اتهامات دچار فروپاشی عاطفی عظیمی شد. زیمباردو متعاقباً او را آزاد کرد و پاداش او را ارائه کرد.

پنجشنبه، 19 اوت: روز 5

این روز برای ملاقات دوستان و خانواده زندانیان با هدف تکرار جنبه‌های یک محیط اصلاحی واقعی تعیین شده است.

زیمباردو و نگهبانان دوره‌های انتظار طولانی‌تری را برای بازدیدکنندگانی که به دنبال دیدن عزیزانشان بودند، تحمیل کردند. هر زندانی فقط به مدت 10 دقیقه فقط اجازه ملاقات با دو نفر را داشت که تحت نظارت مستمر گارد بود. والدین از وضعیت رفاهی و تغذیه پسرانشان ابراز نگرانی کردند. برخی از والدین به قصد تماس با مشاور حقوقی برای اطمینان از آزادی زودهنگام فرزندانشان ترک کردند.

همزمان، همکار زیمباردو، گوردون اچ. بوور، بازرسی از آزمایش را انجام داد و در مورد متغیر مستقل مطالعه جویا شد. کریستینا ماسلاچ نیز عصر همان روز از زندان شبیه سازی شده بازدید کرد و با مشاهده بدرفتاری نگهبانان با زندانیان، از جمله مجبور کردن آنها به پوشاندن سر، مضطرب شد. او با زیمباردو در مورد نظارت اخلاقی ناکافی او و پیامدهای اخلاقی مطالعه مواجه شد. در نهایت، او بیان کرد که فرض زیمباردو برای نقش سرپرست، او را به شخصیتی غیرقابل تشخیص و اعتراض تبدیل کرده است. این چالش مستقیم، همراه با نگرانی‌های مشابه سایر محققان مانند کرتیس بانکز، زیمباردو را مجبور کرد تا SPE را در روز بعد خاتمه دهد.

جمعه، 20 اوت: روز 6

زیمباردو به دلیل مخالفت‌های اخلاقی ماسلاخ، نگرانی‌های والدین، و خشونت فزاینده ای که توسط نگهبانان به نمایش گذاشته شد، مطالعه را در روز ششم خود به پایان رساند. زیمباردو شرکت کنندگان - متشکل از نگهبانان، زندانیان و محققان - را گرد هم آورد تا پایان آزمایش را اعلام کند و برای شش روز مشارکت آنها غرامت ترتیب دهد. متعاقباً، زیمباردو چندین ساعت جلسات توجیهی آگاهانه را در ابتدا با زندانیان، سپس با نگهبانان و در نهایت با همه شرکت‌کنندگان به صورت جمعی برای تسهیل در اشتراک‌گذاری تجربیاتشان برگزار کرد. پس از این، از شرکت کنندگان درخواست شد تا یک حساب کاربری گذشته نگر شخصی را تکمیل و ارسال کنند. در نهایت، همه شرکت‌کنندگان دعوت‌نامه‌ای دریافت کردند تا یک هفته بعد دوباره گرد هم آیند تا دیدگاه‌ها و پاسخ‌های احساسی خود را مورد بحث قرار دهند.

جوئل ای. دیمزدیل در مصاحبه‌ای از فیلیپ زیمباردو در سال 1997 نقل می‌کند که کمتر تبلیغاتی داشت: "بیش از 50 نفر این مطالعه را در حال انجام مشاهده کردند و هیچ‌یک مخالفتی نداشتند". ("آناتومی بدخواهی: معمای جنایتکاران جنگ نازی"، فصل 12، بدخواهی کاملاً متفاوت است: برخورد با "دیگری".

متعاقباً، زیرساخت فیزیکی زندان استانفورد شبیه سازی شده برچیده شد و از سالن جردن برداشته شد و به دانشجویان فارغ التحصیل اجازه می داد تا فضا را در زیرزمین اصلی خود به عنوان محل کار فارغ التحصیل کنند. تیم تحقیقاتی دانشجوی فارغ التحصیل او، کریگ هانی و کرتیس بانک، گردآوری منابع داده های متنوعی را آغاز کردند که این داده ها پایه و اساس چندین مقاله آتی با جزئیات آزمایش آنها و بررسی جامع بعدی زیمباردو از SPE است که در اثر لوسیفر (2007) منتشر شده است.

تفسیر و تکرارپذیری نتایج

تفسیر زیمباردو از SPE بیان می‌کند که محیط زندان شبیه‌سازی شده، به جای ویژگی‌های شخصیتی ذاتی فردی، در درجه اول بر رفتار شرکت‌کنندگان تأثیر می‌گذارد. این انتساب موقعیتی، یافته‌های SPE را با یافته‌های آزمایش میلگرام همسو می‌کند، که در آن شرکت‌کنندگان از دستورات برای ارسال شوک‌های الکتریکی به ظاهر خطرناک و بالقوه کشنده به یک متحد اطاعت کردند. برعکس، برخی از محققان پیشنهاد کرده‌اند که رفتار پرخاشگرانه نگهبان‌ها به جای انطباق صرف با موقعیت، از تشویق محقق ناشی می‌شود.

نتیجه‌گیری و مشاهدات آزمایش‌کنندگان عمدتاً ذهنی و حکایتی بود و تکرار دقیق توسط محققان دیگر را عملاً غیرممکن کرد. در سال 1973، اریش فروم ادعا کرد که با توجه به اینکه فقط یک سوم نگهبانان رفتارهای سادیستی از خود نشان دادند، SPE با دقت بیشتری محدودیت های تأثیر موقعیتی بر رفتار فردی را نشان می دهد. فروم اظهار داشت که نتایج آزمایش حاوی تعمیماتی است و معتقد است که شخصیت فرد به طور قابل توجهی بر رفتار در یک محیط سرطانی تأثیر می گذارد. این دیدگاه مستقیماً با نتیجه اولیه مطالعه که محیط زندان ذاتاً رفتار فردی را دیکته می کند، در تضاد بود. علاوه بر این، فروم استدلال کرد که روش‌های غربالگری شرکت‌کنندگان برای ارزیابی میزان سادیسم در بین آزمودنی‌ها ناکافی است.

به‌علاوه، این آزمایش به عنوان یک مورد گویا برای نظریه ناهماهنگی شناختی و پویایی قدرت مقتدر عمل کرده است.

مطالعه زندان بی بی سی

در سال 2002، روانشناسان الکس هاسلم و استیو ریچر مطالعه زندان بی بی سی را برای بررسی مفاهیم استبداد و مقاومت زیمباردو انجام دادند و متعاقباً یافته های خود را در سال 2006 منتشر کردند. آزمایش.

مشابه آزمایش زندان استنفورد (SPE)، این مطالعه یک محیط زندان موقت و شرکت کنندگان منحصراً مرد را نشان داد. با این حال، با انحراف از روش استخدام SPE، هاسلم و رایچر تحقیقات خود را به عنوان یک آزمایش علوم اجتماعی تحت حمایت دانشگاه که برای پخش تلویزیونی در نظر گرفته شده بود، ترویج کردند. نگهبانان هیچ دستورالعمل رفتاری صریحی دریافت نکردند و وظیفه آنها صرفاً طراحی استراتژی های مدیریت زندان بود. زندانیان موظف به تکمیل پرسشنامه روزانه بودند. همه شرکت‌کنندگان، اعم از زندانیان و نگهبانان، به میکروفون روی لباس‌های خود مجهز بودند و فعالیت‌های آن‌ها به‌طور مداوم توسط دوربین‌ها نظارت می‌شد.

یافته‌ها و نتیجه‌گیری‌های بعدی از این مطالعه به‌طور قابل‌توجهی با زیمباردو تفاوت داشت، و منجر به انتشارات متعددی شد که به موضوعات استبداد، استرس روانی، و پویایی‌های رهبری پرداختند. این نتایج در مجلات برجسته دانشگاهی، از جمله ژورنال روانشناسی اجتماعی بریتانیا، ژورنال روانشناسی کاربردی، فصلنامه روانشناسی اجتماعی، و مرور شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شد. در حال حاضر، مطالعه زندان بی بی سی به عنوان یک جزء اساسی در برنامه درسی OCR روانشناسی سطح A انگلستان ادغام شده است.

اگرچه روش شناسی هاسلم و رایچر تکرار مستقیم آزمایش زیمباردو نبود، تحقیقات آنها شک و تردید بیشتری را در مورد کاربرد جهانی نتایج او ایجاد کرد. به ویژه، این فرض را به چالش کشید که افراد به طور منفعلانه نقش های تعیین شده را اتخاذ می کنند. علاوه بر این، تحقیقات آنها تأثیر حیاتی رهبری را در پرورش رفتارهای ظالمانه نشان داد، که نمونه آن رفتار زیمباردو در طی جلسات توجیهی نگهبانان در آزمایش استنفورد بود.

در ابتدا، زیمباردو مطالعه هاسلم و رایچر را به عنوان یک برنامه تلویزیونی واقعیت توصیف کرد، و اظهار داشت که هم زندانیان و هم زندانبانان از تلویزیون به نقش نگهبانی می‌پردازند. بینندگان او به شباهت‌های مشخصی با نمایش‌های واقعیت اشاره کرد، مانند ارائه اعتراف‌گیری برای زندانیان برای بیان احساسات خود و گنجاندن عناصر رقابتی. علی‌رغم این تفاوت‌ها، زیمباردو اظهار داشت که نتایج مطالعه بی‌بی‌سی نتایج او را تأیید می‌کند، به‌ویژه در مورد تأثیر موقعیتی بر شرکت‌کنندگان. در سال 2018، زیمباردو، رایچر و هاسلم به طور مشترک بیانیه ای را منتشر کردند که اعتبار هر دو آزمایش را تأیید کردند. آنها همچنین موافق بودند که رفتارهای مشاهده شده در همه شرکت کنندگان ممکن است از عواملی فراتر از تأثیر موقعیتی صرف نشات گرفته باشد. آنها از ادامه تحقیقات در مورد رفتارهای مضر حمایت کردند و بر ماهیت منحصر به فرد مطالعات خود و لزوم تکرار برای ایجاد قابلیت اطمینان و اهمیت تأکید کردند.

تاثیر پایدار

یک پیامد مثبت قابل توجه این مطالعه، تأثیر تغییردهنده آن بر شیوه های اصلاحی در ایالات متحده است. به عنوان مثال، سیاست‌های بازداشت پیش از محاکمه اکنون اسکان نوجوانان متهم به جرایم فدرال با زندانیان بزرگسال را ممنوع می‌کند، و خطر خشونت علیه خردسالان را کاهش می‌دهد.

در سال 1971، زیمباردو بیانیه‌ای رسمی با جزئیات یافته‌های آزمایش به کمیته قضایی مجلس نمایندگان ایالات متحده ارائه کرد.

قیاس با ابوغریب

زیمباردو پس از افشای عمومی حوادث شکنجه و آزار زندانیان در زندان ابوغریب عراق در مارس 2004، به تشابهات قابل توجهی با یافته های تجربی خود اشاره کرد. او در رابطه با تمایل سخنگویان رسمی نظامی و دولتی به نسبت دادن جنایات در زندان نظامی آمریکا به «چند سیب بد» ابراز ناامیدی عمیق کرد و از این طریق مسائل سیستمی بالقوه ذاتی در چارچوب ساختار رسمی حبس نظامی را نادیده گرفت. متعاقباً از زیمباردو نقل شد که اظهار داشت: "من استدلال می‌کنم که همه ما ظرفیت عشق و شر را داریم - مادر ترزا باشیم، هیتلر باشیم یا صدام حسین. این وضعیت است که آن را آشکار می‌کند."

سپس، زیمباردو به تیم دفاع حقوقی به نمایندگی از گروهبان زندانی Frederaick، گروهبان ایوان "فردریچ" پیوست. او دسترسی نامحدودی به تمام اسناد تحقیقاتی و پیشینه‌ای داشت و در دادگاه نظامی فردریک شهادت‌های کارشناسی ارائه کرد. روند رسیدگی در سال 2004 با محکومیت هشت سال زندان فردریک به پایان رسید.

زیمباردو با استفاده از دخالت خود در پرونده فردریک، کتاب اثر لوسیفر: درک اینکه چگونه افراد خوب بد می شوند را تالیف کرد که به بررسی اشتراکات موضوعی بین استنفورد Prison Experiment و آزار و اذیت او در زندان استنفورد می پردازد.

تصویرهای فرهنگی

کارلو توزی، فیلمساز ایتالیایی، اولین کارگردانی بود که در سال 1977، فیلم تلویزیونی La gabbia ("قفس") را برای Rai visions originalo envoluariii 1977 به روایت فیلم اقتباس کرد. بیست جوان از پیشینه‌های اجتماعی مختلف، به‌طور تصادفی نقش‌هایی را به‌عنوان «نگهبان» و «زندانی» اختصاص دادند و وظیفه داشتند در طرف مقابل دیواری مهیب با سیم خاردار که در یک پارک بزرگ به مدت یک ماه ساخته شده است، ساکن شوند. با این حال، قبل از عکاسی اصلی، مخالفت‌های مدیران RAI نیاز به بازنگری فیلمنامه توسط توزی و فیلمنامه‌نویسان داشت، که منجر به روایتی شد که از نزدیک آزمایش واقعی استنفورد، از جمله نتیجه‌گیری آن را منعکس می‌کرد. میگل بوزه شخصیت زندانی کارلو را به تصویر کشید. گروه موسیقی پاپ پیشرو پوه موسیقی فیلم را ساخت و در ایتالیا با یک ویرایش 7 اینچی آهنگ تم به موفقیت دست یافت.

فیلم آلمانی زبان 2001 Das Experiment با بازی موریتز بلیبترئو از این آزمایش الهام گرفت. این فیلم متعاقباً در سال 2010 به عنوان محصول انگلیسی زبان آزمایش، به کارگردانی پل تی. Scheuring و با حضور آدرین برودی، فارست ویتاکر، کم گیگاند، کلیفتون کالینز، جونیور، و مگی گریس بازسازی شد. روایتی از آزمایش.

سریال YouTube Mind Field، به میزبانی مایکل استیونز، شامل اپیزودی است که به بحث در مورد آزمایش اختصاص دارد.

در فصل 3، اپیزود 2 از مجموعه تلویزیونی Veronica Mars، با عنوان "My Big Fat Greek Rush Week"، یک اپیزود با عنوان "My Big Fat Greek Rush Week". Overstory توسط ریچارد پاورز، شخصیت خیالی داگلاس پاولیک به عنوان یک شرکت کننده در آزمایش به تصویر کشیده می شود، تجربه ای که متعاقباً انتخاب های آینده او را شکل می دهد.

در فصل 15، اپیزود 10 از برنامه تلویزیونی پدر آمریکایی، "American Dad"، "American Experimental"، "American Data"، "American Experimental"، "American Data"، "American esperimental"، "American Barrie" و "Roger" سناریو.

در جلد 10، فصل 92 مدرسه زندان، کیت تاکونومیا به یک طرح قابل مقایسه در کانون اصلاح و تربیت مدرسه اشاره می‌کند و یک طرح مشابه را در کانون اصلاح و تربیت مدرسه ارائه می‌کند.

در سال 2024، دیزنی، از طریق نشنال جئوگرافیک، یک مجموعه مستند سه اپیزودی را منتشر کرد. حقیقت، حاوی گزارش های دست اول از شرکت کنندگان اصلی مطالعه.

ملاحظات اخلاقی

بر اساس گزارش‌ها، برخی از رفتارهای نگهبانان منجر به شرایط خطرناک و روانی مضری شد. نقدهای اخلاقی این آزمایش غالباً با آزمایش میلگرام، که یک دهه قبل از آن در سال 1961 در دانشگاه ییل انجام شد، تشابهاتی دارد که اطاعت از قدرت را بررسی می کرد. رفتار نگهبانان با زندانیان چنان غرق در نقش های تعیین شده آنها بود که منجر به تحقیر عاطفی، جسمی و روانی شرکت کنندگان شد:

هر زندانی به طور سیستماتیک مورد بازرسی قرار گرفت و برهنه شد. سپس او را با یک اسپری فریب دادند تا باور ما مبنی بر اینکه ممکن است میکروب یا شپش داشته باشد... زندانیان مرد واقعی لباس نمی‌پوشند، اما زندانیان مرد واقعی احساس تحقیر می‌کنند و احساس حقارت می‌کنند. هدف ما این بود که با پوشاندن لباس مردانه بدون لباس زیر، جلوه‌های مشابهی را به سرعت تولید کنیم. در واقع، به محض اینکه برخی از زندانیان ما را در این یونیفورم پوشانیدند، شروع به راه رفتن و نشستن متفاوت کردند و خود را متفاوت نگه داشتند - بیشتر شبیه یک زن تا مرد.

این آزمایش به طور گسترده از نظر اخلاقی مشکوک تلقی می‌شد و نگرانی اصلی ادامه آن علی‌رغم ابراز تمایل شرکت‌کنندگان برای کناره‌گیری بود. اگرچه شرکت کنندگان در ابتدا از حق خود برای پایان دادن به مشارکت خود در هر نقطه مطلع شدند، طبق گزارش ها محققان این درخواست ها را رد کردند. در حالی که نظارت اخلاقی در آن دوره بسیار ناچیز بود، برخی از جنبه‌های این مطالعه با توافق‌های قراردادی که با شرکت‌کنندگان ایجاد شده بود مغایرت داشت.

پس از SPE، پروتکل های اخلاقی حاکم بر تحقیقات مربوط به افراد انسانی به طور قابل توجهی تقویت شده است. آزمایش زندان استنفورد به طور مستقیم به ایجاد مقررات طراحی شده برای جلوگیری از هرگونه رفتار مضر با شرکت کنندگان کمک کرد. در حال حاضر، همه مطالعات انسانی باید قبل از اجرا توسط یک هیئت بازبینی سازمانی (در ایالات متحده) یا یک کمیته اخلاقی (در بریتانیا) مورد بازبینی قرار گیرند تا از پایبندی به دستورالعمل‌های اخلاقی تعیین شده توسط سازمان‌هایی مانند انجمن روان‌شناسی آمریکا یا انجمن روان‌شناسی بریتانیا اطمینان حاصل شود. چنین دستورالعمل‌هایی مستلزم ارزیابی این موضوع است که آیا مزایای علمی بالقوه خطرات ذاتی آسیب جسمی و روانی را توجیه می‌کند یا خیر.

توضیحات پس از آزمایش به عنوان یک الزام اخلاقی مهم برای محافظت از شرکت کنندگان در برابر هر گونه اثرات نامطلوب ناشی از مشارکت آنها در یک آزمایش شناخته می شود. اگرچه جلسات توجیهی چندین سال پس از آزمایش زندان استنفورد (SPE) انجام شد، که در آن زمان بسیاری از جزئیات فراموش شده بود، تحقیقات بعدی زیمباردو نشان داد که هیچ تأثیر مخرب پایداری بر شرکت کنندگان وجود ندارد. انجمن روان‌شناسی آمریکا دستور می‌دهد که برای ارزیابی آسیب‌های روان‌شناختی بالقوه و ارائه توان‌بخشی لازم، جلسات توجیهی باید به سرعت انجام شود. در موارد تأخیرهای غیرقابل اجتناب گزارش، محققان به طور حرفه ای موظف به اجرای استراتژی های به حداقل رساندن آسیب هستند.

تحقیقات مرتبط

در سال 1967، آزمایش موج سوم، که توسط معلم دبیرستان ران جونز در پالو آلتو، کالیفرنیا تنظیم شد، از پویایی استبدادی استفاده کرد که یادآور تاکتیک های کنترل توده ای حزب نازی در یک محیط کلاس درس است. هدف آن نشان دادن واضح پتانسیل انطباق توسط مردم آلمان در طول جنگ جهانی دوم بود. علی‌رغم چالش‌هایی که در مورد صحت روایت‌های جونز وجود دارد، شرکت‌کنندگان متعددی از این مطالعه به طور عمومی این اتفاقات را تأیید کرده‌اند.

در هر دو آزمایش، شرکت‌کنندگان در انصراف از تحقیقات، عمدتاً به دلیل نقش‌های تعیین‌شده خود، با چالش‌هایی مواجه شدند. این مطالعات به طور جمعی رفتار انسان و تأثیر ساختارهای معتبر را بررسی می کنند. به‌رغم ارزیابی‌های روان‌شناختی قبل از آزمایش که قبل از مطالعه زندان انجام شد، شخصیت‌های فردی شرکت‌کنندگان در نظر گرفته شد که کمترین تأثیر را بر نتایج هر دو آزمایش دارند.

هر دو مطالعه میلگرام و زیمباردو نشان دادند که شرکت‌کنندگان با فشارهای اجتماعی مطابقت داشتند. این انطباق زمانی تقویت می شود که شرکت کنندگان دینامیک قدرت تفاضلی را در بین خود درک کنند. در هر دو آزمایش، رفتار شرکت‌کنندگان به سمت همسویی با کلیشه‌های گروهی تغییر کرد و در نتیجه تمایل منفعلانه‌ای را به سمت انطباق نشان داد، حتی در حضور دستورالعمل‌های بالقوه بدخواهانه.

یک مطالعه در سال 2007 در مورد زندگی در زندان، همبستگی بالقوه بین خودگزینی شرکت‌کنندگان و تمایلات پرخاشگرانه به سمت را بررسی کرد. محققان مشاهده کردند که افرادی که به یک آگهی خاص پاسخ می‌دهند «به طور قابل‌توجهی از نظر معیارهای پرخاشگری، اقتدارگرایی، ماکیاولیسم، خودشیفتگی و سلطه اجتماعی بالاتر از افرادی بودند که به آگهی موازی پاسخ دادند که کلمات «زندگی در زندان» و «بی‌رحمانه‌تر» و «بی‌معنی‌تر» و «بی‌خطرتر بودن» و «بی‌خطر بودن» را حذف کردند. نوع دوستی".

یادداشت‌ها

پانوشت ها

مراجع

  • هانی، سی. بانک ها، دبلیو سی. زیمباردو، پی جی (1973). "بررسی زندانیان و نگهبانان در یک زندان شبیه سازی شده". بررسی تحقیقات نیروی دریایی. 30: 4–17.Haslam, S. A.; Reicher, S. D. (2003). "فراتر از استنفورد: پرسش از تبیین مبتنی بر نقش استبداد". گفتگو (بولتن انجمن شخصیت و روانشناسی اجتماعی1) 22–25.Haslam, S. A.; رایچر، اس دی (2006). "تأکید بر گروه: هویت اجتماعی و پویایی آشکار پاسخ به استرس". مجله روانشناسی کاربردی. 91 (5): 1037–1052. doi:10.1037/0021-9010.91.5.1037. PMID 16953766. S2CID 14058651.Haslam, S. A.; Reicher, S. D. (2012). "وقتی زندانیان زندان را تسخیر می کنند: روانشناسی اجتماعی مقاومت". مرور شخصیت و روانشناسی اجتماعی. 16 (2): 7- doi:10.1177/1088868311419864 PMID 21885855. S2CID 30021002.ریچر; Haslam, S. A. (2006). "بازاندیشی روانشناسی استبداد: مطالعه زندان بی بی سی". مجله روانشناسی اجتماعی بریتانیا. 45 (نقطه 1): 1–40. doi:10.1348/014466605X48998. PMID 16573869. پرونده کنگره (شماره سریال 15، 25-10-1971). جلسات استماع در کمیته فرعی شماره 3، کمیته قضایی مجلس نمایندگان ایالات متحده، کنگره نود و دوم، جلسه اول در مورد اصلاحات، قسمت دوم، زندان ها، اصلاحات در زندان ها، دولت کالیفرنیا D.C. دفتر.
  • Zimbardo, P. G. (2007). "درک اینکه چگونه افراد خوب بد می شوند." متن مصاحبه Democracy Now!، 30 مارس 2007. مشاهده شده در 17 ژانویه 2015.

  • فرناندز، اسماعیل؛ Triola, V. V. (2021). "تحلیلی از "بررسی زندانیان و نگهبانان در یک زندان شبیه سازی شده". متوسط.Bbcprisonstudy.org، مطالعه زندان بی بی سی.purl.stanford.edu. پالو آلتو، کالیفرنیا: مخزن دیجیتال استنفورد.
    • وب سایت رسمی برای آزمایش زندان استنفورد، با اطلاعات گسترده و مواد مورد استفاده در مطالعه،
    • مقالات فیلیپ جی. زیمباردو در آرشیو دانشگاه استنفورد نگهداری می شود.
    • مصاحبه با نگهبانان، زندانیان و محققان در ژوئیه/آگوست 2011 در مجله استنفورد منتشر شد.
    • Zimbardo، P. (2007). «از بهشت تا جهنم تا قهرمانان» (بایگانی‌شده در 10 دسامبر 2008، در Wayback Machine). مجله In-Mind.
    • پرسکات، کارلو. "دروغ آزمایش زندان استنفورد." استنفورد دیلی (28 آوریل 2005)، ص. 4. این مقاله انتقاداتی را از پرسکات، یک محکوم سابق و مشاور/دستیار آزمایش ارائه می‌کند.
    • "دروغ آزمایش زندان استنفورد"، استنفورد دیلی (28 آوریل 2005)، ص. 4 - انتقاد کارلو پرسکات، مجرم سابق و مشاور/دستیار آزمایش
    • عکس ها در cbsnews.com
    • یک مقاله Vox نقد مفصلی را ارائه می‌کند و ماهیت جعلی بودن مطالعه را تأیید می‌کند.

    ابوغریب و آزمایش:

    • بی‌بی‌سی نیوز: "آیا ممکن است کسی از یک اسیر سوء استفاده کند؟"
    • بی بی سی نیوز: "چرا همه شکنجه گر نیستند."
    • هیلتون، رونالد: "ایالات متحده رفتار بد سربازان و آزمایش زندان استنفورد."
    • سالتان، ویلیام. «اخلاق موقعیت‌گرایی: آزمایش زندان استنفورد ابوغریب را توضیح نمی‌دهد». Slate.com.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

آزمایش زندان استنفورد چیست؟

راهنمایی کوتاه درباره آزمایش زندان استنفورد، ویژگی‌های اصلی، کاربردها و موضوعات مرتبط.

برچسب‌های موضوع

آزمایش زندان استنفورد چیست توضیح آزمایش زندان استنفورد مبانی آزمایش زندان استنفورد نوشته‌های سلامت سلامت به کردی موضوعات مرتبط

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • آزمایش زندان استنفورد چیست؟
  • آزمایش زندان استنفورد چه کاربردی دارد؟
  • چرا آزمایش زندان استنفورد مهم است؟
  • چه موضوعاتی با آزمایش زندان استنفورد مرتبط‌اند؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو سلامت و تندرستی

در این بخش، مجموعه‌ای جامع از مقالات و پژوهش‌ها در زمینه سلامت جسم و روان را کاوش کنید. از مفاهیم پایه زیست‌شناسی و پزشکی گرفته تا پدیده‌های پیچیده روان‌شناختی و اجتماعی که بر تندرستی ما تأثیر می‌گذارند، همه را در اینجا

خانه بازگشت به بهداشت