هدی لامار (؛ زاده شده هدویگ اوا ماریا کیسلر؛ 9 نوامبر 1914 - 19 ژانویه 2000) یک هنرپیشه و مخترع اتریشی-آمریکایی بود. در حالی که او در درجه اول به خاطر حرفه موفق سینمایی اش شناخته شده بود، به طور مشخص در طول جنگ جهانی دوم یک سیستم هدایت رادیویی را توسعه داد.
هدی لامار (زاده هدویگ اوا ماریا کیسلر؛ ۹ نوامبر ۱۹۱۴ – ۱۹ ژانویه ۲۰۰۰) هنرپیشه و مخترع اتریشی و آمریکایی بود. او که بهعنوان یک ستاره موفق سینما در نظر گرفته میشود، در طول جنگ جهانی دوم یک سیستم هدایت رادیویی را نیز اختراع کرد.
پس از یک فعالیت اولیه و کوتاه سینمایی در چکسلواکی، که درام شهوانی جنجالی خلسه (1933) را به نمایش میگذاشت، متعاقباً از همسر اول خود، Friedrich Manreet. او به محض ورود به لندن، با لوئیس بی مایر، که قرارداد فیلم را برای هالیوود تمدید کرد، مواجه شد. لامار با بازی در درام عاشقانه الجزیره (1938) به ستاره ای دست یافت. موفقیت های بعدی شامل شهر بوم وسترن (1940) و درام محموله سفید (1942) بود. تحسین شده ترین اثر سینمایی او حماسه مذهبی سامسون و دلیله (1949) بود. قبل از آخرین اکران فیلمش در سال 1958، او به بازیگری تلویزیونی نیز مشغول بود. در سال 1960، او یک ستاره در پیادهروی مشاهیر هالیوود دریافت کرد.
در طول مرحله اولیه جنگ جهانی دوم، لامار، با همکاری جورج آنتیل آهنگساز، یک سیستم هدایت رادیویی برای اژدرهای متفقین را توسعه داد. این سیستم از فناوریهای طیف گسترده و پرش فرکانس برای مقابله با تلاشهای پارازیت رادیویی توسط قدرتهای محور استفاده میکرد. این روش که به عنوان "سیستم ارتباط مخفی" تعیین شده است، با هدف ایجاد ارتباط ایمن و مقاوم در برابر پارازیت برای هدایت سلاح از طریق انتشار سیگنال در فرکانسهای متعدد انجام میشود. با این حال، فناوری مشابه تا سال 1962 در سیستمهای عملیاتی پیادهسازی نشد، دورهای که به طور قابلتوجهی پس از جنگ جهانی دوم و سه سال پس از انقضای حق ثبت اختراع Lamarr-Antheil انجام شد. پرش فرکانس، تکنیکی که قبل از ثبت اختراع Lamarr-Antheil، یک جزء اساسی از ارتباطات طیف گسترده را تشکیل می دهد. اصول زیربنایی آن اکنون در شبکه های بی سیم ایمن اعمال می شود که شامل فناوری هایی مانند بلوتوث و تکرارهای اولیه Wi-Fi است که از انواع طیف گسترده برای محافظت از داده ها در برابر رهگیری و تداخل استفاده می کند.
زندگی اولیه
هدویگ اوا ماریا کیسلر در سال 1914 در وین به دنیا آمد، او تنها فرزند گرترود "ترود" کیسلر (با نام خانوادگی لیختویتز) و امیل کیسلر بود.
پدر او از خانوادهای گالیسیایی-یهودی در لمبرگ، واقع در قلمرو پادشاهی اتریش-گالدوآنگ سرچشمه گرفت. (لووف امروزی، اوکراین). در طول دهه 1920، او به عنوان معاون مدیر Wiener Bankverein خدمت کرد و بعداً به عنوان مدیر در Creditanstalt-Bankverein ادغام شد. مادرش، یک پیانیست متولد بوداپست، پادشاهی مجارستان، از تبار مرفه مجارستانی-یهودی بود. پس از گرویدن به کاتولیک، او به عنوان یک «مسیحی عملی» شناخته شد که دخترش را با ایمان مسیحی تربیت کرد، علیرغم اینکه هدی در آن مقطع غسل تعمید داده نشد.
لمار از سنین پایین تمایلی به بازیگری و شیفتگی عمیق به تئاتر و سینما داشت. او در دوازده سالگی در یک مسابقه زیبایی در وین برنده شد. علاوه بر این، او تحصیلات خود را در زمینه نوآوری های تکنولوژیک در کنار پدرش آغاز کرد، که مکرراً مکانیسم های عملیاتی دستگاه های مختلف را در طول سفرهایشان روشن می کرد.
حرفه فیلم
اروپا
زمانی که لامار در کلاس های بازیگری در وین شرکت می کرد، یک بار یادداشتی از مادرش ساخت تا به عنوان یک دختر فیلمنامه در Sascha-Film استخدام شود. در این دوره، او در کمدی رمانتیک پول در خیابان (1930) به عنوان یک بازیگر دیگر ظاهر شد و متعاقباً نقش سخنوری جزئی در کمدی طوفان در لیوان آب (1931) داشت. متعاقباً، ماکس راینهارت تهیه کننده، او را در نمایش جنس ضعیف که در تئاتر در ژوزفشتات به روی صحنه رفت، انتخاب کرد. برداشت مطلوب راینهارت باعث شد تا او را به برلین دعوت کند.
با این وجود، او نه زیر نظر راینهارت آموزش دید و نه در هیچ یک از تولیدات تئاتری او در برلین شرکت کرد. در عوض، او با الکسیس گرانوفسکی تهیه کننده تئاتر روسی روبرو شد که او را در فیلم افتتاحیه خود به عنوان کارگردان، تنه های آقای O.F. (1931) با بازی والتر آبل و پیتر لور انتخاب کرد. اگرچه گرانوفسکی متعاقباً به پاریس نقل مکان کرد، لمار در برلین ماند و در آنجا نقش اصلی را در هیچ پولی لازم نیست (1932)، یک کمدی به کارگردانی کارل بوز، ایفا کرد. تلاشهای سینمایی بعدی او باعث تحسین بینالمللی او شد.
اکستازی
در اوایل سال 1933، در سن 18 سالگی، لامار برای بازی در نقش اصلی فیلم گوستاو ماچاتی خلسه (معروف به Ekstase در آلمانی و Extase در چک) انتخاب شد. تصویر او همسر جوانی را به تصویر میکشد که بیتوجهی از سوی یک شوهر مسنتر از نظر عاطفی را تجربه کرده است.
این فیلم به خاطر نمایش چهره لامار در حین ارگاسم و صحنههای کوتاه و نمای نزدیک از برهنگی، تحسین و بدنامی به دست آورد. لامار اظهار داشت که توسط کارگردان و تهیهکننده، که گفته میشود از لنزهای تلهفوتو پرقدرت استفاده میکردند، فریب خورده است، ادعایی که کارگردان متعاقباً با آن مخالفت کرد.
علیرغم ناامیدی و ناامیدیهای بعدی او در مورد نقشهای بازیگری آینده، فیلم پس از تضمین در جشنواره ونیز به رسمیت شناخته شد. در سراسر اروپا، به طور گسترده ای به عنوان یک دستاورد هنری در نظر گرفته شد. برعکس، در آمریکا، این امر به عنوان بیش از حد جنسی تلقی میشد، که تبلیغات نامطلوب بهویژه از سوی سازمانهای زنان را به خود جلب میکرد و منجر به ممنوعیت آن در ایالات متحده و آلمان شد.
انصراف
لامار چندین نقش روی صحنه را بر عهده گرفت، به ویژه یک نقش آفرینی در سیسی، محصول وین با محوریت ملکه الیزابت اتریش. این نمایشنامه مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. تحسینکنندگان اغلب گلهای رز را به رختکن او میفرستادند و سعی میکردند برای ملاقات با او به پشت صحنه دسترسی پیدا کنند. او معمولاً اکثر آنها را اخراج میکرد، از جمله فردی خاص به نام فردریش ماندل، که متعاقباً به او علاقه داشت.
ماندل، یک تاجر تسلیحات نظامی و سازنده مهمات اتریشی، طبق گزارشها، سومین فرد ثروتمند در اتریش بود. لامار شیفته شخصیت کاریزماتیک و جذاب خود بود، جذابیتی که تا حدی تحت تأثیر منابع مالی قابل توجه او بود. والدین او که هر دو دارای میراث یهودی بودند، به دلیل ارتباط ماندل با رهبر فاشیست ایتالیایی بنیتو موسولینی و متعاقباً آدولف هیتلر، پیشوای آلمانی، این رابطه را تایید نکردند. با این حال، آنها نتوانستند از لامار مصمم جلوگیری کنند.
در 10 اوت 1933، لامار در کارلسکرچه با ماندل ازدواج کرد. او 18 سال داشت و او 33 سال. در زندگینامه روحنوشته لامار، خلسه و من، ماندل به عنوان همسری استثنایی و کنترلکننده توصیف میشود که به شدت با صحنه ارگاسم شبیهسازی شدهاش در اکستازی مخالفت میکرد و فعالانه مانع فعالیت بازیگری او میشد. او اظهار داشت که عملاً در اقامتگاه قلعه آنها، Schloss Schwarzenau، اسیر شده است.
ماندل ارتباطات اجتماعی و تجاری نزدیکی با دولت ایتالیا داشت، مهمات را برای ملت تامین میکرد، و همچنین با رژیم نازی در آلمان وابستگی داشت، علیرغم اینکه پدرش یهودی بود، میراث مشترک هدی. لامار مستند کرد که دیکتاتورهای هر دو کشور مهمان مهمانی های مجلل در اقامتگاه ماندل بودند. لامار مکرراً ماندل را در جلسات کاری همراهی می کرد و در آنجا با دانشمندان و دیگر متخصصان فناوری نظامی درگیر بود. این تعاملات به عنوان مواجهه اولیه او با حوزه علوم کاربردی عمل کرد و استعداد علمی ذاتی او را تقویت کرد.
ازدواج لامار با ماندل در نهایت غیرقابل تحمل شد و تصمیم او را برای جدایی از همسرش و کشورش در سال 1937 انجام داد. با این حال، روایتهای جایگزین نشان میدهند که او ماندل را متقاعد کرد که به او اجازه دهد تمام جواهرات خود را برای یک مهمانی شام بپوشد، و متعاقباً پس از آن رویداد ناپدید شد. در مورد ازدواجش نوشت:
خیلی زود فهمیدم که وقتی همسر او بودم هرگز نمی توانم بازیگر شوم. ... او در ازدواج خود پادشاه مطلق بود. ... مثل یک عروسک بودم. من مانند یک چیز بودم، یک شیء هنری که باید محافظت می شد - و زندانی می شد - بدون ذهن، بدون زندگی.
هالیوود
الجزیره و محصولات اولیه MGM
لامار پس از ورودش به لندن در سال 1937، با لوئیس بی مایر، رئیس MGM، که به طور فعال به دنبال استعدادیابی در اروپا بود، برخورد کرد. او ابتدا پیشنهاد 125 دلاری او در هفته را رد کرد، اما متعاقباً ترتیب عبور از همان کشتی اقیانوس پیمای نیویورک را با مایر داد. در طول سفر، او به اندازه کافی او را تحت تأثیر قرار داد تا قراردادی با مبلغ 500 دلار در هفته منعقد کند. مایر او را متقاعد کرد که نام هنری هدی لامار را انتخاب کند، تصمیمی که قصد داشت او را از هویت قبلیاش و بدنامی "خانمخلسه" جدا کند. نام خانوادگی برای ادای احترام به ستاره تحسین شده فیلم صامت، باربارا لا مار، پیشنهادی توسط همسر مایر، که لا مار را تحسین می کرد، انتخاب شد. او متعاقباً او را در سال 1938 به هالیوود آورد و در آنجا شروع به تبلیغ او به عنوان "زیباترین زن جهان" کرد.
مایر ترتیبی داد که لامار با تهیه کننده والتر وانگر، که در حال تولید الجزایر (1938) بود، اقتباسی آمریکایی از محصول سینمایی فرانسوی Pépé le Moko (1937) همکاری کند. لامار با همبازی شدن با چارلز بویر، نقش اصلی را ایفا کرد. به گفته شیرر، این فیلم "حس ملی" ایجاد کرد. صورتحساب او بهعنوان یک هنرپیشه اتریشی ناشناخته و در عین حال تبلیغات گسترده، انتظارات قابل توجهی را در بینندگان ایجاد کرد. مایر آرزوهایی برای او داشت که به قد و قامتی قابل مقایسه با گرتا گاربو یا مارلن دیتریش دست یابد. یک ناظر معاصر خاطرنشان کرد که در اولین حضور او در صفحه نمایش، "همه نفس نفس زدند... زیبایی لامار به معنای واقعی کلمه نفس آدم را بند می آورد" که نشان دهنده تأثیر عمیقی بر بینندگان است.
در طول دوران تصدی او در هالیوود، زندگی شخصی و رفتار لامار به طور قابل توجهی از شخصیت عمومی سینمایی او فاصله گرفت. او اغلب احساس انزوا و نوستالژی را تجربه می کرد. در حالی که او گهگاه از استخر شنای نماینده خود استفاده می کرد، به طور مداوم از سواحل عمومی و زیر نظر گرفتن جمعیت اجتناب می کرد. واکنش او به درخواستهای امضا، احساس سردرگمی را در مورد علاقه عمومی به امضای او نشان داد. در دسامبر 1938، نویسنده هاوارد شارپ مصاحبه ای با لامار انجام داد و متعاقباً ارزیابی زیر را ارائه کرد:
هدی باورنکردنی ترین پیچیدگی شخصی را دارد. او هنر خاص اروپایی زن بودن را می شناسد. او می داند مردان از یک زن زیبا چه می خواهند، چه چیزی آنها را جذب می کند و خود را مجبور می کند که این چیزها باشد. او مغناطیس همراه با گرما دارد، چیزی که نه دیتریش و نه گاربو نتوانسته اند به آن دست یابند.
متعاقباً، لامار در دوران حرفهای خود در هالیوود اغلب در نقشهایی تایپ میشد که اغواگر فریبنده کهنالگویی را با پسزمینهای عجیب و غریب به تصویر میکشید. تلاش بعدی او در سینمای آمریکایی من این زن را میگیرم با بازی اسپنسر تریسی و کارگردانی جوزف فون استرنبرگ، یکی از همکاران مکرر مارلین دیتریش بود. در طول تولید، فون استرنبرگ برکنار شد و متعاقبا فرانک بورزاگ جایگزین او شد. در نتیجه تولید I Take This Woman به حالت تعلیق درآمد و لامار به بانوی استوایی (1939) منصوب شد، که در آن او یک اغواگر از نژادهای مختلف را در سایگون در کنار رابرت تیلور به تصویر کشید. او بعداً فیلمبرداری برای I Take This Woman را از سر گرفت که با کارگردانی W. S. Van Dyke دوباره فیلمبرداری شد. لامار متعاقباً تجربیات خود را در طول فیلمبرداری I Take This Woman بازگو کرد: "یک روز دور یک میز نشسته بودیم و مشغول تمرین خط هایمان بودیم. این اولین فیلم مترو من بود و هدی کوچک در حال یادگیری زبان انگلیسی بود که اسپنسر به سمت من برگشت و با تند گفت: "برای من تاکسی بیار." با اجبار از جایم بلند شدم و به سمت در صحنه صدا رفتم، بدون اینکه متوجه شدم که خط بعدی فیلمنامه است. او بازیگر بزرگی بود، اما مواقعی بود که مرا به گریه انداخت. او دقیقاً شخص مورد علاقه من نبود."
دستاوردها با Metro-Goldwyn-Mayer
در شهر بوم (1940)، یکی از موفقترین فیلمهای تجاری او، لامار در کنار کلارک گیبل، کلودت کولبر و اسپنسر تریسی همبازی شد و 5 میلیون دلار درآمد داشت. در مورد همبازی هایش، لامار گفت: "کلارک گیبل، بسیار صمیمی و دوستانه با هنرپیشه نامطمئن... کلودت کولبرت، چنین خانمی برای من، اگرچه در ترتیب نوک زدن MGM بسیار بالاتر است." Metro-Goldwyn-Mayer متعاقباً لامار و گیبل را برای Comrade X (1940)، محصولی کمدی که یادآور Ninotchka (1939) بود، دوباره متحد کرد، که به موفقیت باکس آفیس نیز دست یافت. رابطه حرفهای او با گیبل طبق گزارشات دوستانه بود، لامار اظهار داشت: «اگرچه هرگز جذابیت جنسی او را کاملاً درک نکردم، فکر میکردم او یکی از خوبترین افرادی است که ملاقات کردهام و یک جوکر عملی عالی است.»
لامار با جیمز استوارت در Come Live with Me (1941) همکاری کرد و یک پناهنده را به تصویر کشید. او استوارت را «یکی از شیرینترین مردان جهان» توصیف کرد و از این فیلم به دلیل دور شدن از نقشهای قبلیاش ابراز خرسندی کرد و گفت: «از این تصویر خیلی خوشحال شدم، این اولین فرصت من برای ساخت یک داستان جذاب و طنز بود. تا آن زمان تصویر من شبیه یک موجود عجیب و غریب بود.» استوارت همچنین در Ziegfeld Girl (1941) ظاهر شد، محصولی بسیار موفق که در آن لامار، جودی گارلند و لانا ترنر دختران شوی مشتاق را به تصویر میکشیدند.
لمار در H امتیاز بالایی دریافت کرد. M. Pulham, Esq. (1941)، با وجود اینکه قهرمان اصلی توسط رابرت یانگ به تصویر کشیده شد. سومین همکاری او با تریسی در Tortilla Flat (1942) بود، فیلمی که جان گارفیلد نیز در آن حضور داشت. لامار گفت: "کار کردن با جان گارفیلد فوق العاده بود." گارفیلد متعاقباً به مجله Life اطلاع داد، "من سعی کردم صحنه هایی را از هدی بدزدم، هدی سعی کرد آنها را از فرانک، فرانک سعی کرد آنها را از من بدزدد، و سگ ها (مورگان) نمایش را دزدیدند." هر دو Tortilla Flat و Crossroads (1942) با همبازی ویلیام پاول به موفقیت باکس آفیس دست یافتند.
لامار در محموله سفید (1942) اغواگر عرب عجیب و غریب Tondelayo را به تصویر کشید و بالاترین قیمت را از والتر پیجون دریافت کرد. این فیلم به موفقیت تجاری چشمگیری دست یافت. لامار با انعکاس یک شماره رقص در فیلم، گفت: "من به رقص آفریقایی اصیل خود افتخار می کردم، که هفته ها آن را تمرین می کردم، و در پاهایم تکه هایی به پا می کردم. این کار با تختی که در پس زمینه نشان داده می شد انجام شد، و بسیار جذاب بود که تقریباً تمام صحنه بریده شده بود. چقدر دوست دارم امروز آن فیلم را داشته باشم!" محموله سفید احتمالاً حاوی خاطره انگیزترین نقل قول سینمایی او است که با دعوتی تحریک آمیز ارائه شده است: "من توندلایو هستم. من برای تو تیفین درست می کنم؟" این خط خاص نمونه بسیاری از نقش های لامار است که اغلب جذابیت و جذابیت فیزیکی او را برجسته می کردند و در عین حال دیالوگ های محدودی را ارائه می دادند. لامار کمبود نقشهای بازیگری را تحریکناپذیر میدانست. بنا به گزارش ها، برای کاهش این اشتیا، او شروع به پیگیری اختراعات کرد.
نتیجه گیری تولیدات MGM و تعاملات خارجی
لامار نقشهای اصلی زن را در فیلم نوآر لورا از قرن بیستم فاکس و ملودرام Gaslight MGM (هر دو 1944) رد کرد. پس از آن، او در کمدی جسم آسمانی (1944) دوباره با پاول متحد شد، و پس از آن انتقال موقت به برادران وارنر برای بازی در نقش اصلی در توطئهگران (1944)، در کنار هموطنش، بازیگر اتریشی پل هنرید. هدف این تولید تکرار پیروزی تجاری کازابلانکا (1943) بود. RKO متعاقباً او را برای ملودرام Experiment Perilous (1944) نامزد کرد.
پس از بازگشت به MGM، لامار با رابرت واکر در کمدی رمانتیک حضرت او و پسر بلبلی (1945) همکاری کرد و یک شاهزاده خانم عاشقانه نیویورک را به تصویر کشید. این فیلم به محبوبیت قابل توجهی دست یافت. با این حال، این آخرین تلاش سینمایی او تحت تعهدات قراردادی MGM او بود. او با تأمل در مورد تولید، خاطرنشان کرد: "هشت ماهه باردارم، از پشت کف دست های گلدانی و با لباس های مجلسی کامل عکس گرفته می شوم که خوشبختانه با داستان مطابقت دارد."
ریچارد رودز، زندگی نامه نویس، شرحی از ادغام او با فرهنگ آمریکایی ارائه می دهد:
از میان همه مهاجران اروپایی که از آلمان نازی و اتریش نازی گریختند، او یکی از معدود افرادی بود که موفق شد به فرهنگ دیگری برود و خودش به یک ستاره تمام عیار تبدیل شود. تعداد بسیار کمی بودند که می توانستند از نظر زبانی یا فرهنگی این گذار را انجام دهند. او واقعاً انسانی مدبر بود – فکر میکنم به دلیل تأثیر شدید پدرش بر او در کودکی.
لامار همچنین تمایلی به اشاره به خود به صورت سوم شخص نشان داد.
ابتکارات جمع آوری کمک های مالی در زمان جنگ
لامار تمایل خود را برای پیوستن به شورای مخترعان ملی ابراز کرد. با این حال، گزارش شده است که توسط چارلز اف. کترینگ، عضو شورای مخترعان ملی (NIC) و افراد دیگر به او توصیه شده است که از موقعیت مشهورش در ترویج فروش اوراق قرضه جنگی برای حمایت از تلاشهای جنگی استفاده موثرتری میشود.
او با همکاری ملوانی به نام ادی رود، در یک کمپین فروش اوراق قرضه جنگی شرکت کرد. در طول هر یک از حضورهای عمومی لامار، رودز در بین تماشاچیان حضور داشت و از آنجا او را به روی صحنه دعوت می کرد. او قبل از جلب رضایت تماشاگران برای یک بوسه، با او معاشقه کوتاهی می کرد. پس از پاسخ مثبت مخاطبان، لامار تصریح می کند که بوسه مشروط به خرید مقدار کافی اوراق قرضه جنگی خواهد بود. پس از دستیابی به فروش اوراق مشخص شده، او رودز را می بوسید، و سپس به بینندگان باز می گشت. متعاقباً، آنها به گردهمایی قراردادهای جنگی بعدی ادامه دادند.
سامسون و دلیله و تولیدات سینمایی بعدی
پس از جنگ، او در یک فیلم کمدی در کنار رابرت کامینگز، بیایید کمی زندگی کنیم (1948) بازی کرد. لامار در فیلم سامسون و دلیلا ساخته سیسیل بی. دمیل که به پردرآمدترین فیلم سال 1950 تبدیل شد، با بازی دلیلا در مقابل ویکتور ماچر، که مرد قدرتمند کتاب مقدس را به تصویر میکشد، به مهمترین پیروزی حرفهای خود دست یافت. این محصول دو جایزه اسکار را به خود اختصاص داد.
Lamarr fee. بانوی بدون پاسپورت (1950)، که از نظر تجاری ناموفق بود. برعکس، دو فیلمی که او در پارامونت به پایان رساند محبوبیت بیشتری به دست آورد: یک فیلم وسترن با همبازی ری میلند، کانیون مس (1950)، و یک جعلی جاسوسی با حضور باب هوپ، جاسوس مورد علاقه من (1951).
مسیر حرفهای او متعاقباً کاهش یافت. او به ایتالیا سفر کرد تا نقشهای متعددی را در عشقهای سه ملکه (1954) ایفا کند، فیلمی که علاوه بر آن تهیهکننده بود. با این وجود، او فاقد تجربه لازم برای اطمینان از موفقیت چنین تولید بلندپروازانه ای بود. در نتیجه، او متحمل خسارات مالی قابل توجهی شد که بالغ بر میلیونها دلار بود، به دلیل ناتوانی اش در تامین توزیع مناسب برای فیلم.
او در فیلم حماسی مورد انتقاد اروین آلن، داستان بشریت (1957) (1957 در قسمت "TheGraiud>" در اپیزود
لامار در ابتدا در سال 1966 در فیلم تصویر مامان مرده انتخاب شد، اما زمانی که به دلیل خستگی عصبی در حین تولید دچار فروپاشی شد، مشارکت او متوقف شد. Zsa Zsa Gabor متعاقباً نقش جسیکا فلگمور شلی را بر عهده گرفت.
تهیه کننده
لامار پس از خروج او از MGM در سال 1945، یک شرکت تولیدی در کنار جک چرتوک تأسیس کرد که از طریق آن فیلم هیجان انگیز زن عجیب را در سال 1946 تولید کردند. این فیلم اقتباسی از رمان بن ایمز ویلیامز با همین عنوان بود و بازی لامار تحسین منتقدان را برانگیخت. نیویورک تایمز بازی او را ستود و اظهار داشت: "بیتردید هر بازیگری از این ده نفر مشتاق یک تور دو نفره است و هدی لامار […] میتواند آن اشتیاق را کاملاً تحقق یافته در نظر بگیرد. برای درام غم انگیز یک گناهکار ساده در بنگور، من، یک قرن پیش، خانم لامار را در بهترین انتخاب در سالها به ارمغان میآورد. دیالوگ."
سپس، لامار و چرتوک در بانوی بیحرمت (1947) همکاری کردند، یک فیلم هیجانانگیز دیگر که لامار را در نقش اصلی بازی میکند.
تعقیبات مبتکر
لامار علیرغم نداشتن تحصیلات رسمی و عمدتاً خودآموز، اوقات فراغت خود را، حتی در زمان استراحت در مجموعه فیلمها، به ایدهپردازی و توسعه اختراعات مختلف، مانند یک چراغ توقف پیشرفته و یک قرص قابل حل که برای تولید نوشیدنیهای گازدار طعمدار طراحی شده است، اختصاص داد.
در اواخر دهه 1930، لامار با همسر وقت خود، فروشنده اسلحه فریتز ماندل، در معاملات تسلیحاتی مختلف همراهی کرد، "احتمالاً برای افزایش شانس او برای فروش." از طریق این درگیری ها، او از الزامات نیروی دریایی برای "راهی برای هدایت یک اژدر در حالی که در آب می چرخد" آگاه شد. در حالی که کنترل رادیویی پیشنهاد شده بود، نگرانیهایی وجود داشت که یک حریف به طور بالقوه میتواند چنین سیستم هدایتی را مسدود کند، در نتیجه اژدر را از مسیر مورد نظرش منحرف کند.
بعد از آن، در طی بحثی با آهنگساز و پیانیست جورج آنتیل، مفهوم لامار از استفاده از پرش فرکانس برای خنثی کردن پارازیتهای موسیقی قبلی با آن طنین انداز شد. کار قبلی او شامل همگام سازی "نت-پرش" در موسیقی آوانگارد برای فیلم بالت مکانیک (1923-1924) بود که از چندین پیانو نوازنده همگام استفاده می کرد. هدف Antheil این بود که دقیقاً زمان بندی پیانوهای چهار نوازنده را با استفاده از رول های پیانوی یکسان تنظیم کند. این همگرایی ایدهها باعث شد تا آنها متوجه شوند که فرکانسهای رادیویی میتوانند به طور مشابه با استفاده از مکانیزمی مشابه، هرچند کوچک شده، مدوله شوند.
به دلیل ارائه اولیه امیدوارکننده مفاهیم خود به شورای مخترعان ملی (NIC) در اواخر دسامبر 1940، NIC جلسهای بین Samueln Estarchal Antheil و Professor Macow را تسهیل کرد. مهندسی در Caltech، در اوایل سال 1941، برای مشاوره در مورد قطعات الکتریکی. لامار با شرکت حقوقی Lyon & لیون برای تهیه درخواست ثبت اختراع، که متعاقباً به عنوان U.S. ثبت اختراع 2,292,387 در 11 اوت 1942، تحت نام قانونی خود، هدی کیسلر مارکی. علیرغم ماهیت نوآورانه آن، این اختراع به نیروی دریایی ارائه شد و نیروی دریایی آن را رد کرد و دلیل آن نگرانی در مورد ناسازگاری اندازه آن با یکپارچه سازی اژدر بود. در نتیجه، لامار و آنتیل که توسط نیروی دریایی اخراج شدند، اختراع خود را توسعه ندادند. در عوض توصیه شد که لامار نمایه عمومی خود را به ترویج فروش اوراق قرضه جنگی اختصاص دهد.
زندگی بعدی
لامار در 10 آوریل 1953 در سن 38 سالگی تابعیت ایالات متحده را به دست آورد. زندگی نامه او با نام خلسه و من در سال 1966 منتشر شد. او به طور عمومی در تلویزیون اعلام کرد که نویسنده این کتاب نیست و بخش قابل توجهی از محتوای آن تخیلی است. متعاقباً، لامار علیه ناشر اقدام قانونی کرد و ادعا کرد که جزئیات زیادی توسط نویسنده اشباح، لئو گیلد، ساخته شده است. همزمان، جین رینگ گلد علیه لامار شکایت کرد و مدعی شد که این کتاب حاوی مطالب سرقت ادبی از مقالهای است که او در سال 1965 برای مجله Screen Facts نوشته بود.
در اواخر دهه 1950، لامار با همسر سابقش، ویلامارد، ویلامارس، ورتس طراحی مجدد همکاری کرد. آسپن، کلرادو.
در سال 1966، لامار به اتهام دزدی از مغازه در لس آنجلس دستگیر شد که متعاقبا از کار برکنار شد. او در سال 1991 با دستگیری مشابهی در اورلاندو، فلوریدا، به اتهام سرقت ملین ها و قطره های چشمی به ارزش 21.48 دلار مواجه شد. برای دور زدن حضور در دادگاه، او درخواست عدم رقابت کرد، و اتهامات مشروط به تعهد او به پرهیز از تخلفات قانونی برای یک دوره یک ساله لغو شد.
انزوا
دهه 1970 با افزایش انزوای لامار مشخص شد. او پیشنهادهای زیادی برای فیلمنامه، تبلیغات تلویزیونی و پروژه های صحنه ای دریافت کرد، اما هیچ کدام مورد توجه او قرار نگرفت. در سال 1974، او یک شکایت 10 میلیون دلاری علیه برادران وارنر به راه انداخت و ادعا کرد که تقلید مکرر نام او ("هدلی لامار") در کمدی مل بروکس زین های شعله ور حق او را برای حفظ حریم خصوصی نقض کرده است. گزارش شده است که بروکس در مورد این تقلید تملق ابراز کرده است. استودیو این موضوع را از طریق یک توافق خارج از دادگاه حل و فصل کرد، که شامل پرداخت اسمی نامشخص و عذرخواهی از لامار برای "تقریبا استفاده از نام او" بود. بروکس اظهار داشت که لامار "هرگز طنز را درک نکرد." در سال 1981، با کاهش بینایی، لامار از زندگی عمومی کناره گیری کرد و در میامی بیچ، فلوریدا اقامت گزید.
در سال 1996، یک تصویر قابل توجه رندر شده توسط Corel از Lamarr مقام اول را در مسابقه طراحی جلد مجموعه نرم افزاری سالانه CorelDRAW کسب کرد. متعاقباً از سال 1997 به بعد این تصویر برای چندین سال به طور برجسته بر روی بسته بندی مجموعه نرم افزار نمایش داده شد. لامار با ادعای استفاده غیرمجاز از شباهت خود، اقدام قانونی علیه شرکت آغاز کرد. کورل با ادعای اینکه حقوق مالکیت تصویر را ندارد پاسخ داد. در سال 1998 یک توافق نامعلوم بین طرفین حاصل شد.
به پاس کمکهای او به صنعت فیلمسازی، لامار با یک ستاره در پیادهروی مشاهیر هالیوود، واقع در بلوار هالیوود 6247، مجاور خیابان واین، که به عنوان نقطه مرکزی راهپیمایی عمل میکند، مفتخر شد. وقتی دوازده ساله بود از هم جدا شد. ارتباط آنها به طور ناگهانی قطع شد و باعث شد که او با خانواده دیگری اقامت کند. ارتباط بین آنها برای نزدیک به پنج دهه وجود نداشت. لامار جیمز لودر را از وصیت نامه خود حذف کرد و او را وادار کرد تا در سال 2000 برای کنترل دارایی 3.3 میلیون دلاری خود شکایت کند. در نهایت، او تسویه حساب 50000 دلاری آمریکا را پذیرفت.
در سالهای آخر زندگی، لامار در آلتامونته اسپرینگز، فلوریدا اقامت کرد و متعاقباً در ماههای پایانی زندگیاش به کسلبری، فلوریدا نقل مکان کرد. تعاملات او با خانواده و دوستان تقریباً به طور کامل از طریق تلفن انجام می شد. با این وجود، پس از نقل مکان او به کسلبری، دو دوست نزدیک به طور منظم چندین بار در هفته او را در خانه ملاقات می کردند تا از سلامتی او اطمینان حاصل کنند.
مرگ
لامار در 19 ژانویه 2000 در محل اقامت خود در Casselberry در سن 85 سالگی با بیماری قلبی به عنوان علت مرگ درگذشت. پسرش، آنتونی لودر، در پایبندی به آخرین خواستههایش، بخشی از خاکسترش را در جنگلهای وین اتریش پراکنده کرد.
یک یادبود اختصاص داده شده به لامار در سال 2014 در گورستان مرکزی وین افتتاح شد. بخش باقیمانده از خاکستر او در این مکان دفن شد.
ازدواج و فرزندان
لمار وارد شش ازدواج شد و آن را منحل کرد و سه فرزند به دنیا آورد:
- فریدریش ماندل (متاهل 1933-1937)، که به عنوان رئیس Hirtenberger Patronen-Fabrik خدمت کرد.
- جین مارکی (متاهل 1939-1941)، فیلمنامه نویس و تهیه کننده. در طول ازدواج خود با مارکی، او پسری را به فرزندی پذیرفت، اگرچه این فرزندخواندگی متعاقباً توسط کودک مورد مناقشه قرار گرفت، همانطور که بعداً شرح داده شد. لامر در دوازده سالگی از این پسر بیگانه شد. رابطه آنها به طور ناگهانی به پایان رسید، و آنها برای نزدیک به پنج دهه از ارتباط باقی ماندند. در نتیجه، لامار او را از اراده خود خارج کرد. در طول اتحاد خود، لامار و مارکی در مزرعه هجرو، واقع در 2727 بندیکت کانیون درایو در بورلی هیلز، کالیفرنیا، ملکی که هنوز وجود دارد، اقامت داشتند.
- جان لودر (متاهل 1943-1947)، یک بازیگر. آنها یک دختر به نام دنیس داشتند که بعداً با لری کولتون نویسنده و بازیکن سابق بیسبال ازدواج کرد و یک پسر به نام آنتونی که توسط جیمز مک مولان تصویرگر استخدام شد. آنتونی لودر در سال 2004 در فیلم مستند Calling Hedy Lamarr ظاهر شد.
- ارنست "تدی" استافر (متاهل 1951–1952)، مالک کلوپ شبانه، رستوراندار، و رهبر سابق گروه.
- W. هوارد لی (از 1953 تا 1960 ازدواج کرد)، یک نفتی تگزاس که متعاقباً با جین تیرنی بازیگر سینما ازدواج کرد.
- لوئیس جی. بویز (متاهل 1963-1965)، که به عنوان وکیل طلاق لامار خدمت می کرد.
پس از ششمین و آخرین طلاقش در سال 1965، لامار تا 35 سال بعدی ازدواج نکرده بود.
لامار به طور مداوم در طول زندگی خود اظهار داشت که پسر بزرگش، جیمز لامار لودر، فاقد رابطه بیولوژیکی با او بوده و در طول ازدواجش با مارکی به فرزندی پذیرفته شده است. پس از آن، پسرش اسنادی را کشف کرد که نشان میدهد او فرزند خارج از ازدواج لامار و بازیگر جان لودر است که بعدها شوهر سوم او شد. با این وجود، آزمایش DNA بعدی نشان داد که او از نظر بیولوژیکی با هیچ یک از والدین مرتبط نیست، این واقعیت در Bombshell: The Hedy Lamarr Story تایید شده است.
جوایز، افتخارات، و ادای احترام
تشخیص عمومی و مخاطب
- در سال 1939، السی فین، منتقد فیلم Philadelphia Record، نظرسنجی را در میان علاقه مندان به فیلم فیلادلفیا انجام داد که منجر به انتخاب لامار به عنوان "آیندهدارترین بازیگر زن جدید" سال 1938 شد.
- در سال 1939، یک نظرسنجی که توسط روزنامه کالج پومونا در میان دانشجویان دختر و پسر آن انجام شد، او را به عنوان "تیپ ایده آل" زن معرفی کرد.
- مجله آمریکایی Look در سال 1939 بر اساس نظرسنجی محرمانه از 30 خبرنگار هالیوود، او را "زیباترین بازیگر زن" معرفی کرد.
- او در یک نظرسنجی در سال 1940 با شرکت 400 عضو انجمن مدل های کالیفرنیا "مقامات برتر برای ویژگی های صورت" را دریافت کرد.
- در سال 1943، مکس فاکتور جونیور، متخصص آرایش مشهور، او را در میان ده بازیگر زن پر زرق و برق هالیوود قرار داد که به خاطر صدای جذابشان شناخته شده اند.
- بازیگرهای بریتانیایی در سال 1951 او را به عنوان دهمین بهترین بازیگر زن سال رتبه بندی کردند و از بازی او در سامسون و دلیله قدردانی کردند.
شناخت در فیلم و هنرهای نمایشی
- در سال 1960 در پیاده روی مشاهیر هالیوود به او یک ستاره اعطا شد تا از کمک های قابل توجه او به صنعت سینما تقدیر شود.
- برای بازی در سامسون و دلیله، تماشاگران سینمای بریتانیا او را به عنوان دهمین بازیگر زن برتر در سال 1951 انتخاب کردند.
جوایز اختراع و فناوری
- در سال 1997، جایزه پیشگام بنیاد Electronic Frontier Foundation به دلیل تلاش های مشترکشان در زمینه فناوری طیف گسترده به او و جورج آنتیل اهدا شد.
- او در سال 1997 اولین دریافت کننده زن جایزه BULBIE Gnass Spirit of Achievement کنوانسیون اختراع شد، جایزه ای که اغلب به عنوان "اسکار اختراع" شناخته می شود، که به افرادی تجلیل می شود که دستاوردهای خلاقانه مادام العمر در بخش های هنری، علوم، کسب و کار، یا بخش های اجتماعی فرعی اختراعات را به ارمغان آورده است.
- انجمن دارندگان و مخترعان پتنت اتریش در سال 1998 مدال ویکتور کاپلان را با قدردانی از مشارکت های نوآورانه او به او اعطا کرد.
- در سال 2014، او پس از مرگ به تالار مشاهیر مخترعان ملی معرفی شد، که به رسمیت شناختن نقش محوری او در پیشرفت فناوری طیف گسترده پرش فرکانس است.
امکان یادبود، یادبودها و مؤسسات
- یک خیابان در منطقه میدلینگ وین (منطقه دوازدهم) به افتخار او در سال 2006 هدی-لامار-وگ نامگذاری شد.
- در سال 2014، IQOQI یک تلسکوپ کوانتومی را بر روی پشت بام دانشگاه وین نصب کرد و آن را به افتخار او وقف کرد.
- یک قبر افتخاری برای لامر در سال 2014 در قبرستان مرکزی وین در گروه 33 G، مقبره شماره 80، پس از دفن خاکستر او در نزدیکی مقبره مرکزی ریاست جمهوری دفن شد.
تقدیرهای محبوب و شرکتی
- Google صد و یکمین سالگرد تولد او را با یک انیمیشن Google Doodle در سال 2015 جشن گرفت و متعاقباً صد و نهمین سالگرد تولد او را در سال 2023 با یک doodle دیگر جشن گرفت که بر حرفه سینمایی و مشارکت علمی او تأکید داشت.
- مرکز سیاره کوچک IAU رسماً سیارک 32730 را به افتخار او در سال 2019 نامگذاری کرد.
تصویر در فرهنگ عامه
مرجع ادبی
- به او در رمان برنده جایزه پولیتزر هرمان ووک شورش کین (1952) اشاره شده است، جایی که ستوان بارنی گرینوالد از او در طی یک درگیری متهم پس از محاکمه نام می برد.
- رمان بیوگرافی ماری بندیکت، تنها زن در اتاق (2019)، او را به عنوان قهرمان داستان نمایش می دهد. این اثر در فهرستهای نیویورک تایمز و USA Today به مقام پرفروشترین دست یافت و توسط Barnes & باشگاه کتاب نجیب.
تصویرهای سینمایی و مستند
- در فیلم وسترن مل بروکس در سال 1974 Blazing Saddles، او توسط هدلی لامار شرور تقلید می شود، شخصیتی که توسط هاروی کورمن به تصویر کشیده می شود که اغلب به اشتباه به عنوان "هدی لامار" معرفی می شود و با عصبانیت پاسخ می دهد و می گوید: "Hedley".
- پسر او، آنتونی لودر، در فیلم مستند 2004 Calling Hedy Lamarr که شامل گزیدههایی از مکالمات تلفنی خصوصی او است، حضور دارد.
- فیلم ساختگی کرنوسکوپ در سال 2009، نوشته و کارگردانی اندرو لگ، دانشمند خیالی ایرلندی شارلوت کپل را به نمایش می گذارد که به طور گسترده ای به عنوان شخصیتی الگوبرداری شده از لامار شناخته می شود. این فیلم از طنز برای نقد سیاست دهه 1930 از طریق یک سازمان فاشیستی استفاده می کند که از کرونوسکوپ کپل، دستگاهی که قادر به مشاهده گذشته است، برای تولید فیلم های تبلیغاتی استفاده می کند.
- مستند Bombshell: The Hedy Lamarr Story (2017) اختراع فرکانس پرش لامار و تصدیق بعدی او به عنوان یک مخترع را شرح می دهد. این فیلم قبل از پخش در استادهای آمریکایی در جشنواره فیلم ترایبکا برای اولین بار به نمایش درآمد.
- در سال 2010، انجمن کامپیوتر بریتانیا یک فیلم تبلیغاتی مختصر را سفارش داد که مشخصات او را معرفی کند و او را از بین 150 چهره فناوری اطلاعات انتخاب کرد تا بر اهمیت تاریخی او در فناوری ارتباطات تاکید شود.
ظاهر تلویزیون و مراجع
- در 1955 اپیزود I Love Lucy "The Dancing Star" اشاره ای به لامار دارد، با لوسیل بال که می گوید: "عزیز، یعنی شما کلارک گیبل یا والتر پیجون یا هدی لامار را ندیدید. همه آنها کنار استخر بودند."
- کار پیشگام او در زمینه فناوری طیف گسترده پرش فرکانس در سال 2011 در قسمتی از سریال Science Channel Dark Matters: Twisted But True مورد بررسی قرار گرفت که جنبه های مبهم تر پیشرفت های علمی را بررسی می کند.
- قسمت اول سریال کانال دیسکاوری چگونه جهان را اختراع کردیم که در سال 2013 پخش شد، بر نقش مهم او در پیشرفت ارتباطات بی سیم تاکید کرد.
- در سال 2016، شخصیت ویتنی فراست، که در فصل دوم مامور کارتر ظاهر شد، به صراحت با الهام از لامار و لورن باکال مفهومسازی شد.
- سلیا ماسینگهام لامار را در قسمت 2017 افسانههای فردا "هلن هانت" که در هالیوودلند در سال 1937 اتفاق میافتد، به تصویر کشید.
- آلیسا ساترلند در اپیزود بی زمان "هالیوودلند" که در 25 مارس 2018 پخش شد، لامار را به تصویر کشید و هم حرفه سینمایی و هم مشارکتهای خلاقانهاش در زمان جنگ را به نمایش گذاشت.
- از او در قسمت افتتاحیه سریال انیمیشن Marvel's What If...? در سال 2021 نام برده شد.
- سریال انیمیشن Star Trek: Prodigy با معرفی USS Voyager-A از کلاس Lamarr، یک کلاس سفینه فضایی که برای به رسمیت شناختن میراث علمی او تعیین شده بود (در سال 2023، در فصل 2 در سال 2024 ظاهر شد) به لمار افتخار کرد.
تئاتر و اجرا
- تولید خارج از برادوی پرش فرکانس به نویسندگی و کارگردانی الیزه سینگر، تلاشهای مشترک لامار و آنتیل را به نمایش میگذارد و جایزه STAGE را برای برجستهترین نمایشنامه جدید با موضوع علم و فناوری در سال 2008 دریافت میکند.
- در سال 2016، نمایش تک زن HEDY! زندگی و اختراعات هدی لامار که توسط هدر ماسی طراحی و اجرا شد، روایت زندگینامهای او را روی صحنه ارائه کرد.
- نمایشنامه تک بازیگر ایستاده و احمق نگاه کن: داستان زندگی هدی لامار، نوشته مایک برومل و با بازی امیلی ایبرتز، در سال 2016 نمایش داده شد و بر حرفه سینمایی لامار و تلاش های مبتکرانه او تمرکز دارد.
- در سال 2023، محصول رقص هدی لامار: یک موزه آمریکایی که توسط لینزه ریکلس مکری طراحی شد و در کنار دخترش آزالیا مکری و دانشآموزان کنسرواتوار رقص مرکز شهر در گادزدن، آلاباما اجرا شد، ادای دینی به لامار ارائه کرد.
- آن هاتاوی مطالعه جامعی از فیلمشناسی لامار انجام داد و برخی از تکنیکهای تنفسی خود را در تصویر کردن زن گربهای در فیلم 2012 شوالیه تاریکی برمیخیزد ادغام کرد.
موسیقی
- گیاه گوشتخوار آدری دوم به لامار در آهنگ "Feed Me" از موزیکال خارج از برادوی فروشگاه کوچک وحشت (1982) و اقتباس سینمایی آن در سال 1986 اشاره می کند و به سیمور "یک قرار ملاقات با هدی لامار" را به عنوان انگیزه ای برای کمک ارائه می دهد. .
- جانی دپ با همکاری تامی هنریکسن آهنگ "This is a Song for Miss Hedy Lamarr" را ساخت. این آهنگ که توسط دپ و جف بک ضبط شده بود، در آلبوم 2022 آنها 18 حضور داشت.
رسانه های تصویری، بازی های ویدئویی، و نمایشگاه ها
- دکتر خرچنگ حیوان خانگی کلاینر، به نام لامار، در سال 2004 در بازی ویدیویی Half-Life 2، ادای احترامی به نام هدی لامار است.
- عکسی از لامار که حدوداً در سال 1930 توسط عکاس آمریکایی اتریشی الاصل Trude Fleischmann گرفته شد، در نمایشگاه کتابخانه عمومی نیویورک در سال 2010 سی سال عکاسی در کتابخانه عمومی نیویورک به نمایش گذاشته شد.
- او در نمایشگاه 2019 بانو بلوتوث در موزه یهودی وین، که میراث چندوجهی او را هم به عنوان یک هنرپیشه برجسته هالیوود و هم به عنوان یک مبتکر بررسی میکرد، به نمایش گذاشته شد.
فهرست آثار
فیلموگرافی
منبع: هدی لامار در پایگاه داده فیلم TCM
ظاهر رادیویی
روز مخترعان
- روز مخترعان
- فهرست اتریشی ها
- ویتنی فراست، شخصیتی در دنیای سینمایی مارول، بر اساس لامار ساخته شده است و شخصیت او دارای ویژگی های بازیگر و فیزیکدان است.
یادداشت های توضیحی
مراجع
منابع
- دیسکوگرافی هدی لامار در Discogs
- هدی لامار در پایگاه داده فیلم TCM
- هدی لامار در Reel Classics
