TORIma Academy Logo TORIma Academy
Hippocrates
دانش

Hippocrates

TORIma آکادمی — پزشک

Hippocrates

Hippocrates

بقراط کوس (؛ یونانی باستان: Ἱπποκράτης ὁ Κῷος، رومی: Hippokrátēs ho Kôios؛ حدود 460 - حدود 370 قبل از میلاد)، همچنین به عنوان بقراط دوم شناخته می شود، به نام او ...

بقراط کوس (; یونانی باستان: Ἱπποκράτης ὁ Κῷος، رومانی شده: Hippokr. ق. 460 - حدود 370 قبل از میلاد)، همچنین به عنوان بقراط دوم شناخته شده و به نام پدربزرگش بقراط اول (همچنین به عنوان کوفیزیان از بقراط و هیپوکرات یونانی شناخته می شود)، نامگذاری شده است. فیلسوف دوران کلاسیک، به عنوان یک شخصیت برجسته در تاریخ پزشکی شناخته شده است. او به طور سنتی به عنوان "پدر پزشکی" به دلیل مشارکت های پایدارش در این زمینه، که شامل اجرای پیش آگهی و مشاهدات بالینی، طبقه بندی سیستماتیک بیماری ها، و توسعه (که متعاقباً بی اعتبار شد) تئوری هومورال، مورد احترام است. کار او اصول بنیادی را برای تخصص های پزشکی مدرن مانند جراحی، اورولوژی، نورولوژی، طب حاد و ارتوپدی ایجاد کرد و در نتیجه مطالعه سیستماتیک پزشکی بالینی را پیش برد.

مکتب پزشکی بقراط، عمل پزشکی یونان باستان را تغییر داد و آن را به عنوان رشته ای متمایز از تئورگی و فلسفه، که به طور حرفه ای و حرفه ای پزشکی با آن مرتبط بود، متمایز کرد. بقراط همچنین به دلیل کمک هایش به اخلاق پزشکی مورد احترام است و سوگند بقراط را که امروزه نیز مطرح است، نسبت داده می شود. آثار منسوب به بقراط، که مجموعاً به عنوان مجموعه بقراط شناخته می‌شوند، دانش پزشکی مکاتب قبلی را ترکیب می‌کردند و استانداردهای حرفه‌ای قابل قبولی را برای پزشکان ترسیم می‌کردند.

با این وجود، اطلاعات قطعی محدودی در مورد افکار، نوشته‌ها و اقدامات شخصی بقراط وجود دارد، زیرا دستاوردهای او اغلب با دستاوردهای پزشکی مرتبط بود. و نویسندگان مجموعه بقراط.

بیوگرافی

اجماع تاریخی نشان می‌دهد که بقراط تقریباً در سال 460 قبل از میلاد در جزیره یونانی کوس متولد شد. با این حال، سایر اطلاعات بیوگرافی تا حد زیادی غیرمعمول در نظر گرفته می شود.

سورانوس افسوسی، پزشک یونانی قرن دوم، به عنوان زندگی نامه نویس اولیه بقراط خدمت می کرد و اکثر جزئیات شخصی را در مورد او ارائه می کرد. گزارش‌های زندگی‌نامه‌ای بعدی در سودا از قرن 10 پس از میلاد و در آثار جان تزتس، که از قرن 12 پس از میلاد سرچشمه می‌گیرد، ظاهر می‌شود. بقراط در نوشته‌های دو معاصر به طور خلاصه اشاره شده است: در گفتگوهای افلاطون پروتاگوراس و فایدروس، و در سیاست ارسطو، که همگی مربوط به قرن چهارم قبل از میلاد است.

بر اساس گفته‌های سورانیوس، پدرش، هیپوکلی، پدرش، هیپوکلی، هِیپوس، سورانیوس بود. مادر پراکسیتلا، دختر تیزان بود. دو پسر بقراط، تسالوس و دراکو، همراه با دامادش، پولیبوس، از شاگردان او بودند. جالینوس، پزشک بعدی، اظهار داشت که پولیبوس جانشین مشروع بقراط بود، در حالی که تسالوس و دراکو هر کدام پسری به نام بقراط (بقراط سوم و چهارم) داشتند.

سورانوس بیان می‌کند که بقراط از پدر و پدربزرگش آموزش‌های پزشکی دریافت کرد و دموکراسی را زیر نظر گوراسژیپوکراسو (Hippocrites) و دیگر دموکراسی‌ها (Hippocrites) را تحت مطالعه قرار داد. بقراط احتمالاً در اسکلپییون کوس آموزش دید و توسط پزشک تراکایی هرودیکوس سلیمبریا آموزش دید. افلاطون در دو دیالوگ خود از بقراط یاد می کند: در پروتاگوراس، افلاطون بقراط را به عنوان "بقراط کوس، آسکلپیاد" توصیف می کند. در حالی که در فایدروس، افلاطون معتقد است که "بقراط آسکلپیاد" معتقد بود که درک جامع طبیعت بدن برای پزشکی ضروری است. بقراط زندگی خود را وقف آموزش و تمرین پزشکی، سفر به مناطقی از جمله تسالی، تراکیه و دریای مرمره کرد. روایات متعددی در رابطه با مرگ او موجود است. مرگ او، احتمالاً در لاریسا، در سن 83، 85 یا 90 سالگی گزارش شده است، اگرچه برخی منابع ادعا می کنند که او بیش از 100 سال زندگی کرده است.

نظریه بقراط

بقراط به عنوان پیشگام در این ادعا شناخته می شود که بیماری ها به جای مداخله ماوراء طبیعی یا الهی، ناشی از علل طبیعی هستند. او توسط طرفداران فیثاغورث به دلیل ادغام فلسفه با پزشکی مورد ستایش قرار گرفت. او رشته پزشکی را از عقاید مذهبی متمایز کرد و معتقد بود که بیماری به جای مجازات الهی، از تأثیرات محیطی، اعمال رژیم غذایی و سبک زندگی ناشی می شود. پیکر بقراط هیچ اشاره ای به بیماری های عرفانی ندارد. با این وجود، بقراط چندین عقیده را که ریشه در درک نادرست تشریحی و فیزیولوژیکی داشتند، حفظ کرد، از جمله طنز.

سنت‌های پزشکی یونان باستان به مکاتب Knidian و Koan منحرف شد و در رویکردهای آنها برای مدیریت بیماری متفاوت بود. مکتب کنیدین اساساً بر تشخیص تأکید داشت. با این حال، اثربخشی آن به دلیل فقدان دانش غالب در مورد آناتومی و فیزیولوژی انسان، که نتیجه ممنوعیت اجتماعی یونان در برابر تشریح انسان بود، محدود شد. این کمبود اغلب مکتب Knidian را از تمایز دقیق بین بیماری هایی که با کمپلکس های علائم مشابه نشان می دادند، باز می داشت. در مقابل، مدرسه بقراط یا کوان موفقیت بالینی بیشتری را از طریق تکیه بر تشخیص های عمومی و مداخلات درمانی محافظه کارانه، اولویت دادن به مراقبت و پیش آگهی بیمار بر شناسایی دقیق تشخیصی به دست آورد. این روش پیشرفت های قابل توجهی را در عمل بالینی ایجاد کرد.

مبانی فلسفی و شیوه های پزشکی بقراطی به طور قابل توجهی با پارادایم های پزشکی معاصر، که در آن تاکید بر تشخیص های خاص و درمان های تخصصی - اصولی شبیه به آنهایی است که توسط مکتب کنیدیان حمایت می شود، متفاوت است. این تحول تاریخی در اندیشه پزشکی به نقدهای قابل توجهی از رویکردهای بقراط انجامیده است. به عنوان مثال، پزشک فرانسوی M. S. Houdart به طور معروف درمان بقراط را به عنوان "مراقبه در مورد مرگ" توصیف کرد.

مقایسه‌های علمی بین روش‌شناسی تاریخی توسیدید و رویکرد پزشکی بقراطی انجام شده است، به‌ویژه در مورد مفهوم مشترک آن‌ها از "طبیعت انسانی" به عنوان چارچوبی برای درک الگوهای قابل پیش‌بینی و اطمینان از کاربرد آتی در زمینه‌ها یا موارد مختلف.

بحران

یک مفهوم محوری در پزشکی بقراطی، مفهوم بحران بود که به‌عنوان نقطه‌ای حیاتی در مسیر بیماری تعریف می‌شود که در آن یا بیماری بر بیمار غلبه می‌کند و منجر به مرگ می‌شود، یا برعکس، فرآیندهای شفای طبیعی آغازگر بهبودی است. پس از یک بحران، یک عود ممکن است رخ دهد که به طور بالقوه منجر به یک بحران تعیین کننده دیگر می شود. این دکترین فرض می‌کند که بحران‌ها معمولاً در روزهای بحرانی ظاهر می‌شوند، که گمان می‌رود فواصل زمانی خاص و از پیش تعیین‌شده پس از شروع بیماری باشد. اگر یک بحران در روزی دور از یک روز بحرانی تعیین شده رخ دهد، اغلب پیش‌بینی می‌شود که عود بعدی آن رخ دهد. در حالی که جالینوس منشأ این مفهوم را به بقراط نسبت داد، وجود آن قبل از دوران او همچنان یک احتمال است.

پزشکی بقراطی موضعی متواضعانه و غیر مداخله گرانه اتخاذ کرد. چارچوب درمانی آن اساساً ریشه در "قدرت شفابخش طبیعت" داشت (لاتین: vis medicatrix naturae). این آموزه ادعا می‌کرد که بدن انسان ذاتاً دارای ظرفیت بازگرداندن تعادل بین چهار شوخ طبعی و دستیابی به خود درمانی است (physis). در نتیجه، مداخلات بقراط در درجه اول با هدف تسهیل این فرآیند طبیعی ذاتی بود. بقراط در این زمینه «استراحت و بی‌حرکتی» را مهم می‌دانست. به طور کلی، عملکرد پزشکی بقراط با رویکرد ملایم آن به بیماران، اولویت دادن به پاکیزگی و عقیمی مشخص می شد. برای مثال، زخم‌ها منحصراً با آب تمیز یا شراب درمان می‌شدند، اگرچه معمولاً روش درمان "خشک" مورد علاقه بود و گاهی اوقات از مومیایی‌های تسکین‌دهنده استفاده می‌شد.

بقراط عموماً به دلیل ترس از کاربرد نادرست احتمالی، از تجویز داروهای قوی یا شرکت در درمان‌های بسیار تخصصی بی‌میل بود. در عوض، عمل او از درمان‌های عمومی که از تشخیص‌های عمومی به دست می‌آیند، حمایت می‌کرد. نمونه هایی از چنین درمان های تجویز شده شامل روزه گرفتن و خوردن مخلوط عسل و سرکه بود. قصیده قابل توجهی که به بقراط نسبت داده می شود، بیان می کند: "غذا خوردن در هنگام بیماری، تغذیه کردن بیماری است." با این وجود، عوامل دارویی قدرتمند در شرایط خاص به کار گرفته شدند. این روش محافظه کارانه برای مدیریت شرایط نسبتاً ساده، مانند شکستگی استخوان، که به کشش برای گسترش سیستم اسکلتی و کاهش فشار موضعی نیاز دارد، بسیار مؤثر بود. نیمکت بقراط و دستگاه های مشابه در این روش ها مؤثر بودند.

در دوران بقراط، تب معمولاً به عنوان یک موجودیت بیماری مستقل تلقی می شد. بقراط با حمایت از گرسنگی، بیماران تب دار را مورد خطاب قرار داد، بر اساس این اعتقاد که «گرسنگی» تب به طور مؤثر بیماری را خنثی می کند. در نتیجه، او را می‌توان به‌عنوان مولد ضرب‌المثل معروف «سرماخوردگی بخور، تب را از گرسنگی بده.» نامیده می‌شود.

یک مزیت مهم پزشکی بقراطی در تأکید عمیق آن بر پیش‌آگهی است. با توجه به وضعیت نوپای درمان دارویی در دوره بقراط، پزشکان اغلب دریافتند که مؤثرترین کمک آنها ارزیابی دقیق یک بیماری و پیش‌بینی دوره احتمالی آن است، با تکیه بر داده‌های جامع گردآوری شده از تاریخچه موارد دقیق.

حرفه گرایی

پزشکی بقراطی با حرفه ای بودن دقیق، نظم و انضباط سخت و تمرین دقیقش متمایز بود. متن بقراط درباره پزشک به پزشکان توصیه می کند که دائماً ظاهری آراسته داشته باشند، صداقت را رعایت کنند، آرامش نشان دهند، درک خود را نشان دهند و رفتاری جدی داشته باشند. پزشک بقراطی توجه دقیقی را به تمام جنبه های عمل خود اختصاص داد، و به دستورالعمل های دقیق برای "نور، پرسنل، ابزار، موقعیت بیمار، و تکنیک های بانداژ و آتل بندی" در محیط جراحی باستانی پایبند بود. این توجه به جزئیات حتی به نگهداری ناخن‌ها در طول مشخصی نیز کشیده شد.

مکتب بقراط بر اصول بالینی مشاهده و مستندسازی سیستماتیک تأکید داشت. این اصول، پزشکان را موظف می‌کردند که یافته‌ها و رویکردهای درمانی خود را با دقت و عینی ثبت کنند و اطمینان حاصل کنند که این سوابق می‌توانند توسط متخصصان پزشکی بعدی منتقل و مورد استفاده قرار گیرند. بقراط با پشتکار و به طور منظم علائم متعددی از جمله رنگ چهره، نبض، تب، درد، حرکت و دفع را مشاهده کرد. گزارش شده است که او نبض بیمار را در طول جمع آوری شرح حال مورد ارزیابی قرار داده است تا صحت بیمار را مشخص کند. بقراط مشاهدات بالینی را گسترش داد تا سابقه خانوادگی و عوامل محیطی را در بر گیرد. پزشکی به خاطر هنر بازرسی و مشاهده بالینی مدیون اوست.

مشارکت قابل توجهی در علم پزشکی

بقراط و پیروانش در توصیف بیماری ها و شرایط پزشکی متعدد پیشگام بودند. او با توصیف اولیه باشگاه دیجیتال، یک شاخص تشخیصی مهم در بیماری مزمن ریه، سرطان ریه، و بیماری سیانوتیک قلب، اعتبار دارد. در نتیجه، انگشتان چماق دار گهگاه به عنوان "انگشتان بقراط" شناخته می شوند. علاوه بر این، بقراط اولین پزشکی بود که چهره بقراط را در پیش‌بینی ترسیم کرد. شکسپیر در نمایش مرگ فالستاف در پرده دوم، صحنه سوم هنری V به طور مشهور به این توصیف اشاره می کند.

بقراط طبقه‌بندی بیماری‌ها را به دسته‌هایی مانند حاد، مزمن، بومی و اپیدمی آغاز کرد و اصطلاحاتی مانند «تشدید، عود، رفع، بحران، حمله، اوج و نقاهت» را معرفی کرد. کمک مهم دیگر بقراط در توصیف دقیق او از علائم، یافته های فیزیکی، مدیریت جراحی و پیش آگهی آمپیم قفسه سینه است، که به چروک داخل پوشش حفره قفسه سینه اشاره دارد. آموزه های او برای دانشجویان معاصر پزشکی ریه و جراحی مرتبط است. بقراط به عنوان اولین جراح قفسه سینه شناخته شده است، و روش‌های او، هرچند ابتدایی - مانند استفاده از لوله‌های سربی برای تخلیه آبسه‌های دیواره قفسه سینه - اعتبار خود را حفظ کرده است.

مدرسه پزشکی بقراط، علی‌رغم چارچوب‌های درمانی مربوطه، توضیحات جامعی از بیماری‌های رکتوم انسان ارائه کرده است. به عنوان مثال، هموروئید، اگرچه به زیاد بودن صفرا و خلط نسبت داده می شود، اما توسط پزشکان بقراطی با استفاده از تکنیک های نسبتا پیشرفته مدیریت می شد. کوتر و برش در کورپوس بقراط، در کنار روش‌های ترجیحی مانند بستن هموروئید و خشک کردن آنها با آهن داغ به تفصیل آمده است. درمان های دیگری از جمله استفاده از مرهم های مختلف نیز پیشنهاد شد. در حال حاضر، "درمان [هموروئید] هنوز شامل سوزاندن، خفه کردن، و بریدن است." علاوه بر این، چندین مفهوم اساسی پروکتوسکوپی که در Corpus مشخص شده است، همچنان به کار می روند. به عنوان مثال، کاربرد اسپکولوم رکتال، یک ابزار پزشکی رایج، در مجموعه بقراط مورد بحث قرار گرفته است، که نشان دهنده اولین ذکر ثبت شده از آندوسکوپی است. بقراط غالباً از اصلاحات سبک زندگی، مانند تنظیم رژیم غذایی و ورزش، برای رسیدگی به شرایطی مانند دیابت، که امروزه به آن طب سبک زندگی می گویند، استفاده می کرد.

بقراط به طور قابل توجهی در توسعه اساسی چندین تخصص پزشکی، از جمله جراحی، اورولوژی، مغز و اعصاب، پزشکی حاد، و ارتوپدی کمک کرد. در عصب شناسی، او شرایطی مانند همی پلژی، پاراپلژی، آپوپلکسی و صرع را به دقت تجزیه و تحلیل کرد. تحقیقات او در مورد صرع به ویژه در طبقه بندی مجدد علت شناسی آن از یک مصیبت الهی به یک اختلال شایع مغزی مؤثر بود. رساله‌های جراحی او تکنیک‌های مختلفی را در جراحی عمومی، اورولوژی، ارتوپدی و جراحی مغز و اعصاب به تفصیل شرح می‌دهد و بدین وسیله اصول اساسی جراحی را ایجاد می‌کند. علاوه بر این، او از روش‌های ضدعفونی‌کننده استفاده کرد و از پاکسازی محل‌های جراحی با آب جوشیده، نمک، آب دریا و مواد معطر طبیعی حمایت کرد. او همچنین بر اهمیت یک دستگاه ابزار جراحی سازمان یافته برای پزشکان تاکید کرد. در اورولوژی، بقراط ادرار را در زمینه بیماری های حاد و مزمن بررسی کرد. او دقیقاً مشاهده کرد که تشکیل سنگ‌های ادراری با کیفیت آب آشامیدنی و التهاب گردن مثانه مرتبط است، اصلی که در اورولوژی معاصر همچنان معتبر است.

دو عبارت قصار پرتیراژ، "اجازه دهید غذا داروی شما باشد و دارو غذای شما باشد" و "پیاده‌روی بهترین داروی انسان است" اغلب به Hipp نسبت داده می‌شوند. منشأ دقیق این اظهارات در حال حاضر مشخص نیست.

در سال 2017، در طی تلاش‌های مرمتی در صومعه سنت کاترین در جنوب سینا، محققان کشف یک نسخه خطی حاوی دستور العمل پزشکی منسوب به بقراط را گزارش کردند. این نسخه خطی علاوه بر این دارای سه دستور العمل گیاهی است که توسط یک کاتب ناشناس نشان داده شده است.

هیئت بقراط

پیکر بقراط (لاتین: Corpus Hippocraticum) شامل تقریباً هفتاد متن پزشکی باستانی است که در یونان اسکندریه گردآوری شده اند. این آثار به زبان یونانی یونی سروده شده اند. تألیف این رساله‌ها توسط خود بقراط، با توجه به گفتمان معاصر تنها بر تعداد معدودی از متن‌هایی که به طور بالقوه معتبر در نظر گرفته می‌شوند، به عنوان یک پرسش علمی حل‌نشده باقی مانده است. با توجه به طیف متنوع موضوعات، سبک های نگارش متفاوت، و تاریخ های متفاوت تالیف، بعید است که مجموعه بقراط محصول یک نویسنده باشد. به عنوان مثال، ارمرینز، نوزده نویسنده مجزا را شناسایی می کند. این مجموعه نام خود را از بقراط به دلیل شهرت گسترده او به دست آورد، به طور بالقوه از طریق تلاش های طبقه بندی یک کتابدار اسکندریه که همه آثار پزشکی را به نام خود دسته بندی کرد. عموماً فرض بر این است که این مجلدات توسط شاگردان و پیروان بعدی وی گردآوری شده است.

مجموعه بقراط مجموعه‌ای از ادبیات پزشکی را در بر می‌گیرد، از جمله کتاب‌های درسی، یادداشت‌های سخنرانی، یافته‌های پژوهشی، و مقالات فلسفی، که بدون ساختار سازمانی خاصی ارائه شده‌اند. این متون برای مخاطبان مختلف، از متخصصان پزشکی گرفته تا عموم مردم در نظر گرفته شده بود، و گاهی اوقات دیدگاه‌های متفاوتی را ارائه می‌کردند که منجر به تضادهای قابل توجهی در میان آثار درون مجموعه می‌شد. رساله های برجسته در این مجموعه عبارتند از: سوگند بقراط، کتاب پیشگویی، درباره رژیم در بیماری های حاد، آفریزم ها، درباره هوا، آب و مکان، ابزار تجدد، اصلاح، و بیماری، در میان دیگران.

سوگند بقراط

سوگند بقراط، متنی بنیادی در مورد اخلاق پزشکی، از نظر تاریخی به بقراط نسبت داده می‌شود، اگرچه پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که ترکیب آن ممکن است پس از عمر او باشد. مسلماً این مشهورترین سند در مجموعه بقراط است. اگرچه امروزه سوگند به ندرت در قالب اصلی خود اجرا می شود، اما به عنوان یک الگوی اساسی برای سوگندنامه ها و کدهای اخلاقی معاصر عمل می کند که عملکرد پزشکی و رفتار اخلاقی نمونه را مشخص می کند. فارغ التحصیلان پزشکی مدرن اغلب پس از شروع مشاغل حرفه ای خود چنین تعهدات مشتقی را بر عهده می گیرند.

میراث

علیرغم این واقعیت که بقراط نه دانشکده پزشکی به نام خود را تأسیس کرد و نه اکثر رساله های منسوب به او را تألیف کرد، او به طور متعارف به عنوان "پدر پزشکی" شناخته می شود. کمک های عمیق او عمل پزشکی را متحول کرد. با این حال، پیشرفت متعاقبا پس از مرگ او کاهش یافت. بقراط از چنان احترامی برخوردار بود که آموزه های او به طور گسترده اصلاح ناپذیر تلقی می شدند و به دوره ای طولانی بدون پیشرفت های اساسی در روش شناسی او منجر می شد. قرن‌های پس از مرگ بقراط با قهقرایی و پیشرفت محدود در پزشکی مشخص شد. به عنوان مثال، فیلدینگ گاریسون خاطرنشان می کند که "پس از دوره بقراط، روش گرفتن شرح حال بالینی از بین رفت."

به دنبال بقراط، جالینوس، یک پزشک یونانی فعال از سال 129 تا سال 200 پس از میلاد، به طور قابل توجهی بر عملکرد پزشکی تأثیر گذاشت. جالینوس سنت پزشکی بقراطی را پیش برد و برخی از نوآوری ها را معرفی کرد و در عین حال رگرسیون های خاصی را نیز در بر گرفت. در طول قرون وسطی، جهان اسلام روش‌های بقراطی را پذیرفت و فناوری‌های نوین پزشکی را پیشگام کرد. پس از رنسانس اروپا، اصول بقراط در اروپای غربی تجدید حیات کرد و در قرن نوزدهم توسعه بیشتری یافت. چهره های برجسته ای که تکنیک های بالینی دقیق بقراط را پذیرفتند عبارتند از: توماس سیدنهام، ویلیام هبردن، ژان مارتین شارکو و ویلیام اوسلر. هانری هوچارد، یک پزشک فرانسوی، اظهار داشت که این احیاء در مجموع "کل تاریخ پزشکی داخلی" را تشکیل می دهند.

تصویر

گزارش های ارسطو نشان می دهد که بقراط به عنوان "بقراط بزرگ" شناخته شده است. با توجه به خلق و خوی او، تصویرهای اولیه بقراط را به عنوان یک "پزشک روستایی مهربان، باوقار و پیر" به تصویر می‌کشد که بعداً به شخصیتی "سخت‌گیر و ممنوعه" تبدیل شد. او پیوسته خردمند، دارای عقل عمیق و به ویژه اهل عمل در نظر گرفته می شود. فرانسیس آدامز او را به عنوان "به شدت پزشک تجربه و عقل سلیم" توصیف کرد.

تصویر او به عنوان یک پزشک خردمند و مسن با نیم تنه هایی با ریش های بزرگ و صورت های چروکیده تقویت می شود. بسیاری از پزشکان معاصر موهای خود را به روش جوو و اسکلپیوس آرایش می‌کردند، که نشان می‌دهد نیم تنه‌های بقراط باقی‌مانده ممکن است بازنمایی اصلاح‌شده‌ای از این خدایان باشد. بقراط و اصولی که او تجسم می‌کند، آرمان‌های اساسی پزشکی محسوب می‌شوند. فیلدینگ گاریسون، یک مورخ برجسته پزشکی، اعلام کرد: "او بیش از همه، نمونه آن نگرش ذهنی منعطف، انتقادی و متین است، که همیشه در جستجوی منابع خطا است، که جوهر روح علمی است." علاوه بر این، با توجه به تاریخ کوتاه پزشکی، "شکل او ... برای همیشه به عنوان پزشک ایده آل ایستاده است،" که پیوسته الهام بخش حرفه پزشکی از زمان مرگ او بوده است.

افسانه ها

سفرهای سر جان ماندویل به اشتباه بیان می کند که بقراط بر جزایر "کوس و لانگو" [sic] حکومت می کرد و افسانه ای را در مورد دختر بقراط روایت می کند. او که توسط الهه دیانا به یک اژدهای صد فوتی تبدیل شده است، به عنوان "بانوی مانور" یک قلعه باستانی به تصویر کشیده شده است. او سالی سه بار ظاهر می شود، با این امکان که اگر شوالیه او را ببوسد، به شکل انسان باز می گردد و در نتیجه شوالیه را همسر و فرمانروای جزایر می کند. شوالیه های متعددی این شاهکار را انجام می دهند، اما با برخورد با اژدهای هیولا، فرار می کنند و متعاقباً می میرند. این روایت گونه‌ای از افسانه ملوزین را نشان می‌دهد.

نام

چندین علائم و نشانه های بالینی نام بقراط را دارند، زیرا او با توصیف اولیه آنها اعتبار دارد. "چهره بقراطی" به تغییرات صورت ناشی از مرگ، بیماری طولانی مدت، تخلیه بیش از حد بدن، گرسنگی شدید و شرایط مشابه اشاره دارد. "Clubbing"، تغییر شکلی که انگشتان دست و ناخن را تحت تاثیر قرار می دهد، همچنین به عنوان "انگشتان بقراط" شناخته می شود. "سوکاسیون بقراط" صدای پاشیدن داخلی مرتبط با هیدروپنوموتوراکس یا پیوپنوموتوراکس را توصیف می کند. «نیمکت بقراط»، دستگاهی که از کشش برای تنظیم استخوان استفاده می کند، و «بانداژ کلاهک شکل بقراط» دو ابزار پزشکی هستند که به نام او نامگذاری شده اند. «پیکره بقراط» و «سوگند بقراط» نیز به او نسبت داده شده است. "Risus sardonicus"، اسپاسم مداوم عضلات صورت، ممکن است به علاوه "لبخند بقراط" نامیده شود. شدیدترین تظاهرات ریزش مو و طاسی به "شکل بقراطی" نامیده می شود.

در دوران معاصر، یک دهانه ماه به نام بقراط نامیده شده است. موزه بقراط، واقع در جزیره یونانی کوس، به میراث او اختصاص داده شده است. پروژه بقراط، ابتکار مرکز پزشکی دانشگاه نیویورک، با هدف ارتقای آموزش از طریق ادغام تکنولوژیک است. پروژه هیپوکرات، مخفف "محاسبات با کارایی بالا برای جراحی به کمک ربات"، نشان دهنده تلاش مشترک دانشکده علوم کامپیوتر کارنگی ملون و مرکز پزشکی Shadyside است که بر روی "توسعه فناوری های برنامه ریزی، شبیه سازی و اجرای پیشرفته برای نسل بعدی ربات های رباتیک به کمک کامپیوتر" تمرکز دارد. هر دو اداره ثبت بقراط کانادا و ثبت بقراط آمریکا، سازمان‌های حرفه‌ای برای پزشکانی هستند که متعهد به حمایت از اصول تغییر ناپذیر سوگند بقراط اصلی در میان زمینه‌های اجتماعی در حال تحول هستند.

تبارشناسی

شجره نامه افسانه ای بقراط نسب پدری او را مستقیماً به اسکلپیوس و نسب مادری او را به هراکلس می رساند. بر اساس Chiliades تزز، اهننتافل بقراط دوم عبارت است از:

32768. آسکلپیوس

جایزه بقراط برای شعر و پزشکی

یادداشت ها

مراجع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Hippocrates

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Hippocrates.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Hippocrates Hippocrates کیست زندگی Hippocrates پژوهش‌های Hippocrates کشف‌های Hippocrates دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Hippocrates کیست؟
  • Hippocrates چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Hippocrates چیست؟
  • چرا Hippocrates مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش