نیلز هنریک دیوید بور (؛ دانمارکی: [ˈne̝ls ˈpoɐ̯ˀ]؛ 7 اکتبر 1885 - 18 نوامبر 1962) یک فیزیکدان نظری دانمارکی بود که کمک های اصلی او باعث پیشرفت ساختار اتمی و درک درجه اول اتمی شد. در فیزیک در سال 1922. او همچنین یک فیلسوف و از طرفداران تحقیقات علمی بود.
نیلز هنریک دیوید بور (; دانمارکی: [ˈne̝lsˈpoɐ̯ˀ]؛ 7 اکتبر 1885 - 18 نوامبر 1962) یک دانشمند فیزیکدان دانمارکی بود که نظریه اتمی را پایه گذاری کرد. او همچنین فیلسوف و مروج تحقیقات علمی بود.
بور مدل اتمی را با نام خود فرموله کرد و اظهار داشت که سطوح انرژی الکترونها گسسته هستند و الکترونها به دور هسته اتم در پیکربندیهای پایدار میچرخند، اما میتوانند بین سطوح انتقال انرژی متمایز شوند. در حالی که مدلهای بعدی جایگزین مدل بور شدهاند، اصول بنیادی آن اعتبار خود را حفظ میکنند. او همچنین اصل مکمل بودن را معرفی کرد که نشان میدهد پدیدهها را میتوان از طریق ویژگیهای به ظاهر متناقض، مانند نشان دادن رفتارهای موج مانند و ذرهمانند، تحلیل کرد. این مفهوم مکملیت عمیقاً بر چارچوب فکری بور در هر دو حوزه علمی و فلسفی تأثیر گذاشت.
در سال 1920، بور مؤسسه فیزیک نظری را در دانشگاه کپنهاگ تأسیس کرد که اکنون به عنوان مؤسسه نیلز بور شناخته می شود. او مربیگری کرد و با فیزیکدانان برجسته ای مانند هانس کرامرز، اسکار کلاین، جورج دی هیوسی و ورنر هایزنبرگ همکاری کرد. بور به طور دقیق ویژگیهای یک عنصر جدید زیرکونیوممانند را پیشبینی کرد که متعاقباً هافنیوم نام گرفت، نامی که از نام لاتین کپنهاگ، محل کشف آن گرفته شده است. متعاقباً، عنصر مصنوعی بوریم به افتخار او نامگذاری شد و از تحقیقات پیشگام او در مورد ساختار اتمی قدردانی شد.
در طول دهه 1930، بور به پناهندگانی که از نازیسم گریخته بودند کمک کرد. پس از اشغال دانمارک توسط آلمان، او با ورنر هایزنبرگ که در آن زمان برنامه تسلیحات هستهای آلمان را رهبری میکرد، ملاقات کرد. در سپتامبر 1943، پس از اطلاع از دستگیری قریب الوقوع خود توسط نیروهای آلمانی، بور به سوئد پناهنده شد. پس از آن، او از طریق هوایی به بریتانیا منتقل شد و در آنجا با پروژه تسلیحات هستهای British Tube Alloys درگیر شد و در مأموریت بریتانیا به پروژه منهتن شرکت کرد. پس از جنگ، بور از همکاری جهانی در مورد انرژی هسته ای حمایت کرد. او در تأسیس CERN و مؤسسه تحقیقاتی Risø، بخشی از کمیسیون انرژی اتمی دانمارک، نقش ایفا کرد و در سال 1957، ریاست افتتاحیه مؤسسه نوردیک برای فیزیک نظری را بر عهده گرفت. در سال 1999، او به عنوان چهارمین فیزیکدان برجسته تاریخ شناخته شد.
زندگی اولیه و تحصیل
نیلز هنریک دیوید بور در 7 اکتبر 1885 در کپنهاگ، دانمارک به دنیا آمد. او دومین فرزند از سه فرزند کریستین بور، استاد فیزیولوژی در دانشگاه کپنهاگ، و الن آدلر، دختر دیوید باروخ آدلر، بانکدار یهودی دانمارکی بود. خواهر و برادر او شامل یک خواهر بزرگتر به نام جنی و یک برادر کوچکتر به نام هارالد بودند. جنی شغل معلمی را دنبال کرد، در حالی که هارالد خود را به عنوان یک ریاضی دان و یک فوتبالیست، به نمایندگی از تیم ملی دانمارک در بازی های المپیک تابستانی 1908 در لندن متمایز کرد. نیلز همچنین علاقه شدیدی به فوتبال داشت و هر دو برادر در مسابقات متعددی برای Akademisk Boldklub (باشگاه فوتبال آکادمیک) مستقر در کپنهاگ شرکت کردند و نیلز به عنوان دروازه بان خدمت کرد.
بور تحصیلات خود را در مدرسه لاتین Gammelholm در سن هفت سالگی آغاز کرد. در سال 1903 به عنوان دانشجوی کارشناسی در دانشگاه کپنهاگ فارغ التحصیل شد. زمینه اصلی تحصیل او فیزیک بود که توسط کریستین کریستینسن، که در آن زمان تنها استاد فیزیک در دانشگاه بود، انجام شد. علاوه بر این، او نجوم و ریاضیات را زیر نظر توروالد تیله و فلسفه را زیر نظر هارالد هافدینگ، یکی از آشنایان نزدیک پدرش، دنبال کرد.
در سال 1905، آکادمی سلطنتی علوم و ادبیات دانمارک از یک مسابقه مدال طلا حمایت مالی کرد تا روشی برای اندازه گیری کشش سطحی مایعات را کشف کند، تکنیکی که در ابتدا توسط لرد ریلی در سال 1879 پیشنهاد شد. این روش مستلزم اندازه گیری فرکانس نوسان شعاع یک جت آب بود. بور مجموعهای از آزمایشها را با استفاده از آزمایشگاه پدرش در دانشگاه انجام داد، زیرا خود مؤسسه فاقد یک آزمایشگاه اختصاصی فیزیک بود. او برای تسهیل کار آزمایشی خود، ظروف شیشه ای خود، از جمله لوله های آزمایشی با مقطع بیضوی خاص را ساخت. بور دامنه کار اصلی را با ادغام پیشرفتها در چارچوب نظری ریلی و روششناسی تجربی، بهویژه با در نظر گرفتن ویسکوزیته آب و استفاده از دامنههای محدود به جای دامنههای بینهایت کوچک، گسترش داد. به ارسالی او که در مهلت مقرر ارائه شد، این جایزه تعلق گرفت. متعاقباً، او نسخه ای تصفیه شده از مقاله را برای انتشار در معاملات فلسفی انجمن سلطنتی به انجمن سلطنتی لندن ارسال کرد.
هارالد بور اولین نفر از این دو برادر بود که مدرک کارشناسی ارشد گرفت و در آوریل 1909 در ریاضیات به دست آورد. نیلز 9 ماه بعد مدرک کارشناسی ارشد خود را در نظریه الکترون فلزات، موضوعی که توسط استاد راهنما، کریستینسن تعیین شده بود، تکمیل کرد. نیلز متعاقباً این پایان نامه کارشناسی ارشد را به پایان نامه دکتری بسیار بزرگتر خود گسترش داد. تحقیقات او شامل بررسی کامل ادبیات بود، و او را به اتخاذ مدلی سوق داد که در ابتدا توسط پل درود پیشنهاد شد و توسط هندریک لورنتس توسعه یافت، که فرض میکرد الکترونهای یک فلز مانند گاز رفتار میکنند. در حالی که بور مدل لورنتز را توسعه داد، او آن را برای توضیح پدیده هایی مانند اثر هال ناکافی دانست و به این نتیجه رسید که نظریه الکترون نمی تواند به طور کامل خواص مغناطیسی فلزات را روشن کند. این پایان نامه در آوریل 1911 پذیرفته شد و بور با موفقیت در 13 مه از آن دفاع کرد. هارالد سال قبل دکترای خود را دریافت کرده بود. علیرغم ماهیت پیشگامانهاش، پایاننامه بور کمترین توجه را در خارج از اسکاندیناوی به خود جلب کرد، عمدتاً به این دلیل که به زبان دانمارکی نوشته شده بود، که یکی از الزامات دانشگاه کپنهاگ در آن زمان بود. در سال 1921، فیزیکدان هلندی هندریکا یوهانا ون لیوون به طور مستقل از تز بور یک قضیه را استخراج کرد که اکنون به عنوان قضیه بور–ون لیوون شناخته می شود.
فیزیک
مدل بور
در سپتامبر 1911، نیلز بور، با حمایت مالی از بنیاد کارلسبرگ، به انگلستان، یک مرکز پیشرو برای کار نظری در مورد ساختارهای اتمی و مولکولی، سفر کرد. او با جی جی تامسون از آزمایشگاه کاوندیش و کالج ترینیتی کمبریج ملاقات کرد و در سخنرانیهایی درباره الکترومغناطیس توسط جیمز جین و جوزف لارمور شرکت کرد. اگرچه بور تحقیقاتی در مورد پرتوهای کاتدی انجام داد، اما تامسون را تحت تأثیر قرار نداد. او با فیزیکدانان جوان تر، به ویژه ویلیام لارنس براگ استرالیایی و ارنست رادرفورد نیوزیلندی، که مدل 1911 اتم او با یک هسته مرکزی کوچک، مدل پودینگ آلو تامسون در سال 1904 را به چالش کشید، موفقیت بیشتری به دست آورد. رادرفورد متعاقباً از بور دعوت کرد تا در دانشگاه ویکتوریا منچستر کار فوق دکترا را انجام دهد، جایی که بور با جورج دی هیوسی و چارلز گالتون داروین مواجه شد که بور آنها را به عنوان "نوه داروین واقعی" توصیف می کرد.
در ژوئیه 1912، بور برای عروسی خود به دانمارک بازگشت و متعاقباً در سراسر انگلستان و در ماه عسل سفر کرد. پس از بازگشت، او به عنوان Privatdocent در دانشگاه کپنهاگ منصوب شد، جایی که او در مورد ترمودینامیک سخنرانی می کرد. نامزدی مارتین نادسن برای بور یک سمت دکتر را تضمین کرد که در ژوئیه 1913 تصویب شد و پس از آن او شروع به آموزش به دانشجویان پزشکی کرد. در آن سال، سه مقاله تأثیرگذار او که بعداً به عنوان "سه گانه" شناخته شد، در مجله فلسفی در ماه های ژوئیه، سپتامبر و نوامبر ظاهر شد. در این انتشارات، بور ساختار هسته ای رادرفورد را با نظریه کوانتومی ماکس پلانک ترکیب کرد و بدین وسیله مدل اتمی خود را ایجاد کرد.
اگرچه مدلهای سیارهای اتمها جدید نبودند، رویکرد بور پیشگامانه بود. با تکیه بر مقاله داروین در سال 1912، که نقش الکترون ها را در برهمکنش ذرات آلفا با یک هسته بررسی می کرد، بور پیشنهاد کرد که الکترون ها در "حالت های ساکن" کوانتیزه شده به دور هسته اتم بچرخند تا اتم را تثبیت کنند. با این حال، در مقاله خود در سال 1921 بود که او توضیح داد که چگونه خواص شیمیایی عناصر تا حد زیادی توسط تعداد الکترون ها در مدار بیرونی آنها تعیین می شود. او همچنین این مفهوم را معرفی کرد که یک الکترون میتواند از مداری با انرژی بالاتر به مدار پایینتر منتقل شود و در این فرآیند یک کوانتوم انرژی گسسته منتشر کند. این اصل به عنصری بنیادی تبدیل شد که امروزه به عنوان نظریه کوانتومی قدیمی شناخته می شود.
در سال 1885، یوهان بالمر سری Balmer را توسعه داد، فرمولی که برای توصیف خطوط طیفی مرئی اتم هیدروژن استفاده میشود.
در اینجا λ نشان دهنده طول موج نور جذب شده یا ساطع شده است و RH نشان دهنده ثابت ریدبرگ است. اگرچه فرمول بالمر با شناسایی خطوط طیفی بیشتر اثبات شد، اما مکانیسم زیربنایی آن برای سه دهه ناشناخته ماند. پس از آن، بور با موفقیت این فرمول را از مدل اتمی خود استخراج کرد، همانطور که در انتشار اولیه سه گانه اصلی خود توضیح داده شد:
<معناشناسی> R Z = §19 20§ π §26 27§ m e Z §42 43§ e §50 51§ h §59<معناشناسی>60§ {\displaystyle R_{Z}={2\pi ^{2}m_{e}Z^{2}e^{4} \over h^{3}}}
در این معادله، me نشاندهنده جرم الکترون است، e نشاندهنده بار آن است، h نشاندهنده ثابت پلانک، و Z مربوط به عدد اتمی اتم است (که برای هیدروژن 1 است، که با مجموعهای از سری Pi ادغام شده است).
خطوط طیفی ناسازگار با فرمول بالمر هنگامی که توسط آلفرد فاولر در مورد این اختلاف مورد سوال قرار گرفت، بور اظهار داشت که این خطوط از هلیوم یونیزه شده، به ویژه اتم های هلیوم که دارای یک الکترون هستند، سرچشمه می گیرند. مدل بور قابلیت کاربرد برای چنین گونه های یونی را نشان داد. در حالی که بسیاری از فیزیکدانان معتبر از جمله تامسون، ریلی و هندریک لورنتز نسبت به این سه گانه محفوظ بودند، گروه جوان تری متشکل از رادرفورد، دیوید هیلبرت، آلبرت انیشتین، انریکو فرمی، مکس بورن و آرنولد سامرفلد به اهمیت پیشگامانه آن پی بردند. اینشتین به طور مشخص مدل بور را به عنوان "بالاترین شکل موسیقایی در حوزه اندیشه" توصیف کرد. پذیرش گسترده این سه گانه منحصراً از ظرفیت آن برای روشن کردن پدیده هایی نشأت می گیرد که قبلاً مدل های جایگزین را مخدوش کرده بودند و برای پیش بینی نتایج تجربی که بعداً به طور تجربی تأیید شدند. اگرچه مدل بور اتم از آن زمان توسط نظریه های پیشرفته تر جایگزین شده است، اما همچنان شناخته شده ترین مدل اتمی است که اغلب در برنامه های درسی فیزیک و شیمی آموزش متوسطه نشان داده می شود.
نیلز بور آموزش دانشجویان پزشکی را غیرقابل اجرا دانست. او متعاقباً به نارسایی خود به عنوان یک سخنران اعتراف کرد و آن را به چالش ایجاد تعادل در «کلارهایت و وارهیت» (روشن و حقیقت) نسبت داد. در نتیجه، او تصمیم گرفت که به منچستر بازگردد و موقعیت خوانندگان پیشنهادی رادرفورد را پذیرفت که پس از پایان دوره تصدی داروین در دسترس قرار گرفت. بور این پیشنهاد را پذیرفت. او از دانشگاه کپنهاگ مرخصی گرفت و آن را با تعطیلات در تیرول در کنار برادرش هارالد و عمه هانا آدلر آغاز کرد. در این دوره، او از دانشگاه گوتینگن و دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ بازدید کرد و در آنجا با سامرفلد روبرو شد و سمینارهایی را در مورد این سه گانه رهبری کرد. شروع جنگ جهانی اول در طول اقامت آنها در تیرول به طور قابل توجهی سفر بازگشت آنها را به دانمارک و سفر بعدی بور با مارگرت به انگلستان را پیچیده کرد، جایی که او در اکتبر 1914 وارد شد. آنها تا ژوئیه 1916 در انگلیس ماندند، تا آن زمان بور به سمت کرسی مخصوص ایجاد شده فیزیک نظری در دانشگاه Copenhagen منصوب شد. همزمان، دکتری او لغو شد، اما او مسئولیت آموزش فیزیک به دانشجویان پزشکی را حفظ کرد. استادان جدید به طور رسمی به پادشاه کریستین ایکس معرفی شدند، که طبق گزارش ها از ملاقات با چنین بازیکن مشهور فوتبال ابراز خوشحالی کرد.
موسسه فیزیک نظری
در آوریل 1917، بور تلاش هایی را برای تأسیس مؤسسه فیزیک نظری آغاز کرد. او حمایت دولت دانمارک و بنیاد کارلسبرگ را به دست آورد و کمک های قابل توجهی از سوی نهادهای صنعتی و خیرین خصوصی که بسیاری از آنها یهودی بودند تکمیل شد. قانون رسمی ایجاد مؤسسه در نوامبر 1918 به تصویب رسید. خانواده او متعاقباً به آپارتمانی در طبقه اول ساختمان نقل مکان کردند. در طول دهههای 1920 و 1930، مؤسسه بور به یک مرکز مرکزی برای محققانی تبدیل شد که مکانیک کوانتومی و رشتههای مرتبط را بررسی میکردند و بسیاری از برجستهترین فیزیکدانان نظری دوران را به خود جذب کردند. بازدیدکنندگان قابل توجه اولیه عبارتند از هانس کرامرز از هلند، اسکار کلاین از سوئد، جورج دی هیوسی از مجارستان، وویچ روبینوویچ از لهستان، و سوین روسلاند از نروژ. بور هم به عنوان یک میزبان مهمان نواز و هم به عنوان یک همکار برجسته مورد تحسین گسترده قرار گرفت. قابل توجه است که کلاین و راسلند انتشارات افتتاحیه مؤسسه را قبل از افتتاح رسمی آن تألیف کردند.
در حالی که مدل بور به طور موثر هیدروژن و هلیوم تک الکترونی یونیزه شده را توصیف کرد و تحسین انیشتین را برانگیخت، برای توضیح عناصر پیچیده تر ناکافی بود. در سال 1919، بور شروع به دور شدن از مفهوم الکترونهایی که به دور هسته میچرخند، در عوض روشهای اکتشافی را برای توصیف آنها توسعه داد. عناصر خاکی کمیاب به دلیل شباهتهای شیمیایی آشکارشان، چالش طبقهبندی منحصربهفردی را برای شیمیدانان ایجاد کردند. پیشرفت قابل توجهی در سال 1924 با فرمول بندی اصل طرد پائولی توسط ولفگانگ پائولی رخ داد که یک پایه نظری قوی برای مدل های بور فراهم کرد. پس از آن، بور اظهار داشت که عنصر 72 که در آن زمان کشف نشده بود، یک عنصر خاکی کمیاب نیست، بلکه عنصری است که دارای خواص شیمیایی مشابه زیرکونیوم است. (از سال 1871، عناصر بر اساس خواص شیمیایی آنها پیشبینی و شناسایی میشدند.) ادعای بور بلافاصله توسط شیمیدان فرانسوی ژرژ اوربان، که ادعا میکرد یک عنصر خاکی کمیاب 72 را کشف کرده بود، که «سلتیوم» نامید، به چالش کشید. در مؤسسه کپنهاگ، دیرک کاستر و جورج دو هیوسی وظیفه تأیید پیشبینی بور و رد ادعای اوربان را بر عهده گرفتند. شروع با درک دقیق از خواص شیمیایی عنصر ناشناخته به طور قابل توجهی فرآیند تحقیق را ساده کرد. آنها به طور سیستماتیک نمونه هایی از موزه کانی شناسی کپنهاگ را در جستجوی عنصری شبیه زیرکونیوم بررسی کردند و به سرعت آن را پیدا کردند. عنصری که آنها آن را هافنیوم (hafnia اصطلاح لاتین کپنهاگ است) نامیدند، ثابت شد که فراوانتر از طلا است.
جشنواره بور (به آلمانی: Bohrfestspiele) شامل مجموعه ای از هفت سخنرانی است که توسط بور بین 12 و 22 ژوئن 1922 در موسسه فیزیک نظری در گوتینگن ارائه شده است. این سخنرانیها سخنرانیهای Wolfskehl را تشکیل میدادند که توسط بنیاد Wolfskehl پشتیبانی میشد. در دو هفته قبل از جشنواره بین المللی هندل گوتینگن، این رویداد نام "جشنواره بور" را به خود اختصاص داد. در سال 1991، فردریش هوند پیشنهاد کرد که جیمز فرانک مبدأ این مقایسه است. در طول این سخنرانیها، بور پیشرفتهای معاصر در نظریه بور-سامرفلد را ترسیم کرد و خاطرنشان کرد: "هنوز همه چیز چقدر ناقص و نامطمئن است."
در سال 1922، نیلز بور جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد، که به طور خاص به خاطر خدماتش در تحقیق در مورد ساختار اتم ها و تشعشعات ساطع شده از آنها ذکر شد. این جایزه معتبر هم "سه گانه" اصلی او از مقالات و هم کمک های اساسی او را در زمینه نوپای مکانیک کوانتومی قدردانی کرد. بور در طول سخنرانی نوبل خود، مروری کلی از درک معاصر از ساختار اتمی، به ویژه شامل اصل تطابق، مفهومی که خود توسعه داده بود، ارائه کرد. این اصل بیان میکند که رفتار سیستمهایی که توسط نظریه کوانتومی کنترل میشوند، هنگام در نظر گرفتن اعداد کوانتومی بزرگ با فیزیک کلاسیک همگرا میشوند.
کشف آرتور هالی کامپتون در مورد پراکندگی کامپتون در سال 1923، اکثر فیزیکدانان را متقاعد کرد که نور از فوتونها تشکیل شده است و انرژی و تکانه هر دو در طول الکترون فوتون ثابت هستند. سال بعد، در سال 1924، بور، کرامرز و جان سی اسلیتر، فیزیکدان آمریکایی وابسته به مؤسسه کپنهاگ، نظریه بور-کرامرز- اسلیتر (BKS) را ارائه کردند. این چارچوب بیشتر به عنوان یک برنامه مفهومی در نظر گرفته می شد تا یک نظریه فیزیکی کاملاً توسعه یافته، زیرا ایده های زیربنایی آن فاقد توضیح کمی بود. نظریه BKS نشان دهنده تلاش نهایی برای توضیح تعامل بین ماده و تابش الکترومغناطیسی در پارادایم نظریه کوانتومی قدیمی است که با قرار دادن محدودیتهای کوانتومی بر روی یک توصیف موج کلاسیک از میدان الکترومغناطیسی، به پدیدههای کوانتومی نزدیک میشود. در فرکانسهای جذب و انتشار، متمایز از فرکانسهای ظاهری مدارهای بور، مکس بورن، ورنر هایزنبرگ و کرامرز را بر آن داشت تا چارچوبهای ریاضی جایگزین را بررسی کنند. این اکتشاف با فرمول بندی مکانیک ماتریسی، که تجلی اولیه مکانیک کوانتومی مدرن را تشکیل می داد، به اوج خود رسید. علاوه بر این، نظریه BKS گفتمان را تحریک کرد و توجه را دوباره بر چالشهای اساسی در نظریه کوانتومی قدیمی متمرکز کرد. بحث برانگیزترین جنبه BKS - این گزاره که تکانه و انرژی فقط از نظر آماری حفظ می شود، نه در هر تعامل فردی - به سرعت توسط آزمایش های انجام شده توسط Walther Bothe و Hans Geiger رد شد. در نتیجه، بور به داروین اطلاع داد که با توجه به این یافتهها، "هیچ کاری جز این نیست که تلاشهای انقلابیمان را تا حد امکان محترمانه تشییع کنیم."
مکانیک کوانتومی
مفهوم اسپین الکترون که توسط جورج اولنبک و ساموئل گودسمیت در نوامبر 1925 معرفی شد، پیشرفت قابل توجهی را نشان داد. ماه بعد، بور به لیدن سفر کرد تا در جشن های پنجاهمین سالگرد دکترای هندریک لورنتس شرکت کند. در طی توقفی در هامبورگ، با ولفگانگ پائولی و اتو استرن روبرو شد که دیدگاه او را در مورد نظریه اسپین جدید جستجو کردند. بور در مورد برهمکنش بین الکترون ها و میدان های مغناطیسی اظهار نظر کرد. پل ارنفست و آلبرت انیشتین پس از ورود به لیدن به بور اطلاع دادند که اینشتین با به کارگیری اصول نسبیت با موفقیت به این موضوع پرداخته است. متعاقباً، بور به Uhlenbeck و Goudsmit دستور داد تا این قطعنامه را در انتشار خود ادغام کنند. در نتیجه، زمانی که بور در سفر بازگشتش با ورنر هایزنبرگ و پاسکوال جردن در گوتینگن ملاقات کرد، به گفته خودش، به «پیامبر انجیل آهنربای الکترون» تبدیل شده بود.
ورنر هایزنبرگ ابتدا در سال 1924 از کپنهاگ بازدید کرد و سپس در ژوئن 1925 به گوتینگن بازگشت، جایی که پس از آن پایه های ریاضی مکانیک کوانتومی را توسعه داد. پس از ارائه یافته های خود به ماکس بورن در گوتینگن، بورن تشخیص داد که این نتایج به طور بهینه از طریق جبر ماتریسی بیان شده است. این کار مهم توجه فیزیکدان بریتانیایی پل دیراک را به خود جلب کرد، که متعاقباً شش ماه را در کپنهاگ گذراند که از سپتامبر 1926 شروع شد. فیزیکدان اتریشی اروین شرودینگر نیز در سال 1926 از این بازدید بازدید کرد. "به اندازه وضوح و سادگی ریاضی که نشان دهنده یک پیشرفت عظیم نسبت به تمام اشکال قبلی مکانیک کوانتومی است."
پس از خروج کرامرز از مؤسسه در سال 1926 برای گرفتن سمت استادی در فیزیک نظری در دانشگاه اوترخت، بور بازگشت به Heisenberg را تسهیل کرد. در دانشگاه کپنهاگ هایزنبرگ بین سالهای 1926 و 1927 به عنوان مدرس دانشگاه و دستیار بور در کپنهاگ خدمت کرد.
بور اعتقاد داشت که نور ویژگیهای امواج و ذرات را نشان میدهد. متعاقباً، در سال 1927، شواهد تجربی، فرضیه دو بروگلی را تأیید کرد و نشان داد که ماده، از جمله الکترونها، نیز خواص موج مانندی از خود نشان میدهند. این امر او را به فرمولبندی اصل فلسفی مکملیت سوق داد، که فرض میکند موجودیتها میتوانند دارای ویژگیهای به ظاهر متناقض باشند، مانند وجود موج یا جریان ذره، مشروط به زمینه تجربی. او دریافت که این اصل توسط فیلسوفان حرفه ای به طور جامع درک نشده است.
در فوریه 1927، هایزنبرگ تکرار اولیه اصل عدم قطعیت را فرموله کرد و آن را از طریق یک آزمایش فکری شامل مشاهده یک الکترون از طریق میکروسکوپ پرتو گاما نشان داد. بور از منطق هایزنبرگ ابراز نارضایتی کرد و استدلال کرد که این منطق صرفاً یک اندازه گیری را پیشنهاد می کند که ویژگی های از قبل موجود را مختل می کند، نه اینکه مفهوم عمیق تر را بپذیرد که خواص یک الکترون از زمینه اندازه گیری آنها جدایی ناپذیر است. بور طی ارائه ای در کنفرانس کومو در سپتامبر 1927 تأکید کرد که روابط عدم قطعیت هایزنبرگ را می توان از اصول کلاسیک مربوط به قابلیت های تفکیک ابزارهای نوری استنتاج کرد. بور اظهار داشت که درک مفاهیم واقعی مکملیت مستلزم "بررسی دقیق تر" است. انیشتین برعکس، علیرغم مشارکت خود در فیزیک کلاسیک، جبرگرایی ذاتی در فیزیک کلاسیک را بر ماهیت احتمالی فیزیک کوانتومی نوپا ترجیح داد. معضلات فلسفی برآمده از جنبههای بدیع مکانیک کوانتومی متعاقباً به موضوعات برجسته گفتمان علمی تبدیل شدند. انیشتین و بور در طول زندگی حرفه ای خود درگیر مناظرات دوستانه در مورد این موضوعات بودند.
در سال 1914، کارل یاکوبسن، جانشین آبجوسازی های کارلسبرگ، ملک خود را که به عنوان اقامتگاه افتخاری کارلسبرگ شناخته می شود و در حال حاضر به عنوان آکادمی کارلسبرگ شناخته می شود، به عنوان وصیت نامه ای به وی سپرد. خدمت به عنوان اقامتگاه افتخاری (دانمارکی: Æresbolig). هارالد هافدینگ ساکن اولیه بود، و پس از مرگ او در ژوئیه 1931، آکادمی سلطنتی علوم و ادبیات دانمارک به بور اجازه سکونت داد. او و خانوادهاش در سال 1932 به این اقامتگاه نقل مکان کردند. در 17 مارس 1939، او به عنوان رئیس آکادمی انتخاب شد.
در سال 1929، پدیده فروپاشی بتا باعث شد بور پیشنهاد خود را برای کنار گذاشتن قانون بقای انرژی تکرار کند. با این حال، فرض ولفگانگ پائولی در مورد نوترینو و کشف نوترون متعاقب آن در سال 1932 توضیح دیگری ارائه داد. این پیشرفت، بور را برانگیخت تا در سال 1936 یک نظریه جدید درباره هسته ترکیبی ارائه کند، که مکانیسمی را که توسط آن نوترون ها می توانند توسط هسته اتم جذب شوند، روشن کند. در این چارچوب نظری، هسته به عنوان قادر به تغییر شکل، شبیه به یک قطره مایع تصور شد. او در این تحقیق با فریتز کالکار، فیزیکدان دانمارکی، که به طور غیرمنتظره ای در سال 1938 درگذشت، همکاری کرد.
شناسایی شکافت هسته ای توسط اتو هان در دسامبر 1938، همراه با توضیح نظری آن توسط لیز مایتنر، علاقه قابل توجهی را در جامعه فیزیک برانگیخت. بور این پیشرفت قابل توجه را به ایالات متحده منتقل کرد، جایی که در 26 ژانویه 1939 پنجمین کنفرانس واشنگتن در مورد فیزیک نظری را با فرمی افتتاح کرد. پس از اظهارات بور به جورج پلاکزک مبنی بر اینکه این کشف تمام معماهای مربوط به عناصر فرااورانیکی را حل کرد، Placzek به مقابله با این موضوع پرداخت: با انرژی های فروپاشی آن ناسازگار است. پس از مدت کوتاهی تفکر، بور به Placzek، Leon Rosenfeld و John Wheeler گفت: "من همه چیز را فهمیده ام." با تکیه بر مدل قطره مایع هسته خود، بور نتیجه گرفت که ایزوتوپ اورانیوم-235، به جای رایج تر اورانیوم-238، اساساً مسئول شکافت ناشی از نوترون های حرارتی است. در آوریل 1940، جان آر. دانینگ به طور تجربی فرضیه بور را تایید کرد. به طور همزمان، بور و ویلر چارچوب نظری جامعی را تدوین کردند که متعاقباً در مقالهای با عنوان «مکانیسم شکافت هستهای» در سپتامبر 1939 منتشر کردند.
فلسفه
ورنر هایزنبرگ نیلز بور را "در درجه اول یک فیلسوف، نه یک فیزیکدان" توصیف کرد. بور با آثار سورن کیرکگارد، فیلسوف اگزیستانسیالیست مسیحی دانمارکی قرن نوزدهم درگیر شد. در ساخت بمب اتمی، ریچارد رودز اظهار داشت که ایده های کی یر کگارد بر بور، با واسطه هافدینگ، تأثیر گذاشته است. به عنوان هدیه تولد در سال 1909، بور مراحل راه زندگی برادرش کی یرکگارد را هدیه داد. بور در نامهای همراه بیان کرد: «این تنها چیزی است که باید به خانه بفرستم؛ اما باور نمیکنم که پیدا کردن چیز بهتری خیلی آسان باشد... حتی فکر میکنم این یکی از لذتبخشترین چیزهایی است که تا به حال خواندهام». بور ضمن قدردانی از هنر زبانی و ادبی کی یرکگارد، به تفاوت های فلسفی او با اصول کی یرکگارد اشاره کرد. بسیاری از زندگی نامه نویسان بور این اختلاف فلسفی را به حمایت مسیحی کی یرکگارد نسبت داده اند که در تضاد با موضع الحادی بور است.
میزان تأثیر کی یرکگور بر اندیشه فلسفی و علمی بور همچنان موضوع بحث های علمی است. دیوید فاورهولد معتقد بود که تأثیر کی یرکگور بر آثار بور ناچیز است و مخالفت ابراز شده بور را به معنای واقعی کلمه تفسیر می کند. در مقابل، یان فی پیشنهاد کرد که میتوان محتوای نظری خاص را رد کرد، در حالی که هنوز مقدمات اساسی و چارچوب ساختاری آن را پذیرفته است.
بور در هیئت تحریریه مجموعه کتاب چشماندازهای جهان، انتشاراتی که به آثار فلسفی متنوع اختصاص داشت، خدمت کرد.
فیزیک کوانتومی
دیدگاهها و موضع فلسفی بور در مورد مکانیک کوانتومی بحثهای علمی گستردهای را ایجاد کرده است. با توجه به تفسیر هستیشناختی او از قلمرو کوانتومی، بور به گونههای مختلف بهعنوان یک ضد واقعگرا، یک ابزارگرا، یک رئالیست پدیدارشناختی یا سایر اشکال رئالیست توصیف شده است. علاوه بر این، در حالی که برخی از محققان بور را به عنوان یک ذهنگرا یا پوزیتیویست طبقهبندی کردهاند، اجماع فلسفی رایج این را بهعنوان یک تفسیر نادرست میداند، با توجه به اینکه بور هرگز از راستیآزمایی حمایت نکرد یا ادعا کرد که مشاهدهگر مستقیماً بر نتایج اندازهگیری تأثیر میگذارد.
Bohr اغلب بهعنوان یک جهان فیزیکی quant, quantums existing استناد میکند. شرح." با این حال، این ادعا یک اعلام عمومی توسط بور نبود. در عوض، این یک اظهارنظر خصوصی بود که توسط Aage Petersen در یک خاطره پس از مرگ به او نسبت داده شد. N. دیوید مرمین تکذیب قاطع ویکتور ویسکوپف مبنی بر اینکه بور چنین بیانیه ای را به زبان می آورد را بازگو کرد، و طبق گزارش ها، ویسکوف فریاد زد: "شرم بر آاژ پترسن که آن کلمات مسخره را در دهان بور گذاشت!"
مجموعه قابل توجهی از پژوهش ها تأثیر عمیقی از فلسفه امانوئل کانت بر بور را مطرح می کند. بور با تکرار کانت، تمایز بین تجربه ذهنی و واقعیت عینی را پیش نیاز اساسی برای کسب دانش میدانست. او معتقد بود که چنین تمایزی صرفاً از طریق کاربرد مفاهیم علی و مکانی-زمانی برای بیان تجربه ذهنی قابل دستیابی است. در نتیجه، یان فی نظر بور را این گونه تفسیر می کند که وجود عینی موجودیت ها را تنها می توان با استفاده از مفاهیم «کلاسیک» مانند «مکان»، «موقعیت»، «زمان»، «علیت» و «تحرک» مورد بحث قرار داد. بور معتقد بود که مفاهیم اساسی مانند "زمان" ذاتی زبان روزمره هستند و فیزیک کلاسیک صرفاً این مفاهیم ذاتی را اصلاح می کند. از این رو، بور نتیجه گرفت که مفاهیم کلاسیک برای توصیف آزمایشات مربوط به جهان کوانتومی ضروری هستند. بور این دیدگاه را بیان کرد:
[T] شرح همه شواهد باید با اصطلاحات کلاسیک بیان شود. بحث صرفاً این است که ما با کلمه «آزمایش» به موقعیتی اشاره میکنیم که میتوانیم به دیگران بگوییم چه کردهایم و چه آموختهایم، و بنابراین، شرح آرایش تجربی و نتایج مشاهدات باید به زبانی بدون ابهام با کاربرد مناسب اصطلاحات فیزیک کلاسیک بیان شود (APHK، p.> 39).
به گفته Faye، توضیحات مختلفی برای اعتقاد بور در مورد ضروری بودن مفاهیم کلاسیک در توصیف پدیدههای کوانتومی وجود دارد. فای این توضیحات را در پنج چارچوب متمایز دسته بندی می کند: تجربه گرایی (به طور خاص، پوزیتیویسم منطقی). کانتییسم (یا مدل های معرفتی نئوکانتی)؛ پراگماتیسم (با تاکید بر تعامل تجربی انسان با سیستم های اتمی بر اساس نیازها و علایق). داروینیسم (تطبیقی تکاملی برای مفاهیم کلاسیک، همانطور که توسط لئون روزنفلد ذکر شده است)؛ و تجربی گرایی (که به شدت به عملکرد و نتایج قابل توصیف کلاسیک آزمایش ها اولویت می دهد). این چارچوبها متقابلاً انحصاری نیستند، و به نظر میرسد که تأکید بور در مقاطع مختلف در میان این جنبهها تغییر میکند.
فی اظهار میدارد که بور اتم را یک موجود ملموس میدانست، نه صرفاً یک ساختار اکتشافی یا منطقی. با این حال، فی همچنین خاطرنشان می کند که بور فرمالیسم مکانیکی کوانتومی را به معنای ارائه یک بازنمایی تحت اللفظی یا «تصویری» از جهان کوانتومی «راست» نمی دانست، بلکه بیشتر جنبه نمادین داشت. در نتیجه، نظریه مکمل بودن بور اساساً یک تفسیر معنایی و معرفتشناختی از مکانیک کوانتومی است، البته تفسیری با مفاهیم هستیشناختی خاص. فی تز تعریف ناپذیری بور را به شرح زیر توضیح می دهد:
شرایط صدق برای گزارههایی که مقادیر سینماتیکی یا دینامیکی خاصی را به یک جسم اتمی نسبت میدهند، مشروط به دستگاه آزمایشی درگیر است، بنابراین لازم است این شرایط ارجاعاتی به تنظیمات آزمایشی و نتیجه واقعی آزمایش را در بر گیرد.
فای تاکید میکند که تفسیر بور بهویژه هر گونه اشارهای به "فروپاشی تابع موج در طول اندازهگیریها" را حذف میکند، ایدهای که خود بور هرگز بیان نکرده است. در عوض، بور تفسیر آماری Born را پذیرفت، بر این باور که تابع ψ- صرفاً دارای معنای نمادین است و هیچ واقعیت عینی را به تصویر نمیکشد. در نتیجه، با توجه به دیدگاه بور مبنی بر اینکه تابع ψ- یک نمایش واقعی و تصویری از واقعیت نیست، مفهوم فروپاشی تابع موج واقعی غیرقابل دفاع می شود.
یک نقطه اختلاف قابل توجه در پژوهش معاصر مربوط به دیدگاه بور در مورد ماهیت اتم ها و گسترش آنها فراتر از واقعیت اتم ها است. محققانی مانند هنری فولس معتقدند که بور بین پدیدههای مشاهده شده و واقعیت متعالی تفاوت قائل شده است. برعکس، یان فی با این ادعا مخالفت می کند و معتقد است که برای بور، فرمالیسم و مکمل بودن کوانتومی تنها گفتمان مجاز در مورد جهان کوانتومی را تشکیل می دهد. فای همچنین بیان میکند که «هیچ مدرک دیگری در نوشتههای بور وجود ندارد که نشان دهد بور ویژگیهای حالت ذاتی و مستقل از اندازهگیری را به اجسام اتمی نسبت میدهد.
جنگ جهانی دوم
کمک به دانش پژوهان پناهنده
صعود نازیسم در آلمان، بسیاری از دانشمندان را مجبور به مهاجرت کرد، چه به دلیل میراث یهودی یا مخالفتشان با رژیم نازی. در سال 1933، بنیاد راکفلر صندوقی را برای کمک به دانشگاهیان آواره تأسیس کرد، برنامهای که بور با مکس میسون، رئیس بنیاد در ماه می 1933 در مورد آن بحث کرد. از جمله افرادی که او به او کمک کرد عبارتند از گیدو بک، فلیکس بلوخ، جیمز فرانک، جورج دی هیوسی، اتو فریش، هیلده لوی، لیز مایتنر، جورج پلاکزک، یوجین رابینوویچ، استفان روزنتال، اریش ارنست اشنایدر، ادوارد تلر، آرتور فون هیپل، و ویکتور وایسکوپف.
در آوریل 1940، در مرحله اولیه جنگ جهانی دوم، آلمان نازی حمله و متعاقباً اشغال دانمارک را آغاز کرد. برای محافظت از مدالهای طلای نوبل متعلق به ماکس فون لائو و جیمز فرانک از مصادره آلمان، بور به جورج دو هیوسی دستور داد تا آنها را در آبهای آبی منحل کند. سپس این مدالهای حل شده در طول جنگ در قفسهای در مؤسسه نگهداری میشد تا اینکه طلا بعداً رسوب کرد و مدالها توسط بنیاد نوبل دوباره به دست آمد. مدال شخصی بور به حراجی برای صندوق امداد فنلاند اهدا شد و در مارس 1940 در کنار مدال آگوست کروگ فروخته شد. خریدار متعاقباً هر دو مدال را به موزه تاریخی دانمارک در قلعه فردریکزبورگ اهدا کرد، جایی که آنها در آنجا نگهداری میشوند، اگرچه مدال بور به طور موقت توسط آندریاس موگنسن در طی اکسپدیشن 70 ISS در سالهای 2023-2024 به فضا منتقل شد.
برغم اینکه بور تمام فعالیتهای بینالمللی مؤسسه را حفظ کرد.
دیدار با هایزنبرگ
بور پتانسیل نظری استفاده از اورانیوم-235 را برای ساخت بمب اتمی تشخیص داد، موضوعی که او در سخنرانیهایی در بریتانیا و دانمارک قبل و بعد از شروع جنگ به آن پرداخت. با این حال، او در امکان فنی استخراج مقدار کافی اورانیوم 235 تردید داشت. در سپتامبر 1941، ورنر هایزنبرگ، که رهبری برنامه انرژی هسته ای آلمان را بر عهده گرفته بود، از بور در کپنهاگ بازدید کرد. در طی این برخورد، این دو مرد در خارج از منزل به بحث خصوصی پرداختند که به دلیل خاطرات متفاوتشان، جزئیات آن گمانه زنی های قابل توجهی را ایجاد کرده است. هایزنبرگ مدعی شد که او گفتوگویی را درباره انرژی هستهای، اخلاق و جنگ آغاز کرده است، که بر اساس گزارشها بور با پایان دادن ناگهانی بحث بدون افشای دیدگاههای خود به آن واکنش نشان داد. برعکس، ایوان سوپک، شاگرد و دستیار هایزنبرگ، اظهار داشت که تمرکز اصلی این جلسه، پیشنهاد کارل فردریش فون وایزکر برای متقاعد کردن بور برای میانجیگری در توافق صلح بین بریتانیا و آلمان بود.
در سال 1957، هایزنبرگ با رابرت یونگک مکاتبه کرد، که در آن زمان نویسنده کتاب رابرت یونگک بود. دانشمندان اتمی. هایزنبرگ بیان کرد که پس از بررسی تصویر یونگک در ترجمه دانمارکی کتاب، بور پیش نویس نامه ای برای هایزنبرگ تهیه کرد (که هرگز ارسال نشد) و مخالفت عمیق خود را با روایت هایزنبرگ از جلسه بیان کرد. خاطرات بور این بود که تولید تئاتر
هایزنبرگ
مایکل فراین در سال 1998، کپنهاگ، سناریوهای بالقوه ملاقات 1941 میان هایزنبرگ و بور را نمایش می دهد. یک فیلم تلویزیونی اقتباسی توسط بیبیسی در 26 سپتامبر 2002 با حضور استفن ریا در نقش بور به نمایش درآمد. پس از انتشار نامههای بور، مورخان این نمایشنامه را به دلیل ارائه «سادهسازی بیش از حد و انحراف توازن اخلاقی واقعی» با اتخاذ دیدگاهی طرفدار هایزنبرگ مورد انتقاد قرار دادهاند.
همان جلسه قبلاً در سال 1992 توسط مجموعههای مستند علمی بیبیسی Horizononyth با عنوان An Philonyth به عنوان «Horizononyth» نمایش داده شده بود. هایزنبرگ. این برخورد همچنین در مینی سریال نروژی/دانمارکی/بریتانیایی جنگ آب سنگین به تصویر کشیده شده است.
پروژه منهتن
در سپتامبر 1943، نیلز بور و برادرش هارالد اطلاعاتی دریافت کردند که رژیم نازی خانواده آنها را به دلیل میراث مادرشان یهودی می دانست و آنها را در معرض خطر دستگیری قرار داد. مقاومت دانمارکی فرار بور و همسرش را از طریق دریا به سوئد در 29 سپتامبر تسهیل کرد. روز بعد، بور با موفقیت گوستاف پنجم پادشاه سوئد را متقاعد کرد که تمایل سوئد برای اعطای پناهندگی به پناهندگان یهودی را علناً اعلام کند. در 2 اکتبر 1943، رادیو سوئد پیشنهاد پناهندگی را پخش کرد که به سرعت با نجات دسته جمعی یهودیان دانمارکی توسط هموطنانشان دنبال شد. در حالی که برخی از مورخان ادعا میکنند که اقدامات بور مستقیماً این نجات جمعی را تسریع کرد، برخی دیگر استدلال میکنند که علیرغم تلاشهای مجدانه بور از طرف هموطنانش، تأثیر او بر رویدادهای گستردهتر تعیینکننده نبود. در نهایت، بیش از 7000 یهودی دانمارکی با موفقیت به سوئد پناه بردند.
لرد چرول پس از اطلاع از فرار موفقیت آمیز بور، تلگرامی را فرستاد و او را به بریتانیا دعوت کرد. بور متعاقباً در 6 اکتبر با یک هواپیمای De Havilland Mosquito که توسط شرکت British Overseas Airways (BOAC) اداره می شد، وارد اسکاتلند شد. این هواپیماهای پشه ای بمب افکن های پرسرعت و غیرمسلح بودند که برای حمل و نقل محموله یا پرسنل حیاتی تغییر کاربری دادند. قابلیت عملیاتی آنها در سرعت ها و ارتفاعات بالا به آنها این امکان را می داد که از حریم هوایی نروژ تحت اشغال آلمان عبور کنند و در عین حال از هواپیماهای جنگنده دشمن فرار کنند. برای این سفر سه ساعته، بور، مجهز به چتر نجات، لباس پرنده و ماسک اکسیژن، روی تشکی در داخل محل بمب هواپیما دراز کشید. یک حادثه قابل توجه در طول پرواز رخ داد: کلاه ایمنی بور خیلی کوچک بود، و او را از شنیدن دستورات مخابره داخل کابین خلبان برای فعال کردن اکسیژن خود در حین صعود هواپیما به ارتفاع بالا برای پرواز نروژی باز داشت. این نادیده گرفتن باعث شد که او به دلیل کمبود اکسیژن هوشیاری خود را از دست بدهد و تنها زمانی هوشیاری خود را به دست آورد که هواپیما به ارتفاع کمتری بر فراز دریای شمال فرود آمد. یک هفته بعد، پسر بور، آج، پدرش را در یک پرواز جداگانه به بریتانیا دنبال کرد و متعاقباً به عنوان دستیار شخصی او خدمت کرد. با این حال، برای الزامات امنیتی، حضور بور با احتیاط مدیریت شد. به او یک آپارتمان در کاخ سنت جیمز و یک دفتر در کنار تیم توسعه تسلیحات هسته ای تیوب آلیاژ بریتانیا داده شد. بور از پیشرفت های چشمگیر به دست آمده ابراز شگفتی کرد. چادویک متعاقباً بور را سازماندهی کرد در 8 دسامبر 1943، بور به واشنگتن دی سی رسید و در آنجا با سرتیپ لزلی آر. گرووز جونیور، مدیر پروژه منهتن گفتگو کرد. برنامه سفر او شامل بازدید از انیشتین و پائولی در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، و از لوس آلاموس، نیومکزیکو، محل طراحی سلاح های هسته ای بود. برای حفظ امنیت عملیاتی در داخل ایالات متحده، بور نام مستعار "نیکولاس بیکر" را برگزید، در حالی که ایج "جیمز بیکر" نامیده شد. در ماه مه 1944، روزنامه مقاومت دانمارکی De frie Danske گزارشی منتشر کرد که در آن اظهار داشت که "پسر معروف دانمارکی پروفسور نیلز بور" در اکتبر سال قبل از وطن خود از طریق سوئد به لندن گریخت و متعاقباً به مسکو سفر کرد. اقامت در لس آلاموس اما در عوض یک سری بازدید طولانی مدت در دوره دو ساله بعدی انجام داد. رابرت اوپنهایمر نقش بور را بهعنوان «یک پدر علمی برای مردان جوانتر» تصدیق کرد و بهویژه تأثیر او بر ریچارد فاینمن را برجسته کرد. از خود بور نقل شده است که می گوید: "آنها برای ساخت بمب اتم به کمک من نیاز نداشتند." با این وجود، اوپنهایمر سهم قابل توجهی به بور در مورد توسعه آغازگرهای نوترون مدوله شده نسبت داد. اوپنهایمر مشاهده کرد، "این دستگاه یک پازل سرسخت باقی ماند، اما در اوایل فوریه 1945، نیلز بور توضیح داد که چه کاری باید انجام شود."
بور فوراً تأثیر تحولآفرینی که سلاحهای هستهای بر روابط بینالملل میگذارد را تشخیص داد. در آوریل 1944، او مکاتباتی را از پیتر کاپیتزا دریافت کرد که چندین ماه قبل از اقامت بور در سوئد پیشنویس شده بود و دعوتنامهای برای این ارتباط بور را متقاعد کرد که شوروی از پروژه انگلیسی-آمریکایی آگاهی دارد و تلاش خواهد کرد تا تواناییهای خود را توسعه دهد. او پاسخی بدون تعهد به کاپیتزا فرستاد و ابتدا آن را برای بررسی قبل از پست به مقامات بریتانیا ارائه کرد. ملاقات بور با چرچیل در 16 مه 1944، یک اختلاف اساسی در دیدگاه ها را آشکار کرد، به طوری که بور خاطرنشان کرد: "ما به یک زبان صحبت نمی کردیم." چرچیل به شدت با مفهوم شفافیت با شوروی مخالفت کرد و در نامه ای دیدگاه خود را بیان کرد که "به نظر من بور باید محدود شود یا به هر حال باید ببیند که او بسیار نزدیک به لبه جنایات مرگبار است."
اوپنهایمر پیشنهاد کرد که بور با رئیس جمهور فرانکلین دی. اعتقاد به این امر می تواند نتایج را تسریع کند. همکار بور، قاضی دیوان عالی، فلیکس فرانکفورتر، رئیس جمهور روزولت را از دیدگاه های بور آگاه کرد که منجر به ملاقات بور و روزولت در 26 اوت 1944 شد. با این حال، چرچیل و روزولت در ملاقات خود در هاید پارک در 19 سپتامبر 1944، ایده افشای این پروژه را برای جامعه بین المللی رد کردند. دستیار آنها شامل ضمیمه ای بود که تصریح می کرد "باید در مورد فعالیت های پروفسور بور تحقیق کرد و اقدامات لازم برای اطمینان از اینکه او مسئول عدم درز اطلاعات به خصوص به روس ها نیست."
در ژوئن 1950، بور "نامه ای سرگشاده" به سازمان ملل صادر کرد و از همکاری جهانی در زمینه انرژی هسته ای حمایت کرد. پس از آزمایش اولیه تسلیحات هسته ای اتحاد جماهیر شوروی در سال 1949، آژانس بین المللی انرژی اتمی در دهه 1950 تأسیس شد که با پیشنهادات بور هماهنگ بود. او با افتتاحیه جایزه اتم برای صلح در سال 1957 مفتخر شد.
زندگی بعدی
پس از پایان جنگ، بور در 25 آگوست 1945 به کپنهاگ بازگشت و متعاقباً در 21 سپتامبر مجدداً به عنوان رئیس آکادمی سلطنتی هنر و علوم دانمارک انتخاب شد. طی یک مجمع یادبود آکادمی در 17 اکتبر 1947، اعلام کرد که به مناسبت یادبود پادشاه مسیحی IX، پادشاه فریک، که در آوریل IX درگذشت، درگذشت. قصد او برای اعطای نشان فیل به بور. این افتخار معتبر، که معمولاً برای خانواده سلطنتی و رؤسای دولت محفوظ است، توسط پادشاه به عنوان افتخاری نه تنها برای خود بور، بلکه برای دستاوردهای علمی دانمارک نیز ارائه شد. بور شخصاً نشان خود را طراحی کرد که دارای یک تایجیتو (نماینده یین و یانگ) بود و شعار لاتین را داشت: contraria sunt complementa، که به معنای "تضادها مکمل یکدیگر هستند."
جنگ جهانی دوم بر ضرورت وجود منابع مالی و مادی بهویژه از نظر علمی و اساسی تاکید کرد. برای مقابله با «فرار مغزها» بالقوه به سمت ایالات متحده، دوازده کشور اروپایی برای تأسیس CERN، یک سازمان تحقیقاتی با الگوبرداری از آزمایشگاههای ملی آمریکا، همکاری کردند که قصد داشت پروژههای «علم بزرگ» را بیش از تواناییهای هر کشور واحدی انجام دهد. به زودی بحث هایی در مورد مکان بهینه برای این تاسیسات مطرح شد. بور و کرامرز از مؤسسه در کپنهاگ به عنوان مکان ترجیحی حمایت کردند. با این حال، پیر اوگر، که بحثهای اولیه را تنظیم کرد، مخالفت کرد و اظهار داشت که بور و مؤسسه او اوج خود را پشت سر گذاشتهاند و ممکن است مشارکت بور سایر مشارکتکنندگان را تحت الشعاع قرار دهد. پس از مشورت گسترده، بور رسماً سرن را در فوریه 1952 تأیید کرد که منجر به انتخاب ژنو به عنوان مکان در اکتبر شد. گروه تئوری سرن تا زمانی که ساختمان جدیدش در ژنو در سال 1957 تکمیل شد، از کپنهاگ فعالیت می کرد. ویکتور ویسکوپف، که بعداً به عنوان مدیرکل سرن خدمت کرد، سهم بور را با بیان این که "شخصیت های دیگر... ایده سرن را شروع کردند و تصور کردند"، "اگر افراد دیگر به اندازه کافی از ایده های او حمایت نمی کردند، به اندازه کافی حمایت نمی شد... آن."
به طور همزمان، کشورهای اسکاندیناوی مؤسسه نوردیک برای فیزیک نظری را در سال 1957 با ریاست بور به عنوان رئیس آن تأسیس کردند. او همچنین در تأسیس مؤسسه تحقیقاتی Risø، ابتکار کمیسیون انرژی اتمی دانمارک، شرکت کرد و از فوریه 1956 به عنوان رئیس افتتاحیه آن مشغول شد.
بور در 18 نوامبر 1962 بر اثر نارسایی قلبی در محل اقامت خود در کارلسبرگ، کپنهاگ درگذشت. پس از سوزاندن، خاکستر او در کنار اجساد پدر و مادرش، برادرش هارالد و پسرش کریستین در قبرستان اسیستنس در ناحیه نوربرو کپنهاگ دفن شد. پس از آن خاکستر همسرش نیز در همان مکان آرام گرفت. در 7 اکتبر 1965، مصادف با 80 سالگی او، مؤسسه فیزیک نظری در دانشگاه کپنهاگ رسماً به عنوان مؤسسه نیلز بور نامگذاری شد، نامی که به طور غیر رسمی برای مدت طولانی یدک می کشید.
خویشاوندی
در سال 1910، بور با مارگرت نورلوند، خواهر ریاضیدان نیلز اریک نورلوند، روبرو شد. بور در 16 آوریل 1912 رسماً عضویت خود را از کلیسای دانمارک کنار کشید، و او و مارگرت متعاقباً در یک مراسم مدنی در تالار شهر اسلاگلس در 1 اوت ازدواج کردند. برادر او، هارالد، سال ها بعد به طور مشابه قبل از ازدواج خود از کلیسا جدا شد. بور و مارگرت شش پسر داشتند. پسر بزرگ آنها، کریستین، در سال 1934 در یک حادثه قایقرانی به طرز غمانگیزی جان باخت. پسر دیگر، هارالد، از ناتوانی ذهنی شدید رنج میبرد و در سن چهار سالگی به دور از محل سکونت خانواده در نهادینه شد و شش سال پس از آن به مننژیت دوران کودکی تسلیم شد. آج بور به عنوان یک فیزیکدان به شهرت رسید و جایزه نوبل فیزیک را در سال 1975 دریافت کرد که نشان دهنده موفقیت پدرش بود. Vilhelm A. Bohr، پسر آج، دانشمندی است که با دانشگاه کپنهاگ و موسسه ملی پیری در ایالات متحده مرتبط است. هانس به عنوان یک پزشک حرفه ای را دنبال کرد. اریک مهندس شیمی شد. و ارنست وکالت می کرد. ارنست بور، مانند عمویش هارالد، خود را به عنوان یک ورزشکار المپیکی متمایز کرد و نماینده دانمارک در هاکی روی چمن در بازی های المپیک تابستانی 1948 بود که در لندن برگزار شد.
تمجید
افتخارات
وابستگان
یادبودن
پنجاهمین سالگرد مدل بور در 21 نوامبر 1963 در دانمارک با انتشار تمبر پستی با بور، اتم هیدروژن، و فرمولی که تفاوت انرژی بین هر دو سطح هیدروژن را نشان میدهد، برگزار شد:
کتابشناسی
پارادوکس انیشتین-پودولسکی-روزن بیانگر یک نقد تاریخی است که به مبانی مکانیک کوانتومی مربوط می شود.
- پارادوکس انیشتین-پودولسکی-روزن – نقد تاریخی مکانیک کوانتومی
یادداشت ها
مراجع
- آرشیو نیلز بور
- نمایه نویسنده در پایگاه داده zbMATH موجود است.
- آثار نیلز بور از طریق پروژه گوتنبرگ قابل دسترسی است.
- نمایه Niels Bohr در IMDb.
- بریدههای روزنامههای مربوط به نیلز بور در آرشیو مطبوعات قرن بیستم ZBW.
- سخنرانی نوبل نیلز بور، ارائه شده در 11 دسامبر 1922، با عنوان ساختار اتم.
- متن مصاحبه تاریخ شفاهی برای نیلز بور، که در 31 اکتبر 1962 در مؤسسه فیزیک آمریکا، کتابخانه نیلز بور انجام شد. آرشیو، با مصاحبههایی که توسط توماس اس. کوهن، لئون روزنفلد، اریک رودینگر، و آج پترسن انجام شده است.
- مصاحبه تکمیلی در 1 نوامبر 1962.
- مصاحبه بیشتر در 7 نوامبر 1962.
- مصاحبه بیشتر در 14 نوامبر 1962.
- مصاحبه بیشتر در 17 نوامبر 1962.
- "جلسه بور-هایزنبرگ در سپتامبر 1941." موسسه فیزیک آمریکا."منابع کپنهاگ فراین: نیلز بور." موسسه فناوری ماساچوست."ویدیو – نیلز بور (1962): فیزیک اتمی و دانش انسانی." نشست های برندگان جایزه نوبل لیندو.Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî
درباره این نوشته
اطلاعاتی درباره Niels Bohr
راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهشها، کشفها و جایگاه علمی Niels Bohr.
برچسبهای موضوع
جستوجوهای رایج درباره این موضوع
- Niels Bohr کیست؟
- Niels Bohr چه چیزی کشف کرد؟
- دستاوردهای علمی Niels Bohr چیست؟
- چرا Niels Bohr مهم است؟
آرشیو دستهبندی
آرشیو دانش نهورۆک آکادمی توریمه
در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نهورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش میپردازیم. از پیچیدگیهای زیستشناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیدههای طبیعی همچون آتشفشانها و آبهای
خانه بازگشت به دانش