TORIma Academy Logo TORIma Academy
Alan Turing
دانش

Alan Turing

TORIma آکادمی — ریاضیدان / دانشمند کامپیوتر

Alan Turing

Alan Turing

آلن ماتیسون تورینگ (زاده ۲۳ ژوئن ۱۹۱۲ – درگذشته ۷ ژوئن ۱۹۵۴) یک ریاضی‌دان، دانشمند کامپیوتر، منطق‌دان، رمزنگار، فیلسوف و نظریه‌پرداز انگلیسی بود.

آلن ماتیسون تورینگ (؛ 23 ژوئن 1912 - 7 ژوئن 1954) یک دانشمند انگلیسی بود که به عنوان ریاضیدان، دانشمند کامپیوتر، منطق دان، رمزنگار، فیلسوف، و زیست شناس نظری برجسته بود. مشارکت‌های او عمیقاً در توسعه علم کامپیوتر نظری تأثیرگذار بود، به‌ویژه از طریق رسمی‌سازی مفاهیم الگوریتم و محاسبات با ماشین تورینگ، که مدلی اساسی از یک رایانه همه‌منظوره در نظر گرفته می‌شود. تورینگ به طور گسترده ای به عنوان پدر علم کامپیوتر نظری شناخته می شود.

آلن متیسون تورینگ (؛ ۲۳ ژوئن ۱۹۱۲ – ۷ ژوئن ۱۹۵۴) ریاضی‌دان، دانشمند رایانه، منطق‌دان، رمزنگار، فیلسوف و زیست‌شناس نظری انگلیسی بود. او در توسعه علم کامپیوتر نظری بسیار تأثیرگذار بود و با ارائه رسمی مفاهیم الگوریتم و محاسبات با ماشین تورینگ، که می تواند مدلی از یک کامپیوتر همه منظوره در نظر گرفته شود. تورینگ به طور گسترده ای به عنوان پدر علم کامپیوتر نظری در نظر گرفته می شود.

تورینگ، متولد لندن، سال های شکل گیری خود را در جنوب انگلستان گذراند. او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی در کالج کینگز، کمبریج به پایان رساند و متعاقباً در سال 1938 از دانشگاه پرینستون مدرک دکترا گرفت. در طول جنگ جهانی دوم، تورینگ در مدرسه کد دولتی و سایفر در بلچلی پارک، مرکز اصلی کدشکن بریتانیا، استخدام شد، جایی که او در تولید هوش فوق العاده مشارکت داشت. او Hut 8 را هدایت کرد، واحدی که وظیفه آنالیز رمزنگاری نیروی دریایی آلمان را بر عهده داشت. تورینگ تکنیک‌های نوآورانه‌ای را برای تسریع رمزگشایی رمزهای آلمانی توسعه داد، به‌ویژه روش بمب لهستانی قبل از جنگ را تقویت کرد، یک دستگاه الکترومکانیکی طراحی شده برای تعیین تنظیمات دستگاه انیگما. تلاش‌های او در رمزگشایی ارتباطات رهگیری‌شده بسیار مفید بود، که به طور قابل توجهی به نیروهای متفقین در غلبه بر قدرت‌های محور در طول نبرد اقیانوس اطلس و سایر درگیری‌های مهم کمک کرد.

پس از جنگ، تورینگ به آزمایشگاه ملی فیزیک وابسته بود، جایی که او موتور محاسبات خودکار pioneer-program را برای یک رایانه طراحی کرد. در سال 1948، تورینگ به آزمایشگاه ماشین‌های محاسباتی ماکس نیومن در دانشگاه منچستر منتقل شد و به پیشرفت رایانه‌های اولیه منچستر و پرورش علاقه به زیست‌شناسی ریاضی کمک کرد. تحقیقات او شامل کار نظری در زمینه زیربنای شیمیایی مورفوژنز و پیش‌بینی واکنش‌های شیمیایی نوسانی بود که نمونه‌ای از واکنش بلوسوف-ژابوتینسکی بود که به طور تجربی در دهه 1960 مشاهده شد. علی‌رغم این دستاوردهای مهم، کمک‌های او در طول زندگی‌اش عمدتاً به دلیل طبقه‌بندی بسیاری از کارهایش تحت قانون اسرار رسمی شناخته نشد.

در سال 1952، تورینگ به دلیل اعمال همجنس‌گرایانه تحت پیگرد قانونی قرار گرفت. او درمان هورمونی را انتخاب کرد، فرآیندی که در اصطلاح عامیانه آن را اخته شیمیایی می نامند، به عنوان جایگزینی برای حبس. تورینگ در 7 ژوئن 1954 در سن 41 سالگی بر اثر مسمومیت با سیانور درگذشت. در حالی که تحقیقات به این نتیجه رسید که مرگ او یک خودکشی بوده است، شواهد موجود نیز با احتمال مسمومیت تصادفی مطابقت دارد. پس از یک کمپین عمومی در سال 2009، گوردون براون، نخست وزیر وقت بریتانیا، عذرخواهی عمومی رسمی خود را به دلیل «رفتار وحشتناک [تورینگ] صادر کرد». ملکه الیزابت دوم در سال 2013 پس از مرگ او عفو او را اعطا کرد. به طور غیررسمی، اصطلاح "قانون آلن تورینگ" قانون سال 2017 بریتانیا را تعیین می کند که عفو ماسبق به عفو عفو عفو ماسبق برای افرادی که بر اساس قوانین تاریخی جرم انگاری اعمال همجنس گرا اخطار داده می شدند یا محکوم می شدند، می شود.

تورینگ ارثی است که در حال حاضر بسیار مهم است. از طریق ادای احترام مختلف، از جمله تندیس ها، تقدیم های متعدد، و جایزه سالانه به رسمیت شناختن نوآوری در محاسبات تایید شده است. شبیه او در اسکناس 50 پوندی بانک انگلستان که در ابتدا در 23 ژوئن 2021 مصادف با تولد او منتشر شد، نشان داده شده است. در یک سریال بی بی سی در سال 2019، یک نظرسنجی از مخاطبان، تورینگ را به عنوان بزرگترین دانشمند قرن بیستم معرفی کرد.

دانشمند شناختی داگلاس هافستاتر اظهار می دارد: "آتئیست، همجنس گرا، غیرعادی، ریاضیدان دونده ماراتن، A. M. Turing تا حد زیادی مسئول مفهوم رایانه ها، قضایای دقیق در مورد قدرت های آنها، و دیدگاه روشنی از امکان شکست ذهن های رایانه ای دوم در جهان است، بلکه برای ذهن آلمانی ها در زمان جنگ جهانی دوم نیز مسئول است. می گوییم که ما مدیون آلن تورینگ هستیم زیرا امروز تحت حکومت نازی ها نیستیم."

زندگی اولیه و آموزش

خانواده

تولد آلن تورینگ در مایدا ویل، لندن، در دوره‌ای اتفاق افتاد که پدرش، جولیوس ماتیسون تورینگ، در مرخصی از خدمات دولتی هند (ICS) تحت مدیریت بریتانیایی راج بود. پست پدرش در چاتراپور بود، که در آن زمان بخشی از ریاست جمهوری مدرس بود و اکنون در ایالت اودیشا، هند واقع شده است. جولیوس ماتیسون تورینگ پسر کشیش جان رابرت تورینگ بود که از یک خانواده بازرگان اسکاتلندی با پیوندهای تاریخی با هلند، که شامل یک بارونیت نیز بود، سرچشمه می گرفت. مادر تورینگ، اتل سارا تورینگ (ننه استونی)، دختر ادوارد والر استونی بود که به عنوان مهندس ارشد راه آهن مدرس خدمت می کرد. خانواده استونی یک نجیب پروتستان انگلیسی-ایرلندی را تشکیل می دادند که ریشه در شهرستان تیپرری و شهرستان لانگفورد داشتند. خود اتل بخش قابل توجهی از زندگی اولیه خود را در شهرستان کلر گذراند. جولیوس و اتل اتحادیه خود را در 1 اکتبر 1907 در کلیسای سنت بارتولومئو ایرلند، واقع در جاده کلاید در بالزبریج، دوبلین، رسمی کردند.

تعهدات حرفه‌ای جولیوس تورینگ با ICS، نقل مکان خانواده را به منطقه ای که قبلاً متعلق به آرمفا در هند بریتانیا بود، ضروری کرد. با این وجود، هم جولیوس و هم اتل تمایل شدیدی برای بزرگ شدن فرزندانشان در بریتانیا داشتند. در نتیجه، آنها در Maida Vale، لندن، جایی که آلن تورینگ در 23 ژوئن 1912 به دنیا آمد، اقامت گزیدند. این زادگاه با یک پلاک آبی که به نمای بیرونی ساختمان چسبانده شده است، به یادگار مانده است، که پس از آن به هتل کلوناد تبدیل شد. برادر بزرگ تورینگ جان فریر تورینگ بود که بعدها پدر درموت تورینگ دوازدهمین بارونت از تبار تورینگ شد. در سال 1922، تورینگ با کار ادوین تنی بروستر، عجایب طبیعی که هر کودکی باید بداند برخورد کرد، که بعداً آن را به عنوان تأثیری محوری نسبت داد که علاقه او را به تحقیقات علمی برانگیخت.

در طول زندگی اولیه تورینگ، والدین پدرش بین والدین خدمات شهری او به طور مکرر در کمیته خدمات ملکی رهبری فعال باقی ماندند. هند. در این دوره ها، دو پسرشان به سرپرستی یک زوج بازنشسته ارتش سپرده شدند. در هاستینگز، تورینگ در باستون لج، واقع در تپه ماز بالا، سنت لئوناردز-آن-سی، ساکن شد، مکانی که اکنون با یک پلاک آبی متمایز شده است. این لوح یادبود در 23 ژوئن 2012، مصادف با صدمین سالگرد تولد تورینگ، رونمایی شد.

در سال 1927، والدین تورینگ اقامتگاهی در گیلدفورد به دست آوردند که به عنوان خانه تورینگ در دوره تعطیلات مدرسه عمل می کرد. این مکان به طور مشابه با یک پلاک آبی به یادگار گذاشته شده است.

پیشینه آموزشی

والدین تورینگ او را در سنت مایکل ثبت نام کردند، یک موسسه اولیه واقع در خیابان چارلز 20، سنت لئوناردز-آن سی، جایی که او از سن 6 تا 9 سالگی در آنجا حضور داشت. مدیر مدرسه به طور قابل توجهی استعداد استثنایی او را تشخیص داد و خاطرنشان کرد که در حالی که او "پسران باهوش و پسران سخت کوش داشت، آلن یک نابغه است."

از ژانویه 1922 تا 1926، تورینگ تحصیلات خود را در مدرسه مقدماتی Hazelhurst، یک موسسه مستقل واقع در روستای فرانت، سپس در Sussex. در سال 1926، در سن 13 سالگی، در مدرسه شربورن، یک مدرسه شبانه روزی مستقل که در شهر بازار شربورن، دورست واقع شده بود، تحصیل کرد، جایی که در خانه وستکات اقامت داشت. آغاز اولین دوره او با اعتصاب عمومی 1926 در بریتانیا مصادف شد. با این حال، عزم تورینگ برای حضور در این مراسم به حدی بود که او یک سفر دوچرخه سواری 60 مایلی (97 کیلومتری) بدون همراه از ساوتهمپتون به شربورن را انجام داد و برای یک شب اقامت در یک مسافرخانه توقف کرد.

استعداد ذاتی تورینگ برای ریاضیات و رشته‌های علمی توسط مربیان خاصی در شربورن، که فلسفه آموزشی آنها مطالعات کلاسیک را در اولویت قرار می‌داد، به طور کلی مورد استقبال قرار نگرفت. مدیر مدرسه با والدین تورینگ ارتباط برقرار کرد و ابراز نگرانی کرد: "امیدوارم او بین دو چهارپایه نیفتد. اگر قرار است در مدرسه دولتی بماند، باید هدفش این باشد که تحصیل کرده شود. اگر قرار است صرفاً متخصص علمی باشد، وقت خود را در یک مدرسه دولتی تلف می کند." با وجود این دیدگاه، تورینگ به طور مداوم مهارت استثنایی در موضوعات مورد نظر خود را نشان داد و با موفقیت در حل مسائل ریاضی پیشرفته در سال 1927 بدون آموزش قبلی در حساب دیفرانسیل و انتگرال ابتدایی. در سال 1928، در سن 16 سالگی، تورینگ با آثار آلبرت انیشتین درگیر شد. او نه تنها مطالب را درک کرد، بلکه به طور بالقوه چالش های اینشتین را در مورد مکانیک نیوتنی از متنی استنباط کرد که در آن چنین انتقاداتی به صراحت بیان نشده بود.

کریستوفر مورکام

تورینگ در طول مدتی که در شربورن بود، با یکی از همسالان خود، کریستوفر کولان مورکوم (متولد ۱۳ ژوئیه ۱۹۱۱، درگذشته ۱۳ فوریه ۱۹۳۰)، دوستی عمیقی برقرار کرد، رابطه‌ای که اغلب به عنوان اولین وابستگی عاشقانه تورینگ شناخته می‌شود. این ارتباط به عنوان منبع الهام برای پیگیری های بعدی تورینگ بود. با این حال، به طرز غم انگیزی با مرگ مورکام در فوریه 1930 پایان یافت. مرگ او ناشی از عوارض ناشی از سل گاوی بود که چندین سال قبل از طریق مصرف شیر گاو آلوده به آن مبتلا شده بود.

این حادثه عمیقاً تورینگ را تحت تأثیر قرار داد، او غم و اندوه خود را به فعالیت‌های آکادمیک تشدید کرد و روی موضوعات علمی و ریاضی که با مورکوم کاوش کرده بود تمرکز کرد. تورینگ در نامه ای خطاب به مادر مورکوم، فرانسیس ایزوبل مورکوم (با نام خانوادگی سوان)، چنین بیان کرد:

مطمئنم که نمی توانستم در هیچ کجا همراه دیگری به این درخشان و در عین حال جذاب و بی خود بیابم. من علاقه خود را به کارم، و به چیزهایی مانند نجوم (که او به من معرفی کرد) را چیزی می دانستم که باید با او در میان بگذارم و فکر می کنم او هم همین احساس را نسبت به من داشت... می دانم که اگر آنقدر علاقه به کارم نداشته باشم، باید آنقدر انرژی بگذارم که گویی او زنده است، زیرا این همان کاری است که او دوست دارد من انجام دهم.

تورینگ پس از مرگ مورکوم برای مدت طولانی با مادر مورکام رابطه داشت، که مشخصه آن تبادل مکاتبات و هدایا بود که اغلب مصادف با تولد مورکوم بود. در 13 فوریه 1933، یک روز قبل از سومین سالگرد درگذشت مورکوم، تورینگ به خانم مورکوم نوشت:

انتظار دارم وقتی به دست شما رسید به کریس فکر کنید. من هم همینطور، و این نامه فقط برای این است که به شما بگویم که فردا به کریس و شما فکر خواهم کرد. من مطمئن هستم که او اکنون به اندازه زمانی که اینجا بود خوشحال است. آلن مهربان شما.

برخی از محققان بیان کرده اند که مرگ مورکوم به توسعه بی خدایی و ماتریالیسم تورینگ کمک کرده است. بدیهی است که در این دوره همچنان به اعتقاداتی مانند روح متمایز از کالبد جسمانی و توانایی زنده ماندن از مرگ پایبند بود. تورینگ در نامه بعدی که خطاب به مادر مورکوم نیز ارسال شده بود، بیان کرد:

شخصاً، من معتقدم که روح واقعاً به طور ابدی با ماده مرتبط است، اما مطمئناً نه با یک نوع بدن... در رابطه با ارتباط واقعی بین روح و بدن، من فکر می کنم که بدن می تواند یک "روح" را نگه دارد، در حالی که بدن زنده است و بیدار است، این دو به طور محکم به هم مرتبط هستند. وقتی بدن خواب است، نمی‌توانم حدس بزنم چه اتفاقی می‌افتد، اما وقتی بدن می‌میرد، «مکانیسم» بدن، نگه داشتن روح از بین می‌رود و روح دیر یا زود، شاید بلافاصله، بدن جدیدی پیدا می‌کند.

تحصیلات دانشگاهی و کارهای اولیه روی محاسبه پذیری

پس از فارغ‌التحصیلی از شربورن، تورینگ به دنبال بورسیه تحصیلی از کالج‌های مختلف کمبریج، از جمله ترینیتی و کینگز بود و در نهایت بورسیه سالانه 80 پوندی (تقریباً 4300 پوند در سال 2023 معادل) را برای حضور در کالج کینگ دریافت کرد. در آنجا، او تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی در برنامه B از فوریه 1931 تا نوامبر 1934 دنبال کرد و با رتبه اول در رشته ریاضی فارغ التحصیل شد. پایان نامه سال آخر او، درباره تابع خطای گاوسی، که در نوامبر 1934 ارائه شد، گونه ای از قضیه حد مرکزی را نشان داد و به طور رسمی در 16 مارس 1935 پذیرفته شد. در بهار همان سال، تورینگ دوره کارشناسی ارشد خود را آغاز کرد (قسمت سوم، مقاله علمی خود را به پایان رساند. مقاله یک صفحه ای با عنوان معادل تناوب تقریباً چپ و راست (ارسال شده در 23 آوریل)، که در جلد دهم مجله انجمن ریاضی لندن منتشر شد. پس از آن، بر اساس شایستگی پایان نامه خود، تورینگ به عنوان یکی از اعضای کالج کینگ انتخاب شد و در آنجا به عنوان مدرس نیز خدمت کرد. با این حال، بدون اطلاع تورینگ، تکرار خاص قضیه ای که او ثابت کرده بود قبلاً توسط جارل والدمار لیندبرگ در سال 1922 ایجاد شده بود. گزارش کمیته آبرام بسیکوویچ حتی اظهار داشت که اگر کار تورینگ قبل از لیندبرگ منتشر شده بود، "رویداد مهمی در ادبیات ریاضی آن سال" بود.

از بهار 1935 تا بهار 1936، تورینگ، همزمان با آلونزو چرچ، تصمیم‌پذیری مسائل را بررسی کرد و بر اساس قضایای ناتمامی گودل بنا شد. در اواسط آوریل 1936، تورینگ پیش نویس اولیه تحقیقات خود را به ماکس نیومن ارائه کرد. در همان ماه، چرچ مقاله خود را با عنوان مسئله حل نشدنی نظریه اعداد ابتدایی منتشر کرد که نتایجی مشابه یافته‌های منتشر نشده تورینگ ارائه کرد. متعاقباً، در 28 مه همان سال، تورینگ دست‌نوشته 36 صفحه‌ای خود را با عنوان «درباره اعداد محاسباتی، با کاربرد برای مسئله Entscheidungs» تکمیل و برای انتشار ارائه کرد. این اثر مهم در مجله مجموعه مقالات انجمن ریاضی لندن منتشر شد که در دو بخش منتشر شد: اولی در 30 نوامبر و دومی در 23 دسامبر. در این نشریه، تورینگ یافته‌های کورت گودل در سال 1931 در مورد محدودیت‌های ذاتی اثبات و محاسبه را دوباره مفهوم‌سازی کرد. او با جایگزین کردن زبان رسمی مبتنی بر حساب جهانی گودل با مجموعه‌ای از مکانیسم‌های فرضی رسمی و ساده‌شده، که متعاقباً به عنوان ماشین‌های تورینگ شناخته شدند، به این امر دست یافت. Entscheidungsproblem یا مسئله تصمیم در ابتدا توسط ریاضیدان آلمانی دیوید هیلبرت در سال 1928 فرموله شد. تورینگ نشان داد که "ماشین محاسبات جهانی" او توانایی اجرای هر محاسبات ریاضی قابل تصور را دارد، مشروط بر اینکه بتوان آن را به صورت الگوریتمی بیان کرد. علاوه بر این، او حل‌ناپذیری مشکل تصمیم را با اثبات غیرقابل تصمیم‌گیری مسئله توقف برای ماشین‌های تورینگ، به این معنی که هیچ الگوریتمی نمی‌تواند تعیین کند که آیا ماشین تورینگ در نهایت کار خود را متوقف می‌کند یا خیر، ثابت کرد. این مقاله خاص به عنوان "به راحتی تاثیرگذارترین مقاله ریاضی در تاریخ" تحسین شده است.

در حالی که اثبات تورینگ بلافاصله پس از نمایش مشابه چرچ، که از حساب لامبدا استفاده می کرد، ظاهر شد، روش شناسی تورینگ به طور قابل توجهی قابل درک تر و شهودی است. کار او همچنین مفهوم «ماشین جهانی» (که در حال حاضر به عنوان ماشین تورینگ جهانی نامیده می‌شود) را معرفی کرد و اظهار داشت که چنین دستگاهی می‌تواند عملکردهای هر دستگاه محاسباتی دیگری را تقلید کند (قابلیتی که در حساب لامبدا چرچ نیز ذاتی است). مطابق با تز چرچ-تورینگ، هم ماشین‌های تورینگ و هم محاسبات لامبدا از لحاظ نظری قادر به انجام هر تابع قابل محاسبه هستند. جان فون نویمان مقاله تورینگ را به عنوان منبع بنیادی مفهوم اصلی کامپیوتر مدرن تشخیص داد. در حال حاضر، ماشین‌های تورینگ موضوعی اساسی برای تحقیق در تئوری محاسبات هستند.

بین سپتامبر 1936 و ژوئیه 1938، تورینگ عمدتاً تحصیلات خود را زیر نظر چرچ در دانشگاه پرینستون دنبال کرد و در سال دوم خود به عنوان همکار بازدیدکننده جین الیزا پراکتر خدمت کرد. او فراتر از تلاش‌های کاملاً ریاضی خود، به تحقیقات رمزنگاری پرداخت و سه مرحله از چهار مرحله یک ضرب‌کننده باینری الکترومکانیکی را ساخت. در ژوئن 1938، دکترای خود را از گروه ریاضیات پرینستون به دست آورد. پایان‌نامه دکترای او، سیستم‌های منطق مبتنی بر نظم‌ها، مفهوم منطق ترتیبی و ایده محاسبات نسبی را ارائه می‌دهد، که در آن ماشین‌های تورینگ با "اوراکل‌ها" تقویت می‌شوند تا بررسی مشکلات غیرقابل حل برای ماشین‌های تورینگ استاندارد را تسهیل کنند. اگرچه فون نویمان به دنبال استخدام او به عنوان دستیار فوق دکترا بود، تورینگ ترجیح داد به بریتانیا بازگردد.

مسیر حرفه ای و مشارکت های تحقیقاتی

پس از بازگشت به کمبریج، تورینگ در یک سری سخنرانی در سال 1939 توسط لودویگ ویتگنشتاین که بر اصول اساسی ریاضیات تمرکز داشت، شرکت کرد. این سخنرانی‌ها به‌طور دقیق کلمه به کلمه از یادداشت‌های دانش‌آموزان بازسازی شده‌اند، که شامل حروف‌های تورینگ و سایر شرکت‌کنندگان است. تورینگ و ویتگنشتاین درگیر بحث‌ها و اختلاف نظرهای مهمی شدند، تورینگ از فرمالیسم دفاع می‌کرد در حالی که ویتگنشتاین ادعا می‌کرد که ریاضیات به جای کشف حقایق مطلق، حقایق را ابداع می‌کند.

عملیات رمزنگاری

در طول جنگ جهانی دوم، تورینگ نقش مهمی در رمزگشایی رمزهای آلمانی در بلچلی پارک ایفا کرد. به گفته آسا بریگز، مورخ و رمزشکن زمان جنگ، "استعداد استثنایی، در واقع نبوغ، در بلچلی مورد نیاز بود، و تورینگ آن نبوغ را داشت."

از سپتامبر 1938، تورینگ استخدام پاره وقت را با کد دولتی و مدرسه سایفر (GC&CS)، آژانس کدشکن اولیه بریتانیا آغاز کرد. تمرکز اصلی او، در کنار دیلی ناکس، تحلیلگر ارشد GC&CS، تحلیل رمز ماشین رمز انیگما بود که توسط آلمان نازی استفاده می شد. پس از کنفرانسی در جولای 1939 در نزدیکی ورشو، جایی که دفتر رمز لهستانی روش سیم‌کشی روتور و روش رمزگشایی دستگاه انیگما را برای نمایندگان بریتانیایی و فرانسوی فاش کرد، تورینگ و ناکس راه‌حل جامع‌تری ابداع کردند. با این حال، تکنیک لهستانی به یک روش نشانگر ناامن بستگی داشت که آلمانی‌ها متعاقباً در ماه مه 1940 آن را تغییر دادند. روش تورینگ به طور جهانی کاربرد بیشتری داشت و از رمزگشایی مبتنی بر تختخواب استفاده می‌کرد و او متعاقباً مشخصات عملکردی بمب را توسعه داد، نسخه پیشرفته‌ای از بمب لهستانی.

در 4 سپتامبر 1939، یک روز پس از اعلام جنگ بریتانیا علیه آلمان، تورینگ برای انجام وظیفه در پارک بلچلی، که به عنوان مقر عملیاتی در زمان جنگ برای GC & CS خدمت می کرد، گزارش شد. مطابق با تمام پرسنل منصوب به بلچلی، او موظف شد قانون اسرار رسمی را امضا کند، در نتیجه به محرمانگی مطلق در مورد کار خود در تأسیسات متعهد می شود، با مقررات صریح برای عواقب قانونی شدید در صورت عدم انطباق.

مشخصات طراحی بمب در میان پنج دستاورد مهم رمزنگاری شده نشان دهنده دستاوردهای اولیه مهم بود. درگیری کمک های بعدی او شامل: رمزگشایی روش نشانگر مورد استفاده توسط نیروی دریایی آلمان. تدوین یک روش آماری، به نام Banburismus، برای افزایش کارایی عملیاتی بمب‌ها. ابداع فرآیندی که Turingery نامیده می شود، برای تعیین پیکربندی بادامک چرخ های ماشین رمزگذاری Lorenz SZ 40/42 (Tunny). و با نزدیک شدن به پایان جنگ، ایجاد یک درهم‌ساز صوتی ایمن قابل حمل، با اسم رمز Delilah، در Hanslope Park.

تورینگ رمزنگاری بسیار پیشرفته‌ای را از طریق کاربرد نوآورانه‌اش از تکنیک‌های آماری برای بهینه‌سازی ارزیابی احتمالات مختلف در پارادایم رمز شکن، به‌وجود آورد. او دو مقاله اساسی با عنوان کاربردهای احتمال در رمزنگاری و مقاله در مورد آمار تکرارها در زمینه کاوش در روش های ریاضی نوشت. این اسناد آنقدر برای GC&CS و سازمان جانشین آن، GCHQ اهمیت زیادی داشتند که تا آوریل 2012، مصادف با آستانه صدمین سالگرد تولد او، محرمانه باقی ماندند و برای انتشار عمومی در آرشیو ملی بریتانیا از حالت طبقه بندی خارج نشدند. یک ریاضیدان GCHQ که صرفاً با نام «ریچارد» شناخته می‌شد، در آن زمان اظهار داشت که محدودیت هفتاد ساله این محتواها تحت قانون اسرار رسمی بر اهمیت حیاتی و ارتباط پایدار آنها با تحلیل رمزی پس از جنگ تأکید می‌کند.

او اظهار داشت که محدودیت طولانی مدت این محتواها "اهمیت بنیادی عظیم آنها را برای حوزه ما نشان می دهد." این اسناد کاربرد "تحلیل ریاضی برای تعیین محتمل ترین تنظیمات، در نتیجه تست سریع آنها را تسهیل می کند." ریچارد همچنین اشاره کرد که GCHQ به طور کامل تمام اطلاعات مربوطه را از این دو مقاله استخراج کرده است و در نتیجه "محتوای انتشار آنها در حوزه عمومی است."

در بلچلی پارک، تورینگ به‌خاطر عجیب‌وغریب‌هایش شناخته شده بود. همکارانش معمولاً از او به عنوان «پروفس» یاد می‌کردند و کار معتبر او روی دستگاه انیگما به صورت محاوره‌ای «کتاب پروفسور» نامیده می‌شد. رونالد لوین مورخ مشاهدات جک گود، همکار رمزنگاری که با تورینگ همکاری می کرد، در مورد همکارش مستند کرد:

سالانه، در هفته اول ژوئن، تب یونجه شدیدی را تجربه می کرد که باعث می شد در حالی که برای کاهش قرار گرفتن در معرض گرده از ماسک گاز استفاده می کرد، با دوچرخه به دفترش برود. دوچرخه او دچار یک مشکل مکانیکی مکرر شده بود: زنجیر مکرر قطع می شد. او به‌جای اینکه به دنبال تعمیر باشد، چرخش‌های پدال‌ها را به‌دقت شمارش می‌کرد و پیش‌گیرانه آن را پیاده می‌کرد تا زنجیر را دوباره تنظیم کند. جلوه دیگری از رفتار عجیب و غریب او شامل زنجیر کردن لیوان شخصی خود به لوله های رادیاتور برای جلوگیری از سرقت بود.

پیتر هیلتون تعاملات حرفه ای خود را با تورینگ در کلبه 8 در نشریه خود با عنوان "یادآوری های پارک بلچلی" که در یک قرن ریاضیات در آمریکا نشان داده شده است، مستند کرد:

برخورد با یک نابغه واقعی یک اتفاق نادر است. در محافل آکادمیک، دانش پژوهان اغلب تحریکات فکری ارائه شده توسط همسالان با استعداد را تجربه می کنند. در حالی که مشارکت آنها تحسین برانگیز است و منشأ آنها اغلب قابل تشخیص است، حتی ممکن است بتوان به طور مستقل ایده های مشابهی را درک کرد. در مقابل، درگیر شدن با عقل یک نابغه، احساسی متمایز را برمی انگیزد، که با شگفتی و هیجان عمیق مشخص می شود، که ناشی از شناخت هوش و حساسیت عمیق و نوآوری بی نظیر است. آلن تورینگ نمونه چنین نبوغی بود. افرادی، از جمله نویسنده، که فرصتی خارق‌العاده و پیش‌بینی‌نشده، زاده شده از خواسته‌های منحصربه‌فرد جنگ جهانی دوم، برای همکاری و دوستی با تورینگ را داشتند، گواه تجربه‌ای فراموش‌نشدنی و فوق‌العاده سودمند هستند.

در طول دوران تصدی خود در بلچلی، تورینگ، یک دونده مسافت طولانی ماهر، گاهی 40 مایل (64 کیلومتر) را تا لندن برای جلسات می دوید، و نشان می داد که توانایی اجرای ماراتن در سطح جهانی را دارد. او تلاش کرد تا به تیم المپیک 1948 بریتانیا راه یابد اما به دلیل مصدومیت مانع شد. قابل ذکر است که زمان آزمایشی ماراتن او فقط 11 دقیقه کندتر از 2 ساعت و 35 دقیقه توسط توماس ریچاردز، دارنده مدال نقره المپیک بریتانیا بود. توانایی استثنایی او زمانی مشهود بود که او با دویدن انفرادی از گروه باشگاه ورزشی والتون پیشی گرفت و نشان داد که او دونده برتر آنهاست. هنگامی که در مورد شدت برنامه تمرینی خود سؤال شد، او پاسخ داد:

حرفه من آنقدر سخت است که دویدن شدید به عنوان تنها وسیله ای برای کاهش فشار روانی و دستیابی به احساس رهایی عمل می کند.

تعیین تأثیر دقیق اطلاعات فوق‌العاده بر جنگ ذاتاً دشوار است، زیرا با توجه به پیچیدگی‌های تاریخ خلاف واقع و ماهیت گمانه‌زنی تعیین نتایج جایگزین، رویدادهای تاریخی خاص به طور متفاوتی رخ داده است. با این وجود، هری هینسلی، مورخ رسمی جنگ، اظهار داشت که این تلاش ها بیش از دو سال از درگیری در اروپا جلوگیری کرد. او این ارزیابی را با اشاره به اینکه تاثیر بمب اتمی یا سایر تحولات بالقوه را شامل نمی‌شود، ارزیابی کرد.

پس از توقف خصومت‌ها، یادداشتی برای همه پرسنل بلچلی پارک منتشر شد و تکرار شد که دستور سکوت قانون اسرار رسمی برای مدت نامحدودی فراتر از پایان جنگ است. در نتیجه، علی‌رغم انتصاب تورینگ به عنوان افسر نظم امپراتوری بریتانیا (OBE) توسط پادشاه جورج ششم در سال 1946 برای کمک‌هایش در زمان جنگ، کارهای خاص او برای مدت طولانی در طبقه‌بندی باقی ماند.

بمب

تورینگ اندکی پس از ورودش به بلچلی پارک، یک دستگاه الکترومکانیکی به نام بمب طراحی کرد که در رمزگشایی پیام‌های انیگما مؤثرتر از bomba kryptologiczna لهستانی، منبع نامگذاری آن بود. با بهبود پیشنهادی توسط گوردون ولچمن، ریاضیدان، بمب به عنوان ابزار اصلی و مهم‌ترین ابزار خودکار برای رمزگشایی ارتباطات رمزگذاری شده با انیگما ظاهر شد.

بمب به طور سیستماتیک به دنبال تنظیمات صحیح بالقوه برای پیام انیگما بود که شامل ترتیب روتور، تنظیمات روتور و تنظیمات پلاگین با استفاده از تخت مناسب، تعریف شده به عنوان بخشی از متن معمولی احتمالی است. برای هر تنظیم روتور قابل تصور - از تقریباً 10 حالت19 تا 1022 حالت برای نوع U-boat با چهار روتور- بمب یک دنباله الکترومکانیکی از استنتاجات منطقی به دست آمده از گهواره را اجرا کرد. اقدام به احتمال بعدی اکثر تنظیمات بالقوه تناقض ایجاد کردند و در نتیجه کنار گذاشته شدند و تعداد محدودی برای بررسی کامل باقی ماند. تناقضی زمانی آشکار شد که یک شخصیت رمزگذاری شده به شکل متن اصلی خود رمزگشایی شد، نتیجه ای که با طراحی انیگما غیرممکن شد. بمب افتتاحیه در 18 مارس 1940 عملیاتی شد.

اقدام امروز

در اواخر سال 1941، تورینگ و همکارانش، ولچمن، هیو الکساندر، و استوارت میلنر-بری، تحلیلگران رمزارز، ناامیدی را تجربه کردند. علیرغم ایجاد یک سیستم موثر برای رمزگشایی سیگنال‌های انیگما، که بر اساس کار پایه‌ای لهستانی ساخته شده بود، ظرفیت عملیاتی آن‌ها به دلیل پرسنل ناکافی و تعداد محدودی بمب محدود شد و از ترجمه همه ارتباطات رهگیری‌شده جلوگیری کرد. در طول تابستان، پیشرفت قابل توجهی حاصل شد که منجر به کاهش تلفات کشتیرانی به زیر 100000 تن در ماه شد. با این حال، نیاز حیاتی به تلاش‌های قبلی برای افزایش کارکنان و بودجه برای بمب‌های بیشتر از طریق کانال‌های رسمی ناموفق بود.

در 28 اکتبر، این گروه که تورینگ در فهرست اول قرار داشت، مستقیماً از وینستون چرچیل درخواست داد و چالش‌های عملیاتی خود را شرح داد. مکاتبات آنها مقیاس متوسط ​​​​نیازهای آنها را نسبت به هزینه های نظامی قابل توجه در پرسنل و امور مالی، و برخلاف حمایت قابل توجهی که می توانستند از نیروهای مسلح ارائه دهند، برجسته کرد. اندرو هاجز، زندگی نامه تورینگ، متعاقباً خاطرنشان کرد که "این نامه اثر الکتریکی داشت." چرچیل با صدور یادداشتی به ژنرال اسمای پاسخ داد: "این روز اقدام کنید. مطمئن شوید که آنها تمام آنچه را که می خواهند در اولویت قرار دارند و به من گزارش دهید که این کار انجام شده است." تا 18 نوامبر، رئیس سرویس مخفی تأیید کرد که تمام اقدامات لازم در حال انجام است. اگرچه رمزنگاران بلچلی پارک از مداخله مستقیم نخست‌وزیر بی‌اطلاع ماندند، میلنر-بری بعداً گفت: «تمام چیزی که ما متوجه شدیم این بود که تقریباً از آن روز راه‌های ناهموار به‌طور معجزه‌آسایی شروع به هموار شدن کردند.» در نهایت، بیش از دویست بمب در پایان جنگ عملیاتی شد.

Hut 8 and the Naval Enigma

تورینگ وظیفه چالش برانگیز رمزگشایی انیگما نیروی دریایی آلمان را برعهده گرفت، با انگیزه فقدان تلاش های اختصاصی دیگر در این زمینه، که به او امکان تمرکز انحصاری را داد. تا دسامبر 1939، او مؤلفه حیاتی سیستم نشانگر دریایی را با موفقیت حل کرد، سیستمی که بسیار پیچیده‌تر از سیستم‌های بکار گرفته شده توسط سایر شاخه‌های نظامی است.

هم‌زمان، او Banburismus را مفهوم‌سازی کرد، یک روش آماری متوالی – که بعداً آن‌را تحلیل متوالی توسط آبراهام والدس نامگذاری کرد. تورینگ عدم ​​اطمینان اولیه را در مورد اثربخشی عملی آن ابراز کرد و اظهار داشت: «اگرچه مطمئن نبودم که در عمل کار کند، و در واقع مطمئن نبودم تا زمانی که چند روز واقعاً شکسته شود.» برای این تکنیک، او معیاری برای وزن شواهد ابداع کرد که آن را به عنوان ممنوع تعیین کرد. Banburismus حذف توالی‌های خاص روتور انیگما را فعال کرد، در نتیجه زمان مورد نیاز برای آزمایش تنظیمات روی بمب‌ها را به‌طور قابل‌توجهی کاهش داد. متعاقباً، این انباشت متوالی شواهد، با استفاده از دسیبان (یک دهم ممنوعیت)، در تحلیل رمز رمز لورنز استفاده شد.

در نوامبر 1942، تورینگ به ایالات متحده سفر کرد و در آنجا با رمزنگاران نیروی دریایی ایالات متحده در واشنگتن در رمزگشایی رمزگذاری دریایی و توسعه بمب دریایی همکاری کرد. برنامه سفر او همچنین شامل یک

ارزیابی تورینگ از طراحی بمب آمریکایی بود که به طور قابل توجهی غیر مشتاقانه بود، همانطور که در اظهارات وی گواه است:

برنامه آمریکایی بمب به تولید 336 بمب، یکی برای هر سفارش چرخ بود. من عادت داشتم در درون به مفهوم روال کلبه بمب که در این برنامه اشاره شده بود لبخند بزنم، اما فکر می کردم که با اشاره به اینکه ما واقعاً از آنها در آن راه استفاده نمی کنیم، هدف خاصی محقق نمی شود. آزمایش آنها (تغییرگرها) را به سختی می توان قطعی در نظر گرفت، زیرا آنها برای جهش با دستگاه های توقف یاب الکترونیکی آزمایش نمی کردند. به نظر می رسد که به هیچ کس در مورد میله ها یا افیزیرها یا بانبوریسموس گفته نمی شود مگر اینکه واقعاً قرار باشد کاری در مورد آن انجام دهد.

در طی این بازدید، تورینگ همچنین به توسعه دستگاه‌های گفتاری ایمن در آزمایشگاه‌های بل کمک کرد. او متعاقباً در مارس 1943 به بلچلی پارک بازگشت. در غیاب او، هیو الکساندر رسماً به عنوان رئیس کلبه 8 به عهده گرفت، نقشی که او de facto را برای مدت قابل توجهی به عهده داشت، با توجه به درگیری محدود تورینگ در عملیات روزانه بخش. پس از بازگشت، تورینگ به یک نقش مشاوره عمومی برای تحلیل رمز در بلچلی پارک تبدیل شد.

الکساندر مشارکت های تورینگ را به شرح زیر مستند کرد:

به صراحت ثابت شده است که مشارکت تورینگ مهمترین عامل تعیین کننده موفقیت هات 8 بوده است. در مراحل اولیه، او تنها رمزنگاری بود که حلال بودن مشکل را تشخیص داد و حل آن را بر عهده گرفت. او نه تنها اساساً مسئول پیشرفت‌های نظری اساسی در هات بود، بلکه برای توسعه بمب نیز با ولچمن و کین به رسمیت شناخته شد. در حالی که ضرورت مطلق به ندرت مطرح می شود، نقش تورینگ در کلبه 8 به وضوح حیاتی بود. تلاش‌های پیشگام اغلب از حافظه جمعی دور می‌شوند زیرا تجربه‌های بعدی و روال‌های تثبیت‌شده وظایف پیچیده را ساده می‌کنند، و تعداد زیادی از پرسنل در هات 8 دریافتند که تأثیر عمیق مشارکت‌های تورینگ تا حد زیادی در خارج قدردانی نشده است.

Turingery

در ژوئیه 1942، تورینگ روشی را توسعه داد که به عنوان Turingery (یا به صورت محاوره ای Turingismus) برای استفاده در برابر پیام های رمزی لورنز تولید شده توسط دستگاه Geheimschreiber (نویسنده مخفی) آلمانی طراحی شد. این دستگاه یک ضمیمه رمز روتور تله چاپگر بود که به صورت داخلی Tunny در بلچلی پارک تعیین شده بود. تورینگری یک تکنیک چرخ شکن را تشکیل می دهد، به ویژه روشی برای تعیین پیکربندی بادامک روتورهای Tunny. تورینگ علاوه بر این، معرفی تامی فلاورز را به تیم Tunny تسهیل کرد. فلاورز، تحت هدایت مکس نیومن، متعاقباً کامپیوتر کولوسوس را ساخت. این دستگاه که به عنوان اولین کامپیوتر الکترونیکی دیجیتال قابل برنامه‌ریزی جهان شناخته می‌شود، جایگزین هیث رابینسون کمتر پیچیده شد و به دلیل سرعت پردازش پیشرفته‌اش، امکان استفاده مؤثر از روش‌های رمزگشایی آماری را فراهم کرد. به اشتباه گفته شده است که تورینگ نقش مهمی در طراحی کامپیوتر کولوسوس داشته است. در حالی که تورینگری و روش‌شناسی آماری بانبوریسموس به‌طور غیرقابل انکاری بر استراتژی‌های رمزنگاری رمز لورنز تأثیر گذاشت، خود تورینگ مستقیماً در توسعه کولوسوس دخالت نداشت.

دلیل

تورینگ پس از مشارکت در آزمایشگاه‌های بل در ایالات متحده، مفهوم رمزگذاری الکترونیکی گفتار در شبکه‌های تلفنی را بررسی کرد. در مراحل آخر درگیری، او به سرویس امنیت رادیویی سرویس مخفی (بعد از آن HMGCC) در پارک هانسلوپ منتقل شد. در این مکان، او با کمک افسر REME دونالد بیلی، تخصص خود را در الکترونیک ارتقا داد. آنها با همکاری یکدیگر طراحی و ساخت یک دستگاه ارتباط صوتی ایمن قابل حمل به نام Delilah را آغاز کردند. اگرچه این دستگاه برای کاربردهای متنوع طراحی شد، اما ثابت شد که این دستگاه برای انتقال رادیویی از راه دور مناسب نیست. در نهایت، تکمیل Delilah برای استقرار زمان جنگ خیلی دیر اتفاق افتاد. علیرغم عملکرد کامل این سیستم، که توسط نمایش تورینگ به مقامات مربوط به رمزگذاری و رمزگشایی یک سخنرانی ضبط شده وینستون چرچیل نشان داده شد، دلیلا به طور رسمی پذیرفته نشد. تورینگ همچنین به آزمایشگاه‌های بل در مورد توسعه SIGSALY، یک سیستم صوتی امن که در سال‌های پایانی جنگ پیاده‌سازی شد، مشاوره ارائه کرد.

کامپیوترهای اولیه و آزمون تورینگ

از سال 1945 تا 1947، تورینگ در همپتون، لندن اقامت داشت و همزمان به طراحی موتور محاسبات خودکار (ACE) در آزمایشگاه ملی فیزیکی (NPL) مشغول بود. در 19 فوریه 1946، او یک مقاله اساسی را ارائه کرد که اولین طرح جامع برای یک کامپیوتر با برنامه ذخیره شده را تشریح می کرد. در حالی که نخستین پیش نویس گزارش در مورد EDVAC ناتمام فون نویمان قبل از انتشار تورینگ بود، جزئیات بسیار کمتری ارائه کرد. جان آر. وومرسلی، سرپرست بخش ریاضیات NPL، خاطرنشان کرد که این بخش "شامل تعدادی ایده است که متعلق به خود دکتر تورینگ است".

علیرغم بقای مفهومی ACE، محدودیت‌های اعمال شده توسط قانون اسرار رسمی، مربوط به زمان جنگ او در مورد فعالیت‌های او در زمان جنگ در پارک بلچلی، مانع از تجزیه و تحلیل اصلی او در مورد عملیات تورینگ می‌شود. سیستم کامپیوتری که اپراتورهای انسانی را یکپارچه می کند. در نتیجه، شروع پروژه به تأخیر افتاد و منجر به سرخوردگی او شد. در اواخر سال 1947، او یک سال تعطیلی را در کمبریج آغاز کرد و طی آن یک رساله اساسی با عنوان ماشین های هوشمند نوشت که تا پس از مرگ او منتشر نشد. همزمان با تعطیلاتش در کمبریج، خلبان ACE در غیاب او ساخته شد. این نمونه اولیه برنامه افتتاحیه خود را در 10 می 1950 اجرا کرد و به طور قابل توجهی بر بسیاری از طراحی های کامپیوتری بعدی جهانی، به ویژه انگلیسی Electric DEUCE و Bendix G-15 آمریکایی تأثیر گذاشت. تکرار کامل ACE تورینگ تا پس از مرگ محقق نشد.

خاطرات هاینز بیلینگ، پیشگام آلمانی کامپیوتر، از مؤسسه فیزیک ماکس پلانک و منتشر شده توسط گنشر، دوسلدورف، ملاقات تورینگ و کنراد زوزه را مستند می کند. این رویارویی در سال 1947 در گوتینگن رخ داد که به عنوان یک گفتگوی عمومی ساختار یافته بود. شرکت کنندگان شامل وومرسلی، تورینگ و پورتر به نمایندگی از انگلستان، در کنار محققان آلمانی مانند Zuse، Walther، و Billing بودند. جزئیات بیشتر در Konrad Zuse und die Schweiz هربرت برودرر ارائه شده است.

در سال 1948، تورینگ قرار ملاقاتی به عنوان خواننده در بخش ریاضیات دانشگاه منچستر دریافت کرد. محل سکونت او در "Copper Folly"، 43 Adlington Road، Wilmslow واقع شده بود. سال بعد، او نقش معاون مدیر آزمایشگاه ماشین‌های محاسباتی را بر عهده گرفت و در توسعه نرم‌افزار منچستر مارک 1، یکی از پیشگامان رایانه‌های برنامه‌های ذخیره‌شده، مشارکت داشت. تورینگ نسخه اولیه کتابچه راهنمای برنامه نویس را برای این دستگاه نوشت، به انجمن ادبی و فلسفی منچستر راه یافت و توسط فرانتی به عنوان مشاور توسعه ماشین تجاری Ferranti Mark 1 خود مشغول به کار شد. فرانتی تا زمان مرگش به او برای خدمات مشاوره ای پرداخت می کرد. به طور همزمان، او تحقیقات ریاضی انتزاعی بیشتری را دنبال کرد و در مقاله اصلی خود "ماشین آلات محاسباتی و هوش"، تورینگ چالش هوش مصنوعی را بررسی کرد و آزمایشی را پیشنهاد کرد که متعاقباً به آن تست تورینگ گفته شد، که هدف آن تعیین معیاری برای هوش ماشین بود. مفهوم اصلی این موضوع را مطرح می‌کرد که اگر یک همکار انسانی، از طریق تعامل مکالمه، نتواند آن را از انسان متمایز کند، می‌توان یک کامپیوتر را قادر به «فکر کردن» دانست. در همین نشریه، تورینگ از توسعه یک برنامه ساده‌تر برای تقلید ذهن کودک، که می‌توانست به جای تلاش برای شبیه‌سازی مستقیم ذهن بزرگسال، تحت یک فرآیند آموزشی قرار گیرد، حمایت کرد. یک کاربرد معکوس از آزمون تورینگ به طور گسترده در اینترنت از طریق تست‌های CAPTCHA استفاده می‌شود، که برای تعیین اینکه آیا کاربر انسان است یا رایانه طراحی شده است.

در سال 1948، تورینگ با همکار سابق خود در مقطع لیسانس، D.G. همکاری کرد. Champernowne، برای شروع توسعه یک برنامه شطرنج در نظر گرفته شده برای یک کامپیوتر فرضی. این برنامه که در سال 1950 تکمیل شد، به نام Turochamp نامگذاری شد. تلاش برای پیاده سازی آن بر روی یک Ferranti Mark 1 در سال 1952 ناموفق بود، زیرا کامپیوتر فاقد قدرت پردازش لازم برای اجرای برنامه بود. در نتیجه، تورینگ به صورت دستی برنامه را با دنبال کردن دستورالعمل های الگوریتمی صفحه به صفحه و انجام حرکات روی صفحه شطرنج، با هر حرکت تقریباً سی دقیقه، "اجرا" کرد. این بازی مستند بود. گری کاسپاروف خاطرنشان کرد که برنامه تورینگ یک "بازی شطرنج قابل تشخیص" را به نمایش گذاشت. در حالی که این برنامه توسط آلیک گلنی، همکار تورینگ شکست خورد، گزارش‌های حکایتی نشان می‌دهند که این برنامه در برابر همسر چمپرناون، ایزابل، پیروزی را تضمین کرد.

آزمون تورینگ به عنوان یک مشارکت مهم، مشخصاً تحریک‌آمیز و پایدار در گفتمان جاری پیرامون هوش مصنوعی است، بحثی که بیش از نیم قرن ادامه داشته است.

تشکیل الگو و زیست شناسی ریاضی

در سال 1951، در سن 39 سالگی، تورینگ تمرکز خود را به زیست شناسی ریاضی تغییر داد، که با انتشار کار مهم خود، "مبنای شیمیایی مورفوژنز" در ژانویه 1952 به اوج رسید. تحقیقات او بر روی مورفوژنز، فرآیند بیولوژیکی حاکم بر شکل گیری الگوها و ساختارها در ارگانیسم های زنده متمرکز بود. تورینگ اظهار داشت که یک سیستم واکنش- انتشار، شامل واکنش‌های شیمیایی و انتشار فضایی، می‌تواند مکانیسم‌های اولیه مورفوژنز را روشن کند. او از سیستم‌های معادلات دیفرانسیل جزئی برای مدل‌سازی واکنش‌های شیمیایی کاتالیزوری استفاده کرد. به عنوان مثال، یک واکنش اتوکاتالیستی، که در آن یک کاتالیزور A برای واکنشی که متعاقباً کاتالیزور A بیشتری تولید می‌کند ضروری است، بازخورد مثبتی را نشان می‌دهد که قابل مدل‌سازی با معادلات دیفرانسیل غیرخطی است. تورینگ نشان داد که اگر واکنش شیمیایی نه تنها کاتالیزور A را ایجاد کند، بلکه یک بازدارنده B را نیز تولید کند که تولید A را کاهش می‌دهد، الگوهای متمایزی ظاهر می‌شوند. اگر A و B سپس با سرعت های متفاوت در یک محیط پخش شوند، این انتشار دیفرانسیل می تواند مناطقی را ایجاد کند که A یا B غالب هستند. تعیین وسعت دقیق این الگوها به قدرت محاسباتی قابل توجهی نیاز داشت که در سال 1951 به راحتی در دسترس نبود. در نتیجه، تورینگ برای حل دستی معادلات بر تقریب های خطی تکیه کرد. این محاسبات دستی نتایج کیفی دقیقی را به همراه داشت، به عنوان مثال، یک مخلوط همگن را پیش‌بینی می‌کرد که با فاصله منظم و نقاط قرمز ثابتی را نشان می‌داد. همزمان، بیوشیمیدان روسی، بوریس بلوسوف، آزمایشاتی را انجام داد که نتایج مشابهی به دست آورد. با این حال، یافته های او به دلیل تعصبات غالب که نشان می دهد چنین پدیده هایی با قانون دوم ترمودینامیک مغایرت دارد، با موانع انتشار مواجه شد. بلوسوف از انتشار تورینگ در معاملات فلسفی انجمن سلطنتی بی اطلاع بود.

علیرغم توضیح اولیه ساختار و عملکرد DNA، تحقیقات تورینگ در مورد مورفوژنز اهمیت معاصر را حفظ کرده و به عنوان سهمی اساسی در ریاضیات به رسمیت شناخته شده است. بخشی از این تحقیق به دنبال درک فیلوتاکسی گیاه، به ویژه تشکیل پریموردیای گیاهی در حلقه ای در اطراف مریستم آپیکال در طول رشد و نمو است که اغلب از دنباله های فیبوناچی پیروی می کند. یکی از کاربردهای عملی اولیه نظریه تورینگ، توضیح جیمز موری در مورد لکه ها و الگوهای راه راه مشخصی بود که روی خز گونه های مختلف گربه سانان مشاهده شد. بررسی‌های بعدی نشان می‌دهد که چارچوب تورینگ می‌تواند تا حدی برای توسعه ساختارهایی مانند "پرها، فولیکول‌های مو، الگوی انشعاب ریه‌ها و حتی عدم تقارن چپ به راست که قلب را در سمت چپ قفسه سینه قرار می‌دهد" توضیح دهد. در سال 2012، Sheth و همکاران. نشان داد که در موش‌ها، حذف ژن‌های Hox منجر به افزایش تعداد ارقام بدون تغییر اندازه کلی اندام می‌شود، به این معنی که ژن‌های Hox تشکیل ارقام را با تعدیل طول موج مکانیزم نوع تورینگ تنظیم می‌کنند. مقالات اضافی مربوط به این کار تنها پس از انتشار کارهای گردآوری شده A. M. Turing در سال 1992 در دسترس قرار گرفت.

در سال 2023، مطالعه ای که توسط انجمن فیزیک آمریکا ارائه شد، فرضیه مدل ریاضی تورینگ را به صورت تجربی تایید کرد. این آزمایش شامل کشت دانه‌های چیا در لایه‌های یکنواخت درون سینی‌ها بود و متعاقباً در دسترس بودن رطوبت را دستکاری کرد. محققان به طور سیستماتیک پارامترهای مربوط به معادلات تورینگ را تنظیم کردند که منجر به ظهور الگوهایی مشابه با الگوهای مشاهده شده در اکوسیستم های طبیعی شد. این تحقیق اولین نمونه در نظر گرفته می‌شود که در آن آزمایش‌هایی که از پوشش گیاهی زنده استفاده می‌کنند، بینش‌های ریاضی تورینگ را به‌طور تجربی تأیید کرده‌اند.

زندگی شخصی

ارزش های پنهان

در طول دهه 1940، نگرانی‌های مربوط به از دست دادن احتمالی دارایی‌هایش در میان تهاجم آلمان، تورینگ را بر آن داشت تا پس‌انداز خود را تضمین کند. برای محافظت از این سرمایه، او دو شمش نقره به ارزش 3200 اونس (90 کیلوگرم) و به ارزش 250 پوند (معادل 8000 پوند برای تورم یا 48000 پوند به قیمت لحظه ای در سال 2022) به دست آورد که متعاقباً در منطقه جنگلی نزدیک به پارک بلچ دفن کرد. پس از بازگشت برای بازیابی نقره، تورینگ متوجه شد که نمی تواند یادداشت های رمزنگاری خود را که مکان دقیق اشیاء با ارزش پنهان شده را شرح می دهد، رمزگشایی کند. این ناتوانی، همراه با بازسازی های بعدی در منطقه، منجر به ناتوانی دائمی او در بازیابی نقره شد.

مشارکت

در سال 1941، تورینگ به جوآن کلارک، ریاضی دان و تحلیلگر رمز، که در کلبه 8 با او همکاری داشت، پیشنهاد ازدواج داد. با این حال، نامزدی آنها کوتاه بود. تورینگ پس از افشای همجنسگرایی خود برای کلارک، که بنا بر گزارش ها از این مکاشفه "بی حوصله" مانده بود، به این نتیجه رسید که نمی تواند به این ازدواج ادامه دهد.

شطرنج

تورینگ یک نوع شطرنج ترکیبی ابداع کرد که قبل از بوکس شطرنج، به نام شطرنج دور خانه شناخته می شود. این بازی شامل یک بازیکن بود که یک حرکت شطرنج را اجرا می کرد، سپس به صورت فیزیکی در اطراف خانه می دوید، در حالی که حریف باید حرکت خود را قبل از بازگشت بازیکن اول انجام می داد.

محکومیت به دلیل همجنسگرایی و بی ادبی فاحش

در دسامبر 1951، تورینگ در خیابان آکسفورد منچستر، نزدیک سینما رگال، با آرنولد موری، یک جوان بیکار 19 ساله روبرو شد و متعاقباً او را به ناهار دعوت کرد. ملاقات‌های بعدی آنها منجر به شروع یک رابطه صمیمی در ژانویه 1952 شد. در 23 ژانویه، اقامتگاه تورینگ در ویلمزلو به سرقت رفت. موری تورینگ را از آشنایی خود با سارق مطلع کرد و باعث شد تورینگ ماجرا را به پلیس گزارش کند. در طول تحقیقات بعدی، تورینگ رابطه جنسی خود را با موری فاش کرد. با توجه به اینکه در آن زمان اعمال همجنس‌بازی در بریتانیا جرایم جنایی محسوب می‌شد، هر دو نفر طبق بخش 11 قانون اصلاح قانون کیفری 1885 با اتهام "بی‌حیایی فاحش" مواجه بودند. مراحل مقدماتی ارتکاب برای محاکمه در 27 فوریه انجام شد، که طی آن تورینگ هیچ مدرکی برای وکالت ارائه نکرد. ادعاها این دادرسی در سشنز هاوس در کناتسفورد انجام شد.

به دنبال وکیل برادر و وکیلش، تورینگ متعاقباً اقرار به گناه کرد. پرونده با عنوان رسمی رجینا علیه تورینگ و موری در 31 مارس 1952 به محاکمه ادامه داد. تورینگ محکوم شد و با یک جایگزین بین حبس و مشروط ارائه شد. شرایط حبس مشروط او به رضایت او برای انجام مداخلات هورمونی با هدف کاهش میل جنسی، که معمولاً به آن "اخته شیمیایی" گفته می شود، تصریح می کرد. او تزریق استیلبواسترول را انتخاب کرد که در آن زمان به نام دی اتیل استیل‌بسترول (DES) شناخته می‌شد، یک استروژن مصنوعی. این درمان زنانه به مدت یک سال انجام شد که منجر به ناتوانی جنسی و ایجاد بافت پستان شد. تورینگ در نامه ای بیان کرد: "بدون شک من از همه اینها مردی متفاوت ظاهر خواهم شد، اما کاملاً کسی را که نفهمیدم." موری، برعکس، مرخصی مشروط دریافت کرد.

محکومیت تورینگ منجر به لغو مجوز امنیتی او شد، در نتیجه ادامه مشاوره رمزنگاری او برای GCHQ، آژانس اطلاعات سیگنال بریتانیا که در سال 1946 به عنوان جانشین GC&CS تأسیس شد، منع شد. با وجود این، او موقعیت علمی خود را حفظ کرد. این محاکمه تنها چند ماه پس از فرار گای برگس و دونالد مکلین به اتحاد جماهیر شوروی در تابستان 1951 انجام شد، رویدادی که وزارت امور خارجه را بر آن داشت تا افرادی را که همجنس گرا هستند به عنوان خطرات امنیتی بالقوه طبقه بندی کند.

پس از محکومیت خود در سال 1952، تورینگ از ورود به کشورهای اروپایی محروم شد، اما اجازه ورود به کشورهای اروپایی را نداشت. در تابستان 1952، او به نروژ سفر کرد، کشوری که تحمل بیشتری نسبت به افراد همجنس‌گرا داشت. از جمله آشنایی هایی که او در آنجا پیدا کرد، کیل کارلسون بود. قصد کارلسون به همزمان، تورینگ با روانپزشک فرانتس گرین باوم مشورت کرد، او با او رابطه مثبتی برقرار کرد و متعاقباً به یک دوست خانوادگی تبدیل شد.

مرگ

در 8 ژوئن 1954، خانه دار تورینگ او را در محل اقامتش در خیابان 43 آدلینگتون، ویلمزلو کشف کرد. معاینات پس از مرگ که عصر همان روز انجام شد، به این نتیجه رسید که او روز گذشته در سن 41 سالگی درگذشت و مسمومیت با سیانور به عنوان علت مرگ اعلام شد. با کشف جسدش، سیبی نیمه خورده در کنار تختش پیدا شد. اگرچه سیب تحت آزمایش سیانید قرار نگرفت، اما فرض بر این بود که وسیله نقلیه ای است که تورینگ از طریق آن دوز کشنده را بلعیده است.

جان، برادر تورینگ، روز بعد جسد را شناسایی کرد و به دنبال وکیل فرانتس گرینبام، حکم بازجویی را به دلیل حداقل احتمال اثبات تصادفی مرگ پذیرفت. بازجویی که روز بعد انجام شد به این نتیجه رسید که خودکشی علت مرگ بوده است. با این حال، برادرزاده او، نویسنده درموت تورینگ، هرگونه ارتباطی بین محکومیت تورینگ یا درمان هورمونی و مرگ او را رد می کند. او تاکید می کند که این محکومیت در سال 1952 به پایان رسید و درمان در سال بعد متوقف شد. علاوه بر این، هیچ شواهد فیزیولوژیکی نشان نداد که این درمان بر وضعیت روانی عمویش تأثیر نامطلوب داشته است، و تورینگ اخیراً فهرستی از وظایف حرفه‌ای را تهیه کرده بود که پس از بازگشت به دفترش پس از تعطیلات عمومی باید به آنها رسیدگی کند. یک فرضیه جایگزین نشان می‌دهد که تورینگ ممکن است به‌طور تصادفی دود سیانید حاصل از آزمایش آبکاری الکتریکی را که در اتاق یدکی او انجام شده استنشاق کرده باشد، و به عادت خود به مصرف سیب قبل از خواب و اغلب آن را نیمه‌خورده رها می‌کند.

سوزاندن تورینگ در ۱۲ ژوئن ۱۹۵۴، تنها دو روز پس از مرگش در کوره‌سوزی ووکینگ انجام شد. فقط مادر، برادر و لین نیومن در آنجا حضور داشتند و خاکسترش در باغ‌های کوره‌سوزی پراکنده شد، که آینه‌ای از بقایای جسد پدرش بود. مادر تورینگ که در زمان مرگ او در ایتالیا تعطیلات خود را سپری می کرد، پس از تحقیقات به خانه بازگشت. او مرتباً حکم رسمی خودکشی را رد می‌کرد.

فیلسوف جک کوپلند در مورد چندین عنصر حکم اولیه پزشکی قانونی تردیدهایی را مطرح کرده است. او توضیح دیگری برای مرگ تورینگ ارائه کرد: استنشاق ناخواسته دود سیانید ناشی از دستگاهی که برای آبکاری طلا روی قاشق‌ها استفاده می‌شود، جایی که سیانید پتاسیم به عنوان حلال طلا عمل می‌کرد. تورینگ چنین تجهیزاتی را در اتاق کوچک کوچک خود نگهداری می کرد. کوپلند مشاهده کرد که نتایج کالبد شکافی با استنشاق سیانید بیشتر از بلع آن مطابقت دارد. علاوه بر این، تورینگ به طور معمول قبل از بازنشستگی یک سیب مصرف می کرد و اغلب آن را نیمه خورده رها می کرد. علاوه بر این، تورینگ طبق گزارش‌ها چالش‌های قانونی و هورمون‌درمانی (که یک سال قبل متوقف شده بود) را «با شوخ طبعی» تحمل کرد و هیچ نشانه‌ای از ناامیدی قبل از مرگش نشان نداد. او حتی فهرستی از مسئولیت‌هایی را که پس از بازگشت به دفتر پس از تعطیلات آخر هفته انجام می‌داد، ثبت کرده بود. مادر تورینگ معتقد بود که بلع تصادفی بوده است، زیرا پسرش از نگهداری بی‌احتیاطی مواد شیمیایی آزمایشگاهی ناشی می‌شود. اندرو هاجز، زندگی نامه نویس تورینگ، معتقد است که تورینگ عمداً مرگ او را طوری تنظیم کرده است که تصادفی به نظر برسد، بنابراین از مادرش در برابر حقیقت خودکشی محافظت می کند.

شک و تردید بیشتری در مورد فرضیه خودکشی توسط جان دبلیو داوسون جونیور مطرح شده است، که در نقد زندگینامه مواضع خود در مورد مرجع هاج است. فضای سیاسی جنگ سرد». داوسون تاکید کرد که تورینگ توسط یک خدمتکار مرده کشف شد که "در رختخواب خود دراز کشیده بود" - وضعیتی که با مبارزه ای که معمولاً با خفگی ناشی از سیانید همراه است مطابقت ندارد. علاوه بر این، تورینگ هیچ گونه قصد خودکشی را با آشنایان خود اعلام نکرده بود و اقداماتی برای سازماندهی امور شخصی خود انجام نداده بود.

هم هاجز و هم زندگینامه نویس بعدی دیوید لیویت این نظریه را مطرح کرده اند که ممکن است تورینگ در حال اجرای مجدد صحنه ای از فیلم ۱۹۳۷ والت دیزنیوفWalt Disney و والت دیزنی بود. افسانه مورد علاقه او هر دو محقق مشاهده کردند که تورینگ، همانطور که لیویت بیان کرد، "از صحنه ای که ملکه شریر سیب خود را در دم کرده سمی فرو می برد، لذت ویژه ای به دست آورد."

فرضیه دیگری نشان می‌دهد که تمایل تورینگ به فال‌گویی ممکن است در ایجاد حالت افسردگی نقش داشته باشد. در جوانی، یک فالگیر نبوغ او را پیش بینی کرده بود. در اواسط ماه مه 1954، اندکی قبل از مرگش، تورینگ تصمیم گرفت یک بار دیگر در جریان سفر به سنت آنس در دریا با خانواده گرینبام با یک فالگیر مشورت کند. باربارا، دختر گرینبامز، این رویداد را بازگو کرد:

روز به‌طور دلپذیری آفتابی توصیف می‌شد و آلن هنگام شروع گردش، حالتی شاد از خود نشان می‌داد. پس از آن، او پیشنهاد بازدید از ساحل لذت در بلکپول را داد. آلن با پیدا کردن چادر یک فالگیر ابراز تمایل کرد که وارد شود و باعث شد که گروه منتظر بازگشت او باشند. با این حال، رفتار درخشان و شاد قبلی او به حالتی رنگ پریده، لرزان و وحشتناک تبدیل شده بود. اگرچه محتوای خاص اظهارات فالگیر ناشناخته مانده بود، اما آشکار بود که او عمیقاً مضطرب بود. این برخورد احتمالاً آخرین موقعیتی بود که آنها قبل از اطلاع از خودکشی او را دیدند.

عذرخواهی و عفو دولت

در آگوست 2009، برنامه‌نویس بریتانیایی جان گراهام-کامینگ طوماری را مبنی بر حمایت از عذرخواهی رسمی دولت بریتانیا در رابطه با پیگرد قانونی آلن تورینگ به دلیل همجنس‌بازی ارائه کرد. این طومار بیش از 30000 امضا جمع کرد و باعث شد که نخست وزیر گوردون براون در 10 سپتامبر 2009 بیانیه ای صادر کند که در آن رسماً عذرخواهی کرد و رفتار تورینگ را "وحشتناک" توصیف کرد.

افراد متعددی به طور جمعی به دنبال عدالت برای آلن تورینگ و اذعان به نحوه رفتار فجیع با او بوده اند. اگرچه پرونده تورینگ بر اساس قوانین حاکم در آن دوران رسیدگی شد و وقایع تاریخی قابل تغییر نیستند، رفتار او غیرقابل انکار ناعادلانه بود. بنابراین، خوشحالم که تاسف عمیقی را که خودم و کل ملت نسبت به وقایع رخ داد ابراز می کنم. در نتیجه، از طرف دولت بریتانیا و همه کسانی که به دلیل کمک های آلن از آزادی برخوردارند، بسیار مفتخرم که اعلام کنم: ما عذرخواهی می کنیم. شما مستحق درمان بسیار بهتری هستید.

در دسامبر 2011، ویلیام جونز به همراه جان لیچ، عضو پارلمان، یک طومار الکترونیکی مبنی بر حمایت از عفو پس از مرگ از سوی دولت بریتانیا برای محکومیت آلن تورینگ به "بی ادبی فاحش" راه اندازی کردند.

این دادخواست رسماً از دولت اعلیحضرت درخواست می کند که آلن تورینگ را به دلیل محکومیت او به "بی حیایی فاحش" عفو کند. در سال 1952، تورینگ با یک مرد دیگر به دلیل "بی حیایی فاحش" مجرم شناخته شد و متعاقباً مجبور به انجام "ارگانو درمانی"، نوعی اخته شدن شیمیایی شد. متأسفانه دو سال بعد در سن 41 سالگی بر اثر مسمومیت با سیانور خودکشی کرد. ناامیدی عمیق آلن تورینگ و مرگ زودرس عواقب اقدامات همان ملتی بود که او به طور قابل توجهی در حفاظت از آن کمک کرده بود. این اپیزود تاریخی همچنان نشان دهنده لکه‌ای بر دولت بریتانیا و تاریخ ملی آن است. عفو می تواند کمک قابل توجهی به اصلاح این بی عدالتی کند و به عنوان یک عذرخواهی ضمنی از بسیاری از همجنس گرایان دیگر، کمتر از آلن تورینگ، که به طور مشابه مشمول این قوانین تبعیض آمیز بودند، عمل کند.

این طومار بیش از 37000 امضا جمع کرد و متعاقباً توسط جان لیچ، نماینده پارلمان منچستر به پارلمان ارائه شد. با این حال، درخواست عفو با دلسردی وزیر دادگستری لرد مک‌نالی مواجه شد که موضع زیر را بیان کرد:

عفو پس از مرگ نامناسب تلقی شد زیرا آلن تورینگ به طور مقتضی به خاطر عملی محکوم شده بود که طبق قوانین رایج آن دوره یک جرم کیفری محسوب می شد. فرض بر این بود که او می‌دانست که اقداماتش مغایر با قانون بوده و به پیگرد قانونی منجر می‌شود. در حالی که غم انگیز است که آلن تورینگ به جرمی محکوم شد که اکنون به عنوان ظالمانه و پوچ تلقی می شود - احساسی که به ویژه با مشارکت استثنایی او در تلاش جنگ تشدید شد - چارچوب قانونی در آن زمان چنین پیگردی را ضروری می کرد. در نتیجه، سیاست تثبیت شده، پذیرش چنین اعتقادات تاریخی را دیکته می‌کند، و پیشگیری از بی‌عدالتی‌های مشابه آینده را بر تلاش‌ها برای تغییر گذشته‌نگر بافت‌های تاریخی یا اصلاح آنچه که ذاتاً تغییرناپذیر است، اولویت می‌دهد.

جان لیچ، که از سال 2005 تا 2015 به عنوان نماینده پارلمان منچستر ویینگتون خدمت کرد، چندین پیشنهاد قانونی را آغاز کرد و یک کمپین برجسته را برای جلب عفو آلن تورینگ رهبری کرد. در مجلس عوام، لیچ استدلال کرد که مشارکت‌های مهم تورینگ در طول جنگ، او را به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کرد و تداوم محکومیت او را «در نهایت فقط شرم‌آور» کرد. Leech به طور مداوم این لایحه را از طریق پارلمان پیش برد و چندین سال به مبارزات انتخاباتی پرداخت و تأیید عمومی قابل توجهی از سوی دانشمندان برجسته، به ویژه فیزیکدان استیون هاوکینگ به دست آورد.

در 26 ژوئیه 2012، یک لایحه قانونی در مجلس اعیان ارائه شد که در آن یک قانون قانونی مربوط به عفو قانون Al1 در مورد عفو قانونی برای Sefen of Crimeance of C1 ارائه شد. اصلاحیه قانون 1885، که او در 31 مارس 1952 به خاطر آن محکوم شده بود. بعداً در همان سال، استیون هاوکینگ و ده امضاکننده برجسته دیگر در نامه‌ای در دیلی تلگراف منتشر کردند - از جمله ستاره‌شناس سلطنتی لرد ریس، رئیس انجمن سلطنتی، سر پل تورینگن در دوران لردی، پرستار، لردی و لرد کولورینگ، و لردی تورینگن، لرد و لرد و لرد کولورینگ و لرد تلگراف، و لرد تلگراف، لرد و لرد تلگراف را به خدمت گرفتند. شارکی (حامی لایحه) - مجموعاً از دیوید کامرون نخست وزیر خواست تا به درخواست عفو رسیدگی کند. دولت متعاقباً حمایت خود را از این لایحه اعلام کرد که سومین قرائت آن را در ماه اکتبر در مجلس اعیان با موفقیت به پایان رساند.

در طول دومین قرائت قانون پیشنهادی در مجلس عوام در 29 نوامبر 2013، کریستوفر چوپ، عضو محافظه‌کار پارلمان، اعتراضی را مطرح کرد و در نتیجه مانع از پیشرفت آن شد. اگرچه این لایحه برای بررسی بیشتر در مجلس عوام در 28 فوریه 2014 برنامه ریزی شده بود، دولت ترجیح داد قبل از هر بحث بعدی پارلمان از حق سلطنتی رحمت استناد کند. در نتیجه، در 24 دسامبر 2013، ملکه الیزابت دوم رسماً برای محکومیت تورینگ به "بی حیایی فاحش" عفو صادر کرد که بلافاصله اجرایی شد. در اعلامیه عفو خود، لرد صدراعظم کریس گریلینگ اظهار داشت که تورینگ به دلیل مشارکت استثنایی خود در تلاش های جنگی شایسته تقدیر است، نه اینکه با محکومیت جنایی بعدی اش تعریف شود. ملکه در آگوست 2014 رسماً تورینگ را عفو کرد. این عفو ​​تنها چهارمین مورد عفو سلطنتی است که از زمان پایان جنگ جهانی دوم اعطا شده است. به طور معمول، عفو منحصراً زمانی تمدید می شود که فرد به طور آشکار بی گناه باشد و درخواست رسمی توسط اعضای خانواده یا سایر ذینفعان مربوطه ارائه شده باشد. با این حال، هیچ یک از این پیش نیازها در مورد محکومیت تورینگ برآورده نشد.

در سپتامبر 2016، دولت قصد خود را برای گسترش این تبرئه عطف به ماسبق برای سایر افراد محکوم به جرایم مشابه در زمینه منافی عفت تاریخی، اقدامی که به صورت عامیانه "قانون آلن تورینگ" نامیده می شود، اعلام کرد. این «قانون آلن تورینگ» اکنون به طور غیررسمی به قوانین قانون پلیس و جرم بریتانیا در سال 2017 اشاره می‌کند که به عنوان عفو ​​عمل می‌کند و عفو عفو عطف به ماسبق برای مردانی دارد که طبق قوانین تاریخی که اعمال همجنس‌بازی را جرم‌انگاری می‌کنند، اخطار یا محکومیت دریافت کرده‌اند. این قانون در انگلستان و ولز قابل اجرا است. به دلیل حمایت مداوم خود از این موضوع، زالو اغلب به عنوان معمار اصلی بخشش تورینگ و متعاقبا قانون آلن تورینگ شناخته می شود که در نهایت عفو 75000 نفر دیگر را تسهیل کرد. در طول نمایش بریتانیایی بازی تقلید، فیلمی که زندگی تورینگ را روایت می‌کند، تهیه‌کنندگان به طور علنی زالو را به خاطر نقش او در افزایش آگاهی عمومی و تأمین عفو تورینگ قدردانی کردند.

در ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۳، پس از یک عذرخواهی، دفاع کهنه‌کار توسط وال‌جی‌بی‌تی توسط وزیر دفاع بریتانیا عذرخواهی کرد. تورینگ با مجسمه ای دائمی در چهارمین پایه میدان ترافالگار گرامی داشته می شود. والاس تورینگ را به‌عنوان «مسلماً قهرمان جنگ جهانی دوم» توصیف کرد، که دستاوردهای او «جنگ را کوتاه کرد، جان هزاران نفر را نجات داد، [و] به شکست نازی‌ها کمک کرد،» و همچنین خاطرنشان کرد که «داستان او بازتابی تلخ از رفتار اجتماعی است.

مقالات

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Alan Turing

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Alan Turing.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Alan Turing Alan Turing کیست زندگی Alan Turing پژوهش‌های Alan Turing کشف‌های Alan Turing دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Alan Turing کیست؟
  • Alan Turing چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Alan Turing چیست؟
  • چرا Alan Turing مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش