TORIma Academy Logo TORIma Academy
Avicenna
دانش

Avicenna

TORIma آکادمی — پزشک / فیلسوف / دانشمند

Avicenna

Avicenna

ابن سینا (حدود 980 - 22 ژوئن 1037) که در غرب با نام ابن سینا (A(H)V -ih- SEN -ə) شناخته می شود، فیلسوف و پزشک برجسته مسلمانان بود.

ابن سینا (حدود  980 - 22 ژوئن 1037)، که در غرب به طور گسترده با نام ابن سینا (A(H)V-ih-SEN-ə شناخته می شود)، فیلسوف و پزشک برجسته جهان اسلام بود. او به عنوان یک شخصیت محوری در دوران طلایی اسلامی ظاهر شد و در دربار حاکمان مختلف ایران خدمت کرد و تأثیر قابل توجهی بر اندیشه پزشکی و مکتبی اروپای قرون وسطی گذاشت.

ابن سینا (ج. 980 - ۲۲ ژوئن ۱۰۳۷)، که در غرب به‌عنوان ابوی سینا شناخته می‌شود ( A(H)V-ih-SEN)، فیلسوف و پزشک برجسته جهان اسلام بود. او یکی از شخصیت‌های مهم عصر طلایی اسلامی بود که در دربار فرمانروایان مختلف ایرانی خدمت می‌کرد و در اندیشه‌های پزشکی و مکتبی اروپای قرون وسطی تأثیرگذار بود.

که اغلب به‌عنوان مولد طب مدرن اولیه شناخته می‌شود، برجسته‌ترین کمک‌های ابن سینا عبارتند از: کتاب شفا، یک کتاب علمی جامع و علمی پزشکی، یک دایره‌المعارف پزشکی است که به متنی اساسی در بسیاری از دانشگاه‌های اروپای قرون وسطی تبدیل شد و تقریباً تا سال 1650 مورد استفاده قرار گرفت.

فراتر از فلسفه و پزشکی، مجموعه گسترده‌ای از آثار ابن سینا شامل رساله‌هایی در مورد نجوم، کیمیا، روان‌شناسی، جغرافیا، علم جغرافیا، علم ریاضیات اسلامی، علم جغرافیا، علم ریاضیات و علم پزشکی است. تصنیف های شاعرانه چارچوب فلسفی او به مکتب مشاء، برگرفته از مذهب ارسطویی، پایبند بود و او به عنوان یکی از برجسته ترین طرفداران این مکتب در جهان اسلام به شمار می رود. سروده های شعری او دو زبانه بود. تقریباً 240 اثر از 450 اثر تخمینی او امروز باقی مانده است که شامل 150 متن فلسفی و 40 رساله پزشکی است.

نام

نام ابوسینا بیانگر برداشت لاتینی از نام پدری عربی بن سینا (ابوعلی الحسین بن عبدالله بن الحسن بن علی بن سینا البلخی البخاری است ().

زمینه تاریخی

برنامه پربار ابن سینا مصادف با عصر طلایی اسلامی بود، دوره ای که با مطالعه همه جانبه آثار علمی ترجمه شده بیزانسی، یونانی-رومی، ایرانی و هندی مشخص می شود. متون یونانی-رومی که شامل سنت‌های افلاطونی میانه، نوافلاطونی و ارسطویی می‌شد، توسط مکتب کیندی ترجمه شد و متعاقباً توسط روشنفکران اسلامی که همچنین سیستم‌های ریاضی ایرانی و هندی، نجوم، جبر، مثلثات، و پزشکی را پیشرفته کردند، تجزیه و تحلیل، ویرایش و گسترش دادند. شرق ایران، خراسان بزرگ و آسیای مرکزی، در کنار خاندان آل بویه در غرب ایران و عراق، محیطی مساعد برای پیشرفت علمی و فرهنگی چشمگیر ایجاد کردند. بخارا تحت حکومت سامانیان به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام با بغداد رقابت می کرد. در این محیط پرجنب‌وجوش، ابن سینا به کتابخانه‌های وسیع بلخ، خوارزم، گرگان، ری، اصفهان و همدان دسترسی پیدا کرد.

شواهد اسنادی، از جمله عهد با بهمنیار، حاکی از مشارکت ابن سینا در گفتمان فلسفی با دانشمندان برجسته معاصر است. نظامی عروضی از رویارویی ابن سینا در خوارزم با شخصیت‌های برجسته‌ای چون بیرونی (دانشمند و منجم)، ابونصر منصور (ریاضی‌دان نامدار)، ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی (فیلسوف بزرگوار پیش از حمام‌الحضرت) و ابن سینا بازگو کرد. در این عصر، مطالعه قرآن و حدیث رونق گرفت و فلسفه اسلامی، فقه (فقه) و کلام (الهیات نظری) توسط ابن سینا و مخالفان فکری او توسعه بیشتری یافت.

بیوگرافی

زندگی اولیه و تحصیل

تولد ابن سینا در حدود ج 980 در افشانا، روستایی در ماوراءالنهر، در خانواده ای ایرانی رخ داد. این روستا در نزدیکی بخارا، پایتخت سامانیان و زادگاه مادرش قرار داشت. پدرش، عبدالله، اهل بلخ در باختر و از مقامات بوروکرات سامانیان، در زمان سلطنت نوح دوم (r. 976–997) روستایی را در املاک سلطنتی هارمیتان در نزدیکی بخارا اداره می کرد. ابن سینا یک برادر کوچکتر نیز داشت. چند سال بعد، خانواده به بخارا نقل مکان کردند، مرکز آموزشی مشهوری که دانشمندان بسیاری را به خود جذب کرد. ابن سینا در آنجا بود که تحصیلات خود را که در ابتدا تحت نظارت پدرش بود، دریافت کرد.

علی رغم اینکه پدر و برادرش از اسماعیلیه استقبال کردند، ابن سینا به اسلام سنی حنفی، مکتب فکری غالب در امپراتوری سامانیان، پایبند بود.

ابن سینا در ابتدا در زمینه قرآن و ادبیات آموزش دید و در ده سالگی کل قرآن را به یادگار گذاشت. پس از آن، پدرش ترتیبی داد که او حسابی را نزد یک سبزی فروش هندی بخواند. پس از آن از فقیه حنفی اسماعیل الزاهد آموزش فقه گرفت. بعدها، پدرش پزشک و فیلسوف النطیلی را به خدمت گرفت تا سرپرستی خصوصی ابن سینا را در محل اقامتشان فراهم کند. برنامه درسی آنها ایزاگوگ پورفیری (متوفی 305) و احتمالاً مقوله ارسطو (متوفی 322 ق.م) را در بر می گرفت. پس از اتمام کتاب المجست بطلمیوس (متوفی 170) توسط ابن سینا و عناصر اقلیدس، الناتیلی به او توصیه کرد که مطالعه مستقلی را دنبال کند. ابن سینا در هجده سالگی تحصیلات جامعی در علوم یونانی کسب کرد. در حالی که زندگی‌نامه ابن سینا فقط النطیلی را به عنوان مربی خود معرفی می‌کند، احتمال می‌رود که وی از دیگر دانشمندان از جمله پزشکان قمری و ابوسهل عیسی بن یحیی مسیحی نیز آموزش دیده باشد.

حرفه

در بخارا و گورگنج

ابن سینا در هفده سالگی به عنوان پزشک نوح دوم منصوب شد. پدر ابن سینا زمانی که ابن سینا حداقل بیست و یک ساله بود از دنیا رفت. او متعاقباً یک پست اداری به عهده گرفت و احتمالاً جانشین پدرش به عنوان فرماندار هرمیتان شد. ابن سینا بعدها به گورگنج، پایتخت خوارزم نقل مکان کرد، حرکتی که او آن را به «ضرورت» نسبت داد. تاریخ دقیق این نقل مکان تأیید نشده است، زیرا او خدمت خوارزمشاه، ابوالحسن علی، حاکم مأمونی خوارزم را مستند کرده است. سلطنت ابوالحسن علی از سال 997 تا 1009 طول کشید که نشان می‌دهد حرکت ابن سینا در این بازه زمانی رخ داده است.

تاریخ احتمالی جابجایی آن سال 999 است که مصادف با فروپاشی امپراتوری سامانیان پس از خانات قره‌خانی و تسخیر ابی‌الامارالیک توسط خانات قره‌خانی و تسخیر ابوالامیر الماخرا است. II. ابن سینا با توجه به موقعیت برجسته و روابط نزدیکش با سامانیان، احتمالاً پس از مرگ سلطنتش با وضعیتی نامطمئن مواجه شد.

ابوی سینا از طریق ابوالحسین صحی، وزیر گورگنج و یکی از دانشمندان مشهور یونان، موقعیت خود را در خدمت ابوالحسن علی به دست آورد. در دوران مأمونیان، گرگانج به عنوان یک مرکز فکری مهم شکوفا شد و دانشمندان برجسته متعددی از جمله ابن سینا، مرشد سابقش ابوسهل مسیحی، ریاضیدان ابونصر منصور، پزشک ابن الخمر و ثعالیبی را به خود جذب کرد.

در گرگان

در سال 1012، ابن سینا دوباره به دلیل "ضرورت" این بار به سمت غرب نقل مکان کرد. سفر او را به شهرهای خراسانی نسا، ابیورد، طوس، سمنگان و جاجرم رساند. او قصد داشت  977-981، 997-1012)، حامی ظریف ادبیات که دربارش شاعران و دانشمندان برجسته متعددی را جذب کرد. پس از ورود ابن سینا، او متوجه شد که قابوس در زمستان 1013 از دنیا رفته است. ابن سینا متعاقباً از گرگان به دیهستان رفت، اما به دنبال بیماری بازگشت. در آنجا بود که با ابوعبید جوزجانی (متوفی 1070) برخورد کرد که متعاقباً شاگرد و همکار او شد. اقامت ابن سینا در گرگان کوتاه بود. طبق گزارش ها، او به پسر و جانشین قابوس، منوچیهر (r. 1012–1031) خدمت می کرد و در خانه یک حامی اقامت داشت.

در ری و همدان

در حدود ق. 1014، ابن سینا به ری سفر کرد، و در آنجا به دربار امیر آل بویه مجدالدوله (ر. 997-10 و شیعه مادرش، 997-10) پیوست. حاکم عملی. او به عنوان طبیب دربار خدمت مجدالدوله را که به مالیخولیا مبتلا بود، انجام داد. ابن سینا همچنین به عنوان «مدیر بازرگانی» سیده شیرین در قزوین و همدان خدمت کرده است، هرچند جزئیات این انتصاب همچنان مبهم است. در این زمان بود که ابن سینا قانون طب را تکمیل کرد و کار بر روی کتاب شفا خود را آغاز کرد.

در سال 1015، در حالی که در همدان اقامت داشت، ابن سینا به بحث عمومی مشغول شد، که در آن دوران برای دانشمندان تازه وارد در غرب ایران رایج بود. چنین مباحثی برای ارزیابی جایگاه فکری یک محقق در برابر یک شخصیت محلی محلی مفید بود. حریف ابن سینا در این مناظره ابوالقاسم کرمانی از پیروان مکتب فلسفی بغداد بود. این مبادله با ادعای ابن سینا مبنی بر نقص ابوالقاسم در اصول منطقی اساسی و نیز ابوالقاسم به نوبه خود، ابن سینا را به بی ادبی متهم کرد.

بعد از این مناظره، ابن سینا مکاتباتی را به مشائیان بغداد فرستاد و از صحت اظهارات ابوالقاسم مبنی بر همسویی وی با نظرات آنها جویا شد. متعاقباً، ابوالقاسم با نوشتن نامه‌ای به گیرنده‌ای ناشناس که حاوی اتهامات سنگینی بود، تلافی کرد که ابن سینا را بر آن داشت تا از ابوسعد، معاون مجدالدوله، تحقیق کند. این اتهام علیه ابن سینا ممکن است بازتاب اتهام قبلی مردم همدان باشد، مبنی بر اینکه او در خطبه های توحید الهی از عناصر سبک قرآنی تقلید کرده است. پیتر آدامسون مورخ تأکید می کند که «جدی بودن این اتهام را نمی توان در فرهنگ بزرگتر مسلمانان دست کم گرفت.»

کمی پس از آن، ابن سینا بیعت خود را به امیر آل بویه، شمس الدوله، برادر کوچکتر مجدالدوله منتقل کرد. آدامسون معتقد است که این تغییر تحت تأثیر خدمت همزمان ابوالقاسم در زمان سیده شیرین بوده است. اگرچه شمس الدوله در ابتدا ابن سینا را برای معالجه احضار کرد، اما پس از لشکرکشی او در آن سال علیه متحد سابقش، حاکم انازی، ابو شوک (r. 1010–1046)، او ابن سینا را مجبور کرد تا نقش او را به عهده بگیرد. بوعلی سینا تا زمان مرگ شمس الدوله بر اثر قولنج در سال 1021 سمت وزیر خود را حفظ کرد. با این حال، ابن سینا ترجیح داد خود را نزد حامی خود، ابوغالب العطار، در انتظار شرایط مساعدتر پنهان کند. در این دوره مخفیانه، ابن سینا با علاءالدوله محمد (ر. 1008–1041)، حاکم کاکویی اصفهان و عموی سیده شیرین، ارتباط مخفیانه برقرار کرد. شفا، بنا بر گزارش‌ها روزانه پنجاه صفحه می‌نوشت. دربار آل بویه در همدان، به ویژه وزیر کرد تاج الملک، ابن سینا را مظنون به مکاتبه با علاالدوله کرد. در نتیجه خانه عطار غارت شد و ابن سینا در قلعه فردجان در خارج از همدان زندانی شد. جوزجانی دستگیری ابن سینا را به یکی از خبرچینان او نسبت می دهد. او تا زمان فتح همدان توسط علاءالدوله و پایان حکومت سماء الدوله، چهار ماه در زندان ماند.

در اصفهان

بوعلی سینا پس از آن آزاد شد و به اصفهان رفت و علاءالدوله از او استقبال گرمی کرد. به گفته جوزجانی، فرمانروای کاکویی برای ابن سینا «احترام و احترامی را که شخصی مانند او شایسته او بود» قائل بود. آدامسون در ادامه خاطرنشان می‌کند که دوران تصدی ابن سینا در زمان علاءالدوله «ثبات‌ترین دوران زندگی او بود». ابن سینا به عنوان مشاور و احتمالاً وزیر علاءالدوله عمل می کرد و در لشکرکشی ها و سفرهای متعدد شرکت می کرد. او دو اثر فارسی را به او تقدیم کرد: یک رساله فلسفی با عنوان Danish-nama-yi Ala'i ("کتاب علم برای علا") و یک رساله پزشکی در مورد نبض.

در طول اشغال کوتاه غزنویان اصفهان در ژانویه 1030، ابن سینا و علاءالدوله به خوزستان، منطقه ای در جنوب غربی ایران نقل مکان کردند. آنها تا دو ماه بعد تا زمان مرگ محمود حاکم غزنوی (r. 998–1030) در آنجا ماندند. ابن سینا پس از بازگشت آشکار به اصفهان، نوشتن اشاره‌ها و یادآوری‌ها را آغاز کرد. در سال 1037 ابن سینا که علاءالدوله را در نبردی در نزدیکی اصفهان همراهی می کرد، که سابقه مادام العمر این بیماری را داشت، به یک مورد شدید قولنج مبتلا شد. اندکی بعد در همدان درگذشت و در آنجا به خاک سپرده شد.

فلسفه

ابعلی سینا مجموعه قابل توجهی از کارها را در مورد فلسفه اولیه اسلامی، با تمرکز ویژه بر منطق، اخلاق، و متافیزیک، با رساله های قابل توجهی مانند منطق و مابعدالطبیعه ارائه داد. اکثر نوشته‌های او به زبان عربی بود، زبان علمی غالب جهان اسلام در آن زمان، اگرچه برخی به فارسی جدید اولیه سروده شده بود. برخی از آثار فارسی او، به ویژه دانشنامه، حتی امروزه نیز اهمیت زبانی دارند. تفاسیر ابن سینا مکرراً ارسطو را مورد نقد قرار می‌داد و بدین ترتیب گفتمان روشنفکری قوی در سنت اجتهاد را تقویت می‌کرد.

نظریه نشأت نوافلاطونی ابن سینا در طول قرن دوازدهم به جایگاهی اساسی در کلام دست یافت.

تقریباً پنجاه سال پس از ایجاد آن، کتاب شفا از طریق یک ترجمه لاتین جزئی با عنوان Sufficientia به اروپا معرفی شد. در حالی که برخی از محققان «ابعلی سینا لاتین» را شناسایی کرده‌اند که برای دوره‌ای در کنار آوروئیسم لاتین مسلط‌تر رشد کرد، این جنبش فکری در نهایت با فرمان‌های پاریسی در سال‌های 1210 و 1215 سرکوب شد.

کمک‌های ابن‌سینا به روان‌شناسی و تأثیر عمیقی بر معرفت‌شناسی ویلیام‌نفری ویلیام‌نفس‌آمیز برپا شد. مگنوس، در حالی که دکترین های متافیزیکی او به طور همزمان چارچوب فلسفی توماس آکویناس را شکل داد.

دکترین متافیزیک

فلسفه و متافیزیک اولیه اسلامی، عمیقاً متأثر از کلام، با وضوح بیشتری نسبت به اندیشه ارسطویی، جوهر را از وجود متمایز می کند. در حالی که وجود مربوط به ممکن و حادث است، ذات در وجود وجود دارد و فراتر از صفات حادث است. نظام فلسفی ابن سینا، به‌ویژه مؤلفه‌های متافیزیکی آن، به‌طور چشمگیری از مشارکت‌های فارابی نشأت می‌گیرد. آثار به جا مانده از او تلاشی را برای ایجاد یک فلسفه اسلامی متمایز، مستقل از اقتباس گرایی نشان می دهد.

با تکیه بر آثار بنیادی فارابی، ابن سینا به تحقیقی جامع در مورد ماهیت هستی پرداخت و بین ماهیت تفاوت قائل شد (عربی: ماهیة. رومانی شده: māhiya) و وجود (عربی: وجود، romanized: pan="titleArall" lang="ar-Latn">وجود). وی اظهار داشت که فعلیت وجود را نمی توان صرفاً از ذات موجودات موجود استنباط کرد یا آن را تبیین کرد، و همچنین تصریح کرد که صورت و ماده به طور مستقل برای شروع حرکت کیهانی یا فعلیت تدریجی موجودات کافی نیستند. در نتیجه، وجود باید از یک علت فاعلی سرچشمه بگیرد که یک ذات را ایجاب می کند، می بخشد یا وجود می بخشد. برای اینکه این اتفاق بیفتد، علت باید خود یک موجود موجود باشد و باید با اثر برآیند آن همزیستی داشته باشد.

عدم امکان، احتمال، و ضرورت

بررسی مسئله ذات-صفات توسط ابن سینا را می توان از طریق تحلیل هستی شناختی او از وجوه هستی روشن کرد: غیرممکن، امکان، و ضرورت. او مدعی بود که موجودی محال، موجودی است که ذاتاً نمی تواند وجود داشته باشد، در حالی که ممکن به خودی خود (مومکین بیضاتیحی) دارای قابلیت وجود یا عدم بدون تناقض است. به محض فعلیت، ممکن به «وجود واجب به موجب دیگری» تبدیل می شود (واجب الوجود بی غیریحی). بنابراین، اقتضایی به خودی خود نشان دهنده حالت بالقوه ای از وجود است که در نهایت می تواند توسط یک علت خارجی و متمایز به فعلیت برسد. چارچوب های متافیزیکی ضرورت و اقتضا متمایز هستند. یک موجود واجب فی نفسه (واجب الوجود بذاتیحی) ذاتاً صادق است، در حالی که موجود ممکن «فی نفسه کاذب» اما «به واسطه چیزی غیر از خودش صادق است». موجود ضروری منبع مستقل وجود خود است و نیازی به اشتقاق خارجی ندارد. با وجود دائمی مشخص می شود.

تفاوت

وجود واجب "به حکم خود" وجود دارد و هیچ ماهیت یا جوهری متمایز از وجودش ندارد. علاوه بر این، «واحد» (وحید احد) است، زیرا وجود «موجودات واجب» متعدد به‌واسطه‌ی خود، تفاوت‌ها (فصل) را برای تمایز آنها ضروری می‌سازد. با این حال، لازمه تفاوت‌ها دلالت بر وجود آنها «به‌واسطه خودشان» همزمان با «به‌واسطه چیزی غیر از خودشان» دارد که این یک تناقض است. در نتیجه، اگر هیچ تفاوتی بین آنها وجود نداشته باشد، این «موجودات» از هر نظر یکسان هستند. ابن سینا همچنین اظهار می دارد که «وجود ضروری به موجب خود» فاقد جنس (جن)، تعریف (حد)، همتای (ند)، یا متضاد (کرد)، و کاملاً منفک است (مدّی) از کیفیت (bari) (kayf)، مقدار (kam)، مکان (ayn)، موقعیت (wad)، و زمان (waqt).

پذیرایی

دیدگاه های کلامی ابن سینا در مورد مسائل متافیزیکی (الهیات) مورد انتقاد چندین محقق برجسته اسلامی از جمله غزالی، ابن تیمیه و ابن قیم جوزیه قرار گرفته است. غزالی در اثر خود المنقذ من الدلال که به عنوان "رهایی از خطا" ترجمه شده است، ضمن بررسی دیدگاه های خداباوران فلسفی یونانی مانند سقراط، افلاطون و ارسطو، مشاهده کرد:

فیلسوفان یونانی همراه با پیروان مسلمانشان مانند ابن سینا و فارابی به بی ایمانی متهم شدند. با این حال، هیچ فیلسوف مسلمان دیگری به اندازه این دو نفر به انتشار آموزه های ارسطو اختصاص نداشت. فلسفه اصیل ارسطویی، آن گونه که فارابی و ابن سینا نقل می کنند، می تواند در سه جزء دسته بندی شود: یکی بدعت تلقی می شود، دیگری بدیع تلقی می شود، و دیگری کاملاً قابل قبول است.

برهان وجود خدا

ابعلی سینا برهانی برای وجود خدا تنظیم کرد که متعاقباً آن را "برهان صدیقین" (burhān al-ṣiddīqīn) نامیدند. او ضرورت این برهان صدیق را مطرح کرد، موجودی که نمی‌تواند وجود داشته باشد، و با سلسله استنباط‌های منطقی، آن را با خدا در الهیات اسلامی یکی دانست. پیتر آدامسون، مورخ فلسفه معاصر، این برهان را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین برهان قرون وسطایی برای وجود خدا و سهم مهم ابن سینا در تاریخ فلسفی تشخیص داد.

مكاتبه با البیرونی

مکاتبات بازمانده بین ابن سینا، شاگردش احمد بن علی المعصومی، و بیرونی بحثهای آنها را در مورد فلسفه طبیعی ارسطویی و مکتب مشاء مستند می کند. بیرونی این مبادله را با طرح هجده سوال آغاز کرد که ده سوال آن به طور خاص به نقد اثر ارسطو، درباره آسمان ها پرداختند.

الهیات

ابن سینا، مسلمان مؤمن، کوشید تا فلسفه عقلی را با الهیات اسلامی هماهنگ کند. او با اصول علمی و عقل و منطق به دنبال تثبیت وجود خدا و خلقت الهی جهان بود. دیدگاه‌های او درباره الهیات و فلسفه اسلامی تأثیر عمیقی گذاشت و تا قرن نوزدهم به عنصر اساسی برنامه درسی مدارس دینی اسلامی تبدیل شد.

ابعلی سینا رساله‌های مختصر متعددی در مورد مفاهیم الهیات اسلامی تألیف کرد. این آثار شامل بحث هایی درباره انبیا و رسولان اسلامی است که وی از آنها به عنوان «فیلسوفان الهام گرفته» یاد می کند، در کنار تفاسیر مختلف علمی و فلسفی از قرآن، از جمله همسویی کیهان شناسی قرآن با چارچوب فلسفی او. به طور کلی، این رساله‌ها گفتمان فلسفی او را با اصول دینی اسلامی، مانند مفهوم زندگی پس از مرگ بدن، مرتبط می‌کردند.

با این وجود، نوشته‌های گسترده‌تر ابن سینا حاوی نشانه‌ها و اشارات پراکنده‌ای است که نشان می‌دهد او معتقد است که فلسفه تنها روش عقلانی برای تمایز تبیین تعالیم از نسل من است. او به دلیل پیامدهای سیاسی احتمالی نظریه‌ای که ممکن است نبوت را به چالش بکشد، از بیان این موضع با صراحت بیشتر خودداری کرد، و همچنین به این دلیل که تمرکز اصلی او در آثار کوتاه‌تر این بود که نظریه‌های فلسفی و کلامی‌اش را به وضوح روشن کند، بدون اینکه در مسائل معرفت‌شناختی به بهترین وجه توسط سایر فیلسوفان پرداخته شود.

سه مکتب فکری متمایز گروهی که طوسی نمونه ای از آنها بود، سیستم فلسفی او را به طور پیوسته برای تحلیل تحولات سیاسی و پیشرفت علمی بعدی به کار بردند. گروه دیگری، از جمله رازی، نوشته های کلامی ابن سینا را مستقل از چارچوب فلسفی گسترده تر او بررسی کردند. گروه سوم، به نمایندگی از غزالی، به طور انتخابی عناصری از فلسفه او را برای تقویت تلاش های خود برای درک عمیق معنوی از طریق رویکردهای عرفانی مختلف، ترکیب کردند. در نهایت، تفسیر کلامی مورد حمایت شخصیت‌هایی مانند رازی در مدارس شهرت یافت.

در سن ده سالگی، ابن سینا قرآن را حفظ کرده بود و در بزرگسالی، پنج رساله تألیف کرد که تفسیر سوره‌های قرآنی مختلف را ارائه می‌کرد. از جمله این آثار اثبات النبوت بود که در آن آیات متعددی از قرآن را تجزیه و تحلیل کرد و نسبت به قرآن احترام عمیقی ابراز داشت. ابن سینا معتقد بود که پیامبران اسلامی را باید برتر از فیلسوفان دانست.

به طور گسترده ابن سینا را پیرو مکتب حنفی در اندیشه اهل سنت می دانند. او تحصیلات خود را در حقوق حنفی دنبال کرد و تحت تعلیم فقهای برجسته حنفی متعدد قرار گرفت و در دربار حنفی علی بن مامون خدمت کرد. بنا بر گزارش‌ها، ابن سینا در اوایل زندگی خود اظهار داشت که از تلاش‌های مبلغان اسماعیلی برای تغییر دین او «قانع نشده است».

حاهرالدین البیهقی، مورخ قرون وسطایی (متوفی 1169) معتقد است که ابن سینا از پیروان برادران پاکی است.

آزمایش های فکر

ابن سینا در حالی که در قلعه فرداجان در نزدیکی همدان زندانی بود، آزمایش فکری مشهور خود را "انسان شناور" (یا "انسان در حال سقوط") توسعه داد. هدف این تمرین فکری نشان دادن خودآگاهی انسان و ماهیت ذاتی و ماهیت غیر مادی روح بود. ابن سینا ادعا کرد که این آزمایش "انسان شناور" به صراحت وجود ماهوی روح را نشان می دهد و ادعا می کند که افراد نمی توانند آگاهی خود را زیر سوال ببرند، حتی زمانی که از تمام ورودی های حسی محروم باشند. این آزمایش به شرکت‌کنندگان دستور می‌دهد که خلقت آنی خود را در هوا معلق و کاملاً جدا از همه احساسات، از جمله هرگونه تماس فیزیکی با بدن خود، تصور کنند. در چنین سناریویی فرضی، ابن سینا فرض کرد که خودآگاهی ادامه خواهد داشت. بنابراین این آزمایش به این نتیجه می‌رسد که روح یک جوهره کامل، مستقل از بدن و غیر مادی است، با توجه به قابل تصور بودن یک شخص، عاری از تجربه حسی و معلق در هوا، و هنوز قادر به تشخیص وجود خود است. خود امکان این مفهوم «انسان شناور» نشان می‌دهد که روح از نظر عقلی درک می‌شود و در نتیجه بر جدایی متمایز آن از بدن فیزیکی دلالت دارد. ابن سینا علاوه بر این، این را به هوش زنده انسان، به ویژه عقل فعال، مرتبط می‌داند، که او آن را فرضیه‌ای می‌دانست که از طریق آن خداوند حقیقت را به ذهن انسان می‌رساند و نظم و معقولیت را به جهان طبیعی عطا می‌کند. متن بعدی یک تفسیر انگلیسی از این استدلال را ارائه می دهد.

انسانی را در نظر بگیرید که فورا آفریده شده است، کامل و کامل است، در عین حال با دیدی مبهم، مانع درک موجودات خارجی می شود. تصور می شود که این فرد در حال سقوط از طریق هوا یا یک فضای خالی است، بدون اینکه هیچ گونه مقاومتی از هوا که باعث ایجاد حس شود، و با اندام هایی جدا شده برای جلوگیری از تماس متقابل. سپس این سؤال مطرح می شود: آیا این فرد می تواند از وجود خود مطمئن باشد؟ فرد هیچ شکی در مورد وجود خود ندارد، بدون اینکه همزمان وجود اندام های خارجی، اندام های داخلی (مانند قلب یا مغز) یا هر ویژگی فیزیکی خارجی دیگری را تأیید کند. درعوض، فرد می تواند وجود خود را بدون نسبت دادن هیچ گونه گسترش فضایی به این خود اثبات کند. حتی اگر در این حالت، فرد بتواند دست یا اندام دیگری را تصور کند، آن را جزء لاینفک خود یا پیش نیاز وجود خود تلقی نخواهد کرد. این تمایز به این دلیل به وجود می‌آید که همانطور که فهمیده می‌شود، آنچه ادعا می‌شود با آنچه ادعا نمی‌شود متفاوت است و آنچه استنباط می‌شود با آنچه استنباط نمی‌شود متفاوت است. در نتیجه، خودی که وجودش تأیید می‌شود، دارای ویژگی منحصربه‌فردی است، متمایز از بدن یا اعضای بدن، که مشخص نیست. بنابراین، موجود احراز شده (خود) وسیله ای برای تأیید وجود روح به عنوان چیزی جدا از بدن و در واقع غیر جسمانی فراهم می کند. این درک ذاتی است و باید به طور شهودی درک شود، مگر اینکه فرد آنقدر غافل باشد که نیاز به متقاعد کردن قوی داشته باشد.

با این وجود، ابن سینا پیشنهاد کرد که مغز به عنوان محل تعامل بین عقل و احساس عمل می کند. احساس، در این چارچوب، روح را برای جذب مفاهیم عقلانی برخاسته از عقل فاعل جهانی، آغاز می کند. تحقق اولیه برای "شخص شناور" "من هستم" خواهد بود، و بدین وسیله جوهر اساسی آنها را تایید می کند. با توجه به عدم وجود ورودی حسی برای «شخص شناور»، این جوهر، بنا به تعریف، نمی تواند بدن فیزیکی باشد. در نتیجه، شناخت «من هستم» هسته اساسی وجود انسان را تشکیل می دهد: روح هم موجود است و هم خودآگاه. بنابراین ابن سینا استنباط کرد که مفهوم نفس منطقاً مشروط به هیچ موجود فیزیکی نیست، و روح را باید نه از لحاظ رابطه ای، بلکه به عنوان جوهری اولیه و خودبزرگ در نظر گرفت. بدن فیزیکی زائد تلقی می شود. نسبت به بدن، روح نشان دهنده کمال آن است. روح ذاتاً جوهری غیر مادی است.

انتشارات عمده

کانون پزشکی

ابن سینا یک دایره المعارف پزشکی پنج جلدی جامع با عنوان قانون پزشکی (عربی: القانون في الطب، روماني شده: القانون فی الطیب). در این کار اصلی، او این نظریه را مطرح کرد که موجودات نادیده و آلوده با علت شناسی بیماری ها مرتبط هستند و از جداسازی افراد بیمار برای کاهش انتشار بیماری به دیگران حمایت می کند. این متن تا قرن هجدهم به عنوان مرجع پزشکی معتبر در جهان اسلام و اروپا بود. در حال حاضر، کانون ارتباط قابل توجهی در عمل پزشکی Unani حفظ می کند.

Liber Primus Naturalium

ابن سینا علت طبیعی پدیده هایی مانند بیماری ها یا اختلالات نادر را بررسی کرد. او اظهار داشت که تمام رخدادهای پزشکی دارای مکانیسم‌های علّی اساسی هستند و این اصل را با مثالی از پلی داکتیلی نشان می‌دهد. این دیدگاه در مورد پدیده های پزشکی به طور قابل توجهی از پیشرفت های عصر روشنگری تا هفت قرن پیش بود.

کتاب شفا

علوم زمین

کمک های ابن سینا به علوم زمین، از جمله زمین شناسی، در کتاب شفا مستند شده است. او در گفتار خود در مورد تشکیل کوه چنین بیان کرد:

یا اینها اثرات ناآرامی های پوسته زمین هستند، مانند آنچه ممکن است در یک زلزله شدید رخ دهد، یا اثر آب است که با بریدن مسیری جدید، دره ها را برهنه کرده است، لایه ها از انواع مختلف هستند، برخی نرم، برخی تغییرات در مدت زمان طولانی نیاز دارد. خود کوه ها ممکن است تا حدودی از نظر اندازه کوچک شده باشند.

فلسفه علم

در بخش البرهان (در تظاهرات) کتاب شفا، ابن سینا فلسفه علم را بررسی کرد و شکل اولیه تحقیق علمی را ترسیم کرد. تحلیل او با تجزیه و تحلیل پسین ارسطو درگیر بود، که به طور قابل توجهی از جنبه های متعدد منحرف شد. ابن سینا به چالش ایجاد یک روش شناسی مناسب برای تحقیقات علمی پرداخت و به طور خاص این سوال را مطرح کرد: "اصول اساسی یک علم چگونه به دست می آید؟" او در ادامه این پرسش را مطرح کرد که چگونه یک دانشمند می‌تواند «بدیهیات یا فرضیه‌های اولیه یک علم قیاسی را بدون استخراج آن‌ها از مقدمات اساسی‌تر» مشخص کند. او اظهار داشت که سناریوی بهینه شامل درک "رابطه ای بین اصطلاحات است که امکان اطمینان مطلق و جهانی را فراهم می کند." متعاقباً، ابن سینا دو رویکرد اضافی را برای استقرار این اصول اولیه معرفی کرد: روش استقرایی کلاسیک ارسطویی (istiqra) و روش بررسی و آزمایش (tajriba). ابن سینا استقرا ارسطویی را نقد کرد و مدعی شد که «به مقدمات مطلق، جهانی و معینی که مدعی ارائه آن است منتهی نمی شود». در نتیجه، او "روش آزمایش به عنوان وسیله ای برای تحقیق علمی" را فرموله کرد.

منطق

ابن سینا یک سیستم رسمی اولیه منطق زمانی را بررسی کرد. در حالی که او یک نظریه جامع از گزاره های زمانی را به طور کامل توضیح نداد، او رابطه بین زمانی و دلالت را تحلیل کرد. نجم الدین قزوینی الکاتبی، کمک های او را متعاقباً گسترش داد و نظام منطق اسلامی غالب را تا دوران مدرن پایه گذاری کرد. منطق ابن سینی همچنین بر چندین منطق‌دان برجسته اروپایی از جمله آلبرتوس مگنوس و ویلیام اوکهام تأثیر گذاشت. ابن سینا قانون عدم تناقض ارسطو را تأیید کرد، که تصریح می کند که یک گزاره نمی تواند همزمان درست و نادرست تحت شرایط یکسان و تفسیر اصطلاحات باشد. او به قول معروفی می‌گوید: «کسی که قانون عدم تناقض را انکار می‌کند باید کتک بخورد و سوزانده شود تا زمانی که اعتراف کند که کتک خوردن با کتک نخوردن و سوزاندن مساوی با نسوختن نیست».

فیزیک

در قلمرو مکانیک، ابن سینا، در کتاب شفا، نظریه‌ای درباره حرکت فرموله کرد که بین تمایل (گرایش به حرکت) و نیروی اعمال شده به پرتابه تفاوت قائل شد. او فرض کرد که حرکت ناشی از تمایل (mayl) است که توسط پروژکتور به پرتابه وارد می‌شود، و چنین حرکتی در خلاء به طور نامحدود ادامه می‌یابد. او تمایل را به عنوان یک نیروی ذاتی تصور کرد که اثرات آن توسط مقاومت های خارجی، مانند اصطکاک هوا، کاهش می یابد.

نظریه حرکت ابن سینا احتمالاً از جان فیلوپونوس، محقق اسکندریه قرن ششم، الهام گرفته است. فرمول او بیانگر تکرار کمتر توسعه یافته نظریه انگیزه است که بعدها توسط بوریدان در قرن چهاردهم ارائه شد. اینکه بوریدان تا چه اندازه تحت تأثیر ابن سینا یا مستقیماً از فیلوپونوس قرار گرفته است، نامشخص باقی مانده است.

در زمینه اپتیک، ابن سینا از جمله طرفدارانی بود که معتقد بودند نور دارای سرعت محدودی است، و خاطرنشان کرد که "اگر درک نور به دلیل گسیل نوعی ذرات باشد، سرعت آن باید توسط یک منبع نورانی محدود باشد." او همچنین توضیح اشتباهی برای پدیده رنگین کمان ارائه کرد. کارل بنجامین بویر نظریه ابن سینا (ابن سینا) در مورد رنگین کمان را چنین توصیف کرد:

مشاهدات مستقل او نشان داد که کمان از درون خود ابر تاریک سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه در غبار ظریفی که بین ابر و خورشید یا ناظر قرار دارد، منشأ می‌گیرد. او اظهار داشت که ابر به عنوان پس‌زمینه‌ای برای این ماده اثیری عمل می‌کند، شبیه به پوشش نقره‌ای که روی سطح خلفی شیشه آینه اعمال می‌شود. در نتیجه، ابن سینا جایگاه کمان و شکل گیری رنگ آن را تغییر داد و اظهار داشت که رنگین کمانی یک احساس کاملاً ذهنی است که چشم تجربه می کند.

در سال 1253، یک رساله لاتین با عنوان Speculum Tripartitum بیانیه بعدی را در مورد نظریه گرما ابن سینا ارائه کرد:

ابعلی سینا در رساله خود درباره آسمان و زمین اظهار می دارد که گرما از حرکت در پدیده های بیرونی سرچشمه می گیرد.

روانشناسی

تأثیر ماندگار ابن سینا بر روانشناسی کلاسیک عمدتاً در بخش‌های کتاب النفس از آثار اصلی او، کتاب الشفا (کتاب شفا) و کتاب النجات (کتاب النجات) گنجانده شده است. این متون متعاقباً در لاتین به عنوان De Anima شناخته شدند، که به معنای رساله های "درباره روح" است. به طور قابل توجهی، ابن سینا استدلال "مرد پرنده" را در بخش روانشناسی درمان (I.1.7) بیان می کند تا از این گزاره دفاع کند که روح فاقد گسترش کمی است. این برهان شباهت قابل توجهی به استدلال دکارت cogito یا آنچه پدیدارشناسی به عنوان شکلی از دوران معرفی می کند دارد.

چارچوب روانشناختی ابن سینا ایجاب می کند که ارتباطی بین بدن و روح به اندازه کافی مستحکم باشد تا تضمین شود که روح به اندازه کافی غیرقابل انحصار است و در عین حال فردیت روح را به اندازه کافی ناقص می کند. نظریه‌های روان‌شناختی او اساساً در فیزیولوژی ریشه دارند، به این معنا که مفهوم‌سازی او از روح عمدتاً به علم طبیعی بدن و ظرفیت‌های ادراکی آن مربوط می‌شود. در نتیجه، فیلسوف ارتباط روح و بدن را تقریباً منحصراً از طریق تئوری ادراک خود روشن می کند و بدین وسیله نشان می دهد که چگونه ادراک جسمانی با عقل غیر مادی انسان تعامل دارد. در طی ادراک حسی، ادراک کننده شکل شی را در ابتدا از طریق تشخیص ویژگی های آن توسط حواس بیرونی درک می کند. این داده‌های حسی سپس به حواس درونی منتقل می‌شوند، که این عناصر ناهمگون را در یک تجربه آگاهانه منسجم و یکپارچه ترکیب می‌کنند. این فرآیند پیچیده ادراک و انتزاع، پیوند اساسی بین روح و بدن را تشکیل می دهد، با توجه به اینکه بدن مادی محدود به ادراک اشیاء مادی است، در حالی که روح غیر مادی فقط می تواند اشکال غیر مادی و جهانی را درک کند. مکانیسمی که توسط آن روح و بدن در طول انتزاع نهایی امر کلی از جزئی انضمامی با هم تعامل دارند، برای درک رابطه و تعامل آنها، تعاملی که در بدن فیزیکی آشکار می‌شود، حیاتی است.

نفس عمل عقل را با جذب اشکالی که از وجود مادی انتزاع شده اند انجام می دهد. این فرایند مستلزم تبدیل یک خاص (مواد مادی) به یک مفهوم جهانی (مفهوم غیر مادی) است. تعامل بین قلمرو مادی و غیر مادی با واسطه عقل فعال است که به عنوان یک "نور الهی" مفهوم سازی شده است که همه اشکال قابل درک را در بر می گیرد. عقل فعال، کلیات ذاتی در اشیاء مادی را روشن می کند، مشابه اینکه خورشید چگونه رنگ ها را برای بینایی انسان قابل درک می کند.

سایر مشارکت‌ها

نجوم و طالع بینی

ابعلی سینا نقدی بر طالع بینی نوشته است، با عنوان مشاهده بر قهرمانان حکومت ستارگان (رسالة في ابطال احكم النجوم، where he references Quranology references توانایی پیش بینی رویدادهای آینده در حالی که او اذعان داشت که هر سیاره کلاسیک درجه ای از نفوذ را بر روی زمین اعمال می کند، او به شدت با روش های نجومی معاصر مخالفت کرد.

رساله‌های نجومی ابن سینا تا حدی بر دانشمندان بعدی تأثیر گذاشت، اگرچه مشارکت‌های او معمولاً کمتر از آثار ابن هیثم یا بیرونی در نظر گرفته می‌شود. یکی از جنبه های قابل توجه کار او تمایز واضحی است که او بین نجوم ریاضی و طالع بینی قائل شد. او ادعای ارسطو مبنی بر اینکه ستارگان نور خود را از خورشید می گیرند، به چالش کشید و درعوض این ادعا را مطرح کرد که ستارگان و سیارات ذاتاً خود نورانی هستند. ابن سینا ادعا کرد که گذر زهره را مشاهده کرده است، رویدادی که در 24 مه 1032 رخ داد. با این حال، او تاریخ رصد خود را مشخص نکرد و محققان معاصر امکان‌پذیری چنین رصدی را از موقعیت جغرافیایی او در آن زمان زیر سوال می‌برند و نشان می‌دهند که او ممکن است یک لکه خورشیدی را با زهره اشتباه گرفته باشد. ابن سینا از این مشاهدات، چه دقیق یا نه، استفاده کرد تا استدلال کند که زهره، حداقل به طور متناوب، به دور خورشید در مدل ژئومرکزی می چرخد، که به این معنی است که کره زهره در هنگام حرکت به سمت بیرون از زمین، مقدم بر کره خورشید است.

او همچنین خلاصه کار Plemest را بر اساس Almagest نوشته است. Almagest، که شامل یک رساله ضمیمه با هدف آشتی دادن اصول Almagest با اصول برگرفته از علوم طبیعی بود. به عنوان مثال، ابن سینا حرکت اپسیس خورشیدی را بررسی کرد، پارامتری که بطلمیوس ایستا در نظر گرفته بود.

شیمی

ابعلی سینا در استخراج عطار گل ها از طریق تقطیر پیشگام بود و از تقطیر با بخار برای تولید اسانس هایی مانند جوهر گل رز استفاده کرد که از آن به عنوان داروی معطر درمانی برای بیماری های قلبی استفاده می کرد.

بر خلاف رازی، ابن سینا صراحتاً نظریه انتقال مواد را رد کرد

کسانی که در صنایع شیمیایی مشغول به کار هستند به خوبی می‌دانند که هیچ تغییری در گونه‌های متمایز از مواد حاصل نمی‌شود، اگرچه می‌توانند توهم چنین تغییری را ایجاد کنند.

چهار اثر کیمیاگری منسوب به ابن سینا به لاتین ترجمه شد، از جمله:

Liber Aboali Abincine de Anima در arte Alchemiae ثابت شد که تأثیرگذارترین شیمی‌دانان و کیمیاگران قرون وسطی، از جمله وینسنت بووا، بوده است. با این حال، آناواتی، به پیروی از روسکا، ادعا می کند که de Anima اثری جعلی از یک نویسنده اسپانیایی است. به طور مشابه، Declaratio عموماً اثری معتبر توسط ابن سینا در نظر گرفته نمی شود. اثر سوم، کتاب مواد معدنی، به عنوان نوشته ابن سینا به طور گسترده پذیرفته شده است، که از کتاب الشفا (کتاب درمان) اقتباس شده است. ابن سینا در این متن، کانی‌ها را بر اساس ایده‌های ارسطو و جابر به دسته‌هایی مانند سنگ‌ها، مواد همجوشی، گوگردها و نمک‌ها طبقه‌بندی کرد. epistola de Re recta دیدگاهی تا حدودی کمتر شکاکانه از کیمیاگری نشان می دهد. آناواتی پیشنهاد می‌کند که این اثری معتبر از ابن سینا است که احتمالاً در اوایل کارش قبل از اینکه او به طور قطع به این نتیجه برسد که تغییر شکل غیرممکن است، سروده شده است.

شعر

تقریباً نیمی از مجموعه گسترده آثار ابن سینا به صورت منظوم سروده شده است و اشعار او به دو زبان عربی و فارسی منتشر شده است. به عنوان مثال، ادوارد گرانویل براون اظهار می دارد که برخی از آیات فارسی به اشتباه به عمر خیام نسبت داده شده است که در اصل توسط ابن سینا نوشته شده است.

میراث

تمدن کلاسیک اسلامی

رابرت ویسنووسکی، محقق ابن سینا وابسته به دانشگاه مک گیل، ابن سینا را به عنوان "شخصیت محوری در تاریخ طولانی علوم عقلی در اسلام، به ویژه در زمینه های متافیزیک، منطق و پزشکی" توصیف می کند. ویسنوسکی همچنین خاطرنشان می‌کند که نفوذ ابن سینا فراتر از این حوزه‌های «سکولار» گسترش یافته است، زیرا «این آثار یا بخش‌هایی از آنها توسط هزاران محقق پس از ابن سینا خوانده، تدریس، کپی‌برداری، تفسیر، نقل قول، نقل‌قول و استناد شده است - نه تنها فیلسوفان، منطق‌دانان، پزشکان و متخصصان علوم، بلکه توسط پزشکان و متخصصان علوم و معارف. رشته های علم الکلام (الهیات عقلی، شامل فلسفه طبیعی، معرفت شناسی و فلسفه ذهن) و اصول فقه (فقه شامل فلسفه حقوق، دیالکتیک، و فلسفه زبان).»

اروپا قرون وسطی و رنسانس

در قرن چهاردهم، دانته آلیگری ابن سینا را در برزخ در کنار متفکران نیکوکار غیر مسیحی در کمدی الهی خود، از جمله ویرژیل، اوروس، هومر، هوراس، اوید، لوکان، سقراط، افلاطون و صلاح الدین به تصویر کشید. در هر دو سنت فکری شرقی و غربی، ابن سینا به عنوان یک شخصیت تاریخی محوری شناخته شده است. یوهانس کپلر، در فصل 2 از نجوم جدید خود، به دیدگاه ابن سینا در خلال گفتارش در مورد منشأ حرکات سیاره ای اشاره کرد.

جرج سارتون، نویسنده تاریخ علم، ابن سینا را به عنوان "یکی از بزرگ ترین متفکران تاریخ و مشهورترین علم پزشکی در تاریخ" توصیف کرد. از معروف‌ترین نژادها، مکان‌ها و زمان‌ها.» او در جهان اسلام به عنوان نویسنده ای برجسته در علم پزشکی شناخته شد.

ابن سینا در کنار شخصیت هایی مانند رازس، ابوالکاسیس، ابن النفیس و العبادی، گردآورنده مهم دانش پزشکی اولیه مسلمانان محسوب می شود. در سنت پزشکی غربی، او به عنوان یک شخصیت تاریخی محوری شناخته می شود که کمک هایش به طور قابل توجهی بر پزشکی و رنسانس اروپا تأثیر گذاشته است. رساله‌های پزشکی او متمایز بود زیرا در مواردی که بین دیدگاه جالینوس و ارسطو در مورد موضوعات پزشکی (مثلاً آناتومی) اختلاف وجود داشت، ابن سینا معمولاً از ارسطو حمایت می‌کرد و اغلب مفاهیم ارسطویی را به روز می‌کرد تا اکتشافات تشریحی بعدی را در بر بگیرد. با توجه به اقتدار فکری فراگیر ارسطو در میان دانشمندان اروپایی قرون وسطی، ادغام ابن سینا از آثار پزشکی جالینوس با اصول فلسفی ارسطو در قانون پزشکی - همراه با سازمان جامع و نظام مند دانش آن - به طور قابل ملاحظه ای جایگاه پزشکی اسلامی او را در اروپا ارتقاء داد. پس از ترجمه کانون، تأثیر او چنان عمیق بود که از اوایل قرن چهاردهم تا اواسط قرن شانزدهم، او در کنار بقراط و جالینوس به عنوان یک مرجع شناخته شده مورد احترام قرار گرفت و عنوان princeps, orprinceps">princeps meprinceps mes. پزشکان."

پذیرایی مدرن

برای قدردانی از دستاوردهای علمی او، مؤسسات متعددی در سراسر ملل مختلف به نام ابن سینا نامگذاری شده اند، از جمله مقبره و موزه ابن سینا، دانشگاه بوعلی سینا، پژوهشکده ابن سینا و آکادمی طب و علوم قرون وسطی ابن سینا. علاوه بر این، یک دهانه قمری نام ابن سینا را دارد.

جایزه ابن سینا که در سال 2003 تأسیس شد، هر دو سال یک بار توسط یونسکو به منظور قدردانی از افراد و گروه‌ها به دلیل کمک‌های چشمگیرشان به اخلاق علم اعطا می‌شود.

راهنمای ابن سینا (از سال 2008 تا 2015 فعال بود که اکنون توسط فهرست جهانی دانشکده های پزشکی جایگزین شده است) فهرست جامعی از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش پزشکان، متخصصان بهداشت عمومی، داروسازان و سایر پزشکان ارائه می دهد. تیم اولیه پروژه بیان کرد:

چرا ابن سینا؟ ابن سینا به طور قابل توجهی به دلیل ترکیب دانش از شرق و غرب شناخته شد. تأثیر او در توسعه پزشکی و علوم بهداشتی ماندگار بوده است. استفاده از نام ابن سینا نماد مشارکت جهانی ضروری برای ارتقای خدمات بهداشتی با کیفیت است.

در ژوئن 2009، ایران "پاویون فارسی پژوهان" را به دفتر سازمان ملل متحد در وین ارائه کرد. این سازه در حال حاضر در مرکز بین المللی وین قرار دارد.

در فرهنگ عامه

فیلم شوروی 1982، جوانان نابغه (روسی: Юность гения، رومان‌سازی‌شده: Yunosted by ایشم محمداف، زندگی اولیه ابن سینا را نمایش می دهد. داستان در بخارا حول و حوش هزاره اول می گذرد.

در رمان تاریخی لوئیس لامور در سال 1985، طبل متحرک، شخصیت کربوچارد درگیر مطالعه و بحث درباره اثر مهم ابن سینا، قانون پزشکی می شود. رمان پزشک، سفر یک شاگرد پزشکی جوان انگلیسی را روایت می‌کند که در لباس یک یهودی، از انگلستان به ایران سفر می‌کند تا زیر نظر ابن سینا، مرجع برجسته پزشکی آن دوره، تحصیل کند. این رمان متعاقباً در یک فیلم سینمایی در سال 2013 با عنوان پزشک اقتباس شد. بن کینگزلی ابن سینا را در این اقتباس سینمایی به تصویر کشیده است.

ابعلی سینا در بازی ویدیویی تمدن هفتم در سال 2025 به عنوان یک "شخص بزرگ" مرتبط با تمدن عباسی نشان داده شده است. پس از فعال‌سازی، ابن سینا ساخت بیمارستانی را تسهیل می‌کند که دو واحد غذای اضافی را فراهم می‌کند.

فهرست آثار

رساله های ابن سینا به طور قابل توجهی بر دانشمندان مسلمان بعدی در رشته های مختلف از جمله الهیات، زبان شناسی، ریاضیات، نجوم، فیزیک و موسیقی تأثیر گذاشت. او نزدیک به 450 جلد در طیف وسیعی از موضوعات نوشت که تقریباً 240 جلد هنوز موجود است. شایان ذکر است که 150 اثر از او بر روی فلسفه تمرکز دارد، در حالی که 40 اثر به پزشکی اختصاص دارد. مشهورترین آثار او عبارتند از کتاب شفا و قانون پزشکی.

ابعلی سینا حداقل یک رساله در مورد کیمیاگری تألیف کرد، اگرچه آثار متعدد دیگری در این زمینه به اشتباه به او نسبت داده شده است. رساله های او، از جمله منطق، متافیزیک، فیزیک، و De Caelo، مروری جامع بر آموزه ارسطویی ارائه می دهد. با این حال، مابعدالطبیعه به طور قابل توجهی از تفسیر نوافلاطونی از ارسطوگرایی رایج در دوران ابن سینا متفاوت است. برخی از فیلسوفان عرب پیشنهاد کرده اند که ابن سینا تلاش کرد تا فلسفه مسلمان را به طور جامع «ارسطویی مجدد» کند، و او را از پیشینیان متمایز کرد که متون افلاطونی، ارسطویی، نوافلاطونی و میانه افلاطونی را در سنت فکری اسلامی ادغام کردند. چاپ مجدد گسترده، به عنوان مثال، چاپ دوم در ونیز در سال های 1493، 1495، و 1546. برخی از مقالات مختصرتر ابن سینا درباره موضوعاتی مانند پزشکی و منطق به سبکی شاعرانه سروده شده است. شعر منطق به طور مشخص توسط اشمولدرز در سال 1836 منتشر شد. دو رساله فلسفی مهم دایره المعارفی اغلب ذکر شده است. اثر گسترده تر، الشفا (شفا)، تقریباً به طور کامل به صورت نسخه خطی در کتابخانه بودلیان و سایر مکان ها نگهداری می شود. بخشی از این اثر، در مورد De Anima، در سال 1490 در پاویا تحت عنوان Liber Sextus Naturalium منتشر شد. به نظر می رسد شرح مفصل محمد شهرستانی از فلسفه ابن سینا عمدتاً تحلیلی و در بسیاری از موارد بازتولید مستقیم الشفاء باشد. نسخه فشرده این اثر به عنوان An-najat (Liberatio) شناخته شده است. نسخه‌های لاتین بخش‌هایی از این آثار دستخوش تغییراتی شدند که ویراستاران صومعه آشکارا اجرای آن را تأیید کردند. علاوه بر این، راجر بیکن به اثری با عنوان حکمت مشرقیه (hikmat-al-mashrikqiyya، یا به زبان لاتین، Philosophia Orientalis که بر اساس اکثریت‌های A andro, که در آن گم شده بود) ارجاع داد. دارای یک شخصیت پانتئیستی بود.

پیکره ابن سینا علاوه بر این شامل:

آثار فارسی

رساله مهم ایرانی ابن سینا، دانشنامه (دانشنامه علائی، یا "کتاب معرفت")، به دلیل ایجاد واژگان علمی بدیع در زبان فارسی قابل توجه است. این اثر جامع به موضوعات مختلفی از جمله منطق، متافیزیک، تئوری موسیقی و سایر رشته های علمی معاصر می پردازد. پرویز مورویج در سال 1977 ترجمه انگلیسی را ارائه کرد و بر اهمیت متن در مجموعه ادبیات علمی فارسی تأکید کرد.

رساله با عنوان اندر دانش رگ (> نبض") شامل نه فصل است که خلاصه ای مختصر از تشخیص نبض را ارائه می دهد.

ترکیب های شعری ابن سینا به زبان فارسی در چندین نسخه خطی و گلچین های بعدی از جمله نزهة المجالس حفظ شده است.

همنام های ابن سینا

نامهای ابن سینا

مراجع

نقل‌ها

یادداشت ها

منابع

منبع: بایگانی آکادمی TORIma
Ev rûpel ji bo arşîva zanînê ya TORÎma Akademî hatiye amadekirin. Agahî, wêne û lînkên derve dikarin li gorî çavkaniyên vekirî bên nûkirin.

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Avicenna

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Avicenna.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Avicenna Avicenna کیست زندگی Avicenna پژوهش‌های Avicenna کشف‌های Avicenna دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Avicenna کیست؟
  • Avicenna چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Avicenna چیست؟
  • چرا Avicenna مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش