TORIma Academy Logo TORIma Academy
B. F. Skinner
دانش

B. F. Skinner

TORIma آکادمی — روانشناس / رفتارشناس

B. F. Skinner

B. F. Skinner

Burrhus Frederic Skinner (زاده 20 مارس 1904 - درگذشته 18 اوت 1990) روانشناس، رفتارشناس، مخترع و فیلسوف اجتماعی آمریکایی بود. او ادگار بود…

Burrhus Frederic Skinner (20 مارس 1904 - 18 اوت 1990) یک روانشناس، رفتارشناس، مخترع، و فیلسوف اجتماعی با نفوذ آمریکایی بود. او از سال 1948 تا زمان بازنشستگی در سال 1974 سمت استاد روانشناسی ادگار پیرس را در دانشگاه هاروارد داشت.

Burrhus Frederic Skinner (۲۰ مارس ۱۹۰۴ – ۱۸ اوت ۱۹۹۰) روان‌شناس، رفتارشناس، مخترع و فیلسوف اجتماعی آمریکایی بود. او از سال 1948 تا زمان بازنشستگی خود در سال 1974، استاد روانشناسی ادگار پیرس در دانشگاه هاروارد بود.

اسکینر در زمینه تحلیل رفتار، به ویژه پیشبرد فلسفه رفتارگرایی رادیکال، پیشگام بود و تحلیل تجربی رفتار را به عنوان یک مکتب متمایز از روانشناسی تحقیقات تجربی تأسیس کرد. او اصول شرطی سازی عامل را برای تقویت رفتارها اعمال کرد و اظهار داشت که نرخ پاسخ به عنوان دقیق ترین شاخص قدرت پاسخ است. برای بررسی تجربی شرطی‌سازی عامل، او محفظه شرطی‌سازی عامل، که معمولاً به عنوان جعبه اسکینر شناخته می‌شود، ابداع کرد و ضبط تجمعی را برای اندازه‌گیری دقیق نرخ پاسخ توسعه داد. این ابزارهای ابتکاری مهم‌ترین مشارکت‌های تجربی او را تسهیل کردند، که با همکاری چارلز فرستر و به تفصیل در انتشار مهم آن‌ها در سال 1957، برنامه‌های تقویت ارائه شد.

یک نویسنده پرکار، اسکینر، 21 کتاب و 180 مقاله منتشر کرد. مفهوم سازی او از به کارگیری نظریه هایش در ساختار یک جامعه انسانی در رمان اتوپیایی او در سال 1948، والدن دو بیان شد. علاوه بر این، تحلیل جامع او از رفتار انسان در رساله 1958 او، رفتار کلامی به اوج خود رسید.

اسکینر، در کنار جان بی واتسون و ایوان پاولوف، به عنوان یک شخصیت بنیادی در رفتارگرایی مدرن شناخته می شود. در نتیجه، یک نظرسنجی در ژوئن 2002 اسکینر را به عنوان تأثیرگذارترین روانشناس قرن بیستم معرفی کرد.

زندگی اولیه

اسکینر در Susquehanna، پنسیلوانیا متولد شد، پسر گریس و ویلیام اسکینر، یک وکیل بود. او پس از آن که یک معلم مسیحی تلاش کرد تا نگرانی او را از مفهوم جهنم که مادربزرگش توصیف کرده بود، کاهش دهد، بی خدایی را پذیرفت. برادر کوچکترش، ادوارد، که دو سال و نیم از او کوچکتر بود، در سن 16 سالگی به دلیل خونریزی مغزی درگذشت.

نزدیکترین دوست دوران کودکی اسکینر رافائل میلر بود که به دلیل اینکه پدر میلر یک پزشک بود، او را «دک» نامیدند. دوستی آنها به واسطه عبادت مذهبی مشترک والدینشان و شیفتگی متقابل آنها به وسایل و ابزارهای مکانیکی تقویت شد. آنها برای برقراری ارتباط بین محل سکونت خود یک خط تلگراف برقرار کردند، اگرچه به دلیل ابهام پیام های ارسالی خود اغلب به تماس های تلفنی متوسل می شدند. در یک تابستان، میلر و اسکینر یک سرمایه‌گذاری با سنجد را آغاز کردند، و توت‌ها را خانه به خانه جمع‌آوری و فروختند. آنها مشاهده کردند که برداشت توت‌های رسیده اغلب توت‌های نارس را جدا می‌کند و آنها را وادار می‌کند تا یک دستگاه جداسازی بسازند. این دستگاه از یک فرورفتگی فلزی خم شده تشکیل شده بود. آب از طریق فرورفتگی، توت‌های رسیده را به داخل سطل هدایت می‌کرد، در حالی که توت‌های نارس برای دفع از لبه بیرون می‌رفتند.

آموزش

اسکینر در کالج همیلتون در کلینتون، نیویورک ثبت نام کرد و در ابتدا آرزوی شغلی به عنوان نویسنده را داشت. گرایش فکری او، به هر حال، منجر به یک آسیب اجتماعی درک شده در محیط دانشگاهی شد. او به انجمن برادری لامبدا چی آلفا وابسته بود.

اسکینر در روزنامه کالج همکاری داشت، با این حال، به عنوان یک آتئیست، انتقاداتی را از آداب و رسوم مرسوم موسسه ابراز کرد. پس از اتمام مدرک لیسانس خود در رشته ادبیات انگلیسی در سال 1926، در دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد و پس از آن به تحقیق و تدریس پرداخت. فرد اس. کلر، یکی از همتایان خود در هاروارد، اسکینر را متقاعد کرد که امکان تأسیس یک علم تجربی اختصاص داده شده به مطالعه رفتار وجود دارد. این تعامل محوری اسکینر را برانگیخت تا یک نمونه اولیه برای جعبه اسکینر ایجاد کند و با کلر در طراحی ابزارهای اضافی برای آزمایش‌های مقیاس کوچک همکاری کند.

پس از فارغ‌التحصیلی، اسکینر نزد والدینش اقامت کرد و تلاش ناموفقی برای نوشتن رمان کرد، دوره‌ای که او بعداً آن را «سال‌های تاریک» نامید. علیرغم تشویق شاعر رابرت فراست، او از توانایی های ادبی خود ناامید شد و به این نتیجه رسید که فاقد تجربه کافی دنیوی و دیدگاه شخصی متمایز لازم برای نوشتن است. مواجهه بعدی او با رفتارگرایی جان بی واتسون او را بر آن داشت تا تحصیلات تکمیلی خود را در روانشناسی دنبال کند و تفسیر منحصر به فرد خود از رفتارگرایی را فرموله کند.

حرفه

اسکینر در سال 1931 دکترای خود را از هاروارد گرفت و چندین سال به عنوان محقق به دانشگاه ادامه داد. در سال 1936 سمت تدریس در دانشگاه مینه سوتا در مینیاپولیس را پذیرفت. سپس در سال 1945 به دانشگاه ایندیانا رفت و از سال 1946 تا 1947 به عنوان رئیس دپارتمان روانشناسی خدمت کرد، قبل از اینکه در سال 1948 به عنوان استاد رسمی به هاروارد بازگشت. شایان ذکر است، در سال 1973، اسکینر یکی از امضاکنندگان مانیفست دوم انسانی بود.

زندگی شخصی

اسکینر در سال 1936 با ایوون "ایو" بلو ازدواج کرد. آنها دو دختر به نام های جولی (بعدها وارگاس) و دبورا (بوزان که بعداً با بری بوزان ازدواج کرد) داشتند. ایوان در سال 1997 درگذشت و در قبرستان مونت اوبرن، کمبریج، ماساچوست به خاک سپرده شد.

مرگ

اگرچه نمایه عمومی اسکینر در طول دهه 1970 افزایش یافت، او پس از بازنشستگی در سال 1974 تا زمان مرگش زندگی حرفه ای فعالی داشت. در سال 1989، اسکینر به سرطان خون مبتلا شد و متعاقباً در 18 اوت 1990 در کمبریج، ماساچوست درگذشت. تنها ده روز قبل از درگذشت او، انجمن روانشناسی آمریکا از او با یک جایزه یک عمر دستاورد تقدیر کرد، که در طی آن او در مورد مجموعه گسترده کار خود ارائه کرد.

مشارکت در روانشناسی

رفتارگرایی

اسکینر چارچوب روش شناختی خود را برای مطالعه رفتار به عنوان رفتارگرایی رادیکال تعیین کرد. این رویکرد در اوایل قرن بیستم ظاهر شد، در درجه اول به عنوان یک واکنش متقابل به روانشناسی عمق و سایر پارادایم های روانشناختی مرسوم که اغلب برای ایجاد پیش بینی های آزمایشی قابل تأیید تلاش می کردند. این موضع فلسفی در علوم رفتاری بیان می کند که رفتار یک فرد اساساً توسط تعاملات تاریخی آنها با تقویت محیطی شکل می گیرد. همانطور که اسکینر بیان کرد:

این موقعیت را می‌توان به صورت زیر بیان کرد: آنچه احساس می‌شود یا به طور درون‌نگر مشاهده می‌شود، دنیای غیرفیزیکی آگاهی، ذهن یا زندگی ذهنی نیست، بلکه بدن خود مشاهده‌گر است. همانطور که بعداً نشان خواهم داد، این بدان معنا نیست که درون نگری نوعی تحقیق روانشناختی است، و همچنین به این معنا نیست که آنچه احساس می شود یا به طور درون نگر مشاهده می شود، علل رفتار است (و این اصل بحث است). یک موجود زنده به دلیل ساختار کنونی خود همانطور رفتار می کند، اما بیشتر اینها دور از دسترس درون نگری است. در حال حاضر، همانطور که رفتارگرایان روش شناختی اصرار می ورزند، باید خود را به تاریخچه ژنتیکی و محیطی فرد بسنده کنیم. آنچه به صورت درون نگر مشاهده می شود، محصولات جانبی خاصی از آن تاریخ هاست... به این ترتیب ما آسیب های عمده ای را که ذهنیت گرایی ایجاد کرده است، ترمیم می کنیم. وقتی کاری که انسان انجام می دهد به آنچه در درونش می گذرد نسبت داده شود، تحقیق به پایان می رسد. چرا توضیح دهید؟ بیست و پانصد سال است که مردم درگیر احساسات و زندگی ذهنی بوده‌اند، اما اخیراً علاقه‌ای به تحلیل دقیق‌تر نقش محیط نشان داده شده است. ناآگاهی از آن نقش در وهله اول به داستان‌های ذهنی منجر شد، و با شیوه‌های توضیحی که باعث شد این نقش تداوم یابد.

B.F. تحقیقات اسکینر در مورد شرطی سازی عامل به طور قابل توجهی بر حوزه روانشناسی تأثیر گذاشت، به ویژه در توضیح اینکه چگونه تقویت و تنبیه رفتار را اصلاح می کند. اسکینر "جعبه اسکینر" را ابداع کرد، دستگاهی که کارایی محیط های کنترل شده دقیق را برای مشاهده دقیق فرآیندهای یادگیری نشان می داد. اصول شرطی سازی عامل فراتر از رفتار حیوانات است و در حوزه های انسانی مانند مداخلات درمانی، استراتژی های آموزشی و پویایی محیط کار کاربرد پیدا می کند. تحقیقات معاصر به تشریح این مفاهیم اساسی ادامه می‌دهد، با شرطی‌سازی عامل به عنوان یک چارچوب نظری اصلی برای درک اینکه چگونه پیامدها بر اقدامات آینده تأثیر می‌گذارند.

مبانی رفتارگرایی اسکینر

مفاهیم بنیادی اسکینر در مورد رفتارگرایی اساساً در کتاب افتتاحیه او، رفتار ارگانیسم ها (1938) بیان شد. در این کار، او توضیحی سیستماتیک از چگونگی اعمال کنترل متغیرهای محیطی بر رفتار ارائه کرد. او دو دسته متمایز از رفتار را ترسیم کرد که هر کدام تابع مکانیسم‌های کنترل متفاوتی هستند:

هر دو دسته رفتار قبلاً تحت بررسی تجربی قرار گرفته بودند، به‌ویژه ایوان پاولوف در حال مطالعه پاسخ‌دهندگان و ادوارد تورندایک در حال بررسی عملگرها بود. چارچوب نظری اسکینر از چندین جنبه از تفاسیر قبلی فاصله گرفت و یکی از تلاش‌های اولیه برای ادغام این دو نوع رفتاری در یک ساختار مفهومی یکپارچه را نشان داد.

این پیش‌فرض که رفتار یا با پیامدهای بعدی آن تقویت می‌شود یا کاهش می‌یابد، چندین تحقیق را برمی‌انگیزد. از جمله سوالاتی که اغلب مطرح می شود موارد زیر است:

  1. با توجه به اینکه تقویت آنها را تقویت می کند، پاسخ های عامل چگونه منشا می گیرند؟
  2. بعد از اینکه یک پاسخ عامل به بخشی از مجموعه رفتاری ارگانیسم تبدیل شد، چه مکانیسم هایی بر جهت یا کنترل آن حاکم است؟
  3. چه توضیحاتی برای ظهور رفتارهای بسیار پیچیده و ظاهرا بدیع توضیح می دهد؟

1. پیدایش رفتار عامل

توضیح اسکینر برای منشأ رفتار عامل با نظریه داروین در رابطه با پیدایش ساختارهای بدنی جدید، که بر تنوع و انتخاب تأکید دارد، مشابهت دارد. به طور مشابه، رفتار یک فرد تنوع لحظه به لحظه را نشان می دهد. هر تغییری که متعاقباً تقویت شود، تقویت می‌شود و جزء برجسته‌تری از مجموعه رفتاری آن فرد می‌شود. اسکینر این اصلاح رفتاری پیشرونده را که از طریق تقویت تغییرات مورد نظر به دست می آید، شکل دادن نامید. علاوه بر این، اسکینر اظهار داشت که رفتار "خرافاتی" می تواند زمانی ایجاد شود که یک پاسخ به طور تصادفی با تقویت همراه شود، علیرغم اینکه رابطه علّی ندارد.

2. مقررات رفتار عامل

تحقیق در مورد چگونگی کنترل رفتار عامل از ویژگی اولیه آن ناشی می‌شود که بدون ارجاع فوری به یک محرک خاص، «گسیل می‌شود». اسکینر با بیان اینکه یک محرک کنترل یک عامل را در صورتی به دست می‌آورد که حضور آن با تقویت پاسخ و فقدان آن با فقدان آن همزمان باشد. به عنوان مثال، اگر با فشار دادن یک اهرم صرفاً در هنگام روشن شدن نور، غذا به دست می‌آید، سوژه‌ای مانند موش یا کودک یاد می‌گیرد که فقط تحت حضور نور درگیر فشار دادن اهرم باشد. اسکینر این پویایی را با بیان این که یک محرک متمایزکننده (مثلاً یک نور یا صدا) شرایط را برای تقویت (غذا) یک عامل (فشار اهرمی) ایجاد می کند، محصور کرد. این اقتضای سه مدت -شامل محرک، پاسخ، و تقویت‌کننده- یک مفهوم اساسی در کار اسکینر را نشان می‌دهد و چارچوب نظری او را از چارچوب‌هایی که صرفاً بر تداعی‌های زوجی تکیه می‌کنند متمایز می‌کند.

3. تبیین الگوهای پیچیده رفتاری

با توجه به اینکه اکثر رفتارهای انسانی به راحتی از طریق تقویت پاسخ های فردی به صورت مجزا قابل توضیح نیستند، اسکینر به طور گسترده چالش پیچیدگی رفتاری را بررسی کرد. او پیشنهاد کرد که برخی از رفتارهای پیچیده را می توان به عنوان دنباله ای از پاسخ های ساده تر، با معرفی مفهوم "زنجیره سازی" مفهوم سازی کرد. زنجیره‌سازی بر اساس این اصل تأیید شده تجربی عمل می‌کند که یک محرک تمایز نه تنها فرصتی برای رفتار بعدی را نشان می‌دهد، بلکه به‌عنوان یک تقویت‌کننده برای رفتار بلافاصله قبل از آن عمل می‌کند، بنابراین به‌عنوان یک «تقویت‌کننده شرطی» عمل می‌کند. برای مثال، نوری که فشار دادن اهرم را نشان می‌دهد، ممکن است در هنگام وجود نویز، عمل «چرخش به اطراف» را نیز تقویت کند. این فرآیند یک توالی رفتاری مانند "صدا - چرخش - نور - اهرم فشار - غذا" ایجاد می کند. زنجیره‌های به‌طور قابل‌توجهی طولانی‌تر را می‌توان با ترکیب محرک‌ها و پاسخ‌های اضافی ساخت.

با این وجود، اسکینر اذعان داشت که بخش قابل‌توجهی از رفتار، به‌ویژه رفتار انسان، تنها از طریق شکل‌دهی تدریجی یا شکل‌گیری توالی‌های پاسخ، از توضیح سرپیچی می‌کند. رفتارهای پیچیده اغلب به صورت ناگهانی و به شکل کامل خود را نشان می دهد، که نمونه آن با حرکت فردی به سمت آسانسور با رعایت دستورالعمل های ارائه شده در میز پذیرش است. برای پرداختن به چنین پدیده هایی، اسکینر مفهوم رفتار حاکم بر قانون را پیشنهاد کرد. در ابتدا، اعمال نسبتاً ساده در معرض محرک های کلامی قرار می گیرند. به عنوان مثال، کودک یاد می گیرد که "پریدن" یا "کتاب را باز کند". هنگامی که پاسخ‌های متعددی تحت کنترل کلامی ایجاد می‌شوند، مجموعه‌ای از محرک‌های کلامی می‌توانند مجموعه‌ای تقریباً نامحدود از پاسخ‌های پیچیده را برانگیزند.

تقویت

تقویت، یک مفهوم محوری در رفتارگرایی، فرآیند اساسی را تشکیل می‌دهد که رفتار را شکل می‌دهد و تنظیم می‌کند و به دو شکل ظاهر می‌شود: مثبت و منفی. اسکینر در کار خود در سال 1938، رفتار ارگانیسم ها، ابتدا تقویت منفی را با تنبیه یکی دانست و آن را به عنوان ارائه یک محرک بد تعریف کرد. با این حال، این تعریف در انتشارات او در سال 1953 تحت بازنگری قرار گرفت.

طبق تعاریف پذیرفته شده کنونی، تقویت مثبت شامل تقویت یک رفتار از طریق ارائه یک رویداد (مثلاً انجام عملی برای انجام تمجید) است، در حالی که اجرای عملی پس از دریافت تحسین مستلزم تقویت یک رفتار با حذف یا اجتناب از یک رویداد بد

تقویت مثبت و منفی هر دو رفتار را افزایش می دهند و در نتیجه احتمال عود آن را افزایش می دهند. تمایز در این است که آیا رویداد تقویت کننده شامل ارائه یک محرک (تقویت مثبت) یا حذف یا اجتناب از یک (تقویت منفی) است. برعکس، تنبیه ممکن است شامل کاربرد یک محرک یا رویداد نفرت‌انگیز (که به آن تنبیه مثبت یا تنبیه با تحریک احتمالی گفته می‌شود) یا حذف یک محرک مطلوب (معروف به تنبیه منفی یا تنبیه با کناره‌گیری احتمالی) باشد. در حالی که تنبیه اغلب برای مهار رفتار به کار می رود، اسکینر ادعا کرد که چنین سرکوبی گذرا است و اغلب منجر به پیامدهای نامطلوب مختلفی می شود. علاوه بر این، انقراض، که با فقدان یک محرک تقویت کننده مشخص می شود، منجر به تضعیف یک رفتار می شود.

در سال 1981، اسکینر بیان کرد که انتخاب طبیعی داروینی بر اساس اصل "انتخاب بر اساس پیامدها" عمل می کند، مکانیزمی مشابه با رفتار تقویت شده. او علیرغم اذعان به اینکه انتخاب طبیعی اعتبار خود را به وضوح ثابت کرده است، ابراز تأسف کرد که فرآیند اساساً مشابه «تقویت» کمتر به‌عنوان مکانیزمی اساسی برای رفتار انسان شناخته شد.

برنامه های تقویت

اسکینر مشاهده کرد که رفتارها معمولاً چندین بار تقویت می‌شوند. در نتیجه، با همکاری چارلز فرستر، او تجزیه و تحلیل جامعی از ترتیبات زمانی متنوع تقویت را انجام داد و آنها را به عنوان برنامه‌های تقویت تعیین کرد. پارادایم های ثابت یا متغیر). این روش‌ها برای شرطی‌سازی عامل اساسی هستند.

توکن اقتصاد

اصول به دست آمده از کار اسکینر در ایجاد اقتصادهای نشانه ای در محیط های مختلف نهادی، از جمله بیمارستان های روانپزشکی، مفید بوده است. در این سیستم‌ها، شرکت‌کنندگانی که رفتارهای دلخواه خود را نشان می‌دهند، نشانه‌هایی را دریافت می‌کنند که با کالاها یا امتیازات مختلف، مانند شیرینی‌پزی، محصولات تنباکو، نوشیدنی‌ها، یا دسترسی انحصاری به دستگاه‌های سرگرمی مانند رادیو یا تلویزیون قابل تعویض هستند.

رفتار کلامی

به دنبال چالشی از آلفرد نورث وایتهد در طی یک بحث غیررسمی در هاروارد برای توضیح نمونه‌ای از رفتار کلامی ارائه‌شده تصادفی، اسکینر تلاشی را برای اعمال روش‌شناسی عملکردی و استقرایی نوپای خود در حوزه پیچیده رفتار کلامی انسان آغاز کرد. اوج بیش از دو دهه توسعه، کار جامع او به عنوان کتاب رفتار کلامی منتشر شد. علیرغم انتقاد قابل توجه نوام چامسکی از رفتار کلامی، او اذعان داشت که "روانشناسی S-R" اسکینر نیاز به بررسی علمی دارد. با این حال، تحلیلگران رفتار عموماً توصیف چامسکی از مشارکت اسکینر را صرفاً به عنوان "روانشناسی محرک-پاسخ" رد می کنند و برخی معتقدند که این ارائه نادرست بر درک ناکافی از مجموعه گسترده کار اسکینر و رشته گسترده تر تحلیل رفتار تاکید می کند.

انتشار رفتار کلامی با استقبال نامشخصی مواجه شد، پدیده‌ای که تا حدی به بررسی انتقادی چامسکی و عدم توجه اسکینر در پرداختن یا رد هر یک از انتقادات چامسکی نسبت داده می‌شود. علاوه بر این، پذیرش تاخیری مفاهیم ارائه شده در رفتار کلامی توسط همتایان اسکینر ممکن است از فقدان شواهد تجربی ناشی شده باشد، که انحراف قابل توجهی از دقت تجربی که مشخصه دیگر کار تجربی اسکینر بود.

اختراعات علمی

محفظه تهویه کننده عملیات

محفظه تهویه عامل، که معمولاً به عنوان "جعبه اسکینر" شناخته می شود، یک دستگاه آزمایشگاهی تخصصی است که برای تجزیه و تحلیل تجربی رفتار حیوانات استفاده می شود. اسکینر این دستگاه را در دوران تصدی خود به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه هاروارد ابداع کرد. در کاربرد اسکینر، محفظه دارای یک اهرم برای موش ها یا یک دیسک تعبیه شده در یک دیوار برای کبوترها بود. فعال کردن این "مانیپولاندوم" غذا را از طریق یک روزنه در دیوار به حیوان می دهد و در نتیجه فرکانس چنین پاسخ های تقویت شده ای را افزایش می دهد. محققان از طریق دستکاری سیستماتیک موارد احتمالی تقویتی، در کنار محرک‌های متمایزکننده مانند نورها و زنگ‌ها، یا محرک‌های بدی مانند شوک الکتریکی، از جعبه عامل برای بررسی مجموعه‌ای از پدیده‌ها، از جمله برنامه‌های تقویت، کنترل تمایز، پاسخ تاخیری (حافظه) و مجازات استفاده کرده‌اند. این چارچوب روش‌شناختی، که توسط اتاق شرطی‌سازی عامل تسهیل می‌شود، عمیقاً بر مسیر تحقیقات در یادگیری حیوانات و کاربردهای عملی آن تأثیر گذاشت. این دستگاه به طور قابل توجهی مطالعه مشکلات قابل کمی سازی را از طریق اندازه گیری نرخ، احتمال یا نیروی پاسخ های گسسته و قابل تکرار پیشرفت داد. در مقابل، به طور ناخواسته بررسی فرآیندهای رفتاری را که به آسانی در معرض چنین مفهوم‌سازی نیستند، محدود کرد، به ویژه یادگیری فضایی، که در حال حاضر از طریق روش‌های جایگزین، مانند ماز آبی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ضبط تجمعی

ضبط‌کننده تجمعی یک نمایش گرافیکی با قلم و جوهر از پاسخ‌های ساده و تکراری ایجاد می‌کند. اسکینر این دستگاه را برای ادغام با محفظه عمل طراحی کرد و روشی کارآمد برای ثبت و تجسم سرعت پاسخ‌ها، مانند فشار دادن اهرم یا نوک زدن کلید، ارائه کرد. در داخل این دستگاه، یک ورق کاغذ پیوسته به تدریج روی یک درام استوانه ای پیش می رود. هر پاسخ ثبت شده به صورت تدریجی قلم کوچکی را روی کاغذ حرکت می دهد و از یک حاشیه شروع می شود. با رسیدن به حاشیه مخالف، قلم به سرعت به موقعیت شروع خود باز می گردد. گرادیان رد جوهر حاصل به صورت گرافیکی نرخ پاسخ را نشان می دهد. برای مثال، پاسخ‌های فرکانس بالا خطی با شیب تند ایجاد می‌کنند، در حالی که پاسخ‌های فرکانس پایین خطی با شیب کم‌عمق تولید می‌کنند. این ضبط کننده تجمعی به عنوان ابزاری محوری در تحلیل های رفتاری اسکینر عمل کرد و در بین سایر محققان مورد پذیرش گسترده قرار گرفت و در نهایت با ظهور محاسبات آزمایشگاهی و استفاده گسترده از نمودارهای خطی دیجیتال، شیوع کمتری پیدا کرد. تحقیقات تجربی اولیه اسکینر در مورد نرخ پاسخ، که در کار مشترک او با چارلز فرستر، برنامه های تقویت به تفصیل شرح داده شده است، به طور گسترده سوابق تجمعی تولید شده توسط این دستگاه را نشان می دهد.

تخت بادی

تخت بادی، محفظه ای است که به راحتی ضدعفونی شده و تحت کنترل آب و هوا است که به عنوان جایگزینی برای تخت نوزاد معمولی طراحی شده است و دما و رطوبت را هم تنظیم می کند. اسکینر پس از تجربه بزرگ کردن فرزندش اظهار داشت که می‌توان فرآیند مراقبت از نوزاد را برای والدین ساده‌تر کرد و برای کودکان نیز افزایش داد. انگیزه اصلی او از این اختراع، کاهش نیازهای روزانه تربیت فرزند برای همسرش بود. اسکینر نگرانی های خاصی در مورد مراقبت از نوزاد در شرایط محیطی چالش برانگیز اقامتگاه خود در مینه سوتا داشت. حصول اطمینان از گرمای نوزاد یک هدف اصلی بود (فای، 2010). در حالی که تنظیم حرارتی هدف اصلی بود، طراحی همچنین به دنبال به حداقل رساندن نیازهای لباسشویی، جلوگیری از بثورات پوشک، و کاهش درپوش گهواره بود، و به طور همزمان تحرک و راحتی نوزاد را افزایش داد. طبق گزارش ها، این دستگاه به درجه ای از موفقیت در این اهداف دست یافت، زیرا به طور تجاری با حدود 300 کودک که طبق گزارش ها در گهواره های هوایی بزرگ شده بودند، به بازار عرضه شد. Psychology Today متعاقباً 50 نفر را که از تخت بادی استفاده کرده بودند شناسایی کرد و مقاله مختصری در مورد جزئیات اثرات آن منتشر کرد. یافته‌ها پیامدهای مثبتی را نشان می‌دهند که هم کودکان و هم والدین رضایت خود را از استفاده از تخت نشان می‌دهند (اپستاین، 2005). نمونه ای از تخت بادی در حال حاضر در گالری مرکز تاریخچه روانشناسی در آکرون، اوهایو (فایه، 2010) به نمایش گذاشته شده است.

تخت بادی دارای سه دیواره جامد و یک پانل جلویی ساخته شده از شیشه ایمنی است که می‌توان آن را برای سهولت در قرار دادن یا خارج کردن نوزاد پایین آورد. پایه آن از بوم کشیده تشکیل شده بود. ورق ها برای پوشاندن بوم طراحی شده بودند و به محض کثیف شدن می توانستند به راحتی جدا شوند. برای رسیدگی به نگرانی‌های دمایی اسکینر، یک واحد کنترل که در بالای تختخواب قرار گرفته است، سطح دما و رطوبت را تنظیم می‌کند. هوای فیلتر شده از قسمت زیرین گهواره به گردش درآمد. طراحی مرتفع این گهواره، که از مدل های استاندارد پیشی گرفته بود، دسترسی بهتری را به مراقبین به کودک ارائه می کرد و نیاز به خم شدن را از بین می برد (Faye, 2010).

ثابت شد تخت بادی یک اختراع بحث برانگیز است. این قلم به عنوان یک «قلم بی‌رحم» شهرت عمومی پیدا کرد و اغلب به اتاق تهویه‌کننده عمل اسکینر، که معمولاً به عنوان «جعبه اسکینر» شناخته می‌شود، تشبیه می‌شد. انتشار اسکینر در Ladies Home Journal، با عنوان "کودک در یک جعبه"، توجه قابل توجهی را به خود جلب کرد و شک و تردید عمومی را نسبت به این دستگاه دامن زد (بیورک، 1997). یک عکس همراه، دختر اسکینر، دبورا را نشان می‌دهد که از گهواره به بیرون نگاه می‌کند و دست‌ها و صورتش به صفحه شیشه‌ای فشار داده شده است. بعلاوه، استفاده اسکینر از اصطلاح "آزمایش" در توصیف گهواره، همراه با شباهت درک شده آن با آزمایشات حیوانی آزمایشگاهی، مانع از بقای تجاری آن شد، علیرغم تلاش چندین شرکت برای تولید و عرضه آن.

در سال 2004، درمانگر لورن اسلیتر ادعایی را تکرار کرد که نشان می داد اسکینر ممکن است از دختر نوزاد خود در برخی از مطالعات تجربی خود استفاده کرده باشد. دختر او، با ابراز خشم، علناً از اسلاتر به دلیل عدم انجام یک راستی آزمایی دقیق واقعی قبل از انتشار انتقاد کرد. گاردین به نقل از دبورا می‌گوید: «طبق باز کردن جعبه اسکینر: آزمایش‌های بزرگ روان‌شناختی قرن بیستم، پدرم که یک روان‌شناس ساکن هاروارد از دهه 1950 تا 1990 بود، از کودکی‌اش استفاده می‌کرد و چند ساعت در طول روز ثابت می‌کرد که دخترش از کودکی خود استفاده می‌کرد. در یک جعبه آزمایشگاهی که در آن تمام نیازهای او کنترل شده بود. با این حال، این ادعا بی اساس است. پدرم چنین اقداماتی انجام نداد."

ماشین آموزشی

ماشین آموزش به عنوان یک دستگاه مکانیکی طراحی شده برای ارائه یک برنامه درسی یادگیری برنامه ریزی شده عمل می کرد. این دستگاه اصول بنیادی تئوری یادگیری اسکینر را در خود جای داده بود و پیامدهای قابل توجهی برای شیوه های آموزشی به طور کلی و به طور خاص برای آموزش کلاس درس داشت.

در یک تکرار، دستگاه شامل جعبه ای بود که شامل مجموعه ای از سؤالات بود که هر کدام به صورت جداگانه از طریق یک پنجره نمایش کوچک قابل مشاهده بودند. علاوه بر این، مکانیزمی را ارائه می‌دهد که یادگیرنده را قادر می‌سازد تا به هر پرسش پاسخ دهد. تکمیل موفقیت آمیز یک سوال منجر به تقویت فوری برای یادگیرنده شد.

اسکینر از کاربرد ماشین های آموزشی در طیف متنوعی از یادگیرندگان، از کودکان پیش دبستانی تا بزرگسالان، و برای اهداف آموزشی مختلف، از جمله خواندن و آموزش موسیقی، دفاع کرد. برای مثال، او ماشینی را طراحی کرد که بتواند مهارت‌های ریتمیک را به دیگران منتقل کند. او بیان کرد:

یک وسیله نسبتاً ساده موارد احتمالی لازم را تامین می کند. دانش آموز یک الگوی ریتمیک را هماهنگ با دستگاه ضربه می زند. "Unison" در ابتدا بسیار ضعیف مشخص می شود (دانش آموز می تواند در هر ضربه کمی زودتر یا دیر شود) اما مشخصات به آرامی تیز می شوند. این فرآیند برای سرعت ها و الگوهای مختلف تکرار می شود. در ترتیبی دیگر، دانش‌آموز الگوهای ریتمیکی را که توسط دستگاه به صدا در می‌آید بازتاب می‌دهد، البته نه به صورت هماهنگ، و دوباره مشخصات برای یک بازتولید دقیق به تدریج تیز می‌شوند. الگوهای ریتمیک را نیز می‌توان تحت کنترل یک امتیاز چاپی قرار داد.

کارآمدی آموزشی ماشین آموزشی از عناصر کمک‌کننده متعدد ناشی می‌شود: این دستگاه تقویت خودکار، آنی و مداوم را ارائه می‌دهد و نیاز به کنترل بد را از بین می‌برد. محتوای آموزشی به طور منسجم ارائه شد، اما تنوع و تازگی حفظ شد. و سرعت یادگیری را می توان بر اساس نیازهای فردی دانش آموز تنظیم کرد. در نتیجه، دانش‌آموزان مشارکت و توجه نشان دادند و دانش را به‌طور مؤثر از طریق مشارکت فعال کسب کردند، فرآیندی که به عنوان «یادگیری با انجام دادن» مشخص می‌شود.

علی‌رغم ماهیت بالقوه ابتدایی‌شان، ماشین‌های آموزشی به‌عنوان ابزار آموزشی انعطاف‌ناپذیر عمل نکردند. عملکرد آنها می تواند در پاسخ به عملکرد دانش آموزان اصلاح و اصلاح شود. به عنوان مثال، در مواردی که دانش‌آموزی پاسخ‌های نادرست متعددی را ایجاد می‌کند، دستگاه را می‌توان برای ارائه درخواست‌ها یا سؤالات ساده‌تر پیکربندی کرد، بر اساس این پیش‌فرض که یادگیرندگان رفتارها را زمانی که خطاها به حداقل می‌رسد، به بهترین شکل به دست می‌آورند. برعکس، قالب‌های چندگزینه‌ای برای ماشین‌های آموزشی نامناسب تلقی می‌شوند، زیرا اغلب منجر به افزایش خطاهای دانش‌آموز می‌شوند و کنترل نسبتاً کمتری بر موارد احتمالی تقویتی ارائه می‌دهند.

ماشین‌ها نه تنها در انتقال مهارت‌های صریح مؤثر بودند، بلکه طیفی از رفتارها را که اسکینر آن را «خودمدیریتی» نامید، پرورش دادند. خود مدیریتی مؤثر شامل تمرکز بر محرک‌های مرتبط با کار، به حداقل رساندن حواس‌پرتی‌ها و کاهش فرصت‌ها برای تقویت رفتارهای رقابتی است. برای مثال، این ماشین‌ها دانش‌آموزان را ترغیب می‌کردند تا قبل از دریافت جایزه توجه خود را نشان دهند. اسکینر این رویکرد را با روش‌های کلاس درس متعارف مقایسه کرد، که اغلب شامل جلب توجه اولیه دانش‌آموزان (مثلاً از طریق یک ویدیوی جذاب) و ارائه پاداش (مثلاً سرگرمی) قبل از نمایش هرگونه رفتار مرتبط است. چنین شیوه‌های متعارفی نمی‌توانند رفتار مناسب را تقویت کنند و فعالانه مانع پرورش خود مدیریتی شوند.

اسکینر در ادغام ماشین های آموزشی در محیط های آموزشی، به ویژه در آموزش ابتدایی، پیشگام بود. سیستم‌های محاسباتی معاصر اکنون عملکردهای آموزشی قابل مقایسه‌ای را از طریق نرم‌افزارهای تخصصی اجرا می‌کنند که منجر به علاقه‌مندی مجدد علمی در این حوزه، به‌ویژه در مورد تکامل سیستم‌های یادگیری تطبیقی می‌شود.

موشک هدایت شونده با کبوتر

در طول جنگ جهانی دوم، نیروی دریایی ایالات متحده به دنبال سلاحی بود که قادر به درگیری مؤثر با کشتی‌های سطحی باشد، مانند جنگنده‌های کلاس بیسمارک آلمان. علیرغم وجود فناوری های موشکی و تلویزیونی، ماهیت ابتدایی و عمده سیستم های هدایت موجود مانع از کنترل خودکار عملی می شود. برای مقابله با این چالش، اسکینر Project Pigeon را با هدف توسعه یک مکانیسم راهنمایی ساده و کارآمد راه اندازی کرد. اسکینر از تهویه عملیاتی برای آموزش کبوترها برای نوک زدن به صفحه دوربین مبهم که اهداف ورودی را روی مانیتورهای فردی نمایش می دهد، استفاده کرد (شولتز-فیگوئروا، 2019). این سیستم نوآورانه شامل سه محفظه در مخروط دماغه موشک بود که در هر کدام یک کبوتر قرار داشت. در داخل موشک، سه عدسی تصاویری از اجسام دور را بر روی صفحه‌ای که قبل از هر پرنده قرار داشت، پخش می‌کردند. در نتیجه، هنگام پرتاب موشک از یک هواپیما در محدوده بصری کشتی دشمن، تصویر کشتی بر روی صفحه نمایش ظاهر می شود. صفحه لولایی از طریق چهار لوله پنوماتیک لاستیکی کوچک که به هر طرف قاب چسبانده شده بود به سیستم هدایت بمب متصل شد. این لوله ها یک جریان هوای مداوم را به یک سیستم پیکاپ پنوماتیکی هدایت می کردند که به نوبه خود پیشرانه های بمب را تنظیم می کرد. این مکانیسم باعث شد که موشک تنها با رفتار نوک زدن کبوتر به سمت کشتی تعیین شده هدایت شود (Schultz-Figueroa، 2019).

علیرغم نمایش موفقیت آمیز، پروژه در نهایت متوقف شد زیرا جایگزین های معمولی تر، مانند سیستم های مبتنی بر رادار، قابل دسترسی شدند. اسکینر ابراز تاسف کرد که "مشکل ما این بود که هیچ کس ما را جدی نمی گرفت." این پروژه قبل از رها شدن کامل، تحت آزمایشات آزمایشگاهی گسترده قرار گرفت. پس از رد آن توسط ارتش ایالات متحده، آزمایشگاه تحقیقات دریایی ایالات متحده تحقیقات اسکینر را پذیرفت و نام آن را به پروژه ORCON تغییر داد، مخفف مشتق شده از "ارگانیک" و "کنترل". اسکینر همکاری نزدیکی با آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی دریایی ایالات متحده داشت و به طور مداوم توانایی های ردیابی کبوترها را برای هدایت موشک به سمت اهداف مشخص ارزیابی می کرد. در نهایت، کارایی و دقت کبوترها منوط به متغیرهای غیرقابل کنترل متعددی بود که منجر به توقف پروژه ORCON شد و سرنوشت پروژه کبوتر را منعکس کرد. این سیستم هرگز به صورت عملیاتی مستقر نشد.

جمع کننده کلامی

اسکینر در اوایل کار خود به "گفتار نهفته" علاقه مند شد و آزمایش هایی را با استفاده از دستگاهی که جمع کننده کلامی نامید انجام داد. این دستگاه را می توان به عنوان همتای شنیداری لکه های جوهر رورشاخ در نظر گرفت. در طول کاربرد آن، شرکت‌کنندگان انسانی در معرض «آشغال‌های» شنیداری نامفهومی قرار گرفتند، اما اغلب به صداهایی که درک می‌کردند، معنی می‌دادند. در نتیجه، شبیه به لکه های رورشاخ، هدف این دستگاه برانگیختن رفتارهای آشکاری بود که افکار ناخودآگاه را منعکس می کرد. اگرچه مشارکت اسکینر با آزمایش فرافکنی کوتاه مدت بود، اما او متعاقباً مشاهدات حاصل از جمع‌کننده را در فرمول‌بندی نظریه رفتار کلامی خود گنجاند. این دستگاه همچنین الهام بخش محققان دیگر برای ابداع ارزیابی‌های جدید، از جمله تست تاوتوفون، تست ادراک شنوایی، و تست Azzageddi شد.

تأثیر بر آموزش

فراتر از روانشناسی، دیدگاه های اسکینر به طور قابل توجهی بر حوزه آموزش تأثیر گذاشته است، که به طور جامع در کتاب تکنولوژی آموزش بیان شده است، و بیشتر توسط سیستم آموزشی شخصی شده فرد اس. کلر و آموزش Teaching>PositnerPreci>Ogden R. Lindsley Teaching>Preci. در خدمت دو هدف اصلی است:

  1. آموزش دانش آموزان در هر دو مجموعه رفتاری کلامی و غیرکلامی. و
  2. برای پرورش مشارکت دانش‌آموز در فرآیند یادگیری.

اسکینر از مدیریت رفتار دانش‌آموز از طریق تقویت هدفمند، که منحصراً در صورت وجود محرک‌های مرتبط با هدف آموزشی انجام می‌شود، حمایت کرد. او اظهار داشت که حتی عواقب جزئی نیز می‌تواند بر رفتار انسان تأثیر بگذارد، و پیشنهاد کرد که یک «فرصت پیشرفت پس از تکمیل مرحله‌ای از یک فعالیت» می‌تواند به عنوان یک تقویت‌کننده قوی عمل کند. اسکینر قویاً معتقد بود که تعامل رفتاری فعال، به جای دریافت اطلاعات غیرفعال، برای یادگیری مؤثر ضروری است.

اسکینر معتقد بود که اثربخشی آموزشی اساساً بر تقویت مثبت متکی است، که به گفته او برای اصلاح و ایجاد رفتارها از تنبیه برتری دارد. او پیشنهاد کرد که افراد در درجه اول یاد بگیرند که از مجازات اجتناب کنند. به عنوان مثال، وادار کردن کودک به تمرین یک آلت موسیقی می‌تواند منجر به ارتباط بین تمرین و تجارب تنبیهی شود، احساس بیزاری و تمایل به دور زدن آن فعالیت را تقویت کند. این دیدگاه به طور قابل توجهی شیوه های آموزشی رایج حفظ یادداشت و تنبیه انضباطی را به چالش کشید. علاوه بر این، استفاده از وظایف تحصیلی به عنوان اقدامات تنبیهی می‌تواند رفتارهای سرکشی، از جمله خرابکاری یا فرار از مدرسه را برانگیزد.

با توجه به اینکه مربیان مسئولیت اصلی شکل‌دهی رفتار دانش‌آموز را بر عهده دارند، اسکینر معتقد است که آنها باید روش‌های آموزشی ماهری را کسب کنند. اسکینر در کار خود در سال 1968، تکنولوژی آموزش، فصلی را به تجزیه و تحلیل کاستی های آموزشی اختصاص می دهد و شکست معلمان را به درک ناکافی از پیچیدگی های آموزش و یادگیری نسبت می دهد. او استدلال می‌کرد که معلمان با نداشتن پایه‌ای علمی برای عمل خود، اغلب به استراتژی‌های بی‌اثر یا معکوس متوسل می‌شوند، از جمله:

اسکینر اظهار داشت که هر مهارت مناسب برای یک گروه سنی خاص قابل آموزش است و مراحل رویه‌ای زیر را تشریح کرد:

  1. عمل یا هدف عملکرد خاص را برای دانش‌آموز دقیقاً تعریف کنید.
  2. کار را به مراحل افزایشی و قابل دستیابی، از ابتدایی به اجزای پیچیده تبدیل کنید.
  3. اجرای هر مرحله دانش آموز را تسهیل کنید و برای پاسخ های دقیق تقویت کنید.
  4. تنظیمات را برای اطمینان از موفقیت دانش‌آموز تا رسیدن به هدف نهایی اجرا کنید.
  5. انتقال به یک برنامه تقویت متناوب برای حفظ عملکرد اکتسابی دانش آموز.

مشارکت در نظریه اجتماعی

اسکینر عمدتاً از طریق آثار ادبی خود، والدن دو (1948) و فراتر از آزادی و کرامت به رسمیت شناخته شد، که مورد آخر باعث شد او بر روی جلد مجله تایم ظاهر شود. والدن دو یک "جامعه تجربی" خیالی را به تصویر می کشد که در دهه 1940 در ایالات متحده واقع شده است. در این جامعه، شهروندان بهره‌وری و رفاه قابل توجهی را در مقایسه با دنیای بیرون از خود نشان می‌دهند که به تبعیت آن‌ها از برنامه‌ریزی اجتماعی علمی و به کارگیری اصول شرطی‌سازی عملی در تربیت کودک نسبت داده می‌شود.

والدن دو، بازتابی از والدن ثورو، طرفداری از رقابت، جنگ، رقابت اجتماعی و شیوه‌ای از جنگ است. اصول مصرف خردمندانه، ارتباطات اجتماعی قوی، رضایت فردی، انجام کار و اوقات فراغت فراوان را ترویج می کند. در سال 1967، کت کینکید و همکارانش انجمن دوقلو اوکس را تأسیس کردند و از والدن دو به عنوان یک الگوی اساسی الهام گرفتند. این انجمن عملیاتی می‌ماند و سیستم برنامه‌ریز-مدیر و سایر عناصر سازمانی را که در انتشارات اسکینر شرح داده شده است، تداوم می‌بخشد، اگرچه اصلاح رفتار صریح یک رویه رایج فعلی نیست.

در فراتر از آزادی و کرامت، اسکینر پیشنهاد می‌کند که استفاده از فناوری رفتاری می‌تواند ایجاد جامعه پیشرفته‌تری را تسهیل کند. با این حال، این پیشرفت مستلزم اذعان به این است که اعمال انسان صرفاً توسط یک عامل مستقل هدایت نمی شود. اسکینر جایگزین هایی برای اقدامات تنبیهی ارائه می دهد و خوانندگان خود را تشویق می کند تا از اصول علمی و فناوری معاصر برای بهبود جامعه استفاده کنند.

نمایش های سیاسی

نوشته‌های سیاسی اسکینر آرزوی او را مبنی بر اینکه یک علم مؤثر و انسانی کنترل رفتار - یک فناوری رفتار انسانی - می‌تواند به مسائل حل‌نشده، به‌ویژه آن‌هایی که با پیشرفت‌های فناوری مانند بمب اتمی تشدید می‌شوند، بیان کند. هدف اولیه اسکینر جلوگیری از خود تخریبی انسان بود. او تعامل سیاسی را به‌عنوان استفاده از استراتژی‌های مخالف یا غیر مخالف برای مدیریت جمعیت در نظر گرفت. اسکینر از تقویت مثبت به عنوان یک مکانیسم کنترل حمایت کرد و به رمان ژان ژاک روسو امیل: یا در مورد آموزش به عنوان یک اثر ادبی که "از قدرت تقویت مثبت هراسی نداشت" ارجاع داد.

کتاب اسکینر، والدن دو، جامعه ای متمرکز را به کار می گیرد، از یک خط کشی محلی استفاده می کند. روش شناسی عملی، علمی و تخصص رفتاری برای حل مسالمت آمیز چالش های اجتماعی. به عنوان مثال، حمایت او به مخالفت با تنبیه بدنی در محیط‌های آموزشی گسترش یافت، که در نامه‌ای به سنای کالیفرنیا که به ممنوعیت کتک زدن کمک کرد، مشهود بود. مفهوم اتوپیایی اسکینر هم به عنوان یک آزمایش فکری فلسفی و هم به عنوان یک توضیح بلاغی عمل می کند. در والدن دو، اسکینر به یک سوال اساسی که در بسیاری از روایات اتوپیایی رایج است، می پردازد: "زندگی خوب چیست؟" این متن زندگی‌ای را پیشنهاد می‌کند که مشخصه آن رفاقت، رفاه، مشارکت هنری، تعادل بهینه بین کار و تفریح، حداقل ناملایمات، و این تصور است که کمک‌های ارزشمندی به جامعه‌ای کرده‌ایم که در آن پایداری منابع تا حدی از طریق به حداقل رساندن مصرف حاصل می‌شود.

اگر جهان بخواهد بخشی از منابع خود را برای آینده ذخیره کند، باید نه تنها مصرف، بلکه تعداد مصرف کنندگان را کاهش دهد.

اسکینر رمان خود را به عنوان "آتلانتیس جدید من" توصیف کرد، که به موازات اثر اتوپیایی بیکن از اثر اتوپیایی بیکن از روی آورده است. بهشت، او به جهنم ختم می شود. و چه می گوید تا خود را آرام کند؟ در اینجا، حداقل، ما آزاد خواهیم بود. و به نظر من این سرنوشت لیبرال قدیمی است. او آزاد خواهد شد، اما خود را در جهنم خواهد یافت.

"'Superstitioned"'Superstitioned"'Superstition. آزمایشی برای بررسی رشد رفتار خرافی در کبوترها، گونه‌ای که او اغلب در تحقیقات خود از آن استفاده می‌کرد. او چندین کبوتر گرسنه را در قفسی قرار داد که مجهز به یک تغذیه خودکار بود که غذا را «در فواصل زمانی معین بدون هیچ اشاره ای به رفتار پرنده» توزیع می کرد. اسکینر مشاهده کرد که کبوترها تحویل غذا را با هر اقدام تصادفی که در آن لحظه انجام می‌دادند مرتبط می‌کردند و متعاقباً به این رفتارهای خاص ادامه می‌دادند.

یک پرنده شرطی شد که در خلاف جهت عقربه‌های ساعت در اطراف قفس بچرخد و دو یا سه چرخش بین تقویت‌کننده‌ها انجام دهد. دیگری بارها سر خود را به یکی از گوشه های بالای قفس فرو می برد. سومی پاسخ «پرتاب» نشان داد، گویی سر خود را زیر یک میله نامرئی قرار داده و آن را به طور مکرر بلند می کند. دو پرنده یک حرکت آونگی در سر و بدن ایجاد کردند که در آن سر به جلو کشیده شد و از راست به چپ با حرکتی تند و به دنبال آن بازگشت کمی کندتر چرخید.

اسکینر پیشنهاد کرد که کبوترها به گونه‌ای عمل می‌کنند که گویی «آیین‌های» آن‌ها بر روی مکانیسم تغذیه خودکار تأثیر می‌گذارد، در نتیجه این رفتار انسان را پیشنهاد می‌کند:

می‌توان گفت این آزمایش نوعی خرافات را نشان می‌دهد. پرنده طوری رفتار می کند که گویی بین رفتار او و ارائه غذا رابطه علّی وجود دارد، اگرچه چنین رابطه ای وجود ندارد. در رفتار انسان تشابهات زیادی وجود دارد. آداب و رسوم برای تغییر ثروت در کارت ها نمونه های خوبی هستند. چند ارتباط تصادفی بین یک آیین و پیامدهای مطلوب برای تنظیم و حفظ رفتار علیرغم بسیاری از موارد تقویت نشده کافی است. کاسه‌بازی که توپی را در کوچه رها کرده است، اما همچنان به رفتارش ادامه می‌دهد که انگار با چرخاندن و چرخاندن بازو و شانه‌اش آن را کنترل می‌کند، مورد دیگری است. این رفتارها، البته، هیچ تأثیر واقعی بر شانس فرد یا توپ در نیمه راه ندارد، همانطور که در مورد فعلی، اگر کبوتر هیچ کاری انجام نمی داد - یا به عبارت دقیق تر، کار دیگری انجام می داد، غذا به همان اندازه ظاهر می شد.

روانشناسان رفتاری معاصر توضیح "خرافات" اسکینر را برای رفتارهای مشاهده شده به چالش کشیده اند. تحقیقات بعدی، مانند تحقیقات Staddon و Simmelhag (1971)، الگوهای رفتاری مشابهی را شناسایی کردند، اما فرضیه "تقویت تصادفی" اسکینر را اثبات نکردند. Staddon و Simmelhag با تجزیه و تحلیل توزیع زمانی رفتارها در فواصل بین غذاها، دو دسته را متمایز کردند: پاسخ پایانی، که در پیش بینی غذا ظاهر می شود، و پاسخ های موقت، که زودتر در فاصله زمانی رخ می دهد و به ندرت با تحویل غذا مجاور است. به نظر می‌رسد که پاسخ‌های پایانی منعکس‌کننده شرطی‌سازی کلاسیک هستند، نه تقویت تصادفی، که با فرآیندهای مشاهده‌شده توسط براون و جنکینز (1968) در روش‌های «شکل‌دهی خودکار» خود همسو می‌شوند. علت شناسی فعالیت های موقت، مانند پلی دیپسی ناشی از برنامه مستند شده در مطالعات مشابه موش، نیز نمی تواند به تقویت اتفاقی نسبت داده شود، و مکانیسم های اساسی آن تا حد زیادی تعریف نشده باقی می مانند (Staddon, 1977).

Criticism.

نوام چامسکی

در سال 1959، نوام چامسکی زبان شناس آمریکایی نقدی بر رفتار کلامی اسکینر در مجله زبانشناسی Language منتشر کرد. چامسکی مدعی شد که کاربرد رفتارگرایی اسکینر برای توضیح زبان انسانی سطحی بود و چیزی بیش از دستکاری معنایی بود. او استدلال کرد که پاسخ‌های شرطی برای توضیح ظرفیت کودک برای تولید یا درک آرایه‌ای بی‌نهایت از جملات بدیع کافی نیست. بررسی چامسکی به طور گسترده به عنوان ابزاری در آغاز انقلاب شناختی در روانشناسی و سایر رشته های دانشگاهی شناخته شده است. اسکینر، که به ندرت مستقیماً با منتقدان درگیر بود، هرگز به طور رسمی به نقد چامسکی پاسخ نداد، اما ردیه کنت مک کورکودیل در سال 1972 را تأیید کرد.

نیم دوجین صفحه را خواندم، دیدم که هدف کتابم را از دست داده و جلوتر نرفتم. [...] دلایل من، می ترسم، نشان دهنده کمبود شخصیت است. در وهله اول باید نقد را می خواندم و لحن آن را ناپسند دیدم. این واقعاً مروری بر کتاب من نبود، بلکه چیزی بود که چامسکی به اشتباه موضع من را در نظر گرفت.

در طول دهه 1960، بسیاری از دانشگاهیان سکوت اسکینر در این مورد را به عنوان دلیلی بر انتقاد چامسکی تفسیر کردند. با این حال، مک کورکودیل اظهار داشت که نقد چامسکی دقیقاً رفتار کلامی اسکینر را هدف قرار نمی دهد، بلکه به سوء تفاهم مفهومی گسترده تری در روانشناسی رفتاری حمله می کند. مک کورکودیل همچنین از لحن تهاجمی چامسکی ابراز تاسف کرد. علاوه بر این، چامسکی با استناد به مطالعات متعدد در مورد غریزه حیوانی و یادگیری به دنبال رد قطعی اسکینر بود. از یک طرف، او اظهار داشت که مطالعات غریزه حیوانی ماهیت ذاتی رفتار حیوانات را نشان می‌دهد و در نتیجه فرض اسکینر را باطل می‌کند. از سوی دیگر، دیدگاه چامسکی در مورد مطالعات یادگیری این بود که قیاس‌های حاصل از تحقیقات حیوانی را نمی‌توان به رفتار انسان تعمیم داد، یا به جای آن، تحقیقات در مورد غریزه حیوانی با تحقیقات در مورد یادگیری حیوانات در تضاد است.

چامسکی متعاقباً به نقد فراتر از آزادی و کرامت اسکینر پرداخت و از استدلال‌های بنیادی مشابه در بررسی رفتار کلامی خود استفاده کرد. از جمله انتقادات چامسکی این بود که یافته‌های آزمایشگاهی اسکینر برای برون‌یابی برای انسان‌ها نامناسب است، اینکه چنین الحاقاتی رفتاری «علمی» است که تلاش می‌کند از علم تقلید کند، بدون اینکه واقعاً علمی باشد، و اینکه اسکینر به دلیل رد کردن مدل فرضی-قیاسی از آزمایش‌های نظریه‌ای که علم هم‌اکنون وجود نداشت، دانشمند نبود.

روانشناسی روان پویایی

اسکینر به دلیل تضاد ادعایی اش با زیگموند فروید، روانکاوی، و روانشناسی روان پویشی مکررا مورد انتقاد قرار گرفته است. با این حال، برخی از محققان استدلال کرده‌اند که اسکینر با چندین فرض اساسی فروید موافق بوده و تحت تأثیر دیدگاه‌های فرویدی در حوزه‌های مختلف از جمله تحلیل مکانیسم‌های دفاعی مانند سرکوب قرار گرفته است. برای بررسی چنین پدیده‌هایی، اسکینر حتی ارزیابی فرافکنی خود را ابداع کرد، «جمع‌کننده کلامی»، همانطور که قبلاً توضیح داده شد.

معبد گراندین

در انتشارات خود در سال 2005، حیوانات در ترجمه، تمپل گراندین، رفتارشناس حیوانات ادعا کرد که B.F. Skinner تلاش ناخواسته ای برای لمس پاهای او در طول یک جلسه انجام داده است، پیشروی که او شفاهی آن را رد کرد. گراندین اظهار داشت که او در زمان حادثه تقریباً 18 ساله بوده است. این ادعا در مصاحبه ای در سال 2006 با NPR و مصاحبه ای در سال 2018 با مرکز اوتیسم و ​​اختلالات مرتبط تکرار شد. با این حال، جزئیات متفاوت بود، به طوری که گراندین در سال 2006 نشان داد که اسکینر قبل از رد کردن، او را لمس کرده است، و در سال 2018 او اجازه درخواست کرده بود که قبل از رد کردن، او را لمس کند. علاوه بر این، گراندین هم در کتاب و هم در مصاحبه‌ها ادعا کرد که اسکینر در ابتدا فرضیه خود را در مورد همبستگی بین درک عملکرد مغز و درک رفتاری رد کرد، موضعی که او ظاهراً پس از تجربه سکته در اواخر زندگی خود تغییر داد.

حرفه حرفه ای

انتصابات علمی و رهبری

افتخارات و جوایز

درجات افتخاری

اسکینر توسط موسسات زیر درجه افتخاری اعطا شد:

انجمن های افتخاری

اسکینر به انجمن های افتخاری زیر معرفی شد:

انتشارات

مراجع

یادداشت ها

نقل‌ها

Chiesa، M. (2004). رفتارگرایی رادیکال: فلسفه و علم.

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره B. F. Skinner

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی B. F. Skinner.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره B. F. Skinner B. F. Skinner کیست زندگی B. F. Skinner پژوهش‌های B. F. Skinner کشف‌های B. F. Skinner دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • B. F. Skinner کیست؟
  • B. F. Skinner چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی B. F. Skinner چیست؟
  • چرا B. F. Skinner مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش