TORIma Academy Logo TORIma Academy
Dian Fossey
دانش

Dian Fossey

TORIma آکادمی — نخستی شناس / اخلاق شناس

Dian Fossey

Dian Fossey

دیان فوسی (متولد 16 ژانویه 1932 - حدوداً 26 دسامبر 1985) یک نخستی‌شناس آمریکایی و محافظه‌کار آمریکایی بود که به‌خاطر انجام یک مطالعه گسترده در مورد کوهستان شناخته می‌شود.

دیان فوسی (متولد 16 ژانویه 1932، متوفی حدوداً 26 دسامبر 1985) یک نخستی‌شناس برجسته آمریکایی و محافظه‌کار بود. او به دلیل تحقیقات گسترده‌اش در مورد جمعیت گوریل‌های کوهستانی که از سال 1966 تا قتلش در سال 1985 انجام داد، شهرت یافت. فوسی که در جنگل‌های کوهستانی رواندا فعالیت می‌کرد، مشاهدات روزانه انجام می‌داد، که در ابتدا توسط دیرینه‌انسانتروپولوژیست لوئیس لیکی تشویق شده بود این کار را دنبال کند. کتاب او، گوریل‌ها در مه، که دو سال قبل از مرگش منتشر شد، به بررسی‌های علمی او درباره گوریل‌ها در مرکز تحقیقات کاریسوکه و حرفه قبلی‌اش می‌پردازد. این نشریه بعداً در فیلمی به همین نام در سال 1988 اقتباس شد.

Dian Fossey (۱۶ ژانویه ۱۹۳۲ – ج. 26 دسامبر 1985) یک نخستی‌شناس آمریکایی و محافظه‌کار آمریکایی بود که به‌خاطر انجام یک مطالعه گسترده روی ۶ گروه گوریل کوهستانی از ۸۹ تا زمان قتلش ۵۹ مورد مطالعه روزانه قرار گرفت. جنگل‌های رواندا، در ابتدا توسط دیرینه‌انتروپولوژیست لوئیس لیکی تشویق به کار در آنجا شد. گوریل ها در مه، کتابی که دو سال قبل از مرگ او منتشر شد، گزارش فوسی از مطالعه علمی او در مورد گوریل ها در مرکز تحقیقات کاریسوکه و شغل قبلی او است. این فیلم در سال 1988 در فیلمی به همین نام اقتباس شد.

فوسی یک نخستی شناس برجسته و یکی از اعضای تشکیل دهنده "Trimates" بود، گروهی از دانشمندان زن که توسط لیکی برای بررسی میمون های بزرگ در زیستگاه های طبیعی آنها استخدام شده بودند. این گروه برجسته همچنین شامل جین گودال، متخصص شامپانزه‌ها، و بیروته گالدیکا، که تحقیقاتش بر اورانگوتان‌ها متمرکز بود، می‌شد.

بیش از دو دهه در رواندا، فوسی از ابتکارات حفاظتی حمایت کرد، به شدت با شکار غیرقانونی و گردشگری در زیستگاه‌های حیات وحش مخالفت کرد، و به طور قابل‌توجهی به طور قابل‌توجهی حفاظت از طبیعت عمومی را ارتقا داد. زندگی او در دسامبر 1985 هنگامی که در کابین خود در یک اردوگاه منزوی رواندا به قتل رسید، به طرز غم انگیزی پایان یافت، رویدادی که پس از کشتن یک گوریل و تشدید تنش ها رخ داد. علیرغم محکومیت غایب دستیار تحقیقاتی آمریکایی فوسی، هویت قاتل او همچنان موضوع مناقشه است.

تحقیقات گسترده و تلاش‌های حفاظتی اختصاصی او در کاهش روند کاهش جمعیت مشاهده شده در گوریل‌های کوهستانی مؤثر بود.

زندگی اولیه

دیان فوسی در سانفرانسیسکو، کالیفرنیا، در خانواده هیزل (نام خانوادگی کید)، یک مدل مد، و جورج ادوارد فوسی سوم، یک مشاور املاک و صاحب کسب و کار به دنیا آمد. وقتی او شش ساله بود والدینش طلاق گرفتند و مادرش متعاقباً سال بعد با تاجر ریچارد پرایس ازدواج کرد. اگرچه پدر بیولوژیکی او سعی کرد ارتباط خود را حفظ کند، دلسردی مادرش منجر به قطع همه ارتباطات شد. ریچارد پرایس، ناپدری فوسی، پیوسته از محبت پدرانه خودداری می‌کرد، به‌ویژه او را از پیوستن به او و مادرش سر میز شام منع می‌کرد. ریچارد پرایس که به دلیل رویکرد انضباطی سخت‌گیرانه‌اش شناخته می‌شود، حداقل حمایت عاطفی را از فوسی ارائه کرد. در سال 1950، ریچارد و هیزل، همراه با دیان، به شهرستان مارین نقل مکان کردند، جایی که محل سکونت پدرش، جورج فوسی نیز بود، که در آن زمان با خانم گلدیس بوو (با نام خانوادگی کوهلر) ازدواج کرد. جورج و گلادیس متعاقباً طلاق گرفتند. سومین و آخرین ازدواج جورج فوسی در حدود سال 1959 با کاترین اسمیت اتفاق افتاد که به مرور زمان به اشتباه مادر دیان معرفی شد.

فوسی در مواجهه با ناامنی شخصی، از طریق تعامل با حیوانات به دنبال آرامش و احساس پذیرش بود. میل مادام العمر او به حیوانات از ماهی قرمز خانگی اولیه او سرچشمه می گیرد. او در شش سالگی اسب سواری را آغاز کرد و یک نامه علمی برای دستاوردهایش دریافت کرد. با فارغ التحصیلی از کالج در سال 1954، فوسی به عنوان یک اسب سواری موفق شناخته شد.

تحصیلات و شغل پزشکی

فوسی تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان لاول به پایان رساند. متعاقباً، با پیروی از نصیحت ناپدری خود، در یک برنامه درسی کسب و کار در کالج مارین در کنتفیلد ثبت نام کرد. با این وجود، تابستانی که در 19 سالگی در مزرعه ای در مونتانا گذرانده بود، اشتیاق او را به حیوانات دوباره شعله ور کرد و باعث شد که در یک برنامه زیست شناسی پیش دامپزشکی در دانشگاه کالیفرنیا، دیویس ثبت نام کند. فوسی با مخالفت با تمایل ناپدری خود برای ادامه تحصیلات تجاری، تصمیم گرفت حرفه خود را به حرفه های مرتبط با حیوانات اختصاص دهد. در نتیجه، فوسی در طول سال های بزرگسالی کمک های مالی ناچیزی از والدینش دریافت کرد. او از طریق مشاغل مختلف، از جمله پست‌های اداری در فروشگاه بزرگ جبهه سفید، نقش‌های اداری و آزمایشگاهی اضافی، و کار در کارخانه به‌عنوان ماشین‌کار، خود را حفظ کرد.

علی‌رغم سوابق ثابت او به عنوان یک دانشجوی نمونه، فوسی با چالش‌های آکادمیک در شیمی و فیزیک مواجه شد که منجر به شکست او در سال دوم برنامه شد. در نتیجه، او به کالج ایالتی سن خوزه منتقل شد، جایی که به انجمن کاپا آلفا تتا پیوست و تحصیلات خود را در زمینه کاردرمانی دنبال کرد و مدرک لیسانس خود را در سال 1954 گرفت. فوسی حرفه حرفه‌ای خود را در کاردرمانی، تکمیل دوره‌های کارآموزی در بیمارستان‌های مختلف کالیفرنیا و ارائه مراقبت از بیماران سل آغاز کرد. دستاوردهای او به عنوان یک سوارکار برنده جایزه متعاقباً او را به کنتاکی در سال 1955 هدایت کرد. یک سال بعد، او موقعیتی را به عنوان کاردرمانگر در بیمارستان کودکان معلول کوسایر در لوئیزویل پذیرفت.

رفتار محتاطانه او تعامل مؤثر او را با کودکان در بیمارستان تسهیل کرد. فوسی با همکارش، مری وایت "گینی" هنری، که منشی مدیر ارشد بیمارستان بود و با دکتر مایکل جی هنری ازدواج کرده بود، رابطه نزدیکی برقرار کرد. خانواده هنری از فوسی دعوت کردند تا در مزرعه خانوادگی خود اقامت کند، جایی که او به مدیریت روزانه دام مشغول بود و در معرض یک محیط خانواده حمایتی قرار گرفت، پویایی که عمدتاً در زندگی قبلی او وجود نداشت. او در طول اوقات فراغت خود را وقف فعالیت های سوارکاری کرد.

لیکی ها و کنگو

سفر به آفریقا

فوسی در ابتدا دعوت هنری ها برای شرکت در یک تور آفریقایی را به دلیل محدودیت های مالی رد کرد. با این وجود، در سال 1963، او یک وام 8000 دلاری (معادل یک سال حقوق) گرفت، از پس انداز شخصی خود استفاده کرد و یک سفر هفت هفته ای به آفریقا را آغاز کرد. ورود او به نایروبی، کنیا، در سپتامبر 1963 اتفاق افتاد. در طول اقامتش، او با راهنمای سافاری، جان الکساندر، معرفی شد، که متعاقباً او را به مدت هفت هفته در کنیا، تانزانیا، جمهوری دموکراتیک کنگو، و رودزیا (زیمبابوه کنونی) هدایت کرد. برنامه سفر شامل بازدید از Tsavo، وسیع ترین پارک ملی آفریقای شرقی بود. دریاچه مانیارا، یک دریاچه شور که به خاطر جمعیت قابل توجه فلامینگوها شهرت دارد. و دهانه انگورونگورو که به خاطر حیات وحش متنوع و پربارش شناخته شده است. اکتشاف او با بازدید از دو مکان مهم به پایان رسید: دره اولدووی در تانزانیا، یک سایت باستان شناسی که توسط لوئیس و مری لیکی کاوش شده است. و کوه میکنو در کنگو، جایی که جورج شالر جانورشناس آمریکایی در سال 1959 یک مطالعه پیشگامانه یک ساله روی گوریل های کوهستانی انجام داده بود. در دره اولدووی، فوسی با لیکی ها روبرو شد که آنها مشغول بررسی منطقه برای فسیل های انسان نما بودند. لیکی با فوسی تحقیقات انجام شده توسط نخستی شناس انگلیسی جین گودال را مورد بحث قرار داد و بر اهمیت حیاتی تحقیقات پایدار و طولانی مدت در مورد جمعیت بزرگ میمون ها تاکید کرد.

علی رغم شکستگی مچ پا در طول Baumgartel خود، یکی از طرفداران حفاظت از گوریل، یکی از مدافعان اولیه فواید بالقوه گردشگری برای عکاسان به منطقه بود و فواید فرعی را به عکاسان منطقه معرفی کرد. و آلن روت Roots به فوسی و الکساندر اجازه دادند تا اردوگاه خود را در مجاورت اردوگاه خود ایجاد کنند و در این دوره کوتاه بود که فوسی برخورد اولیه خود را با گوریل های کوهستانی وحشی تجربه کرد. پس از اقامت با آشنایان در رودزیا، فوسی به لوئیزویل بازگشت تا تعهدات مالی خود را انجام دهد. او متعاقباً سه مقاله برای روزنامه The Courier-Journal نوشت که گزارش‌های مفصلی از سفر آفریقایی او ارائه کرد.

تحقیق در کنگو

در طول یک تور سخنرانی سراسری، لیکی از لوئیزویل بازدید کرد. فوسی مکمل های رنگی The Courier-Journal را که سفر آفریقایی او را مستند می کرد به لیکی ارائه کرد. لیکی با یادآوری برخورد قبلی آنها و علاقه اش به گوریل های کوهستانی، او را تصدیق کرد. سه سال پس از سافاری اولیه‌اش، لیکی به فوسی پیشنهاد داد که یک پروژه تحقیقاتی بلندمدت را روی گوریل‌ها آغاز کند، که روش‌شناسی جین گودال را با شامپانزه‌های تانزانیا منعکس می‌کند. لیکی بودجه ای را برای تحقیقات گوریل های کوهستانی Fossey تأمین کرد و باعث شد که Fossey از سمت خود استعفا دهد و به آفریقا نقل مکان کند.

پس از یک دوره هشت ماهه اختصاص داده شده به دریافت بودجه و ویزا، که در طی آن او سواحیلی را مطالعه کرد و یک دوره اولی شناسی را ممیزی کرد، Fossey در دسامبر 1966 وارد نایروبی شد و توسط Joseytedakey Project. لوازم و یک لندروور کهنه شده با روکش بوم، که نامش را «لیلی» گذاشت. در مسیر کنگو، فوسی از مرکز تحقیقات جریان گومبه بازدید کرد تا با گودال ملاقات کند و روش‌های تحقیق شامپانزه‌های او را مشاهده کند. فوسی در اوایل سال 1967 با همراهی عکاس آلن روت، که کسب مجوزهای کار او را برای کوه های ویرونگا تسهیل کرد، مطالعه میدانی خود را در کابارا، کنگو، آغاز کرد و اردوگاه خود را در چمنزاری مشابه که هفت سال قبل توسط شالر استفاده می شد، تأسیس کرد. روت تکنیک‌های اساسی ردیابی گوریل را به او آموزش داد، و ردیاب او، Sanwekwe، متعاقباً در اردوگاه Fossey کمک کرد. فوسی که در چادرها زندگی می‌کرد و عمدتاً با آذوقه‌های قلع‌شده زندگی می‌کرد، یک فرود ماهانه از کوه به سمت «لیلی» انجام می‌داد و دو ساعت رانندگی تا روستای کیکومبا برای تأمین مجدد می‌کرد.

فوسی در ابتدا سه گروه گوریل مجزا را در منطقه مورد مطالعه خود شناسایی کرد، اما تلاش کرد تا از نزدیک به آنها نزدیک شود. در نهایت، او متوجه شد که تقلید از رفتارهای آنها، انتشار صداهای غرغر کننده، اتخاذ حالت های مطیع، و مصرف گیاهان محلی کرفس باعث اطمینان و پذیرش آنها می شود. فوسی متعاقباً مهارت خود در عادت دادن به گوریل ها را به تجربه حرفه ای قبلی خود به عنوان یک کاردرمانگر، کار با کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم نسبت داد. مشابه روش شناسی جورج شالر، فوسی به طور گسترده ای از "اثر بینی" فردی برای شناسایی استفاده کرد، در ابتدا از طریق طراحی و بعداً با استفاده از مستندات عکاسی.

ورود فوسی به کنگو با دوره بی ثباتی منطقه ای قابل توجه مصادف شد. این کشور که قبلاً کنگو بلژیک نامیده می شد تا استقلال خود در ژوئن 1960، پس از استقرار دولت جدید خود، ناآرامی و شورش گسترده ای را تجربه کرد. این دوره پر فراز و نشیب تا سال 1965 ادامه داشت، زمانی که ژنرال ژوزف دزیره موبوتو، فرمانده وقت ارتش ملی، کودتا را ترتیب داد و کنترل کشور را به دست گرفت و در بحبوحه آنچه اکنون بحران کنگو نامیده می شود، یک دوره پنج ساله ریاست جمهوری را اعلام کرد. در میان این تحولات سیاسی، استان کیوو به کانونی برای شورش و درگیری مسلحانه تبدیل شد. در 9 جولای 1967، پرسنل نظامی ظاهراً برای اسکورت فوسی و تیمش به اردوگاه تحقیقاتی او رسیدند. با این حال، او متعاقباً به مدت دو هفته در رومانگابو بازداشت شد. فوسی نهایتاً با رشوه دادن فرار خود را تضمین کرد و به هتل استراحت مسافران Walter Baumgärtel در کیسورو رسید، جایی که اسکورت همراه او توسط ارتش اوگاندا دستگیر شد. به دنبال توصیه مقامات اوگاندا مبنی بر بازگشت به کنگو، و پس از ملاقات با لیکی در نایروبی، فوسی با پیشنهاد وی برای از سرگیری مجدد تحقیقات خود در بخش رواندا در کوه‌های ویرونگا، علی‌رغم مشاوره مخالف سفارت ایالات متحده، موافقت کرد. هنگامی که در رواندا بود، فوسی با روزاموند کار، یک تبعه آمریکایی مواجه شد که آشنایی با آلیت دمونک، یک ساکن بلژیک با دانش محلی گسترده از رواندا را تسهیل کرد. DeMunck متعاقباً به Fossey در شناسایی مکان تحقیق مناسب کمک کرد.

ابتکارات حفاظتی در رواندا

در 24 سپتامبر 1967، فوسی مرکز تحقیقات Karisoke را تأسیس کرد، یک اردوگاه جنگلی منزوی در استان روهنجری، به ویژه در زین بین دو آتشفشان برجسته. نامگذاری مرکز تحقیقات، «کاریسوکه» از ترکیب «کاری» از چهار حرف ابتدایی کوه کاریسیمبی، که از جنوب به کمپ مشرف بود، با «سوکه» از چهار حرف پایانی کوه بیسوکه، که دامنه‌های آن مستقیماً از پشت اردوگاه به سمت شمال بالا می‌رفت، به دست آمد. منطقه تحقیقاتی تعیین شده در ارتفاع 3000 متری (9800 فوت) در کوه بیسوکه، 25 کیلومتر مربع (9.7 مایل2) را در بر می گرفت. در محلی، او به‌عنوان Nyirmachabelli یا Nyiramacibiri شناخته شد، نامی که تقریباً به «زنی که تنها در کوه زندگی می‌کند» ترجمه می‌شود.

بر خلاف جمعیت گوریل‌ها در سمت کوه‌های ویرونگا در کنگو، گوریل‌های ساکن در منطقه Karisoke عادت‌های نسبی را از طریق تحقیقات Schaller انجام نداده بودند. در نتیجه، درک آن‌ها از انسان‌ها صرفاً به‌عنوان شکارچی غیرقانونی بود که نیاز به یک دوره طولانی‌تر برای فوسی برای دستیابی به رصد از فاصله نزدیک از گوریل‌های کاریسوکه داشت. فوسی از یک استراتژی تقلید رفتاری برای تسهیل عادت کردن گوریل ها استفاده کرد. به تدریج، گروه های گوریل به حضور او عادت کردند. همانطور که او در مصاحبه‌ای در سال 1984 با بی‌بی‌سی بیان کرد: "من فردی مهار شده هستم و گوریل‌ها را به طور مشابه محفوظ می‌دانستم. بنابراین، از رفتارهای طبیعی و معمولی آنها مانند تغذیه، مصرف ساقه‌های کرفس یا خودآرایی الگوبرداری کردم." دهه‌ها، مجموعه‌های آواز گوریل، سلسله‌مراتب درون گروهی و پویایی اجتماعی، نمونه‌هایی از نوزادکشی نادر، ترکیب‌های غذایی، و مکانیسم‌های بازیافت مواد مغذی. تحقیقات او از بنیاد Wilkie و Leakey Home پشتیبانی مالی دریافت کرد، و انجمن نشنال جئوگرافیک به عنوان منبع اصلی بودجه خدمت کرد.

در ژانویه 1970، فوسی روی جلد مجله نشنال جئوگرافیک قرار گرفت، رویدادی که به طور قابل توجهی آگاهی عمومی را از تحقیقات او افزایش داد. اکثر عکس‌ها که در نسخه‌های 1970 و 1971 مجله منتشر شده‌اند، توسط باب کمپبل، عکاس و فیلم‌ساز انگلیسی حیات‌وحش، در طول سال‌های 1968 تا 1972 گرفته شده‌اند.

فوسی اغلب نسبت به آفریقایی‌های محلی که منطقه را محافظت می‌کردند تضاد نشان می‌داد. گاوهای دام آزاد.

در سال 1980، فوسی، دکترای خود را دریافت کرد. از دانشگاه کمبریج در بریتانیا، به عنوان برجسته ترین مرجع جهانی در زمینه فیزیولوژی و رفتار گوریل های کوهستانی به رسمیت شناخته شد. او گوریل ها را به عنوان "غول های باوقار، بسیار اجتماعی، مهربان، دارای شخصیت های فردی متمایز و روابط خانوادگی قوی" توصیف کرد. از سال 1981 تا 1983، فوسی به عنوان استاد مدعو در دانشگاه کرنل خدمت کرد. کتاب پرفروش تحسین شده او، گوریل ها در مه، مورد ستایش نیکولاس تینبرگن، اخلاق شناس و پرنده شناس هلندی قرار گرفت که در سال 1973 جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را دریافت کرد. این نشریه همچنان به عنوان پرفروش‌ترین کتاب اختصاص یافته به گوریل‌ها شناخته می‌شود.

تعداد زیادی از دانشجویان پژوهشی به دلیل شرایط محیطی چالش برانگیز در Karisoke، واقع در دامنه های آتشفشان Virunga، ترک کردند. این شرایط شامل سرمای شدید، تاریکی، و گل و لای فراگیر بود که اغلب نیاز به پاک کردن علف های بلند شش فوتی با قمه برای ایجاد مسیرها دارد.

مخالفت با شکار غیرقانونی

شکار از دهه 1920 در پارک ملی آتشفشان های ویرونگا رواندا ممنوع بود. با این حال، محافظان پارک به ندرت این قانون را اجرا می کنند. این محافظان اغلب از شکارچیان رشوه می گرفتند و حقوق کمتری نسبت به کارمندان آفریقایی Fossey دریافت می کردند. فوسی سه مورد را ثبت کرد که در آنها عواقب شکار گوریل های نوزاد را مشاهده کرد که توسط محافظان پارک برای باغ وحش ها هماهنگ شده بود. با توجه به اینکه گوریل ها به شدت از فرزندان خود دفاع می کنند، این آدم ربایی ها اغلب منجر به مرگ ده گوریل بالغ می شد. از طریق صندوق دیجیت، فوسی گشت‌هایی را که به طور خاص برای از بین بردن تله‌های شکارچیان غیرقانونی در منطقه مورد مطالعه Karisoke طراحی شده بودند، تأمین مالی کرد. طی یک دوره چهار ماهه در سال 1979، گشت فوسی، متشکل از چهار کارمند آفریقایی، 987 تله شکارچیان را در مجاورت منطقه تحقیقاتی با موفقیت نابود کرد. در مقابل، نگهبانان رسمی پارک ملی رواندا، تیمی متشکل از 24 نفر، نتوانستند تله شکارچیان را در بازه زمانی مشابه از بین ببرند. در بخش شرقی پارک، که فوسی گشت زنی نمی کرد، شکارچیان غیرقانونی جمعیت فیل ها را برای عاج از بین بردند و بیش از ده ها گوریل را کشتند.

فوسی در دستگیری چند شکارچی غیرمجاز کمک کرد، برخی از آنها متعاقباً به زندان محکوم شدند. گوریل ها، کوکو و پوکر، از رواندا تا باغ وحش کلن در آلمان. دستگیری این نوزادان که به درخواست باغ وحش کلن و یک محافظ پارک رواندا آغاز شد، منجر به مرگ 20 گوریل بالغ شد. متعاقباً محافظ پارک آتشفشان‌های ویرونگا، گوریل‌های نوزاد مجروح را برای توانبخشی از زخم‌های ناشی از دستگیری و حبس بعدی به فوسی سپرد. از طریق تلاش های اساسی، او موفق شد آنها را به درجه ای از سلامت بازگرداند. با وجود مخالفت شدید فوسی، گوریل ها در نهایت به کلن منتقل شدند، جایی که 9 سال اسارت را تحمل کردند و هر دو در یک ماه از بین رفتند. فوسی حبس حیوانات در باغ‌وحش‌ها را برای سرگرمی انسان عملی غیراخلاقی می‌دانست.

اگرچه گوریل‌های گروه‌های کوهستانی رقیب، خارج از تحقیقات فوسی، غالباً در تعداد 5 تا 10 شکار غیرقانونی یافت می‌شدند، که باعث شد فوسی شروع به شروع گروه‌های ضد شکار غیرقانونی خود کند تا زمانی که گشت‌های مستقیم او را کشتند. در سال 1978، گوریل مورد علاقه دیجیت. بعداً در همان سال، پشت نقره ای گروه 4 دیجیت، به نام عمو برت، هنگام تلاش برای محافظت از پسرش، کولی، در برابر شکارچیان متخلف که با محافظ پارک رواندا همکاری می کردند، به ضرب گلوله به قلبش کشته شد. مادر کولی، ماچو نیز در جریان این حادثه جان باخت. علیرغم مداخله عمو برت که مانع دستگیری کولی شد، گوریل سه ساله متعاقباً به آرامی و دردناک بر اثر قانقاریا، ناشی از گلوله شکارچی غیرقانونی جان خود را از دست داد.

مطابقات فوسی نشان می‌دهد که چندین نهاد از جمله ORTPN (بنیاد پارک ملی آفریقایی وحشی روآندا)، بنیاد جهانی ویل‌فلیف رواندا. انجمن حفاظت، پروژه گوریل کوهستان، و برخی از شاگردان سابق او - ظاهراً به دنبال کنترل مرکز تحقیقاتی Karisoke بودند. هدف ادعایی آنها هدایت مجدد مرکز به سمت گردشگری بود که با نشان دادن فوسی به عنوان ناپایدار ذهنی به دست آمد. در طول دو سال آخر زندگی، فوسی اظهار داشت که هیچ گوریل تحت مراقبت او به دست شکارچیان تلف نشده است. برعکس، پروژه گوریل کوهستانی که وظیفه گشت زنی در منطقه کوه سابینیو را برعهده داشت، بنا بر گزارش ها تلاش کرد تا تلفات گوریل های ناشی از شکار غیرقانونی و بیماری های منتقل شده توسط گردشگران را پنهان کند. علیرغم این اقدامات ادعایی، این سازمان ها اکثریت کمک های مردمی اختصاص داده شده برای حفاظت از گوریل را به دست آوردند. عموم مردم اغلب تصور می‌کردند که کمک‌های آنها از فوسی حمایت می‌کند، کسی که برای تامین هزینه گشت‌های ضد شکار غیرقانونی و ضد شکار گوشت بوش تلاش می‌کرد. درعوض، سازمان‌هایی که به نام او کمک مالی می‌کنند، آن‌ها را به ابتکارات گردشگری هدایت می‌کنند و، همانطور که فوسی بیان می‌کند، "برای پرداخت هزینه بلیط هواپیماهای به اصطلاح محافظه‌کارانی که هرگز در زندگی خود به گشت‌های ضد شکار غیرقانونی نخواهند رفت." فوسی این رویکردهای متفاوت را به عنوان "حفاظت فعال" خود در مقابل "حفاظت نظری" گروه های بین المللی حفاظت توصیف کرد.

کشتن رقم و تشدید تنش

در شب سال نوی 1977، گوریل مورد علاقه دیان فوسی، دیجیت، توسط شکارچیان غیرقانونی کشته شد. دیجیت که به عنوان نگهبان گروه مطالعه 4 خدمت می کرد، از گروه خود در برابر شش شکارچی غیرقانونی و سگ هایشان که در حین بازرسی تراپین های آنتلوپ از منطقه مطالعه گوریل عبور کرده بودند، دفاع کرد. دیجیت در یک اقدام شدید برای دفاع از خود، پنج زخم نیزه ای متحمل شد، اما موفق شد یکی از سگ های شکارچیان غیرقانونی را بکشد و در نتیجه امکان فرار 13 عضو دیگر گروهش را فراهم کرد. بدن او متعاقباً سر بریده شد و دست‌هایش را بریدند، بنا بر گزارش‌ها برای استفاده به عنوان زیرسیگاری. دیجیت در زمان مرگ دوازده ساله بود. پس از کشف بقایای مثله شده او توسط دستیار تحقیقات ایان ردموند، تیم فوسی یکی از عاملان را دستگیر کردند. این فرد هویت پنج همدست خود را فاش کرد که سه نفر از آنها متعاقباً زندانی شدند. فوسی بعداً مرگ دیجیت را به عنوان "غم انگیزترین رویداد در تمام سالهای اشتراک گذاری زندگی روزمره گوریل های کوهستانی" توصیف کرد.

این حادثه باعث ایجاد افسردگی عمیق در فوسی شد. او متعاقباً خود را در کابین خود منزوی کرد و به مصرف قابل توجه الکل و سیگار مشغول شد.

فوسی متعاقباً صندوق رقمی را تأسیس کرد که اکنون به عنوان صندوق گوریل دیان فوسی شناخته می شود. همزمان، کنسرسیومی از سازمان‌های بین‌المللی حفاظت از گوریل‌ها برای درخواست کمک‌های مالی به وجود آمدند که با مرگ دیجیت و افزایش آگاهی از شکار غیرقانونی تحریک شد. فوسی تا حد زیادی با ابتکارات این سازمان‌های بین‌المللی مخالفت کرد و اظهار داشت که بودجه آنها به طور ناکارآمد اختصاص داده می‌شود، عمدتاً به تجهیزات مقامات پارک رواندا، که برخی از آنها ظاهراً در سازماندهی فعالیت‌های شکار غیرقانونی گوریل نقش داشته‌اند.

تلفات در میان برخی از گسترده‌ترین گوریل‌های مورد مطالعه او باعث شد که تمرکزش به سمت فوسی متمرکز شود. کاهش مشارکت او در انتشارات و تحقیقات علمی. فوسی استراتژی‌های حفاظت از گوریل‌های خود را تشدید کرد و تاکتیک‌های مقابله‌ای بیشتری را اتخاذ کرد: او و کارکنانش به‌طور سیستماتیک تله‌های حیوانات را بلافاصله پس از قرار دادن آن‌ها از بین بردند. آنها شکارچیان متخلف را مرعوب، دستگیر و تحقیر کردند. دام های خود را برای باج نگه می داشتند. اردوگاه های شکار خود را سوزاندند. و حتی تشک‌هایی را از خانه‌هایشان سوزاندند.

براساس گزارش‌ها، فوسی در دستگیری و بازداشت افراد رواندایی مظنون به شکار غیرقانونی شرکت داشت. او ظاهراً یک شکارچی متخلف را با استفاده از گزنه مورد حمله فیزیکی قرار داده است. او در مکاتبه با یکی از دوستانش مستند کرد: "ما او را برهنه کردیم و عقاب را پخش کردیم و عرق آبی مقدس را با ساقه و برگ گزنه از او بیرون زدیم..." علاوه بر این، گزارش شده است که او فرزند یک شکارچی متخلف را ربوده و برای باج نگه داشته است. پس از قتل او، مری اسمیت، سردبیر نشنال جئوگرافیک فوسی، به شلاچتر اطلاع داد که در طول بازدیدهایش از ایالات متحده، فوسی "ترقه ها، اسباب بازی های ارزان قیمت، و ترفندهای جادویی را به عنوان اجزای استراتژی خود برای ابهام کردن (افریقایی ها) و حفظ فاصله آنها به دست خواهد آورد. او همچنین از ماسک‌های صورت استفاده می‌کرد و عمل جادوی سیاه را برای جلوگیری از شکارچیان غیرقانونی وانمود می‌کرد.

در مقاله‌ای در سال 2002 برای وال استریت ژورنال، روزنامه‌نگار تونکو وارادارجان، فوسی را در آخرین سال‌های زندگی‌اش به‌عنوان چهره‌ای پر جنب و جوش، و به‌ویژه به‌عنوان «یک الکلی نژادپرست که بهتر از گوریل‌های آفریقایی‌اش در نظر می‌گرفت» توصیف کرد.

قتل و قتل

در صبح روز 27 دسامبر 1985، فوسی در اتاق خواب کابینش، واقع در حاشیه اردوگاه در کوه‌های ویرونگا رواندا، به قتل رسید. جسد او در نزدیکی دو تختی که اشغال کرده بود، تقریباً 7 فوت (2 متر) از روزنه‌ای که ضاربانش ظاهراً در دیوار کابین بریده بودند، خوابیده بود. وین ریچارد مک‌گوایر، دستیار تحقیقاتی نهایی فوسی در کاریسوکه، توسط خدمتکار خانه فوسی به محل احضار شد و متوجه شد که او به ضرب گلوله کشته شده است. او متعاقباً گزارش داد: "وقتی به پایین آمدم تا علائم حیاتی او را بررسی کنم، دیدم صورتش به صورت مورب با یک ضربه قمه شکافته شده بود." کابین پر از شیشه های شکسته و اثاثیه واژگون شده بود، با یک تفنگ دستی 9 میلی متری و مهمات در مجاورت او روی زمین پیدا شد. به نظر می رسید کابین غارت شده بود. با این وجود، آشکارا دزدی محرک این جنایت نبود، زیرا اشیای با ارزش فوسی، از جمله پاسپورت، تفنگ های دستی، و هزاران دلار به ارز آمریکایی و چک های مسافرتی، در داخل کابین بدون مزاحمت باقی مانده بودند.

در آخرین نوشته در دفتر خاطرات وی آمده بود:

وقتی ارزش تمام زندگی را درک می کنید، کمتر به آنچه گذشته است توجه می کنید و بیشتر بر حفظ آینده تمرکز می کنید.

فوسی در کاریسوکه، در محلی که برای همراهان گوریل درگذشته‌اش ایجاد کرده بود، دفن شد. دفن او در قبرستان گوریل ها در مجاورت دیجیت و در مجاورت گوریل های متعددی که توسط شکارچیان غیرقانونی کشته شده بودند، انجام شد. مراسم یادبودی علاوه بر این در شهر نیویورک، واشنگتن، دی سی و کالیفرنیا برگزار شد.

عواقب

پس از قتل فوسی، تمام کارکنان او دستگیر شدند. در میان آنها امانوئل رولکانا، یک ردیاب رواندا بود که قبلاً به اتهام تلاش برای حمله به فوسی با قمه از سمت خود برکنار شده بود، همانطور که در گزارش دولت از محاکمه مک گوایر توضیح داده شده است. متعاقباً همه کارکنان آزاد شدند، به استثنای رولکانا، که بعداً مشخص شد که در زندان مرده بود و بنا بر گزارش‌ها از طریق حلق آویز کردن، خودکشی کرده بود.

متعاقباً، دادگاه‌های رواندا وین مک‌گوایر را غیابی به‌خاطر قتل فوسی محاکمه و محکوم کردند. انگیزه ادعا شده بر تمایل مک گوایر برای تصاحب نسخه خطی برای ادامه انتشارات فوسی در سال 1983، گوریل ها در مه متمرکز بود. در طول رسیدگی، بازرسان اظهار داشتند که مک گوایر از تحقیقات خود ناراضی بود و قصد داشت از "هر وسیله غیر صادقانه ممکن" برای نهایی کردن پروژه خود استفاده کند. مک گوایر در ژوئیه 1987 به ایالات متحده بازگشته بود. به دلیل عدم وجود معاهده استرداد بین ایالات متحده و رواندا در آن مقطع، او به رواندا بازنگشت. حکم مقرر او که هرگز اجرا نشد، اعدام با جوخه تیر بود.

پس از بازگشت به ایالات متحده، مک گوایر در یک کنفرانس مطبوعاتی در شهر سنت لس آنجلس بیانیه ای مختصر صادر کرد و فوسی را "دوست و مربی" خود، و مرگ او را "تراژیک" توصیف کرد. متعاقباً، مک‌گوایر تا سال 2005، زمانی که گزارش‌هایی مبنی بر کسب موقعیتی در بخش بهداشت و خدمات انسانی ایالت نبراسکا منتشر شد، تا حد زیادی از دید عموم دور ماند. این پیشنهاد استخدام پس از فاش شدن ارتباط او با تحقیقات فوسی پس گرفته شد.

چند نظریه جایگزین در مورد قتل فوسی همچنان مطرح است: اینها شامل احتمال اینکه شکارچیان متخلف به دنبال قصاص بوده اند، می باشد. اینکه قاتلان زائری به دلیل اسناد تحقیقاتی که احتمالاً ارزشمند بودند، برای از بین بردن او قرارداد بسته بودند. که انگیزه های سیاسی دخیل بوده است. اینکه او توسط یک سارق مبهوت کشته شد که مأمور به سرقت طلسم محافظی شده بود که فوسی از یک شکارچی غیرقانونی مصادره کرده بود. اینکه ضارب او توسط فرد یا نهادی استخدام شده بود که تلاش‌های فوسی برای جلوگیری از بهره‌برداری از پارک ملی آتشفشان بر منافعش تأثیر منفی می‌گذاشت. یا اینکه Fossey دارای شواهد بالقوه متهم کننده در مورد قاچاقچیان طلا بود.

سندی که به عنوان وصیت نامه فوسی ارائه شد، ظاهراً کل دارایی او، از جمله درآمد حاصل از فیلم گوریل‌ها در مه را به صندوق رقمی به منظور تأمین مالی گشت‌های ضد شکار غیرقانونی به ارث می‌برد. در این وصیت نامه بدون امضا هیچ اشاره ای به خانواده او نشده است. هیزل فوسی پرایس، مادر فوسی، با موفقیت این سند را به چالش کشید. سوارتوود، قاضی دادگاه عالی ایالت نیویورک، وصیت نامه را باطل کرد و دارایی را که شامل حدود 4.9 میلیون دلار حق امتیاز از کتاب اخیر و فیلم آینده بود، به مادرش اعطا کرد و اعلام کرد که این سند "صرفاً پیش نویس وصیت نامه ادعایی او بود و اصلاً وصیت نامه نبود." پرایس متعاقباً به مشارکت خود در ابتکاری با هدف تداوم کار دخترش از طرف گوریل‌های کوهستانی در رواندا اشاره کرد.

در سال 2001، پروتایس زیگیرانی‌یرازو، مظنون به سازمان‌دهی قتل فوسی، در بلژیک به‌خاطر طرح‌ریزی جنون‌کشی در Rwanda19 دستگیر شد. او در سال 2008 محکومیتی دریافت کرد که متعاقباً در سال 2009 در دادگاه تجدیدنظر لغو شد.

زندگی شخصی و دیدگاه‌ها

در حین یک سافاری آفریقایی، فوسی با الکسی فورستر، خواهر و برادر یک فرد رودزیایی که در لوئیزویل با او رابطه عاشقانه داشت، روبرو شد. فوسی و فارستر متعاقبا نامزد کردند. فوسی در زندگی بعدی خود با باب کمبل عکاس نشنال جئوگرافیک پس از یک سال کار مشترک در Karisoke که طی آن کمپبل متعهد شد از همسرش جدا شود، رابطه برقرار کرد. در نهایت، رابطه آنها به دلیل تعهد عمیق او به گوریل ها و کاریسوکه، همراه با تعهدات حرفه ای او که مستلزم سفر و تلاش های او برای آشتی دادن با ازدواجش بود، از بین رفت.

در سال 1970، در حالی که دکترای خود را دنبال می کرد. در کالج داروین، کمبریج، فوسی متوجه شد که باردار است و تحت سقط جنین قرار گرفت و متعاقباً گفت: "شما نمی توانید یک دختر جلد مجله نشنال جئوگرافیک باشید و باردار باشید." او در سال 1976 دکترای فلسفه خود را در جانورشناسی گرفت. فوسی در طول زندگی خود درگیر روابط دیگری بود و به طور مداوم نسبت به کودکان ابراز محبت می کرد.

با توجه به تمرین فوسی برای نجات هر حیوان آزار دیده یا رها شده ای که در آفریقا یا نزدیک به کاریزوکه با آن مواجه می شد، مجموعه ای غیر از کیوسوکه حیوانی را به عنوان مجموعه ای از حیوانات ایجاد کرد. که در کابین او زندگی می کرد و سگی به نام سیندی.

سالانه، فوسی میزبان جشن های کریسمس برای محققان، کارکنان و خانواده هایشان بود و او با جین گودال دوستی داشت.

سلامت

فوسی از سنین پایین مشکلات ریوی را تجربه کرد و متعاقباً دچار آمفیزم پیشرفته شد، وضعیتی که به سیگار کشیدن زیاد سیگار طی سال‌ها نسبت داده می‌شود. پیشرفت این بیماری ناتوان کننده، که به دلیل ارتفاعات کوهستانی و شرایط محیطی مرطوب تشدید شده بود، به طور قابل توجهی مانع از توانایی فوسی در انجام تحقیقات میدانی شد. او اغلب از تنگی نفس رنج می برد و در طول صعود یا پیاده روی های طولانی به اکسیژن اضافی نیاز داشت.

نقد گردشگری حیات وحش

فوسی به دلیل حساسیت گوریل‌ها به بیماری‌های آنتروپونوزیک مانند آنفولانزا، که مصونیت طبیعی محدودی در برابر آن دارند، مخالفت شدیدی با گردشگری حیات وحش داشت. او موارد متعددی از مرگ و میر گوریل ها را که در نتیجه عوامل بیماری زا توسط گردشگران منتقل می شود، ثبت کرد. علاوه بر این، او گردشگری را به عنوان یک عنصر نفوذی درک کرد که رفتارهای وحشی ذاتی گوریل ها را مختل می کند. فوسی همچنین انتقادات خود را در مورد برنامه های توریستی که اغلب توسط نهادهای بین المللی حمایت مالی انجام می شود، ابراز کرد و تاکید کرد که این برنامه ها هم تحقیقات در حال انجام او و هم آرامش زیستگاه گوریل های کوهستانی را مختل می کنند. علاوه بر این، او ابراز نگرانی کرد که جین گودال روش‌شناسی خود را برای مطالعه رفتار شامپانزه‌ها به‌طور نامناسب تغییر داده است.

تاثیر پایدار

پس از مرگ او، صندوق رقمی که توسط فوسی تأسیس شد، به صندوق بین‌المللی گوریل دیان فوسی تغییر نام داد. در حال حاضر، صندوق گوریل Dian Fossey مرکز تحقیقات Karisoke را از پردیس Ellen DeGeneres خود در رواندا مدیریت می کند و نظارت روزانه و اقدامات حفاظتی گوریل را که توسط Fossey آغاز شده است، تداوم می بخشد.

فوسی به‌خاطر نقش محوری‌اش در معکوس کردن کاهش جمعیت گوریل‌های کوهستانی شناخته شده است. به دلیل شکار مداوم، جمعیت گوریل ها از 450 نفر در سال 1960 به 250 نفر در سال 1981 کاهش یافت. مسیری که در سال 1987 ذکر شد. تحقیقات گسترده او، همراه با کمپین های متعاقب آگاهی عمومی، به طور ناخواسته باعث ظهور "گردشگری گوریل" شد.

در دوره بین مرگ فوسی و نسل کشی رواندا در سال 1994، مرکز تحقیقاتی کاریزوکه توسط دانشجویان سابق که قبلاً برخی از روش‌های او را مدیریت می‌کردند. نسل کشی و دوره بی ثباتی متعاقب آن به غارت و تخریب کامل اردوگاه منجر شد. در حال حاضر، تنها بقایایی از کابین اصلی او باقی مانده است. همزمان، جنگ داخلی منجر به تبدیل شدن پارک ملی ویرونگا به پناهگاهی برای جمعیت‌های آواره شد، در حالی که قطع درختان غیرقانونی گسترده بخش‌های قابل توجهی از اکوسیستم آن را ویران کرد.

در سال 2014، Google هشتاد و دومین سالگرد تولد فوسی را با یک Doodle اختصاصی گرامی داشت.

نمایش‌ها در رسانه و ادبیات

در سال 1985، یونیورسال استودیو حقوق فیلم اثر فوسی، گوریل‌ها در مه را به دست آورد. همزمان، استودیو برادران وارنر حقوق «عاشقانه تاریک دیان فوسی» اثر هارولد تی پی هیز را تضمین کرد، انتشاراتی که با انتقادات قابل توجهی از سوی روزاموند کار مواجه شده بود. اختلاف حقوقی بعدی بین این دو استودیو منجر به تنظیم یک تولید مشترک شد. عناصری از روایت فوسی و مقاله هیز در فیلم گوریل‌ها در مه ادغام شدند، که سیگورنی ویور در نقش فوسی، در کنار برایان براون و جان اومیرا میلووی حضور داشت. در حالی که کتاب به طور دقیق تلاش های علمی فوسی را شرح می دهد، عمدا جنبه های زندگی شخصی او را حذف می کند، مانند درگیری عاشقانه او با عکاس باب کمپبل، که توسط برایان براون به تصویر کشیده شده است. برعکس، این ماجرا یک داستان فرعی مهم در اقتباس سینمایی است. مقاله هیز، که قبل از فیلم منتشر شد، فوسی را به عنوان فردی به تصویر می‌کشد که به شدت به حفاظت از گوریل‌ها اختصاص یافته و مایل به استفاده از اقدامات شدید است. این فیلم تعاملات سازش ناپذیر فوسی با شکارچیان غیرقانونی را به تصویر می‌کشد، به ویژه صحنه‌ای که در آن او خانه یک شکارچی غیرقانونی را آتش می‌زند. نقش ویور جایزه گلدن گلوب و نامزدی اسکار بهترین بازیگر زن را برای او به ارمغان آورد.

در رمان مارگارت اتوود در سال 2009 سال سیل، Fossey به عنوان یک قدیس مورد احترام باغبان خدا قرار گرفته است. کانال جغرافیایی Dian Fossey: Secrets in the Mist، یک مجموعه مستند سه ساعته را پخش کرد. این مجموعه داستان زندگی، تحقیقات، مرگ و میراث ماندگار فوسی را به تصویر می‌کشد که شامل فیلم‌های آرشیوی، عکس‌های ثابت، مصاحبه با همکارانش، بخش‌های تازه فیلم‌برداری شده، و بازسازی‌های دراماتیک است.

جان فاولر در انتشارات خود در سال 2018، جنگلی در ابرها: سال من در میان گوریل‌های کوهستانی در محاصره دورافتاده دیان فوسی (کتاب‌های پگاسوس)، کمپ گوریل‌های کوهستانی منزوی دیان فوسی، مرکز تحقیقات کاریسوکه، را در دوره‌ای که بلافاصله قبل از قتل او وجود داشت، شرح می‌دهد. روایت فاولر انحلال تأسیسات رواندای فوسی را به عنوان فشارهای فزاینده ای توصیف می کند که در تلاش برای حذف او از حوزه تأسیس شده اش است. او فوسی را به عنوان یک سیگاری و مشروب خوار به تصویر می کشد که اغلب کارکنان و دانش آموزان خود را مرعوب می کرد، به دلیل عزم او برای حفظ شهرت خود به عنوان دانشمند و محافظ گوریل های کوهستانی.

کتابنامه انتخاب شده

کتاب‌ها

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Dian Fossey

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Dian Fossey.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Dian Fossey Dian Fossey کیست زندگی Dian Fossey پژوهش‌های Dian Fossey کشف‌های Dian Fossey دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Dian Fossey کیست؟
  • Dian Fossey چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Dian Fossey چیست؟
  • چرا Dian Fossey مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش