ادوارد آزبورن ویلسون (10 ژوئن 1929 - 26 دسامبر 2021) زیست شناس، طبیعت شناس، بوم شناس و حشره شناس برجسته آمریکایی بود که به طور گسترده برای پیشگام در رشته زیست شناسی اجتماعی شناخته شده است.
ادوارد آزبورن ویلسون (زاده ۱۰ ژوئن ۱۹۲۹ – درگذشته ۲۶ دسامبر ۲۰۲۱) زیستشناس، طبیعتشناس، بومشناس و حشرهشناس آمریکایی بود که زمینه زیستشناسی اجتماعی را توسعه داد.
از آلاباما، ویلسون تمایل اولیهای به طبیعت داشت. یک حادثه ماهیگیری در سن هفت سالگی منجر به نابینایی نسبی شد که متعاقباً انگیزه تصمیم او برای پیگیری حشره شناسی شد. پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه آلاباما، تحصیلات دکترا خود را در دانشگاه هاروارد به پایان رساند و در آنجا در چندین حوزه علمی به شهرت رسید. شایان ذکر است، در سال 1956، او یک مقاله اساسی در زمینه ایجاد نظریه جابجایی کاراکتر نوشت، و در سال 1967، او با رابرت مک آرتور برای تدوین نظریه جغرافیای زیستی جزیره همکاری کرد.
ویلسون مقام محترم پروفسور پژوهشی دانشگاه پلگرینو را در گروه بازنشسته دانشگاه هاروگانولوژی و حشره شناسی دانشگاه هارگانیسم داشت. زیست شناسی، علاوه بر خدمت به عنوان یک مدرس در دانشگاه دوک و عضو کمیته تحقیقات شکاک. کمک های قابل توجه او با جایزه کرافورد از آکادمی سلطنتی سوئد و برگزیده شدن او به عنوان برنده اومانیست توسط آکادمی بین المللی اومانیسم شناخته شد. او دو بار جایزه پولیتزر را برای آثار غیرداستانی عمومی دریافت کرد، که برای درباره طبیعت انسان در سال 1979 و مورچه ها در سال 1991 اعطا شد. علاوه بر این، او با آثاری مانند The Social Conqueters, The Social Conqueters, نیویورک تایمز به جایگاه نویسنده پرفروشی دست یافت. Scientist و معنای وجود انسان.
در طول زندگی حرفهایاش، مشارکتهای علمی ویلسون هم مورد ستایش و هم نقد قرار گرفت. انتشارات او در سال 1975، زیست زیست شناسی اجتماعی: سنتز جدید، به طور قابل توجهی جنجال های قابل توجهی را برانگیخت و انتقاد گروه مطالعاتی زیست شناسی اجتماعی را برانگیخت. علاوه بر این، تفسیر او از نظریه تکامل منجر به اختلاف نظر برجسته با ریچارد داوکینز در مورد نظریه انتخاب چند سطحی شد. تجزیه و تحلیل های پس از مرگ از مکاتبات او حاکی از حمایت او از روانشناس جی. فیلیپ راشتون بود، که تحقیقات او در مورد نژاد و هوش به طور گسترده توسط جامعه علمی عمیقاً ناقص و تبعیض آمیز تلقی می شود.
زندگی اولیه، سابقه خانوادگی و تحصیل
ادوارد آزبورن ویلسون در 10 ژوئن 1929 در بیرمنگام، آلاباما، به عنوان تنها فرزند اینز لینت فریمن و ادوارد آزبورن ویلسون پدر متولد شد. او در ابتدا شیفتگی به تاریخ طبیعی پیدا کرد. پدرش که الکلی بود، در نهایت با خودکشی درگذشت. پدر و مادرش به او اجازه دادند تا عنکبوت های بیوه سیاه را در ایوان خود نگه دارد. زمانی که ویلسون هفت ساله بود، ازدواج آنها به طلاق منتهی شد.
همزمان با طلاق والدینش، ویلسون در یک تصادف ماهیگیری آسیب دید که منجر به نابینایی چشم راست او شد. با وجود تحمل دردهای مداوم، او به فعالیت های ماهیگیری ادامه داد. او به دلیل تمایل خود به ماندن در فضای باز از شکایت خودداری کرد و در نتیجه به دنبال مراقبت پزشکی نبود. ماهها بعد، آب مروارید مردمک راست او را پوشاند و بستری شدن او را در بیمارستان پنساکولا برای برداشتن لنز ضروری کرد. ویلسون در زندگی نامه خود می گوید که "جراحی یک مصیبت وحشتناک قرن 19 بود." او بینایی بدون اختلال را در چشم چپ خود حفظ کرد و دارای حدت 20/10 بود. این دید استثنایی در یک چشم توجه او را به سمت "چیزهای کوچک" معطوف کرد، همانطور که او خاطرنشان کرد: "من بیشتر از سایر بچه ها متوجه پروانه ها و مورچه ها شدم و به طور خودکار به آنها علاقه مند شدم." اگرچه او دید استریوسکوپی را از دست داد، اما توانایی تشخیص خطوط ظریف و موهای ریز روی حشرات کوچک را حفظ کرد. این توانایی کاهش یافته برای مشاهده جانوران بزرگتر، مانند پستانداران و پرندگان، متعاقباً تمرکز او را به سمت حشره شناسی هدایت کرد.
در سن نه سالگی، ویلسون سفرهای اولیه خود را در پارک راک کریک در واشنگتن دی سی آغاز کرد، جایی که شروع به جمع آوری حشرات کرد و اشتیاق عمیقی به پروانه ها پیدا کرد. او از جاروها، رخت آویزها و کیسه های پنیر توری ساخت تا آنها را بگیرد. این اکتشافات اولیه متعاقباً علاقه ویلسون را به مورچه ها برانگیخت. او در زندگینامهاش، نمونهای را بازگو میکند که در آن پوست یک درخت در حال پوسیدگی را کنده و مورچههای سیترونلا را در زیر آن آشکار میکند. او این مورچههای کارگر را «کوتاه، چاق، زرد درخشان و دارای بوی قوی لیمویی» توصیف کرد، برخوردی که «تأثیر زنده و ماندگاری» از خود به جا گذاشت. ویلسون همچنین جایزه Eagle Scout را به دست آورد و به عنوان مدیر طبیعت در اردوگاه تابستانی پیشاهنگ پسرانش خدمت کرد. در 18 سالگی، در آرزوی تبدیل شدن به حشره شناس، در ابتدا مگس جمع آوری کرد. با این حال، کمبود سنجاق حشرات در طول جنگ جهانی دوم، او را بر آن داشت تا تمرکز خود را به مورچهها معطوف کند که میتوانستند در ویالها نگهداری شوند. ویلسون با تشویق ماریون آر. اسمیت، میرمکولوژیست در موزه ملی تاریخ طبیعی در واشنگتن، یک بررسی جامع از گونه مورچه آلاباما انجام داد. این تحقیق در مستندسازی او از اولین کلنی مورچه های آتشین در ایالات متحده، واقع در نزدیکی بندر موبایل، به اوج خود رسید.
ویلسون گزارش داد که طی 11 سال تحصیل در 15 یا 16 مدرسه مختلف تحصیل کرده است. او که از امکانسنجی مالی حضور در دانشگاه نگران بود، سعی کرد برای تأمین بودجه آموزشی فدرال در ارتش ایالات متحده ثبت نام کند. علیرغم رد شدن در معاینه پزشکی ارتش به دلیل اختلال در بینایی، او با موفقیت در دانشگاه آلاباما ثبت نام کرد، جایی که در سال 1949 مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم و در سال 1950 مدرک کارشناسی ارشد خود را در زیست شناسی به پایان رساند. سال بعد، ویلسون به دانشگاه هاروارد منتقل شد.
به عنوان یک منصوب در دانشگاه هاروارد، انجمن علمی دانشگاه هاروارد. اکسپدیشن ها این سفرها شامل جمع آوری گونه های مورچه از مناطق مختلف، از جمله کوبا، مکزیک، مکان های مختلف در سراسر اقیانوس آرام جنوبی (مانند استرالیا، گینه نو، فیجی و کالدونیای جدید) و سریلانکا بود. در سال 1955 دکترای خود را دریافت کرد. ویلسون با ایرنه کلی ازدواج کرد.
در اثر خود نامههایی به دانشمند جوان، ویلسون فاش کرد که ضریب هوشی او 123 اندازهگیری شده است.
حرفه
از سال 1956 تا 1996، ویلسون در هیئت علمی دانشگاه هاروارد خدمت کرد. در ابتدا، کار او به عنوان تاکسونومیست مورچه بر روشن کردن فرآیندهای ریز تکاملی آنها متمرکز بود، به ویژه اینکه چگونه گونه ها با سازگاری با زیستگاه های جدید و غلبه بر محدودیت های محیطی متنوع شدند. در این دوره، او تئوری "چرخه تاکسون" را فرموله کرد.
ویلسون با همکاری ریاضیدان ویلیام اچ. بوسرت، یک سیستم طبقه بندی برای فرومون ها ابداع کرد که بر اساس الگوهای ارتباطی حشرات است. در طول دهه 1960، او با ریاضیدان و بومشناس رابرت مک آرتور برای پیشبرد نظریه تعادل گونهها همکاری کرد. در دهه 1970، ویلسون و زیست شناس دانیل اس. سیمبرلوف به طور تجربی این نظریه را بر روی جزایر کوچک حرا در فلوریدا کیز آزمایش کردند، جایی که آنها همه گونه های حشرات را ریشه کن کردند و متعاقباً جمعیت مجدد آنها را توسط گونه های جدید زیر نظر گرفتند. کار مهم ویلسون و مک آرتور، نظریه جغرافیای زیستی جزیره، به متنی اساسی در بوم شناسی تبدیل شد.
در سال 1971، ویلسون انجمن های حشرات را منتشر کرد، اثری که بیان می کند هم رفتارهای حشرات و هم سایر حیوانات توسط فشارهای تکاملی مشابه شکل می گیرند. او در سال 1973 به عنوان متصدی حشرهشناسی در موزه جانورشناسی تطبیقی هاروارد منصوب شد. کتاب او در سال 1975، زیستشناسی اجتماعی: سنتز جدید، نظریههای خود را در مورد رفتار حشرات به مهرهداران و در فصل پایانی آن به انسانها تعمیم داد، جایی که او فرضیهای را مطرح کرد که سازماندهی اولیه انسانی از قبل تکامل یافته است. در سال 1978، او درباره طبیعت انسان را نوشت که زیربنای بیولوژیکی تکامل فرهنگی انسان را بررسی کرد و جایزه پولیتزر را برای آثار غیرداستانی عمومی به ارمغان آورد.
ویلسون در سال 1976 به عنوان استاد علم فرانک بیرد جونیور منصوب شد. استاد بازنشسته دانشگاه پلگرینو. در سال 1981، همکاری با زیست شناس چارلز لومزدن منجر به انتشار ژن ها، ذهن و فرهنگ شد که نظریه ای از تکامل همزمان ژن-فرهنگ را ارائه کرد. او در سال 1990 با جانورشناس، برت هلدوبلر، مورچه ها را نوشت، اثری که دومین جایزه پولیتزر را برای آثار غیرداستانی عمومی دریافت کرد.
در طول دهه 1990، ویلسون چندین اثر مهم از جمله تنوع زندگی (1992) نوشت. زندگینامه او، طبیعتگرا (1994); و آمادگی: وحدت دانش (1998)، که ادغام علوم طبیعی و اجتماعی را مورد بررسی قرار داد. او به خاطر فعالیتهای زیستمحیطی و دیدگاههای سکولار-اومانیستی و دئیستیاش در مورد مسائل مذهبی و اخلاقی مورد تحسین قرار گرفت.
در طول زندگی حرفهایاش، ویلسون با نامهای مختلفی مانند «پدر تنوع زیستی»، «مرد مورچهای» و «وارث داروین» شناخته شد. دیوید آتنبرو در مصاحبه با PBS ویلسون را به عنوان "نام جادویی برای بسیاری از ما که در دنیای طبیعی کار می کنیم، به دو دلیل توصیف کرد. اول اینکه، او نمونه برجسته ای از یک متخصص، یک مرجع جهانی است. هیچ کس در جهان تا به حال به اندازه اد ویلسون درباره مورچه ها اطلاعات نداشته است. انسجام."
اختلاف با ریچارد داوکینز
در حالی که ریچارد داوکینز زیستشناس تکاملی قبلاً در جریان "بحث اجتماعی زیستشناسی" از ویلسون دفاع کرده بود، اختلاف نظر بعدی در مورد نظریه تکامل ظاهر شد. این اختلاف در سال 2012 زمانی که داوکینز نقدی انتقادی از کتاب ویلسون، تسخیر اجتماعی زمین، در مجله پراسپکت منتشر کرد، آغاز شد. داوکینز در بررسی خود، ویلسون را به دلیل رد انتخاب خویشاوندی و حمایت از انتخاب گروه مورد انتقاد قرار داد و این مواضع را "بی مزه" و "بی تمرکز" توصیف کرد. او همچنین تاکید کرد که اشتباهات نظری کتاب "مهم، فراگیر و جداییناپذیر از تز آن است به گونهای که توصیه آن را غیرممکن میکند." ویلسون متعاقباً در همان نشریه پاسخ داد و اظهار داشت که نقد داوکینز «ارتباط کمی با بخشی که او انتقاد میکند» را نشان میدهد و او را به استفاده از تاکتیکهای لفاظی متهم میکند.
در مصاحبهای در سال ۲۰۱۴، ویلسون اظهار داشت: «هیچ اختلافی بین من و من و ریچارد داوکینز وجود ندارد، زیرا روزنامهنگاران، روزنامهنگاران و روزنامهنگاران او هرگز وجود نداشتهاند. یافتهام و بحثهایی که داشتهام در واقع با دانشمندانی بودهاند که در حال تحقیق هستند.» داوکینز از طریق توییتی با این ادعا مقابله کرد و گفت: "من به شدت EO Wilson و کمک های عظیم او در حشره شناسی، بوم شناسی، جغرافیای زیستی، حفاظت و غیره را تحسین می کنم. او فقط در انتخاب خویشاوندان اشتباه می کند." او بعداً اضافه کرد: "هر کسی که فکر می کند من یک روزنامه نگار هستم که نظر دانشمندان دیگر را گزارش می دهد، دعوت می شود فنوتیپ توسعه یافته را بخواند." جری کوین، زیست شناس، اظهارات ویلسون را «ناعادلانه، نادرست و غیرمنطقی» توصیف کرد. داوکینز در سال 2021 در آگهی ترحیم ویلسون توضیح داد که اختلاف نظر آنها "صرفاً علمی" است. داوکینز موضع خود را در مورد نقد انتقادی خود تأیید کرد و از "لحن صریح آن" ابراز پشیمانی نکرد، در حالی که همزمان "تحسین عمیق خود از پروفسور ویلسون و کار زندگی او" را تکرار کرد.
پشتیبانی از J. Philippe Rushton
قبل از مرگ ویلسون، مجموعه مکاتبات شخصی او به درخواست آنها به کتابخانه کنگره اهدا شد. پس از مرگ او، مقالات متعددی منتشر شد که ناسازگاری بین میراث ارجمند ویلسون در جغرافیای زیستی و زیستشناسی حفاظتی و حمایت مستمر او از جی. فیلیپ راشتون، شخصیتی که بهعنوان یک شبهدانشمند نژادپرست علمی شناخته میشود، برجسته شد. راشتون، روانشناس جنجالی در دانشگاه وسترن انتاریو، بعدها به عنوان رئیس صندوق پایونیر خدمت کرد.
بین اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990، ویلسون درگیر مکاتبه با همکاران راشتون شد و از تحقیقات راشتون در میان انتقادات گسترده در مورد سوءرفتار علمی، ارائه نادرست دادهها و سوگیری تایید - ادعاهایی که ظاهرا راشتون برای حمایت از نظریههای خود استفاده میکرد، دفاع کرد. ویلسون همچنین از مقاله ای توسط راشتون در PNAS حمایت کرد، و عمداً داورانی را در طول فرآیند ویرایش انتخاب کرد که معتقد بود احتمالاً با فرضیه آن موافق هستند. ویلسون با احتیاط از ایدئولوژی های نژادی راشتون حمایت کرد تا از توجه عمومی جلوگیری کند و از اعتبار خود محافظت کند. هنگامی که راشتون برای دومین مقاله PNAS درخواست حمایت مالی کرد، ویلسون پاسخ داد: "شما از بسیاری جهات از حمایت من برخوردارید، اما حمایت مالی از مقاله ای در مورد تفاوت های نژادی در PNAS برای هر دوی ما نتیجه معکوس خواهد داشت." ویلسون همچنین مشاهده کرد که حمایت محدود از ایدئولوژی های راشتون به دلیل "... ترس از نژادپرست خوانده شدن است، که اگر جدی گرفته شود، عملاً حکم اعدام در دانشگاه های آمریکاست. من اعتراف می کنم که خود من از ترس از موضوع کار راشتون اجتناب کرده ام."
در سال 2022، E.O. بنیاد تنوع زیستی ویلسون، از طریق هیئت مدیره و کارکنان خود، بیانیه ای منتشر کرد که در آن حمایت قبلی ویلسون از راشتون و دیدگاه های نژادپرستانه او رد شد.
کار
Sociobiology: The New Synthesis
(1975)ویلسون از اصول زیستشناسی اجتماعی و تکاملی برای توضیح رفتار حشرات اجتماعی استفاده کرد و متعاقباً این رویکرد را برای درک رفتار اجتماعی حیوانات دیگر از جمله انسان گسترش داد و بدین ترتیب زیستشناسی اجتماعی را به عنوان یک رشته علمی جدید معرفی کرد. او ادعا کرد که تمام رفتارهای حیوانی، شامل اعمال انسان، ناشی از وراثت، محرک های محیطی و تجربیات گذشته است و اراده آزاد یک توهم است. او اصطلاح "زنگ ژنتیکی" را برای توصیف اساس بیولوژیکی رفتار ابداع کرد. دیدگاه اجتماعی زیستشناختی ادعا میکند که تمام رفتارهای اجتماعی حیوانات تحت قوانین اپی ژنتیکی است که توسط قوانین تکامل شکل میگیرد. ثابت شد که این نظریه و تحقیقات مرتبط با آن تأثیرگذار، بحث برانگیز و تأثیرگذار هستند.
ویلسون ادعا کرد که ژن واحد انتخاب را تشکیل می دهد و به عنوان عنصر اساسی وراثت عمل می کند. هدف انتخاب معمولاً فردی است که حامل مجموعه خاصی از ژنها است. در رابطه با توضیح رفتار اجتماعی حشرات از طریق انتخاب خویشاوندان، او "دیدگاه جدیدی را ارائه داد که در تمام طول این مدت انتخاب گروهی بود، ایده ای که ابتدا تقریباً توسط داروین فرموله شد."
تحقیقات زیستشناسی اجتماعی در آن زمان به ویژه در مورد کاربرد آن در جمعیتهای انسانی بحثبرانگیز بود. این نظریه یک استدلال علمی برای رد آموزه رایج تبولا راسا ارائه کرد، که ادعا میکند انسانها بدون محتوای ذهنی ذاتی متولد میشوند و فرهنگ در درجه اول برای ارتقای دانش انسان و کمک به بقا و موفقیت عمل میکند.
پذیرایی و بحث
در ابتدا، زیستشناسی اجتماعی: سنتز جدید تحسین بسیاری از زیستشناسان را برانگیخت. با این حال، به دنبال انتقادات اساسی که توسط گروه مطالعات زیستشناسی اجتماعی، سازمانی مرتبط با علم برای مردم، راهاندازی شد، اختلاف مهمی به نام «بحث زیستشناسی اجتماعی» درگرفت. در جریان این جنجال، ویلسون به نژادپرستی، زن ستیزی و حمایت از اصلاح نژادی متهم شد. چند تن از همکاران ویلسون در هاروارد، به ویژه ریچارد لوونتین و استفان جی گولد، هر دو از اعضای گروه، به شدت مخالف بودند. نقدهای آنها عمدتاً بر نوشتههای زیستشناسی اجتماعی ویلسون متمرکز بود. گولد، لوونتین و دیگر اعضا در نامهای سرگشاده «علیه «اجتماعیشناسی» را نوشتند و از «دیدگاه جبرگرایانه ویلسون درباره جامعه انسانی و کنش انسانی» انتقاد کردند. علاوه بر این، سخنرانیهای عمومی، گروههای مطالعه، و بیانیههای مطبوعاتی برای به چالش کشیدن کار ویلسون ترتیب داده شد. در پاسخ، ویلسون یک مقاله بحثی با عنوان "هشیاری آکادمیک و اهمیت سیاسی زیست شناسی اجتماعی" در BioScience منتشر کرد.
در فوریه 1978، در حالی که ویلسون در جلسه سالانه انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم در یک بحث در مورد زیست شناسی اجتماعی شرکت می کرد، توسط اعضای کمیته بین المللی علیه نژادپرستی مورد حمله قرار گرفت. این افراد او را محاصره کردند، شعار سر دادند و او را با آب ریختند و ادعا کردند که او طرفدار نژادپرستی و جبر ژنتیکی است. استیون جی گولد، که در این رویداد حضور داشت، و Science for the People، سازمانی که قبلا به ویلسون اعتراض کرده بود، هر دو این حمله را محکوم کردند.
مری میدگلی، فیلسوف، هنگام نوشتن جانور و انسان (1979) با زیستشناسی اجتماعی مواجه شد و او را به بازنگری اساسی در کتاب برای نقد دیدگاههای ویلسون سوق داد. میدگلی این اثر را به دلیل بررسی رفتار حیوانات، وضوح، دقت علمی و دامنه جامع آن مورد ستایش قرار داد، با این حال او به شدت از ویلسون به دلیل ابهامات مفهومی، علم گرایی و کاربرد انسانی ژنتیک انتقاد کرد.
درباره طبیعت انسان (1978)
ویلسون در انتشارات خود در سال 1978، درباره طبیعت انسان، به طور معروف اظهار داشت: "حماسه تکاملی احتمالاً بهترین اسطوره ای است که تا به حال خواهیم داشت." شهرت ویلسون متعاقباً عبارت اقتباس شده "حماسه تکامل" را رایج کرد. این کتاب در سال 1979 برنده جایزه پولیتزر شد.
مورچه ها (1990)
ویلسون، با همکاری برت هلدوبلر، تحقیقات جامعی در مورد مورچه ها و الگوهای رفتاری آنها انجام داد، که در سال 1990 در انتشارات دایره المعارف مورچه ها به اوج خود رسید. ویلسون با مشاهده اینکه رفتارهای ایثارگرانه قابل توجه در مورچه ها را می توان به علاقه ژنتیکی آنها به بقای خواهرانشان نسبت داد که تقریباً 75 درصد از ژن های خود را با آنها به اشتراک می گذارند (اگرچه ملکه های برخی از گونه ها با چند نر جفت گیری می کنند، که در نتیجه تنها 25 درصد ارتباط بین کارگران مستعمره خاص ایجاد می شود)، ویلسون یک چارچوب رفتار اجتماعی اجتماعی را توضیح داد. حشرات.
در مورد مورچه ها، ویلسون اظهار داشت: "کارل مارکس درست می گفت، سوسیالیسم کار می کند، فقط این است که او گونه های اشتباهی داشت." او مدعی شد که مورچهها و سایر ارگانیسمهای اجتماعی اجتماعی با اولویت دادن به نیازهای کلنی بر نیازهای فردی خود، به دلیل عدم استقلال تولیدمثلی، به تناسب داروینی بیشتری دست مییابند. از آنجایی که مورچه ها نمی توانند بدون ملکه تولید مثل کنند، تناسب اندام آنها صرفاً از طریق کمک به تناسب اندام کلی کلنی افزایش می یابد. برعکس، انسانها استقلال باروری دارند، در نتیجه با تضمین بقا و تولید مثل، آمادگی داروینی خود را به حداکثر میرسانند.
Consilience (1998)
ویلسون در انتشارات خود در سال 1998، Consilience: The Unity of Knowledge، روشهای مورد استفاده برای ادغام رشتههای علمی و به طور بالقوه پر کردن شکاف بین علوم و علوم انسانی را بررسی کرد. او اظهار داشت که دانش به جای اینکه بین تحقیقات علمی و انسانگرایانه تقسیم شود، یک موجود واحد و یکپارچه را تشکیل میدهد. ویلسون اصطلاح «آسایش» را برای مشخص کردن ادغام دانش برگرفته از حوزههای تخصصی گوناگون تلاشهای انسانی ابداع کرد. او طبیعت انسان را به عنوان مجموعهای از قوانین اپی ژنتیکی، که نمایانگر نقشههای ژنتیکی رشد ذهنی است، تصور کرد. او اظهار داشت که فرهنگ و آیینها برآیند طبیعت انسان هستند، نه اجزای ذاتی. علاوه بر این، او متمایز کرد که هنر به خودی خود ذاتی ذات انسان نیست، بلکه ظرفیت قدردانی از هنر است. او پیشنهاد کرد که پدیدههایی مانند قدردانی زیباییشناختی، ترس از مارها، یا تابو با محارم (اثر وسترمارک) را میتوان با استفاده از روشهای علمی طبیعی بهدقت بررسی کرد و در تحقیقات بینرشتهای ادغام کرد.
باورهای معنوی و سیاسی
انسان گرایی علمی
ویلسون واژه اومانیسم علمی را ابداع کرد و آن را به عنوان "تنها جهان بینی سازگار با دانش رو به رشد علم از دنیای واقعی و قوانین طبیعت" توصیف کرد. او مدعی شد که این دیدگاه به طور بهینه برای بهبود وضعیت انسان قرار دارد. در سال 2003، او امضاء کننده مانیفست اومانیست شد.
خدا و دین
در رابطه با مفهوم خدا، ویلسون موضع خود را به عنوان "دئیسم موقت" توصیف کرد و به صراحت نام "آتئیست" را به نفع "آگنوستیک" رد کرد. او تکامل معنوی خود را به عنوان انحراف از آموزههای مرسوم بیان کرد و اظهار داشت: "من از کلیسا دور شدم، نه به طور قطعی آگنوستیک یا ملحد، فقط باپتیست و دیگر مسیحی." ویلسون اظهار داشت که اعتقادات مذهبی و مناسک نتایج تکاملی هستند. او از تحقیقات علمی آنها برای به دست آوردن درک عمیق تری از ارتباط آنها با طبیعت انسانی، به جای رد کامل آنها حمایت کرد. ویلسون در کار خود آفرینش از دانشمندان خواست تا "دست دوستی" را به رهبران مذهبی دراز کنند و اتحادی را ایجاد کنند، و اظهار داشت که "علم و دین دو تن از نیرومندترین نیروها روی زمین هستند و باید برای نجات خلقت گرد هم آیند." بنا بر گزارش ها، این اورتور "پاسخ گسترده ای" به همراه داشت، که منجر به تنظیم پیش نویس میثاق شد و این انتظار را داشت که "مشارکت با گذشت زمان تا حد قابل توجهی کار کند."
ویلسون، در مصاحبه ای با دانشمند جدید که در 21 ژانویه 2015 منتشر شد، اظهار داشت که ایمان دینی مانع پیشرفت انسان می شود و اظهار داشت:
برای پیشرفت بشریت، اقدام بهینه شامل کاهش، و در حالت ایده آل، ریشه کن کردن ادیان مذهبی است. با این حال، این تلاش نباید به سرکوب آرزوهای ذاتی گونه ما یا پیگیری تحقیقات اساسی گسترش یابد.
اکولوژی
ویلسون با تأمل در احیای حوزههای تحقیقاتی بنیادی خود از دهه 1960، اظهار داشت که با توجه به فرصتی برای شروع مجدد حرفهاش، اکولوژی میکروبی را دنبال خواهد کرد. او انقراض های دسته جمعی قرن بیستم را بررسی کرد و ارتباط آن ها با جامعه معاصر را تجزیه و تحلیل کرد و آنها را به عنوان مهم ترین خطر برای آینده زمین شناسایی کرد. در سال 1998، او از یک چارچوب زیست محیطی در کاپیتول دفاع کرد و اظهار داشت:
قطع یک جنگل، به خصوص یک جنگل باستانی، بیش از حذف صرف درختان بزرگ و پراکنده شدن پرندگان در تاج پوشش است. این به طور بحرانی تعداد زیادی از گونه ها را در یک منطقه محلی به خطر می اندازد که به طور بالقوه تعداد آنها به ده ها هزار نفر می رسد. بسیاری از این گونهها توسط علم کشف نشده باقی میمانند و سهم حیاتی آنها در نگهداری اکوسیستم، مانند قارچها، میکروارگانیسمها و حشرات متعدد، هنوز بهطور کامل شناخته نشده است.
از اواخر دهه 1970، ویلسون عمیقاً درگیر حفظ جهانی تنوع زیستی شد، هم از طریق مشارکت های تحقیقاتی و هم از طریق حمایت. در سال 1984، او Biophilia را تالیف کرد، انتشاراتی که به بررسی زیربنای تکاملی و روانشناختی تمایل انسان به دنیای طبیعی میپردازد. این کار اصطلاح "بیوفیلیا" را معرفی کرد که به طور قابل توجهی بر توسعه اخلاق حفاظت معاصر تأثیر گذاشت. متعاقباً، در سال 1988، ویلسون جلد تنوع زیستی را ویرایش کرد، که از کنفرانس ملی ایالات متحده در افتتاحیه این موضوع مشتق شده بود، و بدین وسیله اصطلاح "تنوع زیستی" را رایج کرد. این نشریه در ایجاد رشته مدرن مطالعات تنوع زیستی بسیار مفید بود. در سال 2011، ویلسون اکتشافات علمی را به پارک ملی گورونگوسا در موزامبیک و مجمع الجزایر وانواتو و کالدونیای جدید در جنوب غربی اقیانوس آرام هدایت کرد. مشارکت او در جنبش بینالمللی حفاظت به نقشهای مشاور مؤسسه زمین دانشگاه کلمبیا و مدیر سازمانهایی مانند موزه تاریخ طبیعی آمریکا، حفاظت بینالمللی، حفاظت از طبیعت، و صندوق جهانی حیات وحش گسترش یافت.
درک او از بزرگی بحران انقراض ویلسون را بر آن داشت تا از حفاظت از جنگل حمایت کند، به ویژه از "اقدامی برای نجات جنگلهای آمریکا"، که ابتدا در سال 1998 پیشنهاد شد، در سال 2008 مجدداً معرفی شد، اما در نهایت به تصویب نرسید. اعلامیه Forests Now از رویکردهای جدید مبتنی بر بازار برای حفاظت از جنگل های استوایی حمایت می کند. ویلسون تخریب یک جنگل بارانی برای منافع اقتصادی را به سوزاندن یک تابلوی رنسانس برای تهیه غذا تشبیه کرد. در سال 2014، او پیشنهاد اختصاص 50 درصد از سطح زمین را برای امکان شکوفایی گونههای دیگر داد و این را تنها راهبرد مناسب برای کاهش بحران انقراض معرفی کرد. این مفهوم پایه و اساس کتاب نیمه زمین (2016) و متعاقباً برای پروژه نیمه زمین، ابتکاری E.O. بنیاد تنوع زیستی ویلسون آلن جی. گراس در کار سال 2018 خود، Scientific Sublime، تأثیر ویلسون بر اکولوژی را از طریق علم عامه پسند بررسی کرد.
ویلسون نقشی محوری در راه اندازی دایره المعارف زندگی (EOL) ایفا کرد، تلاشی با هدف ایجاد یک پایگاه داده جهانی جامع شامل اطلاعات علمی در مورد 1.9 میلیون گونه. در حال حاضر، این منبع حاوی داده هایی در مورد تقریباً همه گونه های شناخته شده است. این مخزن دیجیتال قابل جستجو و قابل جستجو، که ویژگیهای موجودات زنده، اندازهگیریها، تعاملات و سایر دادههای مربوطه را گردآوری میکند، با بیش از 300 شریک بینالمللی و دانشمندان متعدد همکاری میکند تا به کاربران جهانی دسترسی به دانش مربوط به تنوع زیستی زمین را ارائه دهد. شخصاً ویلسون بیش از 400 گونه مورچه را کشف و به طور رسمی توصیف کرد.
بازنشستگی و مرگ
در سال 1996، ویلسون رسماً از دانشگاه هاروارد بازنشسته شد، اگرچه عناوین خود را به عنوان پروفسور ممتاز و متصدی افتخاری در حشره شناسی حفظ کرد. بازنشستگی کامل او از هاروارد در سال 2002 و در سن 73 سالگی اتفاق افتاد. پس از رفتنش، او بیش از دوازده کتاب نوشت، به ویژه از جمله یک کتاب درسی زیست شناسی دیجیتال که برای پلتفرم iPad طراحی شده بود.
E.O. ویلسون E.O. بنیاد تنوع زیستی ویلسون، یک نهاد مستقل وابسته به مدرسه محیط زیست نیکلاس در دانشگاه دوک. این بنیاد بودجه PEN/E را تامین می کند. جایزه نویسندگی علوم ادبی O. Wilson. همزمان، ویلسون به عنوان یک مدرس ویژه در دانشگاه دوک، شرط این ترتیب، نقشی را بر عهده گرفت.
E.O. ویلسون و همسرش ایرنه در لکسینگتون ماساچوست اقامت داشتند و صاحب دختری به نام کاترین شدند. ایرنه ویلسون در 7 آگوست 2021 درگذشت و به دنبال آن E.O. مرگ ویلسون در برلینگتون، ماساچوست، در 26 دسامبر 2021، در سن 92 سالگی.
جوایز و افتخارات
تمجیدهای علمی و حفاظتی برجسته ویلسون عبارتند از:
- عضو منتخب، آکادمی هنر و علوم آمریکا، 1959.
- عضو منتخب، آکادمی ملی علوم، 1969.
- عضو منتخب، انجمن فلسفی آمریکا، 1976.
- ایالات متحده مدال ملی علوم، 1977.
- جایزه لیدی، آکادمی علوم طبیعی فیلادلفیا، 1979.
- جایزه پولیتزر برای درباره طبیعت انسان، 1979.
- جایزه تایلر برای دستاوردهای محیطی، 1984.
- جایزه ECI، موسسه بین المللی اکولوژی، برای بوم شناسی زمینی، 1987.
- دکترای افتخاری، دانشکده ریاضیات و علوم، دانشگاه اوپسالا، سوئد، 1987.
- جایزه لوح طلایی آکادمی دستاورد، 1988.
- موسسه اطلاعات علمی جایزه Science Citation Classic را به انتشارات او، انجمنهای حشرات و اجتماعی زیستشناسی: سنتز جدید اعطا کرد.
- جایزه کرافورد، آکادمی سلطنتی علوم سوئد، 1990.
- جایزه پولیتزر برای مورچه ها (نویسنده مشترک برت هلدوبلر)، 1991.
- جایزه بین المللی زیست شناسی، 1993.
- جایزه کارل ساگان برای درک عمومی از علم، 1994.
- مدال اودوبون، انجمن ملی آدوبون، 1995.
- توسط مجله Time به عنوان یکی از 25 فرد تأثیرگذار در آمریکا، 1995 شناخته شد.
- گواهی تمایز، کنگره های بین المللی حشره شناسی، فلورانس، ایتالیا، 1996.
- مدال بنجامین فرانکلین برای دستاوردهای برجسته در علوم، انجمن فلسفی آمریکا، 1998.
- انسانشناس سال، انجمن انسانگرای آمریکا، 1999.
- جایزه لوئیس توماس برای نوشتن درباره علم، 2000.
- جایزه نیرنبرگ، 2001.
- جایزه برجسته پیشاهنگ عقاب، 2004.
- آزمایشگاه دریایی جزیره دافین یکی از کشتی های تحقیقاتی خود را R/V E.O. ویلسون.
- مدال نقره سهسالگی Linnean، 2006.
- مدال ادیسون امری وریل، موزه تاریخ طبیعی پی بادی، 2007.
- جایزه TED، 2007، هر ساله برای قدردانی از حداکثر سه نفر که تأثیر مثبت و قابل توجه جهانی را نشان می دهند، اعطا می شود.
- XIX Premi Internacional Catalunya، 2007.
- E.O. مرکز بیوفیلیا ویلسون در سال 2009 در Nokuse Plantation در شهرستان والتون، فلوریدا تأسیس شد.
- مدال باشگاه کاوشگران، 2009.
- جایزه مرزهای دانش بنیاد BBVA، دسته زیست شناسی محیط زیست و حفاظت، 2010.
- مدال توماس جفرسون در معماری، 2010.
- جایزه هارتلند برای داستان، 2010، برای اولین رمان مورچه: رمان.
- ارتباطکننده علوم زمین، 2010.
- جایزه بین المللی کیهان، 2012.
- همکار، انجمن زیست محیطی آمریکا، 2012.
- مدال بین المللی کیو، 2014.
- دکتر علوم، افتخاری، موزه تاریخ طبیعی آمریکا، 2014.
- جایزه هارپر لی، 2016.
- به یادبود در لقب گونه Myrmoderus eowilsoni، 2018.
- در لقب گونه Miniopterus wilsoni، 2020 یاد شد.
- مدال باسک، انجمن سلطنتی جغرافیایی، 2002.
انتشارات اصلی
- براون، W. L.; ویلسون، ای. او. (1956). "جابجایی شخصیت". جانورشناسی سیستماتیک. 5 (2): 49–64. doi: 10.2307/2411924. JSTOR 2411924.، نویسنده مشترک ویلیام براون جونیور. این مقاله در سال 1986 به عنوان یکی از مقالات علمی استناد کلاسیک شناخته شد، که نشان دهنده وضعیت آن به عنوان یکی از پراستنادترین مقالات علمی در طول تاریخ است.
- Theory of Island Biogeography، 1967، انتشارات دانشگاه پرینستون (2001 تجدید چاپ)، ISBN 978-0-691-08836-5، با همکاری رابرت اچ. مک آرتور.
- انجمنهای حشرات، 1971، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-45490-3.
- Sociobiology: The New Synthesis، 1975، انتشارات دانشگاه هاروارد (نسخه بیست و پنجمین سالگرد، 2000 ISBN 978-0-674-00089-6).
- درباره طبیعت انسان، 1979، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-01638-5، دریافت کننده جایزه پولیتزر 1979 برای آثار غیرداستانی عمومی.
- ژن ها، ذهن و فرهنگ: فرآیند تکاملی، 1981، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-34475-4
- آتش پرومته: بازتاب هایی در مورد منشأ ذهن، 1983، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-71445-8
- بیوفیلیا، 1984، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-07441-5
- موفقیت و تسلط در اکوسیستم ها: مورد حشرات اجتماعی، 1990، تحقیقات بین المللی، ISSN 0932-2205
- مورچه ها، 1990، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-04075-5، جایزه پولیتزر سال 1991، با همکاری برت هلدوبلر اهدا شد.
- تنوع زندگی، 1992، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-21298-5؛ همچنین با عنوان تنوع زندگی: نسخه ویژه، ISBN 978-0-674-21299-2 منتشر شده است.
- The Biophilia Hypothesis، 1993، Shearwater Books، ISBN 978-1-55963-148-8، تالیف مشترک با Stephen R. Kellert
- سفر به مورچه ها: داستانی از کاوش علمی، 1994، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-48525-9، نویسنده مشترک برت هلدوبلر
- طبیعت شناس، 1994، کتاب های شیرواتر، ISBN 978-1-55963-288-1
- در جستجوی طبیعت، 1996، کتاب های شیرواتر، ISBN 978-1-55963-215-7، با همکاری لورا سیموندز ساوتورث
- توافق: وحدت دانش، 1998، Knopf، ISBN 978-0-679-45077-1
- آینده زندگی، 2002، Knopf، ISBN 978-0-679-45078-8
- Pheidole in the New World: A Dominant, Hyper Diverse Ant Genus، 2003، انتشارات دانشگاه هاروارد، ISBN 978-0-674-00293-7
- آفرینش: درخواستی برای نجات زندگی بر روی زمین، سپتامبر 2006، W. W. Norton & Company, Inc. ISBN 978-0-393-06217-5
- طبیعت نازل شد: نوشتههای برگزیده 1949–2006، ISBN 978-0-8018-8329-3
- Superorganism: The Beauty, Elegance, and Strangeness of Insect Societies، 2009، W.W. نورتون & Company, Inc. ISBN 978-0-393-06704-0، تالیف مشترک با Bert Hölldobler
- Anthill: A Novel، آوریل 2010، W. W. Norton & Company, Inc. ISBN 978-0-393-07119-1
- پادشاهی مورچه ها: خوزه سلستینو موتیس و طلوع تاریخ طبیعی در دنیای جدید، 2010، انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز، بالتیمور، با همکاری خوزه ماریا گومز دوران ISBN 978-0-8018-801897
- مورچه های برگ شکن: تمدن از روی غریزه، 2011، W.W. نورتون & Company, Inc. ISBN 978-0-393-33868-3، تالیف مشترک با Bert Hölldobler
- تسخیر اجتماعی زمین، 2012، شرکت انتشارات لایورایت، نیویورک، ISBN 978-0-87140-363-6
- نامههایی به دانشمند جوان، 2014، لایورایت، ISBN 978-0-87140-385-8
- پنجره ای برای ابدیت: پیاده روی یک زیست شناس از طریق پارک ملی گورونگوسا، 2014، Simon & شوستر، ISBN 978-1-4767-4741-5
- معنای وجود انسان، 2014، لایورایت، ISBN 978-0-87140-100-7
- نیمه زمین، 2016، Liveright، ISBN 978-1-63149-082-8
- منشأ خلاقیت، 2017، لایورایت، ISBN 978-1-63149-318-8
- پیدایش: ریشه عمیق جوامع، 2019، لایورایت؛ ISBN 978-1-63149-554-0
- قصه هایی از دنیای مورچه ها، 2020، لایورایت، ISBN 978-1-63149-556-4
- Naturalist: A Graphic Adaptation، 10 نوامبر 2020، انتشارات جزیره؛ ISBN 978-1-61091-958-6
انتشارات ویرایش شده
- از آغاز بسیار ساده: چهار کتاب بزرگ داروین، ویرایش شده با مقدمه ادوارد او. ویلسون (2005، W. W. Norton) ISBN 978-0-393-06134-5
مراجع
مواد منبع
کتابها
- Wilson, E. O. (1995). طبیعت شناس. کتاب های وارنر ISBN 978-1-59726-088-6.
- رودز، ریچارد (2021). E. O. Wilson: A Life in Nature. Knopf Doubleday. ISBN 978-0-385-54556-3.
مقالات مجلات
- هولدوبلر، برت (21 ژانویه 2022). "ادوارد آزبورن ویلسون، طبیعت شناس (1929-2021)". مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا، 119 (5)، e2200201119. Bibcode:2022PNAS..11900201H. doi:10.1073/pnas.2200201119. PMC 8812546. PMID 35064007.
- سیمبرلوف، دانیل (نوامبر 2022). "ادوارد او. ویلسون (1929–2021): همه چیز با مورچه ها شروع شد". طبیعت شناس آمریکایی، 200 (5): 621-737. doi: 10.1086/721257. PMID 36260849. S2CID 252995823.
مقالات روزنامه
- روتشتاین، ادوارد (2 مه 1998). "حالا به جای حمام سرد، یک استقبال گرم." نیویورک تایمز. بازیابی شده 31 ژانویه، 2023.
- رزومه
- داوکینز، ریچارد (24 مه 2012). "تبار ادوارد ویلسون." چشم انداز بایگانی شده از نسخه اصلی در 19 اکتبر 2012. مروری بر The Social Conquest of Earth.
- داوکینز، ریچارد (24 مه 2012). "تبار ادوارد ویلسون". چشم انداز. بایگانی شده از نسخه اصلی در 19 اکتبر 2012. بررسی تسخیر اجتماعی زمین
- E. O. Wilson در TED
- کار توسط E. O. Wilson یا درباره آن در آرشیو اینترنت
- "مجله DISCOVER (مجموعه تلویزیونی): مورچه ها، با E.O. Wilson." 7 سپتامبر 2014.