ادوین پاول هابل (20 نوامبر 1889 - 28 سپتامبر 1953) یک ستاره شناس آمریکایی بود که به طور قابل توجهی در توسعه ستاره شناسی برون کهکشانی و کیهان شناسی رصدی کمک کرد.
ادوین پاول هابل (20 نوامبر 1889 - 28 سپتامبر 1953) ستاره شناس آمریکایی بود. او نقش مهمی در ایجاد زمینههای نجوم برونکهکشانی و کیهانشناسی رصدی ایفا کرد.
هابل نشان داد که موجودات آسمانی متعددی که قبلاً به عنوان «سحابیها» طبقهبندی میشدند و گمان میرفت ابرهای بینستارهای غبار و گاز هستند، در واقع کهکشانهای متمایز در فراسوی کهکشانهای کهکشانی هستند. روش شناسی او برای تعیین فواصل کهکشانی و برون کهکشانی بر همبستگی مستقیم قوی بین درخشندگی متغیر قیفاووسی کلاسیک و دوره تپش آن تکیه داشت، رابطه ای که توسط هنریتا سوان لیویت در سال 1908 شناسایی شد.
در سال 1929، اصل هابل به طور مستقیم ثابت کرد که یک مکان نسبتی مجدد به این موضوع ثابت می شود. فاصله آن از زمین این پدیده که متعاقباً قانون هابل نامیده شد، در ابتدا توسط ژرژ لماتر دو سال قبل مطرح شد. پیامدهای قانون هابل حاکی از گسترش جهان است. علاوه بر این، یک دهه پیش از آن، ستاره شناس آمریکایی وستو اسلیفر داده های تجربی اولیه را ارائه کرده بود که نشان دهنده تغییر قابل توجهی به سرخ در نور ساطع شده از بسیاری از این سحابی ها بود و در نتیجه سرعت رکود قابل توجهی را نشان می داد.
میراث هابل عمدتاً با تلسکوپ فضایی هابل مرتبط است که در مدل تلسکوپ فضایی او به نمایش گذاشته شده است. زادگاه مارشفیلد، میسوری.
زندگی اولیه و تحصیل
ادوین هابل در سال 1889 در مارشفیلد، میسوری به دنیا آمد. این خانواده در سال 1900 به ویتون، ایلینویز نقل مکان کردند. هابل در دوران جوانی، علیرغم کسب نمرات قابل ستایش در همه دروس به جز املا، بیشتر به دلیل توانایی های ورزشی خود شهرت داشت تا استعداد تحصیلی اش. او که یک ورزشکار بسیار با استعداد بود، در تمام دوران دبیرستان و دانشگاه در رشته های بیسبال، فوتبال و دو و میدانی شرکت کرد. در سال 1906، او هفت مقام اول و یک مقام سوم را در یک مسابقه دو و میدانی دبیرستان کسب کرد. در زمین بسکتبال، او تطبیق پذیری نشان داد و در موقعیت های مختلف از مرکز تا شوتینگ گارد بازی کرد. در سال 1907، هابل کاپیتان تیم بسکتبال دانشگاه شیکاگو در افتتاحیه مسابقات قهرمانی کنفرانس ده بزرگ آن بود.
مطالعات کارشناسی
در دانشگاه شیکاگو، فعالیتهای آکادمیک هابل بر ریاضیات، نجوم و فلسفه متمرکز بود، که در سال 1910 با مدرک لیسانس علوم به اوج خود رسید. او به مدت یک سال به عنوان دستیار آزمایشگاه دانشجویی زیر نظر فیزیکدان رابرت میلیکان، که بعداً برنده جایزه نوبل شد، خدمت کرد. هابل همچنین در انجمن برادری کاپا سیگما راه اندازی شد. به عنوان یک محقق رودز، او متعاقباً سه سال را به تحصیل فقه در کالج ملکه آکسفورد اختصاص داد و به جای دنبال کردن علم، به تعهدی که در قبال پدر بیمارش داده بود، عمل کرد. او بعداً در رشته ادبیات و اسپانیایی تحصیل کرد و در نهایت مدرک فوق لیسانس گرفت.
در سال 1909، پدر هابل خانواده را از شیکاگو، ایلینوی، به شلبیویل، کنتاکی، نقل مکان کرد تا در جستجوی محیط شهری کوچکتر باشند، و در نهایت در لوئیزویل مجاور ساکن شد. پدرش در زمستان 1913 در زمان تصدی ادوین در انگلستان درگذشت. تابستان بعدی، ادوین به ایالات متحده بازگشت تا علاوه بر برادرش ویلیام، از مادر، دو خواهر و برادر کوچکترش مراقبت کند. خانواده متعاقباً به خیابان اورت در محله هایلندز لوئیزویل نقل مکان کردند تا ادوین و ویلیام را در خود جای دهند.
علیرغم علاقه عمیق مادامالعمر به نجوم، هابل، به عنوان پسری فداکار، به خواسته پدرش برای ادامه تحصیلات حقوقی، ابتدا در دانشگاه شیکاگو و متعاقباً در دانشگاه آکسفورد، عمل کرد. در این دوره، دروس ریاضی و علوم را نیز گذراند. پس از مرگ پدرش در سال 1913، ادوین از آکسفورد به غرب میانه بازگشت، اما تمایلی به وکالت نداشت. در نتیجه، او سمت تدریس در دبیرستان نیو آلبانی در نیو آلبانی، ایندیانا را پذیرفت و به آموزش زبان اسپانیایی، فیزیک و ریاضیات و همچنین مربیگری تیم بسکتبال پسران پرداخت. پس از یک سال آموزش متوسطه، او در مقطع کارشناسی ارشد با تسهیل توسط استاد سابق دانشگاه شیکاگو، ثبت نام کرد تا در رصدخانه یرکس این دانشگاه در رشته نجوم تحصیل کند. او دکترای خود را گرفت. در سال 1921 با پایان نامه ای با عنوان "تحقیقات عکاسی از سحابی های کم نور". در یرکس، او از تلسکوپ شکستی 40 اینچی، ساخته شده توسط جورج الری هیل در سال 1897 و یک تلسکوپ بازتابنده 26 اینچی (61 سانتی متری) ابتکاری استفاده کرد.
مطالعات دکترا
بعد از اعلان جنگ ایالات متحده به آلمان در سال 1917، هابل تکمیل دوره دکتری خود را تسریع کرد. پایان نامه ای برای تسهیل در خدمت سربازی او. هابل در ارتش ایالات متحده نام نویسی کرد و به لشکر 86 تازه تاسیس اعزام شد، جایی که در گردان دوم، هنگ 343 پیاده نظام، موقعیت داشت. او به درجه سرگرد دست یافت و در 9 ژوئیه 1918 واجد شرایط اعزام به خارج از کشور تلقی شد. لشکر 86 در خارج از کشور مستقر شد. با این حال، در جنگ شرکت نکرد، زیرا پرسنل آن متعاقباً به عنوان جایگزین به واحدهای دیگر منصوب شدند. پس از پایان جنگ جهانی اول، هابل یک سال تحصیلات تکمیلی را در دانشگاه کمبریج انجام داد و تحقیقات نجومی خود را از سر گرفت.
حرفه
در سال 1919، جورج الری هیل، بنیانگذار و مدیر رصدخانه مونت ویلسون مؤسسه کارنگی در نزدیکی پاسادنا، کالیفرنیا، یک قرار کارمند را به هابل تمدید کرد. هابل وابستگی خود به کوه ویلسون را تا زمان مرگش در سال 1953 حفظ کرد. قبل از مرگ، هابل اولین منجمی بود که از تلسکوپ انعکاسی 200 اینچی (5.1 متری) هال در رصدخانه پالومار در نزدیکی سن دیگو، کالیفرنیا استفاده کرد.
همچنین برای کارمند Armisticy در ایالات متحده به عنوان کارمند Armisticy H به عنوان یک کارمند در ایالات متحده به عنوان کارمند Armisticy H به عنوان یک کارمند بالستیکی 200 اینچی (5.1 متری) هابل بازتابی استفاده کرد. شعبه بالستیک خارجی آزمایشگاه، واقع در میدان آزمایش آبردین در مریلند، در طول جنگ جهانی دوم. در این مقام، او بر تحقیقات گسترده در بالستیک بیرونی نظارت داشت و به افزایش قدرت آتش موثر برای بمبها و پرتابهها کمک کرد. کمک های او با نوآوری های شخصی اش در ابزار دقیق بالستیک بیرونی افزایش یافت. به ویژه، او دوربین ساعت پرسرعت را توسعه داد، پیشرفتی که امکان مطالعه جامع ویژگیهای بمبها و پرتابههای کم سرعت در حین پرواز را فراهم کرد. نتایج تحقیقات او در اصلاح طراحی، عملکرد و کارایی نظامی بمبها و موشکها مؤثر بود. برای این کمکها، به او نشان Legion of Merit اعطا شد.
اکتشافات
جهان فراتر از کهکشان راه شیری گسترش می یابد
ورود ادوین هابل به رصدخانه مونت ویلسون، کالیفرنیا، در سال 1919 تقریباً با تکمیل تلسکوپ 100 اینچی (2.5 متری) هوکر، که در آن زمان بزرگترین تلسکوپ در جهان بود، مصادف شد. در طول این دوره، درک غالب کیهانشناختی فرض میکرد که جهان تنها از کهکشان راه شیری تشکیل شده است.
هابل با استفاده از تلسکوپ هوکر در کوه ویلسون، متغیرهای Cepheid را شناسایی کرد، دسته ای از شمع های استاندارد که قبلا توسط هنریتا سوان لیویت کشف شده بود. با مقایسه درخشندگی ظاهری آنها با درخشندگی ذاتی آنها، ستاره شناسان می توانند فاصله آنها را از زمین تعیین کنند. هابل قیفاووس را در چندین سحابی، به ویژه سحابی آندرومدا و سحابی مثلثی شناسایی کرد. مشاهدات او در سال 1924 به طور قطعی نشان داد که این سحابیها برای اقامت در کهکشان راه شیری بسیار دور هستند و آنها را به عنوان کهکشانهای مستقل فراتر از کهکشان ما تثبیت میکند. در نتیجه، آنها دیگر به عنوان سحابی طبقه بندی نمی شوند.
این مفهوم در ابتدا در سال 1755 با انتشار تاریخ عمومی طبیعت و نظریه آسمان اثر امانوئل کانت مطرح شد. فرضیه هابل با مقاومت قابل توجهی از سوی نهادهای نجومی معاصر، به ویژه از جانب هارلو شپلی، که وابسته به دانشگاه هاروارد بود، مواجه شد. با وجود این مخالفت، هابل که در آن زمان سی و پنج سال داشت، برای اولین بار یافته های خود را در نیویورک تایمز در 23 نوامبر، 1924 منتشر کرد و متعاقباً آنها را به جامعه نجومی گسترده تر در انجمن نجوم آمریکا ارائه کرد. کهکشان آندرومدا در یک مجله علمی معتبر تا سال 1929 رخ نداد.
یافتههای هابل عمیقاً درک علمی غالب از جهان را تغییر داد. طرفداران ادعا می کنند که شناسایی سحابی های خارج از کهکشانی توسط هابل، چارچوبی اساسی برای تحقیقات نجومی بعدی ایجاد کرد. علیرغم تردید اولیه برخی از همکاران برجسته، هابل به انتشار یافته های خود ادامه داد. این تحقیق منتشر شده جایزه انجمن آمریکایی و جایزه پولی پانصد دلاری را از برتون ای. لیوینگستون، نماینده کمیته جوایز، برای او به ارمغان آورد.
هابل همچنین سیستم غالب طبقه بندی کهکشانی را توسعه داد و آنها را بر اساس ویژگی های مورفولوژیکی مشاهده شده در تصاویر عکاسی طبقه بندی کرد. این دستههای کهکشانی متمایز به شکلی سازماندهی شدند که اکنون به عنوان دنباله هابل شناخته میشود.
رابطه Redshift-Distance
هابل متعاقباً فاصله 24 سحابی برون کهکشانی را با استفاده از روشهای متنوع محاسبه کرد. در سال 1929، او همبستگی بین این فواصل و سرعت های شعاعی آنها را که از جابجایی های قرمز مشاهده شده به دست آمده بود، بررسی کرد. در حالی که تخمین فاصله او اکنون با ضریب تقریباً هفت دستکمگرفته میشود، عمدتاً به دلیل مسائلی مانند شناسایی نادرست ابرهای گازی درخشان به عنوان ستاره یا ناتوانی در تمایز بین انواع مختلف متغیرهای قیفاووسی، اندازهگیریهای او رابطه متناسب با فواصل واقعی را حفظ کردند. هابل با ادغام داده های فاصله خود با اندازه گیری های انتقال به سرخ کهکشانی که توسط وستو اسلیفر و دستیارش میلتون ال. هوماسون به دست آمده بود، یک رابطه تقریبا خطی بین فواصل کهکشانی و سرعت شعاعی آنها (تعدیل شده برای حرکت خورشیدی) شناسایی کرد، یافته ای که متعاقباً قانون هابل نامیده شد. با فاصله آنها به این ترتیب، تجزیه و تحلیل هابل از 46 کهکشان، مقدار ثابت هابل 500 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپیکسل را به دست آورد. این رقم به طور قابل توجهی از مقادیر پذیرفته شده معاصر، مانند 74 km/s/Mpc (برگرفته از روش نردبان فاصله کیهانی) یا 68 km/s/Mpc (به دست آمده از طریق روش CMB) فراتر میرود، اختلافی که به عدم دقت در کالیبراسیون فاصله اولیه او نسبت داده میشود.
بهرغم این یافتهها، بهرغم این یافتهها، بهرغم این یافتهها، بهخاطر این یافتهها، هنوز بهخوبی وجود دارد. ژرژ لماتر، با تکیه بر معادلات نسبیت عام انیشتین، به طور نظری رابطه انتقال به سرخ-فاصله را پیشبینی کرد و متعاقباً شواهد مشاهداتی را منتشر کرد که دو سال قبل از قانون هابل بود. اگرچه لماتر از اصطلاحاتی مانند «سرعت» در انتشارات خود و «سرعت های شعاعی ظاهری» در مقدمه آن استفاده کرد، اما بعداً در مورد تفسیر آنها به عنوان سرعت واقعی اظهار نظر کرد. در سال 1931، او دیدگاه خود را در مورد پیامدهای نظری همبستگی انتقال به سرخ فاصله در نامه ای به کیهان شناس هلندی ویلم دی سیتر بیان کرد:
"من و آقای هوماسون عمیقاً از قدردانی شما از مقالات در مورد سرعت ها و فواصل سحابی ها آگاه هستیم. ما از اصطلاح سرعت "ظاهری" برای تأکید بر ویژگی های تجربی همبستگی استفاده می کنیم. ما احساس می کنیم که تفسیر باید به شما واگذار شود که افراد کمی صلاحیت دارند. اقتدار."
در حال حاضر، این "سرعت های ظاهری" عموماً به عنوان افزایش فاصله مناسب ناشی از انبساط جهان شناخته می شوند. انتشار نور از طریق یک متریک در حال گسترش، تحت یک انتقال قرمز نوع هابل قرار می گیرد، فرآیندی متمایز از اثر داپلر. با این وجود، برای کهکشانهای نزدیک، این دو مکانیسم را میتوان توصیفهایی معادل در نظر گرفت که با یک تبدیل مختصات به هم مرتبط شدهاند.
در طول دهه 1930، هابل تلاشهایی را برای تعیین توزیع کهکشانها و انحنای فضایی کیهان اختصاص داد. دادههای جمعآوریشده او در ابتدا یک جهان مسطح و همگن را پیشنهاد میکردند، با این حال، انحراف از صافی در جابجاییهای قرمز قابل توجهی آشکار شد. آلن سندیج خاطرنشان کرد:
"هابل معتقد بود که اگر تصحیح انتقال قرمز با فرض عدم رکود انجام شود، دادههای شمارش او نتیجه معقولتری در مورد انحنای فضایی به دست میدهد. او تا پایان نوشتههایش این موضع را حفظ کرد و از مدلی حمایت کرد (یا حداقل باز نگه داشت) مدلی را که در آن هیچ بسط واقعی وجود ندارد و به همین دلیل بازنشانی وجود ندارد. اصل طبیعت."
نقصهای روششناختی در تکنیک بررسی هابل به انحراف مشاهدهشده از صافی در جابجاییهای قرمز زیاد کمک کرد. به طور خاص، رویکرد او در توضیح تغییرات در درخشندگی کهکشانی ناشی از تکامل کهکشان شکست خورد. پیش از این، در سال 1917، نظریه نسبیت عام نوپای آلبرت انیشتین پیشنهاد کرده بود که جهان یا باید منبسط شود یا منقبض شود. انیشتین که تمایلی به پذیرش این مفهوم معادلات خود نداشت، برای دور زدن این «مشکل» درک شده، یک ثابت کیهانشناختی - یک «عامل فاج» - را وارد کرد. انیشتین با اطلاع از مشاهدات انتقال به سرخ هابل، به سرعت صحت انبساط پیشبینیشده توسط نسبیت عام را تشخیص داد و بعداً اظهار داشت که تغییر معادلات او «بزرگترین اشتباه زندگی [او] را تشکیل میدهد». در سال 1931 او "
ادوین هابل همچنین سیارک 1373 سینسیناتی را در 30 آگوست 1935 شناسایی کرد. در سال 1936، او دو اثر مهم را نوشت، رویکرد رصدی کیهانشناسی و قلمرو سحابیها، که روششناسی و روششناسی برونشناسی تاریخی او را در مورد روششناسی تاریخی توضیح داد. میدانی.
در طول دسامبر 1941، هابل به انجمن پیشرفت علم آمریکا اطلاع داد که یک مطالعه رصدی شش ساله که با تلسکوپ کوه ویلسون انجام شد، داده های مغایر با نظریه جهان در حال انبساط را به دست آورد. یک گزارش لس آنجلس تایمز در مورد اظهارات هابل به نقل از او اظهار داشت: "سحابی ها نمی توانند به طور یکنواخت توزیع شوند، همانطور که تلسکوپ نشان می دهد که هستند، و همچنان با ایده انفجار مطابقت دارند. به گفته او، توضیحاتی که سعی میکنند از آنچه تلسکوپ بزرگ میبیند دور بزنند، با شکست مواجه میشوند. برای مثال، انفجار باید مدتها پس از ایجاد زمین، و احتمالاً حتی پس از ظهور اولین حیات در اینجا، شروع میشد." این دیدگاه تحت تأثیر محاسبه ثابت هابل بود، که میتوانست انفجار بزرگ را تقریباً دو میلیارد سال در گذشته نشان دهد.
زندگی شخصی
در 26 فوریه 1924، هابل با گریس لیلیان (برک) لیب (1889-1980) که دختر جان پاتریک و لوئلا (کپفورد) برک بود، ازدواج کرد.
اگرچه هابل در سنت مسیحی پروتستان بزرگ شد، برخی اعلامیه های بعدی نشان دهنده درجه ای از عدم وجود مذهبی است.
سلامت و مرگ
در ژوئیه 1949، هابل هنگام تعطیلات خود در کلرادو دچار سکته قلبی شد. همسرش مراقبت های لازم را انجام داد و او متعاقباً به رژیم غذایی و رژیم کاری تنظیم شده پایبند بود. در 28 سپتامبر 1953، در سن مارینو، کالیفرنیا، به ترومبوز مغزی، لخته خون در مغزش تسلیم شد. مراسم تشییع جنازه برگزار نشد، و همسرش ترجیح داد محل استراحت نهایی او را فاش نکند.
اکثریت مواد آرشیوی هابل، از جمله مکاتبات، عکسها، دفترچههای یادداشت، مشاهده دفترچههای ثبت و سایر اسناد، در کتابخانه هانتینگتون در سن مارینو، کالیفرنیا نگهداری میشود. این مواد توسط همسرش، گریس برک هابل، پس از مرگ او در سال 1980 به ارث گذاشته شد.
جنجال
ادعاهای مربوط به اولویت Lemaître
در سال 2011، مجله علمی Nature ادعاهایی را منتشر کرد که حاکی از دخالت احتمالی هابل در حذف بخشهای حیاتی از ترجمه انگلیسی مقاله لمایر در سال 1927 در سال 1931 بود. این مقاله اصلی آنچه را که متعاقباً به عنوان قانون هابل شناخته شد، بیان کرده و شواهد تجربی ارائه کرده است. مورخانی که در مقاله به آنها اشاره شده است در مورد اینکه آیا این ویرایش ها تلاشی عمدی برای تأمین اولویت هابل است یا خیر ابراز تردید کردند. با این وجود، سیدنی ون دن برگ، ستاره شناس رصدی، بعداً تحقیقاتی را منتشر کرد که نشان داد، حتی اگر توسط مترجم اجرا شود، این حذفیات ممکن است عمدی بوده باشند.
در نوامبر 2011، ستاره شناس ماریو لیویو در Nature اعلام کرد که نامه ای را در Lemaître کشف کرده است. گزارش شده است که Lemaître در انتشار مجدد یافتههای علمی که هابل قبلاً در سال 1929 ارائه کرده بود هیچ فایدهای نداشت.
حمایت از جایزه نوبل
در طول عمر هابل، جایزه نوبل فیزیک شامل تحقیقات نجومی نمی شد. هابل بخش قابل توجهی از حرفه بعدی خود را به حمایت از طبقه بندی مجدد نجوم به عنوان یک رشته فرعی از فیزیک، به جای یک رشته علمی متمایز اختصاص داد. انگیزه اصلی او این بود که اخترشناسان، از جمله خودش، به دلیل پیشرفت هایشان در اخترفیزیک، از کمیته نوبل به رسمیت شناخته شود. این تلاش در زمان حیات او به نتیجه نرسید. با این حال، اندکی پس از درگذشت او، کمیته جایزه نوبل تعیین کرد که مشارکت های نجومی واجد شرایط دریافت جایزه فیزیک خواهند بود. با این وجود، جوایز نوبل پس از مرگ اعطا نمی شوند.
افتخارات
جوایز
- جایزه نیوکمب کلیولند (1924)؛
- مدال بروس (1938)؛
- مدال فرانکلین (1939)؛
- مدال طلای انجمن سلطنتی نجوم (1940)؛
- Legion of Merit برای مشارکت استثنایی در تحقیقات بالستیک (1946).
تمایزها
- عضو منتخب آکادمی ملی علوم ایالات متحده (1927)؛
- عضو منتخب انجمن فلسفی آمریکا (1929).
نام
- سیارک 2069 هابل؛
- دهانه ماه هابل؛
- تلسکوپ فضایی هابل در حال گردش؛
- سیارهنمای ادوین پی هابل، واقع در دبیرستان ادوارد آر. مارو در بروکلین، نیویورک؛
- بزرگراه ادوین هابل، که بخشی از بین ایالتی 44 را مشخص می کند که از زادگاهش مارشفیلد، میسوری عبور می کند؛
- مدرسه راهنمایی هابل، یک موسسه آموزشی دولتی در ویتون، ایلینوی، که او از سن یازده سالگی به بعد در آنجا اقامت داشته است.
تمبر پستی
در 6 مارس 2008، خدمات پستی ایالات متحده یک تمبر 41 سنتی برای بزرگداشت هابل به عنوان بخشی از برگه "دانشمندان آمریکایی" منتشر کرد که توسط هنرمند ویکتور استابین طراحی شده بود. در نقل قول همراه آمده است:
اخترشناس ادوین هابل (1889-1953) که اغلب به عنوان "پیشگام ستارگان دوردست" شناخته می شود، در روشن کردن طبیعت عظیم و پیچیده جهان نقش مهمی داشت. تحقیقات دقیق او در مورد سحابی های مارپیچی به طور قطعی وجود کهکشان هایی را فراتر از کهکشان راه شیری نشان داد. حدس زده می شود که اگر او در سال 1953 به طور غیرمنتظره از دنیا نمی رفت، هابل در آن سال جایزه نوبل فیزیک را دریافت می کرد.
(ادعا در مورد برنده شدن بالقوه او برنده جایزه نوبل در سال 1953، علیرغم نامزدی او برای این جایزه در آن سال، احتمالاً نادرست است.)
از دیگر دانشمندان برجسته که در برگه تمبر "دانشمندان آمریکایی" حضور دارند میتوان به بیوشیمیدان گرتی کوری، شیمیدان لینوس پاولینگ و فیزیکدان
جان باردن اشاره کرد.تشخیص های قابل توجه اضافی
- در سال 1934، او سخنرانی هالی را در دانشگاه آکسفورد ایراد کرد.
- در سال 2003 وارد تالار مشهور میسوری شد.
- در مجموعه تمبرهای ایالات متحده در سال 2008 "دانشمندان آمریکایی" به ارزش 0.41 دلار به نمایش درآمد.
- در سال 2017 وارد تالار مشاهیر بسکتبال ایندیانا شد.
تصویرهای فرهنگی
تولید تئاتر تولد آفرینش، نویسنده فیزیکدان کرنل، حسن پادامسی، روایت زندگی نامه هابل را شرح می دهد.
مراجع
مراجع
Bartusiak، Marcia. روزی که جهان را پیدا کردیم. نیویورک: پانتئون، 2009.
- بارتوسیاک، مارسیا. روزی که جهان را پیدا کردیم. نیویورک: پانتئون، 2009.
- کریستیانسون، گیل. ادوین هابل: دریانورد سحابی ها. Farrar Straus & Giroux (نیویورک، اوت 1995).
- هابل، E. P. رویکرد مشاهدهای به کیهانشناسی. آکسفورد، 1937.
- هابل، ادوین پاول (1982) [1936]. قلمرو سحابی ها. سخنرانی های یادبود خانم هپسا الی سیلیمن، 25. نیوهیون، کانکتیکات: انتشارات دانشگاه ییل. ISBN 9780300025002. OCLC 611263346.هابل، ادوین (1929). "رابطه بین فاصله و سرعت شعاعی در میان سحابی های فرا کهکشانی." PNAS. 15 (3): 168–173. Bibcode:1929PNAS...15..168H. doi:10.1073/pnas.15.3.168. PMC 522427. PMID 16577160.
- استربروک، دونالد ای.، جوئل آ. گوین، و رونالد اس. براشیر (ژوئیه 1993). "ادوین هابل و جهان در حال گسترش." علمی آمریکایی. 269 (1): 84–89. Bibcode:1993SciAm.269a..84O. doi:10.1038/scientificamerican0793-84. نمایه
- زمان
- بیوگرافی ادوین هابل – نوشته آلن سندیج
- بیوگرافی هابل انجمن فیزیک آمریکا در 5 ژوئیه 2008 در ماشین Wayback بایگانی شد
- ادوین هابل - مسئله جهان در حال انبساط، 1942
- استربروک، دونالد ای.، جوئل آ. گوین، و رونالد اس. براشیر (ژوئیه 1993). "ادوین هابل و جهان در حال گسترش." علمی آمریکایی. 269 (1): 84–89. Bibcode:1993SciAm.269a..84O. doi:10.1038/scientificamerican0793-84. نمایه