TORIma Academy Logo TORIma Academy
Erwin Schrödinger
دانش

Erwin Schrödinger

TORIma آکادمی — فیزیکدان

Erwin Schrödinger

Erwin Schrödinger

اروین رودولف یوزف الکساندر شرودینگر (SHROH -ding-er؛ آلمانی: [ˈʃʁøːdɪŋɐ]؛ 12 اوت 1887 - 4 ژانویه 1961)، گاهی اوقات به عنوان شرودینگر یا ...

اروین رودولف یوزف الکساندر شرودینگر (SHROH-ding-er؛ آلمانی: [ˈʃʁøːdɪŋɐ]؛ 12 اوت 1887 - 4 ژانویه 1961)، که گهگاه به عنوان Schroedinger-physicist، Schroedinger-Ishoretist یا Schroedinger-Isherediist نوشته می شود. به دلیل مشارکت های اساسی خود در نظریه کوانتومی مشهور است. شایان ذکر است، او با فرمول‌بندی معادله شرودینگر، که امکان محاسبه تابع موج یک سیستم و تکامل زمانی آن را فراهم می‌کند، اعتبار دارد. او در سال 1935 مفهوم «درهم تنیدگی کوانتومی» را مطرح کرد. شرودینگر یکی از دریافت کنندگان جایزه نوبل فیزیک در سال 1933 بود که به طور مشترک با پل دیراک "برای کشف اشکال مولد جدید نظریه اتمی" اعطا شد.

اروین رودولف یوزف الکساندر شرودینگر ( SHROH-ding-er؛ آلمانی: [ːɪʃs] اوت 1887 - 4 ژانویه 1961)، که گاهی اوقات به عنوان شرودینگر یا شرودینگر نوشته می شود، یک فیزیکدان نظری اتریشی-ایرلندی بود که نتایج اساسی در نظریه کوانتومی ایجاد کرد. به طور خاص، او برای ابداع معادله شرودینگر شناخته شده است، معادله ای که راهی برای محاسبه تابع موج یک سیستم و نحوه تغییر آن به صورت پویا در زمان ارائه می دهد. او اصطلاح "درهم تنیدگی کوانتومی" را در سال 1935 ابداع کرد. شرودینگر در سال 1933 جایزه نوبل فیزیک را با پل دیراک "برای کشف اشکال مولد جدید نظریه اتمی" به اشتراک گذاشت.

علاوه بر این، شرودینگر تالیفات متعددی در زمینه های مختلف فیزیکالکتریک، مکانیک آماری، مکانیک آماری، مکانیک و دینامیک فیزیکالکتریک نوشت. فیزیک، نظریه رنگ، الکترودینامیک، نسبیت عام، و کیهان شناسی؛ او همچنین تلاش های متعددی را برای تدوین یک نظریه میدان یکپارچه انجام داد. شرودینگر در کار مهم خود، زندگی چیست؟، چالش های ژنتیکی را بررسی کرد و پدیده زندگی را از طریق دریچه فیزیکی بررسی کرد. او همچنین به ابعاد فلسفی علم، سنت‌های فلسفی کهن و شرقی، اخلاق و اندیشه دینی توجه زیادی داشت. نوشته های او همچنین فلسفه و زیست شناسی نظری را در بر می گرفت. در فرهنگ عامه، او بیشتر برای «گربه شرودینگر»، یک آزمایش فکری قابل توجه شناخته می شود. او در کنار دیراک، رتبه هشتم را در نظرسنجی دنیای فیزیک که تأثیرگذارترین فیزیکدانان در طول تاریخ را رتبه‌بندی می‌کرد، کسب کرد.

در زندگی شخصی‌اش، شرودینگر با همسر و معشوقه‌اش خانواده‌ای داشت، وضعیتی که به طور بالقوه به خروج او از سمتش در آکسفورد کمک کرد. پس از آن، او تا سال 1938 در گراتس، اتریش، سمتی داشت، زمانی که الحاق نازی ها باعث فرار او شد. او در نهایت یک قرار بلندمدت در دوبلین، ایرلند گرفت و تا زمان بازنشستگی در سال 1955 در آنجا اقامت داشت. در سال 1956 به عنوان استاد ممتاز به وین بازگشت و در سال 1961 از بیماری سل درگذشت. اتهامات سوء استفاده جنسی شامل چندین خردسال در سال 1998 ظاهر شد.

8

زندگی اولیه و پیشینه تحصیلی

اروین رودولف یوزف الکساندر شرودینگر متولد 12 اوت 1887 در وین، تنها فرزند رودولف شرودینگر، گیاه شناس، و جورجین امیلیا برندا بائر، که پدرش استاد شیمی دانشگاه TU Wien بود، بود. مادرش دارای میراث اتریشی و انگلیسی بود. پدرش به مذهب کاتولیک پایبند بود، در حالی که مادرش لوتری بود. شرودینگر علیرغم اینکه خود را ملحد می دانست، علاقه عمیقی به ادیان شرقی و پانتئیسم نشان داد و نمادگرایی مذهبی را در نتایج علمی خود گنجاند. او تلاش های علمی خود را به عنوان مسیری فکری به سوی درک الوهیت می دانست.

شرودینگر در خارج از مدرسه رسمی در زبان انگلیسی مهارت کسب کرد که به ملیت بریتانیایی مادربزرگ مادری اش نسبت داده می شد. بین سال‌های 1906 و 1910، او تحصیلات خود را در دانشگاه وین زیر نظر فرانتس اس. اکسنر و فردریش هاسنورل دنبال کرد. مدرک دکترای او در سال 1910 تحت نظارت Hasenöhrl اعطا شد. علاوه بر این، او در کنار کارل ویلهلم فردریش "فریتز" کولراوش به تحقیقات تجربی پرداخت. سال بعد، او به عنوان دستیار زیر نظر اکسنر مشغول به کار شد و دوره هشیاری خود را (venia legendi) در سال 1914 به پایان رساند.

حرفه حرفه ای

بین سال‌های 1914 و 1918، شرودینگر به‌عنوان افسر مأمور در توپخانه قلعه اتریش خدمت کرد و در وظایف زمان جنگ در مکان‌هایی مانند گوریزیا، دوینو، سیستیانا، پروسککو و وین شرکت کرد. در سال 1920، او یک دستیاری را با ماکس وین در دانشگاه ینا آغاز کرد و متعاقباً در سپتامبر همان سال به رتبه ausserordentlicher پروفسور (دانشیار) در دانشگاه اشتوتگارت دست یافت. سال بعد، او به عنوان پروفسور ordentlicher (استاد کامل) در دانشگاه برسلاو منصوب شد.

شرودینگر در سال 1921 به دانشگاه زوریخ نقل مکان کرد. در سال 1927، او جانشین ماکس پلانک در دانشگاه برلین شد. مخالفت شدید او با یهودی ستیزی نازی ها باعث خروج او از آلمان در سال 1933 شد. متعاقباً، او به عضویت دانشگاه ماگدالن در آکسفورد درآمد. مدت کوتاهی پس از ورود، او جایزه نوبل فیزیک را به طور مشترک با پل دیراک دریافت کرد. با این حال، دوران تصدی او در آکسفورد مشکل ساز شد، زیرا ترتیبات غیرمتعارف خانگی او، شامل محل زندگی مشترک با دو زن، از نظر اجتماعی پذیرفته نشد. در سال 1934، او در دانشگاه پرینستون سخنرانی کرد و پیشنهادی برای یک موقعیت دائمی دریافت کرد که در نهایت آن را رد کرد. این تصمیم ممکن است تحت تأثیر تمایل او برای ایجاد یک خانواده با همسر و معشوقه‌اش باشد. اگرچه او چشم‌اندازی برای سمتی در دانشگاه ادینبورگ داشت، اما تاخیر در صدور ویزا باعث شد تا در سال 1936 پستی را در دانشگاه گراتس بپذیرد. او همچنین قبلاً پیشنهادی را برای سمت کرسی در دپارتمان فیزیک دانشگاه الله‌آباد هند پذیرفته بود.

در میان این عدم قطعیت‌های حرفه‌ای، آلبرت و عدم قطعیت‌های حرفه‌ای در سال 1955. شرودینگر آزمایش فکری "گربه شرودینگر" را مفهوم سازی کرد. به دنبال Anschluss (الحاق آلمان به اتریش) در سال 1938، شرودینگر به دلیل خروج از آلمان در سال 1933 و مخالفت مشهورش با نازیسم، در گراتس با مشکلاتی مواجه شد. او متعاقباً با صدور بیانیه‌ای مخالفت خود را پس گرفت، تصمیمی که بعداً از آن پشیمان شد و به انیشتین اعتماد کرد: "من می‌خواستم آزاد بمانم - و نمی‌توانستم بدون دوگانگی بزرگ این کار را انجام دهم." با این وجود، این عقب نشینی به طور کامل رژیم جدید را راضی نکرد و در نتیجه دانشگاه گراتس او را به دلیل «عدم اعتماد سیاسی» از سمت خود برکنار کرد. او که مورد آزار و اذیت قرار گرفت و از خروج از کشور منع شد، در نهایت به همراه همسرش به ایتالیا گریخت. متعاقبا، او قرار ملاقات هایی را در دانشگاه های آکسفورد و گنت برگزار کرد.

دوبلین

در سال 1939، Éamon de Valera، Taoiseach ایرلند، از شرودینگر دعوت شخصی کرد تا در دوبلین اقامت کند. سال بعد، او مدیر دانشکده فیزیک نظری در مؤسسه تازه تاسیس دوبلین برای مطالعات پیشرفته شد، این سمت را تا زمان بازنشستگی خود در سال 1955 حفظ کرد. لوح های یادبودی از آن زمان در خانه کلونترف و محل کار او در میدان مریون نصب شده است.

شرودینگر اظهار داشت که به عنوان یک اتریشی، ارتباط مشخصی با ایرلند داشت. در اکتبر 1940، در طی مصاحبه ای با نویسنده ای از Irish Press، او میراث سلتی اتریشی ها را مورد بحث قرار داد و اظهار داشت: "من معتقدم ارتباط عمیق تری بین ما اتریشی ها و سلت ها وجود دارد. گفته می شود نام مکان هایی در آلپ اتریش منشأ سلتیکی دارند." او در سال 1948 تابعیت ایرلندی را به دست آورد و به طور همزمان تابعیت اتریشی خود را حفظ کرد. او متعاقباً حدود پنجاه مقاله اضافی در مورد موضوعات مختلف، به ویژه تحقیقات خود در مورد نظریه میدان یکپارچه منتشر کرد. در سال 1943، شرودینگر مجموعه ای از سه سخنرانی مهم را در کالج ترینیتی دوبلین ایراد کرد که همچنان تأثیر قابل توجهی در دانشگاه دارد. این مجموعه سخنرانی، کنفرانس‌های سالانه‌ای را به نام او آغاز کرد و پس از آن چندین ساختمان کالج به افتخار او نامگذاری شدند.

در سال 1944، شرودینگر زندگی چیست؟ را تالیف کرد، اثری که به بررسی نگنتروپی و مفهوم یک مولکول پیچیده حاوی کد ژنتیکی موجودات زنده می‌پردازد. خاطرات جیمز دی واتسون، DNA، راز زندگی، نشان می‌دهد که کتاب شرودینگر الهام‌بخش تحقیقات واتسون در مورد این ژن بود، که در نهایت با کشف ساختار مارپیچ دوگانه DNA در سال 1953 به اوج خود رسید. به همین ترتیب، فرانسیس کریک در کار زندگی‌نامه‌ای خود What Mad Pursuit تأثیر فرضیه‌های شرودینگر در مورد ذخیره‌سازی مولکولی اطلاعات ژنتیکی را به تفصیل شرح داد. دست نوشته ای با عنوان «قطعه ای از گفتگوی منتشرنشده گالیله» که مربوط به این دوره است، در مدرسه شبانه روزی بیمارستان کینگز در دوبلین دوباره کشف شد. برای نسخه کت آبی مدرسه در سال 1955 که مصادف با سال آخر شرودینگر در دوبلین بود.

زندگی بعدی و مرگ

در سال 1956، پس از خنثی سازی اتریش در سال 1955، شرودینگر به وین بازگشت و به عنوان استاد ممتاز در دانشگاه وین مشغول به کار شد. در طول یک سخنرانی قابل توجه در کنفرانس قدرت جهانی، او به دلیل شک و تردید خود از بحث در مورد انرژی هسته ای خودداری کرد و در عوض ترجیح داد یک گفتمان فلسفی ارائه دهد. در این دوره، او از تفسیر مکانیکی کوانتومی رایج در مورد دوگانگی موج-ذره فاصله گرفت و صرفاً از مفهوم موج حمایت کرد، که بحث‌های آکادمیک قابل توجهی را ایجاد کرد.

شرودینگر به بیماری سل مبتلا شد و نیاز به اقامت چندگانه در یک آسایشگاه در آروسا 20، سوئیس را داشت. در همین دوره بود که او معادله موج منی خود را فرموله کرد. او در 4 ژانویه 1961 در وین در سن 73 سالگی به بیماری سل تسلیم شد. علیرغم اینکه کاتولیک نبود، در قبرستان کاتولیک در آلپباخ به خاک سپرده شد، تصمیمی که پس از اطلاع کشیش رسمی از عضویت شرودینگر در آکادمی علوم پاپی گرفته شد.

تحقیق و علایق

شرودینگر در طول کار اولیه خود، آزمایشاتی را در زمینه مهندسی برق، الکتریسیته اتمسفر، و رادیواکتیویته جو انجام داد و اغلب با مربی سابق خود، فرانتس اکسنر، همکاری می کرد. مطالعات او همچنین شامل نظریه ارتعاش، نظریه حرکت براونی و آمار ریاضی بود. در سال 1912، به دعوت ویراستاران راهنمای الکتریسیته و مغناطیس، او مقاله ای با عنوان دی الکتریک نوشت. به طور همزمان، او یک برآورد نظری از توزیع احتمالی ارتفاعی مواد رادیواکتیو، یک عامل مهم برای روشن کردن رادیواکتیویته جوی مشاهده شده، ارائه کرد. در آگوست 1913، او چندین آزمایش را در Zeehame انجام داد که هم پیش‌بینی‌های نظری او و هم پیش‌بینی‌های ویکتور هس را تأیید کرد. این مجموعه کار، جایزه هایتینگر را از آکادمی علوم اتریش در سال 1920 به ارمغان آورد.

تحقیقات تجربی اضافی که توسط محقق نوپا در سال 1914 انجام شد، شامل تأیید فرمول‌های فشار مویرگی درون حباب‌های گاز و بررسی ویژگی‌های تابش بتای نرم ناشی از برخورد پرتوهای گاما فلزی بود. این تحقیق اخیر با همکاری همکار او، فریتز کولراوش انجام شد. در سال 1919، او کار تجربی خود را با مطالعه ای در مورد نور منسجم به پایان رساند و پس از آن تلاش های خود را عمدتاً به تحقیقات نظری اختصاص داد.

مکانیک کوانتومی

نظریه کوانتومی جدید

شرودینگر در مرحله اولیه کار خود با اصول نظریه کوانتومی قدیمی آشنا شد، چارچوبی که از طریق مشارکت انیشتین، ماکس پلانک، نیلز بور، آرنولد سامرفلد و دیگر فیزیکدانان برجسته ایجاد شد. در حالی که این درک به درگیری او با برخی از مسائل فیزیک نظری کمک کرد، دانشمند اتریشی در آن مقطع، تمایلی به کنار گذاشتن روش‌شناسی مرسوم فیزیک کلاسیک نداشت.

انتشارات اولیه شرودینگر در مورد نظریه اتمی و نظریه طیفی در اوایل دهه 1920 و پس از تعاملات شخصی او با سامرفلد و ولفگانگ پائولی و نقل مکان او به آلمان آغاز شد. در ژانویه 1921، شرودینگر مقاله افتتاحیه خود را در مورد این موضوع تکمیل کرد، که چارچوب کوانتیزاسیون بور-سامرفلد را در مورد برهمکنش های الکترون و ویژگی های خاص طیف های فلز قلیایی بررسی می کرد. او به ویژه به ادغام ملاحظات نسبیتی در نظریه کوانتوم علاقه داشت. در پاییز 1922، او با استفاده از روش‌هایی که توسط همکارش هرمان ویل پیشگام بود، مدارهای الکترون را در داخل یک اتم تجزیه و تحلیل هندسی کرد. این تحقیق، نشان دادن ارتباط مدارهای کوانتومی با خواص هندسی خاص، نشان دهنده پیشرفت قابل توجهی در پیش بینی جنبه های مکانیک موج است. در اوایل همان سال، او معادله شرودینگر را برای اثر داپلر نسبیتی در خطوط طیفی ایجاد کرد و آن را بر اساس فرضیه کوانتوم‌های نور و اصول انرژی و تکانه پایه‌گذاری کرد. شرودینگر که توسط معلمش اگزنر در مورد ماهیت آماری قوانین حفاظت جذب شده بود، با اشتیاق نظریه BKS را که توسط بور، هانس کرامرز و جان سی اسلیتر پیشنهاد شده بود، پذیرفت. این نظریه احتمال نقض این قوانین را در فرآیندهای اتمی منفرد، مانند انتشار تشعشعات، مطرح کرد. علیرغم اینکه آزمایش تصادفی Bothe-Geiger متعاقباً این فرض را به چالش کشید، مفهوم انرژی به عنوان یک مفهوم آماری همچنان برای شرودینگر جذابیت داشت، که او در گزارش‌ها و نشریات مختلف به بررسی آن پرداخت.

مکانیک موج

در ژانویه سال 1926، شرودینگر معادله شرودینگر را معرفی کرد و مقاله اصلی خود را با عنوان "Quantisierung als Eigenwertproblem" (Quantization as an Eigenvalue Phone Problem) منتشر کرد. مبانی مکانیک موجی این انتشار اولیه مشتقاتی از معادله موج را برای سیستم‌های مستقل از زمان ارائه می‌کند، که ظرفیت آن را برای تولید مقادیر ویژه انرژی برای اتم‌های هیدروژن مانند نشان می‌دهد. این اثر که به طور گسترده به عنوان یک دستاورد علمی محوری در قرن بیستم مورد تحسین قرار گرفت، مکانیک کوانتومی را عمیقاً متحول کرد و تأثیر قابل توجهی بر فیزیک و شیمی گذاشت. متعاقباً، مقاله دومی که تنها چهار هفته بعد ارسال شد، به چالش‌های نوسانگر هارمونیک کوانتومی، روتور صلب و مولکول دواتمی پرداخت و مشتق جایگزینی از معادله شرودینگر را ارائه کرد. قسمت سوم، که در ماه مه منتشر شد، معادل مفهومی روش‌شناسی شرودینگر و مکانیک ماتریسی ورنر هایزنبرگ را ایجاد کرد، و به طور همزمان درمان اثر استارک را شرح داد. مقاله چهارم در این مجموعه روش‌هایی را برای تجزیه و تحلیل سیستم‌های وابسته به زمان، مانند مواردی که در پدیده‌های پراکندگی با آن مواجه می‌شوند، توضیح می‌دهد. در این مقاله پایانی، شرودینگر یک راه حل پیچیده برای معادله موج معرفی کرد، در نتیجه ضرورت معادلات دیفرانسیل مرتبه چهارم و ششم را دور زد، و در نهایت ترتیب معادله را به یک ساده کرد.

در سال 1935، شرودینگر مفهوم E را با استفاده از یک کاغذ کوانتومی از طریق یک کاغذ کوانتومی از طریق aminsteang عمومی توسعه داد. بوریس پودولسکی و ناتان روزن، که آزمایش فکری را معرفی کرده بودند، اکنون به عنوان پارادوکس EPR شناخته می شود. او این پدیده کوانتومی را به عنوان "پدیده ای که کل انحراف آن از خطوط فکری کلاسیک را تحمیل می کند" توصیف کرد و واگرایی بنیادی آن را با فیزیک سنتی برجسته کرد. شرودینگر علیرغم مشارکت های بنیادین خود، ناراحتی قابل توجهی را با مفاهیم گسترده تر نظریه کوانتومی ابراز کرد، و اغلب از کار خود به عنوان «مکانیک موج» به جای «مکانیک کوانتومی» فراگیرتر یاد می کرد. در رابطه با تفسیر احتمالی مکانیک کوانتومی، او به قول معروف گفت: "من آن را دوست ندارم و متاسفم که تا به حال با آن کاری داشتم." شرودینگر برای نقد دیدگاه‌های بور و هایزنبرگ در مورد مکانیک کوانتومی، آزمایش فکری معروفی را ابداع کرد که به پارادوکس گربه شرودینگر معروف است. گزارش شده است که او ناامیدی خود را به دانشجویان ابراز کرد و ابراز تاسف کرد که "اکنون فیزیکدانان لعنتی گوتینگن از مکانیک امواج زیبای من برای محاسبه عناصر ماتریس نامطلوب خود استفاده می کنند.."

نظریه میدان یکپارچه

شرودینگر متعاقب کمک های پیشگامانه خود در مکانیک کوانتومی، تحقیقات قابل توجهی را به توسعه یک نظریه میدان یکپارچه اختصاص داد. این تلاش با هدف ادغام گرانش، الکترومغناطیس و نیروهای هسته ای در ساختار بنیادی نسبیت عام انجام شد، کاری که او از طریق مکاتبات گسترده با آلبرت انیشتین انجام داد. در سال 1947، او در خلال سخنرانی در آکادمی سلطنتی ایرلند، یافته ای به نام «نظریه میدان افین» ارائه کرد. با این حال، انیشتین این اعلامیه را "مقدمه ای" تلقی کرد و در نهایت به نظریه یکپارچه پیش بینی شده منتهی نشد. به دنبال تلاش ناموفق برای اتحاد، شرودینگر این خط تحقیقاتی را متوقف کرد و تمرکز خود را به موضوعات جایگزین معطوف کرد. همچنین گزارش شده است که شرودینگر در طول باقی مانده زندگی حرفه ای خود با فیزیکدانان برجسته همکاری بیشتری انجام نداد.

تحقیق درک رنگ

شرودینگر علاقه عمیقی به روانشناسی داشت، به ویژه بر درک رنگ و رنگ سنجی (آلمانی: Farbenmetrik). او چندین سال را به بررسی این موضوعات اختصاص داد و در نتیجه مقالات متعددی در این حوزه منتشر شد:

مشارکت‌های شرودینگر در روان‌شناسی ادراک رنگ‌ها با کارهای بنیادی آیزاک نیوتن، جیمز کلرک ماکسول و هرمان فون هلمهولتز در این زمینه مطابقت دارد. چندین مقاله مرتبط او به انگلیسی ترجمه شده‌اند و در دو مجموعه کلیدی قابل دسترسی هستند: منابع علم رنگ، ویرایش شده توسط دیوید ال. مک آدام (MIT Press، 1970)، و نظریه رنگ اروین شرودینگر، ترجمه شده با تفسیر مدرن، ویرایش شده توسط Keith Ni7. ISBN 978-3-319-64619-0 doi:10.1007/978-3-319-64621-3.

فلسفه

شرودینگر علاقه عمیقی به تحقیقات فلسفی داشت و تأثیر قابل توجهی از نوشته‌های آرتور شوپنهاور و باروخ اسپینوزا داشت. در طول سخنرانی خود در سال 1956، "ذهن و ماده"، او این دیدگاه را بیان کرد که "جهان گسترده شده در فضا و زمان تنها بازنمایی ماست"، که مستقیماً بیانیه آغازین رساله اصلی فلسفی شوپنهاور را منعکس می کند. آثار شوپنهاور همچنین به عنوان مقدمه شرودینگر به فلسفه هند، به ویژه اوپانیشادها و تفسیر آدوایتا ودانتا، عمل کرد. شرودینگر یک بار به یک معضل فلسفی خاص فکر کرد: "اگر جهان واقعاً با عمل مشاهده ما ایجاد شده است، باید میلیاردها چنین جهان وجود داشته باشد، یکی برای هر یک از ما. چگونه است که دنیای شما و دنیای من یکی هستند؟ اگر چیزی در دنیای من اتفاق می افتد، آیا در جهان شما نیز اتفاق می افتد؟ چه چیزی باعث می شود که همه این دنیاها با یکدیگر همگام شوند؟"
شرودینگر اظهار داشت که

بدیهی است که تنها یک جایگزین وجود دارد، یعنی اتحاد ذهن ها یا آگاهی ها. کثرت آنها فقط ظاهر است; در حقیقت، تنها یک ذهن وجود دارد. این دیدگاه با دکترین اوپانیشادها همسو است.

شرودینگر در سخنرانی ها و انتشارات خود موضوعات مختلف فلسفی از جمله آگاهی، مشکل ذهن و بدن، ادراک حسی، اراده آزاد و ماهیت واقعیت عینی را مورد بررسی قرار داد. موضع او در مورد تأثیر متقابل بین اندیشه شرقی و غربی با احتیاط مشخص شد. او ارزش فلسفه شرق را تصدیق کرد و در عین حال اذعان داشت که برخی از مفاهیم آن از روش های تجربی در فلسفه طبیعی فاصله دارد. برخی از محققان پیشنهاد کرده‌اند که تعامل عمیق شرودینگر با دیدگاهی غیردوالیستی و ودانتیک‌مانند ممکن است چارچوبی اساسی یا الهام‌بخشی ظریف برای بخش قابل‌توجهی از کار او فراهم کند، که مشارکت‌های او در فیزیک نظری را در بر می‌گیرد. شرودینگر تمایل خود را به مفهوم tat tvam asi نشان داد، و اظهار داشت که "شما می توانید خود را روی زمین پرتاب کنید، روی زمین دراز کنید، با این اعتقاد که شما با او یکی هستید و او با شما."

شرودینگر بیان می کند که "آگاهی را نمی توان از نظر فیزیکی کاملاً به حساب آورد. برای هر چیز دیگری." علاوه بر این، او تفسیر جهانی مکانیک کوانتومی را پیش‌بینی کرد. در سال 1952، او پیشنهاد کرد که اصطلاحات متمایز درون یک برهم نهی، همانطور که طبق معادله شرودینگر تکامل می‌یابند، «جایگزین نیستند، بلکه همه واقعاً به طور همزمان اتفاق می‌افتند». آثار بعدی شرودینگر همچنین ویژگی‌هایی شبیه به تفسیر مودال را نشان می‌دهند، چارچوبی که بس ون فراسن توسعه داده است. با توجه به پایبندی شرودینگر به شکلی از مونیسم خنثی پسا ماکیایی، که معتقد است «ماده» و «ذهن» صرفاً جنبه‌ها یا پیکربندی‌های متفاوتی از عناصر بنیادی یکسان را نشان می‌دهند، مفهوم‌سازی تابع موج به‌عنوان یک موجود فیزیکی و به‌عنوان اطلاعات به صورت متقابل قابل تعویض شد.

زندگی شخصی

در 6 آوریل 1920، شرودینگر با آنماری (آنی) برتل ازدواج کرد. شرودینگر پس از مهاجرت به ایرلند در سال 1938، ویزا برای خود، همسرش و هیلد مارچ که همسر همکار اتریشی اش آرتور مارچ بود و شرودینگر در سال 1934 صاحب یک دختر شده بود، گرفت. در اکتبر 1939، ménage à trois در دوبلین اقامت گزید. همسر او، آنی (متولد 3 دسامبر 1896)، در 3 اکتبر 1965 درگذشت. قابل ذکر است، یکی از نوه های شرودینگر، تری رودولف، به عنوان فیزیکدان کوانتومی شغلی را دنبال کرده است و در حال حاضر یکی از اعضای هیئت علمی در امپریال کالج لندن است.

ادعاهای سوء استفاده جنسی

در حدود سال 1926، در سن 39 سالگی، شرودینگر به عنوان معلم برای ایتا "ایتی" یونگر، که در آن زمان 14 سال داشت، خدمت کرد. زندگی‌نامه شرودینگر والتر مور در سال 1989 بیان می‌کند که این درس‌ها «شامل «مقدار زیادی نوازش و نوازش کردن» بود و شرودینگر «عاشق شاگردش شده بود». مور همچنین اشاره می‌کند که "مدتی پس از تولد هفده سالگی او، آنها عاشق شدند." این رابطه ادامه پیدا کرد و یونگر در سال 1932 در سن 20 سالگی باردار شد. مور مستند کرد که «اروین سعی کرد او را متقاعد کند که بچه دار شود؛ او گفت که از آن مراقبت خواهد کرد، اما او پیشنهاد طلاق [همسرش] آنی را نداد... در ناامیدی، ایثی ترتیب سقط جنین را داد.»

مور شرودینگر را به‌عنوان یک «مجتمع لولیتا» توصیف کرد. روشنفکری تنها توسط زنانی جذب می شود که در همان ابتدای مجموعه فکری، به همان اندازه با چشمه های ترجیحی طبیعت مرتبط هستند. مقاله ای در سال 2021 در Irish Times این تمایل را به عنوان "تمایل به دختران نوجوان" خلاصه کرد و شرودینگر را بیشتر به عنوان "آزارگر سریالی که رفتارش با مشخصات یک پدوفیل به معنای گسترده آن اصطلاح مطابقت داشت" محکوم کرد. نوه و دختر شرودینگر از اتهامات مور ابراز نارضایتی کردند که منجر به قطع ارتباط خانوادگی با مور پس از انتشار بیوگرافی شد.

در کتاب خود هلگولند، کارلو روولی مشاهده می کند که شرودینگر "همیشه تعدادی از روابط را به یکباره حفظ می کرد - و شیفتگی خود را به دختران پیش از نوجوانی پنهان نمی کرد." روولی همچنین بیان می‌کند که شرودینگر در ایرلند دارای فرزندانی با دو زن بود که در مقاله Der Standard آنها را یک جوان 26 ساله و یک فعال سیاسی متاهل در سن نامشخص معرفی کرد. کتاب مور هر دو این وقایع را توضیح داد و از نام مستعار کیت نولان برای زن اول استفاده کرد و زن دوم را شیلا می نامید، اگرچه هیچ یک دانش آموز نبود. این بیوگرافی همچنین نمونه ای را در ایرلند بازگو می کند که در آن شرودینگر شیفته دختری دوازده ساله به نام باربارا مک انتی شد. او پس از دریافت یک "کلمه جدی" از سوی فردی ناشناس، پیشرفت های خود را متوقف کرد و متعاقباً "او را در لیست عشق های نافرجام زندگی خود قرار داد." این قسمت خاص از کتاب مور توسط مقاله Irish Times و سایر نشریات برجسته شد.

مور اظهار داشت که دیدگاه شرودینگر در مورد زنان «نگاه یک مرد برتری‌طلب بود»، با این حال گزارش می‌شود که او «زن‌ستیزی رسمی» را که در آکسفورد رایج بود، که زنان را به‌طور اجتماعی اجتماعی می‌کرد، تأیید نمی‌کرد. هلگه کراگ، در بررسی زندگینامه مور، اظهار داشت که "فتح زنان، به ویژه زنان بسیار جوان، نمک زندگی این شوونیست عاشقانه و مرد صمیمانه بود." در ژانویه 2022، بخش فیزیک کالج ترینیتی دوبلین توصیه خود را برای تغییر نام تئاتر سخنرانی که از دهه 1990 شرودینگر نام داشت، به دلیل سابقه مستند او در مورد سوء استفاده جنسی، اعلام کرد. همزمان، پرتره ای از دانشمند برداشته می شود و تغییر نام یک مجموعه سخنرانی همنام در نظر گرفته می شود.

تشخیص

جوایز

عضویت ها

فرمانهای شوالیه

یادبودها

معضلات فلسفی ارائه شده توسط گربه شرودینگر همچنان مورد بحث قرار می گیرند و ماندگارترین سهم او را در علم عمومی نشان می دهند، در حالی که معادله شرودینگر به عنوان مهمترین میراث او در سطح فنی تر است. شرودینگر به عنوان یکی از چندین چهره شناخته شده به عنوان "پدر مکانیک کوانتومی" شناخته می شود. دهانه شرودینگر، واقع در سمت دور ماه، به افتخار او نامگذاری شده است. علاوه بر این، مؤسسه بین‌المللی فیزیک ریاضی اروین شرودینگر در سال 1992 در وین تأسیس شد.

شبیه شرودینگر عنصر طراحی اصلی اسکناس 1000 شیلینگ اتریش در سال‌های 1983-1997 بود که دومین اسکناس بزرگ بود. ساختمانی در دانشگاه لیمریک در ایرلند، مانند اروین شرودینگر زنتروم در آدلرشوف، برلین، و مسیر شرودینگر در سرن، پریوسین، فرانسه، نام او را دارد. 126مین سالگرد تولد او در سال 2013 با Google Doodle جشن گرفته شد.

انتشارات

لیستی از انتشارات اروین شرودینگر توسط آگوست دیک، گابریله کربر، ولفگانگ کربر و کارل فون ماین گردآوری شده است.

منابع

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Erwin Schrödinger

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Erwin Schrödinger.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Erwin Schrödinger Erwin Schrödinger کیست زندگی Erwin Schrödinger پژوهش‌های Erwin Schrödinger کشف‌های Erwin Schrödinger دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Erwin Schrödinger کیست؟
  • Erwin Schrödinger چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Erwin Schrödinger چیست؟
  • چرا Erwin Schrödinger مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش