فرانسیس بیکن، ویسکونت اول سنت آلبان (؛ 22 ژانویه 1561 - 9 آوریل 1626)، فیلسوف و دولتمرد انگلیسی بود که در دوران سلطنت پادشاه جیمز اول، سمت های دادستان کل و لرد صدراعظم انگلستان را بر عهده داشت. روش به عنوان اصل راهنمای آن، و کمک های او عمیقاً بر انقلاب علمی تأثیر گذاشت.
فرانسیس بیکن، اولین ویسکونت سنت آلبان (؛ 22 ژانویه 1561 - 9 آوریل 1626) فیلسوف و سیاستمدار انگلیسی بود که به عنوان دادستان کل و لرد صدراعظم انگلستان در زمان پادشاه جیمز اول خدمت کرد. انقلاب.
بیکن به طور گسترده ای به عنوان مولد تجربه گرایی شناخته می شود. او معتقد بود که دانش علمی را میتوان منحصراً از استدلال استقرایی و مشاهده دقیق پدیدههای طبیعی به دست آورد. او ادعا کرد که پیشرفت علمی مستلزم یک روش شکاکانه و سیستماتیک است که برای جلوگیری از خودفریبی در بین محققان طراحی شده است. در حالی که پیشنهادهای روششناختی خاص او، معروف به روش باکونی، برجستگی پایداری پیدا نکرد، مفهوم فراگیر او در مورد ضرورت و امکانپذیری روششناسی شکگرا، او را بهعنوان چهرهای بنیادی در توسعه روش علمی قرار میدهد. مؤلفه شکاکانه روش او چارچوبی بدیع بلاغی و نظری را برای تحقیق علمی معرفی کرد که پیامدهای عملی آن به بحث های معاصر درباره علم و روش شناسی مربوط می شود. او به خاطر نقش محوریاش در انقلاب علمی، حمایت از آزمایشهای علمی به عنوان وسیلهای برای احترام به خدا و انجام دستورات کتاب مقدس، مشهور است.
بیکن از کتابخانهها حمایت کرد و یک سیستم طبقهبندی برای کتابها ابداع کرد و آنها را به تاریخ، شعر و فلسفه، با تقسیمبندیهای فرعی به موضوعات و زیرعنوانهای خاص دستهبندی کرد. در مورد ادبيات معروف است: «بعضى از كتابها را بايد چشيد، بعضى را بلعيد و بعضى را كم جويد و هضم كرد». نظریه باکونی در مورد تألیف شکسپیر، یک فرضیه حاشیهای که از اواسط قرن نوزدهم سرچشمه میگیرد، بیان میکند که بیکن حداقل بخشی از نمایشنامههایی را که به طور سنتی به ویلیام شکسپیر نسبت داده میشد، تألیف کرده است.
بیکن تحصیلات خود را در کالج ترینیتی، دانشگاه کمبریج، جایی که بهطور جدی در دانشگاه کمبریج به تحصیلات لاتین پرداخت. در سال 1597، او اولین دریافت کننده لقب مشاور ملکه شد که توسط الیزابت اول اعطا شد و او را به عنوان مشاور حقوقی خود منصوب کرد. پس از به سلطنت رسیدن جیمز اول در سال 1603، بیکن لقب شوالیه گرفت، متعاقباً به بارون ورولام در سال 1618، و سپس ویسکونت سنت آلبان در سال 1621 ارتقا یافت. هر دو عنوان بدون وارثان مستقیم، پس از مرگ او در سال 1626 منقرض شدند. هرتفوردشایر.
بیوگرافی
زندگی اولیه و تحصیل
فرانسیس بیکن در 22 ژانویه 1561 در خانه یورک، نزدیک استرند در لندن به دنیا آمد. او پسر سر نیکلاس بیکن، لرد حافظ مهر بزرگ، و همسر دومش، آن (کوک) بیکن، که دختر آنتونی کوک، انسانگرای برجسته دوره رنسانس بود، بود. عمه مادری او با ویلیام سیسیل، اولین بارون بورگلی ازدواج کرد، و بدین ترتیب بورگلی را به عنوان عموی بیکن معرفی کرد.
روایت های بیوگرافی حاکی از آن است که بیکن تحصیلات اولیه خود را در خانه گذرانده است، نتیجه سلامتی ظریفی که او را در طول زندگی آزار داده است. آموزش او توسط جان والسال، فارغ التحصیل آکسفورد با تمایلات پیوریتانی مشخص ارائه شد. در 5 آوریل 1573، در سن 12 سالگی، در کالج ترینیتی، دانشگاه کمبریج ثبت نام کرد و به مدت سه سال در کنار برادر بزرگترش، آنتونی بیکن (1558-1601)، زیر نظر مستقیم جان ویتگیفت، که بعداً اسقف اعظم کانتربری شد، در آنجا اقامت کرد. برنامه درسی بیکن عمدتاً به زبان لاتین ارائه می شد و به سنت های آکادمیک قرون وسطی پایبند بود. بیکن در طول مدتی که در کمبریج بود، برای اولین بار با ملکه الیزابت روبرو شد که تحت تأثیر عقل زودرس خود قرار گرفته بود و اغلب از او به عنوان "نگهبان لرد جوان" یاد می کرد.
تحقیقات آکادمیک او را به این نتیجه رساند که روش های علمی رایج و نتایج آنها ناقص است. در حالی که برای ارسطو احترام زیادی قائل بود، به طور همزمان فلسفه ارسطویی را رد کرد و آن را غیرمولد، بحث برانگیز و در جهت نادرست در اهدافش تلقی کرد.
در 27 ژوئن 1576، بیکن و آنتونی در de societate magistrorum در مسافرخانه گری پذیرفته شدند. متعاقباً، فرانسیس به همراه سر آمیاس پائولت، سفیر انگلیس در پاریس به خارج از کشور سفر کرد، در حالی که آنتونی برای ادامه تحصیل در انگلستان ماند. شرایط سیاسی و اجتماعی در فرانسه در زمان هانری سوم بینش قابل توجهی در مورد حکومت به بیکن ارائه کرد. در طول سه سال بعد، او از بلوآ، پواتیه، تور، ایتالیا و اسپانیا بازدید کرد، اگرچه هیچ مدرکی دال بر ثبت نام او در دانشگاه پواتیه وجود ندارد. در طول این سفرها، بیکن درگیر مطالعه زبانها، امور دولتی و قانون مدنی بود، و همزمان وظایف دیپلماتیک معمولی را انجام میداد، از جمله حداقل یک مورد از ارسال مکاتبات دیپلماتیک به انگلستان برای والسینگهام، بورگلی، لستر و ملکه.
بازگشت بیکن به انگلستان به دلیل مرگ غیرمنتظره پدرش در فوریه15، Si79 بود. مبلغ قابل توجهی را برای خرید ملکی برای کوچکترین پسرش اختصاص داد، اما مرگ او قبل از تکمیل این معامله رخ داد و فرانسیس تنها یک پنجم مبلغ مورد نظر را در اختیار داشت. در نتیجه، بیکن پس از قرض گرفتن پول دچار بدهی شد. برای حفظ خود، در سال 1579 تحصیلات حقوقی را در گریز اینن آغاز کرد و درآمدش با کمک مالی سالانه 46 پوندی از مادرش، لیدی آن، که از عمارت مارکس در نزدیکی رامفورد در اسکس به دست میآمد، افزایش یافت.
نماینده پارلمان
بیکن سه هدف اصلی را بیان کرد: کشف حقیقت، خدمت به ملت خود، و ارادت به کلیسای خود. او برای دستیابی به این آرزوها با به دست آوردن یک قرار ملاقات معتبر در دادگاه تلاش کرد. در سال 1580، با کمک عمویش، لرد بورگلی، او به دنبال موقعیتی در دادگاه بود که بتواند زندگی خود را وقف یادگیری کند، اما درخواست او ناموفق بود. به مدت دو سال، او با احتیاط در مسافرخانه گری کار کرد، در نهایت در سال 1582 به عنوان وکیل مدافع بیرونی پذیرفته شد.
حرفه پارلمانی او در سال 1581 با انتخاب او به عنوان نماینده پارلمان (MP) در Bossiney، Cornwall، در یک انتخابات میاندورهای آغاز شد. او متعاقباً در سال 1584 در دورست نماینده ملکامب و در 1586 تاونتون بود. در این دوره، او شروع به پرداختن به وضعیت احزاب کلیسایی و موضوع اصلاحات فلسفی در رساله گمشده خود، Temporis Partus Maximus کرد. با وجود این تلاشها، او نتوانست جایگاهی را که معتقد بود به موفقیت میآورد، به دست آورد. بیکن با شرکت در موعظههای کشیش پیوریتن مهمانخانه گری و همراهی مادرش تا کلیسای معبد برای شنیدن والتر تراورز، همدردی پیوریتان را نشان داد. این تعامل با انتشار اولین رساله موجود او، که سرکوب روحانیون پیوریتن توسط کلیسای انگلیسی را نقد می کرد، به اوج خود رسید. در پارلمان 1586، او آشکارا از اعدام مری کاتولیک، ملکه اسکاتلند حمایت کرد.
در این زمان، بیکن یک بار دیگر از عموی با نفوذ خود کمک گرفت، حرکتی که همزمان با پیشرفت سریع او در حرفه حقوقی بود. او در سال 1586 به عنوان نیمکت نشین منصوب شد و در سال 1587 به عنوان خواننده انتخاب شد و مجموعه سخنرانی های افتتاحیه خود را در طول روزه سال بعد ارائه کرد. در سال 1589، او انتصاب ارزشمندی را به سمت کارمندی اتاق ستاره دریافت کرد، پستی به ارزش سالانه 1600 پوند، هرچند که تا سال 1608 رسماً این سمت را بر عهده نگرفت.
در سال 1588، وی به عنوان نماینده لیورپول انتخاب شد و پس از آن میدلسکس در 1593 دوره فرعی منصوب شد. (1597، 1601، 1604) و یک ترم برای دانشگاه کمبریج (1614).
بیکن به عنوان یک اصلاح طلب لیبرال، متعهد به اصلاح و ساده سازی سیستم حقوقی شناخته شد. او اگرچه متحد تاج بود، اما با امتیازات فئودالی و قدرت های استبدادی مخالف بود و علیه آزار و اذیت مذهبی سخن گفت. او تجاوز مجلس اعیان به لوایح پول را به چالش کشید و از اتحادیه انگلستان و اسکاتلند دفاع کرد و از این طریق کمک قابل توجهی به تحکیم بریتانیا کرد. بعداً، او از ادغام ایرلند در اتحادیه دفاع کرد و معتقد بود که روابط نزدیکتر قانون اساسی باعث ایجاد صلح و قدرت بیشتر در بین این کشورها می شود.
سالهای پایانی سلطنت الیزابت
بیکن به سرعت با رابرت دورو، دومین ارل اسکس، که دربار مورد علاقه ملکه الیزابت بود، ارتباط برقرار کرد. در سال 1591، او به عنوان مشاور محرمانه ارل خدمت کرد. در سال 1592، بیکن موظف شد رسالهای در رد بحث ضد دولتی یسوعی رابرت پارسون، که او آن را مشاهدات معینی که بر یک افترا انجام شده است، بنویسد، که در آن انگلستان را مظهر اصول دموکراتیک آتن میدانست که آن را در تضاد با موضع تجاوزکارانه آتن قرار میداد. زمانی که ملکه الیزابت در فوریه 1593 پارلمان را برای تحقیق درباره یک توطئه ادعایی کاتولیک رومی که او را هدف قرار داده بود، تشکیل داد، بیکن سومین مقام پارلمانی خود را به عنوان نماینده میدلسکس به دست آورد. مخالفت او با قانون پیشنهادی یارانه های سه گانه در نیمی از دوره معمول، نارضایتی ملکه را برانگیخت. منتقدان ادعا کردند که انگیزه او برای تحسین عمومی بود و در نتیجه، او موقتاً حمایت دادگاه را از دست داد.
در سال 1594، پس از خالی شدن پست دادستان کل، وکالت لرد اسکس برای تضمین انتصاب بیکن کافی نبود و در عوض با سیر مشورت کرد. به طور مشابه، درخواست بیکن برای نقش فرعی وکیل عمومی در سال 1595 ناموفق بود، زیرا ملکه آشکارا او را نادیده گرفت و سر توماس فلمینگ را منصوب کرد. بهعنوان جبران این شکستها، اسکس ملکی در توئیکنهام به او اعطا کرد، که بعداً بیکن آن را به مبلغ 1800 پوند واگذار کرد.
در سال 1597، بیکن به این امتیاز دست یافت که به عنوان مشاور افتتاحیه ملکه انتخاب شد، نقشی که در آن ملکه الیزابت مشاور قانونی او را بهطور رسمی به عنوان مشاور قانونی منصوب کرد. در همان سال، او یک حق اختراع دریافت کرد که به او حق تقدم حرفه ای در حرفه حقوقی می داد. با وجود این انتصابات، او برای دستیابی به شهرت و شناختی که همسالانش از آن برخوردار بودند، تلاش کرد. او در تلاش برای ارتقای جایگاه خود، نامزدی را با بیوه جوان مرفه، لیدی الیزابت هاتون، دنبال کرد. این خواستگاری زمانی به پایان رسید که او رابطه آنها را برای ازدواج با سر ادوارد کوکا خاتمه داد و در نتیجه خصومت موجود بین بیکن و کوکا را تشدید کرد. در سال 1598، بیکن به دلیل بدهی های معوق دستگیر شد. با این حال، پس از آن، علاقه او به ملکه شروع به بهبود کرد. با گذشت زمان، بیکن به تدریج به عنوان یکی از مشاوران محترم حقوقی شناخته شد. رابطه او با ملکه به طور قابل توجهی پس از تصمیم استراتژیک او برای فاصله گرفتن از اسکس تقویت شد، اقدامی که با اعدام اسکس به دلیل خیانت در سال 1601 پیش بینی شده بود.
بیکن، در کنار سایر مقامات، وظیفه بررسی اتهامات وارده به اسکس را بر عهده داشت. چند تن از طرفداران اسکس به سازماندهی او برای شورش علیه ملکه اعتراف کردند. در نتیجه، بیکن به عنوان عضوی از تیم پیگرد قانونی، به رهبری دادستان کل سر ادوارد کوک، در طول محاکمه خیانت اسکس خدمت کرد. پس از اعدام، ملکه بیکن را مأمور کرد تا پرونده رسمی دولتی محاکمه را تنظیم کند، که متعاقباً به عنوان اعلام اقدامات و خیانتهایی که توسط رابرت ارل فقید اسکس و همدستانش علیه اعلیحضرت و پادشاهیهایش انجام شده بود منتشر شد، پس از وزیر زیرمجموعهی بیکن و بیکن اولیه. شورا.
ویلیام راولی، منشی و کشیش شخصی بیکن، تأیید کرد که به عنوان یک قاضی، بیکن پیوسته رفتاری دلسوزانه از خود نشان میداد، «به مثالها با چشم جدی نگاه میکرد، اما به شخص با چشم ترحم و شفقت». راولی همچنین خاطرنشان کرد که بیکن "عاری از سوء نیت"، "هیچ انتقام جوی جراحات" و "هیچ افتراآمیز هیچ مردی نبود".
الحاق جیمز اول
صعود جیمز اول به تاج و تخت جایگاه بیکن را به میزان قابل توجهی افزایش داد. او در سال 1603 نشان شوالیه را دریافت کرد. بیکن با نشان دادن زیرکی بیشتر سیاسی، عذرخواهی خود را نوشت و از اقدامات خود در جریان ماجرای اسکس دفاع کرد، به ویژه با توجه به حمایت قبلی اسکس از ادعای جانشینی جیمز. سال بعد، در بحبوحه جلسه افتتاحیه مجلس عمدتاً بدون حادثه، بیکن با آلیس بارنهام ازدواج کرد. در ژوئن 1607، او سرانجام انتصاب وکیل عمومی را به دست آورد و در سال 1608، وظایف خود را به عنوان منشی اتاق ستاره آغاز کرد. با وجود درآمد قابل توجه، بدهی های تاریخی مستمر او تسویه نشده باقی ماند. او با همسو شدن با کینگ جیمز و تأیید سیاست های استبدادی او، فعالانه پیشرفت و رفاه مالی بیشتری را دنبال کرد. چهارمین جلسه اولین پارلمان جیمز در سال 1610 تشکیل شد. علیرغم مشاوره بیکن، پادشاه جیمز و مجلس عوام درگیر اختلافاتی در مورد اختیارات سلطنتی و ولخرجی آشکار پادشاه شدند. جلسه پارلمان با انحلال آن در فوریه 1611 به پایان رسید. در طول این دوره پر فراز و نشیب، بیکن به طرز ماهرانه ای لطف پادشاه را حفظ کرد و به طور همزمان اعتماد عوام را حفظ کرد.
در سال 1613، بیکن انتصاب را به عنوان دادستان کل، به دنبال مشاوره خود با پادشاه در مورد تغییر انتصابات قضایی، تضمین کرد. تلاش های غیرتمندانه او، که به طور بحث برانگیزی شامل استفاده از شکنجه می شد، برای اطمینان از محکومیت ادموند پیچام به دلیل خیانت، باعث ایجاد اختلافات حقوقی و قانون اساسی شد. بیکن، با همکاری Gray's Inn، ماسک گل ها را برای بزرگداشت ازدواج رابرت کار، اولین ارل سامرست، و فرانسیس هاوارد، کنتس سامرست ایجاد کرد. پس از آن، او با موفقیت هر دو نفر را به اتهام قتل در سال 1616 تحت تعقیب قرار داد.
در آوریل 1614، مجمعی که به عنوان پارلمان شاهزاده شناخته میشود، مخالفت خود را با کرسی پارلمانی بیکن در کمبریج و چندین طرح سلطنتی که او تأیید کرده بود، ابراز کرد. علیرغم اینکه پارلمان اجازه حفظ کرسی خود را داشت، متعاقباً قانونی تصویب کرد که دادستان کل را از خدمت به عنوان نماینده مجلس منع می کرد. نفوذ قابل توجه او بر پادشاه به وضوح باعث ایجاد خصومت یا نگرانی در بین بسیاری از معاصران شد. با این وجود، بیکن حمایت پادشاه را حفظ کرد و در نهایت با انتصاب او به عنوان نایب السلطنه موقت انگلستان به مدت یک ماه در مارس 1617 و به عنوان لرد صدراعظم در سال 1618 به اوج رسید. در 12 ژوئیه 1618، پادشاه بیکن را به عنوان بارون ورولام به عنوان بارون ورولام به عنوان لرد ورو به رسمیت شناخت. ورولام.
بیکن در استفاده از نفوذ سلطنتی خود برای تسهیل مذاکرات بین سلطنت و پارلمان اصرار داشت، نقشی که منجر به نجیبشدن بیشتر او به عنوان ویسکونت سنت آلبان در 27 ژانویه 1621 شد.
لرد صدراعظم و رسوایی عمومی
حرفه عمومی بیکن در سال 1621 به طرز مفتضحانه ای به پایان رسید. پس از انباشت بدهی های وی، یک کمیته پارلمانی تحقیق در مورد اجرای عدالت او را به طور رسمی به 23 مورد مشخص از فساد متهم کرد. سر ادوارد کوک، دشمن همیشگی بیکن و محرک این اتهامات، از جمله کسانی بود که وظیفه تدوین اتهامات علیه لرد صدراعظم را بر عهده داشت. هنگامی که با کمیته ای از اربابان که برای تأیید صحت اعتراف او اعزام شده بودند، مواجه شد، پاسخ داد: «اربابان، این عمل من، دست و قلب من است؛ از اربابان شما می خواهم که به نی شکسته رحم کنند.» او حکمی شامل 40000 پوند جریمه نقدی و حبس در برج لندن به صلاحدید پادشاه دریافت کرد. با این حال، حبس او تنها چند روز به طول انجامید و پادشاه متعاقباً جریمه را پس گرفت. از پیامدهای مهم تر، پارلمان بیکن را واجد شرایط برای تصدی هر یک از مناصب عمومی آینده یا حضور در پارلمان اعلام کرد. او به سختی از تحقیر اجتناب کرد، روندی که میتوانست او را از القاب شرافتمندانهاش محروم کند. پس از آن، ویسکونت رسوا خود را وقف فعالیت های علمی و تألیف ادبی کرد.
به نظر می رسد که بیکن هدایایی از طرف دعوا را پذیرفته است تا حد زیادی غیرقابل انکار است. با این حال، این عمل یک هنجار مرسوم عصر بود و ذاتاً به معنای فساد عمیق نبود. او در حالی که پذیرفت که رفتارش سهل انگاری بوده است، اظهار داشت که چنین هدایایی هرگز قضاوت او را تحت تاثیر قرار نداده است، و خاطرنشان کرد که او در مواقعی علیه افرادی که به او پیشنهاد پرداخت کرده بودند، حکم داده است. در حین حضور با کینگ جیمز، او تأیید کرد:
قانون طبیعت به من می آموزد که در دفاع از خود صحبت کنم: با توجه به اتهام رشوه خواری، من به اندازه هر مردی که در روز مقدس بیگناه متولد شده است بی گناه هستم. من هرگز هنگام صدور حکم یا دستور، رشوه یا پاداشی در چشم یا فکرم نداشتم... حاضرم از خود به پادشاه تقدیم کنم
او همچنین موارد زیر را به جورج ویلیرز، اولین دوک باکینگهام ابلاغ کرد:
ذهن من آرام است، زیرا بخت من سعادت من نیست. می دانم که دست های پاک و دلی پاک دارم و امیدوارم خانه ای پاک برای دوستان یا خدمتکاران داشته باشم. اما خود ایوب، یا هر کسی که عادلترین قاضی بود، ممکن است برای مدتی به دنبال مواردی که علیه او علیه من به کار رفته بود، ناپسند به نظر برسد، بهویژه در زمانی که عظمت نشانه و اتهام بازی است.
با توجه به ماهیت گسترده و مرسوم پذیرفتن هدایا، همراه با تحقیقات پرشور عوام در مورد فساد و تخلفات قضایی، فرض بر این است که بیکن برای منحرف کردن نظارت از رفتار نادرست خود باکینگهام و انگیزههای ادعایی فاسد، موضوع دقیق اعتراف وی باقی مانده است.
بحث های علمی، با برخی از نویسندگان حدس می زنند که ممکن است تحت تأثیر بیماری او یا اعتقاد به اینکه شهرت و مقام عالی او مجازات های شدید را کاهش می دهد، بوده است. از طرف دیگر، ممکن است او تحت تهدید اتهامات مربوط به لواط مجبور به اعتراف شود.
در رابطه با ماجرای رسوایی عمومی بیکن، فقیه بریتانیایی باسیل مونتاگو دفاعی ارائه کرد و اظهار داشت:
منتقدان با استناد به نوکری، تقلب و انگیزههای حقیر مختلف، بیکن را متهم کردهاند، که منجر به اقداماتی میشود که با نسب اصیل، خرد عمیق، و احترام بالایی که همعصرانش برای او قائل بودند، مغایرت دارد. در طول تاریخ، برخی از افراد به جای اعتراف به دستاوردهای مهم، بر نقص های درک شده تمرکز کرده اند. مخالفان خاص، مانند دیوز و ولدون، آشکارا با ادعاهایی به او تهمت زدند که به سرعت رد شد. برخی دیگر تعارفات و ادای تشریفات مرسوم دوران او را به عنوان شاهدی بر نوکری تفسیر کرده اند، در حالی که رفتار اصولی او را نادیده می گیرند. این شامل مکاتبات شرافتمندانه او با ملکه، تحقیر او از لرد کیپر پوکرینگ، و تعامل صریح او با شخصیت های قدرتمندی مانند سر رابرت سیسیل است که می توانست مانع کار اولیه او شود. این منتقدان همچنین به حمایت او از حقوق عمومی در مقابل دادگاه و مشاوره منسجم و صادقانه ای که او به ملکه الیزابت و جانشین او در دوره های چالش برانگیز ارائه می کرد، بی توجهی می کنند. احترام و محبت عمیق چهره هایی مانند هربرت، تنیسون، راولی، هابز، بن جانسون، سلدن، و سر توماس میوتیس، که حتی پس از مرگش نیز به او ارادت داشتند، با نمایش بیکن به عنوان یک "دورگوی پایه" در تضاد است.
زندگی شخصی
عقاید مذهبی
بیکن به آنگلیکانیسم مذهبی پایبند بود. وی اظهار داشت که در حالی که فلسفه و جهان طبیعی مطالعه استقرایی را ایجاب می کند، تحقیق انسان در مورد وجود خدا محدود به بررسی دلایل آن است. او معتقد بود که دانش مربوط به صفات الهی، از جمله طبیعت، افعال و اهداف، صرفاً از طریق وحی خاص قابل دسترسی است. علاوه بر این، بیکن دانش را انباشته میدانست که فراتر از حفظ تاریخی صرف است. او این دیدگاه را بیان کرد و گفت: دانش، انبار غنی شکوه خالق و تسکین مال انسان است. او در مقالات خود اظهار داشت که "فلسفه اندکی ذهن انسان را به الحاد می کشاند، اما عمق در فلسفه، ذهن انسان را به دین می کشاند."
مفهوم بیکن از "بت های ذهن" به طور بالقوه نشان دهنده تلاشی عمدی برای ادغام اصول مسیحیت در تحقیقات علمی و در عین حال فرموله کردن یک روش علمی جدید قوی است. او مغالطه idola tribus را با مثال پرستش نپتون نشان داد و بدین وسیله بر مفاهیم دینی نهفته در نقد خود از این بت ها تأکید کرد.
بیکن با تکه تکه شدن مسیحیت مخالفت کرد و اظهار داشت که چنین تقسیم بندی ها در نهایت باعث تقویت بی خدایی به عنوان یک جهان بینی رایج می شود. او این نگرانی را با شناسایی چند علت بیخدایی بیان کرد: "تقسیمات در دین، اگر زیاد باشد؛ برای هر یک از تقسیم بندی های اصلی، غیرت را به هر دو طرف می افزاید؛ اما تقسیم بندی های زیادی بیخدایی را معرفی می کند. دیگری رسوایی کشیشان است؛ وقتی به چیزی می رسد که برنارد قدیس می گوید: "حالا نمی توان گفت که کشیش آن گونه که مردم بد هستند." رسم تمسخر در امور مقدس، کم کم حرمت دین را خدشه دار می کند، و در نهایت، زمان های عبرت آموز، مخصوصاً برای مشکلات و ناملایمات، ذهن انسان ها را خم می کند
پروژه های معماری
بیکن شخصاً ساخت خانه Verulam در سنت آلبانز را طراحی و نظارت کرد. برخی از محققان پیشنهاد می کنند که سبک معماری آن تحت تأثیر ساختار سر رولند هیل در سالن سولتون بوده است.
ازدواج با آلیس بارنهام
در سن 36 سالگی، بیکن به تعقیب الیزابت هاتون، یک بیوه 20 ساله پرداخت. گزارش ها حاکی از آن است که او برای ازدواج با سر ادوارد کوک، رقیب بیکن، که ثروتمندتر بود، به خواستگاری آنها پایان داد. سالها بعد، بیکن به ابراز تأسف از عدم تحقق ازدواج با هاتون ادامه داد.
در 45 سالگی، بیکن با آلیس بارنهام، دختر 13 ساله یکی از اعضای برجسته لندن و عضو پارلمان ازدواج کرد. او دو غزل برای ابراز علاقه خود به آلیس ساخت. اولی در دوران خواستگاری آنها نوشته شد و دومی در روز عروسی آنها، 10 مه 1606. پس از انتصاب بیکن به عنوان لرد صدراعظم، "با حکم ویژه پادشاه"، لیدی بیکن بر سایر بانوان دربار برتری یافت. ویلیام راولی، منشی شخصی و کشیش بیکن، اتحادیه آنها را در زندگینامه خود به عنوان یکی از "عشق و احترام بسیار زناشویی" توصیف کرد، و اشاره کرد که ردای افتخاری بیکن به آلیس هدیه داده است، که "او تا روز مرگش، یعنی بیست سال و بیشتر پس از مرگش، می پوشید."
گزارشهای ناسازگاری زناشویی به طور فزایندهای رایج شد، با گمانهزنیهایی که این موضوع را به سازگاری آلیس با وضعیت مالی کاهش یافته در مقایسه با سبک زندگی قبلیاش نسبت میدادند. منابع نشان میدهند که او علاقه شدیدی به شهرت و ثروت دارد که با کاهش مالی خانوار منجر به شکایات تلخ شد. بانتن، در زندگی آلیس بارنهام خود، مستند کرد که به دلیل بدهی زوج، آلیس به دنبال کمک مالی و لطف از آشنایان اجتماعی خود بود. بیکن متعاقباً پس از کشف رابطه عاشقانه مخفیانهاش با سر جان آندرهیل، او را از ارث برد و در وصیتنامهاش - که در ابتدا زمینها، کالاها و درآمد قابل توجهی برای او فراهم کرده بود - تجدید نظر کرد تا او را بهعنوان یک ذینفع کاملاً حذف کند.
جنسیت
علیرغم وضعیت تأهل او، بسیاری از محققان معتقدند که بیکن عمدتاً جذب مردان می شد. به عنوان مثال، فوکر «ترجیحات جنسی مستند تاریخی» فرانسیس بیکن و کینگ جیمز اول را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که هر دو جهت گیری به سمت «عشق مردانه»، یک اصطلاح معاصر «به ظاهر منحصراً برای نشان دادن ترجیح جنسی مردان برای افراد همجنس خود به کار میرود.» برعکس، تمایلات جنسی بیکن همچنان موضوعی مورد مناقشه در میان سایر محققان است که به شواهد ثابت ناکافی استناد میکنند و برای تفسیرهای گستردهتر از منابع موجود استدلال میکنند.
سر سیموندز دیوس، یک باستانشناس ژاکوبین و همکار پارلمانی بیکن، پیشنهاد داد که بیکن به دلیل حشرهکشی با محاکمه بالقوه مواجه است، اتهامی که علیه برادرش، آنتونی بیکن نیز مطرح شده است. (طبق گفته جوزف کدی، محقق ادبیات و مسائل جنسی، برادر بیکن "ظاهراً همجنسگرا بود.") در زندگی نامه و مکاتبات خود، به طور خاص در یادداشتی به تاریخ 3 مه 1621 - روز سرزنش پارلمانی بیکن - دیویز، عواطف وی را به ویژه خدمتگزاران بیکن شرح داد. گودریک یا گودریک که از او به عنوان «جوانی با چهره بسیار زنانه» یاد کرد و از او به عنوان «کاتامیت و همنوع او» یاد کرد. مادر بیکن همچنین به آنتونی در مورد علاقه پسرش به خدمتکار دیگری به نام پرسی ابراز نگرانی کرد، که به گفته او بیکن به عنوان "همراه مربی و همراه تختخواب" او را حفظ می کرد.
در طرح های زندگی مختصر خود، که احتمالاً بین سال های 1665 و 1639 در سال 1390 در سال 1990 در سال 1990 منتشر شده است. اظهار داشت که بیکن یک پیرمرد بود "که گانیمدها و افراد مورد علاقه او رشوه می گرفتند." اگرچه «پدراست» از نظر تاریخی به طور دقیق به «عاشق پسر» اشاره میکرد، اما کادی معتقد بود که اوبری بهطور نامحسوس این اصطلاح را که از یونانی اصلی آن گرفته شده بود، برای نشان دادن «همجنسباز مرد» به کار میبرد. کدی همچنین توضیح داد که شکل گانیمد یکی از چندین کنایه رایج به همجنسگرایی را نشان میدهد.
در آتلانتیس جدید، بیکن جزیره اتوپیایی خود را بهعنوان «عفیفترین ملت زیر بهشت» به تصویر میکشد، که کاملاً فاقد «عشق مردانه» است. Cady ادعا کرد که تصویر بیکن از همجنس گرایی مردانه در آتلانتیس جدید عمداً به عنوان یک مشاهده بیرونی طراحی شده است، استراتژی ای که توسط مخالفت های غالب جامعه ضروری است. کادی اظهار داشت که این رویکرد عمداً در تضاد با ستایشهای «محجابآمیز» از موضوعی است که در جای دیگر نوشتههای بیکن یافت میشود. Cady چندین نمونه گویا ارائه کرد، مانند تمرکز انحصاری بیکن بر زیبایی مردانه در مقاله مختصر خود "از زیبایی". علاوه بر این، کدی تاکید کرد که بیکن مونولوگ تولد مردانه زمان را با التماس صمیمانه یک مرد مسن تر به یک فرد جوان تر به پایان رساند: "خودت را به من بسپار تا بتوانم تو را به خودت برگردانم" و "به [شما] افزایشی فراتر از همه امیدها و دعاهای ازدواج های معمولی تضمین کنم."
مرگ
بیکن در 9 آوریل 1626 در خانه آروندل در هایگیت، یک ملک روستایی در نزدیکی لندن متعلق به دوستش، ارل آروندل، که در آن زمان در برج لندن زندانی بود، به ذات الریه تسلیم شد. یک روایت تأثیرگذار در مورد وقایع پیرامون مرگ او در زندگی کوتاه جان اوبری ارائه شده است. بازخوانی دقیق اوبری، که ظاهراً توسط «آقای هابز» (توماس هابز) نقل شده است، بیکن را به عنوان یک شهید به اصول روششناسی علمی تجربی نشان میدهد. این گزارش شرح میدهد که بیکن با پزشک پادشاه از میان برف به هایگیت سفر میکرد، زمانی که ناگهان با این فرضیه مواجه شد که "گوشت [گوشت] ممکن است مانند نمک در برف حفظ نشود":
آنها حل شدند، آنها آزمایش را در حال حاضر امتحان خواهند کرد. آنها از کوچ پیاده شدند و به کالسکه یک زن فقیر در پایین تپه هایگیت رفتند و یک مرغ خریدند و زن را وادار کردند تا آن را تسلیم کند.
به دنبال آزمایش پر کردن مرغ با برف، بیکن یک مورد مرگبار ذات الریه ایجاد کرد. چندین نفر، از جمله اوبری، رابطه علّی بین این دو رویداد بالقوه تصادفی و مرگ او را مطرح کردند:
برف چنان او را سرد کرد که فوراً به شدت بیمار شد که نتوانست به اقامتگاه خود بازگردد... اما به خانه ارل رفت. تخت نمناکی که حدود یک سال قبل در آن نخوابیده بود... که چنان سرمایی به او داد که در دو سه روز، همانطور که [هابز] به من گفت، از خفگی جانش را از دست داد.
روایت های اوبری به دلیل زودباوری ظاهری او در این نوشته و نوشته های دیگر با انتقاد مواجه شده است. با این حال، قابل توجه است که او با توماس هابز، فیلسوف معاصر و دوست بیکن آشنا بود. بیکن در حالی که ناآگاهانه در بستر مرگ بود، آخرین نامه نگاری خود را به ارل دیکته کرد:
خداوند بسیار خوب من، – من احتمالاً ثروت کایوس پلینیوس بزرگ را داشتم که با انجام آزمایشی درباره آتش زدن کوه وزوویوس جان خود را از دست داد. زیرا من همچنین می خواستم یک یا دو آزمایش را در مورد حفظ و ماندگاری اجسام امتحان کنم. در مورد خود آزمایش، به خوبی موفق شد. اما در سفر بین لندن و گیت های گیت، من با چنان تناسب بازیگری مواجه شدم که نمیدانم سنگ است، یا مقداری موج یا سرد، یا در واقع لمس هر سه. اما چون به خانه ربوبیت شما آمدم نتوانستم برگردم و به ناچار به اقامتگاه خود در اینجا پرداختم که خادم خانه شما بسیار مراقب من است و به خود اطمینان میدهم که پروردگارتان نه تنها او را مورد عفو قرار میدهد، بلکه برای او بهتر میاندیشد. همانا خانه ربوبیت شما بر من مسرور شد و دستان آن بزرگوارتان را برای استقبالی که یقین دارم به من میبوسم. میدانم که نوشتن با دست دیگری غیر از دست خودم چقدر برایم مناسب نیست، اما انگشتانم به دلیل بیماری چنان از هم گسیخته شدهاند که نمیتوانم مدام قلم را در دست بگیرم.
روایتی جایگزین در اثری بیوگرافی توسط ویلیام راولی، که به عنوان منشی و کشیش شخصی بیکن خدمت می کرد، ارائه شده است:
او در روز نهم آوریل سال 1626، در اوایل صبح روز، در ششمین سالگرد نجات دهنده ما، در سن شش سالگی درگذشت. خانه ارل آروندل در هایگیت، در نزدیکی لندن، جایی که او حدود یک هفته قبل به طور اتفاقی آنجا را تعمیر کرد. خداوند چنان مقرر کرده است که در آنجا بر اثر یک تب ملایم بمیرد که اتفاقاً همراه با سرماخوردگی شدید بود و در نتیجه رئوم به قدری بر سینهاش افتاد که در اثر خفگی مرد.
بیکن در کلیسای سنت مایکل در سنت آلبانز به خاک سپرده شد. پس از اعلام مرگ وی، بیش از 30 تن از روشنفکران برجسته مداحی هایی را تنظیم کردند که متعاقباً به زبان لاتین منتشر شد. دارایی او شامل دارایی های شخصی به ارزش تقریبی 7000 پوند و دارایی های زمینی بود که پس از فروش 6000 پوند به دست آمد. با این حال، بدهی های او از 23000 پوند فراتر رفت، مبلغی معادل بیش از 4 میلیون پوند در ارزش امروزی.
مشارکت های فلسفی و آثار ادبی
اصول فلسفی فرانسیس بیکن در مجموعه آثار گسترده و متنوع او بیان شده است که می توان آنها را در سه حوزه اصلی طبقه بندی کرد:
- آثار علمی، که در آن او پیشنهادات خود را برای اصلاح جامع دانش به روش شناسی علمی بیان کرد و از پیشرفت رفاه بشر از طریق به کارگیری روش علمی دفاع کرد.
- آثار دینی و ادبی که فلسفه اخلاق و تأملات کلامی او را بیان می کند.
- آثار حقوقی، که اصلاحات پیشنهادی او را برای قانون انگلیس تشریح می کند.
در میان برجسته ترین انتشارات بیکن عبارتند از:
- مقالات
- نسخه اول، شامل 10 مقاله (1597)
- نسخه دوم، گسترش یافته و شامل 38 مقاله (1612) است
- نسخه سوم و آخر، شامل 58 مقاله (1625)
- پیشرفت و مهارت یادگیری الهی و انسانی (1605)
- Instauratio magna (تاسیس بزرگ) (1620) - یک رساله جامع چند قسمتی شامل Distributio operis (طرح کار). Novum Organum (Organon جدید)؛ Parasceve ad historiam naturalem (آمادگی برای تاریخ طبیعی). و Catalogus historiarum specialium (کاتالوگ تاریخهای خاص).
- De augmentis scientiarum (1623) - ترجمه لاتینی توسعه یافته پیشرفت یادگیری.
- آتلانتیس جدید (1626).
نفوذ و میراث
علم
رساله بنیادی بیکن، Novum Organum عمیقاً بر دانشمندان قرن هفدهمی تأثیر گذاشت، به ویژه سر توماس براون، که به طور مداوم در تحقیقات علمی خود در دایره المعارف خود، اپیدمی کاذب (1646-1646) از روش باکونی استفاده می کرد. این کار با تأکید بر مشاهده و استدلال استقرایی، اصول اساسی روش علمی را پایه گذاری کرد. رابرت هوک به طور مشابه تحت تأثیر بیکن قرار گرفت و اصطلاحات و مفاهیم باکونی را در کتاب خود "Micrographia" گنجاند.
طبق نظر بیکن، تمام یادگیری و دانش از استدلال استقرایی سرچشمه می گیرد. او بر اساس اعتقاد خود به دادههای به دست آمده تجربی، اظهار داشت که درک جامعی از هر مفهومی را میتوان از طریق استقرا به دست آورد. در این چارچوب، «استقرا» به عنوان «استدلال بر اساس شواهد»، در تضاد با «استدلال» یا «استدلال از بالا به پایین»، که شامل استنتاج از یک فرضیه یا فرضیه از پیش موجود است، مفهومسازی میشود. برای رسیدن به یک نتیجه استقرایی، رعایت دقیق جزئیات، که عناصر خاص طبیعت هستند، ضروری است. هنگامی که این جزئیات با هم جمع شدند، تفسیر طبیعت با مرتب کردن آنها در یک ترتیب رسمی انجام می شود تا بتوان آنها را به درک ارائه کرد. آزمایش برای کشف حقایق طبیعی اساسی است. در طول یک آزمایش، از داده های جمع آوری شده برای فرمول بندی نتایج و نتیجه گیری استفاده می شود. قابل ذکر است که این فرآیند فرضیه ای را پیش فرض نمی گیرد. برعکس، استدلال استقرایی با داده های تجربی شروع می شود تا یک فرضیه یا فرضیه از پیش ساخته شده. از ترکیب این جزییات، می توان درکی از طبیعت ساخت. هنگامی که درک طبیعت ایجاد شد، می توان یک نتیجه گیری استقرایی را فرموله کرد. "تنها دو راه برای جستجو و کشف حقیقت وجود دارد و می تواند وجود داشته باشد. یکی از حواس و جزئیات به کلی ترین بدیهیات پرواز می کند و از این اصول که صدق آنها را ثابت و غیر منقول می داند، به قضاوت و کشف بدیهیات میانی می رسد. و این راه اکنون در مد است. دیگری بدیهیات غیر معقول و جزئی را به دست می آورد. به طوری که از همه چیز به کلی ترین بدیهیات می رسد، این راه واقعی است، اما هنوز امتحان نشده است. (اصول XIX بیکن از Novum Organum)
بیکن توضیح داد که چگونه این فرآیند کسب درک و دانش در مورد پیچیدگی های طبیعت را تسهیل می کند. بیکن طبیعت را به عنوان یک پیچیدگی بسیار ظریف می بیند که تمام انرژی فیلسوف طبیعی را برای افشای اسرار خود فراهم می کند. او بیان کرد که چگونه شواهد و برهان با برون یابی مثال های طبیعی خاص در ادعاهای گسترده تر و اساسی در مورد طبیعت آشکار می شوند. افراد می توانند با درک ویژگی های طبیعی، درک خود را عمیق تر کنند، اطمینان را نسبت به پدیده های طبیعی افزایش دهند و پیوسته دانش جدیدی کسب کنند. این چیزی کمتر از احیای این باور کاملاً مطمئن بیکن نیست که روشهای استقرایی میتوانند پاسخهای نهایی و خطاناپذیر در مورد قوانین و ماهیت جهان را به ما ارائه دهند.» بیکن اظهار داشت که درک اجزای طبیعی منفرد در نهایت منجر به درک جامع تری از طبیعت به عنوان یک کل می شود که به استقرا نسبت داده می شود. در نتیجه، بیکن به این نتیجه رسید که تمام یادگیری و دانش باید از استدلال استقرایی حاصل شود.
در طول دوره بازسازی، بیکن اغلب به عنوان شخصیتی الهام بخش برای انجمن سلطنتی، که تحت رهبری چارلز دوم در سال 1660 تأسیس شد، ذکر شد. دکارت معاصر فرانسوی او، با نقدهای رژیم باستان پیوند خورد. در سال 1733، ولتر او را به عنوان "پدر" روش علمی به مخاطبان فرانسوی معرفی کرد، نامی که در دهه 1750 مورد استقبال گسترده قرار گرفت. در طول قرن نوزدهم، تأکید او بر استقرا توسط محققانی مانند ویلیام ویول احیا شد و بیشتر توضیح داده شد. او به طور گسترده ای به عنوان "پدر فلسفه تجربی" شناخته می شود.
او همچنین یک رساله پزشکی گسترده به نام تاریخ زندگی و مرگ نوشت که شامل مشاهدات طبیعی و تجربی در مورد طولانی شدن عمر بود.
ویلیام هپورث دیکسون، یکی از زندگی نامه نویسان بیکن، اظهار داشت که تأثیر عمیق بیکن بر دنیای مدرن در جنبه های متعدد زندگی روزمره، از حمل و نقل و ارتباطات گرفته تا کشاورزی، آسایش، تجارب آشپزی، باغبانی، و پیشرفت های پزشکی مشهود است. نامه لرد چاندوس، که ظاهراً در سال 1603 خطاب به بیکن بود و نویسنده ای را در حال دست وپنجه نرم کردن با یک بحران عمیق زبانی به تصویر می کشید.
آمریکای شمالی
بیکن در ایجاد مستعمرات بریتانیا در آمریکای شمالی، به ویژه در ویرجینیا، کارولیناس، و نیوفاندلند نقش اساسی داشت. گزارش دولت او در مورد "مستعمره ویرجینیا" در سال 1609 ارائه شد. سال بعد، بیکن و همکارانش منشور سلطنتی برای تأسیس خزانهدار و شرکت ماجراجویان و کاشتکننده شهر لندن و بریستول برای کلونی یا پلکان در نیوفاندلند به دست آوردند، و متعاقباً یک سکونتگاه جانی را به آنجا فرستادند. توماس جفرسون، سومین رئیسجمهور ایالات متحده، بیکن، لاک و نیوتن را بهعنوان «سه بزرگترین مردی که تا به حال زندگی کردهاند، بدون هیچ استثنایی، و بهعنوان بنیانگذاری آن ساختارهای روبنایی که در علوم فیزیکی و اخلاقی ایجاد شدهاند، ستایش کرد.»
برای بزرگداشت نقش بیکن در نشریه پستالندف، بهمنظور بزرگداشت سهم بیکن در نشریه پستالندف، بهمنظور تجلیل از نقش بیکن در نشریه پستالندف، بهعنوان بزرگترین انسانهایی که تا کنون زندگی کردهاند، یاد کرد. 1910، که او را به عنوان "روح راهنما در طرح های استعمار در 1610" توصیف می کند. علاوه بر این، برخی از دانشگاهیان معتقدند که او به طور قابل توجهی در تدوین دو منشور دولتی برای مستعمره ویرجینیا در سالهای 1609 و 1612 نقش داشته است.
قانون
علیرغم پذیرش محدود پیشنهادهای اصلاحات قانونی بیکن در طول زندگیاش، میراث فقهی بیکن توسط New Scientist در سال 1961 به دلیل تأثیرگذاری بر قانون ناپلئون و اصلاحات قانونی آغاز شده توسط نخستوزیر بریتانیا در قرن نوزدهم، سر رابرت پیل، به رسمیت شناخته شد. مورخ ویلیام هپورث دیکسون کد ناپلئونی را "تنها تجسم اندیشه بیکن" توصیف کرد و اشاره کرد که مشارکت های حقوقی بیکن "در خارج از کشور موفقیت بیشتری داشته است تا در داخل کشور"، به ویژه در فرانسه، جایی که "شکوفه داده و به ثمر نشسته است." هاروی ویلر به بیکن منشأ ویژگیهای متمایز زیر در سیستم حقوق رایج معاصر میداند:
- استفاده از پرونده های حقوقی به عنوان مخزن شواهد برای "قانون نانوشته"؛
- ایجاد ارتباط سابقه از طریق اصول استثنایی شواهد و استدلال منطقی؛
- مفهوم سازی خلاصه های حقوقی مخالف به عنوان فرضیه های متخاصم در مورد کاربرد "قانون نانوشته" در سناریوهای واقعی جدید.
در حالی که برخی از هیئتهای منصفه در قرن هجدهم به اعلان قانون به جای حقایق ادامه دادند، سر متیو هیل قبلاً در اواخر قرن هفدهم رویههای قضاوت حقوق عمومی مدرن را روشن کرده بود و بیکن را مبدع روش تشخیص قوانین نانوشته از کاربردهای عملی آنها میدانست. این رویکرد نوآورانه تجربه گرایی و استقراءگرایی را یکپارچه کرد و عمیقاً بسیاری از جنبه های متمایز جامعه مدرن انگلیس را شکل داد. پل اچ. کوچر خاطرنشان می کند که برخی حقوقدانان بیکن را مولد فقه مدرن می دانند.
بیکن با مجسمه ای در مسافرخانه گری، میدان جنوبی، لندن، مفتخر است، مکانی که به عنوان محل تحصیل حقوقی او و انتخاب او به عنوان خزانه دار مسافرخانه در سال 1608 مهم است.
تحقیقات آکادمیک معاصر در مورد فلسفه حقوقی بیکن به طور فزاینده ای حمایت او از شکنجه را به عنوان ابزاری مشروع از اختیارات سلطنتی مورد بررسی قرار داده است. بیکن شخصاً با عمل شکنجه آشنا بود، زیرا در طول نقشهای مختلف قانونی خود در الیزابت اول و جیمز اول به عنوان کمیسر در پنج حکم شکنجه منصوب شده بود. در نامهای به پادشاه جیمز اول، به تاریخ حدوداً 1613، در مورد جایگاه قانونی شکنجه در انگلستان، بیکن کاربرد آن را بهعنوان ابزاری برای تحقیق در مورد تهدیدها بیان کرد: برای کشف استفاده می شود، و نه برای شواهد.» بنابراین، بیکن شکنجه را نه بهعنوان یک مجازات تنبیهی یا مکانیزم سرکوب دولتی، بلکه بهعنوان روش عملی برای مأموران دولتی درگیر در کشف فعالیتهای خیانتکارانه مینگریست.
سیستم سازی دانش
فرانسیس بیکن اظهار داشت که طبقه بندی جامع دانش باید جهانی باشد و تمام منابع فکری بالقوه را در بر گیرد. او دیدگاهی مترقی داشت و اظهار داشت که دسترسی عمومی به مواد آموزشی رفاه انسان را افزایش میدهد و در نتیجه سازماندهی سیستماتیک آنها را ضروری میسازد. روش شناسی آموزشی او اساساً درک غربی از نظریه دانش را تغییر داد و تمرکز آن را از یک پیگیری فردی به یک علاقه اجتماعی جمعی تغییر داد.
طرح طبقه بندی اولیه بیکن همه اشکال دانش را در سه حوزه اصلی طبقه بندی کرد: تاریخ، شعر و فلسفه. این طبقه بندی بر اساس مفهوم سازی او از پردازش اطلاعات است که به ترتیب با حافظه، تخیل و عقل مرتبط است. روش شناسی سیستماتیک او برای طبقه بندی دانش ذاتاً با اصول بنیادی تحقیق علمی او همسو است. مشارکت های فکری بیکن به عنوان پیدایش سیستم طبقه بندی کتابخانه های ویلیام توری هریس بود که در نیمه دوم قرن نوزدهم در ایالات متحده به اجرا در آمد. title="Latin-language text">scientia est potentia")، که به معنای "دانش قدرت است" اغلب به بیکن نسبت داده می شود. به طور خاص، فرمول "ipsa scientia potestas est" ("دانش خود قدرت است") در اثر او در سال 1597، Meditationes Sacrae ظاهر می شود.
جنجال های تاریخی
نویسندگی بیکن و شکسپیر
فرضیه باکونی در رابطه با نویسندگی شکسپیر، که ابتدا در اواسط قرن نوزدهم مطرح شد، بر این باور است که فرانسیس بیکن برخی یا احتمالاً همه آثار نمایشی را که به طور سنتی به ویلیام شکسپیر نسبت داده میشود، تألیف کرده است.
گمانه زنی های باطنی
فرانسیس بیکن مکرراً با همکارانش در مسافرخانه گری ملاقات میکرد تا در گفتمان سیاسی و فلسفی شرکت کند و صحنههای تئاتری را آزمایش کند که او تصدیق میکرد آهنگسازی میکرد. وابستگی های ادعایی بیکن به روزیکروس ها و فراماسون ها به طور گسترده توسط نویسندگان و دانشگاهیان متعدد مورد بررسی قرار گرفته است. با این وجود، برخی از محققان، از جمله دافنه دو موریه در کار زندگینامهای خود در مورد بیکن، ادعا میکنند که شواهد قابلتوجهی مبنی بر دخالت او با Rosicrucians وجود ندارد. در حالی که فرانسیس یتس از ادعای عضویت مستقیم بیکن در روزی صلیبی خودداری می کند، شواهدی را ارائه می دهد که نشان می دهد وی با برخی از جریان های فکری انحصاری دوران خود ارتباط برقرار می کند. یتس معتقد است که ابتکار بیکن برای پیشرفت یادگیری، همبستگی قوی با جنبش رزیکلاسیون آلمانی نشان میدهد، و اثر او آتلانتیس جدید جامعهای را به تصویر میکشد که توسط Rosicrucians اداره میشود. او ظاهراً تلاشهای خود برای پیشرفت فکری را مطابق با اصول Rosicrucian میدانست.
ارتباط بین خروجی فکری بیکن و ایدهآلهای Rosicrucian، همانطور که ظاهراً توسط یتس شناسایی شده است، در تطابق بین اهدافی است که در «مفاهیم اصلی انسان» بیان شده است. تاسیسات." هر دو چارچوب فکری از اصلاح همه جانبه «درک الهی و انسانی» حمایت میکردند و هدف کلی بازگرداندن بشریت به «وضعیت قبل از سقوط» را به اشتراک میگذاشتند.
همبستگی مهم دیگری بین آتلانتیس جدید بیکن و کار یوهان والنتین1619 آلمانی Andreae'sAndreae's وجود دارد. جمهوری کریستینوپلیس. متن آندره یک جامعه جزیرهای آرمانشهری را به تصویر میکشد که تحت حاکمیت تئوسوفی مسیحی و علم کاربردی است، جایی که فعلیتبخشی معنوی و مشارکت فکری اهداف اصلی هر فرد را نشان میدهد، با تلاشهای علمی که اوج تلاشهای فکری است که ذاتاً با دستیابی به کمال معنوی مرتبط است. تصویر آندره از این جزیره همچنین پیشرفت فناوری قابل توجهی را نشان می دهد و صنایع متعددی را که در مناطق مجزا برای برآوردن نیازهای مردم تفکیک شده اند، نشان می دهد و در نتیجه مشابهت های قابل توجهی با روش ها و اهداف علمی بیکن نشان می دهد.
پائولو روسی، مورخ روشنفکر، با وجود رد تئوریهای توطئه که بیکن را به روز صلیبیگرایی یا همذات پنداری شخصی با جنبش مرتبط میکند، ادعا کرد که تأثیر غیبی آثار علمی و مذهبی بیکن را شکل داده است. روسی معتقد بود که بیکن از متون کیمیاگری مدرن اولیه برخوردار بود و مفاهیم او در مورد کاربرد علمی از مفاهیم جادویی رنسانس در مورد علم و نقش جادو در توانمندسازی سلطه انسان بر طبیعت سرچشمه میگرفت. علاوه بر این، روسی کاوش بیکن در معانی پنهان در اسطوره ها و افسانه ها، به ویژه در آثاری مانند حکمت پیشینیان را به عنوان ادامه تلاش های غیبت گرایانه و نوافلاطونی پیشین برای کشف حکمت پنهان در روایات پیش از مسیحیت تفسیر کرد. با این وجود، همانطور که از عنوان مطالعه خود نشان می دهد، روسی اظهار داشت که بیکن در نهایت با پیشرفت به سمت ایجاد یک چارچوب علمی مدرن، از زیربنای فلسفی غیبت گرایی انکار کرد.
جیسون جوزفسون-استورم تحلیل و ادعاهای روسی را در کار خود، The Mysth
گسترش داد. جوزفسون- استورم به طور مشابه تئوری های توطئه در مورد بیکن را رد می کند و از ادعای اینکه بیکن یک روز صلیبی فعال بوده خودداری می کند. با این حال، او معتقد است که ادعای "رد" سحر توسط بیکن، در واقع، تلاشی برای پاکسازی جادو از عناصر کاتولیک، اهریمنی، و باطنی بود، و در نتیجه آن را به عنوان یک حوزه مطالعه و کاربرد مشروع، مشابه تصور بیکن از علم، تثبیت کرد. علاوه بر این، جوزفسون- استورم ادعا می کند که بیکن مفاهیم جادویی را در طول توسعه روش شناسی تجربی خود گنجانده است. جوزفسون- استورم شواهدی را شناسایی میکند که نشان میدهد بیکن طبیعت را موجودی ذیشعور میداند که ارواح در آن زندگی میکنند، و اظهار میدارد که دیدگاههای بیکن در مورد تسلط و استفاده انسان از طبیعت، ذاتاً با باورهای معنوی او و شخصیتپردازی پدیدههای طبیعی مرتبط است.
تأثیر فکری بیکن بهعنوان مؤلفان مذهبی مختلف، بهعنوان مؤلفان مذهبی و گروههای مذهبی نیز بهخوبی بهعنوان ادغامکنندهای شناخته میشود. نوشته ها در سیستم های اعتقادی مربوطه خود.
نشان
- Cestui que (دفاع و اظهار نظر در مورد پرونده Chudleigh)
- Scientia potentia est
یادداشت ها
مراجع
منابع
منابع اولیه
- بیکن، فرانسیس. مقالات و نصایح، مدنی و اخلاق فرانسیس بیکن: هر 3 جلد در یک فایل واحد. B&R Samizdat Express، 2014.
- آندره، یوهان والنتین (1619). "کریستیانوپلیس." شرح جمهوری کریستینوپلیس. نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد، شعبه آمریکا؛ [و غیره، و غیره]سپدینگ، جیمز; الیس، رابرت لزلی؛ هیث، داگلاس دنون (1857-1874). آثار فرانسیس بیکن، بارون ورولام، ویسکونت سنت آلبانز و لرد اعظم صدراعظم انگلستان (15 جلد). لندن: Houghton Mifflin.منابع ثانویه
- آدامسون، رابرت (1878). "فرانسیس بیکن" . در دایره المعارف بریتانیکا، جلد. 3 (ویرایش نهم)، ص. 200–218آدامسون، رابرت. میچل، جان مالکوم (1911). "بیکن، فرانسیس." در دایره المعارف بریتانیکا، جلد. 3 (یازدهمین ویرایش)، ص. 135–152پولارد، آلبرت فردریک (1911). "برگلی، ویلیام سیسیل، بارون." در دایره المعارف بریتانیکا، جلد. 4 (یازدهمین ویرایش)، ص. 816–817.کدی، جوزف. 1992. "عشق مردانه"، نوشتن رنسانس، و "اختراع جدید" همجنسگرایی." در همجنسگرایی در رنسانس و عصر روشنگری انگلستان: بازنمایی های ادبی در زمینه تاریخی، ویرایش و معرفی کلود جی سامرز، 9-40. تحقیق در مورد همجنس گرایی در اصل در شماره ویژه ژورنال همجنسگرایی، 23 (1–2): 9–40، ویرایش شده توسط جان پل دی سکو، توسط هاورث چاپ منتشر شد. PMID 1431077. doi:10.1300/j082v23n01_02. تجدید چاپ، نیویورک و لندن: روتلج، 2013. ISBN 978-1-56-023019-9 (pbk).
- این مقاله متنی را از یک نشریه در حوزه عمومی ترکیب میکند: جکسون، ساموئل مکولی، ویرایش. (1908). "بیکن، فرانسیس." در دایره المعارف دانش دینی جدید شاف-هرتزوگ، جلد. 2 (ویرایش سوم). لندن و نیویورک: فانک و واگنال.کریز، رابرت پی (2019). "یکی: آتلانتیس جدید فرانسیس بیکن." در کارگاه و جهان: آنچه ده متفکر می توانند درباره علم و اقتدار به ما بیاموزند. نیویورک: W. W. Norton & شرکت. ISBN 978-0-393-29244-2.بیکن، فرانسیس (1561-1626)" را در کتاب Leslie Stephen's National Biography، <2>Diumectioned edited> ارائه کرد. (لندن: اسمیت، الدر و شرکت)، شامل صفحات 328–360.
فرهنگ فرهنگ ملی بیوگرافی آکسفورد (نسخه آنلاین)، منتشر شده توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد، با DOI: 10.10939/10:1093/10:1093/10:10939/10:10939/10:10939/10:1093/10:1093/10:10939/10:1093/10:10939/10:10939/10:1093/10:10939/10. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem&rft. atitle=Bacon%2C+Francis%2C+Viscount+St+Alban+%281561%E2%80%931626%29&rft.btitle=آکسفورد+دیکشنری+ملت al+Biography&rft.edition=online&rft.pub=Oxford+University+ Press&rft.date=2007&rft_id=info%3Adoi %2F10.1093%2Fref%3Aodnb%2F990&rft.aulast=Peltonen&rft.aufirst=Markku&rfr_id=info%3Asid%2Fen. دسترسی به اشتراک، دسترسی به کتابخانه ویکی پدیا یا عضویت در کتابخانه عمومی بریتانیا نیاز دارد.
آغاسی، جوزف (2013) ایده بسیار علم مدرن: فرانسیس بیکن و رابرت بویل با اسپرینگر، ISBN 978-94-007-5350-1 را منتشر کرد.
- آغاسی، جوزف (2013). ایده علمی مدرن: فرانسیس بیکن و رابرت بویل. اسپرینگر. ISBN 978-94-007-5350-1.پارانویا و مدرنیته: سروانتس به روسو، منتشر شده توسط انتشارات دانشگاه کورنل در ایتاکا، نیویورک، ISBN 978-0-8014-7406-4 کمک کرد. title="ctx_ver=Z39.88-2004&rft_val_fmt=info%3Aofi%2Ffmt%3Akev%3Amtx%3Abook&rft.genre=bookitem &rft.atitle=6%3A+علم+سوءظن&rft.btitle=پارانویا+و+مدرنیته%3A+سروانتس+تو+رو usseau&rft.place=Ithaca%2C+NY&rft.pub=Cornell+University+ Press&rft.date=2006&rft.isbn =978-0-8014-7406-4&rft.aulast=Farrell&rft.aufirst=John&rfr_id=info%3Asid%2Fen.
- فارینگتون، بنجامین (1964) فلسفه فرانسیس بیکن را که توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو منتشر شد، تألیف کرد.
- هیس، مری (1968) "فلسفه علم فرانسیس بیکن" را در مجموعه ویرایش شده برایان ویکرز، مقالات اساسی برای مطالعه فرانسیس بیکن (Hamden، CT: Archon114–N3)، صفحات نوشت. 978-0208006240.فصلنامه رنسانس، 67(1): 113–163، با DOI: 10.1086/676151، 676151/676154، JSTOR: 10.1086/676151، JSTOR منتشر کرد. S2CID: 170420555.میراث غربی ما کمک کردند.
- سرژانتسون، ریچارد، "فرانسیس بیکن و "تفسیر طبیعت" در اواخر رنسانس" را در Isis (دسامبر 2014)، جلد 105، شماره 4، صفحات 681-705 منتشر کرد.
کلاین، یورگن، "فرانسیس بیکن" را به دایره المعارف فلسفه ویرایش شده ادوارد ان. زالتا، ISSN 1095-5054، OCLC 42904917 کمک کرد.
- کلین، یورگن. "فرانسیس بیکن". در زالتا، ادوارد N. (ویرایش). دایره المعارف فلسفه استنفورد. ISSN 1095-5054. OCLC 429049174.دانشنامه اینترنتی فلسفه، ISSN 2161-0002، OCLC 37741658 ارائه کردند.
- مواد آرشیوی مربوط به فرانسیس بیکن در آرشیو ملی بریتانیا نگهداری می شود.لرد بیکن،" در Edinburgh Review در سال 1837 منتشر شد.
- کار کونو فیشر، فرانسیس بیکن از ورولام: فلسفه رئالیستی و عصر آن، توسط جان آکسنفورد از آلمانی ترجمه و در سال 1857 در لندن منتشر شد.
- کار 1881 توماس فاولر، بیکن، از طریق آرشیو اینترنت در اختیار عموم قرار دارد.
- انجمن فرانسیس بیکن.
- شش درجه فرانسیس بیکن.
- مجلات منتشر شده توسط انجمن فرانسیس بیکن، که از سال 1886 تا 1999 را در بر می گیرد.
- ترجمه انگلیسی اثر داستانی هوگو فون هافمانستال، نامه لرد چاندوس که خطاب به بیکن است.
- مجموعه جورج فابیان، که در کتابخانه کنگره نگهداری می شود، حاوی تعداد قابل توجهی از آثار فرانسیس بیکن است.
- تراست تحقیقاتی فرانسیس بیکن.
- پیشرفت جدید یادگیری سر فرانسیس بیکن.
- Montmorency، James E. G. (1913) "فرانسیس بیکن" را در فقهای بزرگ جهان، ویرایش شده توسط John Macdonell و Edward William Donoghue Manson (لندن: John Murray)، صفحات 144–168 نوشت. این متن در 11 مارس 2019 از طریق بایگانی اینترنت قابل دسترسی بود.
Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî درباره این نوشته
اطلاعاتی درباره Francis Bacon
راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهشها، کشفها و جایگاه علمی Francis Bacon.
برچسبهای موضوع
جستوجوهای رایج درباره این موضوع
- Francis Bacon کیست؟
- Francis Bacon چه چیزی کشف کرد؟
- دستاوردهای علمی Francis Bacon چیست؟
- چرا Francis Bacon مهم است؟
آرشیو دستهبندی
آرشیو دانش نهورۆک آکادمی توریمه
در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نهورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش میپردازیم. از پیچیدگیهای زیستشناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیدههای طبیعی همچون آتشفشانها و آبهای
خانه بازگشت به دانش