جیمز هاتون (; 3 ژوئن O.S. 1726 - 26 مارس 1797) یک دانشمند اسکاتلندی بود که نقش های زمین شناس، کشاورزی، تولید کننده مواد شیمیایی، طبیعت شناس و پزشک را در بر می گرفت. او که اغلب به عنوان "پدر زمین شناسی مدرن" شناخته می شود، در ایجاد زمین شناسی به عنوان یک رشته علمی معاصر نقش اساسی داشت.
جیمز هاتون (؛ 3 ژوئن O.S. 1726 - 26 مارس 1797) زمین شناس، کشاورزی، تولید کننده مواد شیمیایی، طبیعت شناس و پزشک اسکاتلندی بود. او که اغلب به عنوان "پدر زمین شناسی مدرن" شناخته می شود، نقش کلیدی در ایجاد زمین شناسی به عنوان یک علم مدرن ایفا کرد.
هاتون اظهار داشت که تاریخ باستانی زمین را می توان از شواهد موجود در سازندهای سنگی معاصر استنباط کرد. او از طریق بررسی دقیق مناظر و خطوط ساحلی در سرزمینهای پست اسکاتلند بومی خود، از جمله مکانهایی مانند سالزبری کرگس و سیکار پوینت، این نظریه را فرموله کرد که ویژگیهای زمینشناسی ایستا نیستند، بلکه در طول دورههای بسیار زیاد دستخوش دگرگونی مداوم میشوند. این دیدگاه او را به این نتیجه رساند که در همسویی با بسیاری از زمین شناسان اولیه، سن زمین باید به طور قابل توجهی بیشتر از آنچه قبلاً تصور می شد باشد. او به عنوان یکی از حامیان اولیه اصلی یکنواخت گرایی ظهور کرد، مفهومی که در دهه 1830 رسمیت یافت، که ویژگی های پوسته زمین را به عنوان نتیجه تجمعی فرآیندهای طبیعی در حال انجام در بازه های زمانی وسیع زمین شناسی توضیح می دهد. علاوه بر این، هاتن تز «سیستم زمین قابل سکونت» را ارائه کرد که به عنوان مکانیزمی دئیستی طراحی شده بود تا دائماً مناسب بودن جهان برای زندگی انسان را حفظ کند، که نشاندهنده تلاش اولیه برای بیان چیزی است که اکنون میتوان آن را شکلی از اصل انسانشناسی نامید.
در حالی که میتوان چنین مفهومسازیهای مشابهی را بهعنوان مفهومپردازیهای طبیعی فرانسویها در مفاهیم عمومی فرانسوی شناسایی کرد. Leclerc de Buffon، این در درجه اول کار پیشگام هاتون است که زمینه زمین شناسی مدرن را پایه گذاری کرد.
زندگی اولیه و پیشرفت شغلی
متولد ادینبورگ در 3 ژوئن O.S. 1726، هاتون یکی از پنج فرزند سارا بالفور و ویلیام هاتون، تاجر ادینبورگ بود که به عنوان خزانه دار شهر خدمت می کرد. پدرش در سال 1729 درگذشت، زمانی که هاتن سه ساله بود.
هاتون تحصیلات خود را در دبیرستان ادینبورگ دریافت کرد، جایی که علاقه خاصی به ریاضیات و شیمی پیدا کرد. در چهارده سالگی، با تمرکز بر مطالعات کلاسیک، در دانشگاه ادینبورگ به عنوان "دانشجوی بشریت" فارغ التحصیل شد. در هفده سالگی، کارآموزی را نزد وکیل جورج چالمرز دبلیو اس (George Chalmers WS) آغاز کرد، اگرچه تمایل او بیشتر به آزمایشات شیمیایی بود تا عمل قانونی. در هجده سالگی، او به عنوان دستیار پزشک خدمت کرد و در سخنرانی های پزشکی در دانشگاه ادینبورگ شرکت کرد.
به دنبال اقامت دو ساله در پاریس، جیمز هاتون در سال 1749 وارد لیدن شد. در 14 آگوست 1749، در دانشگاه Reachim در Reachim reachinus reachinus, home of Leiden ثبت نام کرد. شوارتز، با هدف اخذ دکترای پزشکی. در طول تحصیل، او با بیوه ون در تاس (نام خانوادگی جودیت بووات) در لانگبروگ، مطابق با آدرس فعلی Langebrug 101 در لیدن، اقامت گزید. استاد راهنمای دکترای او پروفسور فردریک وینتر بود که هم به عنوان استاد در دانشگاه لیدن و هم به عنوان پزشک دربار استادهولدر سمت داشت. پایان نامه لاتین هاتون شامل 92 پایان نامه بود که دو تا از آنها را با موفقیت در 3 سپتامبر 1749 به طور علنی دفاع کرد. در 12 سپتامبر 1749، جیمز هاتون دکترای خود را در پزشکی از دانشگاه لیدن برای پایان نامه فیزیک پزشکی خود، با عنوان Sanguine et Circulatione. چاپگر کتاب در لیدن به طور کلی می توان فهمید که جیمز هاتون مدت کوتاهی پس از اتمام تحصیلات دکترا به بریتانیا بازگشت.
پس از اخذ مدرک، هاتون قبل از بازگشت به ادینبورگ در اواسط سال 1750 به لندن سفر کرد تا با همکار نزدیک خود، جان دیوی، آزمایشات شیمیایی را از سر بگیرد. کار مشترک آنها بر روی تولید آمونیاک سال از دوده منجر به یک شراکت سودآور شد و یک کارخانه شیمیایی ایجاد کرد که این نمک کریستالی را تولید می کرد. آمونیاک سال که قبلا منحصراً از ذخایر طبیعی تهیه می شد و از مصر وارد می شد، در رنگرزی، فلزکاری و به عنوان نمک های بویایی استفاده می شد. به طور همزمان، هاتون یک کسب و کار اجاره ملک در ادینبورگ را مدیریت می کرد که توسط یک عامل تعیین شده نظارت می شد.
تحقیقات کشاورزی و تحقیقات زمینشناسی
هاتون دو مزرعه Berwickshire را از پدرش به ارث برد: Slighhouses، یک املاک دشتی که از سال 1713 در اختیار خانواده او بود، و مزرعه تپه Nether Monynut. در اوایل دهه 1750، او به Slighhouses نقل مکان کرد و پیشرفت های کشاورزی را آغاز کرد، تکنیک های کشاورزی را از سایر مناطق بریتانیا اتخاذ کرد و آزمایش هایی را در زمینه پرورش گیاه و دام انجام داد. بینش ها و نوآوری های کشاورزی او در یک رساله منتشر نشده با عنوان عناصر کشاورزی ثبت شده است.
این تجربه علاقه او را به هواشناسی و زمین شناسی پرورش داد. در مکاتباتی در سال 1753، او اشتیاق عمیقی برای بررسی سطح زمین ابراز کرد و به دقت هر گودال، گودال یا بستر رودخانه ای را که با آن مواجه شد بررسی کرد. عملیات کشاورزی او، شامل پاکسازی زمین و زهکشی، فرصت های عملی متعددی را برای چنین مشاهداتی ارائه کرد. ریاضیدان جان پلیفیر به تشخیص هاتون اشاره کرد که «بخش وسیعی از سنگهای کنونی از موادی تشکیل شدهاند که از تخریب اجسام، جانوری، گیاهی و معدنی با شکلگیری قدیمیتر به دست میآیند». در سال 1760، مفاهیم نظری او شروع به ادغام کردند. هاتن همزمان با فعالیت های کشاورزی خود، یک سفر زمین شناسی به شمال اسکاتلند در سال 1764 در کنار جورج ماکسول-کلرک، اجداد جیمز کلرک ماکسول معروف انجام داد.
ادینبورگ و ساخت کانال
هاتون در سال 1768 به ادینبورگ نقل مکان کرد و املاک کشاورزی خود را به مستاجرین اجاره داد و در عین حال علاقه فعالی به پیشرفت و تحقیقات مزرعه داشت، از جمله آزمایشهای انجام شده در Slighhouses. در این دوره، او همچنین رنگ قرمزی را ابداع کرد که از ریشههای گیاه دیوانه به دست میآمد.
در سال 1770، هاتون ساخت یک اقامتگاه را در تپه سنت جان، ادینبورگ، سفارش داد که مناظری از سالزبری کرگس را ارائه میداد. این ملک پس از آن به خانه خانواده بالفور تبدیل شد و در سال 1840، زادگاه روانپزشک جیمز کرایتون-براون شد. هاتون به عنوان یک شخصیت بسیار تأثیرگذار در روشنگری اسکاتلند ظاهر شد و با روشنفکران برجسته در رشته های مختلف علمی از جمله ریاضیدان جان پلیفیر، فیلسوف دیوید هیوم و اقتصاددان آدام اسمیت ارتباط برقرار کرد. با وجود نداشتن یک انتصاب رسمی آکادمیک در دانشگاه ادینبورگ، او اکتشافات علمی خود را از طریق انجمن سلطنتی ادینبورگ منتشر کرد. او دوستی صمیمانه ای با پزشک و شیمیدان جوزف بلک ایجاد کرد و به همراه آدام اسمیت، باشگاه صدف را برای گردهمایی های منظم هفتگی تأسیس کردند.
از سال 1767 تا 1774، هاتن عمیقاً درگیر ساخت کانال فورث و کلاید بود، و هم به عنوان عضوی از متخصصین و هم به عنوان یکی از اعضای متخصص در کمیته مدیریتی gehol خود، درگیر ساخت کانال فورت و کلاید بود. مشارکت او شامل شرکت در جلسات و انجام بازرسی های گسترده سایت از تمام کارهای پروژه بود. در این دوره، سوابق حاکی از سکونت او در خیابان برنارد در لیث است. در سال 1777، او جزوهای با عنوان ملاحظات در مورد طبیعت، کیفیت و تمایزات زغالسنگ و کلم تالیف کرد، که در رهایی از عوارض در حمل و نقل زغالسنگ کوچک مؤثر بود.
زندگی بعدی و مرگ
در آغاز سال 1791، هاتن به دلیل سنگ مثانه درد شدیدی را تحمل کرد، که باعث شد کار میدانی را متوقف کند و تلاش های خود را وقف تکمیل آثار ادبی خود کند. یک روش جراحی خطرناک و دردناک در نهایت نتوانست وضعیت او را کاهش دهد. او در ادینبورگ درگذشت و در طاق اندرو بالفور، واقع در مقابل طاق دوستش جوزف بلک، در بخش جنوب غربی گریفریرز کرکیارد در ادینبورگ که اکنون مهر و موم شده است، به خاک سپرده شد، منطقهای که در زبان عامیانه به آن زندان کوونانتر میگویند.
هاتون مجرد ماند و هیچ قانونی نداشت. تقریباً در سال 1747، او از یک خانم ادینگتون صاحب پسری شد. اگرچه او از فرزندش جیمز اسمیتون هاتون حمایت مالی کرد، اما مشارکت او در تربیت پسر بسیار کم بود. جیمز اسمیتون هاتون متعاقباً به عنوان کارمند پست در لندن به دنبال شغلی بود.
نظریه سازندهای سنگی هاتون
هاتون فرضیه های متعددی را برای روشن ساختن صخره های زمین شناسی که مشاهده کرد، فرموله کرد. با این حال، همانطور که توسط Playfair اشاره شده است، او "هیچ عجله ای برای انتشار نظریه خود نداشت، زیرا او یکی از کسانی بود که از اندیشیدن به حقیقت بسیار خوشحال می شوند تا ستایش از کشف آن." پس از حدود 25 سال تحقیق اختصاصی، کار مهم او، نظریه زمین. یا بررسی قوانین قابل مشاهده در ترکیب، انحلال و بازسازی زمین بر روی کره زمین، در دو بخش به انجمن سلطنتی ادینبورگ ارائه شد. جوزف بلک، همکار نزدیک او، بخش اول را در 7 مارس 1785 خواند و خود هاتن قسمت دوم را در 4 آوریل 1785 ارائه کرد. متعاقباً، در 4 ژوئیه 1785، هاتن چکیده ای از پایان نامه خود را ارائه کرد، درباره سیستم زمین، مدت زمان، مدت زمان، نشست خصوصی و پایداری آن توزیع شده است. در این چکیده، او نظریه خود را به شرح زیر بیان کرد:
بهنظر میرسد که بخشهای جامد سرزمین کنونی به طور کلی از تولیدات دریا و سایر مواد مشابه با آنچه اکنون در سواحل یافت میشود، تشکیل شدهاند. از این رو دلیلی برای نتیجه گیری پیدا می کنیم:
این قسمت دو مشاهدات کلیدی را تشریح می کند. اولاً، خشکیهای زمین موجودات اولیه یا منفرد نیستند، بلکه سازندهای پیچیده ناشی از فرآیندهای زمینشناسی ثانویه هستند.
دوم، قبل از پیدایش شکلهای زمین کنونی، جهان قبلی وجود داشت که با اقیانوسها و قارهها مشخص میشد، جایی که اعمال جزر و مد و جاری، همراه با عملیات کف دریا، امروزی در آن مشاهده میشود. خشکی های معاصر در کف اقیانوس در حال توسعه بودند، زمین های قبلی از گیاهان و جانوران حمایت می کردند. به طور متناوب، حیات دریایی در دریاهای باستانی به شیوهای مشابه با اکوسیستمهای امروزی زندگی میکرده است.
در نتیجه، استنباط میشود که بیشتر، اگر نه همه، زمینهای زمین از فرآیندهای طبیعی جهانی سرچشمه گرفتهاند. با این حال، برای دستیابی به ماندگاری و مقاومت در برابر فرسایش آبی این تودههای خشکی، دو شرط ضروری بود:
اول، سنگسازی انباشتههای متشکل از مواد ناپیوسته یا نامتجانس؛دوم، بالا بردن بعدی این تودههای سنگشده از سطح زمینهای رسوبی فعلیشان بالاتر از سطح اقیانوسی آنها بود.
تحقیقات تجربی
در طول تابستان 1785، در کوههای Cairngorm در ارتفاعات اسکاتلند، هاتون گرانیت را مشاهده کرد که در شیستهای دگرگونی در گلن تیلت و مکانهای دیگر نفوذ میکرد. این رابطه زمین شناسی نشان می دهد که گرانیت در حالت مذاب بوده است. این اکسپدیشن اولین سفر میدانی زمین شناسی هاتون را نشان داد که به دعوت دوک آتول به خلوتگاه شکار وی در لژ جنگلی انجام شد. رخنمون های نزدیک پل دیل آن ایس شواهد مهمی ارائه کردند که نشان می دهد گرانیت از انجماد سنگ مذاب سرچشمه می گیرد، برخلاف تصور رایج که از آب رسوب می کند. این مشاهدات همچنین نشان داد که گرانیت از نظر زمینشناسی جوانتر از شیستهایی است که در آن نفوذ کرده است. هاتون متعاقباً نظریه زمین خود را در 4 مارس و 7 آوریل 1785 در انجمن سلطنتی ادینبورگ ارائه کرد.
متعاقبا، هاتون نفوذ قابل مقایسه ای از سنگ های آتشفشانی را از طریق لایه های رسوبی در ادینبورگ، به ویژه در سالزبری کرگز، در مجاورت صندلی آرتور کشف کرد. این منطقه خاص در حال حاضر بخش هاتون تعیین شده است. موارد بیشتری در گالووی در سال 1786 و در جزیره آران در سال 1787 شناسایی شد.
عدم انطباقهای زاویهای قبلاً توسط نیکلاس استنو و زمینشناسان فرانسوی، از جمله هوراس بندیکت دو سوسور، ثبت شده بود، که آنها را به عنوان "تشکیلهای اولیه" در چارچوب نپتونیسم تفسیر کردند. با این حال، هاتون به دنبال این بود که شخصاً این تشکیلات را بررسی کند تا شاخص های خاصی از روابط بین لایه های سنگی را تشخیص دهد. در طول سفر خود به جزیره آران در سال 1787، او با نمونه اولیه خود از چیزی که به نام عدم انطباق هاتون شناخته می شود، مواجه شد، واقع در شمال نیوتن پوینت در نزدیکی لوکرانزا. با این وجود، دید محدود مانع از ارزیابی واضح لایههای زیرین شد، و او را به اشتباه به این نتیجه رساند که لایهها در زیر رخنمون قابل مشاهده مطابقت دارند.
بعداً در سال 1787، هاتون چیزی را شناسایی کرد که اکنون به عنوان ناهماهنگی هاتون یا «بزرگ» در Inchburgaryhbonnys, Jedquences. همانطور که در تصاویر همراه نشان داده شده است، سطح صخره پایینی لایههای تقریباً عمودی خاکستری را نشان میدهد که توسط یک لایه کنگلومرای مداخلهای پوشانده شده است، که سپس توسط لایههای افقی ماسهسنگ قرمز قدیمی پوشانده میشود. او متعاقباً رضایت عمیق خود را ابراز کرد و اظهار داشت که "از بخت خوب من که تصادفاً به شیئی بسیار جالب در تاریخ طبیعی زمین برخورد کردم و مدتها بیهوده به دنبال آن بودم خوشحال شدم." توالی زمین شناسی یکسان در همان سال در Teviotdale کشف شد.
در بهار 1788، هاتون به همراه جان پلیفیر به سواحل Berwickshire سفر کرد، جایی که نمونههای بیشتری از این توالی زمینشناسی را در درههای تور و پیز برنز در نزدیکی Cockburnspath کشف کردند. متعاقباً، آنها با زمین شناس سر جیمز هال از دانگلاس، سفری با قایق را به سمت شرق در امتداد ساحل از Dunglass Burn آغاز کردند. آنها این توالی را در صخره ای در زیر سنت هلن قرار دادند، و در شرق در نقطه سیکار، هاتن آنچه را که او آن را "تصویر زیبایی از این اتصال که توسط دریا شسته شده است" توصیف کرد. Playfair بعداً در مورد این تجربه عمیق تأمل کرد و خاطرنشان کرد که "به نظر می رسید ذهن با نگاه کردن به ورطه زمان گیج می شود." اکتشافات ساحلی آنها اکتشافات بیشتری را به همراه داشت، از جمله بخشهایی از تختهای عمودی که نشانههای موجی برجسته را نشان میدادند، که برای هاتون «رضایت عالی» را به عنوان تأییدی برای فرضیهاش مبنی بر اینکه این تختها در ابتدا به صورت افقی در یک محیط آبی قرار گرفته بودند، فراهم کرد. او همچنین کنگلومرا را در ارتفاعات شناسایی کرد که بر میزان قابل توجهی از فرسایش لایهای تأکید میکردند، و در مورد این مشاهدات اظهار داشت که "ما هرگز نباید رویای ملاقات با آنچه را که اکنون درک میکنیم میدیدیم."
هاتون وجود چرخههای زمینشناسی بیشماری را مطرح کرد که هر یک شامل رسوبهای دریایی، بالا آمدن تکتونیکی بعدی همراه با کج شدن و فرسایش، و به دنبال آن غرق شدن مجدد برای رسوبگذاری بیشتر است. بر اساس اصل یکنواخت گرایی، که ادعا می کند فرآیندهای زمین شناسی مشاهده شده امروز به طور مشابه در گذشته عمل می کردند، البته به کندی، ضخامت قابل توجه لایه های سنگی در معرض یک مقیاس زمانی بسیار زیاد است.
انتشار
اگرچه هاتون چکیده ای چاپ شده از نظریه خود را به صورت خصوصی با عنوان درباره سیستم زمین، مدت زمان و ثبات آن که در جلسه انجمن سلطنتی ادینبورگ در 4 ژوئیه 1785 ارائه کرد، توزیع کرد، توضیح جامع نظریه او که ابتدا تا 7 آوریل در جلسات 5، 4، 17 منتشر شد، منتشر شد. 1788. این اثر با عنوان نظریه زمین. یا تحقیقی در مورد قوانین قابل مشاهده در ترکیب، انحلال و احیای زمین بر روی کره زمین، در معاملات انجمن سلطنتی ادینبورگ، جلد. I, Part II, pp. 209-304, از جمله صفحات I و II, در 1788. هاتن این اصل را بیان کرد که "از آنچه واقعاً بوده است، ما داده هایی برای نتیجه گیری در رابطه با آنچه قرار است پس از آن اتفاق بیفتد داریم." این بیانیه منعکس کننده یک اصل اصلی روشنگری اسکاتلندی بود که قبلاً توسط دیوید هیوم در سال 1777 بیان شده بود: "تمام استنتاج های حاصل از تجربه فرض می کنند ... آینده شبیه گذشته خواهد بود" و به طور مشهور توسط چارلز لیل در دهه 1830 به عنوان "حالا کلید گذشته است" بیان شد. نشریه هاتون در سال 1788 با این ادعای مشهور و به یاد ماندنی به پایان رسید: "بنابراین، نتیجه تحقیق کنونی ما این است که هیچ اثری از آغاز و هیچ چشمانداز پایانی نمییابیم." (این بیانیه به طور قابل توجهی در آهنگ 1989 "بدون کنترل" توسط گرگ گرافین نقل شده است.)
در پاسخ به انتقادات، به ویژه آنهایی که از ریچارد کیروان، که مفاهیم هاتون را هم الحادی و هم غیرمنطقی می دانستند، هاتن نسخه ای دو جلدی از نظریه خود را در سال 1795 منتشر کرد. بازبینیها، در کنار محتوای قابل توجهی که از مقالات کوتاهتر موجود او در مورد موضوعات مختلف، از جمله پیدایش گرانیت، به دست آمده است. این نشریه همچنین بررسی نظریههای زمینشناسی جایگزین، بهویژه آنهایی را که توسط توماس برنت و ژرژ لوئیس لکلرک، کنت دو بوفون پیشنهاد شده بود، ارائه کرد.
این اثر کامل، پس از اتمام جلد سوم آن در سال 1794، تحت عنوان بررسی اصول دانش و پیشرفت علم و پیشرفت از علم و پیشرفت بهوسیله شامل 2138 صفحه، طول گسترده و پیچیدگی متنی درک شده آن، Playfair را به این نظر رساند که "اندازه بزرگ کتاب، و ابهامی که ممکن است به درستی به بسیاری از بخشهای آن اعتراض شود، احتمالاً مانع از دریافت آن گونه که شایسته است، شده است."
نظریه های مخالف
نظریههای جدید هاتون مستقیماً مکتب فکری نپتونیستی را که توسط آبراهام گوتلوب ورنر زمینشناس آلمانی حمایت میشد، به چالش میکشید، که فرض میکرد همه سنگها از بارش در یک سیل جهانی بینظیر سرچشمه میگیرند. در مقابل، هاتون یک منبع گرمای داخلی در داخل زمین را به عنوان مکانیسم اولیه برای سنگزایی پیشنهاد کرد: سطوح زمینی در معرض فرسایش توسط عوامل جوی و آبی قرار گرفتند و رسوبات حاصل در محیطهای دریایی انباشته شدند. گرمای زیرزمینی بعدی، این رسوبات را به شکل سنگ تثبیت کرد و در نهایت آنها را بالا برد و خشکی های جدید را تشکیل داد. این نظریه آذرین محور متعاقباً "پلوتونیست" نامیده شد و آن را از فرضیه "نپتونیست" متمایز می کند.
هوتن فراتر از مخالفت خود با نپتونیسم، اجماع علمی در حال ظهور در مورد "زمان عمیق" را پذیرفت. او با رد تصور رایج از زمین با قدمت چند هزار ساله، اظهار داشت که این سیاره دارای قدمت بسیار بیشتری است و تاریخ آن به طور نامشخصی به گذشته های دور کشیده شده است. ادعای اصلی او این بود که جابجاییها و دگرگونیهای زمینشناختی قابل توجهی که مشاهده کرد، نتیجه رویدادهای فاجعهبار سریع نبودند، بلکه اثر تجمعی فرآیندهای آهسته و پیوسته مشابه فرآیندهای امروزی بود. با توجه به ماهیت بسیار تدریجی این فرآیندها، یک بازه زمانی بسیار زیاد برای رخ دادن چنین تغییرات گسترده ای لازم بود. در حالی که تحقیقات معاصر نشان داد که رکوردهای زمینشناسی مقیاسهای زمانی وسیعی را ایجاب میکند، یک روش دقیق برای تعیین سنهای مطلق برای بیش از یک قرن ناممکن باقی ماند (رودویک، شکستن محدودیتهای زمان). اگرچه مفهوم هاتون از چرخه های بی نهایت زمین شناسی، با حضور انسان در سراسر، به طور قابل توجهی با درک زمین شناسی مدرن - که زمان مشخصی از شکل گیری و تغییر جهت را در طول زمان مطرح می کند - متفاوت است، شواهد تجربی او برای اثرات طولانی مدت فرآیندهای زمین شناسی در پیشبرد زمین شناسی تاریخی موثر بود.
پذیرش نظریه های زمین شناسی
فرض بر این است که ماهیت مبهم نثر در اصول دانش مانع پذیرش نظریههای زمینشناسی هاتون شده است. تفسیرهای بعدی مفاهیم زمین شناسی او، به ویژه توسط جان پلیفیر در سال 1802 و چارلز لیل در دهه 1830، مفهوم چرخه زمین شناسی بی پایان تکرار شونده را منتشر کرد. با این حال، لایل تا حد زیادی دیدگاه های هاتون را نادیده گرفت و تصور کرد که آنها بر تغییرات فاجعه بار بیش از حد تأکید می کنند.
سایر مشارکتها
هواشناسی
جستجوهای فکری هاتون فراتر از زمین شناسی زمینی بود، زیرا او به طور گسترده دینامیک اتمسفر را بررسی کرده بود. قابل توجه است که نشریه حاوی نظریه زمین او همچنین دارای نظریه باران است. وی اظهار داشت که ظرفیت اتمسفر برای حفظ رطوبت در محلول با دما همبستگی مثبت دارد، در نتیجه به این نتیجه رسید که اختلاط تودههای هوا در دماهای متفاوت، تراکم و تجلی قابل مشاهده بخشی از این رطوبت را ضروری میکند. تحقیقات او در مورد بارش جهانی و دادههای اقلیمی او را به این نتیجه رساند که بارش هم توسط رطوبت جو و هم تلاقی جریانهای هوای متمایز در اتمسفر فوقانی کنترل میشود.
تکامل
هاتون اصل یکنواخت گرایی را به ارگانیسم های بیولوژیکی گسترش داد و به طور مؤثر شکلی از تکامل را پیشنهاد کرد و حتی انتخاب طبیعی را به عنوان یک مکانیسم بالقوه عملیاتی فرض کرد:
- ...اگر یک بدن سازمان یافته در شرایط و شرایطی که به بهترین وجه برای رزق و روزی و تکثیر آن سازگاری ندارد، پس در تصور تنوع نامحدود در میان افراد آن گونه، باید مطمئن باشیم که از یک سو، آنهایی که بیشترین فاصله را از بهترین قانون اساسی منطبق دارند، بیشتر در معرض نابودی قرار خواهند گرفت، در حالی که سازمان یافتهترین آنها از سوی دیگر، سازمانیافتهترین رویکرد را دارند. شرایط، به بهترین وجه برای ادامه، در حفظ خود و تکثیر افراد نژادشان سازگار خواهد بود. – بررسی اصول معرفت، جلد 2.
هاتن این را با مثالی از سگها نشان داد و اظهار داشت که در سناریوهایی که بقا به "سرعت پا و سرعت بینایی بستگی دارد"، افرادی که "بیشترین نقص از نظر آن ویژگیهای ضروری" را دارند، "بیشترین در معرض نابودی هستند"، در حالی که آنهایی که این ویژگیها را نشان میدهند، "در نهایت کمال" به حفظ، حفظ و حفظ خود ادامه میدهند. به طور مشابه، او استدلال کرد که اگر حس بویایی حاد «برای رزق حیوان ضروریتر شود»، «همان اصل» «کیفیتهای حیوان» را تغییر میدهد تا «تولید نژادی از سگهای شکاری خوشبو، به جای آنهایی که طعمههای خود را با سرعت صید میکنند». این «اصل تنوع» برای «هر گونه گیاهی، چه در جنگل و چه در چمنزار رشد میکند» نیز قابل اجرا در نظر گرفته شد. ایدهپردازیهای او ناشی از آزمایشهایی در زمینه اصلاح نباتات و حیوانات بود که تا حدی در دستنوشته منتشر نشدهاش، عناصر کشاورزی مستند شده است. او بین تغییرات ارثی ناشی از پرورش انتخابی و تغییرات غیرقابل وراثت که به عوامل محیطی مانند ترکیب خاک و آب و هوا نسبت داده می شود، تمایز قائل شد.
در حالی که هاتن «اصل تنوع» خود را به عنوان ابزاری در شکل گیری واریته ها تشخیص داد، او مفهوم تکامل را به عنوان مکانیزمی غیرقابل توصیف از تکامل رد کرد. دیرین اقلیم شناس پل پیرسون. تحت تأثیر تفکر دئیستی، هاتن این مکانیسم را به گونه ای درک کرد که گونه ها را قادر می سازد تا گونه هایی را که به طور مطلوب برای محیط های خاص مناسب هستند توسعه دهند، در نتیجه یک طراحی طبیعی خیرخواهانه را نشان می دهد. تجزیه و تحلیل دفترچههای چارلز داروین بیانگر فرمولبندی مستقل او از مفهوم انتخاب طبیعی است که او در انتشارات خود در سال 1859، درباره منشاء گونهها بیان کرد. با این وجود، گمانهزنیهایی وجود دارد که داروین احتمالاً خاطرهای ناخودآگاه از دوران دانشجویی خود در ادینبورگ از نظریههای مبتنی بر انتخاب ارائه شده توسط هاتن و همچنین ویلیام چارلز ولز و پاتریک متیو که هر دو قبل از انتشار ایدههای مربوطه خود در مورد این موضوع در اوایل قرن نوزدهم با شهر مرتبط بودند، حفظ کرده باشد.
کار می کند
- 1785. چکیده پایان نامه خوانده شده در انجمن سلطنتی ادینبورگ، در هفتم مارس و چهارم آوریل 1785، در مورد سیستم زمین، مدت زمان و ثبات آن. ادینبورگ 30 صفحه.
- 1788. نظریه باران. معاملات انجمن سلطنتی ادینبورگ، جلد 1، قسمت 2، صفحات 41-86.
- 1788. نظریه زمین. یا بررسی قوانین قابل مشاهده در ترکیب، انحلال، و بازسازی زمین بر روی کره زمین. معاملات انجمن سلطنتی ادینبورگ، جلد. 1، قسمت 2، ص 209-304.
- 1792. پایاننامهها در موضوعات مختلف در فلسفه طبیعی. Edinburgh & لندن: Strahan & Cadell.
- 1794. مشاهدات روی گرانیت. معاملات انجمن سلطنتی ادینبورگ، جلد. 3، صص 77-81.
- 1794. پایان نامه ای درباره فلسفه نور، گرما و آتش. ادینبورگ: Cadell, Junior, Davies.
- 1794. بررسی اصول معرفت و پیشرفت عقل، از حس تا علم و فلسفه. ادینبورگ: Strahan & Cadell.
- 1795. نظریه زمین. با شواهد و مصادیق. ادینبورگ: کریچ. 3 جلد.
- 1797. عناصر کشاورزی. نسخه خطی منتشر نشده.
- 1899. نظریه زمین. با شواهد و مصادیق، جلد سومویرایش سر آرچیبالد گیکی. انجمن زمین شناسی، خانه برلینگتون، لندن.
تشخیص
- خیابانی در مجموعه ساختمانهای کینگ، مجموعهای از امکانات علمی وابسته به دانشگاه ادینبورگ، در اوایل قرن بیست و یکم به افتخار هاتون تعیین شد.
- گروه پانک Bad Religion بیانیه جیمز هاتون، "بجای مانده از آغاز، بدون چشم انداز پایان" را در آهنگ خود "No Control" گنجاند.
تاریخچه عمیق
- تاریخچه عمیق
- موسسه جیمز هاتون
- آب و هوای اسکاتلند
- زمین شناسی اسکاتلند
- شن کو
- پیکان زمان، چرخه زمان، انتشاراتی توسط استیون جی گولد که ارزیابی مجدد مشارکت های هاتون را ارائه می دهد.
مراجع
باکستر، استفان (2003). عصرها در هرج و مرج: جیمز هاتون و کشف زمان عمیق. New York: Tor Books, 2004. ISBN 0-7653-1238-7. این اثر با عنوان انقلابها در زمین: جیمز هاتون و عصر واقعی جهان در بریتانیا منتشر شد. لندن: Weidenfeld & نیکلسون شابک 0-297-82975-0.
- باکستر، استفن (2003). عصر در هرج و مرج: جیمز هاتون و کشف زمان عمیق. نیویورک: کتاب های تور، 2004. ISBN 0-7653-1238-7. منتشر شده در بریتانیا با عنوان انقلابهای زمین: جیمز هاتون و عصر واقعی جهان. لندن: Weidenfeld & نیکلسون ISBN 0-297-82975-0
- دین، دنیس آر. (1992). جیمز هاتون و تاریخ زمین شناسی. ایتاکا: انتشارات دانشگاه کرنل. ISBN 9780801426667.Playfair, John (1822). "روایت بیوگرافی مرحوم جیمز هاتون، M.D.". آثار جان پلیفیر، Esq. جلد IV. ادینبورگ: پاسبان.اطلاعات مربوط به جیمز هاتون – مرد و مسیر جیمز هاتون.
- James-Hutton.org، پیوندهایی به James Hutton – The Man و The James Hutton Trail.
- جیمز هاتون و یکسان گرایی.
- یادبود جیمز هاتون در Greyfriars Kirkyard، ادینبورگ.
- نخستین انتشار نظریه زمین.
- دیدگاه تاریخی قابل دسترسی در مورد جیمز هاتون.
- گولد، استفان جی. "سوء تفاهم عدالت اسکالیا". B16: تاریخچه زندگی: کتاب منبع. صص 137، 138، 139، 140.اوکانر، جان جی. رابرتسون، ادموند اف.، "جیمز هاتون"، آرشیو تاریخچه ریاضیات MacTutor، دانشگاه سنت اندروز
- Transactions of the Royal Society of Edinburgh, Vol. 1، نه 20.
- Hutton's (1795-1899)، نظریه زمین، با شواهد و مصادیق، 3 جلد.
- جان پلیفر (1802)، تصاویر نظریه هاتونی زمین
- John Playfair (1815)، Explication de Playfair sur la théorie de la terre par Hutton (فرانسوی).
