TORIma Academy Logo TORIma Academy
James Watson
دانش

James Watson

TORIma آکادمی — زیست شناس / متخصص ژنتیک

James Watson

James Watson

جیمز دیوی واتسون (زاده ۶ آوریل ۱۹۲۸ – درگذشته ۶ نوامبر ۲۰۲۵) زیست‌شناس مولکولی، ژنتیک و جانورشناس آمریکایی بود. در سال 1953، او و فرانسیس کریک با همکاری یکدیگر…

جیمز دیوی واتسون (۶ آوریل ۱۹۲۸ - ۶ نوامبر ۲۰۲۵) زیست‌شناس مولکولی، ژنتیک و جانورشناس آمریکایی بود. در سال 1953، در کنار فرانسیس کریک، او مقاله‌ای اساسی منتشر کرد که در Nature منتشر شد، که ساختار مارپیچ دوگانه مولکول DNA را پیشنهاد کرد، کشفی که بر اساس تحقیقات بنیادی انجام شده توسط روزالیند فرانکلین و ریموند گاسلینگ ساخته شد. متعاقباً، در سال 1962، واتسون، کریک و موریس ویلکینز مجموعاً جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را دریافت کردند که به دلیل "اکتشافات محوری در مورد ساختار مولکولی اسیدهای نوکلئیک و اهمیت آن برای انتقال اطلاعات در مواد زنده" شناخته شد.

جیمز دیوی واتسون (۶ آوریل ۱۹۲۸ – ۶ نوامبر ۲۰۲۵) زیست‌شناس مولکولی، ژنتیک، و جانورشناس آمریکایی بود. در سال 1953، او و فرانسیس کریک یک مقاله دانشگاهی در Nature نوشتند که ساختار مارپیچ دوگانه مولکول DNA را بر اساس تحقیقات روزالیند فرانکلین و ریموند گاسلینگ پیشنهاد می‌کرد. در سال 1962، واتسون، کریک و موریس ویلکینز جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را به خاطر اکتشافاتشان در مورد ساختار مولکولی اسیدهای نوکلئیک و اهمیت آن برای انتقال اطلاعات در مواد زنده دریافت کردند.

واتسون تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه شیکاگو در سال 194 در دانشگاه شیکاگو به پایان رساند و سپس دکترای خود را در سال 194 در دانشگاه هندوستان به پایان رساند. 1950. واتسون پس از یک سال فوق دکترا در دانشگاه کپنهاگ، جایی که با هرمان کالکار و اول ماآلو همکاری کرد، به آزمایشگاه کاوندیش در دانشگاه کمبریج انگلستان پیوست. در آنجا بود که او با فرانسیس کریک، که همکار مهم او شد، روبرو شد. بین سال‌های 1956 و 1976، واتسون در بخش زیست‌شناسی دانشگاه هاروارد سمت هیئت علمی داشت و در آنجا به طور فعال تحقیقاتی را در زمینه زیست‌شناسی مولکولی پیش برد.

از سال 1968، واتسون ریاست آزمایشگاه هاربر کلد اسپرینگ (CSHL) را بر عهده گرفت که به طور قابل‌توجهی در حین سرمایه‌گذاری قابل توجهی در Laurel، Hollou و Laurel در نیویورک انجام شد. قابلیت های پژوهشی در طول رهبری خود در CSHL، او تمرکز تحقیقاتی خود را به سمت انکولوژی تغییر داد و همزمان موسسه را به یک مرکز تحقیقاتی برجسته جهانی در زیست شناسی مولکولی ارتقا داد. در سال 1994، واتسون یک دوره ده ساله را به عنوان رئیس جمهور آغاز کرد. پس از آن، او به عنوان صدراعظم منصوب شد، سمتی که او تا زمان استعفای خود در سال 2007، که به دنبال اظهارات بحث برانگیز مبنی بر وجود همبستگی ژنتیکی بین نژاد و هوش، بر عهده داشت، بر عهده داشت. در سال 2019، پس از پخش مستندی که در آن واتسون این دیدگاه های بحث برانگیز در مورد نژاد و ژنتیک را تکرار کرد، CSHL عناوین افتخاری خود را لغو کرد و به طور رسمی از او جدا شد.

واتسون تالیفات علمی متعددی، به ویژه کتاب درسی زیست شناسی مولکولی، بهترین تحسین ژنتیکی <965i> (19-تصویر او) را به رشته تحریر درآورد. هلیکس (1968). او به دلیل زن ستیزی، به ویژه به خاطر اظهارات تحقیرآمیز در مورد روزالیند فرانکلین، که جمع آوری داده های حیاتی او در روشن ساختن ساختار DNA نقش اساسی داشت، با انتقاد مواجه شد. از سال 1988 تا 1992، واتسون به مؤسسه ملی بهداشت وابسته بود، جایی که او در ایجاد پروژه ژنوم انسانی، ابتکاری که نقشه‌برداری از ژنوم انسان را در سال 2003 با موفقیت به پایان رساند، مشارکت داشت.

زندگی اولیه و تحصیل

جیمز دیوی واتسون در شیکاگو در 6 آوریل 1928 به دنیا آمد، تنها پسر ژان (زن میچل) و جیمز دی واتسون، تاجری که اصل و نسبش به انگلیسی‌های انگلیسی مهاجرت کرده بود. پدربزرگ مادری او، لاچلین میچل، یک خیاط، اهل گلاسکو، اسکاتلند است، در حالی که مادربزرگ مادری او، لیزی گلیسون، از والدینی از شهرستان تیپرری، ایرلند به دنیا آمد. مادر واتسون به یک مذهب متواضع کاتولیک پایبند بود، در حالی که پدرش یک اسقفی بود که اعتقاد خود به خدا را انکار کرده بود. اگرچه واتسون کاتولیک بزرگ شد، اما متعاقباً خود را "فرار از مذهب کاتولیک" توصیف کرد. او اظهار داشت: خوش شانس ترین اتفاقی که برای من افتاد این بود که پدرم به خدا اعتقاد نداشت. در سن یازده سالگی، واتسون شرکت در مراسم را متوقف کرد و در عوض خود را متعهد به "پیگیری دانش علمی و انسانی" کرد.

واتسون سالهای شکل گیری خود را در ساوت ساید شیکاگو گذراند و در مؤسسات دولتی مانند مدرسه ابتدایی هوراس مان و دبیرستان ساوت شور شرکت کرد. شیفتگی او به پرنده نگری، تفریحی که با پدرش داشت، واتسون را وادار کرد تا به فکر یک رشته پرنده شناسی باشد. او در کوئز بچه ها شرکت کرد، یک برنامه رادیویی شناخته شده که چالش های فکری را برای جوانان با استعداد ایجاد می کرد. واتسون با نسبت دادن ثبت نام خود به سیاست های مترقی رئیس دانشگاه رابرت هاچینز، در سن 15 سالگی در دانشگاه شیکاگو ثبت نام کرد و در آنجا بورسیه تحصیلی به او اعطا شد. لوئیس لئون تورستون از جمله مربیان دانشکده او بود که واتسون را با تحلیل عاملی آشنا کرد، مفهومی که او متعاقباً در رابطه با دیدگاه های بحث برانگیز خود در مورد نژاد به آن اشاره کرد.

در سال 1946، جیمز واتسون پس از مواجهه با کار اصلی اروین شرودینگر، زندگی چیست؟، فعالیت های آکادمیک خود را از پرنده شناسی به ژنتیک تغییر جهت داد. سال بعد، او مدرک لیسانس علوم جانورشناسی را از دانشگاه شیکاگو گرفت. واتسون در زندگی نامه خود، از مردم خسته کننده دوری کن، دانشگاه شیکاگو را به عنوان یک "موسسه آکادمیک بت انگیز" توصیف کرد که توانایی های تفکر انتقادی او و "اجبار اخلاقی برای رنج نبردن از احمقانی که مانع جستجوی او برای حقیقت بودند" را تقویت کرد، احساسی که به شدت با تجربیات بعدی او در تضاد است. در سال 1947، واتسون دانشگاه شیکاگو را ترک کرد تا تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه ایندیانا آغاز کند، که توسط حضور برجسته هرمان جوزف مولر در بلومینگتون جلب شد. مولر، برنده جایزه نوبل 1946، قبلاً ویژگی‌های بنیادی مولکول وراثت را در مقالات مهمی که در سال‌های 1922، 1929 و در سراسر دهه 1930 منتشر شد، قبل از انتشار شرودینگر در سال 1944 توضیح داده بود. واتسون مدرک دکترای فلسفه خود را در دانشگاه بلومینگتون ایندیانا در سال 1950، زیر نظر سالوادور لوریا به پایان رساند.

تحقیق و شغل

لوریا، دلبروک، و گروه فاژ

حمله اولیه واتسون به زیست شناسی مولکولی به طور قابل توجهی تحت تأثیر تحقیقات سالوادور لوریا بود. لوریا بعداً سهمی از جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی 1969 را به دلیل مشارکت در آزمایش لوریا-دلبروک دریافت کرد که ماهیت اساسی جهش های ژنتیکی را بررسی می کرد. او متعلق به یک شبکه مشترک از دانشمندان بود که از باکتریوفاژها - ویروس هایی که باکتری ها را آلوده می کنند - به عنوان مدل های آزمایشی استفاده می کردند. لوریا، در کنار ماکس دلبروک، به‌عنوان یک چهره برجسته در این «گروه فاژ» نوپا ظاهر شد، یک تغییر اساسی در تحقیقات ژنتیکی از موجودات تجربی سنتی مانند Drosophila به ژنتیک میکروبی. در اوایل سال 1948، واتسون تحقیقات دکترای خود را در آزمایشگاه لوریا در دانشگاه ایندیانا آغاز کرد. در طول آن بهار، او برای اولین بار با دلبروک در اقامتگاه لوریا مواجه شد و متعاقباً در همان تابستان در خلال افتتاحیه‌اش

گروه فاژ به‌عنوان محیط فکری شکل‌دهنده‌ای عمل کرد که واتسون در آن به یک دانشمند حرفه‌ای تبدیل شد. مهمتر از همه، اعضای این گروه خود را در آستانه روشن کردن اساس فیزیکی ژن می دانستند. در سال 1949، واتسون در دوره ای که توسط فلیکس هاوروویتز تدریس می شد، ثبت نام کرد، که درک رایج معاصر را ارائه می کرد: ژن ها پروتئین هایی هستند که قادر به تکثیر خود هستند. اسید دئوکسی ریبونوکلئیک (DNA)، دیگر ترکیب مولکولی اولیه کروموزوم ها، تا حد زیادی به عنوان یک "تترانوکلئوتید احمقانه" رد شد که اعتقاد بر این است که صرفاً به عنوان داربست ساختاری برای پروتئین ها عمل می کند. با این وجود، حتی در این مرحله نوپا، واتسون، تحت تأثیر گروه فاژ، از آزمایش Avery-MacLeod-McCarty آگاه بود، که DNA را به عنوان ماده ژنتیکی معرفی می کرد. تحقیقات دکترای او بر روی استفاده از اشعه ایکس برای غیرفعال کردن ویروس های باکتریایی متمرکز بود.

در سپتامبر 1950، واتسون یک دوره تحقیقاتی یک ساله پسا دکتری را در دانشگاه کپنهاگ آغاز کرد و در ابتدا به آزمایشگاه بیوشیمیدان هرمان کالکار پیوست. تحقیقات Kalckar بر سنتز آنزیمی اسیدهای نوکلئیک متمرکز شد و از فاژها به عنوان یک مدل تجربی استفاده کرد. با این حال، علاقه اصلی واتسون در روشن ساختن ساختار DNA بود، واگرایی که به این معنی بود که اهداف او با کالکار همخوانی نداشت. پس از یک سال همکاری جزئی با Kalckar، واتسون باقیمانده زمان خود را در کپنهاگ به انجام آزمایش‌هایی با فیزیولوژیست میکروبی اوله ماالو، که همچنین یکی از اعضای گروه فاژ بود، اختصاص داد.

این آزمایش‌ها، که واتسون در کنفرانس تابستانی قبلی در Cold Spring Harbor به عنوان یک فاژ رادیواکتیو فاژتر به عنوان یک فاژ فعال کننده رادیوفوسر شناخته شده بود. هدف این بود که مشخص شود کدام اجزای مولکولی ذرات باکتریوفاژ مسئول آلوده کردن باکتری‌های میزبان در طول ورود ویروس هستند. هدف تعیین اینکه آیا پروتئین یا DNA ماده ژنتیکی را تشکیل می‌دهند یا خیر بود. با این حال، پس از مشورت با ماکس دلبروک، محققان به این نتیجه رسیدند که یافته‌های آنها قطعی نیست و نتوانستند مولکول‌های جدید برچسب‌گذاری شده را به‌عنوان DNA به طور قطعی شناسایی کنند. اگرچه واتسون رابطه همکاری سازنده ای با کالکار برقرار نکرد، اما او را در کنفرانسی در ایتالیا همراهی کرد. در آنجا، واتسون مشاهده کرد که موریس ویلکینز داده‌های پراش پرتو ایکس مربوط به DNA را ارائه می‌دهد، که این اعتقاد واتسون را تثبیت کرد که DNA دارای ساختار مولکولی منحصربه‌فردی است که می‌تواند برای روشن شدن دقیق علمی باشد.

در سال 1951، لینوس پاولینگ، رابرت کوری و هرمان برانسون، شیمیدانان مستقر در کالیفرنیا، مدل خود را از آمینو اسید آلفا مارپیچ منتشر کردند، کشفی که ناشی از کار آنها در کریستالوگرافی اشعه ایکس و ساخت مدل مولکولی بود. به دنبال تحقیقات تجربی روی فاژها و سایر افراد که در دانشگاه ایندیانا، موسسه سرم استیتنس (دانمارک)، CSHL و موسسه فناوری کالیفرنیا انجام شد، واتسون علاقه خود را به تسلط بر تکنیک های پراش اشعه ایکس برای روشن کردن ساختار DNA پیدا کرد. در همان تابستان، لوریا با جان کندرو روبرو شد، که متعاقباً فرصت تحقیقاتی جدید پسا دکترا را برای واتسون در انگلستان فراهم کرد. در سال 1951، واتسون همچنین از Stazione Zoologica Anton Dohrn در ناپل بازدید کرد.

شناسایی مارپیچ دوگانه

در اواسط مارس 1953، واتسون و کریک با موفقیت ساختار مارپیچ دوگانه DNA را استنباط کردند. برای پیشرفت آنها، داده‌های تجربی در درجه اول توسط روزالیند فرانکلین در کینگز کالج لندن جمع‌آوری شده بود، که در ابتدا اسناد کافی برای آنها ارائه نشده بود. سر لارنس براگ، که آزمایشگاه کاوندیش را که واتسون و کریک در آنجا تحقیقات خود را انجام می دادند، هدایت می کرد، اولین بار در کنفرانس سولوای در مورد پروتئین ها در بلژیک در 8 آوریل 1953 این کشف را اعلام کرد. با این حال، این اطلاعیه هیچ پوشش خبری دریافت نکرد. واتسون و کریک متعاقباً دست نوشته ای با عنوان «ساختار مولکولی اسیدهای نوکلئیک: ساختاری برای اسید نوکلئیک دئوکسی ریبوز» را به مجله علمی Nature ارسال کردند که در 25 آوریل 1953 منتشر شد.

در آوریل 1953، Brenitznner، Dorothy, Brenitzn, Sydrothy, Brenitzn, Sydrothy, Breenitz, Sydrot, لزلی ارگل و بریل ام. اوتون از جمله افرادی بودند که مدل ساختار DNA را که توسط کریک و واتسون توسعه داده شده بود مشاهده کردند، در حالی که آنها به بخش شیمی دانشگاه آکسفورد وابسته بودند. مدل جدید DNA تحسین قابل توجهی را از سوی همه، به ویژه برنر، که بعداً با کریک در کمبریج در آزمایشگاه کاوندیش و آزمایشگاه تازه تاسیس زیست شناسی مولکولی همکاری کرد، برانگیخت. بریل اوتون (بعدها ریمر) نقل کرد که پس از اینکه هاجکین از سفر قریب الوقوع خود به کمبریج برای بررسی مدل ساختار DNA به آنها اطلاع داد، گروه با دو وسیله نقلیه سفر کردند.

در 30 مه 1953، روزنامه دانشجویی دانشگاه کمبریج Varsity مقاله مختصر خود را در جزئیات این کشف منتشر کرد. واتسون بعداً در هجدهمین سمپوزیوم Cold Spring Harbor در مورد ویروس ها در اوایل ژوئن 1953، تقریباً شش هفته پس از انتشار مقاله Watson و Crick در Nature، مقاله ای در مورد ساختار DNA دو مارپیچ ارائه کرد. تعداد قابل توجهی از حاضران در این سمپوزیوم هنوز از این کشف بی اطلاع بودند. در نتیجه، سمپوزیوم Cold Spring Harbor در سال 1953 به عنوان فرصت اولیه برای بسیاری برای مشاهده مدل مارپیچ دوگانه DNA بود. واتسون، کریک و ویلکینز مجموعاً جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را در سال 1962 به خاطر تحقیقات خود در مورد ساختار اسیدهای نوکلئیک دریافت کردند. روزالیند فرانکلین که در سال 1958 درگذشت، در نتیجه واجد شرایط نامزدی نبود. روشن شدن ساختار مارپیچ دوگانه DNA به طور گسترده به عنوان یک لحظه محوری در تاریخ علمی در نظر گرفته می شود که اساساً درک زندگی را تغییر می دهد و دوران مدرن زیست شناسی را آغاز می کند.

نامزدی با Rosalind Franklin و Raymond Gosling

استفاده از داده‌های پراش پرتو ایکس DNA، که عمدتاً توسط روزالیند فرانکلین و شاگردش ریموند گاسلینگ، توسط واتسون و کریک جمع‌آوری شده است، بررسی‌های آکادمیک قابل توجهی را به خود جلب کرده است. منتقدان معتقدند که واتسون و همکارانش نتوانستند به اندازه کافی سهم مهم فرانکلین در کشف ساختار مارپیچ دوگانه را تصدیق کنند. رابرت پی کریس مشاهده کرد که "چنین رفتار خسیسی ممکن است در بین دانشمندان ناشناخته یا حتی غیر معمول نباشد." الگوهای پراش پرتو ایکس با وضوح بالا از DNA فرانکلین یافته‌های منتشر نشده‌ای را تشکیل می‌دهند که واتسون و کریک بدون اطلاع یا رضایت صریح او آن‌ها را در مدل مارپیچ دوگانه خود گنجانده‌اند. داده‌های او تخمین‌هایی از محتوای آب درون کریستال‌های DNA ارائه می‌دهد که نشان‌دهنده سازگاری با قرارگیری دو ستون فقرات قند-فسفات در قسمت بیرونی مولکول است. فرانکلین صریحاً به کریک و واتسون اطلاع داد که ستون فقرات در خارج قرار دارند. قبل از این، هم لینوس پاولینگ و هم واتسون و کریک مدل‌های نادرستی با زنجیره‌های داخلی و پایه‌های بیرون‌آمده را پیشنهاد کرده بودند. علاوه بر این، تعیین گروه فضایی برای کریستال‌های DNA به کریک این بینش حیاتی را ارائه داد که دو رشته DNA ضد موازی هستند.

تصاویر پراش اشعه ایکس به‌دست‌آمده توسط گاسلینگ و فرانکلین، قانع‌کننده‌ترین شواهدی را ارائه کرد که از پیکربندی مارپیچی DNA پشتیبانی می‌کرد. واتسون و کریک از طریق سه کانال مجزا به داده های منتشر نشده فرانکلین دسترسی پیدا کردند:

  1. سمیناری که او در سال 1951 برگزار کرد و واتسون در آن شرکت کرد.
  2. بحث‌هایی با ویلکینز که همکار فرانکلین در همان آزمایشگاه بود، انجام شد.
  3. گزارش پیشرفت تحقیقات با هدف تقویت هماهنگی بین آزمایشگاه‌های مورد حمایت شورای تحقیقات پزشکی (MRC) نیز عاملی بود. هر چهار دانشمند - واتسون، کریک، ویلکینز و فرانکلین - به آزمایشگاه‌های MRC وابسته بودند.

در یک نشریه در سال 1954، واتسون و کریک پذیرفتند که "فرمول بندی ساختار ما بدون داده های فرانکلین، اگر غیرممکن نبود، بسیار بعید بود." بعداً، واتسون در The Double Helix اعتراف کرد، "البته، رزی مستقیماً داده‌های خود را به ما نداد. برای این موضوع، هیچ‌کس در کینگ متوجه نشد که آنها در دست ما هستند." اخیراً، واتسون به دلیل «رفتار زن ستیزانه» با فرانکلین و تأیید ناکافی او از مشارکت او در تحقیقات DNA، در رسانه های عمومی و علمی با انتقادهایی مواجه شده است. یکی از منتقدان خاطرنشان کرد که تصویر واتسون از فرانکلین در مارپیچ دوگانه نامطلوب بود و نشان می‌دهد که او صرفاً دستیار ویلکینز بوده و قادر به تفسیر داده‌های DNA خود نیست. این اتهام بی اساس بود، زیرا فرانکلین به کریک و واتسون اطلاع داده بود که ستون فقرات مارپیچ باید در خارج قرار گیرد. مقاله برندا مادوکس در سال 2003 در Nature بیشتر در این مورد توضیح داد.

سایر اظهارات تحقیرآمیز درباره "رزی" در کتاب واتسون توجه جنبش نوپای زنان را در اواخر دهه 1960 جلب کرد. اینها شامل جملاتی از قبیل: "معلوم است که رزی باید می رفت یا به جای خود قرار می گرفت... متأسفانه موریس نمی توانست هیچ راه مناسبی برای دادن چکمه به رزی ببیند" و "مسلماً راه بدی برای بیرون رفتن در ناخوشایند یک ... شب نوامبر این بود که زنی به او بگوید که از اظهار نظر درباره موضوعی که برای آن آموزش ندیده اید خودداری کند. رابرت پی کریس مشاهده کرد که "[فرانکلین] به کشف ساختار DNA نزدیک بود، اما این کار را انجام نداد. عنوان "کاشف" به کسانی می رسد که برای اولین بار این قطعات را با هم هماهنگ کردند." برعکس، جرمی برنشتاین مفهوم فرانکلین را به عنوان یک "قربانی" رد کرد و اظهار داشت که "[واتسون و کریک] طرح مارپیچ دوگانه را عملی کردند. به همین سادگی است." با این حال، متیو کاب و ناتانیل سی. کامفورت ادعا کردند که «فرانکلین قربانی چگونگی حل مارپیچ دوگانه DNA نبوده است»، او در واقع «یکی مساوی در حل ساختار مشارکت داشته است.»

بررسی مکاتبات بین فرانکلین و واتسون که در بایگانی‌های موجود در CSHL نگهداری می‌شود، نشان می‌دهد که دو متخصص علمی فرعی مبادله‌کننده محصول CSHQ درگیر هستند. فرانکلین از واتسون در مورد تحقیقاتش در مورد RNA ویروس موزاییک تنباکو به دنبال مشاوره بود. نامه‌های او از سلام‌های استاندارد و غیرقابل‌توجه استفاده می‌کردند، با «جیم عزیز» شروع می‌شد و با «بهترین آرزوها، برای شما، روزالیند» به پایان می‌رسید. هر دانشمند مشارکت‌های متمایز خود را در توضیح ساختار DNA در مقالات جداگانه منتشر کرد، با یافته‌های همه مشارکت‌کنندگان در همان جلد Nature. این مقالات زیست شناسی مولکولی منی به این موارد ذکر شده است: Watson J. D. and Crick F. H. C. "A Structure for Deoxyribose Nucleic Acid." طبیعت 171, 737-738 (1953); Wilkins M. H. F., Stokes A. R. & Wilson H. R. "ساختار مولکولی اسیدهای نوکلئیک دئوکسی پنتوز". طبیعت 171, 738-740 (1953); Franklin R. و Gosling R. G. "پیکربندی مولکولی در تیمونوکلئات سدیم." طبیعت 171، 740-741 (1953).

دانشگاه هاروارد

در سال 1956، واتسون به بخش زیست شناسی دانشگاه هاروارد در کمبریج، ماساچوست پیوست. تحقیقات او در هاروارد در درجه اول به بررسی RNA و عملکرد آن در انتقال اطلاعات ژنتیکی پرداخت. او تا سال 1976 عضو هیأت علمی دانشگاه هاروارد بود، علی‌رغم اینکه هشت سال قبل ریاست آزمایشگاه کلد اسپرینگ هاربر را بر عهده گرفت.

در حالی که در هاروارد بود، واتسون درگیر فعالیت‌هایی بود، از جمله اعتراض علیه جنگ ویتنام، جایی که او گروهی متشکل از 12 زیست‌شناس و بیوشیمی‌دان را رهبری کرد. در سال 1975، به مناسبت سی امین سالگرد بمباران هیروشیما، واتسون در میان بیش از 2000 دانشمند و مهندس بود که رئیس جمهور جرالد فورد را خطاب قرار داد و مخالفت خود را با گسترش سلاح های هسته ای اعلام کرد. آنها ادعا کردند که هیچ روش تأیید شده ای برای دفع ایمن زباله های رادیواکتیو وجود ندارد و تأسیسات هسته ای به دلیل پتانسیل دستیابی تروریست ها به پلوتونیوم، خطر امنیتی دارند.

کتاب درسی اولیه واتسون، زیست شناسی مولکولی ژن، از استفاده نوآورانه از زیرعنوان های مختصر و توضیحی استفاده می کرد. متعاقبا، او گروهی از نویسندگان علمی را برای دومین کتاب درسی خود، زیست شناسی مولکولی سلول هماهنگ کرد. سومین انتشار او، DNA نوترکیب، نشان داد که چگونه مهندسی ژنتیک درک پیشرفته ای از عملکرد ارگانیسم داشته است.

انتشار The Double Helix

در سال 1968، واتسون مارپیچ دوگانه را نوشت، اثری که توسط هیئت مدیره کتابخانه مدرن به عنوان هفتمین مدخل فهرست 100 بهترین کتاب غیرداستانی شناخته شد. این نشریه تاریخچه کشف ساختار DNA، جزئیات شخصیت‌های درگیر، درگیری‌های ذاتی و جنجال‌های اطراف، در کنار بازتاب‌های احساسی شخصی واتسون از آن دوره را شرح می‌دهد. در ابتدا، واتسون قصد داشت عنوان کتاب را «جیم صادق» بگذارد. انتشار آن با جنجال قابل توجهی مواجه شد. انتشارات دانشگاه هاروارد، مؤسسه وابسته به واتسون، در ابتدا قصد داشت آن را منتشر کند اما به دنبال مخالفت چهره هایی مانند فرانسیس کریک و موریس ویلکینز، پروژه را پس گرفت. در نتیجه، این کتاب توسط یک ناشر تجاری منتشر شد. فرانسیس کریک در مصاحبه ای برای کتاب آن سیر، رزالیند فرانکلین و DNA (منتشر شده در سال 1975 و در سال 2000 مجدداً منتشر شد)، شرح واتسون را به عنوان "مجموعه ای تحقیرآمیز از مزخرفات لعنتی" رد کرد.

وابسته آزمایشگاه Cold Spring Harbor

واتسون در سال 1968 مدیریت آزمایشگاه Cold Spring Harbor (CSHL) را بر عهده گرفت. بین سالهای 1970 و 1972، او و همسرش الیزابت دو پسر داشتند و تا سال 1974، خانواده اقامت دائم در Cold Spring Harbor را ایجاد کردند. رهبری واتسون در آزمایشگاه تقریباً 35 سال طول کشید، در طی آن او به عنوان مدیر و رئیس خدمت کرد، قبل از انتقال به سمت صدراعظم و متعاقباً صدراعظم ممتاز.

در طول دوران تصدی خود به عنوان مدیر، رئیس و صدراعظم، واتسون CSHL را در فرمول‌بندی دستورات دوگانه‌شناسی معاصر راهنمایی کرد: درک و توانایی تشخیص و درمان سرطان‌ها، بیماری‌های عصبی و سایر علل رنج انسان.» تحت رهبری او، آزمایشگاه Cold Spring Harbor به طور قابل توجهی هم تلاش های تحقیقاتی و هم ابتکارات آموزشی علمی خود را گسترش داد. او به دلیل "تبدیل یک مرکز کوچک به یکی از موسسات آموزشی و تحقیقاتی بزرگ جهان" به طور گسترده شناخته شده است. علاوه بر این، با ایجاد برنامه ای اختصاص یافته به بررسی علت شناسی سرطان انسان، دانشمندانی که تحت هدایت او فعالیت می کردند، کمک های قابل توجهی در روشن کردن زمینه های ژنتیکی این بیماری داشتند. بروس استیلمن، رئیس آزمایشگاه، به طور گذشته نگر دستاوردهای واتسون را با بیان این جمله خلاصه کرد: "جیم واتسون یک محیط تحقیقاتی ایجاد کرد که در دنیای علم بی نظیر است."

در سال 2007، واتسون دیدگاه خود را بیان کرد و گفت: "من مخالف جناح چپ شدم زیرا آنها گاهی اوقات ژنتیک را دوست ندارند، ما ژنتیک را دوست نداریم. ژن‌ها می‌خواهند همه شکست‌ها در زندگی ناشی از سیستم شیطانی باشد."

پروژه ژنوم انسان

در سال 1990، واتسون به عنوان رهبری پروژه ژنوم انسانی در مؤسسه ملی بهداشت منصوب شد، این نقش را تا 10 آوریل 1992 حفظ کرد. خروج او از این پروژه به دلیل اختلاف نظر با مدیر جدید NIH، برنادین هیلی، به ویژه در مورد تلاش های هیلی برای ثبت اختراع و ادعای مالکیت اختراع بود. از طبیعت." دو سال قبل از استعفای خود، واتسون نظر خود را در مورد این بحث طولانی، که آن را مانعی غیرمنطقی برای تحقیقات علمی می‌دانست، علناً بیان کرده بود و می‌گفت: «ملت‌های جهان باید ببینند که ژنوم انسان متعلق به مردم جهان است، نه ملت‌های آن». استعفای او در عرض چند هفته پس از اعلام سال 1992 رخ داد که NIH قصد دارد درخواست های ثبت اختراع برای cDNA های خاص مغز را ثبت کند. پس از آن، موضوع قابلیت ثبت اختراع ژن در ایالات متحده توسط دادگاه عالی، به ویژه در انجمن آسیب شناسی مولکولی در برابر اداره ثبت اختراع و علائم تجاری ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفت.

واتسون در سال 1994 ریاست آزمایشگاه Cold Spring Harbor را بر عهده گرفت، در حالی که فرانسیس کالینز به عنوان مدیر پروژه ژنوم انسانی جانشین او شد. در سال 1997، اظهارات واتسون در ساندی تلگراف، مبنی بر اینکه یک زن باید گزینه ای برای سقط جنین در صورت شناسایی ژنی که همجنس گرایی را تعیین می کند، داشته باشد، جنجال برانگیخت. ریچارد داوکینز، زیست‌شناس، متعاقباً در نامه‌ای به ایندیپندنت استدلال کرد که ساندی تلگراف موضع واتسون را نادرست توصیف کرده است و اظهار داشت که حمایت واتسون از انتخاب به همان اندازه به تصمیم سقط جنین یک کودک دگرجنس‌گرا نیز کشیده شده است. "هر وقت با افراد چاق مصاحبه می کنید، احساس بدی دارید، زیرا می دانید که آنها را استخدام نمی کنید." او به طور مداوم از غربالگری و مهندسی ژنتیک در گفتمان عمومی دفاع می کرد و اظهار داشت که حماقت یک بیماری است و پایین ترین 10 درصد از جمعیت که "واقعا احمق" تلقی می شوند باید اصلاح ژنتیکی شوند. علاوه بر این، در سال 2003، او مهندسی ژنتیک زیبایی را پیشنهاد داد و اظهار داشت: "مردم می گویند اگر همه دخترها را زیبا کنیم وحشتناک خواهد بود. من فکر می کنم عالی خواهد بود."

در 31 مه 2007، واتسون دومین فردی بود که پس از کریگ ونتر، توالی ژنوم کامل خود را به صورت آنلاین منتشر کرد. این دستاورد حاصل همکاری 454 شرکت علوم زیستی و دانشمندان در مرکز توالی ژنوم انسانی، کالج پزشکی بیلور بود که این توالی را به او ارائه کردند. واتسون انگیزه خود را بیان کرد و اظهار داشت: "من توالی ژنوم خود را برای تشویق توسعه یک دوره پزشکی شخصی سازی شده قرار می دهم، که در آن اطلاعات موجود در ژنوم ما می تواند برای شناسایی و پیشگیری از بیماری و ایجاد درمان های پزشکی فردی استفاده شود."

شغل و فعالیت های بعدی

در سال 2014، واتسون مقاله‌ای در The Lancet نوشت که نقش جایگزینی برای اکسیدان‌های بیولوژیکی در بیماری‌های مختلف از جمله دیابت، زوال عقل، بیماری‌های قلبی و سرطان پیشنهاد می‌کرد. او درک مرسوم دیابت نوع 2 را به چالش کشید که این وضعیت را به فرآیندهای اکسیداتیو منتهی به التهاب و مرگ سلول های پانکراس نسبت می دهد. در عوض، واتسون در توضیح این دیدگاه اظهار داشت که علت اصلی چنین التهابی "فقدان اکسیدان های بیولوژیکی است، نه زیاده روی". در حالی که برخی از منتقدان این فرضیه را غیراصولی و فاقد شایستگی رد کردند و پیشنهاد کردند که Lancet آن را صرفاً به دلیل شهرت واتسون منتشر کرده است، دانشمندان دیگر نظریه او را تأیید کردند و کاربرد آن را برای درک توسعه و پیشرفت سرطان در زمینه کمبود اکسیدان پیشنهاد کردند.

مدال در سال 2014، با استناد به تصور او از طرد شدن به عنوان یک "غیر شخص". بخشی از درآمد حاصل از این فروش به حمایت از تحقیقات علمی اختصاص یافت. این مدال در حراج کریستی در دسامبر 2014 به مبلغ 4.1 میلیون دلار آمریکا رسید. واتسون قصد داشت این بودجه را به تلاش‌های حفاظتی در لانگ آیلند و حمایت از طرح‌های تحقیقاتی در کالج ترینیتی دوبلین اختصاص دهد. قابل ذکر است، او اولین برنده زنده جایزه نوبل بود که مدال خود را به حراج گذاشت، که متعاقباً توسط خریدار، علیشیر عثمانوف، به او بازگردانده شد.

دانشجویان برجسته سابق

چند نفر از دانشجویان دکترای سابق واتسون، از جمله ماریو کاپچی، باب هورویتز، پیتر بی مور، و جوآن استیتز، به شهرت قابل توجهی دست یافتند. واتسون علاوه بر دانشجویان دکترای خود، همچنین به بسیاری از محققان و کارآموزان فوق دکتری مانند ایوان بیرنی، رونالد دبلیو دیویس، فیلیپ آلن شارپ، جان توز و ریچارد جی رابرتز راهنمایی می‌کرد.

وابستگی های اضافی

واتسون در هیئت مدیره United Biomedical, Inc.، شرکتی که توسط چانگ یی وانگ تأسیس شده بود، به مدت شش سال قبل از بازنشستگی از هیئت مدیره در سال 1999 خدمت کرد. در ژانویه 2007، او دعوت لئونور بلزا، رئیس بنیاد Champalimaud را برای رهبری شورای علمی بنیاد Champalimaud

<2 an مشاوره علمی پذیرفت. واتسون به عنوان مشاور ارشد گروه سرمایه گذاری Cheerland، یک شرکت سرمایه گذاری چینی که حامی سفر او بود، منصوب شد. او همچنین نقش مشاوره ای در موسسه آلن برای علوم مغز داشت.

از افراد خسته کننده اجتناب کنید

جیمز واتسون با کریگ ونتر در مورد استفاده ونتر از قطعات EST در طول تصدی خود در مؤسسه ملی بهداشت اختلاف نظر داشت. متعاقباً، ونتر سلرا ژنومیکس را تأسیس کرد و رقابت خود را با واتسون تداوم بخشید، واتسون از ونتر به عنوان «هیتلر» یاد می‌کرد.

در کتاب خاطرات خود در سال 2007، از مردم خسته‌کننده اجتناب کنید: درس‌هایی از یک زندگی در علم، واتسون همتایان دانشگاهی خود را با استفاده از اصطلاحات بدبینانه توصیف کرد. "هست بوده"، "متوسط" و "بیهوده". استیو شاپین، که در مجله هاروارد می نویسد، مشاهده کرد که واتسون یک "کتاب آداب و رسوم" غیر متعارف را نوشته است، که مهارت های لازم برای مراحل مختلف یک حرفه علمی را شرح می دهد، و به شهرت واتسون برای پیشبرد تهاجمی اهدافش در دانشگاه اشاره کرد. اگرچه ای. او. ویلسون در ابتدا واتسون را به عنوان "ناخوشایندترین انسانی که تا به حال ملاقات کرده ام" توصیف کرد، اما بعداً در یک مصاحبه تلویزیونی اظهار داشت که آنها را دوستان می دانست و رقابت هاروارد آنها را - که ناشی از رقابت برای تامین بودجه تحقیقاتی بود - به عنوان "تاریخ قدیمی" نادیده گرفت. رئیس سابق دانشگاه هاروارد، که در سال 2006 تا حدودی به دلیل اظهارات جنجالی در مورد زنان و علم استعفا داد. واتسون همچنین در پایان بیان کرد: "هر کسی که صادقانه علاقه مند به درک عدم تعادل در بازنمایی مردان و زنان در علم است، باید به طور منطقی آمادگی داشته باشد که حداقل تا چه حد ممکن است طبیعت را در نظر بگیرد، حتی با وجود شواهد روشن که پرورش به شدت دخیل است."

گفتمان عمومی در مورد ژنتیک، هوش و

جنجال های پیرامون جبر ژنتیکی

در خلال کنفرانسی در سال 2000، واتسون یک ارتباط بین رنگدانه پوست و میل جنسی را مطرح کرد و این نظریه را مطرح کرد که افراد با پوست تیره‌تر میل جنسی بیشتری دارند. ارائه او ادعا کرد که عصاره ملانین، مسئول رنگ پوست، برای تقویت میل جنسی افراد مشاهده شده است. شرکت کنندگان گزارش دادند که او اظهار داشت: "به همین دلیل است که شما عاشقان لاتین هستید. شما هرگز در مورد یک عاشق انگلیسی نشنیده اید. فقط یک بیمار انگلیسی." واتسون همچنین ادعا کرد که زیربنای ژنتیکی کلیشه‌های مرتبط با گروه‌های نژادی و قومی مختلف دارد و به هوش یهودی، هوش چینی همراه با فقدان خلاقیت به دلیل انتخاب برای انطباق، و اطاعت هندی که به انتخاب تحت درون‌همسری کاست نسبت داده می‌شود، ادعا کرد. واتسون در مورد تفاوت در هوش بین جمعیت سیاه و سفید اظهار داشت که "همه سیاست های اجتماعی ما بر این واقعیت استوار است که هوش آنها (سیاه پوستان) با ما (سفیدپوستان) یکسان است - در حالی که همه آزمایش ها نشان می دهد که واقعاً ... افرادی که باید با کارمندان سیاه پوست سر و کار داشته باشند این را درست نمی دانند."

واتسون مکرراً تأیید کرد که تفاوت های میانگین مشاهده شده بین سیاه پوستان مشخص شده است. در اوایل اکتبر 2007، واتسون در طی مصاحبه ای با شارلوت هانت گراب در آزمایشگاه کلد اسپرینگ هاربر (CSHL)، دیدگاه خود را مبنی بر اینکه آفریقایی ها هوش کمتری نسبت به غربی ها از خود نشان می دهند، بیان کرد. در حالی که واتسون مدعی بود که قصدش ترویج علم به جای نژادپرستی است، چندین سالن در بریتانیا حضورهای برنامه ریزی شده او را لغو کردند که منجر به لغو باقی مانده تور او شد. سرمقاله ای در Nature اظهارات او را "فراتر از رنگ پریدگی" تلقی کرد، اما از لغو این تور ابراز تاسف کرد و نشان داد که این تور به واتسون اجازه می دهد مستقیماً با منتقدان خود روبرو شود و بحث های علمی در مورد این موضوع را تقویت کند. در نتیجه، هیئت امنای آزمایشگاه Cold Spring Harbor مسئولیت‌های اداری واتسون را به حالت تعلیق درآورد. واتسون متعاقباً عذرخواهی کرد و در سن 79 سالگی از CSHL بازنشسته شد و آنچه را که آزمایشگاه به عنوان "نزدیک به 40 سال خدمت برجسته" توصیف کرد، به پایان رساند. واتسون بازنشستگی خود را به سن و شرایط پیش بینی نشده و نامطلوب خود نسبت داد.

در سال 2008، واتسون به عنوان صدراعظم بازنشسته CSHL منصوب شد و به ارائه مشاوره و راهنمایی برای کار پروژه در آزمایشگاه ادامه داد. در یک مستند بی بی سی که در آن سال منتشر شد، واتسون اظهار داشت که خود را نژادپرست نمی داند. با این حال، در ژانویه 2019، به دنبال پخش یک مستند تلویزیونی از سال قبل که در آن او دیدگاه‌های خود را در مورد نژاد و ژنتیک تکرار کرد، CSHL تمام عناوین افتخاری را که قبلاً به واتسون اعطا شده بود، لغو کرد و تمام وابستگی‌های باقی مانده با او را قطع کرد. واتسون به این تحولات پاسخی نداد.

پذیرش حیاتی و میراث ماندگار

منتقدان و مردم دیدگاه‌های علمی او را نژادپرستانه، جنسیت‌گرا و قابل اعتراض دانسته‌اند. جفری کلوگر در نوشتن برای Time، مشارکت های علمی واتسون را که باعث پیشرفت تحقیقات و فناوری مدرن شد، با اظهارات جنجالی نژادپرستانه و جنسیتی او مقایسه کرد و امکان جشن گرفتن دستاوردهای علمی او بدون چشم پوشی از اظهارات مشکل ساز او را زیر سوال برد. مورخ حقوقی، پل لومباردو، میراث واتسون را پیچیده توصیف کرد و به مخالفت وی با برنامه های عقیم سازی اجباری تحت حمایت دولت اشاره کرد، اما مشاهده کرد که این موضع با اظهارات مکرر او مبنی بر اینکه نژادپرستی مبنای ژنتیکی دارد، به خطر افتاده است.

زندگی و مرگ شخصی

واتسون به عنوان یک آتئیست معرفی شد. در سال 2003، او به 21 برنده جایزه نوبل دیگر پیوست و مانیفست اومانیست را تایید کرد. او علناً در Time اظهار داشت که 1000 دلار به کمپین انتخابات ریاست جمهوری 2016 برنی سندرز کمک کرده است.

واتسون در سال 1968 با الیزابت لوئیس ازدواج کرد. این زوج دو پسر داشتند: روفوس رابرت واتسون، متولد 1970، و دانکن جیمز واتسون که اغلب در 1972 متولد شد. روفوس، که با اسکیزوفرنی زندگی می‌کند، با هدف تقویت پیشرفت‌ها در درک و درمان بیماری‌های روانی از طریق کاوش در زمینه‌های ژنتیکی آن.

واتسون در ۶ نوامبر ۲۰۲۵ در نورث پورت شرقی، نیویورک، در سن ۹۷ سالگی، یک هفته پس از ورود به بیمارستان برای درمان عفونت درگذشت. پس از مرگ او، نیویورک تایمز واتسون را به عنوان یکی از برجسته ترین دانشمندان قرن بیستم شناخت و همزمان به ماهیت بحث انگیز دیدگاه های نژادی او اشاره کرد. بی‌بی‌سی تاکید کرد که تحقیقات واتسون در روشن کردن تکثیر DNA و انتقال اطلاعات ژنتیکی مفید بوده و در نتیجه پیشرفت قابل توجهی در زیست‌شناسی مولکولی را تسهیل می‌کند.

جوایز و افتخارات

واتسون جوایز متعددی دریافت کرد، از جمله:

مدرک افتخاری دریافت شد

وابستگی های حرفه ای و افتخاری

  • ژنتیک رفتاری – مطالعه تعاملات ژنتیکی-محیط مؤثر بر رفتارصفحاتی که توضیحات کوتاهی از اهداف تغییر مسیر را نشان می‌دهند
  • تاریخچه زیست شناسی RNA
  • فهرست زیست شناسان RNA
  • پزشکی پیش‌بینی‌کننده – رشته پزشکی مربوط به پیش‌بینی بیماری‌های آینده یک بیمار
  • توالی یابی کل ژنوم - تعیین توالی تمام DNA یک فرد در یک زمان

مراجع

Chadarevian, S. (2002). طرح هایی برای زندگی: زیست شناسی مولکولی پس از جنگ جهانی دوم. انتشارات دانشگاه کمبریج شابک 0-521-57078-6.

  • چدارویان، س. (1381); طراحی برای زندگی: زیست شناسی مولکولی پس از جنگ جهانی دوم. انتشارات دانشگاه کمبریج؛ ISBN 0-521-57078-6.
  • چارگاف، اروین (1978). آتش هراکلیتی. نیویورک: راکفلر مطبوعاتی.
  • Chomet, S. (ویرایش). (1994). D.N.A.: پیدایش یک کشف. لندن: نشر نیومن-نیمکره.
  • کالینز، فرانسیس (2004). به صلح با علم: پل زدن بین ایمان و زیست شناسی. مطبوعات InterVarsity. شابک 978-0-8308-2742-8.
  • کالینز، فرانسیس (2007). زبان خدا: دانشمندی شواهدی برای باور ارائه می دهد. مطبوعات آزاد. ISBN 978-1-4165-4274-2.
  • کریک، F. H. C. (1988). What Mad Pursuit: نمایی شخصی از کشف علمی. (نسخه تجدید چاپ کتابهای پایه، 1990). ISBN 0-465-09138-5.
  • فینچ، جی. (2008). یک همکار نوبل در هر طبقه. شورای تحقیقات پزشکی ISBN 978-1-84046-940-0. (جزئیات آزمایشگاه MRC بیولوژی مولکولی، کمبریج).
  • فریدبرگ، ای سی (2010). سیدنی برنر: بیوگرافی. CSHL را فشار دهید. ISBN 0-87969-947-7.
  • فریدبورگ، ای سی (2005). زندگی نویسندگی جیمز دی واتسون. مطبوعات آزمایشگاهی Cold Spring Harbor. ISBN 0-87969-700-8.
  • Hunter, G. (2004). نور یک پیام رسان است: زندگی و علم ویلیام لارنس براگ. انتشارات دانشگاه آکسفورد ISBN 0-19-852921-X.
  • انگلیس، جی.، سامبروک، جی.، و & Witkowski، J. A. (ویرایشات). (2003). علم الهام بخش: جیم واتسون و عصر DNA. مطبوعات آزمایشگاهی Cold Spring Harbor. ISBN 978-0-87969-698-6.
  • Judson, H. F. (1996). هشتمین روز خلقت: سازندگان انقلاب در زیست شناسی، نسخه گسترده. مطبوعات آزمایشگاهی Cold Spring Harbor. ISBN 0-87969-478-5.
  • مدوکس، بی. (2003). رزالیند فرانکلین: بانوی تاریک DNA. هارپر پرنیال. ISBN 0-06-098508-9.
  • McEleheny، Victor K. (2003). واتسون و DNA: ایجاد یک انقلاب علمی. کتاب های پرسئوس ISBN 0-7382-0341-6.
  • البی، رابرت (1974). مسیر مارپیچ دوگانه: کشف DNA. لندن: مک میلان. ISBN 0-486-68117-3. این کتاب درسی قطعی در مورد DNA شامل پیشگفتاری از فرانسیس کریک است و در سال 1994 با یک پست 9 صفحه ای دیگر بازنگری شد.
  • Olby, Robert (ژانويه 2003). "اولین بازی آرام برای دو هلیکس." طبیعت، جلد. 421، صفحات 402-405.
  • اولبی، رابرت (اوت 2009). فرانسیس کریک: شکارچی اسرار زندگی. مطبوعات آزمایشگاهی Cold Spring Harbor. ISBN 978-0-87969-798-3.
  • ریدلی، مت (2006). فرانسیس کریک: کاشف کد ژنتیک (زندگی برجسته). نیویورک: هارپر کالینز. ISBN 0-06-082333-X.
  • سایر، آن (1975/2000). رزالیند فرانکلین و DNA. نیویورک/لندن: W. W. Norton & شرکت. ISBN 978-0-393-32044-2.
  • ویلکینز، موریس (2003). مرد سوم مارپیچ دوگانه: زندگی نامه موریس ویلکینز. آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد. ISBN 0-19-860665-6.
  • تاریخ دانشگاه کمبریج: جلد 4: 1870 تا 1990. انتشارات دانشگاه کمبریج، 1992.

مجموعه ای از آثار منتشر شده

  • Watson, J. D. (1968). مارپیچ دوگانه: گزارش شخصی از کشف ساختار DNA. نیویورک: Atheneum.
  • Watson, J. D., Baker, T. A., Bell, S. P., Gann, A., Levine, M., & Losick, R. (2003). زیست شناسی مولکولی ژن (ویرایش پنجم). نیویورک: بنجامین کامینگز. ISBN 0-8053-4635-X.
  • Watson, J. D., & Berry, A. (2003). DNA: راز زندگی. نیویورک: رندوم هاوس. ISBN 0-375-41546-7.از خسته کردن افراد و درس‌های دیگر از زندگی در علم اجتناب کنید. نیویورک: رندوم هاوس، ص. 366. ISBN 978-0-375-41284-4.
    • مجموعه جیمز دی واتسون در آزمایشگاه Cold Spring Harbor
    • جیمز دی واتسون، دکترا، بیوگرافی و مصاحبه در آکادمی دستاوردهای آمریکا
    • جیمز واتسون در TED
    • جیمز دی واتسون اخبار و نظرات را در نیویورک تایمز
    جمع آوری کرد
Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره James Watson

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی James Watson.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره James Watson James Watson کیست زندگی James Watson پژوهش‌های James Watson کشف‌های James Watson دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • James Watson کیست؟
  • James Watson چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی James Watson چیست؟
  • چرا James Watson مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش