TORIma Academy Logo TORIma Academy
Jean-Baptiste Lamarck
دانش

Jean-Baptiste Lamarck

TORIma آکادمی — زیست شناس

Jean-Baptiste Lamarck

Jean-Baptiste Lamarck

ژان باپتیست پیر آنتوان دو مونه، شوالیه دو لامارک (۱ اوت ۱۷۴۴ - ۱۸ دسامبر ۱۸۲۹)، که اغلب با نام لامارک (به فرانسوی: [ʒɑ̃batist lamaʁk]) شناخته می‌شود،…

Jean-Baptiste Pierre Antoine de Monet، شوالیه دو لامارک (1 اوت 1744 - 18 دسامبر 1829)، که معمولاً با نام لامارک (؛ فرانسوی: [ʒɑ̃batist lamaʁk]) شناخته می شود، یک شخصیت برجسته، دانشگاهی، طبیعی و نظامی فرانسوی بود. او به عنوان یکی از مدافعان اولیه مفهوم تکامل بیولوژیکی شناخته می‌شود و پیشنهاد می‌کند که طبق قوانین طبیعی آشکار شود، اگرچه مکانیسم‌های خاصی که او مطرح کرد تا حد زیادی بی‌اعتبار شده است.

ژان باتیست پیر آنتوان دو مونه، شوالیه د لامارک (۱ اوت ۱۷۴۴ – ۱۸ دسامبر ۱۸۲۹)، اغلب با نام لامارک (; فرانسوی: ، شناخته می‌شود. یک طبیعت شناس، زیست شناس، دانشگاهی و سرباز فرانسوی. او یکی از طرفداران اولیه این ایده بود که تکامل بیولوژیکی رخ داده و مطابق با قوانین طبیعی پیش می‌رود، اگرچه مکانیسم پیشنهادی او به طور کلی رد شده است.

لامارک در جنگ هفت ساله علیه پروس شرکت کرد و برای شجاعت خود در میدان نبرد یک کمیسیون نظامی دریافت کرد. زمانی که در موناکو مستقر بود، به تاریخ طبیعی علاقه مند شد و تصمیم گرفت مطالعات پزشکی را دنبال کند. پس از جراحت در سال 1766، او از خدمت سربازی بازنشسته شد و تحصیلات پزشکی خود را از سر گرفت. لامارک علاقه شدیدی به گیاه شناسی پرورش داد که با انتشار اثر سه جلدی او به نام Flore françoise (1778) به اوج رسید، که منجر به انتخاب او به آکادمی علوم فرانسه در سال 1779 شد. درگیری او با Jardin des Plantes منجر به انتصاب او به کرسی زیرزمینی گیاه شناسی در 1788 شد. موزه ملی تاریخ طبیعی توسط مجلس ملی فرانسه در سال 1793، لامارک به مقام استادی در جانورشناسی منتقل شد.

در سال 1801، لامارک Système des animaux sans vertèbres را منتشر کرد، یک نشریه مهم که به طبقه‌بندی واژه‌های معکوس اختصاص داشت. تا سال 1802، از طریق نشریه دیگری، او جزو اولین کسانی بود که اصطلاح "زیست شناسی" را با معنای امروزی آن به کار برد. لامارک موقعیت خود را به عنوان یک مرجع برجسته در جانورشناسی بی مهرگان حفظ کرد. در زمینه مالاکولوژی، او به‌ویژه به‌عنوان یک طبقه‌شناس با تأثیر قابل توجه شناخته می‌شود.

در گفتمان معاصر، لامارک عمدتاً به دلیل نظریه‌اش درباره وراثت ویژگی‌های اکتسابی شناخته می‌شود، که به‌طور متفاوتی لامارکیسم نامیده می‌شود (تعیینی که دقیقاً منعکس‌کننده آن است)، وراثت نرم، یا نظریه‌ای که از آن استفاده می‌کند/استفاده می‌کند. Philosophie zoologique. در حالی که مفهوم وراثت نرم قبل از لامارک وجود داشت و تنها جزئی جزئی از چارچوب تکاملی گسترده‌تر او را تشکیل می‌داد، در دوران او توسط مورخان طبیعی پذیرفته شد. اصل استفاده و عدم استفاده لامارک بعداً با نظریه انتخاب طبیعی داروین طنین انداز شد و اعتقاد بر این است که علیرغم رد نهایی لامارکیسم، داروین را تا حدی تحت تأثیر قرار داده است. سهم اصلی لامارک در تفکر تکاملی، فرمول‌بندی اولین نظریه واقعاً منسجم تکامل بیولوژیکی بود، که یک «نیروی پیچیده‌کننده» ذاتی را مطرح می‌کرد که موجودات را به سمت پیچیدگی‌های بیشتر سوق می‌داد، در کنار یک نیروی سازگار محیطی که از طریق استفاده و عدم استفاده از ویژگی‌های خاص، آنها را به شرایط محلی شکل داد. بحث‌های علمی اخیر، به‌ویژه در مورد پیشرفت‌های اپی ژنتیک فرا نسلی، بحث‌هایی را در مورد اعتبار جزئی بالقوه گزاره‌های لامارک برانگیخته است.

بیوگرافی

ژان باپتیست لامارک در بازتن، پیکاردی، واقع در شمال فرانسه، به عنوان فرزند یازدهم در یک خانواده اشرافی فقیر به دنیا آمد. از نظر تاریخی، اعضای مرد از دودمان لامارک در ارتش فرانسه خدمت کرده بودند. در طول سال های نوجوانی لامارک، برادر بزرگش در نبرد در محاصره برگن آپ زوم کشته شد، در حالی که دو برادر دیگر در خدمت نظامی فعال باقی ماندند. لامارک با پیروی از خواسته های پدرش، در اواخر دهه 1750 در یک کالج یسوعی در آمیان تحصیل کرد.

لامارک پس از مرگ پدرش در سال 1760، اسبی به دست آورد و در سراسر کشور سفر کرد تا در ارتش فرانسه نام نویسی کند و سپس در آلمان مستقر شد. در طول جنگ هفت ساله با پروس، لامارک شجاعت فیزیکی استثنایی در میدان نبرد از خود نشان داد که منجر به نامزدی وی برای ستوان شد. گروهان او که در معرض آتش مستقیم توپخانه دشمن قرار داشت، به سرعت به چهارده نفر تبدیل شد و هیچ افسر فرماندهی نداشت. علیرغم پیشنهاد یکی از سربازان مبنی بر اینکه داوطلب هفده ساله کوچک فرماندهی را برعهده بگیرد و دستور عقب نشینی بدهد، لامارک، پس از پذیرش رهبری، قاطعانه اصرار کرد که آنها موقعیت خود را تا زمانی که تسکین پیدا کنند، حفظ کنند.

با ورود سرهنگ به بقایای گروهان آنها، لمارک به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و نمایشگاهی تحت تاثیر قرار گرفت. ارتقاء فوری به افسر با این وجود، یک حادثه بازیگوش که در آن یک رفیق سر او را بلند کرد، منجر به التهاب غدد لنفاوی در گردن او شد و انتقال او به پاریس برای معالجه پزشکی را ضروری کرد. پس از آن، او کمیسیون دریافت کرد و در موناکو مستقر شد. در آنجا بود که او Traité des plantes usuelles را کشف کرد، یک رساله گیاه شناسی که توسط جیمز فرانسیس چامل نوشته شده بود.

لامارک با کاهش قابل توجه مستمری سالانه تنها 400 فرانک، تصمیم گرفت مسیر شغلی جدیدی را آغاز کند. او ابتدا تحصیلات پزشکی را دنبال کرد و از طریق استخدام در بانک زندگی خود را تامین کرد. پس از چهار سال تحصیلات پزشکی خود را تحت تأثیر مشاوره برادر بزرگترش متوقف کرد. علاقه او متعاقباً به گیاه شناسی تغییر کرد، به ویژه پس از بازدید از Jardin du Roi، و او را به شاگردی برنارد دو ژوسیو، طبیعت شناس برجسته فرانسوی تبدیل کرد. لامارک تحت تعلیم ژوسیو یک دهه را به مطالعه فلور فرانسه اختصاص داد. اولین انتشار علمی او، یک رساله شیمی، در سال 1776 منتشر شد.

لامارک به دنبال فعالیت های آکادمیک خود، مجموعه ای سه جلدی از مشاهدات و یافته های خود را در سال 1778 با عنوان Flore française منتشر کرد. این نشریه تحسین علمی قابل توجهی به دست آورد و شهرت او را در محافل علمی فرانسه تثبیت کرد. در 8 آگوست 1778، لامارک با ماری آن روزالی دلاپورت ازدواج کرد. ژرژ لوئیس لکلرک، کنت دو بوفون، دانشمند برجسته فرانسوی آن عصر، مربی لامارک شد و پذیرش او را در آکادمی علوم فرانسه در سال 1779 تسهیل کرد و انتصاب او را به عنوان گیاه شناس سلطنتی در سال 1781 تضمین کرد. این کمیسیون او را قادر ساخت به موزه های مختلف بین المللی و باغ های گیاه شناسی بین المللی سفر کند. اولین پسر او، آندره، در 22 آوریل 1781 با همکارش آندره توئین به عنوان پدرخوانده کودک به دنیا آمد.

در طول دو سال سفر، لامارک مجموعه‌ای از گیاهان کمیاب را که در باغ سلطنتی وجود نداشت، در کنار سایر نمونه‌های تاریخ طبیعی، از جمله کانی‌ها و کانی‌های موجود در موزه، جمع آوری کرد. در 7 ژانویه 1786، دومین پسرش، آنتوان، به دنیا آمد. لامارک آنتوان لوران دو ژوسیو، برادرزاده برنارد دو ژوسیو را به عنوان پدرخوانده کودک انتخاب کرد. سال بعد، در 21 آوریل، سومین پسر لامارک، چارلز رنه، به دنیا آمد. رنه لوئیش دسفونتین، پروفسور گیاه شناسی در باغ سلطنتی، به عنوان پدرخوانده پسر خدمت می کرد، در حالی که خواهر بزرگ لامارک، ماری شارلوت پلاژی دو مونه، مادر خوانده بود. در سال 1788، Charles-Claude Flahaut de la Billaderie، comte d'Angiviller، که جانشین بوفون به عنوان متصدی باغ سلطنتی شد، نقش جدیدی را برای لامارک ایجاد کرد: نگهبان هرباریوم باغ سلطنتی، با حقوق سالانه 1000 فرانک. باغ از Jardin du Roi تا Jardin des Plantes، در نتیجه آن را از پادشاه لوئیس شانزدهم جدا می کند. پس از پنج سال خدمت به عنوان نگهبان هرباریوم، او در سال 1793 به عنوان متصدی و استاد جانورشناسی بی مهرگان در موزه ملی تاریخ طبیعی طبیعت منصوب شد. همسر لامارک در طول مدت تصدی خود در هرباریوم، قبل از مرگش در 27 سپتامبر 1792، سه فرزند دیگر به دنیا آورد. des Vers" لامارک دستمزد سالانه ای نزدیک به 2500 فرانک دریافت می کرد. سال بعد، در 9 اکتبر، با شارلوت روردی که سه دهه از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. در 26 سپتامبر 1794، لامارک به عنوان دبیر مجمع اساتید موزه برای یک دوره یک ساله منصوب شد. شارلوت در سال 1797 درگذشت و سال بعد با جولی مالت ازدواج کرد. او در سال 1819 درگذشت.

لامارک در طول شش سال ابتدایی خود به عنوان استاد، تنها یک مقاله در سال 1798 منتشر کرد که تأثیر ماه را بر جو زمین بررسی می کرد. در ابتدا یک ذات‌گرا بود که تغییرناپذیری گونه‌ها را مطرح می‌کرد، دیدگاه او پس از مطالعه نرم تنان حوضه پاریس تغییر کرد. این تحقیق او را به این باور رساند که گونه ها در طول دوره های طولانی دچار دگرگونی یا تغییرات اساسی شده اند. در نتیجه، او تلاش کرد تا چارچوبی توضیحی را تدوین کند و مفاهیم تکاملی نوپای خود را برای اولین بار در یک سخنرانی در موزه ملی تاریخ طبیعی طبیعت در 11 مه 1800 (بیست و یکمین روز از فلورال، سال هشتم، مطابق با تقویم انقلابی در فرانسه ارائه کرد).

در سال 1801، لامارک Système des Animaux sans Vertèbres را منتشر کرد که یک رساله اساسی در مورد طبقه بندی بی مهرگان بود. در این کار، او تعاریفی را برای گروه بندی طبیعی بی مهرگان ارائه کرد. او دسته‌هایی را برای خارپوستان، عنکبوتیان، سخت پوستان و آنلیدها مشخص کرد و آنها را از تاکسون باستانی کرم‌ها، Vermes متمایز کرد. شایان ذکر است، لامارک اولین کسی بود که عنکبوتیان را از نظر طبقه بندی از حشرات جدا کرد و سخت پوستان را به طبقه ای مجزا جدا از حشرات ارتقا داد.

در سال 1802، لامارک Hydrogéologie را منتشر کرد، که پیشگام استفاده از اصطلاح "زیست شناسی" در زمینه معاصر بود. در داخل Hydrogéologie، لامارک یک مدل زمین شناسی حالت پایدار مبتنی بر اصول یکنواختی دقیق را پیشنهاد کرد. او اظهار داشت که جریان‌های جهانی عمدتاً از شرق به غرب جریان می‌یابند که باعث فرسایش قاره‌ای در حاشیه‌های شرقی و متعاقب آن رسوب مواد در مرزهای غربی می‌شود. در نتیجه، او مهاجرت مداوم قاره‌های زمین به سمت غرب را تئوری کرد.

هم‌زمان، او Recherches sur l'Organisation des Corps Vivants را منتشر کرد که در آن نظریه تکاملی خود را ترسیم کرد. لامارک ادعا کرد که تمام زندگی به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته است، و یک زنجیره عمودی با درجه بندی های پیوسته از ساده ترین تا پیچیده ترین موجودات را تشکیل می دهد، که در نتیجه مسیری از رشد طبیعی مترقی را نشان می دهد.

تلاش های علمی خود لامارک در ابتدا با نظریه سنتی رایج که ریشه در چهار عنصر کلاسیک دارد، همسو بود. لامارک در طول زندگی حرفه‌ای خود با نقد نظریه‌های شیمیایی پیشرفته‌تر لاووازیه جنجال‌هایی را به راه انداخت. علاوه بر این، او با دیرینه شناس محترم ژرژ کوویر، مخالف مفاهیم تکاملی، درگیر شد. پیتر جی. بولر خاطرنشان می کند که کوویر "نظریه دگرگونی لامارک را به سخره گرفت و از ثابت بودن گونه ها دفاع کرد." مارتین جی اس رودویک بیشتر می‌گوید:

کوویه آشکارا با مضامین ماتریالیستی نظریه‌پردازی دگرگون‌گرایی کنونی خصومت داشت، اما لزوماً به این معنا نیست که او منشأ گونه‌ها را ماوراء طبیعی می‌دانست. مطمئناً او مراقب بود که از زبان خنثی برای اشاره به علل پیدایش اشکال جدید زندگی و حتی انسان استفاده کند.

لامارک به تدریج بینایی خود را از دست داد و در نهایت در 18 دسامبر 1829 در پاریس درگذشت. پس از مرگ وی، ایالت فقیر خانواده او درخواست کمک مالی از آکادمی را ضروری کرد. لامارک تنها به مدت پنج سال در یک قبر مشترک در گورستان مونپارناس دفن شد، مدتی که با کمک هزینه ای که توسط بستگانش تضمین شده بود، تعیین شده بود. پس از آن، بقایای او در کنار دیگران نبش قبر شد و غیرقابل بازیابی شد. کتابخانه شخصی و اثاثیه منزل وی در حراجی منحل شد و جسد او به طور موقت در یک گودال آهکی سپرده شد. پس از مرگ لامارک، کوویر از قالب یک مداحی برای تحقیر میراث او استفاده کرد:

مجله لامارک [کوویر] یکی از تحقیرآمیزترین و سرد کننده ترین بیوگرافی هایی است که من تا به حال خوانده ام - اگرچه او ظاهراً نظرات محترمانه ای را در سنت قدیمی .

تکامل لامارکی

در طول ترکیب Hydrogéologie (1802)، لامارک مفهوم به کارگیری اصل فرسایش را در پدیده های بیولوژیکی درک کرد. این جهش مفهومی در اصل اساسی تکاملی او به اوج خود رسید، و اظهار داشت که مایعات آلی درون اندام‌ها اشکال و عملکردهای پیچیده‌تری پیدا می‌کنند و متعاقباً این ویژگی‌ها را به فرزندان ارگانیسم منتقل می‌کنند. این نشان دهنده انحراف قابل توجهی از دیدگاه قبلی لامارک بود که در خاطرات فیزیک و تاریخ طبیعی او (1797) بیان شد، جایی که او به طور خلاصه به تغییر ناپذیری گونه ها اشاره کرد.

لامارک در تحقیقات بیولوژیکی خود بر دو اصل اولیه تأکید کرد، که هیچ کدام به وراثت نرم مربوط نمی شد. اصل اولیه بیان می کرد که عوامل محیطی باعث ایجاد تغییرات در موجودات جانوری می شود. او این اصل را با مثال هایی مانند نابینایی خال، دندان های پستانداران و بی دندان بودن پرندگان اثبات کرد. اصل دوم معتقد بود که زندگی ساختار منظمی را نشان می‌دهد و اجزای متنوع همه ارگانیسم‌ها حرکت ارگانیک آنها را تسهیل می‌کنند.

در حالی که لامارک اولین مدافع تکامل ارگانیک نبود، اولین کسی بود که یک نظریه تکاملی منسجم واقعی را تدوین کرد. او ابتدا مفاهیم تکاملی خود را در سخنرانی Floreal خود در سال 1800 ارائه کرد و متعاقباً آنها را در سه اثر منتشر شده شرح داد:

لامارک مکانیسم‌های تکاملی متعددی را مطرح کرد که آنها را از درک علمی رایج از دوران خود و تبعیت او از شیمی قبل از لاووازیه به دست آورد. او از این مکانیسم‌ها برای روشن ساختن دو نیروی اساسی که به‌عنوان جدایی‌ناپذیر تکامل شناسایی کرده بود، استفاده کرد: یکی که ارگانیسم‌ها را از پیکربندی‌های ساده‌تر به پیچیده‌تر سوق می‌دهد و دیگری تطبیق آن‌ها با محیط‌های محلی را تسهیل می‌کند و تمایز آنها را ارتقا می‌دهد. لامارک ادعا کرد که این نیروها به عنوان نتایج ذاتی اصول فیزیکی بنیادی قابل توضیح هستند، بنابراین از دیدگاه مادی در زیست شناسی حمایت می کنند.

Le pouvoir de la vie: نیروی افزایش پیچیدگی

لامارک تمایل ذاتی را برای موجودات به افزایش پیچیدگی، پیشروی در مقیاس سلسله مراتبی مطرح کرد. او این پدیده را به عنوان Le pouvoir de la vie یا la force qui tend sans cesse à composer l'organisation (نیرویی که دائماً تمایل به سازماندهی دارد) نامید. لامارک همچنین معتقد به تولید خودبه‌خودی پیوسته موجودات زنده ابتدایی بود که از تعامل نیروی حیات مادی با ماده فیزیکی ناشی می‌شود.

لامارک با شیمی معاصر مورد حمایت لاووازیه مخالفت می‌کرد، که مفاهیم آن را با تحقیر می‌نگرید، در عوض از دیدگاه باستانی‌تر، هوای باستانی‌تر، متاثر از عناصر کیمیاگری و آتش‌زای زمینی حمایت می‌کرد. آب او ادعا کرد که پس از شکل گیری اولیه آنها، گردش مایعات در موجودات زنده ذاتاً تکامل آنها را به سمت درجات به تدریج بالاتر از پیچیدگی سوق داد:

حرکت سریع مایعات کانال‌های بین بافت‌های ظریف را حک می‌کند. به زودی جریان آنها شروع به تغییر می کند و منجر به ظهور اندام های متمایز می شود. خود مایعات که اکنون مفصل‌تر شده‌اند، پیچیده‌تر می‌شوند و تنوع بیشتری از ترشحات و مواد تشکیل‌دهنده اندام‌ها را ایجاد می‌کنند.

او ادعا کرد که ارگانیسم‌ها از ابتدایی به اشکال پیچیده به شیوه‌ای ثابت و قابل پیش‌بینی پیشرفت کرده‌اند که بر اساس اصول فیزیکی بنیادین کیمیاگری است. در این چارچوب، موجودات ساده به طور نامحدود باقی ماندند، زیرا آنها به طور مداوم از طریق تولید خود به خود تولید می شدند، مفهومی که به عنوان یک "زیست شناسی حالت پایدار" شناخته می شود. لامارک تولید خود به خودی را به عنوان یک فرآیند بی وقفه درک کرد، با ارگانیسم های ساده تازه تشکیل شده برای دستیابی به پیچیدگی بیشتر در طول زمان دستخوش تغییر شکل می شوند. در حالی که گهگاه به یک فرآیند تکاملی غایت‌شناختی (هدف‌گرا) که منجر به کمال ارگانیسم می‌شود نسبت داده می‌شود، او به عنوان یک ماتریالیست تأکید می‌کند که این نیروها ذاتاً از اصول فیزیکی بنیادین سرچشمه می‌گیرند. دیرینه شناس هنری فیرفیلد آزبورن اظهار داشت: «لامارک وجود هرگونه «گرایش کامل» را در طبیعت به طور مطلق انکار می کرد و تکامل را آخرین تأثیر ضروری شرایط محیطی بر زندگی می دانست. به طور مشابه، مورخ علم، چارلز کولستون گیلیسپی، مشاهده کرد که "زندگی یک پدیده کاملاً فیزیکی در لامارک است"، و اظهار داشت که دیدگاه های لامارک را نباید با آموزه های حیات گرا ترکیب کرد.

L'influence des circonstances Force of A

دومین مؤلفه نظریه تکاملی لامارک شامل انطباق موجودات با محیط های خاص آنها بود. این مکانیسم می‌تواند ارگانیسم‌ها را فراتر از پیشرفت عمومی سوق دهد و به اشکال جدید و متمایز منجر شود که با سازگاری‌های موضعی مشخص می‌شوند. برعکس، همچنین می‌تواند ارگانیسم‌ها را به بن‌بست تکاملی هدایت کند، جایی که تخصص فوق‌العاده ارگانیسم مانع از تغییرات مورفولوژیکی بیشتر می‌شود. لامارک اظهار داشت که این انگیزه انطباقی توسط تعامل متقابل بین موجودات و محیط اطراف آنها، به ویژه از طریق استفاده یا عدم استفاده از ویژگی های خاص، تقویت می شود.

قانون اول: اصول استفاده و عدم استفاده

قانون اول: در هر حیوانی که به اوج رشد خود نرسیده است، استفاده مکرر و مستمر از یک اندام به تدریج آن را تقویت، توسعه و بزرگ می‌کند و قدرتی متناسب با مدت زمان استفاده از آن اعطا می‌کند. برعکس، عدم استفاده دائمی از یک عضو به طور نامحسوسی آن را ضعیف و زوال می‌کند و به تدریج ظرفیت عملکردی یا عملکرد مورد انتظار آن را تا زمانی که در نهایت ناپدید می‌شود، کاهش می‌دهد.

قانون دوم: وراثت خصوصیات اکتسابی

قانون دوم: همه کسب یا ضررهای تحمیل شده به افراد توسط طبیعت، ناشی از شرایط محیطی که نسب آنها مدت‌ها در معرض آن بوده است، و در نتیجه استفاده غالب یا عدم استفاده دائمی از هر عضوی، از طریق تولید مثل در افراد جدید که ظهور می‌کنند حفظ می‌شوند، مشروط بر اینکه این تغییرات اکتسابی، حداقل توسط هر دو جنس به اشتراک گذاشته شده باشد.

مفاد نهایی این اساسنامه مفهومی را معرفی می‌کند که اکنون وراثت نرم نامیده می‌شود، که به انتقال ویژگی‌های اکتسابی یا "لامارکیسم" اشاره دارد، علیرغم اینکه تنها بخشی از چارچوب نظری گسترده‌تر لامارک را تشکیل می‌دهد. با این وجود، در حوزه اپی ژنتیک، شواهد انباشته نشان می دهد که وراثت نرم بر تغییرات فنوتیپی در ارگانیسم های خاص تأثیر می گذارد. این فرآیند ماده ژنتیکی (DNA) را تغییر نمی‌دهد، در نتیجه از اصول جزمی زیست‌شناسی حمایت می‌کند، بلکه بیان ژن را، به عنوان مثال، از طریق متیلاسیون که رونویسی DNA را تغییر می‌دهد، مهار می‌کند. چنین تغییراتی می تواند از تغییرات رفتاری و محیطی ناشی شود، اگرچه هیچ نمونه مستندی در حال حاضر این موضوع را به استفاده یا عدم استفاده از یک اندام یا عملکرد مرتبط نمی کند. بسیاری از تغییرات اپی ژنتیکی درجه ای از وراثت را نشان می دهند، البته اغلب فقط برای تعداد محدودی از نسل ها. در نتیجه، در حالی که DNA خود مستقیماً توسط عوامل و رفتار محیطی تغییر نمی‌یابد، جدای از فشارهای انتخابی، رابطه ژنوتیپ- فنوتیپ را می‌توان، حتی در چندین نسل، توسط محیط زندگی فرد تغییر داد. این امر باعث شده است که زیست شناسان از ارزیابی مجدد پتانسیل مکانیسم های تکاملی لامارکی مانند با توجه به پیشرفت های معاصر در زیست شناسی مولکولی دفاع کنند.

دیدگاه مذهبی

لامارک در اثر مهم خود، Philosophie zoologique، خدا را به عنوان "نویسنده متعالی طبیعت" توصیف کرد. کتاب آلفیوس پاکارد در سال 1901، لامارک، بنیانگذار تکامل، به عقاید مذهبی لامارک می پردازد و بر اساس نوشته های لامارک به این نتیجه می رسد که او را می توان به عنوان یک دئیست طبقه بندی کرد.

مایکل روس، فیلسوف برجسته در اعتقاد به لامارک، به عنوان یکی از فیلسوفان لامارک شناخته می شود. متحرک بی حرکت، خالق جهان و قوانین ذاتی آن، که از مداخله معجزه آسا در آفرینش خودداری کرد. به طور مشابه، جیمز مور، زندگی نامه نویس، لامارک را به عنوان یک "دئیست تمام عیار" معرفی کرد.

ژاک راجر، مورخ، اظهار داشت که لامارک تمایلات مادی گرایانه از خود نشان می دهد، تا آنجا که به نظر او استناد به اصول معنوی غیرضروری است. راجر همچنین خاطرنشان کرد که دئیسم لامارک نادقیق باقی مانده است و مفهوم خلقت او مانع از این باور نیست که همه پدیده‌های موجود در طبیعت، از جمله پیچیده‌ترین اشکال حیات، صرفاً از فرآیندهای طبیعی ناشی می‌شوند.

میراث

لامارک عمدتاً به خاطر نظریه‌های تکاملی‌اش شناخته می‌شود که تا حد زیادی با پیشرفت‌های داروینیسم جایگزین شدند. به طور متناقضی، نظریه تکامل او تنها پس از انتشار کتاب درباره منشاء گونه ها اثر چارلز داروین در سال 1859 توجه قابل توجهی را به خود جلب کرد، زیرا منتقدان گزاره های بدیع داروین اغلب به تکامل لامارکی به عنوان جایگزینی به ظاهر تثبیت شده تر برمی گشتند. از وراثت ویژگی های اکتسابی و مدل استفاده و عدم استفاده، که نشان می دهد موجودات چگونه صفات خود را توسعه می دهند. او این مفهوم را در کنار سایر مفاهیم معاصر مانند نسل خود به خود در نظریه تکاملی خود ادغام کرد. وراثت ویژگی های اکتسابی، که به عنوان نظریه انطباق یا وراثت نرم نیز شناخته می شود، توسط آگوست وایزمن در دهه 1880 به طور قاطع رد شد. وایزمن یک نظریه وراثت را فرموله کرد و ادعا کرد که پلاسمای جنسی (سلولهای جنسی که بعداً به عنوان DNA شناخته شدند) متمایز و جدا از سوما (سلولهای بدن سوماتیک) باقی مانده است. در نتیجه، هیچ تغییری که در سوما رخ می دهد نمی تواند از طریق پلاسمای میکروبی منتقل شود. این مدل به طور گسترده به عنوان پایه و اساس درک وراثت معاصر در نظر گرفته می شود.

لامارک یکی از اولین چارچوب های نظری جامع را برای تکامل ارگانیک ایجاد کرد. اگرچه نظریه او در طول زندگی اش با رد گسترده مواجه شد، استفان جی گولد ادعا کرد که لامارک به عنوان "نظریه پرداز تکاملی اولیه" خدمت می کرد. گولد استدلال کرد که مفاهیم لامارک و سازماندهی ساختاری نظریه او به طور قابل توجهی بر اندیشه های بعدی در زیست شناسی تکاملی تأثیر گذاشته و تا عصر حاضر گسترش یافته است. پیشرفت‌های اخیر در اپی ژنتیک، که به بررسی ویژگی‌های سلولی و فیزیولوژیکی موروثی می‌پردازد که به تغییرات توالی DNA نسبت داده نمی‌شوند، بحث‌هایی را در مورد اعتبار بالقوه دیدگاه "نئومارکیستی" در مورد وراثت برانگیخته است. ذکر این نکته ضروری است که لامارک فاقد زمینه علمی برای ارائه توضیح مولکولی برای نظریه خود بود. محققان برجسته ای مانند ایوا جابلونکا و ماریون لمب به عنوان نئومارکیست شناخته می شوند. با این حال، دیوید هیگ، پس از بررسی شواهد موجود، اظهار داشت که هر گونه مکانیسم اپی ژنتیکی باید خود از طریق انتخاب طبیعی منشأ گرفته باشد.

داروین تأثیر استفاده و عدم استفاده را به عنوان یک مکانیسم تکاملی، عمدتاً در مورد عدم استفاده تأیید کرد، اگرچه او آن را ثانویه برای انتخاب طبیعی می‌دانست. او لامارک را به خاطر سهم مهمش در برجسته کردن "احتمال همه تغییرات در جهان ارگانیک، نتیجه قانون، نه تداخل معجزه آسا" ستایش کرد. علاوه بر این، اصطلاح لامارکیسم گهگاه به مفاهیم شبه تکاملی در چارچوب های اجتماعی اطلاق می شود، علیرغم اینکه از خود لامارک سرچشمه نمی گیرد. برای مثال، نظریه ممتیک تکامل فرهنگی گاهی اوقات به عنوان شکلی از وراثت لامارکی که شامل ویژگی‌های غیر ژنتیکی است، توصیف می‌شود.

تخصص شناسایی شده توسط لامارک

لامارک در طول زندگی حرفه‌ای خود، گونه‌های متعددی را تعیین کرد که امروزه بسیاری از آنها مترادف هستند. ثبت جهانی گونه های دریایی کمتر از 1634 مورد از سوابق او را ثبت می کند، در حالی که پایگاه داده هند و اقیانوس آرام ملوسکان 1781 مورد را فهرست می کند. اینها شامل خانواده های برجسته ای مانند صدف های کشتی (Arcidae)، خرگوش های دریایی (Aplysiidae) و cockles (Cardiidae) می شوند. فهرست بین‌المللی نام‌های گیاهی 58 رکورد را به او نسبت می‌دهد که شامل چندین جنس شناخته شده مانند سرخس پشه (Azolla) می‌شود.

تجلیل از گونه های لامارک

زیرگونه زنبور عسل Apis mellifera lamarckii و عروس دریایی آبی آتش (Cyanea lamarckii) هر دو به افتخار لامارک نامگذاری شده اند. علاوه بر این، چندین گونه گیاهی نام او را دارند، مانند Amelanchier lamarckii (juneberry)، Digitalis lamarckii، درخت خرما Dictyocaryum lamarckinum، و Aconitum lamarckii، در کنار grauss. Lamarckia.

شاخص بین‌المللی نام‌های گیاهی، 116 گونه گیاهی را مستند می‌کند که در ادای احترام به لامارک نام‌گذاری شده‌اند.

در طبقه‌بندی دریایی، حداقل 103 گونه یا جنس دارای لقب‌های "lamarcki"، "arck"، "arck" هستند. "لامارکیانا"; با این حال، بخش قابل توجهی از آنها در حال حاضر مترادف در نظر گرفته می شوند. نام های معتبر گونه های دریایی عبارتند از:

انتشارات اصلی

Çavkanî: Arşîva TORÎma Akademî

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Jean-Baptiste Lamarck

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Jean-Baptiste Lamarck.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Jean-Baptiste Lamarck Jean-Baptiste Lamarck کیست زندگی Jean-Baptiste Lamarck پژوهش‌های Jean-Baptiste Lamarck کشف‌های Jean-Baptiste Lamarck دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Jean-Baptiste Lamarck کیست؟
  • Jean-Baptiste Lamarck چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Jean-Baptiste Lamarck چیست؟
  • چرا Jean-Baptiste Lamarck مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش