Maria Salomea Skłodowska Curie (لهستانی: [ˈmarja salɔˈmɛa skwɔˈdɔfska kiˈri] ؛ née Skłodowska؛ 7 نوامبر 1867 - 4 ژوئیه 193، Marieee معمولاً به عنوان 193 نامیده می شود. فرانسوی: [maʁi kyʁi])، فیزیکدان و شیمیدان برجسته لهستانی و دارای تابعیت فرانسوی بود. او در کنار همسرش پیر کوری، جایزه نوبل فیزیک در سال 1903 را بهخاطر قدردانی از تحقیقات مشترکشان در مورد پدیده رادیواکتیویته، که در ابتدا توسط پروفسور هانری بکرل شناسایی شد، دریافت کرد. متعاقباً، جایزه نوبل شیمی 1911 را به خاطر کار نوآورانهاش در زمینه کشف عناصر رادیوم و پولونیوم، که از طریق جداسازی رادیوم و تجزیه و تحلیل جامع خواص و ترکیبات آن به دست آمد، دریافت کرد.
Maria Salomea Skłodowska Curie (لهستانی: [ˈmarjasalɔˈmɛaskwɔˈdɔfskakiˈri] ; née Skłodowska؛ 7 نوامبر 1867 - 4 ژوئیه 1934، که بیشتر با نام ماری کوری شناخته می شود ( KURE-ee؛ French:Fren. lang="fr-Latn-fonipa">[maʁikyʁi])، یک فیزیکدان و شیمیدان لهستانی و تابعیت فرانسوی بود. او جایزه نوبل فیزیک 1903 را با همسرش پیر کوری "به دلیل تحقیقات مشترک آنها در مورد پدیده رادیواکتیویته کشف شده توسط پروفسور هانری بکرل" به اشتراک گذاشت. او برنده جایزه نوبل شیمی 1911 شد "[برای] کشف عناصر رادیوم و پولونیوم، با جداسازی رادیوم و مطالعه ماهیت و ترکیبات این عنصر قابل توجه".
از دستاوردهای او میتوان به اولین زنی که جایزه نوبل دریافت کرد، اولین فردی که دو جایزه نوبل علمی دریافت کرد و جایزه نوبل دریافت کرد. ماری و پیر به عنوان اولین زوج ازدواجی که جایزه نوبل دریافت کردند، سابقه ای را ایجاد کردند و بدین ترتیب میراث برجسته خانواده کوری شامل پنج جایزه نوبل را آغاز کردند. در سال 1906، او اولین زنی بود که به عنوان استاد در دانشگاه پاریس منصوب شد.
او در ورشو، در پادشاهی آن زمان لهستان، که بخشی از امپراتوری روسیه بود، به دنیا آمد و سفر تحصیلی خود را آغاز کرد. تحصیلات اولیه او شامل تحصیل در دانشگاه مخفی پرواز ورشو و به دنبال آن آموزش علمی عملی در شهر بود. در 24 سالگی، در سال 1891، او به پاریس نقل مکان کرد تا به خواهر بزرگترش برونیسلاوا بپیوندد، جایی که درجات عالی را دنبال کرد و تلاش های علمی بعدی خود را انجام داد. در سال 1895، او با پیر کوری ازدواج کرد و با هم تحقیقات پیشگامی در مورد رادیواکتیویته انجام دادند، اصطلاحی که او به طور مشخص ابداع کرد. به طرز غم انگیزی، در سال 1906، پیر در نتیجه یک تصادف خیابانی در پاریس درگذشت.
او تحقیقات افتتاحیه جهان را در مورد کاربرد درمانی ایزوتوپ های رادیواکتیو برای درمان نئوپلاسم ها هدایت کرد. او مؤسسه کوری را در سال 1920 در پاریس و مؤسسه کوری را در ورشو در سال 1932 تأسیس کرد. هر دو موسسه به عنوان مراکز تحقیقاتی برجسته پزشکی به فعالیت خود ادامه می دهند. در طول جنگ جهانی اول، او واحدهای رادیوگرافی سیار را ابداع کرد که خدمات ضروری اشعه ایکس را به بیمارستانهای صحرایی ارائه میکرد.
علیرغم تابعیت فرانسویاش، ماری اسکلودوسکا کوری که بهطور مداوم از هر دو نام خانوادگی استفاده میکرد، ارتباط عمیقی با هویت لهستانی خود داشت. او مطمئن شد که دخترانش زبان لهستانی را یاد میگیرند و اغلب آنها را به اولین عنصر شیمیایی که او و پیر کشف کردند، پولونیوم، توسط او برای ادای احترام به کشور مادریاش نامگذاری شد.
ماری کوری در سال 1934 در سن 66 سالگی در آسایشگاه Sancellemoz در پاسی (Hautes) درگذشت. مرگ او به کم خونی آپلاستیک نسبت داده شد که احتمالاً ناشی از قرار گرفتن طولانی مدت در معرض تشعشعات در طول تحقیقات علمی و کار رادیولوژی او در بیمارستان های صحرایی در طول جنگ جهانی اول بود. به ویژه، در سال 1995، او اولین زنی بود که تنها بر اساس دستاوردهای خود در پانتئون پاریس به خاک سپرده شد و در سال 2011، لهستان سال را به عنوان سال ماری کوری، مصادف با سال بین المللی Chemry، نامگذاری کرد. زندگی و کار او به طور گسترده در بیوگرافی های متعددی ثبت شده است، از جمله مادام کوری، نویسنده دخترش ایو. عنصر مصنوعی کوریم نام او را به عنوان ادای احترام دارد.
زندگی و شغل
سالهای اولیه
ماریا سالومیا اسکلودوسکا در 7 نوامبر 1867 در ورشو، کنگره لهستان، که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود، به دنیا آمد. او پنجمین و کوچکترین فرزند برونیسووا، زن بوگوسکا، و ولادیسلاو اسکلودوفسکی، که هر دو از مربیان شناخته شده بودند، بود. خواهر و برادر بزرگتر او عبارتند از زوفیا (متولد 1862، معروف به زوسیا)، جوزف (متولد 1863، معروف به جوزیو)، برونیسووا (متولد 1865، معروف به برونیا)، و هلنا (متولد 1866، معروف به ). خود ماریا را با محبت شیدایی می نامیدند.
هم خانواده های پدری و هم مادری او به دلیل مشارکت وطن پرستانه خود در قیام های ملی لهستان، که به دنبال برقراری مجدد استقلال لهستان بودند، متحمل خسارات قابل توجهی از اموال و ثروت شده بودند. جدیدترین آنها قیام ژانویه 1863-1865 بود. در نتیجه، این وضعیت یک مبارزه چالش برانگیز برای پیشرفت را بر نسل بعدی، از جمله ماریا و خواهر و برادرهای بزرگترش تحمیل کرد. پدربزرگ پدری ماریا، یوزف اسکلودوفسکی، به عنوان مدیر مدرسه ابتدایی لوبلین خدمت می کرد، که به ویژه بولسلاو پروس در آن حضور داشت، که بعدها به عنوان یک چهره برجسته در ادبیات لهستان ظاهر شد.
ولادیسلاو اسکلودوفسکی، پدر ماریا، ریاضیات و فیزیک را تدریس کرد - رشتههایی که ماریا بعدها دنبال کرد - و به عنوان مدیر دو ژیمناسیا ورشو (مدرسه متوسطه) برای پسران خدمت کرد. به دنبال حذف آموزش آزمایشگاهی توسط مقامات روسی از مدارس لهستان، او تجهیزات آزمایشگاهی قابل توجهی را به خانه آنها منتقل کرد و در آنجا به فرزندان خود در مورد کاربرد آن آموزش داد. متعاقباً، به دلیل همدردیهای طرفدار لهستانیاش، از سوی مافوق روس خود برکنار شد و مجبور به پذیرش سمتهایی با درآمد کمتر شد. این خانواده همچنین از یک سرمایه گذاری ناموفق متحمل خسارات مالی شدند که باعث شد درآمد خود را با اسکان دادن مردان مرزی افزایش دهند. مادر ماریا، برونیسلاوا، یک مدرسه شبانه روزی دخترانه برجسته در ورشو را اداره می کرد، نقشی که او پس از تولد ماریا کنار گذاشت. برونیسلوا در ماه مه 1878، زمانی که ماریا ده ساله بود، به بیماری سل تسلیم شد. کمتر از سه سال قبل، خواهر و برادر بزرگ ماریا، زوفیا، بر اثر بیماری تیفوس که از یک مرزنشین به آن مبتلا شده بود، درگذشت. در حالی که پدر ماریا یک آتئیست بود، مادرش یک کاتولیک معتقد بود. فقدان عمیق مادر و خواهرش ماریا را بر آن داشت تا آیین کاتولیک را کنار بگذارد و جهان بینی آگنوستیکی اتخاذ کند.
در سن ده سالگی، ماریا تحصیلات خود را در مدرسه شبانه روزی جی سیکورسکا آغاز کرد و متعاقباً به یک ژیمناستیک دخترانه (دبیرستان) رفت و در 12 ژوئن 1883 از آنجا فارغ التحصیل شد و مدال طلا گرفت. پس از یک دوره فروپاشی، که احتمالاً به افسردگی نسبت داده می شود، او سال بعد را در حومه شهر با بستگان پدرش گذراند. یک سال بعد، او نزد پدرش در ورشو اقامت کرد و در آنجا مسئولیت تدریس خصوصی را بر عهده گرفت. از آنجایی که زنان از ثبت نام در موسسات آموزش عالی معمولی منع شدند، ماریا و خواهرش برونیسلوا با دانشگاه مخفی پرواز (همچنین به عنوان "دانشگاه شناور" شناخته می شود)، یک موسسه آموزش عالی میهن پرستان لهستان که دانشجویان دختر را می پذیرفت، مشغول به کار شدند.
ماریا با خواهرش، برونیسلاوا، قراردادی را منعقد کرد و متعهد شد که از آموزش پزشکی برونیسووا در پاریس حمایت مالی کند، در ازای کمک متقابل دو سال بعد. در نتیجه، ماریا در ابتدا به عنوان یک معلم خصوصی در ورشو استخدام شد، و پس از آن یک دوره دو ساله به عنوان یک فرماندار در Szczuki برای خانواده Żorawski، بستگان پدرش را به ارمغان آورد، همه در حالی که وقت آزاد خود را به ادامه تحصیل اختصاص داد. در طول کارش با ژوراسکی ها، او با پسرشان، کازیمیرز ژوروسکی، که بعداً یک ریاضیدان برجسته شد، رابطه عاشقانه برقرار کرد. با این حال، والدین او با احتمال ازدواج پسرشان با یکی از اقوام بدون تمکن مالی مخالفت کردند و کازیمیرز نشان داد که قادر به سرپیچی از خواسته های آنها نیست. قطع رابطه ماریا با ژوروسکی یک تراژدی عمیق برای هر دو نفر بود. کازیمیرز متعاقباً مدرک دکترا گرفت و به عنوان یک ریاضیدان به شغل آکادمیک پرداخت و در نهایت به مقام استادی و رئیس دانشگاه کراکوف دست یافت. با این وجود، در سالهای پایانیاش، به عنوان استاد ریاضیات در پلیتکنیک ورشو، او را در حالی مشاهده کردند که بهطور انعکاسی در مقابل مجسمه ماریا اسکلودوسکا که در سال 1935 در مقابل مؤسسه رادیوم، موسسهای که او در سال 1932 تأسیس کرده بود، نشسته بود.
در اوایل سال 1890، برونیزیلواز و لهستانی با کالسواوا ازدواج کردند. یک فعال سیاسی - چند ماه قبل، از ماریا دعوت کرد تا به آنها در پاریس بپیوندد. ماریا به دلیل ناتوانی خود در پرداخت شهریه دانشگاه، این پیشنهاد را رد کرد و تخمین زد که برای جمع آوری بودجه مورد نیاز به هجده ماه دیگر نیاز دارد. پدرش با به دست آوردن موقعیتی بهتر از لحاظ مالی کمک کرد. در تمام این دوره، ماریا به طور مداوم از طریق خواندن، مکاتبه و دریافت آموزش خصوصی به دنبال خودآموزی بود. در اوایل سال 1889، او به محل سکونت پدرش در ورشو بازگشت. او به شغل خود به عنوان فرماندار ادامه داد و تا اواخر سال 1891 در آنجا اقامت گزید. در این مدت، به تدریس خصوصی مشغول شد، تحصیلات خود را در دانشگاه پرواز دنبال کرد و آموزش علمی عملی خود را (1890-1891) در آزمایشگاه شیمی واقع در موزه صنعت و کشاورزی، به ویژه در Krakowjaecent, به طور خاص در Krakowjaecent6، آغاز کرد. شهر قدیمی ورشو این آزمایشگاه توسط پسر عموی او، یوزف بوگوسکی، که قبلاً به عنوان دستیار شیمیدان روسی دیمیتری مندلیف در سن پترزبورگ خدمت کرده بود، اداره می شد.
زندگی در پاریس
در اواخر سال 1891، او از لهستان به فرانسه نقل مکان کرد. به محض ورود به پاریس، ماریا که نام ماری را برای زندگی فرانسوی خود برگزید، در ابتدا با خواهر و برادر شوهرش اقامتگاهی پیدا کرد. او متعاقباً در محله لاتین، نزدیکتر به دانشگاه پاریس، یک گاری اجاره کرد، جایی که در اواخر سال 1891 برای ادامه تحصیلات پیشرفته در فیزیک، شیمی و ریاضیات ثبت نام کرد. وجود او با ریاضت شدید مشخص می شد. او در زمستانهای سخت با پوشیدن تمام لباسهای موجود، گرما را حفظ میکرد و تمرکز شدید تحصیلیاش گاهی باعث میشد که از وعدههای غذایی صرف نظر کند. Skłodowska مطالعات روزانه خود را با تدریس خصوصی شبانه متعادل می کند و به سختی مخارج زندگی خود را تامین می کند. در سال 1893، او مدرک فیزیک گرفت و در آزمایشگاه صنعتی گابریل لیپمن شروع به کار کرد. همزمان، او تحصیلات خود را در دانشگاه پاریس ادامه داد و بورسیه ای را دریافت کرد که به او کمک کرد تا مدرک دوم را در سال 1894 دریافت کند.
اسکلودووسکا تلاش های علمی خود را در پاریس با تحقیق در مورد خواص مغناطیسی فولادهای مختلف آغاز کرد، پروژه ای که توسط انجمن تشویق صنعت ملی سفارش داده شد. در این دوره، پیر کوری به یک شخصیت مهم در زندگی خود تبدیل شد، ارتباط آنها با اشتیاق مشترک به علوم طبیعی شکل گرفت. پیر کوری به عنوان مربی در موسسه آموزش عالی فیزیک و شیمی صنعتی شهر پاریس (ESPCI Paris) سمتی داشت. معرفی آنها توسط فیزیکدان لهستانی یوزف ویروس-کوالسکی تسهیل شد، که با آگاهی از نیاز اسکلودوفسکا به امکانات آزمایشگاهی گسترده تر، معتقد بود که پیر ممکن است بتواند کمک کند. اگرچه خود کوری آزمایشگاه بزرگی نداشت، اما با موفقیت فضای کاری مناسبی را برای شروع تحقیقات اسکلودوفسکا اختصاص داد.
اشتیاق علمی مشترک آنها باعث ایجاد پیوند شخصی رو به رشدی شد که منجر به ایجاد احساسات عاشقانه شد. پیر در نهایت پیشنهاد ازدواج داد، اما اسکلودوسکا در ابتدا نپذیرفت و قصد بازگشت به وطن خود را داشت. با این حال، کوری تمایل خود را برای نقل مکان به لهستان با او ابراز کرد، حتی اگر این امر مستلزم تنزل شغلی به آموزش زبان فرانسه باشد. در تعطیلات تابستانی 1894، اسکلودوفسکا با خانواده خود در ورشو دیدار کرد. او انتظار داشت یک موقعیت حرفه ای در رشته خود در لهستان به دست آورد، اما در نهایت به دلیل تبعیض جنسی آکادمیک رایج از حضور در دانشگاه کراکوف محروم شد. نامه متقاعدکننده ای از پیر متعاقباً او را متقاعد کرد که برای تحصیل در مقطع دکترا به پاریس بازگردد. به اصرار اسکلودوفسکا، کوری تحقیقات خود را در مورد مغناطیس رسمیت داد و در مارس 1895 دکترای خود را گرفت و متعاقباً به مقام استادی در دانشکده ارتقا یافت. یک مشاهده معاصر با طنز از اسکلودوسکا به عنوان "بزرگترین کشف پیر" یاد می کند.
در 26 ژوئیه 1895، آنها در Sceaux ازدواج کردند و یک مراسم مدنی را به یک مراسم مذهبی ترجیح دادند. لباس آبی تیره ماری که به جای لباس عروس سنتی انتخاب شد، بعداً برای مدت طولانی نیازهای عملی او را به عنوان لباس آزمایشگاهی برآورده کرد. پیوند آنها با فعالیت های اوقات فراغت مشترک، از جمله گشت و گذارهای گسترده با دوچرخه و سفرهای بین المللی، بیشتر تقویت شد. در پیر، ماری نه تنها یک عشق جدید و شریک زندگی، بلکه یک همکار علمی قابل اعتماد را نیز کشف کرد.
عناصر جدید
در سال 1895، ویلهلم رونتگن وجود اشعه ایکس را شناسایی کرد، اگرچه مکانیسم اصلی نسل آنها ناشناخته باقی ماند. متعاقباً، در سال 1896، هانری بکرل مشاهده کرد که نمک های اورانیوم پرتوهایی با قابلیت نفوذ مشابه اشعه ایکس منتشر می کنند. او همچنین نشان داد که این تشعشع، متمایز از فسفرسنس، به جای نیاز به منبع انرژی خارجی، خود به خود از خود اورانیوم سرچشمه می گیرد. کوری با الهام از این دو اکتشاف محوری تصمیم گرفت تا پرتوهای اورانیوم را به عنوان موضوعی بالقوه برای پایان نامه دکتری خود بررسی کند.
کوری از روشی نوآورانه برای بررسی نمونه استفاده کرد. شوهرش و برادرش پانزده سال قبل، یک الکترومتر ساخته بودند، ابزاری بسیار حساس که برای اندازهگیری بار الکتریکی طراحی شده بود. با استفاده از این الکترومتر، او متوجه شد که پرتوهای اورانیوم رسانایی الکتریکی در هوای محیط اطراف یک نمونه را القا می کند. از طریق این روش، یافته مهم اولیه او این بود که رادیواکتیویته ترکیبات اورانیوم صرفاً با مقدار اورانیوم موجود نسبت مستقیم دارد. او اظهار داشت که این تشعشع از فعل و انفعالات مولکولی ناشی نمی شود، بلکه به طور ذاتی از خود اتم ساطع می شود. این فرضیه پیشگامانه نشان دهنده یک پیشرفت مهم در رد فرضیه دیرینه تقسیم ناپذیری اتمی است.
در سال 1897، دختر آنها ایرن به دنیا آمد. کوری برای تأمین مخارج خانوادهاش، تدریس در École normale supérieure را آغاز کرد. کوری ها بدون داشتن یک آزمایشگاه اختصاصی، اکثر تحقیقات خود را در یک سوله تبدیل شده در مجاورت ESPCI انجام دادند. این سوله که قبلاً به عنوان اتاق تشریح دانشکده پزشکی مورد استفاده قرار می گرفت، از تهویه نامناسب و فاقد عایق رطوبتی رنج می برد. آنها از پیامدهای مخرب قرار گرفتن در معرض تابش برای سلامتی که ناشی از درگیری مداوم و محافظت نشده آنها با مواد رادیواکتیو است، غافل ماندند. در حالی که ESPCI به طور رسمی از تحقیقات او حمایت مالی نکرد، او از شرکتهای متالورژی و معدن، و همچنین سازمانها و ارگانهای دولتی مختلف حمایت مالی دریافت کرد.
تحقیقات سیستماتیک کوری شامل دو ماده معدنی حاوی اورانیوم بود: پیچبلند و توربرنیت که به عنوان کالکلیت نیز شناخته میشوند. اندازه گیری های الکترومتری او نشان داد که pitchblende چهار برابر بیشتر از اورانیوم فعالیت دارد، در حالی که کالکلیت دو برابر فعال تر بود. او استنباط کرد که با فرض صحت یافتههای قبلیاش در رابطه با مقدار اورانیوم با رادیواکتیویته آن، این دو ماده معدنی باید مقادیر بسیار کمی از یک ماده ناشناخته را در خود جای دهند که دارای فعالیت قابلتوجهی بیشتر از اورانیوم است. در نتیجه، او یک جستجوی سیستماتیک برای سایر مواد ساطع کننده تشعشع را آغاز کرد که منجر به کشف او در سال 1898 شد که عنصر توریم نیز رادیواکتیویته را نشان می دهد. پیر کوری به تدریج مجذوب تلاش های تحقیقاتی خود شد. در اواسط سال 1898، تعامل او با کار او تا حدی تشدید شد که تصمیم گرفت تحقیقات خود را در مورد کریستال ها متوقف کند و با او همکاری کند.
رید اظهار می دارد که مفهوم تحقیق صرفاً از او سرچشمه گرفته است. او آن را به طور مستقل فرموله کرد، و علیرغم مشورت با شوهرش برای دیدگاه او، بدون تردید مالکیت فکری خود را تثبیت کرد. او متعاقباً این واقعیت را دو بار در بیوگرافی شوهرش ثبت کرد و بدین ترتیب از هرگونه احتمال ابهام جلوگیری کرد. این احتمال وجود دارد که او حتی در این مرحله نوپا از حرفه خود، شک و تردید بالقوه بسیاری از دانشمندان را در مورد ظرفیت یک زن برای چنین تحقیقات پیشگامی تشخیص داده باشد.
او آگاهی دقیقی از ضرورت انتشار سریع اکتشافات خود داشت و در نتیجه اولویت فکری خود را تضمین می کرد. در واقع، اگر بکرل کشف خود را تنها یک روز پس از تأسیس دو سال قبل به آکادمی علوم ارائه نمی کرد، به رسمیت شناختن کشف رادیواکتیویته - و بالقوه جایزه نوبل - به سیلوانوس تامپسون نسبت داده می شد. کوری روشی به همان اندازه سریع را برای انتشار انتخاب کرد. از آنجایی که او عضو آکادمی نبود، مقاله مختصر و سرراست او که جزئیات کارش را شرح می داد، توسط استاد سابقش، گابریل لیپمن، از طرف او در 12 آوریل 1898 به آکادمی ارائه شد. با این وجود، درست مانند تامپسون که توسط بکرل پیشی گرفته شد، کوری در اعلام کشف خود مبنی بر اینکه توریم پرتوهایی مشابه اورانیوم ساطع می کند، پیشی گرفت. گرهارد کارل اشمیت یافته های مشابه خود را دو ماه قبل در برلین منتشر کرده بود. به طور همزمان، هیچ فیزیکدان دیگری آنچه را کوری در یک جمله از مقاله خود ثبت کرد، مشاهده نکرده بود، که فعالیت های بسیار بالاتر پیچ بلند و کالکلیت را در مقایسه با خود اورانیوم برجسته می کرد: "این واقعیت بسیار قابل توجه است و منجر به این باور می شود که این مواد معدنی ممکن است حاوی عنصری باشند که بسیار فعال تر از اورانیوم است." او متعاقباً تجربه "میل پرشور برای تأیید این فرضیه را در سریع ترین زمان ممکن" تجربه کرد. در 14 آوریل 1898، کوری ها با خوش بینانه یک نمونه 100 گرمی پیچ بلند را اندازه گیری کردند و با استفاده از هاون و هاون آن را پودر کردند. آنها در آن مقطع نمیدانستند که مادهای که به دنبال آن بودند در مقادیر بسیار ناچیزی وجود دارد که جداسازی آن نهایتاً نیاز به فرآوری تنها سنگ معدن خواهد داشت.
در ژوئیه 1898، کوری و همسرش نشریهای را نوشتند که کشف عنصری را اعلام کردند، که نام اصلی او را به نام «poloniummage» گذاشتند. دو دهه بین سه امپراتوری تقسیم شد: روسیه، اتریش و پروس. در 26 دسامبر 1898، کوری ها وجود عنصر دومی را اعلام کردند که نام آن را «رادیوم» نامیدند و نام آن را از اصطلاح لاتین «پرتو» گرفته بودند. در طول پیشرفت تحقیقات خود، آنها علاوه بر این اصطلاح "رادیواکتیویته" را ابداع کردند.
برای تایید قطعی اکتشافات خود، کوری ها سعی کردند پولونیوم و رادیوم را به شکل خالص جدا کنند. Pitchblende، یک کانی پیچیده، چالش های مهمی را برای جداسازی شیمیایی عناصر تشکیل دهنده آن ارائه کرد. جداسازی پلونیوم به دلیل شباهت شیمیایی آن به بیسموت و حضور منحصر به فرد آن به عنوان ماده ای شبیه بیسموت در سنگ معدن، نسبتاً ساده بود. برعکس، جداسازی رادیوم به دلیل میل شیمیایی نزدیک آن با باریم، عنصری که در pitchblende نیز وجود دارد، چالش برانگیزتر بود. اگرچه کوری ها تا سال 1898 مقادیر کمی از رادیوم را به دست آورده بودند، دستیابی به مقادیر قابل توجهی عاری از آلودگی باریم یک چالش بزرگ باقی ماند. در نتیجه، کوری ها فرآیند پر زحمت جداسازی نمک رادیوم را از طریق کریستالیزاسیون دیفرانسیل آغاز کردند. این تلاش دقیق، یک دهم گرم کلرید رادیوم را از یک تن پیچ بلند در سال 1902 به دست آورد. در سال 1910، ماری کوری با موفقیت فلز رادیوم خالص را جدا کرد. با این حال، او قادر به جداسازی پلونیوم نبود، عمدتاً به دلیل نیمه عمر کوتاه آن که فقط 138 روز است.
از سال 1898 تا 1902، کوری ها به طور جمعی یا جداگانه 32 مقاله علمی را تالیف کردند. شایان ذکر است، یک مقاله گزارش داد که قرار گرفتن در معرض رادیوم منجر به تخریب سریعتر سلولهای بیمار و تومورساز در مقایسه با سلولهای سالم میشود.
در سال 1900، ماری کوری به اولین عضو هیئت علمی زن در École normale supérieure de jeunes filles دست یافت. همزمان همسرش به هیات علمی دانشگاه پاریس پیوست. در سال 1902، او به دنبال درگذشت پدرش به لهستان سفر کرد.
در ژوئن 1903، تحت نظارت گابریل لیپمن، ماری کوری با موفقیت از تز دکترای خود در دانشگاه پاریس دفاع کرد. در اوایل همان ماه، این زوج دعوت نامه ای برای ارائه یک سخنرانی عصر جمعه در مورد رادیوم در موسسه سلطنتی لندن دریافت کردند. در این دوره، ماری چهار ماهه باردار بود و خستگی شدیدی را تجربه می کرد. در حالی که هیچ مقررات رسمی زنان را از صحبت در این گفتمانهای فردی منع نمیکرد، کنوانسیونهای اجتماعی غالب و وضعیت جسمانی ماری منجر به ارائه سخنرانی پیر کوری شد.
سخنرانی پیر کوری، که به طور کامل به زبان فرانسوی ارائه شد، به صراحت سهم مهم ماری در تحقیقات همکاریشان را تایید کرد. با این وجود، زمانی که لیدی دوار با اهدای دسته گلی از لافرانس روزا به ماری تجلیل کرد، مؤسسه سلطنتی از سنت منحرف شد و ماری سپس آن را به سالن تئاتر برد و در ردیف اول در میان برجستهترین اعضای مؤسسه قرار گرفت. همزمان، صنعت نوپایی با محوریت رادیوم شروع به ظهور کرد. با این حال، کوری ها تصمیم گرفتند که اختراع کشف خود را ثبت نکنند، در نتیجه حداقل سود مالی را از این شرکت در حال رشد و سودآور به دست آوردند.
جوایز نوبل
در دسامبر 1903، آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل فیزیک را به پیر کوری، ماری کوری و هانری بکرل اعطا کرد و به آنها اشاره کرد که "خدمات خارق العاده ... توسط تحقیقات مشترک آنها در مورد پدیده های تشعشعی کشف شده توسط پروفسور هانری بکرل". در ابتدا، کمیته قصد داشت فقط پیر کوری و هانری بکرل را به رسمیت بشناسد. با این حال، Magnus Gösta Mittag-Leffler، ریاضیدان سوئدی، عضو کمیته و طرفدار زنان در علم، پیر را از این نظارت آگاه کرد. پس از شکایت رسمی پیر، نام ماری در نامزدی گنجانده شد. بنابراین ماری کوری اولین زنی در تاریخ شد که جایزه نوبل دریافت کرد.
ماری کوری و همسرش در ابتدا از سفر به استکهلم برای مراسم اهدای جوایز حضوری خودداری کردند، به این دلیل که برنامه تحقیقاتی سخت خود و تشدید بیماری پیر کوری به دلیل بیزاری او از رویدادهای عمومی ترکیب شده است. با توجه به الزام برندگان جایزه نوبل برای ارائه یک سخنرانی، کوری ها در نهایت در سال 1905 سفر کردند. پول جایزه به کوری ها امکان داد تا دستیار آزمایشگاهی خود را به کار گیرند. پس از دریافت جایزه نوبل، و به دلیل پیشنهاد پستی برای پیر کوری از دانشگاه ژنو، دانشگاه پاریس او را به سمت استادی و کرسی فیزیک منصوب کرد، علیرغم اینکه کوری ها هنوز فاقد امکانات آزمایشگاهی کافی بودند. پس از شکایت رسمی پیر کوری، دانشگاه پاریس موافقت کرد و با ارائه یک آزمایشگاه جدید موافقت کرد، اگرچه تکمیل آن تا سال 1906 پیش بینی نمی شد.
در دسامبر 1904، ماری کوری دومین دختر خود، ایو را به دنیا آورد. او برای اطمینان از اینکه دخترانش زبان مادری او را یاد میگیرند، فرمانداران لهستانی را استخدام میکرد و مرتباً آنها را در بازدید از لهستان ترتیب میداد یا همراهی میکرد.
پیر کوری در 19 آوریل 1906 در یک تصادف جادهای به طرز غمانگیزی درگذشت، هنگامی که در خیابان دوفین در جریان باران شدید با یک وسیله نقلیه اسبکشی برخورد کرد و جمجمه آن دچار شکستگی شد. ماری کوری عمیقاً تحت تأثیر این باخت قرار گرفت. در 13 مه 1906، دپارتمان فیزیک دانشگاه پاریس کرسی استادی را که قبلاً توسط همسر فقیدش اداره می شد، به او پیشنهاد داد. او این موقعیت را پذیرفت و قصد داشت یک آزمایشگاه در سطح جهانی به عنوان یادبود پیر تأسیس کند. این انتصاب او را به عنوان اولین زنی که به مقام استادی در دانشگاه پاریس دست یافت.
جاه طلبی ماری کوری برای تأسیس آزمایشگاهی جدید فراتر از انتصاب اولیه او در دانشگاه پاریس بود. متعاقباً، او مؤسسه رادیوم (Institut du radium، که در حال حاضر به عنوان مؤسسه کوری شناخته می شود، مؤسسه کوری) را هدایت کرد، یک موسسه مشترک آزمایشگاهی رادیواکتیویته پاریس و دانشگاه پاریس که توسط آزمایشگاه رادیواکتیویته او تأسیس شده است. ایده انستیتو رادیوم در سال 1909 توسط پیر پل امیل روکس، مدیر موسسه پاستور آغاز شد. روکس که از ناکامی دانشگاه پاریس در ارائه آزمایشگاه کافی برای کوری ناراضی بود، پیشنهاد انتقال او به انستیتو پاستور را داد. این خروج احتمالی دانشگاه پاریس را بر آن داشت تا تجدید نظر کند و منجر به تبدیل شدن غرفه کوری به یک تلاش مشترک بین دانشگاه پاریس و انستیتو پاستور شد.
در سال 1910، کوری با موفقیت رادیوم را جدا کرد و یک استاندارد بینالمللی برای انتشار رادیواکتیو ایجاد کرد، که متعاقباً به افتخار او و پیر، "کوری" نامگذاری شد. با وجود این دستاوردهای علمی، آکادمی علوم فرانسه در سال 1911 درخواست عضویت او را با اختلاف یک یا دو رأی رد کرد. در عوض، ادوارد برانلی، مخترعی که به خاطر کمکهایش در توسعه تلگراف بیسیم توسط گوگلیلمو مارکونی شناخته میشود، انتخاب شد. بیش از پنج دهه بعد، در سال 1962، مارگریت پری، یکی از دانشجویان دکترای کوری، اولین زنی بود که به عضویت آکادمی انتخاب شد.
علیرغم شهرت علمی کوری و کمکهای او به فرانسه، احساسات عمومی اغلب بیگانههراسی را نشان میداد، که یادآور نگرشهای پیش از دکتر بود. این جو همچنین شایعات بی اساس مبنی بر یهودی بودن کوری را تقویت کرد. در جریان انتخابات آکادمی علوم فرانسه، رسانه های دست راستی او را به عنوان یک خارجی و یک ملحد تحقیر کردند. دخترش بعداً تصویر متناقض مطبوعات فرانسه از کوری را برجسته کرد، و او را به عنوان یک خارجی بی لیاقت در هنگام نامزد شدن برای جوایز ملی نشان داد، در عین حال از او به عنوان یک قهرمان فرانسوی با دریافت امتیازات بین المللی مانند جوایز نوبل تجلیل کرد.
در سال 1911، رابطه یک ساله بین کوری و فیزیکدان پل لانگوین، شاگرد سابق پیر کوری که ازدواج کرده بود اما از همسرش جدا شده بود، علنی شد. این افشاگری باعث شعلهور شدن یک رسوایی مطبوعاتی مهم شد که مخالفان دانشگاهی او به راحتی از آن سوء استفاده کردند. کوری که در آن زمان در اواسط دهه 40 زندگی خود بود و 5 سال از لانگوین بزرگتر بود، به اشتباه در روزنامه ها به عنوان یک فرد یهودی خارجی که مسئول برهم زدن ازدواج است به تصویر کشیده شد. پس از ظهور این رسوایی، او در کنفرانسی در بلژیک شرکت می کرد. در بازگشت به خانه، او با جمعیتی آشفته بیرون محل سکونتش مواجه شد و مجبور شد با دخترانش در خانه دوستش، کامیل ماربو، پناهگاهی بجوید.
همزمان، تحسین بینالمللی برای کمکهای علمی کوری به سطوح جدیدی رسید. آکادمی سلطنتی علوم سوئد، علیرغم مخالفت های ناشی از رسوایی لانگوین، دومین جایزه نوبل را در سال 1911 به او اعطا کرد، این بار در رشته شیمی. این استناد "خدمات او را به پیشرفت شیمی با کشف عناصر رادیوم و پولونیوم، جداسازی رادیوم و مطالعه ماهیت و ترکیبات این عنصر قابل توجه" تشخیص داد. به دلیل تبلیغات نامطلوب در رابطه با رابطه او با لانگوین، سوانت آرنیوس، رئیس کمیته نوبل، تلاش کرد تا او را از شرکت در مراسم رسمی جایزه نوبل شیمی منصرف کند و دلیل آن را نادرست اخلاقی تصور کرد. با این حال، کوری بر قصد خود برای حضور تاکید کرد و اظهار داشت که "جایزه برای کشف پولونیوم و رادیوم به او داده شده است" و "هیچ ارتباطی بین کار علمی او و حقایق زندگی خصوصی او وجود ندارد."
او به این امتیاز دست یافت که اولین فردی بود که برنده یا سه جایزه نوبل شد، موفقیت منحصر به فردی که او فقط با لینوس پاولینگ به اشتراک میگذارد که هر دو در دو رشته علمی مجزا شناخته شدهاند. هیئتی برجسته از محققان لهستانی، به رهبری رماننویس هنریک سینکیویچ، از او خواستند به لهستان نقل مکان کند تا تحقیقات خود را در سرزمین مادری خود ادامه دهد. دومین جایزه نوبل او اهرمی را برای متقاعد کردن دولت فرانسه برای تأمین مالی مؤسسه رادیوم، که در سال 1914 تأسیس شد، فراهم کرد، که به مرکزی برای تحقیقات در شیمی، فیزیک و پزشکی تبدیل شد. تقریباً یک ماه پس از دریافت جایزه نوبل 1911، او به دلیل افسردگی و بیماری کلیوی در بیمارستان بستری شد. در طول بیشتر سال 1912، او از فعالیت های عمومی کناره گیری کرد و مدتی را در انگلستان با همکار و دوست خود، فیزیکدان هرتا آیرتون گذراند. بازگشت او به آزمایشگاه در دسامبر و پس از یک وقفه تقریبی 14 ماهه اتفاق افتاد.
در سال 1912، انجمن علمی ورشو پیشنهادی را برای او ارائه کرد تا آزمایشگاه جدیدی را در ورشو هدایت کند. با این حال، او با اولویت دادن به توسعه مداوم موسسه رادیوم، که برای تکمیل در اوت 1914 برنامه ریزی شده بود، و نامگذاری یک گذرگاه جدید، Rue Pierre-Curie (اکنون خیابان Pierre-et-Marie-Curie) مخالفت کرد. پس از آن، او به عنوان مدیر آزمایشگاه کوری در موسسه رادیوم در دانشگاه پاریس منصوب شد که در سال 1914 تأسیس شد. عملیات کامل در سال 1919 پس از پایان جنگ آغاز شد.
جنگ جهانی اول
در طول جنگ جهانی اول، کوری اهمیت حیاتی مداخله جراحی فوری برای سربازان مجروح را شناسایی کرد. او ضرورت وجود مراکز رادیولوژی متحرک در نزدیکی خطوط مقدم را برای حمایت از جراحان میدان نبرد تشخیص داد و در نتیجه از قطع عضو در مواردی که میتوان اندامها را حفظ کرد، جلوگیری کرد. پس از مطالعه فشرده رادیولوژی، آناتومی، و مکانیک خودرو، او دستگاه اشعه ایکس، وسایل نقلیه و ژنراتورهای تکمیلی را به دست آورد و متعاقباً واحدهای رادیوگرافی متحرک را توسعه داد، که به طور گسترده به عنوان کوری کوچک شناخته شد. او ریاست سرویس رادیولوژی صلیب سرخ را بر عهده گرفت و اولین مرکز رادیولوژی نظامی فرانسه را تأسیس کرد، که در اواخر سال 1914 شروع به کار کرد. در ابتدا با کمک یک پزشک نظامی و دختر 17 ساله اش ایرن، کوری بر استقرار 20 وسیله نقلیه متحرک رادیولوژیکی و یک واحد رادیولوژیکی اضافی در سال اول جنگ در بیمارستان نظارت داشت. متعاقباً، او برنامههای آموزشی را برای زنان دیگر برای خدمت به عنوان دستیار رادیولوژی آغاز کرد.
در سال 1915، کوری سوزنهای توخالی پر از «نشانه رادیوم» - گازی بیرنگ و رادیواکتیو که از رادیوم ساطع میشود و بعداً به عنوان رادون شناخته شد - ساخت که برای عقیمسازی بافتهای آلوده طراحی شده بود. رادیوم مورد استفاده از ذخیره شخصی یک گرمی او تهیه شده است. برآوردها حاکی از آن است که بیش از یک میلیون سرباز مجروح با استفاده از واحدهای اشعه ایکس تحت درمان قرار گرفتند. او که به طور گسترده در این تلاشها شرکت داشت، حداقل تحقیقات علمی را در این دوره انجام داد. کوری علیرغم کمکهای بشردوستانه قابل توجه خود به تلاشهای جنگی فرانسه، هرگز از دولت فرانسه تأیید رسمی دریافت نکرد. با این حال، بانک ملی فرانسه از پذیرش آنها خودداری کرد. با این وجود، او با استفاده از بودجه جایزه نوبل خود، اوراق قرضه جنگی خریداری کرد. او اظهار داشت:
من از طلای اندکی که دارم دست می کشم. به اینها مدال های علمی را اضافه می کنم که برای من کاملاً بی فایده است. چیز دیگری هم وجود دارد: با تنبلی محض اجازه داده بودم پول دومین جایزه نوبلم در استکهلم با تاج سوئد باقی بماند. این بخش اصلی چیزی است که ما داریم. من می خواهم آن را به اینجا برگردانم و در وام های جنگی سرمایه گذاری کنم. دولت به آن نیاز دارد. فقط، من هیچ توهمی ندارم: این پول احتمالاً از بین خواهد رفت.
علاوه بر این، او فعالانه در کمیته های متشکل از لهستانی ها در فرانسه که از آرمان لهستانی حمایت می کردند، شرکت کرد. پس از جنگ، او تجربیات دوران جنگ خود را در کتاب رادیولوژی در جنگ (1919) مستند کرد.
دوران پس از جنگ
در سال 1920، به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد کشف رادیوم، دولت فرانسه برای او کمک هزینه ای در نظر گرفت، امتیازی که قبلاً به لویی پاستور که در سال 1895 درگذشته بود اعطا می شد. پس از مصاحبه با کوری، ماری متینگلی ملونی یک صندوق رادیوم ماری کوری تأسیس کرد و در انتشار بازدید او کمک کرد.
در سال 1921، رئیس جمهور ایالات متحده وارن جی هاردینگ میزبان کوری در کاخ سفید بود، جایی که او 1 گرم رادیوم جمع آوری شده در ایالات متحده را به او هدیه داد. دولت فرانسه با اذعان به شهرت روزافزون بین المللی او و نگرانی از عدم تجلیل رسمی فرانسه برای نمایش عمومی، پیشنهاد لژیون افتخار را تمدید کرد که او قبل از این جلسه آن را رد کرد. سال بعد، 1922، او به عنوان عضو آکادمی پزشکی فرانسه معرفی شد. فعالیت های بین المللی او همچنین شامل حضور در جمع و سخنرانی در کشورهایی مانند بلژیک، برزیل، اسپانیا و چکسلواکی بود.
تحت هدایت کوری، مؤسسه کار چهار برنده جایزه نوبل دیگر را تقویت کرد، که در میان آنها دخترش، ایرن ژولیوت-کوری، و دامادش، فردریک ژولیوت-کوری بودند. در نهایت، این آزمایشگاه به یکی از چهار آزمایشگاه برجسته جهانی که به تحقیقات رادیواکتیویته اختصاص یافته بود، تبدیل شد. دیگر مؤسسات برجسته شامل آزمایشگاه کاوندیش، مرتبط با ارنست رادرفورد بود. موسسه تحقیقات رادیوم در وین به رهبری استفان مایر. و مؤسسه شیمی قیصر ویلهلم، با حضور اتو هان و لیز مایتنر.
در آگوست 1922، کوری به عضویت کمیته بینالمللی نوپای همکاری فکری، که توسط جامعه ملل تأسیس شد، منصوب شد. او تا سال 1934 در این کمیته خدمت کرد و هماهنگی علمی جامعه ملل را در کنار دانشمندان برجسته از جمله آلبرت انیشتین، هندریک لورنتز و هنری برگسون تسهیل کرد. بیوگرافی شوهر متوفی او، با عنوان پیر کوری، توسط او در سال 1923 نوشته شد. او در سال 1925 یک تور آمریکایی بعدی در سال 1929 با موفقیت رادیوم را برای مؤسسه رادیوم ورشو، که در سال 1932 تحت مدیریت خواهرش، برونیسووا، آغاز کرد، تضمین کرد. با وجود ناراحتی شخصی قابل توجه ناشی از این انحرافات از تلاش های علمی او و توجه عمومی همراه، آنها در نهایت منابع ضروری را برای تحقیقات او فراهم کردند. در سال 1930، او به عضویت کمیته بینالمللی وزنههای اتمی انتخاب شد و این سمت را تا زمان مرگش حفظ کرد. دانشگاه ادینبورگ جایزه کامرون را برای درمان به کوری در سال 1931 اعطا کرد.
مرگ
آخرین کار کوری چند ماه پس از آن، در 4 ژوئیه 1934، او در سن 66 سالگی در آسایشگاه Sancellemoz در پاسی، Haute-Savoie درگذشت. علت مرگ کم خونی آپلاستیک بود که به طور گسترده به قرار گرفتن طولانی مدت در معرض تشعشع نسبت داده می شود که به شدت به مغز استخوان او آسیب می رساند.
در طول دوره تحقیقات او، اثرات مضر پرتوهای یونیزان به طور کامل شناخته نشد و منجر به انجام کار او بدون اقدامات حفاظتی بعدی شد. او به طور معمول لولههای آزمایشی حاوی ایزوتوپهای رادیواکتیو را در جیبهای خود حمل میکرد و آنها را در کشوی میز خود ذخیره میکرد و به درخشندگی ظریفی که این مواد در تاریکی ساطع میکردند اشاره کرد. علاوه بر این، کوری در طول جنگ جهانی اول در حالی که به عنوان رادیولوژیست در بیمارستانهای صحرایی کار میکرد، قرار گرفتن در معرض اشعه ایکس از دستگاههای بدون محافظ را تجربه کرد. پس از نبش قبر بقایای کوری در سال 1995، Office de Protection contre les Rayonnements Ionisants فرانسوی (OPRI) تشخیص داد که "او تا زمانی که زنده بود نمی توانست در معرض سطوح کشنده رادیوم قرار گیرد". آژانس نشان داد که رادیوم عمدتاً از طریق بلعیدن خطری ایجاد می کند و احتمال داد که بیماری او به احتمال زیاد به استفاده گسترده او از رادیوگرافی در طول جنگ جهانی اول نسبت داده شود.
در ابتدا، او در گورستان Sceaux، در کنار همسرش، پیر، دفن شد. شصت سال پس از آن، در سال 1995، بقایای آنها به پاس قدردانی از دستاوردهای جمعی آنها، به طور تشریفاتی به پانتئون پاریس منتقل شد. به دلیل آلودگی رادیواکتیو، بقایای آنها در تابوت های سرب محصور شد. بنابراین، او دومین زنی بود که پس از سوفی برتلو در پانتئون دفن شد، و بهویژه اولین زنی بود که تنها بر اساس دستاوردهای فردیاش در آنجا به خاک سپرده شد.
به دلیل سطوح قابلتوجهی از آلودگی رادیواکتیو، اسناد شخصی او مربوط به دهه 1890 برای جابجایی مستقیم ناامن تلقی میشوند. قابل توجه است که حتی کتاب های آشپزی او نیز سطوح بالایی از رادیواکتیویته را نشان می دهند. در نتیجه، اسناد او در ظروف سرب دار نگهداری می شود و افرادی که به دنبال بررسی آنها هستند ملزم به پوشیدن لباس های محافظ هستند. در سال آخر زندگی، او تلاش خود را صرف کتابی با عنوان رادیواکتیویته کرد که متعاقباً پس از مرگ در سال 1935 منتشر شد.
میراث
تأثیر عمیق تلاشهای علمی کوریها، که هر دو بعد فیزیکی و اجتماعی را در بر میگرفت، بهطور قابلتوجهی بر مسیر قرن بیستم و بیست و یکم تأثیر گذاشت. تحقیقات پیشگام ماری کوری اصول اساسی فیزیک هسته ای معاصر، درمان های پیشرفته سرطان و رادیوگرافی تشخیصی را ایجاد کرد. روشهای او برای جداسازی ایزوتوپهای رادیواکتیو همچنان در تحقیقات علمی و کاربردهای بالینی ضروری است. همانطور که توسط ال. پیرس ویلیامز، استاد دانشگاه کرنل اشاره شده است:
نتایج تحقیقات کوری متحول کننده بود. رادیواکتیویته شدید رادیوم توجه علمی فوری را به خود جلب کرد، زیرا به نظر می رسید که اصل تثبیت شده حفظ انرژی را به چالش می کشد و در نتیجه نیاز به ارزیابی مجدد اساسی قوانین فیزیکی دارد. به طور تجربی، جداسازی رادیوم محققینی مانند ارنست رادرفورد با منابع رادیواکتیو قوی، امکان کاوش در ساختار اتمی را فراهم کرد. آزمایشهای بعدی رادرفورد که شامل تشعشعات آلفا بود، منجر به فرض اولیه اتم هستهای شد. همزمان، در حوزه پزشکی، رادیواکتیویته رادیوم یک راه امیدوارکننده برای درمان موثر سرطان ارائه کرد.
علاوه بر سهم انقلابی خود در فیزیک و شیمی، تحقیقات کوری تأثیر قابل توجهی بر چشم انداز اجتماعی داشت. دستاوردهای علمی چشمگیر او علیرغم موانع بزرگی که هم در سرزمین مادری و هم در کشور پذیرفته شده اش با آن روبرو بود، به دست آمد که عمدتاً ناشی از تبعیض جنسیتی بود. علاوه بر این، راهنمایی او از دانشمندان زن در مؤسسه رادیوم در ایجاد فرصتهایی برای زنان در زمینههای فیزیک و شیمی مؤثر بود.
ماری کوری با صداقت و رفتار شخصی سختگیرانهاش مشخص شد. پس از دریافت یک بورس تحصیلی متوسط در سال 1893، او بلافاصله در سال 1897 پس از دستیابی به استقلال مالی، وجوه را بازپرداخت کرد. بخش قابل توجهی از درآمد اولیه جایزه نوبل او بین دوستان، اعضای خانواده، دانشجویان و همکاران پژوهشی توزیع شد. قابل ذکر است، کوری عمدا تصمیم گرفت که روش جداسازی رادیوم را ثبت اختراع نکند و دسترسی نامحدود را برای جامعه علمی گستردهتر تضمین کند. او پیوسته دستور می داد که موقوفات و جوایز مالی به موسسات علمی وابسته به او اختصاص داده شود تا شخص او. هم او و هم همسرش مکرراً جوایز و مدالهای مختلف را رد میکردند. گزارش شده است که آلبرت انیشتین اظهار داشته است که او احتمالاً تنها فردی است که در برابر نفوذ مخرب شهرت غیرقابل نفوذ است.
تشریفات یادبود
ماری کوری که بهعنوان یکی از برجستهترین دانشمندان تاریخ شناخته میشود، به جایگاهی نمادین در جامعه علمی جهانی دست یافته است و با ادای احترام در سراسر جهان، حتی به فرهنگ عامه نیز تجلیل شده است. علاوه بر این، مدارک افتخاری متعددی از موسسات آکادمیک در سطح بینالمللی به او اعطا شد.
ماری کوری به عنوان اولین زن دریافتکننده جایزه نوبل، اولین فردی که دو جایزه نوبل دریافت کرد، تنها زنی که در دو رشته علمی مجزا به رسمیت شناخته شد، و تنها فردی که جایزه نوبل را در چندین رشته علمی دریافت کرد، ممتاز است. جوایز و افتخارات قابل توجه او عبارتند از:
- جایزه نوبل فیزیک (1903)، مشترک با همسرش پیر کوری و هانری بکرل
- مدال دیوی (1903)، به طور مشترک با پیر کوری اعطا شد
- مدال ماتوچی (1904)، به طور مشترک با پیر کوری اعطا شد
- جایزه اکتونین (1907)
- مدال الیوت کرسون (1909)
- Legion of Honor (1909)، که او آن را رد کرد
- جایزه نوبل شیمی (1911)
- فرمان مدنی آلفونسو دوازدهم (1919)
- مدال فرانکلین انجمن فلسفی آمریکا (1921)
- Oder of the White Eagle (2018)، پس از مرگ اعطا شد
نهادهای مختلفی به افتخار ماری کوری تعیین شده اند، از جمله:
- کوری (نماد Ci)، واحد استاندارد رادیواکتیویته، برای ادای احترام به ماری و پیر کوری نامگذاری شده است، اگرچه کمیسیون تعیین کننده به صراحت مشخص نکرده است که آیا این افتخار فقط برای پیر، ماری یا هر دو دانشمند است.
- عنصر شیمیایی دارای عدد اتمی 96 کوریم (نماد Cm) نامگذاری شد.
- علاوه بر این، سه کانی رادیواکتیو - کوریت، اسکلودوفسکیت، و کوپروسکلودوسکیت - نامهای کوری را دارند.
- برنامه بورسیه اقدامات Marie Skłodowska-Curie، ابتکاری توسط اتحادیه اروپا، از دانشمندان جوانی که به دنبال فرصت های تحقیقاتی در خارج از کشور هستند، حمایت می کند.
- در سال 2007، یک ایستگاه متروی پاریس واقع در ایوری به افتخار هر دو کوری تغییر نام داد.
- ایستگاه آتی ماری کوری، یک مرکز زیرزمینی Réseau Express Métropolitain (REM) در ناحیه سن لوران مونترال، به افتخار او نامگذاری شده است. علاوه بر این، یک گذرگاه مجاور، خیابان ماری کوری، نیز نام او را دارد.
- ماریا، یک رآکتور هسته ای تحقیقاتی لهستانی
- سیارک به نام 7000 کوری
- موسسه خیریه ماری کوری که در بریتانیا فعالیت می کند
- جایزه IEEE Marie Sklodowska-Curie، یک جایزه بین المللی برای قدردانی از کمک های استثنایی در علوم و مهندسی هسته ای و پلاسما، توسط موسسه مهندسین برق و الکترونیک در سال 2008 ایجاد شد.
- مدال ماری کوری یک جایزه علمی سالانه است که در سال 1996 تأسیس شد و توسط انجمن شیمی لهستان اعطا شد.
- مدال و جایزه ماری کوری-اسکلودوفسکا، افتخاری سالانه که توسط موسسه فیزیک مستقر در لندن ارائه میشود، از کمکهای برجسته به آموزش فیزیک تقدیر میکند.
- دانشگاه ماریا کوری-اسکلودووسکا در لوبلین، لهستان قرار دارد.
- دانشگاه پیر و ماری کوری در پاریس واقع شده است.
- موسسه ملی تحقیقات سرطان شناسی ماریا اسکلودوسکا-کوری در لهستان واقع شده است.
- موسسات آموزشی به نام او عبارتند از École élémentaire Marie-Curie در لندن، انتاریو، کانادا. دبیرستان متروپولیتن کوری در شیکاگو، ایالات متحده؛ دبیرستان ماری کوری در شهر هوشی مین، ویتنام؛ و Lycée français Marie Curie de Zurich، سوئیس.
- خیابان مادام کوری خیابانی در بیروت، لبنان است.
- یک گونه سوسک، Psammodes sklodowskae، توسط Kamiński & Gearner.
آثار بیوگرافی متعددی به او تقدیم شده است، از جمله:
- Ève Curie (دختر ماری کوری)، مادام کوری، منتشر شده در سال 1938.
- فرانسوا ژیرو، ماری کوری: یک زندگی، منتشر شده در سال 1987.
- سوزان کوئین، ماری کوری: یک زندگی، منتشر شده در سال 1996.
- باربارا گلداسمیت، نابغه وسواسی: دنیای درونی ماری کوری، منتشر شده در سال 2005.
- لورن ردنیس، رادیواکتیو: ماری و پیر کوری، داستان عشق و سقوط، منتشر شده در سال 2011، که پس از آن در یک فیلم بریتانیایی 2019 اقتباس شد.
- سوبل، داوا (2024). عناصر ماری کوری: چگونه درخشش رادیوم مسیری را برای زنان در علم روشن کرد. طبقه چهارم. ISBN 978-0-00-853691-6.
- شارلوت هافمن کلوگ، حامی مالی ماری کوری
- فهرست برندگان زن جایزه نوبل
- فهرست قطب ها در شیمی
- فهرست برندگان جایزه نوبل لهستانی
- خط زمانی زنان در علم
- زنان در شیمی
یادداشت ها
آثار غیرداستانی
- کوری، ایو (2001). مادام کوری: بیوگرافی. مطبوعات دا کاپو. ISBN 978-0-306-81038-1.کوری، ماری (1921). کشف رادیوم . Poughkeepsie: Vassar College.Dzienkiewicz، Marta (2017). پیشگامان لهستانی: کتاب لهستانی های برجسته. ترجمه مونود-گایرو، اگنس. تصاویر توسط Rzezak, Joanna; کارسکی، پیوتر. ورشو: Wydawnictwo Dwie Siostry. شابک 9788365341686. OCLC 1060750234.ژیرو، فرانسوا (1986). ماری کوری: یک زندگی. ترجمه لیدیا دیویس. نیویورک: هلمز و آمپر; مایر. ISBN 978-0-8419-0977-9. OCLC 12946269.کاچوروسکا، ترزا (2011). Córka mazowieckich równin, czyli, Maria Skłodowska-Curie z Mazowsza [دختر دشت های مازوویا: Maria Skłodowska–Curie of Mazowsze] (به زبان لهستانی). Związek Literatów Polskich، Oddział w Ciechanowie. ISBN 978-83-89408-36-5. بازیابی شده 15 مارس 2016.مسکوویتز، کلارا (فوریه 2025). "شبکه پنهان ماری کوری: چگونه او نسلی از دانشمندان زن را به خدمت گرفت." Scientific American، جلد. 332، شماره 2، ص 78–79. doi:10.1038/scientificamerican022025-3K76AqOE4WSO46n3VMzSTu.Opfell, Olga S. (1978). خانم برندگان جایزه: زنان برنده جایزه نوبل. Metuchen، N.J.، & لندن: چاپ مترسک، صص 147-164. ISBN 978-0-8108-1161-4.پاساچوف، نائومی (1996). ماری کوری و علم رادیواکتیویته. انتشارات دانشگاه آکسفورد ISBN 978-0-19-509214-1.کوین، سوزان (1996). ماری کوری: یک زندگی. مطبوعات دا کاپو. ISBN 978-0-201-88794-5.ردنیس، لورن (2010). رادیواکتیو: Marie & پیر کوری: داستان عشق و سقوط. هارپر کالینز ISBN 978-0-06-135132-7.ویرتن، اوا همونگز (2015). ساخت ماری کوری: مالکیت فکری و فرهنگ سلبریتی در عصر اطلاعات. انتشارات دانشگاه شیکاگو ISBN 978-0-226-23584-4. بازیابی شده 15 مارس 2016.آثار تخیلی
- Olov Enquist، Per (2006). کتاب درباره بلانچ و ماری. نیویورک: نادیده بگیرید. ISBN 978-1-58567-668-2.
- آثار ماری کوری در LibriVox (کتابهای صوتی با دامنه عمومی)
- اثر ماری کوری در پروژه گوتنبرگ
- بریدههای روزنامه درباره ماری کوری در آرشیو مطبوعات قرن بیستم ZBW
- ماری کوری در Nobelprize.org