سر الکساندر فلمینگ (6 اوت 1881 - 11 مارس 1955)، پزشک و میکروبیولوژیست برجسته اسکاتلندی، یکی از دریافت کنندگان جایزه نوبل در سال 1945 در فیزیولوژی یا پزشکی بود. او این جایزه معتبر را با هاوارد فلوری و ارنست چین به دلیل کمک های اساسی آنها در "کشف پنی سیلین و اثر درمانی آن در بیماری های عفونی مختلف" به اشتراک گذاشت. این ماده نشان دهنده آنتی بیوتیک آغازینی است که تاکنون شناسایی شده است. کشف او در سال 1928 از چیزی که متعاقباً بنزیل پنی سیلین (یا پنی سیلین G) نامیده شد، جدا شده از کپک پنی سیلیوم روبنس، به عنوان "بزرگترین پیروزی که تا به حال بر بیماری به دست آمده" ستایش شده است.
سر الکساندر فلمینگ (۶ اوت ۱۸۸۱ – ۱۱ مارس ۱۹۵۵) پزشک و میکروبیولوژیست اسکاتلندی بود. او در سال 1945 جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را با هاوارد فلوری و ارنست چین "به دلیل کشف پنی سیلین و اثر درمانی آن در بیماری های عفونی مختلف" دریافت کرد. این اولین ماده آنتی بیوتیکی بود که کشف شد. کشف او در سال 1928 چیزی که بعداً بنزیل پنی سیلین (یا پنی سیلین G) از قالب Penicillium rubens نام گرفت، به عنوان "بزرگترین پیروزی که تا به حال بر بیماری به دست آمده" توصیف شده است.
در سال 1922، او همچنین آنزیم لیزوزیم ترشح شده از بینی خود، isol را شناسایی کرد. همزمان، او یک باکتری مرتبط را Micrococcus lysodeikticus نامید که متعاقباً به عنوان Micrococcus luteus طبقه بندی شد.
فلمینگ در سال 1944 به دلیل دستاوردهای علمی عمیق خود به عنوان شوالیه شناخته شد. میراث او در سال 1999 زمانی که مجله تایم او را در فهرست 100 فرد مهم قرن بیستم قرار داد بیشتر مورد تایید قرار گرفت. در سال 2002، او در نظرسنجی تلویزیونی بی بی سی، "100 بریتانیایی بزرگ" شرکت کرد و در سال 2009، نظرسنجی STV او را به عنوان سومین "بزرگترین اسکاتلندی" معرفی کرد، که تنها رابرت برنز و ویلیام والاس از او پیشی گرفتند.
زندگی اولیه و آموزش
الکساندر فلمینگ در 6 اوت 1881 در مزرعه Lochfield در نزدیکی Darvel، Ayrshire، اسکاتلند به دنیا آمد. او سومین فرزند از چهار فرزند کشاورز هیو فلمینگ و گریس استرلینگ مورتون، دختر یک کشاورز همسایه بود. هیو فلمینگ چهار فرزند از ازدواج اولیه خود داشت. او در زمان ازدواج دوم خود با گریس 59 ساله بود و زمانی که الکساندر هفت ساله بود درگذشت.
فلمینگ در مدرسه Loudoun Moor و مدرسه Darvel تحصیل کرد و متعاقباً یک بورس تحصیلی دو ساله برای آکادمی Kilmarnock دریافت کرد. او سپس به لندن نقل مکان کرد و در آنجا در موسسه سلطنتی پلی تکنیک ثبت نام کرد. الکساندر فلمینگ بیست ساله پس از چهار سال کار در یک دفتر حمل و نقل، سرمایه را از عمویش، جان فلمینگ، به ارث برد. برادر بزرگترش، تام، که قبلاً پزشک بود، به او پیشنهاد داد که مسیر شغلی مشابهی را دنبال کند. بنابراین، در سال 1903، الکساندر در دانشکده پزشکی بیمارستان سنت مری در پدینگتون (در حال حاضر بخشی از کالج امپریال لندن) ثبت نام کرد، که در سال 1906 با مدرک MBBS با ممتاز فارغ التحصیل شد.
از سال 1900 تا 1914، فلمینگ به عنوان یک کارمند خصوصی در دانشکده پزشکی ولیون اسکاتلند برای هنگ فعال بود. چوب تفنگ. کاپیتان باشگاه که مشتاق حفظ فلمینگ بود، به او پیشنهاد کرد که به بخش تحقیقات سنت مریز بپیوندد. در آنجا، او دستیار باکتری شناس سر آلمروث رایت، پیشگام در درمان واکسن و ایمونولوژی شد. در سال 1908، فلمینگ مدرک کارشناسی خود را با مدال طلا در باکتری شناسی دریافت کرد و متعاقباً تا سال 1914 در سنت ماری سخنرانی کرد.
که در سال 1914 به عنوان ستوان مأموریت یافت و در سال 1917 به درجه کاپیتان ارتقا یافت، فلمینگ در سراسر ارتش سلطنتی ارتش در بخش پزشکی جنگ جهانی اول خدمت کرد. او و بسیاری از همکارانش در بیمارستانهای میدان جنگ در جبهه غربی فرانسه مستقر بودند.
در سال 1918، او به بیمارستان سنت مری بازگشت و در سال 1928 به عنوان استاد باکتریشناسی در دانشگاه لندن منصوب شد.
مشارکت های علمی
ضد عفونی کننده
در طول جنگ جهانی اول، فلمینگ، با همکاری لئونارد کولبروک و سر آلمروث رایت، با انتقال کل بخش تلقیح سنت مری به بیمارستان نظامی بریتانیا در Boulogne-sur-Mer، به تلاش جنگ کمک کرد. او که به عنوان ستوان موقت در سپاه پزشکی ارتش سلطنتی خدمت می کرد، شاهد تلفات سربازان متعدد ناشی از سپسیس در زخم های عفونی بود. او خاطرنشان کرد که ضد عفونیکنندهها که در آن زمان معمولاً برای درمان زخم استفاده میشد، اغلب این آسیبها را تشدید میکرد. فلمینگ در مقالهای در سال 1917 که در مجله پزشکی Lancet منتشر شد، آزمایشی مبتکرانه را توصیف کرد که با مهارتهای دمیدن شیشه امکانپذیر شد و توضیح داد که چرا ضدعفونیکنندهها باعث مرگ بیشتر از خود عفونتها در طول جنگ میشوند. او اظهار داشت که در حالی که ضد عفونیکنندهها روی زخمهای سطحی مؤثر هستند، زخمهای عمیق اغلب باکتریهای بیهوازی را از عامل ضدعفونیکننده محافظت میکنند. علاوه بر این، به نظر میرسد که ضد عفونیکنندهها عوامل محافظتی مفید تولید شده توسط بدن را حداقل به همان اندازه که باکتریها را از بین میبرند، از بین میبرند و در برابر باکتریهای خارج از دسترسشان بیاثر بودند. اگرچه رایت قویاً از یافتههای فلمینگ حمایت کرد، اما اکثر پزشکان ارتش در طول جنگ به استفاده از ضدعفونیکنندهها ادامه دادند، حتی زمانی که این عمل شرایط بیمار را بدتر میکرد.
کشف لیزوزیم
در بیمارستان سنت مری، فلمینگ در تحقیقات خود بر روی کشت های باکتریایی و عوامل ضد میکروبی اصرار داشت. محقق معاصر او، V. D. Allison، به عادات تحقیقاتی غیر متعارف فلمینگ اشاره کرد، که اغلب تشکیلهای باکتریایی غیرمنتظره را در صفحات کشت او پیشبینی میکرد. فلمینگ مکرراً در مورد «آرایش بیش از حد آلیسون در آزمایشگاه» شوخی میکرد، مشخصهای که آلیسون بعدها به عنوان ابزاری برای پیشرفتهای آزمایشی فلمینگ شناخته شد، و اظهار داشت: «اگر او به اندازهای که من فکر میکرد دقیق میبود، به دو اکتشاف بزرگ خود نمیرسید. آلودگی باکتریایی موجود در هوا در یک صفحه خاص با استفاده از مخاط بینی، او به مهار قابل توجهی از تکثیر باکتری ها اشاره کرد. یک هاله شفاف و متمایز، تقریباً 1 سانتی متر از محلول مخاطی، منطقه را احاطه کرده است که نشان دهنده منطقه کشتار باکتری است. پس از این، حلقه ای شیشه ای و نیمه شفاف ایجاد شد که رشد طبیعی باکتری فراتر از آن در ناحیه ای مات مشهود بود. آزمایشهای بعدی شامل باکتریهایی بود که در نمک معلق بودند و محلول زردی را تشکیل میدادند. افزودن موکوس تازه به سرعت نمک زرد را در عرض دو دقیقه شفاف کرد. فلمینگ تحقیقات خود را به اشک هایی که توسط همکارانش ارائه شده بود، گسترش داد. آلیسون تلاشهای گسترده برای به دست آوردن نمونهها را اینگونه بیان کرد: "در پنج تا شش هفته بعدی، اشکهای ما منبع اصلی این پدیده قابل توجه بود. از لیموهای متعدد (به دنبال بیاثر بودن پیاز) برای تحریک تولید اشک استفاده شد... تقاضای قابلتوجه برای اشک حتی منجر به آن شد که هر یک از خدمههای آزمایشگاهی، سه نفر را دریافت کردند. خلط، غضروف، خون، مایع منی، مایع کیست تخمدان، چرک و سفیده تخم مرغ وجود همه جا این عامل باکتری کش را تایید کرد. علیرغم ارائه یافتههای خود به باشگاه تحقیقات پزشکی در ماه دسامبر و متعاقباً به انجمن سلطنتی سال بعد، این کشف کمترین توجه را به خود جلب کرد، همانطور که آلیسون بعداً یادآور شد:
آلیسون که به عنوان مهمان فلمینگ در جلسه باشگاه تحقیقات پزشکی حضور داشت، مشاهده کرد که ارائه فلمینگ نشاندهنده جزییات عدم پذیرش یا بحث غیرعادی از کشف او بود. بی اهمیت بودن سال بعد، فلمینگ مقاله ای در مورد این موضوع در انجمن سلطنتی، برلینگتون هاوس، پیکادیلی ارائه کرد، جایی که او و آلیسون نیز نمایشی از تحقیقات خود را ارائه کردند. با این حال، تنها با یک استثنا، این کار دوباره مورد توجه یا نظر کمی قرار گرفت.
در شماره 1 مه 1922، مجموعه مقالات انجمن سلطنتی B: علوم زیستی، فلمینگ یافته های خود را تحت عنوان "در مورد یک عنصر باکتریولیتیک قابل توجه یافت شده در بافت ها و ترشحات" منتشر کرد.
در این ارتباط، هدف من این است که مادهای را که در بافتها و ترشحات بدن یافت میشود برجسته کنم که توانایی حل سریع باکتریهای خاص را دارد. با توجه به خواص آن، که شبیه خواص تخمیر است، من این ماده را "لیزوزیم" نامیده ام و در سراسر این مقاله با این نام گذاری به آن اشاره خواهم کرد. مشاهدات اولیه لیزوزیم در طول تحقیقات انجام شده بر روی یک بیمار مبتلا به کوریزای حاد انجام شد.
این نشان دهنده اولین کشف مستند لیزوزیم بود. فلمینگ با همکاری آلیسون، تحقیقات بیشتری را در مورد لیزوزیم در شماره اکتبر ژورنال بریتانیایی آسیب شناسی تجربی در همان سال منتشر کرد. علیرغم استخراج موفقیت آمیز مقادیر قابل توجهی لیزوزیم از سفیده تخم مرغ، این آنزیم فقط در برابر جمعیت های محدودی از باکتری های غیر بیماری زا کارایی را نشان داد، در نتیجه حداقل کاربرد درمانی را داشت. این مشاهدات تمایز اساسی بین گونه های باکتریایی بیماری زا و غیر بیماری زا را برجسته می کند. "بیمار مبتلا به کوریزا حاد"، همانطور که در نشریه اصلی به آن اشاره شد، متعاقباً به عنوان خود فلمینگ معرفی شد. دفتر تحقیقاتی او به تاریخ 21 نوامبر 1921 حاوی طرحی از صفحه کشت بود که همراه با یادداشت: "کوک استافیلوئید از بینی A.F." فلمینگ بیشتر باکتری موجود در مخاط بینی را به عنوان Micrococcus Lysodeikticus شناسایی کرد، نام گونه ای که به دلیل حساسیت به عملکرد لیزوزیمی نشان دهنده "شاخص لیز" است. در سال 1972، این گونه به عنوان Micrococcus luteus طبقه بندی شد. "سویه فلمینگ" (NCTC2665) این باکتری از آن زمان به یک ارگانیسم مدل مهم در تحقیقات مختلف بیولوژیکی تبدیل شده است. اهمیت گستردهتر لیزوزیم ناشناخته باقی ماند، واقعیتی که خود فلمینگ به آن اذعان داشت، همانطور که سخنرانی ریاستجمهوری او در جلسه انجمن سلطنتی پزشکی در 18 اکتبر 1932 نشان داد، جایی که او اظهار داشت:
گوینده لیزوزیم را برای این سخنرانی به دلیل تمایل شخصی به نام و درک کم اهمیت آن در ایمنی طبیعی انتخاب کرد. کشف کنید." اهمیت عمیق ایمونولوژیک کشف فلمینگ تا اواخر قرن بیستم به طور کامل شناخته نشد، زمانی که لیزوزیم به عنوان اولین پروتئین ضد میکروبی که به ایمنی ذاتی کمک می کند، شناسایی شد.
اکتشافات عجیبی اغلب رخ می دهد. پس از بیدار شدن اندکی پس از سپیده دم در 28 سپتامبر 1928، قصد ایجاد انقلابی در پزشکی با شناسایی آنتی بیوتیک افتتاحیه یا عامل باکتری کش جهان نبود. با این حال، این نتیجه دقیقاً محقق شد.
روش آزمایشی
تا سال 1927، فلمینگ درگیر تحقیق در مورد ویژگیهای استافیلوکوک بود و قبلاً به عنوان یک محقق استثنایی از طریق کار قبلی خود شهرت برجستهای به دست آورده بود. در سال 1928، او تغییرات فنوتیپی استافیلوکوکوس اورئوس را که در شرایط طبیعی کشت میشد، بررسی کرد و بر اساس یافتههای جوزف وارویک بیگر، که توانایی این باکتری را برای توسعه به سویههای مختلف نشان داده بود، بررسی کرد. در 3 سپتامبر 1928، پس از تعطیلات خانوادگی در سافولک، فلمینگ به آزمایشگاه خود بازگشت. قبل از عزیمت، او استافیلوکوک ها را روی صفحات کشت تلقیح کرده بود و آنها را روی نیمکت آزمایشگاه رها کرده بود. فلمینگ پس از بازگشت مشاهده کرد که یک صفحه کشت آلوده به قارچ بود و مستعمرات استافیلوکوک بلافاصله در مجاورت قارچ لیز شده بودند، در حالی که کلنی های دورتر بدون تأثیر باقی ماندند. او اظهار نظر معروفی داشت: "این خنده دار است." فلمینگ فرهنگ آلوده را به دستیار سابق خود، مرلین پرایس ارائه کرد، او گفت: "اینطوری لیزوزیم را کشف کردید." فلمینگ کپک را به عنوان متعلق به جنس Penicillium شناسایی کرد. در ابتدا، او فرض کرد که این کپک P است. chrysogenum، اما همکارش چارلز جی لا توچ آن را به عنوان P. rubrum. (طبقه بندی مجدد بعدی آن را به عنوان P. notatum و سپس به طور رسمی به عنوان P. chrysogenum شناسایی کرد؛ در سال 2011، به طور قطعی به عنوان P. rubens. حل شد)
آزمایشگاهی که فلمینگ در آن آزمایشهای اولیه روی پنیسیلین را کشف و انجام داد، اکنون بهعنوان موزه آزمایشگاهی الکساندر فلمینگ، واقع در بیمارستان سنت مری، پدینگتون، نگهداری میشود. در سال 1966، منشا آلودگی قارچی اتاق La Touche بود که مستقیماً در زیر آزمایشگاه فلمینگ قرار داشت.
فلمینگ قالب را در یک کشت خالص کشت کرد و متعاقباً تشخیص داد که آبگوشت حاصل حاوی یک ترکیب ضد باکتریایی است. او اثر ضد میکروبی آن را بر روی ارگانیسمهای متعدد بررسی کرد و اثر مهاری آن را بر روی باکتریهایی مانند استافیلوکوک و سایر پاتوژنهای گرم مثبت دیگر که مسئول شرایطی مانند مخملک، ذاتالریه، مننژیت و دیفتری هستند، مشاهده کرد. قابل ذکر است، این بیماری بر تب حصبه یا تب پاراتیفوئید که توسط باکتریهای گرم منفی ایجاد میشوند و او فعالانه به دنبال درمان برای آنها بود، تأثیری نداشت. با این حال، علیرغم اینکه این باکتری گرم منفی است، فعالیتی را در برابر Neisseria gonorrhoeae عامل ایجاد کننده سوزاک نشان داد. فلمینگ پس از چندین ماه از نامیدن آن به عنوان "آب کپک" یا "بازدارنده"، در 7 مارس 1929 به طور رسمی نام این ماده ضد باکتریایی را "پنی سیلین" گذاشت.
دریافت اولیه و انتشار
فلمینگ رسماً کشف خود را در 13 فوریه 1929 به باشگاه تحقیقات پزشکی ارائه کرد. ارائه او با عنوان "وسیله ای برای جداسازی باسیل فایفر" توجه یا تفسیر قابل توجهی را به خود جلب نکرد. هنری دیل، مدیر وقت مؤسسه ملی تحقیقات پزشکی و رئیس جلسه، بعداً به یاد آورد که هیچ جنبه خاصی از اهمیت در سخنرانی فلمینگ درک نکرده است. فلمینگ متعاقباً یافته های خود را در سال 1929 در ژورنال بریتانیایی آسیب شناسی تجربی منتشر کرد، اما این مقاله کمترین توجه را دریافت کرد. یک چالش اصلی، مشکل بزرگ در تولید پنی سیلین در مقادیر قابل توجه و علاوه بر این، جداسازی ترکیب فعال آن بود. حتی با کمک هارولد رایستریک و تیم بیوشیمیایش در مدرسه بهداشت لندن و amp; پزشکی گرمسیری، تلاشهای تصفیه شیمیایی ناموفق بود. در نتیجه، همانطور که میلتون وین رایت مشاهده کرد، "پنی سیلین تا حد زیادی در دهه 1930 فراموش شد."
حتی تا سال 1936، پتانسیل پنی سیلین ناشناخته باقی ماند. هنگامی که فلمینگ اهمیت پزشکی آن را در دومین کنگره بین المللی میکروبیولوژی در لندن ارائه کرد، اظهارات وی با شک و تردید مواجه شد. آلیسون که فلمینگ را هم در باشگاه تحقیقات پزشکی و هم در کنگره بینالمللی همراهی میکرد، بعداً این دو رویداد را بازگو کرد:
[در جلسه باشگاه تحقیقات پزشکی، فلمینگ] کارایی بالقوه پنیسیلین را در درمان عفونتهای انسانی پیشنهاد کرد. یک بار دیگر، ارائه او هیچ علاقه ای به همراه نداشت و کمترین بحث را به همراه داشت. فلمینگ ناامیدی عمیقی را تجربه کرد، اما شکست های بیشتری در انتظار او بود. متعاقباً، او مقالهای را در مورد تحقیقات پنیسیلین خود در کنگره بینالمللی میکروبیولوژی ارائه کرد، رویدادی که با حضور باکتریشناسان برجسته در سراسر جهان برگزار شد. دیدگاههای او در مورد کاربرد احتمالی آن برای پیشگیری و درمان عفونتهای انسانی مورد تأیید قرار نگرفت و بحث بعدی ناچیز بود. علیرغم این ناامیدیهای مهم، فلمینگ اعتقادات خود را حفظ کرد و در تحقیقات مداوم خود در مورد پنیسیلین ناامید ماند.
در سال 1941، ژورنال پزشکی بریتانیا مشاهده کرد که "به نظر میرسد که کاربرد پنیسیلین از دیدگاه دیگری در نظر گرفته نشده است. data-mw-anchor="Purification_and_stabilisation">تصفیه و تثبیت
در آکسفورد، ارنست چین و ادوارد آبراهام تحقیقاتی را در مورد ساختار مولکولی آنتی بیوتیک آغاز کردند. پس از آن، ابراهیم اولین کسی بود که ساختار شیمیایی پنی سیلین را به طور دقیق ترسیم کرد. پس از انتشار اولیه نتایج تیم در سال 1940، فلمینگ با هوارد فلوری، رئیس بخش زنجیره، تماس گرفت تا یک بازدید قریب الوقوع را اعلام کند. طبق گزارش ها، چین پس از اطلاع از ورود قریب الوقوع فلمینگ، فریاد زد: "خدایا! فکر کردم او مرده است."
نورمن هیتلی روشی را برای استخراج مجدد ترکیب فعال پنی سیلین به یک محلول آبی با اصلاح pH آن پیشنهاد کرد. این روش مقدار کافی از دارو را برای آزمایشات اولیه حیوانی به همراه داشت. گروه تحقیقاتی آکسفورد متشکل از مشارکت کنندگان متعدد دیگری بود که در نهایت کل دانشکده آسیب شناسی سر ویلیام دان در تلاش های تولید شرکت کردند. پس از توسعه موفقیتآمیز یک روش خالصسازی که یک شکل اولیه پایدار و مؤثر از پنیسیلین را در سال 1940 به دست آورد، آزمایشهای بالینی بعدی موفقیت قابلتوجهی را نشان دادند و تیم را بر آن داشت تا استراتژیهایی برای تولید و توزیع انبوه تا سال 1945 طراحی کنند.
فلمینگ در رابطه با نقش خود در توسعه پنی سیلین فروتنی نشان داد. اسطوره» و اعتبار بخشیدن به فلوری و چین با تبدیل یک کنجکاوی آزمایشگاهی به یک عامل درمانی قابل دوام. به عنوان کاشف اولیه خواص این ماده فعال، حق نامگذاری پنی سیلین به فلمینگ اعطا شد. علاوه بر این، او قالب اصلی را برای مدت دوازده سال نگهداری، کشت و منتشر کرد و تا سال 1940 به طور مداوم از شیمیدانان ماهر برای تولید پنی سیلین کمک خواست. هیتلی بدون هیتلی، بدون پنی سیلین." کشف پنی سیلین و تکامل بعدی آن به یک داروی تجویزی نشان دهنده پیدایش آنتی بیوتیک های مدرن است.
برنامه های پزشکی و تولید انبوه
کاربرد اولیه بالینی فلمینگ شامل درمان محقق تحقیقاتی او، استوارت کرادوک بود که با عفونت شدید آنتروم بینی (سینوزیت) مراجعه کرد. از 9 ژانویه 1929، این درمان بی اثر شد. این احتمالاً ناشی از عفونت ناشی از Haemophilus influenzae است، یک باکتری که فلمینگ قبلاً به عنوان مقاوم به پنی سیلین شناسایی کرده بود. در سال 1928، فلمینگ نمونه هایی از پنی سیلین اصلی خود را برای ارزیابی بالینی در اختیار همکار جراحی خود، آرتور دیکسون رایت قرار داد. در حالی که رایت گزارش داده است که "به نظر می رسد رضایت بخش کار می کند"، هیچ سوابق خاصی از کاربرد آن وجود ندارد. سیسیل جورج پین، پاتولوژیست در بیمارستان سلطنتی شفیلد و دانشجوی سابق فلمینگ، اولین کاربرد موفق پزشکی پنی سیلین را به دست آورد. در 25 نوامبر 1930، او با موفقیت ورم ملتحمه را در یک بزرگسال و سه نوزاد (کانژونکتیویت نوزاد) درمان کرد.
در سال 1932، فلمینگ همچنین به درمان موفقیت آمیزی برای ورم ملتحمه شدید دست یافت. کیت برنارد راجرز، دانشجوی پزشکی در سنت ماری از سال 1929 و کاپیتان تیم تفنگ دانشگاه لندن، اندکی قبل از یک مسابقه تیراندازی با تفنگ بین بیمارستانی دچار ورم ملتحمه شد. فلمینگ پنی سیلین خود را تجویز کرد که منجر به بهبودی راجرز قبل از رویداد شد. گزارش های حکایتی حاکی از آن است که "پنی سیلین کار کرد و مسابقه برنده شد." با این حال، این ادعا که "کیت احتمالاً اولین بیمار بود که از نظر بالینی با پماد پنی سیلین درمان شد" از آن زمان با ظهور سوابق پزشکی پین رد شد.
یک ادعای رایج در گفتمان عمومی و علمی نشان می دهد که فلمینگ تا حد زیادی کار خود را در مورد پنی سیلین در اوایل قرن بیستم متوقف کرد. ویلیام ال. کیسیک، در بررسی خود از زندگی سر الکساندر فلمینگ، کاشف پنی سیلین، اثر آندره موروا، حتی بیان کرد که "فلمینگ در سال 1932 پنی سیلین را کنار گذاشته بود... اگرچه دریافت کننده افتخارات بسیاری و نویسنده بسیاری از آثار علمی، به نظر نمی رسد که سر الکساندر فلمینگ یک موضوع ایده آل برای یک بیوگرافی باشد." این ادعا نادرست است، زیرا فلمینگ به طور مداوم تحقیقات پنی سیلین را دنبال می کرد. یادداشتهای او در اواخر سال 1939، تلاشهایی را برای افزایش تولید پنیسیلین از طریق استفاده از رسانههای مختلف کشت نشان میدهد. علاوه بر این، در سال 1941، او روشی برای ارزیابی اثربخشی پنی سیلین منتشر کرد. در مورد جداسازی و تصفیه شیمیایی، هاوارد فلوری و ارنست چین در بیمارستان رادکلیف در آکسفورد متعاقباً این تحقیق را برای امکان تولید انبوه انجام دادند، هدفی که با حمایت از ابتکارات نظامی جنگ جهانی دوم با حمایت دولتهای بریتانیا و ایالات متحده به آن دست یافتند.
در اواسط سال 1942، تیم تحقیقاتی آکسفورد با موفقیت پنی سیلین خالص را سنتز کرد که به صورت یک پودر زرد ظاهر می شد. در آگوست 1942، هری لمبرت، یکی از همکاران برادر فلمینگ، رابرت، به دلیل عفونت سیستم عصبی استرپتوکوک مننژیت تهدید کننده زندگی، در بیمارستان سنت مری بستری شد. فلمینگ در ابتدا لامبرت را با سولفونامیدها درمان کرد، اما وضعیت بیمار بدتر شد. فلمینگ پس از آزمایش حساسیت آنتی بیوتیکی متوجه شد که پنی سیلین او در برابر باکتری عامل موثر است. سپس او یک نمونه جدا شده از فلوری درخواست کرد که یک آماده سازی ناقص خالص شده را ارائه کرد. فلمینگ به سرعت این نمونه را مستقیماً در کانال نخاعی لامبرت قرار داد. لامبرت در روز بعد علائمی از بهبود را نشان داد و ظرف یک هفته به بهبودی کامل دست یافت. فلمینگ متعاقباً این مورد بالینی را در Lancet در سال 1943 منتشر کرد.
به دنبال این پیشرفت مهم پزشکی، آلیسون به وزارت بهداشت بریتانیا اهمیت حیاتی پنی سیلین و ضرورت تولید انبوه آن را آگاه کرد. کابینه جنگ، که از مفید بودن دارو متقاعد شده بود، سر سسیل ویر، مدیر کل تجهیزات، را بر آن داشت تا جلسه ای را در 28 سپتامبر 1942 تشکیل دهد تا مکانیسم اثر آن را مورد بحث قرار دهد. کمیته پنی سیلین متعاقباً در 5 آوریل 1943 تأسیس شد. این کمیته متشکل از ویر به عنوان رئیس، در کنار فلمینگ، فلوری، سر پرسیوال هارتلی، آلیسون و نمایندگانی از شرکت های دارویی مختلف بود. اهداف اولیه آن تسهیل تولید سریع و در مقیاس بزرگ پنی سیلین از طریق همکاری با شرکت های آمریکایی و تضمین عرضه انحصاری آن به نیروهای مسلح متفقین بود. در D-Day در سال 1944، پنی سیلین کافی برای درمان همه پرسنل مجروح در میان نیروهای متفقین تولید شده بود.
مقاومت آنتی بیوتیکی
فلمینگ کشف اولیهای داشت که وقتی پنیسیلین در مقادیر ناکافی یا برای مدت بسیار کوتاه تجویز میشد، باکتریها مقاومت آنتیبیوتیکی پیدا کردند. آلمروث رایت در واقع پدیده مقاومت آنتی بیوتیکی را حتی قبل از مشاهده تجربی آن پیش بینی کرده بود. فلمینگ به طور مکرر هشدارهایی را در مورد استفاده از پنی سیلین در آدرس های متعددی که در سراسر جهان ارائه می شود صادر می کند. در 26 ژوئن 1945، او اظهارات هشداردهنده زیر را بیان کرد: "میکروب ها برای مقاومت در برابر پنی سیلین آموزش می بینند و انبوهی از ارگانیسم های تند پنی سیلین رشد می کنند ... در چنین مواردی، فرد بی فکری که با پنی سیلین بازی می کند، از نظر اخلاقی مسئول مرگ مردی است که در نهایت می تواند به این ارگانیسم تسلیم شود. جلوگیری کرد." او از استفاده از پنی سیلین توصیه کرد، مگر اینکه یک منطق تشخیصی دقیق کاربرد آن را تایید کند، و تأکید کرد که در صورت استفاده، هرگز نباید در مقادیر ناکافی یا برای دوره های ناکافی تجویز شود، زیرا این شرایط باعث ایجاد مقاومت باکتریایی در برابر آنتی بیوتیک ها می شود.
شواهد تجربی از سال 1942 نشان داد که aureuها می توانند به دنبال قرار گرفتن طولانی مدت در معرض پنی سیلین مقاومت کنند. فلمینگ در سخنرانی نوبل خود بیشتر در مورد پتانسیل بروز مقاومت به پنی سیلین در محیط های بالینی توضیح داد و اظهار داشت:
این بیانیه یک خطر بالقوه در آینده را برجسته می کند: در دسترس بودن گسترده پنی سیلین می تواند منجر به مصرف خودسرانه دوزهای ناکافی در افراد شود و در نتیجه میکروارگانیسم ها را در معرض غلظت های زیر کشنده دارو قرار دهند و مقاومت ضد میکروبی را تقویت کنند.همزمان با این نگرانی ها، نمونه اولیه بالینی مقاومت به پنی سیلین ثبت شد.
زندگی شخصی
در 24 دسامبر 1915، فلمینگ با سارا ماریون مک الروی، یک پرستار واجد شرایط از کیلالا، شهرستان مایو، ایرلند ازدواج کرد. تنها فرزند آنها، رابرت فلمینگ (1924-2015)، متعاقباً به عنوان یک پزشک عمومی حرفه ای را دنبال کرد. پس از مرگ همسر اولش در سال 1949، فلمینگ در 9 آوریل 1953 با آمالیا کوتسوری-وورکاس، همکار یونانی سنت ماری، که در سال 1986 درگذشت، دوباره ازدواج کرد.
رشد فلمینگ ریشه در سنت پرزبیتری داشت، در حالی که همسر اول او، سارا، به عنوان یک کاتولیک رومی از بین رفته معرفی شد. گزارش ها حاکی از آن است که خود فلمینگ به طور قابل توجهی مؤمن نبود. پسر آنها، رابرت، بعداً در کلیسای انگلیکن پذیرفته شد، اما طبق گزارشها، او تمایل زیادی به دین داشت، مطابق با تمایلات والدینش.
فلمینگ پس از کشف اینکه رابرت دی کوگیل و اندرو جی مویر روش تولید پنیسیلین را در ایالات متحده ثبت اختراع کردهاند، ابراز خشم کرد.
پنی سیلین را کشف کرد و آزادانه آن را برای بهبود بشریت عرضه کرد. چرا باید به یک انحصار سود محور برای تولیدکنندگان در یک کشور دیگر تبدیل شود؟
از سال 1921 تا زمان مرگش در سال 1955، فلمینگ مالکیت یک اقامتگاه روستایی به نام "دون" را در بارتون میلز، سافولک، حفظ کرد.
فلمینگ در 11 مارس 1955 بر اثر ایست قلبی در محل اقامت خود در لندن درگذشت. اجساد سوزانده شده او در کلیسای جامع سنت پل دفن شده است.
تمجیدها و تاثیر ماندگار
کشف نوآورانه پنی سیلین توسط فلمینگ انقلابی در پزشکی مدرن ایجاد کرد و عصر آنتی بیوتیک های موثر را آغاز کرد. این ترکیب به وضوح جان میلیونها نفر را در سراسر جهان حفظ کرده و همچنان حفظ میکند.
آزمایشگاه بیمارستان سنت مری، جایی که فلمینگ کشف مهم پنیسیلین خود را انجام داد، اکنون موزه فلمینگ، یکی از جاذبههای برجسته لندن را در خود جای داده است. دانشگاه او، دانشکده پزشکی بیمارستان سنت مری، در سال 1988 با امپریال کالج لندن ادغام شد. ساختمان سر الکساندر فلمینگ، واقع در محوطه دانشگاه کنزینگتون جنوبی، در سال 1998 افتتاح شد، رویدادی که در آن پسرش رابرت و نوهاش کلر به ملکه اهدا شد. این مرکز در حال حاضر بهعنوان یک مکان آموزشی اولیه بالینی برای دانشکده پزشکی امپریال کالج عمل میکند.
موسسه رویال پلیتکنیک، یکی دیگر از دانشگاههای او که اکنون به عنوان دانشگاه وستمینستر شناخته میشود، یکی از سالنهای مسکونی دانشجویی خود را بهعنوان خانه الکساندر فلمینگ، در مجاورت خیابان اولد، تعیین کرده است.
تصورات غلط
روایت فلمینگ
تا سال 1942، پنی سیلین، حتی در شکل ترکیبی خالص شده آن، برای کاربردهای بالینی گسترده، کمیاب و غیرقابل دسترس باقی ماند. هنگامی که فلمینگ نمونه های اولیه را که توسط تیم آکسفورد تهیه شده بود، برای درمان هری لمبرت، که از مننژیت استرپتوکوکی رنج می برد، تجویز کرد، نتیجه موفقیت آمیز مورد توجه رسانه ها قرار گرفت، به ویژه در تایمز رایج شد. رایت از زمانی که متوجه شد نه فلمینگ و نه تیم آکسفورد به صراحت تایید نشده اند، با وجود اینکه آکسفورد به عنوان منشاء دارو معرفی شده است، ابراز شگفتی کرد. رایت متعاقباً با سردبیر تایمز مکاتبه کرد که بلافاصله با فلمینگ مصاحبه کرد. با این حال، فلوری تیم آکسفورد را از تعامل با رسانه ها منع کرده بود. در نتیجه، فلمینگ به تنهایی به رسمیت شناخته شد و این باور اشتباه را تقویت کرد که او تنها مسئول کشف دارو و توسعه بعدی آن است. خود فلمینگ این پدیده را "افسانه فلمینگ" نامید.
چرچیل ها
روایت منتشر شده مبنی بر اینکه پدر وینستون چرچیل هزینه تحصیل فلمینگ را تامین کرده است زیرا پدر فلمینگ وینستون جوانی را از یک حادثه مرگبار نجات داده است، اثبات نشده است. خود الکساندر فلمینگ در نامهای به همکارش آندره گراتیا، این روایت را «افسانهای شگفتانگیز» توصیف کرد، همانطور که در زندگینامه کوین براون، مرد پنیسیلین: الکساندر فلمینگ و انقلاب آنتیبیوتیک مستند شده است. علاوه بر این، فلمینگ شخصا وینستون چرچیل را در طول جنگ جهانی دوم نجات نداد. بهبودی چرچیل از یک بیماری در کارتاژ، تونس، در سال 1943، توسط لرد موران، که سولفونامیدها را تجویز کرد، تسهیل شد، زیرا موران فاقد تجربه با پنی سیلین بود. علیرغم گزارشهایی که در دیلی تلگراف و مورنینگ پست در 21 دسامبر 1943، بهبودی چرچیل را به پنیسیلین نسبت میدهند، او در واقع با سولفاپیریدین، یک داروی جدید سولفونامید که با کد تحقیقاتی آن M&B 693 شناسایی شده بود، تحت درمان قرار گرفت. Baker Ltd از داگنهام، اسکس، یک شرکت تابعه از شرکت فرانسوی Rhône-Poulenc. چرچیل بعداً در یک برنامه رادیویی به طور علنی این دارو را تأیید کرد و از آن به عنوان "این M&B قابل تحسین" نام برد.
سخنرانی جایزه فلمینگ
- سخنرانی جایزه فلمینگ
- افراد برجسته در اسکناس اسکاتلندی
مراجع
Maurois، André. زندگی سر الکساندر فلمینگ. جاناتان کیپ، 1959.
- زندگی سر الکساندر فلمینگ، جاناتان کیپ، 1959. Maurois, André.
- سخنرانی های نوبل، فیزیولوژی یا پزشکی 1942-1962. Elsevier Publishing Company، آمستردام، 1964.
- رودز، فیلیپ. تاریخچه کلی از پزشکی. لندن: باترورث، 1985.
- پورتر، روی، ویرایش. تاریخ پزشکی مصور کمبریج. کمبریج، انگلستان: انتشارات دانشگاه کمبریج، 1996.
- براون، کوین. مرد پنی سیلین: الکساندر فلمینگ و انقلاب آنتی بیوتیک. استرود، ساتن، 2004.
- Macfarlane، Gwyn. الکساندر فلمینگ: مرد و اسطوره. انتشارات دانشگاه آکسفورد، آکسفورد، 1984.
- لودوویسی، لارنس جی. فلمینگ، کاشف پنی سیلین. 1952.
- رولند، جان. مرد پنی سیلینی: داستان سر الکساندر فلمینگ. چاپ لاترورث، 1957.
درگذشت الکساندر فلمینگ
- درگذشت الکساندر فلمینگ
- نمایه الکساندر فلمینگ در Nobelprize.org، با سخنرانی نوبل او، "پنی سیلین،" ارائه شده در 11 دسامبر 1945.
- مکان ها و خاطرات قابل توجه مرتبط با الکساندر فلمینگ
- بریدههای روزنامه بایگانی مربوط به الکساندر فلمینگ در آرشیو مطبوعات قرن بیستم ZBW.