TORIma Academy Logo TORIma Academy
Alexander Graham Bell
دانش

Alexander Graham Bell

TORIma آکادمی — مخترع

Alexander Graham Bell

Alexander Graham Bell

الکساندر گراهام بل (زاده ۳ مارس ۱۸۴۷ - درگذشته ۲ اوت ۱۹۲۲) مخترع، دانشمند و مهندس کانادایی-آمریکایی اسکاتلندی الاصل بود که…

الکساندر گراهام بل (؛ زاده شده الکساندر بل؛ 3 مارس 1847 - 2 اوت 1922) مخترع، دانشمند و مهندس کانادایی-آمریکایی اسکاتلندی تبار بود که به طور گسترده برای ثبت اختراع اولین تلفن کاربردی شناخته شده بود. علاوه بر این، او در سال 1885 شرکت تلفن و تلگراف آمریکایی (AT&T) را تأسیس کرد.

الکساندر گراهام بل ( ؛ زاده شده الکساندر بل؛ 3 مارس 1847 - 2 اوت 1922) مخترع، دانشمند و مهندس کانادایی-آمریکایی اسکاتلندی الاصل بود که اولین حق ثبت اختراع تلفنی را به خود اختصاص داد. او همچنین در سال 1885 شرکت تلفن و تلگراف آمریکایی (AT&T) را تأسیس کرد.

پیشینه خانوادگی بل، از جمله مشارکت پدر، پدربزرگ و برادرش در سخنرانی و سخنرانی، همراه با ناشنوایی مادر و همسرش، عمیقاً بر تلاش های مادام العمر او تأثیر گذاشت. تحقیقات گسترده او در مورد شنوایی و گفتار متعاقباً باعث انجام آزمایش‌هایی با دستگاه‌های شنوایی شد و به اعطای اولین حق ثبت اختراع ایالات متحده برای تلفن در 7 مارس 1876 ختم شد. شامل مشارکت های پیشگام در ارتباطات از راه دور نوری، هیدروفویل، و هوانوردی. علاوه بر این، او در طول دوران تصدی خود به عنوان دومین رئیس انجمن نشنال جئوگرافیک از سال 1898 تا 1903، تأثیر قابل توجهی بر انجمن نشنال جئوگرافیک و مجله مرتبط با آن گذاشت.

بل علاوه بر تلاش‌های مهندسی، علاقه عمیقی به حوزه نوپای وراثت داشت. مشارکت‌های او در این حوزه به‌عنوان «مطلوب‌ترین و مفیدترین مطالعه درباره وراثت انسانی پیشنهاد شده در آمریکای قرن نوزدهم... برجسته‌ترین مشارکت بل در علوم پایه، به‌عنوان متمایز از اختراع» توصیف شده است.

زندگی اولیه

الکساندر بل در ادینبورگ، اسکاتلند، در 3 مارس 1847، در خانواده الکساندر ملویل بل، آواشناس، و الیزا گریس بل ( خواهر و برادر سیموندز) به دنیا آمد. خانواده در خیابان شارلوت جنوبی در ادینبورگ زندگی می کردند، مکانی که اکنون با کتیبه ای سنگی به یادبود زادگاه او مشخص شده است. او دو برادر به نام‌های ملویل جیمز بل (1845-1870) و ادوارد چارلز بل (1848-1867) داشت که هر دو به بیماری سل تسلیم شدند. او که در ابتدا به سادگی "الکساندر بل" نام داشت، در سن 10 سالگی درخواست نام میانی کرد و خواستار نامی مانند برادرانش بود. برای یازدهمین سالگرد تولدش، پدرش موافقت کرد و به او اجازه داد تا «گراهام» را انتخاب کند، نامی که برای ادای احترام به الکساندر گراهام، بیمار کانادایی پدرش و دوست خانوادگی انتخاب شده بود. در میان اقوام و دوستان نزدیک، او به طور مداوم با نام "الک" شناخته می شد. بل و خواهر و برادرش با حضور در یک کلیسای پروتستان بزرگ شدند.

اولین اختراع

از کودکی، بل طبیعتی کنجکاو از خود نشان داد و نمونه‌های گیاه‌شناسی را جمع‌آوری کرد و در سنین پایین آزمایش‌هایی انجام داد. نزدیک ترین دوست او بن هردمن بود، همسایه ای که خانواده اش کارخانه آرد را اداره می کرد. بل در سن 12 سالگی با ترکیب پاروهای چرخان با برس های ناخن، یک دستگاه پوسته برداری ابتدایی ساخت. این دستگاه خانگی در آسیاب اجرا شد و چندین سال به طور مداوم مورد استفاده قرار گرفت. در متقابل، پدر بن، جان هردمن، امکان دسترسی هر دو پسر را به یک کارگاه کوچک برای فعالیت‌های خلاقانه‌شان فراهم کرد.

بل از سنین پایین تمایلی حساس و استعدادی برای هنر، شعر و موسیقی نشان داد که مادرش فعالانه آن را تشویق می‌کرد. با وجود نداشتن آموزش رسمی، او در پیانو مهارت پیدا کرد و نوازنده ساکن خانواده شد. اگرچه معمولاً ساکت و درون‌نگر بود، اما از تقلید و دستکاری‌های صوتی، شبیه به بطن‌لوکیسم، که از مهمانان خانواده پذیرایی می‌کرد، لذت می‌برد. بل همچنین عمیقاً تحت تأثیر ناشنوایی تدریجی مادرش قرار گرفت، که از زمانی که او 12 ساله بود شروع شد. در نتیجه، او یک زبان انگشت دستی را یاد گرفت تا در حالی که در اتاق خانواده در کنار او نشسته بود، مکالمات مداوم را در سکوت به او منتقل کند. او تکنیکی را برای صحبت کردن با لحن‌های واضح و تنظیم‌شده مستقیماً در پیشانی مادرش ایجاد کرد و او را قادر می‌سازد تا گفتار او را با وضوح قابل قبولی درک کند. درگیر شدن بل با ناشنوایی مادرش در نهایت انگیزه مطالعه او در زمینه آکوستیک شد.

خانواده بل ارتباط دیرینه ای با آموزش فن بیان داشتند. پدربزرگش، الکساندر بل، در لندن تمرین می کرد، عمویش در دوبلین، و پدرش در ادینبورگ، همگی به عنوان سخنوران برجسته بودند. پدر بل آثار تأثیرگذار متعددی در این زمینه نوشت، به ویژه The Standard Elocutionist (1860) که اولین بار در ادینبورگ در سال 1868 منتشر شد. روش‌های دقیقی برای آموزش ناشنوایان (آن‌طور که در آن زمان شناخته می‌شدند) برای بیان کلمات و تفسیر حرکات لب برای درک مطلب بود. پدر بل به او و برادرانش دستور داد که هم رونویسی گفتار مرئی و هم تشخیص صداهای مربوط به آن را انجام دهند. بل به چنان مهارتی دست یافت که در تظاهرات عمومی پدرش شرکت کرد و با مهارت های استثنایی خود مخاطبان را مجذوب خود کرد. او می‌توانست گفتار قابل مشاهده را در تقریباً همه زبان‌ها، از جمله لاتین، گالیک اسکاتلندی، و سانسکریت به‌طور دقیق تفسیر کند، و او را قادر می‌سازد که قطعات نوشتاری را بدون آشنایی قبلی با تلفظ آنها بخواند.

آموزش

در اوایل کودکی، بل، همراه با برادرانش، آموزش های خانگی را از پدرشان دریافت کردند. او متعاقباً در دبیرستان سلطنتی ادینبورگ ثبت نام کرد اما در سن 15 سالگی ترک کرد و تنها چهار فرم اولیه را تکمیل کرد. عملکرد تحصیلی او قابل توجه نبود و با غیبت مکرر و نمرات متوسط ​​مشخص می شد. علاقه اولیه بل به علوم، به ویژه زیست شناسی بود، در حالی که او با بی تفاوتی به سایر موضوعات نزدیک می شد، که باعث ناامیدی پدرش شد. پس از ترک مدرسه، بل به لندن نقل مکان کرد تا با پدربزرگش الکساندر بل در میدان هرینگتون اقامت کند. این دوره طولانی یک سال شور عمیقی برای یادگیری ایجاد کرد که با بحث‌های گسترده و مطالعه اختصاصی مشخص شد. پدربزرگش با پشتکار، بل را راهنمایی کرد تا گفتار واضح و متقاعدکننده را پرورش دهد، ویژگی‌های ضروری برای نقش آتی او به عنوان یک معلم. بل در 16 سالگی به عنوان "شاگرد-معلم" سخنوری و موسیقی در آکادمی وستون هاوس در الگین، موری، اسکاتلند به دست آورد. علیرغم ثبت نام رسمی به عنوان دانشجوی لاتین و یونانی، او به طور همزمان در ازای دریافت هیئت مدیره و کمک هزینه 10 پوندی در هر جلسه، کلاس ها را تدریس می کرد. سال بعد، او در دانشگاه ادینبورگ تحصیل کرد و به برادرش ملویل که قبلاً در آنجا ثبت نام کرده بود، پیوست. بل در سال 1868 امتحانات کارشناسی ارشد خود را با موفقیت به پایان رساند و در دانشگاه کالج لندن پذیرفته شد. با این حال، او تحصیلات خود را در آنجا نهایی نکرد، زیرا خانواده اش در سال 1870 پس از مرگ برادرانش، ادوارد و ملویل، بر اثر سل به کانادا مهاجرت کردند.

اولین آزمایشات با صدا

پدر بل پسرانش را به گفتار علاقه مند کرد و در سال 1863 آنها را به تماشای یک خودکار متمایز ساخت که توسط سر چارلز ویتستون ساخته شد، که بر اساس کارهای قبلی بارون ولفگانگ فون کمپلن بود، تشویق کرد. این «مرد مکانیکی» ابتدایی برای شبیه سازی صدای انسان طراحی شده است. بل مجذوب دستگاه شد. در نتیجه، پس از به دست آوردن و ترجمه پر زحمت کتاب آلمانی فون کمپلن، او و ملویل سر خودکار خود را ساختند. پدرشان که به شدت روی تلاش آنها سرمایه گذاری کرده بود، به آنها پیشنهاد داد تا تمام وسایل لازم را تامین کند و با وعده پاداش قابل توجهی برای موفقیت آنها انگیزه داد. در حالی که برادرش روی ساختن گلو و حنجره تمرکز می کرد، بل وظیفه چالش برانگیزتر بازسازی یک جمجمه واقع گرایانه را بر عهده گرفت. تلاش‌های او در یک سر کاملاً واقعی که قادر به بیان چند کلمه بود به اوج خود رسید. برادران به دقت "لب ها" را تنظیم کردند، و هنگامی که یک دمنده هوا را از طریق نای به حرکت درآورد، صدای مامان مشخصی ظاهر شد که باعث خوشحالی همسایگانی شد که برای مشاهده اختراع آمده بودند.

بل که مجذوب قابلیت‌های خودکار بود، آزمایش‌های خود را به یک موضوع زنده گسترش داد: Skye Terrier خانواده، Trouve. بل پس از آموزش به سگ برای غر زدن مداوم، لب ها و تارهای صوتی خود را دستکاری می کرد تا صدایی ابتدایی شبیه "او آه اوو گا ما ما" تولید کند. بازدیدکنندگان به راحتی متقاعد شده بودند که سگ می تواند بگوید "چطوری، مادربزرگ؟" این آزمایش ها که منعکس کننده حالت بازیگوش او بود، تماشاگران را متقاعد کرد که شاهد یک "سگ سخنگو" هستند. این آزمایش‌های اولیه با صدا در نهایت بل را بر آن داشت تا اولین تحقیق مهم خود را در مورد انتقال صدا، با استفاده از چنگال‌های تنظیم برای بررسی رزونانس، آغاز کند.

در سن 19 سالگی، بل گزارشی را نوشت که جزئیات تحقیقات خود را شرح می داد و آن را به الکساندر الیس، فیلولوژیست و همکار پدرش ارائه کرد. الیس فوراً پاسخ داد و به شباهت آزمایش‌های بل به کارهای در حال انجام در آلمان اشاره کرد و نسخه‌ای از نشریه هرمان فون هلمهولتز را به بل ارائه داد، احساسات لحن به‌عنوان پایه‌ای فیزیولوژیکی برای نظریه موسیقی.

بل قبلاً متوجه شده بود که هلم‌هولتز این کار را ناامید کرده بود. صداهای مصوت را با استفاده از دستگاه چنگال تنظیم مشابه منتقل می کند. او کتاب هلمهولتز را با دقت مطالعه کرد. بل با استفاده از ترجمه نادرست خود از یک نسخه فرانسوی، به طور سرسام آور استنتاج مهمی را فرموله کرد که شالوده کار بعدی او در مورد انتقال صدا را تشکیل می داد. وی اظهار داشت: بدون اطلاع از موضوع، به نظرم رسید که اگر صداهای مصوت را می توان با وسایل الکتریکی تولید کرد، صامت ها نیز می توانند گفتار را بیان کنند. بل بعداً اظهار داشت: "من فکر می کردم که هلمهولتز این کار را انجام داده است ... و شکست من فقط به دلیل ناآگاهی من از برق است. این اشتباه ارزشمندی بود ... اگر در آن روزها می توانستم آلمانی بخوانم، شاید هرگز آزمایش هایم را شروع نمی کردم!"

تراژدی خانوادگی

در سال 1865، پس از نقل مکان خانواده بل به لندن، بل موقعیت خود را به عنوان دستیار استاد در وستون هاوس از سر گرفت. در طول اوقات فراغت خود، با استفاده از حداقل تجهیزات آزمایشگاهی، به آزمایش های صوتی ادامه داد. بل تلاش خود را بر انتقال الکتریکی صدا متمرکز کرد و متعاقباً یک سیم تلگراف نصب کرد که اتاق خود را در کالج سامرست به محل سکونت یکی از دوستانش متصل می کرد. در اواخر سال 1867، سلامتی او به طور قابل توجهی کاهش یافت، عمدتاً به دلیل خستگی. همزمان برادرش ادوارد نیز از سل رنج می برد. اگرچه بل بهبود یافت (و شروع به امضای مکاتبات خود به عنوان "A. G. Bell" کرد) و سال بعد به عنوان مربی در کالج سامرست در باث انگلستان خدمت کرد، اما وضعیت ادوارد به طور غیرقابل برگشتی بدتر شد. ادوارد درگذشت پس از مرگ برادرش، بل در سال 1867 به خانه بازگشت. بل که در آرزوی دریافت مدرک از دانشگاه کالج لندن بود، سال‌های بعدی را وقف آماده شدن برای امتحانات مدرک تحصیلی خود کرد و ساعات اضافی خود را صرف مطالعه آکادمیک کرد.

مشارکت بل در کمک به پدرش در سخنرانی‌ها و سخنرانی‌های قابل مشاهده، او را به مدرسه خصوصی ناشنوایان سوزانا ای. هال در جنوب کنزینگتون لندن سوق داد. دو شاگرد اولیه او که هر دو دختر ناشنوا بودند، تحت آموزش او پیشرفت چشمگیری نشان دادند. در حالی که به نظر می رسید ملویل به موفقیت های قابل توجهی از جمله تأسیس مدرسه سخنرانی خود، ثبت اختراع، و تشکیل خانواده دست یافته است، بل نقش خود را به عنوان معلم حفظ کرد. در ماه مه 1870، ملویل به عوارض ناشی از سل تسلیم شد و یک بحران خانوادگی را تشدید کرد. در اوایل زندگی، پدر بل نیز یک بیماری ناتوان کننده را متحمل شده بود اما از طریق دوران نقاهت در نیوفاندلند بهبود یافته بود. پدر و مادر بل با درک اینکه پسر بازمانده آنها نیز خوب نیست، یک جابجایی را که مدت ها برنامه ریزی شده بود آغاز کردند. الکساندر ملویل بل، با قاطعیت عمل کرد، به بل دستور داد تا فروش تمام دارایی های خانواده را مدیریت کند، امور برادرش را نهایی کند (در طی آن بل شاگرد آخر خود را با موفقیت درمان کرد، و در سفر به کانادا والدینش را همراهی کرد. بل همچنین با اکراه مجبور شد رابطه خود را با ماری اکلستون، که همانطور که پیش بینی می کرد، تمایلی به ترک انگلیس با او نداشت، قطع کند.

کانادا

در سال 1870، بل 23 ساله به همراه پدر و مادرش و بیوه برادرش، کارولین مارگارت اوتاوی، به پاریس، انتاریو سفر کردند، جایی که آنها با توماس هندرسون، وزیر باپتیست و آشنای خانوادگی، اقامت کردند. خانواده بل متعاقباً مزرعه ای به مساحت 10.5 هکتار (4.2 هکتار) در ارتفاعات توتلو (که در حال حاضر به عنوان ارتفاعات توتلا شناخته می شود) در نزدیکی برانتفورد، انتاریو به دست آوردند. این ملک شامل یک باغ میوه، یک خانه مزرعه بزرگ، یک اصطبل، یک خوک‌خانه، یک مرغداری و یک کالسکه‌خانه بود که همگی در مجاورت گراند ریور بودند.

بل کارگاهی را در کالسکه‌ای که در خانه‌اش تغییر کاربری داده بود، در نزدیکی گودالی منزوی و درخت‌کاری شده در بالای رودخانه، که از آن به عنوان "مکان رویایی خود" یاد می‌کرد، ایجاد کرد. اگرچه بل در ابتدا در بدو ورود به کانادا ضعیف بود، اما بهبودی سریع را تجربه کرد و بهبود سلامت خود را به آب و هوا و محیط مطلوب نسبت داد. شیفتگی مداوم او به صدای انسان او را به ذخیره‌گاه شش ملت در اونونداگا، واقع در آن سوی رودخانه، سوق داد، جایی که زبان موهاوک را به دست آورد و متعاقباً واژگان شفاهی آن را به نمادهای گفتاری قابل مشاهده رونویسی کرد. به پاس قدردانی از این تلاش‌ها، بل عنوان رئیس افتخاری را دریافت کرد و در یک مراسم تشریفاتی شرکت کرد، که در طی آن لباس موهاوک بر سر داشت و رقص‌های سنتی اجرا می‌کرد.

بعد از تأسیس کارگاه خود، بل کار آزمایشی خود را از سر گرفت و از تحقیقات هلمهولتز در مورد الکتریسیته و آواشناسی الهام گرفت. علاوه بر این، او یک ملودئون، یک نوع ارگ پمپ، را برای تسهیل انتقال الکتریکی موسیقی آن در فواصل مسافت اقتباس کرد. پس از جابجایی خانواده‌اش، بل و پدرش برنامه‌ای برای شروع یک تمرین آموزشی طراحی کردند. در سال 1871، بل پدرش را به مونترال همراهی کرد، جایی که ملویل پیشنهادی برای آموزش سیستم گفتار مرئی خود دریافت کرد.

ارتباط با افراد ناشنوا

سارا فولر، مدیر مدرسه ناشنوایان بوستون (که متعاقباً به نام مدرسه ناشنوایان هوراس مان شناخته شد)، از پدر بل دعوت کرد تا با آموزش مربیان خود، سیستم گفتار قابل مشاهده را معرفی کند. با این حال، او این پیشنهاد را رد کرد و به جای آن پسرش را توصیه کرد. در آوریل 1871، بل به بوستون سفر کرد و با موفقیت مربیان مدرسه را آموزش داد. پس از آن، از او درخواست شد که این برنامه را در پناهگاه آمریکایی ناشنوایان در هارتفورد، کانکتیکات، و مدرسه ناشنوایان کلارک در نورث همپتون، ماساچوست تکرار کند.

بعد از یک دوره شش ماهه در خارج از کشور، بل به برانتفورد بازگشت و آزمایشات خود را با "تلگراف هارمونیک" از سر گرفت. اصل اساسی این دستگاه شامل انتقال پیام های متعدد به طور همزمان از طریق یک سیم واحد با اختصاص دادن یک گام مجزا به هر یک بود، اگرچه توسعه بیشتر برای اجزای فرستنده و گیرنده مورد نیاز بود.

بل که در ابتدا در مورد مسیر شغلی خود نامشخص بود، به تکمیل تحصیلات خود در لندن فکر کرد، اما در نهایت تصمیم گرفت به بوستون بازگردد و شغل معلمی را انتخاب کرد. پدرش با درخواست توصیه از گاردینر گرین هابارد، که به عنوان رئیس مدرسه ناشنوایان کلارک خدمت می کرد، تأسیس مطب خصوصی خود را تسهیل کرد. در اکتبر 1872، بل "مدرسه فیزیولوژی صوتی و مکانیک گفتار" خود را در بوستون افتتاح کرد، جایی که سیستم پدرش را آموزش داد. این مؤسسه به سرعت تعداد قابل توجهی از دانش‌آموزان ناشنوا را جذب کرد و کلاس افتتاحیه آن شامل 30 دانشجو بود. در دوران تصدی وی به عنوان معلم خصوصی، یکی از شاگردان برجسته هلن کلر بود که در کودکی که دچار نابینایی، ناشنوایی و لال بود، به دنبال آموزش او بود. کلر متعاقباً خاطرنشان کرد که بل زندگی خود را وقف غلبه بر "سکوت غیرانسانی است که جدا می کند و بیگانه می کند." در سال 1893، کلر در مراسم آغاز به کار دفتر جدید ولتا بل شرکت کرد، موسسه ای که به "افزایش و انتشار دانش مربوط به ناشنوایان اختصاص داشت."

در سال 1891، بل انجمن آمریکایی برای ترویج آموزش گفتار به ناشنوایان (AAPTSD اهدای 0 دلار از سازمان نیویورک، 000$، اهدای 00 دلاری، AAPTSD) را تأسیس کرد. اگرچه بل از آموزش گفتار به افراد ناشنوا حمایت می‌کرد، اما در مورد روش بهینه - شفاهی، دستی یا ترکیبی از این روش‌ها - برای منافع دانش‌آموز موضع خنثی داشت.

بل در طول زندگی حرفه ای خود تلاش کرد تا افراد ناشنوا و کم شنوا را در جامعه اصلی ادغام کند. او از گفتار درمانی، لب خوانی و زبان اشاره حمایت می کرد. در نشریه‌ای در سال 1898، او اعتقاد خود را بیان کرد که از طریق منابع و تلاش اختصاصی، افراد ناشنوا می‌توانند مهارت‌های لب‌خوانی و گفتار را کسب کنند (رویکرد آموزشی به نام شفاهی) و از این طریق جذب آنها در زمینه‌های اجتماعی گسترده‌تر را تسهیل می‌کند. برعکس، اعضای جامعه ناشنوایان از بل به دلیل اولویت دادن به لب خوانی بر پذیرش زبان اشاره انتقاد کرده اند.

تلاش های تجربی در حال انجام

در سال 1872، بل سمت پروفسور فیزیولوژی آواز و فن بیان را در دانشکده خطابه دانشگاه بوستون به عهده گرفت. در این دوره، او زمان خود را بین بوستون و برانتفورد تقسیم کرد و تابستان‌ها را در خانه‌اش در کانادا می‌گذراند. فضای روشنفکری برانگیزاننده بوستون که توسط دانشمندان و مخترعان متعددی پر شده بود، عمیقاً بر بل در دانشگاه تأثیر گذاشت. او به تحقیقات آکوستیک خود ادامه داد و تلاش کرد روشی برای انتقال نت های موسیقی و بیان گفتار ابداع کند. با این حال، علیرغم جذب او در این تلاش ها، تعهدات تدریس گسترده و کلاس های خصوصی او زمان اختصاصی آزمایش او را محدود کرد. این امر باعث شد تا بل تا اواخر شب آزمایش هایی را در اتاق های اجاره ای در پانسیون خود انجام دهد. او که نگران کشف احتمالی کارش بود، دفترچه‌ها و تجهیزات آزمایشگاهی‌اش را با دقت محکم کرد، حتی از یک میز طراحی شده سفارشی با پوشش قفلی برای موادش استفاده کرد. وضعیت سلامتی او رو به وخامت گذاشت و با سردردهای شدید ظاهر شد. در پاییز 1873، پس از بازگشت به بوستون، بل تصمیم بسیار مهمی گرفت که به طور انحصاری روی آزمایش های صوتی خود تمرکز کند.

بل تمرین خصوصی پرسود خود را در بوستون متوقف کرد و تنها دو دانش آموز را انتخاب کرد: جورجی سندرز شش ساله، که از بدو تولد ناشنوا بود، و مابلبارد-15 ساله. هر دو نفر در تحولات بعدی نقش اساسی داشتند. توماس سندرز، پدر تاجر ثروتمند جورجی، به بل در نزدیکی سالم با مادربزرگ جورجی، از جمله یک اتاق اختصاصی برای آزمایش‌های او، پیشنهاد اقامت داد. اگرچه مادر جورجی در ابتدا این پیشنهاد را تمدید کرد، اما بر اساس یک قرارداد یکساله قبلی از سال 1872 که پسرش و پرستارش در مجاورت پانسیون بل نقل مکان کرده بودند، آقای سندرز به وضوح از این پیشنهاد حمایت کرد. این ترتیب تداوم کار معلم-دانشجوی آنها را تضمین می کرد که با اتاق و تخت رایگان تکمیل می شد. میبل، دختری باهوش و جذاب که یک دهه از بل کوچکتر بود، مورد محبت او قرار گرفت. او که پس از یک حمله شدید مخملک در نزدیکی پنجمین سالگرد تولدش شنوایی خود را از دست داده بود، در لب خوانی تسلط داشت. با این حال، پدرش، گاردینر گرین هابارد، خیرخواه و دوست شخصی بل، آرزو کرد که او مستقیماً با معلمش ارتباط برقرار کند.

تلفن

در سال 1874، تحقیقات اولیه بل در مورد تلگراف هارمونیک به مرحله شکل گیری رسیده بود و پیشرفت قابل توجهی را در "آزمایشگاه" جدید بوستون (یک مرکز اجاره ای) و خانه خانوادگی اش در کانادا نشان داد. آن تابستان، زمانی که بل در برانتفورد بود، یک «فوناتوگراف» را آزمایش کرد، یک دستگاه قلم مانند که برای نمایش گرافیکی امواج صوتی روی شیشه دودی با ردیابی ارتعاشات آنها طراحی شده بود. بل امکان تولید جریان های الکتریکی موج دار که با امواج صوتی مطابقت دارد را تئوری کرد. او همچنین معتقد بود که این جریان‌ها را می‌توان با تنظیم چندین نی فلزی در فرکانس‌های مختلف دوباره به صدا تبدیل کرد. با این وجود، او هنوز یک مدل کاری برای نشان دادن امکان‌پذیری عملی این ایده‌ها ایجاد نکرده بود.

در سال 1874، ترافیک پیام‌های تلگراف به سرعت در حال گسترش بود، که توسط ویلیام اورتون، رئیس اتحادیه وسترن یونیون، به عنوان «سیستم عصبی تجارت» مشخص شد. اورتن قبلاً مخترعان توماس ادیسون و الیشا گری را برای ابداع روشی برای انتقال پیام‌های تلگراف متعدد از طریق یک خط، با هدف دور زدن هزینه‌های قابل توجه مربوط به ساخت خط جدید، استخدام کرده بود. وقتی بل گاردینر هابارد و توماس سندرز را از کار خود بر روی یک دستگاه چند نی که قادر به ارسال صداهای متعدد از طریق سیم تلگراف بود آگاه کرد، هر دو نفر شروع به حمایت مالی از آزمایش‌های بل کردند. آنتونی پولوک، وکیل ثبت اختراع هوبارد، تمام امور مربوط به ثبت اختراع را مدیریت کرد.

در مارس 1875، بل و پولوک از دانشمند جوزف هنری، مدیر وقت مؤسسه اسمیتسونیان، در مورد دستگاه برقی چند نی بل که برای انتقال تلگرافی صدای انسان در نظر گرفته بود، خواستند. هنری اعلام کرد که بل دارای جوانه یک اختراع بزرگ است. هنگامی که بل فقدان درک شده خود از دانش لازم را بیان کرد، هنری با این امر پاسخ داد: "دریافت کن!" این تشویق عمیقاً بل را برانگیخت تا همچنان پافشاری کند، علیرغم فقدان تجهیزات مورد نیاز برای ادامه آزمایش و توانایی ساخت یک مدل کاری از ایده هایش. با این وجود، یک ملاقات سرسام آور در سال 1874 بین بل و توماس آ. واتسون، طراح برق و مکانیک ماهر در کارگاه ماشین های الکتریکی چارلز ویلیامز، اساساً این وضعیت را تغییر داد.

بل، با حمایت مالی سندرز و هابارد، واتسون را به عنوان دستیار خود درگیر کرد و با هم آزمایشاتی را روی تلگراف صوتی انجام دادند. در 2 ژوئن 1875، کندن تصادفی نی توسط واتسون منجر به این شد که بل در انتهای سیم قرار گرفت و صدای نی را که برای انتقال گفتار بسیار مهم بود، درک کرد. این حادثه به بل نشان داد که یک نی یا آرماتور کافی است و نیاز به نی های متعدد را از بین می برد. در نتیجه، تلفن مجهز به صدا "دارک دار" ساخته شد که قادر به انتقال صداهای نامشخص و شبیه آواز بود، البته نه گفتار.

پیگیری ثبت اختراع

در طول سال 1875، بل یک تلگراف آکوستیک ابداع کرد و یک درخواست ثبت اختراع مربوطه را آماده کرد. بل با توجه به توافق قبلی اش برای توزیع سود ایالات متحده با سرمایه گذارانش، گاردینر هوبارد و توماس سندرز، به جورج براون، یکی از همکارانش در انتاریو، دستور داد تا در بریتانیا به دنبال ثبت اختراع باشد. به وکلای بل دستور داده شد که فقط پس از دریافت تأییدیه از بریتانیا، برای ثبت اختراع ایالات متحده اقدام کنند، زیرا قانون ثبت اختراع بریتانیا در آن زمان، اختراعات را منحصراً برای اکتشافاتی که قبلاً در جای دیگری ثبت نشده بود، اعطا می کرد.

همزمان، الیشا گری همچنین در حال انجام آزمایشاتی در تلگراف صوتی بود و روشی را برای انتقال گفتار با استفاده از فرستنده آب طراحی کرد. در 14 فوریه 1876، گری اخطاریه ای را به اداره ثبت اختراعات ایالات متحده ارائه کرد که در آن جزئیات طرح تلفن حاوی فرستنده آب را توضیح می داد. در همان روز صبح، وکیل حقوقی بل، درخواست ثبت اختراع بل را به همان دفتر ارسال کرد. بحث‌های تاریخی مهمی پیرامون زمان‌بندی دقیق این ارسال‌ها، با گری متعاقباً تقدم حق ثبت اختراع بل را به چالش می‌کشد. خود بل در 14 فوریه در بوستون بود و تا 26 فوریه به واشنگتن نرسید.

در 7 مارس 1876، اداره ثبت اختراع ایالات متحده حق اختراع شماره 174465 را به بل اعطا کرد. این حق ثبت اختراع شامل "روش و دستگاهی برای انتقال صداها یا صداهای دیگر از طریق تلگراف... با ایجاد موج های الکتریکی، شبیه به ارتعاشات هوای همراه با صدای آوازی یا دیگر صداها" است. بل در همان روز به بوستون بازگشت و تا روز بعد، کار خود را از سر گرفت و نموداری را در دفترچه‌اش ترسیم کرد که شباهت داشت به آنچه در اخطار ثبت اختراع گری توضیح داده شده بود.

در 10 مارس، بل با استفاده از فرستنده‌ای مایع با طراحی مشابه Gray، تلفن خود را با موفقیت فعال کرد. ارتعاش دیافراگم یک سوزن را به نوسان در آب وادار کرد و در نتیجه مقاومت الکتریکی در مدار را تغییر داد. وقتی بل عبارت «آقای واتسون—بیا اینجا—من می خواهم تو را ببینم» را در فرستنده مایع به زبان آورد، واتسون که در اتاق مجاور قرار داشت و در انتهای گیرنده گوش می داد، به طور مشخص کلمات را درک کرد.

علیرغم اتهامات مداوم مبنی بر اینکه بل، تلفن را به خود اختصاص داده بود، پس از طرح مفهومی انحصاری Gramitter Bell، مفهوم انحصاری خود را از Gray به خود اختصاص داده بود. صادر شده است. این برنامه صرفاً برای یک آزمایش علمی اثبات مفهوم بود، با این هدف که شخصاً تأیید کند که "گفتار مفصل" قابل فهم (همانطور که بل آن را نامیده است) واقعاً می تواند به صورت الکتریکی منتقل شود. پس از مارس 1876، بل بر روی پالایش تلفن الکترومغناطیسی تمرکز کرد و از استفاده از فرستنده مایع گری در هر گونه نمایش عمومی یا برنامه های تجاری خودداری کرد.

قبل از تأیید درخواست ثبت اختراع بل، ممتحن اولویت ویژگی مقاومت متغیر تلفن را زیر سؤال برد و خاطرنشان کرد که ادعای بل برای این ویژگی نیز در اخطار گری به تفصیل آمده است. با این حال، بل به دستگاه مقاومت متغیری اشاره کرد که در برنامه قبلی توضیح داده شد، که دارای یک فنجان جیوه به جای آب بود. این درخواست مبتنی بر جیوه در 25 فوریه 1875 در اداره ثبت اختراعات ثبت شده بود، قبل از توصیف گری از دستگاه آب. علاوه بر این، گری متعاقباً اخطار خود را رها کرد و اولویت بل را به چالش نکشید، و باعث شد که ممتحن حق ثبت اختراع بل را در 3 مارس 1876 تأیید کند. در حالی که گری به طور مستقل تلفن مقاومت متغیر را تصور کرد، بل اولین کسی بود که این مفهوم را مستند کرد و آن را در یک تلفن کاربردی اجرا کرد. در سوگندنامه ای اعلام کرد که الکلی است و به وکیل بل، مارسلوس بیلی، که در طول جنگ داخلی با او خدمت کرده بود، به شدت مدیون است. ویلبر اظهار داشت که اخطار ثبت اختراع گری را به بیلی فاش کرده است. علاوه بر این، ویلبر ادعا کرد که پس از ورود بل از بوستون به واشنگتن دی سی، او اخطار بل گری را نشان داد و بل 100 دلار (معادل 2900 دلار در سال 2025) به او غرامت پرداخت کرد. بل، با این حال، اظهار داشت که بحث های آنها در مورد حق ثبت اختراع فقط کلی است، اگرچه بل در نامه ای به گری، پذیرفت که برخی از مشخصات فنی را به دست آورده است. بل صراحتاً در یک سوگندنامه ارائه هرگونه پولی به ویلبر را رد کرد.

توسعه های بعدی

در 10 مارس 1876، بل از دستگاه آزمایشی خود در بوستون برای تماس با توماس واتسون، که در اتاق مجاور خارج از محدوده قابل شنیدن قرار داشت، استفاده کرد. سخنان افتتاحیه بل، "آقای واتسون، بیا اینجا - من می خواهم شما را ببینم" با موفقیت مخابره شد و باعث شد که واتسون ظاهر شود.

بل متعاقباً به کار آزمایشی خود در برانتفورد ادامه داد، جایی که یک نمونه اولیه تلفن کاربردی را معرفی کرد. در 3 آگوست 1876، بل از دفتر تلگراف برانتفورد، تلگرافی را به Mount Pleasant که در چهار مایلی (شش کیلومتری) دورتر قرار داشت، فرستاد و نشان از آمادگی او برای ارسال تلفنی داشت. سپس تماسی از طریق سیم‌های تلگراف آغاز شد که منجر به دریافت پاسخ‌های صوتی ضعیف شد. عصر بعد، بل خانواده و مهمانان خود را با تماسی بین خانه خانه بل و دفتر شرکت تلگراف Dominion در برانتفورد، با استفاده از یک سیم بداهه که در امتداد خطوط تلگراف موجود، حصارها و از طریق یک تونل رد می‌شد، مجذوب خود کرد. در طول این تظاهرات، مهمانان خانگی به وضوح متوجه شدند که افراد در برانتفورد مشغول خواندن و آواز خواندن هستند. آزمایش سوم، که در 10 اوت 1876 انجام شد، از خط تلگراف استفاده کرد که برانتفورد و پاریس، انتاریو را به فاصله هشت مایل (سیزده کیلومتر) متصل می کرد. منابع متعددی این رویداد را به عنوان "اولین تماس از راه دور در جهان" معرفی می کنند، بنابراین توانایی تلفن را برای ارتباط با برد طولانی، حداقل در یک ظرفیت یک جهته نشان می دهند.

اولین مکالمه تلفنی دو طرفه یا متقابل در 9 اکتبر 1876 و تقریباً بین 25 میلی متر بین 5000 میلیون تن انجام شد. در طول این تبادل، بل در خیابان کیلبی در بوستون قرار داشت، در حالی که واتسون در دفاتر شرکت تولیدی والورث قرار داشت.

بل، همراه با شرکای خود هابارد و سندرز، در ابتدا پیشنهاد فروش اختراع تلفنی را به وسترن یونیون به قیمت 100000 دلار، مبلغی معادل 3,023,438 دلار به ارزش امروزی پیشنهاد کردند. این پیشنهاد ناموفق بود. یک روایت غیرمعمول نشان می دهد که رئیس اتحادیه وسترن یونیون تلفن را به عنوان یک اسباب بازی صرف رد کرده است. دو سال پس از آن، همان مدیر اجرایی به همکاران خود اعلام کرد که به دست آوردن اختراع به مبلغ 25 میلیون دلار (معادل 834,051,724 دلار امروز) معامله مطلوبی خواهد بود. با این حال، در این مقطع، شرکت بل علاقه خود را به واگذاری حق اختراع متوقف کرده بود. سرمایه‌گذاران بل متعاقباً به وضعیت میلیونر دست یافتند، در حالی که خود بل به طور قابل‌توجهی از باقیمانده‌ها سود می‌برد و دارایی‌هایی را در یک مقطع به 1 میلیون دلار انباشته می‌کرد.

بل مجموعه‌ای از تظاهرات و سخنرانی‌های عمومی را برای معرفی اختراع جدید خود به جامعه علمی و عموم مردم آغاز کرد. مدت کوتاهی پس از آن، نمایشگاه او از یک نمونه اولیه تلفن اولیه در نمایشگاه صدمین سالگرد 1876 در فیلادلفیا، شهرت بین المللی را برای دستگاه به دست آورد. از شرکت کنندگان برجسته این نمایشگاه می توان به امپراتور پدرو دوم برزیل اشاره کرد. سر ویلیام تامسون (متعاقباً لرد کلوین)، دانشمند برجسته اسکاتلندی و یکی از داوران نمایشگاه، تلفن را به عنوان "بزرگترین شگفتی تلگراف الکتریکی" توصیف کرد.

در 14 ژانویه 1878، بل تلفن را به ملکه ویکتوریا در خانه آزبورن، لندن و در جزیره کال کات دبلیو، به ملکه ویکتوریا، در Osborne House، در جزیره کال کات دبلیو، ارائه کرد. این رویدادها اولین ارتباطات تلفنی از راه دور در بریتانیا را نشان داد. ملکه این تجربه را "بسیار خارق العاده" توصیف کرد، علیرغم اشاره به اینکه کیفیت صدا "نسبتا ضعیف" بود. متعاقباً، او به خرید تجهیزات نشان‌داده شده ابراز علاقه کرد، که بل با پیشنهاد ساخت «مجموعه‌ای از تلفن‌ها» به‌طور خاص برای او به آن پاسخ داد.

شرکت تلفن بل در سال 1877 تأسیس شد و تا سال 1886، مالکیت تلفن در ایالات متحده از 150000 نفر فراتر رفت. مهندسان شرکت بل پیشرفت‌های متعددی را در تلفن انجام دادند و به ظهور آن به عنوان یک محصول فوق‌العاده موفق کمک کردند. در سال 1879، این شرکت حق ثبت اختراع ادیسون را برای میکروفون کربنی از Western Union به دست آورد. این خرید به طور قابل توجهی عملکرد تلفن را برای فواصل طولانی بهبود بخشید، و نیازی به شنیدن فریاد توسط طرف گیرنده را از بین برد.

امپراتور پدرو دوم برزیل اولین خریدار سهام در شرکت تلفن بل شد. علاوه بر این، یکی از اولین تاسیسات تلفن مسکونی در کاخ او در پتروپولیس قرار داشت، اقامتگاه تابستانی او در چهل مایلی (شصت و چهار کیلومتری) از ریودوژانیرو قرار داشت.

در ژانویه 1915، بل اولین تماس تلفنی تشریفاتی بین قاره ای را انجام داد. صدای بل که از دفتر مرکزی AT&T در خیابان 15 دی در شهر نیویورک سرچشمه می گیرد، صدای بل توسط توماس واتسون در خیابان گرانت 333 در سانفرانسیسکو دریافت شد. نیویورک تایمز متعاقباً گزارش داد:

در 9 اکتبر 1876، الکساندر گراهام بل و توماس آ. واتسون با موفقیت اولین مکالمه تلفنی ضبط شده را انجام دادند و از طریق یک سیم دو مایلی که کمبریج و بوستون را به هم وصل می کرد، ارتباط برقرار کردند. چندین دهه بعد، در 25 ژانویه 1915، همین دو نفر با مکالمه تلفنی از طریق یک سیم 3400 مایلی که نیویورک و سانفرانسیسکو را به هم وصل می کرد، به شاهکاری قابل توجه دست یافتند. دکتر بل، مخترع برجسته تلفن، در نیویورک قرار داشت، در حالی که آقای واتسون، همکار سابق او، در طرف مقابل قاره قرار داشت.

رقبا

پیشرفت های همزمان یکی از ویژگی های مشترک اکتشافات علمی است، همانطور که مخترعان متعددی که به طور همزمان درگیر توسعه تلفن هستند نشان داده شده است. در طول 18 سال، شرکت تلفن بل با موفقیت از اختراعات خود در برابر 587 چالش قانونی دفاع کرد، از جمله پنج پرونده که توسط دادگاه عالی ایالات متحده داوری شده است. در نهایت، هیچ یک از این چالش ها در ایجاد اولویت نسبت به حق اختراع اصلی بل موفق نبودند و شرکت تلفن بل در تمام مواردی که به مرحله آزمایشی نهایی رسیدند، رکورد شکست ناپذیری را حفظ کرد. یادداشت‌های آزمایشگاهی و مکاتبات خانوادگی بل در ایجاد تاریخچه تکاملی گسترده آزمایش‌های او بسیار مهم بود. وکیل حقوقی شرکت بل به طور موثر بسیاری از دعاوی را دفع کرد، به ویژه آنهایی که ناشی از چالش های الیشا گری و آموس دولبیر بود. هم گری و هم دولبیر قبلاً کارهای قبلی بل را در ارتباطات شخصی خود تأیید کرده بودند که به طور قابل توجهی ادعاهای قانونی بعدی آنها را تضعیف کرد.

در 13 ژانویه 1887، دولت ایالات متحده با ادعای تقلب و ارائه اطلاعات نادرست، به دنبال لغو اختراع بل بود. پس از یک سری تصمیمات قضایی و لغو، در نهایت شرکت بل در دادگاه عالی پیروز شد، اگرچه برخی از ادعاهای اصلی از پرونده های دادگاه بدوی حل نشده باقی ماندند. زمانی که محاکمه مسیر حقوقی 9 ساله خود را به پایان رساند، وکیل دادگستری ایالات متحده مرده بود و دو اختراع بل (شماره 174465 مورخ 7 مارس 1876 و شماره 186787 مورخ 30 ژانویه 1877) دیگر فعال نبودند. با این وجود، قضات رئیس با اذعان به اهمیت پرونده به عنوان سابقه قانونی، با ادامه رسیدگی موافقت کردند. پس از تغییر اداری و ظهور ادعاهای تضاد منافع (که شامل هر دو طرف می شود) از دادگاه اصلی، دادستان کل ایالات متحده رسماً در 30 نوامبر 1897 شکایت را انصراف داد و چندین موضوع را در مورد ماهیت آنها بلاتکلیف رها کرد.

در یک طرح تودیع شده برای اولین بار آنتونیو، آنتونیو برای 1887 یا Meuccial ایتالیا، شکایت خود را رسماً انصراف داد. مدل تلفن عملیاتی در ایتالیا در سال 1834. در سال 1886، میوچی به عنوان شاهد در اولین مورد از سه پرونده مربوط به او شهادت داد و به دنبال تعیین اولویت اختراع خود بود. شهادت میوچی به دلیل عدم وجود شواهد مادی برای اختراعاتش مورد اعتراض قرار گرفت، زیرا طبق گزارش ها، مدل های کاری او در آزمایشگاه منطقه آمریکایی تلگراف (ADT) نیویورک، که به عنوان یکی از شرکت های تابعه Western Union در سال 1901 ثبت شد، گم شدند. علیرغم شواهد آزمایش های قبلی، پرونده نهایی مربوط به موچی در نهایت پس از مرگ او رد شد. با این وجود، با توجه به تلاش های ویتو فوسلا، نماینده کنگره، مجلس نمایندگان ایالات متحده در 11 ژوئن 2002 رسماً تصدیق کرد که "کار موچی در اختراع تلفن باید مورد تایید قرار گیرد." با این حال، این تصدیق، موضوع بحث برانگیز مداوم را حل نکرد، زیرا برخی از محققان مدرن موافق نیستند که کار بل روی تلفن تحت تأثیر اختراعات میوچی بوده است.

اهمیت جهانی ثبت اختراع بل به طور گسترده مورد تایید قرار گرفت و باعث درخواست های ثبت اختراع در اکثر کشورهای بزرگ شد. تأخیر در درخواست ثبت اختراع آلمانی بل به شرکت برق زیمنس و هالسکه اجازه داد تا یک عملیات تولید رقیب برای تلفن های سبک بل تحت اختراع خود ایجاد کند. زیمنس متعاقباً نسخه‌های تقریباً یکسانی از تلفن بل را بدون داشتن تعهدات حق امتیاز تولید کرد. تأسیس شرکت بین المللی تلفن بل در بروکسل، بلژیک، در سال 1880، همراه با یک سری توافق نامه های بین المللی، در نهایت منجر به تجمیع یک شبکه تلفن جهانی شد. فشار قابل توجهی که به دلیل حضور مداوم او در دادگاه به بل تحمیل شد، در نتیجه این مبارزات حقوقی گسترده، در نهایت به استعفای او از شرکت منجر شد.

زندگی خانوادگی

الکساندر گراهام بل در 11 ژوئیه 1877 با میبل هوبارد (1857-1923) در املاک هابارد در کمبریج، ماساچوست، مدت کوتاهی پس از تأسیس شرکت تلفن بل ازدواج کرد. او به عنوان هدیه عروسی، 1487 سهم از 1497 سهم خود در شرکت نوپای تلفن بل را به عروسش واگذار کرد. پس از آن، این زوج یک ماه عسل یک ساله را در اروپا آغاز کردند. بل از این گشت و گذار به عنوان "تعطیلات کاری" استفاده کرد و یک مدل تلفن دست ساز برای ادامه کار خود آورد. خواستگاری آنها سالها قبل شروع شده بود، اما بل ازدواج را تا رسیدن به ثبات مالی بیشتر به تعویق انداخت. علیرغم موفقیت "آنی" تلفن، فوراً سود قابل توجهی ایجاد نکرد. درآمد اولیه بل تا پس از سال 1897 از سخنرانی ها به دست می آمد. یک درخواست غیر متعارف از نامزدش این بود که به جای «الک» معمولی خانواده، «الک» را به فرزندی قبول کند. در نتیجه، از سال 1876 به بعد، او نام خود را به عنوان "الک بل" امضا کرد. این زوج متعاقباً صاحب چهار فرزند شدند:

خانواده بل تا سال 1880 در کمبریج، ماساچوست اقامت داشتند. در آن سال، پدر همسر بل، اقامتگاهی در واشنگتن دی سی به دست آورد و در سال 1882، خانه دیگری در همان شهر برای خانواده بل خریداری کرد. این ترتیب نزدیکی آنها به بل را تسهیل کرد زیرا او دعاوی اختلافات متعددی را برای ثبت اختراع مدیریت می کرد.

بل وضعیت خود را به عنوان یک تابع بریتانیایی در طول سالهای تشکیل خود در اسکاتلند و دوره بعدی در کانادا حفظ کرد، تا سال 1882، زمانی که او تابعیت ایالات متحده را دریافت کرد. در سال 1915، او هویت خود را بیان کرد و گفت: "من از آن دسته از آمریکایی های خط خطی نیستم که ادعای وفاداری به دو کشور را دارند." علی‌رغم این ادعا، بل با افتخار توسط هر سه کشوری که در آن زندگی می‌کرد: ایالات متحده، کانادا و بریتانیا، به عنوان یک "پسر بومی" شناخته می‌شود.

در سال 1885، مفهوم یک اقامتگاه تابستانی جدید ظهور کرد. آن تابستان، خانواده بل تعطیلات خود را در جزیره کیپ برتون، نوا اسکوشیا، کانادا، به ویژه در روستای باددک گذراندند. پس از بازگشت در سال 1886، بل شروع به ساخت ملکی کرد که در نقطه‌ای روبروی باددک قرار داشت و چشم‌اندازهایی از دریاچه براس دُر داشت. در سال 1889، یک اقامتگاه قابل توجه به نام لژ تکمیل شد. دو سال بعد، مجموعه وسیع تری از ساختمان ها که شامل یک آزمایشگاه جدید بود، راه اندازی شد. بلز این ملک را بین بهراگ (به زبان گائلی: کوه زیبا) نامگذاری کردند که به ارتفاعات اسکاتلند اجدادی بل اشاره دارد. علاوه بر این، بل قایق‌سازی بل را در این املاک تأسیس کرد که تا ۴۰ نفر را برای ساخت کشتی‌های آزمایشی، قایق‌های نجات در زمان جنگ، قایق‌های کاری برای نیروی دریایی سلطنتی کانادا و کاردستی‌های تفریحی برای خانواده‌اش استخدام می‌کرد. بل و خانواده‌اش که یک قایق‌ران پرشور بود، در دریاچه براس د اور با کشتی‌های متعددی حرکت کردند و همچنین قایق‌های دیگری را از H.W. قایق‌سازی Embree and Sons در پورت هاکسبری، نوا اسکوشیا. بل در طول سال‌های بسیار پربار زندگی‌اش، محل اقامت خود را بین واشنگتن دی سی، جایی که خانواده‌اش در ابتدا بیشتر سال را در آنجا سپری می‌کردند، و بین بهراگ، جایی که اقامت آنها به تدریج طولانی شد، تقسیم کرد.

در طول زندگی‌اش، بل و خانواده‌اش اقامتگاه‌های متناوب خود را بین واشنگتن، دی سی، و بیهبیین انجام دادند. در طول سه دهه بعدی، Beinn Bhreagh فراتر از یک اقامتگاه تابستانی صرف تکامل یافت، زیرا جذب فزاینده بل در آزمایشاتش منجر به اقامت طولانی مدت سالانه شد. هم میبل و هم بل عمیقاً با جامعه بددک ادغام شدند و مورد قبول روستاییان محلی قرار گرفتند. خانواده بل در طول انفجار هالیفاکس در 6 دسامبر 1917 در Beinn Bhreagh ساکن بودند. در پاسخ، میبل و بل جامعه را برای ارائه کمک به قربانیان در هالیفاکس سازماندهی کردند.

اختراعات بعدی

در حالی که الکساندر گراهام بل در درجه اول به خاطر اختراع تلفن شناخته می شود، فعالیت های فکری او بسیار متنوع بود. به گفته شارلوت گری، زندگی‌نامه‌نویس، کار بل «بی قید» از چشم‌انداز علمی عبور می‌کرد و او اغلب در بستر دایره‌المعارف بریتانیکا بازنشسته می‌شد و فعالانه در جستجوی حوزه‌های جدید تحقیق بود. وسعت نبوغ مبتکر بل تا حدی توسط 18 اختراع ثبت شده صرفاً به نام او و 12 حق ثبت اختراع که او با همکارانش در اختیار داشت، مشهود است. این اختراعات شامل 14 اختراع برای تلفن و تلگراف، چهار اختراع برای فتوفن، یک اختراع برای گرامافون، پنج مورد برای وسایل نقلیه هوایی، چهار مورد برای "هواپیماها" و دو مورد برای سلول های سلنیومی بود. علایق گسترده بل همچنین به اختراعاتی مانند ژاکت فلزی طراحی شده برای کمک به تنفس، شنوایی سنج برای تشخیص نارسایی های شنوایی جزئی، دستگاهی برای مکان یابی کوه های یخ، تحقیق در مورد نمک زدایی آب دریا، و تلاش برای شناسایی سوخت های جایگزین منجر شد.

بل تلاش قابل توجهی را به تحقیقات پزشکی اختصاص داد، و روش هایی را برای آموزش اختلالات گفتاری ایجاد کرد. بل و همکارانش در طول دوران تصدی خود در آزمایشگاه ولتا، مفهوم نقش کردن میدان مغناطیسی را بر روی صفحه به عنوان روشی برای بازتولید صدا بررسی کردند. علیرغم آزمایش کوتاه خود با این اصل، تیم نتوانست یک نمونه اولیه کاربردی تولید کند. آنها متعاقباً این تلاش را کنار گذاشتند، غافل از اینکه از نظر مفهومی به یک اصل اساسی نزدیک شدند که بعداً فناوری‌هایی مانند ضبط صوت، درایوهای دیسک سخت، درایوهای فلاپی دیسک و سایر رسانه‌های ذخیره‌سازی مغناطیسی را پایه‌گذاری کرد.

اقامتگاه شخصی بل دارای یک سیستم تهویه مطبوع ابتدایی بود که از فن ها برای گردش هوا بر روی بلوک های بزرگ یخ استفاده می کرد. علاوه بر این، او نگرانی های معاصر در مورد کمبود سوخت و اثرات زیست محیطی صنعتی را پیش بینی کرد. او این نظریه را مطرح کرد که گاز متان می تواند از پسماندهای کشاورزی و صنعتی تولید شود. بل در ملک خود در کانادا در نوا اسکوشیا، آزمایش هایی را با توالت های کمپوست و دستگاه هایی که برای استخراج آب از جو طراحی شده بودند انجام داد. در مقاله‌ای در مجله‌ای در سال 1917، او کاربرد بالقوه انرژی خورشیدی برای گرمایش منازل را در نظر گرفت.

فتوفون

بل، با همکاری دستیارش چارلز سامنر تینتر، یک تلفن بی سیم به نام فوتوفن ایجاد کرد که انتقال صداها و مکالمات انسانی را از طریق پرتو نور تسهیل می کرد. هر دو نفر متعاقباً به همکاران کامل انجمن آزمایشگاه ولتا تبدیل شدند.

در 21 ژوئن 1880، دستیار بل با موفقیت یک پیام تلفنی صوتی بی سیم را در فاصله قابل توجهی از پشت بام مدرسه فرانکلین در واشنگتن دی سی، به بل واقع در پنجره آزمایشگاهش، تقریباً 713 متر، مخابره کرد. این دستاورد 19 سال قبل از اولین ارسال های رادیویی صوتی بود.

بل اصول فتوفن را به عنوان "بزرگترین دستاورد خود" تلقی کرد و کمی قبل از مرگش به خبرنگاری گفت که "بزرگترین اختراع [من] بود، بزرگتر از تلفن." فوتوفن به عنوان پیشرو برای سیستم های ارتباطی فیبر نوری عمل کرد که در دهه 1980 مورد استقبال گسترده جهانی قرار گرفت. اختراع اولیه آن در دسامبر 1880، چندین دهه قبل از اینکه اصول اساسی فوتوفون کاربرد عملی مشترک پیدا کند، اعطا شد.

فلزیاب

بل همچنین به عنوان پیشگام در تکرار اولیه یک فلزیاب، با استفاده از تعادل القایی، پس از تیراندازی جیمز آ. گارفیلد، رئیس جمهور ایالات متحده در سال 1881، اعتبار دارد. در حالی که برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند که فلزیاب در آزمایش‌های اولیه بی‌نقص عمل کرده است، اما نتوانست گلوله Guiteau را پیدا کند. این شکست تا حدی به تداخل قاب فلزی تخت رئیس جمهور نسبت داده شد که باعث ایجاد حالت ساکن می شد. تیم جراحی گارفیلد، به رهبری پزشک ارشد خود منصوب دکتر ویلارد بلیس، نسبت به دستگاه ابراز تردید کردند و به درخواست‌های بل برای جابجایی رئیس‌جمهور به تخت بدون فنرهای فلزی توجه نکردند. از طرف دیگر، علیرغم اینکه بل در آزمایش اولیه خود سیگنال ضعیفی را تشخیص داد، ممکن است گلوله آنقدر عمیق باشد که دستگاه ابتدایی قادر به تشخیص آن نباشد.

گزارش جامع بل در سال 1882 به انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم با بسیاری از گزارش‌های معاصر متفاوت است و ادعا می‌کند که تداخل فلزی خارجی مسئول ناتوانی در یافتن محل گلوله نیست. بل که از یافته های غیرعادی در طول معاینه رئیس جمهور گارفیلد متحیر شده بود، صبح روز بعد از عمارت اجرایی بازدید کرد تا با جراحان تأیید کند که تمام فلزات از مجاورت تخت پاک شده است. متعاقباً یادآوری شد که زیر تشک موی اسبی که رئیس جمهور را حمایت می کرد، تشک دومی قرار داشت که از سیم های فولادی ساخته شده بود. یک تشک تکراری به دست آمد و مشخص شد که شامل شبکه ای از سیم های فولادی بافته شده با شبکه های قابل توجه است. با توجه به ناحیه محدودی که واکنش آشکارساز را نسبت به سطح کلی تخت برانگیخت، قابل قبول تلقی می شد که تشک فولادی هیچ گونه تأثیر نامطلوبی را اعمال نکرده باشد. بل همچنین در پاورقی اشاره کرد که مرگ رئیس جمهور گارفیلد و معاینه پس از مرگ بعدی در نهایت نشان داد که عمق گلوله آن را توسط تجهیزات آنها غیرقابل شناسایی کرده است.

هیدروفویل

در مارس 1906، مقاله پیشگام آمریکایی ویلیام ای. میخام در Scientific American اصول اساسی هیدروفویل ها و هواپیماهای آبی را توضیح داد. بل اختراع هواپیمای آبی را یک دستاورد بسیار مهم در نظر گرفت. با تکیه بر بینش‌های این نشریه، او ایده‌پردازی طرح‌هایی را برای چیزی که در حال حاضر به عنوان قایق هیدروفویل شناخته می‌شود، آغاز کرد. در تابستان 1908، بل و دستیارش فردریک دبلیو "کیسی" بالدوین، آزمایش های هیدروفویل را آغاز کردند و پتانسیل آنها را برای تسهیل برخاستن هواپیما از آب بررسی کردند. بالدوین تحقیقات مخترع ایتالیایی انریکو فورلانینی را به دقت بررسی کرد و متعاقباً آزمایش مدل را آغاز کرد. این تلاش مشترک در توسعه کشتی‌های آبی کاربردی هیدروفویل آنها به اوج رسید.

در طول تور جهانی 11-1910، بل و بالدوین با فورلانینی در فرانسه گرد هم آمدند. آنها سواری را در کشتی هیدروفویل Forlanini در دریاچه Maggiore تجربه کردند. بالدوین این تجربه را به طرز قابل توجهی روان و شبیه به پرواز توصیف کرد. پس از بازگشت آنها به Baddeck، چندین مفهوم اولیه به عنوان مدل های آزمایشی ساخته شد، به ویژه Dhonnas Beag (به زبان گالیکی اسکاتلندی به معنای "شیطان کوچک")، که نشان دهنده اولین هیدروفویل خودکششی بل-بالدوین بود. این کشتی‌های آزمایشی به‌عنوان نمونه‌های اولیه اثبات مفهوم عمل کردند و در نهایت منجر به توسعه قوی‌تر HD-4 شد که توسط موتورهای رنو به پیش می‌رفت. HD-4 به حداکثر سرعت 54 مایل در ساعت (87 کیلومتر در ساعت) دست یافت، که نشان دهنده شتاب سریع، ثبات قابل ستایش، فرمان دقیق، و ناوبری بی دردسر در امواج بود.

در سال 1913، دکتر بل با والتر پینو، طراح برجسته قایق بادبانی و صاحب قایق بادبانی وست مو در Syardunt درگیر شد. نوا اسکوشیا، برای کمک به توسعه پانتون های HD-4. پینو متعاقباً مدیریت قایق‌سازی واقع در آزمایشگاه‌های بل در بین بهراگ، املاک بل در نزدیکی بادک، نوا اسکوشیا را بر عهده گرفت. تخصص گسترده پینو در ساخت قایق، تغییرات قابل توجه و مفیدی را در طراحی HD-4 تسهیل کرد. پس از پایان جنگ جهانی اول، توسعه HD-4 از سر گرفته شد. گزارش رسمی بل به نیروی دریایی ایالات متحده، او را قادر ساخت تا دو موتور 350 اسب بخاری (260 کیلووات) را در ژوئیه 1919 تهیه کند. در 9 سپتامبر 1919، HD-4 یک رکورد جهانی سرعت دریایی جدید را با سرعت 70.86 مایل در ساعت (114.04 کیلومتر بر ساعت) ثبت کرد.

هوانوردی

در سال 1891، بل کار آزمایشی را با هدف توسعه هواپیماهای با موتور و سنگین تر از هوا آغاز کرد. انجمن آزمایش هوایی (AEA) پس از آن که بل آرزوهای هوانوردی خود را با همسرش در میان گذاشت، تأسیس شد، که او توصیه کرد با توجه به سن بل 60 ساله، از همکاران جوان‌تر استفاده کند.

در سال 1898، بل آزمایش‌هایی را انجام داد که شامل بادبادک‌های جعبه چهار وجهی و بال‌های ساخته شده از ترکیبات متعدد kiteon sitrahral بود. این بال‌های چهار وجهی که Cygnet I، II و III نام‌گذاری شده‌اند، بین سال‌های 1907 و 1912 هم پروازهای بدون سرنشین و هم با سرنشین را پشت سر گذاشتند (Cygnet I مشخصاً در حین پرواز با سلفریج سقوط کرد). چندین بادبادک بل در سایت تاریخی ملی الکساندر گراهام بل به نمایش گذاشته شده است.

الکساندر گراهام بل به طور فعال از تحقیقات مهندسی هوافضا، به ویژه از طریق انجمن آزمایش هوایی (AEA) حمایت کرد. این سازمان به طور رسمی در اکتبر 1907 در بادک، نوا اسکوشیا، به دنبال پیشنهاد همسرش، میبل، که از فروش املاک او نیز حمایت مالی کرد، تأسیس شد. بل رهبری AEA را بر عهده داشت که شامل چهار عضو اصلی بود: گلن اچ. کورتیس، یک تولید کننده موتورسیکلت آمریکایی که به دلیل رکورد زدن دوچرخه سواری خود به عنوان "سریع ترین مرد جهان" شناخته شد، که بعدا جایزه علمی آمریکایی را برای افتتاحیه پرواز رسمی یک کیلومتری در نیمکره غربی دریافت کرد و متعاقباً به یک سازنده هواپیما تبدیل شد. ستوان توماس سلفریج، ناظر رسمی به نمایندگی از دولت فدرال ایالات متحده و یک مدافع نظامی نادر از آینده هوانوردی؛ فردریک دبلیو. بالدوین، به عنوان اولین فرد کانادایی و اولین بریتانیایی که خلبان یک پرواز عمومی در هاموند اسپورت، نیویورک بود، قابل توجه بود. و جی. ا. دی. مک کوردی. بالدوین و مک‌کردی اخیراً فارغ‌التحصیل مهندسی از دانشگاه تورنتو بودند.

تحقیقات AEA به سمت هواپیماهای سنگین تر از هوا پیش رفت و از تخصص آنها در بادبادک برای توسعه گلایدر استفاده کرد. با نقل مکان به Hammondsport، تیم متعاقباً بال قرمز را مهندسی و ساختند که دارای قاب بامبو، پوشش ابریشمی قرمز و یک موتور فشرده هوا خنک بود. این هواپیمای دوباله اولین پرواز عمومی در آمریکای شمالی را در 12 مارس 1908 بر فراز دریاچه کوکا انجام داد. نوآوری های قابل توجه طراحی شامل یک محفظه کابین خلبان و یک سکان دم بود. در تکرارهای بعدی، ایلرون ها برای کنترل بهتر یکپارچه می شوند. یک اختراع مهم AEA، یک بالکن کاربردی، متعاقباً به یک ویژگی استاندارد در طراحی هواپیما تبدیل شد. White Wing و June Bug پس از آن توسعه یافتند و به رکورد بیش از 150 پرواز موفق تا پایان سال 1908 کمک کردند. به طرز غم انگیزی، در 17 سپتامبر 1908، ستوان سلفریج در یک پرواز سنگین تر از هوا با موتور جان خود را از دست داد و در سقوط یک هواپیمای رایت فلایر در فورت مایر، ویرجینیا جان خود را از دست داد.

طراحی اوج هواپیمای آژانس انرژی اتمی، دارت نقره ای یکپارچه شده از همه مدل های پیشرفته فن آوری آنها. در 23 فوریه 1909، الکساندر گراهام بل شاهد خلبان J. A. D. McCurdy از سطح یخ زده Bras d'Or بود که نشانگر اولین پرواز هواپیما در کانادا بود. بل که نگران خطرات ذاتی بود، ترتیب حضور پرسنل پزشکی را داده بود. به دنبال این پرواز موفق، AEA منحل شد و دارت نقره ای به بالدوین و مک کوردی منتقل شد. آنها متعاقباً شرکت فرودگاه کانادا را تأسیس کردند و بعداً هواپیما را به ارتش کانادا به نمایش گذاشتند.

وراثت و ژنتیک

الکساندر گراهام بل، مانند بسیاری از دانشمندان معاصر، علاقه شدیدی به حوزه رو به رشد وراثت پیدا کرد، رشته ای که به طور قابل توجهی تحت تأثیر انتشار کتاب درباره منشاء گونه ها چارلز داروین در سال 1859 قرار گرفت. بل در املاک خود در نوا اسکوشیا، آزمایشات پرورش قوچ و میش را به دقت ثبت کرد. در طول سه دهه، هدف او ایجاد یک نژاد گوسفند بود که مشخصه آن نوک سینه های متعدد بود که قادر به دوقلوزایی بودند. به طور خاص، هدف او تعیین این بود که آیا پرورش انتخابی می‌تواند گوسفندانی با چهار نوک پستان عملکردی تولید کند که شیر کافی برای بره‌های دوقلو فراهم کند. این مشارکت گسترده در پرورش حیوانات متعاقباً توجه محققان متخصص در زمینه وراثت و ژنتیک انسان را به خود جلب کرد.

در نوامبر 1883، بل مقاله ای را در یک جلسه آکادمی ملی علوم با عنوان در شکل گیری انواع ناشنوایان از نژاد بشر ارائه کرد. این سند داده های مربوط به جنبه های ارثی ناشنوایی را گردآوری می کند. تحقیقات بل نشان داد که استعداد ارثی برای ناشنوایی، که با حضور خویشاوندان ناشنوا مشهود است، به طور قابل توجهی بر احتمال تولید فرزندان ناشنوا تأثیر می گذارد. او مشاهده کرد که بروز کودکان ناشنوای متولد شده از والدین ناشنوا به طور قابل توجهی بیشتر از جمعیت عمومی است. در این مقاله، بل به تفسیر اجتماعی پرداخت و سیاست‌های عمومی فرضی را با هدف ریشه‌کن کردن ناشنوایی پیشنهاد کرد. او همچنین روش‌های آموزشی را که کودکان ناشنوا را به جای ادغام کامل آنها در کلاس‌های معمولی جدا می‌کرد، نقد کرد. این مقاله به صراحت از حمایت از عقیم سازی افراد ناشنوا یا ممنوعیت ازدواج های مختلط خودداری کرد و تأکید کرد که "ما نمی توانیم به مردان و زنان دیکته کنیم که با چه کسی ازدواج کنند و انتخاب طبیعی دیگر تا حد زیادی بر نوع بشر تأثیر نمی گذارد." بل این مقاله را با بیان این جمله به پایان رساند:

«اگر قوانین وراثتی که در مورد حیوانات وجود دارد، در مورد انسان نیز صدق می‌کند، ازدواج ناشنوایان در طول چند نسل متوالی باید به شکل‌گیری گونه‌ای ناشنوا از نژاد بشر منجر شود.

از سوی دیگر، در صورتی که فرد دیگری بدون ازدواج با فرد دیگری ازدواج کند، می‌توان نشان داد که با فرد دیگری ازدواج کرده است. مسئولیت بیشتری در قبال تولید فرزندان ناشنوا نسبت به آنچه در میان مردم وجود دارد، آشکار خواهد شد، آنگاه آشکار خواهد شد که ما نمی‌توانیم با خیال راحت استنباط‌هایی را که از آزمایش‌ها بر روی حیوانات به دست آمده است، در مورد انسان اعمال کنیم.»

بررسی سال 1885 از خاطرات بل در مورد شکل گیری انواع ناشنوایان نژاد بشر، منتشر شده در سالنامه آمریکایی ناشنوایان، اشاره کرد که "دکتر بل از دخالت قانونی در ازدواج ناشنوایان حمایت نمی کند که به دلایل متعددی هنوز نتایج حاصل از ازدواج ناشنوایان کافی نیست." این مقاله همچنین مدعی شد که "اظهارات سرمقاله بر اساس آن باعث ظلم به نویسنده شده است." داور در پایان پیشنهاد کرد: «به نظر ما یک راه عاقلانه‌تر برای جلوگیری از گسترش ناشنوایی ارثی، ادامه تحقیقاتی است که دکتر بل بسیار تحسین‌برانگیز آغاز کرده است تا زمانی که قوانین انتقال گرایش به ناشنوایی به طور کامل درک شود، و سپس با توضیح آن قوانین برای دانش‌آموزان مدارس ما، آنها را به سمتی سوق می‌دهد که همسرشان را نادیده بگیرند. نتیجه."

مورخین مخالفت صریح بل با قوانین تنظیم کننده ازدواج و حذف مداوم او از عقیم سازی را از آثار مکتوب خود مستند کرده اند. حتی پس از موافقت برای همکاری با دانشمندانی که در تحقیقات اصلاح نژادی مشغول بودند، بل به شدت از تایید سیاست‌های عمومی که حقوق یا امتیازات افراد ناشنوا را محدود می‌کرد، امتناع کرد.

علاقه‌ی علمی و تحقیق بل در مورد وراثت، توجه چارلز داونپورت، استاد دانشگاه هاروارد و مدیر کار در هاروارد را به خود جلب کرد. در سال 1906، داونپورت، که انجمن پرورش دهندگان آمریکا را نیز تأسیس کرد، از بل دعوت کرد تا به کمیته تازه تاسیس اصلاح نژادی بپیوندد که ریاست آن را دیوید استار جردن بر عهده داشت. در سال 1910، داونپورت دفتر اسناد Eugenics را در Cold Spring Harbor افتتاح کرد. داونپورت برای اعطای مشروعیت علمی به این سازمان، هیئتی از مدیران علمی تأسیس کرد و بل را به عنوان رئیس آن منصوب کرد. سایر اعضای برجسته این هیئت شامل لوتر بربنک، رازول اچ. جانسون، ورنون ال. کلوگ و ویلیام ای کسل بودند.

در سال 1921، دومین کنگره بین المللی اصلاح نژاد در نیویورک در موزه تاریخ طبیعی به ریاست داونپورت تشکیل شد. اگرچه بل هیچ تحقیقی ارائه نکرد یا به عنوان سخنران در جلسات شرکت نکرد، اما به عنوان رئیس افتخاری تعیین شد، یک حرکت استراتژیک برای جذب دانشمندان دیگر به این رویداد. خلاصه ای از کنگره، بل را به عنوان "محقق پیشگام در زمینه وراثت انسانی" معرفی می کند.

مرگ

بل در 2 آگوست 1922 در سن 75 سالگی در ملک شخصی خود در کیپ برتون، نوا اسکوشیا، به دلیل عوارض ناشی از دیابت درگذشت. او همچنین از کم خونی خطرناک رنج می برد. آخرین نگاه او به منظره‌ای که در آن زندگی می‌کرد زیر نور مهتاب از املاک کوهستانی‌اش در ساعت 2:00 بامداد بود. هنگامی که همسرش، میبل، در طول بیماری طولانی‌مدتش از او مراقبت می‌کرد، زمزمه کرد: "مرا رها نکن." در پاسخ، بل از طریق زبان اشاره با "نه..." ارتباط برقرار کرد، متعاقباً هوشیاری خود را از دست داد و اندکی پس از آن درگذشت.

مکنزی کینگ، نخست وزیر کانادا، پس از دریافت خبر درگذشت بل، تلگرافی را برای خانم بل ارسال کرد و در آن پیام داد:

من و همکاران دولتی ام مایلیم احساس عمیق خود را از فقدان جهانی که به دلیل درگذشت همسر محترمتان به وجود آمده است را به شما منتقل کنیم. کانادا برای همیشه به این واقعیت افتخار خواهد کرد که این اختراع تاریخی، که نام او به طور غیرقابل حذفی پیوند خورده است، بخشی جدایی ناپذیر از تاریخ ملی ما را تشکیل می دهد. من از طرف مردم کانادا، تشکر جمعی و عمیق ترین همدردی خود را ابراز می کنم.

تابوت بل از کاج Beinn Bhreagh توسط پرسنل آزمایشگاه او ساخته شد و در داخل با پارچه ابریشمی قرمز یکسانی که در تحقیقات او برای بادبادک چهاروجهی به کار رفته بود، پوشانده شد. همسرش به مناسبت بزرگداشت زندگی‌اش از حاضران درخواست کرد که از پوشیدن مشکی، رنگ مرسوم تشییع جنازه، در طول مراسم، جایی که تک‌نواز ژان مک‌دونالد قطعه‌ای از «رکوئیم» رابرت لوئیس استیونسون را اجرا کرد، خودداری کنند:

پس از تشییع جنازه بل، ساعت 6:25 بعد از ظهر. به وقت شرق، تمام تلفن‌ها در سراسر قاره آمریکای شمالی برای ادای احترام به فردی که به بشریت توانایی برقراری ارتباط آنی از راه دور را داده بود، برای یک دقیقه خاموش شدند.

پس از پایان مراسم تشییع جنازه بل، به مدت یک دقیقه در ساعت 6:25 بعد از ظهر. به وقت شرقی، "هر تلفن در قاره آمریکای شمالی به احترام مردی که وسایل ارتباط مستقیم را از راه دور به بشر داده بود، خاموش شد."

الکساندر گراهام بل در کوه بین بهراگ، در ملک خود مشرف بر دریاچه براس دور، جایی که 3 سال آخر عمر خود را سپری کرده بود، به خاک سپرده شد. همسرش میبل از او به یادگار ماند. دو دختر او، السی می و ماریان. و نه نوه.

میراث ماندگار و ستایش

همانطور که اختراع بل مورد استقبال گسترده قرار گرفت و شهرت شخصی او گسترش یافت، ستایش ها و ادای احترام فراوان شد. به او مدارک افتخاری متعددی از موسسات دانشگاهی اعطا شد که حجم چنین درخواست هایی در نهایت تقریباً زیاد شد. در طول زندگی خود، او همچنین ده ها جایزه، مدال، و دیگر اشکال شناخته شده را به دست آورد. اینها شامل بناهای مجسمه‌ای اختصاص داده شده به او و رسانه ارتباطی نوآورانه‌ای که تلفن او ایجاد کرد، مانند یادبود تلفن بل، که به افتخار او در باغ‌های الکساندر گراهام بل در برانتفورد، انتاریو، در سال 1917 برپا شد.

مجموعه قابل توجهی از نوشته‌های بل، مکاتبات شخصی، نوت‌بوک‌ها، مقالات علمی، و سایر اسناد در دو مکان اصلی نگهداری می‌شوند: بخش نسخه‌های خطی کتابخانه کنگره ایالات متحده (که به‌عنوان مقاله‌های خانواده الکساندر گراهام بل فهرست‌بندی شده‌اند) و موسسه الکساندر گراهام بل در دانشگاه نووا برتون. بخش‌های قابل توجهی از این بایگانی‌ها برای مشاهده دیجیتال قابل دسترسی هستند.

محل‌های تاریخی و نشانگرهای متعددی در سراسر آمریکای شمالی و اروپا به یاد Bell هستند، از جمله مکان‌های مرتبط با شرکت‌های تلفن افتتاحیه در ایالات متحده و کانادا. قابل توجه در میان این مکان ها عبارتند از:

در سال 1880، دولت فرانسه جایزه ولتا را به بل اعطا کرد، که شامل مبلغی 50000 فرانک فرانسه معادل تقریباً 350000 دلار آمریکا به ارز معاصر بود، به پاس اختراع او تلفن. از داوران برجسته این جایزه می توان به ویکتور هوگو و الکساندر دوما اشاره کرد. جایزه ولتا که توسط ناپلئون سوم در سال 1852 تأسیس شد و به افتخار الساندرو ولتا نامگذاری شد، دومین دریافت کننده بل شد. با بهبود وضعیت مالی بل، او پول جایزه را به تأسیس صندوق های وقفی، معروف به «صندوق ولتا» و مؤسسات مختلف در داخل و اطراف واشنگتن، پایتخت ایالات متحده، اختصاص داد. اینها شامل انجمن آزمایشگاه ولتا بود که در سال 1880 تأسیس شد و همچنین به عنوان آزمایشگاه ولتا یا آزمایشگاه الکساندر گراهام بل شناخته می‌شود، که متعاقباً منجر به ایجاد دفتر ولتا در سال 1887 شد.

آزمایشگاه ولتا به عنوان یک مرکز آزمایشی برای پیشرفت‌های علمی عمل می‌کرد. در سال بعد، گرامافون ادیسون را با جایگزین کردن فویل با موم به عنوان وسیله ضبط و به کارگیری روشی برش برای ضبط به جای تورفتگی، بهبود قابل توجهی که خود ادیسون بعداً اتخاذ کرد، بهبود بخشید. این آزمایشگاه همچنین به‌عنوان مکانی بود که بل و همکارش آنچه را که او «غرور‌آفرین‌ترین دستاورد» خود می‌دانست، «فتوفن»، «تلفن نوری» که ارتباطات فیبر نوری را پیش‌بینی می‌کرد، توسعه دادند. همزمان، دفتر ولتا در نهایت به انجمن ناشنوایان الکساندر گراهام بل، که معمولاً به عنوان زنگ AG شناخته می‌شود، تبدیل شد، که به عنوان مرکزی برای تحقیقات و اقدامات آموزشی مرتبط با ناشنوایی عمل می‌کند.

در اوایل دهه 1880، بل با Gardiner Gardinerbel (B) و مشتق کوچکتر آن، دسی بل (dB)، واحدهایی برای اندازه‌گیری سطح فشار صوت (SPL) هستند که توسط آزمایشگاه‌های بل توسعه یافته و به افتخار او نامگذاری شده‌اند. از سال 1976، IEEE مدال الکساندر گراهام بل را برای قدردانی از کمک های استثنایی در زمینه ارتباطات از راه دور اهدا کرده است.

در سال 1936، اداره ثبت اختراع ایالات متحده، بل را به عنوان مخترع ترین مخترع در فهرست ملی خود تعیین کرد، این قدردانی باعث شد که اداره پست ایالات متحده تمبر یادبودی را در سال 1940 به عنوان بخشی از "سریال آمریکایی های مشهور" منتشر کند. مراسم روز اول انتشار در 28 اکتبر در بوستون ماساچوست برگزار شد، شهری که بل زمان قابل توجهی را به تحقیق و کار مشترک با افراد ناشنوا اختصاص داد. تمبر بل به محبوبیت قابل توجهی دست یافت، به سرعت فروخت و از آن زمان به عنوان با ارزش ترین کالای این مجموعه باقی مانده است.

یکصد و پنجاهمین سالگرد تولد بل در سال 1997 توسط بانک سلطنتی اسکاتلند با انتشار ویژه اسکناس های 1 پوندی جشن گرفته شد. در سمت عقب این یادداشت ها تصاویری از جمله مشخصات بل، امضای او و عناصر مختلفی از زندگی و حرفه او وجود داشت: تصاویری از کاربران تلفن در دوره های مختلف. سیگنال موج صوتی؛ نمودار گیرنده تلفن؛ الگوهای هندسی از سازه های مهندسی؛ نمایش زبان اشاره و الفبای آوایی؛ غازها که به درک او از پرواز کمک کردند. و گوسفند، که او برای بینش در مورد ژنتیک مطالعه کرد. همزمان، در سال 1997، دولت کانادا از بل با یک سکه طلای 100 دلار کانادا، 150 سالگرد تولد او را نیز جشن گرفت. یک سکه دلار نقره ای در سال 2009 به مناسبت صدمین سالگرد پرواز در کانادا منتشر شد، که به طور خاص به رسمیت شناختن اولین پرواز انجام شده توسط Silver Dart، هواپیمایی که تحت هدایت دکتر بل طراحی شده بود، منتشر شد. شباهت و تصاویر بل از اختراعات متعدد او برای چندین دهه بر روی ارز، سکه، و تمبرهای پستی در چندین کشور در سراسر جهان نشان داده شده است.

الکساندر گراهام بل در بین کشورهای مختلف به رسمیت شناخته شد و در یک نظرسنجی سراسری بی بی سی در سال 2002 در رتبه 57 در میان "100 بریتانیایی بزرگ" قرار گرفت و متعاقباً در "ده کانادایی برتر" (2004) و "100 بزرگترین آمریکایی" (2) قرار گرفت. در سال 2006، کتابخانه ملی اسکاتلند بل را به «تالار مشاهیر علم اسکاتلند» معرفی کرد و او را به عنوان یکی از ده دانشمند برجسته اسکاتلندی در تاریخ معرفی کرد. میراث ماندگار او در استفاده گسترده از نام او برای موسسات آموزشی متعدد، نهادهای شرکتی و مکان‌های جغرافیایی در سطح جهان منعکس شده است.

درجات افتخاری

الکساندر گراهام بل علیرغم تکمیل نشدن یک برنامه دانشگاهی در جوانی، حداقل دوازده مدرک افتخاری از موسسات مختلف دانشگاهی دریافت کرد. این تمایزات شامل هشت دکترای افتخاری حقوق (LL.D.)، دو دکترای فلسفه (Ph.D.)، یک دکترای علوم (D.Sc.) و یک دکترای پزشکی (M.D.) بود که در زیر شرح داده شده است:

تصویر در فیلم، تلویزیون، و داستان

کتابشناسی

یادداشت‌ها

یادداشت ها

مراجع


آگاروال، کانیکا. "آیا الکساندر گراهام بل ضد ناشنوا بود؟" American Annals of the Deaf 167.3 (2022): 372-374. (گزیده)

بنیاد میراث الکساندر و میبل بل

منابع چند رسانه ای.

درباره این نوشته

اطلاعاتی درباره Alexander Graham Bell

راهنمایی کوتاه درباره زندگی، پژوهش‌ها، کشف‌ها و جایگاه علمی Alexander Graham Bell.

برچسب‌های موضوع

اطلاعات درباره Alexander Graham Bell Alexander Graham Bell کیست زندگی Alexander Graham Bell پژوهش‌های Alexander Graham Bell کشف‌های Alexander Graham Bell دستاوردهای علمی

جست‌وجوهای رایج درباره این موضوع

  • Alexander Graham Bell کیست؟
  • Alexander Graham Bell چه چیزی کشف کرد؟
  • دستاوردهای علمی Alexander Graham Bell چیست؟
  • چرا Alexander Graham Bell مهم است؟

آرشیو دسته‌بندی

آرشیو دانش نه‌ورۆک آکادمی توریمه

در این بخش از آرشیو توریمه آکادمی نه‌ورۆک، به کاوش در دنیای وسیع دانش می‌پردازیم. از پیچیدگی‌های زیست‌شناسی مانند DNA و CRISPR گرفته تا مفاهیم بنیادی فیزیک و ریاضیات، و از پدیده‌های طبیعی همچون آتشفشان‌ها و آب‌های

خانه بازگشت به دانش